جلسه 006 - عزت
شماره جلسه
6
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
11
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 006 - عزت

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ بحثمان درباره عزت بود و عوامل عزت، عزت همانطور که قبلاً عرض کردیم یعنی نفوذناپذیری یعنی آسیب ندیدن یعنی حفظ روح انسان و شرافت انسان و حفظ شخصیت انسان. مطالب زیادی را در این باره توضیح دادیم که باطن عزت و معنای عزت چه هست و از چه راههایی باید عزت را بدست آورد.@ باز در تفسیر عزت امام صادق(ع) فرمایش فوقالعاده مهمی دارد که میفرماید(العِزُّ أن تَذِلَّ لِلحَقِّ إذا لَزِمَک) عزت این هست که تو ملازم حق باشی همراه حق باشی(أن تَذِلَّ) عزت را به ذلت معنا میکند میفرماید عزت یعنی اینکه تو ذلیل باشی، در مقابل چه چیزی ما خوار و فروتن باشیم که عزیز بشویم؟ حافظ فرمود:@

(العِزُّ أن تَذِلَّ لِلحَقِّ إذا لَزِمَک) عزت آن است که تو در برابر حق ذلیل باشی هنگامی که با حق روبهرو میشوی حق حق تعالی است همه عزت از آن خداست(وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ) عزت همه دست خداست(فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً) عزت همه دست خداست حق هم حق تعالی است خداوند تبارک و تعالی است هم حق اصل حق و ریشه حق خداوند تبارک و تعالی است.@ اگر یک کسی میخواهد آسیب نبیند شخصیتش، شرافتش، عزتش حفظ بشود میفرماید در مقابل حق موقعی که با حق روبهرو میشوی در مقابلش فروتن باش انسانی که در مقابل حق فروتن نباشد ذلیل و خوار میشود انسانی که در مقابل حق مقاومت کند خوار میشود.@ این قاعده که قبلاً هم در موردش سخن گفتیم که کسی که جایی که باید فروتن باشد فروتن نباشد یک ذلت حقیقی به سراغش میاید آنجایی که انسان یک شخصیت کاذب و دروغین برای خودش میسازد عزت کاذب ذلت صادق میاورد این یک قاعده است در فرمایشات معصومین(ع) هست عزت کاذب یعنی دروغین یک ذلت حقیقی و واقعی برای انسان ایجاد میکند.@ یعنی انسان به حق و در واقع ذلیل میشود برای همین کسانی که نماز نمیخوانند یعنی تعظیم نمیکنند در برابر خداوند تبارک و تعالی ذلت حقیقیشان این هست که خداوند میفرماید اینها را در روز قیامت.@ نه فقط نماز نمیخوانند آنهایی که کلاً در مقابل حق مقاومت میکنند متکبر هستند حاضر نیستند سر تعظیم در مقابل حق فرو بیاورند حق را بپذیرند من آنها اجازه نمیدهد تعصبات قومی و قبیلهگیشان اجازه نمیدهد علاقهها و شهوات جمادی،گیاهی، حیوانی یا عقلانیشان اجازه نمیدهد اینها یک ذلت صادق را به سمت خودشان جلب میکنند.@ لذا فرمود خداوند متکبر را روز قیامت به اندازه مور میکند یک مورچه و بدون اینکه بمیرد زیر دست و پای اهل محشر تا پایان قیامت که پنجاه هزار سال هست باید له شدن و تحقیر شدن را تحمل کند.@ یعنی حتی کسی به سراغ او نمیرود که تو اینجا چکاره هستی در این صحنه قیامت تو چه کاره هستی هیچ کس به او محل نمیگذارد هیچ کس با او حرف نمیزند چون این آدم آدم متکبری بوده آدمی بوده که هر وقت با حق روبهرو شده با نخوت و غرور و منیت مقاوت کرده به او گفتند این کار حرام است انجام نده رساله و مرجع تقلید میگوید.