جلسه 012 - عزت و ذلت خیالی (مشهد ۱۳۹۵)
شماره جلسه
12
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 012 - عزت و ذلت خیالی (مشهد ۱۳۹۵)

عزت و ذلت خیالی 11/5/96

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و صلوات ودرود و رحمت و خیرات و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

بحثمان در مورد درمان عملی اضطراب بود. قبل از اینکه من این بحث را شروع کنم در بخش درمان عملی این نکته را عرض کنم اضطراب، زودرنجی، حساسیت، عصبانیت، کم حوصلگی، مقدار زیادی ریشه جسمی دارد. و اگر کسی این حالت را بهش دست دارد فورا نباید به روان پزشک و روان شناسی مراجعه کند. بلکه اول ریشه جسمی اش را حل کند. یعنی آزمایش تیروئید حتما بدهد. آزمایش خون بدهد، شاید مشکلات خونی داشته باشد، مشکل کم خونی داشته باشد یا بعضی از مواد را که باید در بدن داشته باشدرا نداشته باشد. ضعف داشته باشد، با یک دارو با یک تغذیه مناسب یک رژیم غذایی مناسب بسیاری از بی حوصلگی، کلافگی ها، عصبانیت ها، این جور حالت زودرنجی ها برطرف می شود. مثلاحتما چک کاب جسمی بشود. هر کسی باید این کار را انجام بدهد. علت اینکه ما در مشاوره های اول حتما دارو می نویسیم مثل شرب یا معجون تقویتی این است که اگر مشکلی باشد برطرف باشد و اگر مشکل نباشد حداقل بدن تقویت می شود . قوی می شود. بهتر می شود. لذا داروهای که تجویز کردیم همه را دارد. آن هائی که ضعف هائی بسیار شدید و مفرط را دارند، برطرف بشود که خیلی از مسائل روحی و فکری شان برطرف می شود. اصلا نیازی به روان پزشک یا روان شناسی ندارد. اگر دارو مصرف شد نیاز بدن تامین شد با این حال آن حالت ها بود، آن موقع است به درمان های مرحله بالاتر احتیاج پیدا می شود. پس زود نروید به سراغ بخش روان پزشکی یاروان شناسی. اول جسمت را چک کاب کامل کنید به بدنتان برسید، نیازهایش را تامین کنید شاید انشاله خیلی زیاد خیلی از مشکلاتتان حل خواهد شد.

این که گفتیم خودش بخشی از درمان عملی است اصلا. کسی که اضطراب های شدید دارند اول چک کاب جسمی کنند. نیازهای جسمی را برطرف کنند. یک مرحله که از ابتدائی و مهمترین عمل درمانی بود که من خدمتتان عرض کردم.

دو تا راهکار توضیح دادیم قبلا که راهکارهای علمی بود. الان سراغ راهکارهای عملی برویم. یکی از راهکارهای عملی درمان اضطراب این است که انسان با افرادی که ثبات روحی و قدرت روحی دارند، ارتباطشان را زیاد کند. یک قاعده ای است که قبلا دربحث مولکول آب برایتان توضیح دادم.

گفتیم این مولکول آب را وقتی ایزتو می گوید وقتی من می گویم شیطان، بهم می ریزد. وقتی می گویم الله کاملا زیبا می شود و شکل هندسی خوبی پیدا می کند . وقتی قرآن برایش می گذارند آن شکل زیبا پیدا می کند. موسیقی هپی متال می گذارم کل مولکول آب به هم می ریزد. نتیجه ای که گرفتیم که در دین ماکاملا موردتائید هست این است که تمام مواد عالم؛ سلول ها ، مولکول ها، الکترون ها، نوترون ها، اتم ها، پائین تر بیاید تا کواترها همه چیز شعور و آگاهی دارد. اصلا جنس خلقت شعور و آگاهی است. شما هیچ ماده ای بی شعور یا ناآگاهی در عالم وجود ندارد.چون همه شان جلوه های خود خداوند است. خداوند جلوه ناآگاه و بی شعور ندارد. لذا لباسش را برایش فرق می کند که با او گناه کنید یا عبادت. پوست شما، موی شما، قلب شما، سلول های بدن شما، تک تک شان مهم است شما ذکر بگوئید یا حرف زشت بزنید.

