أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ بحث ما درباره شک و ظنون و شبهات بود امروز یک روایت دیگری از کتاب شریف غررالحکم درباره شبهات خدمتتان عرض میکنم جلد 2 صفحه 314 (إیّاکَ وَ الوُقُوعَ فی الشُّبَهات وَ وُلُوعَ بِالشَّهَوات فَإنَّهُما یَقتَداناکَ إلی الوُقُوعِ فی الحَرام وَ رُکوبِ کَثیرٍ مِنَ الآثام).@ همانطور که قبلاً عرض کردم کلمه(إیاک) یعنی مسأله شک و شبهه و تردید و تردد چیزهایی که در دل ما ایجاد میشود یک مسألهای هست که به دست خود انسان هست یعنی انسان گاهی وقتها کارهایی میکند که زمینه شک و شبهه را خودش در وجود خودش فراهم میکند.@ نطفه پذیرش و آمادگی تردید را خودش در خودش ایجاد میکند و در یک زمانی شک و تردید به او عرضه میشود و بعد میپذیرد در اثر این پذیرش آن فاجعهای که امیرالمؤمنین(ع) از آن تعبیر به(أعظَمُ الشَر) کردند.@ در روایتی که جلسه گذشته عرض کردم به سر انسان میاید یعنی یا حرکت کُند میشود یا متوقف میشود و حتی خدای نکرده ممکن است حرکت انسان یک حرکت قهقرایی بشود تمام آن چیزهایی که زحمت کشیده سالها تهیه کرده همه را از دست بدهد و به جای آنها دائماً نمره منفی بگیرد و سر از جاهای دیگر در بیاورد.@ برای همین زمینه را خود ما فراهم میکنیم که ضعیف میشویم با شبهات از کار میافتیم یا زمینه را خود ما فراهم میکنیم که روحمان اساساً شکاک و مریب و به تعبیر علی(ع) علیل بار میاید خدمتتان عرض کردم در روایتی که توضیح مفصل دادم فرمود(المُریب أبَدَاً عَلیلٌ) شخصی که شکاک هست این دائماً دلش مریض هست.@ یعنی حرکت سالمی ندارد، چرا کلمه علیل را به کار میبرد؟ برای اگر به نسبت توجه بکنید در حرکت به سمت یک تولد سالم توسط جنین در رحم مادر، جنینی سالم هست و میتواند سالم متولد بشود که این هرگز نسبت به شرائط زیستی دنیا و آیندهای که دارد و ابزار و لوازمی که باید تهیه بکند تردید نمیکند.@ اگر در حرکت جنینی تردید، توقف، کُندی سرعت صورت بگیرد قطعاً تولد سالم نیست در حرکت از دنیا به آخرت و ابدیت در رحم دنیا جنین روح ما که فرصت کمی دارد فرصت محدودی دارد برای اینکه خودش را با شرائط زیستی ابدیت تطبیق بدهد.@ اگر قرار باشد دائماً تردید بکند و سرعتش شُل بشود کُند بشود عقبگرد داشته باشد دیگر سر آن موعدی که قرار است به ابدیت متولد بشود آنطور که باید آمادگی انتقال و تولد را ندارد دیگر تولد تولد مبارکی نیست و علیل بودن یعنی همین، یعنی گرفتار و مریض به آنجا متولد میشود.@ حکم تولدهای بیمار را هم قبلاً گفتیم، گفتیم بسته به تعداد بیماری، نوع بیماری و شدت بیماری باید یک جنین رنج درمان تحمل کند بنابراین کسی که علیل از اینجا میرود این آن گرفتاریها را آنطرف دارد اما خوش به حال کسی که اصلاً توقف نمیکند یکسره سرعت میگیرد.@ جلسات گذشته عرض کردم آنچه که از ما خواسته شده این هست که در درجه اول مواظب باشیم که امروزمان بدتر از دیروزمان نباشد فرمود هر کس که امروزش بدتر از دیروزش هست این ملعون است ملعون یعنی دور.@ چون جنین وقتی که سرعت میگیرد و نزدیک میشود که امروزش بهتر باشد یعنی وقتی روزبهروز اندامزایی میکند این یعنی بهتر است دارد به شرائط زیستی دنیا نزدیک میشود ولی وقتی امروزش بدتر از دیروزش باشد در واقع دور شده عقبگرد کرده این حالت را ملعون بودن میگویند یعنی دور شدن.@ وقتی دو روز مساوی باشد(مَن ساوی یَوما فَهُو مَغمُون) کسی که دو روزش مساوی هست یعنی درجا زده، درست است عقبگرد نکرده اما درجا زده همچین کسی باخت کرده که دو روزش مساوی است چون از آنطرف یک حدی دارد که باید بلافاصله در یک زمانی خاصی خودش را برساند متولد بشود.