جلسه 030 - غفلت
شماره جلسه
30
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
9
روز
24
متن کامل (خام) ‌ جلسه 030 - غفلت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین وصل لله علی محمدوآله الطاهرین ولعنت الله علی اعداهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین سلام وصلوات ودرود ورحمت وبرکات الهی بر همه شما عزیزان.

در ادامه بحث مان درباره غفلت از امشب بحث آثار غفلت را آغاز میکنیم که غفلت چه آثاری را برای انسان ایجاد میکند. گفتیم که غفلت یعنی انسان ماهیت جنینی خودش را در رحم دنیا فراموش کنه و توجه نداشته باشد که بزودی وارد یک عالم بینهایت بزرگتر کامل تر زیبا تر جذابتر به نام برزخ میشود . وتمام مایحتاج اون عالم را خودش باید از این عالم با خود ببرد . در فرمایشی از نبی اکرم (ص) که میفرمایند : ان الجنه قاع صفصف بهشت یک سرزمین هموار و خالی است ولا عماره فیها هیچ ساختمان وعمارتی در بهشت وجود ندارد واین شما هستید که باید کاخ ها ودرختان وقصور وهرچه که هست در انجا بوجود بیاورید بعد سوال کردند چگونه فرمود با اعمال ،اخلاق وایمان واعتقادات خودتون .حضرت میفرماید آنچه که در قرآن از نعمت های بهشتی گفته شده همه محصول اخلاق اعمال وعقید انسان است که برای انسان تمصل میکنه بعد در پایان حضرت میفرماید اونجا قیل هی اعمالکم این اعمال شماست به شما برگردانده شده . پس ما هستیم که بهشت وجهنم را میسازیم اون چه که در جهنم است نتیجه اعمال ماست وهمین طور از نعمت های بهشت غفلت یعنی توجه نکردن به هدف خلقت من برای چی در این دنیا هستم ساختار حقیقی من وساختار روحی وروانی خودم را فراموش کنم . گفتیم که ما پنج شان داریم شان جمادی گیاهی حیوانی عقلی وفوق عقلی که در سه شان با حیوان در شان چهارم با فرشتگان ودر شان پنجم انسان هستیم .البته به این شرط که بخش عقلی ما در استخدام بخش های فوق عقلی ما قرار بگیرد . وقتی انسان یادش میره برای چی به دنیا اومده والا ن باید چگونه زندگی کند وبه کجا میره .از این مسئله وقتی غفلت کرد وبراش مهم نبود .خود به خود به دنبال سازندگی هم نیست .سازندگی تنها زمانی است که انسان یک هدفی را برای خودش میشناسد .مثلا میگه الان دارم تلاش میکنم درس بخونم که فردا ازدواج موفقی داشته باشم وشغل خوب تلاش منوط به این است که انسان یک آینده ای ولو توهم نامه ای را مد نظر داشته باشد .یک ورزشکاری که تلاش میکنه قهرمان جهان بشه یک کمال وهمی بنام پیروزی را در نظر میگیره براش تلاش میکنه آخر میشه قهرمان جهان . درسته این کمال حتی حیوانی هم نیست یک کمال گیاهی است ویک کمال وهمی اما بالاخره یک هدفی است .تلاش وسازندگی زمانی اتفاق میافته که انسان یک غایتی را برای خودش در نظر میگیرد به اون ایمان داره ودوستش هم داره ومیخاد که به اون برسه خوب میاد برنامه ریزی میکنه واطلاعات کسب میکنه دانش اضافه میکنه مسیر را شناسایی میکنه وزیر نظر مربی واستاد مسیر را طی میکند .ولی وقتی یک نفر غافل ازاین است که داره کجا میره اساسا برای چی آفریده شده .این هیچ گاه دنبال کسب اطلاعات نیست چه بخواهد اون رو بکار بگیره .واگر به زور بخواهد این کار را به تحمیل کنیم چون انسی با این کارنداره یاد گرفتن هایش هم مفید نیست .خوب اینجاست که علی (ع) میفرماید :من غفل جهل هرکس که غفلت بورزد نادانی میکند .کسی که غفلت داشت نمیره دنبال اطلا عات وجهالت میورزه .پیامبر فرمودند :ان الله تبارک وتعالی یبقض کل عالم بدنیا وجاهل بالاخرت ..خداوند تبارک وتعالی دشمن میدارد هر عالمی را که جاهل به آخرت است . کی میره دنبال آخرت ؟ کی میره دنبال شناخت ابدیت ؟ کی میثره که 50 سوال آخرت رو بشناسه ؟ کسی که این هارو باور کند وغفلت از آخرت نداشته باشه .حالا وقت جدی میزاره ببینه که برای آخرت چه چیز هایی نیاز داره .. اما کسی که از آخرت غافل است نمیره دنبال این نوع مطالعات .رشته هایی را مطالعه میکنه که کارکرد فقط دنیایی داشته باشه اگر انسان در رشته ای که به آخرت ربطی نداره درس بخونه اشکالی نداره ولی به شرطی که غافل از آخرت نباشه .علم بدنیا بد نیست علم دنیا هم نوعی نورانیت داره اما حضرت میفرماید خداوند دشمن میداره هر عالم بدنیایی رو که جاهل به آخرت باشه یعنی ابدیت رو فراموش کرده آخرت رو فراموش کرده .دنبال اینجور چیزا نیست بره مثلا رساله رو یاد بگیره بره مثلا احکام رو یاد بگیره بره اخلاقیات یاد بگیره.بالاخره با شریعت آشنا بشه با طریقت آشنا بشه با حقیقت آشنا بشه .هیچ وقت به دنبال اینجور چیزا نمیره این میگن آدم غافل آدم غافل چون غفلت داره از اون اون هدف از خودش و ماهیتش و غایتش به دنبال فهم و اطلاعات ومعرفت هم نمیره.اونایی که علاقه به مطالعات مذهبی ندارن همین هستن.کسایی که حوصله مطالعه مذهبی ندارن علاقه به مسجد به منبر به سخنرانی به استاد به مطالعات دینی به رشته های اینجوری ندارن معلومه که این آدم کاملا یادش رفته کیه.اصلا خودشو نمیشناسه.به بلندای ابدیت خودشو نمیشناسه به بلندای ابدیت عاشق خودش نیست غایتشو نمیشناسه عاشق غایتش هم نیست.او فقط در حد کمالات جمادی گیاهی و حیوانی داره تلاش میکنه.او فقط خودش رو یک موجود ممتد از تولد تا مرگ میبینه که تمام هستی و دار و ندارش همین دنیاس.و برای این دنیا غایتهای این دنیا کمالات این دنیا تلاش میکنه .اگر کار علمی هم میکنه واسه این دنیاس.پس این رمزاینه که حضرت میفرماید آدم غافل جاهل هم هست.و کسی که غافله دنبال این جور چیزا هم نمیره.این ملاک فوق العاده دقیق در انسان شناسی و خود شناسی و جامعه شناسیس آدم شناسیس یک کسی که علاقه به مطالعات مذهبی نداره علاقه به مطالعات دینی نداره علاقه به الاهیات نداره قطعا از خودش غافله یعنی خودشو در بلندای ابدیت نمیبینه .قبول نداره جاودانگی رو. با قلبش باور نکرده ابدیت رو.شاید اگه کسی ابدیت رو باور کنه آخرت رو باور کنه قطعا به دنبال این هست که اونجا چه جوری باید زندگی کنه .من الان باید چه جوری زندگی کنم که حیات جاودانه م از دستم نره.سرمایه ابدیم از دستم نره.قطعا شخص میره مطالعه میکنه وقت میزاره جدی تر از هر مطالعه ای جدی تر از هر فهمی و هر شنیدنی به این چیزها میپردازه.وسایر مطالعات و کارهای دیگش تابع این نوع مطالعات میشه .نه اینکه بگه من دکترم مهندسم من چنینم و چنانم وقت ندارم برای اون کارها .حالا یک موقعی مثلا یک مجلس ختمی باشه یک محرم و صفری باشه بشینیم پای یک منبری یک چیزی هم به گوشمون بخوره این خیلی متفاوت هست با اینکه انسان آخرت شناس باشه ابدیت شناس باشه اهل مطالعات دینی باشه لذا امام صادق(ع) فرمودلا خیر فی من لا یتفقهوا من اصحابنا هر کدوم از اصحاب ما که فهم دین نداره خیری هم توش نیستش.تو این آدم خیری درش نیست.لیت السیاه علی رئوس اصحابی حتی یتفقهوا فی الحلال و الحرام ای کاش با تازیانه بر سر اصحاب من میزدن تا حلال و حرامشون رو لا اقل بشناسن.لست لست احب ان عوش شاب منکم الا هادین فی حالین دوست ندارم جوانی از شما رو ببینم مگر اینکه در یکی از این دو حالت باشه .اما عالم او متعلم یا عالم باشه یا متعلم بعد فرمود فان لم یفعل فرط اگر این کار رو نکرده باشه کوتاهی کرده.اگر جوانی از جوانان شیعه یاعلم دین رو یاد نگرفته باشه یا در حال یادگیری علم دین نباشه آدمی هست که قصور داره.کوتاهی کرده درحق خودش.فرط فان فرط ضیع وقتی کوتاهی میکنه خودشو ضایع میکنه.حقوق خودش و دیگران رو ضایع میکنه وقتی نمیدونی سبک زندگی انسانی که منجر به تولد سالم شما و ابدیت و آخرت بشه چیست خود به خود هم خودتو ضایع میکنی استعدادات بی استعدادهای بینهایت خودتو خراب میکنی ودچار خسران میشی و هم دیگران رو ضایع میکنی .پدر کسی باشی فرزندانتو ضایع میکنی همسر کسی باشی همسرتو ضایع میکنی.استاد کسی باشی شاگرداتو ضایع میکنی .رئیس باشی مدیر باشی رئیس جمهور باشی نماینده مجلس باشی زیر مجموعه خودتو ضایع میکنی.فان ضیع اصم اگر ضایع بکنه گناه کرده.معصیت کرده.فان اصم سکن النار وقتی یک کسی سراسر زندگیش غفلت و معصیت شد ساکن جهنم است.والذی بعث محمد بحق قسم میخوره امام که چنین جوانی سر از جهنم در میاره.تاکید امام است برای جوون های خودش برای شیعیان برای فرزندان خودش.ما تحصیل علم برامون واجبه شناخت آخرت ابدیت تحصیل علوم دینی نه به معنای حوزویش نه اون مقداری که نیاز داری از شریعت اخلاقیات و معارف اسلامی.برای هر کس واجبه . اینا واجباتی هست که افراد باید برن دنبالشون.پدر مادرها باید بچه هاشون رو بر این اساس تربیت کنن باید فرزندانشون رو علاقه مند کنن به مطالعات مذهبی و دینی.باید به بجه هاشون بفهمونن که جاودانه هستند و برای تامین سعادت جاودانشون به این تخصص ها نیاز دارن.چطور انسان میگه من یک شان حیوانیشو میشناسه میگه تو این شان حیوانی من باید مثلا رانندگی بلد باشم.خوب حالا باید بره دنبالش یاد بگیره .مثلا تایپ بلد باشم فلان رشته رو یاد بگیرم خیلی خوب این مال شئون دنیایی ماست واجب و لازم برای این شئون دنیایی برید یاد بگیرید.ولی انسان از اون جهت که شان جاودانه ابدی داره به یک سلسله از دانش ها برای تامین سعادت وسلامت دنیا و آخرتش نیاز داره.اونها معارف اسلامین.اگه لازم نبود که خدا اینهارو برامون نمیفرستاد.این دانش ها این معارف اینا برای کیه اینا فقط برای آخوندا هستش نه.طلب علم فریضه علی کل مسلم طلب علم بر هر مسلمانی واجبه و فرمود اون علمی که من میگم واجبه بر هر مسلمونی سه تاست.عقاید اخلاقیات و حلال و حرام.این سه تا رو هر کس باید بلد باشه.وقتی یک نفر این باور رو نسبت به خودش از دست داد اون موقع ست که دیگه مطالعات مذهبی و دینی و فهم و درک و این چیزارو از دست میده.علاقشو از دست میده به اینا.به علوم دنیایی بیشتر رغبت داره تا علوم ابدی و آخرتی.به مطالعات دنیایی بیشتر رغبت نشون میده تا مطالعات دینی.میبینی اینقدر که برای زبان وقت گذاشته برای کامپوتر وقت گذاشته برای رشته های ذنیایی وقت گذاشته برای فهم دینش برای شناخت ائمه برای شناخت پدران آسمانیش خانوادش مادر آسمانیش برای شناختن الله که الاهش هست وقت نذاشته.یا مثلا صد ساعت پانصد ساعت برای کامپیوتر وقت گذاشته.همین وقتو برای شناخت الله مغرفته الله گذاشتی یا نگذاشتی.در اخلاقیات وقت گذاشتی یا نذاشتی برای مطالعاتی که مثلا به عنوان ازدواج تقویت ؤن انعقاد نطفه تربیت فرزند وقت گذاشتی یا نذاشتی.میبینی نه.ولی تا دلت بخاد تو علومی که صرفا ذهنیست یا تاثیری در خوشبختی و شادی و آرامش ما نداره وقت میذاره.اینو بش میگن غافل.لذا حضرت فرمود ابغضوا الرجال الی الله تعالی در نهج البلاغه علی (ع) میفرماید لعبد و کرهوالله الی نفسه جاعر ان قصد السبیل سائل بغیر دلیل ان دعی الی حرص الدنیا عمل و ان دعی حرص الاخره کسل مبغوص ترین آدم ها کسانی هستن که راهنما ندارن مربی ندارن خدا اونهارو به خودشون واگذار کرده.وقتی به متاع دنیا دعوت میشن بسیار رغبت دارن و حریصن و وقتی به متاع آخرت دعوت میشن کسل.تنبل است بی حوصله ست.این همون مشکل عمده ای هست که امام باقر(ع)فرمود کلید همه بدبختی های انسان در دو چیزه تنبلی وبی حوصلگی. بعد میفرماید کانه ما عمل له واجب علیه و کانه ما ونا فیه ساقط علیه انگار اون چیزایی که الان داره عمل میکنه تو دنیا واقعا براش واجب شده که داره وقت میزاره جدی گرفتتش و انگار اون چیزایی که داره درش تنبلی میکنه ساقط شده ازش.این علامت یک آدم غافله.جدی نیست در فهم جدی نیست در یادگیری جدی نیست در حل مسائل و سئوال ها و ابهامات و شبهاتش. ولی راجع به علوم دنیایی وقت داره .عرض کردم ما الان در کشورمون وقتی سی و شش درصد طلاق داریم و از هر چهار ازدواجمون سه تاش شکست میخوره حالا سی و شش درصدش طلاق درصدای دیگشم درگیری و دعوا و اضطراب و ناراحتی.بخش عمدش به خاطر نداشتن مهارت هست در جوون ها.مهارتهای زندگی.ولی وقتی هم بشون میگی نمیرن یاد بگیرن میگه من وقت ندارم.خیلی عجیبه ها.یعنی یک حماقتی در قالب روشن فکری.میگه من استادم.بابا تو استادی هم که میخای باشی باش تو هر رشته ای یک سلسله مهارتهایی برای زندگی برای تربیت فرزند برای انعقاد نطفه برای تقویت ژن برای شوهرداری برای زنداری برای شاد بودن برای کنترل فکر برای داشتن یک قلب آرام لازمه.یک سلسله مهارت هست باید یادبگیریم میگه وقت ندارم.به همین راحتی.وقت ندارم من فقط یه هوشم من فقط دکترم من مهندسم من طلبه ام نمیرسم به اینجور کارها.وقتی بشون میگی درس آقا کمتر کنید فشارو آقا کمتر کنین واحدا رو کمتر کنید.عجله نکنین به بخشهای دیگه وجودتون هم برسید سختشونه انگار.اثر دیگه غفلت قصاوت قلبه.انسان همه ی هستیش دلشه.ببینین این چهارتا بخشو نگاه کنید تو بخش ادراکی بخش حس خیال وهم و عقل این چهار بخش بخشهای مقدماتی وجود ما هستن.بخش اصلی وجود انسان که دااریی و شخصیتش به اون هست و آخرنم بر اساس اون ارزیابی میشه و در واقع اون جنین اصلی در رحم دنیاس بخش پنجم ماست.بخش فوق عقل یا دل ما هستش با محتواش.بارها تو این جلسه گفتیم خدا با دل ما کار داره قیمت یک انسان به این نیست که چقدر میدونه یا چقدر تو معیارهای دنیایی موفقه اصلا اینها ارزشی نداره من چقدر اطلاعات دارم چقدر مقام دارم چقدر مال دارم چقدر شهرت دارم. از نظر حقیقت انسانی و از نظر الله اسمان وقتی من وارد نظلم برزخی میشم تنها یک چیز از من ارزیابی میشه.دل من محتوای دل من این محتواس همه ی حیثیت همه ی دارایی یک شخص همه ی سرمایه ی اصلی یک انسان دلشه و محبوب هایی که داره .با محبوب های ما میسنجنمون.شما هر کمالی رو که عاشقش باشی جمادی گیاهی حیوانی عقلی یا فوق عقلی با اون ارزیابی میشه .مجموعه ی محبوب های انسان رو میریزن تو اینجا تو دل و انسان ارزیابی میشه قیمتش در میاد. خوب برای حیات دنیایی چه دلی لازمه و برای حیات آخرتی . یک دل سالم .شما تو دنیا میخاین زندگی کنین باید یک دل شاد و آرام داشته باشید.دل شاد و آرام دلیست که محتوای آرام بخش داشته باشه شما فکر میکنید که اونهایی که سر از طلاق در میارن دوست دارن اینقدر اضطراب داشته باشن تو زندگیشون .چرا نمی تونن جلوی خودشونو بگیرن چرا نود درصد خودکشی ها ی ما تحصیلات دانشگاهی دارن .می تونن عرزه دارن خودشونو آروم نگه دارن .آروم باش آروم باش اینجوری نمیشه .دل سالم آرامش داره شادی داره.این دو عنصرکه گفتیم در ایمان وجود داره.شادی وآرامش .میزان ایمان هر کس به این دو عامل بستگی داره آدم شاد چقدر شادی داره و چقدر آرامش.المومن الدائم النشاط مومن نشاطش دائمیست.خوب آخرشم که لا ینفع مال ولا بنون الا من اعطی بقلب سلیم.