سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیه شده در مؤسسه منتظران منجی شماره تماس 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی www.montazer.ir @
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@
خُب بحثمان درباره ی غضب بود، آخرین روایتی که خواندیم از نبی اکرم (ص) بود که «إِنَّ لِجَهَنَّمَ بَاباً لَا يَدْخُلُهَا إِلَّا مَنْ شَفَى غَيْظَهُ بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ تَعَالَى» برای جهنم دری هست که داخل نمیشود آن در، یعنی از آن در به جهنم داخل نمیشود مگر کسی که غیظ و خشم خودش را با معصیت خدا آرام کند. احادیثی که امشب میخوانیم در مورد تأثیر غلبه بر غضب هست.@
حدیثی هست از رسول اکرم (ص) «أَوْحَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَی نَبِیِّهِ دَاوُدَ علیه السلام إِذَا ذَکَرَنِی عَبْدِی حِینَ یَغْضَبُ ذَکَرْتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِی جَمِیعِ خَلْقِی وَ لا أَمْحَقُهُ فِیمَنْ أَمْحَق» میفرماید خداوند تبارک و تعالی وحی کرد به داود(ع) که هنگامی که بنده من، من را یاد میکند موقعی که خشمگین میشود، واقعاً کار سختی است آن موقعی که غضب میکند آن لحظه به یاد خداوند تبارک و تعالی بیفتد.@
«ذَکَرْتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِی جَمِیعِ خَلْقِی» یعنی آنچه که طرف مقابلش هست خیلی عظیم هست شما فکر کنید میلیاردها انسان در روز قیامت در محشر هر کس گرفتار و مشغول به خودش هست همه هم دلهره دارند و با ابدیت روبرو هستند آنجا تعیین تکلیف ابدیتشان می خواهد بشود.@
حالا در آن شلوغی و حال بدی که افراد در قیامت دارند خداوند تبارک و تعالی به انسان توجه کند و انسان را بیرون بکشد میفرماید که موقعی که بنده من من را یاد میکند در حینی که غضب میکند من هم او را در میان «فِی جَمِیعِ خَلْقِی» در بین تمام خلق خودم روز قیامت یادش میکنم. یاد خدا که مثل یاد ما نیست ما فقط یاد میکنیم اما یاد اثری ندارد یاد خدا اثر عملی دارد یاد خدا مساوی است با عمل خدا، یعنی وقتی یادش میکنم یعنی با او کار دارم آن یاد خیلی مهم است.@
یاد میکنم او را در جمیع بندگانم روز قیامت و او را در بین کسانی که نابود میکنم نابود نخواهم کرد یعنی بدبخت نمیشود وقتی من یادش میکنم دیگر او هلاک نخواهد شد این اثر آن یاد هست مهم این هست که آنطرف برای ما بزرگ باشد شاید ما هیچ انگیزهای از قبیل عفو و جنبههای دیگری برای فروکش کردن غضبمان نداشته باشیم.@
این غضب آنقدر زشت است و آنقدر باطن را خراب میکند و آنقدر بلا سر باطن انسان میآورد که خداوند به روشهای مختلف به انسان تلقین کرده و تذکر داده که بالأخره اگر از آن طریق نشد از این طریق به یکی از این روشها با توسل به یکی از این اسباب که من در اختیارت میگذارم غضبت را از بین ببر یعنی چیزی است بسیار زشت و نابودکننده و بسیار خطرناک لذا راه فرار و راه غلبه بر او را هم خداوند تبارک و تعالی زیاد قرار داده که زیاد خواندیم هیچ انگیزه دیگری نداشته باشد همان حب ذات، توجه به اینکه اگر بر غضبت غلبه بکنی خودت نجات پیدا میکنی.@