در اردوی فکر مفصل توضیح دادیم در مشهد مقدس در اردو که فیلم هایش هم دیدید چطور است. یعنی واقعا تفاوت می کند که شما اندیشه تان، فکرتان، حرف های که می زنید زشت باشد یا قشنگ و زیبا باشد. این تک تک سلول های بدن شما اثر دارد. پس هیچ چیز نیست که این گیرایی و فهم را نداشته باشد. بنابراین، یکی از چیزهائی که خیلی مهم است برای اینکه انسان یک زندگی شاد و آرام داشته باشد این که در ارتباطاتش حلال بودن، طهارت، و پاکی را رعایت کند. این یکی از آنها ارتباطات دوستی است. ما باید با کسانی دوست باشیم که آلودگی به ما منتقل نکنند. نه سمعی، نه بصری، نه لمسی، نه خیالی، نه وهمی، نه عقلی ،نه فوق عقلی. همه اش هست. اگر آلودگی را منتقل کند چون تمام شعور و وجود ما دریافت کننده است و باشعور است. اثر می گذارد. قاعده ای که می گوید «الطبع من الطبع یسترق کل من الرذیله و الفضیله» طبع انسان از طبع انسان دیگر می دزد. دزد است. چه فضلیت و چه رذیلت. یعنی چه خوبی ها را می دزد و چه بدی ها را.

بگفتا من گلی ناچیز بودم ولیکن مدتی با گل نشستم

کمال همنشین در من اثر کرد وگرنه من همان خاک

پس این همنشینی خیلی مهم است. من برای اینکه انسان بخواهد زنگی شاد، آرام و قدرتمند داشته باشد باید دوستان وهمنشینانش افراد مضطرب نباشد. افراد تلخ نباشند، افراد منفی گرا نباشند.باید فاصله بگیرد. تازه اگر مجبور باشد و باید با او زندگی کند، مثل پدر یا مادر آدم این جوری است یا همسر انسان این جوری است، باید زودتر خودش را واکسینه و مصلح بکند، حائله دور خودش بکشد؛ یک حاله قدرتمند دور خودش بکشد که اگر آن موج می فرستد، موج دفع بشود. یعنی باید خودتان را مصلح کنید و واکسینه کنید. واکسینه کردن یعنی چی؟ یعنی شما باید کاری می کنید آمپولی می زنید که اگر میکروب آمد تاثیر نگذارد. ما یک سلسله واکسن های روحی و روانی داریم که اگر انسان از آنها خوب استفاده کند، در برنامه هایتان نوشتم. مثل اذکاری که برای عزیزان نوشتم، مثل بعضی از فرمول های دیگر که واکسینه بشود وجود شخص. من مجبورم این آدم را تحمل کنم، حالا یا همسرم هست، یا دخترم هست، یا پسرم هست، خانواده همسرم هست، پدر یامادرم هست، به هرحال این هست. این روحش متزلزل و اضطراب دار و دائما موج منفی دارد، حالا که من قرار هست با این زندگی کنم، چیکار کنم که موج منفی به ضرر من تمام نشود؟ بلکه این موج منفی را می فرستد، موج منفی را تبدیل به موج مثبت کنم. توضیح دادم سیستم مبدل را. شما سیستم مبدل هایتان راه بندازید، مثل سیستم بازیافت زباله می ماند. درست است زباله می آید درش ولی از آن طرف چی بیرون می آید؟ جنس ومواد خوب بیرون می آید.بنابراین سیستم مبدل برای کسی راه بندازد، اگر یک موج منفی و مضطراب بهش برسداین شخص می تواند کنار آدم مضطر و ناآرام یا منفی چون سیستم مبدل دارد ، رفته رفته قوی شود.ولی این قدرت می خواهد. حتی آن دوره تبدیلی را شخص چیکار کند؟ طی کند. از نظر ساختار روحی سیستمش را بتواند راه بیندازد.کاربرد و توانائی های تبدیل بلد باشد، که حالا کسی در کنارش قرار گرفت موج منفی دوباره فرستاد، آن موج دریافت کند و تبدیل به یک وضعیت مثبت کند.

پس این خیلی مهم است که ما حتما دوستانمان، رفیق هایمان و معاشرین را خوب انتخاب کنیم و اگر به این مسئله توجه نکنیم، آسیب می بینیم. به خصوص خیلی وقتها آدم می دانند این همه این آدم منفی هست ولی می رود انتخابش می کنند و تن می دهد به ارتباط با او. تو که می دانی این آدم نمره اش در آرامش، در امواج مثبت نمره ضعیفی دارد پس چرا می روی به سمت او. الان علت اینکه این همه ازدواج های ما شکست می خورد برای این است که خیلی وقت‌ها انتخاب‌های ما درست نیست. شخص می بیند که اگر بخواهد با این ازدواج کند اگر بخواهد در پنج جهت سلامت زیبایی، هوش، عقل و اخلاق و معنویت بهش نمره بدهد، نمره ای ندارد. یا نمره اش ضعیف است. مخصوصا قسمت هائی که باید آرامش بخش باشد. ولی می رود و تن می دهد یک دفعه می بینی زندگی متلاش می شود و زندگی خراب می شود. چون آدم این مرد یا این زن عرضه آرام زندگی کردن، شاد زندگی کردن را ندارد. لذا خیلی باید توجه کنیم. من چندتا روایت برایتان بخوانم. ولی اول از قرآن شروع می کنم. چند آیه برایتان بخوانم در این رابطه که چقدر همنشین و دوستان ما مهم است که می خواهیم انتخاب کنیم. اولین آیه سوره فرقان است . آیه 28 و 29 قرآن کریم.

صحنه رفته روی کجا؟ صحنه رفته روی نتیجه ارتباطات یعنی قیامت. رفته در آخرت. شخص از این دنیا منتقل شده رفته آن طرف. یک عالمه از دوستان و رفیق هایش آلودگی گرفته، «يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا» ای وای بر من یا لیتنی یا لیتنی . لیتنی ای کاش من لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا با فلانی رفیق نمی شدم. دوست نمی گرفتم. نشان می دهد که دوست چقدر در سرنوشت و ابدیت انسان تاثیر دارد. در جاودانگی تاثیر دارد. انسان را دچار عذاب الیم جاودانه و طولانی می کند. رفیق و دوست. شخص می گوید ای کاش من دوست نمی شدم. ای کاش با فلانی رفیق نمی شدم. لذا یکی از چیزهائی که خیلی مهم است کسانی را انتخاب کنید که عرضه شاد کردن و آرام کردن شما را با ایرادهای صحیح داشته باند. نظام آخرتی ابدی و روحی تان را به هم نریزند. روان شما را به هم نریزند. این خیلی مهم است.

ای کاش فلانی دوست نمی گرفتم. لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي. مرا از یاد خدا غافل کرده بعد از این که من قبلا خوب بودم، آرام بودم، فلانی را دوست خودم گرفتم این من را به هم ریخت. این خیلی مهم است. شما غذا بخورید دقت میکنید. هر غذائی را نخورید. دکتر می روید و می گوئید من حالم خراب است. دکتر می گوید این غذائی که شما را می خورید همه اینها در شما ضعف ، اضطراب و خواب آلودگی ایجاد می کند. همه را کنار بگذار. این غذاها را بخور تا زودتر سازگاری داشته باشی. دوست ، رفیق، معاشر باید با طبع ما سازگاری داشته باشد. طبع انسانی ما باید سازگاری داشته باشد و ما را به هم نریزد. لذا باید خیلی در آن دقت کنیم. این شخص چیکار کرد. لفد اضلنی بعد از جائنی. بعد از اینکه من خدا را داشتم ، یاد سراغم آمد با دین آشنا شدم با خدا آشنا شدم این آمد سر راه من رهزن شد و من را کافر کرد. ما چقدر آدم داریم روند طبیعی خیلی خوبی داشتند، عالی جلو می رفتند بعد با یک کسی چیکار کردند؟ دوست شدند. با اینترنت، تلگرام، یک کسی آمد حرفی زد، یک استاد این جوری گفت، یک استاد دانشگاهی سر کلاسش این جوری گفت، یک کلاس بود. می بینید که یک دفعه شخص کلا تغییر مسیر می دهد به سمت جهنم. به سمت ناآرامی، اضطراب و آلودگی. لذا خیلی آدم باید دقت کند. هوشیار باشد که بو بکشد کاملا شامش حساس باشد و بو بکشد که این شخص که سر راه من قرار گرفته، چیکار می خواهدبکند، چه تاثیری بر من می گذارد، من را به کجا می خواهد ببرد. این خیلی مهم است. البته یک موقعی می بینید طرف آدم مذهبی هم هست، اصلا کلاس تفسیر هست، کلاس قرآن هست، یک کلاس با مثبت است. الان زیاد هم شده. کلاس های هست که اسم شان مثبت شده، اسم های قشنگی کلاس هاشان دارد. شما سر کلاس می روید بعد از یک مدت می بینید دارید از خودت دور می شوید. سطح اضطراب ها، نگرانی هات، غصه هات، زیاد می شود. پوچی هایت بیشتر می شود. بی مراقبت هات بیشتر می شود. ظاهرش این است که برای این کار آمدی ولی ته قضیه داستان چیز دیگری هست. انسان باید خیلی حواسش را جمع کند که انسان غفلت نکند.