قلب سلیم میخاد دل سالم میخاد دل سالمم معنا کردیم بارها.دل سالم دلیست که سه تا معشوق درش بر همه ی معشوق ها غلبه داره دقت کنید قلب سلیم رو معنا کنیم براتون .قلب سلیم یعنی سه معشوق .قلبی نیست که توش معشوق های جمادی نباشه یا معشوق های گیاهی حیوانی یا عقلی نباشه نه اون اشکال نداره .این قلب از این کمالات و معشوق ها هر چی داشته باشه بیشتر بهتر.به شرط اینکه سه تا عشق درش از همه ی عشق ها برتر باشه.والا ثابته این قلب. یک اهل بیت دو الله سه اهل بیت. و یکی هم جهاد در راه خدا .این نص قرانه ها سوره توبه آیه بیست و جهار.که بیشتر از صد بار براتون خوندم .سه تا معشوق باید تو دل سالم برتر از سایر معشوق ها باشد.الله. اهل بیت و جهاد.اگر این سه تا عشق بر سایر معشوق ها این چهار معشوق پایینی چربید اون موقع ست که این معشوق ها هر چی شما باهاشون باشید آرامش بیشتری بهتون میدن.همون پایینی ها.وعبادت هم هست بودن باهاشون .مدیریت همه ی عشق ها میفته بدست چی؟بخش فوق عقلی ما بخش فطری ما بخش انسانی ما به محض اینکه در دل نظم عشق بهم بخوره مهندسی عشق مهندسی آرزوهای ما بهم بخوره تعادل از دست میره.اون موقع است اضطراب غم غصه افسردگی پژمردگی سرخوردگی میاد سراغ انسان.اون موقع است انسان با یک عشق زمینی نابود میشه.نبودنش خار و ذلیل یک عشق زمینی میشه. وقتی هم بهش نرسه احساس میکنه همه ی دنیا تمام شده.همه ی دنیا رو از دریچه عشق بخش حیوانی و زمینی می بینه. اگر اون باشه همه چیز خوبه اگر نیست همه چیز بده.این چون خودشو نمیشناسه. ولی یک کسی که کاملا خودشو شناخت واون سه معشوق تسلط پیدا کرد بر سایر معشوق هاش .ضمن اینکه از عشق های زمینیش لذت میبره وقتی هم از دستشون هم بده به بدبختی و نکبت وغصه و غم نمیفته.و ما رایت الا جمیل.هر چی که انسان از دست بده براش تولید شادی میکنه .الذین اذا اصابتکم مصیبت قالوا انا لله وانا الیه الراجعون .هر چی که از دست میده شادتر میشه.نه اینکه غصه دار تر بشه از دست دادن اون رو به الله نزدیکتر میکنه.لذا یک روایتی داریم خیلی هم قبلا هم شاید حتما براتون خوندم حدیث قدسی است.خداوند میفرماید تعجب میکنم وقتی یک چیزی رو ازش میگیرن با اینکه با گرفتن اون به من نزدیکتر میشه اما غصه داره.با اینکه به من نزدیکتر شده غصه داره.وقتی یک نعمتی رو بهش میدن با اینکه با اون نعمت از من دورتر میشه ولی خوشحال تر میشهبده دیگه اینجوری.نعمت باید نزدیک کنه انسان رو به خداوند واز دست دادنش هم باید نزدیک بکنه به خدا نه اینکه غصه بخوره.لذا وقتی چه جوری میشه انسان این آرامشو داشته باشه.این شادی رو داشته باشه یک قلب سلیم داشته باشه مهندسی عشق داشته باشه مهندسی آرزوها داشته باشه اینکه خودشو خوب بشناسه.تا کسی خودشو نشناسه اگر علامه دهر مجتهد مسلم علامه دهر هم باشه همه ی علوم اسلامی رو هم بشناسه ولی از نفس خودش غافل باشه باز آدم غصه داریه.باز آدم مضطربیه باز آدم عصبییه باز آدم پرخاشگریه.فقط زمانی انسان به این آرامش میرسه که واقعا عاشق خودش باشه.خودش رو درست به بلندای ابدیت بشناسه و معرفت نفس پیدا بکنه.لا تجهل نفسک فان الجال معرفه النفسهی جاهل به کل شی.کسی که خودش رو نمیشناسه هیچ چیز رو نشناخته .یعنی اگر چهل سال تو حوزه زیر نظر بهترین اساتید دانشگاه درس بخونه وقی نمیدئنه کیه.این دین شناسیش هم فایده ای نداره براش.هی بره تفسیر قران بلد بشه از اول تا آخر.تاریخ اسلام بلد باشه فلسفه بلد باشه کلام بلد باشه نمیدونم هر چی عرفان بره یاد بگیره اصلا به شادی و آرامش نمیرسه.ما باید برگردیم به سیره ای که معصومین برامون مشخص کردن نه سیره ای که مشهور هست وبر ما غلبه کرده متاسفانه .واز توش آدم هایی شاد و آرام بیرون نمیاد.لا تجهل نفسک فان الجاهل معرفه النفسهی جاهل به کل شی.خودت الله هم که بخای بشناسی خودت .دین رو که بخای بشناسی خودت.هر چی بخای بشناسی خودت.پیامبر به شما فرمود شما الله رو میتونید زمانی شناسایی بکنید که اول از نفس خودت شروع کرده باشی.من عرف نفس فقد عرف ربه.عرفانی که از معرفت نفس حاصل نشده باشه فقط یک مشت اصطلاحات ذهنی ست ارزشی نداره.کمکی به آرامش شادی نشاط معنویت و پرواز انسان نخواهد کرد.خوب بریم سراغ فرمایش امام باقر (ع) که میفرماید ایاک والغفله ففیها تکون قصاوت القلب .از غفلت بپرهیز چون در غفلت قصاوت قلبه.قلبت سخت میشه.از نرمی لطافت از قدرت از نشاط از شادی و آرامش میفته.وقتی یادت میره کی هستی مثل جنینی که در رحم مادر داره حرکت میکنه به سمت دنیا. یکساعت دو ساعت حرکتش متوقف بشه تو رحم یادش بره که باید به سمت دنیا داره حرکت میکنه.جریان عضوگیری اندام زایی در بچه متوقف بشه همون یکی دو ساعت بیچارش میکنه.وقتی انسان فراموش کنه که نظام ابدی داره وداره حرکت میکنه به سمت ابدیت و ملکوت وکارهاشو بر اساس این تنظیم نکنه دچار غفلته.ولو مذهبی هم باشه کارش.این خیلی مهمه.دقت کنید.صرف مذهبی بودن کافی نیست.یک کاری رو ما انجام بدیمش باید توجه به نفس به سلوکت به ذاتت درش حفظ بشه.دچار غفلت نشی.دچار خود فراموشی تو اون کار نشی.عادت میشه برات.دیگه رشدی نمیکنی درش.غفلت نداشتن یعنی اینکه هر تص که میخای بگیری در تمتم انتخاب هات ارتباطات رفتار ها و چنیش های فکری هواست به این باشه که از اصل ماجرا دور نباشی.از شدن نیفتی.از شدن اینو دقت کنید خیلی مهمه.علی (ع) فرمود انکم علی الاخره صائرون وعلی الله معرضون.ما از صیرورت نیفتیم.میخای طلبه بشی بشو.از صیرورت نیفتی.خود طلبگی یهو بت نشه برات.میخای دکتر شی مهندس شی میخای مبلغ شی میخای خیاط شی میخای هنرمند شی میخای بنا شی میخای تاجر شی.نیفتی از سلوک از شدن دور نشی.صرف اینکه حالا ما تو تشکیلات مذهبی هستیم دلیل نمیشه که یک شخص واقعا داره سلوک میکنه.معیار داره معیاراشم مشخص شده.تو این کلاس دیگه لااقل تو این چند سال دائما صدها ملاک دادیم.این ملاک ها خیلی مهمه.که آیا من واقعا دارم درست حرکت میکنم مسیرم درسته یا نه.به حسادت نیفتی.به بد بینی نیفتی به غم و غصه نیفتی به کم بینی نیفتی.مهربان بشی.قواعد که نسبت به انسانهای دیگه داشته باشی او سه تا قاعده ای که مثال زدم.هو انت هو رسول الله وهو الله رو رعایت بکنی و آدم ها رو درست نگاه بکنی عاشق انسانها باشی وهر چی که برای خودت میخای برای دیگران هم بخای و هر چی که برای خودت نمیپسندی برای دیگران هم نپسندی.معلومه شخص داره درست رشد میکنه آره این آدم فوق العادس علامه س .نمیدونم بینظیره در فلان رشته ولی وقتی میری از نزدیک باهاش صحبت میکنی میبینی آدم پرخاشگریه آدم بد دهنیه علمش خیلی زیاده درست.آدم غمگینیه آدم افسرده ایه آدم کلافه ایه.اطلاعات هم زیاد داره.یک سی دی.الان یک سی دی اطلاعاتش از ما بیشتره.اگه قرار باشه فقط شرافت به این باشه من محفوظاتم زیاد باشه حافظ کل قران حافظ نهج البلاغه حافظ صحیفه سجادیه .فقه تو ذهنم هست همین پزشکی تو ذهنم هست.بایک دونه سی دی همه ی اینارو میریزن توش.اگر ریخت تو دلت وتونست دلتو مهندسی کنه که سه تا عشق بر همه ی عشقات برتر باشه اینا قشنگه اینا نور میشه.الله اهل بیت و جهاد در راه خدا.اگه این سه تا عشق سه تا معشوق های اصلی تو بودن تو سالمی.اگر نبودن سالم نیستی.