«به نام خدا»
موضوع بحثمان به تکمیل بحث تکبیر رسید یک تَتمه ای از روایت دیروز ماند که آن را تکمیل می کنیم، امیر المؤمنین (علیه السلام) می فرمایند: «فَبِالمَرَةِ ثانیهَ» در تکبیر دوم مؤدن اینگونه می گوید: «الله اکبر فَاِنَهُ یَقولُ اللهُ اکبرُ و اعلی وَ اَجَلُ مِن اَن یَعملَ احدُ مَبلغِ کِرامَتهی لِاُلیاءِ فَعُقوبَتِهی لِاَعداءِ وَ مبلَغَ عَفِهی و غُفرانِهی وَسَئَتهی لمن عجابَهُ و عجابَ رَسولَ و مَبلغَ عذابهی و نکالهی وَ حوانِهی لِمن اَنکَرَهُ وَجَهَدَ» این هم تقریباً تا یک حدودی نزدیک به معنایی هست که جلسه گذشته در موردش توضیح دادیم می فرماید که خداوند بزرگتر و برتر و با شکوه تر از آن است که کسی بداند چه اندازه کرامت برای دوستانش و کیفر برای دشمنانش فراهم کرده است در جلسه قبل هم نزدیک به این را داشتیم ولی حرفی از دشمنان نبود، بیشتر تعریف بنده بود و برای کسی که او را پیامبرش را اجابت کند چه مقدار بخشش و آمرزش و نعمت و برای آنکه او را انکار و نفی کند چه اندازه عذاب و کیفر و خواری در نظر گرفته است یعنی هیچ کس نه عذاب او را می تواند بفهمد که عمقش چقدر وحشتناک هست و نه نعمت آن را کسی می تواند بفهمد که چقدر بزرگ و با شکوه است آنقدر هست که فرمود: «وَ ما تَعلمو نفسٌ ما اُخفیَ لَهُم مِن قُرَةِ اعيُن» خودِ خدا در قرآن می فرماید هیچ کس نمی داند « ما تَعلَمو نفسٌ مِن قرةِ اَعیُن و اُخفیَ لَهُم مِن قُرةِ اعیُن» هیچ کس نمی داند که چه نعمتهای عظیمی برایش مخفی شده است، مخفی شده است یعنی الان هست می شود آن را دید می شود به آن سر زد ولی مخفی است، هست الان « ما اُخفیَ» مخفی شده است، برای آنهایی که رشد می کنند و به یقین می رسند «كَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحیم» اگر علم و یقین داشتید همین الان جهنم را می دیدید، برای همین کسانی که سلوک می کنند وقتی که به کشف می رسند و پرده از جلوی چشمشان کنار می رود اولین چیزی را که می بینند جهنم را می بینند چون بالاخره ما در بطن جهنم هستیم همگی ما داریم روی صراط رد می شویم از درون جهنم، بعداً بهشت را می بینند، پس قرآن می گوید که شما همین الان هم می توانید این کار را انجام بدهید، این را ببینید نه عذابش را انسان می تواند بفهمد که چقدر عمیق و وحشتناک هست، و نه نعمتش را، اینقدر هست که قرآن می فرماید که نمی توانید بفهمید، اگر یک جنین در رحم مادر بفهمد که دنیا چقدر عظمت دارد و چقدر نعمت دارد ما هم در رحم دنیا می توانیم بفهمیم که آخرت یعنی چه، ملکوت یعنی چه، ابدیت یعنی چه، امکان پذیر نیست، «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ» اساساً ظرفیتش را نداریم ما دیگر همانطور که حضرت فرمود اگر یک زیبا روی بهشتی در دنیا ظهور پیدا کند همه می میرند و یا اینکه اگر عطر بهشتی به مشام اهل دنیا برسد همه می میرند و اگر زیبایی از زیباییهای بهشتی را کسی ببیند همین گونه خواهد بود طاقت ندارند، عذابش هم اینگونه است، در روایت داریم که حضرت ابراهیم (علیهالسلام) به خداوند عرض کرد خدایا من می خواهم آن موقعی که فرشتهی مرگ جانِ کافر را می گیرد ببینمش، خداوند فرمود سخت هست برای شما و طاقت نداری ولی او اصرار داشت که ببیند داریم وقتی که ایشان فرشتهی مرگ را در حالیکه جان کافر را می گیرد دید بیهوش شد حضرت ابراهیم (علیهالسلام) و وقتی بهوش آمد گفت اگر خداوند هیچ عذابی نکند کافر را مگر همین دیدن فرشتهی مرگ او را کفایت می کند و برای او کافی است، و وقتی که اصرار کرد که وقتی که جان مؤمن را می گیرد او را ببیند باز هم همین گفتگو بود باز هم وقتی که دید بیهوش شد و باز که بهوش آمد عرض کرد که اگر به بهشت هم نبرد خداوند همین قیافه ی زیبای ملک الموت را نشان بدهد برای مؤمن کافی خواهد بود، همانطور که قبلاً در بحثها گفتیم قیافه ی ملک الموت با باطن ما تنظیم می شود، یعنی او با باطن ما به سراغ ما می آید و به شکل خودمان هست در واقع و اساساً ما هر چیزی را که در موقع مرگ می بینیم باطن خودمان هست از چهرهی ملک الموت بگیرید تا استقبال معصومین (علیهالسلام) موقعی که می آیند بالای سرِ ما و تا ورودِ ما به برزخ اینها همه همینطور هست در همین دعاهای ماه شعبان دارید که «وَ ادْرَأْ عَنِّی مُنْکَرا وَ نَکِیرا وَ أَرِ عَیْنِی مُبَشِّرا وَ بَشِیراً» خدایا من اصلاً دوست ندارم نکیر و منکر را ببینم تو به من بشیر و مبشر را نشان بده موقع مرگم، خُب حالا برای تکمیل این بحث به مبحثی که در مورد بهشت صحبت کردیم حتماً مراجعه کنید، در مورد جهنم ما خیلی صحبت نکردیم به قولِ یکی از علما، او همیشه در مورد بهشت صحبت می کرد در مورد جهنم حرفی نمی زد یک عده ای از او پرسیدند که شما چرا همیشه در مورد بهشت صحبت می کنید و از جهنمی حرفی نمی زنید؟ گفت جهنم را که خودتان می روید می بینید، بهشت را که نمی بینید از آنجا برایتان می گویم، حالا که انشاالله شما بهشت را هم می روید می بینید ولی خواهید دید که از آنچه که ما وصفش کردیم یا قرآن وصف کرده است یا روایات وصف کردند بی نهایت زیباتر هست، «فلا تَعلَم نفسٌ» همین که خدا می گوید خیلی مهم هست برای ما، خیلی حجت بزرگی است که شما اصلاً نمی توانید تصور کنید آنجا چه خبر هست از زیباییها و لذت ها و شادی هایی که آنجا هست، اصلاً نمی توانید تصور کنید، شما توجه داشته باشید که انسان از صراط دنیا رد بشود و وارد بهشت شود اولین قدمش « الحمدلله الذی اَذهَبَنا ان الحسن اِن ربنا لَغَفورٌ شکور» خدا را شکر که دیگر غم را از ما برد وقتی که انسان آخرین قدمش را می گذارد آنجا و وارد سرای جاودانگی می شود خودِ بهشت و تنوعش، تنوع آن به آنش یک نکته است، جاودانگی اش یک نکته ی دیگر هست اصلاً که انسان تصور کند که دیگر از اینجا خارج نمی شود پس « الله اکبر» در مورد چه هست در واقع؟ در مورد بهشت و جهنم هست، یعنی خداوند بزرگ تر از آن هست که ما فهمی از بهشت و جهنمش داشته باشیم بزرگ تر از آن هست که فهمی از نظام آخرتی اش داشته باشیم، (الله اکبر)!
چند تا روایت هست در مورد اهمیت فضیلت تکبیر گفتن هست که با هم می خوانیم روایت از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) هست می فرمایند: « مَنَ عَلَیَ ربی وَ قالَ یا محمد(صلی الله علیه و آله) جَعَلتُ لَکَ وَ لِاُمَتِکَ العَرضَ کُلَها مسجدً و ترابها طهورا وَ اعتَیتُ وَ لِاُمَتِکَ تکبیر و...» فرمود خداوند منت بر من نهاده و به من گفته است که «جَعَلتُ لَکَ وَ لِاُمَتِک العرضَ» زمین را برای تو و امت تو مسجد قرار دادم، یکی از قشنگی های دین ما این هست که شما هر جا که می توانید سجده می توانید کنید، یعنی آداب ندارد که حالا هر جا که هست شما می توانید سرتان را روی پای خدا بگذارید، زود اتصال را بر قرار کنید، زمین همه اش پاک است، الان می خواهید نماز بخوانید هر چیزی که وجه العرض باشد رویش می شود نماز خواند، مگر اینکه بشر دست برده باشد در آن، والا الان شما می خواهید نماز بخوانید روی سنگ، نه سنگی که بشر ساخته است، سنگ طبیعی، روی چمن، روی خاک، روی چوب، هر جا که بخواهید می توانید سجده کنید « وَ ترابها طهورا» خاک را مایه ی طهارت قرار دادم، شما وقتی که دسترسی به آب نداشته باشید با خاک طهارت می کنید یعنی پاک می کنید خودتان را، تیمم می کنید، و عطا کردم به تو و امتت تکبیر را یعنی این را به شما دادم که نعمت عظیمی هست، تکبیر مثل همین ذکری که خدمتتان عرض کردم ذکر تسبیحات چهارگانه در اردوی قبل، آتش دل انسان را تخلیه می کند یعنی گاهی وقتها دل انسان در اثر ادراک چیزی به قلب انسان وارد می شود که قلبش می خواهد آتش بگیرد واقعاً، باید یک جوری این را تخلیه کند اگر تکبیر نبود که خدا بزرگ تر هست، دل انسان چگونه می توانست آن انرژی وارد شده به روحش را تخلیه کند؟ یا همین ذکر هایی که گفتیم، گاهی وقتها انرژی زیادی به انسان وارد می شود و باید یک طوری این انرژی را تخلیه کند شما می گویید: « سبحان الله کُلما سَبحَ الله شیئا» اینطوری می گویید تا دلتان خنک شود « وَ کَما یُحِب الله اَن یُسَبَح» آن طوری که خدا دوست دارد تسبیح بشود این را می گویید که دیگر حد نگذارید برایش یعنی می گویید که من می خواهم تسبیح کنم خدا را ولی نمی توانم بگویم « سبحان الله، سبحان اللهِ سبحان الله» هزار دفعه که می گویم باز این حسِ تسبیح گویی من، تکبیر گویی من هست و انرژی من نسبت به خدا خالی نشده باید یک طوری این را خالی کنم، حس های بی نهایت به من دست می دهد، انرژي های بی نهایت می آید سراغ من، تمجیدهای بی نهایت می آید سراغ من، و خدا واقعاً منت گذاشته است سرِ ما که ذکر تکبیر را به ما داده است، منتِ بزرگی سرِ ما گذاشته است که ما می توانیم با ذکرِ بی نهایت، حس های بی نهایت و قشنگی که به ما دست می دهد را تخلیه اش کنیم، « الله اکبر» تا این را می گویید آرام می شود نَفس، خدا بزرگتر هست، چون می خواهید توصیفش کنید نمی دانید که چه بگویید، گیر می کنید نمی دانید که چه بگویید، حتی شما وقتی که می خواهید بگویید: « سُبحانَ اللهِ وَ الحمدللهِ وَ لا اله الا الله» باز محدود هست ولی وقتی که می گویید « الله اکبر» تمام می شود و راحت می شود انسان، « سبحان اللهِ و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر» تخلیه می کند نفس را بعد خداوند می فرماید: « قَرَنتُ» ذکر تو را، یاد تو را با یاد خودم قرین قرار دادم، نام تو را با نام خودم قرین قرار دادم تا اینکه هیچ کس من را یاد نکند مگر اینکه تو را هم یاد کند، چه عشقی به پیغمبر (صلی الله علیه و آله) دارد! خدا اینقدر پیغمبر (صلی الله علیه و آله) را دوست دارد که حد ندارد، میزان محبت خداوند به پیغمبر (صلی الله علیه و آله)، که در قرآن دیگر یک جاهایی با پیغمبر (صلی الله علیه و آله) خودمانی حرف می زند « وَ لِاَمرُک» به جان تو، آدم وقتی که یک نفر را دوست دارد می گوید به جان تو، خیلی عزیز هست پیغمبر (صلی الله علیه و آله)، خوش به حال کسی که پیغمبر (صلی الله علیه و آله) را دوست دارد واقعاً عاشقانه، خوش به حال دلی که برای پیغمبر (صلی الله علیه و آله) تنگ می شود، واقعاً پیغمبر (صلی الله علیه و آله) اینقدر عزیز، مهربان، لطیف، شیرین، نمکی هست، خود ایشان هم می فرماید که من از یوسف (علیه السلام) هم نمکی تر هستم، یوسف (علیه السلام) زیبا هست و من نمکی تر هستم، بسیار نمکی و دیدنی، که گاهی وقتها انسان واقعاً دلتنگ می شود و بی تاب می شود از فراغ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و واقعاً هم یکی از زیبایی های مرگ همین هست که انسان به لقاء رسول الله (صلی الله علیه و آله) برسد، به ملاقات پیغمبر (صلی الله علیه و آله) برسد، یکی از زیبایی های برزخ، قیامت و بعد از قیامت همین هست که انسان همسایه ی پیغمبر (صلی الله علیه و آله) باشد و به گونه ای باشد که بتواند زیاد پیغمبر (صلی الله علیه و آله) را ملاقات کند، و یکی از این راه ها برای این انس این هست که انسان همیشه دهانش مترنم به این ترانه باشد « الهم صلِ علی محمد و آلِ محمد» بعد فرمود: « طوبی لکَ یا محمد و لِاُمتِک» خوش به حال تو و امت تو، چه کسی این را می فهمد؟ یک احمقی که می گوید خوش به حال آنهایی که مسلمان نیستند مسیحی هستند گناه می کنند هر کاری که دلشان می خواهد می کنند، آزاد هستند، محدودیت ندارند او برای بخش پائینی اش این حرف را می زند او یک حیوانِ به تمام معنا هست که این حرف را می زند، وگرنه یک انسان هیچ وقت این حرف را نمی زند، می گوید خوش به حال من که نماز دارم، خوش به حال خودم که تسبیح دارم، خوش به حال خودم که عبادت دارم، خوش به حال خودم که هر آن صبح، شب، می توانم با خدا و خانواده ی آسمانی ام باشم، خوش به حال خودم که هر وقت که دلم تنگ می شود برای غیب، راه دارم با غیب ارتباط بر قرار کنم، ما واقعاً خوش به حالمان هست، و بدا به حالِ کسی که بمیرد و این را نفهمد، و این را درک نکند، « مَن كَبَّرَ تَكبيرَةً عِندَ غُروبِ الشَّمسِ عَلى ساحِلِ البَحرِ رافِعا صَوتَهُ أعطاهُ اللّه ُ مِن الأَجرِ بِعَدَدِ كُلِّ قَطرَةٍ فِي البَحرِ عَشرَ حَسَناتٍ ومَحا عَنهُ عَشرَ سَيِّئاتٍ ورَفَعَ لَهُ عَشرَ دَرَجاتٍ ما بَينَ الدَّرَجَتَينِ مَسيرَةُ مِئَةِ عامٍ بِالفَرَسِ المُسرِعِ» حالا این پیشنهادِ خانم دکتر مهر افزا که می گفت اردوی بعدی را لبِ دریا بگذاریم بررسی کنیم ببینیم چگونه هست، یک بار استخاره کردیم خوب نیامد، می فرماید که هر کس در هنگام غروب آفتاب در کنار دریا (ساحل) یک بار با صدای بلند « الله اکبر» بگوید چون شما با یک موجود عظیمی به نام دریا رو به رو هستید یکی از مظاهر عظمت الهی است، « اَنَظَرُ الی البَحرِ عبادَ» نگاه کردن به دریا عبادت هست، از جمله عبادت های الهی این هست که انسان بنشیند و دریا را نگاه کند دریا را هم که در کلیپ ها دیدید چه خبر هست، « یا مَن فی البحارَ عَجائِبُ» ای کسی که عجائب خودت را در دل دریاها قرار دادی، بعضی از نمونه هایش را دیدیم، خُب اگر یک کسی کنار دریا رفت و یک بار تکبیر گفت، (کسانی که دریا دارند نزدیک خانه شان داریم اینجا این خیلی خوب هست) خداوند به تعداد هر قطره ای که در دریا هست ده حسنه به او می دهد، اینجا باید گفت «الله اکبر» برای اینکه هدایایش تَه ندارد از اینکه اینگونه به بنده اش برسد چقدر بنده اش را دوست دارد! که اگر بنده اش یک بار بگوید « الله اکبر» چقدر از بنده اش خشنود می شود «ومَحا عَنهُ عَشرَ سَيِّئاتٍ» برای هر قطره ای ده گناه از او می شوید و محو می کند خداوند، و برای هر قطره ای دَه درجه به او می دهد اما چقدر هست این دَه درجه؟ (خدا را شکر که شما این فیلمها را دیدید) بین هر درجه مسیر هزار سال با اسب تند رو هست، هزار سال با اسب تند رو رفتن بالاخره یک مسیری هست ما نمی دانیم الان که چقدر می شود، اینکه با اسب تند رو یک کسی برود، ولی آسمان را که دیدیم این باورمان می شود که این یعنی چه، مسیر را دیدیم، خداوند برایمان مخصوصاً یک آسمان با این بُعد گذاشته است چون اگر ستاره ها نبودند ما نمی فهمیدیم آسمان یعنی چه، یک چیزی بالای سرمان می دیدیم، ولی مخصوصاً این ابعاد را گذاشته است که ما درکی از عظمت داشته باشیم ولی خودش می گوید « وَ سَیَّنَ سَماءَ دنیا بِزینت الکَواکب» ما فقط آسمان دنیا را، آسمان نزدیک را، آسمان اول را درش برای شما فقط ستاره گذاشتیم که هم لذت ببرید چون خود خدا می فرماید، هم مسیرها را راحت بتوانید پیدا کنید چون می دانید که ده ها سال، هزاران سال بشر در دریاها با ستاره ها مسیر یابی می کرده است و جاهای دیگری که می رفته در صحراها و ... الان هم همینطور هست الان هم خودِ ما در دوران دفاع مقدس بسیاری از موارد با ستاره ها شب ها می توانستیم مسیر و راه را پیدا کنیم، راهنمای ما هستند و تنظیم عاشقانه ی عبادات، یکی از چیزهای خیلی قشنگی که در قرآن آمده است می گوید که ما این بروج و ماه اینها را که آفریدیم برای این هست که شما بتوانید خوب عبادت کنید، دقیق عبادت کنید، صبحتان را می دانید که چه وقت هست، ظهرتان را می دانید که چه وقت است، مغربتان را می دانید که چه وقت است اینها همه با آسمان تنظیم می شود صبح، ظهر، مغرب، طلوع آفتاب، قبل از طلوع همه ی اینها برای نماز شب همه ی اینها را شما دارید، چقدر زیباست.
خُب یک روایت می خوانیم که برای مظهریت انسان هست به عنوان خلیفة الله می فرماید: «مَن حَبَطَ وادیَاً فَقال لا اله الا اللهُ وَ للهُ اکبر» اگر یک کسی رفت در یک سرزمینی، کوهی، دریایی، صحرایی، جایی، کشوری، هر جا که رفت گفت «لا اله الا الله وَلله اکبر» چه اتفاقی می افتد؟ « مَلَأَ اللّه ُ الوادِيَ حَسَناتٍ» خدا آن وادی را پر از حسنه می کند برایش، «فَليَعظُمِ الوادي بُعدا أو لِيَصغُر» می فرماید فرقی نمی کند که آن وادی بزرگ باشد یا کوچک، خداوند آن وادی را برایش پر از ثواب می کند پر از حسنه خواهد کرد، این «الله اکبر» هایی که انسان می گوید یعنی خداوند عظیم تر از آن هست که انسان بتواند ثوابش را حساب کند، «الله اکبر» از اینکه انسان بتواند پاداش و کرامتی را که به انسان می دهد انسان بتواند درک کند، « ما کَبُّرَ مُکَبِّرٌ فی بَرٍ و ما بَحرٍ الا مَلأَ تکبیرُ ما بینَ سماء و الارض» هیچ تکبیر گویی تکبیر نمی گوید مگر اینکه تکبیر او « فی البرِ و البحر»، « فی بَرِّ و لا بحر» در دریا و خشکی، مگر اینکه تکبیر او ما بین آسمان و زمین را پُر می کند، حالا این شبهایی که آغاز دهه ی فجر هست که چه مبارک هم هست این دهه ی فجر، شما می روید پشتِ بام تکبیر می گویید، تکبیر ها را خیلی با عشق بگویید، خیلی اتفاق های مبارکی در دل انسان می افتد که انسان با عشق الله را فریاد بزند اینگونه و تکبیر بگوید.
چقدر تکبیر عظمت دارد! پیغمبر(صلی الله علیه و آله) می فرماید: «اِذا کَبَّرَ العَبدُ سَتَرَ تَکبیرَهُ ما بَینَ سماءِ و الارضِ مِن شئٍ» وقتی بنده تکبیر می گوید تکبیر او هر چه که بین آسمان و زمین هست را می پوشاند، « سَتَرَ» حالا به مقایسه توجه کنید « کَلِمتانِ اهداهُما لَیسَ لها (؟) دونَ العرش وَ الاخری تَملَعُ ما بینَ سماءِ و الارض لا اله الا الله و لله اکبر» که حالا می رسیم به «لا اله الا الله» انشاالله، می فرماید دو جمله هستند که یکی از آنها را پایانی جز عرش نیست یعنی تا عرش خدا می رسد این، و دیگری بین آسمان و زمین را پر می کند، آن که تا عرش می رسد چه هست؟ « لا اله الا الله» و دومی « الله اکبر»، حالا یک مقایسه بین تسبیحات هست، « ا فِي يَدِهِ التَّسْبِيحُ نِصْفُ الْمِيزَانِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ يَمْلَؤُهُ وَالتَّكْبِيرُ يَمْلَأُ مَا بَيْـنَ السَّمـَاءِ وَالْأَرْضِ» تسبیح، «سبحان الله» نیمی از ترازوی اعمال هست، نیمی از میزان هست، و «الحمدلله» آن را پُر می کند و « الله اکبر» از زمین تا آسمان را پُر می کند، ثوابها و ارزشها را می گوید که انسان به راحتی از کنار اینها رد نشود، از این ذکرهایی که انسان می تواند بگوید، « اذ قالَ عبداللهَ لَهُ وَ لله اکبر یَقولُ لَهُ صَدقَ عبدی لا اله الا الله اَنَ و انَ اکبر» (بسیار زیباست) وقتی بنده می گوید که لا اله الا الله و لله اکبر، خدا می گوید که راست می گوید بنده من، هیچ الهی جز من نیست و من اکبر هستم، « انا اکبر» بزرگ تر از آن هستم که وصف بشوم، این ذکرها، ذکرهای زیبایی هست چون انسان صدق دارد کاملاً درش، وقتی که می گوید «سبحان الله»، صدق دارد، وقتی می گوید « الحمدلله» صدق دارد، بگوید « الله اکبر» صدق دارد، « لا اله الا الله» هم که می گوید صدق دارد ولی یک طرف آن هم به بنده ربط دارد ممکن هست که انسان «الله» الهش نباشد خدایی نکرده ولی گزاره اش صحیح هست، گزاره اش از یک امر حقیقی بیرونی به ما خبر می دهد.
« ما اَهَلَ مُهِلٌ قَطٌ الا بُشِرً و لا کَبَّرَ مُکَبِرٌ قَطٌ الا بُشِر قیلَ یا رسول الله بِالجنهَ قالَ نَعَم» (مُهَلٍ) کسی است که « لا اله الا الله» می گوید می فرماید هیچ « لا اله الا الله» گویی « لا اله الا الله» نمی گوید و هیچ مکبری تکبیر نمی گوید مگر اینکه به او بشارت داده می شود، از رسول الله پرسیدند منظور بهشت هست فرمودند بله.
یک روایت از امام صادق (علیه السلام) هست می فرمایند: «ثَمَنُ الجَنَّةِ: لا إِلهَ إِلّا اللّه ُ وَاللّه ُ أَكبَرُ» پاداش بهشت « لا اله الا الله» و « الله اکبر» هست.
کجاها تکبیر می شود گفت؟ مواضع تکبیر را می خواهیم بگوییم، مواضعی که وارد شده است البته، انسان هر جا که دلش بخواهد می گوید امیرالمؤمنین (علیه السلام) از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) تفسیر « الله اکبر» را می پرسد، تفسیر اذان را،
می فرماید: «يا عَلِيُّ الأَذانُ حُجَّةٌ عَلى اُمَّتي وتَفسيرُهُ: إذا قالَ المُؤَذِّنُ : «اللّه ُ أكبَرُ اللّه ُ أكبَرُ» فَإِنَّهُ يَقولُ: اللّهُمَّ أنتَ الشّاهِدُ عَلى ما أقولُ ، يا اُمَّةَ مُحَمَّدٍ قَد حَضَرَتِ الصَّلاةُ فَتَهَيَّؤوا ودَعوا عَنكُم شُغلَ الدُّنيا » پس کجا ما «الله اکبر» می گوییم؟ اولین موردش اذان هست، در اذان ما تکبیر می گوییم، خُب امیرالمؤمنین (علیه السلام) سئوال می کند از پیغمبر(صلی الله علیه و آله) که تفسیر الله اکبر در اذان چیست؟ فرمود این حجت خدا بر امت من هست ( خیلی سنگین هست، خوب دقت کنید) و تفسیر آن این هست که هرگاه مؤذن گفت خدا بزرگ تر است، خدا بزرگ تر است، می گوید بار خدایا تو خود بر آنچه که می گویم گواهی، ای امت محمد (صلی الله علیه و آله) وقت نماز رسیده است پس آماده شوید و کارِ دنیا را رها کنید، حالا اینجا امت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) دو تا کار می کنند موقع شنیدن اذان یا کار را رها می کنند و می روند که به آن درجات عالی می رسند که فرمود من تضمین می کنم هر کس نماز اول وقت بخواند و به جایی نرسد من را لعنت کند، و یا اینکه موقع تکبیر بی خیال هستند و نماز نمی خوانند که سبک می شمارند امر الهی را که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود کسی که امر الهی، نماز را سبک بشمارد من شفاعتش نمی کنم، می فرماید من زنا کار و شراب خوار و قمار باز و افراد اینگونه را روز قیامت شفاعت می کنم ولی یک کسی که نمازش را به تأخیر می اندازد و پشت گوش می اندازد این را شفاعت نمی کنم، چون خیلی بی ادبی هست که خدا صدا کند انسان را و انسان محل نگذارد به دعوت خدا این بی ادبی هست، دومین مورد موقع نماز هست، « لِکُلِ شئً صفَ و صفَتٌ صلاةَ اَتَکبیرَةُ الاُلی» هر چیزی خلاصه و گزیده ی دارد و خلاصه ی نماز تکبیرة الاحرام و تکبیر اول هست، یعنی همه چیز در این تکبیر جمع شده است، معنایش را هم که چند روز هست گفته ایم، و تازه مختصرش را گفته ایم، چقدر عظمت داشت، همه چیزها در « الله اکبر» هست، فرمود هر چیزی که خلاصه هست، خلاصه نماز تکبیرة الحرام اول هست، معانیش را هم که « الحمدلله رب العالمین» خواندیم، پس ما باید دقت کنیم به آن نقش محتوایی تکبیر در سایر اذکار و عبادات توجه کنیم که چقدر محتوای تکبیر در عبادت های دیگر جا دارد و راه دارد و وجود دارد.
« لِکُلِ شئٍ اَنفَتً و اِنَ اَنفَتَ صلاةِ اَن تَکبیرةُ الاُولی و حافظُ عَلَیها» باز پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود هر چیزی آغازی دارد و آغاز نماز نخستین تکبیر است پس آن را پاس بدارید یعنی حرمتش را داشته باشید، حالا یک جاهای دیگری هم هست که انسان باید حرمت تکبیرة الحرام را داشته باشد و آن نماز جماعت است، یک بنده ی خدایی آمد به پیغمبر(صلی الله علیه و آله) گفت که (او چون همیشه سر وقت می آمد نماز می خواند) در حرمت به تکبیرة الحرام که در نماز جماعت هست این هست که تکبیرة الحرام را که گفتند همه با هم تکبیرة الحرام را بگویید بعضی ها که نمی روند یاد بگیرند احکام را یا به این خانم جلسه ای های بی سواد اکتفا می کنند یا آقایان جلسه ای بی سواد، می گویند که حالا باید نیت کنید و بگویید که چهار رکعت نماز ظهر می خوانم اقتدا می کنم به امام جماعت حاضر قربتَ الا الله، این یعنی چه؟ چه کسی گفته است که ما باید اینگونه بگوییم؟ یکی از آن چیزهای من در آوردی هست، گفتند موقع نماز شما باید نیت داشته باشید، نیت یعنی چه؟ یعنی اینکه شما بدانید که چه کار می کنید الان شما رفتید برای مغرب به نماز خانه، امام جماعت ایستاده و می خواهد نماز بخواند پس می خواهد نماز مغرب و عشاء بخواند شما هم می دانید که می خواهد نماز بخواند این شد نیت، برای همین فقها در رساله ها حتی نیت به قلب هم لازم نیست گذرانده شود، دیدید بعضی ها که حالا آقا « الله اکبر» را گفته است و چیزی نمانده که برسد به « وَلاالضّالین» و او هنوز در حال حس گرفتن هست و مشغول نیت کردن است، این باعث می شود که انسان خیلی فیوضات را از دست بدهد و جسارتی هم هست به پشت سری ها بالاخره آنها هم می خواهند تکبیرة الحرام بگویند شما تا ایستادید برای نماز تا آقا «الله اکبر» گفت همه بلافاصله بعد از « الله اکبر» آقا بگویند « الله اکبر» حالا این « الله اکبر» هم گونه های مختلف هست ولی آن که وارد شده است این هست که شما وقتی که دستتان افتاده است، از زمانی که دستتان افتاده است شروع کنید بگویید، از زمانی که دستتان افتاده است « الله اکبر» را باید یک طوری با امتداد بگویید که دستتان برود و برگردد که وقتی که گفتید « اکبر» دستتان رسیده باشد به پائین، این شیوه ی صحیح تکبیر گفتن است، این را از دست ندهید چون وقتی که آقا شروع کند به « بسم الله الرحمن الرحیم»، به پیغمبر (صلی الله علیه و آله) گفتند که من یک « بسم الله» عقب افتادم چه کار کنم از نظر صواب؟ پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند که اگر این کوه ابو قُبیس، (کسانی که به مکه رفته اند کوه ابو قبیس را دیده اند) همه را طلا داشته باشی و انفاق کنی دیگر نمی رسی به ثواب « بسم الله الرحمن الرحیم» جماعت، حالا ببینید که ما چقدر از این فیوضات از دست می دهیم، حالا می رویم در برزخ، برزخ شوخی نیست امتداد آسمان را شما نگاه کنید باید پُرِ این را شما ثواب کنید چون خانه ی شماست، تاریک نباشد، نورانی باشد روشن باشد، الان شما توجه داشته باشید که اگر یکی دو تا از این چراغهایی که اینجا روشن هست (چون اینجا الان تاریک هست خیلی روشن نیست) اگر یکی دو تا از این چراغها در اتاق شما روشن باشد خانه ی شما روشن هست، اما چون اینجا فضا خیلی بزرگ هست، ده، پانزده تا چراغ روشن هست ولی هنوز کامل روشن نیست، پس ما باید نور ببریم با خودمان، آن چیزی که خیلی در برزخ به آن احتیاج داریم نور هست، و کم نیاوریم یک موقعی خدایی نکرده، حالا اینکه می گویند که اینقدر ثواب دارد و اینقدر خداوند درجه می دهد برزخ یک چیزِ عظیمی هست، « آه مِن قِلَتِ ذات و طولِ الطریق» آه از کمی توشه و طولانی بودن راه، یک چیزِ عظیمی هست برزخ، شما اینجا را نگاه کنید، بُعد را نگاه کنید در مقابل رحمِ مادر، حالا وقتی یک کسی می خواهد واردِ یک همچین فضایی بشود و این فضا برای اوست، زمینِ آخرتی اوست، اگر همه اش شوره زار و لجن زار و تیغ زار باشد چگونه می شود اصلاحش کرد؟ پس ما باید آنجا را نورانی و اصلاح کنیم، زمین آخرتی و ابدی خودمان را باید اصلاح کنیم، نیاز به نور داریم، نماز جماعت که انشاالله خوانده شد همه با هم « الله اکبر» بگوییم، «فَحافظُ عَلَیها» محافظت کنید به تکبیر، حشام ابن حکم هست رحمة الله تعالی علیه می فرماید از امام کاظم (علیه السلام) پرسیدم که « قُلتُ لَهُ (؟) تکبیرا ...... افضل و ..... سبحان ربی العظیم و بحمده و.... سبحان ربی العلی و بِحمده» ( چقدر سئوال قشنگی هست، سه تا سئوال کرده است، ۱. چرا هفت تا تکبیر گفتن فضیلت دارد در نماز؟ فضیلت بیشتری دارد؟ ۲. چرا ما در رکوع سبحان ربی العظیم می گوییم و۳. در سجده سبحان ربی العلی می گوییم؟ سه تا سئوال فوق العاده زیبا و مهم و کلیدی، « قالَ یا حشام اِن الله تبارک و تعالی خَلَقَ السمواتِ سَبعً و العرضین سَبعا و الحُجُبَ ...» دلم نمی آید که این روایات را فارسی بخوانم برایتان دلم می خواهد که متن اصلی را که حضرت فرمودند را هم برایتان بخوانم، می فرماید که خداوند آسمان را هفت تا آفرید و زمین را هفت تا و حجابها را هم هفت تا، شبی که خداوند پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به (اُسریَ) یعنی شبی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به معراج برد، «اَسرا بِعَبدِهی» سیرش داد به معراج و تا یک قدمی بلکه کمتر از آن به پروردگارش نزدیک شد این یک قدمی یا کمتر یک سیرِ معنوی هست، مقامی داریم در عرفان که خدا کند که مباحث اردوی ما برسد به این طور حرفها که اینها را بتوانیم توضیح بدهیم برایتان انشاالله، که مقامِ (قابَ قوصَین) چه هست؟ و مقام (عَدنا) چه هست؟ اینها بحث های خیلی شیرین و دلکشی دارد واقعاً از حقایق عالم که اینها چه هست «فَکاَنَ قَابَ قَوْسَینْ ِ أَوْ أَدْنى» نزدیک تر از یک قدم شد به خدا، این آیه ی قرآن هست، حالا اینجا می فرماید که یکی از حجابها برایش کنار رفت لذا پیغبر (صلی الله علیه و آله) تکبیر گفت تا حجاب کنار رفت تکبیر گفت این را به ما یاد می دهد که اگر چیزی برای ما روشن شد حجابی برای ما کنار رفت، مفهومی را فهمیدیم، درکی را پیدا کردیم، به خاطرش « الله اکبر» بگوییم، یعنی من فهمیدیم ولی خدا بزرگتر از این حرفهاست، و شکر کنیم خدای الهی را و شروع کرد به گفتن کلماتی که در آغاز نماز گفته می شود و چون حجاب دوم برایش کنار زده شد باز هم پیامبر (صلی الله علیه و آله) تکبیر گفت: « فَلَما رُفِعَ ثانی» دومی که کنار رفت پیامبر (صلی الله علیه و آله) تکبیر گفت و همینطور تا کنار زده شدنِ هفت حجاب، حجاب هفتم هم که کنار رفت پیامبر (صلی الله علیه و آله) هفت تکبیر گفت، به دلیل همین در آغاز نماز هفت تکبیر گفته می شود، چقدر شور انگیز هست این نماز، آنهایی که نماز می خوانند و بَلد هستند نماز بخوانند اینگونه هستند، ما وقتی خدمتِ بعضی از اینهایی که نماز می خوانند رسیدیم هست که انسان وقتی که تکبیر می گوید با هر تکبیر حجابی برایش کنار می رود و تمام نماز را مثلِ پیغمبر (صلی الله علیه و آله) در محضر می خوانند اینها، چقدر زیبا هستند این تکبیرات، و تکبیر چه نقشِ زیبایی در پرده دری، پرده های حجاب دارد برای انسان، در مورد موضوعات بعدی هم که چرا در رکوع سبحان ربی العظیم می گوییم و در سجده سبحان ربی العلی می گوییم جلسه بعد صحبت خواهیم کرد.
و الحمد لله رب العالمین.