@ در حالی که در دو روزش ثابت یکجا مانده یعنی یک روز کسر آورده یک روز را متوقف شده نباید توقف میکرد و دو روزش با هم مساوی شده پس ما نباید حرکت عقبگرد داشته باشیم و نباید درجا بزنیم بلکه باید حرکت داشته باشیم حرکتمان هم نباید کُند باشد بلکه حرکت باید(أسرِعَ إلَیک) حرکت باید تند باشد.@ (سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ) سرعت بگیرید یعنی انسان باید در مسابقه بین انسانها پنج شش میلیارد نفر جمعیت روی زمین هستند شما باید حواستان باشد که سوت پایان را هر لحظه ممکن است بزنند باید بدوی و عجله بکنی خودت را به شرائط زیستی حیات ابدی برسانی.@ آن چیزهایی که برای آنجا لازم هست تحصیل بکنیم آن چیز قلب سلیم هست لذا باید روی این قضیه سرمایهگذاری بکنیم و سرعت داشته باشیم نه اینکه برای حل یک بیماری شش ماه هفت ماه ده ماه یکسال چند سال علاف باشیم و بعد آخر هم معلوم نیست حل بشود یا حل نشود.@ درمانهای خوب و سریع و قطعی به دنبال اینها انسان باشد که تردید برندارد اذیتش نکند بعد فرمودند نه تنها سرعت داشته باشید بلکه سعی کنید که از دیگران سبقت بگیرید(سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ) (وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ) سبقت بگیرید فقط اهل سرعت نباشید که با سرعت بیایید بلکه سعی کنید از دیگران سبقت بگیرید.@ چون حدی که قرار است تو به آن برسی بینهایت است هر چقدر سرعت داشته باشی و هر چقدر سبقت بگیری باز در بینهایت جا دارد شما سرعت و سبقت بگیرید بدترین چیز برای کسی که میخواهد به این دستورات قرآن عمل کند این هست که خودش را با دیگران مقایسه بکند.@ یعنی به اطرافیانش نگاه بکند به دوستان به استادش به شاگردان نگاه کند این انسان را زمینگیر میکند مقایسه خیلی کار خطرناکی هست امام خیلی زیبا فرمود فرمود که از نظر معنوی همیشه به اولیاء الله نگاه کنید تا بفهمید چقدر کم آوردید و کم دارید مقایسه چیز بدی است.@ مثلاً من از رفیقهایم که پارسال با هم چکار میکردیم جلوتر هستم این خیلی بد است تازه معلوم هم نیست جلوتر باشد این خودش یک عجب است و خطرناک است کسی که میگوید من جلوتر هستم خودش یک عقبگرد بسیار اساسی هست بنابراین باید توجه کنیم که یکسره چشمتان به آن بالا باشد.@ (لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) رسول الله اسوه حسن شماست به او نگاه کنید چون قرار است با او همسایه باشید لذا حد یقف ندارد به هیچ وجه به هیچ حدی نباید انسان اکتفا بکند باید با سرعت جلو برویم و اهل سبقت باشیم.@ اگر قرار است انسان مبارزهای و رشدی هم بکند درجاتی کسب بکند اگر انسان شرافت و مقام و علوی پیدا بکند باید در این چیزها با دیگران مسابقه بگذارد یک مسابقه واقعی است در اینجاها جلو برود اما نفس این کار را نمیگذارد انسان بکند.@ طبیعتگرایی میاید انسان را به جای اینکه در مسابقه حقیقی شرکت بکند میبرد در یک مسابقه قلابی، یعنی میاندازد در طبیعتگرایی و مسابقه در طبیعتگرایی(أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ) تکاثر اینکه من باجناقم ماشینش اینطوری است باید خودم را به او برسانم برادرم الان خانهاش آنطوری است من باید خودم را به او برسانم.@ مثلاً پسر نصف من سن دارد الان ماشین آنطوری زیر پایش است من باید خودم را به او برسانم دیگران دارند میخورند بخوربخور است ما چرا عقب بمانیم و طبیعتگرایی با انسان این کار را میکند یعنی انسان را در جهنم به سرعت و سبقت وادار میکند.@ یعنی یکسره انسان را به سمت پایین میبرد همینطوری میبرد تا جایی که انسان گرفتار شود دیگر نمیتواند کاری بکند دیگر یکجایی میرسد که حضرت فرمود رد شدن یک شتر از سوراخ سوزن راحتتر از رد شدن یک ثروتمند به بهشت هست.