جلسه 005 - صلوات
شماره جلسه
5
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1383
ماه
10
روز
10
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - صلوات

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

الحمدالله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين و لعنت الله علي اعدائهم اجمعين من الآن الي قيام يوم الدين.

يك روايت درباره صلوات به شما بدهكار بوديم. ترجمه اش را عرض كنم بعد هم چند تا از تتمه روايات مانده. آنها را هم عرض كنم و بحث صلوات را خاتمه بدهيم.

از امام صادق عليه السلام هست كه فرمود: پيامبر روزي به اميرالمؤمنين اين گونه فرمود كه آيا بشارت بدهم تو را به چيزي؟ حضرت علي عليه السلام در جواب عرض كرد كه «بلي بأبي انت و اُمي فانك لم تزل مبشراً بكل خَير» تو هميشه به همه خیرها بشارت مي دهي و (توضيح دادم اين را در فَقَالَ أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ آنِفاً بِالْعَجَبِ قُلْتُ مَا الَّذِي أَخْبَرَكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ» گفت كه جبرئيل براي من خبري آورده – ايشان سوال كرد چه خبري آورده؟ قَالَ أَخْبَرَنِي أَنَّ الرَّجُلَ مِنْ أُمَّتِي إِذَا صَلَّى عَلَيَّ وَ أَتْبَعَ بِالصَّلَاةِ عَلَيَّ أَهْلَ بَيْتِي فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ صَلَّتْ عَلَيْهِ الْمَلَائِكَةُ سَبْعِينَ صَلَاةً وَ إِنَّهُ لَمُذْنِبٌ خَطَّاءٌ ثُمَّ تَحَاتُّ عَنْهُ الذُّنُوبُ كَمَا تَحَاتُّ الْوَرَقُ مِنَ الشَّجَرِ فَيَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَبَّيْكَ يَا‌ عَبْدِي وَ سَعْدَيْكَ يَا مَلَائِكَتِي أَنْتُمْ تُصَلُّونَ عَلَيْهِ سَبْعِينَ صَلَاةً وَ أَنَا أُصَلِّي عَلَيْهِ سَبْعَمِائَةِ صَلَاةٍ فَإِذَا صَلَّى عَلَيَّ وَ لَمْ يُتْبِعِ الصَّلَاةَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِي كَانَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ السَّمَاءِ سَبْعُونَ حِجَاباً وَ يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَا لَبَّيْكَ يَا عَبْدِي وَ لَا سَعْدَيْكَ يَا مَلَائِكَتِي لَا تُصْعِدُوا دُعَاءَهُ إِلَّا أَنْ يُلْحِقَ بِنَبِيِّي عِتْرَتَهُ فَلَا يَزَالُ مَحْجُوباً حَتَّى يُلْحِقَ بِي أَهْلَ بَيْتِي‌) جبرئيل براي من خبر آورد كه اگر يك شخصي از امت من صلوات بفرستد بر من و در پي صلوات و درود بر من، اهل بيت من را هم بياورد، يعني صلوات كامل بفرست، درهاي آسمان به روي او باز می شود و ملائكه هفتاد صلوات و درود بر او مي فرستند.

توضيح داديم كه صلوات ملائكه در روايت هفته هاي قبل كه راجع به صلوات بحث مي كرديم. گفتيم كه صلوات ملائكه چي هستند؟ تزكيه هست، استغفار هست براي ما – در واقع پاك كردن ما هست.

درود ملائكه بر ما، ما را تزكيه مي كند، پاك مي كند. هر چند كه گناهكار باشیم. «ثُمَّ تَحَاتُّ» مي ريزد از او گناهان همانطور كه برگها از درخت مي ريزند «فَيَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى» حالا خدا به او چي مي گوید؟ وقتي يك كسي صلوات بفرستد بر پيامبر و آلش، خداوند اينگونه به او مي گوید: « لَبَّيْكَ يَا‌ عَبْدِي وَ سَعْدَيْكَ» این لبیک و سعدیک اصطلاحي است كه عربها مي گویند. خوش آمديد، تشريف آورديد، مثلاً خوش آمديد، خوب تشريف آورديد، قدمتان مبارك باشد.

حالا يه بحثي هم هست اين را ان شاء الله هفته بعد برسم عرض بكنم كه چرا خدا در جواب صلوات، لبيك مي گوید؟ ما الان وقتي خدا كسي را حج دعوت مي كند، آنجا مي گويم لبيك. در خطاب می گوییم: لبیک. الآن اصلاً مستحب هست اگر در قرآن شما آيه اي را خوانديد، مثلاً اين را داريم يا ايها الذين امنوا، شما بگویيد چي؟ لبيك بگویيد. بله. چيه. چه مي خواهي. شما صلوات مي فرستيد يعني مي گویيد خدايا، نمي گویيد خدايا كه او بگوید لبيك. خواستت را مي گویيد.

مي گویيد خدايا درود بفرست بر پيامبر و آلش. ولي خداوند در جواب چي مي گوید؟ مي گوید لبيك و سعديك. اين يعني چي؟ چون «بله» زماني مي گویند كه خطابي هست و در جواب خطاب جواب مي دهند كه بله. اما در اين لبيك و سعديك تو حرفت را زدي. اللهم ات را گفتي، خواستت را هم گفتي. برای چي خدا لبيك مي گوید؟ يعني مي خواهد اين را بگوید به ما كه همين مقدار برای همين جلسه فقط عرض مي كنم كه صلوات كليد هست. در را باز ميكند. توجه فرموديد!

لبيك یعنی وقتي شما صلوات را بفرستي، درها باز مي شود. هماني كه خودش بالا فرمود تا وقتي كسي صلوات فرستاد، «فتحت له ابواب السماء» درهاي آسمان چي مي شود؟ به رویش باز مي شود. در دعا هم شما همين را داريد كه تا صلوات نفرستيد دعاهایتان به بالا نمي رود. درواقع صلوات كليد هست. اينها آموزش به ما مي دهند كه هفته قبل در این بخش «اني اتقرب الي الله و الي رسوله» توضيح دادم. به ما ياد مي دهند كه شما نمي توانيد بدون پيوند با پيامبر و آل، لبيك خدا را بشنويد. «من اراد الله بدأ بكم»، كسي كه اراده حق تعالي را دارد، يعني مي خواهد به خدا برسد از شما بايد شروع بكند. اينكه صلوات كليد هست يعني اين. يعني شما نمي تواني پيامبر و آل را حذف بكني و بعد بخواهي خودت مستقلاً و مستقيمآً يک ارتباطي برقرار بكني كه آن ارتباط منجر به شدن تو بشود، منجر به تقرب تو بشود، امكان ندارد. اين هشدار خيلي مهمي هست. علتش هم اين هست كه كساني هستند كه دوست دارند و مي پسندند كه بدون پيامبر و آل حركت بكنند. اصلاً حسادت دارند و يک مقدار كه وضع روحي شان خوب مي شود، انگار كه ديگر خودشان هستند و خدا. همه را مي خواهند چکار كنند؟ حذف كنند. متوجه نيست كه هر خير و بركتي كه بهشان برسد به بركت پيامبر و آل مي رسد. به بركت وجود مقدس آقا امام زمان مي رسد به واسطه فيض الهي، يعني امام زمان مي رسد. اين متوجه نیست اين فرمايشات عظمت پيامبر و آل را مي رساند كه يک موقعی يک كسي نخواهد اينها را حذف بكند.

گاهي وقتها پيدا مي شود كساني که حتي حسادت مي كنند. يک آقايي چهار صباحي درس خوانده بود، آمده بود به من مي گفت كه يعني چه خدا به اينها آنقدر مقام داده كه چي؟ چرا به من نداده؟ صريحاً مي گفت چرا من نه؟ من چي كم دارم؟ اين مال اين هست كه شخص عقيده اش، عقيده درستي نيست. اساساً نفهميده كه پيامبر و آل چه کسانی هستند و جايگاهشان در نظام خلقت چي هست. رابطه وجودی خودش با پيامبر و آل را هم نفهميده. توجه فرموديد. نفهميده.

همين بحثي كه مفصل اينجا برایتان عرض كردم كه رابطه وجود ما با آنها چه جوري هست، در آشتي با امام زمان هم مفصل توضيح دادم. همه ی شما هم كه مطالعه كرديد – اگر اين درك نشود، ما هميشه هر چند ابراز علاقه و مودت و محبت به پيامبر و آل بكنيم، همشه بين ما و آنها يک حجاب از نفسانيت ما و نفهمي ما، تاريكي جهل ما مي افتد. آخر نمي گذارد ما با آنها يكي بشويم. توجه فرموديد! يعني دوئیتي قائل هستيم. در حاليكه امام صادق عليه السلام فرمود: منظور از آل چه كسانی هستند؟ خود شما هستيد. منظور از آل – اينكه آنها در زبان ما مي گذارند كه شما وقتي داريد دعا ميكنيد اينجوري دعا كنيد كه «أسئل الله ان يجعلني معكم في الدنيا و الآخره» از خدا مي خواهم خدا من را با شما در دنيا و آخرت قرار بدهد. از زبان چه كسي مي گوید؟ خودشان مي گویند. يعني دوست دارند كه با ما در دنيا و‌آخرت باشند. اين اتحاد را با ما دوست دارند. اما ما دوست نداريم يعني ما باز من من مي كنيم. اين خيلي خطرناك است. اين نهايت نفهمي هست كه انسان نتواند اين حجاب را بين خودش و پيامبر و آل برطرف كند. بنابراين بايد به اين نكته توجه كنيم که میزان تقرب ما به حق تعالي بستگي به اين دارد كه ما دو حجاب را بين خودمان و پيامبر و آل برداريم: 1- حجاب معرفت؛ درست بشناسيم. 2- حجاب وجودي، يعني اين تقرب را داشته باشيم. بتوانيم حس فرزندی را نسبت به آنها پيدا بكنيم كه فاطمه زهرا سلام الله عليها مادر ماست. اين حس را پيدا كنيم. يعني اين رابطه عاطفي بين ما و حضرت زهرا برقرار شود. صرفاً يک زن مقدس خوب كه دختر پيغمبر هست و زن اميرالمؤمنين نباشد. بلكه كي هست؟ مادر حقيقي من هست. بايد بتواني با او رابطه برقرار بكني و با اهل بيت هم همينطور. با بقيه 13 معصوم ديگر همين حس را داشته باشي. تا وقتي نتواني، اين دو حجاب مانع مي شود، آن تقربي كه شايسته ما هست، به دست نمي آوريم.

عرض كنم خدمتتان هر چند رابطه محبت بعنوان يک محب بودن و اينها همه هست، اما به عنوان عضو خانواده پيامبر، نه. «منا اهل البيت» نيستي. زماني تو «منّا اهل البيت» مي شوی مثل سلمان كه اين دو حجاب را برداري يك) حجاب معرفتي، دو) حجاب وجودي. وقتي برداشتي از آنها مي شوی. توجه فرموديد!

از آنها شدن خصوصيت دارد، يعني معلوم است كي آدم از آنها مي شود. زماني تو از آنها مي شوی كه مثل يه فرزند و دغدغه آنها را داشته باشي. فضاي ذهنت را مسائل و امر محمد و آل محمدo اشغال بكند، آدم نگاه كنيد يک موقعی اي مادرش مريض است، پدرش مريض است، مادرش كار دارد، پدرش كار دارد، مي بيني دغدغه دارد برایشان يا مشكلاتي دارند به خاطر اينكه خودش را با آنها يكي مي داند، خودش را از آنها می داند، آنها را از خودش ميداند. اين دغدغه آنها را دارد، يعني فضاي ذهنش برای آنها مشغول است. مودت پيدا مي كند. فقط محبت نيست.

مودت گفتيم يعني چي؟ مودت گفتيم يعني دوستي كه انسان حاضراست خودش را برای طرف مقابل به زحمت بیندازد، سرمايه گذاري بكند برای طرف مقابل، اين مودت مي شود. مودت يعني كه ياد بگيري از امام حسين از حضرت زينب از علي اكبر از علي اصغر از آن عبدالله كوچك از علي اصغر سلام الله عليهم اجمعين ياد بگيري كه فداكاري كني براي خدا، براي دين خدا.

مودت يعني اينكه اگر بين دنیا ودين متحير ماندي، چي را انتخاب بكني؟ دين را انتخاب بكني. اگر بين دنيا و آخرت ماندي كدام را انتخاب كني؟ آخرت را. اين دغدغه داشتن يعني غصه داري، يعني براي مشكلات آنها فكر مي كني، يعني واقعاً خودت را آنقدر قابل مي داني كه بنشيني نقشه بريزي براي اهداف پيامبر و آلش.

من گاهي وقتها كتابهاي مسيحي ها را مي خوانم یا بعضی از فیلم هایشان را نگاه می کنم یا کتابهای یهودیها را بخصوص صهیونیسم را می خوانم، مي بينم اينها چقدر نسبت به اصول خودشان غيرت داشتند و دارند. چقدر جدي هستند. يعني در خودشان مي بینند که بنشينند براي اهداف دينشان، برنامه ريزيهاي كوتاه مدت و بلند مدت كنند و خودشان را مسئول بدانند. اين را توجه كرديد؟ معیت ‌ با پيامبر و آل، عضويت در خانواده پيامبر و آلش و «منا اهل البيت» بودن يعني اينكه تو به هچ وجه منتظر هيچ كس ديگر برای عمليات نيستي. دقت مي كنيد. منتظر جمع، تأييد افراد، كسي كمكت بكند، هيچ كس. وقتي آدم پدرش، مادرش، همسرش، كسي، دچار گرفتاري هست، منتطر نمي ماند كسي بياید كمكش كند. خودش هر كاری بتواند انجام ميدهد ديگر. خودش عملياتی هست، خودش مودت دارد. خودش بار را به دوش مي كشد. منتظر باشد که حالا يه كسي كمك بكند، تأييد بكند، نمي دانم بياید، اصلاً نيست.

«منا اهل البيت» بودن يعني تو اصلاً اساساً چه كسي باشد و چه كسي نباشد، به تنهايي همانطور كه امام فرمود، همانطور كه قرآن مي فرمايد: « تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى» تنهايي بتواني قيام بكني. ولو هيچكس قيام نكند. براي امر پيامبر و آل، براي دغدغه هاي امام زمان، براي مصائب و مشكلات امام زمان براي مصيبت اعظم، دل نگران باشي، غيرت داشته باشي، ناراحت باشي. بهت بربخورد كه امام زمان نيست و نمي گذارند بياید. بهت بر بخورد واقعاً. اين فاصله نگرانت بكند. دلشوره برات بياورد. واقعاً از صميم قلب و فقط و فقط به خاطر مودتت، به خاطر عضويتت در خانواده پيامبر و آل، نه براي هيچ هدف ديگر، نه برای هيچ طمع ديگر، هيچ انگيزه ديگري نداشته باشيم. خودت فقط به خاطر احساسي كه نسبت به آنها داري و وظيفه اي كه نسبت به آنها بخصوص در مورد مصيبت اعظم احساس مي كني، عملياتي بشوی.