خیلیها هستند هیچ انگیزه دیگری شاید در آنها مؤثر نباشد اما همین که متوجه باشند که اثر این کنترل غضب اثر این دفع غیظ به خودم برمیگردد اگر من این آتشی که الان، چون گفتیم یک شعلهای هست که از ناحیه شیطان برافروخته میشود و واقعاً انسان غضبناک اگر کسی چشم داشته باشد نگاه کند او را یک تکه آتش میبیند این شخصی که در آتش دارد میسوزد.@
اصطلاحاً هم خودمان میگوییم که این شخص در آتش غضب میسوزد و عجیب هم هست که هیچ یک از حالتهای انسان به اندازه غضب شبیه به آتش نیست اصطلاحاً میگوییم شخص موقعی که غضب کرد داغ کرده واقعاً حالتی است که آتش است عوام هم این را متوجه میشوند. اگر این را خاموش کردم آن را میتوانم خاموش کنم، خیلی جالب هست.@
میفرماید این آتش غضب الهی را میخواهی خاموش کنی خیلی قدرت میخواهد کسی آتش غضب الهی را خاموش کند میگوید اگر میخواهی این آتش را خاموش کنی همین که در دنیا الان به سراغ تو آمده این را خاموش کن تا آن خاموش بشود این آتشی است که قدرتش کم است و آن آتشی است که بینهایت قوت و قدرت دارد اگر به این غلبه کردی آن آتش قوی و عظیم را خاموش خواهی کرد.@
این کم نیست کم یاوری نیست که در اختیار ما قرار دادند خیلی کمک زیادی هست که ما هنگامی که عصبانی و غضبناک میشویم با تذکر به این نکته که اگر من به این غلبه کنم و این را خاموش کنم آن آتش خاموش خواهد شد قبلاً هم عرض کردم که خاموش کردن این مساوی است با بهشت.@
همینطور هست آنقدر از بین بردن آتش اثر دارد در برخوردها عرض کردم که شما یک جاهایی که قرار است برخورد خشمگین بکنید اتفاقاً برگردید و غلبه کنید و بخندید و برخورد شیرین بکنید آنجایی که شخص انتظار دارد از شما که شما الان به جوش آمده باشید نه آرامش را حفظ کنید میبینید که بهشت را در روابط خودتان کاملاً احساس میکنید لذت بهشت، انس و شیرینی بهشت را کاملاً در روابطتان احساس میکنید اینقدر قوی است.@
خطاب به موسی (ع) «فِی التَّوْرَاةِ یَا مُوسَی أَمْسِکْ غَضَبَکَ عَمَّنْ مَلَّکْتُکَ عَلَیْهِ أَکُفَّ عَنْکَ غَضَبِی» نگه دار غضب خودت را از کسی که من تو را مالک او قرار دادم مالک یعنی اختیاردار او قرار دادم اختیارش را به تو سپردم «أَکُفَّ عَنْکَ غَضَبِی» تا من هم غضبم را از تو نگهدارم. کسی که بندگان خدا را با خشم خودش میسوزاند با غیظ خودش و خُلق خودش میسوزاند فردا با غضب الهی روبرو هست چیزی که از هر چیز دیگری بدتر و سختتر هست.@
در روایت داریم «سئِلَ عیسی (ع) أيُّ الأشياءِ أشَدُّ؟» چه چیزی از همه سختتر هست؟ «قالَ: أشَدُّ الأشياءِ غَضَبُ اللّه عزَّوجلّ» شدیدترین و سختترین چیزها غضب خداست یعنی موقعی که خدا به خشم بیاید و بخواهد یک نفر را عذاب کند. علی (ع) دارد که من چگونه آتش دنیا را که از رحمت تو برافروخته شده تحمل نمیتوانم بکنم چگونه میتوانم آن آتش قیامت را که از غضب توست آن را تحمل کنم؟ حساب هست دیگر، غضب خدا@
ما جداً مظاهر جلال الهی را که در طبیعت میبینیم از همه آنها میترسیم از عقرب، مار، تمساح، سوسمار، پلنگ، شیر، درختان وحشی گوشتخوار، مورچههای ریز گوشتخوار میترسیم که حیوانات بزرگ را از بین میبرند از پرندگان تیزپنجه و خشن میترسیم از آتش، سیل، زلزله میترسیم.@
