جلسه 034 - غفلت
شماره جلسه
34
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
10
روز
29
متن کامل (خام) ‌ جلسه 034 - غفلت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین وصل لله علی محمدوآله الطاهرین ولعنت الله علی اعداهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین*

سلام و صلوات ودرود ورحمت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.

جلسه گذشته بحثی با عنوان تغافل را آغاز کردیم و گفتیم این بحث با وجودی که بسیار مهم است ولی خود این بحث تغافل مورد غفلت قرار گرفته وجایگاه فوق العاده مهمی دارد وتعبیری که حضرت امیر (ع) دارد که میفرمایند :ان العاقل نصفه تغافل و نصفه احتمال ....شخص عاقل نصف شخصیتش تحمل ونصف دیگر آن تغافل است .در حرکت به سمت آخرت که ما الان در جهنم هستیم چون که حضرت فرمود الدنیا متن الجهنم : یعنی ما روی صراط الان داریم حرکت میکنیم .صراطی که از مو بارک تر از شمشیر تیز تر است اگر کسی تغافل نداشته باشه سقوطش حتمی است .چون تغافل مثل بقیه صفت های نیک نیست .تغافل اصل متن یک شرط اساسی است .ببینید مثلا در اتومبیل یک سری چیز ها ز هست که اگر نباشد اتومبیل حرکت نمیکند مثل چرخ یا موتور اما یک سری چیز ها هست که در نبودن آن هم اتومبیل حرکت میکند .تغافل یکی از صفت هایی هست که اگر انسان نداشته باشد حتما در روی صراط سقوط میکند شما ببینید یک بند باز که روی یک بند راه میرود اگر نسبت به بسیاری از عوامل درونی وبیرونه که ممکن است هواسش را پرت کنند تقافل نداشته باشد سقوط میکند چون باید تمرکز کلمل روی طناب داشته باشد .کسانی که آدم های سخت گیری هستند ومیخان همیشه همه چیز اون جوری دوست دارند بر وفق مرادشان باشد این ها نه دنیا دارند ونه آخرت .از نظر پزشکی افرادی که فوق العاده منظم هستند وسواسی ها وافراد نظامی که نظم بسیار خاصی دارند ناراحتی های روحی وروانی حتی در سنین جوانی هم به سراغشان میاید .سکته های مغزی وقلبی بیشتر یراغ کسانی میاد که میشه میخان همه چیز را خیلی دقیق بدست بیارند چون همیشه همه چیز اون طور که ما میخاهیم نمیشه چون با آدم هایی زندگی میکنیم که روی آنها تسلطی نداریم خیلی از شرایط با ما هماهنگ نیست اگر انسان بخواهد همه چیز با او هماهنگ باشه وقطعا همه چیز هایی را که میخاد بدست بیاره قطعا دچار شکست میشه حالا مثلا یه آدت هایی در مجردی داره انسان ومیخاد این آدت ها را در زندگی زناشویی هم حفظ کنه وسواس هایی داره آدت هایی داره اگر بخاد همه چیز هایی که در مجردی داره در زنا شویی هم داشته باشه قطعا شکست میخوره باید یه تغیییر وتحولاتی ایجاد بشه .مسئله تقافل دامنه فوق العاده پیچیده ای داره وما هم فقط دآن را برای هفت سال اول تربیت وهفت سال دوم وسوم گفتیم .در روابط زناشویی بسیاری از موارد است که باید مورد تقافل قرار بگیره حالا نه این کگه انسان بی توجهی وسهل انگاری انجام بده ولی این که بخاد همسرش همه شرایط اون را داشته باشد امکان پذیر نیست الال خره زن ضعف هایی داره شوهر ضعف هایی داره انسان وقتی به یه آقا بله میگوید باید بپذیرد که این آقا مجموعه ای از نقاط قوت وضعف است .