جلسه 021 - فکر و ذکر ۳ (۱۳۹۸)
شماره جلسه
21
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1398
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 021 - فکر و ذکر ۳ (۱۳۹۸)

سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیه‌شده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. تسبیحات اربعه: پیامبر فرمود: «إِذَا مَرَرْتُمْ‏ بِرِيَاضِ‏ الْجَنَّةِ فَارْتَعُوا» هر وقت که به باغهای بهشت رسیدید (فارتعوا) مرتع شنیدید، بچرخید و کیف کنید در این باغهای بهشت، حضرت دارد از باطن یک چیز خبر می‌دهد حضرت «قلت یا رسول الله وَ مَا رِيَاضُ الْجَنَّة» باغهای بهشت چه هستند؟ «قال المساجد».@ حس مسجد رفتن خیلی خوب است، یعنی این را قطعاً در خودتان پیدا کردید که آدم در مسجد احساس می‌کند که داریم «المؤمن فی المسجد کالسمک فی الماء» مؤمن در مسجد مثل ماهی در آب است.@ یعنی احساس می‌کنی دائماً انرژی می‌گیری و نفس می‌کشی و واقعاً هم یک موقع انسان در خستگی‌های کاری و زندگی ظهر که می‌شود یا مغرب و عشا که می‌شود اصلاً نمی‌تواند در خانه بند بشود، دوست دارد بیرون بزند و خودش را به مسجد و جایی برساند و وسط مؤمنین بنشیند.@بخصوص کسانی که خیلی غمزده هستند خیلی گرفتاری دارند یا مضطر هستند هیچی مثل این آرامشان نمی‌کند اینکه در نماز جماعتها شرکت کنند. کسانی که از فیض نماز جماعت و مسجد خودشان را محروم می‌کنند زیاد دلگیر هستند و غمهای زیادی به قلبشان فشار می‌آورد و بیخود دارند خودشان را اذیت می‌کنند.@کسانی که عادت می‌کنند که دائم مساجد بروند اینها بانشاط‌تر و شاداب‌تر هستند. شما هیچ جا نمی‌توانید پیدا بکنید، اینطوری برای شما مثال بزنم مجموعه‌ای از پیرزن و پیرمردها که در یک جایی جمع بشوند اینقدر شاد باشند شوخی کنند و بگویند و بخندند.@ پیرمرد پیرزنهایی که مسجدی نیستند زمین تا آسمان با پیرمرد پیرزنهایی که مسجدی هستند متفاوت هستند اینها همیشه خوشگل‌تر و نورانی‌تر هستند آنها غمگین‌تر و قیافه‌ها گرفته‌تر و مریض‌تر، اصلاً آن نشاطی را که اهل مسجد دارند اینها ندارند.@ جوانها هم همینطور است حالا بحث جوانها را کاری ندارم، می‌خواهم این را بگویم که مسجد اینقدر انرژی مثبت دارد آدم آنجا جمع بشود حالا نماز جماعتی هست مؤمنین همدیگر را می‌بینند با هم ذکر می‌گویند با هم نماز می‌خوانند اصلاً ملاقات یک مؤمن آدم را شاد می‌کند.@در روایت داریم «لِكُلِّ شَيْءٍ شَيْءٌ يَسْتَرِيحُ إِلَيْهِ وَ إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ يَسْتَرِيحُ إِلَى أَخِيهِ اَلْمُؤْمِنِ» هر چیزی یک چیزی دارد که آرامش می‌کند به او آرامش می‌دهد آرامش جان اوست. «لِكُلِّ شَيْءٍ شَيْءٌ يَسْتَرِيحُ إِلَيْهِ» هر چیزی یک چیزی دارد که کنار آن آرامش پیدا می‌کند.@ یک کسی می‌گوید: مثلاً من تلویزیون نگاه کنم یک کسی می‌گوید من ورزش کنم، کار هنری کنم، موسیقی گوش کنم؛ می‌فرمایید مؤمن حتماً اینطوری است که وقتی چشمش به برادر مؤمنش می‌خورد چه می‌شود؟ جانش استراحت می‌کند: «لیستریح» حتماً اینطوری است.@ برای همین هم تأکید شده که سعی کنید دوستان مؤمن زیاد داشته باشید تا می‌توانید دوستان مؤمن برای خودتان بسازید تنها نباشید. مثلاً می‌بینی طرف بد هم هست می‌بینی با کسی رفیق نیست نه کسی خانه‌اش می‌آید نه خانه کسی می‌رود نه با هم جایی قرار می‌گذارند بروند نه کار اجتماعی دارد نه کار دسته جمعی دارند. این خوب نیست.@ مؤمنین خوب است که با هم ارتباط داشته باشند و دور همدیگر جمع شوند، لازم نیست کار خاصی بکنند به قول بعضی از بزرگان می‌گفتند که دور همدیگر جمع شوید یک چایی بخورید دیگر حالا یک چایی و قهوه خوردن و گپ زدن این یک عبادت بزرگ است خودش اصلاً یک عبادت است. حالا می‌خواهیم یا ذکر بگوییم یا کار خاصی بخواهیم انجام بدهیم، نه.@ این فضا فضای بهشتی خیلی مؤثر است. حالا من خدا کند ان‌شاءالله در مساجد ما هم این باب بشود یعنی مساجد بعضی از کشورها من می‌روم می‌بینم در این مساجد در حیاط، اول از این مساجد همه حیاط دارند حالا الان متأسفانه مد شده که مسجدهای آپارتمانی درست می‌کنند و اصلاً حیاطی ندارد مردم همه از خیابان وارد فضای بسته می‌شوند.@ فضای مسجد باید یک فضایی باشد که یک حیاط بزرگی داشته باشد. من رفتم یک مسجدی در همین تهران خیلی جالب بود رفتم دیدم در آن شهربازی است، دیدیم سروصدای زیادی می‌آید این بچه‌ها اصلاً سروصدای این بچه‌ها به آدم جان می‌دهد، شلوغی و سروصدای آنها، اصلاً فریاد بچه یکی از موسیقی‌های خوبی هست که به جان انسان واقعاً آرامش می‌دهد شلوغی و سروصداشان.@ دیدم پیش‌نماز چقدر باسلیقه بوده، رفته بود وسایل بازی خوب برای بچه‌ها خریده بود بچه‌های محل همه بیشتر وقتشان را در مسجد می‌گذراندند خب این بچه‌ها نورانی می‌شوند.