@ باد در قبقه میاندازد و به او برمیخورد که من این را قبول ندارم آن را قبول ندارم خمس و زکات و حجاب را قبول ندارم مثلاً طلا بر مرد حرام است میبینی برایش سخت است، یا این کار حرام است مرجع تو اجازه نمیدهد.@ مراجع تقلید اجازه نمیدهند این موسیقی حرام است این کار واجب است میبینی که اصلاً سمتش نمیرود با تکبر از کنار یک واجب رد میشود خیلی من من دارد تعلقات بخشهای دیگرش، گاهی وقتها منی هم ندارد یعنی نمیگوید که من با این مخالف هستم ولی وابستگیهای بخشهای دیگرش ذلیلش میکند و باعث میشود این حق را انجام ندهد.@ اینجور افراد خوار میشوند لذا حضرت میفرماید که اینها ذلیل میشوند در قیامت خداوند اینها را به اندازه موری کوچک میکند و زیر دست و پای اهل محشر میاندازد و از آن بدتر میفرماید(وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ) بعضی از افراد اینگونه خداوند میفرماید که یک کلام هم با اینها سخن نخواهد گفت یعنی اینها حتی شکایت هم نمیتوانند بکنند.@ قهر خدا خیلی عجیب است دیگر انسان پناهگاهی ندارد انسان وقتی بدبختیها و نکبتها و گرفتاریها سراغش میاید همیشه یک آغوش بازی به نام خدا وجود دارد یعنی اگر انسان 30 سال گناه بکند ذلت گناه او را از پای در بیاورد بشکند.@ میداند یک کسی هست که جبرانکننده هست یعنی خداوند تبارک و تعالی، جبار یعنی جبرانکننده است جابر یعنی جبرانکننده است، بشکند مثل حر که خودش را شکست به محض اینکه بشکنی یک کسی هست که بلندت میکند به محض اینکه بیافتی.@ یک کسی هست که دست تو را بگیرد و بلند کند ولی وقتی که یک کسی به جنگ خدا برود و نیافتد و مستقیم بایستد آن موقع است که حق او را میشکند در روایت داریم مؤمن مثل یک گیاه نرم میماند که در برابر باد، باد از هر طرف بوزد چون او نرم است باد نمیتواند او را بشکند چون انعطاف پیدا میکند در خلاف جهت باد، توافق باد.@ همجهت باد باد نمیتواند او را بشکند از رویش رد میشود اما منافق مثل یک چوب خشک هست که مقاومت میکند تا خورد بشود و له بشود عزت یعنی وقتی که با حق یک چیزی که حق هست روبهرو شدی سر تعظیم فرود بیاوری بگویی چشم این درست است و من آن را میپذیرم.@ ولی اگر آن هشت معشوقی که خداوند در سوره توبه آیه 24 میگوید علاقه به پدران و مادران، خواهران و برادران، دختران و پسران، همسران، تعصبهای قومی و قبیلهگی و ملی، تعصبهای جاهلی، عشق به مال و شغل و تجارت و عشق به خانههاو مساکن یعنی کمالات جمادی باعث بشود که در مقابل حق یک کسی مقاومت بکند و پوست کلفتی بکند.@ این هم در دنیا خوار میشود و از چشمها میافتد و هم در آخرت، آدمهایی که گندگی زیادی در مغز و سرشان هست آدمهایی که فکر میکنند با بقیه فرق دارند، یک پیامکی آمده بود نوشته بود که اکثر ایرانیها فکر میکنند که مثل اکثر ایرانیها نیستند.@ یک کسی که فکر میکند مثل بقیه نیست همیشه با بقیه فرق میکند من یک چیز ویژه و تاپی هستم من اصلاً با بقیه خیلی فرق میکنم من از یک چیز بالاتری برخوردار هستم خدا در مقابل همانهایی که این فکر میکند از آنها بهتر هست خوار و ذلیلش میکند در مقابل همانهایی که فکر میکند از اینها سر است همانجا تحقیر میشود این یک فرمول کامل.@ پس هرگاه ما با چیزی به اسم حق روبهرو شدیم حق مظاهر مختلفی دارد دین خدا حق هست اهل بیت حق هستند قوانین الهی رساله حق است آیین اخلاقی حق است حقوق پدر و مادر، همسر، یک کسی در مقابل حقوق همسرش تکبر میکند و انجام نمیدهد.@ من کسی را میشناسم که شاید ده سال پای درس من و خیلی بالاتر از من نشستند ولی وقتی با زن و بچهاش روبهرو میشوی میبینی که این آدم بسیار خشن و بیادب و تند نسبت به خانواده خودش هست.@ این حرفها را هم خیلی شنیده ولی ته کار میگوید که ما اهل این محل و قوم هستیم ما فلانیها باید زنها همیشه در سرشان بزنی این کاری با خدا و دین و پیغمبر و حق ندارد آن حس قومی و قبیلهگی او بالاتر از الله هست.@ میگوید ما تُرکها اینطوری هستیم و خودش را بالاتر از خدا میداند ما لرها، کُردها، عربها، افغانیها، ایرانیها به محض اینکه این حس آمد خطرناک است فرقی نمیکند ما این نوع نخوت و تکبرها را در انواع و اقسام اقوام در غربیها یکجور، اروپاییها یکجور، اروپاییها هر کدام نسبت به هم یکجور دیگر هستند.@ آمریکاییها یکجور، که مظهر نخوت و تکبر هستند اصلاً فرهنگشان آدم متکبرپرور هست فرهنگشان این هست که شما نسل برتر هستید یهودیها یکجور صهیونیستها یکجور آنها دیگر اوجش هستند.@ هر چیزی که با حق و قوانین دقیق علمی، تخصص الهی روبهرو بشود باطل است باید شکسته بشود و به محض اینکه به آن توجه کردی به ذلت میافتی میگویند این هنر هنر باطل و شیطانی است سراغش نرو میگوید این هنر در دنیا این مطرح و معروف است.@ الان خیلیها دنبال این هنر و موسیقی و رشته و مرام و سبک زندگی میروند وقتی یک چیزی غلط است و الله یعنی مرکز علم و تخصص، معصوم یعنی مرکز علم و تخصص تأییدش نکند باطل است علمی نیست تخصصی نیست و باید شکسته بشود.@ وقتی رویش مستقیم میایستی و اصرار داری که این باشد و نگهش داری اینجاست که شما داری ذلت دنیا و آخرت را برای خودت میخری خانم وظیفهات در مقابل شوهر این است میبینی زیر بار شوهر نمیرود جوان در مقابل پدر و مادر باید متواضع باشی.@ (وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ) در مقابل پدر و مادر همیشه متواضع و ذلیل باشید چون عزت و بزرگی شما در ذلت در مقابل پدر و مادر است آقا و بزرگ میشوی خیر میبینی بسیاری از مشکلاتی که سر راهت هست برای این هست که گندگی میکنی در مقابل پدر و مادرت.@ لذا قانون خلقت یک کاری میکند که همین طبیعت خدا به او دستور میدهد طبیعت عبد خداست لهات میکند در همین دنیا خوارت میکند این یکی از مسائل مهم یعنی حضرت قانون کلی را داد.@ چه کسی میخواهد عزیز و بزرگ بشود؟ هر چقدر در مقابل حق شما بیشتر حق را بپذیرید به عزت نزدیکتر میشوید چون حق ظهورش به خاطر بالا بردن ماست خداوند که حق مطلق است جلوه میکند تا ماده، تا ماده میاید جلوه مادی دارد ظهور مادی دارد تا دست ما را بگیرد به مقامی که مقام خلیفۀ اللهی و تشبه به حق تعالی است برساند.@ بنابراین حق دستش را دراز کرده و عزت مطلق دستش را به زمین دراز کرده تا دست تو را از زمین بگیرد و به اوج عزت برساند وقتی که دستت را رها میکنی و میکشی آنجاست که از عزت دور میشوی پس این را در کل داشته باشیم که هر چیزی که وقتی میفهمی که وظیفهات هست و باید اینگونه باشی انسان بپذیرد و نگذارد که تعصب سراغش بیاید.