«به نام خدا»
در بخش آفات ذکر که وسوسه های شیطان را گفتیم آیاتمان سوره ی مبارکه مجادله آیه ۱۹ و سوره ی مائده آیه ۹۱ بود، یکی دیگر از آفتهای ذکر حُب الدنیا است که البته ما در « لا اله الا الله » داریم این بخش را انشاالله مفصل درباره ی معشوقهای مجازی در « لا اله الا الله» بحث داریم انشاالله، ولی اینجا در حدِّ معرفی خدمتتان عرض می کنیم، « یا ایهاالذین آمنوا لا تُرحِکو اموالِکُم و لا اولادِکُم اَن ذِکر الله وَ مَن یَفعَل ذالِکَ فَاُلائِکَ هُمُ الخاسرون» که این را هم در خودِ بحث توضیح دادیم در همین جلسات سوره ی منافقون آیه ی ۹، ای کسانی که ایمان آوردید مواظب باشید که اموال و فرزندان شما، شما را از یادِ خدا غافل نکند و هر کس چنین کند «فَاُلائِکَ هُمُ الخاسرون» اینها خاسر هستند یعنی اصلِ سرمایه را از دست می دهند آن جایی که فرزند، مال و یا هر چیز دیگری این چهار بخش کلاً انسان را از یاد خدا بیاندازد انسان اصلِ سرمایه اش که خودش هست، خودِ الهی و آسمانی اش را از دست می دهد و این می شود خسران که خیلی هم خطرناک و تأسف انگیز هست اینکه انسان اصلِ سرمایه اش را از دست بدهد در رابطه با حُب الدنیا این چهار بخش، ما یک بحث داریم که ما بالاخره مال را دوست داشته باشیم یا نه؟ غذا را دوست داشته باشیم یا نه؟ فرزند را دوست داشته باشیم، بخش فعالیت های حیوانی یا علم را، ببینید در اینکه ما اینها را دوست داشته باشیم اینها اله های بخش های پائینی ما هستند خُب بالاخره ما چون این قوا را داریم هر قوه ای الهِ خودش را دارد این عیبی ندارد که بخش های پائینی ما از اله مناسب خودشان یا جفتِ مناسب خودشان یا معشوق مناسب خودشان لذت ببرند، یک کسی از غذا لذت ببرد، از همسرش لذت ببرد، از فرزندش لذت ببرد، از فعالیت هنری که انجام می دهد از شغلش لذت ببرد هیچ اشکالی ندارد، حُب الدنیا کجا خطرناک هست و «رأسُ کلِ خَطیئٍ» می شود؟ آنجایی که غلبه کند بر حُبِ خدا، اهل بیت (ع) و جهاد، به محض اینکه یکی از این سه عشق از شما در اثر عشق های پائینی گرفته شود شما در مسیر جهنم می روید یعنی کلاً مسیرتان عوض می شود و می رود در مسیر جهنم، ریل عوض می کند مثل قطاری که ریل عوض می کند، قطارِ شما در ریل خدا هست، در مسیر خدا هست مادامی که سه معشوق را در رأس عشق هایتان داشته باشید ( الله، اهل بیت (ع) و جهاد) وقتی که یکی از این چهار تا عشق پائینی غلبه کند به معشوق های شما حتی یکی از آنها که سه تای آنها هم یکی هست در واقع، انسان ریل عوض کرده است، می رود به سمت جهنم، پس حُب الدنیایی که می گویند اینقدر بد هست، « رأس کُلُ خطیئَ» هست، رأسِ همه ی خطاهاست، آنجایی هست که غلبه می کند بر حُب الله، حُب اهل بیت (ع) و حُب جهاد، و الا وقتی که حُب الله، حب اهل بیت (ع) و حُب جهاد هست حُب الدنیا قدرت ایجاد می کند برای آن سه تا معشوق، شما هر چه مال بیشتری داشته باشید برای معشوقتان خرج می کنید، آخرت سازی بیشتری می کنید، هر چه پولدارتر مقرب تر، هر چه پولدار تر باشید به سمت خدا بیشتر می توانید حرکت کنید، « نِعمَ ال(؟) الغنا الَتقوا» یار خوبی هست غنا برای تقوای انسان « نِعمَ ال(؟) الدنیا الاخِرهَ» یار خوبی هست دنیا برای آخرت انسان، این چهار تا بخش پائینی دنیا هست مظهر دنیا هست، یار خوبی هست دنیا برای ما، یعنی آدم لذتِ بیشتری هم از اینها می برد وقتی که اینها تحتِ حاکمیتِ فوق عقل قرار می گیرند، تحتِ حاکمیت (الله، اهل بیت (ع) و جهاد) که قرار می گیرند آدم از زندگی اش از مادیاتش هم بیشتر لذت می برد، از دنیا بیشتر لذت می