جلسه 004 - عزادار حقیقی (۱۳۹۶)
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
7
روز
2
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - عزادار حقیقی (۱۳۹۶)

عزادار حقیقی؛ جلسه چهارم 02/07/1396

سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیه شده در مؤسسه منتظران منجی شماره تماس 5ـ 55972450 وبگاه اینترنتی @www.montazer.ir

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

جلسه گذشته بحثمان درباره انسان‌شناسی در قرآن به آیه 24 سوره مبارکه توبه رسید که عرض کردیم خداوند تبارک و تعالی انسانها را براساس محبوبهایشان درجه‌بندی می‌کند و از نظر حق تعالی قیمت هر انسانی محبوبهای او، آرمانهای او، معشوقهای اوست.@در این آیه هشت معشوق حیوانی و جمادی را ذکر کردند که پدران و پسران و برادران و همسران و عشیره و اموال و شغل و تجارت و خانه‌ها بود، در مقابل سه معشوق انسانی، الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا.@و فرمودند که اگر آن هشت تا نزد شما محبوبتر از این سه تا هست «فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللهُ بِأَمْرِهِ وَ اللهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ» منتظر عذاب الهی باشید، تهدید تهدید سختی هست، یعنی یک کسی که مهندسی عشق در دلش نکرده باشد، دائماً در زندگی دنیاییش و آخرتیش نکبت و گرفتاری سراغش می‌آید، این امرهِ خیلی سخت هست.@بعد می‌فرماید «وَ اللهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ» خداوند فاسقین را هدایت نمی‌کند، کلمه فاسق زمانی برای کسی یا چیزی به کار برده می‌شود که حالت طبیعی خودش را از دست بدهد، مثلاً شما گوسفندی را در نظر بگیرید که گوشتخوار باشد به جای سبزی خوردن، یا انسان موقعی که زکام می‌گیرد، می‌بینید از بوی غذا، بوی گُل، بوی عطر متنفر است بدش می‌آید، این حالت انحراف مزاج را فسق می‌گویند.@می‌گویند این مزاجش مزاج طبیعی نیست، هر چیزی که آن طبیعتش را از دست بدهد انحراف پیدا بکند از وضعیت طبیعیش یعنی در واژه عرب به آن کلمه فسق را اطلاق می‌کنند، حالا می‌خواهیم راجع به این فسق در انسان صحبت بکنیم که چرا اگر کسی معشوق اصلیش الله، اهل بیت و جهاد نباشند فاسق هست و غیر طبیعی است.@در مورد خلقت انسان خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم دو منشأ را ذکر می‌کند، یک منشأ، منشأ آب و خاک و گِل و نطفه است، که این مربوط به جنبه زمینی انسان و جنبه مادی انسان هست، اما در مورد حقیقت انسان، آن حقیقت برتر انسان که فرشته‌ها مأمور به سجده بر او بودند فرمود «نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي» از روح خودم در انسان دمیدم.@این کلمه روحی نهایت قرب و شدت و نزدیکی به حق تعالی را می‌آورد، روح خودم، روح نزدیک‌ترین موجود، شبیه‌ترین موجود به خداوند تبارک و تعالی است که در قرآن کریم از آن تعبیر می‌کنند به مَثَل اعلی یعنی عالیترین نمونه از خدا، و این به این معنا هست که خداوند در اولین جلوه خودش موجودی را خلق کرده که هیچ فرقی با خودش ندارد، جز یک فرق و آن این هست که خدا خالق هست و او مخلوق است.@ولی از نظر کمالات و اسماء و صفات حق تعالی خدا همه اسماء و صفات و کمالات خودش را به او هم داده، یعنی او قائم به حق تعالی هست، وابسته به حق تعالی است، اما به اذن الله خلیفة الله است یعنی جانشین خداست، می‌تواند مثل خدا همه کارهایی که خدا می‌کند را انجام بدهد.@این موجود اسمهای مختلفی دارد روح به او می‌گویند چون حیات ماسوی الله غیر از خدا، حیات تمام مخلوقات الهی و جلوه‌های الهی از این موجود هست، اسم دیگری دارد به آن عقل می‌گویند «أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَهُ الْعَقْلُ» پیامبر فرمود اولین چیزی که خدا خلق کرد عقل است.@برای چی به آن عقل می‌گویند، چون تدبیر ماسوی الله هم با این موجود است، اداره ماسوی الله را هم خدا با این موجود انجام می‌دهد، اسم دیگری دارد به آن نور محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌گویند که پیامبر فرمود «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ نُورِي» اولین چیزی که خدا خلق کرد نور من است.@پس این کلمات «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ» شما را به اشتباه نیندازد که می‌گوید «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ نُورِي، أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَهُ الْعَقْلُ، أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَهُ الْقَلَم، أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَهُ الْلُوح، أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَهُ الْدُّرةٌ بَیضاء» همه اینها یک چیز هستند اما از نسبتهای مختلف به آنها نگاه می‌شود، چون تدبیر همه مخلوقات با این موجود هست به آن عقل می‌گویند، چون حیات همه موجودات الهی از این موجود گرفته می‌شود به آن روح می‌گویند.