جلسه 020 - فلسفه وجودی شیطان
شماره جلسه
20
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
3
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 020 - فلسفه وجودی شیطان

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت@ بحثمان درباره توصیه امام رضا به دوستانشان رسید به بحث توصیه‌ای که ایشان درباره حاکم نکردن شیطان بر خودمان بود. عرض کردیم که بحث شیطان بحث خیلی مفصلی هست و ما در مباحث دشمن‌شناسی و وسوسه مفصل به این بحث پرداختیم@ در این چند جلسه بعضی از چیزهای مهم را و چیزهایی که در آن مباحث کمتر به آنها پرداختیم. خدمتتان عرض کردیم در این چند جلسه و حمله‌های شیطان را گفتیم از جلو و راست چپ و عقب هست به تعبیر قرآن حمله از جلو را توضیح دادیم به حمله از عقب رسیدیم که گذشته ماست.@ در حمله از عقب که گذشته ماست این را عرض کردیم که در گذشته ما سه اتفاق وجود دارد که میتوان دستآویز شیطان باشد برای غمگین کردن ما و ایجاد اضطراب ناراحتی و کند کردن سرعت ما در حرکت به سمت هدف خلقتمان یا خدای نکرده متوقف کردن ما و یا نعوذ بالله وسیله‌ای هست@ برای اینکه اساساً نه تنها حرکت ما را کند یا خدای نکرده متوقف کند بلکه ما را برگرداند به عقب و در ما حرکت قهقرایی ایجاد بکند و روزبروز به وسیله چیزهایی که در گذشته ما اتفاق افتاده ما را از خدا بیشتر دور بکند@ یک مقدار از تمرینهایش را عرض کردیم معنای اینکه ما غلبه ندهیم شیطان را بر خودمان همین است که وقتی به این وسوسهها میرسیم پاسخ مثبت ندهیم@ یکی از آن چیزهایی که در گذشته هست گناهان ما هست که ممکن است ما را ناامید بکند و گفتیم که ما حق ناامیدی نداریم و مفصل در جلسات گذشته در این باره توضیح دادیم.@ یک تتمهای از بحث باقی مانده درباره ناامیدی که این را عرض میکنیم در این جلسه و به بقیه چیزهایی که در گذشته اتفاق افتاده خواهیم پرداخت.@ گفتیم که ناامیدی گناهی هست که بعد از شرک به خدا بزرگترین گناهی هست که یک کسی میتواند مرتکب بشود ناامیدی از رحمت خدا و با توجه به گناهان گذشته که این بسیار خطرناک هست چون گناهان ما هر چه که باشد هیچوقت بزرگتر از رحمت خدا نیست@ اگر کسی از خودش ناامید شد این یک مشکل عقیدتی دارد یعنی نتوانسته خدا را ببیند یک کفر یک بیمعرفتی نسبت به حق تعالی در وجود او بوده لذا از خداوند ناامید شده در اقسام ناامیدی@ یکی از اقسام ناامیدی ناامیدی در دعاهاست گاهی اوقات انسان دعاهایی میکند که به اجابت نمیرسد یا دیر به اجابت میرسد گاهی وقتها ناامید میشود از اینکه درخواستش را بگوید که در این رابطه یک فرمایش خیلی زیبا امیر المؤمنین(ع) دارند@ خطاب به پسرشان حضرت مجتبی(ع) میفرماید که اِعلَم اَنَّ الَّذی بِیَدِه خَزائِنُ السَّمواتِ وَ الاَرض قَد اَذِنَ لَکَ فِی الدُعاء فَتَکَفَلَ لَکَ بِالاِجابَه خیلی این زیباست اگر انسان معرفت داشته باشد متوجه میشود که چه امر عظیمی نصیبش شده است.@ کلمه اعلم یعنی احتیاج هست که انسان به آن توجه داشته باشد مسئله فوقالعاده مهم هست کلمه بدان یعنی لازم هست که حتماً به آن توجه بکنیم و خوب بفهمیم این مسئله را نسبت به آن معرفت داشته باشیم@ بدان اعلم ان الذی آن کسی که بیده خرائن السموات و الارض تمام خزائن آسمان و زمین دست اوست کمال مطلق است وجود مطلق و بینهایت الله همه چیز دست اوست هیچ چیز خارج از قدرت او و دست او نیست@ هر رزقی هر حمدی هر سپاسی هر زیبایی هر کمالی همه تجلیات خودش هستند ظهورات خودش هستند میگوید او که همه چیز به دست اوست حالا به شما چکار کرده؟ قد اَذَنَ لَکَ اجازه داده به تو که تو با او روبرو بشوی خیلی مسئله مهم است که ما توجه بکنیم در دعا من بعنوان مطلق ناچیزی بینهایت کوچک در مقابل بینهایت بزرگ هستم من و خدا@ اگر یک کسی این را خودش درک بکند من و خدا هی تکرار بکند این را من و خدا من و الله من الان در مقابل الله هستم در نماز اگر کسی به این توجه بکند من الان در مقابل الله ایستادم من با الله دارم خودم سخن میگویم منم و خدا.@ همین خدایی که الان شما میبینید اینجا اینقدر راحت خودش را در اختیار ما قرار داده اگر یک کسی که اینجا با او انس ندارد حرف ندارد آن طرف دیگر به راحتی نمیتواند پیدایش بکند با او حرف بزند.@ یعنی آنجا میگوید این خدا این خدا بود چقدر من مفت از دست دادم وقت بیوقت شب نصف شب تعطیلی همیشه در خانهاش به روی من باز بود همیشه دوست داشت با من حرف بزند همیشه خلوت داشت برای من، ولی من برایش جا نداشتم من برایش وقت نداشتم که با او حرف بزنم@ این من بودم که قهر میکردم این من بودم که فرار میکردم این من بودم که توجه نداشتم این من بودم که وقت را مغتنم نشمردم من بودم که ناز میکردم@ میگوید پسرم به امام حسن میفرماید امیر المؤمنین بدان او که خزائن آسمان و زمین به دستش است او به تو اجازه داد که تو با او حرف بزنی.