جلسه 006 - غفلت
شماره جلسه
6
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
8
روز
27
متن کامل (خام) ‌ جلسه 006 - غفلت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان درباره غفلت بود فرمایشی را وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) در این زمینه دارند فرمودند که(فَیالَها حَسرَۀً عَلی کُلِّ ذی غَفلَۀٍ اَن یَکُونَ عُمرُهُ عَلَیهِ حُجَّه وَ اَن تُؤَدِیَهُ اَیامُهُ اِلَی شِقوَه) حسرت بر هر غافلی که عمرش علیه او حجت باشد خود گذران عمرش علیه او حجت باشد و گذران روزش روزگارش او را به سوی بدبختی بکشاند.@ عمر چگونه میتواند علیه یک نفر حجت باشد؟ شما وقتی یک کسی در دوره علمی شرکت میکند از او توقع جدیت دارید. حتی یک بچه 6 ساله و 5 ساله شما وقتی یک جایی کلاس او را میفرستید با اینکه 5 ـ 6 سالش هست دیگر صرفاً او را کودک نمیبینید.@ رفته یک کلاسی شرکت کرده مهدکودکی بوده کلاس زبانی بوده کلاس قرآنی بوده کلاس ورزشی بوده از همین بچه 5 ـ 6 ساله توقع دارید که اگر به این کلاس رفته یک نتیجهای داشته باشد حالا میگوییم در 7 سال اول آموزش اجباری نباید باشد بچه طبق فرمایش معصوم در 7 سال اول پادشاه است نباید چیز اجباری به بچه در این هفت سال تحمیل بشود حتی آموزش.@ من خیلی وقتها به خانوادههای میگویم بچههایتان را زوری کلاس قرآن نفرستید میگویند ما دوست داریم بچهمان حافظ بشود شاید بچه دوست نداشته باشد حافظ بشود اینکه من تصمیم گرفتم بچهام حافظ بشود باید ببینیم که او هم میخواهد حافظ بشود یا نه در 7 سال اول زور نمیتوانیم به بچه بگوییم تو حتماً باید بروی قرآن بخوانی بعد هم ذهنش را در فشار بگذاری که این میخواهد حافظ قرآن بشود این اثرات مخربی در روحیه فرزند دارد.@ حالا یک موقع هست بچه خودش دوست دارد آن که خودش دوست دارد و دارد میرود شما از او متوقع میشوید هر کلاسی که دوست دارد برود از او متوقع هستید که این فرزند یک پیشرفتی بکند حالا آمد رسید به اول ابتدایی دیگر شما واقعاً برای بچه جدی میشوید یعنی اینکه فرزندم هست و دلم برایش بسوزد حالا ملاحظهاش را بکنم 7 سال عادت کرده تا لنگ ظهر بخوابد اصلاً اینطوری نیست.@ صبح اول وقت سر ساعت 7 صبح 6:30 صبح از خواب بیدارش میکنید صبحانهاش را میدهید سوار سرویسش میکنید یا خودتان او را مدرسه میبرید باید برود یعنی اصلاً باید بفهمد که تکلیف دارد مسئولیت دارد 7 سال دوم 7 سال طاعت است یعنی باید مسئولیت بپذیرد زیر بار طاعت برود.@ 7 سال آزاد بوده پادشاهی کرده در 7 سال دوم باید تمرین بکند اطاعت را، میبینی اصلاً هیچ پدر مادری در این سن به بچه رحم نمیکنند باید مدرسه برود کوتاهی هم بکند بچه را به سلابه میکشانند برای چی مشقهایت را ننوشتی برای چی درسهایت ضعیف شده برای چی 20 تو 19 شده میبینی از او نمره بالا هم میخواهند توقع هم دارند باید هم خوب درس بخواند باید مشقهایش هم بنویسد.@ اصلاً پدر مادر در این مسئله به بچه باج نمیدهند 7 سالش هست میگویند تو رفتی مدرسه باید بروی مسئولیت داری بعد که همین بچه به راهنمایی میرسد میبینید که توقع پدر مادر جدیتر میشود به دبیرستان میرسد جدیتر میشود دانشگاه هم که میرود باز هم جدیتر میشود.@ یا نه یک کلاس زبان میرود یک کلاس ورزش میرود یک کلاس دیگری میخواهد برود فنی حرفهای هنری میرود ما توقع داریم اگر این سر کلاس رفت نتیجهاش معلوم بشود تو رفتی دو ماه خط خواندی چه شد سه ماه خط کار کردی کامپیوتر کار کردی کلاس رانندگی رفتی محصولش چه شد باید یک چیزی شده باشد.@ یک مدرکی یک حرفهای یک فنی یک مهارتی یک چیزی باید با خودت آورده باشی این توقعی هست که معقول هم هست یعنی تو گذران عمر داشتی حالا در این گذران عمر از تو توقع میرود که با این گذران عمر در این شاخههایی که مشغول کار شدی محصول خوبی را بیرون بدهی یک خانمی کلاس آشپزی رفته.@ اینها مربوط به بخشهای گیاهی یا بخشهای ذهنی یا بخشهای حیوانی هست در بخش انسانی چون ما متأسفانه شاخص دست کسی نمیدهیم با اینکه خدا به ما داده معصومین دادند ما خودمان از شاخص فرار میکنیم دوست ندارم در شاخصهای انسانی خودمان را نگاه کنیم در آینههایی که خداوند انسانیت ما را به ما نشان میدهد نمیخواهیم نگاه کنیم.@ خیلی معلوم نیست یک شخصی که الان 40 سالش هست 50 سالش هست واقعاً آدم هست یا آدم نیست معلوم نیست این الان باطنش وقتی میخواهد به برزخ متولد بشود شکل انسان است یا شکل انسان نیست چون گفتیم قرآن انسانها را شش گروه کرده سنگ و کمتر از سنگ، حیوان و کمتر از حیوان، شیطان و انسان.@ میگوید انسانهایی که روی زمین هستند یکی از این شش گروه هستند یا کمالاتشان به اندازه سنگ است یا کمتر از سنگ یا حیوان هستند یا کمتر از حیوان یا شیطان هستند و یا انسان هستند انسان هم با چهار شاخص ایمان، عمل صالح، تواصی به حق و تواصی به صبر کرد بقیه را هم گفت(إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ) همه دچار خسران هستند یعنی جز آن پنج گروه هستند.@ تا میگوید(إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ) یعنی جزء آن پنج گروه هستند(إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) استثنائش کجاست؟ استثنائش این شخصی هست که ایمان و عمل صالح تواصی به حق و تواصی به صبر دارد، الان من از کجا بدانم که مؤمن هستم؟ از شاخصهها چیست یک آینهای هست من خودم را نگاه کنم ببینم باطنم شکل انسان است؟.@ پیامبر فرمود که اینها روز قیامت به صورت ده حیوان و موجودات دیگر محشور میشوند کمتر شخصی به شکل انسان محشور میشود الان من میخواهم بدانم بعد از 40 سال 50 سال چه شکلی هستم شاخص دارم ندارم این شاخص را در طول درس توضیح دادیم.@ حضرت میفرماید حسرت بر هر غافلی که یعنی خودش هم بعداً دچار حسرت میشود خیلی بد است آدم یک دفعه بفهمد که بدقیافه است بدشکل است بعد از 40 سال 50 سال به تناسب بهشت رشد نکرده نه بالاتر از بهشت، حداقل بهشت، بالاخره این حیوانات هم بهشت میروند.@ به قول بعضی از بزرگان دیوانگان هم بهشت میروند بچهها هم بهشت میروند یک آدم بزرگ بهشت نرود خیلی بد است، بالاخره این شاخص چیست؟ من الان بعد از 40 سال 50 سال واقعاً اگر الان بمیرم حداقل این هست که آنطرف مشکل ندارم مثلاً فشار قبری دردسری نکیر و منکری واقعاً بشیر و مبشر به جای نکیر و منکر میایند اگر من الان سرم را گذاشتم رفتم دیگر هیچ حقالناسی حقالله به گردنم نیست راحت میروم زندگی ابدیم را شروع میکنم یا نه؟.@ اینها خیلی مهم است حضرت میفرماید حسرت هست بر هر غافلی که عمرش علیه او حجت است الان شما به بچه میگویی شما چند سال است مدرسه رفتی؟ دیدید پدر مادرهای مسئول بچهاش درس نمیخواند میگوید دو سال امتحان را رد شدی برای چی دو سال رد شدی؟ نگران است بچه را محاکمه میکند پارسال برای چی رد شدی برای چی مشروط شدی نمرهات چرا کم شده.@ تو درسخوان نیستی برو یک جا کار بکن اگر نمیخواهی درس بخوانی بلند بشو برو یک ادارهای یک سازمانی مؤسسهای جایی مشغول کار بشو کار دستی کار بدنی کار حرفهای فنی هنری یک چیزی تو نمیخواهی رشد بکنی از این طرف نمانی.@ الان یک دفعه بگوییم ما بعد از 40 سال چه شدیم سؤال مهمی است حضرت میفرماید خیلی حسرت دارد کسی که عمرش علیه او حجت است فردا خدا میگوید که ما به شما عمر دادیم که شما متذکر بشوید (أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ) آیه قرآن است سؤال میکند آیا ما به شما عمر ندادیم که هر کس خواست متذکر بشود؟.@ امام صادق فرمود این توبیخ یک جوان 18 ساله است که به سن 18 سالگی رسیده و هنوز راه نیفتاده هنوز مسائلش را نمیفهمد نه عقائدش را خوب فهمیده نه اخلاقیاتش را خوب بلد است و نه مسائل حلال و حرام را یاد گرفته(تَوبیخٌ لِاِبنِ ثَمانیَۀ) یک بچه 18 ساله از نظر اسلام یک آدم مسئول.@ شما میگویی عُصامه 18 ساله بوده فرمانده لشکر پیغمبر بوده ما در این دوران دفاع مقدس بچههای 18 ـ 19 ساله من خودم 17 سالگی مسئولیت داشتم در جنگ جان هزار نفر را دست من 17 ساله میسپردند 17 سال 18 سال یعنی خیلی میتواند مسئولیت قبول کند.@ فرماندههایی داشتیم فرمانده لشکر 23 ـ 24 ـ 25 فرمانده لشکر بودند حضرت میفرماید یک بچه 18 ساله باید خیلی مسائلش را فهمیده باشد 18 سال کم سنی نیست تازه ما پسر هم میگوییم.@ میگوید(لِابنِ ثَمانیَۀ) یعنی پسری که بلوغ 14 سال و نیمش را گذرانده سه سال و نیم وقت داشته همه چیز را بفهمد یعنی اسلام اینقدر فهمش سهولت دارد و راه افتادن در آن، دو سه سال آدم همه چیزش را خوب میتواند یاد بگیرد و بفهمد و راه بیفتد حضرت میفرماید که عمرش علیه او حجت باشد بگویند تو الان 50 سالت شد.@

اگر من بخواهم این صحنه را برای شما تصویر کنم شما برگردید به موضوع اصلی کلاسمان رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست شما یک دوران بارداری نُه ماهه توقع از این بارداری چیست؟ بچه سالم به دنیا بیاید وقتی سالم به دنیا نمیاید آدم ناراحت میشود.@ میگوید این چه شد چرا اینطوری شد چه اتفاقی پیش آمده که اینطوری شده؟ حالا این بچه الان به دنیا آمده میبینی نصف بدنش حیوان است نصفش انسان است پنج تا سر دارد سه تا سر دارد دو تا سر روی هم دارد یک سر دارد با دو تا صورت، اصلاً سر ندارد دست ندارد پا ندارد.@ یک تکه گوشت چهار کیلویی است هیچ چیزی هم ندارد پر از سلول است در رحم مادر این رشد کرده بالا آمده این وقتی به دنیا میاید نمیتواند بگوید من سالم هستم خود این گذران و خود این شکل میگوید که این درست زندگی نکرده.@ ما وقتی آنجا متولد میشویم شکل خود ما به ما میگوید که ما عمرمان را چطوری گذراندیم(اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً) خودت میتوانی کتاب خودت را بخوانی خودت برای محاسبه خودت کافی هستی انسان وقتی وارد برزخ میشود معلوم میشود که چطوری عمر کرده هیچ محاسبهای نیاز ندارد اصلاً شکل بهشت بودن انسان بودن آنجا میفهماند که این مسیرش را درست طی کرده یا نکرده.@ اگر طی کرده چقدر موفق بوده در چه درجهای از سلامت است و اگر سالم نیست آن شش تا تولد سالم و سالم قوی، ضعیف و بیمار ناقص و معلول معلوم میشود اگر در هر کدام از این شش تا بیاید معلوم میشود که در چه درجهای هست.