سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیه شده در مؤسسه منتظران منجی شماره تماس 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی www.montazer.ir @
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@
بعد از چند جلسهای که مرور مختصری روی احادیث مربوطه به یکی از رذائل اخلاقی که عبارت است از غضب کردیم بحث را ادامه خواهیم داد از صفحه 72 عنوان بحث تمثل نامطلوب اخلاق رذیله و صفات حیوانی در برزخ. از اشارات روایات به خوبی این حقیقت برمیآید که اخلاق و اوصاف رذیله در صورتی که در وجود انسان غلبه داشته باشند و ریشهدار گردند تمثلهای بدی داشته و از صور برزخی بدی برخوردار میباشند.@
کما اینکه تجسمهای اخروی آنها در قیامت نیز در صورت غلبه بر باطن و سیطره بر انسان بسیار بد و عذابدهنده خواهند بود. تمثلهای اخروی و برزخی اگر حالت همانطور که اینجا قید کردند در صورت ریشهدار بودن و غلبه و سیطره چه در برزخ و چه در آخرت حالت غلبه و سیطره اینها چیز بدی خواهد شد چون اصل اینها که باطن خوبی ندارد اصل اینها بسیار زشت و وحشتناک هست.@
وقتی حالت سیطره پیدا میکند شما توجه کنید که یک حقیقتی به نام نفس ناطقه در سیطره یک اژدهای بد قیافه و ترسناک و زشتی هست توجه کنید به این قضیه سیطره این، حالا اگر این بخواهد ترسیم بشود ترسیمش خیلی چیز عجیبی در میآید اگر بخواهد تصور بشود تصور خیلی عجیبی هست که انسان در تسلط یک دیو و اژدهای آن شکلی.@
پیداست که هر کدام از اخلاق و اوصاف رذیله در مقام تمثل برزخی و همچنین در مقام تجسم در قیامت از صورت بخصوصی برخوردار بوده و مسلماً تناسبها هم به جای خود محفوظ خواهد ماند. یعنی تناسب بین صورت و خود آن اخلاق و اوصاف.@
به اشاراتی که در روایات هست میپردازیم: 1 ـ زراره از امام باقر (ع) نقل میکند که فرمود رسول اکرم (ص) فرموده بد زبانی و صفت فحاشی اگر تمثل یافته و صورتی پیدا بکند تمثل و صورت بدی خواهد داشت.@
در یک روایت دیگری دارد که پیامبر میفرماید هر چیزی که به فحش برسد زشت میشود. میفرماید ترجمه هر روایت، هیچ چیز نیست مگر اینکه فحش در آن دخالت داشته باشد مگر اینکه زشت بشود و هیچ چیز نیست که حیا در آن دخالت بکند مگر اینکه آن را زیبا بکند.@
یعنی هر جا حیا هست زیبایی است ولی هر جا فحش هست زشتی است بددهانی هست، زشتی است، میدانید که ما در روایات از فحاشی به حتی کفار هم منع شدیم که ما حتی به کفار هم فحاشی نکنیم در قرآن هم همینطور هست. در این روایت به تمثل بد و نامطلوب صفت بد زبانی و خُلق فحاشی اشاره شده است از این روایت بر میآید که اگر صفت بد زبانی در وجود انسان ریشهدار گردد و خلق و خوی وی باشد صورت مثالی بدی خواهد داشت.@
۲ـ زراره از امام باقر (ع) نقل میکند که فرمود رسول اکرم (ص) به عایشه فرمود اگر بد زبانی و فحاشی تمثل پیدا میکرد صورت مثالی بدی داشت. این روایت چون عایشه یک فحشی داد یک حرف بد و زشتی زد پیامبر ناراحت شد و اینطور فرمود که باطنش باطن خوبی نیست.@
این روایت از نظر بعضی از عبارات متن با روایت اول فرق دارد تعبیری که در این روایت هست گویاتر از تعبیر روایت اول هست جمله «لَوْ كَانَ مُمَثَّلًا لَكَانَ مِثَالَ سَوْءٍ» که کلمه (ممثلاً) در آن آمده به خوبی خبر از تمثل به معنی صورت مثالی پیدا کردن میدهد.@
خود کلمه را دقیقاً حضرت استخدام کرده. پیداست که مسأله تمثل و صورت بد مثالی پیدا کردن مخصوص خُلق بد زبانی و صفت فحاشی نخواهد بود اگر این دو روایت به تمثل بد این صفت در برزخ دلالت بکنند مسلماً به تمثل زشت صفات و اخلاق رذیله دیگر نیز دلالت خواهند نمود.@