@ ما یک موقعهایی که مشکلات به ما فشار میآورد میگوییم که من به چه کسی بگویم مشکلم را با کی حرف بزنم اصلا با چه کسی درد دل بکنم این بیمعرفتی نسبت به رابطه با حق تعالی باعث میشود که برویم سراغ بندگان خدا.@ یعنی خیلی راحت میتوانیم بگوییم خدایا تو داری اوضاع من را میبینی تو داری وضعیت من را میبینی من میخواهم با تو حرف بزنم ولی ما اصلا ترجیح میدهیم به جای اینکه با خدا حرف بزنیم با خانواده آسمانی حرف بزنیم@ با کسانی که کار از دستشان میآید شنیدنشان به درد ما میخورد شنیدنشان مهم است اصلا ترجیح میدهیم با اینها حرف نزنیم و میرویم سراغ بندگان عاجز خدا که کاری از دستشان بر نمیآید میرویم سراغ آنها متوسل به آنها میشویم.@ این در همه مسائل ما هست یعنی ما همیشه گدای بندگان خدا تحقیر شده بندگان خدا هستیم و از آنجایی که میتوانیم اجابت امید قدرت شخصیت بگیریم نمیخواهیم بگیریم میدانید هر کدام از ما چقدر میتوانیم از آسمان از خانواده آسمانیمان شخصیت بگیریم؟@ چقدر میتوانیم عشق بگیریم چقدر میتوانیم عاطفه بگیریم چقدر میتوانیم محبوبیت بگیریم ارتباطمان را با آسمان و خانواده آسمانی قطع میکنیم و قطع کردیم بعد التماس بندگان خدا را میکنیم.@ خدا هم ما را واگذار میکند به بندگان خودش بندگانی که اصلا نمیتوانند آن چیزی که دل ما میخواهد به ما بدهند آن چیزی که ما لایقش هستیم به ما بدهند.@ بعد هم از بندگان خدا دلخوری پیدا میکنیم که این خودش میشود یک حمله دیگری یک زمینه دیگری برای شیطان که حالا بعد در موردش سخن میگوییم.@ چرا وقتی ما میتوانیم از آسمان دریافت بکنیم از آسمان بگیریم آسمان را رها میکنیم خانواده آسمانیمان را رها میکنیم میرویم سراغ یا خانواده زمینی یا آدمهای دیگر که مثل خودمان هستند.@ خانواده آسمانی ما مرکز اجابت قدرت عزت شرافت عشق محبت عاطفه هستند و ما اینقدر ثروتمند آفریده شدیم ما اصلا تنها رها نشدیم در روی زمین ما ول نشدیم در دنیا ما بیصاحب نیستیم.@ ولی چرا اینقدر ما بیصاحب زندگی میکنیم خودمان؟ ما غالبمان مثل بچههای فراری میمانیم که ارتباطمان را از خانواده آسمانیمان خانواده خودمان قطع کردیم حالا وقتی که قطع کردیم کانون عشق و عاطفه و پشتیبانی و آرامش خودمان را از دست دادیم.@ حالا یکه و تنها در یک اجتماع بیرحم میگردیم دنبال اینکه یک کسی به ما محبتی بکند یک کسی به ما توجهی بکند یک کسی به ما چیزی بدهد یک کسی از ما پشتیبانی بکند. این عبارت را در دعا به آن چه میگویند؟ عبد عابق یعنی عبد فراری.@ امام سجاد چه میگوید در مناجات خمس عشر میگوید که آیا بنده عابق به کسی جز مولای خودش پناه میآورد هَل یَرجِعُ العَبدُ العابِق اِلاّ الی مولاه چقدر قشنگ کارشناسی و ریاضی بنده فراری مگر میتواند به غیر از صاحب خودش برگردد به مولای خودش برگردد@ باید برگردد آنجا اگر ما در دنیا تحقیر میشویم لِه میشویم اگر ما در دنیا محتاج عاطفه زمینیها میشویم بیشخصیت میشویم میگویم آقا من در عشق شکست خوردم در عشق زمینی شکست خوردم با چند نفر دوست بودم شکست خوردم چند نفر به من بیمحبتی کردن کجا اینطوری شدم کجاها بشکند این دست نمک ندارد.@ خوب بنده خدا علت اینکه تو الان عقده کردی ناراحتی بشکند این دست که نمک ندارد برای اینکه تو برای زمینیها این کار را کردی یک کسی که عصبانی میشود من بعد از این همه سال خدمت این مزد من بود.@ بله این مزدت بود اگر ناراحتی اگر به تو ندادند اگر قیمتت را نشناختند اگر قدر زحماتت را ندانستند برای اینکه تو خودت، خودت را به زمینیها فروختی نه به آسمان، یک زن شوهرداریش را بفروشد به خدا زنداریش را بفروشد به خدا دیگر ناراحت نیست.@ یک بچهای تواضع ارادت ذلّتی که در مقابل پدر مادر دارد بفروشد به خدا به پدر مادرش نفروشد از پدر مادرش انتظار و تشکر و توقع شکر نداشته باشد این اصلا احساس پشیمانی پژمردگی میکند؟ نه.@ ما متأسفانه میآییم با دیگران معامله میکنیم نه با خانواده آسمانی با پایینیها معامله میکنیم بنابراین اگر یک موقعی قدر ما را ندانستند به شدت احساس لِه شدن پژمردگی افسردگی بیکسی و حقارت میکنیم چرا؟@ چون فرار کردیم از مولای خودمان از آسمان از بالا از خانواده آسمانی خودمان در رفتیم حالا محتاج عشق این و آن هستیم محتاج مودت این و آن هستیم محتاج پشتیبانی این و آن هستیم.@ در روایت داریم یک کسی که دچار یک مشکل میشود قبل از اینکه برود سراغ خدا میرود سراغ بندگان خدا مشکلش طول میکشد قُل ما یَعبَأُ بِکُم رَبی لولا دُعائُکُم بگو پروردگار مربی شما اصلا به شما توجهی نمیکند اگر دعایتان نباشد.@ من میایم الله را رها میکنم آسمان را رها میکنم بعد میروم سراغ بندگان ضعیف خدا بندگان کوچک خدا بله دیگر حالا حالاها کارم گره دارد.@ این سراغ خدا رفتن یعنی چه؟ خواهش میکنم دقت کنید این کلید حل بسیاری از مشکلات زندگی ماست سراغ خدا رفتن یعنی چه؟ یعنی بروم بگویم خدایا این بنده تو به من محل نمیگذارد من چکار بکنم دیوانهاش هستم عاشقش هستم تو یک کاری بکنم این به من یک نگاهی بکند؟@ این که شد باز ذلت باز خواری این که انسان سراغ مولایش برود یعنی برگردد به کانون خانواده اصلی خودش، از این فراری بودن در بیاید برود قیمت را از بالا بگیرد نرود به خدا بگوید خدایا تو یک کاری کن مثل اینهایی هستند که خیلی گدا هستند میگویند میشود یک دعای محبت به من بدهید این طرف به من یک ذره محبت بکند@ تو اصلا مگر نیازی داری خدا اول سؤال از تو میکند تو مگر نیازی داری به بندگان کوچک من اشباعت میکنم عشق من عشق به خاندان خودت عشق اولیاء خدا عشق انبیاء عشق خانواده آسمانیت عشق این همه فرشته باز تو کمبود احساس میکنی باز تو احساس بدبختی میکنی@ برگردیم پیش خدا یعنی سبک زندگیمان را تنظیم بکنیم یعنی ببینیم خدا چه میخواهد و چه نمیخواهد خدا چطوری راضی هست این خیلی مهم است خدا چه میخواهد از من؟@ خیلی وقتها ما ناراحتیم میرویم جمکران ولی در جمکران دستور میدهیم به امام زمان مرویم مشهد به امام رضا دستور میدهیم میرویم مسجد به خدا دستور میدهیم خدایا همانطوری که من میخواهم تو درستش کن.@ خدا میگوید نه این که مصلحت توست من کار میکنیم نه آن که تو دلت میخواهد تو میخواهی الان کسی به تو توجهی بکند و تو همیشه در این گدایی و بدبختی بمانی که اگر او مُرد یک بار دیگر قهر کرد با تو یک بار دیگر بیتوجهی کرد تو دوباره بدبخت میشوی.@ تو اینقدر بیچاره آفریده نشدی تو برگرد ببین در هر کاری اگر گره خورده کارت مشکلت چطوری حل میشود نه اینکه بگویی خدایا من میخواهم مشکلم را همینطوری که میگویم حل بکنی.@ عرض کردم طرف میگفت من یک سال دعا کردم خدا فلان کس یا فلان چیز را به من بدهد بیست سال دعا میکنم از من بگیرد بیست سال دارم دعا میکنم خدایا این چه طوق لعنتی بود من از تو میخواستم.@ حالا دقت کنید چقدر زیباست قَد اَذِنَ لَکَ فِی الدُعا وَ تَکَفَلَ لَکَ بالاِجابَه خدا گفته من خودم به تو گفتم دعا بکن از خودم هم متکفل اجابت هستم یعنی حتماً من اجابت میکنم.@ فَلا یُقَنِتَنَکَ اِبطاءُ الاِجابَتِه فَاِنَ العَطیَه عَلی قَدرِ النِیَه فَلا یُقَنِتَنَکَ اِبطاءُ الاِجابَه یعنی تو را ناامید نکند اگر خدا دارد دیر میدهد به تو یک چیزی را او هیچ وقت زیر قولش نمیزند خدا، خدا میگوید هر بندهای مؤمن باشد یا کافر فرقی نمیکند در خانه من کریم بیاید من به او میدهم.@ حالا یکی از این سه چیز را به او میدهم یا آن را که میخواهد به او میدهم یا بهتر از آن را به او میدهم، یک نعمت بالاتر یک وضعیت خیلی بهتر را به او میدهم و سه یا ذخیرهاش میکنم برای آخرت آنجایی که بیشترین نیاز را دارد در حیات جاودان و ابدی دست خالی هست آخرت و شب اول آخرت قبر به بعد که همه به گدایی و بدبختی میافتند آنجا به او میدهم.@ اینقدر ما اصلا حواسمان نیست که ما یک حیات جاودانه و آخرتی داریم و در این حیات جاودانه و آخرتی احتیاج به توشه داریم اصلا فکرش نیستیم ناراحتش نیتسم که الان من چه ذخیرهای دارم برای آخرتم.@ واقعا ما یک سؤال خیلی خیلی مهم را که ما باید به آن جواب بدهیم این است که من اگر الان بمیریم ذخیره دارم یا ندارم؟ یعنی من چیزی را برای حیات خودم ذخیره کردم آنجا همه آن چیزهایی که اینجا میخواهید آنجا هم میخواهید.@ هر چیزی که اینجا نیاز دارید آنجا نیاز دارید ولی آنجا بینهایتش را نیاز دارید کاملترش را میخواهید پیشرفتهترش را میخواهید سالمترش را میخواهید.@ شما الان در مسافرت بیشتر نیاز دارید به اینکه یک چیزی داشته باشید یا در جایی که استقرار پیدا میکنید در وطن، ما در وطن احتیاج به تجهیزات بیشتری داریم امکانات بیشتری داریم یا در سفر؟@ ما در وطن بیشتر احتیاج داریم در وطن داریم زندگی میکنیم اینجا خانه میخواهیم در سفر که ماخانه لازم نداریم که در سفر که ما ایل و تبار و خانواده لازم نداریم در سفر غذای چندانی لازم نداریم تلویزیون یخچال و گاز و فریزر و دانشگاه و حوزه علمیه و استاد و اینها را نیاز نداریم.@ در سفر، سفر است اصلا وسط راه رد میشوی خیلی ساده میروی طرف مینشیند پشت اتومبیلش یک مقدار پول در جیبش هست میرود تا مشهد میآید چیز کمی هم نیاز دارد.@ یکی از دوستان میگفت ما رفتیم شمال میخواستیم برگردیم از وقتی که حرکت کردیم رفتیم شمال تا برگشتیم تا وسط راه که برگشتیم وسط راه یک بربری خوردیم با رفیقمان، وقت نداشتیم کارهایمان را انجام بدهیم یک بربری گذاشتیم در ماشین هر وقت خواستیم یک تکهاش را گذاشتیم دهانمان رسیدیم شمال را کارهایمان را آنجا انجام دادیم تازه آمدیم بین راه که نزدیک تهران بود یک غذا خوردیم.@ میشود خیلی راحت سفر رفت بیتکلف اما این وطن است که شما وقتی که استقرار پیدا کردی و قرار نیست جایی بروی اینجا تازه نیازها شروع میشود.@ ما الان در مسیر دنیا در مسافرتیم یعنی واقعا یک مسافریم خیلی احتیاج به چیزی نداریم ولی ما همه چیزهایمان را همین جا مصرف میکنیم تمام جوانی عمر استعدادها امکانتمان را همین جا مصرفش میخواهیم بکنیم.@ ما الان مسافریم خیلی نباید سخت بگیریم خیلی نباید استعدادها ثروتها عمر جوانی همه چیزمان را اینجا بریزیم.@ لذا خدا میگوید من به نفع تو دارم کار میکنم تو اگر یک چیزی از من خواستی یا بهترش را به تو میدهم یا میگذارم برای آخرتت آنجا که نیاز داری تنها هستی خودت که عرضه نداشتی ذخیره کنی من لااقل برایت ذخیره کنم.@ شما الان هر کدامتان من یقین دارم یک نفر از شما نیست که بگوید من در زندگیم یک چیزهایی بهتر از آنچه که خودم فکر میکردم گیرم نیامده وقتی فکر میکنم میبینم من لیاقت اینها را نداشتم من خودم عرضه نداشتم به اینطور چیزها برسم@ ولی خیلی چیزها دارم که خیلیها ندارند خیلی نعمتهای عظیمی نصیب من شده که خیلیها ندارند هیچ کس نیست که بتواند بگوید من ندارم پس خدا ببینید چقدر مهربان با ما رفتار کرده با این خدا کسی نباید ناامید بشود.@ لذا فرمود اگر یک موقعهایی دعاهایت اجابت نمیشود فکر نکن اجابت نشده چرا اجابت شده یا ذخیره شد رفت پس برای تو ثروت اندوخته شد رفت در حساب آخرتیت بد است مگر؟ و یا بهترش را به تو برمیگرداند اصلا ما دعای اجابت نشدنی نداریم پیش یک کریم.@ اگر کسی با عشق رفت به خدا با اطمینان رفت به خدا گفت خدایا من این را از تو میخواهم خدا میگوید من دست هیچ کس را خالی بر نمیگردانم یا اجابت میکنم یا ذخیره میکنم یا بهترش را در زندگی به تو برمیگردانم پس ما دعای اجابت نشده نداریم.@ یک کسی میگوید دعاهای ما هم به جایی نرسیده که ما تا به حال این همه دعا کردیم چی شد؟ الان نمیشود قضاوت کرد چی شد؟ تو فکر میکنی همه را باید در مسیر مسافرت به ما بدهند همه را باید در همین سفر بخوریم؟@ دیدید بعضیها از این مادر و بچهها پدر و بچهها بیشتر مادر و بچهها مثلا پدر رفته یک چند تا چیبس گرفته لواشک گرفته بستنی گرفته تخمه گرفته آجیل تهیه کرده این بچه مثلا از اینجا میخواهند تا مشهد بروند این میخواهد همه را اینجا الان اول سفر بخورد همین اول سفر.@ یک پدر و بچهای داشتند با هم دعوا میکردند همین اول سفر هم بود یعنی من میخواستم یک جا بنزین بزنم دیدم پدر و پسر دعواشان شده خیلی بامزه بود پدر میگفت ای شکموی فلان فلان شده گفتم چه شده گفت هیچی مادرش غذا گذاشته بود برای تو راهمان این همین الان قبل از اینکه حرکت کنیم همه را یواشکی در ماشین خورده.@ همین قبل از اینکه حرکت کنیم همه را در همین ماشین تا من برسم به پمپ بنزین این همه را خورد.@ همه را که نمیشود یک جا خورد بعضیها اینطوری هستند به خدا عجله دارند اصلا حواسشان نیست که یک آخرتی دارند یک جاودانگی دارند میگویند همه را همین جا به ما بده.@ عزیزم اگر یک شوهر بد داری یک زن بد داری یک پدرشوهر مادرشوهر یک پدرزن مادرزن یک دوست بد یک همکار بد داری حواست باشد هی نق نزن به خدا تو نیاز داری به ذخیره خیلی چیزها.@ پس اگر یک جاهایی به تو خوش نمیگذرد اگر یک جاهایی کمبود داری اگر یک جاهایی داری اذیت میشوی خوب داری ذخیره میکنیم برای آخرتت چون فرمود سهم شادی و غصه همه آدمها برابر است بنابراین تو الان یک جاهایی در زندگیت داری غصه میخوری خوشحال باش که داری ذخیره میکنی.@ اگر داری خیلی به تو خوش میگذرد در روایت داریم که اگر دیدید خیلی دارد به شما خوش میگذرد یک ذره بترسید بگو پس من کی قرار است چیزی را بفرستم برای آخرت؟ همه را که دارم اینجا مصرف میکنم@ ملعون ملعون کل بدن لا یسوا فی کل اربعین یوما لعنت بر آن بدن لعنت بر آن بدنی که هر چهل روز یک بار یک آسیبی نبیند میگوید من الان بیست سال مریض نشدم اصلا درد نمیدانم چیست.@ خیلی خطرناک میشود اینطوری پس اصلا هیچ نفرستادی آن طرف اصلا این جنبه بدن مسائل مالی مسائل اخلاقی مسائل ارتباطی آدم یک جاهایی باید یک چیزی برایش ذخیره بشود میگوید مثل اینکه خیلی دارد خوش میگذرد الحمدلله همه چیز خوش میگذرد خوب هم هست.@ پس چی رفت؟ چی رفت آنجا برای تو ذخیره شد آمد خدمت امام صادق(ع) عرض کرد آقا من میخواهم یک خانه میخواهم بخرم حضرت فرمود پولت را بده من برایت یک خانه خوب بخرم چند روز دیگر آمد گفت آقا خانه خریدی گفت بله خانه خریدم گفت کجا؟@ گفت در بهشت یک خانه گرفتم کنار خانه خودم در بهشت گفت یابن رسول الله پولم را چکار کردی گفت من برایت خانه گرفتم همه را دادم به فقرا نه اینکه بیخانه بوده خانه میخواسته بخرد گفت آقا دست شما درد نکند خیالش راحت شد دیگر@ یعنی طرف الان خیالش واقعا راحت است که خانه دارد در بهشت آن هم پیش امام صادق ما باورهایمان خیلی ضعیف است برای همین غصه زیاد میخوریم تحقیر در دنیا زیاد میشویم لِه میشویم در دنیا گدایی زیاد میکنیم بیشخصیتی زیاد مکنیم برای اینکه باورهایمان ضعیف است.@ پس ما اصلا ناامیدی نداریم این خدا هر چقدر تو بیشتر به او بگویی ای خدا بیشتر خوشحال میشود بیشتر هم ذخیره میکند ثروتمندترین انسانها در آخرت آنهایی هستند که دعاهای اجابت نشده بیشتری دارند لذا هیچ وقت از دعا دوری نکنید ولو اجابت نشود اگر اجابت نشد خوشحال باش.@ خدا را شکر من گفتم من به خدای کریم گفتم او هم که نداده الحمدلله رفت دیگر پس رفت کجا؟ چون کریم است دیگر کریم نمیتواند که ندهد اصلا نمیتواند ندهد، میدهد الان که نداده من گفتم او هم که الان نداده الان دستم نیامد پس کجا رفت؟@ خدا را شکر الان نیامد دستم کجا رفت رفت ذخیره شد یک جای بهتر یک جایی که مهتر از اینجا به آن نیاز دارم و هیچ کس را ندارم آنجا، آنجا به آن بیشتر احتیاج دارم به من برمیگرد@ بعد پس دقت بکنیم ما این ارتباطات با خانواده آسمانیمان دعا میخوانیم مناجات میکنیم توسل میکنیم یک موقعی پاسخی نمیآید نگرانت نکند اصلا.@ خدا رحمت بکند مرحوم شیخ مرتضی حائری را خیلی پاک خیلی بزرگ بزرگ پاک وقتی آمد به خواب دوستش گفت چه آرزویی داری گفت من خیلی آرزو دارم دوباره بیایم بروم مشهد.@ گفت پنجاه و دوبار یا پنجاه و سه بار این اشتباه از من است در دنیا که بودم رفتم مشهد آقا پنجاه و دو سه بارش را امام رضا(ع) به من آمده سر زده.@ نگو حالا ما رفتیم حضرت عبدالعظیم الان بعد از کلاس رفتیم حضرت عبدالعظیم زیارت خوب حالا چه شد یا ول کن حوصله داریم بروی زیارت حوصله داری بروی امامزاده بایستی بروی زیارت بکنی بروی امامزاده هاشم میخواهیم برویم شمال برویم لب دریامان را عشق است حالا کجا بایستیم امامزاده هاشم چکار؟.@ برویم امامزاده صالح تجریش برای چه قم برای چه برویم؟ عزیزم تمام اینها ذخیره و حساب هست من چهل دفعه رفتم حرم پنجاه دفعه هزاربار رفتم حرم حضرت معصومه پس خیلی خوش به حالت هست تو هزار بار رفتی یعنی هزار بار دعوت شدی.@ حالا پس حالا حالاها کار داری لذا در زیارت حضرت معصومه چقدر قشنگ است این یک تکهاش اصلا دل میبرد از آدم گاهی وقتها خدا شاهد است عزیران آدم فقط دوست دارد برود در حرم همین یک جمله را به خانم بگوید و برگردد.@ عَرَفَ الله بَینَنا وَ بَینَکُم فِی الجَنَّه خدا من و شما به هم معرفی بکند در بهشت همین یک کلمه آدم برود به حضرت معصومه بگوید که خدا من و شما را معرفی بکند در بهشت، در بهشت میبینمت، قرارمان در بهشت، فکر میکنیم حضرت معصومه چه میگوید میگوید نه؟ اصلا اینطوری نیست.@ خوش به حال یک کسی که همت دارد عشق دارد سوار یک ماشین میشود یک ساعت دو ساعت چند ساعت میرود به یک ولی خدا به یک امامزاده به یک معصوم برسد فقط برود بگوید سلام، خوب حالا چه شد چکار کردی هیچی آمدم گفتم سلام بارک الله کم چیزی فکر میکنید.@ شما اینقدر پول دارید رفته کربلا که چی خیلی خبرهاست ما باید روح ارتباط با خانواده آسمانیمان را در خودمان قوی بکنیم ببینیمشان دقیق و واقعا با آنها زندگی بکنیم و رفت و آمد بکنیم با آنها شاد باشیم و عزیز باشیم.@ با آنها قوی باشیم با آنها آرامش کسب بکنیم چون کنار ما هستند اصلا یک لحظه ما را رها نمیکنند یک لحظه از ما فاصله نمیگیرند مادرمان فاطمه زهرا یک لحظه از ما فاصله نمیگیرد حالا ما بیمعرفتیم نمیبینیم مشکل از ماست که نمیبینیم گرفتاری از ماست.@ باز دعای حضرت را بخوانم برایتان الحمدلله غَیرِ مَقنَُطٍ مِن رَحمَته این الحمدلله که میگوید یعنی چیزهایی که شما باید برایش شاد باشید و خوشحال باشید دارائیهایتان را میگوید هر جا کلمه الحمدلله آمد دارد دارائیهای شما را میگوید@ وَ لا مَخلُوٍ مِن نِعمَتِه وَ لا مَأیوسٍ مِن مَغفِرَتِه اصلا آدم کیف میکند یعنی آدم یک دفعه نگاه میکند میبیند چقدر دارائی دارد چقدر ثروت دارد خدایا شکر خوب برای چه شکر میکنی؟ حمد و سپاس مخصوص خداست برای چه؟@ بینهایت چیزها این چیزها که حضرت میفرماید نگاه کنید یکی از آنها این هست که من هیچ وقت از رحمتش مأیوس نیستم خودش من را از رحمت خودش مأیوس نکرده اجازه نداده به من یک لحظه از رحمتش مأیوس بشوم.@ اصلا اجازه نداده مأیوس بشوم این شکر ندارد حمد ندارد پس 1ـ چه چیز خوبی من دارم این که من هیچ وقت حق مأیوس شدن ندارم هیچ وقت در به روی من بسته نمیشود هیچ وقت در خانواده آسمانی، هیچ وقت در بهشت هیچ وقت در ملائکۀ الله، هیچ وقت در امامزادهها و ائمه هیچ وقت در خدا روی من بسته نمیشود.@ این شادی ندارد خاک بر سر اویی که میرود خودکشی میکند قرص بخورم خودم را بکشم مگر در به روی تو بسته شده تو در همه درها همین در دنیا را شناختی همین آدمهای زمینی را شناختی که اگر یک موقعی، بروم خودم را بکشم برای فلان کس به من محل نگذاشته بروم خودم را بکشم.@ خودش را نمیشناسد در زمینی چقدر مگر قیمت دارد و ارزش دارد اصلا زمین چقدر ارزش دارد فرمود از وقتی که دنیا را آفریدم اصلا به آن نگاه نکردم.@ اگر هم خدا نگاهی دارد به بندههایش هست چیه مگر این یک کل دنیا را عمر دنیا مگر چقدر از بگذارش در جاودانگی و ابدیت ببین عمر دنیا یک لحظه هم میشود حساب بشود. یعنی در محاسبات شما بتوانید حسابش بکنید نمیتوانی حسابش بکنی.@ اصلا نمیتوانی حسابش بکنی، چقدر مگر قیمت دارد که تو بخاطرش خودکشی بکنی بخاطرش غصه بخوری بخاطرش قرص بخوری بخاطرش پژمرده بشوی لذا حق کسی هست به قول پیغمبر من بکی علی الدنیا دخل النار من اینقدر این حدیث را تکرار میکنم که ما باورمان بشود که هر کس گریه کند به دنیا دارد خودش را میسوزاند@ دارد جهنم درست میکند برای خودش کسی که غصه دنیا بخورد دارد خودش را تحقیر میکند الحمدلله جشن است آدم باید خوشحال باشد که من هیچ وقت از رحمت خدا مأیوس نیستم دیگر چی؟@ وَ لا مَخلُو مِن نِعمَتِه من هیچ وقت خالی از نعمتهای خدا نیستم همیشه غرق نعمت هستم آن چیزهایی که ما یک موقع فکر میکنیم بدبختیم بیچارهایم نداریم مال نادانیهای ماست@ آمد خدمت امام صادق(ع) عرض کرد آقا من فقیرم حضرت میخواهد بفهماند به او که نعمت یعنی چه دارایی و نداری یعنی چه فرمود تو فقیری؟ گفت بله گفت تو ولایت ما را داری فرمود حاضری همه دنیا را به تو بدهند ولایت ما را نداشته باشی؟ محبت ما اهل بیت را نداشته باشی؟@ گفت نه آقا من حاضر نیستم این را بدهم به هیچ دنیایی حاضر نیستم این را بدهم فرمود پس خدا خیلی چیز به تو داده که حاضری با کل دنیا عوضش نکنی.@ این یک نعمت است حالا مگر همه کره زمینیها این را دارند همه امام رضا دارند همه امیرالمؤمنین دارند همه پیغمبر دارند همه آسمان دارند بروید ببنید آمار خودکشیها را در بیرون از این کشور بروید ببنید چه خبر است ثانیهای خودکشی میکنند.@ یعنی حجم غصهها فشارها دیوانهها دیوانه شدنها قتلها ببینید چقدر است گفت آمدم دیدم کفشم را بردم ناراحت بودم همینطور که داشتم دنبال کفشم میگشتم دیدم کفشم را بردم یک دفعه دیدم کسی آمد پا نداشت گفتم من کفش ندارم این پا ندارد.@ هر کس یک موقع احساس کرد بدبخت است همین احساس کرد بدبخت است الان یک بدبختی دارد یک مشکلی دارد دنیا الان جلوی چشمش تاریک است سیاه هست فقط کافی است یک ذره چشمش را باز کند به دارائیهایش نگاه بکند یا به کسانی که ندارند نگاه بکند.@ ما الان کسانی از بندگان خدا را داریم که خدا جلوی چشممان گذاشته کر کور لال، تو بودی چکار میکردی؟ چه میخواهی از دنیا که حاضری آن وضعیت را تحمل کنی و به آن برسی چه چیزش را میخواهی.؟@ ما همیشه غرق دریا و اقیانوس بیکران نعمتهای الهی هستیم این یادتان نرود نگاه صحیح را دارم میگویم به همهمان به خودم به شماها اگر یک موقعی ما مشکلی در زندگیمان پیش میآید.@ این را دقت کنید خواهش میکنم اگر ما در زندگیمان یک مشکلی پیش میآید یعنی از این اقیانوسی که غرق در نعمتها یک مقدار را خدا برمیدارد میفرستت در آخرت برای تو ذخیره میکند کم نمیاد تو همچنان غرق نعمتهای الهی هستی.@ هیچ وقت نعمتهای الهی به سر ما نمیرسد هیچ وقت نعمتهای الهی به گردن و کمر و پای ما نمیرسد ما همیشه غرقیم بینهایت در این اقیانوس غرقیم یک مقدارش را خدا از این اقیانوس برمیدارد میبرد میگذارد در آخرت برای ما.@ امیرالمؤمنین(ع) چه نگاهی داشته دارد ما را به کجا میبرد دارد چه بصیرتی به ما میدهد واقعیت عالم را چطوری به ما نشان میدهد@ میفرماید که و لا مخلو من نعمته ما اصلا خالی از نعمت نیستیم ما اصلا بدبخت نیستیم ما اصلا ندار نیستیم یک کسی که احساس نداری بدبختی بیچارگی میکند این چشمش باید بصیرتش مشکل دارد.@ کسی که خودش را نشناسد فکر میکند که نعمت خدا یعنی یک پدر و مادر داشتن یک زن داشتن یک شوهر داشتن یک بچه داشتن یک شغل داشتن این شد کل نعمتهای دنیا همین، خدا مگر ما را برای همین خلق کرده و لا مأیوس من مغفرته @ یکی از چیزهایی که انسان باید خیلی برایش خوشحال باشد خیلی برایش شادی بکند این است که هیچ وقت مأیوس از بخشش خدا نیست همیشه میتواند به اینکه بخشیده بشود ندید گرفته بشود گناهانش امیدوار باشد. به اینکه خدا اصلا گناهانش را به رخش نکشد به اینکه شخصیتش خورد نشود. میتواند امیدوار باشد.@ چرا پدر ما به ما میگوید هر وقت دلتان گرفت و هر وقت دلتان هم نگرفت همیشه همیشه همیشه خودتان را با بهشت شاد نگه دارید دیدید یک نفر دارد میرود مسافرت بعد در سفر به او بد میگذرد میگوید بابا من حالا یک چند ساعت دیگر میرسم به ویلا آنجا خوش میگذرانیم.@ برسم آنجا تمام خستگیهایم در میآید وسط سفر است عیب ندارد حالا میرسم آنجا که همه نعمتها برایم هست چرا ما تمرین نمیکنیم که با بهشت شاد بشویم شوقوا انفسکم الی نعیم الجنه همیشه خودتان را با شوق نگه دارید نسبت به بهشت.@ این آیه را من هر وقت میخوانم برایم تازگی دارد اعتراف میکنم خدایا تو شاهد باش شما هم شاهد باشید اعتراف میکنم با اینکه دهها بار این آیه را من شرح کردم ولی هر وقت میخوانم احساس میکنم نمیفهممش چون خود خدا هم در قرآن میگوید نمیفهمید. فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ.@ هیچ کس خدا ببینید چطوری دارد با ما حرف میزند آدم یک موقعی میرسد به این آیه دوست همین جا متوقف بشود بلند بشود از خوشحالی یک چندتا پشتک بزند یک ذره بپرد بالا بپرد پایین یک ذره فریاد بکشد از شوق.@ خدا میگوید ببین بنده من نکره هم آورده هیچ کدامتان نمیدانید من چه ذوق زدهایهایی برای شما ذخیره کردم هیچ کدامتان نمیدانید من چقدر شادی برای شما ذخیره کردم.@ پیامبر فرمود وقتی که میآورند بهشتی را دم بهشت این در بهشت را که باز میکنند این چشمش میخورد به بهشت میگوید جادرجا همان جا در جا نگاه میکند به بهشت روحش میخواهد از بدن خارج بشود میخواهد بمیرد از شدت خوشحالی و شوق.@ فرمود اگر ملائکۀ الله به دادش نرسند میمیرد آنجا اگر ملائکه به او قدرت ندهند او همانجا میمیرد هنوز داخل نرفته نرفته برود لذتهایش را ببرد برود بگردد برود ببیند این لذت این که من الان واردش میشوم و دیگر بیرون نمیآیم از آن به بهتر از این که الان هستم میرسم اما بیرونم نمیکنند هیچ وقت.@ تا کی؟ هُمْ فِيها خالِدُونَ وَ هُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ عجب حرفهایی دارد میزند به ما در آن چیزهایی که دوست دارند دلشان میخواهند جاودانه هستند هر چیزی که میخواهند جاودانه هستند.@ امام صادق(ع) میگوید که مؤمن یک بازاری در بهشت خدا گذاشته خدا چندتا صورت میتواند بزند چندتا چهره میتواند بزند؟@ از زمانی که خدایی کرده از که ندارد حقیقت مطلق آغاز ندارد ازلی است چندتا چهره آفریده چندتا صورت زده خدا دوتا اثر انگشت مخلوقاتش با هم یکی است دقت کنید این خدا کیست دو تا اثر انگشت یکی است؟@ میفرماید من دو برگ درخت را از زمانی که خدایی که کردم این از زمان غلط است کلمهاش ولی ما دیگر چکار بکنیم از ازل تا به ابد دوتا چیز را یک طور نیافریدم دوتا پرتقال را یک طور نیافریدم دوتا انار را یک طور نیستند با هم تفاوت دارند.@ دوتا آدم دوتا چهره دوتا درخت دوتا برگ همه آنها شناسنامهدار مستقل هستند این را در اردو گفتیم الان میترسم بگویم تلفات بدهد جلسه. باید زود از آن رد بشویم میگوید من اصلا کارهایم تکراری نیست هُمْ فِيها خالِدُونَ میدانید یعنی چه؟@ یعنی هیچ وقت بهشت برای تو کهنه نمیشود هیچ وقت تازگیش را از دست نمیدهد میگوید مؤمن در بازار چهره یک بازاری هست بنام بازار چهره در بهشت میرود بینهایت چهره میبیند میگوید خدایا من میخواهم این شکلی بشوم یک ساعت دیگر میگوید نه میخواهم این شکلی بشوم خوب این شکلی بشو.@ من میخواهم رفیقهایم این شکلی بشوند همه خوب حالا این شکلی بشوند من میخواهم یکی سیاه باشد یکی سفید باشد یک بلند باشد یکی کوتاه باشد خودم اینطوری بشوم خودم آنطوری بشوم میگوید بشو میگوید خودت خلق کن اصلا نگاه کن و بشو الله اکبر@ چه خبر است خدا دارد با ما چکار میکند میگوید اصلا شما میفهمید من چه شادیهایی برای شما ذخیره کردم در این رحم دنیا که چیزی نیست که شما اینقدر لَعِبٌ وَ لَهْوٌ @ یک لهو و لعبی اینجا اصلا یک بازیچه هست اینجا اصلا خبری نیست اینجا خیلی کوچک است که تو بخاطرش غصه میخوری آدم میکشی ناراحت میشوی قرص میخوری گریه میکنی احساس حقارت به تو دست میدهد@ خیلی بدبختی بخاطر یک ذره این رحمی که فقط در آن یک مقدار خون داری میخوری این که چیزی نیست بایست الان به تو نشان میدهم بعد در دنیا هم به تو نشان میدهد که بفهمی@ میگوید نگاه کن من هفت میلیارد هشت میلیارد آدم در دنیا خلق میکنم تو از زمانی که متولد شدی شاهد خلق چند نفر آدم بودی دو نفر را مثل هم دیدی؟ حتی دوقلو هم که هست قیافههاشان شبیه هستند اخلاقهایشان با هم فرق میکند.@ چند تا برگ درخت دیدید در زندگیتان؟ چندتا درخت و برگ درخت دیدید؟ میگوید دوتاشان مثل هم نیستند میبینید درخت یک میلیون برگ دارد ما همه صاف و سادهایم فکر میکنیم اینها شبیه هم هستند هر کدام از آنها نقش و نگارش با دیگری فرق دارد@ چکار دارد میکند این خدا؟ میگوید در دنیا به شما نشان میدهم که آخرت را باور کنید که وقتی به شما میگویم در آنجا بینهایت متفاوت غیر تکراری وجود دارد بتوانید باور بکنید@ یک آسمان برای شما آفریدم که میلیاردها میلیارد ستاره و کیهان و کهکشان گذاشتن برایتان که باور کنید آنطرف چقدر بزرگ است بتوانید باور کنید گفتم اینجا کوچک است در مقابل آنجا.@ دیگر چرا آدم غصه بخورد چرا آدم ناراحتی داشته باشد چرا آدم ناامید بشود از این خدا، ناامیدی مال آدم بیمعرفت است ناامیدی مال آدم کوچک است ناامیدی مال کسی است که عظمت خودش را نشناخته است.@ میگوید من همه این نظام خلقت را به خاطر تو خلق کردم پس تو از همه اینها بزرگتری آنوقت آدم میتواند ناامید بشود آدم دچار افسردگی سردرگمی پوچی نمیدانم الان باید چکار بکنم این که تکلیفش با خودش با زندگیش با آیندهاش روشن نباشد این خیلی بیمعرفتی است.@ من سردرگمم نمیدانم الان میخواهم چکار بکنم من الان وضعم خوب نیست نمیدانم گیجم گنگم اصلا ما اینطوری نیستیم ما اصلا بلا تکلیف نیستیم در زندگیمان ما یک طوری خدا خلقمان کرده که شما هر چقدر آسیب در زندگی به تو برسد به بی تکلیفی و بلا تکلیفی و پوچی نمیرسی@ اگر رسیدی مال این هست که تو واقعا خودت را نشناختی و واقعا خدا را نشناختی واقعا با هدف خلقت آشنا نیستی.@ تو هنوز داری دنیا را این بازیچه را جدی گرفتی اصلا متوجه نیستی بابا ما یک کسی هستیم خدا در این کتاب میگوید خَلَقتُ الاَشیاءَ لاَجلِک من همه این نظام خلقت آنطرفش را هم بالاتر از بهشتش را هم برای تو آفریدم@ بفهم چه کسی هستی فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ هیچ کس نمیداند من چقدر شادی و ذوق زدگی برایش ذخیره کردم پس شاد باشید پس امیدوار باشید با نشاط باشید.@ المُؤمِنُ دائِمٌ نَشاطه مؤمن نشاطش دائمیست. ما خیلی ریزیم کوچک نگاه میکنیم به همه چیز چون کوچک و بیظرفیتیم یک اتفاقی که میافتد برایش غصه میخوریم ناراحت میشویم هر وقت هم ناراحت شدی خودت از خودت خجالت بکش.@ یعنی یکی از چیزهایی که آدم باید خیلی شرم بکند اینکه من چرا برای دنیا ناراحت شدم خیلی شرمآور است این که آدم بگوید من چقدر کوچک بودم سر فلان کس داد زدم برای چه داد زدم؟ برای چه عصبانی شدم؟ برای چه دارم غصه میخوریم؟ برای چه احساس بدبختی میکنم؟ این گناه بزرگی هست که یک نفر ممکن است مرتکب بشود.@ این خجالتآور است که ناراحت شده باشد برای دنیا این خجالتآور است که غصه خورده باشد عصبانی شده باشد این خجالتآور که از حرف یک نفر رنجش ایجاد بشود در او.@ شما چرا این حرف را به من زدی چرا اینطوری به من گفتی این خیلی شرمآور است یک ذره به خودت نگاه بکن درست بود تو اینطوری ناراحت بشوی به تو بر بخورد اصلا خودت کسر شأنت نیامد اصلا خودت ناراحت نشدی که اینقدر فقیری که هر چیزی میتواند تو را بترساند و بلرزاند.@ هر چیزی میتواند تو را به گریه بیاندازد و افسردگی بیاندازد خودت یک ذره بگو قیمت من این نیست اصلا بد است من این کار را بکنم.@ مثل یک آدم پولداری که بخواهد دزدی بکند که بخواهد شکمش را سیر بکند آن هم نه اینکه دزدی بکند یک چلوکباب بدزدد بخورد میگوید آقا من ثروتمند الان رفتم دزدی کردم یک چلوکباب خوردم نه رفته آشغال دزدیده خورده.@ حضرت فرمود مثل این هست که یک ثروتمند برود یک جیفه را که سگها دنبالش هستند بردارد بخورد روی مردار دعوایش بشود اگر با یک نفر اختلاف پیدا کردی سر هر چیزی بدان سر جیفه است، داری مردار میشوی مرده خوار میشوی مردارخوار میشوی.@ اختلافهایمان را بگذاریم کنار دعواهایمان را بگذاریم کنار اگر داریم باید خجالت بکشیم که داریم.@ و در دل خودمان باید بگوییم آقا اصلا حیف است من بخواهم برای این چیزها من اینقدر عظمت منتظرم هست آن قدر نعمت و شادی منتظرم هست که اصلا شرمآور است بنشینم وسط جاده برای این چیزها.@ من الان میخواهم برسم به ویلای خودم حالا وسط جاده بایستم برای یک چایی دعوا راه بیاندازم چاقو و چاقوکشی بکنم برای یک پسته برای یک نان برای یک میوه وسط جاده بابا مسافری تو رد بشو برو.@ یک توضیح کوچکی بدهم در رابطه با یک شخصیت منفی یکی از شخصیتهای خیلی منفی کسی هست که دیگران را خیلی زود میترساند و ناامید میکند.@ راجع به این که ما چه موقع باید به یک نفر بگوییم وای به حالت بیچاره میشوی بدبخت میشوید ما چه موقع باید به یک نفر هشدار بدهیم؟ ما چه موقع باید یک نفر را بترسانیم؟ چه موقع باید بترسیم؟ راجع به این بعد با هم صحبت میکنیم.@ یک شخصیتهای منفی هستند که دیگران را زود ناامید میکنند دیگران را خیلی زیادی میترسانند راجع این شخصیت که زود ناامید میکند@ و اینطور افراد رفیقهای شیطان هستند چون شیطان هدفش ناامید کردن ماست گذشته را به رخ کشیدن برای ناامیدی راجع به این شخصیت باید با هم صحبت بکنیم.انشاءالله یک جلسه دیگر.@ و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را بخوانیم جهت رفع اضطرار از آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار از شیعیان مسلمین و مستضعفین جهان مظلومین همه عالم رفع اضطرار از زندگی خودمان حل مشکلات خودمان@ شفای مریضانمان مریضان منظور شادی روح اموات بخصوص برادر عزیزمان جناب آقای حاج اسدالله زارع پدر آقای اناری و سایر اموات با همدیگر پنج مرتبه این آیه شریفه میخوانیم@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَهدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاءالله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@