@این موجود که به آن مَثَل اعلی می‌گویند یا همان نور محمد آل محمد (علیهم السّلام) این موجود شبیه‌ترین موجود به خداوند و نزدیکترین موجود به خداوند هست، برای همین پیامبر فرمود «كُنْتُ نَبِيًّا وَآدَمُ بَيْنَ الْمَاءِ وَالطِّينِ» من پیغمبر بودم در حالی که آدم را داشتند گِلش را درست می‌کردند.@یعنی وجود مقدس انوار طیبه، انوار اهل بیت (علیهم السّلام) یک وجودی هست که اولین مخلوق خداست قبل از هر مخلوق دیگری، سیدالشهدا (علیه السّلام) فرمود وقتی خداوند از نور ما فرشتگان را خلق کرد فرشته‌ها اولین کسی را که دیدند ما بودیم.@و چون فکر کردند ما خالق آنها هستیم به ما سجده می‌کردند، و ما برای اینکه آنها این اشتباه را نکنند تسبیح خدا را کردیم و آنها از ما تسبیح را یاد گرفتند، فهمیدند ما خودمان مخلوق خدا هستیم، فرشته‌ها از ما تحمید و تسبیح و تحلیل را یاد گرفتند.@انسان همه کسانی که روی زمین هستند از این نور آفریده شدند، یعنی ذات همه انسانها، درون همه انسانها، چهره حقیقی همه انسانها، همین چهره نور محمد و آل محمد (علیهم السّلام) هست.@برای همین شما شب اول که عرض کردم اربعین امسال شما دید 84 کشور سال گذشته آمدند گفتیم مسیحیان، یهودیان، هندوها هم می‌آیند غیر از شیعه و اهل سنّت، حالا شیعه و سنّی توجیه شرعی دارند می‌آیند.@اما شما به یک یهودی بگویید برای چی می‌آیید، یا به یک مسیحی بگویید، یا به یک هندو بگویید برای چی، مثلاً عاشق امام حسین هستی، یعنی پیروان یک دین دیگر عاشق رهبر یک دین دیگر هست، توجیهی شما ندارید برایش بگویید که چرا اینطوری هست، ولی با انسان‌شناسی این توجیه پیدا می‌کند.@چرا اینها می‌آیند دور محور انسان کامل می‌گردند، چون انسان کامل حقیقت خودشان است، اینها یک نسبت فرزندی و پدری دارند و روح انسان به اصل خودش می‌کشد، به جایگاه خودش می‌کشاند، لذا حتی کسانی که دین و شریعت ندارند باز عاشق امام حسین می‌شوند، باز عاشق اهل بیت می‌شوند چون انسان کامل است حقیقت و اصل و ریشه خودش هست به آنجا می‌کشاند.@بنابراین همه این را دارند، این به چه معناست، اصطلاحاً به آن قوس نزول می‌گویند، در نظام خلقت از الله که بیاییم تا ماده قوس نزول هستی، از نور محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و آل طیبینش، از او بقیه موجودات خلق شدند عالم جبروت، عالم ملکوت، عالم ناسوت تا دنیا آمده.@این نور می‌آید هر زن و مردی که ازدواج می‌کنند و یک تخمک و اسپرمی را به اشتراک می‌گذارند، این نور خواه ناخواه به آن تعلق می‌گیرد یعنی به وضعیتی می‌رسد که خودبه‌خود این نور به این نطفه تعلق می‌گیرد و همه نطفه‌ها با این نور به دنیا می‌آیند.@اما مسئله بازگشت است علی (علیه السّلام) فرمود خدا رحمت هر کس را که خودش را در سه مرحله بشناسد، یعنی اگر کسی واقعاً می‌خواهد هم در دنیا و هم در آخرت مورد رحمت ویژه خدا باشد، باید بفهمد از کجا آمده «رَحِمَ اللهُ اِمْرَاً عَلِمَ مِن أینَ وَفی أینَ وَ إلی أینَ» خدا رحمت بکند کسی را که بداند از کجا آمده کجا هست و به کجا می‌رود.@معمولاً در مورد از کجا آمدیم کسی به ما خیلی حرفی نمی‌زند الان من خیلی شفاف و واضح به شما می‌گویم که ما از کجا آمدیم ما همه از نور اهل بیت خلق شدیم جایگاهمان هم آنجا بوده قبل از فرشته‌ها، نزدیکترین موجود به خدا و شبیه‌ترین موجود به خدا.@چون اصل ما این نور بوده ما به طور طبیعی در دنیا نمی‌توانیم با فرهنگ زمین کنار بیاییم چون قبلاً آن زندگی را تجربه کردیم، یعنی زندگی نزدیکترین به خدا بودن و شبیه‌ترین موجود به خدا بودن، حالا اینکه الان روی زمین هستیم هیچ انسانی نمی‌تواند با فرهنگ زمین کنار بیاید، حتی شما یک آدم سراغ ندارید در زمین به رضایت رسیده باشد، زمین را دوست ندارد.@شما یک نفر را سراغ دارید بگوید من از زمین راضی هستم، هر چه دارد بالاترش را می‌خواهد، ناراضی است، چون قبلاً همه‌اش را داشته و تجربه کرده، زیبایی هر چه به او می‌دهی کافی نیست، دائم حرص می‌زند، تجملات بیشتر پول به او می‌دهی، قدرت به او می‌دهی، لذت به او می‌دهی، عمر می‌کند اما حریص است.@قدیمیها که سه چهار هزار سال عمر می‌کردند، وقتی که عزرائیل می‌خواست جانشان را بگیرد ناراحت بودند می‌گفتند ما عمری نکردیم چرا آمدی سراغ ما، ناراحت بودند، او به آنها می‌گوید اگر شما آخرالزمان بودید چکار می‌کردید به آن خوبهایشان، آخرالزمانیها 50 ـ 60 سال عمر می‌کنند، 100 سال، گفتند اگر ما آن موقع باشیم آن 100 سال را با یک سجده تمامش می‌کردیم.