آیه بعدی سوره انعام آیه 68: « «وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَإِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » می فرماید در مجالسی که هستید هر جا یک مجلسی رفتی دیدید بعضی ها دارند راجع به خدا عقائد دین، چیزهای ارزش ها حرف های پرت و پلا می زنند، حرف های باطل می زنند، حرف های که شما را سست کنند، شل تان کنند، مسخره کنند، زیر سوال ببرند، می فرماید اگر چنین جلسه ای وارد شدید و این حرفها را شنیدید، فعرض عنهم از آنها سریع دوری کنید از این آدم ها. از آن مجلس بیرون بروید و ترکش کنید. زود جلسه را ترک بکنید. بعد می فرماید: حتی یخوضوا فی حدیث غیره یعنی یک جوری برخورد کنید که موضوع بحث را عوض کنید که راجع به آن صحبت نکنند. راجع به دین، اعتقادات تو، آخرت تو، ارزش های تو. بنشیند راجع به پارچه، پرده، ماشین صحبت کنید. راجع به فضا صحبت کن. یک چیزی بگویند بجای این که به جای بر نخورد. تا کلامشان عوض نکردی دور باش. « وَإِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ» یک موقع است که تو حواست نیست در مجلس نشستی این ها دارند وراجی می کنند، که تو هم حواست نیست یواش یواش داری شل می شوی. داری یواش یواش باور می کنی حرف های اینها را. اگر شیطان از یادت برد به محض اینکه یادت آمد خودت را زودتر دور کن. فلاتقعد نشین با آنها. بعد ذکری مع القوم الظالمین با ظالمین نشین.

ظالم یعنی چی؟ ظالم یعنی کسی که اعتقادات رااز ما میگیرد. ابدیت را از ما میگیرد. ما را شل می کند. شک و تردید الکی و وسوسه های الکی در ما ایجاد می کند. این را شیطان می گویند. هر موجودی که ما رااز خودمان جدا کند، هر موجودی که ابدیت و معشوق های ابدی و خانواده آسمانی را از ما بگیرد هر شخصی که اضطراب در ما ایجاد کند برای ما حکم شیطان را دارد.

یادتان هست در تقسیم بندی انسان گفتیم. انسان شش گروه هستند از نظر قرآن. گروه پنجم یادتان هست کی بودند؟ شیاطین الانس و الجن. آدم های شیطان صفت. شیطان های انسی و جنی که گفتیم باید از اینها پرهیز کند انسان.

آیه بعدی سوره کهف آیه 28: « اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ» والصبر یعنی خودت را صبور کن. حوصله ات را بالا ببر. در ارتباط با آدم های که معنوی هستند. در ارتباط با افراد معنوی انسان حوصله باید بکند. زود فرار نکند از آنها. زود از آنها زده نشود و زود در نرود از کنار آنها. اصْبِرْ نَفْسَكَ نفست را صبوری کن به ماندگاری پیش آدم هائی که یدعون ربهم آدم معنوی هستند آدم های هستند که این قدرت و عرضه را دارند که بتوانند در روز با غیب ارتباط داشته باشند، دعا کنند، اهل معنویت هستند. با اینها ارتباطتان را قوی کنید. والصبر یعنی حوصله کن. با اینها باش. زود طردشان نکن.

خیلی وقت ها آدم چون طبعش تنبل است، می رود سراغ آدم های مشنگ و شل و ول، غافل، آدم هائی که سست اند و شل هستند، می خواهد با اینها باشد. این اصلا خوب نیست. ما حق نداریم نه محیط بد برای زندگی مان انتخاب کنیم. برای تحصیل مان، برای ارتباطاتمان و نه آدم های بد. یعنی حق نداریم اینها را انتخاب کنیم. اگر رفتی یک جائی که محیطش منفی است روز قیامت فرشتگان به بعضی ها که جهنمی شدند و آدم های خوبی هم بودند، در محیط منفی جهنم شدند. رفتند یک محیط منفی انتخاب کردند؛ محل زندگی، محل تحصیل، محل کار، محل شغل، رفتن یک جای بدی انتخاب کردند بعد فرشته ها می گویند شما چه جو جهنمی شدید؟ شما که آدم های خوبی بودید شما چطور جهنمی شدید؟ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ ما در زمین یک جای بودیم که زندگی کردیم؛ یک کشوری، یک سازمانی، یک شهری رفتیم که آنجا محیطش محیط پر از غفلت بود. فرشته ها چی می گویند؟ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا مگر زمین خدا وسیع نبود که هجرت بکنید و بروید یک جائی که قوی باشد. بنابراین، ما هیچ قیمتی، هیچ چیزی وجود ندارد که انقد ارزش داشته باشد ما مجبور بشویم بخاطرش در محیط بد یا با آدم های بد باشیم. هیچ چیزی وجود ندارد. بگوئیم این ارزشش را دارد من بروم یک محیط بد. می روید در محیط بد به قول حضرت مسیح علیه السلام می فرماید در آب رونده خیس شونده است. تو رفتی محیط بد که دیدنی و شنیدنی های بد دارد، خوردنی های بد دارد، پر از غفلت است، پر از آلودگی است، پر از شیطان است، رفتی در مجلس شیطان نشستی بعد می خواهی حالت خوب باشه؟ خوب معلوم است حالت خوب نمی شود. حالا اگر مریض شدی، جهنم شدی، دور شدی، ذکر یادت رفت، روحیه ات عوض شد، کی مقصر هست؟ خودت که رفتی آن فضا را انتخاب کردی. یعنی جا قحطی نبود که بلند شدی رفتی آنجا. «أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا» هجرت می کردی. می رفتی یک جائی که آدم هاش خوب باشند، نورانی باشند، حس قشنگی داشته باشد، دوست های خوب انتخاب می کردی، رفیق های خوب انتخاب می کردی.