اینها مظاهر جلال الهی است که اینها هم به واسطه رحمت خداوند تبارک و تعالی در این دنیا قرار گرفتند ولی مظهر جلال هست از همینها با هر کدام روبرو بشویم میترسیم از سگ و همنشینی با سگ میترسیم همین است که الان خداوند از رحمت خودش در دنیا قرار داده.@
حالا فکر کنید همین مظاهر شدت پیدا بکند به غضب الهی؛ یعنی ماری که مأمور است نه از روی رحمت، به غضب الهی مأمور هست که به سراغ انسان بیاید درندهای که به غضب الهی مأمور هست که به سراغ انسان بیاید آتشی که به غضب الهی مأمور هست بسوزاند یک مقدار که رعد و برق زیاد میشود دلها همه میلرزد صدا شدید باشد همه میترسند این صدا از رحمت الهی است صدای خشنی که خدا بخواهد با آن صدا انسان را بترساند انسان خیلی ضعیف هست.@
اینطور نیست که بگویی من در مقابل هر صدایی مقاومت میکنم اینجا مظاهرش را داریم میبینیم در طبیعت نمیتوانیم مقاومت بکنیم صدا وقتی زیاد میشود تمام ترس وجود انسان را میگیرد حتی خیلیها میمیرند نمیتوانند صدا را تحمل کنند خواندیم در ملائکه که به سراغ انسان میآیند صدای خشنی دارند حالا خداوند میخواهد با صدایی که از غضبش تولید شده انسان را عذاب کند این شوخی نیست.@
هیچ چیزی شدیدتر از غضب الهی نیست و خیلی هم خوب است که انسان متذکر این باشد که اگر بخواهد با خشم خدا شوخی و بازی بکند و خودش را در معرض خشم قرار بدهد چه به روزش خواهد آمد تذکر به خشم الهی خیلی انسان را جدی خواهد کرد بسیاری از مواقع اگر ما متوجه باشیم که امام زمان (ع) دارد این حرفها را میشنود رفتار ما را میبیند خداوند تبارک و تعالی میشنود در محضر او هستیم متذکر بشویم میبینیم که جرأت نمیکنیم خیلی از حرفها بزنیم اتفاقاً غلبه به خیلی از شهوات، میلها و غضب در همین حالت راحت هست.@
به علی (ع) عرض کردند چگونه میشود به نگاه به نامحرم غلبه کرد نگاهی که شهوتآلود هست؟ فرمود اینکه متذکر باشید تحت نگاه یک سلطان مقتدر هستید خودت را اینطوری ببینی.@
ما خیلی وقتها از این قضیه غفلت میکنیم که یکدفعه غافل میشویم و میبینیم که کار دست خودمان دادیم و آلوده شدیم متوجه نیستیم اگر انسان یکذره توجه بکند لازم نیست هیچ کس دیگر چیزی به ما بگوید یا به چیز دیگری توجه کنیم همین که بدانی تحت سلطنت خداوند تبارک و تعالی و در محضر او، حالا ملائکه، انبیاء، امام زمان (ع)آنها را هم در نظر بگیری همین که متوجه باشی که این را در محضر خداوند میگوید خیلی وقتها انسان دست و پایش را جمع میکند.@
خیلی از این بدمستیهایی که ما موقع ناراحتی میکنیم هر چه از دهانمان در میآید میگوییم هر چه بادا باد به زبان میآوریم خودم را عرض می کنم اگر یکدفعه متوجه باشیم که یکی دارد ما را نگاه میکند یک کسی که به قول علی (ع) شاهد هست ولی قاضی هم هست مالک یوم الدین هم هست توجه کنیم یعنی آن کسی که مالک یوم الدین هست دارد نگاه میکند.@
در رفتار با بچه و زن و پدر و برادر و زیردست بخصوص زیردستت، این خیلی مهم است کسانی که از تو پایین هستند رتبهشان پایینتر هست فرمانده هستی زیردستت، مدیر هستی زیردستت، رئیس هستی مرئوسها اینها خیلی مهم هست کم نیست این مسئله که اینها با خشم و غضب خدا رو به رو کنند، چون فراموش میکنیم خیلی دسته گل به آب میدهیم.@
