سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیهشده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. روایت بعدی در تسبیح حضرت زهرا (سلام الله علیها) از امام صادق (علیه السّلام) هست. هر کس پس از اتمام نماز واجب پیش از آنکه پاهایش را بگشاید (یعنی از حالت دوزانو خارج بشود) تسبیحات فاطمه (علیها السّلام) را بگوید خداوند بهشت را بر او واجب میگرداند.@ خدا کند که ما این احادیث را ایمان و یقین داشته باشیم. یک کسی با یقین و ایمان این را بگوید. اینقدر این تسبیح عظمت دارد و ببینید خداوند مهربان چه چیزی به دین ما و ما هدیه کرده.@امام صادق (علیه السّلام) هر کس در تعقیبات نماز واجب 100 مرتبه تسبیحات فاطمه (سلام الله علیها) را بخواند و در پی آن لا اله الا الله بگوید خداوند او را میآمرزد. ببینید چقدر استغفار و آمرزش را خداوند تبارک و تعالی راحت گرفته که دائم شیطان نیاید بگوید نمیتوانی، مشکل داری، گرفتاری، تو گذشتهات خیلی آلوده است؛ خداوند هزاران راه برای آمرزش و توبه و بازگشت برای ما گذاشته.@حالا شما تأیید میفرمایید اگر یک کسی با وجود این سر از جهنم در آورد چهنم چیه؟ حقش است و واقعاً این آدم لیاقت دارد با وجود اینکه این خدا این همه راه برای توبه و بازگشت قرار داده یک کسی از اینها استفاده نکند از این همه ابزار برای پاکی خودش و معلوم است این آدم بیلیاقتی است و واقعاً لیاقتش همان جهنم هست.@باز امام صادق (علیه السّلام) فرمود: گفتن تسبیحات فاطمه (علیها السّلام) در هر روز پس از هر نمازی نزد من محبوبتر از خواندن هزار رکعت نماز در هر روز است؛ برای من این محبوبتر هست. نکته خیلی اساسی که میخواهم باز خدمت شما عرض کنم این هست که ما باید به محتوای تکبیر و تحمید و تسبیح فکر بکنیم.@تحمید یعنی چی، آن استفاده ضد ضربه شدن را از آن استفاده بکنیم دست از خودخواهی و خودشیفتگی و غرور و عجب و ناراحتی و حسادت و اینطور چیزها برداریم با تحمید، تحمید بتواند روح ما را جلا بدهد و اخلاق ما را بهشتی بکند این خیلی مهم است این از هزار رکعت بالاتر است اینکه بالأخره یک محتوایی دارد بالأخره ما باید اثر این را استفاده بکنیم.@شما نگاه کنید اورانیوم در اجتماع زیاد است در طبیعت زیاد است یک تکه یک جایی افتاده، این همه اورانیوم، افراد در معدنش بروند کاری نمیتوانند بکنند این اورانیوم برای اینکه بتواند آن آثار شگرف را داشته باشد باید برود مراحل علمی و صنعتی خودش را طی کند تا انرژیاش را چکار کند؟ آزاد کند.@ الحمدلله، سبحان الله اینها مثل اورانیوم میماند خیلی بالاتر، در آنها هستههایی هست که در آنها آثار شگفتانگیزی وجود دارد و ما باید با مکانیزم معرفت اینها را بشکافیم همانطور که با علم و معرفت ما اورانیوم را مثلاً بارور میکنیم و از آن در انرژی هستهای استفاده میکنیم اذکار هم همینطور هستند اذکار هم معدن هستند که ما باید با سلاح معرفت آن خاصیتشان را باز کنیم.@اینطوری هست که یک ولیّ خدا میگوید یک یاعلی بگویی برای کار کافی هست این خیلی مهم است. پس این معرفت هست که به یک چیزی میخورد و آن چیز را قیمتی و ارزشمند میکند. هر چقدر سطح معرفت و پاکی ما بالاتر برود این ذکر وقتی وارد روح بامعرفت و پاک میشود آن انفجارات عظیم و نورانیتهای عظیم را ایجاد میکند.@همین ولیّ خدایی که من گفتم شاید نزدیک به 30 سال پیش خدمتشان میرسیدیم در قم به رحمت خدا رفتند قبل از هجرت بنده به قم بود کلاس استادمان میرفتیم و بعد شبها بعد از کلاس یک سری به منزل ایشان میرفتیم.