@ولی ما همین 50 ـ 60 سال را خرابش می‌کنیم، همین مقدار کم را هم ضایع می‌کنیم می‌رود، انسان عمر نامحدود دوست دارد، یعنی دوست ندارد محدود باشد، چون جنسش نامحدود است، برای همین هیچ انسانی با فرهنگ زمین کنار نمی‌آید، شما این ستمگران، شاهان، سلاطین نگاه کنید، تا هر کس از اولیاء خدا هیچ کس با زمین کنار نمی‌آید همه بالاتر را می‌خواهند.@دختر راک‌فلر که ثروتمندترین مرد زمان خودش بود، این می‌گفت من تمام لذات روی زمین را بردم همه چیز را تجربه کردم و هیچ وقت احساس خوشبختی نکردم، و خودم را می‌کشم شاید ورای مرگ یک چیزی باشد من را آرام بکند آخر هم بعد از چند ماه خودکشی کرد.@شما رابرت ویلیامز را می‌شناسید، فیلمهایش را تلویزیون همه دیدید، فیلمهای معروفی دارد، فیلمهایی که این آدم نقش یک آدم بسیار مثبت، هادی، مربی، به دیگران آرامش می‌دهد، اینترنت هم که بزنید رابرت ویلیامز خانه‌اش را ببینید یک قصر است.@یک هنرپیشه‌ای که در اوج محبوبیت، شهرت، ثروت، در اثر افسردگی خودکشی کرد و خودش را کشت، شما یک هنرپیشه الان دارید همه شما هم او را می‌شناسید، جیم کری، فیلمهایش را همه دیدید، مثل ماسک و چیزهای دیگر، که فیلمهای کمدی زیادی هم دارد، همه مردم را در آمریکا می‌خنداند ولی الان دفعه چندم است در اثر افسردگی خودکشی کرده فعلاً جلویش را گرفتند.@مردم دنیا را می‌خنداند ولی افسردگی دارد، چون اینطور چیزها هیچ وقت قلب بی‌نهایت‌طلب انسان را آرام نمی‌کند، لذا از اول خوش به حال، همانطور که پیغمبر فرمود «كُلُّ أحَدٍ يَموتُ عَطْشانَ إلاّ ذاكِرَ الله» همه آدمها ناکام و تشنه از دنیا می‌روند، مگر کسی که از اول جانش خودش را با الله سیراب بکند.@اگر کسی به الله رسید «أَلا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» این آیه را همه تقلیدی قبولش داریم من می‌خواهم تخصصی آن را بفهمید چون فقط جنس ما از اوست ما با اصل خودمان آرامش پیدا می‌کنیم «أَلا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» یعنی با چیز دیگری تو آرامش پیدا نمی‌کنی چون جنس اینطوری است، جنس الهی داری جز با بی‌نهایت به آرامش نمی‌رسی.@حالا حرص و جوش بزن برو پول بیشتری در بیاور، برو محبوبیتهای بدنی و هیکل و اندام و غذا، نمی‌شود، برو رئیس‌جمهور بشو، برو وزیر بشو، برو نماینده مجلس بشو، حرص بزن برای موقعیتهای دنیایی، آرام نمی‌شوی، دکتر و مهندس و پرفسور بشو فایده‌ای ندارد.@فقط با اصل و ریشه خودت، جنست این است، ما بالاترین جنسمان بعد از جنس انسانیمان جنبه فرشته‌ایمان هست، شما برو سراغ علم و دانش آرام نمی‌شوی، شما باید با جنس خودت غذای خودت را بخوری، غذای تو یاد معشوقت هست با آن آرامش پیدا می‌کنی.@پس جنس ما چیست؟ جنس ما صورت اصلی ما، حقیقت ما محمد و آل محمد هستند برای همین آدم می‌نشیند مجلس امام حسین، مجلس اهل بیت آرامش می‌گیرد به نشاط می‌رسد، در بحثهایی که ما صد ساعت بحث داریم دوره غم، در آنجا ده نوع غم داریم که غمهای شادی‌آور است، یعنی این غم غمی است که تو وقتی سراغش می‌روی دلت شاد می‌شود یکی از آن غمها غم اهل بیت است.@شما الان می‌نشینید گریه می‌کنید خوشحال می‌شوید یا ناراحت می‌شوید؟ گریه‌تان می‌گیرد اضطراب می‌گیرید یا آرامش می‌گیرید؟ چون غمش از جنس بی‌نهایت است، از جنس خودت است، این چهار تا غم آدم را افسرده می‌کند، باید روانپزشک برود دارو بخورد مشکلات دارد.@فقط این غم هست که هر چه زیادتر می‌شود شخص قویتر، با نشاط‌تر، شخصیتش محکمتر هست، امام حسین چرا هر چه بلا می‌بیند خوشحالتر است؟ نوع جنس مصیبت امام مصیبت عاشقانه است، مصیبت به این بخش نیست، مصیبت امام حسین به بخش‌های پایینی هست اما بخش اصلیش قوی می‌شود.@چرا زینب کبری می‌گوید ما رأیت الا جمیلا؟ چون بیشترین هدیه را از این بخش تقدیم به بخش اصلی خودش می‌کند، چه کسی دارد جمیل بودن را دریافت می‌کند؟ ما رأیت را یعنی من، این ضمیر من به بخش انسانی حضرت زینب برمی‌گردد.@پس شما هر چه هدیه می‌کنی خوشحالتر می‌شوی، بانشاط‌تر می‌شوی، شاداب‌تر می‌شوی، آرامتر می‌شوی، هر چه امساک می‌کنی، خودداری می‌کنی، اضطرابت بالا می‌رود، ناآرامیت بیشتر می‌شود، برای همین هم این قاعده را اول بحث گفتم که هر چقدر در سطح دنیا شخص آسایشش بالا می‌رود آرامشش پایینتر می‌آید.@چون آسایش که بالا می‌رود تعلق و وابستگی‌های شخص به اشیائی که غیر خودش هستند بیشتر می‌شود، چون نفس را می‌گیرد از صد جهت می‌کشند، ماشین 500 میلیونیش یک وابستگی دارد، این روحش به این بسته است این اگر از کنارش یک موتوری رد بشود به چراغ این بخورد تمام قلب این داغون می‌شود.@لاستیکش یک طوریش بشود، بوقش یک طوریش بشود، فرش آنچنانی، موبایل آنچنانی، این صد جا دلش دارد کشیده می‌شود، معلوم است آدم ناآرام است، ولی وقتی یک نفر ارتباطش با اشیاء خارجی قطع است زهد دارد، بی‌خیال است دارد در اوج ثروت هم باشد وابسته به آن نیست.