@ خیلی وقتها میبینی بچهات حق میگوید اگر نگویی که عزیزم حق با توست همسرت حق میگوید اگر نگویی حق با شماست انسان خوار میشود در مقابل همان بچه و همسر و در برابر بسیاری از بندگان خدا خدا انسان را خوار میکند.@ اگر واقعاً همسرت دارد درست میگوید بگو شما درست میگویید حق با شماست من اشتباه میکنم اگر فرزندت درست میگوید بگو بله این حرف حرف درستی است بیخود مقاومت در مقابل حق نکنیم یک کسی که میخواهد شخصیت خودش را در مقابل حق نگه دارد خورد و له میشود چون حق قدرت مطلق است نمیشود با آن جنگید و حق یعنی سزاوار و شایسته است یک کسی که با شایستگی میجنگد خودش ناشایست میشود.@ باز از مصادیق و راههای عزت این هست(حُسنُ خُلقِ المُؤمِن مِنَ التَّواضُع) از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) میفرماید خوشخلقی مؤمن از تواضع هست یعنی او چون متواضع هست گندگی و بزرگی نمیکند خوشخلق هست و نشاندهنده خوشخوئی و تواضع اوست.@ (وَ عِزُّهُ تَرکُ القالِ وَ القیل) مؤمن عزتش در این هست که جر و بحث نکند آدمهایی که میخواهند علمشان و تخصصشان و زیرکی و آگاهیشان را در هر جایی به رخ دیگران بکشند در هر مجلسی در هر موضوعی حرف زده میشود بحث میکنند و میخواهند بگویند که من از هر رشتهای سر در میاورم.@ راجع به مسائل سیاسی حرف میزنند اظهارنظر میکند نمیگوید که بلد نیستم نمیدانم اطلاع ندارم، راجع به مسائل اقتصادی و اجتماعی میگویی باز نظر میدهد هر چه میگوییم به عنوان متخصص و کارشناس حرف میزند.@ آدمی که اینطوری هست شخصیتش خورد و له میشود باعث میشود دیگران علیهاش بشورند باعث میشود که دیگران حریمش را بشکنند مؤمن در بسیاری از جاهایی که چیزی هم میداند حرفی نمیزند چون میداند اگر بخواهد حرف بزند باید وارد قیل و قال بشود.@ یک موقع هست انسان میخواهد یک حرفی بزند یک مسألهای روشن میشود پذیرشی هم هست ولی یک جایی یک حرفی میخواهد بزند مسألهای روشن نمیشود پذیرشی هم نیست قیل و قال میشود فقط حرمتها شکسته میشود.@ دوتا باجناق هستند خیلی خوب حرمت همدیگر را دارند زندگی میکنند دوتا خواهر و برادر و پدر و فرزند و دوتا دوست و فامیل هستند باید جو فامیل جو خوب و آرامی باشد مینشینند سر مسائل سیاسی بدون اینکه اطلاع کافی یا تخصصی داشته باشند بحث میکنند یا مسائل اقتصادی بحث میکنند.@ یکدفعه به جان هم میافتند حریمشان به روی همدیگر باز میشود و چیز مبارکی نیست با همسرتان، فرزندتان، پدر و مادر و بزرگتر قیل و قال نکنید هر کس میرود با بزرگتر دهان به دهان میشود فقط خوار میشود.@ در روایت داریم با بزرگترها، علما، امراء مراء نکنید چون هیچ فایدهای ندارد با ذویالحقوق مراء نکنید اینها اصلاً خوب نیست قیل و قال بسیار خطرناک است قیل و قال همان مراء است که حضرت فرمود اگر هم حق با شماست مراء بکنید من شما را شفاعت نمیکنم از بس این کار کار زشتی است از بس برای روح و جامعه انسانی و اسلامی خطرناک است.@ بارها عرض کردم یک کسی زنا بکند ممکن است شفاعت بشود گناهان کبیره را پیامبر فرمود من شفاعت میکنم آدم بکُشد ممکن است شفاعت بشود شراب بخورد ممکن است شفاعت بشود.@ ولی کسی که قیل و قال دارد از بس این کار فساد دارد نمیشود جمعش کرد لذا میفرماید عزت و شخصیت مؤمن در این هست که وارد قیل و قال نشود زیاد دهان به دهان افراد و دیگران نگذارد.@ باز روایت بعدی از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) هست(لا عِزَّ أرفَعُ مِنَ الحِلم) هیچ عزتی بالاتر از حلم یعنی خویشتنداری نیست در جای دیگر فرمود(وَ لا عِزَّ کَالحِلم) هیچ عزتی مثل حلم نیست حلم یعنی خویشتنداری کردن یعنی جلوی غضب و عصبانیت را گرفتن چیزی که دارد تو را تحریک میکند قورتش بده.@ گاهی وقتها لازم هست که انسان در نظام تربیتی و مدیریتی تند هم باشد آن بحث دیگر است در مقابل جهل و اشتباه و غرور و سوءاستفاده و تکبرهای یک نفر گاهی وقتها لازم است تندی هم بشود آن بحث دیگر است از روی هوس نفس نیست درمان است.@ مثل تیغی است که دست یک جراح است وقتی میزند از روی رحمت این تیغ را میکشد نه از روی خشونت، از روی تخصص و مهربانی آن را میکشد فرق میکند ولی در مسائل شخصی و فردی یک کسی که دائماً عصبی و پرخاشگر است عزتش هم خورد میشود منفور واقع میشود ممکن است حاکمیت بر بدنهای افراد داشته باشد اما حاکمیت بر دل افراد ندارد.@ من این را در روابط زناشویی بارها تأکید کردم خیلی وقتها خانمها میخواهند بیایند یک چیزی را در دل مرد ثابت کنند به مردشان تندی میکنند و گیر میدهند و مردشان را عصبانی و اذیت میکنند که یک حقی را بخواهند زنده کنند.@ در حالی که نمیداند این کاری که میکند ممکن است مرد را به تسلط زن وادار کند مرد را به اطاعت زن وادار کند غر و نق بزند گندگی بکند اما زن یک چیزی را دارد از دست میدهد و آن قلب مرد است آنجایی که شما بدون رابطه قلبی روی کسی تسلط پیدا میکنی پیش او دیگر عزیز نیستی.@ خیلی از خانمها هستند که تسلط به شوهرهایشان دارند ولی دل مرد را از دست دادند بدن مرد را به دست آوردند و بالعکس هم همینطور هست خیلی از پدر و مادرها هستند که تسلط روی فرزندانشان دارند فرزندانشان از آنها حساب میبرند.@ فرزندانشان بدون اجازه آنها آب نمیخورند و ظاهراً هم خیلی تعظیم و اطاعت میکنند اما باطناً این خیلی وقت هست که دل فرزندش را از دست داده فرزندش دلش با او نیست واقعاً قلباً دوستش ندارد عزیز نیست پیش فرزندش.@ یا شوهری مردی در خانه با گندگی و تندی و اظهار هیبت و فریاد زدن و صدا را بلند کردن زن و بچه خودش را ساکت کرده منکوب کرده همه از او حساب میبرند همه به حرفهایش گوش میکند ظاهراً همه اطاعتش میکنند و همه هم ظاهراً دارند احترامش را نگه میدارند اما در باطن این شخص عزت و قیمتش را از دست داده محبوبیتش از بین رفته.@ اگر انسان قرار است تسلطی هم روی کسی داشته باشد کسی حرفش را گوش بکند بهتر است این رابطه از طریق قلبی و ادب باشد تا از طریق تندی و غر و نق زدن با غر و نق زدن با تندی کردن با ایراد گرفتن با مچ گرفتن با ترساندن وقتی که شما یک کسی را رام میکنید وادار به اطاعت میکنید با تهدید دیگر عزت ندارید.@ ممکن است او خیلی هم به شما احترام بگذارد ولی فایده ندارد بعضیها هستند ظاهراً اینطوری نیستند هیچ گربهای را در حجله نمیکُشند خیلی وقتها هست روی حرفش هم ممکن است حرف بزنند با او گفتگو هم بکنند اما عزیزند تسلط روی دلها دارند و اطرافیان آنجایی که بو ببرند که اگر بخواهند مقاومت و بیادبی کنند رابطهشان با اینطرف خراب میشود.@ آنقدر برایش احترام و ادب و شخصیت قائل هستند که راحت کوتاه میایند احتیاجی نیست که تحکمی باشد اینها همه را در روابط شخصی عرض میکنم خیلی وقتها یک مدیر مدیریتش قلبی هست روی نیروهای خودش.@ ولی بعضیها هستند که قلب ندارند که بخواهند این مدیریت را قلبی دریافت کنند زبان حیوانات را فقط میفهمند زبان تهدید و زور و گندگی کردن باید برای آنها این کار را کرد کما اینکه بعضی وقتها ائمه در نظام مدیریتشان پیامبر و امیرالمؤمنین در نظام مدیریتشان نسبت به خیلیها که قلب نداشتند قدر محبت را نمیدانستند با زبان خودشان با آنها سخن میگفتند.@ در سیستم مدیریتی پیغمبر با بعضی از خلفای بعد از او یک کسی مقایسه میکرد میگفت پیغمبر با این عظمت که پیامبر خدا بود خیلی از اصحابش حرفش را گوش نمیکردند نق و غر داشتند اعتراض داشتند حرف میزدند ولی فلان خلیفه هیچ کس در مقابلش جرأت نکرد یک کلمه حرف بزند.@ تمام اصحاب پیغمبر آنقدری که از این خلیفه میترسیدند هیچ وقت از پیغمبر نترسیدند آنقدری که مردم از این خلیفه اطاعت کردند از پیامبر اطاعت نمیکردند حضرت فرمود برای اینکه پیغمبر هیچ وقت خودش را به زور بر دیگران تحمیل نمیکرد مدیریتی که بتواند همه را منکوب بکند همیشه موفق نیست.@ یکی از اصحاب بزرگ پیغمبر میگوید من میخواستم از این خلیفه یک سؤال بکنم دو سال یا چند سال صبر کردم از بس از او ترس داشتم میدانستم که وقتی عصبانی بشود در آن بدبختی وجود دارد وقتی میخواستم یک آیه را از او بپرسم که در شأن چه کسی وارد شده جرأت نمیکردم چون میدانستم به او برمیخورد.@ چند سال کمین کردم که او را در یک حالت خیلی نرم پیدا کردم و از او سؤال کردم که آن لحظه دیگر عصبانی نشود یک آدمی که دیگران حسابش را میبرند دیگر عزیز نیست یک مدیری که همه به حرفها و دستوراتش اطاعت میکنند از روی ترس مدیر موفقی نیست یک مدیری که نیروهایش بدون اجازهاش آب نخورند مدیر موفقی نیست فرق بین مدیریت پیامبر و مدیریت بقیه اینگونه بوده.@ در فرمایش بعدی امام زینالعابدین(ع) هست میفرماید(طاعَۀُ وُلاۀِ الأمر تَمامُ العِزّ) اگر یک کسی همه عزت و بزرگی را میخواهد اطاعت اهل بیت(ع) را بکند والیان امر صاحبان امر، امر یعنی امور، کارها، تمام کارهایی که در نظام خلقت انجام میشود یک مدیر دارد از طرف خدا در روی زمین و در عالم، مدیر این کارها را صاحب امر میگویند.@ یا ما الان به امام زمان میگوییم صاحب زمان، او صاحب همه زمان است صاحب همه دوران است یا میگوییم ولی امر یعنی صاحب امر و کار هست او دستوردهنده نهایی هست به ولی فقیه در غیبت امام زمان میگوییم.@ ولی امر یعنی از طرف ولی امر اصلی و ذاتی امام زمان او دستوردهنده هست حرف آخر را در جامعه اسلامی او میزند ولی امر یعنی کسی که صاحب کار هست یعنی آن کسی که همه امر دست اوست(تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) کل امر دست صاحب امر هست آن کسی که همه چیز محاسبهاش و ادارهاش به دست اوست.@ در سوره یس(كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ) محاسبه کل شیء در امام مبین هست امام مبین خزانهدار محاسبه کل شیء هست ولی امر یعنی آن کسی که از طرف خدا نماینده خدا و مظهر خداست همه حرف او و همه منطق او و همه هدایت او هدایت خداست.@ لذا امام زینالعابدین میفرماید(طاعَۀُ وُلاۀِ الأمر تَمامُ العِزّ) همه عزت تمام عزت در طاعت ولات امر است یعنی طاعت معصوم که خزانهدان علم خداست متخصصی است که تمام علوم الله را در دست خودش دارد.