جلسه 157 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
157
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
11
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 157 - انسان‌شناسی (قم)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان به مناسبت غفلت که علی(ع) فرمود چرا من شما را میبینم در حالی که از خدا دور میشوید و به غیر خدا نزدیک میشوید به محبت خداوند تبارک و تعالی رسید.@ بحث محبت را کاملش را در اسماءالله بحث کردیم هم معرفت الله هم محبت الله را عزیزانی که تمایل دارند به همان مباحث اسماءالله مراجعه کنند اینجا فقط به همین مقداری که به ضرورت بحث اقتضا میکند در موردش سخن خواهیم گفت.@ دعایی هست که خیلی به ما کمک میکند(اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ حُبَّکَ وَ حُبَّ مَن یُحِبُّک وَ العَمَلَ الَّذی یُبَّلِغُنی حُبَّک اَللّهُمَّ اجعَل حُبَّکَ اَحَبَّ اِلَیَّ مِن نَفسی وَ اَهلی وَ مِنَ الماءِ البارِد) این دعا که خواندم از نبی اکرم(ص) هست ولی از سایر معصومین(ع) هم این دعا بارها نقل شده.@ خدایا از تو میخواهم محبتت را و حب کسی که تو را دوست دارد و حب عملی که من را به محبت تو میرساند خدایا قرار بده حب خودت را در نزد من محبوبتر از جانم و اهلم از آب خنک.@ خیلی این دعا دعای کاملی هست در محبت که اول از این انسان حب الله را از خود الله به صدق درخواست بکند که خدایا محبت خودت را به من عنایت کن همانطور که در تقسیمبندی انسانها در قرآن یادتان هست که بارها عرض کردیم که انسانها را خداوند به شش گروه تقسیم کرد.@ بعضیها مثل سنگ بعضیها کمتر از سنگ بعضیها مثل حیوان بعضیها کمتر از حیوان بعضیها شیطان هستند فقط یک گروه را خداوند در قرآن به عنوان انسان حقیقی با باطن انسان پذیرفت و آن مؤمنین بودند(إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) چون همه دچار خسران هستند فقط مؤمن هست که اهل نجات هست و انسان هست.@ (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) بقیه هیچ کدام باطن انسانی ندارند در بین مؤمنین هم خداوند فرمود در سوره توبه آیه 24 آن هشت تا معشوق را گذاشت کنار این سه تا معشوق که اگر سه تا معشوق در رأس معشوقهای شما نیست هر کس هم میفهمد که معشوقش هست یا نیست شما هنوز انسان نشدید فاسق هستید.@ (أَفَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ) مؤمن با فاسق یکی نیست فاسق کسی هست که علاوه بر اینکه خدا و اهل بیت را دوست دارد چه بسا جهاد را هم دوست داشته باشد اما الله اهل بیت و جهاد سه تا معشوق اصلی و اولیش نیست این فاسق است.@ اما مؤمن اینگونه نیست مؤمن الله اهل بیت و جهاد در رأس معشوقهایش هستند اگر کسی این را خوب متوجه بشود در دعاهایش اولین دعایی که همیشه میکند حبّ خداوند تبارک و تعالی است چون اولین معشوق الله هست سیر دعاها نوع دعاهایی که انسان میکند علاقهای که انسانها به دعاها دارد نشان میدهد که انسان در چه درجهای از رشد قرار دارد.@ ما دعاهایمان متفاوت هست دعا داریم در رابطه با مسائل حسی مسائل گیاهی مسائل حیوانی مسائل عقلی و مسائل فوق عقلی، برای همه اینها داریم انسان ببیند که در دعاها چه چیزی برایش عزیزتر هست.@ در داستان ابن سینا با آن جوانی که مریض شده بود که وقتی ابن سینا نبض این پسر را گرفت شروع کرد صحبت کردن از چیزهای مختلف، وقتی که به محلهای که آن معشوق این شخص در آنجا بود رسید دید ضربان این به شدت شدید شد تا رسید به نزدیکترین علائم.@ انسانی که هم که حبّ خدا را دوست دارد در دعاهایش علائمش معلوم میشود یعنی وقتی که مفاتیح را نگاه میکند اینکه کدام دعا را انتخاب میکند از کدام دعا خوشش میاید یا در ذکرها کدام ذکرها را دوست دارد به سراغ کدام ذکرها میرود نشان میدهد جایگاه این آدم چیست.@ (اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ حُبَّک) رسول خدا از خدا محبت خدا را میخواهد به هر حال وقتی که برای ما اسوه حسن هست(لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) ما هم باید اصلیترین دعایمان و خواستهیمان که ضربان قلب و نبضمان با آن هماهنگ بشود محبت خداوند تبارک و تعالی باشد حب الله چون ساختار ما اساساً براساس لا اله الا الله طراحی شده یعنی جنس ما لا اله الا الله هست.@ چطور حیوان ذاتاً به کمالات حیوانی کشیده میشود ما هم جنسمان لا اله الا الله هست لا اله الا الله یک گزاره انسانی هست و نه اسلامی که در ذات همه انسانها وجود دارد که در بعضیها فعال میشود و در بعضیها فعال نمیشود اگر کسی لا اله الا الله در او فعال شد یعنی به بلوغ انسانی رسیده.@ بالغ که شد بلوغ کشش به معشوق میاورد همانطور که در بخش حیوانی اگر یک کسی بالغ شد به جنس مخالف گرایش پیدا میکند در بخش انسانی هم اگر بلوغ حاصل بشود شخص به الله گرایش پیدا میکند.