@ پس ببینید که شکل من به من نشان میدهد که من با خودم چکار کردم باطن من قلب من به من نشان میدهد که من چکار کردم یک موقع میگوییم که آنجا آخرت است معلوم میشود خدا میگوید نه در همین دنیا هم شما میتوانید هر روز در همین آینهها نگاه کنید باطن خودتان را ببینید مقیاس میدهد میگوید با این مقیاسها خودتان را نگاه کنید متوجه میشوید.@ یکی از جاهایی که آدم میتواند بفهمد با خودش چکار کرده نماز است انسان وقتی میاید به نماز میایستد معلوم است با خودش چکار کرده روی سجاده میرود معلوم است اصلاً مشخص میشود میخواهد به قرآن دست بزند حرم میرود معلوم میشود با خودش چکار کرده میرود مجلس سیدالشهدا(ع) معلوم میشود در یک روضه معلوم میشود.@ دلدادگیهای یک آدم، دغدغهها، محبوبها، هوسها، آرزوهای یک آدم نشان میدهد که این آدم با خودش چکار کرده آرزوهایت را فهرست کن معلوم میشود که 40 سال با خودت چکار کردی قرآن میفرماید اگر یک نفر آدم باشد باطنش انسانی باشد قطعاً اگر فهرست آرزوهایش را بگیری سه تا آرزو در رأس همه آرزوهایش هست.@ سه تا باید باشد الله، عشق و محبت به الله، اهل بیت، جهاد در راه خدا، اگر یک کسی این سه تا اول و دوم و سوم نباشد برود چهارم پنجم ششم باشد باز میگوید شخص انسان نیست یک چیزی را به این سه تا ترجیح داده که از این سه تا ارزشش پایینتر است چون هیچ چیز از اینها بالاتر نیست.@ عشق به الله یعنی لا اله الا الله عشق به اهل بیت که خانواده آسمانیت هستند اصل و ریشهات هستند ملحق شدن به آنها(ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله) و روح جهاد بسیجی بودن آماده شهادت بودن نه فقط جهاد نظامی جهادهای دیگر هم همینطور جهاد فرهنگی جهاد اقتصادی روح مبارزه با دشمن، غیرت داشتن، تقابل با فرهنگ بیگانه.@ اگر بخواهیم این را کامل بگوییم اینطوری میشود(قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ) زیر مرام دشمن نرفتن فرهنگ دشمن را نپذیرفتن چه فرهنگ در لباس پوشیدن چه فرهنگ در غذا خوردن چه فرهنگ در ازدواج فرهنگ در مهمانی رفتن فرهنگ مسافرت رفتن فرهنگ دیدنیها شنیدنیها.@ نمیشود من ماهواره خانهام بگذارم حاکمم الهام ماهواره باشد بعد هم حرم هم میروم امام رضا هم میروم بعد هم سبک زندگیم را از جای دیگر دارم میگیرم از فلان ورزشکار فلان فیلسوف فلان شاعر فلان هنرمند فلان نویسنده اینها مدلهای زندگی من میشوند معصوم نیست الله نیست وقتی کسی الگویش معصوم نباشد با الگویش محشور نمیشود.@ قرآن میفرماید شما هر کس را ادعا بخواهید بکنید مهم نیست مهم الگوی عملی توست که تو با او محشور میشوی او که دوست داری شبیه او بشوی با همان محشور میشوی او که دوست داری مثل او بشوی آرزویت این هست که یک روزی مثل این بشوی هر کس میخواهد باشد شبیه به آن مسیر داری میروی.@ بحث الگو بحث فوقالعاده مهمی است بحث اسوه مهم است قرآن هم به عنوان مهمترین قاعده در سنجش انسانها بحث امامت را مطرح میکند بحث الگو را(يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ) قیامت مهمترین سؤال حتی از توحید مهمتر سؤال از امام است چون توحید ظهورش در امامت ظاهر میشود.@ اگر کسی میخواهد ببیند توحیدش درست است باید ببیند که الگویی را برای رسیدن به الله درست انتخاب کرده یا نه کشکی من عاشق الله هستم مثل عرفانها کاذب که الان هست انواع و اقسام عرفانها اینها سر کار گذاشتن مردم است و مسخرهبازی است.@ یک کسی میگوید من میخواهم عارف بشوم به خدا برسم باید ببینی از کدام مسیر میخواهی به خدا برسی الگویت کیست امامت کیست متخصص تو کیست کارشناس تو کیست مربی تو کیست برای شبیه شدن به الله اصلاً چه کسی را به عنوان شبیه به الله قبول داری به عنوان خلیفۀ الله و مظهر خدا چه کسی را قبول داری که میگویی من میخواهم مثل این بشوم.@ چون الله که در دست تو نیست که بگویی من میخواهم شبیه او بشوم الله باید ظهور بکند و ظهورش را تو باید ببینی که میخواهی شبیه او بشوی در فرهنگ ما وقتی قرار است یک کسی نمونه الله باشد به او حجۀ الله میگویند حجت خداست مَثَل اعلی میگویند یعنی عالیترین نمونه از الله.@ حالا یک کسی که الگوهایش کسانی غیر از اینها باشند معلوم است نمیتواند برسد میگوید من خدا را دوست دارم اهل بیت را هم دوست دارم نگاه کن الان محرم آمده مشکی پوشیدم محرم آمده دسته راه انداختم محرم آمده خانهمان ده روز روضه گرفتم اینها دلیل نمیشود بعد هم ده روز جمع میکند دوباره همان بساط زندگی حیوانی و غفلتبار خودش.@ مرام و سبک زندگی یک نفر فوقالعاده مهم است این که به کدام سمت داری میروی حضرت میفرماید حسرت بر کسی است(فَیالَها حَسرَۀً عَلی کُلِّ ذی غَفلَۀٍ اَن یَکُونَ عُمرُهُ عَلَیهِ حُجَّۀ وَ تُؤَدِیَهُ اَیامُهُ اِلَی الشِقوَۀ) او ایامش او را به سمت بدبختی ببرد.@ یعنی وقتی 30 سالش میشود 31 سال میشود 32 سال میشود 35 سال میشود 40 سال میبینید که به سمت حاکمیت این سه تا معشوق حرکت نکرده اگر سنش زیاد شده انسش با الله انسش با اهل بیت انسش با آسمان با غیب حاکمیت روح جهاد برایش اتفاق نیفتاده.@ این اتفاقاً دنیازدهتر شده فراریتر شده از جهاد حوصله جهاد را ندارد حالا میتواند معشوقش معشوقهای عقلی باشد که حوصله جهاد را ندارد ولی عاشق علم هست دکتر است مهندس است طلبه است مجتهد است میخواهد بنشیند در حوزه درس بخواند درس بدهد استاد باشد آقا باشد این اگر فردا جنگ بشود نمیرود خیلیها هم نرفتند.