لذا حضرت همین را دائم تذکر میدهد که فرمود «أَمْسِکْ غَضَبَکَ عَمَّنْ مَلَّکْتُکَ عَلَیْهِ» از کسی که من اختیارش را به تو دادم غضبت را دور کن تا من هم غضبم را از تو دور کنم و نگهدارم. یک زن و شوهری دعوایشان شده بود آمده بودند زن میگفت من از هیچی ناراحت نیستم این فقط دائم من را کتک میزند به پهلویم زده و شکسته یک بار زده بازویم عیب کرده یک بار چشمم عیب کرده، رفتم دکتر گفته مویرگ چشمت پاره شده من را میزند فقط بگویید نزند من با همه سختیها و بداخلاقیهایش میسازم ولی اینقدر کتک نزند.@
البته نه اینکه زن هم بیتقصیر بود او هم زبان درازی میکرد و حرفهای ناشایست میزد به مرد گفتم زدن میدانی چقدر جرمش زیاد است؟ ما حقی نداریم بزنیم، میدانی این چه عقاب و فشار قبری دارد؟ گفت جلوی زبانش را نمیگیرد تکبر اینطوری است انسان را به غضب وادار میکند.@
در روایت داریم ریشهها و آغاز، چند تا سرآغاز برای غضب شمردند یکی تکبر است یکی تجبر است تجبر با کبر فرق دارد، جبر میدانید چطور هست یعنی این هست و جز این نیست همین که من میگویم باید باشد خلاف این نباید صورت بگیرد زورگویی و یکدندگی و خودرأیی مستبدانه، اینکه خلاف حرف من نباید باشد اگر خلاف حرف من شد من ضایع میشوم اراده من هست و جز این نیست یکی از ریشههای نقاط آغاز تکبر این هست.@
گفتم حالا حرف زده خلاف حرف تو هم در آمده تو باید کتک بزنی؟ دیدم دائم دارد توجیه میکند، گفتم مرد حسابی تو خجالت نمیکشی خدا این دو سه تا ضعیفه را دست تو سپرده یک زن و دو سه تا بچه، عرضه داری اینها را نگه داری یا نه؟ اسم خودت را مرد میگذاری چرا دست رویش بلند میکنی؟ چطوری روی خودت قضاوت میکنی؟ چگونه در مورد خودت ارزیابی میکنی؟ سهتا امانت.@
سیدالشهدا (ع) میفرماید زنها امانت خدا هستند دست شما، بترسید از خدا در مورد این امانت، کلامی با این مزمون دارند، اینها امانت هستند ضایع نشوند دست شما. گفتم دو سه تا بچه و یک زن را دستت سپرده سالها گناه کردی، نکردی؟ گفت بله، این همه آلودگی خدا چقدر تحمل کرده و چقدر حلم نسبت به تو خرج داده، تو این سه نفری که به تو سپرده عرضه نداری نگهشان داری؟!@
خودت از خدا خجالت نمیکشی که دست روی اینها بلند میکنی؟ سه نفر امانت دست تو سپرده گفته من میتوانم روزی اینها را بدون تو هم بدهم ولی به شما سپردم این زن و بچه را به تو سپردم روزیشان را بده زحمت بکش و کار کن تو اینها را سرپرستی کن این را هم نمیتوانی؟ خانم اینجا آمده میگوید که من هر کاری میکنم که این بچهها را یکذره راغب به پدرشان بکنم نمیتوانم، هر مردی را ببینند با یکذره اخلاق خوش میگویند کاش این پدر ما بود یعنی جایگاه تربیتی خودش را پدر از دست داده هر وقت از خانه میرود بچهها خوشحالند هر وقت میآید ناراحتند@
به او گفتم الان تو چه احساسی نسبت به خودت داری بچهها از تو بدشان میآید چقدر تو شکست خورده هستی نتوانستی دل دوتا بچه کوچک را بدست بیاوری حتی، این عرضه را هم نداشتی که نمیخواهند تو را ببینند دوتا بچه نتوانستی دل اینها را به دست بیاوری اینقدر منفور واقع شدی بچههای خودت هم از دستت در عذاب هستند از اخلاق تو در رنج هستند چقدر اینطوری بد است چقدر دوری هست از آنجایی که ما را به آن دعوت کردند.@
از مسیح سؤال شد (الا نبینا و آلِه علیه السلام)«سئِلَ عیسی (ع) أيُّ الأشياءِ أشَدُّ؟» چه چیزی سختتر از همه است؟ «وقالَ: أشَدُّ الأشياءِ غَضَبُ اللّه عزوجل قالوا: فَبِمَ يُتَّقى غَضَبَ اللّه ِ؟» به چه وسیلهای میشود انسان از غضب خدا دور بماند و خودش را نگهدارد با چه میشود انسان از شدیدترین و سختترین بلاها و دردناکترین شکنجهها و عذابها چگونه میشود انسان خودش را دور نگه دارد. «قال بأن لا تَغضَبُوا» به اینکه غضب نکنید.@
ببینید چقدر حضرت ساده فرمود.( سلام الله الا مسیح) خیلی کلمات زیبایی مسیح (ع) دارد بسیار کوتاه و پرنفوذ. «سَئَلَ رَجُلٌ رَسُولَ الله (ص) وَ قالَ: أُحِبُّ أن أكُونَ آمِناً مِنْ غَضَبِ الله وَ سَخَطِه ، قالَ لا تَغضِبْ عَلى أحَدٍ تَأمَنْ غَضَبَ الله وَ سَخَطَه» خدمت حضرت آمد و عرض کرد دوست دارم که ایمن باشم از غضب و سخط الهی، فرمود غضب نکن به کسی تا اینکه ایمن باشی از غضب و سَخَط.@
ببینید چقدر تلازم هست بین اینها، کسی که عصبانیت و خشمش را آزاد میگذارد این گرفتاری هم دارد. عرض کردم خواندن این روایت برای این هست که ما بخصوص من خودم از اینها پند بگیریم بلکه یک آرامشی و قدرتی در ما ایجاد بشود برای اینکه غلبه کنیم به این آتش سوزاننده اینطوری هم نیست که ما بشنویم و بشویم این احتیاج به تمرین دارد مهم این هست که ما مهم باشد برایمان غلبه بر غضب، مهم این هست که برای ما حفظ روحمان اهمیت داشته باشد.@
خدا رحمت کند آقای معزی (رحمت الله علیه) را آنهایی که او را دیدند حتماً یادشان هست که چه روحی داشتند مادرشان رحمت الله علیها وصیت کرده بود به بچههایش که هرگز غضبناک نشوید. خیلی مهم هست یک کسی تلاش بکند برایش مهم باشد که اینطور نشود تمرین میخواهد، میشود به ملکهای برسد که غضب به سراغش نیاید.@
و مهمترین چیزش هم حالا به بعضی از درمانهای غضب ذکر کردند گفتند درمانهای غضب را، ولی مهم این هست که انسان دندان طمع از دنیا بکَند «حُبُّ الدُّنیا رَأسُ کُلَّ خَطیئَه» یک کسی تمرین کند این فرمول را من خدمت شما عرض کنم بسیار هم مؤثر است اینکه برای دنیا خشمگین نشوید ممکن است حالا دنیا خیلی چیزها تفسیر بشود خیلی معانی دارد اما ما خودمان میفهمیم.@
«بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ» می فهمیم، اگر انسان این را دائم به خودش بگوید که من در خانه یا جای دیگر برای دنیا غضبناک نشوم خشمگین نشوم خیلی کمک خواهد کرد به قول امروزیها این اصل و فرمول را داشته باشید.@
سئوال مخاطب: واضح نیست، پاسخ استاد: خیلی از مباحث مربوط به غضب هست ولی من حذف کردم کلاً، هنوز هم باز در ادامه اش هم یک مقدار حالا اینکه بقیه اش را هم بخوانیم یا نه تردید دارم امشب هم مانده بودم که بخوانم یا برگردیم سرِ کتاب، که باز یک مقداری روایت درباره ی این قضیه خوانده باشیم که مسئله ی اهمیتش جا بیافتد والا این بحث تخصصی دارد، ظرافت دارد مثلاً غیظ، غضب، سَخَط، کظم غیظ و چیزهایی از این قبیل، اینها هر کدامشان در اخلاق معنای دقیق و ظریفی دارند حالا ما اینجا به معنی عمومی اش خدمتتان عرض می کنیم.
نبی اکرم (ص)«مَنْ كَفَّ غَضَبَهُ كَفَّ اللّه ُ عَنْهُ عَذابَهُ» کسی که غضبش را نگه دارد خداوند عذابش را از او نگه خواهد داشت. خیلی مهم است کسی عصبانی نشود و خوش اخلاق باشد. در روایت داریم که نبی اکرم (ص)، مأمور شد دو نفر را، یعنی خودش حکم کرد که دو نفر را اعدام کنند جبرئیل (ع) نازل شد عرض کرد یا رسول الله خداوند فرموده فلانی را نکُش فلانی را نگه داشتند و دیگری را اعدام کردند.@
جبرئیل عرض کرد که خداوند فرموده به این علت که این آدم خوش اخلاقی هست در منزل و رفتارش آدم خوش اخلاقی هست به واسطه این اخلاق خوشش ما از قتلش در گذشتیم چقدر مؤثر هست طرف مسلمان شد از حضرت علت را پرسید حضرت فرمود علتش این هست که خداوند اینطور فرموده گفت هیچ کس از اخلاق من خبردار نبود معلوم هست که تو پیامبر خدا هستی ایمان آورد و مسلمان شد.@
برای خدا خیلی مهم است این مسأله، مهم که میگوییم حالا به زبان خودمان میگوییم مهم است یعنی خداوند برای این در اخلاق و رفتار انسانی اهمیت زیادی قائل شده که حتی اگر یک کافر هم غضب نکند از عذابش کاسته خواهد شد مهم است اگر یک کافر هم غضب نکند، فرق هست بین کافر خوش اخلاق با کافر بداخلاق، مسأله ذاتاً ارزش دارد اینکه انسان غضب نکند.حالا یک بحث دقیق معرفت نفسی هست که چرا اصلاً اینگونه می شود، چرا اصلاً خودِ غضب ذاتاً جدای از اینکه انسان اتصال به خداوند تبارک و تعالی داشته باشد یا نداشته باشد یک همچین جایگاهی دارد در سیر و سلوک انسانی، در رفتار و اخلاق انسانی و در روابط انسانی که البته بعضی از قسمتهایش را اشاره کردیم در جلسات اولیه بحث غضب، یک روایت دیگر بخوانم کافی است برای این جلسه @
«سُئِلَ عیسی (ع) ما بَدءُ الغَضَب» چه چیزی شروع غضب هست ریشه غضب هست یعنی غضب از چه چیزهایی شاخه میگیرد؟ ما یک اسباب غضب داریم یک شروع غضب داریم با هم فرق دارد «قالَ الکِبر وَ التَجَبُّر وَ مَحقَرَةُ النّاس» کبر و خودبزرگبینی خیلی واضح هست که چرا نقطه آغاز غضب هست «وَ التَجَبُّر» که معنا کردم برایتان و «مَحقَرَةُ النّاس» تحقیر کردن مردم، حقیر دانستن مردم.@
در روایت داریم از دعای مظلوم بترسید چسبیده به عرش الهی، دعای مظلوم مسموع هست؛ اصلاً تحقیر یعنی چی؟ انسان یک نفر را تحقیر کند اگر مؤمن است که «أعظَمُ حُرمَةً مِنَ الکَعبَه» حرمتش از کعبه بالاتر هست چه فقیر چه غنی@
در روایت داریم که عذاب کسانی که دیگران را به خاطر ثروت و مالشان به آنها احترام میگذارند و به بعضیها به خاطر فقرشان بیاحترامی و تحقیر میکنند این خیلی بدبختی است اگر مسلمان نیست انسان هست اگر مؤمن نیست یک مسلمان عادی است یا غیر مسلمان است.@
به قول علی (ع)فرمود انسان هست هم نوع تو هست معلوم نیست ما شرافتی از کسی داشته باشیم. بارها عرض کردم که نقطه آغاز حرکت صحیح اولین پله به سمت خداوند تبارک و تعالی این هست که انسان هیچ کس را بیآبروتر از خودش نبیند تا وقتی که انسان فکر میکند حتی از یک نفر بالاتر هست گرفتار است اشتباه فکر میکند@
اشتباه فکر کردن یعنی روی دیده او پرده هست یعنی بصیرت ندارد یعنی حقیقت را نمیبیند یعنی دروغ و سراب، با سراب انسان به مقصد نخواهد رسید اول انسان حقیقت خودش را بفهمد که عین ذلت و پستی است.@
حضرت سجاد (ع) در دعا دارد «کَیفَ أدعُوک وَ أنَا أنَا» خدایا من چگونه دعا کنم تو را در حالی که من، من هستم یعنی وقتی به خودم نگاه میکنم میبینم که نمیتوانم دعا کنم. «کَیفَ أدعُوک»، «اِلهی مَن أنَا حَتّی تَغضِبَ عَلَیَّ» خدایا من چه کسی هستم که اصلاً تو بخواهی به من غضب بکنی ببینید حضرت چگونه مناجات میکند.@