واون چیزی که ما درذهن میپرورانیم درباره طرف مقابل این طور نمیشود مثلا من این خانم را پسندیده ام ولی ممکن است پدر یا مادر ش اون طور که میخام نباشند واگر کسی بخاد با همون نازک نارنجی بودن شرایطی که خونه پدر داشته بیا د خونه شوهر خوب مشکلات زیادی پیش میاد ونمیتونه دوام بیاره برای همین هم است که در کشور ما از پنج ازدواج چهار تای ۀن شکست میخوره این به خاطر اینه که روحیه تقافل وتجاهل نیست در بین آنها و باعث میشه که دعوا وجروبحث بالا بگیره میون آنها ومسئله فقط هم در حد خانواده نیست برای محیط تحصیل در اداره در اجتماع و... فرادی هستند وشرایطی است که همیشه بر وفق مراد ما نیست حتی از نظر معنوی کسانی که میخان همه چیز صد درصد معنوی ومطابق میلشان باشه با هیچ کس نمیتونن کنار بیان .من یه دوستی دارم یه اخلاق خوب داره یه اخلاق بد نمیشه که صد درصد مطابق میل من باشه شاید آلودگی های گناهی داشته باشه و.. من لم یحتمل زلل اخی مات وحیدا حضرت میفرماید : کسی که لغزش های برادرش را نمیتونه تحمل کنه تنها میمیره.آدم های این طوری هم به خودشون هم به بقیه فشار میارند ما باید بتونیم روحیه تقافل را در خودمان تقویت کنیم وقتی حضرت میگه نصف شخصیت عاقل .بزرگان میگویند :العقل ما عبد به الرحمان وتوصف به جنان عقل اون چیزی است که با آن الله پرستش میشه و با آن بهشت بدست میاد .حالا این عقلی که بهشت ساز است 50 درصد بهشت سازی با تقافل است .حالا یه آدمی یه نقاط ضعفی داره مانیاییم مگس وار بنشینیم روی نقاط ضعف از اون همه خیرات بگذریم .وقتی این روحیه بدست بیاد ما هم خودمون بسیاری از اسم های خدارو ازدست میدیم مثل اسم عفو ،غفور،رئوف،کریم .کسی که تقافل نداره به هیچ وجه به این اسمائ الله نمیرسه .هم خودمون خیلی ضرر میکنیم هم در این رابطه به دیگران خیلی آسیب میرسونیم . ما باید این رو یاد بگیریم که حضرت فرمود: اذا لم یکن ما ترید فارد ما یکون : اگر اوضاع احوال اشخاص اون جوری که تو میخای نیستند .اونی که هستند رو بخواه .سریع به دنبال دعوا وبه هم زدن کار وطلاق و... نرو خیرات یه چیزی رو ما نمیدونیم وفقط نبال نقاط ضعف آن هستیم همیشه شیطان مارو به این مسیر میکشونه که سریع قیچی بزنیم . این چیزی است که اگر خدا بخاد با ما این گونه رفتار کنه یک نفر امرزیده نخاهد شد ...وان کرهتمو هن فعصی ان تطفع شیء و یجعل الله فیه خیرا کثیر خدا میگه بعضی هایتان از همسرانتان خوشتون نمیاد .خوب از همسرم خوشم نیومد باید طلاقش بدم ؟ زود بریم دعوا راه بندازیم ناسازگاری راه بندازیم .خدا ببین چطور روحیه تقافل را به ما تزریق میکنه میگه وعصی ان تحبو شیء و هو شر لکم این جوری نیست که هرچی شما می خاهید خوب است ومیپسندید خوب است وهرچیزی که شما بدتون میاد شر باشه وعصی ان تکرئو شی ء وهو خیر لک خیلی چیز ها هست که شما بدتون میاد ولی به نفع شماست خیر کثیری در آن است حضرت علی (ع) به خدا میفرمایند که من رضای تو را می خاهم مگه رضای من تو اون جایی است که تو بدت میاد بدمون میاد ولی به نفع ماست منابراین آدم هایی که خیلی گیر میدن و حساس هستند فقط فشارقبر را برای خود ذخیره میکنند آدم هایزی که در برخورد هر جریان فقط به فکر ایراد گرفتن هستند میگردند اون ضعف ها ولغزش ها رو پیدا میکنند . پس هم تقافل وهم تجاهل که بعدا در باره تجاهل بیشتر صحبت میکنم .