@یک موقعی من خودم همیشه چون تنها بودم وسیلهای هم نداشتیم خودمان را قم میرساندیم بعد از کلاس استاد من میرفتم یک سر به ایشان میزدم و بعد زیارت و بعد تهران برمیگشتم.@یک روز تنهایی رفته بودم خیلی وقتها دوستان دوست داشتند که با من بیایند ایشان را ببرم من هم همیشه دوستان را سعی میکردم دعوت کنم که همه برای زیارت ایشان بیایند و ببینند و استفاده کنند از تنهایی و تک رفتن بدم میآمد.@ولی یک موقعی افتاد تنها هم بودم، خدمت ایشان رفتم و به ایشان گفتم که یک کسی هست مریض است، گفت کجاست؟ قم است یا تهران است؟ گفتم تهران است، گفت خب حالا تهران رفتی یک حمد از طرف من بخوان به یک قند و بده او بخورد.@یک موقع هست خودش یک حمدی میخواند میگوید این را به او بده بخورد؛ این میتواند آن آثار خودش را در حمد ما هم چکار کند؟ وارد کند، گفت از طرف من یک حمد به آن بخوان و بده به او بخورد. این حمدی که او میخواند یا بعضی از بزرگان باز ما خیلی خدمتشان میرسیدیم در دوران دفاع مقدس همینطوری بود؛ چطوری اینطوری میشود؟!@یعنی این حمد را ما هم میگوییم آنها هم میگویند؛ امام صادق (علیه السّلام) فرمود اگر اسبم پیدا بشود خدا را چنان حمد خواهم کرد که هیچ کس حمد خدا را به جا نیاورده باشد. همه گفتند چکار میخواهد بکند امام صادق؟! خلاصه اسب پیدا شد و حضرت فرمود الحمدلله، همه همینطوری وارفتند، گفتند ما هم که این را میگوییم، حضرت فرمود از این بالاتر نیست.@حمد حضرت کجا حمد ما کجا، الحمدلله ما کجا، الحمدلله آنها کجا، این انس و تقوا و پاکی و معرفت است که وقتی به این انرژی هستهای اذکار میخورد یک دفعه آنها را آزاد میکند، این بیشترین زمانی که ظهور کرد زمان جنگ بود، که بچهها که بسیج بودند، خیلی از آنها اسماء اعظم در جبهه عادت شده بود.@ما بعد از جبهه از این چیزها دیگه ندیدم ولی در زمان جنگ زیاد بود، بچهها خیلی ساده با یک صلوات معجزه میکردند، با یک یا حسین معجزه میکردند، چون به آن توان رسیده بودند از دنیا گذشته بودند، مرحله تقوا اصلاً معنا نداشت، تقوا یعنی چی، اینها به یک شوقی از دلدادگی رسیده بودند که نورانیت داشتند.@طرف گریه میکرد، یکی از این بچه شمال شهری بود، به فرمانده میگفت تو اگر اجازه من را بگیری من جنگ بروم، من دستان تو را شفا میدهم، شما نگاه بکنید، از مادرم حضرت زهرا شفایتان را میگیرم، من دستهایم سوخته بود، یادم نیست، دستکش دستم میکردم، ما رفتیم اجازهاش را گرفتیم، گفت بیا، دستکشهایم را در آورد گفت خوب است برو، دیدم دستهایم خوب است.@عادیترین بچهها این کار را میکردند، همین فرمانده ما که این معجزه را میکرد، قبل از اینکه ما برویم برای شبها شناسایی، به من میگفت آقای شجاعی من قرآن بلد نیستم بخوانم روخوانی به من یاد بده، این روخوانی قرآن بلد نبود.@من قبل از اینکه حرکت بکنیم غروبها یک درس تفسیر داشتم آن موقع یک تفسیری را برای رزمندهها میخواندیم، ایشان آن موقع میآمد سر کلاس من مینشست ظاهراً شاگرد من بود، تازه بعدش هم میخواستم، اَ اِ اُ به او یاد بدهم، ولی شب این استاد ما بود، من استاد روخوانی بودم، او عرفان عملی بود.@پس این بخورد به ذکر غوغا میکند، بخورد به ذکر آن عنصر معرفت بخورد به ذکر غوغا میکند، اینکه امام جواد (علیه السّلام) فرمود «الْقَصْدُ إِلَى اللهِ تَعَالَى بِالْقُلُوبِ أَبْلَغُ مِنْ إِتْعَابِ الْجَوَارِحِ بِالْأَعْمَالِ» «تَفَكُّرُ ساعَةٍ خَیْرٌ مِنْ عِبادَةِ سِتّینَ سَنَةً» از 60 سال عبادت بالاتر است؛ تفکر، معرفت، تمرکز اینهاست که آدم را اوج میدهد و سالهای سال جلو میاندازد.