جلسه 004 - فکر و ذکر ۳ (۱۳۹۸)
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1398
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - فکر و ذکر ۳ (۱۳۹۸)

سلسله مباحث استاد محمد شجاعی، تهیه شده در مؤسسه منتظران منجی، شماره تماس 5 ـ 55972450، وبگاه اینترنتی WWW.MONTAZER.IR @

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

یکی از مواردی که در تسبیح خدمت شما باید عرض بکنیم که من خودم دوست داشتم این بحث را یک مقدار دیرتر بگویم اما چون می‌خواهیم بحث تسبیح همگانی موجودات در عالم را بگوییم و در آن بحث پیشنیازش این بحثی هست که باید الان بگوییم این را الان می‌گوییم و ان‌شاءالله آن موقع از آن بهره‌برداری بیشتری خواهیم کرد.@بحث همراهی تسبیح و تحمید هست. ما در نماز هم دستور داریم «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ» این وقتی که نازل شد پیامبر فرمود که این دستورالعمل نمازی ما اینطوری در آمد، ما در ذکر اکبر؛ ذکر اصغر در رکوع و سجود «سبحان الله» هست ذکر اکبر ما در رکوع «سبحان ربی العظیم و بحمده» در سجده «سبحان ربی الاعلی و بحمده».@این تسبیح همراه حمد یعنی چی؟ «و بحمده» که داریم می‌گوییم، یا «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ»، «يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ» این تسبیح به حمد یعنی چی؟ این تسبیح این حمد است، تسبیح به حمد یا تسبیح همراه حمد به چه معناست؟ این رو یک مقدمه‌ای را توضیح دادیم جلسه گذشته و گفتیم که اساساً در تسبیح شما با چه چیزی سروکار دارید؟ با جلال خدا سروکار دارید.@فرقش این است در تحمید شما توضیح دادیم با زیبایی سروکار دارید. یادتان هست در اولین جلسات اردوی حمد گفتیم که حمد یعنی مدح کمال اختیاری.@ما یک موقع هست مثلاً فرض بفرمایید که می‌خواهیم یک چیزی را مدح کنیم که کمالش اختیاری نیست مثلاً می‌خواهد یک طلا، الماس، گل را که زیبایی‌اش از خودش نیست اینجا فقط وقتی که می‌خواهید از یک گُل و جواهر تعریف بکنید مدح می‌کنید، این حمد است حمد نمی‌توانید به جا بیاورید.@حمد زمانی به جا می‌آورید که یک موجودی اختیاراً این کمالات را دارد کمال ذاتی‌اش است برای خودش است از کسی یا جایی نگرفته لذا حمد فقط برای کیست؟ برای خداست.@چون همه خوبیها و زیباییها را به صورت ذاتی دارد بقیه موجودات هر چه دارند عاریه‌ای است و از خداوند گرفتند برای آنها حمد نمی‌گوییم، برای آنها مدح می‌گوییم، مثلاً می‌گوییم این گُل این الماس این حیوان این اسب این پلنگ این شیر این پرنده مدحش می‌کنیم. چون اختیاری نیست.@اما حمد برای کمال اختیاری هست و بعد هم مربوط به زیباییهاست شما این را به جا می‌آورید؛ تسبیح برای چیست؟ برای جلال الهی است، حمد برای جمال و زیبایی هست. بنابراین وقتی این دوتا کنار هم می‌آیند تکمیل می‌شوند تکمیل‌کننده هم هستند.@حمد از کجا می‌آید؟ حمد از تسبیح می‌آید، یعنی شما اول سبحان الله را دارید بعد چی را دارید؟ بعد الحمدلله را دارید حالا این چند جنبه دارد، چرا؟ چون شما زمانی می‌توانید بگویید که حمد برای خداست یعنی همه قشنگیها و زیباییها و خوبیها که او را از همه ضعفها و نداشتنها و بدیها چکار کرده باشید؟ تنزیه کرده باشید.@یعنی اول می‌گویید که او هیچ بدی و ضعف و کمبودی ندارد، وقتی که این را گفتی وقتی که هیچ ضعف و کمبودی نداشته باشد پس همه خوبیها را دارد مانعی برای داشتن همه خوبیها نیست. بنابراین چون تسبیح می‌کنیم حمد هم به جا می‌آوریم، ولی چون سبحان الله است پس الحمدلله.@پس در واقع حمد یک لازمه‌ای از تسبیح هست و در واقع حمد خودش یک نوع چیست؟ یک نوع تسبیح هست که ما داریم از خداوند تبارک و تعالی به جا می‌آوریم. و اینکه به ما گفتند که شما اول بگویید «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر» یعنی اول سبحان الله را بگویید.@حالا ما در تسبیحات حضرت زهرا اول الله اکبر را می‌گوییم، بعد چی؟ الحمدلله، بعد سبحان الله؛ ما اردوی‌مان را براساس این بنا گذاشتیم. ولی اینکه در نماز می‌گوییم «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله» بعد «و الله اکبر» رمزش خیلی مهم است.@خدا رحمت کند امام را فرمود شما تا تسبیح نکنید وارد تحمید نمی‌توانید بشوید، چون شما می‌خواهید حمد به جا بیاورید یعنی می‌خواهید یک تعریف از خدا بکنید و چون حمد ما با غلبه نیست با احاطه نیست نمی‌توانیم حمدش را به جا بیاوریم.@چون شما زمانی می‌توانید حمد را کامل به جا بیاورید که به یک موجود چی داشته باشید؟ احاطه داشته باشید و بگویید حالا من می‌توانم بگویم که این چی هست.@حالا می‌خواهم حمدش را به جا بیاورم و حالا می‌خواهم الان تعریفش را بکنم و چون قد و قامت و فکر ما به آنجا نمی‌رسد از به کنه‌اش راه نداریم آن بینهایت است ما محدودیت داریم.@لذا اول از حمد خودت خدا را تسبیح کن یعنی خدایا من تو را تسبیح می‌کنم نه از همه عیبها و کمبودها بلکه از حمد خودم هم تو را تسبیح می‌کنم چون حمد من ناقص است تو حتی از حمد من هم چی هستی؟ منزه هستی چون حمد من یک حمد ضعیفی هست هر چه بگویم چه بسا کوچک بشود و تو را با حمد خودم کوچک کنم.@بنابراین باید اول سبحان الله بگویید که می‌خواهی الحمدلله بگویی خدا را از چه تنزیه کنی؟ از حمد خودت، این هم جنبه عرفانی‌اش هست آن جنبه حقیقی قضیه بود که از دل تسبیح حمد بیرون می‌آید و اینجا برای این هست که برای خودمان داریم می‌گوییم، در ارتباط انسان با حق تعالی اول تسبیح می‌گوییم بعد چه می‌گوییم؟ تحمید می‌کنیم.@حالا برویم سراغ آیات و روایاتش که این را هم با هم یک بررسی بکنیم، این را که ان‌شاءالله طی کردیم می‌توانیم ان‌شاءالله وارد بحث بسیار شیرین و جذاب تسبیح همگانی نظام خلقت بشویم.@من اول آن توضیحات را بدهم بعضی از آیاتش را «وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ» سوره زمر، تو فرشته‌ها را می‌بینی که در حول عرش خدا «يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ» فرشته‌ها در حول عرش چکار می‌کنند؟ پروردگار خودشان را تسبیح می‌کنند و ستایش.@وقتی می‌گوید «يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ» یعنی این تسبیح با حمد اتفاق می‌افتد حمد یک نوع تسبیح هست. اما جالب اینجاست که می‌گوید «وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ»، این «وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ» یک چیز عادی را خدا دارد برای ما می‌گوید، می‌خواهم بگویم که ما چقدر غیرعادی داریم زندگی می‌کنیم خدا خیلی عادی می‌گوید که «وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ» تو ملائکه را می‌بینی.@«أَوَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» آیا در این ملکوت مردم نگاه نمی‌کنند؟ خدا توقع دارد ما نگاه کنیم ولی ما الان توان نگاه ملکوت را نداریم، چون تربیت نمی‌توانیم بشویم، چون رحم ما رحم پاکی نیست رحم ما رحم آلوده‌ای هست رحم ناپاکی هست رحم زمانی و مکانی ما، نمی‌توانیم بشویم.@یک عده مخصوصی فقط یک همچین اوجی می‌گیرند که به یک همچین بصیرتها و ارتباطات غیبی و بینشها می‌رسند بقیه نمی‌رسند به خاطر اینکه ما رحم وجودی اصلی‌مان وجود مقدس آقا امام زمان هست که از دستش دادیم و از او هم فراری هستیم یعنی حاضر نیستیم با این شخصیت ارتباط برقرار کنیم.@ شما به محض اینکه با امام زمان ارتباط خوب برقرار کنید تمام قوای شما فعال می‌شود گوش، چشم، خیال همه قوای انسان فعال می‌شود؛ اساساً انسانها به اندازه ارتباط با ولی الله و قطب قدرت الهی «المعلنون لقدرته» اینها با اینها قدرت پیدا می‌کند به میزان این ارتباط تو قوی هستی.@مثل یک شاگرد، یک شاگرد چقدر قوی و پیشرفت می‌تواند بکند؟ به میزان ارتباط درستش با چه کسی؟ با استادش؛ هر چقدر ارتباطش درست‌تر و سالمتر و قوی‌تر باشد فیضش هم بیشتر است و هر چه ناسالم و ضعیف ارتباط برقرار کند از دارایی استاد چی؟ خودش را محروم می‌کند.@پس راجع به امام زمان همینطور است ان‌شاءالله آقا به زودی بیاید آن موقع چشم همه ما باز می‌شود برای ما رفتن به ملکوت و بالاتر از ملکوت یک عادت می‌شود یعنی یکی تفریحات ما این می‌شود که ما مثل آب خوردن کنار امام زمان چطوری تصمیم گرفتیم مشهد بیاییم مشهد آمدیم، تصمیم بگیریم ملکوت برویم ملکوت می‌رویم، تصمیم بگیریم بالاتر از ملکوت هم برویم می‌توانیم برویم به قدرت ولی الله این اتفاق ان‌شاءالله برای همه ما می‌افتد.@آمدن امام زمان برای این کارهاست، نه اینکه امام زمان بیاید دیگر ما همه پولدار شویم و مریض نشویم و زن و شوهرها دعوا نکنند و عدالت رعایت بشود، البته عدالت اصل است چون اگر عدالت رعایت بشود ما در همین دنیا قبل از آمدم امام زمان هم به این وسعت می‌رسیم.@ اینکه ما نمی‌توانیم این قدرت را داشته باشیم چون عدالت نداریم عادل نیستیم و با اصلی‌ترین قوه‌مان عادلانه برخورد نمی‌کنیم، خوراکش را نمی‌دهیم تربیتش نمی‌کنیم و برایش وقت نمی‌گذاریم ظالمانه حق خود اصلی‌مان را نابود می‌کنیم به خاطر خودهای قلابی، داریم ظلم می‌کنیم.@اگر کسی عدالت بر او حاکم باشد و به فکر خود اصلی‌اش باشد حق این را هم رعایت کند، نمی‌گوییم حق اینها را بخورد اما حق این را هم رعایت کند کنار این خودهای قلابی، این می‌تواند اوج پیدا کند، آن عدالتی که می‌گویند یک عدالت فوق‌العاده است یک عدالت در واقع فوق عقلانی است فقط عدالت اقتصادی و سیاسی نیست تعادل که باشد همه رشد می‌کنند اینکه در بحث تسبیح عدالت اصل است.@اصلاً چرا یک موجود می‌تواند تسبیح کند؟ با تعادل تسبیح می‌کند، چرا یک پرنده شکار می‌شود؟ چون تعادل را از دست می‌دهد از تسبیح می‌افتد شکار می‌شود؛ حالا خوب دقت کنید می‌گوید «وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ» تو هم فرشته‌ها را می‌بینی.@خدا حفظ کند یکی از اساتید بزرگ را، به او گفتند که آقا شما چشم برزخی دارید آنجا را می‌بینید؟ فرمود مگر شما نمی‌بینید! چشم برای دیدن است. گوش برای شنیدن است.@خیلی حرف است برای ما این حرف خیلی کشنده است، چشم برای دیدن است خدا داده برای دیدن، گوش هم خدا داده برای شنیدن، شامه را خدا داده برای بوییدنهای آن طرفی، اینها همه را دارد؛ ولی ما چرا شامه‌مان باز نیست؟ چرا گوشمان باز نیست؟@مرحوم علامه می‌فرمود من صبحها که بلند می‌شوم از قل قل تسبیح و حرکت عالم و ذکر عالم در هول و ولا هستم گوش باز، چشم باز. حالا علامه را دائم مثال نزنیم بگوییم حالا او یک آخوند بوده.@گفتم مرحوم سید نعمت الله جزائری (رحمه الله علیه) یک عالم بسیار بزرگی است لرستان می‌رود یک جایی وسط راه در لرستان داشته می‌رفته، شب آنجا می‌ماند می‌خواهد نماز بخواند به یک خانمی در شهر و روستای آنجا بوده به خانم می‌گوید که خانم من بیایم منزل شما نماز بخوانم؟@خودش می‌گوید من داشتم نمازم را می‌خواندم دیدم این خانم همینطوری به من نگاه می‌کند و یک لبخندی زده و با یک تعجبی، بعد گفت نماز را تمام کردم و گفتم خانم چیه؟ چی را نگاه می‌کنی؟ گفت آقا شما چرا اینطوری نماز خواندی، ما که نماز می‌خوانیم همه در و دیوار با ما نماز می‌خوانند.@یک زن لر، بیسواد ولی این زن تعادل دارد پاک است ولی شما نماز خواندی من دیدم هیچ کس با شما نماز نخواند هیچ صدایی از هیچ جا نشنیدم، تعجب می‌کند؛ ما غیرعادی هستیم داریم زندگی می‌کنیم علامه عادی است این خانم لر بیسواد روستایی عادی است ما غیرعادی هستیم همه ما غیرعادی داریم زندگی می‌کنیم ولی چون این غیرعادی بودن همگانی شده آنها چی شدند؟ آنها غیرعادی شدند، می‌گوییم که اینها طبیعی نیستند.@چطور آمریکاییها می‌گویند ایرانیها نرمال هستند داستان جدید است خودشان می‌گویند ایرانیها را باید نرمالیزیشن کرد می‌گویند باید اینها را طبیعی کنیم اینها اصلاً طبیعی فکر نمی‌کنند چون خودشان در اوج کثافت و طبیعت‌گرایی و شهوت و خشونت و اینطور چیزها هستند و فقط دنیا را می‌بینند.@یک موجودی که مثلا از مرگ نمی‌ترسد و استقبال می‌کند و شهادت‌طلبی دارد برایش اصلاً عادی نیست و می‌گویند که باید اینها را عادی کرد با کار فرهنگی خیلی‌ها را عادی کردند با این تلگرامها و شبکه مجازی و واتساپ و وایبر و ماهواره و... دارند همه را عادی می‌کنند مثل خودشان می‌کنند.@مردم دارند شبیه آمریکاییها می‌شوند بی‌حجاب می‌شوند حجابشان دارد شبیه آنها می‌شود، بی‌حیا می‌شوند نمازشان افتضاح است لباس پوشیدن و خیلی چیزها دارند شبیه آنها می‌شوند تازه دارند به آنها چه می‌شود؟ از قول آنها عادی می‌شوند دیگر یک کسی که چادر سرش کند مسخره می‌شود این غیرعادی است.@الان ما خیلی از خانمها می‌گویند ما در فامیل چادری داریم فقط ما یک نفر در فامیل چادری داریم بقیه اصلاً ندارند غیرعادی است دارد برعکس می‌شود در حالی که نه آنها غیرعادی هستند ما غیرعادی داریم زندگی می‌کنیم.@خدا را ببینید چقدر راحت می‌گوید «أَوَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» چرا نگاه نمی‌کنید، تازه خدا به کفار هم می‌گوید که اینها چرا نگاه نمی‌کنند و نمی‌بینند؟! ما خیلی غیرعادی هستیم.@به خاطر چی؟ به خاطر اینکه ما به این چهارتا خیلی در زندگی‌مان اهمیت دادیم و لطافتهای بالایی را از دست دادیم دیگر کسی جرأت هم نمی‌تواند بکند بگوید که من مثلاً یک معصومی را دیدم ارتباط دیدم خواب یک معصوم را دیدم، تا بگوید می‌گویند این دفتر و دستک باز کرده ساکت باش، چون خودش اینطوری است.@کثیف و تاریک و در حجاب بودن عادی شده. حالا یک کسی هم مثلاً یک راهی پیدا کند می‌گویند این یکی را نگاه کن! نمی‌فهمد. اصلاً اینها چیزی نیست. در مقابل آن چیزی که ما قرار است بشویم خدا هنوز آدم را شروع نکرده، بگذار امام زمان بیاید خدا انسان را به جهان خلقت نشان می‌دهد هنوز کجاست که تا خدا انسان را نشان بدهد، خلیفه الله.@ما فقط ائمه را می‌گوییم این همه قَدَر، بعضی از شاگردانشان آن وسعت را دارند، نه امام زمان بگذار بیاید میلیاردها آدم درست می‌کند آدم تازه شروع می‌شود داستان آدم معلوم می‌شود که فرقش با حیوان چیست، الان خیلی فرقی ندارد «بَلْ هُمْ أَضَلُّ» بدتر از حیوانات هستند.@حیوانات غیرت ناموسی دارند انسانها ندارند، حیوانات حیا دارند انسانها ندارند، حیوانات همه‌شان عبادت و نماز و تسبیح دارند خیلی از آدمها نه عبادتی نه تسبیحی نه خلوتی و نه ذکری دارند؛ پنجاه تا حیوان را ان‌شاءالله فردا بخوانیم ببینیم اینها چقدر بامعرفت هستند.@چندتا انسان می‌تواند مثل قورباغه و مار و عقرب باشد؟ مثل سگ و گربه (حالا ذکر سگ و گربه را برای شما می‌گوییم) که نجس هم هست، مثل شیر و پلنگ ذکرشان را شما ببینید الان آدم نگاه کنید می‌بیند که اینها چقدر معرفت دارند «وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ» می‌بینی ملائکه را که حول عرش.@ما مشکل داریم که با ملائکه انس نداریم و رفیق و دوست نیستیم و از آنها کمک نمی‌گیریم و صفا نمی‌کنیم، ملائکه اصلاً وقتی از ما را پر نمی‌کنند تلویزیون و سریالها و خیلی چیزهای دیگر از ما وقت پر می‌کنند رفت و آمدهای الکی در زندگی ما خیلی وقتها وقت پر می‌کنند، فکرهای باطل و بیخود.@ولی ببین چند دقیقه از 24 ساعت من فکرم با حضرت جبرئیل (علیه السّلام) پر می‌شود؟ موجود کوچکی است؟ با حضرت عزرائیل چرا ما نمی‌توانیم با او رفاقت و رفت و آمد و نشست و برخواست کنیم و با او انس بگیریم؟@ده دقیقه یک ربع، بیست دقیقه، نیم ساعت با میکائیل، اسرافیل با فرشته‌های دیگر، با فرشته‌های خودمان، با موجودات بهشتی، اصلاً با خانواده آسمانی‌مان، بالاتر با اهل بیت، ما اصلاً وقتمان را پر نمی‌کند، ببینید ما چقدر بی‌سلیقه و ضمختیم هستیم.@ما اصلاً حتی با خانواده غیرآسمانی‌مان که الان در بهشت هستند خانواده ما هستند ارتباط نداریم، نه با اموات، شهدا، صدیقین، صالحین، گند زدیم و همینطوری خراب کردیم، کور و کریم اصلاً فلج هستیم و شامه‌مان هم که خراب است اصلاً حس نداریم چون ما حاضر نیستیم که متمرکز کار کنیم.@الان خیلی‌ها می‌گویند اردو دیگر چیه؟ چه صیغه‌ای هست؟ اینها در این وضعیت سیل و گرانی و ارز و سکه، چه آدمهای بیکاری هم پیدا می‌شوند! در حالی که کل این نظام خلقت برای همین یک اردو برقرار است اردو یعنی قدم گذاشتن در مسیر خلقت.@جدی‌ترین کاری که الان در این کره زمین دارد انجام می‌شود همین است، اینکه یک عده‌ای می‌خواهند با باطن عالم ارتباط بگیرند و می‌خواهند بدانند تسبیح و تحمید و تکبیر و تحلیل یعنی چی، این جدی‌ترین کار عالم در زندگی ما است.@بعضی از عزیزان یکدفعه به ما گفتند که آقا ممکن است سیل بیاید و هوا ممکن است خراب بشود، الان ما یک تعدادی پشیمانی و لغوی داریم که لغو کردند که سفر خطرناک است ما بیاییم، عزیز من شما این همه آدم در سال دارند کشته می‌شوند، روزی 50 ـ 60 نفر در تصادف به برزخ می‌روند، لب دریا تابستان برای چی؟@این طرف می‌داند که اگر برود ممکن است خفه بشود ولی سفرش را می‌رود، مردم می‌دانند، می‌گویند نروید خطر دارد، می‌روند، می‌گویند یعنی چی ما نرویم ماشین خریدند برای اینکه بروند، مگر می‌شود ما در دل جاده نزنیم شمال و جنوب نرویم، می‌رویم.@برای خودش قطعی می‌داند، جانش در خطر است و دارند می‌گویند که نروید، می‌روند، می‌گوید که تفریح است مگر می‌شود زن و بچه را سوار ماشین نکنیم اینطرف و آنطرف نرویم بگردیم؟! برای چی؟ برای یک کار و لذت خیالی و وهمی.@آن وقت ما می‌خواهیم به اصلی‌ترین هدف خلقتمان برسیم می‌گویند سفر خطرناک است، اگر کسی در این راه شهید بشود کشته بشود از خیلی از شهدا بالاتر است، کاشکی ما بیاییم به این سفرها و کشته شویم، کاشکی آدم بیاید به عشق خدا، بگوید خدایا من آمدم راهم را با تو یاد بگیرم اگر آدم در این راه کشته بشود که خیلی خوش به حالش است.@«مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» از خیلی از شهدا بالاتر است کاشکی اینطوری باشد ولی خب ما متأسفانه عادی نیستیم خیلی‌ها به ما می‌خندند که اینها چه کسانی هستند مثلاً اردو بلند شدند رفتند یا مثلاً آخ خسته شدیم دوتا کلاس رفتیم چهارتا کلاس رفتیم دیگر حالا خیلی خسته شدیم، خیلی به ما فشار آمد خیلی زجر کشدیم حالا برویم یکذره استراحت کنیم.@ما اینجا آمدیم عیش و نوش داریم این میکده ماست این لذت ماست این حال ماست این رقص ماست این جشن ماست این پایکوبی ماست آمدیم اینجا نشستیم راجع به معشوقمان داریم حرف می‌زنیم این خودش استراحت است بقیه چیزها خسته‌مان می‌کند.@غیر از این خسته می‌شویم و غیر از این ما را کشته، غیر از این ما را کر و کور و فلج کرده هر چه غیر از این بوده؛ اینکه الان اصل حال است اصل کار است که ما بیاییم جمع شویم به قول پیغمبر بهشت، در بهشت نشستیم داریم آیات الهی و روایات را می‌خوانیم فرمان خدا را داریم می‌خوانیم.@خدا برای چه این همه راجع به تسبیح صحبت کرده؟ یک سؤال: چرا اصرار داشته که شما این کلمه را کار کنید و یاد بگیرید؟ چرا می‌گوید که همه موجودات دارند این کار را می‌کنند؟ چون از بقیه عقب نمانی، از گاو و خر و سگ و گربه و عقرب عقب نمانی، اینها تسبیحاتشان نگاه کنید چقدر قشنگ است.@شما فکر می‌کنید امام حسین آدم بیکاری بوده؟ یک عظمت امام حسین همه عالم حول محور این شخصیت دارد می‌چرخد آدم بیکاری بوده بنشیند بگوید که خب سگ و گربه و عقرب و پلنگ و یوزپلنگ و مار و قمری و یاکریم اینطوری می‌گوید، برای چه نشسته اینها را گفته؟ برای اینکه تو حواست باشد که از اینها نباید عقب بمانی.@حواست باشد تمام موجوداتی که اطراف تو هستند دارند جلو می‌زنند و می‌روند. می‌آید یک روزی خیلی از افراد روز قیامت معطل هستند سگ و گربه‌هایشان می‌آیند به بهشت می‌روند، اسب و خر و شترشان می‌آیند به بهشت می‌روند و به اینها هم می‌خندند، آدم می‌گوید که ای کاش من الان جای این سگ بودم، اینجا نیایستاده بودم، ای کاش من جای این گربه و اسب و خر بودم.@«وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا» کاشکی خاک بودم کاشکی شعور نداشتم. امام حسین بیکار بوده نشسته 50 تا حیوان را همینطوری برای ما بگوید؟ یکذره باید وقت بگذاریم یک مقدار باید تمرکز بگیریم یک مقدار باید جدی به خودمان فکر کنیم یک مقدار از این چهار چیز یکذره عقب بکشیم یک مقدار کیفیتها را رها کنیم برایمان کافی است.@دائم هشتمان گرو نُه‌مان است الان من درگیرم پژو بخرم یا یک چیز بالاتر بخرم، چقدر وقت یک کسی را می‌گیرد، این پرده را بگیرم یا آن پرده را، این موکت یا آن فرش را بخرم این شلنگ یا آن شلنگ را بخرم، این لوله یا آن لوله را بخرم، این در یا آن در را بخرم، این لباس و پارچه را یا آن لباس و پارچه را بخرم، ببینید چقدر از آدم ذهن می‌گیرد و چقدر تاریک می‌کند.@شما فکر می‌کنید اینهایی که ساده می‌گیرند آدمهای ساده‌ای هستند، نه خیلی زیرک هستند. رفتی یک لباس دیدی همین لباس خوب است، بروم چهار ساعت کل بازار را بگردم دوباره بعد ممکن است همین جا برگردد، یک کفش می‌خواهد بخرد 5 ساعت، در کل عمرش 5 ساعت متمرکز ذکر نگفته ولی برای یک جفت کفش سه روز بازار رفته، حالا هر چی چیزهای بیخود، نه این آدم زیرک است وقتش را برای جای دیگر می‌گذارد.@لذا می‌خواهد برود لباس بخرد، این خوب است؟ بله همین را برمی‌دارد. می‌خواهد زن انتخاب کند خواستگاری می‌رود دختر خوبی است، نه بگذار حالا. طرف آمده به من اینطوری می‌کند در همین اعتکاف مسجد کوفه بودیم من استاد 60 بار خواستگاری رفتم هنوز نتوانستیم، چون وقت زیادی داری بارک الله به تو!.@اولین کس خوب است شرایطش الحمدلله خوب است، اینهایی که می‌خواهیم و گفتند باید داشته باشد خدا و دین گفته، خب تمام شد، نه حالا شاید بعداً پشیمان شدم یکی دیگر را دیدم بیشتر بخواهم، پس تو خیلی هوس داری.@می‌خواهد یک ماشین انتخاب کند ماشین شرائطش چیست، بردار سوار شو برو، حالا خریده بعد خانه آمده افسرده و آویزان و ناراحت، پشیمان شدم یک چیزی در تلویزیون دیدم ماشین من پیش آن لگن است، به این خوبی خریدی بپوش، استفاده کن، سوار شو، نه یک چیزی آخر خواهرم گفت، دیگر آن خیلی اگر آن را بخرم، این که دارد شکر نمی‌کند، خواهرش گفته مثلاً فلان چیز.@عمر ما سر سلیقه‌های جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی دارد تلف می‌شود خب برای ما چی می‌ماند؟ هیچی دیگر نمی‌ماند. یک مقدار باید خودمان را سبک کنیم «تخففوا تلحقوا» پدرمان است، پدرمان آن بالا نشسته و می‌گوید بیایید، اگر می‌خواهید بیایید زود بیایید، سبک کنید، بارتان را زمین بگذارید «تخففوا» سبک بگیرید، بارتان را سبک کنید زود بیایید.@یا شهوت عقلی و علمی و دانشگاهی و حوزوی دارد یا شهوت دنیایی دارد مقام و ریاست و پست و عشقهای زمینی چنین و چنان گرفتارش کرده، اصلاً نمی‌تواند بیاید این اصلاً یک خواب و رؤیا و کشف و ارتباط ندارد یکذره بو نکشیده یک صدا نمی‌شنود الان هم یک حجم زیادی از علم و اطلاعات که به آن مثلاً عالم و علامه می‌گویند حالا مثلاً دکتر و مهندس و پروفسور، کجاست؟ اصلاً هیچ خبری از آن طرف ندارد، یک بار با یک فرشته دو قیقه حرف نزده.@«و سبح» دستور به پیغمبر است، ببینید خداست پیغمبرش عزیزترین کس او است و می‌داند که این چه می‌خواهد و این برای این عزیزترین کس او چیست، عزیزترین چیزش را خدا به این می‌دهد.@«وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ» ما چون مال اینجا هستیم می‌گوییم اَی خدا، این خدا چقدر گیر است، به او هم نسبت ناروا می‌دهیم، می‌گوییم این خدا گیر است مثل این است که دائم عقده این را دارد که ما شب تا صبح ذکرش را بگوییم شب تا صبح تسبیح بگوییم، خدا نشسته چه می‌گوید.@«وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ» تسبیح کن به حمد ربت «بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ» شبها و صبحها؛ اگر تو گفتی سبحان است پس این را دارد به عشق چه کسی می‌گوید؟ به عشق تو دارد می‌گوید؛ می‌گوید تو دردت با این دوا می‌شود تو به من و شبیه من می‌شوی اینطوری شبیه من می‌شوی که تو یک وقت عاشقانه برای من بگذاری من ببینم تو صادق هستی.@حدیث قدسی می‌گوید تو یک قدم بیایی من ده قدم می‌آیم، تو راه بیایی من سمت تو می‌دوم، ولی خب نشان بده که تو هستی، من می‌خواهم به عرفان برسم یک سؤالهای عجیب و غریبی هم می‌کنند بعد وقت‌گذاری‌شان را می‌بینیم اصلاً چه وقت‌گذاری مسخره‌ای، این آدم اصلاً وقت نمی‌گذارد تمرکز ندارد.@حاضر نیست از کوچکترین لذتهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی‌اش بگذرد یک مرخصی نمی‌تواند برای اینطور کارهایش بگیرد، بگوید من می‌خواهم مرخصی بگیرم از خیلی از چیزها و فامیل و مهمانیها و عید و دانشگاه و کارم هست.@الان برای چه ما نمی‌توانیم یک همچین اردوی قدرتمندی را زمانهای دیگر برقرار کنیم؟ چون هیچ کس حاضر نیست از تابستانش برای اینطور کارها وقت بگذارد، هیچ کس وسط سال حاضر نیست برود به محل کارش و بگوید من یک هفته نمی‌آیم.@برای همین مجبوریم عید بگذاریم که همه تعطیل اجباری دارند، و الا اگر ما بخواهیم وسط تابستان هم یک همچین چیزی را برقرار کنیم آقا تابستان ما سر کار هستیم اینطرف و آنطرف می‌رویم، مگر من می‌توانم یک هفته از کارم مرخصی بگیرم؟!@بعد همین آقا یکدفعه به او خواهرش یا پسرعمویش زنگ می‌زند برایت ویزا فرستادم بلند شو آمریکا بیا، می‌رود سه ماه مرخصی می‌گیرد بدون حقوق، از کجا آوردی؟ آمریکا می‌خواهم بروم قبله‌اش آخر آنجا بوده، اروپا دعوتم کردند نمی‌توانم مرخصی نگیرم، مرخصی که هیچی، می‌رود قرض می‌گیرد می‌رود، یعنی شما فکر کنید که از همه جا قرض می‌کند که بتواند دو هفته پایش باز شود در یکی از این جهنمهای اروپایی، بارک الله.@ولی اگر بگویند مثلاً دو هفته مرخصی بگیر برای یک اردو، ما الان نتوانستیم اردوی‌مان را از پنج روز بکنیم یک هفته، می‌ترسیم بگوییم، واقعاً اردو ما بحث تکبیرمان یک مقدارش ماند بحث تحمیدمان یک مقدارش ماند که اینها را بعداً رویدادهای هفته باید به خوردتان بدهیم در یک اردوی دیگر.@یک هفته اردو داریم، اَه ما کَف می‌کنیم. الان بعضی آدمها همین الان، ما امروز یا دیروز بحث را شروع کردیم؟ (گفته بود یکی از این کافرها که نمی‌دانم 25 تومان خریدم یا 725 تومان) حالا ما هم قاطی کردیم امروز شروع کردیم یا دیروز.@امروز شروع کردیم چند نفر آمدند یقه آقای اسکندری را گرفتند آقا ما خیلی حالمان خراب است بگذارید ما برویم یکذره تفریح کنیم بیرون بگردیم، یکذره خوردند حالا همه می‌خواهند بروند بیرون بگردند.@خداست به پیغمبر چه می‌گوید؟ «وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ» دارد به تو حرف می‌زند و تو را دعوت می‌کند. ما اصلاً این آیات را می‌شنویم کسالت سراغ ما می‌آید.@وای خدا دوباره می‌گوید «وَ سَبِّحْ، اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا، وَ سَبِّحوهُ بُکرَةً وَ اَصیلاً» صبح، شب، ظهر، چه می‌خواهد بگوید؟ این را فقط این بخش می‌فهمد یک کسی که دلش زنده باشد آن زن لر می‌فهمد این یعنی چی، او می‌فهمد این دارد چه می‌گوید.@«وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ» از جایت بلند شدی خواستی بلند شوی یک چیزی بگو یک ذکری بگوی تسبیح کن «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ» همین که می‌خواهی بلند شوی و برخیزی از جا می‌خواهی بلند شوی.@چند روز پیش یکی از عزیزان ما منزل ما بود برایش جا انداختم که بخوابد یک پیرمردی، بعد گفتم که چه موقع صدایت کنم؟ گفت خودم بلند می‌شوم، واقعاً هم ساعت است، نمی‌دانم چطوری است، من ده دقیقه می‌خواهم سر ده دقیقه بلند می‌شوم، یک ربع دیگر، یک موقع خودش همیشه می‌گوید که یک ربع دیگر من را صدا کنید، یک ربع دیگر ما می‌رویم می‌بینیم بلند شده نشسته.@بعد به او گفتم که پتو روی شما بیاندازم گرمت نشود یا یک روانداز نازک روی شما بیاندازم؟ گفت پتو بیانداز؛ چه ساعتی؟ خودم بلند می‌شوم، خیلی قشنگ این صحنه من را تکاند، خودم بلند می‌شوم بسم الله الرحمن الرحیم، یک پتو را می‌خواهد روی خود بکشد و بخوابد بسم الله الرحمن الرحیم.@حالا اردوی بسم الله ان‌شاءالله زمان امام زمان می‌افتد به حق امام زمان، آن دیگر خیلی مهم است بسم الله الرحمن الرحیم، می‌خواهد بخوابد، می‌خواهد یک چیزی را بخورد بسم الله، بسم الله الرحمن الرحیم، آنقدر کِیف کردم، پتو می‌خواهد روی سرش بیاندازد بخوابد بسم الله الرحمن الرحیم.@ایشان نه خوابهای بد می‌بیند نه خوابهای پریشان می‌بیند نه اضطراب دارد این آدم، بلند شدن او، من بارها بالای سر او بودم وقتی بلند می‌شود تا بلند می‌شود ذکر دارد، در خواب همین که بلند می‌شود ذکر می‌گوید از این پهلو می‌خواهد به آن پهلو برگردد من یک موقعی بالای سرش هستم می‌بینم ذکر می‌گوید، در خواب است این زبان دارد تکان می‌خورد و ذکر می‌گوید.@«وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ» چقدر آدم کیف دارد که خدا دعوت می‌کند، دارد پیشنهاد می‌دهد منوی پیشنهادی است پیشنهاد می‌دهم خواستی بنشینی، خواستی بخوابی، به پهلو بودی «الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ» یک پیشنهاد است یک سبک زندگی است یک چیز قشنگی است این را در زندگی‌ات مدش کن و بگو من می‌خواهم با این سبک زندگی کنم.@دیگر از این به بعد خوابیده می‌خواهم ذکر بگویم و تسبیح کنم و استغفار کنم و می‌خواهم بلند شوم می‌گویم، می‌خواهم بنشینم می‌گویم، وسط غذا می‌گویم در حالت عادی دارم کار می‌کنم می‌گویم؛ این یک سبک است این هم یک شیرینی زندگی دارد یک جذابیت زندگی است یک عیش و نوش وسط خیلی از کارهای تاریک و محدودکننده پایینی، یک نفسی است.@به این پاورپوئینت نرسیدیم «وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ» رعد از آن عقب نمانید سوره رعد آیه 13. آیه قبلی سوره طور آیه 48. «وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ» صدای رعد را می‌شنوید؟ که حالا بعد فهم اینها را هم توضیح می‌دهیم، دارد تسبیح می‌کند به حمد خدا رعد وقتی که غرش می‌کند، آن هم رعد آنقدر شعور دارد چون رعد جزء فرشته‌هاست رعد و برق حضرت فرمود فرشته هستند، این تسبیح می‌کند به حمد ربش.@اینجا را نگاه کنید غوغا کرده، ائمه این آیه را گرفتند، امام حسین این آیه را گرفته یکدفعه با آن یک شراب درست کرده، همین یک آیه، «إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ» هیچ چیز نیست یک اتم، الکترون، نوترون، پروتون، برو پایین‌تر، بیا بالاتر، برو در کهکشان، برو در فرشته‌ها، بالا برو، حاملین عرش برو، تمام حیوانات، در دریا، ماهیها تک‌تکشان، گیاهان، سنگها.@عقیق چرا عزیز شد؟ چون شعور داشت در بین سنگها زودتر گفت «أشهد أن امیرالمؤمنین علی ولی الله» شعور دارد، لذا عقیق عزیز شد پرنده‌ها حالا می‌رسیم ان‌شاءالله فردا، امشب نمی‌رسیم، در پرنده‌ها بعضی از پرنده‌ها خیلی عزیز هستند همه‌شان دارند جلو می‌روند ما ثابت ایستادیم.@سیدالشهدا (علیه السّلام) یک آیه هست «إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ» حالا حضرت آنجا نشسته حالا حضرت شروع می‌کند کرکس، جغد، طوطی اینطوری، شروع می‌کند، آخرش هم حضرت اینطوری می‌کند «إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَٰكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ» شما نمی‌فهمید تسبیح آنها را، همه‌شان دارند تسبیح می‌گویند.@آن هم تسبیح آگاهانه می‌گویند، یعنی نه اینکه بگوییم غریزی است دارند یک چیزی می‌گویند حالا خدا اسم این را تسبیح گذاشته، نه می‌فهمد در حد خودش تسبیحش اینطوری است همه‌شان می‌فهمند.@سوره اسراء آیه 44 این آیه غوغاست این را نباید یادتان برود «إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَٰكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ» شما تسبیح‌شان را نمی‌فهمید؛ هنر آدم این هست که این تسبیحها را بفهمد ائمه نشستند برای ما سرمایه‌گذاری کردند که ما به فهم تسبیح برسیم شرافت ما به فهم تسبیح و خود تسبیح است.@یک آدم وزن و قیمتش از نظر ملائکه الله از نظر عالم غیب، محبوبیتش به تسبیحش هست. شما در یکی از زیارتهایی که اصلاً از دستش ندهید و فوق‌العاده این زیارت مهم است خیلی مهم است زیارت کوتاهی هست که آقا امام زمان (علیه السّلام) خیلی روی آن سفارش کرده زیارت امین‌الله هست زیارت امین‌الله خیلی فضائل دارد حالا خواندنش حدوداً 2 ـ 3 دقیقه طول می‌کشد ولی فوق‌العاده است.@یکی‌اش این هست: «اللّٰهُمَّ فَاجْعَلْ مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَسَمائِكَ» خدایا من را در آسمان و زمین‌ات محبوب کن، اصلاً محبوبیت یک آدم به میزان تسبیح‌اش است تسبیح سنگین می‌کند و به آدم شخصیت می‌دهد تسیح برای انسان وزان می‌آورد.@چطور در بخشهای جمادی می‌گویند کسی که پولدارتر است باشخصیت‌تر است اشتباه است، ولی برای پولدارها اینگونه می‌گویند، ماشینش اینقدر می‌ارزد، خانه‌اش فلان جاست؛ این آدم یک آدم جمادی هست.@می‌خواهد خودش را معرفی کند عشقش این هست می‌گوید الان من تا خانه‌ام فلان جاست بی‌شخصیت هستم من اگر می‌خواهم خودم را معرفی کنم باید حتی شده مستأجر شوم، برو فلان جا اگر می‌خواهم آدرس بدهم بگویم فلان جا خانه من است، اگر شده بروم قرض بگیرم یک ماشین شاستی بلند آن چنانی بخرم این را سوار بشوم به من بگویند این قیمت دارد.@این بچه‌بازیها را کنار بگذاریم اینها بچه‌بازی است ملائکه و غیب و مادرت حضرت زهرا وزنت می‌کند امیرالمؤمنین وقتی دارد به تو نگاه می‌کند بچه‌اش را وزن می‌کند این بچه من سبک است پوک و پوچ است اصلاً تسبیح ندارد.@موجودات به وزن تسبیح‌شان وزان و قدرت پیدا می‌کنند آن هم تسبیح عاشقانه، تسبیح بامعرفت، عاشقانه، تسبیحی که خود آدم انتخابش بکند و برود آن را بخورد، حالا این لفظ خوراک را رسول خدا دارد، این تسبیح را بخورد چاق و بزرگ و فربه بشود یک مقدار وزن پیدا بکند.@پس چی شد؟ تسبیح تنزیه خداوند هست و تحمید توصیف خدا هست به کمالات. در تسبیح خدا را از چی کنار می‌زنی؟ از هر چیز بعد و ضعف و کمبود و نقص، و در تحمید هر چیز قشنگ و زیبا را فقط برای چه کسی می‌دانی؟ برای خدا، پس دوتا کنار هم می‌آید و دوتا لنگه درست می‌شود.@لذا یکی از اسمهای خیلی قشنگ خدا (یا ذالجلال و الاکرام) اول جلالش را می‌گویی، اکرامش جمالاتش هست یعنی مجموعه کل اسماء خدا در همین دو کلمه است (یا ذالجلال و الاکرام) که می‌گویی یعنی یا الله، الله خیلی سنگین است.@ما نمی‌دانم چقدر بی‌سلیقه هستیم که این اسم به این قشنگی برای ما حال نمی‌آورد (الله) از این قشنگ‌تر اسم دیگر نیست، از این باحال‌تر و جان‌دارتر و مست‌کننده‌تر و شیرین‌تر الله؛ وقتی می‌گوید الله یعنی همه قشنگیها و خوبیها یکجا بینهایت؛ ما چقدر خوش سعادتیم چقدر سعادتمند هستیم که خدا به ما اجازه داده یا الله بگوییم، اجازه داده از الله‌اش از آن وجودش در ما دمیده ما را عاشق الله کرده نه عاشق اسمهای خاص.@ فوق عقل انسان را عاشق چه چیزی می‌کند؟ اسم خاصی نمی‌کند فرشته‌ها عاشق اسمهای خاصی می‌توانند بشوند، حیوانات و گیاهان و جمادات همینطور، ولی انسان هست که می‌تواند بگوید لا اله الا اسماء دیگر را ندارد، دقت کنید دارم چه می‌گویم، موجودات دیگر می‌توانند بگوید لا اله اسماء دیگر را می‌گویند که با خودشان تناسب دارد فقط انسان هست که می‌تواند بگوید لا اله همه‌اش را می‌خواهم.@برای همین دعای سحر (ان‌شاءالله دارد می‌آید ماه رمضان) ما چون نمی‌فهمیم یک دعای مظلومی هم هست وسط بخوربخورهای ما هست رادیو دارد می‌خواند تلویزیون دارد می‌گوید «اللهم انی اسئلک بجمالک کله» هر چه که می‌گوییم می‌گوییم «کله» همه را می‌خواهم.@آدم است که اینقدر دهان پراشتهایی دارد باز می‌شود همه اسمها را می‌تواند بخورد آدم می‌خواهد اینطوری باشد خدایا همه را می‌خواهم «اللهم انی اسئلک ببهائک کله» همه‌اش، این آدم است خیلی بخور است. لا اله الا الله، الله را کسی نمی‌تواند اسمش را به کار ببرد، الله فقط کار آدم است آدم می‌تواند بگوید لا اله الا الله، این از تسبیح همراه تحمید.@«وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ» سوره حجر آیه 97 تا 99، ما می‌دانیم «وَلَقَدْ نَعْلَمُ» ما می‌دانیم که «يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ» حرفهای دیگران دارد به سینه‌ات فشار می‌آورد یا رسول الله.@در خانواده در فامیل در محل خیلی جاها هستند آدمها حرف می‌زنند حرف دیگران اعصاب آدم را خورد می‌کند فشار می‌آورد؛ در خانه همسر، در جای دیگر، عمه، عمو، خاله، دایی، جاهای مختلف، در شهر، یک جایی آنقدر حرف علیه یک نفر می‌زنند با این حرفهایشان یک نفر را کاملاً مچاله می‌کنند.@حرفهای دیگران، می‌گوید «نَعْلَمُ» ما می‌دانیم که «أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ» سینه‌ات فشار دارد می‌آید «بِمَا يَقُولُونَ» نه به خاطر خودت، به خاطر دینت. یک معلم یک مادر وقتی که می‌بیند بچه‌اش نفهمی می‌کند و حاضر نیست حرفهای مادر را گوش کند تا خوشبخت بشود سینه‌اش چیست؟@پیامبر از روی فهم و عشقش به سینه‌اش فشار می‌آید نه اینکه کینه کند که یک کسی حرف من را گوش نکرد یا علیه من این حرف را می‌زند ناراحت بشوم.@پیامبر کتک می‌خورد به هوش که می‌آمد می‌گفت «اللّهُمَّ اغْفِرْ لِقَوْمِی، فَإنَّهُمْ لایَعْلَمُونَ» خدایا ببخشان اینها نمی‌دانند، پیغمبر کینه نمی‌کرد دوستشان داشت عاشق مردم بود حتی آنها که خودش را می‌زدنند کینه‌ای نبود.@ما خیلی عقب هستیم ما یک کسی کافی است به ما یک انتقادی بکند می‌توانستیم نابودش می‌کردیم، بتوانیم نابودش می‌کنیم. یک ایرادی بگیرد از غذا خوردن و راه رفتن ما و از لباس ما، از یک چیزی که به ما ربطی ندارد از اتومبیل ما یک کسی بگوید مثلاً ماشین تو لگن است، این الان تمام شخصیتش به این لگن بسته است خورد می‌شود تا به او لگن گفتند اعصاب و شخصیتش خورد می‌شود@نه پیامبر به او فشار می‌آمد به خاطر عشقی که به مردم داشت تو «يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ» حالا می‌خواهی این فشار را برداری حالا الان می‌خواهی آرام باشی؟ پس «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ» می‌برد آدم را یک جایی که به او قدرت می‌دهد خستگی‌اش را در می‌برد یک ماساژ خیلی حسابی خوب و به قول خودمان مَشتی به او می‌دهد اصلاً انسان تمام آن فشارهایی که بقیه به او می‌دهند راحت می‌شود.@ما بلد نیستیم می‌گوید برو کجا مدیتیشن کن، کلاس یوگا برو، یکذره برقصید حالتان خوب می‌شوید، یکذره موسیقی گوش کنید حالتان خوب می‌شود، یکذره جمع شوید دور هم و این چیزها را فراموش کنید، شمال برو یکذره حالت خوب شود.@خدا رحمت کند یکی از اولیاء خدا را می‌گفت من همه شمال را در خانه می‌آورم روی سجاده، همه حال و هوای شمال را می‌توانم اینجا بیاورم. گفت بعضیها فکر می‌کنند که همه باید شمال بروند نمی‌توانند شمال را اینجا بیاورند یک موقعهایی به ما می‌گفت.@«فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ» یعنی دو تا لنگه را با هم داشته باش تسبیح به حمد کن حمد ربت؛ کاشکی وقت داشتیم اینها را یکی یکی باید راجع به آنها صحبت بشود «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ» از ساجدین باش.@سجده را بحثش را در شبهای احیا کردیم بحث سجده را جداگانه خودتان پیگیری کنید چون آن بحثش خیلی مفصل و عالی است سجده فوق‌العاده است تند تند سجده کن. طرف می‌گوید تا دیدم حضرت باقر (علیه السّلام) یا یکی از معصومین یادم نیست (اشتباه از من است) می‌گوید یکدفعه دیدم از اسب پایین آمد سجده کرد و دوباره سوار اسب شد، چی شده؟ گفت یاد یکی از نعمتهای خدا افتادم.@ما اصلاً یادمان می‌رود هیچ وقت سجده کنیم نهایتاً خیلی آدم خوبی باشیم چه می‌گوییم؟ الحمدلله، باز هم این خیلی معرفت است باز هم خیلی خوب است، نه اینکه خوشبختانه (حرف خرافی) اینطوری شد نمُرد؛ خوشبختانه یک حرف شرک‌آمیز است، اصلاً ما چیزی به اسم بخت مگر داریم؟ بخت اصلاً خرافه است، بخت چیست، خوشبخت بود، بدبخت بود! ما بدبختیم ما خوشبختیم، اصلاً این چیزها چیست، خوشبختانه یعنی چی!@الحمدلله، حالا این ادب خیلی خوبی است به جای کلمه خوشبختانه، الحمدلله، شکر خدا، خوشبخت کجا بود، این بخت چه کسی هست! الحمدلله.@حالا نه امام نمی‌گوید الحمدلله، امام تا یک اتفاق خاصی می‌افتاد مثلاً بچه حالش خوب می‌شد سجده می‌رفت، ما اگر این کار را بکنیم می‌گویند خُل است، این چیه داشت در خانه راه می‌رفت یکدفعه سجده کرد، داشت غذا می‌خورد یکدفعه رفت یک جا سجده کرده، پدرم بنده خدا قاطی کرده، بچه‌ام دیوانه شده، دیدید بعضیها بچه‌شان حال می‌کنند می‌گویند بچه‌ام دیوانه شد بچه‌ام از دست رفت بچه‌ام در خانه سجده می‌کند، بارک الله.@«فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ» خیلی قشنگ است. دارد به شما فشار می‌آید و اذیت می‌شوی؟ عُقده کردم نشسته‌ام یک شکم سیر (بعضیها اینطوری هستند) فلان کس به من فلان حرف را زد نشستم یک شکم سیر گریه کردم، یعنی چی؟! حالا یک حرفی به تو زد یک مسأله و مشکلی پیش آمد «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ» یعنی به هیچی این حرفها را نمی‌گیرم.@خدا رحمت کند استاد ما را آقای مجتهدی (این نیز بگذرد). یک کسی می‌گوید «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ» یعنی تمام حیثیت جهنمی دنیا را این آدم مسخره می‌کند با «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ» بابا رها کن.@پیغمبر گفته اگر برای این چیزها غصه بخورم جهنمی می‌شوم برای چه خودم را جهنمی کنم، بنشینم غصه بخورم! عقده بکنم! بنشینم گریه کنم. چون فلان کس به من این حرف را زده یا فلان کس رابطه‌اش را با من قطع کرده، خب جهنم که قطع کرده.@امیرالمؤمنین را نگاه کنید چقدر قشنگ «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ» یعنی این هست «مَا رَأیت ذِلا مثل أِشتغال قَلبي بفارغِ القلب مِنّی» هیچ ذلتی را مثل این ندیدم که دلم به کسی مشغول باشد که دلش به من مشغول نیست. این ذلت است.@اگر دوستت دارد باشد اگر ندارد نمی‌خواهد با او باشی، آزاد باش، بزرگ هستی و شخصیت داری، التماس چیست؟! من الان دیگر افسرده شدم شوهرم می‌خواهد من را طلاق بدهد دیگر اصلاً حال بچه‌ها و خدا را ندارم حال هیچی را ندارم اصلاً دنیا برای من بی‌معنی شده، فقط شب تا صبح کارم گریه شده، فقط یک جا می‌خوابم که فقط این داستان را فراموش کنم؛ همه حیثیت انسانی‌اش افتاده.@ یعنی همه این خلقت با این شوهر معنا پیدا می‌کند با این زن معنا پیدا می‌کند، با این اتومبیل، با این شغلی که حالا دیگر الان نداری، با این پستی که الان نداری معنا پیدا می‌کند؟! آدم چقدر باید کوچک باشد خدا دارد راهکار و فرمول می‌دهد.@من می‌دانم ای رسول خدا سینه‌ات تنگ است در تبلیغ مردم اذیتت دارند می‌کنند تو مهربان هستی بقیه قدر تو را نمی‌دانند؛ مادر و پدرت و همسرت قدر تو را نمی‌دانند، در محیط کار قدر تو را نمی‌دانند به تو فشار می‌آید تکذیبت می‌کنند در حالی که صادق هستی.@بزنم الان فلان چیز را بشکنم یکدفعه می‌بینی که تمام کریستالهای خانه را زد شکست، این سفره را برداشت هر چه غذا بود ریخت، فکر کرد مشکل حل می‌شود؛ بی‌شعور این غذا داشت تسبیح می‌گفت زدی خرابش کردی، این ظرفها داشتند تسبیح می‌کنند همه را از تسبیح انداختی، قتل کردی، گُلها را نابود کردی.@بزنم نابود کنم فلان چیز تا حرصم در بیاید چیست؟! حرصت می‌خواهد در بیاید مثل آدم باید چکار کنی؟ «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ» چهارتا سجده کن، سجده یعنی سرت را روی پای خدا بگذار حرف بزن، سجده پای خداست.@یک جایی بالأخره تو باید درددل کنی سرت بگذاری، قدرم را نمی‌دانند، حرفم را تکذیب می‌کنند، کم آوردم، فشار به من آمده، مادرم، مادرشوهرم، باجناقم، جاری‌ام، یک جایی بالأخره، خدا، سجده به آدم حال می‌دهد، به آدم قدرت می‌دهد، اصلاً آدم وقتی که سرش را روی سجده می‌گذارد خدا می‌گوید بقیه را بی‌خیال من را داشته باش، خدا می‌گوید در بغل خود من هستی بقیه را رها کن، بی‌خیال.@

خدا می‌گوید بی‌خیال، من که هستم من که قدر تو را می‌دانم، من که دوستت دارم آن هم بینهایت، دیگر چی می‌خواهی؟ رها کن، دائم نشستی زندگی‌ات را داری با این چیزها تلف و خراب می‌کنی، داغونی و عصبانیت و اینطور چیزها ندارد.@«وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ» سوره حجر 97 ـ 99، عبادت کن رب خودت را عبادت کن تا به یقین برسی. یقین غایت عبودیت و عبادت است آدم وقتی که به یقین رسید دیگر هر وقت یک کسی به او فحش می‌دهد چشمش باز می‌شود یک چیزی را آنطرف می‌بیند.@هر کس یک چیزی ناراحتش می‌کند این دارد باطن زیبای آن را می‌بیند چون یقین دارد دیگر هیچ وقت «ما رأیت الا جمیلا» این اهل یقین می‌توانند اینطور بگویند، بچه بسیجی‌های زمان جنگ ما می‌توانستند این حرفها را بزنند، شهید حججی می‌تواند این حرفها را بزند که التماس کند تا برود سرش را ببُرند اینها هستند که یقین دارند.@این مادر مشهدی عزیزمان که می‌رود شش ماه تمرین می‌کند افغانی حرف بزند تا دوتا بچه‌هایش را جبهه ببرند تا شهید شوند و شهید هم شدند. مادر برود تمرین کند شش ماه افغانی حرف بزند که باور کنند این افغانی است پسرش را ببرد جبهه بدهد فدای خدا کند؛ مادر شوخی نیست، پدرش هم خیلی سخت است کمرشکن است چه برسد به مادر.@این چه یقینی دارد چه را دارد می‌بیند که شش ماه تمرین افغانی حرف زدن بکند تا دوتا بچه‌اش را فدای خدا کند؟! مثل زینب کبری «ما رأیت الا جمیلا» این مادرش پنج تا شهید چه می‌بیند که بعد از اینکه چهارتا بچه‌اش شهید شدند این یکی که مونسش هست می‌گوید جلوی چشم من راه نرو فردا شرمنده حضرت زینب می‌شوم، تو هم برو.@من یک مقدار در جبهه اذیت شده بودم زمان اواخر جنگ بود یک خانمی در خانه ما یک جلسه و مهمانی بود یکدفعه اینطوری کرد شما مردها چیه اینجا نشستید؟ برای چه نشستید همه شما بلند شوید بروی، یک کلمه بلند شوید بروید.@این عظمت است یقین، عبادت یکطوری بکن که آنقدر به یقین برسی، ماه رمضان چه می‌گویی؟ «و من الیقین» به ما یک یقینی بده که مصیبات دنیا برای ما دیگر آسان بشود دیگر من ناراحت نشوم و غصه نخورم و عصبانی نشوم حرص و جوش نخورم.@الان فلانی هر بلایی سرش می‌آید آن پشت را می‌بیند «ما رأیت الا جمیلا» یقین این کار را با آدم می‌کند اینها را دیگر در بحث علم و یقین توضیح دادیم آدم خودش را برساند به یقین دیگر مرز یقین مرز شادی است حالا دیگر تو ضد ضربه هستی.@ما به میزانی می‌توانیم شاد زندگی کنیم، مگر نمی‌خواهیم شاد و آرام باشیم، ما به میزانی شاد و آرام هستیم که یقین ما چه شود؟ زیاد شود. لذا خدا دارد به پیغمبرش دستورالعمل می‌دهد «وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ» چقدر تخصصی است چقدر قشنگ است.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@