@ یعنی وقتی انسان به سمت تکاثر و طبیعتگرایی میرود به یک جایی میرسد که دیگر امکان برگشت به راحتی برایش فراهم نیست به سختی هم برایش فراهم نیست در قرآن آیات زیادی داریم که میفرماید بعضیها به قدری در شرور سرعت و سبقت دارند که به یک جایی میرسند که خداوند برای همیشه به قلبشان مُهر میزند(خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ).@ باید انسان حواسش جمع باشد اگر انسان قرار است زرنگی بکند ثروتاندوزی بکند باید متوجه باشد که ابدیتی هم دارد آنجا خوراک، لباس، مسکن، غذا، همسر، دوست، همه اینها را احتیاج دارد و باید سبقت بگیرد در تحصیل آنها و ذخیرهسازی آنها.@ اینکه ما رغبت نداریم و بیشتر رغبتمان و وقت و انرژی و جوانی و استعدادمان صرف سرعت و سبقت در طبیعتگرایی میشود به خاطر این هست که حقیقتاً آنطرف را باور نکردیم بنابراین سرمایه را در اینطرف میگذاریم.@ شما نگاه کنید در شبهای ماه مبارک رمضان ما چه دعایی داریم بعد از دعای افتتاح در دعای هر شب ماه مبارک رمضان هست به خداوند تبارک و تعالی عرض میکنیم خیلی چیزها میخواهیم خواستههایش زیاد است وقتی کسی اهل سرعت و سبقت است تمناهایش زیاد است.@ (اَللّهُمَّ بِرَحمَتِکَ فی الصّالِحین فَأدخِلنا وَ فی عِلِّیین فَأرفَعنا) ما را بالا ببر یکسره تمنا و خواستن هست(وَ بِکَأسٍ مِن مَعینٍ مِن عَینٍ سَلسَبیلٍ فَاسقِنا وَ مِنَ الحُورِ العینِ بِرَحمَتِکَ فَزَوّجنا وَ مِنَ الوِلدانِ المُخَلَّدینَ کَاَنَّهُم لُؤلُؤٌ مَکنُونٌ فَاَخدِمنا وَ مِن ثِمارِ الجَنَّۀِ) گوشتهای پرندگان، لباسهای حریر و استبرق(فَاَلبِسنا وَ لَیلَۀَ القَدر) روزی ما کن لیلۀ القدر.@ (وَ حَجَّ بَیتِکَ الحَرامِ وَ قَتلاً فی سَبیلِکَ فَوَفِّق لَنا) این کسی هست که برای سرعت و سبقتش مواد زیادی را شناسایی کرده و همه را از خدا میخواهد بعد هم(برحمتک) میخواهد یعنی توجه به رحمت و فضل خدا دارد.@ خدایا قتل در راه خودت را نصیب من کن یکجایی میرسد که به خداوند عرض میکنیم(وَ تَجعَلَنی مِمَّن تَنتَصِرُ بِهِ لِدینِکَ وَ لا تَستَبدِل بی غَیری) خدایا من را از کسانی قرار بده که دینت را به وسیله او یاری میکنی(وَ لا تَستَبدِل بی غَیری) کسی را هم جای من مگذار این روحیه سرعت و سبقت میشود.@ خدایا نباشد یک موقعی من را از این شرافت خلع بکنی شرافت اینکه سرباز امام زمان(ع) باشم شرافت به اینکه عامل تو باشم شرافت اینکه جزء عُمال تو باشم شرافت اینکه جزء حزب تو باشم از من بگیری و کس دیگری را جای من بگذاری اینقدر بیلیاقت باشم که من را عزل بکنی و کس دیگری را جای من بگذاری(وَ لا تَستَبدِل بی غَیری) این خیلی مهم هست.@ بنابراین اینها دست خود ماست ما هستیم که اشتباهات، تصمیمگیریهایی در زندگیمان میکنیم که بعداً تردیدها میتواند در پنج سال بعد ما را یکجا زمین بزند اینطور نیست که تردید و شک و شبهه که شما فکر کنید الان دوره دوره بعدی شده از زمان امام به اینطرف مثلاً از جنگ به اینطرف چقدر بچه حزب اللهی بریده.@ اینکه بریده، بریدن اینطور نیست که امروز شبهه یا شیاطین در لباس مقدسات به بچه حزب اللهی عرضه بشوند بچه حزب اللهی قبول کند و ببرد خیر، این بچه حزب اللهی که میبُرد قطعاً خودش زمینه را چند سال قبل فراهم کرده.@ الان یک دشمنی که زود میتواند در لباس مقدس برود چهار تا حرف به ظاهر قشنگ بزند میتواند او را زمین بزند ما مسئول زمین خوردن خودمان هستیم ما گاهی وقتها میگوییم ما چه گناهی کردیم ما معمولاً مقدمات انحراف را خودمان فراهم میکنیم بعد در سرازیری میافتیم.@ ما در سرازیری راحت نمیتوان جلوی سرعت را گرفت همینطوری میرود بعد هم که پشیمان میشوی تا بخواهی از این سربالایی برگردی مثل اینکه بر خلاف جریان رود بخواهی شنا بکنی بعد میگویی خدایا چرا من اینقدر گرفتار شدم.@ تمام این گرفتاریها مقدماتش را خودمان فراهم میکنیم در مورد افکار هم همینطور است گاهی وقتها بعضی از رفقا میگویند ما در این خطها و وادیها نیستیم یکدفعه یک فکرهای خیلی بد و زشت و خرابی در ذهن ما میاید بله عزیز من تو الان در این وادیها و این خطها نیستی.@ ولی پنج سال قبل شش سال قبل که بیدقتی کردی یک جایی گاردت در ذهنت باز بوده مقدمه را پذیرفتی حالا که الان نمیخواهی اینطوری باشی اینها داخل آمده حالا باید بیرونشان بکنی زحمت دارد بیرون بکنی.@ درست است الان شما پسر خوبی هستی بچه خوبی شدی خانم خیلی خوبی شدی متدین هستی فکرهای سالم و خوب و پاک داری اما یادت رفته پنج سال پیش ده سال پیش پانزده سال پیش فضای ذهن را باز نگه داشتی آلودگیها و میکروبها آمد مقدماتش را فراهم کردی حالا دارد اذیتت میکند.@ حالا باز باید از خدا استمداد بکنی باید آنقدر تغذیهات را قوی بکنی که این میکروبها بیرون برود این زحمت دارد بنابراین اینطور نیست که شما فکر کنید مثلاً چه میشود بعد از پیغمبر همه یکدفعه به قول علی(ع) مرتد میشوند.@ چطور میشود که کمی میتوانند در غربال بمانند و از سوراخ غربال پایین نیفتند علی(ع) میفرماید شما را غربال میکنند همیشه انسان اینطوری هست اینکه انسان دانه درشت بشود و از سوراخ غربال نیفتد دست خودش است، اینها زمینهاش را چه موقع فراهم کردند؟@ ما روانشناسی اینها را مطالعه میکنیم زندگی اینها را میبینیم سیرهشان را مطالعه میکنیم دیدیم که خودشان زمینه را قبل از پیغمبر آماده کرده بودند بعد از پیغمبر ارتداد و انحراف صورت نمیگیرد اینطور نیست که شما وقتی در روایت داریم مؤمن آخرالزمان که میشود صبح از خانه بیرون میرود و شب کافر برمیگردد.@ مگر کشک است که صبح مؤمن از خانه بیرون برود و بعد از این همه سال غروب کافر برگردد یعنی اینقدر پیزوری و الکی هست مگر شوخی است یک نفر از اوج بهشت یکدفعه به ته جهنم بیاید، چرا اینطور میشود؟@ برای اینکه مؤمن با اینکه مؤمن هست زمینههای لازم و کافی را برای گرفتن کفر در یک زمان کوچکی برای خودش قبلاً فراهم کرده که وقتی طبیعت نهادینه شده با برنامهریزی و در شکلهای خیلی جذاب به او عرضه میشود قشنگ میتواند ایمانش را از او بگیرد و جایش کفر بگذارد.@ و الا اینطور نیست شما الان کلی کار دارید از زمان امام، کلی بچههای 57 دارید با همان روحیهها، کلی بچه بسیجی دارید که با همان روحیه زمان جنگ الان آماده کار هستند مقام معظم رهبری دستور بدهد کمااینکه نمونههایش را دیدیم در جریان کوی دانشگاه و در جریانهای دیگر دیدیم که بچه بسیجیها چطوری حضور دارند.@ آنها چرا اینطوری نشدند؟ آنها چرا فتنههای زمان روی آنها اثر نگذاشت؟ چرا شیطنتهایی که در لباس مقدسات عرضه شد آن هم در برابر ولایت آنها را نتوانست فریب بدهد چرا قرآن سر نیزه کردنها چرا نمازشب خواندنها پیشانی کَوَرهبستهها، نمازشبخوانها نتوانستند اینها را از مسیر منحرف کنند.@ این همه خوارج داریم چرا نتوانستند اینها را از گود به در کنند؟ چرا سفت پای کار ایستادند؟ برای اینکه این زمینه را از اول فراهم کرده محکم خودش را همان موقع بسته درست هم عمل کرده برای همین هم هر چقدر زمان جلو برود هر چقدر فتنه زیادتر بشود این نه دست از ولایتش برمیدارد نه از اصولش برمیدارد همانطور محکم میایستد.@ هر چقدر هم به زمان امام زمان(ع) نزدیک بشویم و هر چقدر فتنهها زیاد بشود این صبح مؤمن بیرون میرود شب هم مؤمنتر برمیگردد هیچ آسیبی نمیبیند چون خودش زمینهای فراهم نکرده که آسیبی ببیند جایی باج نداده حواسش بوده که جایی گاردش باز نباشد.