@ زمان دفاع مقدس ما دیدیم متدینین ظاهراً متدین بودند اما باطناً اینطوری نبودند باطناً فاسق بودند چون کسی که جهاد حرف اولش نباشد روح جهاد با دشمن نداشته باشد قطعاً فاسق است هر کس میخواهد باشد استاد درجه یک حوزه و دانشگاه میخواهد باشد فرقی نمیکند فاسق است نص قرآن است(وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ).@ نمیتواند برود جلوی دشمن بایستد میگوید من مشغله علمی دارم کار دارم درس دارم من جبهه بروم چکار، من خیلی مهمتر از این هستم که بلند بشوم جنگ بروم این معلوم است که فاسق است اینقدر مسئله جهاد مهم است که پیامبر(ص) فرمود کسی که در عمرش جهاد نکرده باشد یا آرزوی جهاد را نداشته باشد(ماتَ عَلی شُعبَۀٍ مِن النِفاق) بر شعبهای از نفاق میمیرد چون دروغ دارد میگوید.@ امکان ندارد یک کسی عاشق الله و اهل بیت باشد و جهاد را دوست نداشته باشد هدیه کردن جانش و داراییهایش را فدای خانواده آسمانیش و فدای معشوقش دوست نداشته باشد اصلاً کربلا یعنی همین، کربلا که یک واقعه تاریخی نبوده که یک اتفاقی بوده افتاده نه(کربلا کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا) کربلا یک داستان مستمر هست تا الان، برای همین هم زیارت عاشورا خیلی قدرتمند است.@ زیارت عاشورا در واقع آن آییننامه زندگی یک انسان و یک شیعه است سبک بافت زیارت عاشورا یک سبک انسانی است اصلاً با دنیا کار نداریم شما یک خواسته دنیایی و حاجت دنیایی در زیارت عاشورا نداریم هر چند ما بیشتر برای حاجتهای دنیاییمان میخوانیم شما متنش را نگاه کنید تمامش یک فوق عقل هست که با پدرش دارد صحبت میکند.@ انتقامت را بگیرم یعنی من ولی دم هستم انتقام پدرم را میخواهم بگیرم میخواهم به خانوادهام ملحق بشوم(ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ ان یرزقنی طلب ثارک ان یرزقنی طلب ثاری ان یبلغنی المقام المحمود اللهم اجعل محیای) همه داستان داستان عشق و عاطفه و الحاق و با هم بودن و با خانواده آسمانی زندگی کردن در زیارت عاشورا همهاش عشقبازی است از اول تا آخر.@ عشق و نفرت از دشمنان معشوقت، چون عشق و نفرت دو روی یک سکه هستند نمیشود آدم عاشق یک نفر باشد از چیزی که خلاف معشوق هست خوشش بیاید دشمن معشوقش هست خوشش بیاید یک کسی نمیتواند بگوید من اهل بیت را دوست دارم از آمریکا و اسرائیل هم بدم نمیاید.@ مرگ بر اسرائیل نمیگویم مرگ بر آمریکا نمیگویم مرگ بر انگلیس نمیگویم نمیتواند نگوید برائت جزء اصول زندگی یک نفر هست تولی و تبری هر دو دستگیره ایمان هستند یک روی سکه هستند یک رویش تولی است و یک رویش تبری است.@ نمیشود بگویی من آدم آشتی هستم ما با دنیا مشکل نداریم مگر ما با آمریکا مشکل داریم با اسرائیل که مشکل نداریم سازشکار باشد مثل خیلی از آقایانی که موجه هستند سازشکار هم هستند ادعای اسلامی دارند اصلاً غیرت دینی ندارند ولی ادای مذهبی بودن را هم خیلی در میاورند.@ قرآن خیلی صریح حرف میزند اینجا خدا کوتاه نیامده الله، اهل بیت، جهاد، غیر از این فاسق هستی برو دنبال کارت سه تا معشوقت را مشخص کن غفلت یعنی اینکه من یادم برود چه کسی هستم پس من باید اول از خودم سؤال کنم عمرم را چطوری گذراندم.@ آیا من واقعاً وقتی دارم این عمرم میگذرد روزبهروز به هدف خلقتم نزدیکتر میشوم یا نمیشوم به اسماء الهی نزدیک میشوم یا نمیشوم به الله شبیه میشوم یا نه شخصیتاً به اهل بیت نزدیک میشوم یا نه حداقل اینها پیشکش، از جهنم دور میشوم یا نه، نمیتوانیم جهنم برویم ما یک دقیقه و یک ثانیهاش را هم نمیتوانیم تحمل بکنیم.@ مظاهر جهنم در زندگی زناشویی ما چیست زندگی زناشویی ما پر از جهنم است رابطهام با فرزندم رابطهام با خانواده همسرم رابطه با پدر مادرم رابطه با همسایگانم رابطه با بقیه مردم، لقمهام، مسائل اجتماعیم، مسائل سیاسیم، ببینم جهنم دارم یا ندارم.@ آیا من روزبهروز دارم به هدف خلقتم نزدیک میشوم یا نه کمالاتی را که باید جذب بکنم جذب میکنم یا نه آیا اساساً سبک زندگی من من را به آنجا میرساند یا نه چون اگر نرساند ما باید هر چه هست عوض بکنیم هر چه هست باید جلویش را بگیریم.@ چه کسی گفته من باید دکترا بخوانم وقتی الان آمادگی ندارم برای خواندن این یکبار اضافه میگذارد روی دوشم پدرم را در میاورد از خودم از خانوادهام از نفسم از بدنم حتی غفلت میکنم به قیمت یک دکترا گرفتن میخواهم به خودم صدمه بزنم چه کسی گفته من باید بخوانم چه کسی گفته ما اصلاً دانشگاه برویم.@ اگر میخواهی حوزه بروی برو ولی اگر میخواهی آدم نباشی نه حوزهاش به دردت میخورد نه دانشگاهش، این بایدهایی که ما همهاش در طول روز میگوییم کار داریم نمیرسم مشغله دارم طرف بزرگ است از اساتید و مجتهدین طراز اول تهران است یک نماز جماعت میرود میگوید این نماز جماعت برای قلب من خوب نیست نمیرود شرکت بکند نماز جماعتش را ول میکند میگوید برایم خوب نیست.@ آدم باید ببیند چه چیزی برایش خوب است چه چیزی برایش خوب نیست جبری وجود ندارد که من باید حتماً در این شرکت کار کنم حالا در این وزارتخانه استخدام شدم حالا بگیرم بروم چارهای ندارم این لقمه این شرائط کار این محیط، نه، من باید سبک زندگی خودم را درست کنم.