جلسه 010 - ضرورت شناخت احکام دین
شماره جلسه
10
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 010 - ضرورت شناخت احکام دین

بحثمان پیرامون ضرورت تحصیل علم و آشنایی با دین بود، دو سه جلسه بیشتر از بحثمان نمانده ولی مطالبی که هستند مطالب بسیار مهمی هستند. بحثمان درباره ی علم آموزی و تحصیل علم دین، به ارزش علم رسید این که علم از عبادت هم بالاتر است و عالم از عابد بالاتر است. مسائل دیگری هم گفته شد که امشب ادامه می دهیم، قبل از آن باز از باب تاکید من چند روایت را پیرامون ضرورت علم، قبل از هر عملی می خوانم، بعد مجدداً بحث را ادامه خواهیم داد. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: (العامل غیر بصیره کالسائر علی غیر الطریق و لا یزیده سرعت السیر من الطریق الا بعداً) عمل کننده ی بدون آگاهی، مثل سائر است، سیر کننده ای که به غیر راه اصلی دارد حرکت می کند. هرچقدر سرعت بگیرد در مسیر اشتباهی که انتخاب کرده از مسیر اصلی دور می شود، کسی که توی مسیر نیست، به هر سمت انشعاب زده باشد، در دراز مدت از اصل مسیر دورتر می شود. عرض کردیم مهم ترین سیر انسان، سیر روحی اوست به سمت آخرت، حرکت انسان است به سمت ابدیت، در حرکت به سمت ابدیت، اگر کسی آگاهی نداشته باشد، او یک سره خرابکاری دارد. به قول پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم): (من عمل علی غیر علم کان من یفسده اکثر من ما یصلح) کسی که بدون علم عمل می کند خرابکاریش بیشتر از اصلاحش است. پس در این حرکت یک سره انسان باید اطلاعات کسب کند تا بداند چه می کند. و گفتیم حرکت چون حرکت روحی است، روح ما از اول تولد تا دم مرگ یک سره در ارتباط است با خارج. برای چه می گوییم علم تحصیل کنید؟ علم تحصیل کنید که در این ارتباطات خودش را سالم نگه دارد، چون فرمودند روزی که نه مال و نه فرزند و هیچ چیز دیگری به درد می خورد مگر اینکه شخص با خودش قلب سالم آورده باشد. ما آگاهی را می خواهیم که سلامت قلبمان را حفظ کنیم. بدان هیچ آگاهی مثل طلب سلامت نیست و هیچ سلامتی بالاتر از سلامت قلب نیست، لذا علمی که به ما سلامت قلب ندهد به درد نمی خورد و وبال گردن ماست. نرویم دنبال علمی که منجر به تحصیل قلب سلیم برای ما نشود. (المتعبد علی غیر فقه کحماره تاهونه یدور و لا یبره) از علی (علیه السلام). عبادت کننده بدون علم مثل الاغ آسیابان می ماند. الاغی که می گردد و سنگ را می گرداند که گندم ها را آسیاب کند، شخص مسلمان باشد، اهل مسجد و روزه و قرآن و نماز باشد، اما آگاه نباشد. یعنی روی آگاهی این عبادات را انجام ندهد. این مثل الاغ آسیاب می ماند. دور می زند ولی مسافتی را طی نمی کند. پیشرفتی نمی کند. همین عدم آگاهی هاست، جهالت های متعبدین و مسلمین است که علی (علیه السلام) فرمود چه بسیار عبادت کننده ای که دین ندارد. عبادت هم می کنند اما بی دینند. یعنی شما نمی توانید با اینکه این مسلمان است و نماز می خواند، روزه هم می گیرد، این را متدین بدانی. می فرماید این ها دین ندارند. چه بسیار عبادت کننده ای که دین ندارد. با برادرانشان مثل قصاب که یک گوشت را چطور قیمه قیمه می کند، با برادر دینیش همینطور با خشونت رفتار می کند، با زنش، با بچه اش، دیگران همینطور. رحمی در دلش نیست، مروتی نیست، انصافی نیست. بعد هم انگشتر عقیق دستش، ریش توی صورتش و تسبیح شاه مقصود و صف اول نماز جماعت. برای امام حسین مجلس می گیرد، شام می دهد، اما آگاه نیست، مسلمان فهمیده ای نیست. هر یک از اصحاب ما که فهمید دین ندارد، خیری هم ندارد. دین فهمی چیز دیگری است. لذا مکرر سفارش می کنم که به مسئله ی تحصیل علم دین، دین شناسی، یادگیری وظایف شرعیه در هر زمان، اهمیت زیادی بدهید. وقت جدی بگذارید. توصیه ای هست حضرت خضر به حضرت موسی می کند، خضر کسی است که خداوند موسی اولوالعظم را، به عنوان شاگرد می فرستد خدمت ایشان، انقدر خضر بزرگ است و همانطور که در داستانش می دانید موسی تحمل شاگردی خضر را ندارد، این خضر به موسی، یک سفارشی می کند، که نبی اکرم از قول خضر به موسی این حدیث را می فرماید: یا موسی تفرغ للعلم. خودت را فارغ کن برای علم، وقت بگذار، یعنی اگر کسی می خواهد کار علمی کند، برای کار علمیش باید وقت بگذارد، سر خودش را شلوغ کند، گرفتار کند، بیفتد در خط زندگی و نان و آب و مهمانی و تلویزیون و گردش و ورزش، بعد بگوید اگر وقتی شد کتابی هم خانه می خوانیم. حالا شب ها داریم می رویم مسجد پیش نماز محل چیزی می گوید و ما هم می شنویم، این نیست آنی که یک مسلمان باید یاد بگیرد، مسلمان واقعاً باید آموزش دین ببیند. می خواهی ازدواج کنی، واقعاً باید بنشینی آموزش ببینی قبلش. آموزش همسران جوان گذاشتیم، خانم ها و آقایانی که تازه ازدواج کرده بودند، زن و شوهر با هم آمدند دوره دیدند. همه هم تحصیل کرده بودند، یا دانشجو بودند یا طلبه، تحصیلات عالیه داشتند. ولی همه می گفتند این مسائل مورد نیاز ما در زندگی است. بنده طلبه علوم دینی هستم، دانشجوی مهندسی هستم، کارمند هستم، به جای خودش، بسیجی و سپاهی هستم، به جای خودش، موقع ازدواج هم برای ازدواج اطلاعات نیاز دارم، باید بروم یاد بگیرم، این آموزش دیدن دارد. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دامادش را می نشیند و مدت زیادی آموزش این را می دهد که شما با زنت چگونه رفتار کن. کتابی است که نوشته شده، ترجمه است، وصایای پیامبر به ابوذر است، به ابن مسعود و علی (علیه السلام). حضرت علی (علیه السلام) زانو زده و نشسته یاد گرفته این ها را. کارهای دیگر هم همینطور. به زودی دوره آموزش انتخاب همسر و روانشناسی ازدواج برای دوستانی که نزدیک ازدواجشان است می گذاریم. انتخاب شغل می خواهید بکنید همینطور، فکر کنید، معیارها باید معیارهای درستی باشند، خیلی چیزها هستند که وقتی ما بدون آگاهی عمل می کنیم خراب می کنیم و باید وقت گذاشت برای علم. ما این علم را برای تحصیل قلب سلیم بهش نیاز داریم. (لا علم کطلب السلامه و لا سلامت کالسلامت القلب). هیچ علمی بالاتری از علم سلامت نیست و هیچ سلامتی بالاتر از سلامت قلب نیست. باید وقت جدی بگذاریم که یاد بگیریم و مطالعه کنیم، مباحثه کنیم. تشنه باید باشیم. در روایت داریم یکی از خصوصیات مؤمن این است که تشنه علم است، علم و حکمت گم شده ی مؤمن است، به دنبالش می گردد. (تفرغ للعلم ان کنت تریده فان العلم لمن تفرغ. خودت را فارغ کن برای علم اگر می خواهیش، پس به درستی که علم برای کسی است که خودش را فارغ کند. آنی که علاقه داری و می خواهی یاد بگیری، باید خودت را فارغ کنی و یاد بگیری، یک موقع بحث، علاقه است، شما به کامپیوتر علاقه داری باید وقت بگذاری بروی یاد بگیری. کاربردهای صحیح دارد، استفاده می کنی. یک موقع بحث، علاقه و غیر علاقه نیست، بحث این است که من به عنوان انسان، اشرف مخلوقات خدا، حرکتی به سمت کمال بی