عملياتي بشوی يعني چي؟ يعني در برنامه ات وقتي برای پيامبر و آل و امام زمان باشد. اينجاست كه تو مي گویی اينها از من هستند، من باید برایشان يک كاري بكنم. ديگر دنبال مزد و پاداش هم نيستي. طمعي هم از امام زمان و اهل بيت نداری كه كاري برایت بكنند. نمي گویي اين كارها را كردم كه به يک مزدي برسم. اين كارها را كردم كه يک چيزي دستم بياید. اين هم نیست. چون انسان در مودت وقتي برای دوستش و براي محبوبش كاري مي كند، تمنايي ازش ندارد. صرفاً به خاطر دوستي اين كار را مي كند. به خاطر اينكه دوست هستیم. به خاطر اينكه عضو خانواده همديگر هستيم، اعضاي يک خانواده كه برای همديگر می دونند و تلاش مي كنند، چيزي كه از همديگر نمي خواهند. مودتها و رحمتها و دلسوزيها و تلاش هايي كه افراد برا همديگر مي كنند، به خاطر اين هست كه عضو يک خانواده هستيم. همين كه عضو يک خانواده هستيم كافی است برای اينكه عملياتي باشيم. خودمان را به زحمت بیندازيم و سرمايه گذاري كنيم.

ببين كي پيامبر و آل تو را بعنوان« منا اهل البيت» مي پذيرند! اين فرمول است. يک موقع ما مي خواهيم بدانيم كه آيا فاطمه زهرا واقعاً من را به عنوان فرزندش مي پذیرد، وقتي كه من به او مي گویم مادر، او هم مي گوید لبيك يا ولدي! این جوری به من مي گوید. بله فرزندم، به من مي گوید. وقتي امام زمان را صدا كردم، به من مي گوید بله فرزندم! كي؟ اين فرمولش چه جوري هست؟ ما كي مي توانيم بفهميم كه اينها كي ما را اينجوري صدا مي كنند؟ زماني كه تو مي تواني آنها را بعنوان مادر و فرزند حقيقتاً صدا كني. نه اينكه فيلم باز كني. يعني با حس اينكه او مادر توست و او پدر توست، بتواني صدایش بكني واين دلشوره و دغدغه را نسبت به مصائب و مشكلاتشان داشته باشي. نسبت به مصيبت عظيم چكار بكنيم؟ نسبت به مصيبت عظيم گريه و عزاداري و احترام و بزرگداشت و تجلل در بزرگداشت هایشان، در تولدهایشان. احساس كني كه تولد بابات هست، شادي بهت دست بدهد. در خودت ببيني. تولد حضرت عبدالعظيم هست، تولد حضرت معصومه، تولد امام رضا هست، بداني كه بايد یک تحركي بكني. حداقلش اين هست كه حرمشان برويم. اين كمترين كار است ديگر. حالا اگر می خواهي شيريني بدهي، مجلسي خانه ات بگيري بعنوان صاحب مجلس بگيري، نه بگویي حاجتي دارم. نه. اينكه مزدوري مي شود. زماني آنها مي پذيرند ما را بعنوان «منا اهل البيت» كه ما پذيرفته باشيم از خانواده آنها هستيم. قبول كرده باشيم اين را. ايمان آورده باشيم كه از خانواده آنها هستيم. بخواهيم از خانواده شان باشيم. به محض اينكه تو بخواهي فرزند او باشي، او تو را بعنوان فرزند قبول كرده. يادت باشد. اصلاً اين را كي در دل ما مي اندازد؟ خودشان انداختند كه ما برويم اينجوري با آنها باشيم. خودشان زيارت عاشورا را در دهان ما گذاشتند. خودشان به ما در جامعه كبيره گفتند که بگویيد: «فمعكم معكم لا مع غیركم» يعني آنها نمي خواهند ما با هيچكس ديگر باشيم. مي خواهند با خودشان باشيم. وقتي برای ما اين فضا را باز كردند، بسته به اينكه تو چقدر از خودت لياقت نشان مي دهي، چقدر از خودت عرضه نشان مي دهي كه بتواني اين تقرب را پيدا بكني. همان بحث قوانين حركت كه عقب گرد ممنوع، توقف ممنوع، سرعت و بعد سبقت. در اينكه «منا اهل البيت» باشيم مثل سلمان، سبقت بگيريد از بقيه افراد. چون در قيامت همه مي گویند اي كاش ما با اين افراد نزديك بوديم. اينجوري ديگر. درست است؟ قرآن مي گوید: ظالم دستش را گاز مي گيرد: «يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‌ يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلً » اي كاش من با اين بزرگان با اين صاحبان با سلاطين آخرت و ابديت رفيق بودم. اي كاش من با اينها نزديك بودم. اي كاش اينها من را تحويل مي گرفتند. اي كاش اينها من را صدا مي كردند پيش خودشان. چون اينجوري است ديگر. آنها دوستان خودشان را صدا مي كنند پيش خودشان. اينجور نيست كه تو دلشوره داشته باشي كه خودت را برساني.

ببين يک مادر يک پدر در یک شلوغي در يک جاي اول فكر كي هست؟ بچه هایش. يعني اصلاً به خودش فكر نمي كند. اول فقط مي خواهد بچه هایش را جمع كند پيش خودش. درست است؟ قيامت تو دلشوره اين را نداري كه خودت را برساني به پيامبر و آل؛ بلكه پيامبر و آل دلشوره دارند در آن هول و ولا شما را پيدا كنند ببرند پيش خودشان. توجه فرموديد! قبل از اينكه تو اصلاً دلشوره بگيری كه واي در اين وانفسا من چكار بكنم که به اينها نزديك بشوم، دستم را به دست اينها برسانم، چون حضرت فرمود اگر دستتان را به دست ما برسانيد، كاري برایتان ميكنيم. اگر برسونيد.

اين برسانيد يعني در آخرت مي گوید برسانيد. منظور از آخرت چي هست؟ دنياست. يادتان باشد آخرت با دنيا يكي هست. هيچ فرقي نمي كند. در فرمولها راه شناسي و بقيه مباحث توضيح دادم: دنيا همه ابديت است. چند سال عمر به ابديت را مي سازد. وقتي مي گوید آخرت نور احتياج داريد يعني كجا نور مي خواهيد؟ يعني دنيا. پس هر وقت كلمه آخرت آمد كه آخرت چنين هست، آخرت چنان هست، آخرت بايد اين را داشته باشيد، باید آن را داشته باشید، آخرت اینطوری است، حواست باشد آخرت معادل را بگذاری اینجا. هر وقت سخن از آخرت از صراط شد كه گفتم صراط باريك تر از مو، تيزتر از شمشير، خيلي حساس است، داخل جهنم است، بدان اينجاست. صراط اينجاست. اگر گفتند جهنم، جهنم يعني دنيا. دنيا به قول امام متن جهنم است. لذا اينكه دستان را به دست ما برسانيد، ما نجاتتان مي دهيم، يعني اينجا دستتان را برسانيد. اگر ميخواهي آنجا افتخار كني به اينكه از آنها هستي، از خانواده آنها هستي، با عزت و احترام بيایند تو را ببرند آن بالا بالاها بنشاندنت، اگر دوست داری اصلاً حساب و کتاب آخرت از تو برداشته بشود، اصلاً نبرندت پای محاسبه که بخواهند حساب کتاب بكنند، اينجا بايد يک فكري كرد ديگر. انسان بايد حساب و كتابها را اينجا بكند. چه جوری دوست داری تحویلت بگیرند؟ چه جوری دوست داری به آنها نزدیک باشی؟ چه جوري دوست داري با آنها باشی؟ چه جوري دوست داري با آنها انس داشته باشي؟ چه جوري دوست داري تو را بردارند ببرند در چادر خودشان؟ در خيمه و قصر خودشان؟ الآن برو در خيمشان. بهترين موقع براي اينكه بروي در خيمه امام زمان كي هست؟ الآن است، قبل از ظهور است، نه بعد از ظهور.

بعد از ظهور ديگر هيچ هنري نيست. اينها كه مي گویند ما از سربازهاي امام زمان باشيم، چنين باشيم چنان باشيم، همين الآن بايد سربازي كني، والا بعد كه ديگر همه كافرها هم مي آیند. خيلي از كفار می آیند. الآن هر گلي مي خواهي برای آخرتت به سرت بزني، الآن بزن و كليدش هم دارند به ما مي گویند. كليدش هم اين هست كه آقا سلاطين ابديت را اينها هستند. به آنها نزديك شويد ديگر. اينكه مي گوید: « إنِّي تاركٌ فيكم الثَّقَلينِ كتاب الله و عترتی» اين ثقلين چه كسانی هستند؟ كتاب خدا و عترت. برای قيامت مي گویند اينها كنار حوض كوثر بر من وارد مي شوند. از الآن بچسب به آنها برو داخل حوض. همين الآن برو داخل حوض.

ديشب با يكي از رفقا حرم بوديم. زيارت رفته بوديم. حرف خيلي قشنگي مي زد. گفت: بعد از اينكه من يک مدتي آمدم حرم حضرت معصومه، تازه فهميدم آن بالا كه نوشتند «ان زار معصومه فَمَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ» بهشت پاداش زيارت نيست، بلكه خيلي زيبا فرمودند كه خود اين زيارت بهشت است. اگر اين را كسي توانست بفهمد. خيلي كار بايد بكنيد. هی بايد بروي داخل حرم، بيايي، بروي داخل حرم، بيايي، هي زيارت بكني، انس بگيري از حالت اينكه من مي خواهم يک چزي بگيرم در بيایي. بعنوان دوست بروي سر بزني. احساس دلتنگي بين تو و اين امامزاده ها باشد، يواش يواش بروي بيايي بعد بفهمي كه اي بابا بهشت هميني هست كه من الآن كجا هستم؟ در اينجا هستم. اين بهشت است. دراحاديث داريم حرم حضرت رضا، حرم سيدالشهدا، حرم ائمه، اينها قطعه اي از بهشت هستند يعني همين. اين بهشت است. الآن شما به آن وارد مي شويد، پاداشش بهشت است يعني چي؟ همين بهشت است. اگر بتواني ادراك بهشت بودن را بكني، وقتي وارد مي شوي خيلي برد كردي.

بنابراين به اين رمزها فكر بكنيد وقتي خدا مي گوید: «لبيك وسعديك» وقتي تو صلوات مي فرستي بر پيامبر و آل، معنادار است، يعني شما اگر مي خواهيد لبيك خدا را بشنوي، بايد به كي تقرب پيدا بكني؟ به پيامبر و آل. آنها را بشناسي. بشناسي يعني معرفت، يعني حجاب جهل را برداري. يكي هم حجاب عاطفه و روابط و احساسات را برداری تا از آنها بشوي. اين حس بهت دست بدهد.

حالا دقت كنيد «يا ملائكتی انتم تصلون عليه سبعين الصلوه» شما هفتاد صلوات بفرستيد به اين بنده. من خودم چكار مي كنم؟ «و أنا اصلي عليه سبع مائه الصلوه» من خدا هفتصد صلوات برایش مي فرستم. صلوات خدا با صلوات ما فرق دارد. اين را خوب دقت كنيد. خدا يک صلوات به يک كسي بفرستد- يادتان هست كه خوانديم- اگر كسي بگوید: «اللهم صل علي محمد و آل محمد» خداوند مي فرمايد چي؟ «صلی الله عليك» ملائكه مي گویند چي؟ «صلي الله عليك» خيلي حرف است. قدرت اين صلواتي كه خدا مي فرستد، چه جوري جذب مي شود؟ ما جذبمان ضعيف است. علت اينكه ما جذبمان ضعيف است، نمي‌توانيم اين ادراك را بكنيم وقتي خدا بر ما صلوات مي فرستد، همين دو حجاب است: يكي حجاب معرفت يكي حجاب وجود بين تو و پيامبر و آلش. اين حجاب نمي گذارد كه وقتي خدا صلوات مي فرستد صلوات را جذب كني.

خيلي وقتها صلواتها از طرف خدا مي آيد ما به جاي اينكه جذب كنيم، چکار مي كنيم؟ دفعش مي كنيم. مي گوید من هفتصد صلوات مي فرستم براي كسي كه يک صلوات بفرستد، شما ملائكه هفتاد تا، من خدا هفتصدتا – اين كار مي كند. هفتصد صلوات.

ببينيد همه عالم رابطه، رابطه رياضي هست. يعني الكترون به الكترون و اتم به اتم حساب شده است. وقتي مي گوید من صلوات مي فرستم يعني در اين عالم رياضي بين رياضيات دنيا و رياضيات آخرت يک رابطه منطقي وجود دارد. مثل رياضيات رحم با رياضيات كجا؟ دنيا. ما نمي فهميم چه واسطه و چه رابطه اي بين رياضيات رحم و دنيا وجود دارد. فقط مي دانيم يک سلول تخم تكثير مي شود. سلولهاي واحد به قسمتهاي مختلف بدن تبديل مي شوند و يک بدن ساخته مي شود. چه جوري؟ هيچكس نمي داند. علم هم نمي فهمد اين را. ولي ما مي دانيم از اين حركت، اين حركتي كه انجام مي شود اين مشكل گيريها، برای رحم نيست. براي كجاست؟ براي دنياست. يعني بين اين رياضيات رحم و دنيا يک تناسب رياضي وجود دارد. كسي هم دركش نمي كند جز خداوند و متخصصين اين كار كه معصومين باشند. در حركت به سمت ابديت بين رياضيات دنيا و رياضيات آخرت هم يک چنين رابطه اي هست. وقتي مي گوید: خدا هفتصد تا صلوات مي فرستد بر شما اين هفتصد تا صلوات در رياضيات دنيا و تنظيمش با رياضيات آخرت خيلي نقش دارد. يعني صافت مي كند، يعني يک تنظيمهايي بين تو و رياضيات آخرت برقرار مي كند. تو اگر در اثر گناه، غفلت، جهالت خراب مي كني و بعضي از رياضیات را بهم می‌ريزي، بعضي از روابط را، اين صلوات خدا چكار مي كند؟ اين صلوات خدا تو را تنظيمتت مي كند با ابديت. درود خدا، درود اهل بيت، شادي آنها رابطه ات را تنظيم مي كند.

