اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان در موضوع غفلت بود نقطه مقابل غفلت یقضه است یقضه یعنی بیداری لحظهای که قلب انسان بیدار میشود علمای اخلاق و همچنین علمای سیر و سلوک و عرفان اولین قدم را در راه خودسازی و رشد یقضه میدانند.@ یقضه لحظهای هست که انسان از خواب بخشهای حیوانی خودش بیدار میشود یقضه آن زمانی هست که انسان به شناخت خودش نائل میشود و به یک باور جدید نسبت به خودش نائل میشود یقضه آن لحظهای هست که انسان میفهمد که مرد و زن نیست حیوان نیست جنس نیست.@ در روایت داریم(اَلنّاسُ نیامٌ اِذا ماتُوا اِنتَبَهوا) مردم خواب هستند وقتی که مُردند بیدار میشوند یعنی همانطور که انسان در خواب با صور مختلفی سروکار دارد اینها را در خواب جدی میگیرد چقدر هیجان دارد در مورد این صورتها وقتی از خواب بیدار میشود میبیند نه اصلاً خبری نبود الان یک عالم دیگر است همه آن چیزهایی که در خواب میدید فقط خواب و رؤیا بود.@ در بیداری میبیند عملاً همان چیزهایی که با آنها خوش بوده یا از آنها میترسیده فراری بوده هیچ کدام حقیقت ندارد گاهی وقتها خوابهای بد هم که میبیند از خواب که بلند میشود خیلی هم خوشحال است میگوید خدا را شکر که من خواب بودم الان بیدار شدم بیداری چیز دیگری است.@ بیداری لحظهای هست که انسان متوجه میشود که در عوامل حسی، خیالی، وهمی نباید بماند حتی در عوامل عقلی هم نباید بماند لحظهای هست که یک بیداری فوق عقلی و فطری برای انسان دست میدهد انسان میفهمد که انسان است با هدف خلقت خودش آشنا میشود و خودش را با همان نگاهی نگاه میکند که خدا او را آفریده یعنی یک موجود جاودانه.@ یقضه اگر من بخواهم در یک جمله بیان بکنم یقضه یعنی لحظه باور آخرت و خود حقیقی، آن لحظهای است که تو باور میکنی موجود جاودانه هستی عمر جاودانهات را باور میکنی اکثر مردم چون خودشان را جنس میبینند یعنی یک حیوان میبینند یک مرد یا یک زن همه چیز را تابع مردانگی و زنانگی و جنسیت خودشان و حیات دنیا تنظیم میکنند حتی عبادتها و ارتباطشان با دین با الله هم تابع نوع نگاهشان به خود حیوانی و دنیاییشان هست.@ یعنی این وقتی امام رضا هم میرود از امام رضا هر چه میخواهد میبینی در حیطه دنیاست آخرتش هم جدی نیست کعبه هم که میرود همینطور هست آنجا که پرده خانه خدا را گرفته باز میبینی نوع خواستههایش، خواستههای طبیعی هست خواستههای آخرتیش جدی نیست.@ برای همین هم قرآن فقط کسی را انسان حقیقی میداند یعنی بیدار میماند که در رأس همه آرزوهایش سه تا آرزو سلطنت دارد الله، اهل بیت، جهاد در راه خدا، اگر کسی جزء سه آرزوی اصلیش سه میل اصلیش سه شهوت اصلیش شهوت میگویم مخصوصاً که خوب درکش کنیم در روایت داریم(اَللّهُمَّ اجعَل شَهوَتی) خدایا آن شهوت من را در خودت قرار بده یعنی من نسبت به تو به این اشتها بیفتم.@ (اَللّهُمَّ اجعَل هَوایَ فیک) هوای من را در خودت قرار بده وقتی مشهد میروی بیش از آنکه به فکر خواستههای دنیاییت باشی اصلاً به فکر دنیایت نباشی دلت فقط برای پدر آسمانیت آقا امام رضا(ع) بتپد وقتی میروی حضرت معصومه(س) با نگاه جاودانگی بروی لذا شما میبینید در زیارت معصومه(س) هیچ حرفی از دنیا نیست زیارت عاشورا شما میخوانید هیچ حرفی از دنیا نیست.@ همه حرفها چون نگاه نگاه بیدارانه است این زیارت برای آدمها تنظیم شده نه برای مردها و زنها نه برای حیوانات لذا وقتی که آنجا میروید میبینید که نوع قرارهایتان قرارهای ابدی است(عَرَفَ الله بَینَنا وَ بَینَکُم فِی الجَنَّۀ) خدا من و شما را در بهشت به هم معرفی کند(حَشَرَنا فی زُمرَتِکُم اَورَدَنا حَوضَ نَبیِّکُم وَ سَقانا بِکَأسِ جَدِّکُم مِن یَدِ عَلی بن ابیطالب).@ اینها جزء آرزوها و خواستتههای یک انسان است کسی که به بخش حیوانی خودش، خودش را نگاه میکند این وقتی هم دارد میرود این حرفها را میخواند آخر سر گریهاش میگیرد میگوید خانم الان من مشکل مالی دارم دلش میکشند فقط همان خواستههای طبیعی جلوی چشمش میاید خواستههای طبیعی را ما باید به اینها بگوییم چون ما کسی را نداریم جز اهل بیت و اولیاء الهی باید به همینها گفت.@ ولی موضوع این هست که اصالت ملاقات و دیدار یک اصالت انسانی است یک ملاقات انسانی صورت میگیرد یک حیوان به ملاقات حضرت معصومه نمیرود یعنی یک زن یا یک مرد به ملاقات امام رضا نمیرود یک زن یا یک مرد به مکه نمیرود برای همین هم شما احرام میبندید که زنانگی و مردانگیتان را کنار بگذارید که شوهرت به تو حرام میشود زنت به تو حرام میشود.@ الان یک کسی مجرد هست نه زن دارد نه شوهر دارد ولی باز این هم باید احرام ببندد از فکر کردن به یک جنس مخالف وقتی لبیک میگوید برای همین هم وقتی شما خانه خدا میروید زنها و مردها در حجابشان آزاد هستند بعد میگویند حتماً در همدیگر باشند چرا در همدیگر باشند؟ چرا مثل حرم امام رضا تفکیک نمیکنند که گناهی صورت نگیرد زن و مرد قاطی نشوند؟.@ خدا میگوید اگر تو لبیک گفته باشی اینجا به عنوان یک زن یا یک مرد اینجا نمیایی اگر در کعبه آمدی حواست خورد به یک زن یا یک مرد پس معلوم است لبیک نگفتی خدا آدمها را دعوت کرده آنجا اصلاً زن و مردی دور کعبه وجود ندارد اصلاً کسی نیست آنجا که انسان بخواهد حواسش پرت بشود اگر کسی حواسش پرت شد یعنی باز زنانگی و مردانگیش را آورده به خانه خدا و برای همین هم حجش هم دیگر بدرد نمیخورد.