نهایت دارم و در این حرکت باید تحصیل علم کنم. اینجا این نیست که علاقه ندارم،بحث آموزش دین، بحث علاقه نیست، من علاقه ندارم کتاب های مذهبی مطالعه کنم، این یعنی تو علاقه به انسانیت خودت نداری. تو یک خائن به خودت هستی و کسی که خائن خودش بود، به قول علی (علیه السلام) قطعاً در حق دیگران بیشتر خیانت خواهد کرد. منشا همه ظلم ها، خیانتکاران، همین افراد هستند و از دین چیزی نمی دانند و اهل عمل به دستورات دین هم نیستند، هر جنایتی که در تاریخ اتفاق افتاده اینجوری بوده، هر فسادی که در مسلمین است، این است، یا جاهل، یا علمای فاجر. علمایی که فقط یاد گرفته اند باهاش پز بدهند و باهاش مقام کسب کنند، از علم به دنبال دنیا بودند. باید فارغ کنیم خود را، توصیه هایی هست در رابطه با کسب علم، می رسیم ان شاءالله. روایت بعدی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است که از علی (علیه السلام) هم نقل شده: (من لم یصبر علی ذل التعلم ساعتاً بقی فی ذل الجهل ابداً). کسی که صبر نکند به ذلت علم ساعتی، تحمل نکند ذلت علم را، مادام در ذلت جهل می ماند شما نشسته این اینجا، جا کم است، راحت ننشسته باشید، هوا دم داشته باشد، گرسنه تان باشد، مهمانی بخواهید بروید، از فلان فیلم بگذرید، بیایید اینجا بنشینید، یک مقدار سختی دارد، این سختی را حضرت تعبیر به ذلت کرده، والا ذلت نیست اوج عزت است، وقتی انسان هر قدمش یک سال عبادت برایش می نویسند و تمام موجودات عالم و آن چه در آسمان ها و زمین است برایش استغفار می کنند و ملائکه بالشان را زیر پای طالب علم پهن می کنند این چه ذلتی است؟ این سختی هایی که انسان دارد، می فرماید این اگر این کار را نکند، باید ذلت جهل را تحمل کند، هم در دنیا و هم در آخرت. چون جهال را فرمود جایشان در جهنم است. روایت بعدی راجع به مسئله دانستن است، می فرماید در مسائلی که نمی دانید حیا نکنید از اینکه سوال کنید. دو جور حیا داریم، یکی حیای حماقت، یکی حیای عاقلانه. حیای عاقلانه، فرمود این است که انسان از آنچه خداوند حرام کرده حیا کند و خودش را نگه دارد و خودش را آلوده نکند، حیف بداند خودش را، این حیای عاقلانه است. یک حیا داریم، حیای حماقت و آن چیزی است که انسان در زندگی بهش نیاز دارد، چه دنیوی، چه اخروی، نرود تحصیلش کند. مثلاً فقط آخرت نیست، مسائل دنیایی هم انسان نیاز دارد. باید بپرسید یاد بگیرید. انسان همه چیز را نمی داند. بالاخره همه جاهل بودیم. الآن هم نسبت به خیلی از مسائل دیگر جاهل هستیم و باید بپرسیم. هیچ حیایی هم نباید بکنیم از اینکه این مسائل را می پرسیم. فرمود حیا نکنید، (لا یستحین احد اذا لم یعلم شیء عن یتعلم). علی (علیه السلام) در نهج البلاغه حکمت 82 آورده اند. نمی دانید سوال کنید. سوال نککنید نمی فهمید چه می کنید و اشتباه می کنید. طرف انقدر مغرور است سوال نمی کند، 40 سالش است، بعضی ها انقدر مغرور بودند سوال نکردند از پیش نماز، از بچه خودشان که حالیش است سوال نکردند، از عروسش، ازدامادش سوال نکرده، 50 سال نمازش باطل بوده، از همان اول سوال می کردی، حل می شد، روزه هایت همش باطل بوده، معامله کردی همه شان حرام بوده، چه جوری می خواهی جبران کنی، علی (علیه السلام) می آمد بازار گریه می کرد می گفت آهای مردم اول بروید مسائل شرعیتان راجع به تجارت را یاد بگیرید بعد بیایید تجارت کنید. کاسبی کار راحتی نیست. دست چپ و راستش را از هم تشخیص نمی