ما مي گویيم كه مثلاً اين صلوات خدا چرا به ما نمي رسد؟ مثلاً ما انتظار داشتيم يک كيسه پول از سقف خانه بيفتد برایمان، فلان مريضم شفاء پيدا كند، فلان مشكلم حل شود؛ اين باز نگاه كردن حيواني به خودت هست. اگر حواست باشد كه تو در رحم دوم جنين هستي، به سمت وفات و تولد مي روي، متوجه مي شوي كه صلوات خدا تو را چه جوري در رحم دوم شكل مي دهد و براي تولد به سمت ابديت، شب اول قبر، آن چهار مرحله اي كه گفتم به اصطلاح وابسته هست به دنيا وفات، عالم برزرخ، قيامت و حيات ابدي پس از قيامت كه وابسته هست به اينكه تو كيفيت دنيا را چه جوري بگذراني اين تنظيم مي كند رابطه تو را. پس اينها را خيلي دقت كنيم. ساده از كنارش رد بشويم. بگویيم حالا خداوند هفتصد صلوات مي فرستد حالا كه چي؟ يعني چي هفتصد تا؟ بعد تازه اين هفتاد تا و هفتصد تا هم خيلي حكمت دارد. چون همه چيز رياضي است. لذا شما با چی سر و كار داريد؟ با عدد سر و كار داريد. چرا ششصد و نود و نه تا نه؟ چرا هشتصد تا نه؟ مي گوید چند تا؟ هفتصد تا. براي چي؟ ما با اين رياضي آشنا نيستيم. نميدانيم اين عدد كجاست! چكار می كند با ما! چرا این عدد؟ کمااینکه در حرکت جنین به سمت تولد هم ما ریاضیاتش را خبر نداریم. یعنی نمی دانیم این سلول چی جوری می شود بدن یک انسان کامل. هیچ کس هم نمی داند. بنابراین بهتر است این ریاضیات را بسپاریم به دست خالق و ببینیم خالق می خواهد چکار کند با ما. ما وظيفمان را انجام بدهيم.

«و اذا صلي عليه و لم تبع بالصلوه» اگر صلوات بفرستد بر من، اهل بيت من را، آل محمد را يادش برود، نگوید اين را، آل محمد را، چي مي شود؟ دقت كنيد در عالم وجود چه اتفاقي مي افتد! كسي كه به آل صلوات نمي فرستد، مي فرمايد: «كان بينها و بين السماء سبعون حجاب» بين او و آسمان باز چند تا حجاب؟ هفتاد تا حجاب ايجاد مي شود. خوب توجه كنيد. بفهميد يعني چي هفتاد تا حجاب. هفتاد تا حجاب ايجاد مي شود بين او و آسمان «و يقول عز و جل» خدا مي گوید چي؟ «لا لبيك و لا سعديك» اصلاً نه، اصلاً. لبيك خدا جواب نميدهد. مي گوید: نه نه نه. در را ببنديد. هفتاد تا حجاب هم مي گذارند. راه هم نمي دهند. اين يعني چي؟ يعني خدا مي خواسته اينها را عزيز دُردونه بكند كه مثلاً اگر كسي اينها را تحويل گرفت صلوات برایشان فرستاد يا آنها محتاج صلوات ما هستند! نه. يعني ساختار وجودي تو بعنوان يك جنين در رحم دنيا در حركت به سمت ابديت اينجوريست كه تو با پيوند با پيامبر و آل مي تواني سالم متولد شوي به ابديت. بدون آل سالم متولد نمي شوي. امكان ندارد سالم متولد شوی. چون نمي تواني شما.

گفتيم در چهار مرحله بحث منطقي يادتان هست گفتيم يعني چي. ببينيد گفتيم وقتي شما با يک سيستم روبرو هستید؛ مثل همين ضبط يا هر سيستمي هر دستگاهي طبق اصل اصالت تخصص در چهار مرحله تعريف، راه اندازي، بهره برداري و اصلاح و تعمير بعد از خرابي، ما يا به سازنده محتاجيم يا به كي؟ به متخصص.

حذف متخصصين يعني دست تو را از کی كوتاه مي كند؟ از سازنده. يعني تو اساساً حركتت در نظام رحم دنيا به سمت ابديت تخصصي نيست. مثل آن عكسهايي هست كه درتولد ديدید كه جنين متولد شده بود ولی سر نداشت. هيكل آورده بود، سر نداشت يا آمده بود دست و پا نداشت. چون با رياضيات ابديت تطبيق ندارد. كي مي تواند تو را با رياضيات یا كدام متخصص مي تواند تو را با رياضيات ابديت تنظيم بكند؟ پيامبر و آل ميتواند. توجه فرموديد. يعني تو وقتي ارتباطت را با معصوم قطع بكني و بخصوص با كي؟

يک كسي مي گوید ما با پيامبر هستیم. با پيامبر هستيم. نه. نمي شود پيامبر از دنيا رفته، تو حتماً بايد رابطه ات با حجت زنده روی زمین، امام زمان روي زمين تنظيم شده باشد. براي همين قرآن فرمود: «يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» امام زمان خودت. حالا تو با پيغمبر هر حالي مي خواهي بكني، بكن. ولي وقتي رابطت با امام زمان خرابه، اينجوريست. ما خيلي وقتا همین كار را مي كنيم. يعني چنين ظلمي در حق خودمان مي كنيم. خيلي در خانه امام حسين و فاطمه زهرا و اميرالمؤمنين مي رويم و مجلس ميگيريم و حسينيه و هيئت و سينه زني و چنين و چنان و...، اما همه اينها يک بهانه اي هست براي اينكه تنبلي خودمان را، كوتاهي هاي خودمان را، در حق امام زمان چكار كنيم؟ بپوشانيم. توجه كرديد! آنها هم سرشان كلاه نمي رود. شما هر وقت بگویي يا فاطمه زهرا يا يا امام حسين بگویی مي گوید با حسين زمانت چكار كردي؟ به جاي اينكه گريه كني براي من برو به غم و غصه امام زمانت گريه بكن. به اميرالمؤمنين بگو يا اميرالمؤمنين. اميرالمؤمنين مگر نفرمود كه «صاحب هذا الامر» صاحب اين امر، امام زمان «الطريد الشريد الفريد الوحيد» مگر نفرمود اين را؟ تنها آواره طردشده يگانه؟ تو چكار كردي با امام زمان؟ بنابراين، هر كسي با امام زمان خودش.

