جلسه 012 - ضرورت شناخت احکام دین
شماره جلسه
12
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 012 - ضرورت شناخت احکام دین

در مباحث سال گذشته که داشتیم خدمتتان، در مورد فکر و خیال، کنترل فکر و خیالاتی که به سرمان می زند، تاثیر محیط را در روح عرض کردیم، انسان بزرگ ترین کاری که در دنیا دارد این است که یک روح سالم را تحویل به خداوند تبارک و تعالی دهد. یعنی در قیامت آنچه که از ما می خواهند یک روح سالم است، بزرگ ترین رسالت و وظیفه هر بشری در زندگیش این است که این روح را تهیه کند، سالم به خدا تحویل دهد، اگر سالم ندهد یعنی مریض متولد بشود، این یعنی مشکل دارد، آن طرف باید زجر مداوا را تحمل کند، گفتیم رابطه اش چطوری بود؟ دنیا و آخرت مثل رحم مادر به دنیا هستند، مثل به ای که ناقص متولد می شود، ان شاءالله که ما اینجوری متولد نمی شویم، شیعه ناقص متولد نمی شود، مال غیر شیعه است ناقص، بیمار متولد شویم، بچه ای که بیمار متولد شود اینجا زجر می کشد تا مداوا شود، ما نباید آلوده متولد شویم و بزرگ ترین کارمان این است که روحمان را سالم نگه داریم. و عرض شد که بزرگ ترین رسالتمان این است که برای اینکه روحمان را سالم نگه داریم ورودی های روح را مراقبت کنیم، گفتیم روح از حواس پنج گانه تغذیه می شود، از گوش و چشم و بینی و دهان تغذیه می شود و یکی از راه های تغذیه که انسان بهش توجه نمی کند کلام و گفتار است، یعنی انسان با کلام، وقتی خودش دارد صحبت می کند تغذیه می شود، چه تغذیه سوء چه تغذیه خوب، بحث کلام بحث مفصلی است، به عنوان یکی از راه های تغذیه بشر، حرف زدن، اصلاً ارتباط گفتاری، این ها راه های تغذیه هستند، کل حواس پنج گانه ورودی های روح هستند که بعد می آیند در خیال، شکل می گیرند بعد شخصیت انسان و شاکله انسان را می سازند، شاکله مجموعه و برآورد همه تغذیه هاست، یعنی انسان الآن آن شخصیتی که بنده در مقابل شما نشسته ام، و شما که در مقابل من نشسته اید، این را می گویند شاکله، آنی که الآن اگر بمیریم تحویل آخرت داده می شود، ملائکه می گیرند، مچموعش می شود شاکله، آنی که این چند سال ساختیمش، از راه گوش و بینی و راه های مختلف. اگر کسی بخواهد شاکله اش سالم باشد و بیمار نباشد باید کنترل کند، ورودی های روحش را کنترل کند، یعنی دیدنی ها باید کنترل شوند، شنیدنی ها باید کنترل شوند، بوییدنی هایش باید کنترل شوند تا روح سالم دربیاید، این مطلب خیلی اهمیت دارد. یعنی دقت کند که چه میبیند، چه می شنود، چه می خورد، تمامش دقت دارد. تا بتواند رسالت خودش را انجام داده باشد. یعنی غذای روحش را در واقع نر داشته باشد که من چه غذایی دارم می خورم، آیه 24 سوره عبث می فرماید (فالینظر الانسان الی طعامه) انسان باید به طعام خودش نگاه کند که چه می خورد. امام باقر(علیه السلام) درباره این آیه فرمود (فی قوله تعالی فالینظر انسان الی طعامه علمه الذی یاخذ ممن یاخذه) این یعنی علمی که انسان می گیرد باید ببیند این علم را از که و چه یم گیرد، چه جور یمی گیرد، فقط شخصش هم مهم نیست، منابع علم را باید کنترل کنی. منابع ورودی انسان، منابع اطلاعاتی باید کنترل شوند که اطلاعاتی که دارند به تو می رسند، ورودی های روح تو از کجا می آیند. فالینظر یعنی باید نگاه کنید، دقت کنید. سفارشی که به ما کرده اند در باب علم است، الآن فقط می خواهیم راجع به علم صحبت کنیم، علمی که انسان می گیرد، به ما فرمودند که علمتان را از افراد فاسق و فاسد نگیرید. مواظب باشید منبع اطلاعاتی تان منبع اطلاعات فاسق نباشد. یعنی بعضی از افراد هستند فاسق هستند، فاسد هستند، فاجر هستند، این ها ممکن است چهارتا کلام حسابی هم بلد باشند، به خصوص کلام دینی. کلام غیر دینی را از کافر هم بگیرید حق است. از هرکس بخواهید کلام غیر دینی بگیرید، ریاضیات را می خواهید یاد بگیرید از یک کافر منافق فاسق بروید یاد بگیرید. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شیوه شان این بود که اگر اسرای کافر سواد داشتند، می گفتند برای این که آزادتان کنم، ده تا مسلمان را سواد خواندن نوشتن بیاموزید آزادتان می کنم. هیچ کس هم عارش نمی آمد که یک کافر دارد مسلمانان را درس می دهد، خود پیغمبر هم خیلی خوشحال بود که مسلمانان دارند باسواد می شوند، ناراحت هم نبود که استادشان یک کافر است، دارد سواد خواندن نوشتن یاد می دهد، اما معارف الهی، معارف دینی، این ها کار هرکسی نیستند. افرادی که شهرت به فسق دارند، از ظاهر شما نگاه کنید، تا مسائل باطنی که مشهور هستند به فسق و فجور و فساد اخلاقی. این ها حق ندارند معارف الهی را بیان کنند. بگویند برای مردم. انسان وقتی نشست پای درس این ها، این ها کسانی هستند که مسلح به صورت ها و حرف های مقدس شده اند اما درون خودشان شیطان سوار است، ممکن است قاطی این حرف های حقی که می خواهند بزنند، چهارتا حرف باطل هم بزنند. خیلی خطرناک است. خیلی از این منحرفانی که بعد از انقلاب داشتیم، بعد از انقلاب کسانی که از راه اصیل اسلام بریدند، از امام و ولایت فقیه بریدند و به اعدام کشیده شدند، به خانه های تیمی یعنی فاسدترین جاها کشیده شدند. به اسم اسلام. کسانی بودند که رفتند اسلام را از کسانی یاد گرفتند که اهل دین نبودند، اسلام شناس نبودند. تفسیر قرآنی که مسعود رجبی می کرد و اسلامی که او می خواست درس بدهد معلوم بود نتیجه اش چه می شد. کسانی که علناً در مقابل روحانیت ایستاده بودند. امام (سلام الله علیه) فرمود، این اثبات شده که روحانیت برای اسلام، حکم طبیب دارد، کارشناس است، خائن و احمق است کسی که وقتی مسائل اسلامی دارد به غیر کارشناس مراجعه کند، شما اگر چشمت درد بکند می روی پیش دکتر داخلی؟ پایت درد بکند می روی پیش چشم پزشک؟ یک نفر که این کار را کند، هم خیانت به بدنش کرده هم حماقت کرده، مگر می شود غیر از کارشناس اسلام از کس دیگری نظر اسلامی گرفت؟ کسانی که هیچ چیز بلد نبودند از اسلام، این ها چه سابقه ی اسلام شناسی داشتند که بخواهند الگو و مربی جامعه و مسلمانان باشند، تفسیر قرآن بگویند، به صرف این که دکتر شد، مهندس شد، پروفسور شد، دلیل نمی شود که این اسلام شناس است و تو باید اسلام را ازاین یاد بگیری. شما یک پروفسور در رشته قلب، حاضر نیستی، وقتی چشمت درد می کند بروی پیشش. باید در رشته قلب پروفسور باشد. آن وقت در رشته اهی دیگر پروفسور است مهندس است بعد کلاس تفسیر و اسلام شناسی می گذارد خیلی ها می گوید خوب این مهندس است بارش است، آقا این مهندسه ریاضیات بلد است مثلاً. مهندس از اسمش معلوم است از هندسه می آید ریاضیات بلد است. مهندس عمران است اقتصاد است مهندس مکانیک و برق است این چه ربطی به اسلام شناسی دارد البته این را نمی گویم شما الان کتاب اخلاق اسلامی دانشگاه را یک مهندس نوشته خیلی هم خوب نوشته نمی خواهم بگویم که هر مهندسی این طوری است اما باید دقت شود که اسلام شناس باشد خیلی ها وضع شان واضح روشن است وضعیت اجتماعی و فکری و زندگی شان مشهور به فسق هستند انحرافات فکری دارند بسیاری از منحرفین بعد از انقلاب از کسانی بودند که رفتند غیر از راه خودشان اسلام را یاد گرفتند از غیر از روحانیت اسلام را یاد گرفتند بعد منحرف شدند. دکتر فلان، مهندس فلان، الان هم این مصیبت است این را دقت کنیم که ما علم را می خواهیم بگیریم از کی یاد می گیریم طرف غرض و مرض دارد هزار جور انحراف دارد هنوز بسیاری از مسائل دین برایش حل نشده ولایت حل نشده امامت حل نشده برایش، مسئله به این سادگی و این که هرعقل سلیمی می پذیرد بحث ولایت را، مثلاً بحث ولایت فقیه را که از شعباتش است این نمی فهمد چهارتا کتاب را هم خوانده تحقیقات هم کرده جوان خام می رود پای درسش می نشیند که اسلام یاد بگیرد بعد کلی انحرافات فکری پیدا می کند در دانشگاه یا هر جایی، مثلاً استاد فلانی این طوری گفت بابا آن که اسلام شناس نیست حالا چهارتا بحث اسلامی هم بکند. اسلام متعلق به همه است یک چیزی نیست که پزشکی نیست که زود لو برود اگر کسی بلد نباشد بگوییم این پزشکی است تخصصی است و اگر کسی بلد نباشد زود لو می رود که بلد نیست شما الان بنشین پای درس یکی از مادربزرگ تان می بینید که تفسیر قرآن می گویند و احکام می گویند. این همه احکام من درآوردی که از رساله های گلثوم ننه درآمده مسائل عجیب و غریب به اسم احکام اسلام دارد بیان می شود یا بعضی از خانم جلسه ای ها می گویند از قرآن همینطوری باز هر کس می خواهد یک چیزی بگوید تاریخ اسلام را یک جور تحلیل می کند امامت را داستان زندگی حضرت علی را یک جور تحلیل می کند باز است درش، خیلی به راحتی نمی شود فهمید که اسلام شناس است نیست، تخصص دارد یا ندارد در آن رشته ای که به عهده گرفته یا نه، شما اگر بگویی کامپیوترمی خواهم درس بدهم دو جلسه بروی سر کلاسش می فهمی که این بارش است یا نیست اما مسائل اسلامی اینطوری نیست. برای همین مظلوم واقع می شود. خیلیها می آیند به دست می گیرند که تبحری در رشته خودشان ندارند اینکه فلینظر الانسان الی طعامه یا حضرت به حضرت علی می فرماید: علم الذی تأخذ من من یأخذ بدانید از کی می گیری این جا این دقت را کنید که از کی می گیرید کتاب هم همینطور کتاب را یک آدم منحرف نوشته راجع به اسلام، خوب ما اینهمه کارشناس اسلام داریم شهید مطهری رحمه الله حضرت امام گفت هیچ کس را نمی توانم بگویم آثارش خوب است و چقدر سفارش کرد حضرت امام برای همه ما که نگذارید آثار و کتاب های او با دسیسه ها به فراموشی سپرده شود. خوب شما یک دانه مسائل اسلامی را از یک کارشناس اسلام از یک کارشناس ماهر اسلام مثل مرحوم شهید بهشتی مرحوم باهنر مرحوم مفتح نگاه کنید دقت کنید مطالعه کنید بعد بروید سراغ یک کتاب خارجی، یک کتاب خارجی کی کی نوشته از کشور چین یا ژاپن یا آمریکا. حالا او هم یک نظری داده حالا دلیل نمی شود همه حرفهایش، در آن کتاب ممکن است صد حرف بد هم باشد و صد انحراف هم باشد مثلاً ویل دورانت نوشته، ما بیاییم تاریخ اسلام را از تاریخ تمدن ویل دورانت برداریم بخوانیم یا تاریخ عرب را از گوستاولوبون دربیاوریم بخوانیم یا امام حسین را از جرجی زیدان یاد بگیریم ممکن است حرف های خیلی خوب و عالی هم باشد ولی اطمینان نیست که این غذا همه اش سالم باشد غذای روحی هم اینگونه است که انسان به راحتی و ظرافت انحراف پیدا میکند. تقریبا راجع به ولایت یک چیزی را می نویسند یک جوان کم تجربه می گیرد می خواند تحقیق هم نکرده خود به خود ذهنش منحرف می شود با ظرافت، الان طوری شده که طرف در زمینه مسائل اسلامی کتاب می نویسد. طرف هم کتاب اسلامی می خواند اما منحرف میشود. این که حق نداری هر کتابی را باز کنی و دستت بگیری. پای سخنرانی هر کسی بروی. اول کارشناس های خودمان متخصصان، در همه رشته ها همین کار را می کنیم معیار می گذاریم محک می گذاریم. کتابهای خوب و ناب و عالی مرحوم مطهری نوشته این ها را بخوانید اگر واقعاً تشنه اسلام هستید ده ها مسئله را ایشان راجع بهش کتاب نوشته مطالعه کنید. این را خیلی دقت کنید. میگویم چون بحث علم است راجع به مطالعه و سخنرانی عرض می کنم ولی فلینظر الانسان الی طعامه سر دراز دارد. به همه ورودی های روح ما تعلق می گیرد. این یک نکته.

راجع به عرایض قبلم یک نکته را بگویم که خیلی مهم است خیلی دقت کنید من ده سال الان با جوانها ارتباط دارم کلاس و کار علمی دارم شاید هیچ قشری را شما نتوانید نام ببرید که من با آنها کار علمی نکرده باشم. هیچ قشری، اشتباهی که غالباً میکنند به خصوص جوانهای عزیزی که می خواهند مطالعه را شروع کنند این مسأله را نمی دانند که اسلام یک مجموعه است. به قول امروزی ها یک سیستم است یک ارگان است اگر کسی بخواهد اسلام را مطالعه کند یا نظر بدهد باید به کل این سیستم آگاهی داشته باشد. باید به کل این مجموعه آگاهی داشته باشد و بفهمد آن را، کسانی که مطالعه نداشته باشند و جز جز کار کرده باشند اینها مثل آن قضیه فیل شناسی مردمی است که در تاریکی می خواستند بدانند چی است مولوی می گوید یکی پایش را گرفته بود گفت عجب ستونی است یکی گوشش را گرفته بود می گفت عجب بادبزنی است در تاریکی چند نفر دست بزنند به فیل این نمی شود کسانی می توانند اسلام را خوب درک کنند و نظر بدهند که به این مجموعه آگاهی داشته باشند و بفهمندش دست به جز بزنید نمی توانید بفهمید آن را. شما می روید دکتر یک مثال بزنم برایتان وقتی نطفه تشکیل می شود یعنی سلول اسپرم و تخمک لقاح میکند وسلول تخم تشکیل می شود این سلول تخم در مراحل تقسیم یک توده سلولی درست می کند این توده سلولی به سه قسمت تقسیم می شود که خواندید دیگر. این سه قسمت هر کدام شان یک سوم بدن را می سازند دقیق نه از نظر اندازه. یعنی از سه تا قسمت ساخت کل بدن انسان شروع می شود پس کل بدن انسان ریشه در سه جا دارد شما دکتر می روید می گویید سرم درد می کند اول دوا می دهد آمپول می دهد قرص می دهد بعد از مدتی می گوید برو فلان دندانت را بکش می گویی ای بابا من که سرم درد می کرد می گوید دندانت را بکشی سردردت خوب می شود می کشی می بینی که سردردت خوب شد. حالا ما که پزشکی نخواندیم و نمی فهمیم می گوییم دندان چه ربطی به سر دارد، می گوید فلان دندان خاصت را بکشی. یا فلان جات درد می کند یا می گوید فلان جایش را عمل کنید. مثل آپاندیس، آپاندیس یک جای دیگر است دردش یک جای دیگراست یا یک جای بدن شما درد می کند دکتر می گوید از یک جای دیگر عکس بگیرید چرا چون این ها ریشه های جنینی دارد چون اینها در دوران جنینی با هم ارتباط داشتند الان هم این بدن ساخته شده به عنوان یک مجموعه است هنوز ارتباطات جنینی خودشان را حفظ می کنند از این کارها شما در پزشکی زیاد می بینید در مسائل اسلام باید اسلام را هم به عنوان یک مجموعه بشناسیم و بتواند با عقل خودش جور در بیاید. آخر یعنی چی کسی برای سیدالشهدا گریه کند من بکی او ابکی او تبکی فلوجبت له الجنه گریه کند یا گریه بیندازد یا خودش را به گریه کردن بزند این بهشت برایش واجب می شود. الکی خودش را به گریه بزند حالا شما بیایید این را تحلیل کن خیلی ها هم می آیند می خواهند تحلیل عقلی کنند نمی توانند می گویند با عقل ما جور در نمی آید. اولاً مسائل اسلام همه اش را می توانید با عقل تحلیل کنید هیچ چیزش خلاف عقل نیست اما به شرطی که اسلام را کاملاً بشناسید. این همه گفتند شما تظاهرات معنوی داشته باشد سیاه بپوشید گل بمالید در سر و سینه بزنید نتیجه اش چی می شود نتیجه این می شود که در هزار سال تظاهرات خدا هم برای هزار سال ثواب می نویسد نتیجه اش چی می شود نتیجه اش می شود حکومت اسلامی همان چیزی که خود پیامبر و حضرت زهرا منتظرش بود. امیرالمومنین هم منتظرش بود تخمی است که الان می پاشد ولی هزار سال بعد اسلام برداشت می کند از آن ما چی می فهمیم. انقلاب اسلامی که قطعاً مقدمه ظهور امام زمان از اینجا مقرر شود آن هم در ایران، ما نفهمیم صد سال پیش هم نمی فهمیدند که این سینه زنی ها برای چیست، کجا نتیجه می دهد خوب الان نتیجه داد.

اگر اسلام را کاملاً شناختی آن وقت می توانی بحث تحلیلی کنی. وگرنه همان کاری که تمام ملت اسلام می کنند سمعاً و طاعتاً آنی را که می شنوی از علمای دین شان می شنوند و عمل می کنند نمی گویند با عقل من جور در نمی آید کسی که سینه زنی کرد برای اباعبدالله گل مالید پا برهنه راه رفت، هیچ کس همه همین کار را می کنند هم به حج شان می رسند کار به هزار سال می کشد یکجای دیگر نتیجه می دهد. اصلاً عزاداری برای سیدالشهدا از خود خدا شروع می شود قبل از اینکه اصلاً سیدالشهدایی به دنیا بیاید شما در این کتاب راه تکامل چند جلدش را داریم ماجرای کشتی حضرت نوح را که در کوه های ترکیه پیدا کردند کدام کشور می آید درست کشوری که مظهر کفر و بی دینی است در دنیا کمونیست، شوروی کارشناس هایش را می فرستد ترجمه اش را ما داریم قطعه چوب هایی که پیدا می کنند مشخص می شود که از کشتی نوح است ترجمه اش را بخوانید این را ایرانی ها ترجمه نکردند عرب ها هم نکردند مسلمانها هم نکردند کمونیست ها ترجمه کردند یک دانه از آن دانشمند هایی که کار کردند روی آن ببینید چه نوشتند الان آن موزه در کشورهای اسلامی هم نیست که نوح خدا را به پنج تن قسم می دهد که خدایا من ترا قسم می دهم به این این که این کشتی را به سلامت برسانید به مقصد ما را هدایت کنی چند صدهزار سال از تولد سیدالشهدا. حضرت آدم گریه می کند برای سیدالشهد می خواهیم عقلی بنشینیم بررسی کنیم چون اسلام را مجموعه نمی شناسیم نمی توانیم تحلیل کنیم. الان که انقلاب اسلامی را دیدیم می فهمیم که چقدر ارزش دارد آدم برای سیدالشهدا گریه کند. که ختم شود به ظهور امام زمان علیه السلام و کسی که همه دنیا را نجات بدهد. این چیز کمی نیست. که هزار سال خدا برایش مقدمه بچیند و بسیاری از مسائل دیگر است در اسلام که اگر کسی انجام دهد بخواهد به صورت تجزیه و فردی مورد مطالعه قرار دهد شاید به هیچ چیزی نرسد چرا این طوری است اما جای دیگر ظهور پیدا می کند به شما می گوید شما نماز جماعت بخوان از ده نفر که بیشتر شود هیچ کس نمی تواند ثواب نماز جماعت را حساب کند. ما هم می گوییم خوب ما هم هر روز به این نماز جماعت شرکت می کنیم چه اثری دارد خوب انقلاب اسلامی را بزرگترین معجزه قرن را و دهه مبارکه فجر را به قول مقام معظم رهبری که در طول تاریخ بی سابقه بوده از همین نماز جماعت ها داریم. می گویند بروید در جمعه شرکت کنید با اجتماع باشید در جمع باشید ما می گوییم خوب چه فایده ای دارد این. بودیم یا نبودیم اما بهره برداری قرار است جای دیگر شود. یا اسلام را به صورت یک مجموعه می شناسیم که بتوانیم خوب تحلیل کنیم یا اگر نشناختیم نظر کارشناس را قبول می کنیم. بیمار حق ندارد بگوید من سرم درد می کند تو چرا گفتی برو دندانت را بکش. اگر من پزشکم می دانم. کارشناس این طوری تشخیص داده دین این طوری به ما می گوید اسلام یک مجموعه است تا کسی این مجموعه را خوب یاد نگرفته نمی تواند اظهار نظری راجع به این بکند. این فراموش نشود برای همین می گویم که پیش هر کسی نمی شود اسلام را یاد گرفت کتاب هر کسی را نمی شود خواند. این نکته فراموش نشود.

چه ما چه هر کس دیگر هر مقدار هم بخواهد سواد داشته باشد در هر رشته ای اگر اسلام را و قوانین آن را تنهایی مورد مطالعه قرار دهد شاید به بن بست برسد بعد بگوید که عقلی نیست نمی فهمم بعد بگذارد آن را کنار. از این قوانین ما در اسلام الا ماشاالله داریم و چون یک مجموعه است ما این را در یک مجموعه قبول می کنیم. می پذیریمش این را بدانید نفهمیدیم خوب است انسان بفهمد این را اذا ارادالله عبداً خیرا فقههُ لدینه موقعی که خدا خیر بنده ای را بخواهد او را فقیه در دین می کند خیلی خوب است این را بفهمیم. اگر نفهمیدیم هنر ما این است که ایمان به متخصصین خودمان داریم. ایمان به معصومین داریم که اشتباه نمی کنند. و اسلام هم تا الان به دوش اینها بوده انقلاب اسلامی را کسانی کردند که غالب شان قریب به اتفاق شان کارشناس اسلام نبودند اما مطیع بودند ولایت سرشان می شد یعنی همان چیز که ولایت فقیه و مرجع تقلید شان گفته همان است و غیر از آن نیست. 8 سال مردم شهید دادند خون دادند هیچ کس نرفت از امام سوال کند برای چی است، بعد هم امام قطعنامه پذیرفت هیچ کس نرفت از امام سوال کند که چرا، پس این 8 سال جنگ ما چی شد. این مردم هستند که به قول رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بالاترین مردم از نظر یقین هستند این مردم ارزش دارند. مردم ایران هستند که پیامبر فرمود به برادران من سلام برسانید گفتند ما هم برادران تان هستیم گفت نه شما اصحاب من هستید معجزه و وحی بر من نازل می شود ما دارید می بینید اینها را، چاره ای ندارید که ایمان بیاورید من در بین شما هستم برادران واقعی من کسانی هستند که در آخرالزمان می آیند و بدون اینکه من را دیده باشند و جانشینان من را دیده باشند ایمان می آورند به حرفهای من، واقعاً درود بر مردم ایران. درود بر مردم ایران.

این یک بخش. این یک بخش دیگر را هم بگویم. و عرایضم را خاتمه دهم. مطلب بعد درست مطلبی است که شاید در ذهن در ابتدا بیاید ضد این مطلب این مطلب قبلی است که عرض کردم و آن داشتن روحیه آزاد اندیشی و حق طلبی و لو از اهل باطل باشد. یعنی انسان تشنه ی حق باشد تشنه ی علم باشد و لو این علم را بخواهد از کافر بگیرد یا از اهل باطل بگیرد. که البته با توضیحی که اول دادم ان شاءالله مشکلی در ذهن پیش نمی آید. تقسیم کردیم علوم را، کدام علم را داریم می گوییم. فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون حسنه بشارت بده به بندگان من آنهایی که همه ی حرفها را می شنوند و بهترین شان را انتخاب می کنند. اگر انسان روحیه آزادمنشی و آزاد اندیشی داشته باشد همه ی حرفها را درست بشنود موفق است که بهترین را انتخاب کند. اما بنده به شما عرض کنم من یک نفر را ندیدم حتی یک نفر را به عنوان نمونه از کسانی که خلاف مسائل اسلامی نظر می دهند رفتار می کنند مثلاً نماز نمی خواند یا روزه نمی گیرد، مسائل این چینینی مقید نیستند که واقعاً شجاعت شنیدن حرفهای اسلامی را نداشته باشند. آن چپی ها و آنهایی که کار سیاسی کردند مارکسیسم، ما دیدیم با آنها صحبت کردیم و بحث کردیم هر وقت می گفتیم شما یک دور قرآن را خواندی؟ نه نخواندم. یک دور کتاب های شهید مطهری را، کتاب های شهید مطهری را تحریم کرده بودند که هیچ کدام از اعضایش حق ندارند به خصوص روش رئالیسم استاد را مطالعه کنند. تمام دین و مکتب شان را در همان رئالیسم زدند مرحوم علامه استاد مطهری. جرأت نداشتند بیایند تعصب های جاهلیت، عین همان چیزهایی که ما در ابولهب و ابوجهل می بنییم که در گوش شان پنبه می گذاشتند که نشنوند یجعلون اصابعهم فی اذانهم انگشت هایشان رادر گوش می کردند که نشنوند، من ندیدم یک نفر که بگوید من تمام مسائل اسلامی را شنیدم پای صحبت یک متخصص نشستم، ما دینی داریم که مرحوم استاد مطهری می گفت یک استاد مسلمان حق ندارد که در یک دانشگاه برود مارکسیست درس بدهد چون می گفت این استاد مسلمان تخصصی در مارکسیست ندارد برود درس بدهد مارکسیست را خراب درس می دهد. و این خلاف آزاد اندیشی است استاد مطهری کسی بود که در دانشگاه در رژیم شاه می گفت که دانشگاه باید برای درس مارکسیست استاد مارکسیست بیاورد تدریس مارکسیسم بکند بعد هم ما برویم حرف مان را بزنیم برای مسائل اسلامی هم نرود یک توده ای بیاورد یک مارکسیست نیاورد یک مشروب خور نرود بیاورد، ما داشتیم در دانشکده الهیات کسانی که معارف اسلامی درس می دادند بعدش هم در تفریح در دفتر مشروب می خوردند اینطوری نه. یک متخصص برود درس بدهد.

اینقدر آزاد اندیشی داشتیم. اسلام اینطوری است هیچ تعصبی ندارد. ولی اینکه بشنود حرفها را حتماً همه آن کسانی که ما دیدیم خلاف این راه را رفتند کسانی بودند که از شنیدن فرار کردند می دانستند که اگر بشنوند ممکن است مسئولیت بیاید رو گردن شان، و مردانگی تحمل شکست و اشتباه را نداشتند ولی یک آزاد مرد مثل احسان طبری را می بینید هر چند اشتباه کرد 70 سال فرار کرد از شنیدن ولی وقتی در زندان افتاد مردانگی کرد و شنید کتاب کجراهه را بر می دارد می نویسد ایدئولوگ مارکسیست کتاب کجراهه را می نویسد می گوید ما 70 سال اشتباه کردیم و با شجاعت هم می نویسد. و یک احمقی مثل کیانوری می گوید که نه اینها خیانت کردند به آرمان سوسیالیست شجاعت شنیدن ندارد نمی تواند بشنود. قرآن می گوید همه حرفها را بشنوند بشارت بده به بندگان من همه را بشنوند بهترین را انتخاب کنند، زور هم نمی گوید اسلام مفصل دردروس راه شناسی عرض کردیم هر جا اسلام مطلبی را بیان کرده کفار خلافش را بیان کرده گفته قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین دلیل تان را بیاورد دلیل. حرف منطقی، بیاورید. نه حرفهای متعصبانه حرف منطقی بیایید بزنید. می گوییم این قرآن کار خداست کار بشر نیست می توانید مثلش را بیاورید. ان کنتم فی ریب مما ... ان کنتم صادقین حرف از این مردانه تر، اگر می دانید این کتاب از طرف خدا نیست یک کتاب مثل این بیاورید ان کنتم صادقین. اگر راست می گویید یک جای دیگر قرآن به قول امروزی ها آوانس می دهد می گوید نمی خواهد بیاورید فاتوا بعشر مفتریات بمثله. گفتند این مفتریات است افترا است، بافتند، می گوید اینها می گویند این مفتریات است بافتند این را، می گوید ده تا از این مفتریات و بافته شما هم بیاورید. می توانید نمی خواهد 114 تا ببافید بیارید ده تا ببافید. کو 1400 سال کو، از نزول قرآن گذشته کی توانسته بیاورد ده سوره، جای دیگر فرموده فقط یک سوره بیاورید. در سوره اسراء فرمود قل لو ... ان یأتو بهذا القرآن ... ظهیراً اگر کل انس و جن جمع شوند که کتابی مثل این بیاورند نمی توانند حتی اگر جن ها وانسان ها هم همکاری کنند با هم نمی توانند کتاب مثلی قرآن بیاورند. گفت یک کتاب، بعد گفت نمی خواهد یک کتاب بیاورید ده تا سوره بیاورید بعد گفت یک سوره بیاورید مثلش، کو. میلیاردها دلار دارند خرج می کنند چرا نتوانسته بیاورند چرا دشمن تا الان در همه جبهه ها آمده به جنگ ما اما در جبهه قرآن نتوانسته به جنگ ما بیاید این می شود حرف مردانه. حرف دارید بیایید بزنید. خداوند می فرماید بندگان خوب من کسانی هستند که همه حرفها را بشنوند شجاعت شنیدن داشته باشند بدون تعصب و بهترین را انتخاب کنند.

این آزاد اندیشی اسلام است آزاد فکری اسلام است. حالا بگذریم اگر یک بچه مسلمان می ترسد روبرو شود با یک کافرین این از ضعف خودش است عیبی ندارد هیچ کس از جوان انتظار ندارد که بتواند همه مسائل را خیلی زود احاطه علمی پیدا کند. ولی خوب باید مطالعه کرد کارشناسان ما لرزه و تزلزلی ندارند از این که با دشمن روبرو شوند. ما مناظره آزاد هم اول انقلاب گذاشتیم در تلویزیون هم گذاشتیم گفتیم هر کس حرف دارد بیاید بزند چه در جنبه ایدئولوژی چه در جنبه سیاسی، دو تا مراسم تشکیل شد. یک مناظره ائدئولوژی بود که سران کمونیست و آن گروه های دیگر آمدند خوب مرحوم بهشتی آمد آقای مصباح آمدند و صحبت کردند سه چهار جلسه گذشت گفتند ما نمی آییم، خوب شما اگر حرف دارید حرف حق دارید تلویزیون را کی در اختیار شما می گذارد در کشورهای شما که اختناق است کشورهای دیگر جرأت نمی کنند کسی حرف بزند در رژیم گذشته اگر یک اطلاعیه از کسی می گرفتند پوستش را می کندند آن کشورهایی که شما از آنها دم می زنید مثل شوروی دورش سیم خاردار کشیدند و رادیوهایشان هم یک موج است موج دوم هم ندارند که مردم گوش کنند. از جای دیگر خبر بیاورند رفت و آمد هم در آن ممنوع است اختناق کامل، دیوار آهنی، در آمریکا هم همینطور است اینجا نظام جمهوری اسلامی به شما گفته برای 35 میلیون نفر بیاید حرف تان را بزنید گفتند ما نمی آییم. خلاف مصالح سازمانی است که ما بیاییم صحبت کنیم، مگر شما نمی گویید حرف ما حق است مگر نمی خواهید مردم را دعوت کنید به راه خودتان خوب این تلویزیون در اختیار شما این هم کارشناسان اسلامی، اینها را شما شکست بدهید. گفتند نمی آییم. این جلسه ایدئولوژی شان، این بود. جلسه سیاسی شان هم مرحوم بهشتی از طرف جمهوری اسلامی بود شرکت کرده بود نیامدند دو سه جلسه آمدند گفتند ما نمی آییم. خوب این گنده های شما بودند که این کار را کردند. این یک نکته. نکته بعد این است که مسائل را اگر یاد می گیریم یک نکته ای من در آن جلسه عرض کردم که از کساد علم نترسید. در نیت های علمی در جلسه قبل گفتم در نیت یادگیری علم به ما گفتند که علم را یاد بگیرید برای عمل خودتان. اگر کسی رانندگی یاد گرفت و خودش ماشین راند، دارد خودش استفاده می کند حالا اگر کسی هم نیامد پیشش رانندگی یاد بگیرد بهش بر نمی خورد چرا که رانندگی را برای خودش یاد گرفته من خواندن و نوشتن بلدم دارم از خودم استفاده می کنم حالا کسی نیامد نیاید. کسی علم را یاد نگیرد برای تبلیغ خودش و تبلیغ مرام خودش مرام نه دین. خودش، علم را یاد بگیرد برای عمل خودش. فرمود هر کس علم را یاد بگیرد برای عمل او از کساد علم نمی ترسد از اینکه کسی بیاید دنبالش. علم را دنبال این باشیم که برای اینکه خودمان به کار بگیریم استفاده کنیم اگر ما به کار گرفتیم دیگران هم که آن حرفها را به ما می زنند اگر به کار نگرفتند ضربه ای به ما نمی زنند. علیکم انفسکم لا یضرکم من ذل اذاهتدیته شما به فکر خودتان باشید دیگران اگر گمراه شدند گمراهی آنها به شما لطمه ای نخواهد زد در درجه اول. بعد به فکر دیگران هم باشید. اما اینکه من این حرفها را از این آقا یاد نمی گیرم چون خودش عمل نمی کند، فرمود نه اینطوری نگویید انظر الی ما قال، و لا تنظر ای من قال. ببین چی می گوید نگاه نکن کی دارد می گوید این حرفها را. چون تو برای قبرت به این نیاز داری. مگر وقتی می خواهی رانندگی یاد بگیری می گویی که این که دارد یاد می دهد مثلاً کمونیست است مسلمان است یا کافر است نه، می گویی می خواهم یاد بگیرم برای کاربرد خودم. البته نمی گویم که مسائل اسلامی رااز افراد فاسق و فاجر یاد بگیریم اما این یک مرض فراگیر است که شیطان می آید سراغ انسان، که هر وقت انسان می خواهد یاد بگیرد از کسی برای اینکه نفسش را تبرئه کند و عمل را بر خود تحمیل نکند اولین کاری که می کند شخصیت گوینده را مورد ارزیابی قرار می دهد تا بتواند ایرادی بگیرد و بعد عمل نکند. پشتوانه قرار داده اگر بنده که دارم به شما عرض می کنم فردا دیدید من را به جرم یک گناه یا فحشایی اعدام کردند نمی توانید این ارتکاب بنده را به فحشا پشتوانه ای قرار بدهید که به آن عمل نکنید چون از شما در قبر حساب می برند. قبر شما و بنده جداست حساب شما با حساب بنده جداست بگویید که بابا این دو سال برای ما حرف زد اینطوری شد ما برویم دنبال کار خودمان ولش کن، شما نمی توانید بگویید ولش کن چون قبر شما جداست و این وسوسه بزرگی است که شیطان با خیلی هایی که می خواهند یاد بگیرند می کند. یعنی به جای اینکه به آنها بگوید بنشینید یاد بگیرید و خودتان یاد بگیرید خردشان می کند در شخصیت گوینده، الان در بحث حق گوینده بر شنونده حق معلم بر شاگرد می گویم که اسلام چقدر عالی برخورد کرده. یعنی اسلام روابط شاگردی و استادی را می پذیرد و ضمن اینکه قبول می کند که استاد ممکن است خودش به عیب هایی هم دچار باشد اما می گوید این رابطه باید باشد و شاگرد هم نباید به هیچ وجه به این عیب ها کار داشته باشد.

که عیب های گوینده را پشتوانه ای برای آلودگی خودتان برای سستی در عمل قرار ندهید می فرماید انظر ما قال و لا تنظر من قال. ببین چی می گوید کی گفت مهم نیست. برای همین حضرت امام باقر علیه الیلسام فرمود علم را بگیرید از کسی که حتی خودش به آن عمل نمی کند در مورد گفتنش همینطور است این وسوسه بزرگی است در بحث جهل هم گفتم الجهل و معدن الشر اصل کل فسادٍ ریشه هر فسادی است. بیشترین بهره برداری که دشمنان ما می کنند یعنی شیطان در درجه اول و شیطان صفتان در درجه بعدی از جهل مسلمان هاست. بیشترین کاری که می کنند این است که مسلمانها را در جهل نگه دارند به عالم وسوسه می کنند که تو نگو به این بهانه که تو ممکن است عمل نکنی. تو که عمل نمی کنی نگو. امام باقر علیه السلام فرمود بگو می گویم ان شاءالله خودم هم موفق به عمل خواهم شد. می گویم تا عمل کنم. بعد فرمود بگیرید ولو اگر کسی عمل نمی کند این دو حربه شیطان را از دست شیطان در می آورد که شنونده از شنیدن منصرف نشود و گوینده از گفتن منصرف نشود که مسائل اسلامی رشد پیدا کنند صد نفر ممکن است بیایند سر کلاس یک استادی یک نفرشان فردا شود یک لشکر. و این ارزش دارد ممکن است آن 99 نفر استفاده زیادی نبرد اما اگر قرار باشد این جلسات تعطیل باشد آن افرادی که باید ساخته شوند و زمام امور جامعه را به دست بگیرند و سکان اسلام را در دست بگیرند نمی شود بسیاری از فیوضات از بین خواهد رفت لذا به این وسوسه ها توجه نباید شود.

والحمدلله رب العالمین.