دهد، افتاده در کار تجارت، بابا این پول است، می خواهد بشود غذا، می خواهد بشود روح این غذا، مسائل مادی است، شرکت زدی، نگاه می کنی، چهارتا جوان بی تجربه ناآگاه نشسته اند، ما شرکت زدیم. هیچ کدامشان سواد مسائل شرعیشان را ندارند. همت نمی کنند یک ساعت به آخوندی بگویند حاضریم انقدر به شما پول بدهیم، شما ساعتی انقدر به ما درس بده و مسائل شرعی کسب و تجارت را به ما یاد بده و ما یاد بگیریم و لقمه حرام به زن و بچه مان ندهیم، در حق خودمان و زن و بچه مان خیانت نکنیم، بی همت، تنبل، یا اینکه حیای کاذب، حیای احمقانه، سوال نمی کنند، مسائل را باید سوال کرد. چیزهای که انسان احتیاج دارد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به داماد خودش، یاد می دهد می گوید مثلاً می خواهی نزدیک همسرت بشوی، این شب ها نزدیک همسرت نشوی، خواستی آمیزش کنی، اینجوری آمیزش نکن. این مکان ها آمیزش نکن. یکی بگوید آقا عجب، خلاف غیرت مرد است که این حرف ها را در رابطه با دختر خودش بزند، به دامادش. این غیرت احمقانه است. شهوت مسئله ای است که خدا در نهاد بشر گذاشته، نه خبیث است و نه ناپاک. مقدس و پاک است. مسائلش را یاد بگیر، مسئله شهوت می شود برای شما یک وسیله در جهت رسیدن به خداوند تبارک و تعالی. اگر بد بود، خدا که نمی آفرید. نیاز داری بهش، مسائلش را یاد نگیری سر از جای دیگر در می آوری، دچار افراط و تفریط ها می شوی، می شود جنایت، ظلم و خیانت در حق خودت و دیگران، به داماد خودش این مسائل را یاد داده، چه حیایی، بیا مسائلت را یاد بگیر. ما متاسفیم که چرا این آموزش ها در کشور ما عمومی نیست، یک جوان بخواهد ازدواج کند، یاد بگیرد که باید خواستگاری کجا بروم، چه جوری بروم، با کی صححبت کنم، می توانم طرف را ببینم یا نه، چقدر از صورتش یا بدنش را می توانم ببینم، می آید می گوید خوشم نمی آید ازش، چرا مگر تو این را نگرفتی، من اصلاً این را ندیدم، بابایم آمد گفت امضا کن، تمام شود، ما هم امضا کردیم. حالا آوردنش خانه ما خوشمان نمی آید ازش. بچه مسلمان خوب و آگاه و رزمنده دیدم، این را حالیش نمی شود، رفته خواستگاری، درست دقت نکرده حیای الکی، سرش را انداخته پایین، سرت را بگیر بالا نگاه کن، نه حیاست، نه نجابت، حماقت است، آنجایی که باید سرت را بلند کنی، سرت را بلند کن. نگاه کن، حق طبیعیت است. ببین می پسندی یا نه. درست نگاه نکرده، حالا عقد کردند، می گوید خوشم نمی آید، بعد هم نتوانست کاری کند، عروسی کردند، با دوتا بچه زن را انداخته بیرون از خانه. چرا آن موقع فکر نکردی، بسیاری از طلاق ها، فسادهایی که در اجتماع است مال همین نفهمی هاست. جهل اصل کل شر است. همان موقع این ها را سوال کن یاد بگیر بدان که باید چه کنی. مسائل غسل، تیمم، وضو، حج، هر مسئله ای که احتیاج داری باید سوال کنی و یاد بگیری، این ها متاسفانه یک مقداریش در حد عبادات در جامعه ما هست، در مسائل دیگر نیست، کجا سراغ دارید الآن اقتصاد اسلامی را درس بدهند، و کی می رود اگر بگذارند؟ همه می گویند ما می دانیم، ملاییم، آخر تو تجارت را پیش کی یاد گرفته ای؟ مسائل زندگی و زناشویی را پیش کی یاد گرفته ای؟ ارتباط با پدر و مارد، جوانانی داریم خیلی خوب و متدین و دوست داشتنی، اما درباره پدر و مادرشان مشکل دارند، نمی دانند این روابط را چگونه باید تنظیم کنند، یک سره تشنج دارد در روابط. یک بار قشنگ بنشین یاد بگیر و به همان عمل کن. خیالت هم راحت است که دیگر اشتباه نمی کنی. بعضی از این اشتباهات منشا صدها اشتباه دیگر خواهند شد، یک وقت آدم یک مسئله ای را نمی داند، خراب می کند، یک وقت یک مسئله را نمی داند به ده ها جای دیگر هم تاثیر می گذارد، افراط های زیاد، کوتاهی های زیاد، سخت گیری های بیخود در زندگی، دین ما دین آسانی است. انقدر خرافات و مسائل قومی و ملی قاطیش شده که دین را سخت کرده اند. این ها باید آموزش داده شوند که مردم دین را با مسائل دیگر قاطی نکنند، به اسم دین مردم را بدبین نکنند به دین، بعد هم فکر کنند خوب دارند عمل می کنند. آدم حیا نکند، مسائلی را که نمی داند سوال کند. از خصوصیت های مومن گفته اند، علی (علیه السلام) در خطبه متقین هم آورده، که حریص به علم است متقی، افراد باتقوا در یادگیری حریصند. باید حریص بود. (تعلم العلم فان تعلمهوا حسنتاً و مدارسته تسبیحاً و بحث عنه جهاد و تعلیمه لمن لا یعلم صدقه و هو انیس فی الوحشه) علی (علیه السلام). علم را یاد بگیرید که یاد گرفتنش حسنه است، ثواب هایی که برایتان چند جلسه قبل ذکر کردم، مدارسه یعنی افراد بنشینند با هم بحث کنند، مدارسه کنند با هم، تسبیح است، والبحث عن جهاد. بحث کردن از علم، صحبت کردن پیرامون علم جهاد است. و یاد دادن به کسی که بلد نیست صدقه است، در جلسه قبل خواندم که بالاترین صدقه یاددادن علم به دیگران است. و علم انیس انسان است در تنهایی. (من خلا بالعلم لم توحشه خلوه) هرکس با علم خلوت کند، هیچ خلوتی او را به وحشت نمی اندازد، عالم هیچ وقت ترس در دلش نیست. اما کسانی که با علم سروکار ندارند، دو روز رفیقش را نبیند پژمرده می شود، فیلم نگاه نکند، تا آخر عمر اینجوری اند یک سره، باید حتماً با یک چیزی سر خودش را گرم کند، به روحش اصلاً فرصت نمی دهد. با تلویزیون، اردیو، ویدئو، شطرنج، با این حرف زدن، تفریح، اینور آنور، فرصت به روحش نمی دهد که غذای درست و حسابی بخورد، بهش بگو ده دقیقه تنها بنشیند فکر کن، وحشت برش می دارد. از خودش می ترسد. بگو آخر شب ده دقیقه بنشین فکر کن راجع به خودت، آخرتت، نحوه زندگیت، کارهایی که در روز کردی، چند نفر می توانند این کار راکنند، هروقت می خواهند با خودشان تنها شوند وحشت می کنند، اما عالم آنطوری نیست، عالم آنقدر زیبایی ها در روحش است که از خدا می خواهد کسی باهاش کاری نداشته باشد و خلوت کند، با خودش مطالعه کند، انقدر زیبایی ها درش هست. (الکتب بساتین العلما). کتاب ها بوستان های علما هستند. عالم وقتی چشمش به کتابخانه می خورد آرامش پیدا می کند، کتاب پیشش نباشد از نبودن علم وحشت می کند نه از نبودن دوروبری ها. زندان بیندازنش، این طرف، آن طرف، این یادداشت های مقام محترم ریاست جمهوری را در زندان بخوانید، ایشان در زندان، ما رفتیم این درس ها را چند روز پیش از قم گرفتیم، فرهنگ موضوعی قرآن، چهارتا دیسک خریداری کردیم به عنوان تبیان 3. ایشان در زندان نوشته اند این را. بخوانید که اصلاً ککشان نمی گزیده که این ها در زندان هستند، بچه شان نیست، شکنجه بوده، در چه شرایطی فرهنگ موضوعی قرآن نوشته. ما یک مسافرت می رویم می خواهیم کتاب ببریم، می گوییم مسافرت است کتاب برای چی؟ می خواهیم راحت باشیم. زود خسته می شویم. گفتم این بنده خدا در دوران زندانش، از عمر ما که در آزادی هستیم، از عمر مفید ما مفیدتر بوده، فرهنگ موضوعی برای قرآن نوشته. حدوداً 27 دفترچه 200 برگ را از قرآن فیش برداری کرده. می گفت قرآن گیرم نمی آمد آنجا ولی کارم را متوقف نکردم، از حافظه ام استفاده کردم و فرهنگ را نوشتم. باید به هر حال، حوصله داشت. انیس یعنی مونس، در وحشت علم به درد انسان می خورد. در تنهایی علم انسان را سرپا و جوان نگه می دارد. همیشه جهال هستند که متزلزل و وحشت زده هستند. عالم اینجوری نیست. ایشان می گفت من چنان لذت می بردم از خواندن قرآن که بارها در روز این جمله به ذهنم می آمد که (این ابناء الملوک من هذه الذه) در زندان این جمله که کجا هستند شاهزادگانی که از اینی که من ازش لذت می برم لذت ببرند؟ می گفت این جمله بارها در زندان روزی چندبار به ذهن من میآمد. کسی با قرآن انس بگیرد، با معارف الهی انس بگیرد، مگر چیزی او را به وحشت می اندازد؟ علم، هر رشته اش را بگویید اینجوری است، شخصیت عالم را قوی می کند. اما آن علمی که پیوند با ابدیت نداشته باشد ممکن است شخصیت عالم، شخصیت روپای باشد، به فیزیکش و شیمیش متکی باشد و خود را شخصیت برجسته و قوی بماند ولی از نظر درونی متزلزل است. ولی باز هرچند از درون متزلزل است اما از نظر خارجی او را سرپا نگه خواهد داشت، یعنی انقدر علوم غیر معنوی انقدر هم موثرند که می توانند شخصیت را سرپا نگه دارند. ما داریم چندتا از مراجعه کننده هایی که برای مشاوره می آیند خودشان دکترند، از نظر اجتماعی خیلی به این ها احترام می گذارند، ولی می آیند اینجا برای صحبت، متزلزل هستند. می گوید آقا من دارم دیوانه می شوم، خانم دکتری چند شب پیش آمده بود. می خواهم بگویم از نظر اجتماعی هم تاثیر دارد و سرپا نگه می دارد، حالا اگر این علم پیوند با ابدیت و آخرت داشت خیلی بهتر. (و صاحب فی الوحده) این صاحب توست در تنهایی (و سلاح علی الاعداء) اسلحه ای است در مقابل دشمن. علم دنیا بگیری اسلحه است در مقابل دشمن، دنیا الان آنی که غلبه دارد با علم غلبه دارد، دشمنان ما الآن چرا نسبت به مسائل اقتصادی و نظامی غلبه دارند بر ما؟ به خاطر این که علم بیشتری دارند. اگر ما هم بیشتر می دانستیم، بیشتر می توانستیم، الآن علم حرف آخر را می زند، کشورهایی هستند که یک پنجم ما مساحت ندارند ولی زور می گویند، قدرت دارند، جزیره انگلیس مگر چقدر است؟ فرانسه چقدر است که این ها حق وتو دارند در سازمان ملل، به خاطر علم است، می گویند ما سلاح اتمی داریم، چنین و چنان داریم، اگر توانستند تهاجم فرهنگی کنند برای این توانستند که علم بیشتری دارند. ماهواره دانرد، می توانند 20 تا کانال بتذل بفرستند، ما چنین کاری نمی توانیم بکنیم، حق خودمان را دین و معنویت خود را ارسال کنیم، صدایمان به هیچ جا نمی رسد آن طور که آن ها دارند فریاد می زنند. حرف آخر را علم خواهد زد. این است. حالا ما دشمن آمریکا هستیم، آمریکا با علم در مقابل ما می ایستد ما هم اگر بخواهیم مقابله کنیم باید با علم بایستیم، حتی اگر حرفی از ایمان است که ما با ایمان در مقابل دشمن ایستادیم، ایمان تکیه اش به علم است. علم دین. یک روایت (من تعلم العلم للعمل به لم یوحشه کساده) هر کس علم را برای عمل به آن یاد بگیرد، کساد علمش او را به وحشت نمی اندازد. این رشته سر دراز دارد. این بحث بسیار مفصلی است. بعضی ها می گویند خب آقا ما رفتیم احکام خواندیم، عقاید و اخلاق خواندیم، وقت گذاشتیم که چی، کاش به جایش مهندسی و کامپیوتر می خواندم، این ها لااقل چیزی داشتند، این شعورش نمی رسد که این علم به درد کجا می خورد، در چه مقیاسی به این علم احتیاج دارد، فکر می کند اگر وقت گذاشت و احکام و اخلاق یاد گرفت باید بشود نان برایش، باید بشود خانه، باید بشود پول و ماشین، نمی داند که این ها را قلب باید برایش تحصیل کند، قلب سلیم، تنها ثروتی که باید انسان در دنیا تحصیل کند و برای ابدیتش نیاز دارد. هیچی دیگر به درد نمی خورد. من دیدم متاسفانه طلبه هایی که می گویند 10 سال خواندیم که چی؟ اولاً تو نفهمیدی، 10 سال بیخود درس خواندی، کاش از اول می فهمیدی برای چه داری می روی درس بخوانی، باید به طلبه یاد داد که آقا داری می روی یاد می گیری، برای چه است؟ که قدر نمی دانی ده سال، خدا بهت این امکانات را داد، شوخی نیست درس طلبگی، بزرگ ترین نعمت است که خدا نصیب کسی بکند، می گوید به چه دردم خورد، ول کرده آمده دانشگاه، می گویم دانشگاه برای چه آمدی؟ اقلاً اینجا بهم یک لیسانسی می دهند. انقدر جاهل. نمی فهمد این علم را برای چه می خواند، فکر کرده ده سال رفته باید بهش مثلاً، می گوید آقا اعتبار لیسانس و دانشگاه بیشتر است، تو برای اعتبار رفتی درس خواندی؟ مگر این نیاز حیاتی تو به عنوان یک انسان نبود؟ مگر در قبر به این ها نیاز نداشتی، مگر برای قیامتت نیاز نداشتی؟ چه طلب دیگری از علم داری؟ این همه خدمت دارد به تو می کند، این علم باعث می شود تو جهنمی نشوی و ابدیت را از دست ندهی، دیگران را گمراه نکنی، به خودت و دیگران خیانت نکن، دیگر چه می خواهی ازش؟ اعتبار اجتماعی هم می خواهی؟ همین که می توانستی باهاش عمل کنی، کافی نیست؟ به رونق و بازارش چه کار داری، اگر برای عمل خودت نیاز داشتی و یاد گرفتی، دیگران نیایند یاد بگیرند، این به درد تو خورد، به ابدیتت کمم کرد، حالا دیگران استفاده کردند، کردند، نکردند، نکردند، این جهال هستند که باید بیایند التماس کنند و یاد بگیرند. حالا دیگران یاد نگرفتند، البته علما باید در یاد دادن توجه کنند، قبل از اینکه خداوند از جهال پیمان بگیرد که بروند یاد بگیرند، از علما پیمان گرفته که بروند یاد بدهند. اما هیچ وحشتی نباید داشته باشیم از اینکه علم ما را حالا هر نوع علمی کسی نمی آید یاد بگیرد. اگر تو به این علم عمل کردی، نجاتت داد وبرایت کافی است. یا اینکه من نمی داند اینط طلبه ها چه می کنند، بعضی اه از این طرف قضاوت می کنند، این که خود طلبه است بعضی وقت ها نمی فهمد، بعضی وقت ها دیگران که راجع به این ها قضاوت می کنند انقدر نفهم هستند. می گوید همه آخوندها جمع شوند یک وازلین نمی توانند درست کنند. این درس چه فایده ای دارد؟ طرف کامپیوتر ساخته، هواپیما ساخته، موشک ساخته، بابا آن طلبه رفته خودش را اول نجات داده، برای ابدیت خودش رفته آن علم را تحصیل کرده، مسئله تعلیم مردم در درجه بعدی قرار دارد. وازلین می خواهد چه کار. به عنوان یک انسان، این حداقل عالم، در شرایط زمان پیغمبر، در شعب ابی طالب که مردم سه سال محاصره بودند، هر ده نفر یک خرما می خوردند آن ها خودشان را نجات دادند رفتند بهشت، حالا تو با هواپیما و موشک برو جهنم. به چه دردت می خورد؟ فکر می کنی داشتن کامپیوتر و موشک و این امکانات تو را نجات خواهد داد یا انسانیت تو به این ها بستگی دارد؟ این ها مقوم انسانیت تو هستند؟ خیر، او در درجه اول یاد گرفته خودش را نجات دهد و این در درجه اول چیز کمی نیست. هر کس خودش را نجات دهد. (علیکم انفسکم لا یضرکم من ذل اذهتدیت). قرآن می فرماید بر شما باد نفس هایتان، هیچ ضرر نمی زند به شما، اگر شما هدایت شده باشید، گمراهی دیگران، گمراهی دیگران به شما ضرری نخواهد زد اگر شما به داد خودتان رسیده باشید. تو بتوانی ازروی صراط رد شوی، بقیه نتوانند رد شوند، به تو ضرری می رسد؟ تو حواست باشد کلاه خودت را باد نبرد، بتوانی خودت را از صراط رد کنی، صراط سه هزار سال، راه توی جهنم، نحوه ی رد شدن از این را یاد بگیر در زندگیت، در بحث بهشت و جهنم عرض کردم این را، که صراط در همین زندگی است، همینجا یاد بگیر چه جوری رفتار کنی با پدر و مادرت، این می شود صراط، با برادرت، خواهرت، همسایه ات، دوستت، استادت، شاگردت، این می شود صراط. مگر این کم چیزیست که ما دنبال چیز دیگری از علم می گردیم؟ کسی که علم را برای عمل یاد بگیرد اینکه از آن علم دیگران استافده نکنند هیچ وحشتی نمی اندازد در دل او که چرا دیگران از این علم استفاده نمی کنند. چرا دیگران که علوم دیگررا تحصیل می کنند موقعیت اجتماعیشان بهتر از من است؟ خیلی ملاک های ارزیابیشان در انتخاب رشته های تحصیلی و مطالعاتشان همین است. آمده بگوید من نمی دانم بروم زبان بخوانم یا قرآن بخوانم؟ آقا بحث زبان یک امر دنیایی است اگر نیاز داری به عنوان اسلحه علیه دشمنت، برو بخوان، بحث قرآن با هیچ علم دیگری قابل مقایسه نیست، اگر این ها قرار بود کنار نگذاشته شوند و معامله با بقیه علوم ضورت بگیرد که رسول الله تحریرش را واجب نمی کرد. فرمود لب العلم فریضه علی کل مسلم. طلب علم بر هر مسلمانی واجب است. زبست شناسی و زبان و فیزیک بر هر مسلمانی واجب است؟ این را آن موقع فرموده پیغمبر که در جزیره العرب جز 17 نفر باسواد نبودند. یعنی بی سوادان هم می توانند این را یاد بگیرند، احتیاج به سواد ندارد. بنشینید پی علم و یاد بگیرید، این علوم غیر از آن علومی است که افراد به خاطر مصالح دنیایی دنبالش می گردند.نمی شود مصایسه کرد، شما حق نداری وقتی قرآن را برای بعد از کار دیگری بگذاری، باید بروی دنبال آموزش دینت جدا از مسائل آموزش دنیایی. دانشگاه هستی، مبارکت باشد، خیلی هم کار خوبی می کنی، هرچقدر بچه حرب اللهی ها در این رشته ها متخصص شوند اسلام قویتر خواهد شد، به نیت جهاد فی سبیل الله بوید زبان یاد بگیرید، سربازی امام زمان، بوید کامپیوتر یاد بگیرید و مسلح شوید به علم روز و امام فرمود فرزندان بسیجی من سنگر دانشگاه را نباید رها کنند. خیلی خوب است که انسان تحصیل کند. امام تشکل بسیج دانشجو و حوزه را تنها راه نجات کشور می داند. اینکه بسیجی طلبه و بسیجی دانشجو تشکیل شود، حتی اسلام هم غیر از شماست، نگویید به خاطر اسلام کامپیوتر یاد می گیرم و به خاطر خودت نروی قرآن یاد بگیری، این فداشدن برای اسلام نیست، مگر می شود بچه مسلمان خودش اهل قرآن نباشد و بتواند مسلمان خوبی باشد و دفاع کند، بچه مسلمان آگاه نباشد و بتواند سرباز و رزمنده خوبی باشد ولو بتواند از علوم دیگر خدمت اسلام بکند. پیغمبر فرمود خیلی از افراد هستند که فاسقند ولی دین را یاری می کنند، ما از آن ها نشویم، متخصص خیلی وب است، دنبال این ها باید رفت، عبادت بزرگی است، جهاد است تحصیل تخصص ها توسط بچه بسیجی ها، خیلی خوب است امام بچه بسیجی باید یادش نرود که غیر از این علوم که به عنوان جهاد فی سبیل الله و سربازی امام زمان یاد می گیرد باید فکر مسائل معنوی خودش و نحوه حرکت دادن روح به سمت ابدیت هم باشد و این غیر از آن تحصیلات است. والحمد الله رب العالمین.