@بالأخره حالا این آدم جمع کند بیاورد ذکرش را بگوید، ببیند چقدر تأثیر دارد تکبیر و تحمید و تهلیلش را که حضرت میگوید پیش من از هزار رکعت بالاتر هست این عنصر معرفت این کار را میکند.@یعنی چی؟ یعنی شما باید وقت بگذاری هزار رکعت نماز بخوانی این نورانیت را جمع کنی، وقتی عنصر معرفت را به یک ذکری میزنی مثل ذکر حضرت زهرا، چند لحظه است؟ مثلاً پنج دقیقه میشود، پنج دقیقه کار آن هزار رکعت را انجام میدهد کیفیت خیلی مهم است «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» این مهم است.@پس بدانیم که چه داریم میگوییم و هر چقدر ما سطح معرفت و یقینمان را بالاتر ببریم حالا دو رکعت نماز که آدم میخواند معادل هزاران رکعت، معادل دهها سال رکعت یک آدم جاهل هست، این آن اکسیری هست که به هر چیزی بخورد نمیگوییم طلا میکند طلا که چیزی نیست ابدیت با آن میسازد این دوتا عنصر، پاکی و معرفت.@بحث بعدیمان که تسبیحات چهارگانه است تسبیحات چهارگانه یعنی (سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر). (سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر فی ذَنبِ المُسلِمِ مِثلُ الأَكِلَةِ فِی جَنبِ ابنِ آدَمَ) معنیاش را هم که میدانید، این تسبیحات چهارگانه در گناهان یک مسلمان مثل خوره در بدن آدمیزاد است.@یعنی وقتی کسی بعد از نماز مینشیند تسبیحات میگوید یا موقع خوابش تسبیحات میگوید، برای همین میگویم یک خواب راحت را شما با تسبیحات میتوانید داشته باشید چون روح را پاک میکند یک حمام هست برای نفس، میگوید این مثل خوره در گناهان یک مسلمان نابود میکند گناهان یک مسلمان را این تسبیحات.@و هر چقدر (این تلویزیون تبلیغ میکند قدرت پاککنندگی راجع به مایعهای لباسشویی و ظرفشویی و دستشویی) این عنصر تقوا و معرفت بیشتر باشد البته با تمرکز، آن هم خود تمرکز یک اکسیر است یعنی حضور قلب وقتی بیشتر باشد قدرت پاککنندگی بیشتر است.@نه اینکه داری ذکر میگویی وسط ذکر تصمیم گناه داری و خیال گناهآلود هم داری و داری به گناه بعدی که میخواهی انجام بدهی فکر میکنی این نشود.@نبی اکرم: شبی که به معراج برده شدم ابراهیم (علیه السّلام) را دیدم به من گفت ای محمد از جانب من به امتت سلام برسان و به آنها بگو که بهشت خاکی پاک و آبی گوارا دارد و دشتستانی است که نهالهایش عبارتند از سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر.@بهشت اینطوری هست، یعنی چی؟ یعنی ساختار بهشت با این اذکار است. یادتان هست که در بهشت یک کاخی بود از مروارید سفید، این برای کسی بود که سبحان الله بگوید، این هم همینطور هست.@پس در واقع میخواهد بگوید که زمین بهشت در نفس خودت است، زمین بهشت کجاست؟ و همینطور زمین جهنم، در نفس خودت است و آنجا این نفس تو هست که باز میشود و تبدیل به بهشت یا جهنم میشود خودت ظهور میکنی.@در واقع خودت آنجا ظهور میکنی بهشت و جهنم ظهور نفس انسان هست هر چه در آن بکاری به قول امام صادق ایشان یک حدیث فارسی فرمودند با این جمله فرمودند (هر چه بکاری همان میدروی) این همین هست که در وجود ما ما میکاریم.@عشق و تقوا و معرفت و پاکی و شور و اخلاق اینها همه بهشت میشود تندی و تیزی و عصبانیت و زودرنجی و حساسیت و حسادت و غم و غصه و مقایسه و حرص و اینطور چیزها احساسهای پوچی همه جهنم میشود، دقت کنید چه میگویم.@بنابراین انسان وقتی که اینها را بفهمد در زندگیاش همانطور که از یک دشمن از یک مار خطرناک از جهنم فرار میکند باید از اخلاق بد و ناامیدی و حرص و جوش و غصه و مقایسه فرار بکند و الا در اینها بیافتد همان لحظه در جهنم افتاده و دارد میسوزد این تمام پر و بال انسان را میسوزاند.@این فرمایش حضرت ابراهیم (علیه السّلام) خیلی زیباست و مهربانی حضرت، یکی از چیزهای خیلی جذاب و جالب در سفر معراج پیامبر این هست که پیامبران امتهای قبلی که ما به آنها در زیارت حضرت معصومه و زیارت بعضی از بزرگان دیگر سلام میدهیم.@مثل زیارت حضرت عبدالعظیم یا بعضی از زیارتهای ائمه اینها در هر آسمانی که بودند وقتی پیامبر را میدیدند چون اینها محل استقرار داشتند در هر آسمانی از آسمانها این انبیاء عظام بودند مقاماتشان آنجا هست، همه آنها به ما سلام رساندند همه آنها نگران ما بودند و همه آنها تجربههایشان را در اختیار پیغمبر قرار میدادند.@«ﻣﺎ ﺳﺒﺤﺖ وﻻ ﺳﺒﺢ اﻷنبیاء ﻗﺒﻠﻲ ﺑﺄﻓﻀﻞ ﻣﻦ ﺳﺒﺤﺎن اﻟﻠﻪ و الحمد ﻟﻠﻪ و لا اله الا الله و الله اکبر» نه من و نه هیچ یک از پیامبران تسبیحی نگفته برتر از تسبیحات اربعه یعنی اوجش هست برای همه.@خب این مسند ابن حنبل هست و ما از کتاب اهل سنت هم اینجا نقل کردیم. مردی نزد پیامبر آمد و گفت ای پیامبر خدا من نمیتوانم چیزی از قرآن بخوانم پس مرا چیزی بیاموز که آن را جبران کنم.@یکی از چیزهای خیلی قشنگ که در فرهنگ اسلامی هست و مردم زمان پیغمبر خیلی خوب از آن استفاده کردند این بود که (ما باید از آن استفاده کنیم) اینکه ما گرفتار محدودیتها نشویم. مثلاً یک کسی الان روزه نمیتواند بگیرد زود بگوید خب حالا من روزه نمیتوانم بگیرم چکار کنم ثواب روزه را بگیرم؟ ارزش و قیمت را میخواهد بگوید.@حالا اینها به این بهشت رفتند من الان از این طریقی که اینها بهشت رفتند با این کار نمیتوانم بروم، چطوری در این بهشت بروم؟ یک راه میانبر و راه دیگری وجود دارد؟ این خیلی مهم است تفکر و جایگزینی، اینکه بنبست نه برای خودت درست کن نه برای دیگران، راه را برای خودت هیچ وقت نبند و برای دیگران هم نبند.@شما نگاه کنید در دعاهایی که ما میخوانیم اهل بیت به ما یاد دادند میگویند شما از اولیاء خدا ممکن است عقب بمانید آنها به یک درجاتی میرسند و کارهایی میکنند ولی نگذارید این عقبماندگی برای شما ایجاد بشود.@میگوید دستت را بالا ببر و به خدا بگو خدایا هر چه که به او دادی به من هم بده. حالا ماه رمضان میآید دعای امام سجاد را نگاه کنید میگوید خدایا هر چیزی که به اولیائی که خوب روزه گرفتند چون دعاست و درخواست است شما با کریم مطلق سروکار دارید چیزی از او «إِنَّهُ لَا تَنْقُصُكَ الْمَغْفِرَةُ وَ لَا تَضُرُّكَ الْمَوْهِبَةُ» کم نمیکند از تو مغفرت و بخشش چیزی از تو نمیکاهد و ضرری به تو نمیزند بینهایت هستی.@ماه رمضان در دعای افتتاح چه میگوییم؟ میگوییم «إلا جوداً و کرما» از تو چیزی اضافه نمیکند بخشش و مغفرت ما جز جود، هر چه که به ما بیشتر ببخشی جود و کرم تو در واقع اضافهتر میشود. مثل علم است علم هر چه استاد ببخشد به علم خودش اضافه میشود یا نه؟ بله.@لذا وقتی که با این مکانیزم روبرو هستی اصلاً ناامیدی نداری تلاشت را تا آخر بکن و بگو خدایا ما اینقدر توانستیم تلاش بکنیم من تلاشم این است، خدا این مکانیزم را قرار داده.@موسی میگوید من میخواهم کسی را ببینم که در بهشت هم درجه من است خدا میگوید برو فلان جا ببین؛ میرود میبیند یک پسری هست مادرش را در یک سبدی آن بالا آویزان کرده پیرزنی هست و دارد از مادرش پذیرائی میکند که حالا آنجا حیوان نرود او را بخورد و مراقبت میکند؛ این مراقبت این جوان از مادر معادل کل کارهای موسی است.@یک کسی نگوید کاشکی من جای حضرت زهرا بودم، چرا خدا به حضرت زهرا عنایت کرده به ما نکرده؟ به پیغمبر کرده، نه اصلاً لازم نیست که تو پیغمبر یا حضرت زهرا باشی تو در مقیاس و ساختار و مختصات خودت زحمت خودت را بکش هم درجه امیرالمؤمنین و امام زمان میشوی، آن چیزی که هستی.@من نه از تو عبادت امیرالمؤمنین را میخواهم، نه شکنجههایی که به حضرت زهرا وارد شده، نه بلاهایی که به امام حسین و اصحابش وارد شده به تو وارد میکنم، من میگویم این که تو هستی.@خدا میگوید همین که هستی با این پدر و مادرت بساز همین پدر و مادر و زنی که به تو دادم همین بچهای که به تو دادم بچه معلوم است بچه سالم است پدرت الان مریض است مادرت آلزایمری هست خودت مریض هستی الان طلاق گرفتی الان طلاقت دادند الان زنت مرده شوهرت مرده همین که هستی همین خوب باش به وظیفهات عمل کن همدرجه حضرت زهرا میشوی.@لازم نیست تو حضرت زهرا باشی این خلاف حکمت است خدا میگوید من تو را با همین پدر و مادر، تو که پدر و مادر و کشور و قیافه و بدن و سلامت دوران رحمیات را انتخاب نکردی بالأخره اینها نصیب تو شده من همه را برای تو جبران میکنم در عوض من به جای اینها به تو همان درجه را میدهم، تو مگر غیر از این میخواستی؟@چرا پدر من فلان آیت الله نیست؟ چرا شوهر من فلان ولیّ خدا نیست؟ چرا زن من؟ اصلاً نباشد، این زن تو هر کس هست این شوهر تو هر کس هست تو وظیفهات را نسبت به این انجام بده همین وظیفهای که داری نسبت به این انجام بده هر شوهری که میخواهد باشد، نه آن خانم مثلاً شوهرش اینطوری است خوش به حالش.@نه معلوم نیست خوش به حالش باشد اتفاقاً خیلی از وقتها خیلی از افراد زنهای خیلی بزرگی داشتند مثل فرعون قدرشان را ندانستند زنش آسیه را کشت و شهید کرد. یا پیغمبر خداست خداوند اصلاً میگوید من مثال کفر را دوتا زن پیغمبر میزند «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ» میگوید چرا اینها مثل کفر هستند؟ چون میگوید دوتا شوهر پیغمبر داشتند.@حالا شوهرش اینطوری هست مسئولیتش سنگین است رسالتش سنگین است وقتی شوهرش ولیّ خداست یا پیغمبر خداست و اینها مجسمههای کفر شدند. حالا همین دوتا خانم همین زن نوح و زن لوط اگر شوهرشان دوتا آدم مثلاً معمولی بودند این درجه از کفر را نداشتند به این درجه از کفر نمیرسیدند.@پس ببینید (هر که بامش بیش برفش بیشتر) حالا آن الان پسر آن آیت الله است مسئولیتش خیلی سنگینتر است. میگوید تو نمیخواهد پسر فلان آیت الله باشی پسر همین پدر کارگرت باش به وظیفهات در مقابلش درست عمل کن به همان درجهای که میخواهی میرسی. خدا سیستم را باز نگه داشته برای بندههایش فرقی نمیگذارد.@میگوید تو تلاشت را بکن اگر فرقی هست برای تنبلی و بیحوصلگی و کوتاهیهای خودت است و الا من برای تو فرقی نگذاشتم تو با مختصات خودت عمل کن به وظائفت، من تو را به امیرالمؤمنین میرسانم همدرجه حضرت میرسانم.@ببین من الان وظیفهام چیست؟ من الان بدنم مریض است معلولیت جسمی دارم خیلی از عبادتها را نمیتوانم انجام بدهم، باشد همان را که میتوانی انجام بده تو همان که هستی صادق باشد.@بهانه نگیر که خب من الان مثلاً چون معلول هستم تنبلی هم سراغم بیاید، مثلاً الان تو پشت میز که میتوانی نماز بخوانی، بله الان شما نمیتوانید سجده کنید و رکوع به جا بیاورید، پشت میز که میتوانی نماز شبت را بخوانی، نگو من بدنم مریض است نماز شب را ولش کن، این آدم تنبل است.@شما امام را دیدید آن صحنه اصلاً تکاندهنده است چندتا سُرم و سیم به او وصل است نماز شبش را ترک نمیکند؛ نتوانستی نماز شب بخوانی نشسته بخوان، نشد در ماشین هستی در ماشین بخوان و سجدههایت را اینطوری انجام بده؛ کار دست آدم میدهد لجاجت و پوست کلفتی.