@ یعنی محبت خداوند به طور اختصاصی و ویژه در دلش میافتد محبت اهل بیت به طور اختصاصی و ویژه در دلش میافتد و این محبت شدت پیدا میکند تا به آن حقیقت خودش یعنی مودت میرسد و محبت جهاد هم همینطور حبّ جهاد هم در دلش میاید کما اینکه مقام معظم رهبری فرمودند ملت ما عاشق مبارزه با صهیونیسم هستند به جهاد عشق میورزند که پیامبر فرمود تفریح امت من جهاد هست.@ این کششها این حالتهای قلبی تعیینکننده میزان رشد یک شخص سیر یک شخص و مقصد یک شخص هست(وَ حُبَّ مَن یُحِبُّک) خدایا من کسانی را دوست داشته باشم که آنها هم تو را دوست دارند محبت تو را دارند انسان در قرآن چندین آیه داریم که مؤمنین حقیقی که خداوند اسم حزب الله را روی آنها میگذارد.@ در سوره مجادله آخر سوره مجادله به عنوان حزب الله معرفی شدند جزء حزب خدا هستند که واقعاً هم سخت است بشود به کسی گفت حزب اللهی، جزء حزب خدا باشد میگوید اینها هرگز نزدیکترین کسانشان را حتی پدر مادر همسران و فرزندانشان را اگر با راه خدا هماهنگ نباشند دوست ندارند و مودت آنها را به دل نمیگیرند.@ ممکن است انسان محبت بکند ولی مودت ندارد ممکن است انسان رحمت رحمانیه داشته باشد ولو به دشمنان اما اختصاصی ندارد شخصی که انسان هست مؤمن هست حزب اللهی هست به درجه رفیع حزب الله رسیده و روز قیامت یک شخصی را محشور بکنند بگویند این از حزب الله هست این از حزب محمد و آل محمد هست خیلی این مقام رفیع است.@ ولی قرآن علامت حزب الله را که در سوره مجادله میگوید میفرماید اینها هرگز کسی را بر خدا ترجیح نمیدهند هیچ کس را، دوست داشتنشان نسبت به افراد تابع عشقشان به الله است یک موقع میبینید نزدیکترین کسانشان را در دعای دوم صحیفه سجادیه امام سجاد(ع) در وصف پیامبر(ص) میفرماید خدایا به خاطر تو نزدیکان خودش را از خود دور کرد و دورها را به خودش نزدیک کرد.@ لذا غریبهها به پیغمبر نزدیکتر شدند تا نزدیکانش، خیلی از نزدیکان حتی همسران پیامبر بیشتر آنها از حضرت دور بودند و غریبهها به حضرت نزدیک بودند علی(ع) در نهجالبلاغه میفرماید ما به خاطر خداوند به روی پدران و برادران و خانواده خود شمشیر کشیدیم به روی نزدیکان خودمان شمشیر کشیدیم.@ مؤمن اینگونه است که یک عشق دارد و بس و هر چیزی را تابع آن عشق میکند تمام انتخاباتش و تمام ارتباطاتش و تمام رفتارهایش و چینشهای فکریش تابع عشق به خداوند تبارک و تعالی است هر کسی و هر چیزی را دوست دارد با مقیاس عشق به حق تعالی آن را میسنجد.@ یک مسافرت میخواهد برود یک خرید میخواهد بکند یک آدمی را میخواهد به او علاقمند بشود به او نزدیک بشود یک ازدواج میخواهد بکند یک رشته تحصیلی میخواهد انتخاب بکند یک دوست میخواهد انتخاب بکند یک معلم میخواهد انتخاب بکند کتاب میخواهد بخواند کلاسی میخواهد برود همه چیزش تابع عشق به الله هست.@ این عشق به الله هست که روی تمام انتخابها و ارتباطات و رفتارها و چینشهای فکری او تأثیرگذار هست برای او اصل هست(وَ حُبَّ مَن یُحِبُّک) او را من دوست داشتم.@ خدا رحمت کند امام(س) ایشان یک موقعی میرفت پشت سر یک عالمی در قم نماز میخواند به او میگفتند اینکه شما پشت او نماز میخوانید خیلی با شما بد است پشت سر شما خیلی بدگویی میکند اصلاً با شما خوب نیست ایشان فرمود که عیبی ندارد آن بنده خدا به خاطر خدا با من دشمن است واقعاً فکر میکند من آدم بدی هستم اینطوری فکر میکند.@ آدم بدی نیست چون فکر میکند من با دین مشکلی داریم متدین نیستم با من مخالفت میکند از روی درد دینش دارد با من مخالفت میکند میبینید که امام هیچ وقت کینهای از آن آقا به دل نمیگرفت و پشت سرش هم نماز میخواند به عنوان یک عادل.@ ولی ما اگر بهترین آدمها یک موقعی راجع به ما چیزی بگویند معلممان استادمان یک موقعی چیزی به ما بگوید معلوم نیست که از فردا بتوانیم با همان نگاه به او نگاه بکنیم چون در واقع تابع عشق به خودمان هستیم نه عشق به الله، روی همین حساب هست که حضرت میفرماید هر چقدر ایمان شخص افزایش پیدا میکند عشقش به همسرش زیادتر میشود.@ چون شخص هیچ وقت به زنش به عنوان اینکه چقدر برای من مفید است چقدر با من هماهنگ است نگاه نمیکند چون این یک خودپرستی شرک است او به شخصیت این زن جایگاه این زن زحمات این زن فداکاریهای این زن نقش این زن نگاه میکند و بالعکس نسبت به شوهر هم همینطور.@ برای همین وقتی که الهی نگاه میکند با تابعیت عشق خدا نگاه میکند میبیند که همسرش خیلی دوست داشتنیتر از آن موقعی هست که به عنوان یک زن یا یک جنس نگاه میشود آن موقع همسرش بسیار دوست داشتنیتر از آن موقعی هست که به عنوان یک شوهر یک جنس نگاه میشود.@ به خواهر و برادرانش به گونه دیگری نگاه میکند به مردم به گونه دیگری نگاه میکند یک طور دیگری نسبت به شیعیان عشق میورزد در خیابان که میرود به مردم به عنوان مردم نگاه نمیکند آدمهایی که اطراف ما هستند اینطوری نگاه نمیکند.