اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان درباره این نکته بود که ما اگر بخواهیم به هدف خلقت خودمان که مقام انسانی است برسیم یا به جایگاهی که قبلاً بودیم اصل ما بود خانواده آسمانی ما بودند برسیم باید دقت کنیم که این یعنی شدن.@
و شدن تا شما گفتید صیرورت و شدن، تا گفتید که دنیا نسبت به آخرت رحم است و ما متولد میشویم از دنیا به برزخ یعنی اندازه، قَدَر و به قول امروزیها سیستم وجود دارد مکانیزم وجود دارد عدد و اندازه وجود دارد شما با قَدَرها و قضاهای مختلفی روبرو هستید باید قَدَر تولد را انتخاب بکنید یا قضای تولد را انتخاب بکنید تولد سالم را تا به آن نائل بشوید.@
برای همین خداوند تبارک و تعالی اسمی که برای خودش انتخاب کرده یک اسم ریاضی است رب العالمین «الحمدللهِ» دقت کنید ما در نماز چقدر با این جمله سروکار داریم اصلاً متوجه نیستیم چه داریم میگوییم «الحمدلله» چی؟ «رب العالمین» یعنی مالک مدبر، «رب کل شیء» پرورنده هر چیزی، یک اتم پرورش دارد سیر ریاضی دارد.@
یک الکترون یک نوترون یک پروتون پایینتر از اینها همه همینطور هست بالاتر از اینها هم همینطور هست یعنی تمامشان قانون دارند تمامشان سیستم دارند و حکیمانه دارند مدیریت میشوند تا گفتی رب، تا گفتی صیرورت، تا گفتی شدن پای قَدر پای سیستم وسط میآید یعنی اینکه شما با یک اعداد، اندازهها، قَدَرها، قضاها روبرو هستید که باید اینها را بشناسید.@
چطور الان یک کسی میرود دکترا میگیرد دکترای مولکول، دکترای اتم، دکترای انگل، یک انگل، دکترای انگلشناسی دارد و این شوخی نیست ما فکر میکنیم انگل یک چیز کوچکی هست یک مخلوق عظیم الهی حالا باید برود اینها را بشناسد اتم، الکترون، نوترون، پروتون و هزاران دانشگاه باید زده بشود.@
قبلاً ما راجع به نانو دانشگاه و رشته نداشتیم ولی الان نانو داریم از این به بعد ریزتر از این هم میشود بعدها نانو زمانی که شما بروید زمان امام زمان نانو یک چیز خیلی زمخت است حالا تا امام زمان بیاید ما را در ریزها ببرد آنجاها صدها و هزاران دانشکده برای هر کدام از اینها گذاشته میشود آزمایشگاهها به پا میشود کارها درست میشود خیلی کار هست.@
شما پس دقت کنید همین که گفتی من رب دارم الله میگوید من رب کل شیء هستم یعنی همه چیز را با ریاضی دارم اداره میکنم تا همین که گفتی رب، تمام است کلمه رب، کدام مربی شما سراغ دارید یک مربی کسی سراغ دارد الان به من بگوید، یک مربی در هر رشتهای، بگوید این مربی است اما کارش عدد و اندازه و مقدار و سبک ندارد.@
برای شاگردش تعیین تکلیف نمیکند واجب، مستحب، مباح، مکروه، حرام برای شاگردش ندارد یک جایی شما به من بگویید کشتی، ورزشهای رزمی، کارهای موسیقی، کار هنر، انواع و اقسام هنرها، یک مربی به من بگویید، گلدوزی، گلسازی همهاش قانون دارد کجا شما سراغ دارید که بیقانون باشد کیلویی باشد دلبخواه باشد.@
شما به محض اینکه میگویید من میخواهم در یک کلاس ثبتنام کنم زبان در یک رشتهای فرق نمیکند عربی صرف و نحوش جدا، انگلیسی گرامرش جدا، مکالمهاش جدا، هر چیزی هر رشتهای که شما بگویید.@
الان میخواهم بروم کلاس نقاشی ثبتنام کنم همین که گفتیم کلاس، تا گفتیم مربی یعنی مربی یک آدمی است که یک عالم قوانین و فرمول و قضا و قَدر برای کارش دارد بنابراین اسم رب که آمده یعنی فرمول، قاعده، شدن.@
بعد ما اینها را در مسائل جمادی و گیاهی میفهمیم وقتی میرسد نوبت به فوق عقلانی دینداریها همینطوری کیلویی میخواهد باشد میخواهیم یک خدایی باشد خیلی با ما کاری نداشته باشد با غذا خوردنمان، با لباس پوشیدنمان، با آرایشمان، با روابط زن و مرد، با تعلیم و تربیت، با هنر با تعلیم و تعلم، با لذتها، با خوردنیها، با پوشیدنیها، با هیچی.@
یک اللهی که همینطوری ما را ول کرده بعد هم ما میخواهیم شبیه خودش بشویم این خیلی حرف مسخره و فکر مسخرهای هم هست دین چکاری با اینطور چیزها دارد دین چکاری با غسل و تیمم و وضو و نماز و روزه دارد دین چه ربطی به این چیزها دارد، یعنی چی! دین یعنی میخواهد تو را به بزرگی مَثل اعلی تربیت کند برای چنین مقامی میخواهد تربیت کند این یعنی قانون یعنی آیین.@
شما نمازتان را نگاه کنید چهار هزار حکم دارد همین یک نماز، آنوقت میروید در یک موتور هواپیما، میروید مثلاً فرض بفرمایید که یک کامپیوتر، میروید در تلفن همراه، میروید در چیزهای دیگر میبینید که دهها هزار حکم فرمول برایش دارد.@
بعد وقتی میرسیم به مسائل انسانی و مسائل شدن چه خبر است این حرفها چیه، دین مزاحم من است، این که میگوید دین مزاحم من است راست هم میگوید، برای اینکه این آدم واقعاً به قَدَر خودش واقف نیست اصلاً خودش را نمیشناسد.@
این میخواهد یک خدایی باشد مثل خدای مسیحیان و یهودیان، یکشنبههایی، شنبههایی آن هم دلبخواهی یک خدایی که هیچ کاری نداشته باشد اگر یک موقعی تو دلت خواست احساس گناه کردی بروی یک پولی بدهی به این کشیش او هم بگوید آمرزیده شدی بعد هم بلند شو برو دنبال کارت، یک خدایی که، سکولاریزم یعنی همین.@
این چیزی که الان در کشور ما متأسفانه توسط خیلیها از جمله بعضی از روحانیون و علمای نادان و احمق واقعاً به تمام معنا دارد رواج داده میشود در کشور ما سکولاریزم یعنی اصلاً اسلام نباید کاری با این چیزها داشته باشد اسلام با عروسی، با عقد، جشن تولد، لقمه، کار اقتصادی، کار سیاسی، با کار هنری با ازدواج من چکار دارد پس محصولش چه میخواهد در بیاید؟ این چطور اسلامی است؟@
خدا ریاضی است همه کارهایش ریاضی است آنوقت نوبت به پیچیدهترین مخلوقش که میرسد همینطوری ولش کند هر طوری دلت خواست زندگی کن فقط این خدا را بشناس دلت پاک باشد از این حرفهای بیخود، حرفهای بیمنطق، آدم پاکی باشد اخلاقت خوب باشد همه چیز تمام است.@
اما وقتی به اسلام و خودمان و حرکتهای بزرگ و پیچیده انسانی میرسیم یکدفعه ول کن بابا دلت پاک باشد این چیزی که الان در کشور ما دارد تبلیغ میشود به شدت هم دارد جلو میرود حتی حوزههای ما را هم، بنده 30 سال است در حوزه هستم آلوده کرده روحانیون ما را آلوده کرده به حماقت کشانده همین است.@