@ یک کسی که عزت و شرافت و لذت و افتخارش به این هست که من اگر در سبک زندگیام دارم یک روشی را در اخلاق، منش، آداب، اقتصاد، سیاست، مدیریت، فرهنگ، زناشویی، تربیت، در تمام امورم رعایت میکنم.@ دستور و فرمول را از ولی امر و معصوم میگیرم که مو لای درزش نمیرود این عزت و آسیب ندیدن و شرافت و بزرگی و تشبه به معصوم است ولی آن کسی که در اینگونه امور از جایی فرمول و قاعده و سبک زندگی را میگیرد که تخصصی پشتیبانی نمیکند حق و علم و عصمت او را پشتیبانی نمیکند.@ این آدم راه باطل میرود فکر میکند که دارد درست زندگی میکند در حالی که دارد به جهنم نزدیک میشود چون مسیر را دارد غلط میرود گمراه هست و فکر میکند دارد درست عمل میکند(الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً) کارهایشان، سعیشان به گمراهی افتاده تلاششان دارد به سمت جدایی از حق آنها را میبرد.@ اینها خیال میکنند که خیلی کارشان درست است و دقیق عمل میکنند بنابراین اگر کسی عزت و بزرگی را به معنای واقعی میخواهد شکستناپذیری و ماندگاری و شرافت و سلامت نفس و روحش را میخواهد التزام به حق تعالی و معصومین و ولات امر باید داشته باشد.@ اگر میخواهد یک زندگی خوب و سالم و شکستناپذیر کسی داشته باشد شکستناپذیر به معنای الهی نه به معنای دنیا، پیامبر در یکی از روابطش با همسرانش بارها اتفاق افتاد پیامبر شکست خورد مجبور شد طلاق بدهد نتوانست همسرش را تربیت بکند در مقابل پیغمبر مقاومت کرد.@ بعضی از زنهای پیامبر اصلاً زیر بار حرفهای پیغمبر نرفتند پیامبر در مقابل آنها عاجز ماند و نتوانست کاری بکند چون زور هم قرار نبود انجام بدهد ولی پیامبر با اینکه طلاق داد با اینکه آنها اطاعت از پیغمبر نکردند آنها به راه کفر و انحراف رفتند.@ زنان رسول الله سر از جهنم در آوردند عزت پیغمبر صدمهای ندید پیامبر مسیر درست خودش را رفت گاهی وقتها یک ولی خدا در ارتباط با فرزندش ممکن است شکست بخورد فرزند از او اطاعت نکند.@ جو جامعه و دوستان ناباب و تخیلات و تکبرها و تنبلیهای فرزند انسان، بیحوصلگیهای فرزند انسان باعث بشود فرزند انسان، همسر انسان، شاگرد انسان، دوست انسان، در مقابل حقی که او دارد مطرح میکند مقاومت بکند و مسیر را خوب نرود او به ذلت میافتد.@ اما این در مقابل ارتباطی که داشته با اطرافیان خودش مؤمن ذلیل نمیشود پیامبر عزتش حفظ میشود آن کسی که در مقابل پیامبر قد علم میکند عزتش شکسته میشود اگر پیامبر در تربیت همسرش شکست خورد برای اینکه عزت دست او بود او باید خودش را هماهنگ میکرد.@ اگر یک معلم در تربیت شاگردانش شکست خورد شاگردها به ذلت میافتند چیزی از عزت معلم کم نمیشود عزت در تواضع در برابر حق است وقتی میگوید اطاعت پدر و مادرت را بکن مقاومت نکن در مقابل دستوراتت.@ پا روی خواستههایت بگذار به خاطر پدر و مادرت حتی اگر فکر میکنی حق با توست یکجایی ضربه میخوری و آسیب میبینی حالا چه برسیم بالاتر در مقابل اساتید و ذویالحقوق و اولیاء الهی و مراجع تقلید و اهل بیت(ع) ببینید انسان چقدر خوار میشود وقتی که پوست کلفتی و مقاومت کند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@