جلسه 153 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
153
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
10
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 153 - انسان‌شناسی (قم)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ موضوع بحثمان درباره غفلت بود چیزهایی هست که غفلت از آنها بسیار خوب هست خیلی خوب هست که انسان نسبت به آنها غفلت داشته باشد و یا اگر نمیتواند خودش را به غفلت بزند در روایت داریم نصف شخصیت عاقل تغافل هست.@ (نِصفُ العاقِلِ إحتِمال وَ نِصفُهُ تَغافُل) نصف شخصیت یک شخص عاقل تحمل هست و نیم دیگرش خود را به غفلت زدن هست این خود را به غفلت زدن به خاطر این هست که ما یک سلسله اموری سر راه زندگیمان هست که نباید نسبت به آنها غفلت داشته باشیم.@ اگر ما بخواهیم به یک سلسله از امور توجه بکنیم از یک سلسله از مصالح جاودانه و ابدیمان غافل میشویم و در میمانیم و محروم میشویم زیاد توجه کردن به شئونی که جاودانه نیست موجب غفلت از شئون جاودانه میشود.@ یعنی در شئون جمادی، گیاهی و حیوانی این سه شأن خیلی مسائل هست که انسان باید از آنها غفلت داشته باشد یا خودش را به تغافل بزند حتی امور عقلی هم همینطور برای بسیاری از خوبان اگر نخواهند به خیلی از مسائل عقلی تغافل بکنند از مسائل اصلی و فوق عقلیشان جا میمانند یعنی دیگر نمیتوانند به مباحث فوق عقلانیشان برسند.@ گاهی وقتها شهوتهای عقلی و علمی میبینید شخص از شهوتهای طبیعی دور است یعنی از عوام غفلت جمادی، گیاهی و حیوانی دور هست اما شهوات عقلانی آنقدر زیاد هست و روی شخص حاکم هست و شخص را از مباحث فوق عقلانیاش و حتی مباحثی که ضروری هست در مسائل حیوانی غافل میکند.@ ما افرادی داریم که آنقدر مشغول علم هستند که از تربیت خانواده و فرزندانشان غافل میشود این هم خودش زشت و بد است که کسی اینقدر علم زده بشود که وظائفش را نسبت به شئون پایینتر انجام ندهد یا آنقدر علم زده بشود که غافل باشد از مسائل فوق عقلانی خودش، این هم خودش خیلی خطرناک است.@ بنابراین در این هم عدالت و رعایت اعتدال بسیار لازم هست در نقطه مقابل اینگونه چیزها که انسان باید بتواند با تغافل آرامش خودش را حفظ بکند تا مصالح فوق عقلانیاش حفظ بشود و از دست نرود و اگر نتواند بیخیال بشود حتماً ضربه میزند به جاودانگی خودش و مسائل فوق عقلانی خودش و حتی به مسائل پایین خودش.@ گاهی وقتها لازم هست برای حفظ خانواده خیلی از مسائل را در خانواده نادیده گرفت برای مصالح فرزندمان، در تربیت فرزندمان خیلی از مسائل را نادیده گرفت تا آسیب نبیند و یک سلسله از مسائل را باید به آن بیتوجهی کرد تا مسائل مهمتر از دست نرود.@ روح تغافل و تجاهل وقتی که در یک شخص نباشد شخص اساساً عاقل نیست نصف شخصیت عاقل تحمل است و نصفش بیخیالی، انسان در این جهت زیاد آسیب میخورد که این بحث دیگری هست که در جایگاه خودش باید در موردش سخن بگوییم.@ بحث تغافل بحث فوقالعاده مهمی هست که به بحث رضا، تسلیم، بحث مصائب و مسائل دیگر مرتبط هست که آنها را در بحث رشد و قدرت در سایه سختیها توضیحات کافی دادیم ولی یک سلسله از چیزها هست که اصلاً نمیشود از آنها تغافل کرد.@ یعنی باید دائماً جلوی چشم شما باشد که اگر از آنها تغافل بکنید یا نسبت به آن غفلت بورزید مساوی است با نابودی و هلاکت و جهنم، انسان در این مسیر مثل یک رانندهای میماند که نسبت به بعضی از چیزها باید تغافل داشته باشیم مثل چیزهایی که کنار جاده هست.@ ممکن است تصادفی شده باشد و یک عدهای هم جمع هستند بالأخره میرسند به دیدنیهای کنار جاده همه میشود راحت نگاه کنند آن که باید خیلی به آن توجه کند که اصلاً نمیتواند ثانیهای از آن غفلت بکند خود جاده است به خود جاده اگر توجه نکنید یک لحظه غفلت باعث نابودی خودت و دیگران میشود.@ در حرکت به سمت جاودانگی و ابدیت آن چیزی که خیلی مهم است لحظه تولد است یعنی چون ما رابطهمان با آخرت مثل رابطه رحم مادر بود با دنیا، فکر کنید در سیر حرکت یک جنین، جنین چند ثانیه چند ساعت در سیر حرکتیاش توقف حاصل بشود.@ این موقع تولد خودش را کاملاً نشان میدهد که این آنجا یک گرفتاری برایش پیش آمده یعنی درست لحظه پایان که قرار است بیرون بیاید اگر به موقع در این نُه ماه همه کارهایش را نکرده باشد یکجا در تولد کم بیاورد اذیت میشود.@ حالا یکی از آن چهار تولد آزاردهنده را دارد یا تولد ضعیف، بیمار، ناقص یا معلول، این خیلی خطرناک است بنابراین در حرکت به سمت جاودانگی و آخرت توجه به لحظه تولدمان یعنی لحظه وفات به بعد، سکرات موت، لحظه وفات، خود برزخ، آن 50 سؤال روز قیامت و مسائل بعد از آن اگر انسان نسبت به آن بیخیال باشد مورد غفلت قرار بگیرد.@ این باعث میشود که موقع تولد غافلگیر بشود من چه چیزهایی در برزخ لازم داشتم که اصلاً به فکرش نبودم در این ارزیابیها که ما به چه چیزهایی زیاد فکر بکنیم به چه چیزهایی کمتر فکر بکنیم چون بحث مهندسی فکر بحث فوقالعاده مهمی هست.@ کسی که عرضه مهندسی فکر نداشته باشد و اساساً روی مهندسی فکر خودش کار نکرده باشد هر چقدر هم آدم بااستعداد و خوبی هم باشد آسیب میبیند یک آدم خوب، بااستعداد آدمی که زمینههای رشد دارد مهمتر از هر چیزی باید اولویتهای فکری خودش را تنظیم بکند که من در طول روز به چه چیزهایی فکر بکنم و چقدر.