آخوند سکولار، آخوندی که میآید برای اینکه مشتری جذب کند قوانین و فرمولهای خدا را به هم میریزد و خیانت میکند به ریاضیات ساختار انسان و بعد اباهیگری و بیتقوایی و بیفکری و هر کس هر کاری کرد را همه اینها را رواج میدهد.@
هدف خلقت مشخص است این آدم در ذات خودش میخواهد شبیه الله بشود تا آن هم نشود راضی نمیشود این آدم میخواهد به بهشت و بالاتر از بهشت برسد بهشت جای کوچکش هست بهشت زیر پایش هست بهشت که برای انسان نیست انسان بالای بهشت قرار دارد در نقشه هم دیدید انسان بالای بهشت است این به بهشت که راضی نمیشود.@
این الان بهشت برود بعد ببیند پیغمبر به او سر نمیزند فاطمه زهرا محلش نمیگذارد بهشت برود و در بهشت خوش باشد بعد ببیند که انبیاء هیچ کدام با او کاری ندارند صدیقین، شهدا محلش نمیگذارند شما الان به بهشت برو بعد بفهمید که حضرت معصومه مهمانی داده تو را دعوت نکرده ابوالفضل مهمانی داشته تو را دعوت نکرده، آنجا به شما خوش میگذرد یا نه؟ اصلاً خوش نمیگذرد.@
چون تو حدت بهشت نیست فکر نکن اگر بهشت رفتی خیلی خوش میگذرد اگر بفهمی که از نظر انسانی چه چیزی را داری از دست میدهی آدمها در همین بهشت دنیا هم همینطور است.@
در اینجا که دارند خیلی خوش میگذرانند اگر بفهمند که چه بساطی در این باطن عالم برپاست چه مهمانیهایی برپا هست ما را هم دعوت نمیکنند ما هم خوشحال هستیم که دعوتمان نمیکنند مثل این بچههایی که الان بیرون دارند بچه کوچکهایی اگر الان بیایند سر کلاس ما بنشینند حوصلهشان سر میرود میگویند عجب پدر و مادر بیکاری داریم بدویم بیرون برویم بازی کنیم.@
در همین دنیا خیلی خبرها هست و ما محروم هستیم دعوتمان هم نمیکنند راهمان هم نمیدهند چون نخواستیم اصلاً آن غذا را ما انتخاب نکردیم که راهمان بدهند نخواستیم به آن سمت برویم.@
شما الان پیش امام رضا (علیه السّلام) میروید در همین وداع که قانون زیارت را گفتم حالا بعضی از عزیزان میگویند شما به ما گفتید الان هم به ما بگویید ما دورههای قبلی نبودیم خب میخواستید باشید چکارتان کنیم، میآمدید دیگر، خب حالا انشاءالله میگویم بعد از این ساعت اعلام میکنم زیارتها و سلامها را.@
قانون است شما وقتی میروید زیارت امام رضا (علیه السّلام) ببینید جملاتی که دارید حرف میزنید با امام یک جملاتی هست که اگر خودت را نشناسی میگویی اینها چیه، یعنی چه من با امام اینطوری حرف بزنم حالا ما آن را شرحش کردیم در همین وداعش شما نگاه کن.@
میخواهی با حضرت وداع کنی میگویی دارم میروم دلم هم خیلی برات تنگ است از روی بیمیلی و از روی سیری نمیروم دوست دارم زود برگردم «رَزَقَنِيَ الله الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ» همه نمیتوانند اینطور حرف بزنند خدا روزیام کند زود برگردم آقا، اصلاً بازگشت به معصوم بازگشت به پدر، بازگشت به اصل یک داستان است.@
الان خانوادههای شما که شما اینجا آمدید چشمانتظارند که شما بعد از اردو چیه؟ برگردید، یک قاعده است یک کسی بگوید من دارم اردو بروم بعدش هم معلوم نیست کجا میروم، نمیدانم چه موقع خانه میآیم، این معقول است یا نه؟ نه برای همسران، نه برای پدران، نه برای مادران، نه برای دوستان، نه برای محل کار، نه برای خواهر و برادران، کجا معقول است که شما بگویید من رفتم معلوم نیست چه موقع بیایم.@
بازگشت یک اصل است بازگشت به ریشه و اصل است خانه است محل کار است هر جایی که من به آن تعلقی دارم باید برگردم ما الان زیارت میکنیم آقا خیلی ممنون ما زیارت آمدیم تازه از آقا طلب هم داریم بعد میرویم دیگر هم سروکلهمان پیدا نمیشود امام رضا یک هفته دو هفته یک ماه دو ماه سه ماه منتظر میماند، می بیند نه،@
نمیدانم این آقا کیست قدر خودم را، طبیعی نمیدانم این حالتم را، میگویم شش ماه است نرفتم نمیدانم چرا امام رضا روزی نکرده من بیایم الان پنج ماه است امام رضا نرفتم ما این را نمیفهمیم.@
امام صادق میفرماید هر فقیری واجب است سالی یکبار به زیارت امام حسین برود و هر ثروتمندی حداقل دو بار، یعنی چه ما به جای زیارت امام حسین حالا کار خیر میکنیم خیریه میدهیم آسایشگاه میدهیم معلولین میدهیم سالمندان میدهیم پولش را اینطرف و آنطرف بدهیم دیدید مد هم شده پولش را اینطرف و آنطرف بدهیم برای یک جهیزیه دختر و پسر.@
پس تو برای هزینه نامزدت و عروسیات و خانمت و بچههایت را پولهایش را بده به خیریهها، به زن و بچهات بگو من میخواستم بیایم بعد از سه ماه، به زنات بگو بعد از سه ماه میخواستم بیایم تو را ببینم دیدم ثوابش بیشتر است پول بلیتم را به یک خیریه دادم یا زنات به تو اینطوری بگوید یا بچهات بیاید این را بگوید ما کاملاً احمقانه عمل میکنیم بشر در اینطور جاها.@
برای همین هم امام مجتبی (علیه السّلام) فرمود اصلاً هیچ کسی را نمیبینی که درباره ارتباطش با خدا احمق نباشد یعنی چون به قَدر عمل نمیکند، یعنی چی؟@
بعد به حضرت میگویید چی؟ میگویید که «اجْعَلُونِي مِنْ هَمِّكُمْ» آقا حواست به من باشد به من توجه ویژه کن نگران من باش دغدغه من را داشته باش همهتان نه یکی، همهتان نگران من باشید من را جزء، به من خیلی فکر کنید، چه کسی میتواند اینطور با معصوم حرف بزند؟@
«مِنْ هَمِّكُمْ» همّ یعنی، الان بچه شما همّ شما هست یا نه، شغل شما همّتان هست همّ یعنی آن که همت تو به آن میخورد نگرانش هستی زمین، خانه، اتومبیلت که اگر آن را ببرند به هم میریزی شغل و همسر و ناموس و بچه و شوهرت.@
به امام رضا میگویی آقا نگرانم باش، همه شما نگران من باشید همه شما به من فکر کنید، چه کسی میتواند اینطوری حرف بزند؟ اگر کسی این قدرها را نداشته باشد اصلاً نمیتواند، میرود میخواند همین عربی جملهاش را میخواند نمیفهمد.@