الان خیلی از عزیزان می گویند ما یک جائی را انتخاب کردیم مثلا محل کارمان یا یک جائی هستیم که دوستان بدی داریم. حالا محل کار آدم مجبور باشد شما هم پنج تا دوست خوب انتخاب کن. دراین رابطه توضیح می دهم.

پس والصبر نفسک. یعنی چی؟ یعنی درون تو یک مقاومتی برای بودن با آدم های خوب همیشه هست. این یادت باشد. یک پوست کلفتی و مقاومتی هست که انسان بهانه می گیرد از اینکه با آدم های خوب باشد. توجه کردید. چهارتا رفیق و دوست خوب پیدا می کند بعد شیطان این جوری می کند. ببین این مذهبی ها این جوری هستند. یعنی بو و حس این را فعال می کند که از این پنج تا یک دونه ضعف بگیرد. مذهبی این جوری هستند. همه مذهبی این جوری هستند. بابا به مذهب ربطی ندارد. این آدم یک ضعف دارد. ضعف هم همه دارند . من که از این مذهبی ها ایراد می گیرم خودم از بقیه مذهبی ها بیشتر است. برای چی ایراد بگیرم. شیطان این کار را می کند. یا طرف می گوید الان این جوری است. پدر ومادر مذهبی هستند اما اخلاق ندارند. این جوان می بیند که پدر و مادرش اخلاق ندارند، این نماز خواندن و حجاب، این جوری هست من از دین شما بدم میاد. از خدای شما بدم میاد. چه ربطی دارد؟ این ها رعایت نمی کنند. مگر همه مذهبی ها این جوری هستند. این شیطان است که می یاد بهانه می گیرد. می خواهم دقت کنید. بودن در کنار آدم های قوی و بزرگ در درون ما برای بودن با آنها چی وجود دارد؟ مقاومت وجود دارد. توحیهاتی شیطانی و نفسانی وجود دارد.

ما تحمل آدم هائی قوی بعضی وقتها نداریم. تحمل آدم های پیشرفته را نداریم. تحمل آدم های موفق را نداریم. می گوئیم این موفق است این آئینه دق من می شود. برم آدم های ناموفق را ببینم. در کنار آدم های شکست خورده آرامش پیدا می کند. نه. ما باید تحمل کنیم. با آدم های موفق باشیم. دوستشان داشته باشیم. اصلا خوددوست داشتن آدم موفق یک رمز و راز است . شادی و آرامش و موفقیت. حتی اگر از آنها نشوید. دقت کنید. حتی اگر از آنها نباشید.

برای همین می گویند یا عالم شو. در روایت داریم. یا در مسیر علم برو یا عالم را دوست داشته باش. این دوست داشتن برای تو کاری می کند. یک توفیق برای تو می آورد. همین دوست داشتنش را. حالا به بحثش می رسیم.

پس این یادمان نرود. مقاومت هست. باید بر مقاومت غلبه کنیم. خودمان را نگه داریم کنار آدم های موفق، قوی، آرام و شاد تا شاد شویم. با آدم های شاد بنشینم. با آدم های قوی بنشینم با آدم های آرام باشیم تا آرامش و شادی به سراغتان میاد.

« يُرِيدُونَ وَجْهَهُ» یعنی چی؟ یعنی آدم های که عاشق خدا هستند. شما ..... . و َلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» بخاطر دنیاگرائی رویت را از اینها برنگردان. ما خیلی وقت های دوست های خوب داریم، محیط های خوب داریم، معلمان خوب داریم، خواهر و برادر خوب داریم، پدر و مادر خوب داریم ولی بخاطر هوس های دنیائی از اینها فاصله می گیریم از آنها. قرآن می گوید و َلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا چشم از آدم های خوب برندار بخاطر هوس های دنیایی. قطع ارتباط کنی. ترکشان کنی که مثلا این خیلی خطرناک است. ما گاهی وقت هست آدم هائی هستند که ظرفیت فوق العاده خوبی دارند و با آدم های خوبی هم در ارتباط هستند ، دوستان خوب دارد، پدر و مادر خوب دارد، محیط خوب دارد، دوست خوب دارد، بعضی با یک پیشنهاد شیطانی که بهش می شود، یک پیشنهادی که خیلی ها بخاطرش دست و پا می زنند، می پرد آن را می گیرد. بعد می رود از همه اینها فاصله می گیرد. بعد اتفاقات وحشتناکی براش می افتد. «ولاتتم اخوان کلبهم عن ذکر الله» هیچ وقت تبعیت نکن . اطاعت نکن، همراهی نکن، کسی را که زیاددلش ازیاد خودمان غافل کرده. ولاتتم اخوانک کلبهم عن ذکرالله کسی که از یاد ما غافل است سقوط می کند. چون قیمت انسان به این است که یاد مقصدش داشته باشد و حرکت کند. اگر یک کسی بخواهد برود مشهد یا تهران می خواهید بروید قم می خواهید بروید کربلا حالا یک کسی بیاد مسیر شما را غافل کند. شما به جای اینکه بروید کربلا ببرند یک شهر دیگر. گم می شوید دیگر. به هدفت نمی رسید. چه کسانی موفق اند؟ اینکه همیشه افراد آنهائی که اله شان یادشان نرود، هدف خلقتشان یادشان نرود، خانواده آسمانی شان یادشان نرود. یادشان نرودبرای چی زنده اند. یادشان نرود برای چی به این دنیا آمدند. برای چی آفریده شدند. آدم هائی که نمی دانند از کجا آمدند، کجا هستند، و به کجا می روند، برای معاشرت به درد ما نمی خورند. چرا برای اینکه شما درمانشا بکنید، دست نوازش روی سرشان بکشید، یتیم داری کنید، با آنها مهربانی بکنید، کمک شان کنید، مثل یک طبیب. یک طبیب وسط صدتا مریض هست اما هیچ وقت خودش مریض نمی شود. چون خودش قوی است و طبابت را یاد گرفته. به مریض ها خیلی می رسد. شب تا صبح با مریض هاست. ولی هیچ وقت مریض نمی شود. خودن را قوی کرده خوب چرا اگر خودت را خیلی قوی کردی و اینها نمی توانند تو را از آن غافل کنند، برودرمانشان بکن. ولی تا وقتی خودت جون نگرفتی و قوی نشدی نمی توانی. من می خواهم دست پنج نفر را بگیرم، این امکان پذیر نیست. آسیب می بیند دست پنج نفر دیگر را بگیری. چون تو هنوز قوی نشدی.

تبعیت نکن و اطاعت نکن از کسی که قلبش از یاد ما غافل شده. واتبع هوی تابع هوای نفسانی و هوسهایش و شهواتش است و کان امره فرطا. آدمی است که اهل افراط است و زیاده روی می کند و زیاد در دنیا افتاده. شهوت های دنیایی کورش کرده، دنیاگرایی کورش کرده. اینها به درد تو نمی خورند. اینها تو را به جهنم نزدیک می کنند. پس شناختن آدم های قوی، آدم های آرام و موفق یکی از وظائف مهم ماست. چون در روایت داریم کسی که همراه نداشته باشد، به راحتی به مقصد نمی رسد. سعی کنید همراه انتخاب کنید. رفیق راه انتخاب کنید. یکی دوتا هر چی بیشتر بهتر است.

علی علیه السلام جمله ای دارد در نهج البلاغه نامه 31: الغَريبُ مَن لَم يَكُن لَهُ حَبيبٌ؛ غریب کسی است که رفیق و دوست ندارد. فقط رفیق هم نیست. بلکه حبیب باید باشد. یعنی یک رابطه عاطفی، خوب و سالم و بهشتی داشته باشد . دوستانی داشته باشید که رابطه عاطفی قوی ، قدرتمند و بهشتی با آنها بتوانید برقرار کنید. این محبت بهشتی و آرام و عاطفی سالم و معنوی که مبنایش خداست این می تواند ما را خیلی قوی کند. آدمی که رفیق ندارد، غریب است. در شهر خودش هم غریب است. قبلا گفتیم رفیق و حبیب و دوست یک وقتی از پدر و مادر، همسر و فرزند برای ما چی هست؟ مهمتر و موثرتر و نزدیک تر و سازنده تر است. خیلی مهم است. یک وقتی انسان پدر و مادر ندارد. همسر ندارد، یا همسر ناجنس دارد ولی رفیق ها خیلی می توانند به آدم آرامش، قدرت، پشتیبانی از آدم کنند. انسان را کمک کنند. تنهائی انسان را پر کنند. این رفیق خوب خیلی خوب هست. حالا یکی را بایدانتخاب کنید.

پس این حدیث یادتان نرود. الغَريبُ مَن لَم يَكُن لَهُ حَبيبٌ. حفظش کنید. کاری نداشته باشید. علی علیه السلام فرمود. غریب کسی است که نیست برای او حیبی. دوست محبوب ندارد. دوست دوست داشتنی ندارد. باز نگاه کنید در غررالحکم می فرماید: «أكثَرُ الصَّلاحِ وَالصَّوابِ في صُحبَةِ اُولِي النُّهى والألبابِ؛ بیشتر مصلحت و درستی در مصاحبت با آدم های عاقل و فهمیده است. اینها را انتخاب کنید. بگردید آدم های صاحب فهم ، صاحب فکر، فهمیده، قدرتمند، اینها رابرای رفاقت انتخاب کنید. مصاحبت و همنشینی با آنها. هر چقدر اینها قوی تر باشند ما هم می رویم. گاهی وقتها من توانم 10 هست. دقت کنید. توانم 10 هست باید 100 باشد. خوب توان 10 خیلی کم هست تا 100 که ندارمش. ولی یک رفیق خوب و دو رفیق خوب دارم که اینها توانشان چی هست؟ 100، 70 ، 80 هست. خود این مقدار رفاقت سرعت من را زیادتر می کند. شما این دوچرخه سوارها را در خیابان دیدید وقتی که خسته می شوند، می خواهند سرعتشان کم نشود از مسیر نیفتند، چیکار می کنند؟ می رود یک وانت یا ماشینی دستش را به پشتش می زند و پا نمی زند. به خودش استراحت می دهد. با زور و قدرت چی حرکت میکند؟ ماشین حرکت می کند. ماشین قشنگ می بردش. یک چندکیلومتری اصلا پا نمی زند. ول نمی کند. این می کشد می بردش. دوست و رفیق خوب این جوری است که وقتی مریض می شود و احتیاج به تیمار دارشدن داری، احتیاج به پرستاری داری، قشنگ تحملت می کند. کنار هست، تحملت می کند، ایرات بهت نمیگیرد، سرزنشت نمی کند، تحملت می کند، می کشد با خودش می بردت. یک رفیق خوب یعنی این. یعنی یک جائی که تو پنجر می شوی، می بردت. خیلی عالی است. دوست خوب یعنی این. لذا حضرت درصد برده روی رفاقت. روی مصاحبت. دقت کنید. معنای حدیث خیلی دقیق است. درصد زیادی برده روی «أكثَرُ الصَّلاحِ وَالصَّوابِ في صُحبَةِ اُولِي النُّهى والألبابِ». آدم های خوب و صاحب خرد و عاقل و آدم های فهمیده ما را می کشند و می برند.

دوست خوب، مربی خوب، عقب ماندگی های چند سال انسان را جبران می کند. یعنی تو الان عقب ماندی، آسیب دیدی، زخمی شدی، یک دوست خوب یک معلم خوب یک عالم (به بخش عالم و مربیان می رسیم ) می کشاند و می بردت کاملا تیمار می شوی کنار این طبیب و دوست خوب همه چیزت ساخته و جبران می شود. «أكثَرُ الصَّلاحِ وَالصَّوابِ» حالا این را بعدا به بحث مراجعه کنید و بگیرید.

این روایت در غررالحکم است. روایت بعدی باز از وجود مقدس علی علیه السلام هستیم. امروز مهمان حضرت هستیم. (صلوات)

چقدر لذت دارد. کیف دارد، افتخار دارد الگوهای ما اینها هستند. پدران، الگوهای ما، مربیان ما اینها هستند. چون قیمت هر آدمی به الگو و مربیش است. صاحب این ... با کی دارد کار می کند. اینها هستند الگوهای ما. خط دهنده های ما. انسان اینها را رها کند به جهنم می افتد. به جهل می افتد. ببنید «أعجَزُ النّاسِ مَن عَجَزَ عَنِ اكتِسابِ الإخوانِ، و أعجَزُ مِنهُ مَن ضَيَّعَ مَن ظَفِرَ بِهِ مِنهُم» بحارالانوار جلد 71.

