جلسه 005 - صدق و امانت
شماره جلسه
5
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
9
روز
7
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - صدق و امانت

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ بحثمان درباره روابط اعضای خانواده آسمانی با یکدیگر به بخش چهارم فرمایش امام رضاA رسید. در نامه‌ای که به حضرت عبد العظیم (ع) نوشتند از روی کتاب درسیمان میشود صفحه 101 (و أداء الأمانۀ) که بحث فوقالعاده مهمی هست.@ حضرت توصیه میکند که به دوستان ما و شیعیان ما بگویید که رعایت امانتهای نسبت به یکدیگر را بکنند مسأله امانت فوقالعاده مهم هست امانت یا امانتداری یعنی اینکه انسان نسبت به حقوقی که دیگران به عهده او دارند امین باشد نسبت به سپردههای دیگران امین باشد حقوق را قبلاً تقسیمبندی کردیم.@ عبارت هست از حقوق مادی معنوی فردی و اجتماعی، یعنی ما با چهار نوع حقوق سروکار داریم مادی معنوی فردی و اجتماعی این بخش حق الناس است حق الله هم که بحث دیگری است که ما امانتهایی از خداوند تبارک و تعالی در وجودمان داریم و همچنین حقی که خودمان بر خودمان داریم.@ قوای ما و بدن ما بر ما دارند حق حیوانات را هم ما باید جداگانه حساب کنیم که آن هم غیر حساب میکنیم حق حیوانات، گیاهان اینها حقوقی هستند که وجود دارند و خود اینها هم امانتهایی هستند که در دست ما قرار دارند.@ مسأله خیلی مهم در بحث امانت که خیلی به آن دقت کنید این هست که در امانت مسلمان بودن یا غیر مسلمان بودن دوست بودن یا دشمن بودن شرط نیست یعنی یک حق وضعی است که ما باید ادا بکنیم دشمن شما چیزی را به شما امانت داد باید به آن برگردانید دوست شما چیزی را به شما امانت داد باید برگردانید.@ یک کافر چیزی را به شما امانت داد باید برگردانید یا یک مسلمان هیچ فرقی نمیکند این خیلی مهم هست یعنی در تنظیم نوع رابطمان با دیگران حالا اعضای خانواده آسمانی تأکیدش خیلی بیشتر هست آنهایی که همه عضو خانواده آسمانی هستند حالا بعضیها دشمن هستند.@ دشمنها هم همینطور در مورد امانت چیزی یعنی حق الناس و امانتها بخصوص این دیگر شرط نیست که طرف مسلمان هست یا مسلمان نیست دشمن است یا دشمن نیست مثلاً شما با یک کسی یک عهدی بستید الان هم با هم دوست هستید بین شما یک عهدی وجود دارد این بعداً کافر میشود بعداً دشمن شما میشود.@ حالا اگر کافر شد یا دشمن شما شد از دین به در رفت مرتد شد شما الان حق دارید بر خلاف قولی که به آن دادید عمل کنید؟ نه نمیتوانید، الان بین شما یک رازی هست دوتا دوست یک زن و شوهر یک پدر و فرزند مادر و فرزند یکی از آنها کافر میشود.@ یکی از آنها از این مرتد میشود از دین بیرون میرود حالا من میتوانم بروم غیبتش را یکجا بکنم رازش را یکجا فاش کنم نمیتوانید بگویید اگر بین شما رازی وجود داشته چیزی وجود داشته که به عنوان امانت هست یا راز است قولهایی به همدیگر دادید نمیتوانی بگویی چون کافر است یا چون دشمن است من ادا نمیکنم.@ امانت دوست و دشمن مسلمان و کافر نمیشناسد این مسأله فوقالعاده مهم است ما گاهی وقتها با یک نفر بد میشویم نه اینکه دشمن بشود برود دشمن اسلام بشود من با او بد میشوم باجناقم بوده دوستم بوده مادرزنم بوده.@ پدرزنم بوده برادرزنم بوده الان بینمان شکرآب شده میتوانم بروم رازش را جایی بگویم؟ نمیتوانم، میتوانم بروم امانتی که بین من و او بوده جایی بگویم؟ نمیتوانم، غیبتش را بکنم؟ نمیشود، این فوقالعاده بحث امانتداری مهم هست خیلی مسأله مهم است من یک روایت بخوانم برایتان، دوتا روایت در این زمینه هست خیلی مهم است.@ امام صادق(ع) (أدُّو الأمانَ وَ لَو إلی قاتِل الحسین بن علی(ع)) امانت را ادا بکنید حتی اگر به قاتل حسین باشد شمر یک امانتی را به شما داده زنش را داده بچهاش را داده پول داده به قول خود امام سجاد(ع) فرمود شمشیری که با آن پدرم را کشتند حسین بن علی را اگر به من امانت بدهند برمیگردانم به صاحبش.@ پول بوده آبرو بوده هر چه که هست وقتی چیزی دست شما امانت هست نمیتوانید به راحتی بروید این امانت را ضایع بکنید. باز حدیث بعدی از نبی اکرم(ص) هست(ثَلاثٌ لَیسَ لأحَدٍ النّاس فیهِ رُخصه) سهتا چیز هست که هیچ کس مجاز به ترک آن نیست.@ (بِرُ الوالِدَین مُسلِمً کانَ أو کافِرا) نیکی به پدر و مادر چه میخواهید مسلمان باشد چه میخواهد کافر باشد نمیتوانی بگویی این کافر است با ما مکتبش یکی نیست مادر و پدر حرمت دارند احترام دارند من در زندگی این طلبههای اروپایی و خارجی میبینم که این الان آمده طلبه شده روحانی شده.@ رفته خانه مادرش مسیحی است پدرش مسیحی است چقدر احترام میگذارد یک روحانی شیعه است یک عالم است ولی چقدر احترام میگذارد به مادرش و پدرش، بارها ما این را به چشم خودمان دیدیم وقتی که یک نفر به این حرمت میرسد.@ نسبت پدر و مادر و اطرافیان خودش آنها هم راحت مسلمان میشوند اسلام را خیلی زیبا میپذیرند میگوید پسرم از وقتی که رفته مسلمان شده دخترم از وقتی که رفته مسلمان شده چقدر تغییرات زیبایی کرده آنها هم این دین را میپذیرند حالا نپذیرفتند ما باید با آنها شیرین رفتار بکنیم فامیل است مسیحی است یهودی است.@ اصلاً رفته یک فرهنگ دیگر دارد یک دین دیگر دارد البته(بر الوالدین) اینجا پدر و مادر را میگوید ولی هر کس باشد پدر و مادر حق عظیمی دارند حقشان به دین ربطی ندارد از آن جهت که پدرند و مادرند از آن جهت که اصلند و ریشه هستند گردن ما حق دارند تمام شد میخواهد چه مسلمان باشد چه کافر باشد.@ (وَ الوَفاءُ بِالعَهد لِمُسلِمٍ أو کافِرٍ) با یک مسلمان و یا کافر قراری گذاشتید قول دادی باید عمل بکنی نمیتوانی بگویی اینها کافر هستند ولش کن اینها نجس هستند از این حرفها نمیشود زد اگر به یک کافر هم شما قول دادید یک فاسقی یک کافری به آن قول دادید باید قولتان را عمل کنید.@ حالا شما نگاه کنید طرف به زنش قول میدهد عمل نمیکند به شوهرش قول میدهد عمل نمیکند به بچهاش قول میدهد عمل نمیکند به جوانش قول میدهد عمل نمیکند به مادر و پدرش قول میدهد عمل نمیکند خیلی خطرناک است(لا دین لمن لا عهد له).@ همانطور که فرمود(لا دین لمن لا أمانۀ له) دین ندارد کسی که امانت را رعایت نمیکند و دین ندارد کسی که به عهدش وفا نمیکند. (و الأمانۀ إلی مسلم کان أو کافر) بعدی امانت است پس بر الوالدین، عهد، و سومی امانت، امانت هم چه میخواهد مسلمان باشد چه کافر شما اجازه ترک ندارید.@ شما اگر دیدید چیزی یک کافری هم یک دشمنی هم به قول خود حضرت فرمود قاتل حسین دیگر از این بالاتر نیست از قاتل حسین هم یک امانت به شما سپرد دشمنت است باید این امانت را به آن برگردانیم.@ قرآن کریم در سوره نساء آیه 58 میفرماید(إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها) خدا امر میکند به شما دستور میدهد به شما که امانتها را به اهلش برگردانید، اهلش چه کسانی هستند؟@ اهلش هر کس میخواهد باشد کافر باشد مسلمان باشد دوست باشد یا دشمن اگر امانتی از کسی چیزی دست شماست چه مادی چه معنوی چه فردی چه اجتماعی امانت را انسان باید برگرداند و خداوند تبارک و تعالی در سوره مؤمنون آیه 8 در وصف مؤمن حقیقی یعنی انسان حقیقی به تعبیر قرآن انسان مساوی است با مؤمن.@ مؤمن حقیقی میفرماید(وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ) مؤمن حقیقی و مسلمان حقیقی کسی هست که اگر عهدی بست قولی داد رعایت بکند یا(لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ) امانات و عهد خودش را رعایت بکند این خیلی خیلی مهم هست اگر یک قول دادی به معلمت به دوستت به پدرت به مادرت به همسرت یک قراری گذاشتید خیلی خطرناک است.@ چون وقتی قول میدهی به طرف یعنی تکیهاش را به شما میدهد بسیاری از افراد در قرارهای اول ازدواجشان وفا نمیکنند میگویند قول ما اینطوری باشد مینویسند و عمل نمیکنند نوعاً هم آقایان این کار را میکنند مینویسند یک سلسله پیمانهایی را که اینطوری، خانم میگوید من میخواهم سر کار بروم میخواهم آزاد باشم کار تحصیلی بکنم.@ الان کلهاش داغ است میگوید باشه شما هر چه میخواهی بنویس من امضاء میکنم بعد میاید در خانه در زندگی زیرش میزند حق نداری سر کار بروی حق نداری فلان جا بروی حق نداری این کار را بکنی این واقعاً بیدینی است عهد بستید وفا کنید.@ یادتان هست در بحث گناه گفتیم دزدترین دزدها کسی است که مهریه را میدزدد گفت چندتا کار هست اگر یادتان باشد لفظی که برایش به کار برده کثیفترین گناهان یکی از کثیفترین گناهان دزدی مهریه است مهریه را ندزدید فشار نیاورید که طرف مجبور بشود از مهریه بگذرد این دزدی است کار کثیفی است.@ عهد بستی گفتی من میخواهم ازدواج کنم اصلاً یا قبول نکن از اول یا بنویس من عند الاستطاعه میتوانم بدهم در عقدنامه ننویسید عند المطالبه، اگر نوشتی عند المطالبه عوض کنید این قسمتش را عوض کنید بنویسید عند الاستطاعه، یعنی من اگر توان داشتم موقع توانم بله مهریه را میپردازم.@ اگر کسی هم توان داشت باید بدهد نه اینکه اگر اموالی دارد بدود اموالش را به اسم چند نفر بکند که بعداً بیاید بگوید ببین خانم من هیچ چیز ندارم ماشینش را به اسم یکی بکند خانهاش را به اسم یکی بکند شما داری عقد کردی طلاق شده نصف مهریه به آن تعلق میگیرد.@ از اول چشمت را باز میکردی نمیرفتی 500 تا 600 تا 200 تا 300 تا مهریه بکنی مهریههای نامشروع و نامعقول، از روی توانت مهریه میکردی حالا که کردی باید بپردازی چشمهایت نرم و دندههایت کور. قول دادی پایش بایست به همسرت قول دادی پایش بایست غالباً زن و شوهرها قولهایی که به هم میدهند وفا نمیکنند.@ میگوید آقا خانم ببین ما ده سال اول پنج سال اول باید خانه مادرمان زندگی کنیم نق و قور نداریم تمام تمام، شش ماه اول میروند من اینجا زندگی نمیکنم ما با هم قول دادیم با هم قرار گذاشتیم بسیاری از همین بیوفاییها در قولهایی که ما دادیم تنفر و کینه و انزجار میاورد.@ سردی در روابط میاورد خودشیفتگیهای ما آنقدر هست که وقتی زدیم زیر قولی که دادیم به یک نفر بعد فکر میکنیم حالا باید طرف ما را دوست داشته باشیم فقط میخواهیم ماستمالیش بکنیم به شما تکیه کرده یک حسابی کرده به یک بچه کوچک هم شما قول میدهید زبان بسته یک قولی به آن دادید باید به آن وفا کنید.@ پذیرفته با طناب شما در چاه رفته با این قول ازدواج کردید ازدواج بر اساس شرع مقدس ازدواج بر اساس قانون دین بعد مرد چهار روز دیگر میبینی شروع میکند به فسق و فساد و فجور و اینها، نماز میخوانی؟ بله نماز میخوانم، من با یک مرد نمازخوان میخواهم ازدواج کنم اینها را قبول داری؟@ بله من همه اینها را قبول دارم بعد میرود در زندگی میبینی این نه نماز میخواند نه روزه میگیرد این روی یک حسابی با تو ازدواج کرده یا یک خانم، به خانم میگوید من خانم چادری میخواهم محجوب میخواهم، بله ما همینطوری هستیم من اصلاً به خاطر تو اینها را رعایت میکنم پنج ماه دیگر شش ماه دیگر زن شروع میکند چموشی کردن.@ من اینطوری دوست ندارم اینطوری نمیخواهم ما ازدواج کردیم بر اساس این شرط، حالا میگوید من نمیخواهم، اینهاست که تنفر ایجاد میکند جهنم ایجاد میکند در روابط، آنوقت نباید طرف توقع داشته باشد طرف مقابل بتواند امنیت داشته باشد.@ ولی میگوید تو چرا اعصابت خورد است تو چرا افسردهای تو چرا پژمردهای، این تمام تکیهگاهش به تو بوده و تو هم یک مرد محکم نبودی مرد استحکام یعنی همین یعنی وفای به عهد. یک چیزی در روابط زن و شوهر بگویم زنها مظهر زیبایی و لطافت خداوند هستند.@ مظهر جمال به آنها میگویند مرد مظهر جلال و عظمت و استحکام و قدرت است لذا در قرآن میفرماید(الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ) زن همه وجودش و همه تکیهاش را روی مرد میاندازد میگوید مَرد من است میخواهم استحکام داشته باشد حالا مردی که قرار است نقش استحکامی را بازی بکند میبینید اصلاً آن استحکام شخصیتی را این مرد ندارد.@ زن شخصیتاً از مردی خوشش میاید که قوی باشد همانطور که مرد هم شخصیتاً از زنی خوشش میاید که مظهر لطافت خدا باشد وقتی جای زن و مرد عوض میشود تنفر و پشیمانی سراغ هر دو میاید زن وقتی تند میشود رئیس میشود زنسالاری در خانه ایجاد میشود.@ مثل این است که سبیل در آورده باشد ریش در آورده باشد یعنی شده مظهر جلال، زن وقتی جلالی میشود دیگر زیباییهایش را از دست میدهد لطافتش را از دست میدهد زن وقتی نازش را از دست میدهد واقعاً آسیب میبیند وقتی خشن میشود فکر میکند الان خیلی خوب است که میتواند مرد را کنترل کند.@ ولی نمیداند که در باطن یک مرد وقتی زن شد دستوردهنده شد رئیس، نمیفهمد که در باطن مَرد مُرد تمام شد مرد حالا یا از روی ترس یا از روی رودربایستی یا روی هر چیز دیگری ممکن است ادامه بدهد ولی تمام شد تو مُردی چون تو در درون زن مرد شدی این زن خواسته بگیرد.@ زن یعنی مظهر ناز لطافت، زیبایی، آرامش، انعطاف، وقتی یک زن اینطوری هست که خودش چهارتا غضنفر است این دیگر اصلاً نمیشود تمام زیباییاش را برای مرد از دست میدهد زنان اشتباه بزرگی که میکنند آنجایی که باید نرمی داشته باشند خشن میشوند.@ تا خشن میشوند مرد ممکن است حرفشان را گوش کند و اطاعت کند ولی این مرد به شدت دچار خلأ میشود یعنی آن کسی که باید میشد مظهر لطافت و زیبایی را از دست بدهد زنهای زیرک هیچ وقت آنجایی هم که حق دارند تند نمیشوند اصلاً، که مبادا زنیتشان از بین برود مرد هم همینطور مرد باید مظهر قدرت باشد.@ مردی که لوس است مرد همانجا مُرده برای یک زن، من نمیتوانم این بچه ننه است این من به آن حرف میزنم گریه میکند من به آن حرف میزنم قهر میکند از خانه بیرون میرود حرف میزنم بلند میشود شیشه را میشکند فکر نکنید کسی بلند شد شیشه را شکست مرد است.@ این یعنی باخته تمام شد شما وقتی زن نگاه میکنی میبینی مرد مثل ذرت بوداده است یعنی تا دو بیشتر است یا سه عصبانی میشود پرخاشگر میشود یعنی این آدم اصلاً استحکام شخصیتی ندارد نمیشود به آن تکیه کرد مرد عصبانی مثل این است که مرد رفته رژ لب زده باشد ریمل زده باشد.@ این مرد هیچ چیزی ندارد چون استحکام شخصیتی ندارد قول میدهد عمل نمیکند ضعیف است مردی نیست که استحکام داشته باشد وقتی ضعف نشان میدهی زن میگوید من به چه کسی تکیه کنم. میگفت بمباران که میشد من میدویدم بغل زنم بعد خانمم من را اینطوری بغل میکرد سفت، لرزههای من را میگرفت.@ آنوقت وقتی که من لرزهام میافتد یک دانه میزد در سرم میگفت خاک بر سرت این چطور مردی است یعنی زن موقع بمباران نمیترسد مردی که تا صدای هواپیما بشنود تا صدای بمباران بشنود تا یک چیزی بشود یکدفعه ترس برش دارد بعضی از مردها زن میگوید من شوهرم کتکم میزند خشن است.@ ولی وقتی یکجایی در تنگنا قرار میگیرم یک سوسک دستم بگیرم فرار میکند این دیگر اسمش استحکام نیست جلال یعنی عظمت استحکام قدرت، مرد باید آرام باشد متین باشد استحکام داشته باشد دخترهای خانه زنهای خانه خواهرانت باید بتوانند به تو تکیه کنند بگویند ما یک برادر داریم کوه است.@ یک شوهر دارم اصلاً به راحتی عصبانی نمیشود استحکام دارد یک شوهری که برای غذا برای سالاد برای سیبزمینی سرخ کرده برای پفک برای چیپس برای مهمانی برای عکس برای تلویزیون برای سریال یکسره به هم میریزد این چه مردی است یک مرد ضعیف به درد نخور خودبهخود یکدفعه میبینی در زنها بعد میگویی چرا زن من اینقدر عاطفهاش کم است.@ چرا اینقدر زن من سرد است این همه پنجاه درصد سردمزاجیهای خانمها بیمیلیهایی که در خانمها هست برای اینکه میگوید اصلاً شوهر ندارد اسمش شوهر است من اصلاً نمیتوانم به آن تکیه کنم تا میخواهم با آن حرف بزنم عصبانی میشود میخواهم یک چیزی به آن بگویم به هم میریزد زودرنجی دارد حساسیت دارد.@ در آن حسادت است من کافی است اسم باجناق را بیاورم بگویم فلان آقا به هم میریزد استحکام ندارد این مرد قدرت ندارد این بیشتر خانم شده مرد استحکام باید داشته باشد قدرت باید داشته باشد حالا یک کسی که به قولش وفا نمیکند استحکام ندارد نمیشود به آن تکیه کرد خاصیتش از بین میرود.@ یک کسی که امانتدار نیست نمیشود به آن تکیه کرد یک کسی که غیبت میکند آدم بدبختی است یک آدم ضعیف و ذلیل و بیچارهای هست یک آدم حسود شخصیتش استحکام ندارد خیلی راحت ملعبه شیطان شده.@ پس وقتی میگوید کوتاه نباید بیایید آقا قول دادی محکم پای قولت بایست امانت محکم، این خانم من الان با آن دشمنم با هم دعوایمان شده نمیخواهیم با هم زندگی کنیم ولی حقش است مهریهاش است چشمم کور کار میکنم مهریهاش را میدهم دارم میفروشم به آن میدهم این خیلی مهم است عهد، قول(إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلاً) قول خیلی خطرناک است.@ قیامت میپرسند قول دادی به کسی وفا کردی بینتان یک چیزی بود الان شما دو نفر با هم یک رفاقتی کردید بهم هم قول دادید پیش خودمان بماند لازم نیست کسی بگوید پیش خودمان بماند میدانید طرف آبرویش را دست شما سپرده تو هم آبرویت را دست این سپردی.@ یک چیزی بین شما گذشته این عهد میشود خودبهخود عهد میشود لازم نیست از کسی قول بگیری یا به کسی قول بدهی اگر قرار بوده مخفی باشد بین شما الان مخفی است این طرف چهارتا لغزش داشته تو هم خبر داری حالا میخواهد زن بگیرد میخواهد شوهر کند هیچ نیازی هم نیست به همسرش اینها را بگویی وقتی رفتی گفتی خیانت در امانت کردی.@ قدیمها اینکه حضرت میگوید چه مسلمان چه بیدین اینطوری بودند ما آدمهایی داشتیم که حضرت میفرماید با نماز و روزه آدمها نمیشود شخصیت آدمها را شناخت با گریه آدمها نمیشود یک شیعه را شناخت با امانت چرا میشود روی قولها و عهدها و امانتش میشود روی اداها و اصولهای معنوی نمیشود اصلاً.@ ولی روی عهد میشود روی حق الناسش میشود روی استحکام شخصیتیاش میشود حساب کرد ما قول دادیم عمل میکنیم طرف میخواست برود یکجایی پول بگیرد گفت من یک مقدار پول میخواهم گفت گرو چه میگذاری؟@ یکذره فکر کرد دید چیزی ندارد بعد آخر سر گفت چیزی داری گرو بگذاری یک چیزی که به اندازه پول بیارزد؟ گفت باشه بعد این یکذره اشکی ریخت و یکذره ناراحت شد دستی زد و یکذره اینطوری کرد آخر یک دانه سبیل کَند یک دانه از سبیلش را کند سبیل خیلی حرمت دارد حالا خیلیها میروند میزنند واقعاً رعایت نمیکنند.@ مروت نیست برای مرد زدنش این کَند گفت این یک دانه سبیل ما امانت دست شما، آن طرف دید این سبیل را میخواهد بکَند چقدر سختش بود بخواهد این سبیل را امانت بگذارد خیلی مهم بوده این یک دانه سبیل، پول را داد و طرف رفت یک رندی هم آنجا بود گفت یکذره پول به ما بده.@ گفت تو چه چیزی امانت میگذاری یک کَپه کَند گذاشت آنجا، گفت معلوم است که این اصلاً نمیخواهد وفا بکند آهویی هم که امام رضا ضمانتش را میکند امانتدار است ولی برمیگردد حیوان است ولی برمیگردد امام رضا ضامن است.@ ولی حیوان میرود و برمیگردد میرود شیر میدهد و برمیگردد میگوید حالا میخواهید من را بکشید بکشید قول دادم برگردم مسلمان اینطوری است استحکام دارد قدرت دارد. حضرت فرمود(رَأسُ الإسلامِ الأمانَۀ) اینقدر مهم است من حالا فعلاً دارم مقدمات را میگویم هنوز وارد بحث نشدیم شاید یک جلسه را فقط باید مقدماتش را بگوییم بعداً شما متوجه میشوید.@ اگر مردم فقط و فقط به همین یک صفت عمل بکنند یک جامعه شاد پر خیر و برکت یک جامعه واقعاً مبارک دارند اصلاً دیگر جامعه اسلامی در اوج خودش قرار خواهد گرفت حالا برویم یکذره جلو ببینیم چقدر این قضیه مهم است الان فعلاً مقدماتش را بخوانیم. (رَأسُ الإسلامِ الأمانَۀ) یعنی سر اسلام امانت است.@ یعنی امانتداری برای دین یک نفر مثل یک سر برای یک بدن است مسلمان در جامعه اسلامی که امانتداری در آن نباشد نمیماند یعنی واقعاً در این اسلام و در این جامعه اسلام حقیقی دیگر وجود ندارد چون سر ندارد. باز تأکید میکنم خودشیفتگیهای ما نباید مانع امانتداریهای ما بشود نباید مانع قولهایی که ما به همدیگر میدهیم بشود.@ خیلی وقتها آدمها با تکیه بر ما میروند جلو بعد ما به قولهایمان عمل نمیکنیم میرویم یکجایی حرف میزنیم یک چیزی را راه میاندازیم بعد پایش نیستیم شکست ایجاد میشود طرف میگوید من روی این حرفهایی که تو زدی حساب کردم جلو آمدم.@ من میخواهمت من عاشق تو هستم بیتو هرگز، تو باید با من ازدواج بکنی من میمیرم این دختر میاید جلوی خانوادهاش هم میایستد بعد میاید با این پسر ازدواج میکند میبیند این پسر آنقدر ضعف شخصیتی دارد آنقدر بیاستحکام است آنقدر شُل است که نگو قولهایی هم که داده وفا نمیکند.@ از اینطرف دختر بیچاره با همه در افتاده بخاطر این از خیلی چیزها و خیلی خواستگارها گذشته آمده با تو ازدواج کرده از اینطرف هم تو اصلاً امانتدار خوبی نیستی زن آدم امانت انسان هست شوهر انسان امانت انسان است بچههای انسان امانت انسان هستند امانت را باید درست رعایت بکنید.@ (مَلعونٌ مَلعونٌ مَن ضَیَعَ مَن یَعُول) پیامبر فرمود ملعون است ملعون است کسی که ضایع میکند آن کسی که سرپرستیاش را به عهده گرفته. لذا در شب عروسی دعایی که داریم دعای قشنگی هست شب عروسی که دختر و پسر میخوانند یکی از چیزهایی که در دعا میگویند این هست که خدایا این امانت توست در دست من.@ عروس وقتی وارد خانه مرد میشود که مرد مینشیند حالا کفش و جوراب زن را در میاورد پاهایش را میشوید که آب پای عروس را بیرون از خانه میریزند که درد و بلا بیرون برود دعا دارد اینها را آدم باید وفا کند این دختر و ناموسش را به تو سپرده خدا آن بندهاش را به تو سپرده زن ما یک عضو از اعضای خانواده آسمانی است.@ دختر اهل بیت است در اختیار ما، شوهر شما پسر اهل بیت است در اختیار شما، بچه شما امانت خداست در اختیار شما، آدم باید بداند که باید با این بچه چطوری رفتار کند. امروز یک دختر خانمی آمد پیش من گفت من هیچ چیزی از اسلام نمیدانم از دینم نمیدانم از ائمه نمیدانم.@ این امانتداری در حقش رعایت نشده این نیاز داشته با اسلام با دین با حقیقتش با خانواده آسمانیاش آشنا بشود پدر و مادر خیانت کردند در این امانت، آشنا نکردند بچههایشان را با اصلشان، یکی از وظایفی که ما داریم نسبت به بچههایمان این هست که بچههایمان را با خانواده آسمانیشان آشنا کنیم.@ یک جنایت است که شما بچه را در خانه خودت نگه داری و به آن بقبولانی که ما پدر و مادر شما هستیم نه من و مادرت پدر و مادر بدنیات هستیم تو یک پدر و مادر بزرگتر داری که وقتی جایش باشد باید من و مادرت را فدایش بکنی بگویی(بأبی أنت و أمی) ما این را خیانت میکنیم ظلم میکنیم و به بچه اینها را یاد نمیدهیم.@ بچه حقش است که بداند مال یک خانواده بالاتر از ماست بداند که مال آسمان است امانتداری یعنی این، یعنی به آن بفهمانی همانطوری که به شیر نیاز دارد به غذا نیاز دارد به واکسن نیاز دارد به درس نیاز دارد به این هم نیاز دارد. علی(ع) فرمود(شَرُّ النّاس مَن لا یَعتَقِدُ الأمانَۀ وَ لا یَجتَنِبُ الخِیانَۀ) فرمود بدترین مردم کسی است که معتقد به امانتداری نیست.@ میگویند قول دادی عیب ندارد عمل نکن قول دادی عمل نکن احادیث جعلی هم در کتابهای ما متأسفانه آمده بعضی از افرادی که با اصول اخلاق آشنا نیستند احادیث را در همه جا میگویند بله در حدیث خواندم حدیثهای قلابی، این حدیثها اصلاً سند ندارد بله به زنها قول بدهید ولی عمل نکنید.@ آیات قرآن دارد میگوید، میگوید عهد مسئول است به زن قول بدهیم عمل نکنیم الان در کتاب احادیث ما هست این کتابهایی که الان هست نوشتند بعضی جاها پیدا میشود این حدیث سند ندارد این حدیث قلابی است.@ وارد فرهنگ ما شده به زنها قول بدهید به بچهها قول بدهید ولی عمل نکنید این یعنی چی، این با اصول مروت با اصول اعتقاد شیعه در اصول اعتقاد اسلامی سازگاری نیست بعد هم میایند این احادیث را چماق میکنند میگویند اینها در کتابشان معصومشان را نگاه کن امامشان چقدر امام وحشتناکی بوده.@ این امام گفته قول بدهید ولی عمل نکنید خیلی خطرناک است حالا آدم بعضی وقتها گناه میکند شهوتی به آن غلبه میکند غضبی غلبه میکند پایش سُر میخورد یک امانت را ضایع میکند برای مؤمن اتفاق میافتد قرآن میگوید متقین(الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ) انسان میتواند یک موقع دچار فاحشه بشود ظلم به نفس بشود.@ متقین هم هست واقعاً جزء افراد باتقواست ولی این لغزش است لغزش یک موقع انسان یکبار در عمرش میلغزد یک خیانتی میکند این قابل بخشش است عمدی نبوده پایش سُر خورده یک اتفاقی افتاده یک خیانتی کرده.@ اما یک کسی که مرامش این هست یعنی اصلاً خیانت در امانت را یک کار خیلی آسان و راحت میداند معتقد نیست به اینکه باید امانت را رعایت بکند یک موقع هست یک کسی معتقد است پایش سُر میخورد قابل بخشش است ولی یک کسی اعتقاد ندارد حضرت میفرماید بدترین آدم این است که اصلاً اعتقاد ندارد.@ پول مردم جنس مردم ماشین مردم امانت است درست تعمیرش کن خیاط لباس مردم امانت است خرابش نکن یکطوری بده دست مردم که نفهمند این جنس را به شما داده تعمیر بکنی امانت است میایی میبینی چندتا غلط اشتباه دیگری در آن اتفاق افتاده دستگاه را میدهی درست کار میکند.@ ولی میبینی خراب است بعد بازش میکنی میبینی قطعات نو آن را برداشتند قطعات اصلی و به قول امروزیها اُرجینالش را برداشتند یک چهارتا جنس چینی در آن انداختند بیا بردار برو قول میدهی من این خانه را اینطوری برای شما میسازم کاشی درجه یک، کاشی درجه دو بگذارد.@ بگو کاشی درجه یک در قرارداد بستیم کاشی درجه یک، اینقدر قرارداد بستیم نه یک چیزهایی شد بالأخره یک بالا پایینهایی شد اینقدر شده ما این خانه را آنقدر قرارداد بستیم نه بالأخره یک چیزهایی شده باید شما بیشتر بدهید مینشینند خرجهای الکی میسازند و درست میکنند با چندتا چیز دست مردم میدهند.@ این ظلمها راحت است ولی بعداً جوابش خیلی کار سختی است خیلی گردنههایش سنگین است و کشنده است. ماشین نو، الان شما نگاه کنید بعضی از شرکتهای اتومبیلسازی ماشین نو خریدی من یکی از اقوام خودمان ماشین نو خریده بود.@ از شرکت رفت خرید آورد تا خانه موتور سوزاند ماشین نو میخری از شرکت باید بروی دو روز دیگر قطعاتش را عوض کنی. این ماشینی که دادند دست شما امانت است میگوید من ماشینم را کیلومترش را نوشتم ده هزارتا بردم داد تعمیرگاه روزی که آمدم تحویل بگیرم دیدم دوازده هزارتا خورده گفته برو یک هفته دیگر بیا.@ بعد زنگ زدم میگوید نه آماده نیست دو روز دیگر بیا حالا نگو داده به پسرش با زنش بروند شمال با ماشین مردم، حضرت میگوید(رأس الإسلام) برای همین اگر رعایت بشود. (شَرُّ النّاس مَن لا یَعتَقِدُ الأمانَۀ وَ لا یَجتَنِبُ الخِیانَۀ) معتقد به امانت نباشید و از خیانت هم اجتناب نکنید.@ گفتم لغزش موردی است پیش میاید اما اعتقاد نداشتن و اینکه انسان اجتناب نکند آن دیگر خیلی خطرناک است بیمبالاتی در امانت این خیلی بد است. هنگامی که خداوند(إذا أحَبَّ اللهُ عَبدً حَبَبَ إلَیهِ الأمانَۀ) از علامتهای عشق خداست.@ میگوید وقتی خدا یک کسی را دوست داشته باشد در دلش رعایت امانتداری(حبب إلیه) امانتداری را محبوب میکند یعنی شخص دغدغههای امانتداری سراغش میاید این بحثها در سبک زندگی اگر گفته نشود فاجعه اتفاق میافتد در این سبک زندگی که الان این همه که دارد رویش تأکید میکند اگر بخواهی بگویی باید با این اصول جلو برویم.@ شما امانتداری نباشد در سبک زندگیات این زندگی تهاش جهنم میشود یکی از اصول اساسی و اصلی سبک زندگی اسلامی امانتداری است صاحبان حِرَف صاحبان صنایع، تجار و خیلی چیزهای دیگر پس به دلت مراجعه کن ببین حست نسبت به این مورد چطوری است.@ از نظر شخصیتی این برایت مهم است یا مهم نیست دغدغه داری، ناراحتی، ناراحت نیستی، وقتی یک موقعی یکجایی در امانت ضایعش کردی یکجایی خیانت شد در امانت به هم میریزی یا نه، شب خواب از چشمت گرفته میشود یا نه.@ به گریه به اضطرار به تشنج به غذا نخوردن به بیاشتهایی میافتی یا نمیافتی اگر اینطوری هست مبارک است خیلی خوب است اگر نه همینطوری در را به قول قدیمیها با دالون خر را با پالون میخورد میکشد بالا یک نفر بعد هم میاید 5 میلیون تومان کمک میکند این پول را بگذارید برای عزای امام حسین.@ آن همه خیانت در امانت بالا کشیده میلیاردی خورده حالا میاید 5 میلیون تومان به فقرا کمک میکند. میخواهم حالا وارد گستره امانت بشویم که امانت گسترهاش چقدر است یعنی چه چیزهایی امانت هست امانت گسترهاش خیلی زیاد است.@ یکی از مهمترین امانتی که قرآن خیلی روی آن سفارش میکند(إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً) ما امانت را به آسمان زمین و کوهها سپردیم هیچ کدام نتوانستند نگه دارند ولی انسان این امانت را قبول کرد.@ آن امانت چیست؟ آن امانت همین فوق عقلی است که خدا به ما داده یعنی عشق به خودش یعنی لا إله إلا الله با لوازمش، اگر در روایت داریم ولایت اهل بیت امانت خداست درست است چون هیچ کس بدون ولایت و بدون معصوم نمیتواند اگر گفت امام امانت خداست امام زمان امانت است درست است ائمه امانتند قرآن امانت است.@ اگر در روایت مصادیقش را گفتند اشکال ندارد مصادیق امانت است اما اصل امانت که همه اینها را میگیرد این است که تو به خدا قول دادی عاشقش باشی و خدا هم عشق خودش را به تو امانت سپرده او از روح خودش در تو دمید.@ یعنی فوق عقل و از تو عهد گرفت پای این عشق باشی پس روز الست که میگویند یا عالم زر که میگویند ما قرار داشتیم به خدا همین الان هم هست مگر الان عشق من به بینهایت نیست بینهایتطلبی که در وجود من است امانت خداست در وجود من، خدا میگوید من این بینهایتطلبی را سپردم به تو که تو عاشق من باشی و با آن به سمت من بیایی.@ ما همین الان داریم بلا را میگوییم(أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏) مگر قبلاً گفتیم؟ نه ما همین را یادمان میاید که خدایا قول دادیم ما الان عالم زرمان یادمان میاید چون همین الان من بینهایتطلبی خودم را یادم هست من بینهایتطلب هستم این را چه کسی در وجود من گذاشت؟@ این بینهایتطلبی را که پدر و مادر من در وجود من نگذاشتند پدر و مادر من یک اشتراک اسپرم و تخمکی داشتند یک بدن به من دادند این روح بینهایتطلبی که فقط با الله ارضاء میشود امانت خداست به من سپرده شده لا إله إلا الله امانتی است که خدا به همه سپرده.@ یعنی تعهد گرفته با وجودت تعهد گرفته با ذاتت تعهد گرفته یک کسی الان بگوید من آب نمیخورم خدا میگوید من از تو تعهد گرفتم که آب بخوری، خدایا من چه موقع به تو قول دادم؟ با ذاتت از تو تعهد گرفتم با آفرینشت من طوری آفریدم که بدنت به آب احتیاج دارد این عهد خداست.@ باید آب بخوری بدنت نیاز دارد خدا از همه وجود ما از ما قول گرفته این قول قول لفظی نیست این قول قول کتبی نیست این قول قول وجودی است همانطور هم که برزخ میرویم محاسبه و نامه عمل یادتان هست گفتیم سؤالات برزخ نه کتبی است نه شفاهی، سؤالات برزخ وجودی است تکوینی است.@ همانطور که جنین که از رحم مادر میاید مگر فرشتهها از آن در دنیا سؤال نمیکنند؟ بله، سؤالها را چطوری میکنند؟ چشم آوردی، دست آوردی، فرشتهها قوای عالم هستند من چشم نیاوردم دست نیاوردم پا نیاوردم دارند محاسبهاش میکنند محاسبه در جا عمل میکنند قوای عالم.@ یعنی طول موج بلافاصله روی چشم عمل میکند فرکانس بلافاصله روی گوش عمل میکند وقتی نیاورده باشد نمیبیند نمیشود نیاورده باشد یواشکی ببیند شما وقتی وارد برزخ میشوید ما همه به بهشت وارد میشویم همه ما به ملکوت میرویم ملکوت هم میلیاردها برابر از اینجا زیباتر کاملتر است.@ ولی وقتی تو تجهیزات را نبردی عذاب میکشی قرآن چقدر قشنگ میگوید این ماهیت دوگانه را(فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ) یک چیز است یک حقیقت است که باطنش بهشت است و ظهورش جهنم میشود، مثل اینجا دنیا باطنا و حقیقتاً چیست؟