يه موقعی مذهبي بودن ما، مقدس بودن ما، پرداختن به صورتهاي مقدس ما را از امام زمانمان نبايد غافل بكند. بالاخره بين او و بين آسمان هفتاد حجاب هست. خدا مي گوید: «لا لبيك و لا سعديك يا ملائكه لا تصعد و دعائه» اي ملائكه من، دعاي او را بالا نياريد «الا ان یلحق بالنبي عترته» مگر اينكه حتماً آلش را چيه؟ بگوید در صلواتش، ملحق بكند. «فلا يزال محجوب حتي يلحق بي اهل بيته» پيامبر مي فرمايد همين بنده خدا هميشه در اين جابهاي هفتاد گانه مي ماند تا اينكه به آل برسد. خلاصه ملحق كند به من آل من را. توجه فرموديد! ملحق بكند به من، يعني درواقع حجاب را بين كي بردارد؟ بين خودش و آل بردارد. شما وقتي حجاب را بين خودت و آل بخصوص بين خودت و امام زمان برميداري، در آسمان به روت باز مي شود. والا ما مثلاً ممكن است خيلي با فاطمه زهرا (س) رابطه صميمي و خوب داشته باشيم، با پيغمبر(o)، با امام حسين سالها ولي وقتي حجاب رابطه خودمان با امام زمان رابر نمي داريم حجابش را، چون امام زمان ما اين است ديگه الان. ايشان هست وقتي كه حجابت را بر نميداري و با او در حجاب و در صلح نيستي، رابطت با او تنظيم نیست، باز تو محجوبي. برای همين هم مي بيني هر چقدر هم زحمت مي كشي و تلاش مي كني، رشد چنداني نمي كني. چون تو از رحم بيروني. امام زمان رحم ماست و ما با رحم امام زمان مي توانيم به سمت ابديت حرکت بكنيم. هر كسي با رحم خودش. نمي تواني با امام زمان. چون اصلاً ساقطي تو. سقط شده هستي. رشدي نداري. پس حجاب بين خودت و امام زمان را بردار تا خدا حجاب را چكار كند؟ بردارد. درواقع اين يادتان باشد آيات زيادي هست بزرگان دين هم فرمودند خداوند هميشه تابع بنده اش هست. بعنوان تابع بنده اش عمل مي كند. اگر مي گوید: «لا لبيك و لا سعديك يا ملائكه لا تصعد و دعائه» محصول كيه؟ درواقع اين را كي مي گوید؟ خودت مي گویی. محصول كار خودت است. اگر مي گوید هفتاد تا حجاب مي افتد، در واقع تو به خدا مي گویي بنداز بين ما هفتاد تا حجاب. والا خدا با كسي كه پدر كشتگي ندارد خداي مهربان. پس رفتار خداوند با ما بازتاب رفتارهاي خودمان هست. اما چي؟ «و يعفو ان كثير» بسياري رامي بخشد. خدا بسياري را نديد مي گيرد و مي بخشد. بسيار مي بخشد. اين هم از اين.

حالا كه با پبامبر و آل درها باز مي شود، اگر مي خواهيد رشد خوبي بكنيد بايد چكار كنيد؟ بايد براي رابطتان با امام زمان مدتي تمركز كنيد. توجه فرموديد. مدتي تمركز بكنيد. يعني هي شروع بكني يه مدت تمركز بگيري در طول روز مطالعه كني، ببيني كه الآن در چه وضعيتي هستي، مختصات تو با امام زمان چي هست و همينجوري. هي يواش يواش يواش اين رابطه را چكارش بكني؟ نزديكش بكني. بالاخره خودت را پيدا كن كجا هستي. نسبت به امام زمان كجا قرار داري. اين را اول پيداش بكن. اين خيلي مي تواند كمكتان كند. اگر این رابطه را شما حفظ بكنيد چون حضرت در واقع واسطه فيض هست، تو هر چقدر نزديك مي شوي به اين واسطه فيض، فيض بيشتري گيرت مي آید. توجه فرموديد! لذا خيلي نمي خواهد سرمايه گذاريهاي عبادي كلان و سنگين اين طرف آن طرف بكنيد. خيلي نمي خواهد عبادتهاي زيادي را سرمايه گذاري كني، خرجهاي زياد بكني، قبل از همه اينها يک ترمز محكم بكش. بيشتر چكار كن؟ فكر كن. فرمود يا علي وقتي مي بيني بيشتر مردم در حال عبادت هستند، تو تعقل كن تا از بقيه مردم سبقت بگيري. ما امر به چي شديم؟ امر به سبقت شديم؛ سرعت و سبقت. برای همين خيلي هي دلشوره نداشته باشيد، خودتان را اذيت نكنيد. اين طرف آن طرف يا از اين طرف چي بخوانيم دعا چي بخونيم قرآن چي بخوانيم ذكر چي بگويم امشب شب جمعه است چكار بكنيم، نميدانم فلان ايام چيكار بكنيم، نمي دانم در مسجد بايد چكار كنيم، رفتيم مكه چكار كنيم، رفتيم مشهد چكار كنيم، يه ذره ترمز كن اول، يه ذره ترمز كن. اگر مي خواهي مكه بروي با امام زمان برو. مي آيي حرم حضرت عبدالعظيم با امام زمان بيا. مي روي پيش امام رضا با امام زمان برو. يک موقع نشود بروي پيش امام رضا ده روز هم آنجايي، هيچ يادت نبود كه اصلاً امام زماني ام هست. همين مشغول امام رضا بودي تا آخرش. نه. برو خدمت امام رضا ولي با چه كسي؟ با امام زمان، با خدا برو ولي بدون واسطه نمي تواني بروي. امام زمان هم با خودت ببر، تو همه كارهات بايد همينجوري باشد. اين امكان ندارد كه من الآن بيام به شما بگویم شما هم بگويد حالا مثلاً اينجوري گفت ما هم مي شويم. با شنيدن و كلاس آمدن نمي شود. اينها فقط يک اسباب و معدات هست. آن كه بايد ايجاد بشود در دل خود شماهاستکه بايد ايجاد بشود. يعني با شنیدن اگردغدغه شخصي نباشد و سنخيت نباشد، مشكل حل نمي شود. با كلاس رفتن نيست اين حرفها. عشق كه كلاس ندارد كه يك كسي مي خواهد عاشق بشود برود دوره عاشق شدن ببيند. هر موقع آدم عاشق مي شود بين او ومعشوق يک چي هست؟ يک سنخيت و شباهتي هست كه انسان عاشق مي شود. بنابراين روی اين بايد كار بكنيد. اگر هم مي خواهيد كار بكنید و به يه جايي برسيد، بايد يک مدتي تمركز داشته باشيد. اين كسي كه اين گل را ساخته همان روز اول موفق نشده كه اين گل را بسازد. مدتهاي زيادي تمركز گرفته هي تمرين كرده تا توانسته اين گل را چكار كند؟ بسازد. تمركز کرده. شما وقتي مي خواستيد سواد ياد بگيريد الان بچه ها كلاس اول را نگاه كنيد كودكستان را نگاه كنيد يه دفعه كه نمي آیند يه خط خوش بنويسند. آنقدر خراب كاري مي كنند، هي تمركز، هي پاك مي كنند، خط را اينجوري مي كنند تا بالاخره يواش يواش قدرت نگه داشتن قلم را دارند، بعد تمركز مي گيرند سواد دار می شوند. خطشان خوب مي شود، نقاشيشان خوب مي شود. شما اگر مي خواهيد اين رابطه بين خودت و امام زمان را نقاشي بكني خوب، يک رابطه قشنگ برقرار بكني، بايد تمركز بگيري يک مدت.