می فرماید عاجزترین مردم کسی هست که از بدست آوردن برادران خوب، (اخوان) عاجز باشد. عرضه نداشته باشد دوست خوب انتخاب کند. عجز است. کلمه عجز بکار برده. بگرد دوستان خوب پیدا کن. یکی از خصوصیت های خوب این برنامه های که من به شما می دهم این است که چون دوستان همدیگر را بو می کشند جذب می شوندبه آدم. شما یک کسی را دوست دارید می خواهی جذبش شوی نمی پذیردت ، قبول نمی کند. می خواهی بهش نزدیک شوی اصلا تحویلت نمی گیرد. باید چی را عوض کنیم ما؟ ظاهری باشد می گوئی باید بری هی به او حرف بزنی، نه. می گوید جنس خودت را عوض کن. همین حرف را امام رضا زده. صیرونی فی ازذنکم یک ذره نور به خودت بده بعد او به سراغت می آید. لازم نیست بروید التماس کنید، گدائی عاطفه کنید، نازش کنید بلکه باید چیکار کنید؟ چی رو عوض کنید؟ روی خودت کار کن. نورانیت را عوض کن که جذب بشوی. مثل کسی که مثلا می خواهد دیگران بهش توجه کنند آرایش می کند. عطر می زند. می خواهد بقیه توجه بهش کنند. گدایی توجه بقیه هست. آرایش می کند، عطر می زند که بقیه بهش نگاه کنند. در مسائل معنوی هم همین طور است. باید عطر بزنی، آرایش کنی، برای همین هم حتی در روابط زمینی هم این جوری است. در عشق های زمینی این جوری است. اگر می خواهی در عشق زمینی دوست داشته باشد، با خودنمائی با رو مخ طرفتن با جر و بحث و با ظاهر سازی نمی توانی. عرض کردم خانم آمد پیش پیغمبر گفت می خواهم شوهرم بیشتر دوستم داشته باشد؟ حضرت فرمود پس تو برو نماز شب بخوان. یعنی رابطه را در کجا قوی کن؟ نورانیت، قشنگی، زیبائی در کجا بدست بیار در روح خود. خودبه خود شوهرت بیشتر عاشقت می شود. خیلی اثر دارد. یعنی خودش و روح اش را معطر کند.

بعضی ها می گویند نه ما مذهبی هستیم، شوهرهایمان بدشان می آید از ما. می گویند این چی! نماز نمی گذارند بخوانیم. این بخاطر آن صورت مقدس نیست. بخاطر این هست که اخلاق تو ، منش تو، روش تو ضعیف هست. می بینی ظاهرا مذهبی هستی اما خلق نداری، شاد نیستی، اخلاق نداری، آرامش نداری، نیش داری، غر داری، نق داری، متلک می اندازی، سرزنش می کنی، منطقت ضعیف است، مرامت ضعیف است، فکر می کنی دینت بد هست. نه . مال اخلاق هست. البته اخلاق بخشی از دین هست. پس این را دقت کنید. بعد می فرماید : «واعجز منه ضیع » از این آدم عاجزتر هم هست؟ آره. از این عاجزتر کسی است که دوست خوب دارد و موفق شده دوست خوب بدست بیاورد ولی از دستش می دهد. دوستانش را ضایع می کند و از دست می دهد. این را باید انسان حواسش باشد در معاشرت هایش به گونه ای عمل نکند که دوستان خوبش را از دست بدهد.

یک روایت دیگر از امام سجاد علیه السلام بخوانم. بس است. بخش بعدی بماند انشاله برای جلسه آینده. امام سجاد علیه السلام می فرماید: مجالسه الصالحین داعیه الی الصلاح و آداب العلماء زیاده فی الارض. کافی/ج1

می فرماید همنشینی با آدم های صالح. تعریف دارید صالحین. «واعملواالصالحات» آدم هائی که رفتارشان، چینش های فکری شان را با خدا و اهل بیت تنظیم می کنند. آدم صالح یعنی این. یعنی عمل صلاحیت دار و درست انجام می دهد.کار درست ها. کسی که آن کارش و سبک زندگی اش را خدا می پذیرد. همه چیزشان را خدا می پذیرد.

می فرماید که مجالست با اینها داعیه الی الصلوه انگیزه می شود و انسان درست می شود. رفیق خوب و افراد صالح پیدا کنید، با آدم های سالم و مسیر را پیدا کردند، در مسیر خدا هستند، با دین قدرتمند هستند، با اینها معاشرت کنید. خود این «داعیه» دعوت می کند، می کشد و انگیزه می شود برای اینکه انسان آدم خوبی باشد. وآداب العلماء عقل انسان را زیاد می کند. که حالا بحث علما بحث دیگری هست که من این که انسان غیر از رفیق و دوست ومعاشر باید حتما در زندگی اش با کی ارتباط داشته باشد؟ با اساتید و علما خوب ارتباط داشته باشد تا بتواند خودش را بالا بکشد. این بحث بحث مفصلی است. خسته تان نکنم. بماند انشاله برای جلسه آینده.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین