جلسه 144 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
144
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
7
روز
1
متن کامل (خام) ‌ جلسه 144 - انسان‌شناسی (قم)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و برکات و مغفرت الهی بر همه شما عزیزان. ما در سال گذشته بحث عمل را که از مشتقات بحث حرکت انسان به سوی آخرت و ابدیت هست را تمام کردیم و از باب اینکه(لِکُلِّ شَیءٍ آفَتٌ) هر چیزی آفتی دارد یا گاهی وقتها آفاتی دارد درباره آفت عمل انشاالله از اینجا به بعد میخواهیم صحبت بکنیم.@ که یکی از مهمترین آفات عمل که فقط معرفی میکنم بعد منابعش را خدمتتان عرض خواهم کرد تنبلی و بیحوصلگی است که امام باقر(ع) فرمود کلید همه بدبختیهای انسان در دنیا و آخرت هست افراد تنبل و کسل با خودشان نمیخواهند درگیر بشوند با خودشان روبرو نمیخواهند بشوند یقه خودشان را نمیگیرند.@ تنبل کسی هست که کاری را شروع نمیکند میترسد کاری را انجام بدهد حوصله مقابله با خودش را یقهگیری از خودش را و روبرو شدن با خودش را ندارد این شخص از نظر اندیشه دچار ضعف هست از نظر باور و ایمان دچار ضعف هست که نمیتواند اقدام به انجام کارهایی بکند که برایش ضروری هست.@ در حرکتش به سمت آخرت در تأمین سعادت و سلامت دنیایی و همچنین سعادت و سلامت آخرتی برایش ضروری است حس و حال انجام کارهایی که برایش ضروری هست برای سعادت و سلامت دنیایی و آخرتی را ندارد دائماً بهانهگیری میکند منفیبافی میکند و از زیر انجام کار پذیرش مسئولیت فرار میکند.@ این تنبلی میتواند در شاخههای متعددی باشد در درس خواندن در انجام وظائف خانوادگی چه پدری چه مادری چه همسری چه فرزندی در تأمین معاش در امور اجتماعی، سیاسی و یا در آموزش دین مهارتهای زندگی و همچنین تمرین و عمل به آموزهها.@ شخص بیحوصله هر چند یک درجه از تنبل بالاتر است او بالاخره کار را شروع میکند اما او هم به دلیل ضعف، ضعفی که در افکار و اندیشه دارد در بینش و بصیرت دارد کار را نیمه تمام میگذارد و هر چند ورود میکند به حیطههای عملی اما پشت سر خودش کارهای نیمه تمام زیادی را باقی میگذارد.@ تصمیم میگیرد برای حفظ سلامتش به ورزش بپردازد که واقعاً امر واجبی است هم عقلاً و هم شرعاً، بعد از چند روز باشگاه را رها میکند تصمیم میگیرد که ازدواج بکند اما با تنبلی و بیحوصلگی وظائفی را که در مقابل همسرش دارد رها میکند و همسرش را مهمل میگذارد زندگی را مهمل میگذارد و ضایع میکند حقوقی را که همسر و فرزندانش بر گردن او دارد.@ که پیامبر(ص) فرمودند(مَلعونٌ مَلعونٌ مَن ضَیِّعَ مَن یَعول) ملعون است ملعون است کسی که خانواده خویش را ضایع بکند یعنی همسری برگزیند و سه وظیفه اصلی وظیفه اقتصاد تأمین اقتصادی تأمین عشق و عاطفه و اخلاقیات و همچنین تأمین معنوی را انجام ندهد و سهلانگاری و بیحوصله باشد در تأمین این نیازهای سهگانه خانواده.@ و یا در امور درسی، درسی را شروع میکند نیمهتمام و بیحوصله رها میکند سیر عبادی را شروع میکند رها میکند سیر کسب معرفت و خودسازی را ممکن است شروع کند و رها میکند به هر حال شخص بیحوصله با اینکه از شخص تنبل وضعیتش بهتر هست شجاعت برخورد با عمل را داشته شجاعت شروع را داشته اما به دلیل ضعف در اندیشه و بصیرت ادامه نمیدهد.@ البته گاهی وقتها تنبلیها نکته خیلی مهمی که همه باید به آن توجه بکنند تنبلیها ریشه روحی و روانی ندارد ریشه جسمی دارد گاهی وقتها تنبلیها از مقوله بیماریهای روانتنی است یعنی شخص در بدنش احتیاج به موادی دارد که باید تأمین کند آزمایش خون باید بدهد آزمایش تیروئید باید بدهد به دکتر مراجعه کند پزشک باید تشخیص بدهد چه موادی کم دارد.@ گاهی وقتها کمخونی کمبود بعضی از مواد در بدن مثل روی تغذیه نامناسب باعث میشود که انسان در طول روز کسل بشود خوابآلودگی داشته باشد و کسالت و تنبلی و خوابآلودگی و بیحوصلگی و خستگی مفرط و این چیزها به سراغش بیاید این شخص مشکل روحی ندارد بلکه باید نظام تغذیه جسمیش را عوض بکند که از بیحوصلگی و خستگی مفرط و زودرس نجات پیدا بکند.@ لذا بر همه ما لازم هست که همیشه یک مراقبتی نسبت به نظام تغذیه خودمان داشته باشیم طبعمان را بشناسیم و غذاهایی که با طبعمان ناسازگار هست استفاده نکنیم اگر هم میخواهیم استفاده بکنیم حتماً از مصلحها در غذا استفاده بکنیم که آسیب نبینیم.@ این هم از مواردی هست که باید خیلی به آن توجه بشود که ریشه خیلی از بیتوفیقیها، اتلاف وقتها، بیبرکتیهای عمری مربوط به وضعیت جسمی شخص هست شخص باید مسئله جسمی را جدی بگیرد و برای اصلاح وضعیت جسمی خودش قیام بکند.@ حتماً با پزشک مشورت بکند حتماً درصدد شناخت طبع خودش بربیاید غذاهایی که برایش مفید هستند یا مضر هستند را بشناسد غذاهای خنثی را بشناسد و بداند که باید با بدنش چگونه عمل بکند که دچار تنبلی و بیحوصلگی نشود.@ این بیماری بسیار بسیار خطرناک است با اینکه ظاهرا ًجزء گناهان کبیره یا گناهان نیست اما منشأ همه گناهان میشود خود همین بیحوصلگی و تنبلی باعث ضایع شدن حقوق و ضایع شدن فرد و جامعه میشود کوتاهی و تنبلی هم باعث ضایع شدن خود انسان میشود و هم باعث ضایع شدن خانواده انسان میشود باعث ضایع شدن مجموعهای که ولایت آنها به دست انسان سپرده شده میشود.@ این را ما باید خیلی نسبت به آن دقت بکنیم که از آن فرار بکنیم تنبلی و بیحوصلگی بزرگترین دشمنان انسان هستند اگر ما چیزی را به صلاحمان هست که باید انجام بدهیم باید شجاعانه به سراغش برویم و انجام بدهیم و اگر چیزی به صلاحمان نیست باید شجاعانه قیام بکنیم در مقابلش و از او دوری بکنیم.@ بحث تنبلی و بیحوصلگی را چون ما در دو سال گذشته انجام دادیم در شعبه استان البرز در کرج اینجا دیگر این بحث را نمیگوییم توصیهام این هست که عزیزان حتماً این بحث را جداگانه به عنوان یک آفت مهم در عمل تعقیب بکنند که انشاالله تقویت بشویم خدای نکرده دچار این بیماری بسیار خطرناک نشویم.@ یکی دیگر از آفات عمل که موضوع بحث ما در این جلسات هست غفلت هست غفلت یک بیماری بسیار خطرناک هست که هم میتواند همه زحمات انسان را برباد بدهد و انسان را دچار خسران بکند و هم از پیشرفت و جمعآوری و تهیه امکاناتی که انسان برای حیات دنیا یا آخرت خودش لازم دارد انسان را باز بدارد.@ معروف هست که قله اورست را کوهنوردان که میخواهند طی بکنند حدود سه ماه در راه هستند که بتوانند به انتها برسند اما اگر در این مسیر غفلت بکنند آن قدمهای نهایی هم که میخواهند بردارند غافل باشند دوازده دقیقه به زمین سقوط میکنند یعنی یک مسیری که سه ماه زحمت کشیدند رفتند با دوازده دقیقه همه زحماتشان هدر میرود غفلت یعنی این یعنی آنچه که تو جمع کردی را همه را متلاشی بکنی و از بین ببری.@ این موضوع موضوع فوقالعاده مهمی است که انشاالله میخواهیم چند جلسهای به آن بپردازیم به عنوان یکی از مهمترین آفات عمل. غفلت یعنی چی؟ غفلت یعنی شما چیزی و موضوعی دارید که به آن توجه بکنید لازم است به آن توجه بکنید لازم است هوایش را داشته باشید لازم است مراقبش باشید اما مورد بیتوجهی قرار میگیرد غافل شدن از یک امر حیاتی و مهم.@ میگوید داشتم با بچه در خیابان میرفتم یک لحظه حواسم به چیز دیگری رفت از بچه غافل شدم بچه در خیابان رفت ماشین به او زد یک لحظه دست بچه را رها میکند حواسش به ویترین مغازه است بچه هم یک دفعه حرکت میکند به خیابان میرود و اتومبیل هم به او میزند.@ غفلت یعنی ما توجه داریم چیزی را میشناسیم اصلی هست امر مهم، واجب، دوست داشتنی و ضروری وجود دارد که گاهی وقتها ما این توجه را بنابر دلائلی از دست میدهیم غفلت در حرکت انسان به آخرت که گفتیم مثل حرکت جنین هست از رحم مادر به دنیا.@ جنین وقتی که در رحم مادر قرار میگیرد(فَجَعَلْناهُ فِي قَرارٍ مَكِينٍ) این نطفهای که در قرار مکین جایگاه محکمی در رحم قرار میگیرد این از همان لحظه شروع میکند به حرکت به سمت دنیا برای تولد، چگونه به سمت دنیا حرکت میکند؟ تجهیزات لازم را برای حیات مرحله بعد تحصیل میکند.@ چون تولد یک امر واقعی است یک امر حقیقی است یک امر اعتباری و خیالی نیست واقعاً جنین به دنیا متولد میشود 8 ماه 9 ماه وقت دارد که خودش را سالم به مرحله بعدی برساند مرحلهای که از رحم وفات پیدا میکند وفات یعنی انتقال وفات پیدا میکند از رحم و نسبت به دنیا متولد میشود.@ با یک تغییر وضعیت که چند ثانیه بیشتر طول نمیکشد ناگهان وارد عالم جدیدی میشود که کاملاً شرائط زیستیش با رحم متفاوت است و بینهایت از رحم پیچیدهتر پیشرفتهتر بزرگتر و کاملتر است این کلمات هر چند شیرین هست اما خطرناک هم هست چون در انتقال به یک عالمی که بینهایت بزرگتر پیچیدهتر شیرینتر و کاملتر است اگر آمادگی نباشد عذاب و ناراحتی و حسرت فوقالعاده بیشتر میشود.@ اگر شما برای یک سیستمی، نظامی که بینهایت بزرگتر از نظام شماست خودت را آماده نکرده باشی از بدو ورود انسان کم میاورد احساس بدبختی میکند چون تجهیزات مورد نیاز آنجا را با خودش نیاورده در حرکت جنینها فقط جنینهایی موفق میشوند که سالم یا سالم قوی متولد بشوند که از همان بدو قرار گرفتن در قرار مکین حرکتشان به سمت آمادگی برای دنیا درست انجام بگیرد.@ یعنی دائماً در این مدتی که هستند اندامسازی بکنند تمام تجهیزاتی را که در جهات مختلف این چند میلیارد سلولی که در جهات باید استفاده بکنند به شکلهای مختلف مثل استخوان، رگ، سلسله اعصاب، چربیها، غضروفها اینها را باید تهیه بکنند یعنی غذای واحدی را که از مادر دریافت میکنند به میلیاردها سلول به شکلهای مختلف متناسب با ساختار زندگی دنیا تبدیل بکنند.@ ما شش تولد از رحم مادر به دنیا داریم تولد سالم و سالم قوی، تولد ضعیف و بیمار و تولد ناقص و معلول، دقیقاً در حرکت ما به سمت آخرت طبق همین فرمولی که عرض کردم ما الان در رحم دنیا قرار داریم و به زودی وارد عالمی میشویم که بینهایت از اینجا زیباتر باشکوهتر بزرگتر کاملتر پیچیدهتر و پیشرفتهتر هست.@ و همانطور که انتقال از رحم به دنیا در چند لحظه صورت میگیرد فاصله مکانی زیادی طی نمیکند همین مقدار که از رحم خارج بشود به محض اینکه یک سانت از رحم خارج بشود به همان اندازه وارد دنیا میشود ما هم همینطور به همین اندازهای که این بدن را رها بکنیم وارد برزخ میشویم.@ شبها که شما میخوابید یا حتی در اتوبوس سر کلاس یک موقعی شما میخوابید ورود به برزخ به همین اندازه است همین که شما از بدن غفلت میکنید میخوابید تا از بدن غافل شدید میبینید که وارد یک عالم دیگر شدید و با بدن دیگر با آدمهای دیگر با کسان دیگر وفات همین مقدار سرعت دارد یک لحظه است از اینجا وارد میشویم.@ همانطور که دنیا احاطه کامل بر جنین دارد بر رحم دارد اصلاً رحم در خود دنیا قرار دارد و تمام این مدتی که جنین در رحم بود تمام غذایش، انرژیش، مدیریت مادر و رحم مادر با دنیا بود دنیایی خارج از این رحم وجود داشت که بینهایت بزرگتر و باشکوهتر و کاملتر بود و جنین از آن غفلت داشت یک لحظه که تولد حاصل میشود جنین وارد این فضا میشود.@ ما هم الان آخرت ما را احاطه کرده دنیا یک رحمی است در آخرت علی(ع) فرمود(اَلدُنیا فِی الآخرَۀ) دنیا در خود آخرت است در ساختار وجودی آخرت یک جلوه بسیار بسیار کوچک به اندازه یک رحم به وجود آمده به نام دنیا.@ آدمهایی در این رحم زندگی میکنند و به زودی با وفات از این رحم خارج میشوند و میبینند که این مدتی که داشتند در رحم دنیا زندگی میکردند اطرافشان چه خبرها بود چه شلوغیهایی بوده.@ الان جنین که در رحم مادرش هست نمیداند که چند سانت آنطرفتر یک عالم بینهایت و بزرگی جریان دارد آدمهای بزرگ و کاملی که این جنین بعدها میخواهد به آنها برسد دارند زندگی میکنند بعضیهایشان دیگر دوران پیریشان را دارند طی میکنند آن عالم چقدر باشکوه، بزرگ، تنوع نعمتها، برو و بیاها، های و هویها ماجراها دارد که جنین در تمام مدت از این غفلت داشته.@ ما به زودی با وفات وارد عالمی میشویم که همین جاست الان پیش ماست فرشتگان(س) همه الان نزد ما هستند پیش ما هستند ناظر ما هستند اهل بیت ناظر ما هستند انبیاء و غیب کاملاً بر ما تسلط دارند و دارند ما را میبینند.@ ما فقط با رها کردن بدن وارد آن فضای جدید میشویم که بینهایت از اینجا جذابتر و کاملتر و پیشرفتهتر است و نمیدانیم هم چه موقع این اتفاق میافتد یک کسی در جوانی یک کسی در بزرگسالی یک کسی در میانسالی یک کسی هم در پیری ولی زیاد نیست اینقدر هست که خداوند میفرماید وقتی که وارد آخرت میشوند به آنها که میگوییم چقدر در دنیا بودید میگویند(لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ) یک روز یا نصف روز بیشتر آنجا نبودیم.@ همانطور که ما الان یادمان نمیاید آن نُه ماه رحمی را چطوری گذراندیم اصلاً گذر آن نُه ماه را متوجه نیستیم درکی از گذر آن نُه ماه نداریم فقط میدانیم یک زمانی در رحم مادرمان بودیم و یک دورانی را گذراندیم کسانی که وارد آخرت میشوند قرآن میفرماید که بعضیهایشان میگویند فقط یک ساعت چند دقیقهای ما آنجا بودیم.@ نسبت به آخرت با آن عظمتش و استمراری که دارد و جاودانگی که دارد شخص میگوید ما یک چیز اینطوری آنجا بودیم ما با یک انتقال یک وفات وارد آنجا میشویم الان آخرت ما را احاطه کرده همه دارند ما را میبینند ما انگار که در یک محفظه شیشهای قرار داریم که خودمان نمیبینیم مثل این شیشه رفلکسها برعکسش هست آنها ما را میبینند ما آنها را نمیبینیم همه دارند ما را میبینند.@ ما در یک عالمی بینهایت شلوغ پرهیاهو پرفرشته پر رفت و آمد پرکار داریم زندگی میکنیم در معرض دید میلیاردها چشم ولی چون خودمان غافل هستیم در شرائط رحمی قرار داریم میگوییم هیچ کس نیست سکوت است تنهایی هست اینطوری میفهمیم مثل جنینی که در رحم مادر هست.@ ما بعد از دقائقی و ساعاتی وارد این نظام آخرتی میشویم و چون آنجا بینهایت از اینجا زیباتر و کاملتر و باشکوهتر و پیچیدهتر و پیشرفتهتر هست قطعاً به تجهیزات زیادی نیاز دارد که ما در رحم دنیا باید برایش تهیه کرده باشیم اگر این تجهیزات را تهیه نکرده باشیم ورود ما به آنجا ورود دردناکی خواهد بود ورود غریبانه غمانگیز و دردناک و پرحسرتی خواهد بود چون قابل برگشت هم نیست.@ مثل جنینی که الان آمده حالا یا ضعیف است یا ناقص است سختش میشود یا خدای نکرده معلول است بیماری دارد این خیلی دشوار است جبرانش بسیار بسیار کار سختی است کار ما در دنیا این هست که خودمان را برای ابدیت و آخرت آماده بکنیم ما کاری جز خودسازی در دنیا نداریم بقیه کارهای ما مقدمه هستند امور اعتباری هستند که باید انجام بدهیم ولی باید منجر به شبیه شدن ما با بهشت حداقل بشود چون انسان برای بهشت که خلق نشده.@ امام کاظم(ع) فرمود بهشت پاداش بدن شماست بهشت منزل است خانه است ولی مقام انسان بالاتر از بهشت هست. حداقل تولد سالم این هست که انسان حداقل تطبیق با بهشت را داشته باشد چیز جهنمی خلاف غیر مناسب با بهشت با خودش نبرد یک چیز اضافه یک چیز بیخود با آن پیوند نخورده باشد که آن را با خودش ببرد این حداقل چیزی است که ما در نفس خودمان باید برای آخرت تهیه کنیم.@ تولدی که نمیدانیم چه موقع میرسد و هر لحظه که برسد ما باید آماده باشیم غفلت از اینجا معنا پیدا میکند که من این ماهیت جنینی خودم و ماهیت رحمی دنیا را فراموش بکنم این بیتوجهی به ماهیت جنینی خودم و ماهیت رحمی دنیا باعث میشود که وقتم را جوانیم را صرف اهدافی بکنم که هیچ فایدهای برای آخرت من ندارند.@ صرف کسب امتیازات و شئوناتی بکنم که در بهشت اصلاً برای آن ارزشی قائل نیستند پشیزی آنجا به درد نمیخورد این را غفلت میگویند غفلت یعنی من نفهمم که یک جنین در رحم دنیا هستم و به زودی وارد آن عالم میشوم.@ و حالا در تصمیمگیریهایم انتخابها ارتباطات رفتار و چینشهای فکری خودم به گونهای انتخابات را انجام بدهم انتخاب دوست انتخاب رشته تحصیلی انتخاب همسر انتخاب رشته انتخاب محل زندگی انتخاب دیدنیها انتخاب شنیدنیها انتخاب مطالعات انتخاب درسهایی که باید بخوانیم انتخاب رفتارها انتخاب عبادت به گونهای رفتار بکنم که چیزیش به درد آخرت نمیخورد آنجا فایدهای ندارد من را شبیه بهشت نمیکند.@ علائمش را هم که در سالهای گذشته توضیح دادیم چون موضوع غفلت موضوع فوقالعاده مهمی هست انشاالله جلسات آینده باز من آینهها را میگویم چون شما باید دقیقه به دقیقه لحظه به لحظه این توان شخصی را هر کس داشته باشد که بتواند بفهمد الان نسبت به آخرت در چه جایگاهی قرار دارد.@ یعنی یک آینه جلوی خودش بگیرد ببیند من الان اگر متولد بشوم ریخت و قیافهام به درد بهشت میخورد یا نه این یک امر لازمی است خدا هم برای ما این مقیاسها را قرار داده معصومین(ع) هم این مقیاسها را قرار دادند پس موضوع غفلت خیلی خیلی مهم هست.@ غفلت یعنی من خود حقیقیم را گم بکنم دچار خودگمگشتگی بشوم و به جای اینکه به خود حقیقیم برسم به خودهای قلابی و خودهای طفیلی خودهای مهمان به آنها برسم قبلاً توضیح دادیم که ما پنج خود داریم خودهای جمادی و حسی خودهای گیاهی خودهای حیوانی خودهای عقلانی و خودهای فوق عقلانی.@ ما فقط در بخش فوق عقلانیمان انسان هستیم در بخشهای پایینی این خودهای عقلی، علمی، خیالی، وهمی، حسی اینها همه خودهای طفیلی هستند خودهای میهمان ما هستند یک خود مرکبی هست که ما باید سوار آنها بشویم و خود اصلی را به مقصد برسانیم.@ غفلت یعنی اینکه من به جای اینکه به خود حقیقیم توجه بکنم خودهای قلابی و ناخودها را به آن توجه بکنم و به جای اینکه در رحم دنیا خود حقیقیم رشد بکند تا بزرگ بشود منطبق با بهشت بار بیاید از آن غفلت میکنم و کوچک نگه میدارم اصلاً برایش چیزی تهیه نمیکنم ولی خودهای قلابیم را بزرگ میکنم.@ ولی این خودهای قلابی هر چند بزرگ میشوند کمالاتی را بدست میاورند اما این کمالات فقط به درد حیات دنیا میخورد ارزش و اعتباری برای حیات آخرت ندارد چیزهایی که من برایش وقت گذاشتم به کار آخرت من نمیاید من را شبیه شرائط زیستی بهشت نمیکنند تجهیزات به درد بخور برای من نیستند برای آخرت و حیات پیچیده آخرت.@ وقتی میگوییم غفلت یعنی چی؟ غافل شدن یعنی چی؟ یعنی به جای من حقیقی به من قلابی برسد. حالا من چند روایت درباره غفلت برای شما بخوانم و انشاالله این مقدمهای باشد برای جلسه آینده که مبسوط به موضوع غفلت میپردازیم.@ از امیرالمؤمنین(ع) میفرماید که(اَلغَفلَۀُ اَضَرُ الاَعداء) غفلت پرضررترین دشمنان هست یعنی دیگر از این دشمن بدتر ندارد دشمن ما یک کسی بیرونی نیست که بیاید ما را بکشد او اگر ما را بکشد ما به فیض شهادت میرسیم یا با مظلومیت کشته میشویم این برای ما بد نیست.@ دشمن ما منهای قلابی ما هستند هوسهای پیدرپی منهای قلابی و منهای طفیلی، دستورها، حاکمیت منهای قلابی و من حقیقی، سفارشها نق و غرها بهانهگیریهای منهای قلابی و طفیلی نسبت به من حقیقی این برای ما دشمن هست.@ لذا احمقانهترین کار این هست که انسان خودهای قلابی را دوست داشته باشد و ترجیح بدهد آن را به خود حقیقی خودش و این کودک عزیز روان را که از خداوند در ما دمیده شده آن را رها بکند به آن توجه کند به تغذیهاش به پرورشش به تعلیمش و به تجهیزش توجه نکند.@ لذا خیلی زیبا میفرماید(اَلغَفلَۀُ شیمَۀُ النُوکا) غفلت خصلت آدمهای احمق است احمق به کسی میگویند که میخواهد کار خوب انجام بدهد بد انجام میدهد(یُریدُ اَن یَنفَعَک فَیَضُرُه) میخواهد به تو سود برساند ضرر میزند دوستیهایش خاله خرسه است احمق یعنی این یعنی کار را به جا انجام نمیدهد به جای کار اصلی وقتش و عمرش صرف کارهای غیر ضروری میشود این را آدم احمق میگویند.@ آدمی که قدر عمر جوانی و وقتش را نمیداند و سرمایهگذاریش در چیزهایی هست که به جای اینکه در او تولید قدرت شادی آرامش محبت و خوشبختی در دنیا و آخرت بکند در او تولید غصه رنج افسردگی دعوا درگیری پریشانی اختلاف ناآرامی و اضطراب میکند عمرش و وقتش را، این را احمق میگویند سرمایهگذاری در چیزهایی که هم دنیا را خراب میکند هم آخرت را.@ پس(اَلغَفلَۀُ شیمَۀُ النُوکا) غفلت خصلت افراد احمق هست پس باز یادمان نرود غفلت یعنی فراموشی خود حقیقی و توجه به خودهای قلابی خودهای طفیلی. باز علی(ع) میفرماید(اَلغَفلَۀُ ضَلالُ النُفوس وَ عُنوانُ النُحوس) غفلت گمراهی جانها و سرلوحه نحسیها است.@ به محض اینکه انسان خود حقیقی را فراموش کرد دقیقاً مثل این هست که در رحم مادر یک جنینی از زمانی که داشته بدنسازی میکرده مناسب با شرائط زیستی دنیا متوقف میشود و یک دفعه چیزهایی را تهیه میکند که اصلاً نه به درد رحمش میخورد و نه دنیایش.@ مثل بچهای که شروع میکند انگشت ششم و هفتم یا دست اضافه یا سر اضافه یا صورت اضافه میسازد یک اتفاقات اینطوری میافتد اینها را من دیدیم نشنیدم دیدم بچههایی که دو تا صورت دارند یک صورت جلو یک صورت عقب، بچههایی که دو تا سر دارند بچههایی که پنج تا سر دارند آنوقت به جای این دو تا صورتی که اضافه آورده میبینی دست ندارد پا ندارد.@ حرکت متوقف نمیشود در رحم حرکت سازندگی متوقف نمیشود ولی این حرکت یا درست انجام میشود یا غلط یعنی انسان دائماً در حال دریافت و رشد است یا جهنم و یا بهشت، دارد دائماً میسازد چیزهایی که یا به درد آخرتش میخورد یا آنجا برایش مضر است خنثی نداریم.@ اصلاً ما شنیدنی خنثی نداریم موسیقی خنثی نداریم دیدنی خنثی نداریم کتاب خنثی نداریم کلاس خنثی نداریم استاد خنثی نداریم درس خنثی نداریم درس، کتاب، استاد، دیدنیها، شنیدنیها، لقمه، خوردنیها یا دارند بهشت میسازند یا جهنم میسازند اصلاً اینکه در من اثر نمیگذارد اصلاً برای من مهم نیست اینها فقط یک شوخی هست یک ناآگاهی هست چون نفس دارد دائماً جذب میکند و شکل میسازد.@ نفس دائماً(إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً) دیدنی اضافه و حرام، شنیدنی اضافه و حرام نفس را تبدیل به حیوانات و جانوران و موجودات وحشی آنجا میکند لقمه حرام همینطور هست اینطور نیست که بگویی اگر من این فیلم را ببینم به جایی برنخورد یا این چیز را بشنوم به جایی برنخورد یا این چیز را بخورم به جایی برنخورد پس دائماً ما در حال شدن هستیم.@ همانطور که جنین دائماً در رحم مادر در حال بزرگ شدن هست این بزرگ شدن گاهی وقتها مناسب با شرائط زیستی دنیاست که به تولد سالم یا سالم قوی منجر میشود یا ضعیف است یا بیمار است یا ناقص است و یا معلول هست یک طوری بالاخره دارد بزرگ میشود.@ پس ما دائماً در حال بزرگ شدن هستیم در حال شکلگیری هستیم حالا یا شکلهای حیوانی یا شکلهای انسانی، وقتی که حرکت جنین از تبدیل شدن به حالتهای انسانی متوقف میشود بزرگ شدنش هم متوقف میشود رشدش یا نه؟ نه، در یک جهت دیگر دارد رشد میکند.@ دارد مثلاً دست اضافه درست میکند پای اضافه درست میکند سر اضافه درست میکند و این خیلی خطرناک میشود غفلت یعنی انسان از حرکت صحیح به سمت آخرت بازمیماند ولی دارد حرکت ناصحیح به سمت آخرت میکند از حرکت به تولد سالم غافل میشود متوقف میشود مسیرش عوض میشود میرود به سمت تولدهای دیگر که خیلی خطرناک است.@ لذا علی(ع) میفرماید(اَلغَفلَۀُ ضَلالُ النُفوس) گمراهی جان است جان به جای اینکه به سمت بهشت حرکت کند یا بالاتر از بهشت جان روح به سمت جهنم حرکت میکند به سمت تولدهای بد و خطرناک حرکت میکند(وَ عِنوانُ النُحوس) یعنی سرآمد همه بدبختی همین جاست که انسان به محض اینکه غافل بشود دارد شکلهایش عوض میشود.@ شروع گرفتاریها، بدبختیها، شروع بیماریهای روحی روانی، وسواسها، حسادتها، بدبینیها، بدجنسیها، بداخلاقیها، عصبانیتها، توهمها از همان لحظهای است که ما حرکت سالم را از دست میدهیم.@ حالا الان شخص یک دفعه به خودش میاید میگوید اینطوری شدم اعتماد به نفس ندارم بداخلاق هستم عصبی هستم پرخاشگر هستم حوصله ندارم ناامید هستم و داستان شروع شده این دارد یکسره صفتهای خطرناک به خودش میگیرد.@ خوشحال نیستم شاد نیستم آرام نیستم میبینید که این از آنجایی شروع شده که حرکتش به سمت آخرت حرکت سالمش متوقف شده تغییر مسیر داده(عنوان النحوس) یعنی شروع نحسیهاست شروع شومیهاست جمع کردن صفت، اعضا و جوارحی که به هیچ وجه مناسب ریخت و قیافه آخرتی ما نیست.@ شخص دارد شکل پیدا میکند اما دارد شکل یک اژدها میشود دارد شکل یک میمون میشود دارد شکل یک سگ میشود دارد شکل یک گرگ میشود این تعبیرهایی که پیامبر دارد شکلهای مختلف تغییر شکل انسانی متوقف شده و تغییر شکلهای دیگر دارد پیدا میکند.@ گاهی وقتها هم پیش میاید که مثلاً آدم خودش را خواب میبیند با اینکه حالتهای انسانی دارد اما بعضی از قسمتهای بدنش انسانی نیست مثلاً میبیند پشم درآورده دستهایش همه پشمالو شده چنگال درآورده دندانهایش دراز شده یا بعضی دیگر را ممکن است اینطوری ببیند.@ این نشان میدهد با اینکه این الان آدم هست اصلش فعلاً درست است اما این آدم دچار غفلت است این آدم مسیرش عوض شده و حالا دارد میرود به سمت انحراف جان ببینید چقدر تعبیر زیباست هیچ کس نمیتواند اینطوری برای ما سخن بگوید این معلوم است کسی که دارد حرف میزند معصوم است معلوم است انسانشناس است معلوم است خودش متخصص ساختار نفس انسان و جهان است که میتواند اینطوری با ما حرف بزند.@ در یک کلمه نگاه کنید در یک جمله در یک عبارت(اَلغفلَۀُ ضَلالُ النُفوس) مسیر جان گمراه میشود انسان گمراهی جان پیدا میکند جان به جای اینکه به جانان برسد یا حداقل به بهشت برسد به جهنم میرسد جان شکل بهشت را دیگر پیدا نمیکند.@ روح شکل انبیاء شکل صدیقین شکل شهدا و شکل صالحین دیگر نیست انسان مسیرش عوض میشود این در تغییر الگوها اتفاق میافتد در تغییر سبک زندگی و الگوها انحراف از جان در جان آغاز میشود و شخص به یک سمت دیگر میرود.@ به محض اینکه شما الگوهایتان عوض شد به جای اینکه از این چهار دسته الگو بگیرید انبیاء صدیقین شهدا و صالحین الگوهایتان در ماهواره در اینترنت در فلان ورزشکار فلان هنرپیشه فلان شاعر فلان فیلسوف فلان شخص الگویتان آن سمت رفت جانتان هم عوض میشود چون دارید شبیه او میشوید دیگر شبیه معصوم نمیشوید.@ شبیه انبیاء صدیقین شهدا و صالحین نمیشوید دارید شبیه گرگها درندهها چیزهای دیگر و موجوداتی که انسان دارد به آن سمت میرود پس این را باید خیلی توجه بکنیم که چقدر دقیق است این فرمایشات و ما چقدر خوشبخت هستیم که ما مینشینیم در کلاس امیرالمؤمنین درسهای امیرالمؤمنین و اهل بیت(ع) درسهای قرآن و این معارفی که هیچ جای دنیا دیگر وجود ندارد.@ این معارفی که ما الان داریم از معصومین جذب میکنیم هیچ جای کره زمین هیچ جایی نزد هیچ کس جز معصومین نیست ما باید خیلی شاکر باشیم خدا را که ما را به این سفره عظیم الهی دعوت کردند و راه دادند آیات و روایات معصومین(ع) چقدر ما باید خوشبخت باشیم که بین این هفت هشت میلیارد جمعیت جهان این ما هستیم که میتوانیم این معارف را بخوانیم بفهمیم و انسانی زندگی بکنیم.@ خیلی باید خدا را شکر کرد خیلی باید حق عظیم الهی را درک کرد و شاکر بود خیلی باید حق عظیم اهل بیت(ع) را که با خونشان این را به ما رساندند با شهادتشان با زجرهایی که کشیدند به ما رساندند حق عظیم علمای اسلام، مراجع دینی، روحانیت معظم که با غربت با سختی در طول قرنها این معارف را حفظ کردند و به دست ما رساندند انسان باید بشناسد انسان باید قدردان همه آنها باشد شاکر همه آنها باشد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@