@وقتی به آن وابسته نیست فقط به جنس خودش وابسته است، یعنی به اهل بیت و خدا، این هر چه از او بگیرند «الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» اصلاً ککش هم نمی‌گزد، غصه نمی‌خورد.@حالا رمز را بیشتر برایتان باز بکنیم، این خیلی مهم است، اگر این برایتان جا بیفتد دیگر می‌توانید درست و حسابی زیارت عاشورا بخوانید، قرآن بخوانید عبادت بکنید، این خیلی مهم است اگر این را بفهمید این درسی که من دارم به شما می‌دهم یک طلبه وقتی بخواهد درس بخواند 20 سال طول می‌کشد تا بخواهد به این برسد، من دارم فشرده‌اش می‌کنم، نرمش می‌کنم که شما بهتر این را بدانید.@برای اینکه این قضیه خوب جا بیفتد من باید راجع بهشت برای شما صحبت بکنم، در مورد بهشت انشاء الله همه ما بهشت می‌رویم، یک آیه‌ای داریم در مورد بهشت «وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً» هر وقت به بهشت نگاه می‌کنید، نعمتهای بیشمار و پادشاهی کبیر می‌بینید.@اگر بخواهند یک نفر را تشویق بکنند، چطوری او را تشویق می‌کنند؟ می‌خواهند یک نفر را تحریک بکنند چطوری او را تحریک می‌کنند؟ قاعده در تحریک یک نفر چیست؟ اینکه دست بگذاری روی چیزی که او به آن حساسیت دارد نیاز دارد، با آن چیزی که حساسیت دارد نیاز دارد باید تحریکش بکنی.@افرادی که خودشناسی ندارند آیاتی را که می‌خوانند وسوسه نمی‌‌شوند، می‌گویند این چیست در قرآن گفته حالا که چی، چون خودش را نمی‌شناسد ولی وقتی کسی که به خودشناسی می‌رسد، آنجایی که خدا می‌خواهد قلقلکش بدهد واقعاً قلقلکش می‌دهد.@اینجا خدا در این آیه در هیچ آیه‌ای در قرآن اینقدر آدم را قلقلک نداده ولی چون ما خودمان را نمی‌شناسیم اصلاً قلقلکمان نمی‌آید، یاد یکی از این دوستان افتادیم در کردستان، این را دستگیر کرده بودند، شکنجه‌اش قلقلک بود، این دست می‌زدند به اینجایش، به پهلویش یا کف پایش ریسه می‌رفت، تا مرز بیهوشی، این شکنجه‌اش اینطوری بوده بعد از دو ماه فهمیدند دروغ می‌گفته اصلاً قلقلکی نبوده، اینها را سر کار گذاشته بود می‌گفت از آن به بعد خوراکم فقط کتک بود.@حالا خدا اینجا قلقلک می‌دهد ولی ما قلقلکمان نمی‌گیرد که بخندیم، می‌گوید شما وقتی بهشت نگاه کنید نعمتهای بیشمار، نعمتهایش بله، آنکه جنس طبیعی دارد می‌گوییم حوری قلقلکش می‌آید، بگوییم شراب قلقلکش می‌آید، بگوییم کاخ قلقلکش می‌آید همه را در قرآن دارد.@حوری هم یک جنس خنثی است، وقتی در قرآن حور یا حوری می‌گوید، هم برای زن است هم برای مرد است، زنان مردان بهشت، مردان زنان بهشتی، قلقلک دارد، ولی وقتی می‌گوید مُلک کبیر، پادشاهی کبیر گیر می‌کند نمی‌فهمد چیست.@وقتی شخص وارد بهشت می‌شود، پیغمبر فرمود وقتی مؤمن بهشت را می‌بیند چنان ذوق‌زده می‌شود که اگر فرشته‌ها به دادش نرسند همانجا می‌میرد، یعنی احتیاج به قوت قلبی دارد فرشته‌ها می‌آیند به او قدرت می‌دهند که او نمیرد از شدت ذوق‌زدگی، این تازه شروعش هست.@به پیامبر گفتند آقا مُلک کبیر یعنی چی؟ فرمود مُلک کبیر یک حداقلی دارد یک حداکثری، گفتند آقا حداقلش چیست؟ گفت آخرین نفری که به بهشت می‌‌رود، چون قیامت 50 هزار سال است، روز آخر یعنی این همه آدم به بهشت رفته، مؤمنین را که خدا فرمود مؤمنی که مؤمن حقیقی هست به اندازه چهار رکعت نماز عصر که در دنیا می‌خوانند حساب و کتابش همینطوری است، «یَسیرُ الْحِساب».@به محض اینکه محشور می‌شود به صحنه قیامت می‌آید، سلام حال شما خوب است بفرمایید به بهشت بروید، خیلی معطلی ندارد، چون در دنیا خودش تمام کارهایش را کرده، معطلی نداشته، نه حق‌الناسی داشته، نه حق‌الله داشته، معطلی ندارد زود می‌دود به بهشت می‌رود.@این اینقدر وضعش خراب است یعنی این افتضاح‌ترین آدم قیامت است، آنهایی که کافر هستند که جهنم می‌روند، آنهایی که قرار نیست جهنم بروند، این 50 هزار سال نکبت و عذاب و بدبختیش را کشیده آخر هم ناپلئونی به بهشت می‌رود، یعنی با تکماده، خدا می‌گوید من چشمم را می‌بندم بیا داخل شو.@پیامبر می‌فرماید خدا به این سلطنتی می‌دهد که اگر بخواهد تمام بهشتیان را در بهشتش پذیرایی کند می‌تواند پذیرایی بکند، این گداترین فرد بهشت است، چنان سلطنتی خدا به او می‌دهد و وسعتی به او می‌دهد همه بهشتیان را می‌تواند پذیرایی بکند.@متن قرآن است «سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ» اندازه بهشت هر یک نفر به اندازه همه آسمانها و زمین است، این هم هیچ کس نمی‌داند اندازه‌اش چقدر است، همه آسمانها و زمین بهشت یک نفر است عزیزانی که مایل هستند به مباحث بهشت ما مراجعه بکنند.@این پایین‌ترین درجه است، می‌خواهم بگویم وقتی می‌گوییم فوق عقل بینهایت‌طلب است یعنی چی، یعنی تو ته قضیه به کجا می‌رسی، بعد به او گفتند بالاش چیست؟ پیامبر فرمود بالاش این هست که وقتی مؤمن وارد بهشت می‌شود خدا یک مأمور می‌فرستد می‌گوید برو به این بنده من نامه من را بده.