@ پس یقضه زمانی است که انسان میفهمد انسان است آخرت را باور میکند و از این به بعد آخرت و نگاه جاودانه میاید جای نگاه دنیامدارانه و موقت را میگیرد یک کسی که خودش را یک حیوان میبیند نوع خواستههایش دغدغههایش برنامهریزهایی که در سطح زندگیش دارد همه برای یک آینده مبهم است.@ اگر من زنده بودم اگر خواستم ازدواج کنم اگر بزرگ شدم اگر بچهدار شدم فقط داستانهای اینطوری است درس خواندنش هم همینطوری است یعنی درس هم میخواند باز میخواند برای یک آینده مبهم، خیلی ربطی به ابدیت و آخرت ندارد در محاسباتش آینده مشکوک زندگی او یعنی عمر دنیایی میاید در محاسباتش آینده قطعی یعنی وفات تا قیامت را اصلاً نمیاورد.@ حالا بعد میگویم تفاوت این دو تا آدم در چیست از کجا آدم میتواند بفهمد که بیدار شده یا بیدار نشده از کجا بفهمیم که الان ما خواب هستیم یا بیدار هستیم آیا ما غفلت داریم در ما غفلت هست یا در ما بیداری است.@ وقتی که بیداری اتفاق میافتد شخص یقضه و بیدار میرسد خودش را با نگاه جاودانه یعنی همان نگاهی که الله او را آفریده نگاه میکند عاشق خودش میشود به بلندای ابدیت یعنی خودش را یک موجود جاودانه میبیند همانطور که خدا دوستش دارد خودش را از این به بعد دوست دارد همانطور که مادرش فاطمه زهرا دوستش دارد خودش را دوست دارد همانطور که اهل بیت نگاهش میکنند به خودش نگاه میکنند.@ یعنی آخرت و ابدیت در محاسبات زندگیش دائماً حضور دارد در تمام انتخابهای این شخص ازدواج میخواهد بکند رفتارهایش، اخلاقش، برخوردش با همسرش، بچهداریش، تربیت فرزندش، معاملاتش، کار اجتماعیش، کار سیاسیش، کار هنریش، درس خواندنش هر کاری که میخواهد بکند حتماً آخرت لحاظ میشود.@ و فکر میکند اگر من بخواهم این را انتخاب بکنم به آخرتم لطمه میخورد یا نه این درس این رشته این اخلاق این منش میخواهم با پدرم با مادرم رفتار بکنم چه چیزی را در نظر بگیرم این شخص اینقدر بدبخت نیست بگوید من ژنتیکی پدرم عصبانی بوده مادرم عصبانی بوده ما هم عصبانی هستیم این اصلاً اینطوری نیست.@ این چون نظام ابدی را در نظر دارد اصلاً نظام ابدی اجازه عصبانی شدن خشمگین شدن اجازه زودرنجی حساسیت به او نمیدهد چون میفهمد هر بار حساسیت هر بار زودرنجی هر بار غضب برایش فشار قبر میاورد بنابراین اصلاً اینطور نیست که بگوید ما مثلاً ژنتیکی اینطوری هستیم، نه بر همه عوامل ژنتیکی و محیطی که در خودش هست غلبه میکند چون نگاهش نگاه درستی به خودش هست.@ یک آدم واداده نیست یک کسی که نگاه جاودانه به خودش دارد اصلاً غصه ندارد برای همین هم پیامبر فرمود(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) هر کس که به دنیا گریه بکند دنیا بتواند عوامل حسی خیالی وهمی عوامل جمادی گیاهی یا حیوانیش حتی عوامل عقلیش بتواند او را گریه بیندازد این آدم آدمی هست که جهنمی هست.@ ولی وقتی یک کسی بیدار شده باشد این اصلاً یک آدم عصبانی و پرخاشگر نمیتواند باشد یک آدم زودرنج نمیتواند باشد یک آدمی که بیقید باشد در ارتباطش با زنش با شوهرش هر طوری رفتار کرد هر حرفی را زد با خانواده همسرش با جاریش با همسایهاش اصلاً اینطوری نیست چون نگاه جاودانه هست نگاه ابدی هست این دقیقاً همه چیز را با این محاسبات انجام میدهد.@ در همه چیزش در کار اقتصادیش در کار سیاسیش در کار هنریش همه کارش با نگاه جاودانه است برای همین قرآن وقتی میخواهد از یک آدم حسابی تعریف بکند چون گفتیم قرآن انسانها را به شش گروه تقسیم کرده سنگ و کمتر از سنگ، حیوان و کمتر از حیوان، شیطان و مؤمن.@ (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) فقط مؤمنین انسان هستند بقیه که اهل خسران هستند(وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ) همه دارند خسارت میدهند همه اهل خسران هستند مگر مؤمن، مؤمن که انسان حقیقی هست از نظر قرآن این قرآن وقتی میخواهد راجع به او صحبت بکند میگوید(وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) .@ تا یک مشکلی برایشان پیش میاید تا یک مصیبتی برایشان پیش میاید تا یک گرفتگی برایشان پیش میاید چیز به آنها اصابت میکند به چیزی میخورند به سختی میخورند حالا یا در مقولههای حسی است بدنشان مریض میشود سرطانی میگیرند تصادفی میکنند یا پولشان را میدزدند یا کمبود اقتصادی پیدا میکنند.@ یا امور گیاهی است یا امور وهمی است حیوانی است و حتی امور عقلی اگر به یک مصیبتی برخورد میکنند چیزی که به آنها قدرت میدهد؟ این هست که من جاودانه هستم ببینید چقدر این دقیق و ریاضی است خدا دارد بندهاش را تعریف میکند.@ میگوید بنده من مؤمن همین هست که به مؤمن بشارت بدهد(وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) با(إِنَّا لِلَّهِ) من مال خدا هستم پیش خدا برمیگردم یک آخرت و ابدیت دارم اصلاً آن موقع من یادم نمیاید که دنیا چه بوده که الان بخواهم کینه کسی را به دل بگیرم بخواهم از دست کسی عصبانی باشم کینه خیلی خطرناک است کینه یک ذرهاش در دل کسی باشد عفونت میکند.@ علی(ع) فرمود(داءٌ دَوی وَ مَرَضٌ مُوبی) یک درد سخت و یک بیماری مسری است کینه دلچرکینی از کسی در دل بماند تمام وجود انسان و دنیا و آخرت انسان را خراب میکند اگر کسی اهل کینه باشد در دلش دلخوری را نگه بدارد.@ امام صادق(ع) فرمود(حِقدُ المُؤمِنِ مَقامُه) حقد مؤمن همان لحظهای هست که ایستاده با یک کسی ممکن است یک موقعی حرفش بشود یک چیزی در دلش میاید میگوید وقتی که از او جدا شد(لَم یَجِد) در قلبش دیگر چیزی از آنطرف پیدا نمیکند.@ اینکه بیاید خانه عصبانی بشود سر زن و بچه بخواهد داد بزند حوصله شوهرش را نداشته باشد چون با یک کسی درگیر شده سر سفره حرص و جوش بخورد حالا بعضیها عصبانی هم هستند از طرف مقابل کینه هم دارند سر سفره هم عصبانی هستند به جای یک پرس پنج پرس هم میخورد حواسش نیست اضافه وزن هم پیدا میکند.@ بعد هم میخواهد نماز بخواند میبینی سر نماز هم با بندگان خدا دعوا دارد میخواهد بخوابد در رختخواب میبینی مثل مار به خودش میپیچد یکسره در خواب هم که خواب میبیند با طرف مقابل دعوا دارد این یک آدم مریضی هست موبی یعنی مسری هست از وبا میاید یک مرض وبادار این شخص دارد.@ این آدم اینطوری است کینهای، ناراحت، عصبی در دلش هم نگه میدارد این یعنی یک تکه آتش از جهنم را در وجودش آورده دنیا میسوزاند آخرت را هم میسوزاند اصلاً مؤمن اینطوری نیست مؤمن از کسی دلگیر نیست مؤمن از کسی دلچرکین نمیشود مؤمن از کسی چیزی را در دلش نگه نمیدارد.@ بعضیها با زنشان هم دلگیر هستند با شوهرشان هم دلگیری دارند در دلشان هم نگه میدارند با مادرشوهرش این مادرشوهرم را خدا رحمتش کند ولی من که از او راضی نیستم پدرزنم اینطوری پدرشوهرم اینطوری، یک کسی که اینطوری هست مریضی دارد(الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) ابدیت وسط میاید مصیبتت را که خدا خرید دیگر برای چه چیزی غصه میخوری.@ الان شما نگاه کنید کسانی که نگاه حیوانی به خودشان دارند فکر کنید الان فرض بفرمایید این ماهی یک میلیون تومان درآمد دارد 300 هزار تومانش را پسانداز میکند در ماه، درست است دارد با 700 هزار تومان میگردد یا شاید هم سخت بگردد ولی چون پسانداز دارد پساندازش چون از دست رفته کسی میداند یا نمیداند؟.@ اگر کسی پول را رفت گذاشت بانک برای خودش که سود هم روی آن بیاید یا به کار تجاری زد که دارد سود میکند این خودش را دارای آن پول میداند یا ندار میداند میگوید از دستم رفت؟ عصبانی میشود وقتی یک نفر پسانداز میکند؟ اگر کسی پسانداز کرد ناراحت است؟ خوشحال هم هست میگوید اینقدر پسانداز دارم پشتوانه من هست.@ مؤمن اگر ایمان داشته باشد به این حرفهایی که قرآن میزند به آخرت به خدا امکان ندارد سرش یک مصیبتی پیش بیاید و این را جزء داراییش نداند اتفاقاً مؤمنین بیشتر از اینکه عبادتهای خودشان را داراییهای خودشان بدانند مصائب خودشان را دارایی خودشان میدانند.@ عبادت فردا با ریا و با منتگذاری و با خودشیفتگی و با هزار تا خودشیفتگیهای مذهبی بخصوص عُجب و ریا و همه از بین میرود اصلاً معلوم نیست یک رکعت نماز یک کسی بتواند با خودش ببرد ولی مصیبتها نه مریضی داشته سرطان داشته معلولیت داشته قرض داشته بدیهی داشته بداخلاقیهای اطرافیان را تحمل کرده.@ یک کسی در زندگیش در خانهاش اذیتش کرده همسایه اذیتش کرده صاحبخانه اذیتش کرده مریض شده پولش را بردند هر چیز دیگری این مصائب دارایی است اگر یک کسی واقعاً ایمان داشته باشد امکان ندارد اینها را جزء پیروزیها و داراییهای خودش نداند آنقدر که مصائب را جزء داراییهایش میداند نماز شبش و عبادتش و تدریس و تدرسش را جزء داراییهای خودش نمیداند.@ صریح فرمایش قرآن است و معصومین(ع) بنابراین یک کسی که یک مشکلی در زندگیش پیش میاید مؤمن محال است احساس بدبختی بکند مؤمن کنار خدا بدبخت باشد بگوید من چه آدم بدبختی هستم من چه آدم بیچارهای هستم من چه آدم نداری هستم من چه آدم محرومی هستم این توهین به خداست.@ آدم مؤمن خدا که میگوید تو هر مصیبتی که سرت بیاید پیش من ذخیره است پس برای چی غصه میخوری بعد هم که به تو برمیگردانم خود تو هم یک کسی هستی به قول امام صادق(ع) فرمود اگر مشکلی برایت پیش بیاید فردای قیامت میگویی ای کاش هیچ کدام از دعاهایم اجابت نمیشد.@ چون ذخیرهای که از دعاهای اجابت نشده به انسان در آخرت میدهند طرف میگوید ای کاش یکی از حاجتهایم را در دنیا نمیگرفتم همه آنها میماند برای نظام جاودانگی من، ناراحت نیست او وقتی دعا میکند اجابت نمیشود.@ میگوید الان دعا کردم رفتم زیارت کردم اجابت نشد اربعین رفتم پیاده تا امام حسین حاجتم را بگیرم حاجتم را نداد خُب نداد امام حسین کریم است برایت حفظ شده چرا با امام حسین قهر میکنی میگوید ببین امام حسین تا اینجا هم آمدم حاجتم را ندادی دیگر با تو قهر هستم.@ دیدید بعضیها لوس هستند تا حاجتشان را ندهند مثل بچهها کوچک هستند زود قهر میکنند با خدا و اهل بیت به هم میریزند چون حاجتمان را میخواستیم ندادی این یهودی آمد گرفت خُب یهودی آمد گرفت چون آخرت با او کاری ندارند باید اینجا به او بدهند آن یکی فاسق بود فاجر بود آمد گرفت به او دادند چون کاری با او ندارند همین جا بگذار دنیا را بگذراند.@ پیامبر یک لحظه نگاه کرد دید خواب دید سوره بنیاسرائیل هست داستانش هم خیلی مفصل و عجیب است که در خواب پیامبر دید روی منبرش بوزینهها دارند روی منبرش میروند خودش بعداً فرمود بنیامیه خلافت و منبر من را غصب میکنند بعد خدا به او میگوید این یک دنیایی بود به اینها دادیم پیامبر آرام میشود.@ میگوید عظمت شکوه شما اهل بیت برای آخرت و جاودانگی است حالا سه چهار روز هم روی منبر شما اینها هم بچرند یک دنیایی هست به اینها دادیم باید دنیا را به آنها بدهند که آخرت طلبی نداشته باشند میبینی با امام رضا درگیر میشود با خدا درگیر میشود.@ اگر یک کسی واقعاً جداً احساس بکند این پولی که دارد ما الان خیلی از آدمها داریم میدانند الان باید انفاق بکنند باید کمک بکنند به راه دین باید به جهادهای مختلف شرکت کنند میترسند واقعاً ترس دارند اگر دست در جیبشان بکنند این ایمان ندارند.@ طرف میگوید من الان زنم را سیر کردم به او خانه دادم به اسمش هست غصه ندارد برای آینده برای بچهها هم این کار را کردم حالا یکی دو تا خانه دارم برای آخرتم بگذارم میبینی هم بچهها هم این خانم ریختم سر من دارند من را میکشند که تو به فکر ما نیستی به شما که دادیم به اندازه کافی که بخورید بگذارید ما به فکر آخرت خودمان باشیم.@ میبینید زن ایمان ندارد بچهها ایمان ندارند مرد را داغون میکنند یا برعکس زن است در راه خدا میخواهد انفاق بکند شوهرش نمیگذارد مال خودش هست میگوید نه اجازه نداری حق نداری این کار را بکنی میخواهد در راه خدا انفاق بکند میخواهد آخرتسازی بکند به نفع خود تو هم هست.@ مرد ایمان ندارد میترسد همهاش چرتکههای دو دوتا چهار تای مادی دارد مدام چرتکه میاندازد عقلانیتهای مسخره خودش را دارد من یک جانبازی آمده بود چند وقت پیش پایش قطع بود گفتیم ما احتیاج داریم برای این فعالیتی که داریم برای امام زمان(ع) میکنیم به خصوص در بخش بینالملل به کمک احتیاج داریم چند تا طرح داشتیم که هزینههای زیادی را هم میطلبد به او گفتیم اینطوری هست.@ این جانباز یک دفعه آمد دو سه روز بعد دیدم همینطوری عصازنان یک پایش هم قطع آمد گفت این سند خانه ما من یک خانه دارم مینشینم این یک آپارتمان هم دارم این را گذاشتم من خودم یک دفعه یک طوریم شد که این جانباز پایش را هم داده از جوانی داده او را میشناختند تا الان دارد با یک پا زندگی میکند کل سرمایهاش شده همین یک خانه.@ به او گفتم این را بگذار یک جایی بده اجاره، اجاره آن را بده برای خدا، گفت استاد من را وسوسه نکن بگذار حالا که کَندَم بکَنَم خیلی بزرگ، آمد سند خانهاش را گذاشت برای یک فعالیت بزرگ مهدوی، خدا هم اینقدر به او برکت داد چون خدا تضمین کرده هر کس در دنیا بدهد من یک تا هفتصد برابر میدهم.@ یقضه علامتش این هست وقتی بیدار باشد نگاهش درست است میفهمد هر چیزی از جیبش در میاورد در راه خدا خرج میکند یک تا هفتصد برابر در دنیا به او برمیگردد آخرتش سر جای خودش، دیگر در انفاق کردن ترس ندارد البته در انفاق اسراف ندارد حساب کتاب ندارد.@ این آقا اگر میخواست خانهای را که زن و بچهاش در آن هستند این کار را بکند جلویش را میگرفتم ولی نه خانه دارد حالا یک خانه اضافه دارد در راه خدا میدهد خیلی هم خوب است یقضه وقتی اتفاق میافتد بیداری وقتی اتفاق میافتد غصه دیگر از آدم کنار میرود دیگر امکان ندارد مؤمن به راحتی عصبانی بشود نمیگویم هرگز نمیشود ولی به راحتی عصبانی نمیشود.@ این به راحتی غصه نمیخورد این زودرنجیش کنار میرود حساسیتهایش کنار میرود اصلاً از کسی کینه در دل ندارد با هیچ کس دردسر ندارد با هیچ کس مشکلی ندارد در صلح محض است.@ وقتی یقضه اتفاق افتاد همه این بدبختیها و غصه خوردنها و پژمردگیها و عصبانیتها همه مال این هست که ما خودمان را طبیعی میدانیم یک جنس میدانیم یعنی یک زن یا یک مرد، بعد ابدی نمیدانیم اگر یک موقعی پولمان گم شد عصبانی میشویم فکر میکنیم دیگر پولمان گم شد از دست رفت، خدا میگوید نه من الان دست کردم در جیبت گذاشتمش در بهشت برایت کاشتم ناراحت نشو.@ الان این بچهات را گرفتم بچهات را خیلی دوست داشتی ولی بچه مال من هم هست هدیهای هست که من به تو دادم دست این بچه را میگیرم میبرم میگذارم در بهشت ذخیره آخرت تو هست در قیامت شفیع تو هم هست.@ اینطوری هست که امام باقر و امام صادق(ع) هر دو این صحنه را داشتند که فرزند کوچکشان از دنیا رفته بود بعد از اینکه خبر را دادند آرام شدند لبخند را زدند(سُبحانَ الّذی یَقتُلُ اَولادَنا وَ لا نَزدادُ لَهُ اِلاّ حُبّا) منزه است خدایی که بچه ما را میکشد و ما جز محبت او چیزی در دلمان اضافه نمیشود.@ خدای مهربان است مگر گرفته کجا برده مگر خدا یک موجود بیرحم و بیعاطفه است عاطفهاش میلیاردها برابر بینهایت بیشتر از تو است نسبت به آن بچه و نسبت به خود تو، ولی چون تو بچگی میکنی متوجه نیستی پدر مادر اینطوری هستند.@ یک موقعی بچه را میبرند مدرسه میگذارند بچه دوست دارد بخوابد به زور میبرند زیر تیغ جراح به زور میبرند آمپول میزنند به زور میبرند واکسن میزنند از روی مهربانی بچه چون نمیفهمد فکر میکند پدر مادر بیرحم و بیعاطفه هستند اینطور نیست نگاه آدم به الله به معصوم درست میشود.@ یقضه تا اتفاق نیفتد هیچ کس به مقام عزادار حقیقی نمیرسد یقضه تا اتفاق نیفتد هیچ کس سرباز امام زمان نمیشود یقضه تا اتفاق نیفتد هیچ کس نمیتواند زیارت عاشورا را راست بگوید که(ان یثبت لی قدم صدق ان یرزقنی طلب ثارک) یقضه تا اتفاق نیفتد یک کسی انتقام را روزی خودش نمیتواند بداند.@ آدمهای خواب شوخی میکنند زیارت عاشورا میخوانند که آقا روزی من انتقام باشد پس در زندگی تو انتقام کجاست الان 30 سالت هست 40 سالت هست 50 سالت هست تو چه انتقامی از دشمنان امام زمان گرفتی تو در این 50 سال چه نقشی در برطرف کردن موانع ظهور امام زمان داشتی؟ شوخی کردی زیارت عاشورا خواندی تا یقضه نباشد کسی قدم صدق ندارد نمیتواند بگوید(ان یثبت لی قدم صدق).@ یقضه اگر اتفاق نیفتد تو اصلاً صدق نمیتوانی داشته باشی تو نمیتوانی بگویی(ان یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله) من میخواهم همان مقامی که شما در نزد خدا دارید من هم میخواهم همان مقام را داشته باشم یک کسی باید بیدار باشد آنجا را ببیند و بخواهد آدم خواب که شوخی میکند.@ آدم خواب مگر خوابش را ببیند ولی قرآن دارد با ما جدی حرف میزند میگوید بشارت بده مؤمن اینطوری هست هر مصیبتی به او برسد پای خدا میگذارد اصلاً چیزی از دست او در نمیرود(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ).@ اصلاً اگر کسی یقضه نداشته باشد روضهخوانهایش هم همینطوری است روضهخواندنهای حیوانی است ثواب هم دارد به او ثواب میدهند سر جای خودش ولی حیوانی است زینب کبری گفت بچههایش را کشتند تکهتکه کردند او را اسیر گرفتند زدندش برادرش را کشتند همه این صحنهها را دیده و گفته(و ما رأیت الا جمیلا) میگوییم ولی در خودمان اثر ندارد.@ همان لحظهای که این طرف دارد روضه میخواند دارد میگوید زینب اینطوری گفته فرزندانش را کشتند امام حسین(کُلَّما اِشتدَ عَلَیه الاَمر اِحمَرَ لَونُه) هر چه کار به او سختتر میشد، این حرفها را میشنود این حرفها را میزند اما بعد از هیئت اگر شام به او نرسد ناراحت میشود غصه میخورد شاید عصبانی هم بشود.@ برای چی عصبانی میشوی در بحث غم و شادی مباحثش را گفتیم آنجا توضیح دادیم که قیمت هر آدمی به نوع غمهایش هست و به نوع شادیهایش هست ببین در خانه از چه چیزهایی عصبانی میشوی در زندگیت در رفتارت با زن و فرزندت با شوهرت با خانواده شوهرت در محیط کار ببین چه چیزهایی تو را عصبانی میکند و ناراحتت میکند قیمتت همان است و چه چیزهایی شادت میکند قیمتت همان است.@ و الا این که شوخی است که ما میگوییم مؤمنین میگوییم آب این آب را الان برای چه چیزی اینجا گذاشتند باید خاصیت داشته باشد H2O خاصیت دارد اما وقتی گفتی مؤمن، مؤمن کیست؟ کسی است که غم ندارد و آرامش دارد این دو مورد که قرآن میگوید در مؤمن هست شادی و آرامش.@ یقضه تا اتفاق نیفتاده باشد یعنی یک کسی تا بیدار نشده باشد خودش را باور نکرده باشد خود آخرتی و ابدیش را و آخرت را باور نکرده باشد یقضه اتفاق نیفتاده است، پس ما از چه موقع میفهمیم بیدار شدیم؟ از زمانی که در محاسباتمان ابدیت را میآوریم از زمانی که آخرت، شب اول قبر، اهل بیت، بالاتر از آخرت، خانواده آسمانیمان در محاسبات زندگیمان میایند.@ زمانی که امام زمان در زندگی تو نقش پیدا میکند تو میفهمی یک حجت زندهای داری که نسبت به او یک وظائفی داری و نسبت به ایشان نوع موضعگیریهایت انتخابهایت، ارتباطاتت، رفتارهایت، چینشهای فکریت با ایشان تنظیم میشود این یقضه است یعنی شخص بیدار میشود.@ یقضه زمانی است که وقتی اسم بهشت میاید چون این را جزء داراییهایت میدانی اشتیاق وجودت را میگیرد نمیگویی حالا یک بهشتی هست به ما چه وقتی هم اسم جهنم میاید باز هم ترس تو را برمیدارد و میترسی چون خطری هست که تو را تهدید میکند.@ یقضه زمانی هست که انسان و بهشت و جهنم را باور میکند و به بهشت به شدت اشتیاق پیدا میکند و هر وقت یک چیزی میخواهد او را ناراحت بکند یاد بهشت کاملاً او را آرام میکند وقتی یک چیزی میخواهد زیادی او را شنگول بکند نه سرورها که شاد باشد نه به فرح بیفتد به شنگولی بیش از حد به مستی بیفتد یاد جهنم که میافتد آرام میشود.@ لذا فرمود هر وقت خیلی خوشحال هستید قبرستان بروید و هر وقت هم خیلی غمگین هستید به قبرستان بروید یقضه وقتی اتفاق افتاد دیگر اینطور نیست که اگر نماز چهار رکعتیت دو رکعت بشود خوشحال بشوی میفهمی ضرر کردی الان در سفر نمیتوانی عجله داری ولی دلت با خداست.@ یقضه وقتی اتفاق میافتد شخص از اینکه دارد با خدا حرف میزند به شعف میاید به لذت میافتد از اینکه خدا او را پذیرفته و در مقابل الله میایستد و میگوید الله اکبر با الله حرف میزند لذت میبرد هیچ لذتی برایش بالاتر از این خلوتها نیست.@ یقضه وقتی اتفاق افتاد شخص بعد از نماز فراری نیست عاشق تعقیبات است یقضه وقتی اتفاق افتاد شخص دزدی از نمازش نمیکند اذان را نمیدزدد اقامه را نمیدزد یقضه وقتی اتفاق افتاد کسی عبادتهایش دیگر تندتند نیست یقضه وقتی اتفاق افتاد شخص وقتی حرم میرود مدام به ساعتش نگاه نمیکند که در بیاید.@ وقتی هم دارد قرار میگذارد نمیگوید یک ربع دیگر بیرون بیایید وقتی بازار میرود اصلاً برایش ساعت ندارد این معنای بیداری است بیداری یعنی وقتی انسان بیدار میشود میبیند چطوری وقتی که انسان از خواب بیدار میشود میبیند میگوید اِ این بود این است آن که با او ارتباط داشتم خواب بود این جدی هست.@ تا وقتی که این قدرتها در ما ایجاد نشده باشد یعنی ما فقط حرفش را میزنیم در شادی، آرامش، معنویت به معنای حقیقی، لذت بردن از یاد خدا، عصبانی نشدن، زودرنج نبودن، حساس نبودن، درگیر نشدن، کوچک نبودن، حسود نبودن، بدبین نبودن، تا وقتی اینها حل نشده باشد ما فقط داریم ادا در میاوریم.@ یعنی یک نماز پلاستیکی است یک دین پلاستیکی است فقط یک دین فانتزی داریم حقیقتش در ما منتقل نشده فقط خوابش را میبینیم خواب خوب بودن را میبینیم خواب ایمان را میبینیم خواب عرفان را میبینیم خواب معنویت را میبینیم والا وقتی بیدار هستیم در بیداری ما با آن کسی که نماز نمیخواند هیچ فرقی نداریم.@ او عصبانی است ما هم عصبانی هستیم او پرخاشگر است ما هم پرخاشگر هستیم او قرص اعصاب میخورد ما هم قرص اعصاب میخوریم مگر میشود کسی مؤمن باشد قرص اعصاب بخورد او طلاق میدهد این هم طلاق میدهد او دارد طلاق میگیرد این هم دارد طلاق میگیرد همان اتفاق دارد میافتد.@ یک بنده خدایی میگفت یک خواب دیدم نصفش راست بود نصفش دروغ خواب دیدم که یک جعبه پول پیدا کردم اینقدر سنگین است وقتی بلندش کردم جایم را خراب کردم از خواب که بیدار شدم دیدم از پولها خبری نیست ولی جایم را خراب کردم.@ حالا خواب است همهاش خواب عرفان دیدن خواب ایمان دیدن خواب خوب بودن بیداری نیست در بیداری برای هیچ کس هیچی ندارد این نه عاطفه دارد نه بچههایش دوستش دارند نه زنش دوستش دارد مگر حضرت نفرمود علامت مؤمن بودن این هست که روزبهروز علاقهاش به همسرش فرزندانش و اطرافیانش باید بیشتر بشود والا این مؤمن کشک است.@ مؤمنی که به اسم رحمان نزدیک نشده باشد حالا صد دفعه حاجآقا باشد صد دفعه کربلایی به او بگویند رئیس هیئت فلان باشد رئیس هیئت امنای فلان باشد رئیس مؤسسه خیریه فلان باشد این رحمان نیست.@ رحمان یعنی یک کسی که مهربان است امکان ندارد رحمان باشد کسی دوستش نداشته باشد میگوید فرزندش از او متنفر است فراری است زنش از او متنفر است شوهرش از او بدش میاید اطرافیان از این خوششان نمیاید ترجیح میدهند که او را اصلاً نبینند این نشان میدهد که اصلاً مهربان نبوده.@ محال است کسی که به یقضه برسد و به ایمان برسد هم محبوب نباشد هم محب نباشد ایمان یعنی نزدیک شدن و تقرب به الله و مهمترین اسم الله رحمانیت است رحمانیت اسمی هست که شما هر کدام از آن هزار تا اسم یا چند هزار اسم الله را بخواهی بگیری باید کنارش باشد.@ اگر نباشد شما به جواد نمیرسی به کریم نمیرسی به ودود نمیرسی به ستاریت نمیرسی به غفاریت نمیرسی نمیتوانی غفور باشی نمیتوانی عفوو باشی باید حتماً اسم رحمان با تو باشد اسم رحمان بزرگترین اسلحه یک مؤمن هست برای خاموش کردن همه جهنم و وسوسههای شیطانی و یک اسلحه بزرگ هست برای به دست آوردن همه اسماء الهی.@ مؤمن قدرتش را از رحمان میگیرد شما نگاه کنید اولین اسم بعد از الله رحمان است اینقدر رحمانیت مهم است که خود خدا آورده جای الله گذاشته میگوید(ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ) اگر الله را بخوانید یا رحمان را(فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى) این اسماء حسنی دارد.@ یعنی رحمان را برده خارج بالای همه اسماء و مادر همه اسماء قرار داده میگوید رحمان اسماء حسنی دارد نمیگوید الله فقط اسماء حسنی دارد بنابراین شما رحمانیت را برای بدست آوردن تمام این اسمهایی که در جوشن کبیر دارید میخوانید نیاز دارید.@ شما رحمانیت مهربانی و عاطفه و محبت را چه رحمانیت و چه رحیمیت را مثل هوا و خون است نیازش داری برای هر نوع پیشرفت که بتوانی درست عمل بکنی اشتباهات کم بشود با رحمانیت اشتباهات انسان کم میشود هم دفعکننده شیطان هست وسوسههای شیطان حملههای شیطان و هم جذبکننده اسم الله هست انسان دائماً با رحمان میتواند اسم بگیرد و شبیه الله بشود.@ چند روایت بخوانم از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) (زادُ الغَفلَۀَ بِالیَقضَه) به جنگ غفلت با یقضه و بیداری بروید بیداری که اتفاق افتاد غفلتها کم میشود هر چقدر این بیداری شدت پیدا میکند میزان غفلتهای شخص کمتر میشود(اَلیَقضَۀُ نُورٌ) یقضه نور است یعنی انسان تا وقتی یقضه نیست خواب است.@ در خواب آدم تصادف میکند تکهتکه هم میشود یک عالم آدم را هم میتواند بکُشد چون نور ندارد در خواب چیزی گیر آدم نمیاید بیدار که شدی مثل کسی هست که بیدار میشود از نور خورشید از نور بیرون استفاده میکند بیداری نور هست چقدر این مسئله یقضه مهم است.@ (اَلتَقَیُضُ فِی الدین نِعمَۀٌ عَلی مَن رُزِقَه) بیداری در دین نعمتی هست که روزی میشود آدم باید بگوید خدایا این نعمت را نصیب من بکند بیداری در دین را نصیب من بکن(وَ بَصیرَۀَ فی دینی) انسان به بصیرت برسد اگر کسی بیدار نشود عابد دهر هم باشد هم برای خودش این دینداریش ضرر دارد هم برای اجتماع.@ ما چقدر بزرگان داشتیم آدمهایی که در اجتماع بزرگ شدند واقعاً بزرگ نبودند پفکی بزرگ شدند معروف هم شدند اما آدمهایی بودند چون بصیرت نداشتند به اسلام به پیغمبر به اهل بیت خیلی ضربه زدند.@ الان هم در زمان سی و چند سال انقلاب خیلی از کسانی که ظاهراً در کشور ما آدمهای بزرگی بودند بعد معلوم شد که اینها آدمهای سادهلوحی هستند آدمهای بیبصیرتی هستند با اینکه سابقهدار بودند ولی بیبصیرتیشان کار دستشان داد بیبصیرتشان در دامن فتنهها آنها را انداخت بیبصیرتشان موجب انحرافات بزرگ شده بیبصیرتیشان اینها را در دامن ابرقدرتها انداخت.@ با درس خواندن فقط مشکل حل نمیشود قلب باید بیدار بشود این اتفاق باید در قلب بیفتد این پنج تا که یادتان نرفته حس و خیال وهم عقل و فوق عقل، این قلب است بیداری باید در این بخش اتفاق بیفتد یعنی باید کودک عزیز روان زنده بشود.@ آن کودکی که از جنس خداست این اتفاق اگر نیفتاده باشد یک کسی برود پای درس بزرگترین حکما و فیلسوفان و بزرگترین عارفان هم بنشیند یک آدم خواب است با خواب میرود پای درس مراجع مینشیند نمیتواند از درس این مراجع استفاده بکند پای درس حکما مینشیند پای درس فلاسفه بزرگ عرفای بزرگ مینشیند این بنده خدا خواب است بیدار نشده.@ میگوید من بیست سال رفتم پای این درسها باز هنوز عصبانی هستم حسود هستم همان داستان همیشگی، شکل و ظاهرش را فقط مذهبی است والا این آدم یک آدم خطرناک و وحشی است.@ ما الان آخوند داریم درس میخواند پای درس بزرگترین بزرگان حوزه که الان هم هستند ولی تمام دلش در آمریکا است تمام دلش در اروپا است تمام دلش در ساخت و پاخت با دشمنان هست درس هم خواندند کم هم درس نخواندند مجتهد شده درس خوانده درس میدهد ولی دل اصلاً بیدار نیست این درس خوانده برای آقایی.@ آقایی یعنی یک کمال وهمی است تمام این مدت این فقط درگیر بزرگ شدن و آقا شدن بوده ساخت و پاخت دارد با دشمنان، جاسوسی میکند رابطه دارد آدمهای اینطوری هستند که مقام معظم رهبری فرمود شاخهای از طلبههای سکولار در حوزه دارند تربیت میشوند یعنی طلبههایی که ظاهراً متدین هستند.@ فرمود کلامشان کلام اسلامی است اما باطنشان دین ندارند جهاد نیست با آمریکا درگیر نیست با اسرائیل درگیر نیست حسینی نیست اباالفضلی نیست هیچ خاصیتی برای امام زمان ندارد بقیه را هم این آقا خواب میکند ولی هوشش خوب بوده.@ عقل نداره هوشش خوب بوده خیلی باهوش بوده زود درسها را خوانده نمرهاش هم 20 است شاگرد ممتاز هم در درسها هست کارنامهاش را نگاه بکنی میبینی شاگرد ممتاز است همه را 20 گرفته ولی عقل ندارد این به درد نمیخورد.@ مهندس است دکتر است همینطور، فعالیت سیاسی میکند وزیر است رئیسجمهور است نماینده مجلس است ولی این اصلاً خواب است این اصلاً قلبش بیدار نشده اعتبار به دست آورده موقعیت داشته چهار نفر به او رأی دادند بالا آمده ولی میبینی خواب است نماینده است خواب است رئیسجمهور است خواب است قلب خیلی مهم است که بیدار باشد.@ (فَأعفِق اَیُّهَا السامِعُ مِن سَکرَتِک وَ استَیغِض مِن غَفلَتِک) ای شنونده از مستی خود به هوش آی و از خواب غفلت بیدار بشو اینهایی که من اینقدر مثال میزنم برای اینکه شما در زندگیتان استفاده بکنید الان برو سر سفره ببین بیدار هستی یا نه برای چی ناراحت میشوی برو خانه در ارتباط با همسرت ببین چطوری هستی.@ در ارتباط با پدر مادرت ببین چطوری هستی در ارتباط با همسایهات ببین چطوری هستی در ارتباط با خانواده همسرت ببین چطور هستی در ارتباط با فامیل ببین چطوری هستی ببین میتوانی شاد باشی میتوانی آرامش داشته باشی خدا را شکر کن به نعمت بیداری.@ یک کسی که میتواند به وسیله الله خودش را بیدار نگه بدارد الله در زندگیش جا دارد به عشق الله بیدار است اهل بیت بیدار است آخرت بیدار است شب اول قبر و برزخ در زندگیش مهم هست سکرات موت در زندگیش جا دارد به این آدم بیدار میگویند بیدار کسی نیست که گناه نکند.@ قرآن میفرماید اهل تقوا هم ممکن است(وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ) فاحشهای انجام بدهند ممکن است نسبت به دیگران یا به خودشان، اما بیدار یک کسی هست که تا این اتفاق در زندگیش میافتد یک تکانی میخورد زود میرود جبران میکند(یَتُوبُونَ مِن قَریب) زود توبه میکند بیدار توبهکننده است اینطور نیست که گناه نکند معصومین فقط 14 نفر بودند.@ انسان ممکن است گناه بکند آلوده میشود پایش میلغزد زمین میخورد اشتباه میکند در زندگی همه ما همینطور هستیم مملو از اشتباه هستیم ولی بیدار کسی هست که اگر اتفاقی برایش افتاد وجدان بیداری دارد یعنی زود میرود جبران میکند.@ اگر غیبت کرد اینطور نیست بگوید ول کن اگر غیبت کرد خودش ترس او را برمیدارد اگر انحرافی در او اتفاق افتاد یک جایی پایش لغزید به یک فحشایی به یک منکراتی دچار شد چون بیدار است میفهمد دردش میاید.@ مثل یک بدن بیدار، بدن خواب سرطان میگیرد مریضی میاید و متوجه نمیشود درد هم نمیگیرد میبیند سرطان همه جایش را گرفته ولی بدن بیدار هشدار میدهد دائماً درد میکشد میگوید یک جایت خراب است برو درستش کن روح بیدار است.@ باز نگاه کنید چقدر این مسئله مهم است که وجود مقدس حضرت چطوری حرف میزند(اَلا مُستَغیضٌ مِن غَفلَتِهِ قَبلَ نَفادِ مَدَّتِه) آیا کسی نیست که از غفلتش بیدار بشود قبل از اینکه وقتش تمام بشود، مگر ما چقدر وقت داریم؟ به سرعت داریم نزدیک میشویم به لحظه برزخ به لحظه وفاتمان.@ جوانها فقط مستی میکنند میگویند که ما به سن شما که نرسیدم موهایمان که سفید نشد ریشهایمان که سفید نشده من یادم هست سرطان که گرفتم یکی از این شاگردهایم خدا رحمتش کند آرایشگر بود من اولین جلسهای که رفتم شیمیدرمانی کردم این دارو اثر گذاشته بود موهای سر من همینطوری میریخت.@ همان شب که آمدم در مؤسسه به او گفتم که زحمت بکش بیا خودت همه موهای ما را بزن چون این همینطوری میریزد در رختخواب در دفتر و در جانماز این همینطوری برداشت ماشین را آورد کشید روی سر ما مژه و ابرو همه میریخت بعد خیلی ناراحت بود بنده خدا گریه میکرد ناراحت بود که من سرطان گرفتم.@ حالا کار ما تمام شد یکی دو سال بعد گفتند ایشان سرطان گرفته خیلی جوان، رفتم بالای سرش دیدم ذوب شده چند روز بعدش هم به رحمت خدا رفت یک شیونی بود در خانه ما همسایهها گریه و داد، گفتم چه شده؟ گفت پدرم دارد میمیرد لحظه آخرش هست همه گریه میکردند ناله میکردند.@ پسرهایش آمده بودند دخترانش آمده بودند اوائل انقلاب بود الان همه بچههایش مُردند خودش هنوز هست. خدا رحمت کند آیت الله سید عباس کاشانی که 30 سال مرجع تقلید عراق بود با هم دوست بودیم آن موقعی که من یادم هست تا زمانی که من دیده بودم با او رفاقت داشتم ایشان چهار پنج بار سکته مغزی و قلبی زده بود.@ فقط 12 سال روی تخت در خانه مینشست اینقدر هم بزرگوار بود در خانهاش همیشه به روی مردم باز بود در آن حالت که روی تخت بود نیازهای مردم را برطرف میکرد خیلی هم مفید بود همان بدنش که روی تخت افتاده بود جای یک لشکر کار میکرد.@ بعد من به او گفتم که حاجآقا من فلان جا بودم دعایتان کردم خدا انشاالله شما را نگه بدارد گفت آقا من با دعاهای مردم زنده هستم بنشین یک چیزی برایت بگویم گفت من 15 سال پیش که سکته چندمم را در لندن زده بودم آنجا دو تا دکتر گفتند که آقا با این سکتههایی که شما زدید یکی دو ماه بیشتر زنده نیستید الان آن دو تا دکترها یکیشان 15 سال است که مرده است یکیشان 10 سال است که مرده است.@ یک کسی هم آمد به امام رضا(ع) با گریه گفت آقا، حضرت گفت چیه نگران هستی؟ گفت برادرم دارد میمیرد بیا بالای سرش، حضرت دوید و رفت بالای سرش بعد حضرت همینطور به این نگاه میکرد و میخندید گفت ای بابا ما این آقا را آوردیم بالای سر برادرمان دارد میمیرد این آقا میخندد.@ این آقا گفت نگران نباش بلند شد رفت بعد یک کسی پرسید آقا جریان چیست چرا شما میخندید؟ گفت این بیچاره خودش زودتر از برادرش میمیرد حالا جوانان به قول استاد ما همیشه این را میگفت من هستم ولی شما همه میمیرد حالا جوانان هم گول میخورند میگویند ما هستیم این یک فریب است.@ ما واقعاً چیزی با برزخ فاصله نداریم(اَقرَبُ الشُئ اَلاَجَل) نزدیکترین چیز اجل است مگر ما چند روز دیگر وارد برزخ میشویم خدا کند آدم هر اعلامیهای را میبیند بگوید نوبت ما هم میرسد این دعا چقدر دعای قشنگی است(اَنتُم لَنا سَبَق وَ اِنّا اِنشاالله بِکُم لاحِقون) شما از ما سبقت گرفتید زودتر به برزخ رفتید.@ چقدر هم زیباست انسانی که واقعاً آماده است وقتی اسم این میاید یک نفر مُرده میگوید خوش به حالش وقتی حس میکند که چه موقع نوبت من میرسد قند در دلش آب میشود من چه موقع میخواهم به رحمت خدا بروم چه موقع میخواهم به ملاقات اولیاء خودم برسم چه موقع میخواهم به ملاقات انبیاء و صدیقین و شهدا که یک عمر سر نماز گفتم(صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ).@ اسمش میاید اشتیاق میاید غصه ندارد ترس ندارد ولی آدم باید فکر بکند من لحظهای که میخواهم بروم دست خالی نروم آماده بروم اشتیاق داشته باشد خدا نکند انسان متنفر باشد از رفتن و بعد نوبتش بشود خیلی بد است.@ خدا رحمت کند حضرت امام(س) گفت رفتم بالای سر یک اهل علمی داشت میمرد هر چه به او گفتم بگو(اشهد ان لا اله الا الله) نگفت گفت خدا خیلی ظالم است میخواهد من را ببرد میخواهد من را از زن و بچهام خانهای که تازه ساختم جدا بکند اهل علم است امام فرمود با بغض خدا از دنیا رفت حالا حضرت سؤال میکند آیا کسی نیست قبل از اینکه وقتش تمام بشود بیدار بشود وقت زیادی ما نداریم پس باید بیدار بشویم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ گفتند راجع به پیادهروی اربعین بگوییم این مسئله یک امر باعظمت هست یک عشق است یک عبادت بسیار بزرگ است و الان در این زمان مسئله مستحبی نیست یک جهاد است چون به رُخ کشیدن عظمت امام حسین به دنیاست دنیایی که دستور دارد که خبری از اربعین برای هیچ جا مخابره نکند.@ فکر کردن در مسیر آنهایی که پیاده میروند فکر کردن در عظمت امام حسین(ع) در عشقی که حضرت به الله داشته در تسلیمی که داشته در رضا و شکری که داشته این خیلی مهم است فقط صرفاً مصیبت عظیم را یادش نیاید و گریه بکند بلکه به این فکر باشد که مصیبت اعظم که امام زمان نیست را باید چطوری جبران کرد.@ اگر اربعین میروید اگر گریه میکنید اگر امام حسین را انشاالله زیارت میکنید قدرت بگیرید برای اینکه انشاالله جزء غافلین از امام زمانتان نباشید حتماً به امام حسین بگویید آقا شما را قسم میدهیم به همه عزیزانت به همه اصحابت که شهید شدند.@ به علیاصغرت به علیاکبرت به آن عبدالله کوچک به همه آنها قسم میدهیم که تو یک کاری کن که ما هم مثل اصحاب تو نسبت به امام زمانمان خائن نباشیم و برسانیم خودمان را به امام زمانمان خودمان را به چادر حضرت برسانیم وای به حال کسی که در راه حرکت به چادر امام زمانش نباشد و وای به حال کسی که خودش را به آنجا نرساند اینها را ما باید بخواهیم.@ اما همین که برویم صرفاً یک ثوابی ببریم یک گریهای بکنیم و یک اشکی بریزیم اینها برای شما خیلی کوچک است شما جدی مقام محمود را بخواهید جدی معیت با سیدالشهدا در دنیا و آخرت را بخواهید جدی از خدا بخواهید بگویید خدایا من جزء منتقمین باشیم.@ آن موقعی که میخواهم از دنیا بروم روی نامه عملم نوشته باشند این نامه عمل یک منتقم است نامه عمل یک منتظر است این را بخواهیم این بزرگترین سوغاتی هست که انسان از سفر کربلا باید با خودش بیاورد یک آدم باخاصیت یک آدم قدرتمند یک آدم بدردبخور برای امام زمان باشیم یک آدمی که وقتی حضرت به او نگاه میکند بگوید تو سرباز من هستی این خیلی مهم است.@
جلسه 150 - انسانشناسی (قم)
متن کامل (خام) جلسه 150 - انسانشناسی (قم)