جلسه 017 - فکر و ذکر ۳ (۱۳۹۸)
شماره جلسه
17
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1398
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 017 - فکر و ذکر ۳ (۱۳۹۸)

باستغسلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیه‌شده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. جلسه گذشته بحثمان درباره ذکر بود این نکته را عرض کردیم که ذکر غذای انسان است غذای قلب انسان است و انسانها به میزانی که غذا می‌خورند خوب غذا می‌خورند رشد پیدا می‌کنند.@غذا بالأخره انسان را نگه می‌دارد و تبدیل به سلول می‌شود اما اینکه چه بخوری خیلی مهم است. ذکر هم همینطور است یاد خدا غذا هست حتی یک بچه هم که پدر و مادرش آن را برمی‌دارند در حرم می‌برند و در حرم فقط بازی و آب بازی می‌کند.@بچه دو ساله سه ساله چهار ساله دنبال هم می‌کنند و بازی می‌کنند دارد ذکر می‌خورد، دارد از فضا غذا می‌خورد همین که بچه‌اش را بغل می‌کند و می‌گوید ضریح را ببوس و بچه ضریح را می‌بوسد به بچه انرژی وارد می‌شود.@بچه‌ای که در محرم می‌رود زنجیر و سینه می‌زند و در این دسته‌ها کاری انجام می‌دهد دارد ذکرش را می‌گیرد و دارد غذایش را می‌خورد به اندازه خودش و رشد می‌کند. اما کیفیت غذا خیلی مهم است یعنی اینکه ما چطور و با چه کیفیتی غذا بخوریم بسیار تأثیرگذار هست در سرعت و قدرت رشدمان.@ آن چیزی که کیفیت غذا را بالا می‌برد معرفت است یعنی هر چقدر انسان سطح معرفتش بیشتر می‌شود و خلوتش آن هم با آداب خلوت، این باعث می‌شود که روحش قوی‌تر و بزرگتر بشود و سرعت و قدرت روح را بالا می‌برد.@پس در این ارتباط مسأله کیفیت در معاشرت همانطور که انسان در ارتباط با بخشهای پایینی، اقتصادی، گیاهی کیفیت مهم است مثلاً یک موقع هست یک کسی همینطوری فقط غذا می‌خورد ولی یک موقع هست یک کسی یک متخصص تغذیه به او غذا می‌دهد، می‌گوید این غذاها را با هم نخور اینها ضرر دارد.@اول از این چیزی که الان خیلی مشهور است و ما معمولاً همیشه استفاده می‌کنیم هیچ کس هم نمی‌داند یک کسی کار علمی کرده باشد مثلاً می‌گوید شیرموز بخورید، در حالی که ترکیب شیرموز برای معده اصلاً خوب نیست گوجه و خیار مثلاً اینها هیچ کدام با هم سازگاری ندارند اینها مشکلات درست می‌کنند ترکیب گوجه با خیار کنارش مثلاً.@خیلی‌ها هستند شاید حدود یک مقاله علمی من می‌خواندم مثلاً شاید نزدیک ده ترکیب مشهوری که ما الان داریم استفاده می‌کنیم (در مقاله خارجی بود) و خیلی هم دوست داریم اینها ترکیبهایی هست که برای معده و روده اینها مضر است نفخ‌آور است ولی خب ما شهوت شکم داریم و از آن نمی‌گذریم و داریم استفاده می‌کنیم.@ولی یک متخصص تغذیه که باشد می‌گوید نه مثلاً این را اینطوری بخور، آن را آنطوری بخور، پنیر می‌خواهی بخوری حتماً کنارش گردو باشد تازه گردو هم بعضی از متخصصان می‌گویند کافی نیست باید حتماً زیره کنارش باشد و یا هر چیز دیگری؛ می‌بینی با هم سایر تناسبهایی در تغذیه هست اگر کسی این تناسبها را رعایت بکند بدنش سالم‌تر و بانشاط‌تر و جوان‌تر و قوی‌تر می‌ماند.@در طب روحانی هم مسأله ذکر خیلی مهم است. یک موقع هست شما یک دعا و ذکری را انتخاب می‌کنید حالتان را خراب می‌کند اصلاً ترکیبش.@یک آدم نادانی به شما می‌گوید یا گاهی وقتها افراد می‌آیند می‌گویند استاد ما ذکر گرفتیم خانم جلسه‌ای یا فلان استاد به ما ذکر داده، می‌گویم فلان استاد چکاره‌ است؟ هیچی مهندس است، دیدید که الان بیشتر مهندسها کارهای معارفی را انجام می‌دهند تا خود طلبه‌ها و آخوندها؛ می‌گوید مهندس و پزشک است آخر یک تخصصی باید باشد، گفته این ذکرها را همینطوری بگو.@بعد نگاه می‌کنم برای این بنده خدا نوشته هر روز 400 مرتبه در سجده این ذکر را بگو، 1000 مرتبه این ذکر را بگو، 3000 مرتبه این ذکر را بگو، این سوره را 40 مرتبه بخوان، چه آشی درست کرده؛ این بنده خدا خُل شده بعد از یک مدت خُل می‌شود تا پایان اربعین این دیوانه شده محصول اربعین یک دیوانه خُل بیرون داده.@باور کنید من تا حالا شاید نزدیک به ده مورد من داشتم که اینها سر از تیمارستان در آوردند یعنی کاملاً روانی شدند و تیمارستان رفتند یا روزه‌های الکی، تجویزهای الکی؛ این غذاست غذای روح است اگر می‌خواهید به کسی بدهید باید یک تناسبی، یک ذکر عمومی باشد ذکر خصوصی باشد، اینها چطوری می‌شود؟!@به هر حال ذکر هم آگاهی و معرفت می‌خواهد حتی ذائقه‌شناسی خیلی مهم است. اینکه خداوند تبارک و تعالی مثلاً یک خرما را هفتاد تا انگور و حالا هفتادتای کلی می‌گوییم از باب کثرت داریم می‌گوییم، سیب را این همه نوع می‌زند، نارنگی و پرتقال را این همه نوع می‌زند بعد می‌خواهد یک انرژی به ما برسد مثلاً ویتامین ث.