بدون تقافل هیچ گاه انسان نمیتونه قلب سلیم بدست بیاره بدون تقافل وتجاهل انسان به شدت روحش آسیب میبینه مریض میشه جریحه دار میشه غصه های زندگیش بالا میره از طرفی پیغمبر میگه :من بکا علی الدنیا دخل النار : کسی که برای دنیا گریه میکنه داخل جهنم میشه یعنی اگر حوادث دنیا بتونه گریه اش را دربیاره وعصبانی اش کنه از طرفی کسی که تقافل نداره نمیتونه از حوادث دنیا عصبانی نشه . چطوری میتونیم به دنیا گریه نکنیم اینکه توجه داشته باشیم یه جاهایی خودمونو بزنیم به بیخیالی تقافل سرجای خودش تحمل سرجای خودش یه چیز دیگه هست خدا رحمت کنه استاد ما حضرت ایت الله مجتهدی می فرمودن که رو این رو بعنوان یک ذکر داشته باشید که در همه حوادث و مشکلات این و بگید این ذکر رو این یه ذکر هست ادمو خیلی اروم میکنه که این نیز بگذرد پس ما باید موضوعات دنیا داریم هستش که مجموع نگر هست که جمع جبری میکند یابا اشخاص داریم بایس جمع جبری بکنیم اینکه من همیشه باید موفق بشم یا من همیشه باید بهترین نمره رو بیارم یک کسی هست نمرش هیجدهه افسرده هست اما یکی دیگه هست نمرش شانزدهه ادم شادی هم هستش موفق تر هم هستش یعنی من الان خودم دارم اعتراف میکنم که تغافل چیزی است که باید در موردش فکر زیاد بشه بعد ابعاد مختلفش رو در مختلف زندگی استخراج بکنیم معصوم داره با ما سخن میگه تو لباس پوشیدن تو مسافرت توی عبادت توی سفرهای جمعی سفر حج ما امسال مشرف بودیم گاهی پیرمرد پیر زن های مقدس امده بودن دوست داشتن همه چی طبق میل اونها باشههی دعوا میکردن با هم مشکل داشتن سر غذا سر سفره سر نوشابه سر سالاد سر خوردنیها ولی یه ته دیگ نرسه میگه مگه میشه به همه ته دیگ برسه به من نرسه خیلی چیای دیگه هست که تقافل وتجاهل ندارن حالا یه چایی گذاشستن جلوش سر د بود میگه این چیه مثل آب حمام میمونه .چیه این . بابا خانم شما چند سال داره در خانه غذای خوب میپزه حالا چند سری غذ ابد شد گفتن داره مادر شما همین طور چند سال داره خدمات درجه یک میده حالا چند سری این خدمات درجه دو شد گفتن داره خیلی بی انصافیه آدم به زبون بیاره داری ده سال سوپ میخوری یک بار یه سنگ اومد تودهنت این گفتن نداره این سنگ رو در اره چرا ماهی دوست داریم انتقاد کنیم چرا دوست داریم نقاط ضعف رو بزنیم تو سر طرف مقابل چرا هی هز ار تا چیز خوب رو نمیبینیم همون نقطه ضعف رو در میاریم .اگر انسان تقافل نداشته باشه مربی خوبی نیست نه همسر خوبی نه معلم خوبی ما مربی داریم در قران در قرائت در تجوید در حفظ مربی قرانه یه کاری میکنه که استعداد روخانی روان خانی تجوید صوت لحن و....یه بچه ای که تازه شروع کرده یا یه پیر مرد پیرزن که تازه شروع کرده رو میکشه .میگه خوب خانم شما بخونید آقا شما بخونید . به بچه اش مثلا میگه بابا من یه سوره حفظ کردم قراره جایزه هم بگیره میگه خوب بیا بخون ببینم ...آقا تو باید بفهمی که این طرف برای حفظ کردن این جزء کار کرده وقت گذاشته حالا ممکنه چهار جا گیر کنه ریپ بزنه این اومده چشمش به جایزه است...غاط بود این جا غلط بود خراب بود ...آقا یه غلط رو بگو سه تا رو رد کن علط گرفتن شما کمکی به اون نمیکنه که خودش بعدا برطرف میکنه .ما بچه داشتیم تا اخر عمر از قران فراری بود چون دفعه اول برای باباش قران خوند باباش از اول تا آخر ازش غلط گرفته بود درست هاش رو ندید فقط غلط هاش رو دید .بعضی ها فققط بلدن ایراد بگیرن نقاط ضعف رئ بگیرند ....بیا حمد وسوره ات رابخون ببینم .این که غلط بود این اینجوری او ایجوری خوب این تمام اعتماد به نفسش رواز دست میده میخاد مقدس بازی در بیاره ما چقدر معلم داریم که احکام درس میدن خانم جلسه ای هایی که چهار تا چیز هم روی مسئله میگذارند یعنی اگر ایراد هم نداشته باشه خودشون از خودشون فتوا در میارند مردم را هم وسواسی میکنند .دین سخت نگرفته اونا سخت میگیرند .اصب یسر ولا تعسر .اونی هم که دین هست آدم باید ملاحضه کنه حضرت فرمود میخای تبلیغ کنی آسون بگیر به مردم سخت نگیر باید مدارا بکنی با مردم اگر کسی روحیه مدارا نداشته باشه هم خودش باید فشار قبر زیادی رو تحمل کنه هم دیگران رو به آلودگی میاندازه ...مدارا خدارحمت کنه مرحوم شرفی رو یه کسی اومده بود پیشش مسلمون بشه فرمود شما همون دو رکعت بخونی بسه فعلا همین دو رکعت آهسته اگر پیامبر از روز اول میخاست هی ایراد بگیره کاری نمیشد بکنی . تقافل یعنی شما خیلی چیز ها رو نبینی بعضی از چیز هخای اصولی را جا بندازی یواش یواش دست یه نفر رو بگیری بری .الان یه جوان داریم عصبی است دوران بلوغ را میگذراند اگر بخاهی هر دفعه با این جوان با نوجوان بحث کنی توسرش بزنی هی رفتار های غلط رو به خوردش بدی این هیچ وقت دیگه فرصت رشد نداره .دو تا مربی هستند یکی وقتی میری پیشش بهت میفهمونه که تو چقدر آدم بد بختی هستی ویکی دیگه میری پیشش بهت میفهمونه که چقدر قابلیت داری و جای رشد چقدر میتونی به مشکلاتت قلبه کنی این دوتا با هم خیلی فرق داره .من یه زمانی که مینشستم دفتر ومشاوره میدادم .خیلی از زن و شوهر هایی که خیلی از هم بد میگفتند ومیخاستند از هم طلاق بگیرند .یه لیستس میگذاشتم جلوی آنها فهرستی از بدی ها وفهرستی از خوبی ها میگفتم بشین خوبی های شوهرت رو وبدی های او رو هم بزن همین طور به مرده .در این سالها حتی یک بار ندیدم زن وشوهری تعداد بدی هایی که میزنند از تعداد خوبی ها بیشتر باشد خوب بی انصافیه دیگه بعد میبینه علامت زده میگه اه میبینه مثلا بدی هایی که زده ده دوازده تا است ولی خوبی های او پنجاه تا است .مرده هم همین طور حتی یک مورد هم خلاف این رو ندیدیم با این که میخان از هم جدا بشن. به پیامبر فرمودند شما آیشه را چطور تحمل میکنید فرمودند خوبی هایی هم داره به خوبی هاش نگاه میکنم .قهر طلاق ترد کردن ،پرخاشگری نق زدن قر زدن اینا باعث میشه هیچ سازندگی ای ایجاد نشه .چقدر ما ها به اسم مذهب خودمون . این یک قاعده است که پیغمبر به ما یاد میده خیلی مهمه این در ایجاد روحیه تقافل .حضرت میفرمایند شما درخت رو در چشمهای خود نمیبینید اما خار را در چشم دیگران میبینید .معمولا ایراد هایی از بقیه میگیرید که خودتون بیشتر از بقیه این ایراد هارو دارید این خود شیفتگی خود پرستی اوجب باعث میشه که به بقیه همش نقد بزنیم در حالی که خودمان ضعف های خیلی بیشتر از طرف مقابل داریم . یا عبید اسوء تلومونه : خیلی جالبه حضرت میفرمایند : ای مردمان بد مردم را ملامت میکنید به خاطر ذن ها وگناهای خودتون اما خودتون را بخاطر یقینی که به عیب های خود دارید .با خودتون خیلی راحت کنار میایید با ضعف های خود خیلی راحت تقافل دارید .من میدونم اهل غیبتم راحت غیبت میکنم چون خدا مبنای ریاضات اعمال است وقیمت ها دست خدا است خدا میگه یک غیبت از هفتاد تا زنا بد تر است من میدونم اهل غیبتم اهل حسادتم اهل سوء ذنم و...ولی خدا نکنه یک زن دچار یک فحشا شده باشه یکی یکی رو سیقه کرده باشه یا سیقه شده باشه ما به اندازه یک زنا اون رو میدونیم.حضرت میفرمید مداحمه مکنید با عیب های خودم خیلی راحت کنار میام غیبت که به اندازه هفتاد تا زنا است راحت انجام میدم ولی گناه مردم را خیلی بزرگ میکنم ما سر خودمون شیره میمالیم .با ضعف های همسرمون یا بچه مان کنار نمیایم .این نا جوان مردی است این بی انصافی است . دامنه تقافل فوق العاده وسیع است و مهم است باید پنجاه جلسه راجع به آن سصحبت شود وتمرین هم لازم دارد تقافل یک مهارت است دانش نیست که بگیم یاد گرفتیم .مثلا آب کر این طوری است یاد گرفتیم نه یه مهارته یه صفته یک خلق است که باید در ما ایجاد بشه .من الان سر سفره خیلی چیز ها را نباید ببینم در روابط زناشویی در مهمونی خیلی چیز ها را نباید ببینم تو مسافرت در معامله در کار درسی و....باید تمرین بشه اگر روحیه تقافل نباشه شخص دائما جلز وولز داره .پیامبر میگه من بکاء هلیالدنیا دخل النار ومیگه المومن داءم النشات .نشاتش دائمی است علامت دین ما شادی وآرامش است .وقتی من تقافل نداشته باشم چطور میتونم شاد باشم وجهنمی نباشم .اگر کسی تقافل نداشته باشه نسبت به ضعف های خودش اعتماد به نفسش از بین میره . من مظهر خدا هستم خدا همه اسماء وصفاتش را به من داده من میتونم با وجود ضعف ها وگناهان ولغزش هایی که دارم میتونم رشد کنم .در حمله های شیطان گفتیم حمله عقب گذشته بود .گذشته ات را خیلی به رخ میکشه در گذشته سه چیز است که میتواند یک نفر را تا آخر عمر بدبخت کنه قیامت وآخرتش را هم ازش بگیره گناهان ،کدورت ها ، وشکست ها شیطان هرسه را به رخ آدم میکشه که تو آدم گناه کاری هستی پلیدی و.. کاملا امید به الله را از انسان میگیره رحمت ورئفت الهی را از انسان میگیره .یا ضعف هاتون را به رخ مان میکشد که تو اصلا این کاره نیستی عرضه این کاررانداری تو نمیتونی تو نمره هات اینه توکودنی وکدورت ها . خدا رحمت کنه علامه طباطبایی را میگفت من اینقدر کودن بودم که جامعه مقدماتی را که طلاب یک رسال میخوندند من چهار سال خوندم درود بر معلم های علامه طباطبایی درود براون مدارسی که علامه در آن درس خوانده.اگر قرار بود بگن تو به درد طلبگی نمیخوری دیگه ما علامه طباطبایی نداشتیم .خیلی وقت ها افراد در مورد خودشون هم این را میپذیرند ...بله من دیگه شکست خوردم . خوب میتونم دوباره بخونم بله من یک گرفتم دو گرفته ام دفعه دیگه میگیرم پنج ودفعه بعد هشت ...چرا نا امید بشم تمرین میکنم .بشینم غصه بخورم خوب قبول نشدی که نشدی سال دیگه .ما اینقدر به بچه هامون فشار آوردیم که دارن افسرگی میگیرند .اگر قرار بود هی بزنند تو سر علامه که چرا قبول نشدی که دیگه علامه درست نمیشد.تو به درد حفظ نمیخوری ،تو به درد فلان کار نمیخوری .هم ما تو سر بقیه میزنیم وهم شیطلن تو سر ما میزنه . یکی از مخترعین بزرگ دنیا خیلی کودن بود اگر اشتباه نکنم ادیسون بود مدرسه اخراجش کردند بخاطر همین کودنیش .مدیر مدرسه نامه داده بود گفته بود بده به مادرت در نامه نوشته بود چون بچه شما کودن است ما نمیتوانیم در این مدرسه او رانگه داریم .بچه به مادرش گفت چی نوشته مادر گفت نوشته چون بچه شما هوش بالایی داره ما نمیتونیم نگه داریم و همون باعث شد که او بشه مخترع.ما تا حالا زیاد شده که مدیر متوجه نشده یا اصلا طلبه ضعف داشته اخراجش کردند یا دانشجو را اخراخ کردند این پایان کار نیست .یه تغییر یه جابجایی یه تصمیم یه شروع دوباره .یهطلبه در یه مدرسه زیر نظر قوانین خورد کننده یه مدیر نادانم یا سخت گیرلله میشه خورد میشه همون طلبه میره یه مدرسه دیگه شکوفا میشه همه استعداد هایش .قوی میشه میشه یه عالم برجسته من دیشب اومدم حجره شما را کنترل کردم شما نماز شب نخونده اید شما به درد این مدرسه نمیخورید .داریم ها این جوری چقدر علما رو به اسم دین نابودشون کردیم استعدادهاشون رو کور کردیم از دین هم متنفرشون کردیم ما باید نسبت به عیب های اطرلفیان مون خیلی تقافل داشته باشیم .فرصت بدیم نه این که بیخیال بشیم .مثلا یکی درگیر کنکوره یا عروسی یا سربازی الن وقتش نیست که به خیلی از چیز ها گیر بدیم .بی موقع نباید بریم سر بختش چه در زندگی خودمون چه در زندگی دیگران باید اجازه بدیم شکست بخوره تا بعد بتونه خودشو بالا بکشه ولی اگر در غیر این صورت با شه به مشکل برمیخوریم یه روایت اشاره ای است ببینید که چقدر صحیح است این فرمایش : من لم یتقافل ولا یقض عن کثیر اامور تنقضت مئیشته : از امیر المومنین است میفرمایند کسی که تقافل نداشته باشخ واز (بسیاری) از اور نتواند کگه چشم بپوشد زنگی اش تلخ میشه این تلخی از اون تلخی ها نیست که اگر دنیات تلخ باشه شیرینی آخرت داشته باشه پیامبر(ص) فرمودند : مرارت الدنیا حلاوت الاخرت .تلخی دنیا شیرینی آخرت است این تلخی هایی که دراثر بداخلاقی وبی تقافلی است فشار قبر را چند برابر میکند هم دنیا وهم آخرت را خراب میکند . تنقصد ایشته این دقت کنید خیلی فرمولا رو عوض میشه .کسی که در دنیا آدم شاد وآرامی نیست در آخرت هم شاد وآرام نیست .کسی که از آب از غذا از همسر از گل از آفرینش خدا .خدا میگه من همه دنیا رو قشنگ آفریدم احسن کل شئ.وقتی هی نق میزنم قر میزنم به همه چیز پس من با خدا نظرم یکی نیست خدا میگه من همه رو زیبا آفریدم ..هر آن چیزی که در سحرا نهادیم ............تو زیبا بین که ما زیبا نهادیم هی میگه نه اینجاش ایراد داره این ایراد داره .این آدم چطوری میتونه به خدا نزدیک بشه خدا یی که برای من زیرسوال میره وهی نقد بهش میزنم نمیتونه محبوب من باشههرچی که در بهشت است یک عصاره چند ملیاردم آن را دنیا گویند .کسی که از این نمیتونه لذت ببره از بهشت هم نمیتونه لذت بره.خدا میگه شما هرگز نمیتوانید نعمت های من را بشمارید وحتی نمیتوانید شکر یکی از نعمت های من را به جا بیاورید آن وقت چطور تا یه چیزی را ازتون میگیرم خدا وپیغمبر ودین همه زیر سوال میره ارتباطت با همه ضعیف میشه با خدا ضعیف میشه .ما غرق در نعمت های خدا هستیم در اقیانوس بیکران نعمت حالا اگر اتفاقی بیافته مثل اینه که چهار تا کاسه آب از این اقیانوس برداشته باشند .ما میشه غرق نعمتیم .کسی که غم زده میشه دیگه تقافل ندا ره وکسی که باداشتن هزاران حسن با یک نقطه ضعف میگه من دیگه نمیتونم تحمل کنم این آخرتی هم نخواهد داشت .لذا آدمی که اهل تقافل نیست وتجاهل نیست عبد الحمن دیگه نمیتونه باشه وعبد شیطان است.شیطان وقتی میگه من چهار تا حمله میکنم به بندگانت .لعبدنکم مع صراط المستقیم .من به اون هایی که در صراط مستقیم هستند حمله میکنم یعنی از وقتی شروع میکنن آدم خوبی بشن تازه حمله های من شروع میشهدر صراط مستقیم شیطان این حمله هارو دارد اصلا لازمه نظام خلقت است اینامکان نداره کسی این چهار حمله را نداشته باشه آدم موفقی باشه نیازط ما به این چهار حمله است :لعقعدنکم مع صراط المستقیم ثم لعاتینهم من بین ایدیهم ومن خلفهم وان ایمانهم وان شماعلهم بعد شیطان میگه ثم لا تجد اکثرهم شاکرین بیا تو این تفسیر ها بگرد ببین چند تا مفسر واقعا رابطه حمله شیطان باشکر را گفته باشند اگر کسی پیدا کرد بیا بگه .میگه که تو اکثر بندگانت را شاکر نمیبینی وقتی من حمله میکنم شیطان چه روان شناسی وانسان شناسی دقیقی داره میگه من حمله میکنم رو صراط ولی تو ای خدا اکثر بنده هات رو شاکر نمیبینی خدا هم تائید میکنه ودر قران انتقاد میکنه میگه اکثر بندگان من شاکر نیستند چون تقافل و تجاهل ندارند .هزار نعمت خدا را شاکر نیستند چند بار خدا در قران میگه تایه بلایی میشه ناامید میشن .تقافل صفتی است که سینه انسان را وسیع میکند وضمینه دریافت بسیاری از اسمائ الهی را در انسان فراهم میکند زیر ساخت اون نباشه دیگه شما نمیتونی این اسماء رو دریافت کنی بسیاری از خلقیات الله در ما ایجاد نخواهد شد یه روایت بخونم از آقا امام باقر که میفرمایند :صلاح الشان الناس التعایش والتعاشرمن امکیالن ثلثاه فتن وثلثه تقافل یعنی درستی دیدید میگن فلانی کار درسته .کسی که میخواهدد زندگیش درست باشه .امام باقر میفرمایند درستس زندگی یک نفر ومعاشرت یک نفر یک پیمانه پری است که دو سومش هوشیاری وزیرکی است وثلث تقافل یک سوم هم خود را به غفلت زدن است اگر کسی این یک ثلث را نداشته باشد اون دو ثلث را هم از دست میدهد بدی هاش هم به ضرر خودش تموم میشه لذا باید دائما این روحیه را تقویت کنیم .