برد، برای همین خدا رحمت کند شهید دستغیب می فرمود لذتی که مؤمن در دنیا می برد بهشتیها در بهشت نمی برند، چه برسد به کفار، این تحتِ حاکمیت بخش فوق عقلانی امکان پذیر هست، پس اینکه می فرماید: « یا ایهاالذین آمنوا لا تُرحِکو اموالِکُم و لا اولادِکُم اَن ذِکر الله» مواظب باشید کار اقتصادی، مال و فرزندانتان از یاد خدا شما را غافل نکند برای همین جهت هست که اگر این کار را کرد «فَاُلائِکَ هُمُ الخاسرون» خیلی ها سرِ مال یا فرزند داری آخرتشان را از دست می دهند، خودشان می شوند شیطان بچه هایشان، و بچه ها می شوند شیطان آنها « فَاَعرِض اَمَن تَولا اَن ذکرِنا و لَم یُرد الحَیات الدُنیا» سوره ی (؟) آیه ی ۲۹، در ذکر یکی از موانع بزرگ همنشین بد هست، که حالا مستقلاً در موردش صحبت خواهیم کرد اینکه انسان دوستان و همنشینانی داشته باشد که مثلِ خودش نباشند یعنی حس و حال ذکر و دعا و معنویت و ایمان و جهاد و اینها را نداشته باشند اینها انسان را غافل می کنند، انسان چاره ای ندارد در زندگی اش می بینید که یک برادری دارد که اینگونه نیست یا خواهری دارد که اینگونه نیست، پدر و مادری دارد که اینگونه نیستند همسری دارد که اینگونه نیست، این دیگر چاره ای نیست باید با اینها زندگی کند ولی یک موقع هست دوست انتخابی هست بعضی از شرایط هست که دست ماست می توانیم انتخاب کنیم آدمهایی که می خواهیم با آنها معاشرت داشته باشیم می گوید که از این افراد کاملاً دوری کنید چون شما ها را غافل می کنند « فَاَعرِض اَمَن تولا اَن ذکرنا» اعراض کن از کسی که از یاد ما روی بر تافته است، اهلِ یاد ما نیست، آدمهایی که در زندگی تان اهلِ معنویت نیستند و ضعیف هستند می فرماید که از اینها دوری کنید «وَ لَم یُرد الحَیات الدُنیا» جز زندگی دنیا چیزی نمی خواهد در بحثِ ازدواج یادتان هست در میثاق گفتیم یک دختر هیچ وقت حق ندارد با یک مردِ ضعیف ازدواج کند چون تحتِ ولایتش هست او را به استضهاف می کشاند، چرا یک مرد قوی می تواند با یک زن ضعیف ازدواج کند چون به احتمال زیاد می تواند او را بکشاند بالا، نه اینکه ازدواج کند خوب هست، خوب نیست ولی اگر این کار را کرد می کشد بالا ولی برعکس نه، وقتی که انسان می رود یک همسری را انتخاب می کند که ضعیف هست و قدرت کمی دارد تمام انرژی و نیروی آدم را از بین می برد، این که می فرماید: « اِنَ مِن اَزواجِکُم و اولادَکُم عَدوَلَکم» همسر دشمن می شود، همسری که نگذارد انسان به آن سه معشوق برسد دشمن انسان هست، ولی در لباس دوست هست، و در لباس همسر هست، به هر حال می فرماید « فاَعرِض» به پیغمبر (ص) می فرماید که اعراض کن از این آدمها مواظب باشید در دوستانتان کسانی که قرار هست که با آنها مهمانی بروید یا مسافرت بروید، دوست باشید و این طرف و آن طرف بروید از کسانی نباشند که آدمهای ضعیفی باشند که شما را غافل کنند و از دنیا فقط همین بخشِ پائینی آن را انتخاب کردند و همین را شناختند « وَ لَم یُرد الحیات الدنیا» فقط حیات پستِ دنیوی را می خواهد در زندگیش این طور افراد به کار شما نمی آیند از اینها دوری کنید، وجود مقدس امام صادق(ع) هنگام دعا در وداع امام حسین (ع) یعنی شما وقتی که می روید قبر امام حسین (ع) را در کربلا زیارت می کنید این دعا قبر وداع امام حسین (ع) هست « الهمَ لا تَشغلنی فی الدنیا اَن شُکرِ نِعمَتِک و لا بِاِکسارِ فیها فَتُلهیَنی عَجائِبُ بَهجَتِها وَ تَفتِنَنی ضَحرَتُها ...» خدایا مرا در دنیا از شکر نعمتت غافل نکن، بحثِ شکر که حالا بحثِ مهمی هست که حالا می رسیم در بحث حمد یک بخشی داریم به نام شکر که توضیح خواهیم داد، سی دی شکر هم که هست انشاالله خودتان کار می کنید، « وَ لا بِاِکسارٍ فیها» خدایا زیاد بر نعمتِ من نَیفزای دقت کنید خیلی جالب هست امام حسین (ع) به خداوند می فرماید که زیاد در دنیا اینقدر به من نعمت نده، چون خداوند در قرآن می فرماید که از کسانی که بدم می آید اینقدر در دنیا به آنها نعمت می دهم اینقدر از این بخش های پائینی به آنها می دهم، چون دوستشان ندارم اصلاً نمی خواهم صدایشان را بشنوم، آدمهای بدی هستند من هم از آنها بدم می آید حتی اگر اینها یک موقعی بروند به یک مکه ای، یک جایی یک زیارتی هم کنند خدا به فرشته می گوید که زود به اینها بدهید برود فقط، نمی خواهم صدایشان را بشنوم، خدا نکند که آدم به یک جایی برسد که خدا، خدای کریم با آن کرم بی نهایتش از آدم بدش بیاید، بگوید که دوست ندارم صدایش را بشنوم به او بدهید بگذارید برود، خدا نکند که خدا نعمتی را به انسان بدهد و انسان مست بشود، لذا امام صادق (ع) می فرماید: « وَ لا بِاکسار فیها» زیادی به من ندهی خدایا در هیچ کدام از این چهار بخش شیفتگی پیدا نکنم که « فَتُلهینی عجائبُ بَهجَتها» که خرمی شگفتِ او من را سرگرم خودش نکند، یک خانه، یک زمین، یک باغ، یک ویلا، چهار تا سفر خارجی، کارهای علمی، درس بازی، دانشگاه بازی، دکتر، مهندس بازی، پروژه بازی، خانه بازی، ماشین بازی، حضرت می فرماید که خدایا اینقدر به من نده که من یکدفعه غافل بشوم « فَتُلهیَنی عجائبُ بَهجَتِها» آن شگفتی های خرمی شگفت انگیز آن من را غافلم نکند، « فَتَفتَننی ضَحرَتُها» و زرق و برقش من را فریب ندهد این چیزی هست که سراغ همه می آید، الان شما نگاه کنید که مردم در بازار اتومبیل چقدر شیفتگی دارند شخصیتشان شده است اینها، اتومبیل بهتر، بالاتر، دائماُ هر شش ماه یکبار باید عوض کنند، تا بی شخصیت نشوند، بازار لباس، بازار کفش، بازار وسایل خانگی، بازار خانه، بازار مبل، بازار تلفن همراه، و خیلی چیزهای دیگر، در یک حساب ریاضی سر انگشتی هر چقدر اینها بیشتر بشود سهم بخش پنجم که بخش فوق عقل هست کمتر می شود پس خوش به حال شخص نیست نمی توانیم بگوییم شخص موفقی هست، زمانی شخصِ موفقی هست که بخش فوق عقلش ضعیف نشده باشد، آدم موفق آدمی نیست که یکی از این چهار بخش را خیلی خوب و عالی دارد، آدم موفق آدمی هست که در حرکت به سمت الله موفق است، در حرکت به سمت جاودانگی موفق هست، این آدم، آدم موفقی هست، حالا اینجا اگر به هر کدام از این کمالات رسید اتفاقاً اینها ممکن هست که برای ما غفلت هم بیاورد اصلاً چنان ضربه می زند به مُخ انسان که انسان را گیج و منگ می کند و اصلاً انسان دچار خود فراموشی می شود، سحر می شود این سحر که الان وجود دارد حضرت می فرماید عجائب آن خرمی و شگفتی اش من را غافل نکند این می شود سحر، یک سفر خارجی می رود به جایی که طبیعت درش قوی هست و فطرت درش مرده است آنجا سحر می شود، مثل حیوانی که نشان دادند خانم دکتر که فرمودند هیپونتیزم می کند حالا یک تحقیقی کنیم راجع به شیطان دریا، شیطان ماهی نمی دانم کسی این را دیده یا ندیده که فوق العاده ترسناک هست این ماهی، من فقط در موزه امام رضا (ع) عکسش را دیدم ولی یک تحقیقی بشود که این واقعاً چه کار می کند که شاید به خاطر قیافه اش به او می گویند شیطان ماهی یا واقعاً مثل همان ماهی ای که دیروز دیدیم سحر می کند، یک سفر گاهی اوقات انسان را یا یک مهمانی یک ازدواج بد سحر می کند یک نفر را، یک مسافرت داخلی، خارجی می بینید که شخص از یک وضعیت فوق العاده خوب تبدیل می شود به یک وضعیت فوق العاده بد یعنی منصور ابن موسی وارد می شود نیم من بوق ابن (؟) می آید بیرون از آن، اینگونه می شود داستان، آدمهایی که خیلی مَن مَن می کنند، ادعا دارند خدا امتحانهای سختی از اینها می گیرد، آدمهایی که دیگران را تحقیر می کنند، مدام پُز می دهند به دیگران، دیگران را کوچک می شمارند، تقوایشان را خیلی به رُخِ دیگران می کشند، توانایی های معنوی شان را خیلی به رخ دیگران می کشند بقیه را همه را معصیت کار و جهنمی می دانند و کارشان این هست خداوند اینها را امتحان های وحشتناکی می کند و واقعاً هم می خورند زمین، اینکه حضرت فرمود مبادا بدتر از خودتان سراغ داشته باشید، این خیلی بد هست که انسان بدتر از خودش سراغ داشته باشد، امام صادق (ع) فرمود اگر یک کسی فکر کند که از یک نفر بهتر هست « وَهُوَ مُستَکبرٌ» این آدم، آدمِ مستکبری هست، که گمان می کند از یک کسی بهتر هست، آدم نباید بد تر از خودش سراغ داشته باشد، وقتی هم بد تر از خودت سراغ نداشته باشی، زندگی کردن با دیگران، تحمل دیگران کارِ راحتی هست دیگر نمی گوید من با این که نمی توانم زندگی کنم با این که نمی توانم هم کلاس شوم، با این نمی توانم مسافرت بروم، از این آدم خوشم نمی آید، با این آدم هم اتاق نمی توانم بشوم، هزار تا از این مشکلاتی که ما داریم نمی توانیم با هیچ کس جمع شویم و می خواهیم از بقیه جدا شویم، مدام می خواهیم که فرد باشیم این از ما گرفته می شود، پس بدتر از خودمان کسی را سراغ نداشته باشیم، همین طوری که شدید روحتان خیلی شیرین می شود، یک جهنم از روحتان در می آید، راحتی می توانید با بقیه همه جا بروید مسافرت بروید سختتان هم نیست، پس در بده بستانهای دنیا انسان خیلی باید دقت کند که زمام امور از دستش نرود گول نخورد که اگر یک مقدار خواست وضعش بهتر بشود هُل بشود برود و بگوید که حالا که فرصت هست، بخور بخور هست امکانات هست بعد هم می گوییم که خدا خیر و برکت داده است پس برویم تا آخرش، گول نخوریم اینطوری نیست، باید انسان بتواند خودش را کنترل کند در یک مرزی خودش را نگه دارد تا به اصلِ کارهایش برسد و سرگرم نشود، آفت بعدی سوره ی مطفّفین آیه ۱۴ و ۱۵ می فرماید: « کَلّا بَل رانَ علی قُلوبِهِم مّا کانُوا یَکسِبون* کَلّا اِنَهُم عَن رَبِّهِم یَومَئِذٍ لَمَحجوبُون» ران همانی هست که پیغمبر (ص) خودش می گوید « اِنَهُ لَیُقانُ قلبی» رین و قین، قین یک پرده ی خیلی خیلی نازک هست شما مثلاً گاهی اوقات می بینید که دستمال هم کشیدید ولی مثلاً چند ساعت دیگر که دست بکشید می بینید که یک گَردِ نازکی نشسته است، رین، ران که می گویند این کُلُفت تر هست، حجمش بیشتر هست حجابش بیشتر هست « کَلّا بَل رانَ علی قُلوبِهِم مّا کانُوا یَکسِبون» گناه از طریقِ حواس، خیال، وهم، عقل و فعالیتهای فوق عقلانی وقتی که می آید روی قلب می نشیند آرام آرام گرد می گیرد گَرد می گیرد کلفت و زخیم می شود این حجاب قلب را می گیرد یعنی در روایت داریم که اگر انسان گناهی کرد یک نقطه ی سیاهی می نشیند روی قلبش بعد آرام آرام این نقطه ی سیاه بزرگ تر می شود تا همه ی قلب را می گیرد این هست برای همین هست که ما به استغفار نیاز داریم به توبه نیاز داریم، به مصیبت نیاز داریم تا این قلب پاک بماند، به عبادت و یاد خدا نیاز داریم، هر چقدرش که بیاید مقداری از لذتِ ذکر را از انسان می گیرد یا غفلت ایجاد می کند برای انسان، از امیر المؤمنین (ع) هست: « مَن صَدَعَ بِلاسم عَشا اَن ذکر الله عَزوجَل» هر کس که دلش از گناه زنگار بگیرد « عشا» نسبت به یاد خدا کور می شود، کور می شود یعنی گُم می کند، نماز را گُم می کند، زیارت را گُم می کند، ذکر را گُم می کند، معنویت را گُم می کند، مجالس ذکر را که محافل بهشتی است گُم می کند، «عشا» دیگر نمی بیند در زندگی اش اینطور چیزها را، حرم را نمی بیند کور می شود، چرا؟ چون زنگار گناه قلبش را می گیرد، گناه طوری هست که قرآن می فرماید: « ثُمَ کانَ عاقبتَ الذینَ عصاءَ سوعا اَن کَذَبُ بِایات الله» آدمی که گناه می کند و ذره ذره گناهانش را زیاد می کند به جایی می رسد که لج می کند اصلاً و انکار می کند آیات الهی را، صریحاً انکار می کند، خدا را انکار می کند، اهل بیت (ع) را انکار می کند، دین را انکار می کند چرا رسیده است به اینجا؟ برای اینکه معصیت زیاد کرده است، درست هست که معصیت یک امر ظاهری هست اما از کجا سر در می آورد؟ از عقائد سر در می آورد و انسان کافر می شود، و به کفر می رسد که حالا بعداً به این هم خواهیم پرداخت در چند تا بخشی که در بحثِ خطورات، نفی خواطر که برای پاک کردن ذهن هست انشاالله در موقع خودش به اینها بیشتر خواهیم پرداخت یکی دیگر از آفت ها، از علی (ع) نقل هست: « اِعلَمو اَنَ الاَمَلَ یُسهِل عقل و یُنسِع ذکر» یُسهی، سجده ی سَهو شنیده اید می گویند سجده ی سَهو یعنی چه؟ یعنی این کار را سَهوً انجام داد عمداً انجام نداد یعنی غافل بود یکدفعه یک کاری از دستش در رفت، می فرماید آرزوهای زیاد باعث می شود که عقل انسان غافل شود دیگر درست کار نکند این از بچه گی گفتند که تو درس بخوان می فرستیمت بروی آن طرف آب دکتر، مهندس بشوی، چنین و چنان بشوی، یا درس بخوان رئیس بشوی، مدام مُخ بچه را از اول یک طوری زدن که این بچه دیگر عقلش کار نمی کند این عقلش به اندازه ای کار می کند که مثلً یک روز هنر پیشه شود یا یک روز فوتبالیست شود، همینطوری مدام ذهن در این طور چیزها یعنی کمالات پائینی و ملاک های پائینی می گردد، یا خودِ شخص اصلاً برای خودش آرزو زیاد دارد، چند وقت پیش بود سه، چهار سال پیش، یکی از دوستان وضع مالی اش خوب بود گفت می خواهم یک ویلا بسازم گفتم ببین پسرِ خوب ویلا این همه ویلا در شمال هست هر موقع خواستی برو در یکی از این ویلاها دو روز، سه روز، پنج روز با زن و بچه ات می خواهی باشی باش، انواع و اقسامش هست نه تکراری می شود برایت، نه می خواهی بشوی ویلا دار، گفت نه آخه من دوست دارم با یک نقشه ای که خودم می خواهم بسازم الان بعد از چهار، پنج سال همین چند روز پیش دیدمش گفت پیر شدم الان هم کارم به دادگاه کشیده است و مدام دادگاه دادگاه کشی داریم با آن همسایه هایمان و چند میلیارد سرم کلاه گذاشتند، آرزو از همه چیز انسان را می اندازد، آرزوها را در این چهار بخش پائینی باید به اندازه ای کنترل کنید که از آرزوی اصلی تان « یا عملی و بُغیتی » خدا عمل و آرزوی ماست، بهشت، بالاتر از بهشت، خانواده ی آسمانی، زیر پرچم امام زمان (ع) بودن، زیر چادر امام زمان (ع) بودن، یار حضرت بودن باید آرزوی ما باشد، « الهم اجعلنی مِن جُندِک»، « الهم اجعلنی مِن حذبِک»، « الهم اجعلنی مِن اولیائِک» اینها آرزوهای ماست، آرزوهای بخش انسانی ماست، آن سه تا معشوق اصلی آرزوی ما هستند، اگر اینها آرزویش نباشند که سقوط می کند در ورطه های پائینی، پس آرزوهای این بخش های پائینی را باید موظب باشیم که مزاحم اصلِ کارِ ما نشود، من می خواهم پول دار شوم، من می خواهم به تجملات برسم، من می خواهم خانه ی آنچنانی داشته باشم می خواهم ویلای آنچنانی داشته باشم، می خواهم اتومبیل آنچنانی داشته باشم، در طول مسیر انسان دارد یک چیزی تهیه می کند که اموراتش بگذرد، وسعت هم می دهد به خودش و به خانواده اش در طول مسیر، ولی اگر شد همّش و بقیه ی کارها زمین ماند شکست خورده و باخته است، لذا می فرماید که هوسهایتان را کنترل کنید، آرزوهایتان را کنترل کنید در بحثِ مهندسی آرزوها مفصل گفته ام این سی دی هم بگیرید گوش کنید یادتان نرود، کسانی که می خواهند کار دقیق کنند برای ذکر مهندسی آرزوها و مهندسی فکر را تهیه کنند سی دی اش را و استماع کنند، حالا من آرزوها و هوس را یکی کردم ولی اینجا هوس را جدا کرده است یعنی ششمین مورد « لَیسَ فِلمعاصی اَشدُ مِن اِتباءِ شَهوَ فلا تُطیعُها فَیَشغَلَکُم اَنِ الله» می فرماید که در گناهان هیچ چیز بدتر از پیروی از هوس نیست بعد می فرماید: « فلا تُطیعُها» هوسهایتان را پیروی نکنید که « یَشغَلَکم اَنِ الله» که شما را مشغول می کند غافل می کند از خداوند تبارک و تعالی مواظب باشید، هوسها هم همینطور هست چون شما هر چه تعداد هوسهایتان بیشتر می شود، غفلت انسان هم بیشتر می شود تا می شود به ساده گی بگذرانید و ساده باشید « المؤمنُ یَسیرُ المَعونَ» مؤمن آسان خرج هست یعنی سخت نمی گیرد خیلی پر خرج و سخت گیر نیست، یک بحث هایی دارد تلوزیون به نام توریسم کارشناسهای خوبی را می آورند بعد می گوید که شما می خواهید بروید مسافرت های توریستی با اینقدر قیمت می توانید بروید به این سفرها و بیایید بعد قیمت می دهد می گوید که سهل بگیرید قناعت داشته باشید این قناعت داشتن باعث می شود انسان قدرتمند بتواند به اوج برسد اما یک کسی که مدام شرایط می گذارد برای خرج کردن، این را می خواهم، این مدلی می خواهم، چنین و چنان می خواهم، در طول زندگی اش مشغول همین هاست، پارچه ی اینطوری، لباسِ اینطوری، کُتِ اینطوری، شلوارِ اینطوری، چادر اینطوری، ساعت اینطوری، مبایل اینطوری، خُب اینها وقت می گیرد، هوسها انسان را باز می دارد اینکه انسان هر چیزی را دید خوشش آمد، هر چیزی را دید خواست و گفت که من دوست دارم، دوست دارم، دوست دارم، یک موقعی یک آدمی بود پول دار بودند اینها یک جوانی بود، بعد گفت که من می خواهم بیایم در سِلکِ طلبه گی گفتم نیا شما همان کار تجارتتان را انجام بده به مطالعه بپرداز درسهایی را بخوان اینطوری بهتر هست، گفت نه من می خواهم بیایم آمد بعد دید که چون آنطوری تربیت شده بود نمی توانست به این حداقل های زندگی طلبگی اکتفا کند شروع کرد به اینکه گفت من این چیز را دوست دارم فلان چیز را هم دوست دارم گفتم اینها را باید در آن شغلت تهیه می کردی اینجا نمی شود اینجا جای درس خواندن و خود سازی هست گفت نه حالا برای اینکه پول بخواهم باید بزنم در کار پول یعنی ضمن اینکه درس می خوانم بزنم در کار تجارت یک روز به او گفتم که این مسیری که شما می روید اینطوری نمی توانی برسی چون شما هر چه که دارید می گویید که من می خواهم ماشین خارجی سوار شوم اینطوری نمی شود گفتم این مسیر سر از زندان در می آوری، حرف گوش نکرد یک مقدار هم مسخره کرد که یعنی من می افتم زندان؟ یک موقعی دیدم که خانمش به من زنگ زد گفت زندان هست، تمام، چند میلیارد کم آورده است، دقت کنید میلیارد، الان نه، آن موقعی که ما نمی دانستیم میلیارد یعنی چه! آن موقع، هوس اینگونه هست که مدام می گوید که این را می خواهم، آن را می خواهم، این را دوست دارم، آن را دوست دارم شما مجبور هستید که مدام پول هزینه کنید، پول باید چگونه هزینه کنید؟ باید وقت بیشتری بگذارید دوندگی بیشتری کنید مدام از شما می گیرد و می بینید که به هیچ جا هم نمی توانید برسید، به آن چیزی که باید می رسیدید دیگر نمی رسید، حالا هوسها انواع و اقسام دارد، حواس پنج گانه هوسهای چشمی که مدام می گوید این را ببینم، آن را ببینم، این را تماشا کنم، (الان خانم دکتر پژوهی فرمودند کلِ اذکار را ساعت گرفتند شده است سی و دو دقیقه و بیست و شش ثانیه همه ی اذکاری که ما در ارود به شما گفتیم، خیلی خجالت آور است، تازه ما که همه را که نمی گوییم که یک نفر بنشیند در طول روز بگوید) حالا این طرف که مدام مبایل بازی می کند و اس ام اس بازی می کند، حالا یک سری به این کانالها بزنم نگاه کنم، یک سری به این عکس ها بزنم نگاه کنم، یک سری به خبرها بزنم نگاه کنم ببینید چند ساعت در روز وقت ما را می گیرد، چند شب پیش مصاحبه می کردند ساعت می گرفتند می گفت که شما چند ساعت شما در شبکه هستید؟ می گفت ده ساعت، دوازده ساعت، هشت ساعت، پانزده ساعت، مردهای بزرگ بیست و پنج ساله، سی ساله می بینید که نشسته است بازی می کند، بازی کامپیوتری می کند، آتاری بازی می کند، یک ساعت، دو ساعت، سه ساعت، اصلاً هم فکر نمی کند که عمرش تلف می شود بعد همین آدم اگر بخواهد تعقیبات نماز را بخواند علی (ع) فرموده است که روزی پنجاه آیه از قرآن بخوانید واجب هم هست، پنجاه آیه می شود ده دقیقه، دوازده دقیقه، بیشتر نمی شود می گوید که من وقت ندارم مگر من بیکار هستم که بنشینم پنجاه آیه قرآن بخوانم، نمی رسم، کار دارم، زندگی دارم، لذا حضرت فرمود شما مؤمن نیستید مگر اینکه اعتقاد داشته باشید مردم در امور دنیایی شان کاملاً عاقل هستند، و در امور آخرتی شان احمق هستند، یعنی وقتی نوبت روحش می رسد می گوید من نیم ساعت از کجا وقت بیاورم؟ احمق می شود از کجا بتوانم پنجاه آیه بخوانم؟ نمی رسم، حالا امروز تمرین نماز شب داریم ساعت می گیریم ببینیم این نماز شبی که اینقدر از آن می ترسید چقدر طول می کشد ساعت می گیرند برایمان، ما به اینجاها می رسیم عقلمان کار می کند که چی؟ نمی شود، نمی رسی، کار داری، خوابت نمی برد، به کارهایت نمی رسی، به زندگیت نمی رسی، به درست نمی رسی، بعد وقتی از این می گذرد مثلاً می بینید که تا ساعت یک نصف شب فیلم نگاه می کند، نمی گوید که مزاحم من می شود خوابم نمی برد فردا، یا تا یک نصف شب، دو نصف شب اس ام اس بازی می کند، پای اینترنت هست یا کارهای دیگر انجام می دهد نوبت بخشِ اصلی اش که می رسد عاقل می شود، این عقل را می گویند حماقت، نوبت آخرت که می شود حماقت می کند، یا دیدنی ها، در روایت هم داریم بدترین چیزی که انسان را غافل می کند از یاد خدا دیدنی هاست، و ناشکر ترین عضو انسان، چشم انسان هست، چون می گوید که هر چه که به آن می دهی باز هم می خواهد، هر چه می گویی که دوست دارم ببینم، دوست دارم ببینم، دوست دارم ببینم، این را ببینم، آن را ببینم، نمی فهمد که هر چه را که ببیند بخشی از وجودش می شود و با خودش باید ببرد به آخرت، تصاویر، عکسها، هر چیزی که شما می بینید از راه چشم عضوی از شما می شود و شما باید با خودتان ببریدش، گوش شنیدنی ها، خوردنی ها، بوئيدنی ها، چشیدنی ها، لمس کردنی ها، این ها همه وقت می گیرد از انسان هوس های حواس پنج گانه هست، هوس های خیالی، هوسهای وهمی، هوس های عقلی و هوس های دیگر که اینها همه وقت می گیرد از انسان، می گوید که مواظب باشید که در اینها نیافتید، برای همین در دعا داریم که می گوید خدایا شهوت من را در خودت قرار بده « وَجعل حیایَ عِندَک» هوای من را در خودت قرار بده، من هوای تو را داشته باشم، شهوت من در تو باشد، شهوت یعنی میل، میل به خدا باید انسان داشته باشد انسان باید بیافتد در این بخش اینگونه باید فعال باشد، عاشق نماز، عاشق خلوت، عاشق مسجد، عاشق حرم، عاشق معنویت، عاشقِ معرفت باشد واقعاً، میل داشته باشد، حالا نگاه کنید این را خودش جدا کرده است، علی (ع) می فرماید: « لَیسَ فی البدنِ شئٌ عَقَلُ شکرً مِن العین فَلا تُعطوها صُعلها فَیَشغلَکُم ان ذکر الله» هیچ چیز در بدن ناشکر تر از چشم نیست، کم شکر تر، ناسپاس تر از چشم نیست، « فلا تُعطوها صُعلَها» هوس و خواهشش را به او ندهید، مثلاً می گوید که دوست دارم این را بنشینم ببینم، چرا؟ فَیشغَلَکُم ان ذکر الله» یعنی انسان خیلی ساده گول می خورد، مثل بچه ای که گولش می زنند یک الماسی را از دستش می گیرند و یک شکلات به دستش می دهند، می گوید که بیا الان این تلفن هوشمند را بگیر ببین این کانال خیلی خوب هست، این سیستم را بزن این کانالها را وصل شو، همه هم که مثل ما هستند خیلی هم خوب هست اصلاً اگر نداشته باشیم کلاس نداریم، اصلاً آبرو نداریم مثلاً بگوییم ما تلگرام نداریم این شبکه ها را وصل نیستیم یا اینترنت نداریم، باید داشته باشیم تا کلاسمان حفظ بشود، بگوییم که ما هم داریم ما هم یک کسی هستیم، بعد شروع می شود داستان، یکدفعه می بینید که یک بخشِ اعظمی از عمر رفت بعد هم می گوید که این کلیپ را دیدی؟ این تصویر را دیدی؟ این عکس را دیدی؟ شخص می بیند که یکسره مشغول اینهاست، خرِ اینطوری کرد، مرغِ اینطوری کرد، خروسِ اینطوری کرد، گاوِ اینطوری کرد، مارِ اینطوری کرد، دلقک بازی های دیگران، سرگرمی های دیگران، که حالا به لَعِبش می رسیم، یکسره انسان دوست دارد که نگاه کند، بعد می نشیند نگاه می کند، نگاه می کند، نگاه می کند می بیند که چقدر از عمر رفت، و عمر تلف شد و تمام شد، یک موقع هست که یک کسی چهار تای اینها را نگاه می کند خستگی اش در می رود بلند می شود می رود به کار و زندگی اش می رسد یک ذره می خندد شوخی و تفریحی، همین، ولی یک موقع هست که می بینید که این کارش می شود و برایش مهم می شود این داستان و باید بنشیند و مدام نگاه کند، یک سریال را دیده است حالا این سریال را یک بار دیدید کافی هست دیگر می بینید که می نشیند سه بار دیگر هم آن را نگاه می کند، بعد هم تازه بعضی ها هستند که اعتیاد دارند می روند در فروشگاه ها می گردند و می پرسند که سریال جدید چه آمده است؟ فیلم سینمایی جدید چه آمده است؟ شماره ۳، شماره ۴، شماره ۵، می خرند و می نشینند نگاه می کنند خُب این دیگر عمر تلف می کند دیگر، « فَیَشغَلَکُم اَن ذکر الله» آدمهای اینطوری به هیچ وجه نمی توانند دو رکعت نماز با حضور قلب بخوانند، آدم هایی که چشم هایشان آزاد هست تمرکز نمی توانند داشته باشند به غیب برسند، آنهایی که کنترل می کنند چند روزه بابِ غیب به روی اینها باز می شود، ولی آنهایی که کنترل نمی کنند کارِ عبادت هم می کنند پنجاه سال هم که این کار را انجام بدهند راه باز نمی کنند به آن سمت، من یک موقع هایی یادم هست خارج از کشور، حتی داخل، داخل چند نفر که آمده بودند به آنها گفتیم که شما برنامه های ما را از شبکه ی ولایت می بینید از طریق ماهواره؟ گفتند که ما اصلاً تلوزیون نمی گذاریم در خانه مان، وقت نداریم که تلوزیون نگاه کنیم، وقتمان خیلی مهم تر از این هست که بنشینیم پای تلوزیون، تلوزیون بد نیست خلی مطالب خوب و آموزنده دارد آدم بنشیند یاد بگیرد کمک می کند اگر درست و حسابی از آن استفاده کنیم، درست و و معقول از آن استفاده کنیم، ولی آنها کانالهای خودشان را می گفتند که هیچ برنامه ی مفیدی نداشت، می گفتند که ما وقتمان را نمی گذاریم تلف بشود. والحمدالله رب العالمین.