@پیغمبر می‌فرماید این مؤمن از چنان سلطنتی برخودار هست که تا این نماینده خدا بخواهد خودش را به مؤمن برساند 500 سال می‌کشد، وقت ندارد ببیند، می‌گوید آقا از طرف خدا آمده، می‌گوید از طرف خدا آمده باشد، بایست ما کار داریم، پیامبر می‌فرماید تا تشریفات مقام مؤمن طی بشود، تا فرشته خودش را به مؤمن برساند و نامه را بدهد 500 سال کشیده.@متن نامه را برایتان بخوانم خیلی تکان‌دهنده است، لازم است آدم روزی چند بار این نامه را بخواند تا یادش نرود کیست، همه بدبختیهای ما مال موقعی هست که دچار خودفراموشی می‌شویم یادمان می‌رود چه کسی هستیم، وقتی یادمان برود چه کسی هستیم مفت زندگی را خراب می‌کنیم و خودمان را می‌فروشیم.@نامه این است «بسم الله الرحمن الرحیم» نامه اینطوری شروع می‌شود، اداری هم هست، از به، ازش کیست؟ به‌اش کیست؟«مِنْ الْحَيُّ الْقَيُّومُ الَّذِي لَا يَمُوتُ» از زنده پایداری که هرگز نمی‌میرد «إِلَی الْحَيُّ الْقَيُّومُ الَّذِي لَا يَمُوتُ» از زنده پایداری که هرگز نمی‌میرد به زنده پایداری که هرگز نمی‌میرد.@از این خدا به بیشتر به بنده‌اش احترام بگذارد؟ بیشتر پایش عشق بریزد؟ خدا چه چیزی به او بدهد؟ ادامه نامه: «عبدی» چقدر قشنگ است، اگر خدا یکبار آدم را اینطوری صدا بکند بگوید (عبدی) بنده من، خدا علامه را حفظ بکند می‌گوید:@

یکبار خدا به آدم بگوید بنده من، چقدر قشنگ است، قربان امام صادق بروم چقدر لطیف است می‌گوید خدا هر وقت می‌خواهد یک تکلیفی در قرآن بگوید وقتی می‌خواهد خطابت بکند می‌گوید «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» این کلمه را که آدم می‌شنود تلخی تمام تکلیفات الهی در وجودش از بین می‌رود.@چون خدا با مؤمن تو را خطاب کرده، مؤمن یعنی انسان، با آن چهار تا بخش گفتم خدا فقط در قرآن مؤمن را انسان می‌داند، « اِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا» انسان فقط مؤمن، و مؤمن فقط انسان است، وقتی می‌گوید «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» جانم خدایا، برای همین هم مستحب است بعد از این کلمه بگویید لبیک، جانم خدایا، بگو امر کن.@«عَبْدِي عَلَيکَ مِنِّی السَّلَامَ» بنده من از من به تو سلام باد، در اسماء الله توضیح دادیم کلمه سلام را خدا به کار می‌برد این یعنی چی، سلام من به تو، «کُنتُ إِذَا أَرَدْتُ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ کُنْ فَيَکُون» من خدایی هستم که هر چه اراده کنم همان خواهد شد.@«فَجَعَلْتُکَ الْيَوْمَ تَقُولُ لِلشَّيْ‏ءِ کُنْ فَيَکُون» امروز تو مثل من خواهی بود که هر چه اراده کنی همان است، مؤمن در بهشت سفارش نمی‌دهد کاری برایش انجام بدهند، مثل خدا اراده می‌کند همانجا آفریده می‌شود، هر چیزی بخواهد اصلاً فرقی نمی‌کند، «فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ» آیه قرآن است، هر چه که خوشت بیاید آنجا هست و هر چه که از آن لذت ببری آنجا هست.@«هُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خَالِدُونَ» مؤمنین در هر چیزی که دوست دارند جاودانه هستند، یکی از نعمتهایی که بالاتر از بهشت است در روایت هم داریم خود جاودانگی است، عمر هر انسانی به اندازه عمر خداست، انسان ته ندارد.@80 بار خدا در قرآن تذکر می‌دهد که تو انتهایی، آخری، مرگی، مردنی برایت وجود ندارد، پس به همین قیمت برای خودت تلاش بکن و زحمت بکش، اینطوری خودت را نگاه کن، اینطوری برنامه‌ریزی کن سبک زندگیت را برای یک همچین جایی آماده کن، نه تولد تا مرگ، ما اکثرمان سبک زندگیمان برای تولد تا مردن است، اصلاً فکر آنطرف نیستیم.@می‌گوید تو بینهایت هستی برای بینهایت برنامه بگذار، پس تو جایگاهت آن است، حالا وقتی من جایگاهم این است، اگر از این مسئله فاصله بگیرم و خوشم نیاید، اصطلاحاً می‌گویند فاسق، فسق یعنی اینکه تو وقتی بینهایت‌طلب هستی مقام حی قیوم لا یموت در انتظار توست وقتی به سمت بینهایت شدن حرکت نکنی، به سمت محدودیت می‌روی.@آن هشت تا معشوقی که خدا گفت محدود بودند، معشوقهای دنیایی همه محدود هستند، یک کسی که به دنیا می‌چسبد و بینهایت را ول می‌کند فاسق است، برای همین خدا آن کلمه را به کار برده، «فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللهُ بِأَمْرِهِ» تلخش اینجاست که تو اگر عرضه مهندسی آرزوها و مهندسی عشق را در دلت نداشته باشی دائم باید نکبت بکشی.@یعنی در این چهار تا جهنم دائماً زندگیت گیر است، مردم را نگاه کنید درگیریهایشان، غصه‌هایشان، اضطرابهایشان، ناراحتیهایشان (از خیالی جنگشان و صلحشان) خیال‌زده هستند، یا برای دانشگاه و درس و پایان‌نامه و ترم، نمره، ما بچه‌هایمان را همینطوری ضعیف بار می‌آوریم.@بچه‌هایمان همه الان ضعیف شدند برای همین هم مرگ و میر در آنها بالا رفته سرطان و ام‌اس، برای چی غصه بخورم، لذا پیامبر فرمود هر کس برای دنیا غصه بخورد جهنمی است، چون تو لیاقتت این نیست که برای اینطور چیزها غصه بخوری، تو قیمتت الله است، اهل بیت است، خانواده آسمانیت هستند تو باید به آنها برسی، برای چی می‌نشینی اینجا غصه می‌خوری عصبانی و ناراحت و دعوا و درگیری.@تو باید برای چی غصه بخوری؟ برای اینکه یک موقع از آنجا نمانی، از اصلت نمانی، از خانه‌ات نمانی، از خانواده آسمانیت، این غصه دارد، این خیلی وحشتناک است که انسان بمیرد و به اهل بیت ملحق نشود، و خیلیها ملحق نمی‌شوند.@امام سجاد یک مناجاتی دارد در صحیفه نه این صحیفه که دست مردم هست، یک صحیفه حضرت دارد به نامه صحیفه جامعه که 270 تا دعا دارد یک مناجاتی دارد که خیلی تکان‌دهنده است با آه وامصیبتا شروع می‌شود.@(آه آه وامصیبتا وامصیبتا) یکی از چیزهایی که حضرت برایش آه می‌کشید می‌گوید «آه إِنْ حِيلَ بَيْنِی وَ بَيْنَ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفِی» آه اگر بین من و پیغمبر فاصله بیفتد.@فاصله حضرت زهرا فرمود در قیامت ما وقتی می‌خواهیم بیاییم، مادرمان است، حقیقت ما از ایشان است، مادر حقیقی‌مان است، دوست دارد مادر همه بچه‌هایش به خودش ملحق بشوند، خیلی سخت است که ما از دنیا برویم به او ملحق نشویم.@می‌گوید شما برزخ که هیچی، بعضیها اینقدر بد زندگی می‌کنیم برزخ دستشان نمی‌رسد، حضرت می‌گوید قیامت که ما می‌خواهیم سراغ شما بیاییم اینقدر از ما دوری کردید و فاصله گرفتید، تا ما بخواهیم بیاییم شما را نجات بدهیم 300 هزار سال طول می‌کشد، این برای اینکه سبک زندگی این آدم با حضرت زهرا 300 هزار سال فاصله دارد.@ما کجایمان شبیه حضرت زهراست، ما چه چیزمان شبیه حضرت زهراست، وقتی سبک زندگیت فاصله داشته باشد، قطعاً موقع مردن ملحق نمی‌شوی، حضرت داریم اگر کسی واقعاً مؤمن باشد عزرائیل (علیه السّلام) می‌آید مثل یک غلام، عزرائیل (سلام الله علیه) خیلی بزرگ است.@یک فرشته ماه، مهربان، خوشگل، اینقدر این فرشته خوشگل و دوست‌داشتنی است و رفیق‌باز، خیلی رفیق‌باز است، یعنی اگر شما سعی کنید یک کمی با او انس بگیرید خیلی با شما رفیق می‌شود، این فرشته می‌گوید مثل یک غلام می‌آید می‌ایستد در مقابل اربابش، موقعی که می‌خواهد بیاید جان مؤمن را بگیرد.@سلام و علیک می‌کند، بعد پنج تن را نشان می‌دهد، می‌گوید این پیغمبر است، امیرالمؤمنین است، حضرت زهراست، حضرت مجتبی، این سیدالشهدا است، آقا استقبال شما آمدند شما را ببرند، بفرمایید با پنج‌تن، خیلی لذت دارد وعده است.@

قول دادن اینطوری ما بمیریم، خوش به حال نوکران امام حسین، خوش به حال غلامان امام حسین، خدا رحمت کند آیت الله سید عباس کاشانی را، 30 سال امام جماعت حرم امام حسین بود، ما با هم دوست بودیم، مرجع تقلید است عراق کربلا، می‌گفت یک اول محرمی بود، ما مراجع باید می‌رفتیم سر می‌زدیم.@گفت آمدم بروم سر بزنم این دوستمان گفت که این شیخ علی، شیخ علی یک آدمی بود که تاجر رشتی بود رفته بود آنجا مانده بود مقیم کربلا شده بود و خدمتگذار هیئت امام حسین بود، 30 سال آنجا آبدارچی بود، آبدارچی اینها سلطان قیامت است.@گفتند شیخ علی دارد می‌میرد بیا برویم یک سر به او بزنیم تا نمرده شما یک سر به او بزنید دوستتان بوده، گفتم من باید بروم به هیئت‌ها سر بزنم، گفتند آقا این تمام است بالای سرش بروید، گفت باشد، یک مرجع با جلالت و جبروت وقتی می‌رود آدم مریض هم باشد یادش می‌رود بلند می‌شود تکانی می‌خورد.@گفت رفتم اصلاً من را نشناخت، بالای سرش ایستادم من را نشناخت گفت چند دقیقه نشستم، گفت همین که نشستم یک دفعه دیدم شیخ علی بلند شد گفت السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا امیرالمؤمنین، خانم شما زحمت کشیدید تشریف آوردید.@شروع کرد با فاطمه زهرا حرف زدن، با آقا امام مجتبی حرف زد، آقا امام حسین قربانتان بروم شما اینجا تشریف آوردید، شروع کرد با امام حسین حرف زدن دانه دانه تا امام زمان (علیه السّلام) با همه اینها مغازله داشت بعد دراز کشید تمام شد.@یعنی سبک زندگی یک آدم کاری می‌کند که اهل بیت در دنیا سراغش هستند، اصلا اینطوری نیست که بماند، در برزخ هم نه در همین دنیا با هم رفیق هستند، فرشته‌ها، انبیاء، صدیقین، شهدا، آدم در همین دنیا می‌تواند با اهل بیت رفاقت بکند، برو و بیا داشته باشد، با فرشته‌ها، چرا بگذارد موقع مردن، آنها همین دنیا دریغی ندارند که با ما دوست باشند مشکل ما هستیم که نمی‌خواهیم با آنها رفاقت بکنیم.@یعنی ما بیشتر با آدمهای طبیعی یا پولدارها، یا خوش‌هیکلها و ورزشکاران، یا زمینی‌ها و محبوب‌ها و معشوقهای زمینی یا نهایتاً آقای دکتر، و فلان دانشمند، ما دوست نداریم رفاقت بکنیم، رفاقت، دوستی و مودت یک قواعدی دارد،باید سراغ قواعد و انس با اینها برویم.