@خدا رحمت کند استاد ما را حضرت آیت الله مجتهدی میفرمود آدم روی دنده لج بیافتد خدا هم بیاید به او بگوید قبول نمیکند کما اینکه در طول تاریخ زیاد هم میبینیم خیلیها اتمام حجت شرعی به آنها میشود همه جوره حتی در خواب هم به آنها میگویند ولی باز زیر بار نمیروند این لجبازی هست.@حالا نگاه کنید طرف آمده خیلی راحت به پیغمبر میگوید یا رسول الله ببین سه روز احیا را من نمیتوانم بیایم من چوپان هستم و کارم هم در کوه و دشت است نمیتوانم بلند شوم سه شب احیا بیایم به من بگو کدام شب بیایم؟ پیامبر به او میگوید 23 بیا برای احیا؛ نه نمیشود، نمیتوانم، پیغمبر اینطوری سختگیری ندارد، باشد 23 بیا، اصلاً بنبست ندارد.@یا رسول الله من وقت ندارم من فلان جا چوپان هستم قرآن چه میگوید؟ فلانی به او قرآن یاد بده، در مسجد میرود و چند دقیقه بعد بیرون میآید ممنون رسول الله یاد گرفتم خداحافظ؛ پیامبر میگوید به او چه یاد دادی؟ گفت سوره زلزال، پیامبر فرمود «رجع فقیها» فقیه رفت سوره زلزال را یاد گرفت. اصلاً هیچ بنبست ندارد.@آنقدر از این جایگزینیها ما در فرهنگ خودمان داریم الان روزهای ماه رجب میگویی نتوانستم روزه بگیرم میگوید صد مرتبه «سبحان الله الجلیل» صد مرتبه ذکر است بنشین بگو، چند دقیقه طول میکشد؟ این ثواب آن.@پس ما اصلاً هیچ بنبستی نداریم هر چه بگویی جایگزینش هست راه را روی هیچ کس نمیبندند مطابق فهم و سلیقه و توان هر کس برایش این را دارند. من نمیتوانم دائم قرآن بخوانم میگوید سه تا سوره توحید بخوان معادل ختم قرآن است.@میگویی من سختم هست اینکه شما میگویید روزها روزه بگیرید، میگوید خب نمیتوانی روزه بگیری اول و وسط و آخر ماه را بگیر سایر دیگر ماهها را میگیری. یعنی اگر یک کسی بخواهد برسد میرسد بهانهای هم ندارد، میگوید نمیتوانی یک ماه روزه بگیری مگر نمیخواهی ثواب سه ماه روزه را داشته باشی.@امام صادق (علیه السّلام) هر کس از شما از انفاق کردن مالی (چقدر قشنگ است جایگزینیها این است که گفتم) میگوید خسیس هستم نمیتوانم «بخل» فارسی اصلاً نمیتواند بدهد جواب نمیتواند بدهد.@«من بخل منکم بمال أن ینفقه» میگوید من خسیس هستم دستم نمیآید پول در راه خدا بدهم، نمیتوانم، این خیلی بدبختی است «و بالجهاد أن یحضره» ترس دارم جبهه نمیتوانم بروم، چکار کنم میترسم.@من یادم هست یک آشپزی داشتیم خیلی مامان بود یعنی مثل مامان دور همه بچهها بود به یکی غذا به موقع برساند بعد بچهها غذا داشته باشند خیلی اینها را جمع و جور میکرد؛ بعد یک روز من داشتم با او خط میرفتم غذا داشتیم گفت من دارم غذا میبرم بیایید شما را برسانم، گفتیم باشد.@جبهه یک مشکلی که داشت این بود تاکسی و اتوبوس نداشت هر کس مأموریت میخواست برود رفتن به عهده چه کسی بود؟ خودش، همه اینطوری بود باید میرفت وسط جاده میایستاد هر ماشینی از این ماشینهایی که داشت میرفت وانتهای جبههای سوار میشد پشت وانت میرفتیم حالا مثلاً ده کیلومتر، بیست کیلومتر، 70 ـ 80 کیلومتر بود.@بعد من کارم هر روز در خط بود یعنی باید آنجا میبودم. یک موقعهایی باید پشت خط برمیگشتم و یک مقدار گزارش میآوردم از خط میدادم بعد دوباره باید 70 ـ 80 کیلومتر برمیگشتم.@بعد او گفت بگذار شما را برسانم بعد در راه خیلی بامزه میگفت، میگفت من عاشق این بچهها هستم ولی نمیتوانم بجنگم میترسم، با مهربانی و شیرینی میگفت که آنجا میآیم ترس تمام وجود من را میگیرد فقط میآیم غذا را میگذارم و فرار میکنم.