@ فردا که زن و بچه من خانواده من شوهر یک خانم اجتماع محیط که نمیاید در برزخ جوابگوی ما باشد من تنها باید جواب بدهم(وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً) من بدبخت تنها محشور میشوم تنها باید جواب بدهم کسی آنجا جز خودم نیست کسی وجود ندارد که من بخواهم به خاطر آن مسیر زندگیم را خراب بکنم.@ بگویم اگر من بخواهم این کار را بکنم، نه ما باید اول سبک زندگیمان را درست بکنیم آن چهارتایی که همیشه گفتم انتخابها، ارتباطات، رفتارها و چینشهای فکری، یک چیزی وجود ندارد که من بگویم این لازم است من باید این را حفظش بکنم آن را نگه بدارم و بعد به خاطر این هم مجبورم گناه بکنم به خاطر این هم مجبور هستم معصیت بکنم به خاطر این هم مجبور هستم غفلت بکنم.@ خیلی وقتها ما خودمان هم میدانیم عامل غفلتمان عامل گناهمان چیست ولی این را ادامه میدهیم میگوید من این شغل را دارم ولی 12 سال دیگر مانده تا بازنشسته بشوم این اصلاً معلوم نیست تا 12 سال دیگر زنده است زنده نیست حالا بگذار بازنشسته بشوم از شر این کار راحت بشوم بعد انشاالله اوضاع را درست میکنم برو عوضش کن.@ هجرت یعنی همین هجرت واجب است هر جا انسان دینش را هر سبکی از زندگی که انسان نمیتواند دینش را حفظ بکند باید کنار بگذارد الان دانشجوی ارشد است میاید به من میگوید آقا من در این رشته دارم میپوسم دارم داغون میشوم گفتم رشتهات را ول کن خود من یکبار در دانشگاه همین کار را کردم.@ یک رشتهای رفتم دیدیم که اصلاً رهایش کردم آدم یک رشته دیگر میخواند که بتواند دینش را حفظ بکند اخلاقش را حفظ بکند در آن آرامش داشته باشد در آن شادی داشته باشد چه کسی گفته ما باید یک چیزی حالا به اسممان افتاده الان اسم من این رشته درآمده الان اینطوری هست.@ خانمها دیدید یک دفعه میروند یک رشتههایی میخوانند اصلاً قرار نیست در آن رشته کاری انجام بدهد فقط میخواهد مدرک بگیرد این خانم در این رشته پژمرده میشود رشته مردانه است رشته اصلاً با لطافت و ظرافت یک زن سازگاری ندارد میگوید حالا اسمم درآمده آن هم سیستان و بلوچستان آدم به هر قیمتی میخواهد درس بخواند؟!.@ یا الان من میدانم میخواهم در این دانشگاه وارد بشوم ناموسم برود دخترم برود خودم بروم این فضا فضای خوبی نیست که بروم در آن درس بخوانم در آن آرامش ندارم چه کسی گفته واجب است من این کار را بکنم بروم یک جای دیگر، زمین خدا وسیع است.@ میگوید اینهایی که در جهنم میایند ملائکه از آنها سؤال میکنند که چرا شما جهنم آمدید(قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ) ما در زمین که بودیم مشکل داشتیم ضعیف بودیم شرائط اینطوری بود امکانات نبود اینطوری شد محیط ما محیط بدی بود(قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا) مگر زمین خدا وسیع نبود که شما هجرت بکنید.@ ما میخواهیم بچسبیم به همه آن معشوقات خودمان همه این کمالات جمادی و گیاهی و حیوانی و عقلیمان را همه جا نگه داریم بعدش بگوییم نشد، نه یک موقعی آدم لازم است بگذارد برود امتحان هم هست.@ رهبر شما که الان نائب امام زمان است ولی امر است میگوید من یک موقعی بین درس خواندن و اطاعت خدا باید اطاعت خدا را میکردم پدرم مریض بود از من خواست که پرستاریش را بکنم درسش را رها کرد.@ علامه طباطبایی(ره) میگوید من ده سال مجبور شدم درس را رها کنم اینطوری بود که زمان جنگ خیلیها نتوانستند معشوقهایشان را ول کنند معشوقهای درسی عقلی علمی بلند بشوم بیایم جبهه چکار، طرف میگوید اگر من جبهه بیایم شاگردانم از من جلو میزنند این خیلی خطرناک است.@ توحید یعنی عشق به الله، در رسیدن به این معشوق هر چیزی سر راهت هست اگر مزاحم است آن را بردار اگر عامل خوبی هست کمک خوبی هست سفت به آن بچسب دانشگاه رفتن است درس خواندن است کار کردن است کار هنری است کار اجتماعی است مهندس بشوی طلبه بشوی به آن بچسب خیلی هم خوب است تاجر بشوی.@ بعضیها با تجارت خیلی خوب میتوانند به الله برسند ببین سلیقهات چیست ولی اگر مزاحم تو هست توحید یعنی این یعنی من مزاحم نمیتوانم با الله باشم. الان در خواستگاریها ما در مشاورهها داریم مثلاً یک دختری آمده میگوید یک آقا آمده خواستگاری من، گفتم کارش چیست؟ گفت مهندس است، حالا مهندس است چه مهندسی هست؟ گفت باید برود مناطق کجا، گفتم چقدر خانه است؟ میگوید شش روز در ماه خانه است 24 روز خانه نیست.@ آنوقت این زندگی است میگوید کارمان هست درسمان هست مردهشور این درس و کار را ببرند لااقل زنت را بردار آنجا ببر برو آنجا برایش یک خانه بگیر مگر میشود زن و شوهر میخواهند زندگی بکنند میگوید شش روز خانه است 24 روز خانه نیست این بچه فردا میگوید پدرم کیست بعد خودت فردا فشار عاطفی و جنسی و روانی پیدا میکنی.@ الان ازدواجها اینطوری است نمینشیند فکر بکند خود مرد هم عقل ندارد که تو الان وقتی 24 روز بالای سر خانوادهات نیستی زن گرفتنت چیست میگوید کارمان هست یعنی اول آمده زندگی که مهمترین مسئله شخص هست در نظام طبیعی را فدا کرده کارش را چسبیده.