@یک کسی می‌تواند در دنیا اینطوری باشد، یک کسی موقع مردن پنج تن می‌آیند بالای سرش او را می‌برند، اهل بیت مثل این می‌آیند سراغش، یک کسی موقع مردن عزرائیل را یک طوری می‌بیند که وحشتناک است، چون عزرائیل به قیافه خودت بالای سرت می‌آید.@اگر می‌گویند وحشتناک است فرشته مرگ، آن باطن خودت است که روی صورت او افتاده، یک قاعده بگویم، هر کس می‌خواهد ببیند موقع مردن وقتی که عزرائیل می‌آید می‌خندد یا خوشش می‌آید عزرائیل خوشکل می‌آید یا تلخ ببیند وقتی اسم مرگ می‌آید خوشش می‌آید یا نه.@اگر اسم مرگ می‌آید لذت می‌بری می‌گویی آخ جان قند در دلت آب می‌شود از آن نمی‌ترسی، مثلاً سرطان گرفتی اینطوری شدی، اصلاً ککت نمی‌گزد، خوشت می‌آید این خوب است، خیلی خوب است آدم از مردن نترسد اسمش بیاید بگوید آخیش از این زندان می‌روم راحت می‌شوم.@ولی اگر اسمش می‌آید خیلی می‌ترسی آدم باید یک فکری به حال دل خودش بکند، عزرائیل به شکل خودت می‌آید هر طوری هستی، یک کسی اینطوری است، یک کسی میمیرد نکیر و منکر بالای سرش می‌آیند.@در ماه رمضان شما می‌گویید «ادْرَأْ عَنِّی مُنْکَراً وَ نَکِیراً وَ أَرِ عَیْنِی مُبَشِّراً وَ بَشِیرا» خدایا اصلاً من حوصله دیدن نکیر و منکر را ندارم اینها نیایند آنجا گیر بدهند موقع مردن و بالای سرم بیاید بایستد، (من ربک و من نبیک) ما همین جا صاف می‌کنیم خدایا دیگر آنجا اینها نیایند، می‌گوید اینها را از من دور کن بشیر و مبشر را ببینم.@حالا کسی که می‌تواند اینطوری باشد چرا یک طور دیگر زندگی بکند سبک زندگیش یک طور دیگر باشد، فسق یعنی این، که تو می‌توانی به بینهایت برسی بینهایت را ول کنی محدودیت را ترجیح بدهی، سبک زندگیت، فقط معشوق‌هایت این چهار تا چیز باشند، خوشی‌هایت با این چیزها خوشحال بشوی با نبودشان غصه‌دار بشوی.@این آیه را روی تلفن همراهتان بزنید، روی لب‌تاپ‌هایتان بزنید، تابلو بکنید در خانه بزنید، در اتومبیلتان بزنید، چشمت بخورد هر روز صبح برو در این آینه خودت را نگاه کند ببین چه شکلی هستی، کاملاً واضح است با این آیه آدم باطنش چه شکلی است.@عزیزم از نوع غصه‌ها و شادیهایت معلوم است قیمتت چقدر است ببین با چه چیزی شاد می‌شوی، با چه چیزی غصه‌دار می‌شوی قیمتت دستت می‌آید. قرآن می‌گوید از چه چیزهایی قیمتت معلوم می‌شود محبوبهایت، آرمانهایت، آرزوهایت، نقشه‌هایی که داری.@الان به جوانان ما شما برو بگو شما می‌خواهی چکاره بشوی، ما پدر و مادرها ظلم کردیم به بچه‌هایمان اینطوری یاد دادیم به آنها اصلاً آرمان ندادیم، و الا شهید حججی استثناء نیست، ما هزار تا از این شهید حججی اینقدر در جبهه دیدیم قبل از جنگ، الان دیدیم، هنوز هم هستند.@درود بر پدر و مادرهایی که بچه‌های اینطوری تربیت کردند، آرمانهایشان به اندازه امام حسین است، آرمانهایشان عظمت دارد، می‌خواهم دکتر بشوم، مهندس بشوم خلبان بشوم، این شغل است، علاقه دارد یک شغلی داشته باشد، عیبی ندارد ولی ته زندگی تو می‌خواهی چکاره بشوی.@برای چی شوهر کردی؟ برای چی زن گرفتی؟ بچه‌هایت را برای چی داری تربیت می‌کنی؟ برای چی روی کره زمین هستی؟ انتخابهایت مبنایش چیست؟ آخرش به کجا می‌خواهی برسی؟ این خیلی مهم است.@«وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ» الله، اهل بیت و جهاد، اگر جهاد معشوقت نیست باز فاسق هستی، جهاد یعنی چی؟ یعنی تو تلاش بکنی خودت را به چه چیزی برسانی؟ به الله و اهل بیت برسانی خودت را به مقام آنها برسانی، این جهاد می‌شود، جهاد برای اینکه تو به مقام اهل بیت برسی.@زیارت عاشورا حدیث قدسی است، شما زیارت عاشورا که می‌خوانید مگر نمی‌گویید «اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللهِ» من از خدا می‌خواهم من را به همان مقام پسندیده‌ای که شما دارید پیش خدا برساند، جگر می‌خواهد یکی بایستد جلوی امام حسین اینطوری حرف بزند خوب ما نمی‌فهمیم چه می‌خوانیم رد می‌شویم می‌رویم.@بایستی جلوی امام حسین به او بگویی من از خدا می‌خواهم همان مقامی که تو داری پایین‌تر نه، ما وقتی خودمان را نمی‌شناسیم همین افتضاحاتی که در مداحی و بعضی از هیئت‌ها بار می‌آید، سگت هستیم، (کلب الحسین) پوزه‌بند ببندیم، و پارس بکنیم.@زیارت عاشورا می‌گوید تو سگ نیستی، اصلاً رابطه ما با اهل بیت این نیست، اهل بیت خانواده اصلی ما هستند، یعنی پدر و مادر اصلی تو هستند، خانواده اصلی تو هستند، تو هم فرزندشان هستی به معنای واقعی، سند زده، شناسنامه زده خدا فرزند اهل بیت هستی، بالا بروی، پایین بیایی فرزند حضرت زهرا هستی، بالا بروی، پایین بیایی بچه امام حسین هستی.@خدا سند زده، جنس تو را از این آفریده می‌خواهی چکار بکنی، الان شما پدر و مادر زمینی‌تان را می‌توانید تغییر بدهید، ما بالاخره از این پدر و مادر هستیم، پدر و مادر ما هستند واجب الاحترام هستند، زمینی هستند مربوط به بخش جنسی و زمینی و حیوانی ما هستند.