@ اینکه شما یکدفعه میبینید یک نفری که مثلاً اطراف امام است یار امام است یکدفعه سر از جای دیگر در میاورد برای اینکه همان موقع هم که یار امام بوده گاردش را یک موقعهایی باز گذاشته و الان یکدفعه زمینه فراهم نبوده بعد فراهم میشود.@ ما در مورد شیطان هم همین را داریم(أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ) نمیگوید کافر شد، میگوید کافر بود، متأسفانه ترجمههای ضعیف قرآن چون توجه ندارند به این مسائل حساس و ظریف مینویسند استکبار کرد و کافر شد در حالی که میفرماید شیطان کافر بود کفر داشت و کفرش را پنهان میکرد.@ این کفر چون آدمی نبود سجدهای نبود روشن نبود قاطی فرشتهها کار خودش را میکرد در امتحان که رسید معلوم شد همه اینها توخالی بوده معلوم شد کفر نهانی بوده و یکدفعه ظاهر میشود یک آدم را خدا جلویش میگذارد میگوید حالا سجده کن و او نمیتواند سجده بکند.@ ما خیلی داشتیم زمان امام قربان صدقه امام میرفتند ما اصل ولایت فقیه اصل اساسی زندگی ماست همه باید فدای ولایت بشویم نگه داشته بودیم ضعف درونی و کفر حقیقی و مسأله و مبانی ولایت فقیه در آنها بود با امام راه میامدند ولی خودشان اعتقادی به ولایت فقیه نداشتند.@ بلکه شخصیت قوی امام اینها را مطیع بار آورده بود و باعث میشد که عرض اندام نتوانند بکنند و الا هیچ اعتقادی به مبانی ولایت فقیه به صورت جدی نداشتند تمام که شد امام از دنیا رفت ولی فقیه جلو آمد، حالا سجده کنید(أَبى وَ اسْتَكْبَرَ) اما این تکبر اینطوری نیست که این یک روزه کافر شد این زمینههای حسادت، عقده و خیلی چیزهای دیگر در زمانش بود.@ اما چون فاصله او با امام خیلی زیاد بود قدرت عرض اندام نداشتند حالا الان یکدفعه یکی از شاگردان امام ولی فقیه شده میبینی این نمیتواند تحمل کند اجتهادش، سابقه انقلابیاش، ادعایی که دارد نمیگذارد میبینی که راحتش نمیگذارد.@ شیطان هم اینطوری بود ولی زمینه از قبل فراهم بوده(وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ) این است که انسان باید دائماً ضجه بزند و گریه بکند که خدایا ما را در امتحان(وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ) خدایا ما چیزهایی که طاقتش را نداریم جلوی راهمان نگذار.@ انسان یک موقعهایی به جایی میرسد که با همه ادعا و دَبدَبه و کَبکَبه میبینی که سقوط میکند ما نمونههایش را در انقلاب و تاریخ اسلام کم نداشتیم اینجا نقش این معلوم میشود که حضرت علی در کنار دستوری که در پرهیز از شبهه میدهد یک دستور دیگری هم میدهد پرهیز از شهوترانی، پرهیز از افتادن به هوسبازی.@ میفرماید این دو با هم زمینه را فراهم میکنند برای سقوط انسانها، همه کسانی که تردیدپذیرند به راحتی تردیدپذیرند به راحتی شک میپذیرند ذهنشان شکپرور و تردیدپرور هست کسانی هستند که جاهایی گاردشان و حریمشان باز بوده و به هوسبازیها و هوسرانیهایی افتادند حالا الان وقتی موقع امتحان هست نمیتواند زیرش میزند و نمیتواند بار را تحمل کند.@ لذا مسأله شک و تردید صرفاً یک مسأله علمی نیست یک کسی بگوید اطلاعات داشتن ما باید معرفت کسب کنیم مطالعه کنیم استاد ببینیم کلاس برویم بله همه اینها درست است اینها میتواند تا حدود بسیار زیادی شک را از حریم عقل ما دور کند اما برای دور شدن شک از حریم دل غیر از دور شدن شک از حریم عقل هست.@ ما باید کار دیگری بکنیم ما باید زحمت دیگری بکشیم این هست که تن به هوسبازی و هوسرانی ندهیم واقعاً به فکر خودسازی باشیم واقعاً این مهار نفس را در دستمان نگه داریم باید شجاعت برخورد با او را داشته باشیم حتی اگر از او شکست بخوریم.@ این خیلی خوب است آدم حتی اگر جلوی شیطان برود بایستد بگوید نمیخواهم کولی بدهم او هم بزند آدم را خورد بکند بزند در سر و گوش آدم بزند و از همه جای آدم خون راه بیفتد این میارزد تا اینکه بگویی ما مخلص هستیم بیا سوار شو هر جا بگویی ما میرویم.@ قبلاً صحبت کردم در منزل آقای رستمی سال گذشته عرض کردم که فطرتمدارها باید روحیه خون دادن داشته باشند روحیه گردنکشی روحیه سرکشی روحیه مقاومت روحیه خون دادن، بایستند سیلیشان را بخورند مطمئن باشیم یک سیلی خوردن یک قطره خون خیلی از طبیعتگرایی را میتواند نابود بکند.@ هیچ چیز به اندازه شکسته شدن حریم طبیعتگرایی مؤثر در نابودی طبیعتگرایی نیست این شجاعت و قدرت میخواهد تا وقتی زن ما معلوم هست کاری نمیتواند بکند یک زن ضعیف بچهاش را برمیدارد میرود جلوی گلوله ارتشی میایستد میگوید یا مرگ یا خمینی این خیلی کار میکند ما فکر میکنیم میگوییم او را میکشند به او تیر میزنند، به این راحتی نیست.@ ما فکر میکنیم انتفاضه فلسطین یعنی مثلاً اینها چه آدمهایی هستند اینها سنگ برمیدارند میروند جلوی گلوله میایستند آنها هم میزنند اینها را میکشند، به این راحتی نیست اگر کسی حریم طبیعتگرایی را توانست بشکند و جلویش بایستد خوردش بکند یواش یواش به نابودیاش هم منجر میشود.@ امام فرمود همین مرگ بر آمریکا برای آمریکا مرگ میاورد اول جگرش را داشته باش بگو مرگ بر آمریکا و نترس، اول جگرش را داشته باش پرچمش را زیر پا بگذار جلویش بایست شوخی هم نیست میکشند خون هم ریخته میشود ولی مطمئن باش در نهایت به پیروزی فطرتمدارها منجر خواهد شد.@ تو شجاعت این را داشته باش که به نفس نه بگویی جلویش سفت بایستی چهارتا سیلی هم ممکن است در گوش بزند دفعه بعد باز همینطور، عیبی ندارد ناامید نشویم از اینکه زمین خوردیم مثلاً در مبارزه با نفس این گناه از من سر زد چه گناهی، مواظب باش شیطان آنقدر این گناه را برایت بزرگ نکند که بعد جرأت ادامه مبارزه را نداشته باشی.@ بگو استغفار میکنم دوباره به حول و قوه الهی ادامه میدهم بنابراین این دو را حضرت در کنار هم ذکر میکند(إیّاکَ وَ الوُقُوعَ فی الشُّبَهات) بپرهیز از اینکه خودت را در شبهات بیاندازی(وَ وُلُوعَ بِالشَّهَوات) ولع یعنی حرص شدید(فَإنَّهُما یَقتَداناکَ إلی الوُقُوعِ فی الحَرام) این دوتا مقتدا و امام تو میشوند تا تو را به اینکه در محرمات بیفتی.@ (وَ رُکوبِ کَثیرٍ مِنَ الآثام) و همین دوتا یکی تردیدها و شکها و یکی ولوع در شهوات باعث میشود که به بسیاری از گناهان مرتکب و آلوده بشوی پس زمینه دوری از شبهات و یقینی که ما دائماً در خودمان باید زمینه را فراهم بکنیم.@ آخرین روایت که درباره بحث شک میخوانم از هفته بعد انشاء الله چون داریم به شبهای قدر نزدیک میشویم یک مقدار از دعاهایی که در این شبها وارد شده را در مورد همین موضوع انشاء الله ادامه میدهیم.@ امروز پنجشنبه بود دعای خیلی خوبی داریم دوتا مناجات از مناجات خمس عشر مال پنجشنبه هست و امشب مناجات زاهدین داریم که یکی از دعاها دعای معتصمین است شما میدانید فقرات خیلی زیبایی دارد در مورد اینکه خدایا ما را از شک و تردید نگهدار کمک کن ما در این وادی نیفتیم.@ (نَزِّهُوا أدیانَکُم عَنِ الشُّبَهات) دینتان را از شبهات پاک کنید ما افتخارات بزرگ اهل بیت(ع) بعداً در همین کتاب عترت در قرآن که به زودی از زیر چاپ در میاید میبینید که اهل بیت به عنوان افتخارات خودشان میگوید که این هست که ما هیچ وقت شک در دلمان راه پیدا نکرده همیشه روشن جلو رفتیم یک افتخار است.@ ولی طبیعتگرایی برای اینکه بتواند سر شما را شیره بمالد میگوید نه تو زمانی آدم فهمیده و آگاه و علمی و معقول و منطقی هستی که تعداد شکهایت بیشتر بشود هر چیزی را چشم بسته قبول نکنی به همین اسم هم به ما قالب میکنند.