@ اینقدر این نگاه دقیق میشود که حضرت فرمود(هو انت) به جایی میرسد که او دیگران را مانند خودش دوست دارد و میبیند و از این بالاتر(هو رسول الله) حضرت فرمود فرستاده خدا میداند انسان را و از آن بالاتر(هو الله) با هر انسانی طرف هست به عشق الله به حرمت الله نگاه میکند و میداند با هر کس که طرف بشود با الله طرف است.@ لذا این شخص امکان ندارد در خانواده ظلم بکند به همسرش، امکان ندارد بداخلاقی بکند امکان ندارد در خانواده بدجنسی بکند امکان ندارد همسرش را فریب بدهد امکان ندارد بخواهد مسابقهای بگذارد با همسرش، رقابتی بکند امکان ندارد با کسی به پوز زدن رو کم کردن بیفتد.@ شما روی کسی را کم کردی روی خودت را کم کردی شما یک کسی را زدی خودت زمین میخوری آبروی کسی را بردی آبروی خودت میریزد سر کسی کلاه بگذاری سر خودت کلاه گذاشتی او میداند با هر انسانی نه انسان با هر گیاهی با هر حیوانی و حتی جمادات هم که طرف هست همه ظهورات الله هستند با الله طرف هست(فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ).@ آن به فرزندش از آن جهت که فرزندش هست نگاه نمیکند به فرزندش یک عشق وافری دارد بیش از عشق یک پدر چون وقتی میگوییم پدر به فرزند یعنی حیوان به حیوان، پدری و مادری همسری شئونات حیوانی ما هستند.@ ولی او وقتی به بچهاش نگاه میکند به عنوان بنده خدا که یک مؤمن میتواند باشد که(اَعظَمُ حُرمَۀً مِنَ الکَعبَه) از کعبه هم بالاتر هست نگاه میکند به همسرش همینطوری نگاه میکند به فرزندش به آن حرمت احترام میگذارد به مردمی که آنها را میبیند به شیعیانی که میبیند.@ او دیگر الان فرقی نمیکند که وقتی در شلوغی حرم برای نماز جا نیست فشار بدهد یک کسی را اذیت بدهد از جایش بلند بکند که میخواهد خودش نماز بخواند یا میخواهد برود زیارت بکند وقتی میبیند همه شیعیان همه نفسهای او هستند دارند زیارت میکنند.@ اصلاً کسی را اذیت نمیکند این جمعیت را فشار نمیدهد که برود جلو دستش به ضریح بخورد میگوید همه اینها من هستم که اینجا هستند آنها ببوسند انگار من بوسیدم و حضرت هم میپذیرد این بوسه را شما اگر از لب کسی سفارش بوسه دادید به حضرت حضرت آن بوسه را میپذیرد.@ شما اگر از آغوش کسی سفارش بغل کردن خداوند در آغوش کشیدن خداوند و در آغوش کشیدن معصومین را دادید حضرات آن آغوش را از شما میپذیرند چطور همه با هم میگوییم(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) ما همه یک نفر هستیم و این به نیت شما است.@ شما وقتی میگویی خوش به حالش که ضریح را بوسید بوسه برای شما حساب است خوش به حالش که ضریح را در آغوش کشید عشق الهی است برای شما هم حساب است خوش به حالش رفت مشهد و رفت کربلا تو هم رفتی و خوش به حالش در رکاب حضرت بود تو هم هستی.@ امیرالمؤمنین(ع) داشت میجنگید عرض کرد یا امیرالمؤمنین جای برادرم خالی است حضرت فرمود چطور؟ عرض کرد خیلی دوست داشت در رکاب شما باشد ولی نتوانست حضرت فرمود برادر تو که هیچی اگر در قیامت هم کسانی بیایند که آرزو میکردند که در رکاب ما بودند خداوند ثواب جنگیدن در رکاب ما را به او خواهد داد.@ دل تعیینکننده است وقتی صدق در آن باشد اگر خدا این صدق را در دل بیابد درست میشود لذا یک کسی حسادت نمیکند چرا باجناق من چهار دفعه کربلا رفته من یکبار هم نرفتم او چرا پنجاه دفعه حج رفته من نرفتم حسادت معنا ندارد احمقانهترین کارها حسادت هست.@ توفیقات معنوی دیگران را دوست داشته باش خدا همان ثواب را به تو هم میدهد اگر واقعاً تو راست میگویی و صادق هستی بگو خدا را شکر برادرم، خدا را شکر باجناقم، خدا را شکر جاریم، خدا را شکر مادرزنم، خدا را شکر مادرشوهرم، خدا را شکر فلان کس مکه رفت الحمد لله که رفتید الحمد لله که موفق به زیارت شدید.@ خدا را شکر که خواب خوب دید خدا به شما خواهد داد خدا را شکر با اینکه خدا به من بچه نداده ولی به شما بچه زیاد داده آنها بچههای تو میشوند اگر(هو انت) را کسی بفهمد و رمز(اَنفُسُکُم فِی النُفُوس) این را اگر کسی رمزش را بفهمد دیگر خیلی آرام است با کسی کلکل ندارد با کسی رقابت ندارد با کسی حسادت ندارد از کسی نمیخواهد جلو بزند.@ دیگر خندهدار است که بخواهد با یک آدم درگیر بشود میخواهی به چه چیزی برسی دلت را صاف کن به همان چیزی که او رسیده میرسی اگر او توفیق عبادت دارد تو هم دلت را صاف کن در همان عبادت شریک هستی.@ برای چی حسادت کسی را میکنی که توفیقات عبادی دارد توفیقات اجتماعی دارد توفیقات سیاسی دارد مردم او را دوست دارند هزار برابر بیشتر از تو الحمد لله که مردم او را دوست دارند و هزار برابر بیشتر از من، الحمد لله که یک برادر یا خواهر من موفقتر از من دارد در جبهه معشوق من عمل میکند و برای پدر آسمانی ما تلاش میکند.@ من به چه طلبهای حسادت بکنم من به چه عالمی حسادت بکنم من به چه آدم موفقی حسادت بکنم حسادت ناشی از کوری است ناشی از بیمعرفتی است ناشی از نفهمی است ناشی از وارونه دیدن اشیاء است وقتی ما اشیاء را درست نمیبینیم باعث میشود این همه مریض بشویم و انواع تکبرها و بدبینیها و حسادتها و نخوتها و رقابتها در وجود ما ریشه بدواند.@ باعث میشود ما کسل و بیحوصله و غمگین بشویم و نشاط ایمانی و شادابی ایمان از دلهای ما میرود همین وارونه دیدن اشتباه دیدن، برای همین یکی از مهمترین دعاها که در دعای مناجات شعبانیه آمده این هست(اَللّهمَّ اَرِنِ الاَشیاءَ کَما هی) خدایا همه اشیاء را همانطور که هستند ببینم.@ اگر یک کسی(هو أنت) را ندید همیشه وارونه است بعد از اینکه در برزخ میرود میفهمد که داشته سالها با خودش مبارزه میکرده به اسم کینه با دیگران داشته خودش را آزار میداده بعضی از شکنجههای جهنم نشان میدهد که افراد آنجا زبانهای خودشان را گاز میگیرند دیدید آدم یک لحظه زبان خودش را گاز میگیرد چقدر درد دارد.@ میبیند این شخص سالها با خودش درگیر بوده فکر میکرده با همسایه است فکر میکرده با همسر است فکر میکرده با جاری و باجناق است فکر میکرده با عروس و مادرشوهر و داماد و باجناق هست در حالی که تمامش با خودش بوده جنگ با خودش هست.@ اینکه حضرت فرمود بداخلاقی اولین کسی را که صدمه میزند خود فرد عصبانی خود فرد پرخاشگر بیشتر از هر کس دیگری آسیب میبیند لذا مسئله حبّ خدا ساده نیست مسئله حبّ خدا یک اکسیر است که اگر سراغ کسی آمد همه مریضیهایش یک جا درمان میشود.@ شما در بعضی از کتابهای اخلاقی داری شخص مثلاً 20 سال طول کشیده فلان حسادتش را پاک کند بعد 15 سال 25 سال طول کشیده فلان کس فلان مریضیش را خوب بکند این روش یکی از غلطترین روشها است روش درست این هست که انسان حبّ خدا را در خودش ایجاد بکند.@ (ذِکرُ الله دَواءُ اَعلالِ النُفُوس) یاد خدا وقتی که عاشقانه است دواء تمام مریضیهای نفس است عشق به الله وقتی میاید انسان میفهمد بالاتر از الله هیچی در دستش نیست.@ خدا رحمت کند مرحوم شیخ عباس قمی(ره) مرد بسیار بسیار بزرگی بود که ایشان میگفت من در دوران طلبگی روزهایی را میآمدم خانه سر به مادرم میزدم مادرم چون به من خیلی علاقه داشت آن روز غذای مورد علاقه من را درست میکرد.@ گفت یک موقعی مشغول نماز شدم آنقدر لذت نماز برای من زیاد بود که وقتی من را صدا میکردند که بروم آن غذای خوشمزه را بخورم وقتی از یک لذت بالاتر بخواهند یک کسی را بکشانند به یک لذت حسی و خیالی و وهمی ببینید چقدر برایش سخت است میگفت انگار که داشتم کاه میخوردم مزهای دیگر احساس نمیکردم.@ این کجا تا آن که وقتی سر نماز بوی غذا به او میخورد یادش میرود چند رکعت نماز دارد میخواند و به شکیات باید مراجعه بکند آن کجا کسی که سر نماز مسابقات فوتبال را هم تعقیب میکند فیلم سینمایی را هم تعقیب میکند و سر نماز هزار جای دیگر هم هست.@ حبّ الله اگر آمد ره صد ساله یک شبه طی میشود این چیزی که شما در رزمندگان دیدید که امام فرمود ره صد ساله را یک شبه طی کردند رمزش فقط همین بود عشق به الله این شوخی نیست. من بارها عرض کردم خواهش میکنم حتماً عزیزان الان دو ماه آخر سال هست حتماً در پایان اسفند ماه یا اوائل عید یک وقتی بگذارید با خانوادههایتان اگر نرفتید بروید.@ حتماً چند روزی را بروید به زیارت مناطق جنگی آنجا روح همه شهدا حضور دارد آنجا همه مریضیها خوب میشود آنجا همان قدرتی که آنها ره صد ساله را یک شبه طی کردند هنوز در آن منطقه گذاشتند اگر برود سالها جلو میافتد اگر پیام آنها را خوب بگیرد.@ چون جهاد یکی از سه معشوق اصلی انسان هست الله اهل بیت و جهاد، شما وقتی آنجا میروید هم عاشق جهاد هستید هم عاشق اهل بیت هستید و هم عاشق الله هستید حتماً بروید این را کوتاهی نکنید انشاالله وقت بگذارید حب الله اکسیر عظیمی هست که اگر بیاید در دل یک نفر کانون شادی و انفجار آرامش در وجود خودش را کامل احساس میکند میفهمد که چه اتفاقی برایش افتاده.@ حب الله معشوقی هست که دل انسان را همیشه تازه نگه میدارد حب الله معجونی و اکسیری هست که هیچ کدام از غمهای دنیا نمیتواند غلبه بکند به شادی انسان و آرامش انسان با وجود آن، هیچ کدام از اضطرابهای دنیا نمیتواند شخص را بلرزاند حب الله اگر آمد فقدانها آسیبها و مصائب دنیا به اندازه لذتهای دنیا برای انسان شیرین میشود که فرمود(و ما رأیت الا جمیلا).@ اگر حب الله در دل انسان بیاید انسان همیشه تازه و جوان است اگر محبت خداوند تبارک و تعالی نصیب ما بشود در دلمان بیاید باید همیشه بخواهیم مثل رسول خدا که میخواست قدرت یک شخص فوقالعاده زیاد خواهد شد.@ شما زندگینامه فرماندهان دفاع مقدس بسیجیان آنجا رزمندگان آنجا را بخوانید اعم از بسیجی و ارتشی و سپاهی بروید بخوانید ببینید اینها به چه مقامی رسیدند اینها چطوری بودند چقدر قدرت روحی زیادی داشتند چطوری این همه قدرت روح آنها بدست آورده آزادگان عزیز را بروید زندگینامهشان را بخوانید چطوری اینها توانستند به این همه قدرت و شرافت دست پیدا بکنند.@ یک رمز داشت و آن هم عشق به الله محبت خداوند تبارک و تعالی این را دست کم نگیریم لذا سیدالشهدا یک جملهای دارد که آدم وقتی این جمله را میبیند باید فقط در سر خودش بزند(خَسِرَت صَفقَۀُ عَبدٍ لَم تَجعَل لَهُ مِن حُبِّکَ نَصیباً) در دعای عرفه داریم تجارت و معامله بندهای که از محبت تو هیچ سهمی ندارد خاسر است.@ یعنی انسان باخته اگر که به محبت الله نیفتد موقع مردن این ملاک آدمیت انسان هست وقتی میگوییم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیا است سهم یک جنین وقتی از رحم مادر به دنیا میاید جنین سالم بدن سالم است و سهم یک انسان وقتی از رحم دنیا وارد برزخ میشود میزان عشقش به الله است.@ شما ببینید این شخص میخواهد از دنیا برود تمام وجود این عشق به خدا است آتش عشق به خدا در وجود این شعلهور هست این با این عشق وارد برزخ بشود ببینید این شخص چه عظمتی دارد این دیگر از مرگ نمیترسد این دیگر از سرطان ناراحت نمیشود این از این خبرهای بد اینطوری اصلاً نمیترسد.@ این شعلهور با اشتیاق وارد عروسی خودش میشود(اَلموت عُرسُ المُؤمِن) عروسی مؤمن است یعنی همانطور که در شب عروسیش آن همه شادی دارد برای یک کمال حیوانی در شب وفاتش هم زفافش هست با الله، عشق به الله، این دیگر چه ترسی دارد چه اضطرابی دارد این شخص وقتی که این محبت وجودش را گرفته.@ ما در نظام طبیعی به آدمها که نگاه میکنیم میگوییم این آدم حسابی است آدم بزرگ است این آدم موفقی است این آدم ضعیفی است این آدم شکستخوردهای است براساس چه ملاکهایی اینها را میگوییم؟.@ وقتی که نگاه میکنیم میبینیم که ملاکهایمان براساس یا کمالات عقلی است که این چقدر سواد دارد معلوم نیست این به دردش بخورد یا نه واقعاً سواددار بودن ملاک خوشبختی یک کس نیست چقدر سواد دارد چقدر مدرک تحصیلیش بالاست.@ چقدر درس خوانده یا چقدر پول دارد خانهاش کجاست چه خانهای دارد ازدواج کرده یا نکرده بچه دارد یا ندارد اتومبیلش چیست خانهاش چیست خانهاش کجاست وسائل خانهاش چیست اینها ملاکهایی هست که ما با آن آدمها را میسنجیم.@ ولی فرشتگان الله اهل بیت وقتی یک کسی میاید به داراییش نگاه میکنند داراییش هم در قلب اوست(إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) یعنی هیچ چیز به درد نمیخورد مگر فقط یک چیز اینکه قلب سالم ببری قلب سالم فرمود(اَلسَلیمُ اَلَّذی یَلقی رَبَّهُ وَ لَیسَ فیهِ اَحَدٌ سِواه) قلب سالم قلبی است که جز خدا در آن نیست یعنی چی جز خدا در آن نیست.@ یعنی زن و فرزندش را دوست ندارد مال را دوست ندارد دنیا را دوست ندارد چرا همه اینها را دوست دارد اما همه اینها را به عشق الله دوست دارد اتفاقاً بیشتر از کسی که دنیادوست هست یک مؤمن از دنیا لذت میبرد مؤمن لذتش در دنیا حتی برای لذات طبیعی بالاتر از یک کافر است.@ لذتی که یک مؤمن از خوردن از دیدن یک گُل از تفریح از نعمتهای مادی میبرد کافر نمیبرد چون کافر اساساً با کانون آرامش قطع رابطه دارد ارتباطش با دنیا هم زجرآور است لذا قرآن میفرماید ما لذتهای دنیا را برای مؤمنین قرار دادیم(قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا) این لذتها مال مؤمن است و از این لذتها استفاده میکند او خندهاش خنده است به معنای واقعی.@ خدا شاهد است ما هیچ وقت ندیدیم لطیفههایی به نورانیت لطیفههایی که در جبهه تولید میشد الان هم که شما میگویید و با آن میخندید میبینید برایتان باز نورانیت میآورد آنها در اوج سرمستی شوخی میکردند و لطیفه میساختند از بس سرمست و آرام بودند آن همه لطیفهها و تکههای زیبا از آنها صادر شد.@ شما کجا سراغ دارید به اندازهای که در این هشت سال دفاع مقدس این همه تولید شما نکات لطیف و لطیفه که خندیدن با آن قلب را قسی نمیکند از شدت شادی ارتباط با حق تعالی وقتی شوخی هم با هم میکردند سرمست بود مثل اصحاب عاشورا که شب عاشورا با هم شوخی میکردند و این شوخیها قساوت نمیاورد نورانیت میاورد.@ این در مورد آدمها که خیلی حرف دارد من چون میخواهم به مناسبت بحث غفلت بگویم که ما فاصله خودمان را با غفلت و حبّ خدا بسنجیم چون کلاس ما موضوع اصلیش انسانشناسی است یعنی ما باید خودمان را در این کلاس با این آینهها شناسایی بکنیم میزان رشد خودمان را شناسایی بکنیم.@ اما در مورد عملها(وَ العَمَلَ الَّذی یُبَلِغُنی حُبَّک) خدایا محبت عملی را که من را به محبت تو میرساند روزی من بکن همه شما این را میفهمید یک کسی میخواهد پیش پدرش عزیز باشد فکر میکند که پدرم چه کاری را دوست دارد من آن کار را انجام بدهم پیش پدرم عزیز بشوم.@ یک کسی برادرش را خواهرش را همسرش را دوست دارد میگوید من چکار کنم همسرم به من عشق بورزد دلش را شاد بکنم و به دست بیاورم یک کسی میخواهد استادش را شاد بکند یک کسی میخواهد برادرش را شاد بکنم یک کسی میخواهد رئیسش را شاد بکند.@ میرود دست میگذارد روی چیزی که میداند طرف مقابل روی آن به آن علاقمند هست و او را شاد میکند این حرف که یک کسی بیاید اینقدر زیرک باشد که فکر بکند من چطوری دل خدا را به دست بیاورم نقشه داشته باشد من چکار کنم که این از من راضی باشد خدا از من راضی باشد.@ چطور شخص میگوید اگر من بتوانم یک خانه بخرم چقدر زن و فرزندانم خوشحال میشوم من اگر یک ماشین بخرم چقدر اینها خوشحال میشوند پیش خانوادهام چقدر عزیز میشوم من اگر بتوانم یک النگو بخرم برای زنم یک گردنبند بخرم بتوانم فلان چیز را برای فرزندم بگیرم چقدر عزیز میشوم.@ این تا حالا به فکر ما افتاده که بخواهیم خدا را شکار بکنیم البته که ما نمیتوانیم خدا را شکار بکنیم ما شکار خدا میشویم یعنی ما صید خدا میشویم اگر یک کسی درست عمل بکند صید خدا میشود اهل بیت او را شکار میکنند اگر کسی شکار آنها بشود که خیلی عالی است.@ خوش به حال کسی که صیادش امیرالمؤمنین باشد خوش به حال کسی که صیادش فاطمه زهرا باشد خوش به حال کسی که صیادش سیدالشهدا باشد خوش به حال کسی که صیادش امام زمان باشد امام زمان او را صید بکند محبت حضرت دلتنگی برای حضرت دعا برای حضرت تلاش برای حضرت جهاد برای حضرت وقف شدن برای حضرت خرج کردن برای حضرت.@ یک کسی پول دارد در این فکر هست که من این پول را کجا هزینه کنم چه کسی خوشحال بشود یک کسی ثروت دارد میگوید من این ثروت را چطوری هزینه بکنم الله، امام زمان بیشتر خوشحال بشوند این پول را چطوری خرجش بکنم چطوری با این پول میتوانم دل امام زمان را شاد بکنم چطوری با درسم چطوری با کارم.@ یکی آمد خدمت پیغمبر عرض کرد یا رسول الله من چطوری میتوانم خدا را بخندانم این خیلی آدم بزرگی است که هوس خنداندن خدا به سرش زده خدا اضحک و ابکی است اما ضاحک و باکی نیست برای همین در روایت داریم بعضی جاها خدا میخندند برای اینکه به ما معقول و محسوس را نزدیک بکنند اینطوری گفتند.@ الان میخواهم بجنگم وسط جهاد وسط معرکه میگوید یا رسول الله من الان چکار بکنم که خدا در این وضعیت از دست من خندهاش بگیرد این خیلی آدم مست و عاشقی بوده بالاخره ما داریم میرویم کشته بشویم داریم میرویم جهاد بکنیم حالا چکار کنیم این وسط که خدا دارد ما را میبیند مادرمان فاطمه زهرا دارد ما را میبیند آقا امام زمان که دارد ما را میبیند از ما خندهشان بگیرد.@ دیدید یک موقعی پدر مادر کسی نامزد کسی دوست کسی میرود مسابقات او را میبیند تلویزیون یا یک ورزشی هست یا یک مسابقات علمی است یا یک کنکور است یا دفاع از یک پایاننامه است اطرافیانش میروند آنجا تشویقش میکنند برایش دست میزنند چقدر هم این کار برایش عزیز است.@ خدا شاهد است بچهها در جبهه من بارها از آنها شنیدم در عملیات که وقتی میخواستند بدوند در میدان مین وقتی دست به یقه میشدند که کدامشان زودتر کشته بشوند وقتی سر شهادت رقابت داشتند واقعاً میدیدند که دارند نگاهشان میکنند و هر کس میخواست خودش را برای اهل بیت لوس بکند که من عاشقتر هستم.@ در شیوههای شهادتشان هم یک چیزهایی را انتخاب میکردند که خیلی عجیب و غریب بود شیوههای شهادتشان خیلی عاشقانه بود خدایا من دوست دارم اینطوری شهید بشوم خیلی من دیدم وقتی شخص میگفت خدایا من دوست اینطوری شهید بشوم همانطوری هم میشد.@ اینقدر هم این خدا رفیق است چون یکی از اسماء خدا رفیق است خیلی رفیق است اگر کسی با او رفیق بشود و انسان خیلی خوب است برای حب الله این چند ذکر را زیاد بگوید به همین نیت یکی یا حبیب و یکی یا رفیق که خدا با او رفیق بشود کاش خدا بپذیرد با ما رفیق بشود خدا میگوید این دوست من است(اَللّهُمَّ اِجعَلنی مِن جُندِک حِزبِک مِن اَولیائِک) دوست خدا.@ پیامبر فرمود اگر میخواهی خدا بخندد لخت بشو برو زرهات را در بیاور همینطوری برو این یعنی رقص یعنی شکوه یعنی عشقبازی یعنی بدنم را آماده کردم برای تیر و نیزههای شما که ببرد به عشق الله.@ لذا اصحاب عاشورا اینقدر مست بودند که امام باقر(ع) فرمود(لَم یَجِدُوا اَلَمَ الحَدید) اینها اصلاً در راه خدا دردی احساس نمیکردند چقدر خوب است ما در زندگی وقتی مصیبتی پیش میاید به عشق الله آن را حس نکنیم.@ فرمود اگر کسی روی زانویش زد اجرش را از دست میدهد حالا گرانی هست یک بدهکاری هست یک ورشکستگی هست یک سرطانی اتفاق افتاده یک طلاقی اتفاق افتاده چهار نفر چهار تا فحش به ما دادند چهار نفر غیبت ما را کردند چهار نفر ما را اذیت کردند یک کسی که عاشق خداست اینها برایش شربت میشود آزار همسر آزار پدر مادر به عشق الله برایش یک شربت میشود(و ما رأیت الا جمیلا) برایش زیبا میشود.@ فقط این شمشیر نیست که آدم به عشق الله شمشیر بخورد چهار نفر هم ممکن است حرف بیربط به آدم بزنند یک کسی که با خداست با خدا آرام است دلش با خدا آرام است این چهار تا حرف تند را فامیلهای زنم اینطوری گفتند من دیگر از آنها کینه دارم فامیلهای شوهرم اینطوری گفتند با آنها مشکل دارم.@ مادرشوهرم اینطوری گفت من دیگر نمیتوانم با او کنار بیایم مادرزنم اینطوری گفت نمیتوانم کنار بیایم اگر خدا ما را در معرض اینطور خطابها اینطور حرف شنیدنها قرار داده برای این هست که میخواهد بداند تو با عشق او چقدر سرشار هستی که اینطور چیزها را نمیبینی.@ یک کسی که با داشتن الله اینطور چیزها را میبیند یعنی عشق در دلش نیست یعنی معشوقی ندارد حالا عصبانی میشود و ناراحت میشود خودش را بدبخت میداند خودش را بیچاره میداند غصه میخورد ناراحتی اعصاب سراغش میاید باید مشاوره برود باید روانپزشک برود باید برود مسکن بخورد.@ اصلاً خدا همیشه این ناکامیهای بخشهای حیوانی را ایجاد میکند در بخشهای جمادی گیاهی حیوانی و حتی ناکامیهای علمی را ایجاد میکند ببیند تو آنقدر خدا را داری که با وجود او دیگر با از دست دادنها و فقدانها ناراحت نشوی یا نه.@

اینقدر با عشق امام زمان سرشار هستی اینقدر از اینکه در حزب امام زمان هستی سرباز امام زمان هستی شاد هستی که بقیه چیزها را نبینی یا نه ادعا میکنی خیلی آدم مذهبی و مؤمنی هستی ولی سر سفره ناراحت هستی در مهمانیها ناراحت هستی برای جلسه ناراحت هستی وقتی کسی یک حرفی میزند غصه میخوری.@ این حق نیست که پیامبر بگوید(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) کسی که گریه میکند برای دنیا، دنیا میتواند او را تحقیر بکند جهنمی است، بله، یعنی تو الله به این بزرگی نبود که او را دوست داشته باشی عاشقش باشی اهل بیت بودند خیلی چیزهای دیگر بود که میتوانستی با اینها سرمست باشی.@ چهار تا اذیت دنیا را نبینی مشکلات دنیا اذیتت نکند تو را به دعوا نیندازد به اختلاف نیندازد به کشمکش و قیل و قال تو را نکشد با پدر و مادرت مشکل داری با همسرت مشکل داری با خانواده همسرت مشکل داری با خودت مشکل داری با فرزندت مشکل داری چه خبر است.@ یعنی یک دلخوشی در دل تو نیست که به خاطر این دلخوشی و سرمستی اصلاً اینطور چیزها را نبینی بگذاری و بگذری حرف نزنی غر نزنی نق نزنی مراء نکنی یعنی هیچ عشق نیست تو هیچ طراوتی نداری که اینقدر اعصابت خورد است اگر فرمود قرآن شراب مؤمن است به عشق اینکه من دارم نامه معشوقم را میخوانم شراب مؤمن است.@ چطور پیامک یک آدمی که خیلی دوستش داری وقتی به تو میرسد خیلی خوشحالت میکند چطور صبح تا غروب منتظر هستی دو تا پیامک به تو بدهد چطور نامه الله دست تو هست نامه بیپایان خدا ولی رغبتی به خواندنش نداری.@ ولی به کتابهای دیگر و درسهای دیگر و مطالب دیگر رغبت داری ولی به نامه خدا هیچ رغبتی نداری یکبار شده از اول تا آخر یکبار بخوانی ببینی چه چیزی به تو میگوید یکبار از اول بخوانی با یک ترجمه روان ببین این نامه چه میگوید هزار تا کتاب رمان و فیلم وقت گذاشتی سریال وقت گذاشتی افسانه وقت گذاشتی کارتون دیدی کتابهای درسی و دانشگاهی کتابهای حوزوی این همه کتاب خواندی.@ یکبار شد بنشینیم قرآن را بخوانیم ببینیم این عزیز من معشوق من اله من مگر اله من نیست به من چه میگوید چطوری با من حرف میزند از من چه چیزی میخواهد منطق این معشوق من چیست معشوق من چطوری افکار و اندیشهها را چینش میکند آشنا هستیم یا معصومین به منطقشان آشنا هستیم که چه چیزهایی هست.@ خیلی فرق میکند انسان اعمال را اینکه بگوید خدا گفته باید انجام بدهیم حج است دیگر باید برویم نماز است باید بخوانیم حجاب است باید رعایتش بکنیم سخت هم هست ولی چکار کنیم خدا گفته خیلی فرق است بین کسی که عمل را اینطوری نگاه میکند یا اینکه به عمل بگوید(وَ العَمَلَ الَّذی یُبَلِّغُنی اِلا حُبِّک) این کار الله را از من شاد میکند خدا با این کار از من خشنود میشود.@ یک راه ساده برای شما بگویم میخواهید هر وقت خدا را شاد بکنید از خودتان خشنود بکنید هر ساعتی از شب و روز در رختخواب در هر جا که هستید مسافرت ایستاده خوابیده در هر حالتی که خدا خیلی خشنود میشود به همین نیت هم بفرستید نه به نیت چیز دیگری، حتی ثواب هم نه.@ بگویید خدایا من میخواهم این کار را بکنم که تو از من خشنود بشوی یکی از بهترین عمل صلوات بر محمد و آل محمد هست هر چقدر این صلوات توأم با معرفت و دلدادگی و عشق و احساس همگروهی با اهل بیت تعصب حزبی تعصب گروهی نسبت به خاندان اهل بیت باشد اتفاقات خیلی بزرگی در نظام برزخی انسان میافتد.