@ خیلی از آنها را هم من دیدم موقع نماز وقتی به آنها می‌گفتند که بچه‌ها به خاطر نماز شلوغ نکنید، می‌آمدند در مسجد در فضای مسجد در نماز جماعت شرکت می‌کردند یک امام جماعت باسلیقه. این خیلی خوب است که ما مساجدمان را اینطوری بسازیم.@ من خودم واقعاً آرزو داشتم واقعاً یک فرصتی بود و امکانانی داشتیم می‌توانستیم یک مسجد نمونه خودمان بسازیم یک زمینی خوب داشته باشیم مسجد نمونه بسازیم مردم بیایند آنجا صفا و تفریح کنند.@ حالا آنجا در مساجدشان شما وقتی که وارد مسجدشان می‌شوید می‌بینی که یک کافی‌شاپ بزرگ دارند یک قهوه‌خانه خوب دارند در مسجد، یعنی من یکدفعه می‌رفتم مثلاً سخنرانی داشتم این شهر یا آن شهر، می‌رفتم می‌دیدم مثلاً اینها پیرمردها، جوانها چند ساعت قبل از نماز (اصلاً آنجا پاتوق است) جمع می‌شوند به جای اینکه بروند سر چهارراه بایستند، دیدید که می‌روند سر خیابان یا چهارراه همینطوری می‌ایستند.@ولی مثلاً مسجدهای ما بخیلانه است در مسجد بسته است صبح بسته، مردم می‌خواهند بیایند صبح صفایشان را بکنند میکده بیایند می‌بینی صبح تعطیل است نماز نداریم.@ظهر هم ما بعضی از مساجد هست می‌رویم در می‌زنیم یعنی من صبحها گاهی وقتها مسجد می‌روم محله‌ای که بودیم مسجد داشت در می‌زدیم بیا در را باز کن شما وظیفه داری بیایی مسجد را باز کنی مردم نماز بخوانند نیم ساعت جلوتر یک ساعت جلوتر مسجد باید باز باشد آن کسی که می‌خواهد بیاید بیاید ذکرش را بگوید و صفایش را بکند نماز شبش را بخواند. بعد از نماز هم زودتر بفرمایید بیرون.@یک مسجدی ما داشتیم خدا رحمت کند آقای غیوری نماینده ولی فقیه در شهرری و در هلال احمر بود این مسجد را طوری ساخته بود بعد هم به خادم گفته بود صبح باز می‌کنی تا شب، آخرین نفر که دلش خواست برود بعد مسجد را می‌بندی.@ صبح شما قبل از نماز می‌آمدی می‌دیدی این مسجد باز است 7 صبح، 8 صبح، 9 صبح، 10 صبح، 11 صبح کلاس در آن بود بچه‌ها می‌آمدند پایین آن را باشگاه و ورزشگاه کرده بودند بچه‌ها بازی می‌کردند مردم می‌رفتند تمرین می‌کردند آموزشهای نظامی می‌دیدند کلاسهای مختلف بود کلاسهای هنری بود بعد در خود مسجد آزاد، یکی دوست داشت برود بخوابد مردم بیایند بخوابند.@بعد هم مسجد رفته بود آن موقع که تکیه ترکمنی‌ها نبود تازه آمده بود آنجا چیده بود و می‌گفت مسجد باید جای خوشی باشد و مردم در آن خوش بگذرانند و از خانه‌شان راحت‌تر باشد.@بعد مثلاً آن موقع خیلی قدیمها شاید اوایل انقلاب بود همه کولر نداشتند آنجا کولر خوب گذاشته بودند ملت می‌آمدند ماه رمضان یک خواب سیر آنجا می‌کردند خنک استراحت می‌کردند و دیگر خلاصه همه مسجد را دوست داشتند و علاقه داشتند و پاتوقی بود دوست داشتند بیایند آنجا بروند همه علاقه داشتند در مسجد باشند خوش بود از خانه‌شان هم راحت‌تر.@بعضی از مساجد باز من می‌بینم خیلی سلیقه دارند مثلاً هم بانی‌شان هست و هم خود مسئولین مسجد هیئت امناء توجه دارد یعنی شما نمی‌شود یک نماز جماعت آنجا بخوانی و آبدارخانه برای شما چایی نیاورد.@یعنی ما یک مسجدی نزدیک خود مؤسسه هست مسجد کوچکی هم هست ولی شما هر شب می‌بینید آنجا یک مراسم هست یک چیزی دارند یا هر کس در مسجد می‌رود می‌نشیند بلافاصله بعد از نماز چای مسجد هم فرق دارد.@دیدید مثل چایی امام حسین چایی مسجد واقعاً فرق دارد یعنی چایی که در فضای مسجد پخش می‌شود همه هم می‌دانند یعنی چایی جوشانده هم به آدم می‌دهند از چایی عطری خانه خوشمزه‌تر است واقعاً اثر دارد آن عسکها روی آن خوراکیها اثر دارد چایی مسجد می‌آورند.@مؤمنین دارند نماز و قرآنشان را می‌خوانند تا شما مشغول نماز و قرآن مستحبی هستی یک چایی جلوی شما گذاشتند بعد امام جماعت باحال و باصفاست مردم را رها نمی‌کند برود آنجا می‌نشیند برایشان صحبت می‌کند. اینها ریاض است باغ بهشتی هست.@حالا آنجا هم آنطوری بود مساجدشان مثلاً یک قهوه‌خانه داشت همه آنجا می‌نشستند چند ساعت جلوتر همه می‌آمدند آنجا می‌نشستند چایی و قهوه می‌خوردند خوراکیهای دیگر هم داشت.@یک موقعهایی مثلاً ما را دعوت می‌کردند بیشتر وقتها من را دعوت می‌کردند به جایی اینکه مثلاً یک جای خاصی ببرند پذیرایی از ما بکنند که مهمان بودیم در مسجد می‌بردند ما هم خودمان خیلی کیف می‌کردیم.@ اصلاً دوست داشتیم در فضای مسجد بنشینیم در فضای مسجد در حیاط چندتا میز و نیمکت بود همه دور آن می‌نشستند. جلساتمان را هم همانجا برقرار می‌کردیم. می‌خواستیم مثلاً تصمیم‌گیری بکنیم راجع به بعضی از کارها، همانجا می‌نشستیم خیلی عالی.