جلسه 022 - غفلت
شماره جلسه
22
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
2
روز
15
متن کامل (خام) ‌ جلسه 022 - غفلت

بحثمان درباره غفلت بود. درباره چیزهایی که می تواند ما را از غفلت دور بکند، مطالبی را خدمت تون عرض کردیم. امشب هم چند نکته از وجود مقدس نبی اکرم و امیرالمومنین همچنین خدمت تون عرض خواهم کرد. اولین فرمایش از پیامبر (ص) هست که «یا اباذر هم بالحسن وان لم تعملها لک الا تکتب من الغافلین» فرمود که ای اباذر تو نسبت به کار خیر همیشه همت و قصد داشته باش حتی اگه انجامش ندی تا از غافلین نوشته نشوی این نکته معرفت نفسی خیلی مهمی دارد و اون این هست که از ظاهر عنوان الباطن. امیرالمومنین (ع) می فرمایند که خروجی هرکس نشان دهنده درون هرکس هست. آن چه که از یک نفر ظاهر میشه چه خوبی ها و چه بدی ها نشان میدهد که یک باطنی در درون شخص هست که تولید این خوبی ها و بدی ها را میکند. در انسان هر دو جنبه وجود دارد هم جنبه الهی و فطری و هم جنبه شر و همیشه بین جنبه طبیعی و جنبه فطری در درون انسان بر سر حاکمیت بر انسان درگیری وجود داره یعنس بخش های جمادی گیاهی و حیوانی یک سوی داستان هستند که بخش حیوانی ما را تشکیل میدند مجموعا که ابزار دست شیطان می تونن باشن جنبه ذهنی و عقلی یه جنبه خنثی هست. گاهی وقتا در اختیار بخش فطری و انسانی قرار می گیره و گاهی وقتا در استخدام بخش شیطانی و حیوانی ما قرار میگیرد. در نهایت آن قوه ای که غالب میشه باطن انسان را تشکیل میده و شکل انسان رو مشخص می کند. این که پیامبر می فرماید امت من روز قیامت به صورت ده حیوان و موجودات دیگه محشور می شوند این به این معناست که آن حیوان خاص که حالا اسم برده این جنبه هاشون غالب بوده در زندگی بر وجود این ها. آن خصوصیت حاکم بوده. خیلی ها هم هستند به صورت انسان محشور میشن. پس همیشه در درون انسان بین این قوا این درگیری وجود داره کس حاکم می شود بر مملکت وجودی انسان، کدام بخش ؟ بخش جمادی؟ گیاهی؟ حیوانی؟ بخش عقللانی و یا فوق عقلانی؟ این ها همیشه در درون انسان هست. جنبه های شیطانی هم وجود دارد. علی علیه السلام فرمود «الشر کائن فی طبیعت کل احد و ان غلبه صاحبه بطن و ان یغلبها ظهر» شر در وجود هر انسانی هست و باید هم باشد. چون انسان باید امتحان بشود. چون موجود مختار باید جنبه شری هم در درونش باشد، تا در مقابل کشش ها بتواند امتحان پس بدهد و خودش را بشناسد و قدرت پیدا کند. موجود مختار همم به شیطان نیاز دارد هم به نفس نیاز دارد. برای اینکه این دوتا نباشند نمی تواند مسیر قرب خدا را طی بکند. بنابراین این لازم هست که باشد. من در کتاب جامعه فرد و جامعه متعالی درباره نقش شیطان مفصل توضیح داده ام که شیطان مثل یک میکروب ضعیف شده است، مثل یک واکسن هست که به بدن می زنند تا انسان برای چیزهای بالاتر واکسینه شود. حمله های شیطان هم که حمله های جلو، عقب، راست و چپ است، آنها هم همین طور است. برای انسان لازم است که باشد تا انسان به قدرت برسد. پس وقتی می فرماید «الشر کائن فی طبیعت کل احد» در فطرت نمی گوید. در طبیعت می گوید. در طبیعت هر کس یعنی این بخش انسان این شر وجود دارد. کشش هایی که برای انسان ایجاد می شود در بخش طبیعت انسان هست. «ان غلبه صاحبه» اگر صاحب اش که بخش فوق عقلانی است اگر بر او غلبه پیدا کند، بطن، می رود پنهان می شود. «و ان لم یغلبها ظهر» اما اگر بهش غلبه پیدا نکند بالا می آید. به محض اینکه خوراک فطری تان کم می شود می بینید حس های حیوانی تان قوی می شود انسان اینجوری است. به محض اینکه کوتاهی کند در ذکر خدا در عبادت، در خودسازی، در ارتباط با قدرت ها و مراکزی که می تواند او را گرم در مسیر خدا نگه دارد، یک تغییر محیط بی موقع می دهد. می رود جایی خانه می خرد که در آنجا محیط طبیعت گراها بیشتر هستند تا فطرت گراها. یک سفر خارج از کشور می رود، خانه اش مثلا از محیط مذهبی و معنوی و ثروتمند فطری بلند می شود می رود به محیطی که کاملاً گدا هستند در آنجا. ممکن است ثروتمند باشند از نظر طبیعت گرایی، خیلی ثروتمند باشد اما در نظر انسانی فوق العاده گدا و ضعیف هستند. آدمی هم که می رود در محیط های طبیعت گرا یواش یواش خودش هم طبیعی می شود و حالش چی می شود؟ حالش ضعیف می شود. چون خوراکش قطع می شود. شما الان برو بالای شهر تهران می خواهی یک مسجد پیدا کنی خیلی سخته تا بخواهی نماز بخوانی. می روی جنوب که منطقه ثروتمندنشین هست، از نظر فطری که منطقه انسان نشین هست، منطقه اعیان نشین هست، درواقع قدرتمندان هستند 500 متر 1000 متر یک مسجد داری، زیارتگاه داری، حرم داری، جلسات زیاد هستند، حسینیه زیاد است اینها منطقه ثروتمند نشین هستند. به منطقه می روی که ثروت مادی شان زیاد است اما ثروت طبیعی شان چی هست؟ کم است، فطری شان کم است، درواقع منطقه گدانشین باید بگوییم. منطقه ای که به راحتی نمی توانی ثروت فطری گیر بیاوری. اکسیژن فطری در آن کم است، خدا رحمت کند مرحوم علامه را، می فرمود در غرب عوامل حیات هست ولی زندگی وجود ندارد. ایزار فقط وجود دارد آنجا. حیات انسانی نیست. آن حیاتی که قرآن می گوید: حیاتی انسانی اصلا وجود ندارد. یعنی شما نمی توانید آنجا اکسیژه فطری پیدا کنید تا بتوانید به عنوان یک انسان نفس بکشید. چون هر چی که هست ثروت طبیعت گرایانه و ثروت شیطانی است. به محض اینکه شما خوراکتان کم شود، این بخشی که بطن یعنی باطن شده، رفته در باطن و پنهان شده، سر می کشد می آید بالا و حاکمیت را به دست می گیرد. برای همین هم واقعا انسان باید برای عاقبت بخیری خودش خیلی دعا کند. چون اصلا معلوم نیست. گاهی می بینی وضع معنوی خیلی خوبی دارد، بی دقتی می کند یک انتخاب غلط، یک ارتباط غلط، یک سفر بی جا، یک انتخاب رشته غلط، یک ازدواج غلط، یک شغل غلط، دیدنی های غلط باعث می شود یک دفعه یواش یواش آن اژدهایی که مخقی شده بود سر در می آورد و همه بالا می آید و وجود انسان را می گیرد و آن بخش های فطرت گرایانه انسان را به زندان می کشد. پس این در وجود انسان این مسئله و داستان هست. باید دائما مراقبت بکند، دچار غفلت نشود، یکسره حواسش باشد که تغذیه اش به موقع باشد، مثل جسمی که ازش غافل کنی، ضعیف می شود، بعد مریض می شویم، انسان مشکلات پوستی پیدا می کند. می رویم دکتر، دکتر می گوید مثلا الان شما پوکی استخوان دارید چون به خودت نرسیدی، کلسیم بهت نرسیده، پوکی استخوان پیدا کردی. فلان مشکل دیگر پیدا می کنی. دکتر آزمایش می گیرد می گوید فلان چیز را که در بدن شما کم هست، باید به شما تزریق شود، باید دارو بخوری یا فلان چیز را بخوری، روح هم دقیقا از نظر غذا همین طور است. انسان باید دائما و مرتب غذا بخورد. هر چقدر مصرف انسان بیشتر است خوراکش هم باید بالاتر باشد. پیغمبر مصرفش بالاست نماز شب بهش واجب است. « إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلًا» «إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلًا» بارش چون سنگین تر است، مصرف معنویتش بیشتر است. باید معنویت بیشتری داشته باشد،

یک کسی در قم با یک نماز واجبی، دعای توسلی، دعای کمیلی، زیارت بی بی فاطمه معصومه سلام الله علیها سر پاست. ولی اگر بخواهد در تهران زندگی بکند با این مقدار خوراک نمی تواند آنجا باشد. چون آنجا مصرف بالا است سوخت معنوی بالا می رود. باید خیلی توجه بکند. اگر بخواهد خارج از کشور زندگی کند، حواسش نباشد، غالبا کسانی که خارج از کشور می روند، غالباً عرض می کنم، بعد از یک مدت کج و کوله می شوند، روحیاتشان کاملا برمی گردد، مصرفشان بالاست. جذب معنویت کم است، غذا با خودشان نبردند، بخش فطری دچار قحطی می شود. یواش یواش ضعیف می شود و بعد از بین می رود. آنهایی که در دانشگاه درس می خوانند، بعد یکدفعه چپ می کنند، برای این است که از اول غذا با خودشان نداشتند یا درست تربیت نشدند یا با خودشان غذا نبردند. مصرف معنوی شان یواش یواش زیاد شده، از این طرف اینها با خودشان خوراک نیاوردند، به ضعف می افتند یواش یواش روحیه ها چی می شود؟ تغییر می کند. این جنگ دائما در بین ابعاد وجودی انسان هست که کشمکش های مختلف وجود دارد.

پیامبر به ابوذر می فرماید که تو همیشه نیت کار خیر داشته باش. یعنی آن بحث باطن هست. باطن هست که خروجی آدم است. اگر کسی عصبانی هست باید باطن سازی کند تا عصبانیتش از بین برود. یک کسی زودرنج است، عصبی هست، یک آدمی که حسود هست، یک آدمی بدبین است، این خروجی اش است. چیز دیگری در باطن آن وجود دارد که تولید حسادت می کند و آن چیست؟ شرک است. توحید یک نفر وقتی زیاد نباشد، کم باشد، و شرکش زیادتر بشود، حسادتش بیشتر می شود. اگر یک کسی خودشیفتگی اش بیشتر باشد، تکبر و بدبینی اش بیشتر می شود. بسته به این است که آن چی هست که این جوری خروجی را بیرون می دهد. وقتی ما خروجی های بد داریم، فقط با خود خروجی مبارزه کنیم. یکی از اشتباهات فرهنگی، تربیتی، تبلیغی، که در روانشناسی های جدید هم خیلی ضعیف و بچه گانه برخورد شده، همین است که ما با ظواهر برخورد می کنیم. مثلا یک خانمی که بدحجاب یا بی حجاب است شما برو هی بهش بگو حجابت را درست کن. شما دارید جنگ می کنید سر یک چیز ظاهر. شما به جای اینکه انقدر درگیر باشی که نماز نمی خواند، هی برو به او بگو نماز بخوان. این نماز یک خروجی هست از باطن یک شخص، بی حجابی، بدحجابی یک خروجی هست. یک میوه از یک ریشه. تو دست بکن تو ریشه. ریشه را اگر درست کنی خود به خود نمازش را می بینی. حجابش درست می شود.... و خیلی چیزهای دیگه هم درست می کنه. ولی تا وقتی که دست روی اون قسمت باطن نگذاشتی هی می خوایی با ظواهر مبارزه کنی، هزینه کنی مبارزه کنی، نیرو صرف کنی برای مبارزه با ظواهر، اون باطن سرجای خودش هست. با مشکل حل نمیشه. حالا تو درستش کردی این فردا با این حجابی که تو بر الان براش داری فردا بره کیش دوباره خراب میشه. میره دبی یک جور دیگر میشود. مبره ترکیه یک جور دیگر میشه. چون مشکل از باطن حل نشده اصلاً. الان ظاهرش خیلی مذهبی معنوی و خوب هست ولی یه تغییر فضا بده کاملا میزاره کنار خیلی از باورهاشو. نمازش هم راحت می تونه بزار کنار. چون باطن سازی اصلا نشده. پس یه کسی که میگه بچه من رفت دانشگاه، چرا بی نماز شد بی حجاب شد رفت نمی دونم خارج از کشور الان اینجوری شده این برای این است که بچه شما این ظاهر آموزش بهش داده شده ولی باطن مناسب با این ظاهر بهش داده نشده. لذا وقتی میره یه جا سریع ازش کنده میشه. مثل یه قاب عکسی هست که خیلی ضعیف چسبوندنش، یک تکانی می خورد و می افتد. زود کنده می شود. این خیلی مهم است. نسبت ظاهر و باطن را خیلی توجه کنید. این خیلی مهمه. حالا پیامبر می فرماید که ابوذر تو همیشه نیت کارهای خیر داشته باش هرچند انجام ندی. چون وقتی نیت می کنی تولید باطن می کند. انسان وقتی همه اش نیت کارهای خیر می کنه اگه من پول داشتم اگه من توان داشتم کاش که شهید می شدم کاشکی می توانستم جهاد بروم، کاش می توانستم نماز شب بخوانم، کاش می توانستم حرم بروم، کاشکی الان کربلا بودم، حالا الان موفق نشدم اعتکاف بروم کاشکی می توانستم اعتکاف بروم، این کاشکی ها خیلی کمک می کند. چون هربار هوس معنوی یه باطن می سازه برا شما همون طور که هر بار هوس طبیعی و شیطانی یه باطن می سازه برای انسان. خیلی ها هستند گناه نمی کنن اما هوس گناه رو دارند. کافی برای آلوده کردن درون. همین که شما هوس می کنی می سازد. می سازد. عکسش می افته در درون شما. خیال سازنده است. اعم از مثبت یا منفی.

یکی از مسایل خیلی مهم در تربیت تولید خیالات مثبت هست باید تو نظام تربیتی باید به گونه ای رفتار بشه که افراد فرصت خیال سازی داشته باشن خیال های قشنگ کنند. دائما ولو انجامش هم ندن. در خیال کارهای قشنگ بکنند. در خیال کارهای مثبت بکنند. در خیال معنویت داشته باشن و ... در خیال پرواز بکنند. در خیال با خدا و اهل بیت باشند. هی می گویند ذکر بگویید «الذین یذکرون الله قیاما و قعوا علی جنوبهم» این در نشستن و رختخواب است دیگر. در خوابیدن انسان باید خیال سازی بکنه یه کسی در رختخواب خیال خودش را نتونه کنترل کنه همان در رختخواب هم داره جهنم می سازد. ولی یه کسی عرضه داره در رختخواب خیال سازهای قشنگ بکنه خوابیده ولی روی سجاده دائما عبادت محسوب میشود. پس ببینید این نقش خیال فوق العاده مهمه. حضرت می فرماید نیتت رو درست کن. این روایتی که حالا مشهور هم شده. انما الاعمال بالنیات اعمال با نیت هاشون هست نیت مبناست یعنی اینکه شما نیتت چی باشه هرچه قدر انسان بتونه نیت هاشو بیشتر کنه قرب بیشتری به حق تعالی پیدا می کنه ولو عمل نتونه انجام بده. فقط باید صدق داشته باشه. نیت های صادقانه خوب بکنه و همیشه قصد کارهای خیر داشته باشه. در وجود باشد. به محض اینکه کار خیر، قصد کارهای خیر در انسان کم و ضعیف میشه انسان یواش یواش باطنش هم تغییر می کند. لذا این خیلی خوب هست که یک نفر بتونه نیت سازی های جاودانه داشته باشه. از نظر طول و یک نیت سازی سازی های جهانی داشته باشه از نظر عرض.

امام امت فرمود: ما غم همه مظلومان عالم رو می خوریم. این یعنی نیت داشتن. یه طلبه وقتی طلبه می شه یه کسی وقتی میره دانشگاه، یک کسی می خواهد بازرگان بشود، تاجر بشود، این فکر رو جهانی بکنه. ما الان چقدر تاجرهای خوب داریم چون افکارشون افکار بلندی هست این ثروت اینها به دین خیلی خدمت می کند. یعنی پول داره ولی پولش داره به اندازه صدها عالم کار میکند. ثواب اون عالم ها هم تو نامه عمل اینه. چون درست داره استفاده می کنه با همین نیت پولدار شده با همین نیت پولش رو خرج میکنه. مثلا من این پول رو گذاشتم کنار که تو حوزه علمیه صدتا طلبه درست بشه وب همین صدتا طلبه تور روز قیامت جزء نامه عمل این هستند. هرکار خیری از اینها صادر بشه. جهانی از نظر طول ها را حداقل و ابدیت از نظر عرض روی زمین. ما غم همه مظلومان عالم رو می خوریم. پیامبر فرمود: من اصبح و لم یهتم بامور مسلمین فلیس بمسلم. کسی صبح می کنه و اهتمام غم مسلمان ها رو حداقل نمی خوره این اصلا مسلمان نیست. اصلا براش مهم نباشه فلسطین یمن نمی دونم غزه، لبنان، عراق براش اصلا مهم نباشد. خدارحمت کته ایت الله بهجت فرمود من اگر برای مسلمان ها دعا نکنم برای چینی ها شبها دعا می کنم. برای غیر مسلمان ها هم دعا می کنم که آنها هم بلا از شون بر طرف بشود. این یک روح بزرگ انسانی است. یک انسانی است که تشبه به اخلاق الهی دارد. رحمت رحمانیه دارد برای همه مردم دنیا و رحمت رحیمیه دارد برای مسلمانان و مومنین. این خیلی مهم است. یه طلبه ای بگوید می خواهم استاد بشوم، می خواهم امام جمعه بشوم، یا قاضی و... بشوم یک وقت می گوید درس بخوانم تا خدمتی جهانی کنم به امام زمان بکنم در همه ابعاد. این دوتا خیلی فرق می کند. ممکنه همه نیت های این افراد به نتیجه هم نرسه ولی این آدم وقتی در روز قیامت محشور می شود، به عنوان یه آدم جهانی محشور می شود. به عنوان یک امت محشور میشه امام راجع به شهید بهشتی فرمود یک ملت بود برای ملت ما. چون شخصیتش بزرگ تربیت شده بود. هرچه قدر هم یک نفر نیت های بزرگ داشته باشد خدا هم به همان میزان رشد بهش میده. به همون میزان خدا روزیش می کند. به همون میزان خدا براش فضاسازی می کنه که بتونه جهانی کار کنه. بزرگ کار کند. کوچک و حقیر نماند. لذا پیامبر می فرماید که هم بالحسن اباذر همیشه این نیت کار خیر و حسنه را داشته باش، و ان لم تعلم، اگر انجامش هم ندی. والا غافل نوشته میشی. یه کسی که براش غزه و لبنان و عراق و یمن... مهم نیست، برایش حوادث جهان مهم نیست، براش مردم دنیا مهم نیست، برایش مستضعفان و ایتام و فقرا مهم نیستند فقط صبح تا شب مشغول درگیری های زندگی خودشه، از فضای زندگی خودش و خانواده خودش ذهنش خارج نمیشه، از مشکلات کاری و درسی خودش خارج نمی شود، خروجی نداره این غافل است. این اصلا اسم نگرفته نه اسم رحمان داره نه اسم رحیم داره این فایده ای نداره اصلا. بارها گفتم این هزار و خورده ای اسم که خدا داره درواقع اسم های انسان هستند و میزان شرافت انسان به این هست که چه تعداد از این اسامی رو انسان جذب کنه و بتونه تو خودش ظهور بده وبتونه بشه و ظهور بده خروجی داشته باشه. پس وقتی یه نفر نیت کارهای خیر ندارد، هی باید هولش بدهی، هی باید به او یادآوری بکنی، هی باید به او تلقین کنی، این از خودش خروجی ندارد. این غافله. همین فقط مشغول کارهای زندگی خودشه. دوروری های خودشه. همین. به هیچ وجه به چیز دیگه ای نمی تونه فکر کنه. بانوانی بوند زمان جنگ شوهرداری می کردند شوهرشون رفته بود جبهه بچه داری می کردند، سه تا هم شهید داشتند بازم خودشون توی یه بسیجی سپاهی مسجدی جایی پشت جبهه فعال بودند خیرات داشتند یعنی خودش هم یک رزمنده بود. این جوری نبود که خودش بشینه در خونه خودش هم فعال بود کلی جریان سازی می کرد. این زنده است. این روح دارد.

آدمی هم داشتیم که سرش در کتاب خودش بود هشت سال انگار نه انگار که جنگی بوده جبهه ای بوده جهادی بوده. اسلام، دین ، تشیع در خطر بوده. همین سرش در درس و مشق خودش بوده. در کاسبی خودش بوده، در تجارت خودش بوده، این اصلا انسان نیست. فلیس بالمسلم پیامبر می فرمایند این آدم مسلمان نیس.ت مومن پیشکش مسلمان نیست. چون روح ندارد برای بیرون. این صبح تا شب درگیر خودشه. پس وقتی کسی صبح تا شب درگیر خودش بود دیگه روزی هم نداره. در جذب روزیش هم به اندازه خودشه اگه این آدم ثروتمند هم بشه مثل یه آدم چاق می مونه که مصرفش مثلا هزار کالری هست بعد یه چیزی می خوره که شش هزار کالری داره بقیه این تبدیل میشه به چربی و قند و نمک اضافه و میشه سرطان میشه بیماری های قلبی عروقی و... گرفتاری دارد. این جذب اضافه به درد نمی خورد. این ثروت و شهرت اضافه، آبروی اضافه، قدرت اضافه، بلد نیستی مصرفش کنی در راه دین نمی تونی بفرستیش به آخرت همه جمع شده، تلنبار شده، کنز شده، وبال گردن انسان میشه. علم اضافه مصرف ندارد. بعضیا می بینی با پنج کلاس درس خوندن در حوزه یا دانشگاه چقدر پرمصرف هستند در جامعه. یه کسی 30 سال هم درس می خونه هیچ خیراتی ندارد برای جامعه اش. یه کسی کارمنده خیرات و خروجی های اقتصادیش بیشتر از یه بازرگانی هست که میلیاردی درآمد دارد. این میشه عفونت میشه چرک میشه گرفتاری، بدبختی و نکبت برای انسان. وقتی انسان نیت های بزرگ دارد، این دائما مصرف دارد. ولو موفق هم نشه. ولی این فعاله این زنده است. این داره شبیه الله میشه، داره به آفریقا فکر می کند، دارد به لبنان فکر می کند، به غزه فکر می کند، به عراق فکر می کند، به داخل فکر می کند، به ایتام فکر می کند، به بی سرپرست ها فکر می کند، همه چیز در ذهنش هست. درس هم می خونه درست می خونه به این بلندا درس می خونه. کار علمی می کنه با این بلندا. این وقتی روز قیامت محشور میشه می بینی یه نفر محشور نمیشه. می بینی یه دفعه یه میلیارد آدم در نامه عمل اینه چون اینجوری ثروتمند زندگی کرده. بزرگ زندگی کردن پول لازم ندارد. دل بزرگ می خواهد روح بزرگ میخواهد. خدا رحمت کنه یه آقایی بود در بازار می آمد سر کلاس من روحش شاد خیلی خوش سلیقه بود یه کسی می خواد پولش رو برای دین خرج کنه میگه آقا فقط شام و ناهار بدید یرای امام حسین (ع) فقط غذا تو همه خونه ها غذا هست به ندرت کسی فقیر هست به معنای واقعی که به این غذا نیاز داشته باشه. طلمبار می شود. مصرف نمی شود و دور می ریزند. نیتش خوبه ثواب هم می بره یکی هست می بینی نه، کار می کرد تلاش می کرد حالا خمسش رو جداگانه می آورد می داد پول هم جداگانه می گفت این رو بگذارید برای تربیت طلبه ها این رو بگذارید برای خارج از کشور اینو بگذارید برای ترجمه کتاب اینو بگذارید وقتی میرید جایی. خوب من سفر زیاد می روم ببرید به این و اون کمک کنید نیت رو نگاه کنید چه جوری هست. این روح بزرگ می خواد سوادی هم نداشت بنده خدا. 5کلاس سواد داشت. ولی آدم وقتی وصیت نامه این مرد رو می بینه، می بینه این مرد چقدر روحش بزرگ بوده. چقدر درگیر اسلام و امام زمان و اهداف جهانی حضرت بوده. چقدر بزرگ فکر می کرده. اما خیلی کارهاش هم نرسید. به رحمت خدا رفت. ولی این آدم چه جوری محشور میشه؟ آدما با نیت هاشون محشور میشن. یحشر الناس علی النیات چقدر بزرگ کردی چقدر نیت سازی کردی چقدر قوی شدی چقدر درد جمع کردی در سینه ات چقدر دغدغه داری درد چه کسایی رو میخوری این خیلی آدم رو بزرگ می کنه یه کسی می بینی نه با کار یتیما کار داره نه با اونایی که می خوان ازدواج کنن نه درد مسجد رو داره نه درد حسینیه داره. بالاخره این ها خانه های خدا هستند. انما یامر مساجد الله من امن بالله یه کسی می بینی دغدغه داره برای مسجد لازم نیست هی بیان بگن اقا مسجد این چیزش کمه شما بیا کمک کن وقتی داره می گرده تو مسجد مسجد چون خانه خودشه ماله خانواده آسمانیش هست خودش دغدغه داره ببینه کجای مسجد چیزیش کمه اگه بتونه خودش کاری بکنه. نه این که کاری کنه بره پول بده نه پول یه بخشه. توان بگذاره خداوند می فرمایند لایکلف الله نفس الا وسعها این آیه بسیار بد ترجمه و تفسیر شده توی تفاسیر ما و توی زبان مردم. لایکلف الله نفس الا وسعها این یعنی خدا با وسع شما کار داره. وسعتون رو می خواد . مکلف نکرده مگر وسع شما.

الان بنده خادم یه مسجد هستم. وسع خودم مگه چقدر هست برای کمک به مسجد؟ کمه ولی می تونم از مردم کمک بگیرم. این میشه وسع. الان خودم ندارم ولی می تونم از ده نفر بگیرم. این میشه وسع. آدم باید به وسعش کار کنه. یه کسی برای امام زمان برای اهداف بزرگ هزینه می کنه، خوب هم هزینه می کنه ولی این وسعش نیست. نگه من مثلا چند میلیون تومن دادم بسته تو صد میلیون دادی ولی وسعت یه میلیارد بوده. تو می تونستی بری سراغ ده تا خیر بگیری ازشون برای اسلام برای امام زمان. بیکار نشستی برا چی اخه. پس هرچه قدر نیت ها قوی تر بشه نیت ها بزرگ تر بشه روح آدم بزرگ تر میشه شبیه به الله میشود. روح ها رو کوچک نگه نداریم اهداف رو کوچک نگه نداریم. به چیزهای کوچک فکر نکنیم. امام سلام الله علیه فرمود: سعی کنید هرکدام از شما یک لشگر باشید برای اسلام همان طور که مالک اشتر یک لشگر بود برای امیرالمومنین. وقتی کسی نیت هاش بزرگ شد می بینی روحش هم قوی میشه این آدم. این اصلا در مقابل سرماخوردگی در مقابل سرطان یه بیماری که یه نفر رو میندازه ده برابر هم سنگین باشه درد بلندش می کنه. مثل زمان جبهه و جنگ. اون زمان می دیدی یه نفر چشمش رو از دست داده شرعا هم دیگه وظیفه نداشت اون بره جبهه ولی روحش بزرگ بود دوباره می رفت پاش قطع می شد دوباره می رفت. ما بارها تو این عملیات ها این چیزها رو دیدیم شرعی هم وظیفه نداره ولی چی می کشونه تا اونجا. روح می کشونه. سه چهارتا تیر خورده بود می گفت اینا که شوخیه اینجا ولی با مختصر بهانه ای کسالت دارم نمی تونم زود از زیر وظیفه شرعی در میرن بارها من دیدم تیر خورده تازه فقط گلوله رو از بدن در اوردن زخم تازه هست فقط بستن رفته عملیات. این جسم رو چی می کشونه روح می کشونه روح بزرگه. حضرت فرمود «ماضعف بدن اما قوی علیه بالنیه» امام صادق علیه السلام فرمود هیچ وقت بدن از چیزی که روح می خواد ناتوانی نشون نمیده روح اگه قوی باشه بدنه چندتا تیر خورده رو بلند می کنه می بره عملیات وقتی روح کسل ضعیفه وابسته است، اسیر است، وابسته است، خوار است، با یه سرماخوردگی هم نمی تونه بره جبهه. با یه سرماخوردگی راهپیمایی 22 بهمن نمیره. کسالت داشتم راهپیمایی نتوانستم بروم. مریض بودم. نتوانستم بلند شوم و بروم. روز قدس میشه اره گرم بود روزه هم بودم نتونستم بابا بیا برو بچه ها رو نگاه کن برو راهپیمایی اربعین رو نگاه کن طرف با سه تا بچه تو کالسکه گذاشته پای پیاده داره میره. پیرمرد 90 80 ساله داره 400 کیلومتر پیاده میره برای امام حسین بعد تو گردن کلفت میگی من سرما خوردم پام درد می کرد بهانه های اینجوری روح ضعیفه. میگه من نمی کشم برم اربعین. نمی کشم برم راهپیمایی یا نماز. روح نمی کشه چون کوچک و ضعیف و ذلیل هست. درس خونه عالم هست مهندس و دکتر هست اما روحش ضعیفه نمی تونه بکنه بره جبهه. نمی تونه بره یه کار خیری انجام بده. نمی تواند مسجد یا حسینه برود، نمی تواند برود کار خیر بکند. هر کار خیری که در حیطه توانایی خودش هست. آدم های خیر آدم هایی که یه نفر نیستند که یه هیئت راه می اندازن یه حسینیه راه می ندازن اینا روحشون بزرگه. می کشونه میره. این آدم یه نفر نیست. بعضیا هستند نه همیشه یه نفر هستند. همیشه هم باید هلشون بدی اگه دعوتش نکنی هلش ندی بهش نگی نمیاد دنبالش. الان کیه ندونه امام زمان آواره طرد شده تنهای یگانه نیست. علی علیه السلام فرمود حضرت در بین شیعیانش اواره ی طرد شده ی تنهای یگانه هست کیه که ندونه امام زمان هل من ناصر ینصرونی می گویند. همه هم می شنوند ولی انگار با دیوار داری صحبت می کنی می شنوند ولی بعدش کسی نمیاد بگه الان باید برای امام زمان چه کار کنم الان امام زمان کجاست من پاشم برم، چادرش کجاست. از من چی می خواهد. من الان باید چه کار کنم. همه می آیند می شنوند و بلند می شوند و می روند. آروقشان هم می زنند و می روند خانه هایشان. آقا بالاخره این آقا الان آواره و مظلوم و تنها هست یا نه؟ این آقا غریب هست یا نه؟ این آقا ما را به کمک خودش فرا می خونه یا نمی خونه؟ مگه حسین زمان ما نیست . مگر از ما کمک نمی خواهد. پس کو؟ کو تکون تو من که درس دارم من که مهندسم من که دکترم من که طلبه ام، من که تاجرم، من که معلمم پس چی شد. پس کی باید برن کمک حضرت. بیکارها؟ الان امام زمان در ماها ایم مشکل رو داره ماها همه آقاییم برای خودمون و بزرگیم برای خودمون دیگه وقت امام زمان رو نداریم. وقت این که اونم بگذاریم یه گوشه دلمان یه فکری براش بکنیم نداریم. چون من سفیرم، من ریئس جمهوریم، من نماینده مجلسم، وقت ندارم برای حضرت. خدا رحمت کنه امام فرمود اگه مسئولان جمهوری اسلامی از ایجاد حکومت جهانی امام زمان غفلت کنن خائن و خطرسازن حتی اگه به مردم خدمت کنند. هی برو گوشت و آب و نون مردم رو درست کن اما جریان اصلی انقلاب و فرهنگی کشور جریان اصلی کشور که باید در خدمت امامش باشه نیست. این میشه خیانت و خطرسازی هستن. هر چند در بخشای دیگه اینترنت مردم رو درست کنن اسفالت درست کنن و.... رفاه بیاورند. فایدش چیه؟ وقتی مردم در چادر حضرت نیستند تو جهنم هستند فرق نمی کنه کجا باشن. چون الان کربلاست دیگه. کل یوم عاشورا کل ارض کربلا امام زمان شما حسین زمان شما یه جایی الان ایستاده و همه شما رو به کمک می خواهد. درسته یا نه؟ هل ناصر من ینصرنی می گوید یا نه؟ ما الان کجاییم؟ در چادریم؟ بیرون هستیم؟ چه کار می کنیم؟ اگه بیرونیم چه کار می کنیم؟ ما کارمان در بیرون چی هست؟ هیچی من وقت ندارم ببخشید وقت شما رو نداریم آقا خودم وقت ندارم اسبم رو میدم شمشیرم رو میدم. حضرت میگه من اسب و شمشیر لازم ندارم من خودت رو لازم دارم. ما امام زمان خودمون رو می خواد ولی وقت ندارم پولدارامون میگن بیا این پول برو برای امام زمان هزینه کن با خودمون کار نداشته باش. آقا من کار و زندگی دارم. وقت ندارم. برید خودتون خرج کنید. اونایی که پول ندارن که وقت هم ندارن لذا حضرت همچنان تنهاست، مظلوم و غریب است. وقتی روح خدا رحمت کنه میرزا رو نمک نداشته باشه، ۀدم روح داره نور داره نمک هم لازمه مثل غذای بی نمک که این همه زحمت کشیدی میگن نمک نداره روح نمک نداشته باشه، نور نداشته باشه، هیچی. بی مزه بی مزه هست زندگیش هم بی مزه هست این دیگه نمی تونه طعم شادی و آرامش رو تو زندگیش ببینه هرچه قدر هم موفقیت دنیایی داشته باشه طعم شادی و آرامش رو دیگه نمی تونه بچشد.

پس این یک نکته درس مهم هست که ما تا می تونیم باید نیت هامون رو افزایش بدیم تا می تونیم دغدغه هامون را. قرآن قیمت آدم رو به تعداد دغدغه هاش می دونه به نوع دغدغه هاش می دونه. نوع غم های یه آدم قیمت آدم رو مشخص می کنه. نوع حرص و جوش ها یک آدم. برای کجاست این حرص و جوش ها. ذوق زدگی ها و شادی های آدم قیمت یه آدم رو مشخص می کنه اینا اینه هست آدم می تونه راحت تو غصه هاش خودشو ببینه راحت تو شادی هاش می تونه خودشو ببینه یه نفر تو امایل و آرزوهاش می تونه ببینه. در چینش های آرزوهایش می تواند ببیند که کی هست. با خودش 30 سال، 40سال 50 سال چه کار کرده.

پیامبر فرمودند که فرمول و قاعده رو ما میدیم اصل و فرعش رو شما استخراج کن. چی میگه به ابوذر میگه تو همیشه نیت خیر داشته باش. همیشه خروجی، همیشه آرزو، همیشه دغدغه همیشه خروجی داشته باش. یه موقع دیدی آمد حالا تو بگی همیشه آرزو کنیم نمیشه که چرا میشه فرمود که یوسف سلام الله علیه با این که می دونست درها بسته و قفل شده به سمت درها رفت. درهای قفل شده همه باز شد با الله که بری باز میشه تو از کجا می دونی تو نیتت رو بکن یه دفعه دیدی خدا بزرگت کرد. خدا بهت داد. تو قصدش رو بکن تو حرکت رو بکن این ضرب المثل که از قدیم هست از تو حرکت از خدا برکت. تو حرکت بکن. همیشه کارهای بزرگ از کارهای کوچک شروع شده با نیت های بزرگ با همت های بزرگ با آرزو های بزرگ با روح های بزرگ کارهای بزرگ شکل می گیره ولو با یه نفر. انبیا همه یه نفری شروع کردند. یک نفر مبعوث شدن اونم دست خالی خدا مخصوصا این ها رو مبعوث می کرد از اول که یتیمشون می کرد این ها غالبا یتیم بودن برای این که توحید مشخص بشه. نه پدر داشته نه مادر داشته دیگران خرجش رو می دادن همین یه دفعه میشه پیغمبر خدا همین یتیمی که دستش خالیه همین دست خالی دنیا رو تکون میده. چرا؟ چون یه دست هست کنارش الله موسی سلام الله چی گفت ان معی ربی سیهدین من همراهم یه خدا هست شوخی نیست. یک خدا همراه من هست. اگه کسی باور کرد یه خدا همراهش هست اون موقع نمی تونه کوچک باشه. نمی تونه آرزوهای کوچک کنه. نمی تونه دغدغه های کوچک داشته باشه. حق نداره کوچک زندگی کنه. حق نداری وقتی الله هست خانواده آسمانیت کنارت هستند وقتی اهل بیت پشتت ایستادند باهات هستند چرا باید کوچک فکر کنی؟ چرا باید انگیزه و آرزوهای کوچک داشته باشی؟ من فقط باید به جیبم نگاه کنم نه توان خودم نگاه کنم این که اصلا شرک هست تو به خودت نگاه نکن به الله که کنارته نگاه کن. موسی هیچی نداره پیغمبر هیچی نداره. لا املک لنفسی نفعا و لاضرا و لا موتا و لاحیاه اصلا اگه پیغمبر احساس کنه یه چیزی تو دستش هست خطرناکه. پیغمبر هه قدرتش رو از فقرش می برد. نه از ثروتش.

اینو دقت کنید. همه قدرت از میزان فقیریست که تو در مقابل الله داری. هروقت آدم تونست بره بگه خدا من دستم خالیه من هیچی ندارم من هیچی نیستم خدا بهش میده. اما یه کسی گفت نه من مجتهدم من رئیس جمهورم خیلی کارا می تونم بکنم خدا یادش رفت می بینی که برکت از همه مالش میره این همه آدم که کنده هم هستند از نظر اجتماعی به اندازه آدمای فقیری که تو کوچه و بازار دارن کار می کنن خاصیت ندارن پیغمبر که بلده رب انی مغلوب فانتصر خدایا من شکست خورده هستم تو کمک کن این جا خدا کمک می کند. به محض این که توجه کنی به خودت باختی. یونس که انداختش تو دل ماهی اونجا به توحید میرسد: «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» بعد«فنجیناه من الغم و کذالک» کذالک یعنی قانون قاعده «کذالک نجی المومنین» هر مومنی توانست خالصانه به خدا بگه لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین نجات پیدا می کند. یه کسی همین چند وقت پیش می گفت اخه ما چقدر استغفار کنیم مگه من چه قدر گناه دارم پیغمبر میگه من روزی هفتاد مرتبه استغفار می کنم یه کسی می گفت من بهم برمی خوره خدا گفته ماه رجب اینجوری کن. برای من اف دارد که این جوری کنم. من چکار کردم. اتفاقا تو باید خودتو نبینی. یه کسی خودشو نمی بینه الله رو می بینه می تونه نیت های بزرگ بکنه. خودش که هیچ کاره هست. یه الله کنارشه با این الله بزرگه. مثل بچه کوچیکارو دیدید بهش وقتی میگی برو بیرون پله اول می ترسه ولی شما در دل شب دستش رو بگیر نمی ترسه چون بابا رو داره می بینه. در دل شب آرام است. چون باباش را کنارش می بیند. اوج آرامش است. در بیابونم که باشه ارومه چون باباش رو می بینه مادر رو می بینه چون قدرت رو کنارش می بینه.

پس ما چه جوری می تونیم همت هامون رو زیاد کنیم خودمون رو تخلیه کنیم. این که هی من من نکنیم. مثل یه فقیر. چون فقیره میره خودشو میشکنه مردم بهش کمک می کنند. خودتو بشکون. « يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ» این جوری بگو تا وجودت را پر کن. ببین کیلت پر میشه یا نه حالا یه کسی میگه من چه جوری می تونم نیت های بزرگ کنم من مگه سوادم چه قدره شما این فرمانده های بزرگ جنگ رو نگاه کنید مگه چقدر سواد داشتند اینا توحیدشون قوی بوده به خدا نگاه می کردند اینا. الله رو کنارشون می دیدند قوی می شدند اهل بیت رو می دیدن قوی می شدند. خدا بزرگ است. قدیما چقدر جالب بود خدا بزرگه چقدر نیت قشنگه یه جهیزیه می خواستند جور کنن گیر کرده بودند قدیمیای ما خیلی چیزهای حکیمانه در دهنشون بود خدا رحمت کنه علمای مارو که مردم رو اینجوری تربیت کردند. خدا بزرگه. لره گفته بود خدا از سلطان محمود گبرتره .خدا از همه بزرگ تره .خدا از شاه هم بزرگ تره. نیت. نیت بزرگ. تا می تونیم خودمون را نبینیم و الله رو کنارمون ببینیم. مردم را ببینیم. اسماء الهی رو ببینیم تا می تونیم بزرگ بشیم

والسلام علیکم و رحمت الله