اينكه سرم شلوغ هست، كار دارم، درس دارم، دانشگاه دارم، امتحان كارشناسي ارشد، دكترا دارم، بايد سفر خارج بروم، الآن فعلاً نمي رسم، عروسي خواهرم هست، عروسي بابام هست، اينها نمي شود. توجه فرموديد! اين حرفها نمي شود. الآن تمركز بايد بگيري. همه اينها معداتند. كنار بگذار. وقتت براي تمركز كو؟ تمركز بگير. يک مقدار تو روزهان بين خودت و امام زمان و عملياتي كن اين مسير را برا رفاقت برقرار كردن. مثلاً طرف آمده اينجوري مي كند. مي گویم ازدواج كردي يا نه؟ مي گوید: نكردم. مي گویم سن ات گذشته ازدواج كن. چرا نرفتي خواستگاري؟ مي گوید: اتفاقاً يک نفر را ميخواهم. مي گویم: چند وقته؟ مي گوید: 6-7 سالي هست مي خواهم. حالا او چي؟ مي گوید: آره او هم مي داند. مي گویم: پس چرا اقدام نكردي؟ وقت نكرديم تا به حال هيچ كدام. ده ساله وقت نكردند بنشينند با همديگر براي برقراري رابطه تمركز بگيرند. تا اينكه تمركز نشود، رابطه اي هم برقرار نمي شود. اينكه شما فكر بكنيد دنبال كارهاي زندگيتان بيفتيد و يک جوري رابطتان با امام زمان هم تنظيم مي شود، يک جوري همه چي مثل حساب برزخ و قبر و قيامت وابديت حل مي شود، اينجوري نيست. بايد ترمز را خيلي جاها بكشي. امام صادق در حديث عنوان بصری فرمود چي؟ فرمود: اولين شرط نه دوم و سوم ها اول اين هست كه بنده برام خودش تدبير نداشته باشد. يعني سرش را در زندگي آنقدر شلوغ نكرده باشد كه فرصت نكند كه رابطش را با اين رحم و براي تولدش فكر بكند اصلاً، اصلاً بيفتد در جريان تولد، يعني براي اندام سازي متناسب با ابديت اصلاً در نظامش بيفتد. ما 30 سالمان، 40 سالمان، 50 سالمان می شود، مي بينيم هنوز اصلي ترين ارتباطات برقرار نشده. اصلاً ما شروع نكرديم. وقتي شروع نكني، كارهات ديگر خير و بركت ندارد. هميشه هشتت گرو نه ات هست، هميشه لنگي. گفتن تو مسلماني، مومني، گفتن كه تو حزب اله هستي، ولي علامت هایش روت ظاهر نمی‌شود. قرآن فرمود. علامت ي مومن چي هست؟ آرامش. آرامش دائم. شادي و خيلي چیزهاي ديگر. اين نشان ميدهد خودش را. بنابراين يک مقدار سرتان را خلوت بكنيد. ببينيد اول كجا هستيم ما. مختصات خودمان را به دست بياوريم. اين جريان زندگي را؛ ازدواجت را، همسرت را، فرزندت را، كارت را، شغلت را، رشته تحصيلی ات را، دغدغه هايي كه داري را همه را بيار پيوندش بده به امام زمانت. در جریان بيفت. حالا مثلاً مي خواهی ارتقاء شغلي پيدا كني بعد تلاش بكن. مي خواهي توسعه بدهی به بقيه مسائل زندگي ات، تلاش بكن. اما همه اينها بايد در كجا صورت بگيرد؟ در پيوند با امام زمان. والا تو سقطي. فايده ای ندارد. هيچ فايده ندارد. اين را فراموش نكنيد. باز دفعه چندم عرض ميكنم. سراغ حديث بعدي مي رويم.

النبي (صلي الله عليه و آله و سلم): «لا تَضْرِبُوا أَطْفَالَكُمْ عَلَى بُكَائِهِمْ» وقتی بچه هایتان گريه مي كنند كتك نزنيد «فَإِنَّ بُكَاءَهُمْ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ الصَّلَاةُ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وَآلِهِ عليهم السلام وَأَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ الدُّعَاءُ لِوَالِدَيْهِ » بچه هایتان گريه مي كنند؛ اذيت نشويد، خسته نشويد، آنها را نزنيد، بچه ها را كتك نزنيد، سرشان داد نزنيد. چون چهار ماه اول گريه بچه شهادت به وحدانيت حق تعالی هست. اين هم رمز دارد. در معرفت نفس من يک جا هم توضيح دادم. الآن نمي رسم توضيح بدهم كه چرا چهار ماه اول فقط يعني به محض اينكه رابطه از رحم قطع مي شود تازه به كجا مي آید؟ به دنيا، چه مسئله اي هست. چه رمزي هست كه اين ميگوید چي اولش؟ گريه هاش شهادت ان لا اله الا الله هست. در اينجا خيلي رمز خوابيده. حيف است آدم نفهمد اين را. چهار ماه اول شهادت به لا اله الا الله هست. اينها را انسان تا معرفت نفس نداند و روابط وجودي بين اين مسائل را نفهمد، اين رمزها دستش نمي آید. چهار ماه دوم صلوات بر محمد و آل محمد هست و چهار ماه بعدي دعا براي والدين هست. استغفار و دعا برا كي هست؟ براي والدين هست. اين نگاهها چقدر قشنگ است. چقدر زيبا به ما نگاه مي دهند. علت اينكه ما نمي توانيم اينها را ببينيم، اين هست كه ما اساساً تكليف خودمان را در عقائدمان مشخص نكرديم.

ببينيد وقتي ما مي شنويم مثلاً فلان دانشمندان خارجي در بدن فلان كس مثلاً در معده اش در مري اش يه چيزي پيدا کردن كه اآنجا نوشته: «لا اله الا الله» مثلاً «محمد رسول الله» «علياً ولي الله» يا مثلاً چي؟ درختهايي را شما مي بينيددر مثلاً فلان جا که آن درختها اينجوري درآمدند كه وقتي نگاهش مي كني، نوشته: «لا الا الا الله» يا وقتي فلان فضانورد مي گوید: وقتي ايران مي آيد، صداي اذان مي شنود، مي گوید اين صدا را من آن موقع كه در ماه بودم، شنيدم. ما مي گويم بابا اينها زياده روي مي كنند. مي خواهند همه چي را ديگر خرافيش كنند و مذهبي اش كنند. ما نمي فهميم اين را.

وقتي مي گوید خداوند آسمان و زمين و بهشت و جهنم را از پيامبر و آل آفريده، آسمان و زمين و بهشت و جهنم و همه چي تجلي پيامبر و آل هستند. اصلاً ذره ذره وجود آسمان و زمين و بهشت و جهنم و همه موجودات به وحدانيت حق تعالي، به نبوت رسول خدا به ولايت اهل بيت عليهم السلام شهادت مي دهد. هيچ تعجبي نيست كه مثلاً حالا يک جا مثلاً شما يک درختي نوشته بشود مثلاً محمد رسول الله علياً ولي الله. تعجبي نيست مثلاً در بدن انسان كشف بشود كه بعدها در خيلي از سلولها و خيلي از قسمتهاي بدن همه اينها نوشته شده. اصلاً به اين شكل هست. چه تعجبي دارد. چون اينها تجلي همانها هستند. چه تعجبي دارد!