«فَوَعِزَتِکَ ما یَزینُ مُلکِکَ اِحسانی» قسم به عزتت که کارهای خوب من هرگز یکذره از ملک تو را از خلقت تو را زینت نداده، زینالعابدین دارد میگوید، زینالعابدین که به او گفتند زینالعابدین او همین کلمه را در مورد خودش دارد به کار میبرد به او میگویند زینالعابدین، ولی میگوید «ما یَزینُ مُلکِکَ اِحسانی» هرگز خلقت تو را وجود من تزیین نکرده.@
«وَ لا یُقَبِحُهُ اِساءَتی» و هرگز گناه و زشتی و بدی من خلقت تو را زشت نکرده یعنی من هیچ هستم نه احسانم و نه اسائه ام تأثیری در خلقت تو ندارد. برای چه دیگران را تحقیر بکنیم آنجایی که موسی (ع) حق ندارد خودش را بالاتر از یک سگ بداند، ما چه بگوییم؟ برای چه تحقیر؟ در روایت داریم که خداوند فرمود مواظب باشید من مدافع ضعیف هستم آنهایی که شما پست و حقیر میدانید من وکیلشان هستم.@
دیدید بعضیها میخواهند دزدی و ظلم و حقخوری کنند زورشان به گردن کلفتها نمیرسد بعد مال این بیچارهها و بیسوادها و مستضعفها و کسانی که زبان و قدرت ندارند میخورند میگویند اینها که نمیتوانند زورشان به ما نمیرسد، این که قدرتی ندارد، درست نیست، اشتباه محض است، من مدافع و وکیل اینها هستم من انتقام اینها را میگیرم.@
«الخَلقُ عِیالی» فرمود خلق عائله من هستند صاحب دارند هیچ کس اینجا بیصاحب نیست یک مورچه بیصاحب نیست که شما بخواهی از روی میل خودت با یک مورچه رفتار کنی با یک گیاه حق ندارید رفتار بکنی. بعضی وقتها واقعاً، من خودم یک موقعهایی میخواهم در چمن راه بروم و پایم را روی این بوتهها بگذارم به خدا قسم بعضی وقتها پایم میلرزد چطوری من دارم تصرف در مملکت خدا میکنم، چه کسی حق دارد با یک بوته گل، مورچه، حیوان ضعیف بد رفتاری بکند؟@
خیلی باید دقت بشود ما چه اختیاری داریم واقعاً؟ اگر ما یک موقعهایی از حیوان استفاده میکنیم خودش اجازه داده ولی فرمود بدانید که حیوانات هم حقوق دارند حقوقشان را رعایت کنید. اگر فکر بکنیم تعجب ندارد.@
مرحوم آقا میرزا جواد آقای تهرانی (رحمت الله علیه) یک موقعی سبزی میخرد میگویند سبزی را مغازه برگرداند بعد از طی مسافتی، سبزی را پایین گذاشت گفت یک مورچه روی آن هست این مورچه من خریدم سبزی را از خانهاش دور شده برگرداند یعنی احساس میکند که در مورد مورچه حق ندارد کیلویی برخورد بکند در مورد مگس حق ندارد کیلویی برخورد بکند حساب و کتاب دارد ملک خداست آنوقت ما روی چه اعتبار و آبرویی چه کسی هستم که بخواهم این کار را بکنم.@
اینکه من دارم تأکید میکنم این هست که ما خیلی گرفتار این مسائل هستیم تا بیاییم یاد بگیریم که مردم را مسخره و تحقیر نکنیم روحیه تحقیر در دل ما نباشد تا چهارتا کتاب یاد میگیریم بقیه یکدفعه کوچک میشوند چهارتا کلاس میرویم بقیه یکدفعه کوچک میشوند یک موقعی نمیدانیم طلبه را به (ط) دستهدار مینویسند یا با (ت)، یک موقع میبینی که جماعت طلبه را تحقیر میکنیم و غافل میدانیم.@
یک کسی من را صدا کرد کنار یکی از این آقایان روحانی نشسته بودم من را صدا کرد گفت آقا پیش اینها ننشینی تو هم مثل اینها میشوی مواظب باش، آدمِ نه نمازی نه خدایی نه چیزی، کم نیستند الان کسانی که روحانیون را تحقیر میکنند قبلش که اینطور نبوده یکذره راه پیدا کرده در اجتماع، آخوند و طلبه و عالم را تحقیر میکند و اینها را بیسواد میداند هر کسی گرفتاری دارد خوش به حال کسی که جایگاه افراد را میداند خوش به حال کسی که مشغول خودش است خوش به حال کسی که همه را دوست دارد عاشق همه است برای همه احترام قائل است برای انسان احترام قائل هست.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@