@یک کسی می‌بینی در قالب پرتقال اصلاً خوشش نمی‌آید معده و روح و روحیه‌اش دریافت‌کننده پرتقال نیست، می‌گوید کیوی بخور، کیوی نیست فلان چیز را بخور بالأخره یکطوری خدا این ویتامین ث را جور کرده انواع و اقسام که به بدن برسد.@آدمها هم همینطور هستند نسبت به غذا و ذکر که باید با بالا بردن معرفتشان ذائقه‌شناسی حداقل در حق خودشان بکنند یعنی می‌داند که اگر من این دعا را بخوانم قبض می‌شوم خب نخوان، این ذکر را اگر الان من بگویم قبض می‌شوم خب نخوان، حالا همه می‌خوانند، خب تو نخوان همه بخوانند.@حالا امشب دعای کمیل است من امشب اصلاً هیچ حسی برای خواندن دعای کمیل ندارم من الان دوست دارم بروم توسل، زیارت عاشورا، آل یس بخوانم اصلاً دوست دارم هیچی نخوانم،.@اصلاً دوست دارم فقط در حرم بروم، خیلی وقتها افراد فکر می‌کنند در حرم امام رضا احساس گناه می‌کنند که مفاتیح یا قرآن دستشان نباشد، زشت است الان در حرم نشستم گناه دارد باید حتماً یک چیزی بخوانم، باید حتماً یک چیزی بخوانم باید حتماً یک چیزی جلوی من باشد تندتند کنترادی مثلاً تو چقدر خواندی من چقدر خواندم از همدیگر هم می‌پرسند فلان چیز را تمام کردی یا تمام نکردی همه را خواندی یا نخواندی.@اینطوری نیست، یک موقع هست ذکر تو در حرم فقط سکوت است رها کن کتاب مفاتیح را ببوس و کنار بگذار، من الان اصلاً نمی‌توانم قرآن و مفاتیح بخوانم الان من فقط دوست دارم برویم یک جا بنشینم و به این ضریح نگاه کنم، همین، ذکر تو همین است، فکر کنم، همین.@دوست دارم الان بنشینم صدای حوض حرم را، بروم کنار آن حوض بایستم و سرم را در حوض بکنم و وضو بگیرم یکذره آب بخورم یکذره گشت بزنم و راه بروم و قدم بزنم یکجا اصلاً سکوت کنم یا اصلاً نمی‌خواهم به هیچی فکر کنم، همین خیلی خوب است برو بنشین آنجا و به هیچی فکر نکن از فضای بهشتی استفاده کن زیر سایه پدرت، امامت و هیچی هم لازم نیست حتماً بخوانی.@غذاشناسی هم خیلی مهم است بارها من گفتم ما باید غذاشناسی‌مان خوب باشد یعنی با غذاهای متنوع، چطور یک کسی با غذاهای متنوع گیاهی آشنا باشد می‌تواند بدنش را خوب نگه دارد.@یا یک پزشکی با داروهای بیشتری سروکار دارد و می‌تواند داروهای مناسب‌تری را بگوید تا یک دکتری که وقتی می‌گویی این دارو را مصرف کردم خیلی عوارض داشت بگوید من دیگر نمی‌دانم چه چیزی به تو بگویم یا یک دکتری هست که می‌گوید نه من این دارو را به تو معرفی می‌کنم.@در روح هم همینطور است. یعنی شما در بخش ذکر انسان باید یک فهرستی از شرابها و غذاهای روحانی را برای خودش سراغ داشته باشد تو الان میلت به چه می‌کشد.@شما الان مثلاً می‌روید سر سفره یکجا مهمان هستی مثلاً سر ناهار می‌بینی که جلوی همه یکی یک دوغ گذاشتند یعنی بالا و پایین بیایی باید دوغ یا نوشابه بخوری، ولی وقتی یک جایی می‌روی که تنوع نوشیدنی هست معلوم نیست همه دوغ انتخاب کنند قطعاً هم همه دوغ انتخاب نمی‌کنند هر کسی باید دانشش را در این قضیه بالا ببرد که من الان باید چکار کنم.@اصلاً یک موقعی شما حرم امام رضا می‌روی یک عالم حرف برای گفتن داری ولی حرفهایت را پیدا نمی‌کنی. لابه‌لای خیلی چیزها، ولی اگر یک استاد و مربی بالای سرت باشد به تو می‌گوید این دعا، شروع به خواندن آن می‌کنی و این همان چیزی بود که من را تخلیه و منفجر می‌کرد و دل من را متصل می‌کرد و اشکم را جاری می‌کرد این همان است. این فهم فهم خیلی مهمی است.@ حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) در خیلی جاها قوی‌تر از حرم امام رضا عمل می‌کند اینکه در خود حرم مثلاً دو هزار جلد کتاب آنجا گذاشتند با یک سالن مطالعه، همان چسبیده به خود نزدیک 50 متری ضریح.@ یک کسی اصلاً حال ندارد دعا و نماز بخواند آنجا می‌رود سلیقه خودش را نگاه می‌کند و می‌بیند از چه مدل و راجع به چه موضوعی دوست دارد یک کتاب خوب انتخاب شده آنجا هست انتخاب می‌کند و می‌نشیند مطالعه کردن خیلی هم خوب است.@حالا یک موقع می‌بینی اصلاً گمشده شما در مفاتیح نیست گمشده شما در صحیفه است. همین چند وقت پیش بود یک بنده خدایی آمد گفت من دو ساعت است در حرم هستم دائم این مفاتیح را ورق زدم و دعاهایی که با آن حال می‌کردم را خواندم خیلی هم حال کردم ولی الان یک عالم انرژی دارم نمی‌دانم چه بخوانم؟ یک چیزی که به دردم بخورد پیدا نمی‌کنم؟ می‌خواهم با آن اتصال برقرار کنم.@یک موقعهایی آدم حالش خراب است یعنی اینکه اشکش نمی‌آید یک خشکیدگی دارد باید یک مناجات اشکی انتخاب کند یک مناجاتی که وقتی شروع می‌کند آدم را می‌ترکاند؛ خوابش می‌آید اشکش هم نمی‌آید بی‌حوصله است یک مناجاتی که وقتی شروع کرد مناجات را خواند خواب را بپراند و اشک را جاری کند حال را برگرداند، گفت چکار کنم؟@گفتم این مفاتیح را ببند و برو آن کتاب زرد را بردار، گفت چی؟ گفتم آن صحیفه است، آورد و به او گفتم حالا شما هم یک دور امتحان کنید گفتم برو دعای 21 را بخوان یا دعای 22.@رفت یک ساعت بعد برگشت و گفت این همان چیزی بود که من می‌خواستم خیلی حالم را تمام آن چیزی که از امام رضا می‌خواستم و همه چیزی که از زیارت نیاز داشتم اینجا گرفتم هر چیزی که در ارتباطم با خدا لازم داشتم در این دعای 21 و 22 گرفتم.@پس ببینید این خیلی مهم است ما باید کار معرفتی و تخصصی در مسائل معنوی و انسانی‌مان بکنیم باید خودمان را جدی بگیریم دلمان و غذای دلمان را. چطور این همه، تلویزیون را نگاه کنید صبح تا شب برنامه آشپزی دارد هر برنامه‌ای برای خودشان آشپزی جداگانه دارند.@هر کانالی آشپزی، کیک‌پزی، دسرپزی، خوراک‌پزی، کباب‌پزی، خورش‌پزی، همه برای این شکم چقدر تشریفات و خرج برای این شکم، این شکم چیست که این همه برایش هزینه و مکتب درست کردند مکتب ایران و هند و فرانسه و مصر، رستوران چینی، ایتالیایی، یک غذا بخورند با چه تشریفاتی چون شکم و بخش گیاهی را جدی گرفتیم و موطن در این بخشمان متأسفانه شدیم.@اما اگر کسی موطن در بخش انسانی شد برایش غذای انسانی مهم است ذکرها و دعاها و وِردها و مناجاتها مهم هستند مناجات‌شناسی‌های خوب. اصلاً شما یک چیزی که فوق‌العاده عالی است و در هر حالتی یکدفعه حالت خراب باشد سریع عمل می‌کند؛ دیدید بعضی از داروها را یکدفعه تا طرف چیزیش می‌شود همه همان دارو را می‌گویند داروی عمومی است.@مثلاً یک کسی الان فشارش افتاد تا فشارش افتاد می‌گویند چکار کن؟ یک قنداب و نبات بخور تمام است. یک چیزهایی هست که وقتی که شما در همه حالت به کارت می‌آید. امام چقدر به حالات نفس تسلط داشته. 15 مناجات برای 15 حالت نوشته.@گناهکاری برو مذنبین را بخوان در مقام شکر هستی آن را بخوان، در مقام ترس هستی خائفین را بخوان در مقام عشق هستی برو عارفین و مریدین را بخوان اصلاً هر سلیقه‌ای را امام ارضا کرده. گاهی وقتها آدم با همه‌اش می‌تواند ارتباط برقرار کند هر کدام را بخوانی با تو می‌خواند، هر کدام را می‌خوانی با تو راه می‌آید.@مناجات خمس عشر که حالا آن ترتیب هفتگی دارد اما (آداب و ترتیب مجوی) یک موقع می‌بینی امروز شنبه است ولی حس تو سه‌شنبه است سه‌شنبه را حال کن، نگاه کن من با سه‌شنبه حال می‌کنم.@یک موقع هست از دست خودت خیلی عصبانی و شاکی هستی بعد شنبه را بخوان دعای شنبه شاکین است شاکین یعنی آنهایی که خیلی از دست خودشان شاکی هستند از تنبلیها و کوتاهی‌های خودشان خیلی شاکی هستند و زورشان هم به خودشان نمی‌رسند امروز شنبه است مناجات الشاکین، دوتا مناجات دارد ترتیب ریاضی‌اش را که همه شما می‌دانید گفتیم.@بعد از این مقدمات حالا وقتی که تو فهمیدی که چه باید بخوری هر چه بیشتر بخوری بهتر است. در جاهای دیگر نمی‌شود گفت مثلاً هر چه کباب و گوشت بیشتر بخوری بهتر است، گوشت اگر برای یک کسی واجب و لازم باشد خوردنش هر چه بخورد به درد نمی‌خورد در طول روز یک مقدار بیشتر از آن بخوری دیگر جذب نمی‌شود.@مثلاً شما فرض بفرمایید یک پرتقال می‌خواهید بخورید الان یک پرتقال بخور کافی است، دومی را که باز کنی بخوری دیگر جذب نمی‌شود با اینکه خوشمزه است و لذتش را داری می‌بری ولی دیگر فایده‌ای ندارد یا ضرر دارد.@ذکر اینطوری نیست ذکر چون تو معشوقت بینهایت است و خودت هم بینهایت هستی در این ارتباط هر چه با هم باشید جا دارد لذا امام صادق (علیه السّلام) فرمود خداوند برای هر چیزی مقداری قرار داده غیر از یاد خدا.@اشتهاها فقط فرق می‌کند البته یک کسی مثلاً 15 دقیقه برایش کافی است یعنی حسش به اندازه 15 دقیقه تخلیه می‌شود بیشتر اگر بنشیند اشک ندارد و به تحمیل عبادت به خودش می‌افتد «لا تکرهوا الی أنفسکم العباده» عبادت را به نفس خودتان تحمیل نکنید.@نشستی داری دعای کمیل می‌خوانی خیلی صفا کردی مداح شروع کرد آمد 5 دقیقه 10 دقیقه خواندی ولی بعدش می‌بینی داری چرت می‌زنی زود بلند شو برو، زوی نشین، با زجر پای این دعای کمیل، بلند شو آب به صورتت بزن برو یک چیز دیگر بخوان، برو آخرش بیا بخوان، مهم حال و ارتباط و دریافت است.@چه کسی گفته ما باید تا آخر دعای ابوحمزه ثمالی یا دعای کمیل یا فلان دعا بنشینیم، همین صفایت را کردی الان می‌بینی که پایت دارد سِر می‌شود و این پا و آن پا می‌کنی بلند شو برو ولی بعضیها هستند که به قول آن اثر معروف بعضیها یک خط و دو خط و سه خط و بعضیها هفت خط هستند.@آن هفت خطها اشتهایشان بالاست چون داستان هفت خط را می‌دانید که در واقع خطهای شراب بوده که در مجلس به افراد می‌دادند حالا این یک خط شراب برایش کافی است با آن مست می‌کند و می‌رود بعضیها شش خط می‌خوردند مست نمی‌کردند خط هفم مستشان می‌کرد می‌گویند این آدم هفت خط است هفت خط یعنی خیلی اشتها دارد خیلی ظرفیت دارد و خیلی بخور است این آدم هفت خط است.@آقای بهجت می‌فرمود ما در جوانی، حالا جوانی که می‌گویم حالا مثلاً شاید 15 ـ 16 ـ 20 سالگی سوره بقره در نماز می‌خواندیم اشتها دارد. بعضیها نمازشب دعای کمیل می‌خواندند نمازشب در قنوت دعای کمیل یا ابوحمزه می‌خواندند.@بعضیها جوشن می‌خواندند اشتها دارد پیش خدا ایستاده اصلاً نمی‌تواند از این معشوق دست بردارد و رهایش کند تا غیب و معراج رفته چطوری دلش می‌آید برگردد.@در روایت داریم شنبه‌ها که بهشتیان مهمان آدم هستند یکشنبه مهمان نوح، دوشنبه مهمان ابراهیم، سه‌شنبه موسی، چهارشنبه عیسی، پنجشنبه پیامبر، جمعه که مهمان خود خدا هستند می‌روند دیگر نمی‌خواهند برگردند.@هر که جمعه مهمانی خود خدا می‌رود بهشتیان دیگر هیچ کس دوست ندارد بهشت برگردد می‌گویند همه همانطوری محو می‌مانند اصلاً کسی دوست ندارد برگردد اصلاً کسی هوس بهشت به سرش نمی‌زند خدا آنجا کلاس اخلاق خانواده و حق‌الناس را مطرح می‌کند که اینها برگردند هنوز اشتها داری و در معراج و رکوع و سجده رفته.@خدا رحمت کند مرحوم نخودکی را یک شب تا صبح رکوع، یک شب تا صبح در این حرم امام رضا روی پشت بام سجده، یک شب قنوت، ارتباط بدنی است اصلاً نمی‌خواهد این را رها کند سیر نمی‌شود روح می‌کشد.@پس آدمها اشتهایشان فرق دارد و هر چقدر انسان اشتهایش قوی‌تر می‌شود و بیشتر می‌ماند قیمت شرافتش بیشتر می‌شود یعنی آدم‌تر می‌شود، به اشتهایت است هر چه می‌خوری غذای انسانی بیشتر می‌خوری می‌کشد.@می‌بینی نماز شب می‌خواند تسبیحش را هم دارد صبح نماز صبحش را هم می‌خواند بین‌الطلوعین را هم دارد کارش را هم دارد دوباره تا ظهر می‌شود دلتنگ اذان است صدای اذان که می‌آید این اصلاً دلش با صدای اذان می‌رود، اذان و اقامه را می‌گوید حس و ظرفیت دارد.@بعضیها نه اصلاً نمی‌توانند باید 40 سال با خودشان کل‌انجار بروند که بتوانند شب دو رکعت نماز بخوانند چون این آدم زمینی و گرفتار است به پای دلش زنجیرهای جمادی، گیاهی، حیوانی و علمی خیلی زیاد است.@به او می‌گویند تو رو خدا یک ترم مرخصی بگیر به خودت و عشقت برس، نه، بعد ازدواج می‌کند دو ماه مرخصی می‌گیرد با زنش گردش می‌رود اصلاً ناراحت هم نیست که دو ماه سه ماه درس نخوانده.@می‌گوید با عشقم هستم ولی می‌بینی به خاطر خدا یک ماه یک ترم مرخصی بگیر حالا یک ترم دیرتر دکتر و مهندس بشوی، چون با بقیه مسابقه گذاشته به دلش نمی‌رسد دلش گند می‌زند و می‌رود و می‌پوسد.@پس این یادمان نرود آن حدیثی را که می‌خواستم بخوانم برایتان بخوانم بعد در موردش توضیح بدهیم. یک مناجات هست از مناجات امیرالمؤمنین (علیه السّلام). ائمه همه‌شان صحیفه دارند می‌دانید که هم از پیامبر هم از امیرالمؤمنین و هم از ائمه دیگر همه صحیفه داریم این صحیفه امیرالمؤمنین هست.@این دعا را به نوف حضرت یاد داده «إنه من لم یشغله» ما الان به عنوان یک حدیث می‌خوانیم یعنی داریم می‌گوییم که حضرت اینطوری گفته ولی اگر یک کسی این دعا را خودش بخواند چی؟@دعا یعنی اینکه من می‌خواهم باورهایم را بگویم، می‌خواهم اعتقاداتم را بگویم، خدایا اینطوری و آنطوری، این یعنی من می‌خواهم همه آن باورهای خودم را بگویم؛ شما وقتی که داری حالت را با خدا بیان می‌کنی خدایا من فلانی هستم حالم الان اینطوری است این گرفتاریها را دارم از خودت داری گزارش می‌دهی.@حالا یک کسی برسد به یک جایی حضرت این شاگردش را دیده و می‌گوید اینطوری بگو. اگر یک کسی برسد خودش این حرف را بزند، نگوید امیرالمؤمنین به نوف گفت، اینطوری نگوید؛ مثل لا اله الا الله که ما خودمان در اردو از خودمان در آوردیم مثل قل هو الله که ما خودمان از خودمان در آوردیم دیگر کار نداریم که پیغمبر بگوید یا نگوید.@ما الان می‌دانیم «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ/ اللَّهُ الصَّمَدُ /لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ/ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ» این را دیگر خودمان می‌دانیم خودمان در آوردیم هر جای عالم هم برویم می‌توانیم این را به همه بگوییم این است و اثباتش کنیم. نیازی نیست که حدیث و آیه‌ای بخوانیم. چون حقیقت عالم است.@ما الان می‌توانیم به همه جای عالم برویم بگوییم اثبات می‌کنیم برای شما لا اله الا الله، این را که بلد هستیم. یک موقع هست یک کسی این برای خودش مسجل می‌شود و خودش این حرف را می‌زند به خدا، دارد گزارش خودش را می‌دهد.@شما این ترانه‌های کوچه و بازای را دیدید که خانمها برای آقایان می‌خوانند و آقایان برای خانمها می‌خوانند این ترانه کوچه و بازاری گزارش دل طرف است در این ترانه‌ها هست تو باشی همه چیز خوب است تو نباشی همه جا زندان و جهنم است.@این حرف اگر یک کسی خودش بزند خیلی مرد است الان ما می‌گوییم حضرت دارد گزارش می‌دهد می‌خواهیم به عنوان یک مبنا از مفصول اردو داشته باشیم که دیگر روی آن عمل کنیم. اگر یک موقعی حرف خودت هم بشود چقدر قشنگ می‌شود یعنی خودت جلوی خدا بایستی و بگویی خدایا بله همینطوری است خدایا بی‌تو هرگز.@اشهد ان لا اله الا انت، دیگر اشهد را هم برمی‌دارد بعضیها اینطوری هستند بعضیها اشهد را برمی‌دارند و می‌گویند: لا اله الا انت، دیگر اشهد ندارد، دارد گزارش می‌دهد، بعضی جاها دیگر اصلاً کسی لا اله را هم نمی‌گوید، می‌گوید انت.@در ذکرها هم همینطوری است در ذکرها شما وقتی می‌گویید مثلاً الله فلان، الله کریم، یک جاهایی دیگر فقط به یا الله می‌رسی یک جایی دیگر اصلاً استاد می‌گوید یا را بردار یک اربعین الله بگیر یک کسی که کارش به اینجا برسد که فیلم بازی نکنیم از فردا چله الله برداری هیچ اتفاقی نمی‌افتد فقط می‌سوزی، این مرحله دارد یعنی باید یک کسی واقعاً به آن برسد.@الهی، الهی هم خیلی قشنگ است اله یعنی دلبر، ی هم که به آن می‌خورد یعنی چی؟ دلبر و عزیز من، حالا بی‌سلیقگی کردند این را اینطوری معنی کردند معبودا، معبودا یکذره دور است، الهی حضرت فرمود آن که در دل تو وله می‌گذارد یعنی شیدایی و شیفتگی در دلت ایجاد می‌کند، نمی‌توانی دوستش نداشته باشی.@اگر یک کسی به خدا گفت الهی یعنی من به تو چه دارم؟ به تو وله دارم یک شیدایی و شیفتگی نسبت به تو دارم یعنی دوستت دارم. دیدید یک مادر نسبت به بچه‌اش یکدفعه اینطوری می‌گویم عزیز من، دل من؛ یک کسی به خدا الهی بگوید خیلی حرف است اگر کسی خدا را الهی صدا کند.@«إلهي إنّهُ مَن لَم يَشغَلْهُ الوُلوعُ» چه کلمه‌ای را انتخاب کرده ولع، ولع یعنی چی؟ یعنی زیاده‌خواهی، حرص؛ می‌گویند نسبت به فلان چیز چی دارد؟ ولع دارد. ولع خوردن و نوشیدن دارد. چکار کرده.@«إلهي إنّهُ مَن لَم يَشغَلْهُ الوُلوعُ بِذِكرِكَ ، و لَم يَزوِهِ السَّفَرُ بِقُربِكَ كانت حياتُهُ علَيهِ ميتةً ، و مِيتتُهُ عليهِ حَسرَةً» الهی هر کس که حرص، زیاده‌خواهی در ذکر تو او را از کارهای دیگر باز نداشت (قاعده دارد می‌دهد) هر کس که زیاده‌خواهی و ولوع وحرص در یاد تو او را از کارهای دیگر باز نداشت و سفر برای قرب به تو او را به خود مشغول نکرد زندگی‌اش مرگ و مرگش سراسر حسرت است.@این را امیرالمؤمین دارد قاعده می‌دهد مثل اینکه یک دانشمند بیاید بگوید که رادیکال 16 چه می‌شود؟ چهار، بگوید مجموعه زوایای داخلی مثلث 180 درجه است من این را کشف کردم. امیرالمؤمنین دارد گزارش می‌دهد از یک حقیقت خارجی.@می‌گوید آدمی که ولوع ندارد نسبت به یاد خدا و یاد خدا او را از کارهای دیگرش غافل نمی‌کند؛ در عشقهای زمینی دیدید طرف عاشق می‌شود یکدفعه از کارهای دیگرش غافل می‌شود.@مثلاً شما الان به یک تایپیست کار دادید سر ساعت مثلاً می‌گوید من ماه دیگر این کار را به شما تحویل می‌دهم، خب بارک الله، دوباره ماه بعد به او یک کتاب دیگر می‌دهی، دفعه سوم به او یک کتاب می‌دهی می‌بینی ماه بعد نداد، می‌گویی چه شده؟ عقد کرده.@همه وقتش با نامزدبازی و عقد است یادش می‌رود اصلاً از کارهای دیگرش باز می‌ماند از درس و کنکور، مشروط می‌شود، نمره کم می‌آورد، می‌گوید دوران نامزدی من بوده نتوانستم، طبیعی هم هست هیچ اشکالی ندارد خیلی هم خوب است.@ولی وقتی با خدا می‌افتی اینطوری می‌شوی؟ یعنی می‌شود آدم یک زمانی شیفته یاد خدا بشود و بگوید ول کن این یک ترم را واحد نمی‌گیرم نان و پنیر می‌خورم ولی با خدا، ول کن دو سال مرخصی می‌گیرم.@ آنقدر ولوع به یاد خدا ما داریم که بگوییم اصلاً من دیگر در این شهر زندگی نمی‌کنم. می‌روم یک جایی زندگی کنم که بتوانم ارتباطاتم حفظ بشود به میکده نزدیک باشم.@ معتادها را دیدید چطور انتخاب می‌کنند یا باید یک جایی باشد که میکده باشد قهوه‌خانه نزدیکشان باشد یا با خودشان بیاورند و یا اگر نیاورند خودشان بساطشان را با خودشان می‌آورند.@ آدمهایی هم که می‌خواهند بروند انتخاب کنند اینهایی که آمریکا می‌روند یک عده عیاش هستند اینها مثلاً نمی‌رود واشنگتن خانه بگیرد مثلاً آن کسی که می‌خواهد آلمان برود نمی‌رود یک شهر مثلاً علمی یا یک شهری که کار علمی آنجا دارد و خیلی در آن از این قرتی‌بازیها نیست.@مثلاً یک جایی می‌رود که آنجا عیاش‌خانه دارد لاس‌وگاس می‌رود آمریکا می‌خواهد برود می‌گوید لاس‌وگاس برویم. چرا؟ می‌گوید خب آنجا دائم قمارخانه و کازینو است و حال ما خوب است آنجا خوش هستیم.@یک کسی هم در بحث فطرت‌گرایی وقتی می‌خواهد جا و خانه انتخاب کند می‌گوید من جایی را انتخاب کنم که به حرم نزدیک باشد کنارش مسجد داشته باشد یک هیئت خوب داشته باشد عشقش را مهندسی می‌کند.@یک جایی را انتخاب کنم که همین که چشمم را باز کردم و در خانه یکدفعه دلم گرفت در میکده بپرم یک شرابی بخورم یک خط، دو خط، سه خط، هفت خط سرحال بیایم.@بعضیها هم خدا را می‌خواهند هم خرما. هم می‌خواهند بروند جایی که کلاسهای دنیایی داشته باشد بعد هم از آن چیزها ندارد دائم ادا در می‌آورند. بعد هم می‌افتند به بی‌غذایی و مرگ و بعد هم ادا در می‌آورند.@ از نگاه امیرالمؤمنین منطقه ثروتمندنشین کدام منطقه است در شهر؟ آنجایی که میکده‌هایش بیشتر هستند. از نظر یک طبیعت‌گرا کجاها کلاس دارد؟ آنجایی که میکده نداشته باشد. آدمهای غافل بیشتر زندگی کنند سفیدپوستها، آدمهای غافل، آدمهای که همه مثلاً مشغله‌های، یا همه تاجر، همه در این منطقه ماشاءالله همه تاجر هستند همه رؤسای شرکتها و وزرا و نمایندگان مجلس، خب این هنر است. رفتی در این منطقه خانه گرفتی؟! همه اینجا اعیان‌نشین هستند، پس تو رفتی در منطقه گدانشین خانه انتخاب کردی.@ اعیانها آنجاها پیدایشان نمی‌شود. از نگاه آسمانی اعیانها کجا پیدایشان می‌شود؟ اعیانها پایین هستند. جایی که ثروتمند هستند دور حرمها هستند میکده‌ها آن جاها زیاد است.@چشمش را باز می‌کند پنج تا مسجد آنجا هست ده تا حسینیه آنجا هست با سلیقه‌های مختلف، راحت هر وقت دلش بخواهد خودش را سیر می‌کند. یک روز در این مسجد یک روز در آن مسجد یک روز در آن حسینیه یک روز پای درس این عالم یک روز پای درس آن عالم، یک روز در آن حرم یک روز در این حرم، بلد است زیرک است.@چون مؤمن هم هست به قول پیغمبر «و لا یجزع من ذلها» ذل اینکه پایین شهرنشین است اذیتش نمی‌کند افتخار می‌کند من اینجا هستم.@یکی آمده بود به من می‌گفت استاد شما خیلی درستان خوب است. این مجموعه خیلی خوب است ولی حیف که شما پایین شهر هستید آخر در شاه‌عبدالعظیم آنجا مؤسسه می‌زنند؟! باور کنید.@یک بنده خدا آمد گفت من حاضرم یک آپارتمان 140 متر به شما هدیه بدهم بالا بیا یک مؤسسه داریم هزار متر است در اختیار شما یک خانه هم اینقدری به شما می‌دهیم، گفتم من نفس نمی‌توانم بکشم آنجا اکسیژن وجود ندارد نفس نمی‌توانم بکشم خفه می‌شوم. چرا پایین‌تر می‌برید برای قم، ولی آنجا نمی‌توانم نفس بکشم باید بتوانم نفس بکشم اکسیژن لازم دارم هر کس اکسیژن خواست بیاید پایین بخورد.@ این حرف حرف اول و آخر است. حرص و زیاده‌خواهی از کارهای دیگر باز نداشت و سفر برای قرب به تو او را به خود مشغول نکرد زندگی‌اش مرگ و مرگش سراسر حسرت است. یعنی آدم باید تصمیم بگیرد سائر الی الله بشود تصمیم بگیرد سالک بشود یعنی سلک داشته باشد سلوک داشته باشد و راه بیافتد.@حالا دیگر فرق نمی‌کند زن خانه‌دار هستی فعالیت اجتماعی، سیاسی داری دکتر و مهندس هستی هر چه هستی اینها شغل زمینی‌ات است این اصلاً مهم نیست، تنظیمش کن که سالک باشی.@ لذا می‌بینی یک پزشک یک مهندس یک هنرمند تنظیم می‌کند. مثل شهید آوینی یک هنرمند است تنظیم کرده رسیده. پزشک است تنظیم می‌کند می‌رسد. انرژی هسته‌ای کار می‌کند تنظیم می‌کند به شهادت می‌رسد.@مهندس است تنظیم می‌کند مثل چمران می‌رسد آن هم از دل آمریکا، شاگرد اول آنجا، بلند شوی بیایی فیزیک پلاسما، ولی سالک است چون سالک است نه آمریکا بودنش نه شاگرد اول بودنش نه دانشجو بودنش. یکی مثل بابایی خلبان است اینجا از اولیاء خداست اصلاً مهم نیست.@یک کسی هم البته بیشتر روحانیون، علما چون آنها تمرکز دارند اینکه می‌گویند عالم و روحانی ما بیشتر اینها را از علما و روحانیون می‌گیریم بیشتر کسانی که واصل می‌شوند و در این سلک هستند برای اینکه اینها رشته‌شان را با آرمانهایشان یکی کردند عشقشان و آرمانهایشان و هویت صنفی‌شان را یکی کردند تمرکزشان خیلی بیشتر است و زودتر می‌رسند ما هم در آنجا برویم زودتر می‌رسیم.@ولی نه، این همه از آن طرف هم متقابلاً علمایی هستند که نه تنها نمی‌رسند اصلاً به جهنم می‌رسند ولی دکتر و مهندسها و بسیجی‌ها می‌رسند.@علامه می‌گوید (در خواب به شاگردش می‌گوید) من حیرت کردم این بسیجی‌ها آمدند از ما جلو زدند، در چی بسیجی جلو زده که می‌آید یکدفعه ره صد ساله را یک شبه طی می‌کند این اصطلاح را فقط امام به کار نبرد اولیاء خدا، مرحوم قاضی، مرحوم قاضی خودش شهید شده.@قاضی طباطبائی شهید محراب در تبریز، خودش شهید محراب است خودش را کشتند ولی می‌گوید من می‌آیم قدم می‌زنم کنار بسیجیان که رژه می‌روند می‌ایستم شاید گرد اینها روی من بنشیند و خدا من را به واسطه گرد پای اینها عذاب نکند.@چی بوده؟ بسیجی چکار کرده؟ کلاس رفته؟ نه بسیجی در کندن از این چهارتا و عشق و دلدادگی و جنون در قمار کردن در چرتکه نیانداختن اول شده. بسیجیان چرتکه نیانداختند.@دانشجوی پزشکی بوده از آمریکا بلند شده دانشگاه آمده، مهندسی از آمریکا، دوتا برادر بودند پدرشان را اواخر جنگ دیدم گفت به اینها هر چه می‌گوییم بلند شوید بیایید، گفت والله نمی‌گذارند ما از اینجا بیاییم.@گفتند بالأخره ما اینها را با مرخصی ایران کشاندیم تا ایران آمدیم برنامه صحنه‌سازی کردند تصادف کردند مردند تمام شده (انا لله و انا الیه راجعون) این هم اعلامیه‌شان الکی، هر دو جبهه رفتند اول پزشک شهید شد بعد هم مهندس.@این جنون است این قماربازی با خداست. آن کسی که ره صد ساله را طی می‌کند محاسبات این چهارتا را می‌بوسد کنار می‌گذارد عاشق است به این سرعت طی می‌کند قلب است با سرعت می‌آید زمان ندارد می‌کشاند می‌آید؛ آن لحظه‌ای که تو روی خودت پا می‌گذاری تمام است می‌گوید بی‌خیال اینها، ول کن دیگر از اینها خسته شدم این همه سال عمرم را تلف کردم، کافی است.@حرکت، سفر برای آخرت، سفر برای خدا تصمیم می‌خواهد یعنی شخص تصمیم می‌گیرد من سالک بشوم. چطور می‌گوییم می‌خواهم زبان بخوانم از کجا شروع کنم؟ از این مؤسسه، خب حالا ترم اول و دوم و سوم، تا می‌رسد به مراحل مختلف، الان دارم ادونس می‌خوانم بعد می‌خواهم بروم پیشرفته بخوانم بعد می‌خواهم بروم تی تی سی بخوانم بعد می‌خواهم بروم تافل بخوانم خب مراتب دارد، دارد سیر می‌کند.@پزشک می‌خواهد بشود هفت سال می‌خواند بعد می‌گوید حالا الان عمومی است بعد باید تخصص را امتحان بدهم امتحان تخصص بدهم کدام را قبول شوم گوش و حلق و بینی یا قلب یا چشم قبول شوم؟ چی؟ این دارد سلوک می‌کند. حالا الان 15 سالش شده 20 سال درس خوانده تازه الان متخصص شده تازه الان شروع کارش است.@می‌خواهد کار هنری کند می‌بینی سالها وقت می‌گذارد تا برود. می‌خواهد آواز بخواند می‌بینی چند سال تمرین می‌کند فقط آواز بخواند، همین. می‌خواهد یک نی، سنتور، پیانو بزند همینطوری تمرین.@بالأخره می‌خواهیم شروع کنیم به سمت خدا و اهل بیت برویم یا نه؟ باید تصمیم بگیریم سالک بشویم نه اینکه خب اینها هم خوب است برویم پای درس حاج آقا فلانی بنشینیم در مسجد یا فلان درس را گوش بدهیم یک موقعهایی منبر می‌رود ماه رمضان ماه محرم ماه صفر کافی است بقیه‌اش هم به کار و زندگی‌مان برسم.@نه سالک بشویم حالا که سالک شدی این چهار بخش دنبال چه کسی می‌افتند؟ دنبال بخشهای پنجم می‌افتند کارهای علمی‌ات را با این تنظیم می‌کنی مطالعات و رشته‌ات را، کارهای بخشهای حیوانی را با این تنظیم می‌کنی.@می‌خواهی ازدواج کنی باید با این تنظیم کنی می‌خواهی شوهرداری کنی با این تنظیم کنی زن‌داری کنی با این تنظیم کنی، مسافرتهایت را با این تنظیم کنی غذا خوردن و بخشهای گیاهی و بدنی و بخشهای اقتصادی‌ات را هم با این تنظیم می‌کنی چون سالک هستی.@ما الان آدم داریم تجارت خارجی می‌کند تاجر بین‌المللی است اما کاملاً اهل باطن است اگر کنار او چند لحظه بنشینی به قول امروزیها جیک و پوک تو را به تو می‌گوید چون تجارتش هم تابع آن بخشش است. مثل یک زن خانه‌دار است می‌بینی که سالک است یک مغازه‌دار است سالک است.@پس این را خوب دقت کنیم ما اول باید تصمیم بگیریم قلبمان می‌خواهد کجا برود حرکت بکنیم همه چیز را براساس این قلب تنظیم بکنیم حالا دیگر آن چهارتا عبادت و نور می‌شود. این چهارتا دیگر ظلمت و تاریکی و غفلت نیست اینها دیگر نور می‌شود.@شما کار اقتصادی می‌کنی نورانی است، با همسرت هستی نورانی است، سفر می‌روی نورانی است، می‌خندی نورانی است، پارک می‌روی نورانی است، سینما و دریا می‌روی نورانی است، کوه می‌روی نورانی است کار علمی و تحقیقی می‌کنی پروژه داری هر کاری داری پژوهش داری نورانی است، چون هیچ کدام گولت نمی‌زند تو حواست هست که اینها ابزار است اینها هدف نیست.@ اگر ما به حرص و زیاده‌خواهی در خدا نرسیم به شهوت به خدا نرسیم اصلاً انسان نشدیم. در بخشهای پایینی هم همینطور است اگر کسی دنبال پول نباشد به شهوت مالی نرسیده باشد می‌گویند این به درد زندگی نمی‌خورد.@یک کسی شهوت غذا نداشته باشد الان یک کسی بچه‌اش میل غذایی‌اش را از دست بدهد، شهوت یعنی میل، اشتهای غذاهای مختلف را خوردن نداشته باشد پدر و مادر می‌ترسد حق هم دارد او را دکتر می‌برند تا این بچه به اشتیاق بیافتد.@شما آن صحنه مادری که بچه‌اش را تمام آمریکا و اروپا برده بود بچه‌اش غذا نمی‌خورد به زور یک چیزی به او تزریق می‌کردند و یک چیزی به خوردش می‌دادند به هیچ وجه هیچ نوع غذایی را میل نداشت اصلاً این بچه گرسنگی نداشت.@او را آوردند اینجا پیش یکی از این طبیبهای سنتی، (آدمی که مضطر است همه جا می‌رود) آمده بود گفت او را اینجا بنشان چند دقیقه یک معجونی درست کرده بود و داده بود به این بچه خورده بود چند دقیقه بعد بچه گفت مادر گرسنه‌ام است.@این مادر چقدر لحظه‌ای که بچه‌اش بگوید مادر گرسنه‌ام است برای این صحنه‌ای بود گریه‌ای می‌کرد بچه‌ام گفته مامان گرسنه‌ام است بعد از چند سال از بچه‌ام شنیدم گفت مامان غذا می‌خواهم اشتها مهم است.@در جنبه جنسی طرف می‌گوید ما ازدواج کردیم شوهرم توان جنسی ندارد باید جدا بشود حق دارد زن من میل جنسی ندارد باید جدا بشوید کسی که شهوت به شما نداشته باشد یا شما به او شهوت نداشته باشید نمی‌توانید زندگی کنید.@شهوت شغل ندارد کار ندارد بخواهد بکند، شهوت علمی ندارد وقتی به او می‌گوییم درس بخوان می‌گوید مرده‌شور درس را ببرد درس خواندن چیست، این بچه فردا نمی‌تواند رشد بکند؛ من که تا سیکل بیشتر نمی‌خوانم دیپلم هم دارم به خاطر پدر و مادرم تا دیپلم رسیدم دیگر عمراً بخوانم، دیدید بعضیها زودتر می‌روند ترک تحصیل می‌کنند که سربازی برویم.@شهوت و میل الهی هم اگر نباشد وحشتناک است این اصلاً آدم نیست. یک کسی که نماز چهار رکعتی‌اش دو رکعت می‌شود خوشحال است باید ترسید.@یک کسی که ماه رمضان می‌آید می‌ترسد و ماه رمضان می‌رود خوشحال است باید از او ترسید؛ خودش باید از خودش وحشت کند من چرا اینطوری هستم! من چرا اینقدر بی‌میل هستم چرا قرآن دوست ندارم بخوانم چرا معارف دوست ندارم بخوانم، چرا ذکر دوست ندارم، چرا تسبیح دوست ندارم چرا میلم به این چیزها نمی‌کشد!@بعضی از عزیزان می‌آیند عرض حال می‌کنند بعد می‌گویم که شما از من برنامه گرفتید؟ می‌گویند بله، می‌گویم چه موقع؟ سه سال پیش، سه سال پیش یعنی شش تا برنامه، شما حتی برنامه اولت را هم میلت نکشیده بخوری وقتی غذایت را نخوردی خوب هم نمی‌شوی، همه باید غذا بخورند.@پیغمبر هم غذا نخورد کم می‌آورد پیغمبر هم غذایش را نخورد که ذکر خداست کم می‌آورد. قرآن را نگاه کنید به پیغمبر می‌گوید چون تو کارت سنگین است نمازشب بر تو واجب است یعنی باید غذای بیشتری بخوری.@ آنهایی که رسالتهای بزرگتر دارند باید خلوت بیشتر داشته باشند آنهایی که مشغله‌های بیشتری دارد تخلیه بیشتری می‌شوند یعنی انرژی معنوی‌شان تخلیه می‌شود همان بحث سوخت معنوی که قبلاً گفتم. یک کسی در قم زندگی می‌کند با نیم ساعت شارژ می‌شود یک کسی در مشهد زندگی می‌کند یک کسی کنار حرم زندگی می‌کند، یک کسی حسینیه‌دار است با نیم ساعت.@یک کسی می‌رود بالای شهر زندگی می‌کند این 5 ساعت باید بخورد تا بتواند آنجا زندگی کند اگر تغذیه نداشته باشد فضای آنجا ذوبش می‌کند یک کسی می‌خواهد برود دبی، ترکیه زندگی کند.@یکی از علما می‌گفت من وقتی که می‌خواستم برای تبلیغ آمریکا بروم خدمت مقام معظم رهبری رسیدم گفتم آقا چکار کنم؟ گفت هر کاری اینجا می‌کردی از مستحبات و دعا آنجا باید دوبرابر بکنی دوبرابر کن تا بتوانی آنجا دوام بیاوری و الا یواش یواش قلبت گند می‌زنی و تمام میلهای معنوی‌ات را از دست می‌دهی به زور یک نمازی ممکن است آدم بخواند به زور یک نماز و روزه‌ای، و الا دیگر سلوک معنا ندارد.@پس این برای ما مبناست این ملاک برای ما است که من چقدر میل به آسمان و غیب و خانواده آسمانی و به خصوص به وجود مقدس آقا امام زمان (علیه السّلام) دارم این ملاک است. اگر میلی نیست در من پس من مرده هستم از نظر انسانی من گند زدم و مُردم قلبم مرده مرگ مغزی و قلبی دارم این مقدمه باشد تا اینکه ما بخواهیم راجع به تسبیح گفتنهای خودمان یک مقدار صحبت کنیم.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@