اگر اين را ما فهميديم بعد متوجه مي شويم كه بچه يا هر موجود ديگري كه تجلي مي كند با گياهان با درختان با اشياء ارتباط داريد با ماه با ستاره ها، همه اينها بر اساس پيامبر و آل تنظيم شدند. براساس فطرت تنظيم شدند. قرآن مي فرمايد چی؟ « فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا»، متوجه اين دين باش. رو به اين دين كن. ديني كه من همه خلقت را بر اساس اين دين آفريدم. برای همين هم پيامبر مي فرمايد: تعصبي درعلم در اسلام نيست. پيامبر مي فرمايد: شما هر عملي را سراغش برويد، آخرش به حق تعالي مي رسيد و به پيامبر و آل مي رسيد. «شَرِّقا وَ غَرِّبا لَنْ تَجِدا عِلْماً صَحيحاً الَّا شَيْئاً يَخْرُجُ مِنْ عِنْدِنا اهْلَ الْبَيْتِ »، شرق عالم و غرب عالم را بگردي هيچ علم صحيحي پيدا نمي كني مگر اينكه آن علم صحيح از ناحيه ما اهل بيت هست. اصلش در نزد ماست. هر چقدر كشفيات علم بيشتر بشود، تجلي پيامبر و آل بيشتر مي شود. براي اينكه اصلاً خداوند نظام خلقت را بر اساس اينها آفريده. « لولاك لما خلقت الأفلاك» اگر تو نبودی اصلاً خلقي نمي كردم. حالا ديگر تعجب ندارد وقتي در بهشت را شما مي زنيد، صداي در چي هست؟ يا علي. صداي در بهشت چيه؟ يا علي. اصلاً همه چيز همين هست. متوجه باش وقتي صلوات مي فرستي، پيوند برقرار مي كني با پيامبر و علي يعني تو با تمام نظام وجود عالم پيوند برقرار مي كني. هماهنگ مي شوي. اما وقتي اهل صلوات نيستي و پيوند خوبي باپيامبر و آل بخصوص امام زمان نداري، بين تو و نظام عالم اختلاف هست. برای همين همیشه در کارهایت گره می خورد. مشکلات زیادی برایت پیدا می شود. هيچ وقت تو نمي تواني بدون اين پيوند به سلامت، آرامش و شادي برسي. مگر مي شود انسان با امام زمان قهر باشد و بين او و امام زمان رابطه ضعيف باشد و اين به شادي و آرامش برسد؟ مي شود؟ این امكان دارد؟ شما زماني مي تواني به آرامش و شادي و شهود برسي، كه با آن عامل اصلي خلقت پيوند برقرار بكني. تو اصلاً با هيچكدام از اجزاي نظام خلقت هماهنگ نيستي. چه جور مي خواهي به آرامش برسی؟ با موسيقي؟ با جوك گفتن؟ با يوگا؟ با قرص اعصاب؟ مي خواهي آرام بشي! امكان ندارد. ريشه آرامش را پيدا بكن. ببين كجاست. آن وقت هميشه شادي، هميشه آرامي. آن را پيدا بكن. اصل را پيدا بكنيد. برای همين هيچ تعجبي ندارد.

بچه ها گريه ميكنند اين را دارند مي گویند. شهادت به لا الا الا الله، شهادت به پيامبر و آل، صلوات بر پيامبر و آلش ودعا براي والدين.

اين حديث مهريه را بخوانم. خيلي ها براي من نامه نوشتند. سه چهار هفته هست. اين مهريه خانمها را ما بگويم. از امام رضا عليه السلام هست. ابن خالد مي گوید: به امام رضا عليه السلام عرض كردم: چرا مهريه زنها در اسلام مهر السنه 500 درهم است. «جعلت فداك» (فدات بشم آقا)، «كيف سار مهر النساء خمس مائه درهم» 500 درهم هست. همان مهريه حضرت زهرا سلام الله عليها.

شما نگاه كنيد رياضيات چقدر دقيق است. پيامبر وقتي ميخواهد مهريه تعيين كند براي حضرت زهرا، نه مي گوید: ششصدتا، نه مي گوید: چهارصد تا. نه مي گوید: هزار تا. مي گوید چند تا؟ پانصد درهم. چون رقمي كه پيغمبر انتخاب مي كند، از معصومه است ديگر. يعني معصوم يعني كسي كه تسلط كامل و تام دارد به رياضيات رحم دنيا و ابديت. يادتان باشد. وقتي مي گويم پيغمبر يعني اينو يعني تمام رياضيات عالم وجود را مي داند اساساً رياضيات عالم وجود از كي گرفته شده؟ از خود پيغمبر. پيغمبر وقتي مي گوید پانصد تا، اينجوري نيست كه مثلاً حالا فرض بفرمائيد كه نشسته يک حساب دو دو تا چهار تا كرده، حالا مثلاً علي هست ديگر، بگويم پانصدتا. اگر مثلاً يک ثروتمندتر مي آمد، مي گفتيم چند تا؟ هزار تا يا ششصد تا. اين را خوب دقت بكنيد عدد كه مي آید، عدد حتماً رابطه وجودي با تو دارد. شما رساله را نگاه بكنيد. هيچ كتابي، در هيچ ديني به اندازه رساله و فقه ما عدد ندارد. عد يعني اين عدد با تو و رياضيات تو و رياضيات ابديت يک پيوندي دارد. برای همين توضيح دادم كه آدم هاي وسواس هرگز به نتيجه نمي رسند و حتماً عبد شيطان هستند. چون وقتي مي گوید دو باره يعني اين رياضي هست. نمي تواني سه بار بكني. نمي تواني سه بار بکشی. وقتي مي گوید: 33 تا الحمدلله، 33 سبحان الله، 34 تا الله اكبر يعني همين. اگر تعمداً رقمها را تغيير بدهي، نمي رسي به نتيجه و اصلاً اين با ملكوت تو بهم ميخورد. اینكه بايد برسي، نمي رسی. حالا 34 تا مي كنيم 35 تا چه عيبي دارد؟ اين روندترهست. 33 تا چرا؟ 40 تا. نمي شود. همه چیز بهم مي ريزد. دقيق تو بايد تابع كسي باشي كه سازنده است. فرمول دارد. اين برق مثلاً 220 ولت. ما 250 ولت بزنيم. چي مي شود؟ نمي شود. همين 220 ولت. همين. رقم دارد. رياضي است. همه چيز رياضي است. همه چيز رياضي است. لذا وقتي مي گوید: پانصد درهم، اين دقيق و تنظيم شده است.

حالا ببين چقدر قشنگ جواب ميدهد: « إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَوْجَبَ عَلَى نَفْسِهِ أَلَّا يُكَبِّرَهُ مُؤْمِنٌ مِائَةَ تَكْبِيرَة، وَ يُسَبِّحَهُ مِائَةَ وَ يُحَمِّدَهُ مِائَةَ تَحْمِيدَةٍ وَ يُسَبِّحَهُ مِائَةَ تَسْبِيحَةٍ وَ يُهَلِّلَهُ مِائَةَ تَهْلِيلَةٍ وَ يُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ مِائَةَ مَرَّةٍ ثُمَّ يَقُولَ اللَّهُمَّ زَوِّجْنِي مِنَ الْحُورِ الْعِينِ إِلَّا زَوَّجَهُ اللَّهُ ....» مي فرمايد كه خداوند واجب كرده بر خودش كه هر مؤمني كه صد تا تكبير بگوید، صد تا تسبيح بگوید، صد تا الله اكبر، صد تا سبحان الله صد تا الحمد الله و صد تا لا اله الا الله و صد تا صلوات. شد چند تا؟ پانصد تا و دعا كند كه خداوند حورالعين نصيبش كند، حورالعين هم توضيح داديم كه بايد يک مقدار از اون تعبيرهاي جنسي و جنسيت واقعاً آدم بيرون بياد كه بفهمد حقيقت حوري چي هست. ثُمَّ يَقُولَ اللَّهُمَّ زَوِّجْنِي مِنَ الْحُورِ الْعِينِ خدايا حوري نصيب من بكن. حتماً خداوند به خودش واجب كرده كه حوري نصيبش بكند. برای همين هم مهر خانمها چي قرار داده شده؟ پانصد تا سكه قرار داده شده. اين هم از اين.

دو سه روايت ديگر هم مانده.

جواب سؤالات:

در مناجات با حق تعالي، خود اهل بيت صلوات را جا دادند. يعني شما هر وقت مي خواهيد دعا بكنيد صلوات و توسل به اهل بيت باشد كه دعاتان به اجابت برسد و با همان دستوري كه خود اهل بيت دادند. اين به اين معنا نيست كه اگر شما دعاي كميل مي خوانيد، دعاي كميل را قطع كنيد و روضه بخوانيد و سینه زني بكنيد. به اين معنا نيست؛ بلكه همان كه خود اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده و صلواتي كه در دعاي كميل فرستاده.

و الحمد الله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين