جلسه 020 - غفلت
شماره جلسه
20
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
2
روز
1
متن کامل (خام) ‌ جلسه 020 - غفلت

برای نمازگزاران عزیز این مسجد و عزیزانی که تازه به این جلسه ملحق شدند عرض می‌کنیم که چون این جلسه این کلاس با این موضوع و موضوعات دیگه تقریبا چند سالی هست که در جای دیگری برقرار شده و از این هفته در اینجا انشاا... ادامه خواهد داشت ما بحثمان را که موضوع غفلت است ادامه میدیم پاره ای از اصطلاحات مباحث است که برای عزیزانی که تازه به این جلسه ملحق شدن انشاالله طی خود مباحث توضیح داده خواهد شد ما در موضوع غفلت فرمایشی رو از وجود مقدس امیرالمومنین (ع) عرض کردیم فرمود که یاد مرگ از دلهای شما رفته. مرگ را عرض کردیم یعنی تولد که با وفات شروع میشود وفات یعنی انتقال دیگر تولد به عالمی که بی‌نهایت از این‌جا بزرگتر زیباتر کاملتر و بزرگتر هست و پیشرفته‌تر هست عالم برزخ یا عالم ملکوت نسبتاش هم گفتیم. هر چقدر دنیا نسبت به رحم مادر بزرگ هست عالم ملکوت نسبت به دنیا همین مقدار بزرگ هست قطعا وقتی‌که انسان با وفات بخواهد منتقل بشود به یک همین چین عالم بسیار پیشرفته و بزرگی در دنیا که به قول امام رحم دوم ماست یک فرصتی دارد که از عمرش استفاده کند برای آمادگی برای تولد به اون عالم یه وقت محدودی داریم که خودمون را آماده کنیم برای اونجا. اونجا هم شرایط زیستی خاص خودشو دارد لوازم خاص خودشو دارد و انسان واقعا روحاً باید متولد بشه به اونجا و آماده باشه همون طور که در حرکت جنین در رحم مادر به دنیا ما شش تولد داریم تولد سالم و قوی، ضعیف و بیمار، ناقص و معلول از دنیا به آخرت نیز همین شش تولد را ما داریم بعضی از آدم ها سالم متولد میشن یعنی واقعا برای شرایط زیستی آخرت آماده هستند بدون درد و بدون اینکه سختی بکشند وارد عالم برزخ میشن با وفاتشان که در دعا داریم خدایا من را از دنیا سالم خارج کند بعضی ها سالم و قوی هستند و پهلوان هستند بعضی ها بیمار بعضی ها ضعیف و بعضی ها هم ناقص و معلول وارد اونجا میشوند دقیقا از دنیا به آخرت ما این تولدها را داریم قطعا اگر کسی بخواهد سالم وارد آخرت بشود باید یک سبک زندگی خاصی که تناسب به آخرت دارد انتخاب کند این که اینجا هر جور دلش بخواهد زندگی کند و هر انتخابی هر ارتباطی هر رفتاری هر فکری بخواهد داشته باشد و توقع داشته باشد که سالم وارد آخرت بشود توقع به جایی نیست همان‌طور که جنین در رحم مادر برای دنیا زندگی میکند و خودش را لحظه به لحظه آماده می‌کند. ما هم در رحم دنیا باید برای ابدیت و آخرت زندگی کنیم و آن را جدی بگیریم اصل باشد برای ما و همان طور که قرآن کریم می‌فرماید انبیا با یاد آخرت خالص بودن رشدشان و قدرتشان از یاد آخرت بود وقتی که یاد آخرت یاد وفات از انسان دور می‌شود انسان معیارهاش و انتخاب‌هاش ارتباطهاش رفتارهاش چینش‌های فکریش براساس دنیا صورت می‌گیرد از اینجا اشتباهات شکست‌ها غم‌ها اضطراب‌ها می‌آید به سراغ زندگی انسان. همان طور که قبلا گفتیم مؤمن همیشه شاده. حضرت فرمود: المؤمن دائم النشاط مومن نشاطش دائمی هست و غمگین نیست. مضطرب نیست. کسی که غمگین می‌شود برای دنیا، عصبانی می‌شود برای دنیا، زودرنجی و حساسیت دارد این فشار قبر دارد برای خودش ذخیره می‌کند. نبی اکرم (صلی‌الله علیه‌وآله) در یک فرمایش تکان‌دهنده‌ای فرمودند: «من بکی علی الدنیا دخل النار» یک آدمی که دنیا می‌تواند آن را به گریه بیاندازد فقدان‌های دنیا، مصائب دنیا می‌تواند آن را تحقیرش بکند و به غصه بیاندازد به حقارت بیاندازدش، به احساس پوچی و بدبختی بیاندازدش، به ناامیدی بیاندازدش، این جهنمی است. چون انسان و مومن دارایی‌های زیادی برای آرام و شاد زندگی کردن دارد. حضرت بلافاصله از این فرمایش می‌فرمایند: «وَ حَضَرَتْكُمْ‌ كَوَاذِبُ‌ الْآمَالِ‌» آرزوهای دروغین شما را فرا گرفته است.

نکته ای هست که از نظر قرآن قیمت هر انسانی به آرزوهایش است به محبوب‌هایش و دغدغه هایش به آرمان هایش است. چون آرمان‌های انسان پنج بخش است: بعضی از آرزوها، آرمان‌ها و محبوب‌های جنبه جمالی وجود ما تعلق دارد. بعضی ها به جنبه گیاهی وجود ما تعلق می‌گیرد و بعضی‌ها به جنبه حیوانی ما تعلق دارد. در این سه بخش ما حیوان هستیم بعضی از آرزوها به بخش ذهنی و عقلانی انسان تعلق می گیرد که مربوط به بخش فرشته ای ماست. آن هم به شرطی که این بخش در استخدام بخش حیوانی نباشد بخشی از آرزوهای ما به بخش اصلی وجودی انسان است که اصطلاحا می گویند فوق عقلانی تعلق می‌گیرد. آرزوهای آدم‌ها قیمت‌های آدم را نشان می‌دهد. هوس‌های آدم‌ها آرمان‌های آدم‌ها برنامه‌ریزی‌هایی که انسان‌ها در طول زندگی برای خودشان می‌کنند نشان می دهد که یک انسان برای خودش چقدر قیمت قائل است. حضرت وقتی مسئله آخرت را مطرح می‌کنند که یاد آخرت از شما رخت بربسته بعد می‌فرمایند که آن آرزوهای کاذب شما را در برگرفته یعنی آرزوهایی که هیچ تناسبی با ساختار حیات جاودانه شما ندارد انسانی که آرزوهایش آرمان‌هایش جاودانه و ابدی نیست، آخرتی فریب خورده. دچار یک فریب شده. «كَوَاذِبُ‌ الْآمَالِ‌»، آرزوهای دروغین، بهش وقتی می‌رسی خوشبخت نمی‌شوی. ببینید وقتی از یک جوان توقع و آرمانهایش پرسیده می‌شود میگوید بتوانم درس بخوانم دانشگاه بروم ازدواج کنم شغل خوبی داشته باشم میلیاردها انسان به این‌ها رسیده‌اند آیا احساس آرامش می کنند یا نمی کنند؟ احساس خوشبختی می کنند؟ این گونه نیست.

قبلا یک قاعده عرض کردیم که وقتی انسان دچار آرزوهای دروغین است. هر چقدر در توفیقات دنیوی رشد کند اضطرابش بیشتر است. الان در کشور ما دو گروه بیشترین آمار اضطرابی و طلاق‌ها و خودکشی را دارند کسانی که از تحصیلات بالایی برخوردارند و کسانی که از ثروت بالایی برخوردارند وقتی که ثروت و تحصیلات و آسایش انسان هیچ ربطی به حیات جاودانه انسان پیدا نکند و خودش مستقلا بشود یک آرزو انجاست که این فاجعه‌ها بار می‌آید هر چه موفق‌تر دورتر از خدا و مضطرب‌تر و افسرده تر و پژمرده‌تر هستند هر چقدر موفق تر مریض تر نامهربان تر هستند. ما در کشورمان 90 در صد خودکشی‌هایمان مربوط به تحصیل کرده است 70-80 درصد طلاق‌هایمان مال تحصیل کرده‌هاست. پس آنچه که آرزوی خیلی هاست حتی بعضی‌ها بچه هایشان براساس آنها تربیت می کنند که مثلا تو بزرگ شوی غایت تو این است که دکتر مهندس شوی حتما پول دار شوی کاره‌ای شوی. الان رسید الان مادر خوبی است همسر خوبی است عشق و عواطف خوبی دارد نسبت به اعضای خانواده هر چقدر مدیرتر رئیس‌تر موفقیت بیشتر دارد اضطراب های بیشتری هم دارد به خاطر اینکه این آرزوها پیوندی با آرزوهای جاودانه شخص پیدا نکرده نه که تحصیلات بد باشد نه قرآن هم تأکید می‌کند اهل‌بیت هم تاکید می‌کنند به‌شرطی که مزاحم بخش فوق‌عقلانی ما نشود وقتی‌که آرزوهای دروغین جلوی رشد فوق عقلانی ما را می‌گیرد و فکر می‌کنیم که موفق زندگی کردیم و موفقیت یعنی که من دکتر، مهندس شوم نماینده مجلس شوم پنج تا خانه داشته باشم یا مشهور باشم وقتی انسان فکر کرد که موفقیت این‌هاست دچار «كَوَاذِبُ‌ الْآمَالِ‌» شده است. خیلی تعبیر دقیق و تکان دهنده است. آرزوهای دروغین یعنی سرکارید وقتی بهش می‌رسی می‌فهمی دروغین بوده. برای همین هم اکثر مردم جهان وقتی به توفیقاتی می‌رسند ازدواج و تحصیلات چه شغل پشیمان هستند. ای کاش این مسیر را نمی آمدیم. ای کاش با یک کس دیگری ازدواج کرده بودم. ای کاش یک شغل دیگری انتخاب کرده بودم. ای کاش یک رشته دیگری انتخاب کرده بودم. نوعا انسان از انتخاب های قبلی شان پشیمان هستند. اینجا خیلی مهم است: «فصار الدنیا املک بکم من الآخره» حکومت دنیا به شما بیشتر از آخرت است. دنیا مالک تر است به شما تا آخرت. یعنی انگیزه های شما برای شوهر کردن، زن گرفتن، برای تربیت فرزند، برای انتخاب شغل و... برای انتخاب سبک زندگی، دنیا به شما بیشتر دستور می دهد و شما بیشتر دنبال این هستید که خودتان را با ملاک های دنیا تنظیم کنید تا ابدیت. در انتخاب لباس و غذا زن و مرد و حجاب تو لقمه تو کار اقتصادی و فرهنگی و سیاسی، داریم می بینیم غالب معیارها آخرتی نیست. یعنی افراد نمی آیند براساس صلاح آخرتشان فعالیت سیاسی، اجتماعی کنند. براساس شهوت های دنیایی و حزب و گروهشان کار سیاسی می کنند. فعالیت های هنری نوعا آلوده است به فساد و فحشا و بی قیدی و بی غیرتی، امام (ره) فرمود: تنها هنری مورد قبول قرآن است که جلادهنده اسلام ناب محمدی (ص) باشد. هنر که خودش ذاتا تقدس ندارد. هنر یک ابزاری است مثل ابزار دیگر اگر در جهت رشد عقلانی و فوق عقلانی انسان ها به کار گرفته شود ارزش دارد. ولی وقتی هنر می شود به قول امروزی ها art for art هنر برای هنر، خودش مستقل می شود، یک هدف می شود، من میخواهم هنرمند شوم، من میخواهم خواننده شوم، به چه قیمتی، مهم نیست، من میخواهم دانشگاه بروم به چه قیمتی؟ من میخواهم کار اقتصادی کنم درآمدزایی کنم، به چه قیمتی؟ وقتتی برای کسی مهم نباشد این دچار یک شرک و کواضب الآمال شده. این قطعا ارزش های دنیایی بیشتر حاکم است تا ارزش های آخرتی. این پیوندش با نظام ابدی قطع است که اینجور دارد انتخاب می کند، ارتباط می گیرد، «فَصَارَتِ الدُّنْيَا أَمْلَكَ بِكُمْ مِنَ الْآخِرَةِ» دنیا بیشتر مالک و صاحب شماست تا آخرت. میخواهد ازدواج کند، معیارها دنیایی، در مهریه در انتخاب همسر توی شرایط ازدواج ببینید الان چه غوغایی هست سالی 3000 نفر بچه های ما می روند زندان چه فسادهایی تو زندان گرفتار می شوند برای چی برای مهمونی ها برای اینکه خانواده ها نمی خواهند معیارها را طبق شرع مشخص کنند. همانکه پیامبر فرمود: مهریه بالا ، کینه و دعوا و درگیری. نمونه هایش را دقیقا داریم می بینیم. پیامبر که نعوذبالله اشتباه که نمی کند. خانواده ای حزب اللهی است. ولی وقتی برای خواستگاری دخترش میروید، می بینید که مرد خانه و زن خانه و خود دختر خانه اصلا معیارهایشان برای تعیین مهریه برای شرایط زندگی اصلا شائنیت ندارد. فقظ ظواهر اسلامی است یا بر عکس پسرها هم هینجور. در همه چیز همین جور است در تربیت فرزند. قبلا گفتیم به جوان‌ها قبل از ازدواج 5 صفت را می‌دهیم تقویت ژن هاشون یکی سلامت و زیبایی یکی هوش یکی عقل یکی دین و یکی اخلاق. معمولا الان در خانواده های ما و کشور ما که بهترین و سالم ترین مردم روی زمین را دارد مردم ما معمولا معیارهایشان برای ازدواج و تربیت فرزند دوتا از این پنج تا صفت هست: یکی سلامت و زیبایی یکی هم هوش. برن دانشگاه درس بخونن اگر بچه ای سالم باشه و سالم برسه به دانشگاه پس آدم موفقیه. ولی جنبه های عقلی، اخلاقی و معنوی که بحث اصلی هست در خانواده ها خیلی جدی تلقی نمیشه. حالا شما در قم نگاه نکنیدا تو قم هم فراوان هست این خانواده ها چه بسا بیشتر هم هست. این که حالا بچه عقلش چه طور باشد، اگر دکتر و مهندس شد هوش بالایی داشت رفت، دکتر و مهندس شد نمیدانم نابغه شد نمیدونم مدرسه غیر انتفائی مدرسه تیزهوشان درس خوند، جزئ نخبگان شد حالا نخبه است اما عقل خوبی دارد یا ندارد، اخلاقش خوبه، ارتباط با غیب دارد، با معنویت دارد، با امام زمان دارد، اصلا چیزیش به امام زمان می خورد یا نه، اصلا این به درد نهضت امام زمان میخوره امام زمانی که به تعبیر امیرالمومنین آواره طرد شده یگانه هست بین شیعیانش، این آقایی که الان رشد کرده تو دنیا اعتبار داره و بهش میگن آدم موفق چیزیش به امام زمان میرسه یا نمیرسه؟ باری از دوش امام زمان ورمیداره یا ورنمیداره؟ انسان قیامت معلوم میشه که یا چیزی صرف امام زمان شده یا نشده؟ اگه نشده باشه عابد دهرم که باشه ها ساقت است. به درد نمیخوره. چون مهم ترین سوال قیامت چیه؟ « يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» در قیامت با امام زمان روبه روت می کنند. چشم تو چشم. اگر شرمنده نشدی خدمت امام زمان هستی که آقا من سرباز خوبی بودم فرزند وفاداری برای شما بودم من در زمانی که زنده بودم برای برطرف کردن غیبت و آوارگی و مظلومیت و تنهایی و طرد شدگی شما واقعا تلاش کردم. اگر توانستیم به امام زمان راست بگویی خوب تو موفقی. ولی اگه شما عابد دهرم که باشی استاد باش نمیدونم مجتهد باش نمیدونم هرچی و هرکاره ای که می خوای باشی باش وقتی که به درد امام زمان نمی خوره، وقتی امام زمان میگه تو بچه خوبی برای من نبودی تو فرزند خوبی نبودی من هرروز داشتم می گفتم: هل من ناصر ینصرنی، ولی تو اصلا چیزیت اصلا به من نرسید، هیچ خاصیتی برای نهضت من نداشتی صاقت این آدم این تو بعد فردی تو بعد اجتماعی هم خدا رحمت کنه امام را، فرمود مسئولان نظام رو خیلی عجیبه که خطابش به مسئولان نظام است، میگه مسئولان نظام اگر نسبت به ایجاد حکومت جهانی حضرت غفلت بکنند و صرفا وقتشون رو به مسائل اقتصادی و رفاهیات مردم بگذرونند خائن و خطر سازند. هرچند به بقیه مردم در جاهای دیگه خدمت بکنند. این هم فایده ندارد. بگی اره من رئیس جمهور شدم فقط به فکر شکم و رفاهیات مردم بودم . نماینده مجلس بودم، نیاز اساسی مردم که اینها نیست که برای همه شما تو انتخابات مردم میرن سطح انتخابات یک کشور به قول پیامبر که می فرماید مسئولان یک کشور قیمت یک کشور رو نشون میدن. «کما تکونوا یولی علیهم» قیمت شما هرچقدر باشه حاکمان شما همون قیمت رو دارن. مردم به لیاقت خودشون رئیس جمهور، نماینده مجلس، شورای شهر انتخاب می کنند. وقتی شما شعارت این شد که خواسته ات این شد که پول ارزونی و چنین و چنان، نه امام زمان نه آخرت نه ابدیت نه برطرف شدن موانع ظهور، خوب بله اونایی هم که میخوان داوطلب بشن میان وعده میدن که اگه به ما رای بدید ما دنیاتون رو آباد می کنیم. ابدیت و آخرت و جوون ها و مردم دانشگاها نمیدونم کارهای فرهنگی چی هیچی. ملاک خوب بودم یک دولت یه نظام یه حزب یه گروه یه شهردار یه استاندار یه فرماندار یه شورای شهر این که دنیای مردم رو آباد کنند. تموم شد حالا اگه تو این وسط فعالیت های معنوی و فرهنگی از بین رفت فساد ایجاد شد اشکال نداره موفق هستند. این املک بکم خیلی حرف دارد. فصارت الدنیا املک بکم من الاخره خروجی ها چیه خروجی ها اینها ببین چقدر مدرسه ما خوبه چقدر دانشگاه ما خوبه این دولت این کارو کرده شهردار این کارو کرده وقتی خروجی ها و نگاه می کنی میبینی همه با ملاک های دنیا دارن عرضه می کنن حتی اونجاهایی که متصدی فعالیت های فرهنگی هستن باز معیارهاشون دنیایی هست. «فسارت الدنیا املک بکم من الاخره» این آدم سالم یه آخرت وارد نمیشود. حتی اگر ما با حجاب هم تربیت بکنیم بله فعالیت های اسلامی کردیم چند نفر حجاب دارشدن چند نفر نمازخوان شدند. خوب الان اومدن بیرون که نماز و حجاب و روزه که ظواهره این ادم چقدر شاده قرآن میگه دوتا علامت برای مومن وجود داره شادی و آرامش این چقدر شاده این چقدر آرامه این چقدر بداخلاقی هاش رو میتونه کنار بگذاره چقدر میتونه جلوی حساسیت ها عصبانیت ها و زودرنجی های خودشو بگیره. نماز میخونه ریش داره تسبیح داره نمیدونم مسجدیه هیئتیه. اخلاقش چه جوریه؟ آدم شادی هست ادم ارومی هست ادم خوش اخلاقی هست ادم امانتداری هست. باز هم ما کمی آمار میدیم. درحالی‌که آخرت اصلا با این کمیت ها کاری ندارند و به کیفیت می سنجند. باید سالم متولد بشود انسان. اینجاست که ما به یک سبک زندگی درست احتیاج پیدا می کنیم یه سبک زندگی که دقیقا بتونه مارو با ملاک های قرآن و اهل بیت تربیت بکند. یعنی سبک زندگی ما الگوی زندگی ما باید با اهل بیت تاثیر بشود. اما این که ما بیاییم سینه بزنیم برای اهل بیت گریه کنیم پرچم بزنیم شام بدیم ناهار بدیم اسم اهل بیت را همه جا بگویم اسم بچه هامون رو اسم اهل بیت بگذاریم. بعد وقتی میاییم در سبک زندگی در کار اقتصادی در ازدواج در روابط زناشویی در زن داری در شوهرداری در تربیت فرزند می بینیم که اصلا خبری از ملاک ها وجود ندارد. در خرید و فروش ها. در معاملات نگاه کنید الان شما اوضاع معاملات رو چقدرش واقعا با فقه شیعه با دستورالعمل مراجع چقدرش تنظیم شده. این کار اقتصادی کارهای دیگه حالا بماند. جانم امیرالمومنین. دقیق ریاضی و مهندسی شده برای ما حرف میزند. صرفا موعظه نیست حرف اخلاقی نیست خبر میدهد از یک حقیقت. خبر میده از قوانین حاکم بر نظام خلقت. یک جامعه شناسیست. یک روان شناسیست. یک انسان شناسی قدرت مند است باز میبینید چقدر زیبا، اینهاس اینها حرفهایی هست که غیر معصوم نمی تونه بزند.

« مـا بـالُكـُمْ تـَفـْرَحـُونَ بـِالْيـَسـيـرِ مـِنَ الدُّنـْيـا تـُدْرِكـُونـَهُ وَ لَا يَحْزُنُكُمُ الْكَثِيرُ مِنَ الْآخِرَةِ تُحْرَمُونَهُ» همان طور که قرآن انسان ها را براساس خواسته هاست قلبی شان به شش گروه تقسیم می کند. این گروه ها چه کسانی بودند؟ بعضی از آدمها سنگ اند. قیمتشان جمادی هست. بعضی ها از جماد هم پست تر هستند. بعضی ها مثل حیوان هستند. بعضی ها از حیوان پست تر هستند. دسته پنجم فرمود شیطان هستند: «شیاطین الانس». یه گروه هم خدا استثنا آدم قبول کرده. فرمود اینها استثنا آدم هستند. بسم الله الرحمن الرحیم «والعصر* ان الانسان لفی خسر» انسان ها همه دارند خسران می دهند. یعنی دارند بخش پنجم شان را ضایع می کنند. «الا الذین آمنوا و عموا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر» با چهار خصوصیت ایمان و عمل صالح، تواصی به حق و تواصی به صبر این میشه انسان یعنی باطن انسانی داره بقیع اصلا باطن انسانی مطلقا ندارند. وقتی این مومن رو خدا میاد میشماره این مومن را از کجا قیمت میگذاره میگه این قلبش مهمه آرزوهای این خواسته های این محبوب های این که سوره توبه آیه 24 فرمود سه تا معشوق در راس معشوق های انسان باشد، مومنه و انسان است. والا انسان نیست. یکی الله، یکی اهل بیت ، یکی هم جهاد در راه خدا. یه کسی این سه تا دقدقه های اصلی زندگیش نباشه این فاسد است. نص قرآن است. 24توبه. دیگه خوب پس قرآن آدم ها را از رو محبوباشون تقسیم بندی میکند از نوع آرزوهایشان یکی از چیزهایی که تو بحث شادی و غم توضیح دادیم ملاک باطن انسان هم از نوع شادی های انسان یا غم های انسان است. شما ببینید برای چیه ها ناراحت می‌شوی برای چی ها عصبانی میشی برای چی ها زودرنجی میاد سراغت براچی احساس بداخمی و غصه می کنی برای چی شاد میشی برا چی ذوق زده میشی با چی آرام میشی قیمت در میاد چقدره. یعنی این پنج بخش شادی دارد ادراکاتش. در علم اخلاق میگن شادی حالتی هست که از وجدان یک کمال به دست می آید و همان طور که غم حالتی است که از فقدان یک کمال به دست میاد. شادی ها و غم های یک آدم قیمت یک آدم را نشون میدهد. ببین برای چی ها ذوق زده می شوی، برای چی ها شنگول می شوی، برای چی ها قهقهه می زنی، یا برای چی ها گریه می کنی، و غمگین می شوی. اگه برای دنیا باشه که پیامبر فرمود: من بکاء علی الدنیا دخل النار. کسی که برای دنیا می تونه فشرده و افسرده شود، عصبی بشود، داد بزند، خراب کند زندگی را بهم بزند با همسرش بداخلاقی کند، به طلاق بکشد زندگی را برای ملاک های دنیایی، این که اصلا همه اش جهنم است. اگر شادی هات آخرتی است، خوش به حالت. حضرت فرمود: «ما بالکم» چی شده شماها را که یه ذره از دنیا تا به دست میارید اینقدر ذوق زده می شوید و شاد می شوید.

طرف دانشگاه قبول شده یه جشن می گیرد که آره من دانشگاه قبول شدم. شیرینی میدم شربت میدن کیک میدن حالا در آن جشن هم گناه دارد و معصیت دارد هیچی که حالا این پزشکی قبول شده اصلا معلوم نیست ته این انتخابی که این کرده چی در میاد. ولی تبریک می گویند به هم دیگه. چه شادی ها چه جشن ها چه گناه هایی که به خاطر این موفقیت انجام میشه. می گوید چی شده که از دنیا این قدر ذوق زده می شید طرف می بینی تو عمرش از یه چلوکباب اینقدر لذت می بره که از نماز نمی تواند لذت ببرد. پنجاه سال نماز هم خوانده ها ولی لذتی که از یه چلوکباب میبرد از یه جوجه می بره از بودن با همسر و نامزدش می بره از دیدن یک فیلم سینمایی و کارتون می بره از یه سفر خارجی میبره از ارتباطش با الله نمی برود. از ارتباطش با معصوم نمی برد. تعیین کننده است این شادی و این غم.

خدا میگه بابا ما به اندازه یه چلوکباب هم برای تو لذت نداریم؟ به اندازه جوجه کبابی یه نوشیدنی نمیدونم ذوق زده میشی وقتی بهت میرسه؟ اینقدر که از یه سیگار یه قلیون یه چایی لذت بردی تا حالا از یه ذکر لذت بردی؟ میگه چی شده شماها را تا یه ذره دنیا بهتون می رسد اینقدر ذوق زده اید؟ اینقدر خوشحال میشید؟ مابالکم چی شده شماهارو چتون شده این چتون شده یعنی آسیب دیدید یا آسیب فردی است یا آسیب اجتماعی است یا آسیب جامعه شناسانه. باید انسان بررسی بکند. جامعه مریض علامتش همینه دیگه چه فرد مریض چه جامعه مریض. چتون شده.

وَ لَا يَحْزُنُكُمُ الْكَثِيرُ مِنَ الْآخِرَةِ تُحْرَمُونَهُ و برای از دست دادن نعمت های فراوان آخرت غمگین نمیشید. میبینی نماز صبحش غذا شده اصلا ناراحت نیست. ولی یه چایی بهش نرسیده عصبانیه. ته دیگ سر سفره نرسیده بهش یا مثلا نوشابه اش را زرد می خواسته، مشکی بهش دادن؛ سینه مرغ میخواسته، به او نرسیده و بهش ران مرغ دادند، نون تازه می خواسته، نون بیات بهش رسیده یا سبزی بهش نرسیده سالات نرسیده، کجای کله پاچه به او نرسیده، ناراحت و عصبانی هست، غر میزنه با جاریش دعواش میشه با باجناقش دعوا میشود، به پدر و مادرش غر میزنه، ناراحته. نمازش غذا شده آخرت های زیادی رو از دست داده بهشت های زیادی را سوزونده اصلا، این برای این است که ما واقعا آن جا را مال خودمون نمی دونیم و باورش هم نکردیم که داره از دست می رود. بعدا هم این ها را بهمون نشان میدن که این ها را ضایع کردیم همه را سوزوندی و ضایع کردی. ما آخرت را جدی نگرفتیم جزئ مایملک خودمان نمیدانیم. اگر کسی بداند که به راحتی عصبانی نمیشود که. اگر کسی بدونه با هر عصبانیت چه حجمی از فشار قبر برای خودش ذخیره میکند، با هربار زودرنجی با هربار دعوا با هر بار نق و غر چقدر آخرت از دستش میرود که به این مفتی میدونه عصبانیت چقدر هزینه دارد. خدا رحمت کند آیت الله بروجردی یه بار عصبانی شد آن هم نه به ناحق بعد این قدر ناراحت بود که چرا عصبانی شده گفته بود اگر من یه بار دیگر عصبانی بشوم نذر کرده بود که یک سال روزه بگیرد. خیلی خسارت دارد عصبانیت؛ یعنی یه سال روزه فشارش خیلی کمتر از یه بار عصبانیت است که بعضا به سراغ انسان میاد. ولی ما این را متوجه نیستیم. آنها میفهمند یعنی چی یعنی آدم خیلی مفت که از این خوشم نیومد عصبانی شدم بهم برخورد، ناراحت شدم، غصه خوردم، آقا اینها همه اش شکل میدهد نفس را. هر یک بار غصه شکل میده نفس را. هر یک بار میل بیجا شکل میدهد نفس را. هر یک فکر شکل میدهد نفس را. هر ظن و گمانی شکل میده ماها را.

شماها برای یه ذره دنیا این همه شنگولی و خوشحالی دارید اما برای آخرتتان که از دست دارید میدید اصلا ناراحت نمیشید. «و لایحزنکم الکثیر من الآخره» بسیاری آخرت را شماها دارید از دست میدید ولی غصه نمی خورید. «تحرموا» محروم می شوید ازش؛ یعنی شما برای شصت متر زمین شصت متر که هیچی رفتن با همدیگر پولاشونو گذاشتن با هم ده متر زمین خریدن زمین تجاری یعنی یه مغازه ده متری خریدن و شش نفر توش شریک اند چقدر سر این ده متر دعوا دارند. آنجایی که یه دونه خانه اش از کره زمین بزرگتره این را از دست میدهد. ناراحت هم نیست. این جا سر دنیا با خواهرش با شوهرش با پدرش با مادرش با بچه اش دعوا دارد سر دنیا. پیغمبر هم دقیق میزند به هدف «من بکاء علی الدنیا دخل النار» پس برای هر چیزی که غصه می‌خوری یا برای هر چیزی که شاد میشوی قیمتت هم همان است. آدم باید قبل از این که وقت بذاری این قدرنماز شب بخونیم، اینقدر دعا بخوانیم ،این قدر ذکر بگویم اینقدر حج بریم، اینقدر کربلا بریم، اینقدر بریم مشهد، خوب اول چکار کنیم؟ گفت: معشوقهایت را بچین. معشوقهایت را نچینی چهل سال هم مشهد و کربلا و جمکران و نماز شب هم بخوانی فایده ندارد. وقتی تو مهندسی معشوق نداری. وقتی مهندسی آرزوها و معشوق نکردی هدر میره همه اش اینها. ببین مهندسی کن و بچین برای چه چیزهایی باید خوشحال شی و برای چه چیزهایی باید ناراحت شوی. تا آمد سراغ بگو آهان این الان آتیش داره میاد سراغم. من الان اگر این جا ناراحت شوم اگر غصه بخورم خودم را فروختم یه فحشای باطنی خیلی وحشتناک یا مادرشوهرم بهم این جوری کرد یا بهم اینجوری گفت حالا غصه و داد و بیداد. مادرزن اینجوری گفت باجناق اینجوری گفت حالابشین ببین چقدر اختلافات زناشویی خانواده ها سر همین خاله و خاله بازی. ناراحت شدن ها غصه خوردن ها. پس نگویم این آدمهای چی چی بودن به قول پیغمبر هالو بودن خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشی ای را خونشو دزد زده بود گفت اقا حلالش. من اصلا وقت ندارم قیامت اصلا وقت این حرفارو ندارم وایسم ببینم چی برد و چی نبرد. ماها اینجا با نزدیک ترین کسامون دعوا داریم سر دنیا. کارمون به دادگاه میکشد. امیرالمومنین فرمود من تو کوچه که میرم بهم فحش میدن و میگن با یه علی دیگه بودیم. ولی ما نه ما اگر تو خونمون بابامون که حق جان ما را داره حق خونمون را داره کافی یه چیزی بگه ازش ناراحت میشیم مادرمان که بسیار بیشتر از پدرمون حق داره ببین چقدر باهاش مشکل پیدا می کنیم که چرا به من اینجوری گفتش. چرا برای عروسی داداشم اینقدر خرج کرد برای عروسی من پانصد هزار تومان کمتر. شما امروز دنیا رو نگاه کنید ادم باباشو می فروشه معلمشو می فروشه مادرشو می فروشه برا دنیا همسرشو می فروشد برای دنیا. ما تو این کلاس هایی که برا زن و شوهر ها داریم گفتیم آقا همدیگر را دوست داشته باشید بیشتر از دنیا اندازه دنیا یا کمتر از دنیا باشه فساده درش. یه دنیا دوست دارم به درد نمیخورد. باید آدم یه آخرت دوست داشته باشه همسرش رو به خاطر این که سر دنیا دعواشون میشه. در بحث مهارت ای زندگی اینارو توضیح دادیم آقا امیرالمومنین ها صاحب روز قیامت. همه چیز در دستش هست. میگن شما این همه آخرت هاتون داره از دست میره این همه غصه نمی خورید اصلا ناراحت نمیشید بهتون برنمیخوره. یه تاجر میبینید موقعی که میشینن معامله می کنن مثلا معامله میکند سر یه زمین پنج میلیاردی با یه زمین پانصد میلیونی. مشکل دارند باهم میگن حالا باشه اون پانصد میلیون بی‌خیال برای این که پنج میلیاردش حفظ بشه اصلا رشوه میده یه میلیارد که چند میلیاردش حفظ بشه ناراحتم نیست میگه خوشحالم. دو میلیارد رشوه میدهد برای چی رشوه میده میگوید من این دو میلیارد رو رشوه دادم برا اینکه ده میلیارد صد میلیاردم حفظ بکنم. پس ناراحت نیستم. همین چند وقت پیش من برای قضات و برای مامورین سازمان مالیاتی دوره داشتیم یک هفتصد از قاضی های قوه قضائیه بعضیاشون میگفتن ماشین های پانصد میلیونی یک میلیاردی سوییچ هایشو میارن رو میز ما و میرن. این آقا هدیه است خدمت شما. حاج آقا تو خیابون نگاه کن اون ماشین مال شماست. گرفتم خدمت شما. مفتی داره میده نه وقتی پانصد میلیون یه میلیارد ماشین میده. یعنی یه چیز بالاتر. بابا چرا این عقلش میرسه این کارو کنه. تجارت دنیا یعنی همین. از میلیاردها بگذری تا صدها میلیارد بدست بیاری. ما چطور نمی توانیم مقایسه کنیم تو تجارت دنیا و آخرت برای دنیا ناراحت نشیم. آخرت رو بچسبیم اگه یه جا عصبانیت برا دنیا غصه برای دنیا قرار ابدیت رو از من بگیره. کثیر آخرت را از من بگیره بگذرم ازش. خودم را ناراحت نکنم عیب ندارد دنیاست دیگه. شما نگاه کنید حضرت فرمود: الدنیا اصغر» دنیا کوچک تر و بی ارزش تر و پست تر از آن است که درش انسان کینه پیدا کند به کسی. «ان تطاع فیه احقاد» میگه انسان مطیع کینه هاش باشد. میبینی زن و شور دعوا، طلاق، کینه های خانوادگیف غصه‌های تاریخی. میبینی شصت هفتاد سالشون هنوز از شب عروسی خاطره بد دارند که آن شب این جوری شد. پس این دنیا خیلی کوچک تر از این هست که شما بخوایید کینه کسی را به دل بگیرید. وقتی بگیری قیمت خودت کم میشود کل دنیا نمی ارزه. الدّنيا جيفة و طالبها كلاب. هیچیش نمی ارزه که شما بخوایید از کسی چیزی در دلتان نگه دارید. به اختلاف به غصه به ناراحتی طلاق نعوذ بالله این ها همه اش دنیاست. «و یغلکم الیسیر من الدنیا یفوتکم حتی یتبین من ذلک فی وجوهکم» میگوید یه اندک چیزی از دنیا شما را چنان نگران میکند نگرانتون میکند، به اضطراب می افتید، سر غذا، سر لباس، سر مهمونی، سر اتومبیل سر هر چیز دیگه ای به اضطراب می افتید، عصبی میشید، ناراحت میشید، کلافه میشید، حرمت ها را نمی توانید نگه دارید «حتی یتبین من ذلک فی وجوهکم» این حالت تو چهره هاتون نشون میده. چته چی شده مگه حالا میبینی ناراحته عصبانی برافروختست. اینو میریز اونو می پاش اینو میشکنه درو محکم میبنده از سر سفره پا میشه میره، ظرف میشکند، قرمز میشه، داد میزنه، حرفهای رکیک میزنه، چی شده الان همه حالت ها برای چیه برای دنیاست که خیلی کوچیکه. املک بکم دنیای به این کوچکی که تونسته این جوری به ریزت بهم. یه آدمی که می تونه ولی خدا باشه بریزتش به هم این قدر خیلی کوچیک شدی پس تونسته بریزتت به هم هرچیزی که آدم رو میریز به هم قیمتش بالاتر از ماست دیگه. یادتون نره رچیزی که می تونه رو ما تسلط داشته باشه، ما رو غمگین کنه قیمتش بالاتر از ماست. حالا آدم فکر کنه که من برای چه چیزهایی تو دنیا غصه خوردم و ناراحت شدم. برای چه چیزهایی شنگولی کردم. این قیمتش دستش میاد از نظر انسانی. من چه کار کردم سی سال با خودم چهل سال با خودم چی ساختم این نمازهای من، این مسجدهای من این کربلا های من این مبارزات من، این سوریه رفتن من، این مشهد رفتن من، این نماز شبهای این اعتکاف ها این ماه رجب و شعبان و رمضان اینا درنهایت من رو به کجا رسونده من الان چه جور آدمی هستم. سبک یا سنگین. سنگین که باشی، دیگه دنیا تمی تونه تکونت بده. «فمن ثقلت موازینه فهو فی عیشه راضیه»آدمای سبک آدمایی ک مثل ذرت بو داده می پرن بالا و پایین برای هرچیزی هیجان زده میشن عصبی میشن دعوا راه می اندازن، غصه می خورن، اضطراب دارن، احساس بدبختی و پوچی می کنند، سبکند. هیچ چیزی شده بالاخره تو رو تکونت داده.

میگه اره من الان چند وقته با شوهرم دعوام شده با نامیزدم دعوام شده دیگه حس و حال نماز و ندارم. حالا یه شوهر حالا خوب بودن یا بد بودنش این جوریه. بچه ام مریض شد دیگه من نماز نمی خونم. تا اولین مشکلی که میاد تو زندگیشون سریع ارتباطشون با خدا قطع می شه. این یعنی وزن ندارد. میگه اره من الان با زنم دعوام با شوهرم دعوامه دیگه حس وحال نمازو حرم و قرآن و دیگه هیچی ندارم اصلا. به همین راحتی هرچیزی که ما را از خدا جدا میکنه. لذت مناجات خدا رو خراب میکنه تو ذائقه ما خلوت های مارو کم میکنه و به هم میزنه معلوم او قوی تر بوده از الله و خلوت با الله. آن بزرگ تر بوده در ذهن ما، در نظام قیمتی ما بزرگتر بوده که تونسته من رو از الله جدا کند. من دانشگاه قبول شدم دیگه نمی تونم بیام مسجد نماز جماعت. مسجد مال دیپلم به پایینه دکتر شدیم مهندس شدیم دیگه نمیرسیم بریم هیئت عزاداری نمیرسی بری. قربون امیرالمومنین برم: «حتی یتبین فی ذلک» چقدر دقیق این حرفها. ایهنا روان شناسی اینها جامعه شناسیه اینها انسان شناسی هست. ما در کدام مکتب روان شناسی جامعه شناسی و انسان‌شناسی این قدر دقیق و ریاضی و مهندسی میتونید مطلب پیدا کنید. در یه روایت تمام هفتاد سال انسان رو تجزیه و تحلیل میکنه، اسکن میگیره ازش میده دستت بیا قیمتت همینه. در یه روایت دو سه تا جمله. در دو سه تا جمله بهت میگه تو چهل سال پنجاه سال شصت سال عمرت رو چه کار کردی. این را بهش میگن امام. اینو بهش میگن معصوم. یه حدیث می خوانیم میاد دستت.

من یه موقع کشورهای خارجی که میرم برا تبلیغ خدا شاهده استاد دانشگاه، رئیس دانشگاه یه بار یه دونه از این جمله هایی که ما ترجمه می کنیم میگه اشهد ان امیرالمومنین علی ولی الله. بارها شده این اتفاق افتاد. یه حدیث خواندم میگه این آدم معمولی نیست. همین یه حدیث این جوری. قدر می دونن ما چون عادت کردیم هی شنیدیم قال الصادق قال الباقر و این ها پوست کلفت شدیم. این حرفا را می شنویم و خیلی راحت از کنارش رد میشم. با عمقش خیلی کار نداریم یه دونه از این روایت ها یه آدم دانشمند رو شیعه می کند.