مثل همین که ما زیارت عاشورا میخوانیم «أسئل الله اَنْ یَجْعَلَنِی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ فَاَسْئَلُ اللهَ... اَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِکَ مَعَ اِمَامٍ مَنْصُورٍ» دیدید که اینها را میخوانیم «وَ اَسْئَلُهُ... اَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِکُمْ مَعَ اِمَامٍ هُدیً، اَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِکَ، اَنْ یُثَبِّتَ لِی عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ، اللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرينَ لكَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لله عَلى عَظيمِ رَزِيَّتى...».@
قرآن خواندنمان را دیدید نماز خواندنمان را دیدید چطوری است اصلاً قَدر ندارد یک چیز ول است یک ارتباطی که اصلاً نمیفهمیم چه شد، دقیقاً نماز خواندن و حرم رفتنهای ما مثل همان آقاست که رفته بود ماه عسل خوشحال و شنگول آمده بود، گفتند خوش گذشت؟ خوش گذشت، خانمت چرا گریه میکند؟ این را یادم رفته بود ببرم خانمم را یادم رفته بود ببرم.@
نماز خواندنهای ما همه اینطوری است یعنی نه لیلی میآید نه ارتباطی برقرار میشود حرم رفتنمان همینطور، زیارتمان همینطور، امام رضایمان همینطور، چون اصلاً ما قَدر نمیشناسیم ما اصلاً نمیدانیم داریم حرم میرویم یعنی چه، من دارم پیش چه کسی میخواهم بروم این بنده خدا کیست که من میخواهم پیش او بروم داستان همینطوری است.@
«اجْعَلُونِي مِنْ هَمِّكُمْ» مگر شوخی است تو به امام رضا میگویی «اجْعَلُونِي مِنْ هَمِّكُمْ» همهتان به من فکر کنید همهتان نگران من باشید همهتان دغدغه من را داشته باشید.@
«وَ صَيِّرُونِي» ببینید صاد است شوخی نیست همین بحث صیرورت را داریم به حضرت میگوییم، «و صَيِّرُونِي فِي حِزْبِكُمْ» من را آنقدر متحول بکنید من به مقام همحزبی شما برسم الله اکبر، او ما را در قَدَر خودمان درست میبینید حضرت، بعد میگوید میخواهید حرف بزنید اینطوری با من حرف بزنید.@
او چون من را درست نگاه میکند و میداند من کیستم میگوید وقتی با من حرف میزنید به کمتر از مقام محمود راضی نشوی( مقام من)، بیا این را بخواه از خدا بخواه که توفیق انتقام من را تو بگیری تو منتقم من باش تو با من همراه من دنیا و آخرت باش.@
ولی ما نمیفهمیم این قَدر را چون نمیفهمیم زیارت عاشورا خواندنهای ما 40 سال کشک است نماز خواندنمان هم همینطور است ماه رمضان دارد میآید الان ماه رجب یک ماه عسل است ما اصلاً استفاده نمیکنیم.@
شعبان دارد میآید هیچ استفادهای نمیکنیم هیچ جشن و شادی و سرور و بهجتی نیست ماه رمضان ماه عسل دارد میآید ولی ماه عسل بدون طرف، بدون معشوق است اصلاً برقرار نمیشود چون اصلاً ما به قَدر ماه مبارک روزه نمیگیریم پس هر چیزی را باید آن اندازه دستت باشد.@
روزه بدنی همین پاداشش روزه بدنی بوده حالا روزه گرفته یعنی از خودش یک سلب مسئولیتی کرده این را ما باید بفهمیم که وقتی من میگویم صیرورت، شدن، میخواهم بروم تا الله این راست است یا دروغ است اصلاً این، خیلی حرف است خدا دارد با تو حرف میزند که تو باید بیایی تا من، تو از منی «إِنَّا لله وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ».@
اگر یک کسی قَدر «إِنَّا لله وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» را به آن معرفت پیدا کند محال است دیگر در دنیا غصه بخورد محال است قرآن نگاه کنید چقدر ریاضی با ما حرف میزند « الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لله وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» دعوا و درگیری با خدا ندارم من برای خدا هستم.@
شما یک مالکیت پیزوری نسبی دنیایی دارید هیچ کس نمیتواند در موردش با شما صحبت کند این ماشین برای من است برای چه به آن دست زدی برای چه روی آن خط انداختی برای من است حق نداشتی دست بزنی این عینک برای من است برای خودم بوده دوست داشتم به کسی ببخشم.@
مالکیتهای اعتباری را نگاه کنید یک زن و شوهر اصلاً غریبه غریبه هیچ دخالتی در کار همدیگر نمیکنند به محض اینکه گفتند «سلام، قبلتُ، زوجتُ، قبلتُ» یک عالم مالکیت میآید، کجا میخواهی بروی؟ به تو چه کجا میخواهم بروم، میشود؟ نه، چه موقع میروی چه موقع میآیی چکار میکنی؟@
به یک زن بگوییم تو برای چه اطاعت این مرد را میکنی برای چه میخواهی ساعت فلان خانه برگردی؟ شوهرم هست بچهام هست خانه و زندگیام هست ما تعلق داریم نسبت به آن قانون داریم باید هم اینطوری باشد مرد هم همینطور.@
«إِنَّا لله» یعنی من برای خود خدا هستم وقتی خدا روی من مالکیت دارد هیچی برای خودم نیست وقتی «الْحَمْدُ لله رَبِّ الْعالَمِينَ» اصلاً برای چه با خدا کَلکَل کنیم سر چی؟ چرا این مُرد، چرا این را از من گرفتی، چرا اینطوری شد، چرا به یک کسی بیشتر دادی، اصلاً چه شد؟@
درست ما بفهمیم قَدرها درست برای ما جا بیافتد اینکه من هنوز بحث حمد را شروع نکردم چون اگر ما این را نفهمیم حمد را هم که من درس بدهم باز هم فایدهای ندارد میگویید یک کلاس خوبی بود یک چیزهایی یاد گرفتیم.@
نه این قَدر خودت است دقت کن حمد قَدر شماست قَدر عالم است این قَدر یک حقیقتی در این عالم وجود دارد به نام «لا إله إلا الله» این یک قَدر حقیقی است اگر غیر از این عمل کنی اصلاً در اندازه نیستی اثر ندارد اصلاً مسیر را اشتباه میروی وقتی تو این «لا إله إلا الله» را به عنوان قَدر عالم نپذیری باورش نکنی و معرفت به آن پیدا نکنی و براساس «لا إله إلا الله» زندگی نکنی همهاش در خارج از قَدر و اندازه است نتیجه هم نمیدهد.@
مثل اینکه شما فرض بفرمایید باید در ساختمان در ساخت اتومبیل در ساخت دستگاه پیچیده یک استانداردهایی را رعایت کنید قَدرها را رعایت نکنید یعنی اندازهها رعایت نشود، قضا چه میشود؟ قضا این میشود دو درجه، مثل آن بیمارستانی که در کرمانشاه ساختند چند درجه ریشتر زلزله میآید سر همه میریزد و یک عالم آدم میمیرند این قضایش میشود.@
چون قَدر این به اندازه آن زلزله طراحی نشده یک قَدر پیزوری برای بیمارستان گذاشتند قضایش هم این هست که یک زلزله بیاید میریزد این قَدرش این هست که با دنیا انس گرفته قضایش این هست که هر اتفاقی که در یکی از این چهارتا مرحله بیافتد یعنی جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی گریه میکند.@
پیغمبر میگوید یک کسی که برای دنیا گریه کرد «مَن بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار» آدم غصهخور دنیایی جهنمی است، تمام، اگر برای قَدرت گریه برای دنیا را انتخاب کردی قضایت چیست؟ «دَخَلَ النّار» جهنم میروی.@
باطن غصه خوردن برای دنیا برای هر چیزش هیچ فرقی نمیکند باطن غصه خوردن برای دنیا ورود به جهنم است قضایش این است، امام کاظم چه میگوید؟ «مَنِ اغتَمَّ کانَ لِلغَمِّ أهلا» آدم غصهخور لیاقتش هم غصه خوردن است خلایق هر چه لایق.@
این (خلایق هر چه لایق) گفتاری که ما داریم میگوییم این گفتار چیست؟ ریاضی است (خلایق هر چه لایق)، گفتار ریاضی است یعنی لیاقتش را داری که اینطوری هست یعنی ساختار و قَدر تو این است حالا نتیجهاش هم قضایش این هست تو این قَدر را داری این هم قضایش است.@
دقت کنید میخواهید با امام حرف بزنید «صَيِّرُونِي فِي حِزْبِكُمْ» یعنی من آنقدر باید صیرورت، (با صاد است صیرونی) آنقدر باید این تحول پیدا بشود که به مقام امام برسم همحزب خدا و همحزب اهل بیت و همحزب خدا قرار بگیرم، این حرف شوخی است؟@
الان یک کسی ارتش برود، الان تازه اولین بار میخواهد برود شما الان یک کسی میرود خلبان میشود دیپلم میگیرد خلبان میشود چه به او میدهند؟ بعد از 4 سال دورههای سخت به او ستوان دومی میدهند یعنی درجهاش ستوان دو هست از اینجا شروع کن بالا برو.@
یک کسی ارتش برود روز اول بگوید من میخواهم تیمسار بشوم مسخره است تیمسار بشوی یعنی باید برسی چهار سال چهار سال میدهند گروهبان سه، گروهبان دو، گروهبان یک، حالا استوار، دوباره سه، دو، یک، بعد حالا همینطوری بالا برو نمیشود روز اول بروی.@
گمرک خیابان گمرک تهران الان خیابان کارگر شده درجهها را میفروشند یک کسی برود لباس نظامی بخرد یک تیمساری اینجا بچسباند اعتبار دارد؟ یک کسی الان برود بگوید من دکتر، مهندس، پزشک، متخصص مغز و اعصاب هستم، واقعیت دارد؟ شدن است صیرورت است باید مسیر طی بشود تا این اتفاق بیافتد.@
تو میگویی «صَيِّرُونِي فِي حِزْبِكُمْ» حرف ریاضی داری میزنی میگویی آقا یک کاری با من بکن من یک تحولاتی یک شدنهایی پیدا کنم خوبی نفس این هست که نفس چون از عالم امر است از عالم خلق نیست در عالم خلق شما وقتی میخواهید یک دانه مثلاً یک خربزه یک هندوانه بشود این شدنش را معجزات الهی اینطوری است.@
خدا یکدفعه مثلاً از دل زمین یک درخت در میآورد ناگهان یک درخت در میآورد از دل کوه یک شتر در میآورد این معجزهاش کجاست؟ معجزهاش اینجاست که طبق قانون از دل سنگ شتر در نمیآید اگر بخواهد بشود میشود ولی سالها طول میکشد تا این تحولات اتفاق بیافتد.@
این سنگ این ماده بیاید سیری را طی کند آن هم در رحم، سیر رحمی دارد ازدواجی صورت بگیرد رحمی صورت بگیرد بیاید انجام بشود رشدی صورت بگیرد یک شتر بشود ولی این همین الان امری با این برخورد میکند.@
نابیناست پیش امام رضا میرود امام رضا عنایت میکند همین الان چشمش خوب میشود آن سیری که یا نمیشود و یا اگر بشود سالها طول میکشد چطوری اتفاق افتاد؟ «كُنْ فَيَكُونُ» عالم امر است «إِنَّما أَمْرُهُ» امر خدا اینطوری است امر الهی غیر از خلقش هست «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ».@
تو میروی پیش امام رضا میگویی آقا یک کاری با من بکن ما فرمولهایی داریم که اگر شخص بشناسد قَدرهایش را آن مسیری که شخص مثلاً یک کسی 50 سال طول میکشد برای این چقدر طول میکشد؟ یک ساعت.@
اصحاب عاشورا، حُر چطوری اتفاق افتاد؟ آن کسی که تا غروب با امام حسین جنگیده ولی وقتی که یکدفعه امام حسین میگوید «هل من ناصر ینصرنی» این یکدفعه به هم میریزد یک چیزی دارد یک قَدرهایی در آن هست که آن جمله «هل من ناصر ینصرنی» به این قَدر میخورد چه صورت میگیرد؟ یک قضای تحول صورت میگیرد میگوید آمدم آقا آمدم.@
مثل اینکه تا الان جدی نبوده به دنیا چسبیده بودم دیگر شوخی نیست امام حسین گفت «هل من ناصر ینصرنی» تمام، و آن اتفاق میافتد شوخیبردار نیست داشتیم میجنگیدیم ولی یکدفعه امام حسین، چه داشته این آدم.@
سی نفر از لشکر عمرسعد با «هل من ناصر ینصرنی» امام حسین به هم میریزند تقدیرات عوض میشود این از زیر منهای جهنم، منهای پایینترین درجه جهنم در چند دقیقه میرود تا بالاترین درجه بهشت، الله اکبر.@
ما علت اینکه سرعتمان کُند است دیر میشود این اتفاقات میافتد برای اینکه تنبل و بیحوصله هستیم قضایا را جدی نمیگیریم اگر یکدفعه جدی بشویم که این حرفها راست است آدم همین بیافتد به تصمیم تمام است ما پوست کلفت هستیم دائم میآییم اینها را میشنویم خمیازه هم میکشیم آروقش را هم میزنیم میرویم.@
شما پیش امام رضا میروی میگویی «صَيِّرُونِي فِي حِزْبِكُمْ» خیلی حرف است اینها را وقت نمیکنم معنا کنم «اذْكُرُونِي عِنْدَ رَبِّكُمْ» آقا الله اکبر، چقدر این جمله قشنگ است شما معصومین شما انسانهای کامل پیش خدا هستید درباره من هم حرف بزنید راجع به من حرف بزنید من را یاد کنید عجب صفایی دارد.@
شما یکدفعه فکر کن امیرالمؤمنین و حضرت زهرا در بهشتشان نشستند بعد راجع به تکتک شما حرف بزنند راجع به مریم، رضا، جعفر، حسن، حسین، حرف بزنند ما را یاد کنند انبیاء یاد کنند صدیقین یاد کنند شهدا یاد کنند خدا آدم را یاد کند خیلی حرف است، خدا یاد من بود؟! بله یاد من بود.@
بله یاد تو بود داشت به تو فکر میکرد من صبح که گفتم شما دعوت شدید یعنی یادتان بوده دعوتتان کرده این را خوب حواست را جمع کن یادم بود دعوتم کرد ما این را اصلاً متوجه نیستیم حواسمان نیست خدا دارد به من و شما فکر میکند غیب و ملکوت به من و شما فکر میکند یک موقعی یک ملکوت درگیر توست یک موقع میبینی چند هزار فرشته درگیر تو میشود و ما غافل هستیم.@
غافل هستیم که یک غیب درگیر ما میشود یک ملکوت درگیر ما میشود غافل هستیم جبرئیل و میکائیل درگیر ماست، دیشب خواب امام حسین را دیدم فکر میکنی شوخی است خواب امام حسین را دیدم، امام حسین را دیدی یعنی امام حسین تصمیم گرفته پیش تو بیاید و به تو سر بزند خدا تصمیم گرفته به تو حرف بزند پیش تو بیاید خدا شوخی است؟@
و ما با این تقدیرات بینهایت روبرو هستیم اصلاً خودمان را در معرضش قرار نمیدهیم ذکر یا نفاح که گفتم 139 تا یعنی خدایا این صحنهها را پیش بیاور خدایا اینطوری یاد من باش خاص و ویژه به من فکر کن خدایا، به ائمه میگوییم ویژه به من برس ویژه به من توجه کن، باشد.@
«اذْكُرُونِي عِنْدَ رَبِّكُمْ» با خدا هستید حواستان به من باشد یک جواب، همه اینها هم یک جواب دارد جوابش را میخواهم بگویم چون قضا و قَدری هست فرمولهایش را یاد بگیرید الان میخواهیم وارد بحث ذکر بشویم فرمولهایش را یاد بگیرید.@
یک جواب دارد باور نمیکنید که جوابش چیست چقدر ساده است، باور نمیکنید چقدر ساده است، شما رفتی پیش امام رضا، امام رضا شوخی نیست امام رضا یعنی خلیفته الله یعنی غیر از جنبه مخلوقیت همه خدا روی زمین، چون راجع به قضا و قَدر صحبت کردیم.@
«اِنا كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ» یعنی محاسبات تمام ذرات عالم تا خدا دست این آدم است، امام چقدر قضا و قَدر در وجودشان جمع کرده؟ بینهایت، یک آدمی که پیش خدا نشسته دارد تمام ماسوی الله را دارد اداره میکند محاسبات ریاضی، محاسبات ریاضی کل ماسوی الله دست این است.@
«تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» با چه کسی روبرو هستیم، کنار خدا نشسته خدا میگوید به جای من تو خلیفه هستی برو تا ماده اداره کن محاسبات، برای همین «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها» «تنزل» به چه کسی نازل میشوند؟ همه تقدیرات پیش چه کسی میآید؟ شب قَدر است شب اندازه، شوخی نیست شب اندازه است.@
یک آدم اینطوری حالا رفتی پیش امام رضا میگویی آقا حواست به من باشد، به من فکر کن، دغدغه من را داشته باش پیش خدا من را یادتان نرود من میخواهم مثل شما بشوم همحزبی و هم درجه شما بشوم شما یکدفعه اگر به آدم بزرگی گفتید من میخواهم همدرجه شما باشم چه میگوید؟ راهش این است اینطوری است.@
شما اگر رفتی به استاد بزرگی در هر رشته آقا من میخواهم مثل شما بشوم، میگوید نه؟ باشه عزیزم بیا این برنامه را بگیر از اینجا شروع کن اینطوری، جلو بیا، نه من میخواهم زود بشوم، باید مسیرش طی بشود.@
امام رضا جوابش چیست؟ امام رضا، ائمه جوابش یک چیز است خیلی ساده است باورتان نمیشود چقدر ساده است میگوید میخواهی من به تو زیاد فکر کنم ما به تو زیاد فکر کنیم ما اهل بیت وقتی داریم در جمع خودمان حرف میزنیم با انبیاء، صدیقین، شهدا، فرشتهها راجع به تو حرف بزنیم؟ بله، میگوید تو هم به ما زیاد فکر کن، همین.@
تو به ما زیاد فکر کن همهاش حل میشود به خدا میگوید خدایا ویژه به من فکر کن خدا میگوید تو هم ویژه به من فکر کن تمام است، اگر تو هم ویژه به من فکر کنی تمام است.@
به دختر میگوییم تو که از این آدم بدت میآمد میگفتی که من اصلاً از این آدم بدم میآید خدا رحمت کند شهید چمران میگفت من وقتی ازدواج کردم با مصطفی، بعد از چند ماه شاید یک سال یا چند ماه دخترها در لبنان من را مسخره میکردند میگفتند که تو که گفته بودی من با مرد طاس زندگی نمیکنم کسی که مو ندارد اصلاً نمیخواهم باید شوهرم مو داشته باشد.@
گفت به آنها گفتم مگر مصطفی مو ندارد؟ گفتند میخندی و ما را مسخره میکنی خب مو ندارد، گفت من تا بعد از ماهها مدتها بعد از ازدواج حواسم نبود که مصطفی مو ندارد و من جزء شرط ازدواجم بوده که شوهرم چه داشته باشد؟ مو داشته باشد.@
گفت تو این آدمی که اصلاً هیچی از او به تو نمیخورد چطوری عاشق این شدی و با او ازدواج کردی؟ میگوید خب دوستش داشتم.@
این آدم زیاد به من فکر میکرد با من زیاد ارتباط داشت به من اهمیت میداد توجه داشت من دیدم پیش این جایگاه خاصی دارم من هم به او توجه ویژه کردم و عاشقش شدم، این اصلاً الان هیچی از او به تو نمیخورد، گفت نخورد.@
الان ما چه چیزی از ما به ائمه میخورد؟ تو رفتی به امام رضا ایستادی الان چه چیزی از تو به امام میخورد؟ ما چه چیزیمان به خدا میخورد؟ بعد رفتی ایستادی به خدا یعنی فقیر، این دعای امام سجاد چکار میکند «إلهی من أنا» خدایا من اصلاً چه کسی هستم؟ «من أنا أنا أذَلُّ الأذَلین» خدایا من از هر پستی پستتر هستم.@
من مال «التُراب وَ رَبِّ الأرباب» چه ربطی بین یک مشت خاک دارد با الله، بین فقیر محض که هیچی از خودش نیست با الله که همه چیزش برای خودش است بین من و این چه نسبتی وجود دارد چه نسبتی بین ما هست؟@
اگر حواست باشد سر نماز جلوی چه کسی ایستادی برای همین باید اذان بگویی اقامه بگویی نماز بخوانی و الا نماز نماز نیست بیخود است باید بایستی و بگویی «الله اکبر» باید تکلیفات را معلوم کنی «أشهد» من شهادت میدهم که تو همه کس من هستی «أشهد أن لا إله إلا الله» باید اینها را بگویی باید نبیات را مشخص کنی قَدَرت را مشخص کنی امامت را مشخص کن.@
«حی» طبیعیترین کار ما در این عالم هست یعنی شتاب، شتاب طبیعیترین کار در هر پنج مرحله است «حی» وقتی به این بخش میرسیم ما «حی» را معنا نمیکنیم حالا میفهمیم چرا کسی که نمازش را سبک میشمارد روز قیامت هم شفاعتش نمیکنند چون اصلاً این آدم انسان نیست کسی که نمازش را اول وقت نمیخواند یا بیتوجه است.@
«حی» یعنی طبیعیترین کار برای انسان، این همه شتاب در مسائل مادی را نگاه کنید، بدود ماشیندار بشود، بدود خانهدار بشود، دارد شتاب میکند بدود این را بخرد لباس بخرد، بدود، کاشکی زودتر پول، آنقدر عجله دارد برای دنیا میگوید وام بگیرم، برویم وام بگیریم من زودتر این مبل را بخرم این تلفن را بخرم عجله دارد این لباس بپوشد «حی».@
موقع ناهار شما الان غذایتان تمام شد در غذاخوری «حی» همه میدوند در غذاخوری «حی» بشتابید، طبیعی است میگوید بخش گیاهیام الان گرسنهاش هست «حی» میدوند میروند در غذاخوری میایستند زودتر نوبت بگیرند میخواهد ازدواج کند «حی» همیشه شتاب دارد زودتر ازدواج کنم شغل ندارد هنوز سربازی نرفته درآمد ندارد خواستگاری میرود.@
برای کنکور دو سال «حی» بشتاب، بشتاب برای کنکور، الان کنکور استرسش آمده در سال اول ابتدایی بچههای ما، این همه بچهها میمیرند سکته میکنند سرطان میگیرند برای همین اینکه ما این کار را کردیم استرس کنکور را آوردیم سالهای ابتدایی، بچهها دچار انواع و اقسام سکتههای قلبی و مغزی و مرگومیر میشوند.@
نه این باید کنکور، از الان زبان بخوان، چند سال دیگر کنکور دارد از الان زبان بخوان از الان درس بخوان از الان کلاس تست برو از الان مدرسه غیرانتفاعی برو تیزهوشان برو چند سال دیگر میخواهد «حی» در هر کاری عجله غیر از آدم شدن «حی علی الصلاه» خیلی قشنگ است.@
طرف زنش زنگ میزند شوهرش زنگ میزند دلم برایت تنگ شده زودتر خانه بیا، بچه زنگ میزند بابا دلم برایت تنگ شده زود خانه بیا این مرد اصلاً پشت تلفن میگوید قرباناش بروم چشم بچهام منتظر من است عجله دارم زودتر پیش بچهام بروم همسرم به من گفته عزیزم دلم برایت تنگ شده زود خانه بیا.@
«حی» اگر ما میفهمیدیم «حی» یعنی چه بدو نماز، بیا آغوش من، بدو بیا، چه کسی میگوید؟ اصلاً انگار جاها عوض شده لیلی دارد میگوید خدا دارد میگوید بدو، بعد از این قشنگتر یک عمر باید مست این شراب بشود در برزخ برویم میفهمیم که چه خاکی به سر ما شده بگذار به برزخ برویم میفهمیم چه گندی زدیم.@
«حی علی الفلاح» بدو بیا خوشبختی است «حی علی الفلاح» بدو خوشبخت شوی، حالا خوشبختی کلمه غلطی است اصلاً کلمهاش شرکآمیز است کلمه خوشبختی چون ما اصلاً بخت نداریم چیزی به اسم بخت ما نداریم که یک کسی خوشبخت بشود یا بدبخت بشود شرکآمیز است، رستگاری، بدو رستگار شوی فارسیاش کردیم دیگر حالا میگوییم خوشبختی، ولی نیست غلط است کلمه برایش نداریم.@
فلاح یعنی همه سعادت، علی (علیه السّلام) یعنی آن فائز شدن رستگار شدن «حی علی الفلاح» طرف 4 بعدازظهر 5 بعدازظهر 11 شب تازه میخواهد نماز مغربش را بخواند این آدم قطعاً انسان نیست اصلاً نفهمیده زندگی چیست قطعاً این اگر بمیرد باطن انسانی ندارد.@
دوازده بار «حی» چه عشقی پشت این خوابیده دوازده بار، شما یک کسی را دارید در دنیا به یک کسی دوازده بار اینطوری حرف بزند؟ یک عشقی دارید که در آن آنقدر جذابیت داشته باشد، بدو، ولی ما چون قَدَرمان این نیست اذان گفتند، اَه اذان گفتند، من حالا مجبورم فیلم و سریال و صحبتها و دنیا و محاسبات و درس و مغازه را ول کنم اَه.@
خدا میگوید ببین تو حواست به من باشد من هم حواسم به تو هست محال است تو من را فراموش کنی من تو را فراموش کنم. در قوانین جذب اسلامی که حالا انشاءالله دورهاش را شروع خواهیم کرد چند صد دوره دارد حالا این غربیها خیلی سروصدا راه انداختند قانون جذب، قانون جذب، دوتا قانون غلط هم در آوردند بعضیها درست بعضیها غلط با آن دنیا را چطوری سرکار گذاشتند قانون جذب.@
ما چند صدتا قانون داریم در قانون جذب داریم که حالا من دارم اینها را طراحی میکنم برای اولین بار در جهان اسلام که ما اینها را به دنیا بگوییم قانون جذب میگوید تو تمام غیب را با خودت تنظیم کن «اذکرونی» قانون جذب را نگاه کنید چقدر قشنگ است «اذکرونی اذکرکم» شما یاد من باشید من هم یاد شما هستم شما جدی به من فکر کنید من هم جدی به شما فکر میکنم.@
تازه خدا نمیگوید برابر، میگوید یک قدم تو ده قدم من، تو راه بیا من میدوم خدا میگوید، تو راه بیایی من میدوم تو یکذره به من فکر کن من بینهایت به تو فکر میکنم تو یکذره به من کمک کن من «إِنْ تَنْصُرُوا الله» چی؟ «يَنْصُرْكُمْ» تو یکذره من خدا را کمک کن، مگر تو خدایا کمک میخواهی؟ میگوید نه ولی خب من باید این نقش را بازی کنم تو قرار است شبیه من بشوی.@
این پدر و مادرها را نگاه کنید زحمت میکشند بعد از جیب خودشان از جیب خودش کار کرده خودش به این بچه پول میدهد این بچه فقط کارش این بوده که این را در قلک بیاندازد بعد این را میشکند میرود برای مادرش روز مادر یک هدیه میخرد عشق بینشان ایجاد میشود مادر همین را میخواهد این بچهام چقدر فکر من بود رفته برای من یک گُل خریده بعد حالا که اینطوری هست میبینی صد تا از این پولها پای این بچه میریزد.@
خدا میگوید اگر شما «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ الله قَرْضاً حَسَناً» «مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ الله كَمَثَلِ حَبَّةٍ» کسانی که در راه خدا انفاق میکنند مثل آن یک دانه گندمی هست که خوشههای آنطوری دارد تا هفتصد برابر، ما میترسیم انفاق کنیم ما انفاقمان نه عاشقانه است نه جدی است مسخره است.@
در راه خدا پولهایمان را نگاه کنید وقتی میخواهیم انفاق کنیم ببینید چطوری است صندوق صدقاتمان را نگاه کنید شما در صندوق صدقات تراول نمیبینید همهاش پول خرد است انفاقهای عاشقانه، میگوید من تابع تو هستم.@
بیا وسط ببینم چه چیزی میخواهی به من هدیه بدهی از اموالت، شروع کنیم، خدا میگوید، شروع کنید ببینم چکار میخواهی بکنی مزایده است چقدر از اموالت را میخواهی بدهی چه چیزی میخواهی بدهی من ماهی ده میلیون درآمد دارم خدایا من ماهی 200 هزار تومان میدهم 200 هزار تومان برای بعضیها خیلی پول است ولی نه برای یک کسی که ماهی ده میلیون درآمد
۲۰۰ هزار تومان صدقه یا انفاق برای کسی که ده میلیون درآمد دارد مسخره است. خدا میگوید باشد 200 هزار تومان بده، خدا میگوید چی؟ خدا میگوید خدا بده برکت، باشه من هم برکت به تو میدهم.@
خدا میگوید چه چیزی میخواهی پای من بریزی تو که هیچی برای خودت نیست الان آمدی میخواهی شبیه من بشوی، میخواهی به قرب من برسی میخواهی «حی قیوم لا یموت» بشوی این قَدر را انتخاب کن حواست هست میخواهی چه بشوی یا نه؟ حواست هست درجه یعنی چی؟ میخواهی این بشوی حالا وسط بیا ببینم میخواهی اینجا چه وسط بگذاری.@
از اینجا داستان (شدن) اتفاق میافتد چه چیزی میخواهی بریزی پای معشوقات؟ چقدر برای رسیدن به این مقام، برای لیسانس چکار کردی؟ برای کنکور چقدر وقت گذاشتی تمرکز گذاشتی چقدر پدر و مادرت را، پدر و مادر پدر و مادرت را در آوردی برای یک کنکور، میخواهی برای شدن چکار کنی؟ واقعاً جدی هستی؟ میخواهی بشوی؟ راست میگویی؟@