@ برای هر چیز چقدر ارزش قائل باشم چقدر هزینه کنم مثلاً شما یک موقع میگویید من الان باید فلان چیز را در ماشینم عوض کنم خوب هم هست اگر عوض بشود ولی بعد میبینید که آخر برج است کرایه خانه هم باید بدهی.@ میگویید حالا این را میتوانیم بگذاریم یک ماه دیگر دو ماه دیگر، ولی اگر الان زیر قرض رفتی و برای ماشین پرداخت کردی که خوب هست اما ضروری نیست فشار بیجا به خودت آوردی فلان موقع چه موقع گوشی بخرم یا فلان گوشی در بازار آمده.@ خیلی هم خوب است و خیلی هم کاربرد دارد اما خریدن این الان برای تو مساوی است با چند ماه بدهی کلان و سنگین که به همه اعضای خانواده فشار میاورد.@ میخواهم بگویم اگر کسی مهندسی فکر یا مهندسی آرزوها نداشته باشد چینش آرزوها و افکارش را درست نتواند کنترل و مدیریت بکند مثل یک توپ فوتبالی هست که به آن ضربه میزنند از اینطرف به آنطرف، دیگر در اختیار خودش نیست نمیتواند اختیار خودش را به دست خودش بگیرد مدیریت ندارد.@ بنابراین دچار افسردگی و پژمردگی میشود در زندگی دچار سردرگمی هست مثلاً دکتر و مهندس است چون با اساتید کلاس دارم چند سال هست اینطوری هست دکتر، مهندس، استاد دانشگاه، طلبه است درس خوانده ولی باز سردرگم است باز گیجی و گنگی و افسردگی و پژمردگی دارد چون نمیتواند مدیریت فکر و آرزوهایش را انجام بدهد.@ بنابراین ارزشگذاریها در موضوع غفلت خیلی مهم هست ما اگر میخواهیم ارزشگذاری بکنیم باید قیمت دستمان باشد یک اشارهای در بحث قَدَرها اگر یادتان باشد قبلاً کردیم چون(كُلُّ شَيْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ) هر چیزی را خداوند ریاضی خلق کرده و برایش اندازه گذاشته.@ اگر یک چیزی دو ریال قیمت دارد شما برایش پنج ریال ارزش بگذارید باختید سه ریال ضرر کردید میگوید اگر یک چیزی دو ریال قیمت دارد همان دو ریال برایش ارزش قائل باش بیشتر اگر بخواهی برایش هزینه بکنی به قسمتهای دیگر خیلی صدمه میزند.@ بنابراین چون(كُلُّ شَيْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ) (قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً) همه چیز را خدا عددی و ریاضی خلق کرده(وَ أَحْصى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ عَدَداً) هر چیزی قیمت دارد ارزشها کاملاً ریاضی هست خیلی وقتها ما میگوییم این کلیدیترین مسأله زندگی من است.@ در حالی است که اینطوری نیست وقتی میاوریم در قالب ارزشها میچینیم میبینیم که تو الان برایش حاضری آخرتت را هم بدهی جهنم هم بروی ولی میبینی که کمال کمال جمادی هست یک کسی برای اینکه یکذره پول بیشتری به دست بیاورد نزول میدهد نزول میگیرد.@ میبینی یک کمال جمادی است یا یک مسأله جسمی هست برای یک مسأله جسمی یا کمال گیاهی میخواهد کار بکند ولی میبینی که آخرتش را از دست میدهد ما بیخود قیمت میگذاریم و میبازیم اما اگر قیمت دستمان باشد برای هر چیزی به همان اندازه که ارزش دارد قیمت میپردازیم بیشتر نه، کمتر هم نه، میشویم متعادل و معقول این خیلی ارزش دارد.@ لذا در ارزشگذاریها آن چیزهایی که قرار است ما خیلی مهم و بزرگ ببینیم باید قیمت دستمان باشد اگر ما قیمتها دستمان نباشد خیلی وقتها چیزی برای ما حیاتیترین مسأله زندگی است در حالی که مسخرهترین مسأله در نزد خداوند تبارک و تعالی است.@ برای ما فوقالعاده کلیدی است در حالی که غیب دارد به ما میخندد و میگوید چه آدم احمقی است که همه چیزش را روی همچین موضوعی گذاشته همه قلب و ذهنش را برای همچین موضوعی گذاشته پس قیمتها را ما باید دستمان نگه داریم.@ حتماً باید بدانیم که برای هر چیزی چقدر هزینه کنیم روی این حساب اگر ما بخواهیم قیمتها را بدانیم خودمان بخواهی ارزیابی کنیم با یک سلسله اصول و قواعد ارزشگذاری مثل قواعد جمادی، نباتی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی میتوانیم تا حدودی موفق باشیم.@ شخص خودش تقریباً به یک تخصص به یک اجتهادی میرسد که الان فلان موضوع را من چطوری ارزیابی کنیم چقدر برایش هزینه بکنم در غیر این صورت حتی آنهایی هم که این تخصصها را دارند باز نیاز دارند که خیلی وقتها قیمتهای اصلی را بدانند، قیمت دست کیست؟@ مثلاً الان میگویند قیمت بازار طلا دست کیست، میوه و ترهبار چه کسی قیمتگذاری میکند بورس و ارز چه کسی قیمتگذاری میکند؟ یک شاخص و منشأئی دارد که مشخص میشود نفت را چه کسی قیمتگذاری میکند؟@ در حرکتهای انسانی قیمت دست سازنده است یعنی الله تبارک و تعالی که سازنده کل شیء هست(اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ) (وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ) چون همه چیز دست اوست قیمتها را هم خودش میداند چون مهندسش خودش است همه اندازهها را خودش زده طراحیها و قیمتگذاریها مال خودش است همه چیز را دقیق مشخص کرده.@ (وَ أَحْصى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ عَدَداً) همه چیز عدددار نزد خدا مشخص است پس ما باید قیمتها را از منشأ قیمت بگیریم آن کسی که منشأ ارزشها و قیمتها است منشأ میارزد، نمیارزد، خوب، بد، متوسط، عالی، اصل، فرع، آن کسی که اینها را مشخص میکند الله هست اگر ما توجه به قیمتها و اندازهها نداشته باشیم.