@ جزماندیش نباشی دُگم نباشی بد است هر چیز باید در بوته بررسی و تحلیل قرار بگیرد معصوم هم که آدم نباید دربست قبول بکند در روزنامه دوم خردادی خواندیم که معصوم هم باید تحلیل بشود و در موردش بحث بشود قرآن باید اینطوری بشود، ته قضیه چه میماند.@ دیگر وقتی قرار است من معصوم را زیر سؤال ببرم قرآن برایم زیر سؤال برود پیغمبر برایم زیر سؤال برود من چه موقع میتوانم حرکت کنم با شدت و سرعت، بحث سرعت و سبقتی که قرآن میگوید چه معنایی دارد وقتی من به خدا میگویم صبر کن تو اول ماهیتت برای من معلوم شود ببینم میارزد طرف تو بیایم یا نه؟@ به اهل بیت گفتم که نه نعوذ بالله من همچین افتخاری نمیدهم که شما را دوست داشته باشم و بخواهم مطیع شما باشم باید اول تحلیل و نقد بکنیم، دیگر چه اتفاقی میافتد این همان فاجعه توقف و عقبگرد است(نَزِّهُوا أدیانَکُم عَنِ الشُّبَهات) دینتان را از شبهات پاک کنید.@ هنر مردان خدا این هست که هیچ وقت شک نکنند تردید نکنند به سواد ربطی ندارد به روشنضمیری به گناه نکردن به مرض نداشتن به دوری از عجب و تکبر مربوط هست شما نگاه کنید مردم ایران چقدر خوشیقین هستند.@ یکی از برجستگیهایی که در مردم ایران هست و باعث شد خداوند فقط به این مردم انقلاب اسلامی را هدیه کند نه به هیچ قوم دیگری و این قوم را انتخاب بکند برای مقدمهسازی ظهور امام زمان(ع)، این حدیث را اهل سنت نقل میکنند در کنزالعمال هست از نبی اکرم(ص) (یَخرُجُ النّاسُ مِنَ المَشرِق فَیُوَطِئُونَ لِلمَهدی سُلطانَه).@ مردمی از شرق خارج میشوند و زمینه سلطنت مهدی(ع) را فراهم میکنند در مورد ایرانیها پیغمبر فرمود(أعظَمُ النّاس یَقینَاً أهلُ فارس) بالاترین مردم از نظر یقین ایرانیها هستند در جنگی که اعراب با ایرانیها داشتند صدر اسلام که عمر حمله کرده بود.@ امیرالمؤمنین(ع) فرمود(تَضرِبُوهُم عَلی تَنزیلِه وَ لا تَنقَضِی الدُّنیا حَتّی یَضرِبُوکُم عَلی تَأویلِه) شما امروز بر سر ایرانیها شمشیر میزنید که به خاطر تنزیل و نزول قرآن، و دنیا به پایان نمیرسد که همینها شمشیر میزنند در سر شما برای تأویل قرآن، که شما را به دینتان برگردانند.@ اینکه در مورد ایرانیها آیه میاید(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ) استحکام را میرساند این استحکام به خاطر یقین هست ببینید چه تعابیری راجع به مردم ایران آیه شریفه دارد که پیغمبر فرمود این آیه در شأن سلمان و خاندان و همکیشان و هممیهنان او هستند.@ میفرماید که(فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ) خداوند در آینده دور کسانی را خواهد آورد که خدا دوستشان دارد خیلی مژده بزرگی است(وَ يُحِبُّونَهُ) و آنها هم خدا را دوست دارند(أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ) در مقابل مؤمنین متواضع هستند(أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ) در مقابل کفار سخت و محکم هستند.@ (يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ) در راه خدا میجنگند(وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ) از ملامت هیچ ملامتکنندهای هم نمیترسند این یقین است که اینقدر استحکام میدهد این را که ما در میان چند میلیون بچه بسیجی زندگی کردیم و جنگشان را دیدیم میتوانیم بفهمیم یعنی چی، اینطوری بودند یا نبودند؟ یک لحظه در خودشان تردید کردند؟@ جایی که پدر و پسر دعوا داشتند که کدامشان زودتر خودش را در میدان مین بیاندازند این چقدر یقین میخواهد. اکبر رمضانی در تخریب لشکر وقتی در میدان مین میرود و منفجر میشود چقدر یقین میخواهد که در میدان مین دائماً بگوید حسین جان تا کنار میدان بیاورند و به شهادت برسد این فکر هیچ جا نیست جز سرورش.