مضافاً اینکه خود روایت هم میفرماید اگر اینها تمثل پیدا کنند بد میشوند این به اصطلاح حذف نکرده تمثل را به فقط صفت بد زبانی و فحاشی. روایتی که در مبحث قبل از رسول اکرم (ص) در خصوص تمثل صفت درشتی و تندخویی آوردیم نیز به تمثل نامطلوب صفات و اخلاق رذیله دلالت میکند.@
البته ناگفته نماند که ممکن است کسی بگوید به لحاظ اینکه در این دو سه مورد از روایات هیچ گونه تصریحی به عالم قبر یا برزخ نشده و فقط مسأله تمثل به نحو مطلق آمده نمیتوانیم بگوییم منظور تمثل در برزخ یا در برزخ و در قیامت است و آنچه به طور مسلم از این روایات مذکور میتوانیم استفاده بکنیم تمثل و تجسم در قیامت است ولی نباید فراموش بکنیم که برزخ صورت نازله قیامت است.@
یعنی نمیشود یک چیزی در قیامت تمثل بشود و در برزخ صورت نداشته باشد. در هر صورت تمثل برزخی اخلاق رذیله و صفات بد بسیار نامطلوب و عذابدهنده است مخصوصاً در باب صفات حیوانی، جایی که صفات رذیله حیوانی بر انسان حکومت میکند و این قبیل صفات همه وجود او را گرفته و بر او سیطره دارند بعید نیست این صفات در مقام تمثل در عالم برزخ با صور حیوانی متمثل باشند.@
یعنی خود صورت حیوانی باشد آن جایی که فرض کنید در مورد با بیغیرتی و بیبندو باری در مسائل شهوانی هست صورت مثلاً خوک داشته باشد. به عنوان مثال عرض می کنم، آن هم با یک سلسله خصوصیات جدید و ناشناختهای که با صور حیوانات موجود در دنیا نیز فرق داشته باشند.@
این نکته را خیلی توجه داشته باشید که میفرماید یک سلسله خصوصیات جدید و ناشناختهای که با صور حیوانات موجود در دنیا نیز فرق دارد این یعنی به خاطر غلبه صفات رذیله حیوانی شخص با صور حیوانی متمثل شده مثل صورت حیواناتی که هست ولی چیزهایی هم داشته باشد که در حیوانات اینجا ما ندیده باشیم یعنی یک چیزهای اضافی داشته باشد صورت، صورت حیوان هست اما نه فقط خوک، درست به همان خوکی که ما در دنیا دیده باشیم خوک هست ولی یک مشخصات دیگری هم دارد.@
یکی از علتهایش میتواند همین مسأله ترکیب صفات و اخلاق باشد که یک نفر همیشه با یک صفت ثابت و بسیط سروکار ندارد. صفات مرکب هست وقتی ظهور میکند یک موقع میبینی که طرف هم خوک است هم گرگمنشی دارد، هم بوزینه هست هم سگ هست یک چیز خیلی عجیبی هست در عین حال اگر کسی اینها را ببیند خوب میتواند تشخیص بدهد که این هم سگ، بوزینه، خوک، گرگ است خود آن کسی هم که خودش را اینطور میبیند آن هم این قضیه را میفهمد.@
آن هم با یک سلسله خصوصیات جدید و ناشناختهای که با صور حیوانات موجود در دنیا نیز فرق داشته باشند و آن هم در حال تسلط آنها بر انسان و در حالی که به انحاء مختلف او را عذاب میدهند. یعنی گرفتار چند حیوان در عین واحد شدن هست، خیلی عجیب هست.@
حالا اگر بخواهیم ساده بکنیم همین هست که بزرگان به ما خبر دادند که یکدفعه انسان در قبر در یک لحظه محاصره یک سگ هست و یک مار، به عنوان مثال عرض میکنم، که هم سگ او را میگزد و هم مار هم عقرب، و گرفتاریهای اینطوری، گرفتاریهای مرکبی که انسان از هر طرف، والله قسم یک ثانیه آنجا عذاب و شدتش غلبه به همه مشکلات دنیا دارد@
یعنی ما میگوییم که مشکل و زندگی مشکلات دارد ولی یک ثانیه آنجا برابری میکند به همه سختیهای آنجا، همانطور که یک ثانیه از بهجت و سرورش و از لذتش و از آن وادی امنی که قلب انسان در آن قرار میگیرد غلبه میکند بر همه خوشیهای عالم دنیا.@