@ آقا نمیخواهد مهندس باشی بیا برو یک جا کارمند بشو ولی بالای سر زندگیت باش آن حقوقهای کلان را نمیخواهد داشته باشی بیا یک میلیون تومان یک جا حقوق بگیر ولی بالای سر زندگیت باش این هزینههایش وحشتناک است میگوید نمیشود ما میخواهیم پولدار بشویم ماشینهای آنچنانی داشته باشیم خانههای آنچنانی داشته باشیم.@ ما درس هم یک کسی میاید میگوید میخواهم بروم دو سه سال خارج درس بخوانم که بعداً بیایم اینجا اصلاً کار معقولی نیست یا با خانوادهات میروی یا اصلاً نرو این چه درسی است محصول این درس چه میشود.@ یک موقع هست این یک وظیفه تکلیف الهی است شرعی افتاده گردنت یک بحث دیگر است ولی وقتی واجبش کفایی است به تو چه ربطی که بلند بشوی بروی آنجا زندگیت را بپاشی در زندگی طبیعی هم کار کار غلطی است چه برسد زندگی آخرتی و آسمانی.@ مگر حضرت زهرا مادر من نیست مگر من خانواده آسمانی ندارم مگر من بیصاحب هستم مگر من اصل و نسب ندارم مگر من ریشه ندارم؟ یکی از اولیاء خداست هنوز هم زنده است من یک موقعی خدمت ایشان رسیدم ایشان زمان شاه در زندان شکنجه زیاد شده بود از علمای بسیار بزرگ.@ یک موقعی من خدمت ایشان میرسیدم خیلی در فشار بود بدنش اینقدر اذیت میشد مثلاً در صندلی خاص باید مینشست دستهایش را باید اینطوری میگذاشت درد هم داشت من یک موقعی به ایشان گفتم که شما برای درمان چرا اقدام نمیکنید الان پزشکی پیشرفت کرده میتواند کمک شما بکند لااقل یک مقدار از این دردهای شما کم بشود چرا شما نمیروید درمان بکنید؟.@ ایشان فرمود من گرفتار مادرم هستم یک مادری دارم در خانه به من خیلی وابسته است اگر من از خانه بیرون بروم ایشان به شدت اذیت میشود غصه میخورد آلزایمر هم دارد مثلاً من به او میگویم مادر میخواهم بروم تا آنطرف خیابان آمپول بزنم بیایم میگوید برو ولی وقتی برمیگردم میگوید کجا بودی؟.@ میگفت برای اینکه ایشان اذیت نشود سالهاست که من دارم این درد را تحمل میکنم درمان نمیکنم که ایشان اذیت نشود این مادر زمینیش هست اینطوری ولی خدا میشوند حالا طرف میخواهد یک درس بخواند یا یک ازدواج بکند میبینی هزار نفر پدرش و مادرش را همه را له میکند اصلاً انگار نه انگار اینها زنده بودند و در زندگیش هستند انگار نه انگار که این روی گرده اینها سوار شده تا اینجا آمده اصلاً همه را فراموش میکند که میخواهد پیشرفت بکند.@ حالا خانواده آسمانی چی ما اصل و نسب داریم ما امیرالمؤمنین داریم حالا یک درسی یک کاری یک رشتهای یک شغلی یک سبک زندگی یک شوهری یک زنی یک محل زندگی یک شرکتی که هر چیزی که نمیگذارد من با امیرالمؤمنین ارتباط داشته باشم نمیگذارد من با امام زمانم که پدرم هست الان از من توقع دارد انتظار داشته باشد هر چه که میخواهد باشد ملعون است ملعون است.@ شما میگویید خدا لعنت کند هر کسی که زمان امام حسین امام حسین به کمکش نیاز داشت نرفت(فلعن الله امۀ سمعت بذلک فرضیت به) هر چیزی که الان نمیگذارد من در چادر امام زمان باشم ملعون است میخواهد مقدسترین صورت هم باشد نمیگذارد تو به چادر امام زمان برسی.@ امام زمان میگوید بلند بشو بیا تو میگویی من آدم مقدسی هستم من آدم بزرگی در جامعه خودم هستم برای خودم آقایی هستم نمیتوانم بیایم دنبال آقایی شما باشم خیلی از کسانی که بزرگ هستند بزرگیشان نمیگذارد خدمت امام زمان برسند.@ میگوید اگر من بخواهم بروم خدمت امام زمان برسم باید دست از آقایی خودم بردارم دیگر چه کسی بیاید دست من را ببوسد چه کسی بیاید جلوی من خم و راست بشود ما برای چه کسی آقایی بکنیم تازه بدشان هم میاید اگر بگوییم(عجل الله علی ظهورک) ناراحت هم میشود که نه آقا نیا کاسه و کوزه ما به هم میخورد دکان ما بسته میشود.@ واقعاً قلباً نمیتوانند بگویند(عجل الله علی ظهورک) واقعاً دوست ندارند امام زمان ظهور بکند میگویند دکان ما بسته میشود آقا یک ذره دیرتر بیا تا ما هستیم پس هر چیزی که نمیگذارد تو الان به چادر حضرت برسی چون حضرت میگوید من هر 24 ساعت یکبار میگویم(هل من ناصر ینصرنی).@ هر چیزی که نمیگذارد تو در لشکر امام زمان باشی هر چیزی که هست نامبارک است دلبستگی است غفلت است غفلت یعنی من نمیفهمم دارم چکار میکنم من نمیفهمم الان باید کجا باشم الان تکلیفم را نمیدانم یا میدانم و حالا نمیتوانم بروم یا خدای نکرده دوست ندارم بروم خوشم نمیاید الان آنجا بروم حوصله امام زمان حوصله آرمانهای حضرت را ندارم.@ خیلیها بودند آدمهای متدینی بودند مگر نمیدانید چقدر آدمهای مثبت از این بچه مثبتهای زمان امام حسین از یاران پیغمبر شما بگیرید از صحابی و تابعین چقدر بودند همه بچه مثبت بودند هیچ کس با امام حسین نرفت بیشتر حضرت را نصیحت کردند فکر میکردند عقلشان از امام حسین بیشتر است امام حسین را نصیحت میکردند.@ غفلت یعنی هر چیزی که من الان نمیتوانم با آن در چادر حضرت بروم با داشتن این وابستگی این شأن این هویت صنفی این هویت خانوادگی این هویت شغلی این هویت علمی این هویت اجتماعی این هویت سیاسی نمیگذارد من به حضرت برسم.@ خدا رحمت کند امام را فرمود مسئولین نظام جمهوری اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان نباشند خائن و خطرساز هستند هر چند به بقیه مردم خدمت بکنند مسئول خدمتکاری هست بنده خدا به مردم خدمت میکند مشکلات مردم را حل میکند اما حق مردم این چیزها که نیست مهمترین حق مردم امام زمان است.@ فرمود هر مسئول سیاسی که این در مرامنامه سیاسیش نباشد خائن است هر کس میخواهد باشد و خطرساز، حالا بیاید در زندگی مردم ارزانی بیاورد الان همه چیزها شکم شده ارزانی و اقتصاد، بیاید تلاش بکند تورم را پایین بیاورد.@ وقتی اصلاً در مرامش نیست که کشور، نظام، مردم به امام زمانشان برسند بلد نیست امکانات را چطوری بسیج بکند برای برطرف کردن موانع ظهور امام زمان این حاکمیتش رئیسجمهور میخواهد باشد نماینده مجلس میخواهد باشد استاندار میخواهد باشد هر کس میخواهد باشد حکومتش حاکمیتش ولایتش خیانت و خطر است فرمایش امام امت خیلی صریح است.@ پس ببینید غفلت وقتی میگوییم شما فکر نکنید غفلت یک آدم بیدین بیخدا و بینماز به این غافل میگویند نه غافل در تمام لایهها وجود دارد از یک مرجع تقلید شما بگیرید غافل میتواند باشد از یک رئیسجمهور بگیرید از یک نماینده مجلس بگیرید از یک مجتهد بگیرید از یک استاد بگیرید از یک طلبه بگیرید تا هر کس دیگر میتواند غفلت داشته باشد.@ خیلی از کسانی که با امام حسین نیامدند آدمهای موجهی بودند بزرگان اصحاب پیغمبر و امیرالمؤمنین بودند ولی غفلت داشتند فکر نکنید وقتی میگوییم غافل یعنی الان یک خانم بیحجابی ببینیم بگوییم این غافل است یا یک آقایی مثلاً نماز نمیخواند یا مشروب میخورد بگوییم این غافل است، نه اول خودم به هیچ کس نباید کار داشته باشیم.@ من الان سبک زندگیم چگونه است دارم به هدف خلقت نزدیک میشوم دارم به آن معشوقهای سه گانه نزدیک میشوم یا نه زندگی من سبک زندگی من این سه تا معشوق را روزبهروز در دل من قشنگتر زیباتر محبوبتر میکند یا نه اگر دارم فاصله میگیرم پس یک جای کار دارد میلنگد یک جای کار مشکل دارد یا چند جای کار شاید مشکل داشته باشد.@ باید دنبال این بروم که چه چیزی باعث شده که من بعد از 30 سال 40 سال 50 سال که حالا دارم به برزخ نزدیک میشوم وقت زیادی هم ندارم من مسیرم طبیعی نیست چون قرآن میگوید کسی که از الله یا اهل بیت یا جهاد خوشش نیاید این سه تا جزء محبوبترینهایش نباشند فاسق هستند این طبیعی زندگی نکرده این مریض و مشکلدار زندگی کرده پس ما در این وضعیت نمانیم.@ در فرمایش بعد از علی(ع) (فِی السُکُونِ اِلَی الغَفلَۀ اِغتِرارٌ) اگر ما غفلت داریم و فهمیدیم با معیارها و ملاکهای قرآنی که ما غفلت زده هستیم اینجا نمانیم حتماً تصمیماتمان را بگیریم و زندگیمان را عوض بکنیم اگر قرار است شهرمان را عوض کنیم رشتهمان را عوض کنیم شغلمان را عوض کنیم اگر قرار است روشهایمان را عوض بکنیم اگر قرار است خودم را عوض بکنم یک طوری بشود که حرکت بکنیم اینجا نیایستم.@ چون ما در رحم هستیم رحم دنیا فرصت هست که زودتر جبران کنیم 40 سال هم آدم اشتباه رفته باشد میتواند جبران بکند 50 سال خطا رفته باشد میتواند جبران بکند ولی وقتی پای آدم در برزخ باز بشود خطرناک است تولد صورت گرفته تو در برزخ رفتی دیگر نمیشود کاریش کرد مدام بگو(رَبِّ ارْجِعُونِ) جواب میاید(کَلاّ) هرگز نمیشود برگردی.@ حضرت میفرماید(فِی السُکُونِ اِلَی الغَفلَۀ اِغتِرارٌ) اغترار یعنی فریب خوردن آدم این وسط دارد گول میخورد دارد بد زندگی میکند، ما نباید اول بیاییم بگوییم من یک دانشجو هستم، غلط است نه تو یک دانشجو نیستی، من یک زن هستم این هم غلط است زن بخش حیوانی ماست من یک مرد هستم که حالا میخواهم نه من یک مهندس هستم من یک سیاستمدار هستم من یک هنرمند هستم غلط است.@ ما اول قبل از اینکه یک مرد یک زن یک سیاستمدار یک نماینده مجلس یک رئیسجمهور یک سردار یک استاندار یک پدر یک مادر یک همسر باشیم قبل از آنها انسان هستیم من یک انسان هستم بله حالا یک شأن گیاهی هم دارم بدن دارم یک شأن حیوانی هم دارم زوجیت دارم مذکر هستم مؤنث هستم آنها را تحت کنترل خودم نگه میدارم.@ ولی من یک انسان هستم من فرزند امام زمان هستم من فرزند محمد و آل محمد(ع) من مال این خانواده هستم جنس من از آل پیامبر آفریده شده پس باید طبق جنس آل خودم رفتار کنم بله من با او ارتباطم را حفظ میکنم حالا میخواهم زن بگیرم با همین سیستم زن میگیرم میخواهم شوهر کنم میخواهم درس بخوانم میخواهم بچهدار بشوم میخواهم پدر بشوم میخواهم مادر بشوم میخواهم دکتر بشوم میخواهم مهندس بشوم میخواهم طلبه بشوم.@ هیچ کدام از اینها به درد من نمیخورد اگر قرار است مزاحم عضویت من در خاندان پیامبر باشد نه طلبیگیش به درد میخورد نه اجتهادیش نه امام جماعت بودنش نه استاد بودنش هیچ چیزش دیگر به درد من نمیخورد هیچ چیز نباید مانع از عضویت من در حزب الله بشود.@ هر چیزی که مانع عضویت من در حزب خدا لشکر خدا هر چیزی که مزاحمت دوستی من با الله را دارد دیگر به درد من نمیخورد دیگر مقدس نیست ولو چهرهاش مقدس باشد در شیطان و صور مقدس در مباحث معرفت نفس توضیح دادیم با صورتهای مقدس گول نخوریم این را هم خدا دوست دارد این هم مقدس است.@ مثلاً من الان مداح هستم مداح هستی داری با این مداح بودن جهنمی میشوی دست از این مداحی بردار نمیخواهد تو مداح باشی بیخیال مداحی بشو اگر میتوانی آدم باشی مداح هم باشی خوب است اول آدم باش مداح هم خیلی عالی است کمکت میکند.