@ پس چون حق تعالی همه قیمتها را او تعیین میکند باید سراغ حق تعالی برویم اینکه در قرآن بسیار تأکید میکند که حدود الهی(مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ) به حدود خیلی توجه شده حدود را بشناسید اندازهها را بشناسید قیمتها را بشناسید هر چیزی به همان اندازه که پیش خدا ارزش دارد شما برایش ارزش قائل باشید اینها خیلی اهمیت دارد.@ لذا اگر ما رفتیم از خداوند قیمتها را گرفتیم و معصومین که متخصصین هستند که علم خدا دست آنهاست مخازن علم الهی هستند متخصص معصومی که(كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ) همه محاسبات الهی و اعداد و ارقامهای خلقت در امام انجام میشود امام خزانهدار اندازههاست.@ بنابراین وقتی معصوم راجع به یک چیزی سخن میگوید و میگوید این دو ریال میارزد همان دو ریال است بیشتر نمیشود وقتی که ما قیمتها دستمان بود در این وضعیت ما دو حالت پیدا میکنیم یا ایمان داریم به الله و قیمتهایش و معصومین و قیمتهایش که بعد میزان رشد ما به این بستگی دارد که من چقدر مثل او فکر میکنم.@ من برای هر چیزی آیا مثل آن قیمت میگذارم یا خلاف قیمت میگذارم مثلاً فکر کنید به بنده بگویند این ماشین چقدر میارزد؟ من که متخصص اتومبیل نیستم بگویم این ماشین 30 میلیون میارزد، این قیمتگذاری من ارزش دارد؟ چه موقع ارزشگذاری من ارزش دارد؟@ موقعی که این قیمتی که من میدهم با قیمت روز بازار نزدیک باشد متخصص بگوید خیلی خوب قیمت گذاشتی الان هم شما میخواهید یک اتومبیل، خانه، مغازه، هیچ وقت خودت به خودت اجازه نمیدهی که بگویی من میگویم متری اینقدر، میگوییم کارشناس بیاید قیمتگذاری کند او هر چقدر قیمتگذاری کرد همان است.@ هنر و قدرت و رشد و سعادت یک انسان به این بستگی دارد که چقدر نظرش با نظر الله و معصوم یکی هست یعنی با کارشناسان یکی میشود متخصص چقدر نزدیک است چقدر میتواند نظرات کارشناسی را بپذیرد وقتی معصوم میگوید من اینطوری فکر میکنم یک کسی بگوید نه من یکطور دیگر فکر میکنم.@ معصوم میگوید این مهم است او میگوید نه یک نقطه مقابل، متخصص هم نیست نشان میدهد که این آدم خیلی پرت و جاهل و غافل هست این خیلی مهم است که اگر یک چیزی را حضرت علی(ع) میگوید از آن بترس من هم بترسم اگر خدا میگوید بترس من هم بترسم اگر خدا میگوید نترس من هم نترسم.@ خدا میگوید اگر کسی از دشمن بترسد فاسق است یک کسی که در دنیا غصه بخورد فاسق است ارزش گذاشته(مَن بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار) کسی که دنیا میتواند او را به گریه بیاندازد برای مسائل دنیایی و مراحل پایینی گریه بکند این جهنمی میشود.@ قیمت میدهد و مشخص میکند اگر شما اینطور فکر نمیکنید مشکل ما هستیم که اینطوری فکر نمیکنیم اگر میگوید دنیا حقیرتر، کوچکتر، پستتر و بیارزشتر از آن هست که در آن انسان کینه داشته باشد.@ اگر شما در دنیا کینهای شدی با کسی مشکل پیدا کردی دلت با کسی درگیر شد خاطرات تلخ گذشته دائماً اذیتت میکند با هر کسی که داری با همسرت، پدرت، مادرت، با خانواده همسرت، خواهرت، با هر کسی دائماً ذهنت درگیر مشکلات گذشته است با این قیمت خیلی عقب هستی یعنی تو در جهنمی افتادی که خودت هم الان متوجه نمیشوی.@ پس این قیمتها خیلی مهم است که دست ما باشد اگر به ما میگویند این چیز خیلی مهم است شما از آن بترس به آن فکر کن اهمیت داشته باش غفلت نداشته باش یعنی خیلی مسأله کلیدی است معصوم اگر از یک چیزی ترسید ما هم باید بترسیم.@ اگر خدا از یک چیزی ترساند ما هم باید بترسیم اگر خدا از یک چیزی پرهیز داد ما هم باید فرار کنیم اگر گفتیم که این چیه که خدا میگوید از آن بپرهیزید ما نمیپرهیزیم طوری نشده اتفاقی نیافتاده، این نهایت جهالت انسان است.@ پس حواسمان باشد به قیمتها توجه کنیم در بحث غفلت میخواهم یک چیزی بگویم که حضرت چه میداند که اینطوری حرف میزند(اوصیکم) وصیت است وصیت فقط اندرز و موعظه نیست وقتی کلمه(اوصیکم) میاورد وصیت است وصیت معمولاً روی چه چیزهایی سوار میشود؟ یک کسی دارد از دنیا برود میخواهد وصیت کند معمولاً روی چه چیزهایی وصیت میکند؟@ روی چیزهایی که خیلی کلیدی و حساس و خاص است که اگر نسبت به آن غفلت بکنیم آسیب و صدمه بوجود میاید و خطر دارد(أوصیکُم بِذِکرِ المَوت) اینکه موت را زیاد یاد کنید یاد موت باشید(و إِقلالِ الغَفلَۀِ عَنه) بیایید این غفلت را کم کنید غفلتتان را از مرگ کم کنید زیاد یاد مرگ بکنید.@ بیش از صد روایت در این زمینه داریم که توصیه کردند به اینکه یکی از چیزهایی که شما به آن فکر میکنید باید این مقطع باشد مقطع موت، مقطعی که شما ارتباطتان با اینجا قطع میشود در نظام طبیعتگرایی طبیعتگراها به چه فکر میکنند؟@ مثلاً اینکه چه موقع مهمانی میرویم چه موقع کسی خانه ما میاید چه موقع عروسی داریم چه موقع جشن داریم چه موقع من ازدواج میکنم چه موقع امتحان میدهم چه موقع فارغالتحصیل میشویم چه موقع لیسانس و سیکل و دیپلمم را چه موقع میگیرم چه موقع داماد میشوم اینها موارد حساس و فرازهای یک زندگی است.@ چه موقع نماینده مجلس و مدیرکل و سرهنگ و سرتیپ میشوم چه موقع این لباس را میپوشم چه موقع قاضی میشوم چه موقع بچهدار میشویم روی این چیزها فکر میکنند اینها مال بخش طبیعی ماست چه موقع صاحبخانه میشوم از مستأجری در میایم چه موقع اتومبیل میخرم چه موقع خانهام را عوض میکنم.@ چه موقع مادربزرگ میشوم چه موقع دختر و پسرم عروسی میکنند چه موقع نوهدار میشوم چه موقع پولدار میشویم اینها مال بخشهای حیوانی و جمادی و گیاهی ماست در سیر زندگی فوق عقلانی ما این خیلی مهم است که شخصی که بخش فوق عقلانیاش فعال است و حاکم بر سایر بخشها هست.@ مهمترین لحظهای که به آن فکر میکند لحظه وفات است لحظه انتقال و تولد است یک مادری که الان باردار هست هزار بار از او میپرسند به سلامتی چه موقع این بچه میخواهد به دنیا بیاید خودش هم روزشماری میکند برایش یک مقطعی است مهم است چه موقع من مادر میشوم بچه اول یا دوم.@ به لحظه وفات انسان باید خیلی فکر بکند لحظه انتقال و تولدش، اینکه چقدر به ما نزدیک است فاصلهاش با من چقدر است و اگر این اتفاق بیفتد من کجا میروم آنجا چه کسی استقبال من میاید؟ در چه شرائطی وارد میشوم؟ به کجا وارد میشوم؟@ نکیرین میایند سؤال میکنند یا نه نکیرین نمیایند بشر و مبشر میایند چه کسی سراغ من میاید؟ آنجا اولین کسی که من بخواهم با او برخورد کنم لحظه وفات کیست قبل از وفات چون بالای سر انسان میایند چه کسانی میایند عزرائیل(ع) چطوری میاید با کدام قیافه میاید مهربان یا خشن میاید من وارد چه فضایی میشوم؟@ چه سؤالاتی را قرار است جواب بدهم؟ چه چیزهایی را من باید آنجا با خودم ببرم؟ چون جاودانگی است شروع ابدی است(مَن ماتَ فَقَد قامَت قِیامَتُه) پیامبر میفرماید قیامت از روز قیامت شخص شروع نمیشود قیامت از لحظه وفات شروع میشود.@ چون سؤالات و محاسبه و ارزیابی و جزا از همانجا شروع میشود قیامت یک مرحله نهایی هست ولی شخص محاسبات و حساب و کتابش از لحظه وفات شروع میشود 50 سؤال قیامت در واقع از همان لحظه وفات اثر میگذارد خودش عمل میکند.@ چه کسی به استقبال من میاید؟ من چطوری میشوم؟ اصلاً کسی میاید یا نه؟ یک بنده خدایی مرده بود به خواب یکی از دوستانش رفته بود گفته بود از آنجا چه خبر؟ گفته بود هر چه این آخوندها پای منبر گفته بودند دروغ بود، گفت چرا؟@ گفت آنها میگفتند نکیرین سؤال میکنند من که آمدم یکسره به جهنم افتادم اصلاً هیچ کس سؤالی از ما نکرد تا رفتم یکدفعه چشم باز کردم دیدم در آتش هستم یک کسی واقعاً اینطوری است سؤال ندارد سؤال معنا ندارد، به حضرت گفتن شهید سؤال دارد؟@ فرمود شهید سؤالی ندارد او به سؤالهایش زیر برق شمشیر دشمن پاسخ داده شهید سؤال ندارند بگویند(من ربک)، او برای همین عقائد جنگیده و کشته شده، از من سؤال میشود یا نه؟ اینها خیلی مسأله مهمی هست.@ چون آن لحظه چیزهایی که من برایش یک عمر زحمت کشیدم با من نیستند همسرم، فرزندان، مدارک تحصیلی نیست به دردم نمیخورد بسیاری از علومی که تحصیل کردم ذرهایش به دردم نمیخورد وقتهایی که گذاشتم کارهایی که کردم چیزهایی که یاد گرفتم از اعتباریات دنیایی نه مال و نه فرزندان و نه خانواده هیچی به درد نمیخورد پس با خودت یک دل میبری روی این حساب میکنند.@ (إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ) حالا سلیم یا غیر سلیم فرقی نمیکند هر چه ببری همان است روی قلب حساب میکنند این را حضرت خیلی سفارش میکند امیرالمؤمنین حرف میزند یعنی آن کسی که رفته این دو قوس نزول و صعود را طی کرده روی قله هستی ایستاده دارد با ما حرف میزند آن قسیم الجنۀ و النار هست که حاکم است.@ بهشت و جهنم را دیده میداند حالا میگوید اگر میخواهید وقت بگذارید روی این چیزها وقت بگذار من توصیه میکنم که روی این چیزها وقت بگذار و به اینها فکر کن خیلی از چیزهایی که شما برایش فکر میکنید اصلاً ارزش فکر کردن ندارد.@ اگر برایش غصه بخوری حماقت است اگر برایش گریه بکنی بیخود خودت را جهنمی میکنی اگر حرص و جوش بخوری برای خودت فقط فشار قبر ذخیره میکنی به این چیزها اصلاً اهمیت نده.@ دیدید این اساتید خبره دانشگاه خودشان طراح سؤال هستند میگویند به این چیزها فکر نکنید اینها را بخوانید استاد گفته اینها را بخوانید اینها مهم هست برای همین هم اساتید را موقع امتحان قرنطینه میکنند باید دو سه روز یکجا بمانند که سؤالات را لو ندهند چون سؤالات را خودشان طراحی کردند سؤالات دست خودشان هست.@ (إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ) همه چیز دست خودشان است برای همین میگویند روی این چیزها سرمایهگذاری نکنید روی این چیزها فکر نکنید برای این چیزها ناراحت نشوید برای این چیزها غصه نخورید ذهن و دلتان را مشغول اینطور چیزها نکنید.@ اگر بکنید فقط فشار قبرت را زیاد کردی حسادت و بدبینی را کنار بگذار تغافل و تجاهل داشته باش تکبر نداشته باش مراقب باش این اخلاق ضمیمه فردا مار و اژدها میشود اینها همه را از خودتان دور کنید اینها خیلی خطرناک است به ما پرهیز میدهند از این چیزها، میگویند این چیزها را کنار بگذارید.@ یک کسی بگوید حالا ولش کن این برای خودش چه میگوید، از رساله هم شروع میشود یک کسی که میخواهد دیندار بشود باید از رساله شروع بکند بهترین کتاب عرفانی پایه است در عرفان و معرفت و در تمام رشتهها رساله است.@ از رساله شروع میشود ببین نسبت به رساله چطوری هستی نمازت، وضو، وسواسی نه، آنهایی که وسواسی هستند شیطان یکطوری به آنها حمله راست کرده متعادل، اگر دوبار است دوبار من به آن اهمیت بریزم اگر گفته دوبار بریز واقعاً دوبار را بریزم.@ اگر گفته غسل را اینطوری کن اینطوری غسل کنم، نماز را اینطوری بخوان قبله اینطوری باشد این چیز حرام است این خوردنش حرام است آن کار مکروه است هر چه که رساله میگوید یک کسی که نسبت به رساله قید ندارد خوردنها و معامله و خمس و زکات، این بیمبالاتی است.@ وقتی کسی نسبت به رساله بیمبالاتی بکند یعنی اعداد و اندازهها دستش نیست دارد حدود الهی را تجاوز میکند رساله حدود ریاضی حرکت هست از پایهسازی، برای همین هم ریاضیترین کتاب شما در دینتان رساله است.@ یک کسی که رساله و مرجع تقلید را سهلانگاری میکند نسبت به دستور مرجع تقلید و رساله، این حدود الهی را دارد مسخره میکند(وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ) (اولئک هم الفاسقون) (اولئک هم الکافرون) فاسق، کافر، ظالم چه تعبیری قرآن دارد کسی که حدود الهی را رعایت نمیکند رساله برایش مهم نیست حالا یکذره طلا به گردنمان باشد چه اشکال دارد.@ همینها حدود و ریاضی است همینها که تو نسبت به آنها اهمیت نمیدهی عروسی میخواهید بگیرید اینطوری باشد زن و مرد روابطشان اینطوری باشد حجاب اینطوری هست مسائل معاملات اینطوری هست لقمه و خمس و زکات اینطوری است حجتان باید اینطوری باشد.@ ما الان چقدر آدمهایی داریم که مستطیع هستند و حج نرفتند حضرت فرمود کسی که مستطیع است و حج نرود به دین اسلام نمرده اگر بمیرد اصلاً مسلمان نمرده خانم به او ارث رسیده الان چقدر پول دارد میتواند برود یک فیش آزاد بخرد حج برود طلا دارد میتواند یک فیش آزاد بخرد میگوید نوبتم نشده الان میتوانی حج بروی برو.@ چقدر آقا داریم که وضع مالیشان خوب است میگویند این پولها را برای بچهها گذاشتم که بزرگ شدند میخواهند عروس و داماد شوند هزینه دارند، خدا این را از تو نخواسته خدا گفته اگر پول دستت آمد مستطیع شدی باید حج بروی میبینی نسبت به حج بیمبالات است.@ چقدر ما الان آدمهای متمول داریم که حج واجب نرفتند یا خمس نمیدهند اصلاً سال خمسی ندارند یا نسبت به زکات، چقدر کشاورز داریم که زکات نمیدهند ببینید چه بلایی سر این وضعیت کشاورزی ما در کشور دارد میاید.@ رودخانهها همه دارد خشک میشود بارندگی کم میشود اینها همه عذاب الهی است در این کشور دارد میاید، دارد بیبرکتی و خشکسالی میشود یک باد و یک طوفان و سرما میاید و میزند تمام باغات و کشاورزی را از بین میبرد و ضایع میکند رعایت نمیکند جنسش را تولید کرده اصلاً کسی نمیخرد این بیبرکتیها را آدم از معصیت به دست میاورد.@ پس اینها خیلی مهم هست حضرت در بحث غفلت میگوید از مسأله معاد و مرگ غفلت نکنید قرآن میگوید ما هر چه توان و قدرت و پیشرفت در انبیاء ایجاد کردیم با این مسأله ایجاد کردیم(إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ) ما همه انبیاء را چگونه توانستیم اینها مخلص و قوی کنیم اینها خالص و قوی و نورانی بشوند؟@ یاد وفات، یاد خانه، اینقدر هم این مبارک است که نگو اگر کسی میخواهد شادی و آرامشش زیاد باشد به مرگ زیاد فکر کند متأسفانه شیطان و آدمهای ضعیف و توهمی میگویند این برای آدم غصه میاورد به مرگ فکر نکنید راجع به معاد حرف نزنید من میترسم.@ یک کسی میگفت من کتاب معاد میخوانم میترسم اصلاً سر کلاس فلان نمیروم همهاش راجع به مرگ حرف میزنند آدم ناامید میشود، نه اتفاقاً مرگ آدم را شاد میکند لحظه وفات است لحظهای است که شخص از رحمت و لطف یک درصد خدا وارد رحمت و لطف 99% خدا میشود ولی به شرطی که خودش را برای آن برکت مسلح بکند.@ جنین که در رحم مادر است مگر لطف و رحمت خدا در رحم چند درصد دنیاست نعمتهای رحم با نعمتهای دنیا قابل مقایسه است؟ اصلاً نمیشود مقایسه کرد درصد هم نمیشود گفت یک هزارم درصد هم نمیشود گفت نعمتهایی که در رحم هست با نعمتهایی که بیرون از رحم در دنیا هست.@ جنین بالأخره اگر قرار است از جنین به دنیا بیاید آن میلیارد برابر نعمتهای دنیا را که نسبت به رحم هست استفاده کند باید تجهیزات با خودش از رحم آورده باشد باید اینها را تهیه کرده باشد حالا در این فضا میاید در این فضا ثروتمند استفاده میکند ولی وقتی که تجهیزات استفاده از این چند میلیارد برابر رحمت را نیاورده چه چیزی را میخواهد استفاده بکند.@ وقتی کسی از دنیا میخواهد وارد برزخ بشود قبر یک جایی هست بینهایت زیباتر و کاملتر و جذابتر و پیشرفتهتر و شیرینتر و شادتر از اینجا، آنجا در برزخ آرامش دارد ولی وقتی که من اصلاً آنجا تجهیزاتی نبردم چیزی با خودم از اینجا نبردم که آنجا استفاده بکنم برایم غصه میشود هر چه آنجا پیشرفتهتر باشد غصه من هم بیشتر است.@ پیشرفتگی و خوب بودن آنجا به نفع من نیست هر چه آنجا خوبتر است من بیشتر ضرر کردم چون تجهیزات نبردم برایش آماده نبودم پس آن چیزی که ما باید از آن بترسیم خودمان هستیم نه آخرت، آخرت و خدا که ترس ندارد.@ دنیا خیلی زیباتر و پیشرفتهتر و بزرگتر از رحم مادر هست ولی آن چیزی که ترس دارد این جنین است که آیا وسائل را با خودش میاورد یا نه، برای اینجا چشم، گوش، بینی، پلک، ابرو، فک، قلب میاورد یا نه، این خیلی مهم است.@ پس ما باید از تنها کسی که بترسیم خودمان، نه از معاد و قبر بترسیم قبر که ترس ندارد قبر بینهایت زیباتر از اینجاست عزرائیل بینهایت مهربانتر از مادر ماست.@ عزرائیل آنقدر زیبا و مهربان است که حضرت ابراهیم(ع) فرمود اگر انسان عزرائیل را ببیند موقعی که میاید برای بردن یک مؤمن به قدری لذت دارد که اگر این لذت را خدا تقسیم کند بین همه جهنمیان، جهنمیان دیگر عذابی احساس نمیکنند.@ اینقدر آمدن عزرائیل(ع) شیرین و لذتبخش است اینقدر این موجود مهربان و دوست داشتنی و بزرگوار است ما چرا از عزرائیل بترسیم فقط عزرائیل به صورت خودت میاید با شکل باطن خودت به سراغت میاید پس تو از خودت بترس.@ هر چقدر به خودت بپردازی او قشنگتر و زیباتر و مهربانتر میشود پس ما اگر قرار است از کسی بترسیم از خودمان است از مسیر غلط از انتخابهای غلط از سبک زندگی غلط از اخلاق غلط از روحیات غلط از بدجنسیها و بدنیتیها، اینها خیلی خطرناک است.@ حالا حضرت میفرماید یاد این لحظه زیاد بکنید(أوصیکم) وقتی حضرت میگوید یعنی خیلی قضیه اهمیت دارد اگر من با امیرالمؤمنین همنظر باشم سبک زندگیام هم یکطوری شبیه او میشود.@ یعنی شباهت پیدا میکنم از نظر منش و رفتار و اخلاق و انتخابها و ارتباطات و رفتارها و چینشهای فکری به او شبیه میشوم او میگوید خیلی این قضیه مهم است پس من روی این سرمایهگذاری میکنم.@ اینقدر آنجا برایش مهم بوده که اینجا به حداقلهایش اکتفا کرده و هر چه داشت ثروتمندترین مرد زمان خودش بوده و هیچ کسی به اندازه علی(ع) و ائمه ما اینها مردان درجه یک زمان خودشان بودند از نظر ثروت، ولی شما نگاه کنید چطوری زندگی کردند بیشتر ثروت خودشان را برای آخرت فرستادند چون آنجا را خیلی مهمتر میدانستند.@ راوی میگوید از گِل و خاک و سختی این کندن قنات بیرون آمده بود سر مبارک حضرت که بیرون بود دستش را گذاشت بدنش را بیرون نیاورد فرمود یک قلم و کاغذ بیاورید این را وقفش کنم چقدر نخلستان و تولید ثروت کرد همه را آخرت فرستاد.@ ما اینجا برای این کارمان خیلی ترس داریم ما آخرت را جدی نگرفتیم ذخیره برای آخرت را جدی نگرفتیم فرستادن آخرت را جدی نگرفتیم انفاق را جدی نگرفتیم صدقاتمان جدی نیست اینها مستحباتی هست که شخص فکر آباد کردن آنجاست.@ واجباتش هم خیلیها الان بعضیها در خمس و زکات لنگ هستند اعتماد نداریم خدا میگوید اگر به من اعتماد کنید انفاق کنید در راه من از چیزی که خودم به شما دادم(أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ) ما به شما دادیم از آن چیزی که من به شما دادم اگر به ما بدهید من یک تا هفتصد برابر در همین دنیا به شما برمیگردانم.@ الان خیلیها نمیتوانند یک همچین اعتمادی به خدا داشته باشند ولی اگر بانک مرکزی بگوید من 20% سالانه میدهم به 20% بانک مرکزی اعتماد دارند الان چقدر در این مؤسسات مالی رفتند سرمایهگذاری کردند پولشان سوخت رفته.@ در این بیمهها، یکی از بیمههای معتبر من خودم اتومبیلی گرفته بودم بیمه معتبر رفتم ثبتنام کردم یک تصادفی کرد رفتیم بگیریم گفتند بیمه ورشکست شده همه فراری هستند بیمه کشوری که اعتبار دارد رسمی و قانونی است.@ اصلاً آن شرکتی که این اتومبیل را فروخته خودش رفته برای ما بیمه کرده با آن بیمه ماشین را به ما فروخته تصادف کردیم رفتیم میگویند نیستند همه در رفتند. ما به اینها اعتماد میکنیم ولی خدا میگوید اگر پولت را به من بسپاری من در همین دنیا هفتصد برابر میدهم آخرتش که هیچی بماند آن که آخرت رفت همین دنیا به شما برمیگردانم.@ ما نمیتوانیم اعتماد کنیم قبول نداریم دلمان به غیب و حق تعالی آرام نیست میگوید اگر من این پول را حج بروم بعداً زن و بچهام چکار کنند اعتماد ندارد اگر این پول را انفاق کنم بعداً خانوادهام چکار کنند به خدا اعتماد ندارد خدا میگوید در همین دنیا بده من در همین دنیا به شما برمیگردانم ما نمیتوانیم اعتماد کنیم میترسیم.@ استاد ما فرمود یک آقایی بود که چندین مدرسه ساخته بود میگفت یک ویلا داشتم خیلی به آن علاقه داشتم هر چه فکر کردم از این دل بکَندم دیدم نمیتوانم دل بکَنم گفتم حالا که نمیتوانم دل بکَنم یک کاری بکنم که این ویلا همیشه با من باشد بردم برای ایتام انفاق کردم که دیگر برای خودم بماند دیدم چند روز دیگر میمیرم این ویلا را چکار کنم که به آن علاقه دارم با خودم این را ببرم.@ آمد خدمت امام صادق(ع) گفت آقا این پول خدمت شما من دوست دارم شما برای من یک خانه انتخاب کنید حضرت گفت باشه، چند وقت بعد آمد گفت آقا خانه گرفتید، امام فرمود یک خانه بهشت برایت گرفتم کنار خانه خودم، گفت آقا پولم چه شد؟@ فرمود صدقه دادم رفت گفت آقا دست شما درد نکند خیلی ممنون برای ما خانه گرفتید ببینید چقدر اعتماد و صفا، تشکر کرد باور داشت که یک خانه کنار امام صادق در بهشت دارد ما اصلاً اینطوری نیستیم.@ حضرت به ما میگوید اگر یک کسی در بحث حق با او باشد کوتاه بیاید در بحث زناشویی که ما چقدر طلاق و درگیری داریم در بحث و گفتگوهای شخصی حق با او باشد حرف نزند و نخواهد خودش را ثابت کند کوتاه بیاید جر و بحث را ادامه ندهد مراء نکند حضرت فرمود من سه تا خانه در بالا و وسط و پایین بهشت برایش تضمین میکنم.@ ما اصلاً اعتماد نداریم چقدر حرف میزنیم چقدر مخ زن و بچه و شوهر را میخوریم با هر کس مینشینیم بحث میکنیم که ثابت کنیم حق با من است و درست فکر میکنم طرف را مغلوب کنیم.@ اگر حق با توست تو حرف نزن کوتاه بیا جهنم درست شد شیطان میاید روی شما سرمایهگذاری میکند در دلتان کینه میگذارد بعد هم(إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ) میاید روی شما سرمایهگذاری میکند ما اعتماد نمیکنیم بالأخره سه تا خانه نصیب ما میشود.