@ این یقین است این هست که کار میکند بقیه هیچ کدام کار نمیکند ما به میزان یقینمان نانخور هستیم ما به میزان یقینمان کسب فیض و رحمت و فضل خداوند تبارک و تعالی میکنیم برای همین این همه اصرار داریم در ادعیه ائمه به ما تعلیم دادند که شما همیشه بالاترین درجات یقین را بخواهید.@ (وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ) از ملامت هیچ ملامتکنندهای هم نمیترسند نه تمسخرهای دیگران نه تحقیر دیگران نه اَنگهایی که به آنها میزنند دیدیم در این سالهای اخیر چقدر بسیجیها و بچه حزب اللهیها را اَنگ زدند چقدر راحت هشت سال دفاع مقدس را زیر سؤال بردند.@ خاک بر سر آنهایی که خودشان هم باورشان شد عقبنشینی کردند ولی خیلیها هستند سفت پای کار ایستادند هنوز از اینکه چفیه گردنشان بیاندازند خجالت نمیکشند از اینکه لباس بسیجی بپوشند خجالت نمیکشند از اینکه بروند در پایگاهها پست بدهند.@ خجالت نمیکشند از اینکه عکس شهدا را با خودشان حمل کنند و به اینطرف و آنطرف ببرند و آثار و لوازم فرهنگی جبههای و معنوی را فروش کنند خجالت نمیکشند اینها خیلی خوب است از اینکه صریح بگویند بسیجی هستیم پای کار هستیم.@ (ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ) این فضل خداست که مقدس است و هر کس بخواهد این همه روایت ما در مورد ایرانیها داریم غیر از این آیات دیگری هم هست چون حضرت فرمود(أعظم الناس یقیناً) بالاترین مردم از نظر یقین هستند در کارشان تردید نمیکنند.@ فرمود سلام من را به برادرانم برسانید سلام بر تو ای رسول خدا، گفتن آقا مگر ما برادران شما نیستیم؟ فرمود شما اصحاب من هستید برادران من کسانی هستند که نه من را میبینند و نه هیچ یک از اوصیاء من را میبینند ولی به نوشته سیاه روی کاغذ سفید ایمان دارند و بعد چقدر اظهار دلتنگی میکند حضرت برای ملاقات برادرانش، لیلی از مجنون بسی مجنونتر است.@ شما فکر کنید بچههایی که شیفته بودند که خدمت رسول خدا بروند با شهادتشان، رسول خدا چقدر منتظر اینها بوده که دانه دانه این بچه بسیجیها را بغل کند و به آنها بخندد و آنها را ببوسد به آنها احسنت بگوید در ورای 1400 سال فاصله، ارزش یقین را میرساند این یک اصل هست که انسان تردید نکند.@ هر جا شک و تردید سراغمان آمد کُندمان کرد پنچرمان کرد سرعتمان را کم کرد بدانیم که باید استغفار کرد بدانیم که یک جای قضیه میلَنگد یکجایی ما یک غلطی کردیم یک گناهی کردیم که الان با یک شبهه حرکتمان به سمت خدا متوقف است.@ دیگر آن نماز را نمیتوانیم بخوانیم دیگر آن مناجات را نداریم دیگر حرم را نمیتوانیم برویم دیگر آن اشک را نداریم متوقف میشویم عشق تبدیل به تردید میشود معشوق زیر سؤال میرود معشوقی که زیر سؤال برود دیگر معشوق نیست آنقدر در آدمهایی که بیسواد و درس نخوان هستند.@ داریم کسانی که یک روز شک نکردند آنقدر رابطههای روان و شیرین و دوستانه با صمیمیت با اهل بیت(ع) دارند که نگو. جلد 6 صفحه 174 (نَزِّهُوا أدیانَکُم عَنِ الشُّبَهات وَ صُونُوا أنفُسَکُم عَن مَواقِعِ الرَّیبِ مُوبِقات) صونوا یعنی همهاش اختیاری است یعنی خودتان را نگهدارید از مواقع بدبختکننده و هلاککننده ریب، تردید، خودتان را نگه دارید در اینجاها نیفتید.@ خدایا به حق محمد و آل محمد به ما یقینی عطا بفرما که هیچ وقت برای یک لحظه سرد و سست نشویم خدایا پردههای شک و غفلت و تردید را برای همیشه از قلبهای ما بردار خدایا ما را جزء سارعین و سابقین قرار بده.@
جلسه 008 - علم و یقین
متن کامل (خام) جلسه 008 - علم و یقین