@اینها پاتوق‌سازی است یعنی ما باید در فرهنگمان در شهرداری، در معماری در فضاها پاتوقهای بهشتی درست کنیم باید به آن توجه کنیم پاتوقهای بهشتی؛ فضای اینطوری درست کنیم که مردم و جوانها کیف و صفا کنند آنجا بیایند. شما حرم امام رضا را دیدید چقدر زیبا و خوب است همه دوست دارند بیایند.@ به هر حال باغهای بهشتی تعبیر فوق‌العاده‌ای است. هیچ کس مثل پیغمبر یا غیر پیغمبر نمی‌تواند تعبیر اینطوری برای ما در بیاورد و بگوید باغهای بهشتی.@ و بعد بگوید یعنی چی می‌گویند مساجد، یعنی حسینیه‌ها و تکایا، هر جایی که آدم جمع بشود و چهارتا بهشتی را می‌بیند مؤمنین همه الحمدلله بهشتی هستند می‌بینند و دور همدیگر صفا می‌کنند و با همدیگر زنده می‌شوند و جان می‌گیرند و شاد می‌شوند ببینید چقدر قشنگ است.@ یا رسول الله چریدن چیست؟ ببینید چه اسم قشنگی دارد می‌گوید بروید در اینها بچرید مثل گاو و گوسفند بچرید و کیف و صفا کنید. این چریدن چیست؟ فرمود «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر».@ خدا کند ما بفهمیم و حس بگیریم که داریم مثل گاو و گوسفندهایی که یکدفعه می‌خورند. به یک مرتع خوش، صفا و باصفا و علفهای تازه آنجا کیف می‌کنند آدم وقتی که وارد مسجد می‌شود بفهمد وقتی دارد ذکر می‌گوید بخورد.@ برای همین هم در روایت داریم که لبهایتان را به این ذکرها تر کنید اینها را بخورید آدم ذکر می‌گوید لبش تر می‌شود حالا اگر برسیم اینها را برای شما خواهم خواند فوق‌العاده زیباست آدم می‌فهمد که دارد می‌خورد و می‌فهمد که جانش دارد بزرگ می‌شود.@بعدی از نبی اکرم هست بگویید لا اله الا الله و الله اکبر سبحان الله و الحمد لله و بگویید تبارک الله «فانهن خمس لا یعدلهن شیء» این پنج تا چیزی هستند که هیچی با اینها برابری نمی‌کند خداوند فرشتگانش را بر اینها سرشته و برای اینها آسمانش را برافراشته و زمینش را گسترانید و آدمیان و جنیان خویش را بر اینها سرشت.@یعنی وجود ما، چقدر هم خبر خوشی است چه لطف قشنگی است در حق ما، آدم می‌فهمد خوش جنس است جنسش جنس بدی نیست. ما اگر گناهی هم می‌کنیم افراد اگر گناه می‌کنند مثل الماسهایی هستند که فقط روی آنها گرد نشسته یکذره گردگیری بشود همان چی هستند؟ الماسها و دُرهای ارزنده و درخشان و باارزش و زیبا هستند.@ جنس ما چیست؟ جنس ما لا اله الا الله، الحمدلله، سبحان الله اینها جنس ماست. خدا می‌گوید: من شما را از این جنسها آفریدم. چه خبر خوبی از اینکه آدم می‌داند ذاتش ذات پاک و خوبی هست و انسان لذت می‌برد که بداند جنسش ذکر الله است یاد خداست یاد معشوق است.@ و واجباتش را بر آنها واجب گرداند. ببینید چقدر قشنگ است فرشته‌ها، آسمان و زمین و جنس انسان عبادت و وظیفه‌ات هم از این جنس است، پس تمامش جنسش چیست؟ جنس این خلقت همانطور که از اول در هستی در آوردیم چیزهایی که در آوردیم چه بود؟ لا اله الا الله، قل هو الله احد الله الصمد اینها بود.@ جنس خلقت این است و جنس ما هم همین است. جنس فرشته‌هامان هم همین است. جنس دینمان هم همین است جنس عبادتمان هم همین است پس ما با یک جنس خیلی خوب سروکار داریم الحمدلله رب العالمین همه چیز با هم تناسب و هماهنگی دارد.@ این توجه به جنس در کار تربیتی و فرهنگی بخصوص کاری بین‌المللی خیلی مهم است اینکه تو توجه کنی کافری که داری می‌بینی این الان کفر عارضی دارد و جنسش چیست؟ اینهاست.@ برای همین هم شما اربعین را دارید در اربعین شما می‌بینید که سنّی‌ها می‌آیند عشق به امام حسین، یهودی و مسیحی و زرتشتی و هندو و بودایی همه دارند می‌آیند به عشق امام حسین، چرا می‌توانند کربلا بیایند به عشق امام حسین؟ چون جنسشان از جنس کیست؟ جنس امام حسین است.@ولی یک کفر ظاهری و عارضی نصیبشان شده و الا باطنشان این است. وقتی این را فهمیدی آن وقت می‌دانی که تو یک اسلحه در وجود هر انسان داری. اهل بیت در وجود همه انسانها هستند جنس همه انسانها اهل بیت هست.@برای همین کفار و از همه ادیان که دارند می‌آیند حتی غیر متدینین، طرف کافر است طرف بودایی و هندو است دین آسمانی نیست مثل مسیحی و یهودی و زرتشتی نیستند که دین باشند اینها هم همینطور ولی اینها همه عاشق امام حسین هستند، چرا؟ چون حقیقتشان از امام حسین تشکیل شده تک‌تک انسانها جنسشان از جنس اهل بیت است.@بدا به حال کسی که خانواده و اصل و نسب خودش را نشناسد و از آن بدتر یک کسی که با جنس خودش و خانواده خودش و اصل و نسب خودش سازگاری نداشته باشد و خانواده خودش را انکار بکند. آدم افتخار نمی‌کند که خانواده آسمانی‌اش اصل و نسب حقیقی‌اش اینها باشند؟ چه کسی از این بالاتر و بهتر.@«خَمْسٌ مَا أَثْقَلَهُنَّ فِي اَلْمِيزَانِ: سُبْحَانَ اَللَّهِ وَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ اَللَّهُ أَكْبَرُ وَ اَلْوَلَدُ اَلصَّالِحُ يُتَوَفَّى لِمُسْلِمٍ فَيَصْبِرُ وَ يَحْتَسِبُ» پنج چیز هست که خیلی سنگینی می‌کند «ما أثقل» یعنی ترجمه‌اش اینجا نوشته یعنی بسی سنگینی می‌کند.@در عربی می‌گوییم چقدر سنگین است چقدر در نامه عمل سنگین است اینها چه هستند؟ این پنج تا اینها هست: «سُبْحَانَ اَللَّهِ وَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ اَللَّهُ أَكْبَرُ» دیگر چی؟ از یک خانواده یک بچه‌ای بمیرد و پدر و مادر صبر کنند «و یحتسب» این خیلی مهم است.@این یک چیزی است که ما متأسفانه حواسمان نیست ما فقط در مصیبت مصیبتش را می‌گیریم یا با خدا نعوذبالله درگیر می‌شویم یعنی معشوقمان را از دست می‌دهیم پس خودمان را از دست دادیم با این مصیبت خودمان را ساقط می‌کنیم.@در واقع مصیبت آن اتفاقی نیست که بیرون افتاده مصیبت این هست که ما چه شدیم؟ با آن مصیبت نابود شدیم از صراط سقوط می‌کنیم؛ آن بچه مُرد بهشت می‌رود عمراً هم به او بگویند اگر پیش پدر و مادرت برمی‌گردی بگوید پیش پدر و مادرم برمی‌گردم، اصلاً برنمی‌گردد.@ زن و شوهر و پدر و مادر و بچه‌های شما بمیرند و آنجا بروند عمراً دیگر پیش شما برگردند، اگر به آنها بگویید که حاضرید زنده بشوید و برگردید می‌گویند نه دیگر برنمی‌گردم. بچه آنجا خوش می‌گذراند پیش فاطمه زهرا می‌رود، مادرش بهتر است یا حضرت زهرا؟@ چون این بچه با فطرت می‌رود و می‌فهمد که این مادر اصلی‌اش است و می‌فهمد این اصلش است و می‌فهمد که آن مادر ارضی است. اصلاً کسی حاضر نیست آنجا برود و به این راحتی برگردد و بگوید برمی‌گردم.@ کسی که آنجا جایش راحت‌تر است و بهشت رفته و دارد عشق و حالش را می‌کند جهنمش را تو داری می‌روی و می‌نشینی دائم غصه می‌خوری و با خدا درگیر می‌شوی و حوصله عبادت نداری.@شوهرداری و زن‌داری‌ات را کنار می‌گذاری به بقیه بچه‌هایت ظلم می‌کنی از کار و درس و وظیفه اجتماعی‌ات می‌مانی، این چه کاری است! دچار حق‌الناس می‌شوی معلم است سر کلاس نمی‌رود مدیر است به کارهایش نمی‌رسد برای یک چیزی که در واقع باشد شکر بکند.@حالا این بچه که بهشت رفت، درست است؟ مصیبت است غم‌آور است بالأخره آدم گریه‌اش می‌گیرد عزیزی را از دست می‌دهد دیگر او را نمی‌بیند و دلتنگی دارد ولی یک چیز قشنگ کنار صبر خدا گذاشته که دیگر آن را برای ما شیرین می‌کند و می‌گوید همیشه ما در خدمت ائمه هم می‌گوییم چی؟ «صابراً محتسبا» بگذار به حساب خدا.@ مصیبت الان آمد بگذار به حساب خدا، خدا خیلی خوش حساب است خیلی هم گران می‌خرد هیچ کس گران‌تر از خدا نمی‌خرد. حالا این بچه الان زنده می‌ماند می‌خواستی چه گلی به سرش بزنی؟@می‌خواستم بچه‌ام داماد بشود؛ می‌خواستم عروس بشود؛ آنهایی که الان شدند ما 70% درخواستهای طلاقمان برای خانمهاست خیر نمی‌بینند 80% زنها از زندگی‌شان خیر نمی‌بینند اگر به آنها بگویید دوباره برگردید با این شخص ازدواج می‌کنید؟ می‌گویند عمراً.@حالا مثلاً می‌خواستی چکارش بکنی؟ عروس و دامادش بکنی؟ می‌خواستی چکار بکنی؟ آنجا رفته آنجا هم عروس خوب هست هم داماد خوب هست همه‌شان هم الحمدلله خوب هستند دیگر دعوایشان هم نمی‌شود و طلاق هم آنجا ندارند راحت بهشت هم هستند آمرزیده می‌شوند.@از فضای رحمت یک درصدی وارد فضای رحمت 99% می‌شوند اینجا دنیا فضای مهربانی خداست، اما فضای چند درصدی؟ یک درصدی، این شخص می‌رود وارد فضای مهربانی 99% می‌شود یا 100%، حالا می‌گوییم 99%، بگذار به حساب خدا.@دست و پایت شکست، مریض شدی، مالت را بردند، یکی سرت کلاه گذاشت، یک کسی به شما فحش داد، یک کسی تو را تحقیر کرد، یک کسی قدر تو را ندانست بگذار به حساب خدا؛ آن وقت دیگر آرامش و شادی سراغت می‌آید دیگر عصبانیت ندارد.@اینجا طرف می‌بینید که طرف اصلاً به او ربطی هم ندارد دو تیم مسابقه دارند می‌بینید که طرفداران تا خودکشی، نمی‌دانم جدیداً دیدید یا نه تا خودکشی می‌روند. بعضی از کشورها بازیگری که گل خورده دروازه‌بان را می‌کشند بعضیها خودشان را می‌کشند.@آخر این چه کاری است یک فوتبال است یک والیبال است یک بسکتبال است جمع شدیم دور هم یک بازی کنیم بخندیم و شاد باشیم، بعضیها می‌برند پیغمبر هم بازی می‌کرد و مسابقه می‌داد شترسواری، تیراندازی، اصحابش جمع می‌شدند.@گاهی وقتها در روایت داریم پیامبر می‌باخت، یک موقعهایی می‌برد، می‌گفتند و می‌خندیدند و شاد بودند نه اینکه حرص و جوش بخورند و عصبانی بشوند سر اینکه چه کسی برد چه کسی باخت تیم چه کسی آنطوری شد تیم چه کسی اینطوری شد اینها جهنمهای مفتی است یعنی آدم مفت مفت جهنم می‌رود بیخود سر حرص و جوشهای اینطوری، اینها قشنگ نیست.@ولی حضرت می‌گوید: «مَا أَثْقَلَهُنَّ فِي اَلْمِيزَانِ» چقدر سنگین است در میزان نامه عمل، خیلی وزن آدم را اینها بالا می‌برد تسبیحات اربعه و اینکه کسی از انسان بمیرد و انسان او را، (حالا نه اینکه فقط بچه، بچه خاص‌تر است) بلکه به حساب خدا بگذارد.@ «فَيَصْبِرُ وَ يَحْتَسِبُ» این یحتسب را یادتان نرود به حساب چه کسی بگذارید؟ به حساب خدا بگذار دیگر نق و غر هم نزن. «اذا قلت سبحان الله فقد ذکرت الله فذکرک» هر وقت تو بگویی سبحان الله ذکر چه کسی را کردی؟ ذکر خدا کردی خدا هم یاد توست، فرمود: «اذکرونی اذکرکم» یادم کنید یادتان کنم، چقدر جالب است.@ نکته بعد این هست که اصلاً وقتی که تو داری سبحان الله می‌گویی اول خدا یاد توست به تو می‌گوید چه بگو؟ سبحان الله بگو. پس یادتان نرود این یک قاعده است همیشه ذکر انسان محفوف به دو ذکر است پیچیده شده به دو ذکر، محاصره شده به دو ذکر.@ذکر اول از مذکور و معشوق شروع می‌شود خدا یا ائمه، بعد شما ذکر می‌کنید بعد از ذکر شما دوباره آنها یاد شما می‌کنند. یاد بعدی یعنی چی؟ خب یعنی چی خدا یاد ما می‌کند؟ می‌فرماید که خدا مغفرت و رحمتش را به بنده‌اش می‌دهد این یاد کردن خدا با ما فرق دارد.@خدا وقتی بنده را یاد می‌کند بنده مشمول مغفرت الهی و رحمت الهی قرار می‌گیرد. بقیه‌اش چی؟ هر وقت بگویی الحمدلله خدا را سپاس گذاشته‌ای. پس او هم بر نعمت تو، ببینید یاد خدا اینطوری است.@«اذکرونی اذکرکم» چطوری اذکرونی؟ مثلاً می‌گویی یا قوی، وقتی گفتی یا قوی، درست گفتی یا قوی یعنی چی؟ یعنی خدا را به چه یاد کردی؟ به قدرت، خدا هم تو را یاد می‌کند، پس چکارت می‌کند؟ تو را قوی می‌کند. وقتی می‌گویی یا غنی خدا را به غنی یاد کردی، پس خدا تو را چکار می‌کند؟ غنی می‌کند.@ یادمان باشد از اسماء الله باید چگونه استفاده کنیم. همان چیزی را که نیاز داری یاد کن خدا هم به وزان آن اسمی که یاد کردی چکار می‌کند؟ آن اسمی را که یاد کردی مشمول اثر آن اسم شما را قرار می‌دهد؛ این اصلاً فرمول ذکر گفتن هست.@و هر وقت بگویی لا اله الا الله یعنی حالا ترجمه کردند در حد خودشان معبودی جز خدا نیست این گفتار توحید است و هر کس آن را بگوید دچار شک و دودلی و تکبر و غرور نباشد یعنی لا اله الا الله را درست بگوید آدم خودشیفته‌ای نباشد نسبت به بندگان خدا، متکبر نباشد، خودبرتربین نباشد.@یک کلام: اگر کسی می‌خواهد ذکر و عبادت روی او اثر داشته باشد معرفتهایش هدر نرود کارها و زحماتش هدر نرود باید بی‌آبروتر از خودش، گناهکارتر از خودش سراغ نداشته باشد.@اگر به قول امام صادق (علیه السّلام) گمان کردی از یک نفر بهتر هستی فرمود: «فهو مستکبر» مستکبر هستی و تکبر داری، اصلاً در ذهنت نیاید که از یک نفر بهتر هستی از هیچ کس، و این حفاظ خوبی است برای نجات انسان در دنیا و آخرت.@انسان زمانی آسیب می‌بیند که باور می‌کند از بقیه یا از یک نفر حداقل بهتر است اینجاست که سقوط می‌کند. خب حالا برای اینکه تمام دارایی‌هایت را حفظ بکنی پا روی خودت بگذار برای همین می‌گوید با تکبر نباید باشد. کبریایی و بزرگی نسبت به بندگان خدا نباید داشته باشی.@و هر کس لا اله الا الله را بگوید و دچار شک و دودلی و تکبر و غرور نباشد خدا او را از آتش دوزخ می‌رهاند. «ما علی الأرض رجل یقول لا اله الا الله و الله اکبر سبحان الله و الحمدلله و لا حول و لا قوة الا بالله الا کفرت عنه ذنوبه و إن کانت مثل زبد البحر» شبیه به این را قبلاً خوانده بودیم اگر خاطرتان باشد.@ هیچ بنده‌ای نیست که در روی زمین (اینکه میگوید مرد یعنی بنده خدا، زنان را هم می‌گیرد فرقی نمی‌کند) هیچ شخصی نیست بر روی زمین که بگوید لا اله الا الله و الله اکبر سبحان الله و الحمدلله و لا حول و لا قوه الا بالله مگر اینکه گناهانش همه پوشیده می‌شود. حتی اگر به اندازه از کف دریاها هم گناهش بیشتر باشد هر چقدر باشد پوشیده می‌شود، ببینید خدا چقدر برای ما راهکار قرار داده.@ این از نبی اکرم هست سپرتان را بگیرید، گفتند چی از دشمنی که می‌خواهد الان با آن آماده جنگ هستیم و می‌خواهیم با او جنگ بکنیم «قد حضر» دشمن حاضر شده و می‌خواهد حمله بکند یا حمله کرده؟ فرمود نه در مقابل آن نه، در مقابل آتش جهنم، چی هست؟ سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر چهارتا شدند، زیرا اینها روز قیامت نجات‌بخش و پیش‌برنده هستند اینها ماندگارهای نیک هستند.@ کاش ما بفهمیم و در قلبمان برود که اینها ماندگاری دارند «ما عندکم» دائم در وجودت درخت بکار و این رشد می‌کند هر چه بیشتر بگویی این در وجودت بیشتر رویش می‌کند و این اجازه ورود به جهنم را به انسان نمی‌دهد.@ خب می‌رویم سراغ موضوع بعدی: اموری که ثواب‌گویی تسبیح را دارند. اولین مورد گفتگوی علمی هست که ثواب تسبیح دارد. «تَعَلَّمِ اَلْعِلْمَ فَإِنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنَةٌ وَ مُدَارَسَتَهُ تَسْبِيحٌ وَ اَلْبَحْثَ عَنْهُ جِهَادٌ» هیچ دینی اینطوری نیست هیچ دینی به اندازه اسلام به تفکر و تعقل و فکر مطالعه اهمیت نمی‌دهد.@ اسلام چندتا منبع قدرتمند برای مطالعه به ما معرفی کرده: 1 ـ تاریخ، از تاریخ و گذشته‌ها عبرت بگیرید تاریخ گذشتگان را بخوانید و بفهمید و عبرت بگیرید و ببینید که فرمولهای زندگی آنها با شما یکی هست آنها چطوری شدند شما هم آنطوری مسیر آنها را خواهید رفت عبرت گرفتن از تاریخ خیلی مهم است مطالعات تاریخی یک عبادت بزرگ هست به قصد چی؟ عبرت‌گیری.@2 ـ طبیعت: خیلی قرآن صدها آیه مطالعه طبیعت، اسلام برعکس مسیحیت که منع می‌کند مطالعه در طبیعت را و اگر یک چیزی ثابت بشود خلاف عقائد مسیحی می‌گویند نه، اصلاً برای اینکه اثبات نشود سالها جلوی این پیشرفت را گرفتند و گفتند نه فقط هر چه ما و کلیسا می‌گوید.@اسلام اینطور نیست می‌گوید هر چه می‌خواهید مطالعه کنید در هر رشته‌ای می‌خواهید بروید، پیامبر می‌گوید هر رشته‌ای را بروید آخرش به توحید می‌رسید. کدام رشته هست که ما آخرش به توحید نمی‌رسیم؟@ یک رشته شما سراغ دارید که آدم مطالعه کند آخرش به توحید و الله نرسد در این رشته؟ چون ظهورات خودش است نظم و قاعده و فرمول و حساب و کتاب دارد بالأخره از یک جایی منشأ دارد این خیلی مهم است.@ لذا بسیار سفارش کرده دین هم اینطوری بوده. ما در اسلام چیزهای بسیار افتخارآمیز داریم که بی‌نظیر است. شما کجای دنیا سراغ دارید اسیر بگیرند و بگویند اگر اسیر باسوادی هست ده تا مسلمان را باسواد کند آزاد می‌شود؟ این قدرت دین ماست پیامبر به تفقه و علم بیشترین اهمیت را می‌دهد.@ وارد مسجد می‌شود می‌بیند که یک عده دارند عبادت می‌کنند و ذکر می‌گویند یک عده دارند کار علمی می‌کنند. حضرت فرمود که هر دو گروه به خیر هستند «ولکن بالتعلیم أرسلت» من برای تعلیم آمدم من معلم هستم مُدارسه یعنی همین که می‌نشینیم با هم بحث می‌کنیم ثواب تسبیح را دارد. «وَ اَلْبَحْثَ عَنْهُ جِهَادٌ» بحث از آن جهاد است.@2 ـ نفس کشیدن شخص اندوهگین برای اهل بیت (علیهم السّلام)، این هم فوق‌العاده است دلم نمی‌آید اصلاً عربی‌اش را نخوانم «نَفَسُ المَهْمُوم لَنَا»نفس کسی که مهموم و غمزده است به خاطر ما «المُغْتَمَّ لِظُلْمِنَا» غمزده است نسبت به ظلمی که به ما شده «تَسْبِيحٌ» تسبیح است.@پس شما وقتی که دارید برای اهل بیت عزاداری می‌کنید ناراحت هستید و غصه می‌خورید یا کار می‌کنید برای هیئت‌تان، تلاش می‌کنید برای مجالس اهل بیت «وَهَمُّهُ لأَمْرِنَا عِبَادَةٌ» یک کسی درگیر کار معصوم است معرفی امام زمان، کار مهدوی، تبلیغ امام زمان در دنیا.@این همتی که این دارد «وَهَمُّهُ لأَمْرِنَا» کارهای اهل بیتی انجام می‌دهند در شهرشان در محل کارشان در خانه‌شان مجلس و مراسم می‌گیرند یک کاری تبلیغ می‌کنند هر چه که برای اهل بیت و احیاء امر اهل بیت هست می‌گوید این عبادت هست.@«وَكِتْمَانُهُ لِسِرِّنَا جِهَادٌ فِي سَبيلِ اللهِ» اینکه شیعیان اسرار ما را کتمان بکنند این جهاد در راه خداست. حالا فارسی را هم می‌خواهید ببینید ببینید.@اسرار ببینید اهل بیت من چیز کمی از آن را بگویم، مثل زمان جنگ خودمان، مثلاً فرض بفرمایید یک فرمانده می‌داند که چه موقع عملیات می‌شود، مثلاً ما خودمان در اطلاعات عملیات بودیم اول از این مخفی بودیم یعنی یک موقعی ما در کوه می‌رفتیم چند ماه در کوه مخفی بودیم.@برای خودمان یک سوله‌ای درست می‌کردیم همانجا می‌ماندیم فقط بیرون می‌آمدیم شناسایی می‌رفتیم هیچ کس هم نمی‌دانست نه گردان داشتیم نه چیزی داشتیم غذایمان را هم می‌رفتیم از جای دیگر تهیه می‌کردیم که اصلاً نفهمند ما کجا هستیم. مخفی می‌کردیم چون اگر لو می‌رفت جان هزاران نفر به خطر می‌افتاد، می‌خواستیم در منطقه عملیات بکنیم.@ فردا نمی‌توانم بیایم برای زن خودم بنویسم که ما الان فلان جا هستیم و قرار است عملیات بکنیم؛ اصلاً جوک شده بود زمان جنگ بعضیها می‌گفتند ننه جان از آن محور عمل کنید بعضیها مادرشان توصیه می‌کردند در نامه که ننه جان از این محور عملیات کنید.@ این خوب نیست. آدم باید راز را نگه دارد اسرار را نگه دارد. نماینده مجلس است باید راز مجلس را نگه دارد بیرون نرود لو بدهد، وزیر است باید این را حفظ بکند، عضو شورای امنیت کشور هست یک چیزهایی هست که نباید بگوید آبروی کشور و شیعه است راز است راز اقتصادی و سیاسی است.@ دانشمند است الان دارد روی یک پروژه کار می‌کند دانشمند هسته‌ای، فیزیک، موشکی است در انرژی هسته‌ای کار می‌کند در وزارت دفاع کار می‌کند، دارند الان یک اسلحه و هواپیمای جدیدی می‌سازند حالا می‌آید برای خودشیرینی به زنش هم می‌گوید.@یا نیروی اطلاعاتی امنیتی هست یک موقع زنش خیلی قابل اعتماد است و می‌داند دهانش هم قرص است هیچی، ولی یک موقع هست که هر جا می‌رود می‌خواهد خودش را معرفی کند و بعد هم از اسرار کارهایی که کرده.@حافظ شخصیتها هست می‌آید از زندگی شخصی آنها تعریف می‌کند اینها همه آبروبری است اینها خوب نیست اینها گناه است و فرمود کسی که اسرار را فاش می‌کند مثل کسی است که با شمشیر به روی ما اسلحه می‌کشد و ما را می‌زند.@سرّ شیعه و مملکت باید چه بشود؟ حفظ بشود؛ نماینده مجلسی که می‌آید در اینستاگرام خودش مثلاً اسرار مجلس را فاش می‌کند یا مثلاً می‌برد برای اجنبی می‌گوید و یا راحت لو می‌دهد که ما امروز موضوع بحثمان جلسه غیرعلنی چه بود، خب اگر قرار بود علنی بشود غیرعلنی نمی‌شد.@یعنی تو حرف نزن. نماینده مجلس بی‌تقوا می‌آید همانها را که در محتوا هست بیان می‌کند یا هیئت دولت یک بحثی می‌شود نباید گفته بشود، گفته می‌شود می‌بینی قیمتها چند برابر یکدفعه تغییر می‌کند.@ یک تصمیمی می‌خواهند بگیرند برای شش ماه بعد، یک وزیر بی‌تقوا یک وزیر سودجو می‌گوید که بتواند بازار را به نفع خودش و ایل و تبار خودش تغییر بدهد. اینها اسرار نظام است.@ پیش رهبری رفتی امام و... یک حرفهای بین شما رد و بدل شد اول از این کسی حق ندارد سؤال کند گفتم سؤال تجاوز است حرام است از کسی راجع به سرّ و رازش سؤال نکنید بعد هم کسی حق ندارد این مسائل را که مربوط به شیعه هست بگوید و فاش بکند. الان داریم روی اسلحه‌ای کار می‌کنیم اینطوری است.@یا اینکه مثلاً یک رازی هست مربوط به کشور است می‌بینی در تلگرام دارد پخش می‌کند در تلگرام راجع به آن می‌نویسد. من یک وقتهایی به بعضی از این شخصیتها اعتراض می‌کنم شخصیتهایی که نباید اسرار را بگویند جان خیلی‌ها به خطر می‌افتد.@شما برای چه در تلگرام که زمین دشمن است برای چه اسرار را، مثلاً پروژه‌های علمی و اقتصادی‌شان را می‌گویند برایم طرح را تلگرام کن بیاید، این که لو می‌رود. یا مثلاً خیلی اسرار دیگر، اسرار نظامی، شخصیتی هست جان یک کسی به خطر می‌افتد ناموس یک کسی به خطر می‌افتد.@من یادم هست یک تعدادی مهمان خارجی داشتیم با آنها جلسه گذاشتیم خیلی سال پیش، بچه‌های خوب و بسیجی یک کشوری بودند مؤسسه ما آمده بودند برای اینها کلاس و دوره داشتیم، یک کسی بی‌تقوایی کرد این را لو داد همه اینها را کشتند همه را وقتی کشورشان برگشتند 20 نفر بودند همه را کشتند و به شهادت رساندند.@یک نفر نتوانست جلوی دهانش را نگه دارد که اینها اینجا آمدند و دارند دوره می‌بینند. خب بعد آنطرف لو رفت و آنجا هم فهمیدند که اینها آمدند اینجا دوره دیدند همه را به شهادت رساندند. همین یک آدم همینطوری فضولی در کار دیگران کردن، اخبار و اطلاعات جمع کردن.@ یا همین الان این دشمن فکر می‌کنید چقدر مفت به ما داده ما را در انرژی هسته‌ای در همه جا در غذامان دارند تحریم می‌کنند اینها چرا اینقدر مفت به ما می‌دهند.@ طرف سخنگوی کاخ سفید است. می‌گوید ما یکی از موفقیتهایمان این بود که گوشی اپل و گوشیهای هوشمند را توانستیم در ایران توسعه بدهیم و بیشترین اطلاعات و جمع‌آوری در کل دنیا از ایران است. چون مردم تمام اسرارشان را در این دستگاه می‌ریزند اخبار و اطلاعات.@ما مثلاً فرض بفرمایید از امشب شما تشریف ببرید ما ماندگار هستیم مهمانهای خارجی داریم طلبه‌های خارجی از دهها کشور با آنها سه روز اردو داریم حالا مثلاً یک موقع می‌بینید حالا خودشان در همین گوشیها حواسشان نیست همه جا برای همه برملاست دیگر نگفتن ندارد.@

همین چند وقت پیش یک کسی بی‌احتیاطی می‌کرد به من گفت اسامی خارجیها را بنویس برای من بفرست بیاید، تو اصلاً حواست نیست داری به من چه می‌گویی، من در این دستگاهی که دست دشمن است و دارد آن را نگاه می‌کند در هفت لایه و اطلاعاتش را ذخیره می‌کند اسامی کسانی که قرار است بیایند یک دوره‌ای را ببینند در این چکار می‌کند، من در این برای تو بفرستم؟!@ دیگر تنبل‌خانه شده؛ اسامی را تلگرام کن برای من بفرست بیاید، خب این را همه می‌دانند که یک دوره‌ای هست و کسی به نام شجاعی دارد برای یک تعداد اینطوری.@من الان هر کشوری که می‌روم معمولاً دوستان عراق دیدند همین چند روز پیش که عراق بودیم به آنها رفتنی گفتم نگاه کن الان پاس من را باز می‌کند و دست نمی‌زند بلند می‌شود خودش بیرون می‌رود (دیگر من عادت کردم) ساواک را صدا می‌کند ساواکی‌شان، نیروی اطلاعات امنیتشان می‌آید من را نگاه می‌کند.@بعد اگر فعلاً قرار نیست من را بکشند و دستگیر کنند می‌گویند برو، ولی اگر قرار باشد من را می‌گیرند تا حالا هم یک بار من را گرفتند هر بار رفت و برگشت اینطوری است یعنی ما هر وقت می‌رویم وارد عراق می‌شویم کشورهای دیگر هم همینطور است.@تا ما را در تصویر می‌بینند یارو می‌ایستد می‌رود کپی می‌گیرد از کل صفحات ما یا می‌آید ما که آنجا لو رفته هستیم و همه ما را می‌شناسند بعد برگشتنی هم همینطور داشتیم می‌آمدیم گفتم بچه‌ها، همه می‌روند یک مهر می‌زنند و می‌روند.@گفتم نگاه کنید الان قیافه طرف را نگاه کنید سلام علیک می‌کرد و پاس را باز می‌کرد و یک تکانی می‌خورد و بلند می‌شد می‌رفت، یک دکمه‌ای هم دارند معلوم است وقتی می‌زنند ساواکی می‌فهمد که باید بیاید.@ می‌آید کنترل می‌کند و می‌بیند که فعلاً موردی ندارد از کشور خارج بشود و بعد مثلاً می‌گوید بفرمایید و خوش‌آمدگویی می‌کند. خب ما در لیست آنها آنجا قرار داریم بالأخره یک روزی می‌خواهند آنجا دخل ما را در بیاورند ولی این است، بعد حالا که ما شناخته شده هستیم.@ بعد می‌گویند این آدم ستاره‌دار و علامت‌دار حالا مثلاً اینقدر آدم خارجی را هم جمع کرده دارد تربیت می‌کند. معلوم است که همه ما زیر سؤال هستیم. همه ما را دارند می‌بینند و کنترل می‌کنند همه جوره، پس تو برای چه از من می‌خواهی که یک عالم اطلاعات مردم را به این بدهم فردا این بدبختهای بیچاره برمی‌گردند.@ بارها این اتفاق افتاده طلبه اینجا آمده ده سال درس خوانده تربیت شده آنجا رفته او را کشتند ترور بیولوژیکش کردند یک چیزی به او زدند سرطان گرفته چند وقته مرده همین که رفت او را کشتند.@ الان باز ما داریم و کار می‌کنیم برای طلبه‌ها همه برای جانشان می‌ترسیم. چون اینها بندگان خدا به خاطر بی‌فکری یکسری از خودی‌ها که مثلاً آنها آنطرف می‌روند همه چیزشان هم لو رفته است. آنها هم می‌فهمند که بالأخره این ایران رفته دوره دیده این اگر الان بیاید شیخ زکزاکی می‌شود یکدفعه 20 میلیون نفر آنجا شیعه می‌شوند شوخی نیست.@می‌گوید این الان یک امام خمینی است یک ولی فقیه خودش آنجا هست زودتر دارد می‌آید بدتر از شیخ، شاگردانی که ما الان داریم تربیت می‌کنیم شاگردان اینها هستند، الان او آنجا می‌رود و او را می‌زنند می‌کشند، که اصلاً این یک شیخ زکزاکی دیگر درست نشود.@این کتمان سرّ خیلی مهم است که چیزی که به تو مربوط نیست دخالت و فضولی و کنکاش نکن، کجا بودی؟ چه شد؟ آنجا چکار کردی؟ کجاها رفتی؟ چرا عکس تهیه نکردی؟ عکسها را از آن مکان برای ما بفرست.@بعضی از دوستان از ما توقعهایی دارند می‌گوید حالا آنجا هستید من به بچه‌های روابط عمومی می‌گویم وقتی من خارج از کشور می‌روم نگویید ما کجا می‌رویم یا از ما درخواست نکنید عکس بفرستم.@چند وقت پیش ما یکی از کشورهای اروپایی رفتیم چقدر خودمان را نگه داشتیم که هیچ کس ما را نبیند عکس نگیرند دوربین نگیرند فیلم نگیرند یک آدم بیخودی آنجا آمد یکدفعه با همین دوربینها چندتا عکس در آن فضایی که ما نباید دیده بشویم از ما گرفت بعد هم در تلگرام گذاشت همینطوری پخش کرد که آقای استاد شجاعی در این شهر رفته دارد این کارها را انجام می‌دهد.@ما اصلاً بعضی از کارهای بین‌المللی‌مان را سر همین بی‌احتیاطی تعطیل کردند در کشورهای مهم، دفاتر قدرتمند داشتیم فعالیتهای قوی داشتیم که کار می‌کردیم خیلی قوی و قدرتمند، همه را تعطیل کردند به خاطر همین بی‌فکری که افراد کتمان سرّ ندارند دهانشان را نمی‌بندند و جلوی فضولی‌ها و کنجکاویهایشان را نمی‌گیرند یکدفعه می‌بینید جان خیلی‌ها به خطر می‌افتد.@در روایت داریم روز قیامت اولین چیزی که از آن سؤال می‌شود دم است قتل، طرف می‌آید می‌بیند در نامه عملش یک عام خونریزی نوشته می‌گوید من کسی را نکشتم من آزارم به یک مورچه نرسیده تو آنجا بی‌احتیاطی کردی این همه آدم کشته شدند به خاطر بی‌احتیاطی تو، به خاطر بی‌فکری تو کشته شدند.@یک جاهایی آدم دارد فعالیت می‌کند فعالیت باید علنی نباشد فعالیت باید مخفی باشد باید دشمن نفهمد ولی الان اینها را دست ما دادند چون اینها هم صدا را ضبط می‌کنند.@امام صادق می‌گوید قرار بوده حکومت جهانی شیعه سال 70 باشد و شیعیان کتمان راز نکردند خدا 70 سال عقب انداخت و سال 140 انداخت و دوباره شیعیان اسرار ائمه را لو دادند و خدا غضب کرد و دیگر عقب انداخت و فرصتی برایش قرار نداد. این بدبختی که ما به خاطر اینکه افراد جلوی خودشیفتگی‌هایش.@همه چیز را من باید بدانم آن چیزی که به تو ربطی ندارد برای چه سؤال می‌کنی؟ اصلاً وظیفه تو نیست، ربط به تو ندارد چه کسی بود؟ چه گفت؟ چی شد؟ چطوری شد؟ کجا رفتید؟ چکار کردید؟ چرا اینطوری شد؟ بار خودت را برای چه سنگین می‌کنی؟! چرا؟ حس فضولی و کنجکاوی دارم.@قرآن می‌فرماید: «لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ» راجع به چیزهایی سؤال نکنید که وقتی جوابش را بفهمید خودتان هم اذیت می‌شوید.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@