یا امام حسین «أسئَلُ الله اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِک» راست است؟ میخواهی منتقم بشوی؟ «أن یرزقنی طلب ثاری» راست میگویی؟ «اَنْ یَجْعَلَنی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ» میخواهم دنیا و آخرت با شما باشم، راست میگویی؟ بیا وسط ببینم میخواهی چه چیزی وسط بگذاری.@
پول که اصلاً وقت ندارم الان ما در بحث مهدویت در حرکتهای جهانی که داریم انجام میدهیم با این شوخیها زیاد روبرو میشویم انفاقها، وقتگذاریها، اعتبار گذاشتنها، هزینههای علمی و هزینههای عبادی، مردم امام زمان را مسخره
۱۱۸۰ سال امامشان را مسخره دارند میکنند میگویند دوستت داریم اما مودت ندارند یعنی قَدر مودت نمیبرند وسط، قَدر آمادگی ندارند.@
خدا شاهد است من آدم سراغ دارم زحمت کشیده یک خانه برای امام زمان داده بعد دارد تلاش میکند شب و روز که آن را یک خانه دیگر بکنم مثل امیرالمؤمنین میماند که شب زحمت میکشید قنات را درست میکرد روزها عرقریزان از قنات بالا میآمد بدنش را در نمیآورد همان تا نصف بدن میگفتید بیاورید بنویسم اینجا برای خداست وقف خداست.@
الان دارم یک خانه درست میکنم یک خانه دیگر این هم شد دومیاش، این هم بدهم چقدر کیفی دارد برای امام زمان، این ماشین را بدهم این خانه را بدهم این ساختمان و زمین را بدهم.@
یک کسی اینطوری دارد انجام میدهد، دارد تلاش اقتصادی میکند برای هزینه کردن، یک کسی نه دارد تلاش اقتصادی میکند برای دنیایش، حالا از این تلاش اقتصادیاش میخواهد یک چیزی هم به امام زمان بدهد آدمها با هم یکی نیستند عزیزم فقط عشق است فقط عشق صادقانه.@
امام زمان میگوید وقتی میخواهید با من حرف بزنید من از شما فقط یک کلمه میخواهم بشنوم اگر این را گفتی با من و هم درجه من هستی، چی؟ آل یس میخوانید؟ «وَ نُصْرَتِی لَکُمْ» چی؟ «مُعَدَّةٌ» آقا من آمادهام.@
نصرت من برای شما آماده است مالی تمام، وقت میخواهید تمام، اعتبار اجتماعی و آبرو میخواهید همه چیزم را در راه شما میگذارم علم هر چه دانش و علم دارم در هر رشتهای صرف شما میکنم جان بخواهید میدهم در دعاهایم در رأس همه دعاها و مناجاتم شما هستید.@
اگر کسی دید امام زمان برای اوست، یعنی اگر کسی دید اگر امام زمان دید که این برای امام زمان است امام زمان میگوید من بیشتر برای تو میشوم تو با آن، مادر نگاه کنید اگر بچه برایش دوزار خرج کند چه حسی دارد خود این مادر میلیون میلیون برای بچه خرج کند ولی اگر این بچه دوزار خرج کند مادر چه قربان صدقهای میرود.@
اگر کسی امام زمان دید که این آدم واقعاً عشقش این هست که برای امام زمان باشد امام زمان من را برای خودت بردار من میخواهم در چادر شما بیایم امام زمان میگوید تو من را برای خودت بردار.@
خدا وقتی راجع به ایرانیها حرف میزند ایرانیها شخصیتهای بینظیری هستند در تاریخ، هیچ وقت تاریخ آدمهای اینطوری اصلاً به خودش ندیده از اول حضرت آدم زمان خلقت حضرت آدم تا الان معجزه امام خمینی (سلام الله علیه) معجزه انقلاب اسلامی همین بود که آدمهای اینطوری تربیت کرده.@
کسی نگوید انقلاب چکار کرده ایران چکار کرده ایران آدم تربیت کرده در کل کره زمین از زمان خلقت تا الان اینقدر آدم تربیت نشده خدا وقتی میخواهد راجع به ایرانیها صحبت کند اصلاً آیات دیوانهکننده است وقتی که در آیات در مورد ایرانیها حرف میزند خداوند، میخواهد حرف بزند هیچ جا ما اصلاً اینطوری نداریم ما در قرآن به این شکل.@
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» خداست دیگر ناز میکند به ایرانیها، خدا فخر میفروشد به این ایرانیها، به رخ همه دنیا اینها را میکشاند «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ» هر کدام از شما میخواهید در دینتان برگردید و ناز کنید «فَسَوْفَ» در آینده دور «يَأْتِي الله بِقَوْمٍ» خدا یک قومی را خواهد آورد.@
نمیگوید اینها چکار میکنند که آن اتفاقها میافتد اولین حرفی که خدا میزند عجب حرفی است آدم باید به زانو میزند در مقابل این آیه، دوست هم ندارد سرش را بلند کند خدا وقتی به اینجا میرسد میگوید «فَسَوْفَ يَأْتِي الله بِقَوْمٍ» خدا یک قومی را خواهد آورد که «يُحِبُّهُمْ» دوستشان دارد «وَ يُحِبُّونَهُ» آنها همه خدا را دوست دارند.@
یعنی اول ابراز عشق را چه کسی کرده؟ الله اکبر، خدا دوستشان دارد آنها هم خدا را دوست دارند بعد خصوصیاتشان را یکی یکی میگوید، حالا اینها را من در مباحث دیگر شرح کردم تو یک قدم برای خدا خالصانه بردار ببین خدا با تو چکار میکند یک قدم برای خدا بشو به نیت خدا فقط، عاشقانه پایش بریز نیت دیگری نباشد فقط به عشق خدا.@
اصلاً عشق چه کلمه قشنگی است قربتاً من فقط برای نزدیکی به خدا دارم این کار را میکنم یکی از قشنگترین چیزهایی که، در هیچ دینی دینهای دیگر کجا این کجا، یک چیزی که ما در فرهنگ خودمان داریم ما مسلمانها مستحب است مستحب کلمهاش استفعال است یعنی طلب حب کردن من دارم این کار را انجام میدهم که از من راضی بشود از من خوشش بیاید.@
حرم امام رضا رفتم این دعاها را خواندم این مناجاتها را خواندم نماز خواندم هدیه کردم، ظاهراً واجب نیست فقهی واجب نیست از نظر عرفانی واجب است ولی فقهی نگفتند، نه فقهی همین که شما الان بروی ضریح را ببوسی بگویی سلام، زیارت میشود.@
الان دستت به کربلا نمیرسد، میگویی من دستم به کربلا نمیرسد الان چکار کنم دلم تنگ شده میخواهم بروم یک سلام بدهم، میگوید برو روی پشت بام خانهات رو به حرم امام حسین یا رو به قبله بایست بگو «السلام علیک یا عبدالله» تمام است.@
ولی میگویی نه مستحب هم میخواهم راه بیافتم پیاده بروم چه عشقی در این پیادهروی هست میگوید حالا بندهام شروع کرد میتوانست با هواپیما بیاید پیاده آمده، میتوانست ماشین سوار بشود پیاده میآید.@
حالا شما نگاه کنید در این پیادهروی چه داستانی هست میگوید هر یک قدمی که برمیدارد از یکی گفتن تا هزارتا بسته به معرفت آدمها دارد گناه از او میبخشند درجه او را بالا میبرند اصلاً فرشتهها میریزند با هر قدم این چه اتفاقهایی میافتد تا این به کربلا میرسد حالا انشاءالله آن کتاب بیرون میآید بزودی مسلح برگزیده.@
امام صادق چکار کرده میگوید این با هر قدمی که راه افتاده یک کسی که پیاده میآید با یک کسی که سواره میآید هر دو عاشقانه است او هم که سواره میآید چقدر فرشتهها پایش میریزند آن که پیاده میآید او اصلاً یک داستان دیگری دارد.@
«اذکرونی اذکرکم» شما به امام میگویید جدی باش آقا من میخواهم خیلی زود، امام میگوید خب تو هم جدی باش به من جدی فکر کنی من به تو صد برابر جدی فکر میکنم اگر ما الان جدی تلقی نمیشویم چون جدی نمیگیریم و نگرفتیم.@
حضرت فرمود هر کس میخواهد بداند مقامش پیش خدا چقدر است هر کس میخواهد بداند در غیب در آسمان چقدر مقام دارد ببیند خدا پیش او چقدر مقام دارد غیب پیش او چقدر، همه تابع توست عجب قانونی خدا ریخته دل ما را با خودش یکی کرده.@
میگوید هر چقدر من پیش تو جدی باشم تو هم پیش من جدی هستی من تو را یک آینهای به بزرگی خودم قرار دادم تو هر چقدر من را نشان بدهی من در آن آینه میافتم این آینهات را اینطوری سمت من بگیر.@
این آینه بینهایتت را سمت جمادات، مسائل گیاهی، حیوانی، علمی نگیر هر چقدر این آینه را سمت من بیاوری چه کسی بیشتر در آن میافتد؟ من بیشتر میافتم آینه را بچرخان، آینه دلت را سمت من بیاور من در آن میافتم آنوقت تو همه من را داری.@
ولی تو آینهات آنطرفی است مدام میگویی میخواهم بیایم این را داشته باشم، نمیشود، راست نمیگویی، تو حتی وقتی سر نماز داری نماز میخوانی در آینه دلت من نیستم تو وقتی داری میگویی «الله اکبر بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لله رَبِّ الْعالَمِينَ» تا «والسلام» که داری میدهی صد بار کسان دیگر در دلت میافتند در آینهات عکس من اصلاً نیست.@
بیا این فرمهای نمازت را به تو نشان بدهم مثل فیلم است قیامت هم همین کار را میکنند میگویند این فرمهای نماز توست از لحظهای که داشتی نماز میخوانی حتی در «الله اکبر» هم من نبودم.@
نگاه کن در «بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لله رَبِّ الْعالَمِينَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» داشتی به کسان دیگر فکر میکردی به چیزهای دیگر داشتی فکر میکردی من که اصلاً نبودم تو حتی اصلاً نفهمیدی که چه موقع سلام دادی.@
آدم رساله میخواند یک موقعهایی باید شکمش را بگیرد و بخندد شک بین 2 و 3 و 4 و 5 و 6 چه شود، نمیدانم دو رکعت خوانم یا شش رکعت، چه نماز عرفانی، گفته بود نمیدانم 25 تومان خریدم یا 725 تومان، این داستان ماست.@
میخواهیم انشاءالله وارد الحمدلله بشویم ببینیم که این قَدر ما چه هست در این الحمدلله، حالا انشاءالله ساعت بعد میخواهم این شش مرحله را کاملاً برایتان توضیح بدهم که یک مقدار این مفاهیم را خوب یاد بگیرید که انشاءالله از صبح سراغ حمد برویم.@
(چندتا تذکر گفتند خدمتتان بدهیم یکی اینکه در کلاس تلفنتان روشن نباشد تلفنتان را حتماً ببندید یا روی سکوت بگذارید انشاءالله. کارتها همه در گردنتان باشد خواهشاً، کسی بدون کارت نیاید کارت در گردنتان باشد خانمها، آقایان کارتها گردنشان حتماً باشد استثناء هم نداریم یادتان نرود. در مورد اینکه چه کسی کجا بنشیند.@
هم ما اول صبح بحث کردیم این همه حرف زدیم روضه خواندیم که در این جلسه که میآیید دنبال مباحات و اعتباریات نباشید جلسه اینجا، هر کس هر جا دلش خواست نشست بنشیند جا هم برای خودتان نگیرید که من حتماً باید جایم اینجا باشد روی این صندلی بنشینم، نه هر کس زودتر آمد هر کس هر جا دلش خواست بنشیند برای خودتان شئوناتی نگذارید.@
چون باز روی شما حجاب میافتد و روحیهتان را خراب میکند ول کن ذهنت را از این چیزها در بیاور، من پیش چه کسی بنشینم با چه کسی غذا بخورم کجا باشم ول کن اصلاً ذهنات را کاملاً آزاد کن صندلیها همه صندلیها برای همه است هر کس زودتر آمد بنشیند روی صندلی که خودش دوست دارد بنشیند با کسی هم کاری نداشته باشد که حتماً فلان کس پیش من باشد.@
همین یک مقدار که تو توجه داری فلان کس پیش تو بنشیند محرومیت برای خودت ایجاد میکنی یک تاریکی برای خودت میآوری اردو جای اینکه الان فلان کس پیش من باشد اینجا الان جای این حرفها نیست گفتم مثل کعبه و حج است که شما احرام باید بکنید وقتی احرام کردید زن و شوهر هم به هم چی هستند؟ حرام هستند.@
ول کن اصلاً این چیزها را، ذهنات را ول کن این مدتی که اینجا هستی خودت باش خودت یعنی این بخشات را آزاد بگذار با این بخشهای پایینی کار نداشته باش این باز دفعه چندم هست دارم میگویم و مدام شما هم حرف گوش نکنید. برای استخر هم گفتند ثبتنام حتماً بشود. زیارت هم همینطور، یک عده گفتند ما استخر نمیرویم اشکال ندارد.@
آن معجون و شربت اعصاب و دمنوشهایی که گفتم بگیرید آنها جزء مستحبات نیست واجب است استفاده کنید بعضیها هنوز اینجا دارند چرت میزنند آن معجونها را حالا برای خانهتان هم حتماً ببرید چیزهای خیلی عالی هست حتماً آن معجون، شرب مفرح، که برای شادی و کبد و مغز و قلب هست حتماً استفاده بفرمایید.@
کپسول حافظه فوقالعاده، حتماً کپسول حافظه بخورید آن هم خیلی به شما کمک میکند برای مغز و اعصاب و آرامش و نشاطتان اینها را حتماً بگیرید اینها برای شما هست انشاءالله استفاده کنید.@
یک تعداد از عزیزان برای بچهها و خودشان از من سؤال میکنند ببینید باید عزیزان برنامه بگیرند ما از هفت سال به بالا برنامه میدهیم اگر کسی تا به حال جدولی پر نکرده جدول، سؤالات، مشاورهها هر چه دارید دلتان میخواهد آنجا بنویسید الان من نمیتوانم بایستم مثلاً نیم ساعت یک ساعت به کسی مشاوره بدهم راجع به مسائل ازدواج، شغل، مسائل دیگر حتی مسائل معنوی، فرصتی نیست.@
در جدول برنامهها عزیزان جدول روی میز هست بگیرند خواستند یک برگه اضافه کنند اشکال ندارد یک برگه اضافه کنید بیشتر توضیح خواستید بنویسید یک برگه، بیشتر نه، یک برگه اضافه بفرمایید توضیح بنویسید که مثلاً وضعیت چطور هست من مطالعه میکنم جواب میدهم.@
برای خودتان، خانوادهها، بچهها از هفت سال به بالا برنامه بگیرند حتماً، برنامههایتان را پر کنید همین جا انشاءالله به من بدهید من مطالعه میکنم جوابش را هم شما خواهم داد).@
صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@