@ اگر کوتاه بیاییم اگر ما به این چیزها اعتماد بکنیم زندگیمان خیلی شیرین میشود این همه طلاق و دعوا و دزدی و اختلاس و کار قاچاق نیست این همه بدبختیها، ما اعتماد نداریم شما نگاه کنید الان هزاران نفر در کار قاچاق دارو هستند هزاران نفر در کار ساخت داروهای تقلبی هستند عین خارجی که نمیتوانی تشخیص بدهی ولی بیخاصیت است.@ آمپولهای تقلبی، در غذا، در دارو و درمان و اتومبیل همینطور بیوجدانی هست وجدان کاری نیست طرف ماشین صفر خریده از شرکت آورده در راه موتور سوزانده، وجدان کاری نیست اگر ما به خدا اعتقاد داشته باشیم اگر انسان به اینها توجه داشته باشد این بدبختیها در کشور ما نیست اصل یا تقلبی.@ یعنی واقعاً یک عده همین کار را هم میکنند که با جان مردم بازی میکنند که دارو و آمپول و قرص و شربت تقلبی، خیلی خطرناک دارند رفتار میکنند اگر به خدا ایمان داشت وارد همچین شغلی میشد ما اقتصادمان روی بیاعتمادی به خداست.@ یک اقتصاد شیطانی وابسته به مبانی ظالمین و طاغوتها، مصیبتهای اینطوری هم دارد اعتماد نیست اگر اعتماد به خدا بود اگر مردم خمسشان را میدادند کشور یک فقیر هم نداشت سیستم خدا مو لای درزش نمیرود مردم زکاتشان را میپرداختند هیچ فقیر و مشکل اقتصادی در این مملکت نبود.@ اگر ما فقیر داریم مال این هست که ما به خدا اعتماد نداریم اگر فقیر داریم مال این هست که ما حدود الهی را داریم مسخره میکنیم از آن چیزی که خدا میگوید برایش اهمیت قائل باشید ما اهمیت قائل نیستیم با یک مبانی دیگری ما داریم زندگی میکنیم.@ در نظام فردی این مسأله حاکم است در نظام اجتماعی هم حاکم است در نظام کلان کشور، در قانونگذاری در مسئولین بیتوجهی شد مفاسد بار میاید در نظام فردی هم همینطور است در نظام فردی هم اگر کسی به این حدود اهمیت نداد آسیب میبیند و گرفتاری ایجاد میشود.@ (وَ کَیفَ غَفلَتُکُم عَن ما لَیسَ یُغفِلُکُم) حضرت ادامه میدهد شما چطوری غافل هستید از چیزی که آن چیز از شما غافل نیست ما داریم لحظه به لحظه به این گور نزدیک میشویم به سرعت هم داریم نزدیک میشویم.@ من یادم هست سال 80 که سرطان گرفتم دکترم آمد بالای سرم گفت سرطان داری از نوع بد هم هست شکر خدا من اصلاً یک لحظه هم ناآرام نبودم که غصه بخورم بعد گفت باید بیایی بیمارستان بخوابی و شیمیدرمانی بکنی گفت دو سه روز اول باید بیمارستان باشی.@ رفتیم خوابیدیم و دارو تجویز کردند بعد این موهای ما محاسن شروع کرد ریخت مؤسسه آمدم یکی از دوستان من آرایشگر بود دست به صورتم زد دید ریخت گفت الان خودم ماشین میاورم و میتراشم خودش دفتر من آمد و تراشید.@ چون چند ساعت بیشتر نمیماند چون دوام نداشت بعد هم گریه میکرد به خاطر من ناراحت بود ایشان چند سال بعد سرطان گرفت به رحمت خدا رفت ما اصلاً نمیدانیم چه اتفاقی میافتد.@ آمد هراسان به امام رضا(ع) گفت آقا بدو خواهش میکنم برادرم دارد میمیرد حضرت بالای سر برادر آمد حضرت میخندید، او هم ناراحت بود میگفت برادر من دارد میمیرد این چرا میخندد، حضرت چیزی نگفت و گفت طوری نیست رفت، برادر حالش خوب شد یکی گفت آقا چرا میخندید؟ گفت این که نگران بود خودش زودتر از برادر میمیرد.@ ما همسایه داشتیم صدای شیون از خانهشان میامد گفتند چیه؟ گفتند بنده خدا آقای فلانی دارد میمیرد بچهها همه دورش جمع شدند دکتر هم جوابش کرده همه گریه و ناراحت بودند هنوز نمرده بود الان بچهها همه مردند ولی این هست جوانها رفتند.@ این آیت الله سید عباس کاشانی(ره) با هم رفیق بودیم میگفت من آن موقع که چندتا سکته کرده بودم در لندن دکتر به من گفت شما بیشتر از یکماه دو ماه زنده نیستی میمیری گفت آن دو دکتر یکی 15 سال است مرده و یکی هم 10 سال است مردند بچهها چقدر رفتند جوانها چقدر رفتند نوجوانها چقدر رفتند ما هم قاچاقی زنده هستیم.@ میگوید او از شما غفلت نمیکند شما هر لحظه دارید نزدیک میشوید به این گور، چاهی از چاههای جهنم یا باغی از باغهای بهشت، چه کسی تعیین میکند این چاهی از چاههای جهنم است یا باغی از باغهای بهشت است؟ خودت، سبک زندگی خودت تعیین میکند.@ (وَ کَیفَ غَفلَتُکُم عَن ما لَیسَ یُغفِلُکُم) چطوری شما غافل هستید از چیزی که آن چیز از شما غافل نیست ما روی ریلی سواریم سرازیری داریم میرویم در تونلی ما را انداختند انتهای تونل همه داریم سُر میخوریم با سرعت میرویم شب و روز.@ من یکی از چیزهایی که خیلی دوست ندارم به آن نگاه کنم هر وقت نگاه میکنم حالم خراب میشود ساعت است اصلاً عقربه که تکان میخورد میرود حال من خراب میشود میگویم این دارد میرود آدم دوست دارد یکطوری نگهاش دارد که نرو ما هیچ کاری نمیکنیم سر جایمان ایستادیم هیچ رشدی، نشاطی، آرامشی، قدرتی نیست دارد میرود.@ در این تونل ما داریم میرویم انتهایش یک در باز میشود حالا یا به چاهی از چاههای جهنم یا به باغی از باغهای بهشت، نمیدانیم، ما داریم به سرعت میرویم(إنَّ اللَّیلَ وَ النَّهار یَعمَلانِ فیک فَاعمَل فیهِما وَ یَأخُذانِ مِنک فَخُذ مِنهُما).@ امیرالمؤمنین(ع) میفرماید شب و روز دارند از تو میگیرند و تو هم از آنها بگیر و دارند از تو کم میکنند و تو هم از آنها کم کن، دارند در تو عمل میکنند و تو هم در اینها عمل کن ما یا مستیهای حسی یا گیاهی یا حیوانی یا علمی و عقلی داریم همیشه مشغول شهوتهای خاص علمی خودمان هستیم جدی به این مسأله فکر نمیکنیم که من یک زمانی همه اینها را که نمیدانم چه موقع هست.@ یک روزی از همین روزها من وارد فضایی میشوم که از من یک چیزهای دیگری میخواهند از من یک توقعات دیگری دارند میگویند با خودت چه آوردی، آن چیز چیست که چه آوردی؟ نسبت به این خیلی باید فکر بکنیم حالا داریم یواش یواش نزدیک میشویم به خود مثالهایی که امیرالمؤمنین(ع) زده من هم زدم که این برای جلسه آینده بماند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ قبل از اینکه دعا کنیم ما انشاء الله خیال داریم که برای فعالیتهای مؤسسه در قم انشاء الله یک ساختمانی بخریم به همت خیرین و یک فضای دفتری، چون در قم مؤسسه هیچ فضای شخصی ندارد ما فعالیتهایمان بینالمللی هست به سراسر دنیا داریم خدمات میدهیم با میلیونها انسان ارتباط داریم.@ از طلبه و استاد دانشگاه و دانشجو بگیر تا افراد معمولی، ولی احتیاج به سازوکار و سازمان قدرتمندتری داریم که بتوانیم خدماتمان را به این میلیونها انسانی که واقعاً نیازمند هستند ایتام اهل بیت(ع) فرزندان امام زمان، از ما هم توقع دارند یک موقع هست میگوییم آنها مشکل دارند و نمیدانند ما باید به سراغشان برویم.@ یک موقع هست نه فهمیدند مشکل دارند و میخواهند و ما نمیتوانیم کمک کنیم، نه به سراغ ما آمدند از ما کمک میخواهند و ما متأسفانه خیلی خجالتزده و شرمنده هستیم نسبت به این انسانها و فرزندان اهل بیت که باید کمکشان بکنیم.@ به یک اتاق فکر و هیئت فکری احتیاج داریم که هم در راجع به مسائل فرهنگی بیشتر بتوانیم کار کنیم بخصوص در خود قم، و هم یک هیئتی از خیرین که بتوانند کمک کنند که انشاء الله این کار انجام بگیرد.@ ما در قم کسی را نمیشناسیم حالا انشاء الله برای یکشنبه 28 دی ماه بعد از نماز مغرب و عشا در مؤسسه انشاء الله یک جلسهای را برای این کار در نظر داریم عزیزانی که میتوانند کمک فکری و فرهنگی در مورد مسائل فرهنگی و تبلیغی در راستای کار مؤسسه بدهند.@ یعنی مباحث خانواده، معارف و مهدویت، این سه تا که موضوع کار مؤسسه هست مهدویت، خانواده تربیت و مسائل معارفی که الان داریم مسائل اجتماعی که هست و یکی هم مباحث تبلیغ خارج از کشور، مباحث ترجمه کتاب، مباحث بینالمللی که ما الان به شدت درگیرش هستیم و خیلی هم در فشار هستیم کمک فکری به ما بدهند.@ بحث فضای مجازی آنهایی که توانایی در بحث فضای مجازی دارند گسترش معارف در فضای مجازی، کار کردن در فضای مجازی حتماً جلسه را تشریف بیاورند کسانی را ممکن است شما بشناسید من نشناسم.@ ولی حتماً تواناییهایی دارند از آنها دعوت بفرمایید و خیرینی که کمک بکنند به اینکه ما بتوانیم یک فضای خوبی در قم تأسیس کنیم و ایجاد کنم و هم اینکه روشهایی را برای به قول مقام معظم رهبری کار فرهنگی کار اقتصادی نیست.@ ما نمیتوانیم خیلی از طریق کار فرهنگی، میشود ولی کم، ولی بالأخره باید یک پشتیبانی اقتصادی باشد بعضی از عزیزان گفتند که ما طرحهای خوب اقتصادی داریم یک کسی ممکن است به ذهنش برسد طرحهایی که بشود یک کاری بکنیم که بتوانیم از شرمندگی این همه جمعیتی که به ما مراجعه میکنند در بیاییم.@ یک موقع هست که آدم میخواهد جهیزیه بدهد فقیر هست مشکلات مریضی هست از اینها هم خیلی به ما مراجعه میشود ما در این قسمت هم خیلی داریم کار میکنیم مؤسسه یک بخش خیریه هم دارد ولی ما از هزار نفری که به ما مراجعه میکنند ده نفر بیشتر نمیتوانیم جواب بدهیم این بخش را هم داریم.@ ولی موضوع ما اصلاً موضوع خیریه نیست بحث ما بحث فرهنگی هست ما الان با ایتام و فقرای فرهنگی بیشماری روبهرو هستیم که از مؤسسه درخواست و توقع دارند به هر حال گرفتارند نیاز روحی و فکری و معنوی و آخرتی و مسائل خانوادگی و پیوند و مسائل تربیتی و زندگیشان به اینها بستگی دارد به این خوراکها و این نوع کارها و آموزشها و دورهها.@ ما الان تقریباً سالی نزدیک به سی میلیون تومان فقط باید سیدی و کتاب رایگان به کسانی بدهیم که میخواهند، نیاز دارند و حقشان هم هست اما هزینه تهیه اینطور چیزها را ندارند حداقل فقط در بخش سیدی و کتاب، بخش دارو و پزشکی و بخشهای دیگر که در مؤسسه هست آنها جای خودش، آنها هم برای خودش داستانی دارد.@ لذا احتیاج داریم که از دوستان از افکار و تواناییهایشان بتوانیم استفاده کنیم که بتوانیم انشاء الله یک بنیاد و سازمان قدرتمند ایجاد کنیم که کمتر شرمنده بشویم و انشاء الله به وظائفمان نسبت به وجود مقدس آقا امام زمان(ع) عمل بکنیم.@ بنابراین انشاء الله من از همه عزیزان دعوت میکنم که انشاء الله آنجا باشند هر کس هم میشناسید که میتواند کمک بکند به این دو جنبه فرهنگی و اقتصادی دعوت بکنید از خیرین اگر کسی میشناسند حتماً این کار را بکنند.@ با همدیگر پنج مرتبه آیه شریفه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیان، مسلمین و مستضعفین جهان، رفع اضطرار از زندگیهای خودمان، شفای مریضان، حل مشکلات جوانهایمان، و شادی اموات، مؤمنین و مؤمنات مسلمین و مسلمات، بدوارثان و بیوارثان با همدیگر این آیه شریفه را میخوانیم.@ (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@