@هر کس که «و بالجهاد أن یحضره» نمیتواند برود، میترسد، حالا بنشینیم در سرش بزنیم یا فحشش بدهیم و تحقیرش بکنیم یا خودش خودکشی بکند سر اینکه نمیتوانم.@«و باللّیل ان یکایده» نمیتواند سختی شبزندهداری را تحمل کند «فلا یبخل بسبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر و لا حول و لا قوه الا بالله» میگوید به تسبیحات اربعه بخل نکند؛ این چکار میکند؟ جبرانش میکند.@دیگر این را انجام بدهد که این آدم از تسبیح نباید بیافتد اگر اهل آن کارها نیست، نه اینکه جبران میکند بالأخره نمیگذارد انسان از این فیوضات محروم بشود یا اینکه کاملاً ساقط بشود و الا مجاهد و شهید که جای خودش را دارد.@امام رضا (علیه السّلام) یک کسی آمده میگوید آقا من گناهان کبیرهام را نمیتوانم جبران کنم حضرت میگوید بسیار صلوات بفرست این خودش یک کفاره هست. فرمایش بعدی از نبی اکرم.@خدا میداند اگر ما این چند روز را اینجا جمع شده بودیم صبحها میآمدیم سه ساعت فقط صلوات میفرستادیم و میرفتیم والله قسم خیلی قیمت داشت و در برزخ میفهمیدیم که ما اشتباه نیامدیم یک هفته وقتمان را بگذاریم و بیاییم یک جا دور هم جمع شویم چون صلوات جمعی را هیچ کس جز خدا حتی فرشتهها هم نمیتوانند بنویسند.@جمع شویم یک حلقه بهشتی تشکیل بدهیم، خب چکار کنیم؟ فقط از صبح بیاییم از 8 تا 9 دوباره یک استراحتی بکنیم بنشینیم فقط همین کار را بکنیم. اولیاء الهی ساعتها دور هم جمع میشدند.@خدا رحمت کند مرحوم شیخ جواد آقای انصاری را که ما دیگر مثل این به این بزرگی ما نداریم مثلاً مرحوم آقا میرزا علی آقا قاضی که تقریباً همطراز بودند آدمهای قَدَر اینطوری در شناختهشدهها حداقل، در ناشناختهها ما نمیدانیم.@در رجال الغیب و اینها، آدمهای اینطوری مثلاً شهید دستغیب بود، میرزا اسماعیل دولابی بود، مرحوم آقای نجابت بود که آقای نجابت خودش خیلی قَدَری است شما شیراز که تشریف میبرید خودش از مرحوم دستغیب بالاتر بوده در این مسائل.@شهید دستغیب چند روز قبل از شهادتش یعنی کمتر از یک هفته خانه مرحوم نجابت میروند و مرحوم نجابت به او میگوید که یادت هست استاد یک روزی به تو مژده داد که تو به آرزویت که شهادت است میرسی؟ گفت بله، گفتم تمام است رسیدی، نزدیک است.@داریم شهید دستغیب از خوشحالی آنقدر خوشحال شده بود در پوستش نمیگنجید از خانه مرحوم نجابت بیرون آمد که قبرش حالا مرحوم شهید دستغیب چون شهید شده و امام جمعه بوده و شخصیت شناخته شده بوده یک ضریحی دارد کنار قبرش یک قبر کوچکی هست چسبیده به قبر شهید دستغیب، مرحوم نجابت هست، خیلی خودش بزرگ بوده.@اینها مینشستند ساعتها دور استاد و مثلاً ساعتی را فقط همین مینشستند و سکوت میکردند هیچ کس یک کلام حرف نمیزد همین تمرین حضور کار میکردند و با همدیگر ذکر میگفتند تمام اینها برزخشان گشوده شد حالا بگذریم که بعضی از آنها هم بیتقوایی کردند و ظرفیت نداشتند نه از شاگردان شیخ، شاگردان شاگردانشان.@چیز کمی نیست که افراد دور همدیگر یک جایی جمع شوند و الان طرف هر چه خر و خرس و دیو است دبی جمع میشوند از همه جا لاسوگاس و... جمع میشوند که فقط بروند با همدیگر یک هفته جشن بگیرند و بزنند و برقصند و آنتالیا میروند خوشگذرانیهای آنطوری.@ما هم می و مطرب و جشن داریم. یعنی خدا کند که ما بتوانیم این اردو را که اهل معرفت یعنی کار معرفتی انشاءالله بکنیم و فایدهای واقعاً داشته باشد ولو یک موقعی مثلاً بگوییم که ای کاش به جای اینکه استاد برای ما حرف میزد مینشستیم فقط از صبح تا شب صلوات میفرستادیم و ذکر میگفتیم و چیزهای دیگر میگفتیم.@میخواهم بگویم که این صلواتها را دست کم نگیرید که آمدیم اینجا نشستیم و دائم صلوات میفرستیم از خود بحث چه بسا خیلی هم بالاتر باشد. شکر خدا که نصیب ما هست. الحمدلله رب العالمین کما هو أهله.@«من قال سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر سعد بها ملک إلی السماء» هر کس این چهارتا را بگوید یک فرشتهای اینها را بالا میبرد «فلا یمر بها علی ملأ من الملائکه إلا استغفروا لغائلها» ملائکه این چهارتا ذکر را از شما بالا میبرند به هیچ فرشتهای عبور نمیکند این ذکر .@(معلوم است یک صورت دارد که فرشتهها این را دریافت میکنند این فرشته حامل تسبیحات یک شخص هست چون آنجا همه چیز صورت دارد). در روایت داریم صحنههای آخرتی روز قیامت یکدفعه یک شخصیتهای فوقالعاده دوست داشتنی سراغ آدم میآیند در آن صحنه وحشتناک و ترسناک.@آدم میبیند که اینها چقدر آرام و آرامبخش هستند بعد با آنها سلام و علیک میکند حالا در آن صحنه هول و ولا که همه اضطراب دارند این آمده کنار شما ایستاده بعد شما او را میبینی و از او خوشت میآید و با او حرف میزنی و بعد میگوید که من را میشناسی؟ نه، میگوید من فلان سوره هستم.@بعد این شخص خیلی خوشحال میشود، میگوید خب این بالأخره مقرب است دست ما را میگیرد، میگویی کمکم میکنی؟ میگوید نه متأسفام، چرا؟ میگوید در دنیا تو مرا حفظ کردی ولی تنبلی کردی و من را از یاد بردی من هم الان نمیتوانم کمک کنم، خداحافظ.@حالا آنجا همه چیز صورت دارد کمک میکند. این دوستانمان را باید تنبلی نکنیم و نگذاریم این رفیقها را یادمان برود اینها رفیقها هستند و همهشان ظهور برزخی و قیامتی دارند و حیف است یک کسی بتواند این همه رفیق داشته باشد و وقتش در چرت و پرت و خزعبلات گذاشته بشود ذهن و عمرش.@هیچ فرشتهای رد نمیشود به این ملکی که حامل تسبیحات بنده هست مگر اینکه بگویند برای کیست؟ بگویند خدا رحمتش کند فرشته برایش استغفار میکند چون فرشته دعایش مستجاب است چقدر هم خوب است. «حتی یجیء بها الی رب العالمین» تا اینکه تحویل خود خدا داده شود. چون این تسبیح و تمجید خداست، چه کسی دریافت میکند؟ خدا دریافت میکند مستقیماً.@در واقع میخواهم یک چیزی را به شما بگویم خیلی دقت کنید تسبیحات اربعه قشنگترین عشقبازی است با خدا، یعنی شما وقتی که انسان میخواهد برای همین دور خدا میگردی با تسبیح، آدم وقتی که میخواهد دور معشوقش بگردد میگوید الهی دورت بگردم میخواهی به خدا بگویی.@تسبیحات یعنی الهی دورت بگردم خدا، یک کسی دلش برای خدا ضعف میرود دلتنگ خدا میشود میگوید سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر بعد هم یک نفس نگوید یعنی همچین با آرامش بگوید.@در روایت هم داریم سوره توحید کراهت دارد یک نفس بخوانید برای اینکه سوره توحید خیلی قدرتمند است باید با تمرکز خوانده بشود و بخصوص آن موقع که دارید تنهایی میخوانید با تمرکز بخوان و بعد با نفس بخوان چون «قل هو الله احد» ببین چه داری میگویی، خطاب هم داشته باشی.@«قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد» آنقدر کیف دارد وقتی تو حواست هست وقتی میگویی «لم یلد» یعنی بینهایتی است که خروج ذات ندارد «و لم یولد» یعنی یکتایی است که آغاز خالق ندارد «و لم یکن له کفوا احد» لذا تمام دلتنگیهای آدم با خود خدا، شخص خود خدا با این ذکر ارضا و اشباع میشود.@بینهایتش دیگر خیلی قشنگ است «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر علی کل نعمة أنعم بها علی و علی کل أحد من خلقه ممن کانه یکون إلی یوم القیامة».@
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@