@ کسی را عذاب میکند کسی را کور میکند در آن درد است؟ در باطن این دنیا نه خدا عذاب گذاشته نه کوری گذاشته نه درد، پس کوری و درد و عذاب چرا نصیب من میشود؟ میگوید تو نمیتوانی با آن ارتباط برقرار بکنی پس کور میشوی نمیتوانی با آن ارتباط برقرار کنی.@ فلج میشوی ولی باطناً اگر الان بدن من درد میکند بدن شما هم درد میگیرد؟ نه، پس من چرا درد دارم؟ میگوید تو با این قشنگی نمیتوانی ارتباط برقرار کنی بین 20 تا 20000 طول موج یک چشم مناسب نداری، حالا باید چکار کنم؟ یا برو عینک بزن یا باید تحمل کنی سر دردهایش را بددیدنهایش را، گوش چی؟@ میگوید گوش برای این هم فرکانس گذاشتم نمیتوانی گوشت اگر مناسب هست که هیچی، مناسب نیست یا برو سمعک بگذار یا این عدم ارتباط با صوت را باید هی تغییر بدهی بگویی چی، چی گفتید، یکبار دیگر بگو، بقیه میشنوند من که گوشم سنگین است نمیشنوم یک حقیقت است.@ این در نسبت فقط حل میشود این رازهای قرآنی را، فقط نسبت میتواند این بحث نسبت که گفتیم هیچ جا نمیشود این حل بشود فقط نسبت میتواند حل کند برای ما که باطن و تفسیر این آیه این است(باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ) یک حقیقت است، سؤال چیست؟@ تکوینی است کتبی نیست لذا خدا میگوید من از همه شما امانت گرفتم به شما امانت دادم و قول گرفتم(أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏) مگر الان شما کسی را دارید که اعتراف نکند که الله پروردگارش است یک نفر پیدا میشود بتواند بگوید من پروردگارم الله نیست.@ نمیتواند بگوید من عاشق الله نیستم امام فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست آن هم نمیتواند انکار کند که من بینهایتطلب هستم ابوسفیان هم نمیتوانست یزید هم نمیتواند انکار کند که من بینهایتطلب هستم بینهایتطلب بودند که حاضر بودند برایش امام حسین را بکشند.@ پس این بینهایتطلبی یعنی عشق به کمال مطلق و بینهایت که تنها مصداقش الله هست در وجود همه هست همه دارند با وجودشان در این بینهایتطلبیشان دارند لا إله إلا الله میگویند یعنی آن موقع هم که دارد آدم میکشد در واقع دارد میگوید من بینهایت میخواهم، ولی اشتباه در کجاست گناه در کجاست؟@ این هست تو با کشتن یک نفر با حذف یک نفر با حسادت نمیتوانی این حست را اشباع بکنی وقتی میخواهی یک نفر را از یکجایی حذف کنی که جلوی چشمت نباشد میگویی من طاقت این را ندارم وجود این را ندارم وقتی طاقت یک نفر را نداری با حذف آن بینهایتطلبیات ارضاء نمیشود.@ تو مشکل بینهایتطلبیات کجا ارضاء میشود؟ در ارتباطت با بینهایت ارضاء میشود یعنی تو با ارتباط با خدا دخترخاله را به هوای اینکه چشمش را ندارم فلان برادرم را چون پیش پدر و مادرم بیشتر محبوب است پس حذفش کنم خواهرم را حذف کنم.@ چون نمیتوانم تحمل دیدنش را ندارم چون پدر و مادرم به این اهمیت بیشتری میدهند یا این تازهواردی که الان آمده در فلان جا دل خیلیها را برده من طاقت دیدنش را ندارم این هم احمقی است اگر کسی فکر بکند با حذف یک نفر و ندیدن یک نفر و قهر کردن با یک نفر بتواند آرام بشود.@ وقتی مریضی از توست حالا آن هم حذف شود یک مورد دیگر. مشکل حسود این هست که حسود از عشق اصلیاش سیراب نشده یعنی با الله نتوانسته اشباع بشود رفته سراغ مصادیق محدود حالا دیگر تحمل ندارد میگوید من این مصداق محدود را نمیخواهم.@ میگوید این آقا را حذف کنید جلوی چشم من نباشد تحمل پیشرفت کسی را تحمل رشد کسی را تحمل محبوبیت کسی را تحمل شهرت کسی را تحمل عزیز بودن کسی را ندارد این آدم آنقدر بدبخت است که اگر زنش بگوید من دلم تنگ شده برای پدرم برای مادرم برای خواهرم دلم تنگ شده برای دوستم برای استادم به آن برمیخورد.@ میگوید نه تو فقط باید من را دوست داشته باشی مرد هم همینطور، مردهای زبان نفهم حسود همینطوری هستند اگر زن بگوید مثلاً من میخواهم بروم دلم برای فلان کس تنگ شده ببینمش تو فقط باید عاشق من باشی.@ زن نادان مریض میگوید تو چرا خواهرت را بوسیدی چرا مادرت را بوسیدی چرا به فلان کس اهمیت دادی چرا به فلان کس را بغل کردی چرا خواهرزادهات را بوسیدی اصلاً اینها به هم ربطی ندارد اینها مال نفهمیها و محدودیتها و جهل ماست بزرگترین امانتی که خدا به ما داده خودش است و عشق خودش بقیه امانتها تابع این امانتها هستند.@ این فعلاً مصداقش باشد تا انشاء الله جلسه بعد برویم روی بقیه مصادیق امانت ببینیم امانت چقدر دایرهاش وسیع هست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@