@ من امام جماعت هستم من طلبه هستم اصلاً اینطوری نمیشود من زن هستم من مرد هستم من بچه دارم من پدر هستم من مادر هستم وقتی حسین صدایت کرد هیچ عذری پذیرفته نیست امام حسین تمام شئونش را آورد در عاشورا برای خدا سر برید امام بودنش را مقدسترین چهرهاش را آورد سر برید.@ (فلعن الله امۀ دفعتکم عن مقامکم) مقام امامتش را آنجا آورد ذبح کرد بچه پیغمبر بودنش و بچه فاطمه زهرا بودنش را بچه امیرالمؤمنین بودنش را برای همین ما در زیارتنامه این را میگوییم یعنی تو همه اینها را فدا کردی از مقدسترین حالتهایت را به خاطر عشق به الله پدر بودن عمو بودن برادر بودن خانمهایشان هم همه همینطور بودند.@ رباب(س) ببینید این زن چقدر عظمت دارد سکینه زینب(س) به این بزرگان نگاه کنید هر کس هر چه آورده ریخته پای خدا، هیچ کس هیچ شأنی ندارد یک جایی وجود ندارد حریم برای هیچ کس در عاشورا وجود نداشت.@ مثلاً من مادرم این بچهام را نگه بدارم نه این را هم بده برود شیرخواره است میگوید بده برود زن است ناموس است اصلاً بریز پای خدا برود نامحرم دارد میاید بده پای خدا برود اسیر میشوند به آنها توهین میشود به آنها دست میزنند گوشواره میکَنند میبرند میگوید بده برود.@ عاشورا یعنی همین عشق به الله عاشورا یعنی روز ظهور لا اله الا الله از عاشورا اگر من این درس را نگیرم هیچ چیز نفهمیدم برای همین هم روز عاشورا مهمترین عبادت این هست که انسان در خانهاش بنشیند هزار مرتبه بگویدد(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ) توحید، مهمترین عمل عاشورا توحید است.@ بزرگترین ذکر روز عاشورا حسین حسین نیست بزرگترین ذکر عاشورا لا اله الا الله، یاد بگیرم که فدای الله بکنم فدای معشوق اصلیم بکنم بزرگترین درس امام حسین لا اله الا الله امام حسین درسی بالاتر از لا اله الا الله ندارد اصحاب عاشورا پیامی مهمتر از لا اله الا الله ندارند پیامی مهمتر از عشق به الله جهاد در راه معشوق فداکاری در راه معشوق این باطن عاشورا است.@ در هیچ روزی از تاریخ به اندازه عاشورا این کلمه تفسیر نشده که لا اله الا الله زینب همه کارهایش لا اله الا الله است برای همین هم چون لا اله الا الله است میگوید(و ما رأیت جمیلا) شما این لا اله الا الله را بردار میبینی حضرت زینب هیچ کارش توجیهپذیر نیست امام حسین هیچ کارش توجیهپذیر نیست.@ چرا(لَم یَجِدوا أَلَمَ الحَدید) حضرت باقر(ع) فرمود وقتی شمشیر و نیزه میخوردند درد احساس نمیکردند مثل بچه بسیجیهای خودمان، هنر یک آدم این هست که مثل امامش بشود آنها الگو هستند ما هم باید مثل آنها باشیم بسیجیهای ما هم مثل امام حسین و اصحاب امام حسین تیر و ترکش که میخوردند آخ نمیگفتند فقط مست میشدند.@ ترکش که میامد یک دفعه دست و پا را قطع میکرد انگار یک جام شراب ریختی در کام این تازه مست میشد شروع میکرد حسین حسین گفتن ما هزار بار در جبهه این را دیدیم آخ و اوخ و داد و فریاد و درد دارم و سوختم نبود حسین حسین بود تا به شهادت برسد باید هم همینطور باشد.@ (لَم یَجِدوا أَلَمَ الحَدید) چون لا اله الا الله چون کیف میکرد که الان تیری ترکشی نیزهای شمشیری آمده و دارد یک بخشی از عزیزترین بخشهای وجودیش را هدیه میکند به الله، چقدر صحنه صحنه قشنگی است آدم جلوی چشم خدا چاپلوسی بکند جلوی چشم پیغمبر جلوی چشم ائمه بایستد.@ اصلاً صحنه جبهه همهاش اینطوری بود در عملیاتها بچهها این را میفهمیدند همه دارند ما را نگاه میکنند حالا من میخواهم جلوی مادرم زهرا خودشیرینی بکنم نمیدانید وقتی میخواستند در میدان مین چطوری میدویدند پدر و پسر یقه همدیگر را میگرفتند که کدامشان زودتر بدوند در میدان مین، دعوایشان میشد بارها من این صحنهها را خودم با چشم خودم میدیدم.@ چون فرمود برای هیچ کس چاپلوسی نکنید جز خدا، در دعا داریم متملقین من دوست دارم تملقت را بکنم ای خدا آدم جلوی خدا چاپلوسی بکند خودشیرینی بکند خیلی خوب است خدایا آمدم نگاه من چطوری به تو هدیه میدهم.@ آنهایی که یک کسی را دوست دارند مسابقه میدهند که کدامشان هدیهشان گرانتر است مثلاً جشن تولد یک آدم مهمی است یک آدم عزیزی هست همه میگویند که من یک جایزه بگیرم که جایزه من روی همه جایزهها باشد یک هدیهای بدهم تاپ باشد روی همه جایزهها هدیه من خیلی خوب باشد.@ همه عاشورا آنجا آمدند هر کس هر چیزی دارد برای خدا بدهد درس عاشورا یعنی همین، یعنی چاپلوسی برای خدا، تملق برای خدا، بدهی و غر نزنی بدهی و نق نزنی بدهی و بخندی و بگویی(و ما رأیت الا جمیلا) حضرت زینب چقدر حواسش هست اصلاً به نفسش و دشمن باج نمیدهد میگوید بچههایم را کشتند(و ما رأیت الا جمیلا).@ درود بر مادران شهدای ما درود بر همسران شهدای ما درود بر خواهران شهدای ما درود بر خانوادههای شهدای ما آزادگان ما که فرمودند این گُل پرپر شده هدیه به رهبر شده آرامششان را هم حفظ کردند این خیلی مهم است.@ این هم سیدالشهدا است خودش در لحظه آخر شما نگاه کنید حضرت افتاده آن صحنه آخر هست قبل از اینکه سر مبارک حضرت را بیایند ببرند چند لحظه تا این خبیث بیاید دیگر حضرت بیرمق افتاده روی زمین، تمام حرفهایش با خداست(الهی رضا برضاک تسلیما لأمرک لا معبود سواک یا غیاث المستغیثین) همه حرفهای عاشقانه است.@