ایاک الغفله فان فیها تکون قصاوه القب یعنی اینکه اگر شما از ماهیت خودت ماهیت جنینی خودت و ماهیت رحمی دنیا غفلت کردی قصاوت قلب میگیری.این قلب رفته رفته سخت میشه این دیگه با شنیدن صدای الله تاثیر نمیگیره.قران میفرماید چرا بعضی سنگها از انسان بالاترن؟سوره بقره آیه هفتادو چهار.چرا بعضی از انسانها از سنگ پست ترن؟میگه به خاطر اینکه بعضی از سنگها وقتی صدای خدا رو میشنوند به خشیت اسم خدا تکون میخورن.فان منها لما یحبط منه خشیه الله بعضی از سنگها وقتی اسم خدا رو میشنوند از خشیت خدا یک تکونی میخورن.قصاوت قلب یعنی این که انسان از الله لذت نمیتونه ببره.از زیباترین موجود هستی نمیتونه لذت ببرهدر حالی که خدا میگه باید از من لذت ببرید.با من یاد ا هو دوبی ففرح و بذکری فتلذذ.با من شاد باش از من لذت ببر.میبینی پنجاه ساله داره نماز میخونه اما لذتی در کار نیست. قران میخونه.پیامبر فرمود قران شراب مومنه اما او از قران مستی نداره.شادی درش ایجاد نمیشه با خوندن قران. قصاوت یعنی این غفلت یعنی این میگه بپرهیزید از غفلت درش قصاوت قلبه.ما باید همیشه خودمون رو به قانون هایی که در ما ایجاد نشاط ایجاد قدرت ایجاد ایمان ایجاد نورانیت میکند وصل کنیم.غفلت یعنی من انتخاب هایی در سیستم زندگیم بکنم که از این مسائل بیفتم.یادتون هست که هفته ی گذشته یکی از عوامل غفلت چی بود؟الغفله ترککل مسجد غفلت این است که انسان مسجدی نباشه کسی که مسجدی نیست غفلت داره غفلت یعنی یجوری سر خودتو شلوغ نکنی که به نماز جماعت و مسجد به دعا به حرم نتونی برسی.من یک کلاسی ماهانه دارم مشهد مقدس هرماه دو سه روز اونجا کلاس داریم این دفعه با یک کسی آشنا شدم که چند ساله خادم حرمه هنوز نرفته تو حرم.هنوز نرفته ضریح زیارت بکنه غفلت یعنی این.نمیتونه لذت ببره.خادم حرم هستی که باش تو از الله لذت نمیبری از این امام لذت نمیبری.با این امام انس نداری با این امام زاده انسی نداری این میشه قصاوت.از ذکر با خدا لذت نمیبری.اسم امام حسین که میاد عزاداری که میشه اشکی جاری نمیشه این قصاوته.هر کی میخای باشی باش.ولی تو دیگه مسیرت مسیر انسانی نیست.غفلت یعنی من سبک زندگیمو رو به گونه ای تنظیم که دلم سفت نشه.من استادم من تدریس دارم من مشاورم من نمیدونم میلیونها مخاطب دارم من نویسنده ام من چنینم من فقیهم.من مفسرم .باش عرزه داری که بری دو رکعت تو سجاده نماز بخونی یا نه پرواز میتونی بکنی یا نه.از این نماز لذت میتونی ببری یا نه.این خیلی مهمه حرم میتونی بری میتونی یه ارتباط خوب با این خانم برقرار کنی میتونی وقتی داری میگی عرف الله بیننا و بینکم فاالجنه قند تو دلت دلت آب بشه خدا من وشما رو به هم معرفی کنه . خیلی کلمات قیمتی تو زیارت نامه ی خانم فاطمه معصومه وجود داره.میگی چیزی تو دلت اتفاق میفته یا نه؟غفلت یعنی این به همین سادگی همین جوری قصاوت قلب میاد غفلت یعنی تو قم باشی قمی نباشی یه موقعی بچه های شهر ری رفته بودن خدمت امام صادق (ع) حضرت فرمود از کجا آمدید ؟فرمود از ری.حضرت فرمود مرحبا به اخواننا قومی مرحبا به برادران قمی .گفتند نه آقا ما از ری آمدیم از قم نیامدیم.حضرت دوباره جملشو تکرار کرد دفعه سوم گفتم باز حضرت فرمود مرحبا به برادران قمی ما از نگاه حضرت قمی بودن خیلی بزرگی داره.میگی ری هایی که پا میشن از ری میان نزد ما این مسیر با همه ی خطراتش طی میکنن میان پیش ما قمین.خوب ما قومی هایی هم داریم که قمی نیستن آمریکایین اسرائیلین یه جور دیگه هستن قمی بودن خیلی مهمه .غفلت یعنی از قمی بودن بیفتی .ادوادو انولی در ایتالیا قمیه که شهید میشه و اون ثروت افسانه ای رو به خاطر بسیجی بودنش ارادتش به ایران به امام از دست میده و به شهدت میرسه اون ادواردو از ایتالیا قمیه؟اینجا هم آدم هایی داریم که در مقدس ترین چهره ها آمریکایین در مقدس ترین چهره ها اسرائیلین و انگلیسین. علی (ع) من غلب علیه الغفله مات قلبه هرکس غفلت بش غلبه کنه دل مرده میشه کلافه گی دل مرده گی بی حوصله گی بی نشاطی لذت نبردن از الله لذت نبردن از غیب لذت نبردن از خودمون لذت نبردن از زندگیمون حتی حتی حتی لذت نبردن از دنیا بر محاکمه مال غفلته در قیامت عقاب داریم برای کسی که از دیدن و خوردن آب لذت نمیبره.پس عقاب الاعمال مرحوم شیخ صدوق مراجعه کنید آب این آب به این قشنگی به این زیبایی نگاه کردنش لذت داره خوردنش هم لذت داره.من غلب علیه الغفله مات قلبه دل مرده میشه آدم دلش میمیره پس باید تصمیمانو عوض کنیم سبک زندگیمونو عوض کنیم یه رجوع هایی درست یه توبه هایی بکنیم ما. توبه به سمت سبک درست زندگی استغفار باید کرد توبه باید کرد.باید برگردیم سبک زندگیمونو درست بکنیم .آخرین روایت هم بخونم دوام الغفله یوعم البصیره اینم فرمایش علی (ع) است دوام غفلت کور میکنه بصیرت رو.انسان کور دل میشه وقتی بصیرتش از دست میره اگه این حالت ادامه پیدابکنه انسان میرسه به یه جایی که با دین لجبازی میکنه.امام فرمود رفتم بالا سر یکی از اهل دین داشت میمرد بش تلقین شهادتین کردم.اصلا زیر بار نرفت بگه اشهدان لا الاه الاالله .گفت خدا خیلی ظالمه خدا میخاد منو از زن و بچم جدا بکنه از خونه ای که ساختم .این اهل دین هم بوده.بصیرت از بین میره انسان کور از دنیا میره.میفته به لجبازی.ما چقدر خواص داشتیم تو این سی و چند سال انقلاب خواص کوردل از دنیا رفتن.همه ی مردم دعاشونم میکردن ولی آخرشم ببین چه جوری میمیرن.آدم یه دفعه میفته رو لجبازی غفلت توجه به خود طبیعی و غفلت از خود آسمانی انسان رو ایجوری میکنه.باید پناه ببریم به خدا استغفار بکنیم باید حالت اخبات داشته باشیم باید به خدا بگیم خدایا ما عرزه اینکه بتونیم خودمونو نگه داریم نداریم.لا املک لنفسی نفع ولا ضر.خدایا من همچین عرضه ای ندارم ولا موت ولا حیات ولا نشور انسان با شکسته دلی با اخبات به درگاه خدا خودشو میتونه نجات بده.با خود بینی باپررویی با تکیه به علمش تکیه به معرفتش تکیه به عبادتش اگر بخاد جلو بره ساقط میشه باید این وظایفشو انجام بده اما آخر سر به خدا بگه خدایا دستم خالیه.خدا تو به دادم برس.خدا تو کمکم کن.اگه تو به دادم نرسی لیث لی حول وان تقل بهی ان معصیه باید بریم ضجه بزنیم باید انسان گریه داشته باشه باید انسان ترس داشته باشه باید دستشو بالا ببره به خدا بگه خدایا تو نجاتم بده.خدایا غفلت بر من حاکم نشه خدا من یه انتخابی نکنم گول بخورم.یه ارتباطی برقرار نکنم که فریب بخورم که غفلت برام بیاره قصاوت قلب برام بیاره.باید رفت در خونه خدا که ائمه این همه التجاء داشتن در دعاهاشون برای اینکه اونا واقع بین بودن.حقیقت بین بودند.فلم تغفرلنا وترحم نا لنکونن من الخاسرین این پیغمبر خداست داره اینجوری حرف میزنه.ما خیلی دچار خود شیفتگی میشیم خیلی دچار اعتماد به نفس بیش ازحد بدون اتکا به الله میشیم و این کار دست ما میده این باعث میشه پای ما بلغزه.باعث میشه ما قصاوت قلب پیدا بکنیم .باعث میشه ما دچار غفلت بشیم .هیچ راهی هم نداریم جزهمین که انسان به درگاه خدا بره و برای سلامت قلبش دلش برا عاقبت بخیریش التجاء داشته باشه.قل ما یعبع بکم ربی لولا دعائکم اگر دعای شما نباشه پروردگار هم هیچ اعتنایی به شما نخواهد کرد.دعا از خدا مرکز قدرت مرکز هدایت هدایت بخایم ایاک النعبد و ایاک النستعین