@تو پدر و مادرت، خانواده‌ات، خاندانت، اصلت اهل بیت هستند، از جنس آنها هستی، برای همین هم تو در زیارت عاشورا می‌گویی «بِاَبی اَنْتَ وَ اُمّی» پدر و مادرم فدای شما بشود، در زیارت عاشورا می‌گویی فدای تو، ولی در جامعه کبیره می‌گویی «بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ أُسْرَتِي» پدرم، مادرم، جانم، مالم همه کسم فدای شما.@این اساتیدی که یک زمانی در ایران خیلی برو و بیا داشتند، تلویزیون ما، رادیوی ما درسهای اخلاق می‌گفتند، درسهای عرفان می‌گفتند، درس نهج‌البلاغه تفسیر می‌کردند، الان فرار کردند رفتند فحش به اهل بیت می‌دهند، خیلی‌ها کتابهایشان را می‌خوانند، یعنی چی شما باید خودت را فدای دین بکنید، برای چی پدر و مادرم را فدای امام حسین بکنم، چون خودش را نمی‌شناسد.@امام حسین پدر اصلیم هست، پدر و مادر زمینیم پدر و مادر فرعی من هستند، شما از نظر فقهی نمی‌توانی پدر و مادر زمینیت را فدای کسی بکنی، ما شرعاً در رساله نمی‌توانیم پدر و مادر زمینیمان را فدای کسی بکنیم، ولی چرا وقتی با امام حسین روبرو می‌شوی به اهل بیت می‌گویی «بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ أُسْرَتِي» پدرم، مادرم، همه کسم، فامیلهایم، بچه‌هایم، مالم همه چیزم فدای شما.@چون شما زمانی می‌توانی پدر و مادرت را فدای کسی بکنی که او نسبتش به تو از پدر و مادر نزدیکتر باشد، پدرتر و مادتر باشد، که تو می‌خواهی پدر و مادرت را فدا بکنی، امام حسین اصل و ریشه تو است، چرا ما نخواهیم به مقام پدر و مادرمان برسیم آنها خیلی دوست دارند، امام حسین اینقدر کیف می‌کند تو جلویش بنشینی بگویی من می‌خواهم به مقام تو برسم.@ولی یک چیزی هم امام حسین می‌گوید خدا رو شکر ما چشمهایمان باز نمی‌شود امام حسین را ببینیم چون زیارت ملاقات حضوری است حضرت آنجا هست می‌شنود، با تمام وجود زیارت را می‌شنود وقتی داری با او حرف می‌زنی.@ولی اگر یکبار چشمهایمان باز بشود امام حسین به ما بگوید پسرم، دخترم راست می‌گویی تو می‌خواهی پیش ما بیایی، می‌خواهی به ما برسی ما که خوشحال می‌شویم شما بیایید ولی شما راست می‌گویید، یک ذره سخت می‌شود.@چون یا باید بگویی دروغ می‌گویم آقا شوخی کردم، اگر بگوییم شوخی کردیم دروغ گفتیم که خیلی بد است برای چی نشستی این حرفها را می‌زنی دروغ می‌گویی، اگر بگوییم راست می‌گوییم می‌گوید این سبک زندگیت شما را به ما نمی‌رساند، اینطور زندگی کردن، اصلاً شما را به ما نمی‌رساند، زندگیت را باید عوض بکنی، باید سبک زندگیت را یک طوری بکنی که به مقام ما برسی.@این یک سؤال واقعی است آدم باید یک ذره با حیا زیارت عاشورا بخواند، یک ذره با وجدان زیارت عاشورا بخواند، به قول خود زیارت عاشورا راست بگوید، «اَنْ یُثَبِّتَ لی عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ» داری می‌خوانی راست بخوانی.@اگر یک نفر زیارت عاشورا را از اول تا آخر راست بخواند یکبار، امام حسین می‌گوید راست گفتی پسرم، راست گفتی دخترم این قطعاً با خود امام حسین محشور می‌شود، این وقتی دارد حرف می‌زند، آن سبک کجا ظهور می‌‌کند؟ در جهاد ظهور می‌کند.@تمام فرق یک کسی که به امام حسین می‌رسد با کسی که نمی‌رسد، در همین سه کلمه است، خدا سه تا کلمه را انتخاب کرد، این همه عبادت نماز را نگفت، روزه را نگفت، نماز شب نگفت، الله، اهل بیت شخصیت حقیقی است، ولی یک عمل دارد می‌گوید، روش دارد به تو می‌دهد، الله، اهل بیت، روش رسیدن به آن مقام جهاد است.@از نظر قرآن شخص یا انقلابی است یا فاسق، اصلاً ما حزب اللهی، مؤمن غیر انقلابی در قرآن نداریم، اگر کسی بگوید ما حزب اللهی هستیم، ما مؤمن هستیم، ما عاشق اهل بیت هستیم، ما محب اهل بیت هستیم، انقلابی نباشی، روح جهاد نداشته باشی، متن قرآن است فاسق هستی، باختی.@قرآن فقط مؤمن را قبول دارد با آن شرائط که گفتیم، مؤمن یعنی سه تا معشوق در رأس همه عشقهایش باشد الله، اهل بیت جهاد، بعدش فاسق است، «أَفَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ» اصلاً ما وسط نداریم.@بین مؤمن و فاسق بگوییم یک مسلمانانی داریم، یک مؤمنانی هم داریم که انقلابی نیستند، ولی خیلی متدین هستند، خانمها همه پوشیه می‌زنند، همه نماز شب می‌خوانند، 40 دفعه مکه و کربلا می‌روند، همیشه در خانه‌شان مراسم هست، نه هیچ فایده‌ای ندارد، حافظ قرآن هستند، تفسیر می‌گویند، مجتهد است، مرجع است، اصلاً اینطوری نیست، ما اصلاً وسط نداریم یا مؤمن یا فاسق.@مؤمن هم کسی است که باید انقلابی باشد، یعنی روح جهاد داشته باشد نص قرآن است اگر خدا و اهل بیت را دوست دارید باید روح جهاد داشته باشید، جهاد یعنی مبارزه‌ای که تو را به خدا و اهل بیت برساند.@