@ یک صلوات با معرفت یک کسی که میفهمد دارد چه میگوید خدا حفظ بکند حضرت علامه را که فرمودند خدایا حق محمد و آل محمد بر ما عظیم است(اللهم صل علی محمد و آل محمد) اگر یک کسی دنبال حب خدا باشد حب الله برایش موضوعیت داشته باشد در طول روز میبیند کدام کار را خدا بیشتر دوست دارد کارهای خوب زیاد به انسان عرضه میشود.@ ولی این آدم خیلی وقت و عمرش را درست صرف میکند میگوید خدا از بین این همه کارهای خوب الان دوست دارد من کدام کار را انجام بدهم که برای من بهتر هست از بین خرجهای مستحبی زیاد هست که همه مستحب و خوب هستند اما کدام خزینه را من بکنم کجا هزینه بکنم که خدا بیشتر خوشش بیاید.@ پولم را صرف چه کاری بکنم وقتم را صرف چه کاری بکنم چه اعمالی را انجام بدهم الان از بین این دعاهایی که میخواهم بخوانم که به خدا نزدیکتر باشم و هر چیز دیگری به چه کسی محبت بکنم به چه کسی کمک بکنم میبینید که خیلی راهها باز میشود اینها سرفصل است من باز کردم فقط توضیح دادم والا اینها هر کدامش کار میبرد.@ (اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ حُبَّک وَ حُبَّ مَن یُحِبُّک وَ العَمَلَ الَّذی یُبَلِّغُنی اِلا حُبِّک) این چند تا سرفصل را خیلی دقت بکنید. (اَللّهُمَّ اجعَل حُبَّکَ اَحَبَّ اِلَیَّ مِن نَفسی) خدایا محبت خودت را از جان خودم شیرینترش بکن در نزد من که راحت بتوانم از جانم و تعلقاتش بگذرم به عشق تو از تعلقات بخشهای دیگرم راحت بتوانم به عشق تو بگذرم.@ امام سجاد خیلی زیباست چند تا تکه دارد در این صحیفه جامعه غیر این صحیفههای معمولی هست آنجا جملات خیلی قشنگی دارد(عَبدُکَ بِفِداک سائِلُکَ بِفِنائِک) بندهات فدایت بشود چطور یک کسی را که خیلی دوست دارید میگویید قربانت بروم فدایت بشوم آدم با خدا اینطوری حرف بزند قربان خدا بروم فدای خدا بشوم خدا هزار تا جان به من بدهد همه را فدایش میکنم.@ خدا مالم را زیادتر بکند که به پایش بریزم خدا علمم را بیشتر بکند که پایش بریزم خدا آبرویم را بیشتر بکند که پایش بریزم پای خدا بریز وقتی تو به زیارت اهل بیت میروی میگویی(بابی انتم و امی و نفسی و اهلی و مالی) پدرم مادرم جانم همه کس من مالم فدای شما بشود.@ بعد که میاید در زندگی میبینی ترتیب کار اقتصادیش خرج کردنش این خمس نمیدهد بعد به دروغ میگوید(بابی انتم و امی و نفسی و اهلی و مالی) تو اول خمسات را بده خمس که واجب است هیچی، بعضیها واجبشان را انجام نمیدهد زکات نمیدهند خمس نمیدهند کشاورز است زکات نمیدهد منع میکند چقدر ذخیره دارند منع میکنند.@ یک حج واجب را به عشق خدا نمیرود پول دارد نمیرود آن هیچی این که واقعاً معلوم است چه وضعیتی هست نه، خمس و زکاتت را دادی وقتی میگویی(بابی انت و امی) پدر مادرم فدای تو بشود ببین در میان وقتگذاریهایت ببین برای چه کسی بیشتر وقت میگذاری در بین هزینههایی که کردی چطوری هزینه کردی چقدر از مالت برای خدا تا به حال صرف شده.@ پولی عاشقانه پای خدا ریختی یا همهاش با حس تکلیف و به زور و با چرتکه انداختن طوری که به جایی برنخورد به لذتهای دنیاییت به رقابتهایت با این و آن به چشم و همچشمی با این و آن به هم طرازی با عرف اهل دنیا به هم نخورد حالا یک چیزی هم به خدا بدهیم به خدای گدای نیازمند بدهیم اینطوری هست دیگر!.@ اصلاً یک کسی که عاشق است در نوع خرج کردنش برای خدا و دین خدا خیلی فرق دارد در نوع وقتگذاریهایش در نوع دلدادگیهایش در نوع عبادتهایش در نوع تعلقاتش در نوع مطالعاتش در نوع جلساتش اصلاً فرق میکند(اَللّهُمَّ اِجعَل حُبَّکَ اَحَبَّ اِلَیَّ مِن نَفسی وَ اَهلی) چقدر وقت گذاشتی برای زن و بچه و شوهرت ان شاء الله ثوابش را میبری.@ برای نماز چقدر وقت میگذاری با خدا میخواهی حرف بزنی بله یک موقع هست یک کسی گرفتاری دارد حقالناسی دارد استثنائاً بخصوص خانمهای خانهدار بچه هست شوهر هست گرفتاری هست ولی آن موقع هم خیلی وقتها خانمهای خانهدار هم میتوانند یک وقتهایی زنده بگذارند ولی واقعاً نمیگذارند.@ ببین حسات نسبت به زیارت چطوری است حسات نسبت به این بانوی بزرگواری که اینجاست که وقتی به زیارتش میروی باید از الله را ببینی تا همه انبیاء عظام و چهارده معصوم با همه اینها ملاقات میکنی به شرافت ملاقات همه اینها خانم تو را میرساند چقدر با این خانم انس داری وقتی میخواهی سر نماز بایستی.@ میفرماید(وَ مِنَ الماءِ البارِد) از آب خنک برای من این را عزیزترش بکن محبت خودت را گاهی وقتها آدم میگوید یعنی چی محبت خدا کجا آب یخ کجا، چرا پیغمبر اینطوری حرف میزند؟ این خیلی حرف دارد باید روی این فکر بکنیم که این محبت خدا ربطش به آب یخ چیست.@ به لذتهای حسی خیالی وهمی و عقلی فکر بکنید و لذتهای جسمی گیاهی و حیوانی به عقلی آدم فکر بکند بعد بیاید ببیند که اینها در مقابل لذت انس با خدا و سخن گفتن با خدا در نزد او چقدر قیمت دارد کدام بیشتر ارزش دارد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@