و بعید نیست هر صفت حیوانی غالب بر انسان به صورت حیوان متناسب با آن صفت یعنی به صورت حیوانی که این صفت از صفات بارز و یا از مختصات همان حیوان باشد بیاید و بعید نیست مجموع چندین صفت حیوانی غالب بر انسان به صورتی که مجموعه و مرکبی از چندین صورت حیوانی متناسب با همان صفات است متمثل گردد.@
چه گرفتاری هست یعنی اینطور هستیم ما بد زندگی میکنیم بیتوجه و با بیتقوایی زندگی میکنیم متوجه نیستیم و برای اینها حسابی باز نکردیم در زندگیمان، یعنی فکر نمیکنیم که اینها ممکن است برای ما گرفتاری ایجاد کند ولی بعد میبینید که عجب گرفتار خودمان شدیم نباید فکر کنیم که آنجا گرفتار چند حیوان هستیم.@
یعنی یک موقع هست که ما فکر میکنیم که آنجا در ازای عملی که کردیم خدا به عنوان مثلاً جزا و شکنجه و عذاب ما چند تا حیوان را به ما میاندازد که این حیوانات ما را اذیت میکنند عقربی، ماری که مثلاً وقتی که اینطور هست انسان میگوید خدایا این را از من دورش کن توسل میکند به سیدالشهدا (ع) آنجا میخواهد که خداوند این را دور کند.@
ولی یک موقع هست که این خودت هستی یعنی این خُلق خودت هست چه چیزی را دور کند جدای از ذات اگر نگوییم محال هست کار سختی است خداوند تبارک و تعالی باید یک همچین کاری بکند که چیزی که خودت هست مخلوق خودت هست یعنی نفس خودت هست آن سگ، مار، عقرب، یا آن حیوانی که با صفات مرکب به سراغ تو میآید خودت هستی از چه میخواهی فرار بکنی؟ خیلی باید به این فکر کنیم.@
تذکر این نکته لازم است که تمثل صفات حیوانی غالب بر انسان به صورتهای حیوانات متناسب با آنها غیر از مسأله محشور شدن بعضی انسانها در صور حیوانی و به تعبیری غیر از صورت حیوانی داشتن بعضی از انسانها در عوالم بعد از مرگ است.@
در روایت چند تا حیوان را داریم که در قیامت انسانها به صورتهای این حیوانات محشور میشوند یک بحثی هم هست بحث ماده و صورت در فلسفه ان شاء الله در بدایه خواهید خواند آنجا که بخوانید من انشاء الله توضیحات در مورد این مسأله معاد را هم همانجا خدمتتان در درس خواهم داد.@
در بحث بدایه و بحث جنس و فصل این بحثها بحثهای مهمی هست آن موقع که میخواهیم برداشتهای معادی بکنیم از آنها، بحث ماده و صورت و جنس و فصل و بحث حرکت جوهری اینها خیلی اهمیت دارد در مورد فهم معاد، آنجا خدمتتان عرض میکنم که یک نفر در عین حال که روحش روح انسانی هست یعنی روح آلوده انسانی، روحی که «وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها»یک روح آلوده هست.@
اما صورت دیگر صورت انسانی نیست یعنی با حرکت جوهری آن قضیه حفظ شده مسأله اینکه یک نفسی از یک جایی تکامل پیدا کرده تا به آن حالت در آمده اما میتواند صورتش ملازمهای بین نفس ناطقه با این بدنی که ما الان داریم وجود ندارد که ما حتماً وقتی نفس ناطقه داریم قیافهمان به آن صورت باشد حقیقتش الان هم برای باطن ما ملازمهای نیست.@
ما اگر یک موقعی موفق بشویم باطن خودمان را خواب ببینیم یا یک کسی باطن ما را به خودمان نشان بدهد میبینیم که ما همین شکل ظاهری هم که ما الان داریم نداریم همان شخصیت هستیم اما از این شکل ظاهری خبری نیست. ایشان میفرماید که این قضیه را با مسأله تمثل صفات حیوانی غالب بر انسان یکی نگیرید این یک بحث دیگری هست.@
بعضیها در زندگی دنیوی با در پیش گرفتن مسیر ضلالت به طور کلی از خصوصیات انسانی بیبهره شده و حقیقت انسانی خود را از دست دادهاند، (ببینید ایشان دارند می فرمایند، دقت بفرمائید سیر آن را) در مسیر ظلالت به طور کلی، خصوصیات انسانی اعم از خصوصیات انسانی بی بهره شده و حقیقت انسانی خود را از دست داده اند و آنچه از آثار انسانیت برای آنان باقی مانده فقط شکل ظاهری یک انسان است که آن هم با بدن مادی دنیوی قائم است و اگر از این ظاهر بگذریم در باطن آنان و در آن سوی شکل ظاهر هیچ گونه خبری از خصوصیات و امتیازات انسانی نیست و آنچه در ورای بدن مادی هست مجموعهای از رذائل و نقائص و مجموعهای از خصوصیات حیوانی است و بس.@
اینها به لحاظ اینکه حقیقت انسانی را از دست دادهاند و در آن سوی عالم ماده به عنوان یک انسان نبوده و یک فرد انسان نیستند هیچ وقت در آن سو از صورت انسانی که در غیر انسان پیدا نمیشود برخوردار نخواهند بود بلکه صورتی که حقیقت آنها اقتضا میکند خواهند داشت.@
یعنی اینجا صورت با باطن یکی میشود اگر باطن کسی انسان باشد آنجا حق دارد که از صورت انسانی برخوردار باشد اما اگر باطن انسان نبود دیگر صورت انسانی هم نخواهد داشت. مگر نه این است که در نظام وجود و در همین عالم مشهود ما، در قرآن هم داریم « وَكُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ» نه اینکه خداوند گفت بوزینه بشوید بوزینه شدند شکلشان عوض شد، شدند حیوان و افتادند در مسیر حیوانی، خیر انسان بودند.@
یعنی آن وضعیت درک انسانی را داشتند اما بدن بوزینه را داشتند یعنی مسخ شده بودند قاعده مسخ را که ما داشتیم در امتهای قبلی و به برکت پیامبر از امت اسلام برداشته شد پیامبر دعا کرد که خداوندا مسخ را از امت من بردار( بنا بر نقل اینطور فرمودند) که امتهای قبلی اینطور نبودند امتهای قبلی اگر یک نفر وضعیت روحیاش به یک وضع خیلی بدی میرسید یک موقعی که مورد لعن و نفرین خداوند یا انبیاء قرار میگرفت همانجا در دنیا مسخ میشد و تبدیل به حیوان میشد.@
همانطور که در قرآن داریم «كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِين» اما بعد در امت پیامبر و مسلمین اینطور نیست ولی در غیر مسلمین ممکن است اتفاق بیفتد کما اینکه نقلهایی هم داریم که در غیر مسلمین به نفرین اولیاء خدایی آنها مسخ در بعضی از انسانها صورت گرفته.@
مگر نه این است که در نظام وجود و در همین عالم مشهود ما در میان این همه موجودات جاندار و دارای روح برای هر جان و هر روحی از جانها و ارواح بدنی مخصوص و صورتی متناسب داده شده است. تذکر میدهد میگوید برای باطن خروسی ظاهر خروسی دادم برای باطن خوکی ظاهر خوکی داده شده.@
برای هر جان و هر روحی از جانها و ارواح بدنی مخصوص و صورتی متناسب داده شده است آیا جان و روح یک گرگ با بدن و ترکیب بدنی آن و نیز با شکل و صورت بخصوص آن یک رابطه حساب شده و یک تناسب خاصی دارد یا نه؟ مثلاً باطن پلنگی در مورد خشم و درندگی با ظاهرش یکی است. یا نه هیچ گونه رابطه و تناسبی در بین نبوده و میشود جان و روح یک گرگ بدن و ترکیب بدنی و شکل و صورت حیوان دیگر یا انسان را داشته باشد.@
وقتی نمیشود جان و روح یک گرگ صورت یک انسان را داشته باشد آنجا که روح یک انسان بر اثر تحول (تحول میتوانید مرقوم بفرمایید همان حرکت جوهری و مطلبی که در جلد اول خواندیم) و خصوصیت انسانی خود را از دست داده و خصوصیت گرگی را اکتساب نموده و روح گرگ گشته و به حکم قوانین حاکم در عالم ماده به طور موقت در صورت انسانی مانده و منتظر فرصت دادن قوانین است تا صورت خود را که صورت گرگ است بیابد و با بدن متناسب خود جفت گردد.@
همین که از زندان ماده نجات یافت و از محبس بدن انسانی خلاص شد دیگر نمیتواند صورت انسانی به خود بگیرد زیرا که جان و روح یک گرگ نمیشود صورت یک انسان را داشته باشد «وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ». چقدر زیبا جور کرد این مطلب را.@
«وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ» که ما میخوانیم موقعی که نفسها جفت بشوند نفس با صورت خودش جفت بشود یعنی هر روحی و هر بدنی صورت ویژه خودش را پیدا بکند «وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ». این یک مسأله است و تمثل صفات حیوانی غالب بر انسان به صور حیوانات متناسب با آنها هم یک مسأله دیگری است.@
تا اینجا که صحبت میفرمودند در مورد بحث حشر صحبت کردند ولی بحث ما تمثل صفات حیوانی غالب بر انسان هست. تمثل زیبا و مفید اخلاق حسنه و صفات کریمه در برزخ: اخلاق خوب و صفات کریمه وقتی در وجود انسان ریشهدار بوده و از خصوصیات درونی انسان گشتند بعد از مرگ و در عالم برزخ که عالم درونی انسان به ظهور رسیده و با همه خصوصیاتش صورت پیدا میکند به صورتهای خوب و جذاب و در عین حال مفید متمثل و مجسم میشوند.@
هر خُلقی از اخلاق حسنه و هر صفتی از صفات کریمه به تناسب خود با چهره مثالی بسیار زیبا و ابتهاج آوری که در مراحل مختلف برای انسان نعمتی بوده و خطرات و ناگواریها را از او دور نموده و خللها را از عالم او برطرف میکند متمثل میشود.@
نکته خیلی زیبا هست اینکه اگر انسان میخواهد نجات پیدا کند احتیاج به همین دستگیرههای این چنینی در وجود خودش دارد یعنی ما حتی اگر فضل خدا هم نصیب ما بشود در آن حالی که در حال سقوط هستیم دست ما را میگیرد و نجاتمان میدهد.@
اگر ما دستگیرهای نباشیم دستگیری هیچ کس به درد ما نمیخورد باید در وجود ما دستگیرهای باشد که دستگیر بتواند دستگیری بکند یک چیزی باید در وجود ما باشد که آن بتواند ما را بگیرد و بالا بکشد و دستگیری کند.@
اهل بیت اگر بخواهند دستگیری بکنند یا خداوند تبارک و تعالی اگر بخواهد کسی را دستگیری بکند بحث شفاعت دقیقاً به همین معنا هست که شفاعت زمانی صورت میگیرد که یک سنخیتی بین شفیع و کسی که قرار است شفاعت بشود وجود داشته باشد که این شفاعت صورت بگیرد. زوجیت و سنخیت باید وجود داشته باشد که صورت بگیرد.@
اینکه میفرماید ما را در خطرات نجات میدهد ما باید چیزی در وجودمان باشد که آن چیز در حین خطرات از ما دفاع کند آنجایی که صحنه صحنههای گناه وآلودگی هست بیاید و به داد ما برسد ولی چقدر زیباست. بسیار زیبا و ابتهاجآور، اگر شما درون و عالم درونی خویش در زندگی دنیوی را به خوبی مورد دقت و بررسی قرار دهید و نقش اخلاق حسنه و صفات کریمه را که در وجود شما هست.@
در مراحل مختلف حیات دنیوی خود مطالعه بکنید و ببینید که هر خُلق خوب و هر صفت خوب چه نقشی در درون شما داشته و چه حساب در عالم درونی شما باز نموده و چگونه در برابر تهاجم اغوائات شیطانی و نفسانی و در موقع تهاجم تمایلات و کششها و تهاجم غضبها و تندیها شما را حفظ نموده و به فریاد شما میرسد و چگونه در اعمال و حرکات شما اثر میگذارد با وضوح و روشنایی خواهید دانست که تکتک اخلاق حسنه و صفات کریمه و مجموع آنها چه حسابی در عالم درونی شما که همان عالم برزخی شما خواهد شد دارند.@
درون خودمان را نگاه کنیم که صفات ما چطوری و کجا به داد ما میرسند. اینجاست که خواهید دانست به هنگام ظهور همین عالم درونی و به هنگام صورت پیدا کردن و تمثل یافتن همین درون چه خواهد بود و هر خُلقی از اخلاق حسنه شما و هر صفتی از صفات کریمه شما چه صورتی پیدا کرده و چگونه برای شما در آن عالم مفید خواهد گشت و در این صورت است که به بسیاری از حقایق برزخی و ریزهکاریها در خصوص تمثل برزخی اخلاق و صفات خوب متوجه خواهید شد حقایق و ریزهکاریهایی که با گفتن و نوشتن تمام نمیشود و یا احیاناً به گفته و نوشته نمیآید.@
والحمدلله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین.