جلسه 002 - صلوات
شماره جلسه
2
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1383
ماه
9
روز
5
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - صلوات

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم . بسم الله الرحمن الرحيم – الحمد الله رب العالمين و صلي الله عل محمد و آله الطاهرين و لعنته الله علي اعدائم اجمعين من الان الی قيام يوم الدين .

بحثمان درباره ذكر شريف صلوات بود. من با نقل مقداري كه ميسر هست احاديثي كه در اين رابطه هست خدمتتان عرض ميكنم مباحث معرفتي آن كه خيلي مهمتر است آنها راهم بايد خدمتتان عرض بكنم.

نكته اي كه هفته گذشته از باب الكلام يجر الكلام فراموشم شد خدمتتان عرض بكنم كه عزيزي هم تذكر نوشته بود براي من، اين بود كه فرمايش حضرت سلمان را تكميل كنم.

ايشان فرمودند من از خداوند تبارك و تعالي 3 چيز خواستم كه ما با آن دو چيزش كار نداريم اما يكي از آن چيزها كه ثروت بينهايتي براي انسان مي آورد زبان ذاكرهست. يعني اين را به هر كسي نمي دهند براي همين من وقتي دارم اين مباحث صلوات و ذكرها را براي شما ميگويم سعي بكنيد حتماً از خداوند تبارك و تعالي اين را بخواهيد خودتان هم يواش يواش وادار بكنيد به اين كه قلبتان برود به سمت ذاكر شدن خيلي شخصيت يه آدم ذاكر. با بقيه فرق مي كنه مقامش بسيار فرق ميكنه فاصله او از بقيه آدمها تا زمين تا آسمان – مي دانيد الان در شرح صحيفه سجاديه اينها را دانه دانه توضيح ميدهم يواش يواش باطن ذكرها و مسائل معنوي آنها را ان شاء الله بحثمان هم از حمد شروع مي شود الآن شروع نشده داريم مقدمات را عرض ميكنيم. ولي زبان ذاكر يعني كسي را خدا انتخابش كرده كه به اين كه با خدا هميشه حرف بزند، همنشين باشد .

ذاكر الله مجالسه؛ ذاكر حق تعالي همنشين خداست.

اين را خوب توجه بكنيد. همنشين خود خدا. خدا رحمت كند مرحوم آشيخ جواد آقا انصاري همداني را. به ايشان عرض ميكردند ممكن ما به محضر امام زمان عليه السلام برسيم. ايشان ببينيد چقدر جواب زيبائي دارند.اين جواب از نهايت معرفت است. اگر جواب را كسي خوب بگيرد خيلي از مشكلات سر راهش حل ميشود خيلي از مشكلاتش حل مي شود. شما به اين توجه بكنيد كه ان شاء الله قلبتان بتواند اين را كامل دريافت كند و درست نگاه و بكند به اين فرمايش مرحوم انصاري و آن فرمايش حضرت سلمان. انشاء الله براي اينكه قلبهايمان اين استعداد را پيدا بكند يه صلوات بلند ختم بفرمائيد.

مرحوم انصاري مي فرمايد كه البته كه مي شود محضر امام زمان رسيد. ما به محضر خدا مي رسيم. وقتي ما به محضر خدا ميتوانيم برسيم، خدا مهمتر امام زمان است. اين را به مقدار راجع بهش فكر بكنيد شما.

ما كه خيلي مي زنيم بعد از سالها به خدمت امام زمان برسيم، خداوند از قلوب هر روز بدون حجاب ما را راه می دهد، بدون پرده. بحثش را انشاء الله شب شنبه در صحيفه سجاديه ميخوانم مفصل كه ما چه جوري ميتوانيم به اين نعمت بفهميم كه من مستقيماً بدون هيچ حائل و شفيع و نگهباني و هر وقت كه دلم بخواهد اين اذن را دارم كه با خدا 2 نفري بنشينيم صحبت كنيم.

حالا اين دو نفري صحبت كردن چي كار ميكند با آدم يک بحث ديگري است. این را در همان مباحث صحيفه عرض مي كنم. يعني اين كودك عزيز روان كه قبلاً صحبت كرديم در موردش، آن كودك عزيز روان با مركز تغذيه اش مستقيم در ارتباطِ است. اين را خوب توجه بفرمائيد.

كسي اين را نمي فهمد مگر اينكه معرفت داشته باشد. يعني معرفت خاص مي خواهد كه انسان در دنيا بفهمد كه من و خدا يعني چه؟ من و خدا ،2 نفري يعني چه، اين خيلي مهم است. غايت خلقت همين است كه ما اين را بفهميم. توجه فرموديد. همه اين مقدمات ،جهان با اين عظمت جبروت و ملكوت و ناسوت و 124 هزار پيغمبر و اين همه امام و اين همه شهيد، اين همه كشته و جنگ و جهاد و قرآن و كتاب و علم و تبليغ و جلسات و حرمها آمده، اين را تو بفهمي كه من و خدا، دو نفري، اين را بايد بفهمي . ذكر يعني اين زبان ذاكر خيلي تحويل گرفتند اگر به يك نفر بدهند. يعني چه؟ يعني تو خاصي، ويژه هستی، هر وقت خواستي ميتواني بيائي. اين جوري هم هست. خدا در را باز گذاشته ولي ما مي توانيم برويم هر روز نمي رويم كه شب ها ميتوانيم برويم‌؟ نمي شود. سوزش هم اينجاست كه بعداً مي فهميم. وقتي خدا را قيامت به لقاءش مي رسيم مي فهميم چه چيز را از دست داديم هيچ فهمي بدتر از اين نيست ها .

كه آدم بفهمه آفتي نبود بدتر از ناشناخت تو بر ياري و نداني عشق باخت

يار را اغيار پنداري همي شادي را نام بنهادي غمي

شادي مذاكره حضوري و خصوصي با خدا صحبت كردن، معاشقه با حق تعالي، در آغوش كشيدن خدا خيلي شادي دارد هيچ شادي از اين بالاتر نيست . اگر كسي آدم باشه اين كودك عزيز روان وقي رشد پيدا ميكند اين جوري است شما وقتي يك بچه كودك را رشدش ميدهي اين با جي جي و اسباب بازي و عروسك و تفنگ و اينها يه مدت سرگرم است بعد كه بزرگ مي شه اينها را تحويل نمي گيرد. مي آيد در بازي بزرگها. مي آيد كارهاي كلان ميخواهد بكند. به بالا بالاها مي خواهد بزند. فطرت هم اين جوري است اگر درست رشد بكنه وقتي مي آيد بالا جوان مي شه به سن جواني كه مي رسد، ديگراصلاً نمي تواند با پائينها بپرد. دقت ميكنيد. نمي توانه با كوچكها رفت و آمد بكند. فقط دوست داره با اشراف و بزرگان بره براي همين ما را در قرآن دائماً بزرگ تربت كردند. بي نهايت تربيت كردند. بي نهايت تربيت كردند. اي كاش يه موقعي فرصت بشود يك مقدار نماز را براي شما تشريح بكنم. نماز خيلي مهمِ است. خيلي مهم چي است اين نماز سوره حمد چيه؟ اسماء چه چئزهايي هستند؟ اسم چي ؟ الله چيه رحمان چيه ، رحيم چيه ، مالك چيه، رب چي؟ اينها خيلي مهم عظيم و اعلي چيه، رب عظيم چيه، رب اعلاي من چيه. خيلي مهم. اينها متوجه باشيم كه به ما چه دادند؟ در زيارت عاشورا چند جا از ما خواستند بزرگ باشيم: «ان يجعلني معلكم في الدنيا و الآخره» مي خواهم با بزرگها باشم.

اين چيزي نيست كه من هوسش را در دل شما بيندازم؟ اين مثل بلوغ كه انسان وقتي خودش بالغ مي شود، مي خواهد يه چيزي كه قبلاً نمي خواست. توجه فرموديد. بايد برسي به اينجايي كه بداني مي خواهي با بزرگها بپري و با كمتر از بزرگها نمي خواهي بپري. بداني «لا تدع مع الله الها اخر لا اله الا هو» با خدا دنبال معشوق ديگري نباشيم. نيست. «لا اله الا هو»

يه موقع است من دارم به شما تلقين ميكنم شما هزار تا معشوق تو دلتان هست. هي مي خواهيد زور بزنيد اين را بفهميد يه موقع است نه آدم مي فهمد اصلاً نه ديگر نمي تواند با كسي. يعني قيمتش اين است. وقتي اين اين جوري است كه انسان بايد يواش يواش راه پيدا ميكند. مي بيني كه نمي تواند با بزرگها زياد بپره. اگر مجبور با كوچها بپره، تردد داشته باش، بايد يه ساعتهايي را ديگه يواش يواش زياد كند خلوت كند بره و بياد. توجه فرموديد.

اين كه پيغمبر نماز شب بهش واجب مي شود. يعني چه ؟ شب كه مردم خوابيدند، تو بیا در جلسه خصوصي ، بيا جلساني با بزرگها داريم ديدي بعضي جاها تو مدرسه ها بچه ها را يك روزهايي تعطيل مي كنند يك ساعتهاي مي گويند كلاس نست برويد خانه هايتان مدير و مربي و معلم ها مي خواهند چه كار كنند؟ جلسه بگذارند حالا اين جوريه گاهي وقتها كوچك با كوچك سر و كار داره مجبور با كوچكها سر و كار داشته باشد وظيفه اش است ولي اگر با بزرگها سر وكار نداشته باشه اين ميره چون غذا بايد بخوره غذايش اين است: «الذكر قوت الارواح» ذكر قوت است. قوت يعني چي؟ غذا. نخوري بدبختي، آدمي كه بيچاره است سرطان داره، آدمي كه زكام داره متوجه نمي شه كه بيماري وقتي گرفي متوجه مي شي غذا نخوره يعني چي، آدم سالم مي فهمه غذا نخوره يعني چه؟ شما الآن من هر چقدرنگه دارمتان اينجا دو ساعت سه ساعت نگه دارم ولي برويد بيرون اولين كاري كه مي كنيد چيه؟ شام مي خوريد. ميگوئيد برويم شام بخوريم. الان همه حرفها سر جاي خودش، شام را كه نمي شه نخورد كه صبحانه تان، نهارتان ترك نمي شود. هر چه كار جدي باشد اين كارها انجام مي شود. بايد غذا باشد ، روح هم همينطور كودك عزئز روان بايد غذا بخورد. اگر به كسي انسش بدهند، يعني بزرگ مي شود. يعني اشتهايش بالا رفته يعنی غذا زياد مي خواهد دلتان آب نشود. اين يه چيز خيلي بي مزه اي فكر نكنيد چز خوبيه. سلمان كسي است كه برد كرده، خودش را به مقام اهليت رسانده. جزء خاندان پيغمبر(ص) شده. السلمان منا اهل البيت. لذا وقتي كه چيزي كه بايد بهش بدهند بايد بتونه يه چيزي باشه كه با بزرگها بتونه بپره بايد وسيله و ابزار و امكانات داشته باشد كه بتونه با بزرگها بپره. شما پول دارهاي كه با هم ارتباط دارند نگاه كنيد. پولدارهايي كه ارتباط دارند، چند نفر پولداري كه ارتباط دارند، هميشه سعي مي كنند امكاناتشان را نزديك هم نگه دارند. دقت مي كنيد.

اگر كسي بخواهد عقب بماند خود به خود از جمع چي مي شود؟ طرد مي شود. بنده كه با اتوبوس شركت واحد مي آيم و مي روم نمي توانم بروم با كساني كه ماشين 300 ميليون تومان است بپرم كه نميخوريم، خانه هاي ما مثلاً من يك آپارتمان 80 متري مي نشينم با كسي كه خانه 1000 متري مي نشيند نمي شود. اصلاً با هم همزبان هم نمي توانيم بشويم. مجبورم خودم را بكشانم بالا تا با آنها همزبان بشوم. بفهمند مرا. من هم آنها را بفهمم. تو اشراف انساني كه همين طور است. انسان وقتي مي خواهد شرافت انساني پيدا كنه بايد مثل بزرگها قدرتمند باشد. زبان بزرگانه داشته باشه. مثل بچه ها حرف نزند. دعا ميخواهد بخواند فرق داره مناجاتهايش فرق مي كند با آدمهاي كوچك اذكاري كه ميگويد فرق مي‌كند. اينها خيلي مهم است. ذكرهاش خيلي مهم است. مثلاً ذكرهاي معمولي نيست ذكر اعظم داره او با اذكار اعظم كار مي كنه مثل همان طوري كه معصومين كار مي‌كنند.

لذا وقتي ميخواهد سلمان را آماده كنه براي اينكه بتونه از اهل بيت باشه خدا بهش چي مي ده ؟ زبان ذاكر مي ده اين خيلي مهم و همه ما هم ميتوانيم به اينجا برسيم كه خداوند تبارك و تعالي به ما زبان ذاكر بده آن جور كه خودش تعريف ميكند در قرآن كه اينها خوابیده ، به پهلو ، نشسته ياد دارند. حواسشان به بالا هست. يعني اصلاً نمي رود از ذهنشان. اين زبان ذاكر نعمت بزرگي است. خيلي ثروت بزرگي است. غبطه بخوريد، احساس كوچكي بكنيد وقتي آن را ندارید. وقتي نداريد يعني راهتون ندارند زبان ذاكر يعني خدا باهات كار دارد. يه مقدار راه را هميشه مي رويم بقيه اش را خدا مي دود طرف ما فرمود اگر يه وجب بيائيد پيش من من يك باع مي آيم باع اين، از يك وجب بيشترِ اگر يه باع بائيد من يك زارع مي آيم اگر راه برويد من مي دوم به طرف شما. اين خداست.

يه كمي شما تلاش بكنيد ديگر نياز نيست زود بزنيد. اصلاً نياز نيست. خودش مي آيد سراغتان يعني خودش ميگه بيائيد بنشينيد با هم حرف بزنيم. نگاه كن چقدر شيرين وقتي خودش مي آيد.

يكي از دوستان ما مي گفت من خودم را عادت داده بودم كه اگر يه موقعي چشمم به نامحرم بخوره رويم را بتوانم خوب برگردانم يا سرم را پائن بيندازم. نامحرمي كه توجهم را جلب مي كرد بعد وقتي كه سرم را ميانداختم پائين از اين جهت كه توانستم سرم را بيندازم پائين شاد مي شدم. بعد مي فهميدم اين قدرت را كي به من داده؟ خدا داده بعد ميگفت گفتم الحمدالله. بعد وقتي مي گفتم الحمد الله مي گفتم حالا چرا يه دانه بگويم الحمد الله بعد ميگفت يه دفعه ديدم اين باب الحمد الله باز مي شد روي من. فكر ميكنيد الحمد الله چه كار مي كند باآدم اگر فرصت داشتم بهتون توضيح مي دادم كه حمد با انسان چه كاري ميكند.

بعد گفت يه موقع هايي كه يادم مي رفت ذكر، خدا بالاخره يه نامحرم سر راه من ميگذاشت كه من نگاه كنم، سرم بيندازم پائئن، بعد بگويم الحمدالله بعد ذكر مي آمد. يعني با اين چيزها هم پرورش مي ده خدا بنده هايش را توجه كرديد با دنيا با شهوات دنيا راه مي اندازه انسان را.

كسي كه ياد گرفته در شهوات دنيا بگويد الحمدالله تو همه شهوات، توي همه ميل ها، وقتي غذا مي خوره، وقتي لذتهاي ديگر را مي بره حواسش باشد آن وقت نگاه كنيد همه شهوات كمكش هستند براي چي؟ براي ذكر گفتن. اين را دارم مي گويم كه راه ها را ياد بگيريد يك مقدار بعد به هر حال بايد به وسيله هاي مختلف اين را آورد براي خودمان.

در آغاز ذكر آرد انس با يار در آخر ذكر از انس است و ديدار

اول كار وقتي شما ذكر ميگوئيد گفتند ذكر مثل بچه است كه دستش را مي گيري تاتي تاتي ميكني راهش مي بري. قلب انسان اين جوريه توي ذكر گفتن ولي وقتي راه افتاد نمي روي دستش را بگيري خودش چيه؟ مي رود. مثل اتومبيلي است كه سردِ اول هلش ميدي وقتي روشن شد سوارش مي شوي مي روي و بهتر از اينها گفتند معلمي بايد بكنه انسان. شما بايد يك مقدار اين زبان خودتان را تعليم بدهيد. ذكرها را بهش تعليم دهي نه فقط بدون ذكر زباني فقط ، يعني فقط دست بچرخه كه بگوي سبحان الله سبحانت الله نه. توجه داشته باشي به حقيقت تسبيح و حمد. به حقيقت لااله الا الله وتكبير. يه مقدار كه تعليمش بدهي، قلب راه مي افتد. مثل بچه است. فرمودند بچه را وقتي شما به حرف بگيري يواش يواش حرف مي زند. بچه كه در خونه پدر ومادر باهاش حرف نزنند، واژه هايش دير واژه ياد ميگيرد و به كلام مي افتد پدر ومادر ه بايد باهاش حرف بزنند تا اين مثلاً بهش بگويند اين چيه، اين چيه، اين چيه، اين بتونه بگه.

ولي وقتي بچه ياد گرفت چي كار ميكنه؟ سر پدر ومادر را مي خوره. يعني تو هم به كاري داشته باشي ميخواهد بيايد ازتو سؤال كنه قلب اين جوري است مدتي تمرين بكنيد حتماً يه مقداري تلقين كنيد به خودتان و اگر اين بيايد خيلي شما پرواز مي‌كنيد. اگر بيايد قيمتهاتان خيلي مي رود بالا. اگر بيايد سنگيني و ثروت شما براي ابديت جز خدا كسي نمي تواند حسابش كند. اين كه بيايد با شما. يعني از در خانه كه داري مي آيي يادت باشد. صبح از خواب بيدار مي شوي يادت باشد. اينها كمك ميكند به شماها. اين اذكاري كه اساتيد مي گويند شما بگوئيد مثلاً صبح ان جوري بگوئيد ظهر اين جوري بگوئيد يا دعا، ادعيه اي كه وارد شده درمفاتيح، يه مدت كه شما بگوئيد يواش يواش مياره. اين هم چيزي نيست كه من بگويم شماها بشويد. اين اشتهاست. توجه فرموديد. اشتهاست يعني آدم ، بايد اشتهايش بگیره كه من الآن دوست دارم حرف بزنم با خدا و تنهايي ام را با خدا خيلي خوب مي توانم پر كنم. خيلي خوب ميتوان پر كنم. يعني با ذكر به چز ديگري احتياج پيدا نكنيد. اين كه انسان متوجه بشود (ذاكرالله مجالسه‌) يك مقدار طول دارد. شما يك شب كه تنها هستي يا تلويزيون روشن مي كنيد يا ضبط روشن ميكنيد يا پناه مي بريد به تلفن يا به يك كسي مي گي بيايد چيه؟ بيايد پيشتان.

براي چي؟ مي گوي چي نباشم؟ تنها وقتي اين كار را كه من عرض مي كنم انجام بدهيد يواش يواش ذكرت پيدا بكني و ذاکر بشه زبانتان، ديگر خدا را حسابش ميكني توي همه جا به عنوان كسي كه باهاتون است به قول آن عزيز آن عارف وقتي تنها بود آمدند به گفتند تنهايي؟ گفت: شما آمديد تنها شدم تا الآن تنها نبودم. اينها حدهاي است كه شما مي توند باهاش بفهميد قيمت داريد، به كجا رسيديد و بايد به كجا برسي. يه طوري كه تو و خدا بس باشي. ديگر احتياج به كس دیگري نباشه تو و خدا بس باشيد. اين خيلي مهم يكي ازمراجع بزرگ آخر عمري گفته بود همه نمازها را برايش قضا بخوانند همه نمازهايش را. گفته بودند براي چه آقا؟ گفت والله من تا يادمِ به قدري از اين نماز لذت بردم و كيف كردم الآن شبهه ميكنم كه اين كیف ها به خاطر آن كیف ها نباشد تحت تأثير آن كف ها نباشه يه بار هم يه دور اين جوري برايم نماز بخوانند شايد آن كيف ها همشه باعث بوده من اين نمازها را بخونم.

يكي اين جوري، يكي مثل آميرزا علي آقا مي گويد اگر ما نماز نخوانيم چه بكنيم در قيامت؟ يكي مثل مرحوم انصاري است دخترش مي گويد وقتي مشكل داشتم توسل كردم به حق تعالي ديدم يك بهشتي است بهشت خود خداست. بهشت خود خدا. بعد بابايم را ديدم آنجاست. نگاهش كردم ديدم در سجده است. گفتم اين بابامِ گفتند بله ، از وقتي آمده همان جوري اين حال را با خودش از دنيا آورده همين جوري از وقتي آمده باهيچكس كار نداره فقط با خود خداست.

يكي آن جوري. پس ماها چي هستيم؟ ما، ما چي هستيم، اسم خودمان را چي بگذاريم؟ اگر آن ايمان آدميتِ ما چي بگوييم؟ براي همين دارم عرض مي كنم از كنار اين مسئله ذكرها كه دارم ميگويم ساده ردنشويد. انس بدهيد خودتان را با اينها تمرين بكنيد. قبلاً يكمقدار تمرين دادم بعضي از اذكار را هم گفته بودم خدمتتان اين را هم تمرين كنيد. صبح به صبح كه ازخواب بلند مي شويد يادتان باشه. هر صبح، اذا ، سحرها كه بيدار هستيد اذان كه ميگويند يه موقع هم يادتان نبود، مهم نيستش به محض اينكه يادتان افتاد كه امروز سحر 2 تا فرشته آمدند پيش شما با شما هستند زود متوجه شان باشيد بهشون سلام بدهيد. سلام كنيد بهشون برايشان صلوات بفرستيد هدیه كنيد بهشون. خيلي ها هستند اطراف شما با شما هستند يك ذره انس بگيريد يواش يواش خيلي مي آيند سراغتان آنها. مي آيند سراغتان.

خدا رحمت كند آميرزا اسماعيل را مي گفت من مدتهاست خدا ولم نميكنه، خدا ديگه ول نمي كند. خيلي دوست داره ما را كه باهاش رفاقت كنيم و رفت و آمد بكنيم. می گه تاكي به انتظار بنشينيم تا يكي تون برگرديد ؟ به يكي از انبياء ميگوید، خيلي به انتظار نشستم بلكه برگردند يكي شون اگر شما يه خورده راه بدهيد ديگر باب رفاقت باز مي شود. آن وقت ديگه قلبتان ذكر مي گويد بعد به زبان دستور مي دهد يه مدت ولي شما بايد زبانتان را ، قلب به زبان تعليم بكنه وادارش بكنيد به اينكه ذكر بگويد با حضور قلب.

مغرب كه مي شه توجه داشته باشيد كه 2 تا فرشته آمدند پيشتان. آن دو تا فرشته رفتند. به اينها سلام جداگانه بكنيد برايشان صلوات جدا بفرستيد. بعد يواش يواش متوجه مي شويد بايد با چه كساني حرف بزنيد و چه كساني را مخاطب قرار بدهيد و با چه كساني نشست وبرخاست داشته باشد. از چه كساني كمك بگيريد. همين هم كمكتان ميكند. يواش يواش كه اين قلب راه بيفته قلب راه افتاد وقتي ذكر فراموش ميكند. زبان يادش مي رود، ديگر زباني نيست، قلب يادش مي اندازد توجه فرموديد قلب يادش مي اندازد . گاهي وقتها قلب غفلت ميكنه مي بيني زبانت ناخودآگاه داره چي كار مي كنه داره ذكر مي گه بعد قلب يواش يواش راه مي افتد اگر اين باشد مي دانيد يعني چي ؟ يعني خدا با تو خيلي كار دارد. بزرگان با تو كار دارند. چرا؟ چون فرمود: «ليس الذكر من مراسم لسان ومناسک الفكر». در صحيفه توضيح دادم ذكر لفظي نيست مراسم زباني نیست. «و لكن الاول من المذكور و ثاني من الذكر» اول مذكور ياد دل تو را ميكند بعد ذاكر دومين نفر ما هستيم. ياد خدا ميكنيم. يعني اگر يادت افتاد بگوي كه اللهم صل علي محمد و آل محمد يعني چه؟ يعني محمد و آل محمد ياد دل تو كردند كه تو بگويی چي؟ تو بگويي اللهم صل علي محمد و آل محمد متوجه باش كه وقتي يادتان ميكنند مفت نفروش خودت را حواست به قيمت خودت باشد. حواست به شرافت خودت باشد الحمدالله بگو، بدان كه ما خودمان چنين لياقتي نداريم. الآن هم من دارم به شما تعليم ميكنم نگوييد كه شما داريد به ماتعليم ميكند كه ما خودمان ذكر بگوييم. پس اول از خدا نبوده اول از ما بوده. اين جوري هم غلط است. چون خداست كه اين حرفها را به زبان من مي آورد و شما را توفيق ميدهد كه بيائيد و اين فرصت را ميدهد مي‌توانيد نشنويد.

يكي از رفقا ميگفت من خيلي سال آمدم سر كلاس شما، دو سه جلسه نبودم آن دو سه جلسه چند تا كه گفتيد كه اگر من آن دو سه تانوازش راگوش ميكردم اين همه سال عقب نمي افتادم. اين جوريه، بالاخره به موقع آدم را نمي گذارند كه برود من خودم كتاب شده خواندم 10 صفحه اش را نتوانستم بخوانم 10 صحفه اش مانده، يه فصلش مانده بعد ازهفت هشت سال كه رفتم آن يك فصل را خواندم ديدم چه ضرر بزرگي كردم. كاش يك فصل را همان موقع خوانده بودم. خيلي چئزها گيرم مي آمد. خيلي چيزها عوض مي شد. باخت كردم. براي همين اينكه شما مي آئيد و يه كسي به شما ميگويد ياد خدا را بكنيد و شما هم تمرين ميكنيد، اين هم ياد آنهاست. آنها به شما اينو ميدهند كه شما بيائيد. پس اگر زبان ذاكر راه بيفته شما به هيچ ثروت ديگر، نه به هيچ كسب نه به هيچ ثروتي نه به حويل گرفتن كسي، نه به عشق كسي به هيچي احتياج نداردي. اگر اين بيايد اگر بيايد ولي با معرفتها رو معرفتش من تكيه دارم نه يكسره. ذكر را با معرفت انسان بتواند بگويد يادش بيفته امروز يك تهران، مشهد رانشستي پشت اتومبيلت، رانندگي ميكني ولي همه باهاتواند همه با تو هستند، از خود امام رضا بگير پيشت نشسته تا بيفتد ديگر اصلاً تنها نيستي. حضرت آيه الله انصاري شيرازي كه ما خدمتشان مي خوانديم مي فرمودند علامه اين را به ایشان گفته. بعد هم مي فرمودند احتمالاً علامه اين را در مورد خودش فرموده كه شب ها قلقله اذكار موجودات نمي گذارد من بخوابم. يه آقايي اين جوري هست.

پس اين را انشاء الله عزيزان تمرين بكنند، كار بكنند و وقت بگذارند براي رسيدن به باطن اين اذكار كه باطن خودتان است. يه درسي هم داديم حتماً مراجعه كنيد آن درس را حتماً عزيزاني كه گوش نكردند بحث اول شب عرفه كه اين اذكار در واقع روح ماست. اركان نفس ماست. چه جوري از نفس بتوانيم اينها را استخراج كنيم. آن را ياد بگيريد كه بعد اذكار از خودتان بيائيد بيرون، يعني الحمدالله را وجود شما بگويد و به قول بزرگان فرمودند يه كاري كنيد سلول به سلولتان بگويد. اين خيلي مهم است اگر سلول به سلول به شماها بگويد توجه فرموديد چه جوري شد.

دنبال ثواب نباشيد. اينكه من مي گويم شمامثلاً آن هفته اون ذكر شريف را ياد دادم خدمتتان عرض كردم كه مثلاً الحمدالله راوقتي ميگوئيد همين يك كلمه كما هو اهله را اضافه كنيد، هيچ كس جز خدا نمي تواند ثواب آن را بنويسيد. شما اين چيزي است كه فرمودند به ما، ما بايد بگوييم بايد توجه بهش بكنيم ولي شما قيد ثواب را بياوريد برون، اگر تو بتواني خودت به خدا بگويی کما هو اهله، قشنگ است. يعني تو برسي به ذكر بي نهايت عزيز من يادت باشد وقي ماميخواهيم اين ثوابها را برسانيم درواقع نمي خواهيم بگوييم كه يك كيسه اي داريم اين مقدار ثواب بيايد برود درش. ميخواهم بگويم خودم ميخواهم اين قدر بزرگ شوم. يادتان نره خودت قرار است بزرگ شوي. به جايي برسي كه ملائكه از مصاحبت عاجز باشند نتوانند و زنت كنند خودت را يادت باشد. بحث ثواب نيست. ما اون ثواب و اينها را انكار نميكنيم در جاي خودش شما توي اين قيد نباشي توجه كردي چي شد ؟ اگر به معرفت برسي و يك بار بگويي الحمدالله.

امام باقر عليه السلام هستش از قول امام صادق عرض كردم هفته گذشته حديثش را رفتم دقيق نگاه كردم امام باقر چئزي را گم كرده بودند وقتي پيدا كردند گفتند اگر اين را پيدا بكنم من طوري خدا را ذكر مي گويم كه كسي تا حالا ذكر نگفته باشد. حمد نكرده باشد. بعد مركبشان بود پيدا كردند سوار شدند گفتند الحمدالله ولي اين الحمد الله كجا اون الحمدالله كه مي گوئيم كجا. شما خودتان سعي كنيد بي نهايت باشيد. توسعه پيدا بكنيد. اگر اين نفس به جايي برسدكه خودش حرف بزند، بگويدالحمدالله رب العالمین، از جايي دستور نگيرد، از كجا در بيايد؟ از اين جا در بيايد اون وقت ديگه بحث ثواب ونامه عمل و پاك شدن و اين حرفها نيست در كدوم صحيفه نوشته مي شود؟ در صحيفه نفس نوشته مي شود. شما سعي كنيد خودتان توليد كننده صلوات و اذكار باشيد بخصوص اسماء اعظم را توليد كنيد خودتان توليد بكنيد از شما بيايد از شما بيايد.

يه خانمي از اوليا را مي شناسم. خانم بسيار بزرگواری است. يكي از دوستان ما چند وقت پيش گفتش كه گفتم آيا با خانم جلسه اي داشته اي تا به حال؟ گفتش كه آره ولي صبحش خانمم گفته بود برو يخچال ببين بازار سه راه امين حضور هي رفتم اين فريزها را نگاه كردم و مثلاً مدلها و قيمت ها را نمي دانم سايد باي سايد چیزهاي ديگر را همين جوري مي گفت وقتي رفتم خدمت ايشان خانم گفتش كه شما چرا شبيه فريزر شديد؟ چرا اين جوري شدي؟ شكل فريزر شدي؟

سعي كنيد شكل الحمد الله شويد، شكل صلوات شويد، شكل لا اله الا الله شويد بهتون نگاه ميكنه اين جوري بشه خودت توليد كن تا اين طور شوي. اگر يه موقع هم شكلهاي بد گرفتي، زود با يك استغفرالله با يك الحمد الله با يك صلوات شكلمان را چي كار كنيم؟ زود شكلمان را عوض كنيم. يواش يواش انسان شكل انساني مي گيرد به خودش ديگه، يعني حيوانيت بريده مي شود كم مي شود.

به مقدارش مبارزه است با رذايل يه مقدار غذا خوردن، عياشي كردن، كيف كردن، لذت بردن، فقط مبارزه كه نيست. لذتها خيلي مهم لذت ببريد يه مقدار ياد او «یاداود بی ففرح و بذكري فتلذذ» با من شاد باش، از من لذت ببر. قرار نيست كه ما با خدا جنگ بكنيم ما اگر راه سلوك با خدا ، جنگيدن با خدا و يامثلاً دور ديدنش نيست بايد پيشش باشي بايد در آغوشش باشي سرت را روي زانويش بذاري تا يواش يواش اين پرده ها برود كنار. اگر بدون لقاء باشد انسان هيچ كاري نمي تونه بكند. بدون نماز ما چه كار مي توانيم كنيمد اين نمازها خيلي مهم خيلي كار ميكند. براي آدم خيلي قدرت مي دهد استعينوا بالصبر و الصلوه از صبر و نماز كمك بگيريد كمك بگيريد يعني وسيله اي است كه شما هر وقت كم بياوري مي تواني ازش بكشي بالا. معراج توست.

هر وقت خسته اي همه چيز اذيتت مي كند. ميخواهي فرار كني پيش معشوق ديگر مي خواهي همه را قال بگذاري چه كار كن؟ برودوباره نماز بخوان. مي روی بالا. وقتي مي آيي مي بيني واقعاً خستگي ات در رفته است. واقعاً خستگي ات در رفته است .بري بالا بگيرند تو را در آغوش يه دست روي سرد رويت بكشند واقعاً خستگي داره بري بالا چنين بگيرندت تو آغوش دستي رو سر رو رويت بكشند. يه كمي نوازشت كنند دلداریت بدهند وقتي ميايي مي بيني كه آروم خيلي چيزها حل شده برات ديگه آن سختي رو شدت وحدت تلخي قبل را نداری. اينكه مقام معظم رهبري فرمود انسان درهمه عرصه ها به نماز نياز دارد و در عرصه هاي خطر بيشتر. برای همين است. زندگي سخت مي شود با نماز كار كن تو خودت پس دنبال اين ذكر باشيم سعي كنيد اين من كمتر پيش مي آيد تو طول سالهاي مختلف به شما نصيحتي بكنم توصيه اي كنم موعظه اي كن. من چون واقعاً خودم را اهل ان كار نميدانم ولي اين را از اين حقير بپذيرد كه سعي كنيد ذكر شويد سعي كنيد مجالست كنيد .سعي كنيد رفت و آمد برقرار كند. سعي كنيد زبان ذاكر پيدا كنيد. دقت كرديد زيركي داشته باشيد يه مدت تسبيح را احتياج داري با تسبيح سر و كار داشته باشيد تسبيح دستتان باشه كه راهتون بيند از قلبهايتان را. گاهي وقتها انسان نمي تواند بدون تسبيح ذكر بگويد ولي بعضي وقتها به تسبيح هم احتياجي نداره مياد ديگه همين جور اذكار مي آيد عددها سر جايش است همه چيز مشخص ولي راه بيفتد ديگه دیر نكنيد. دير مي شه اين جوري جلوي خيلي از گرفتاريهاي شما رانگه ميدارد. خيلي از راههايي كه سخت و صعب است براتون خيلي آسوده اش مي كند و باز ميكند راهتون را. اگر نتوانيد كمك بگيريد چه جوري ميخواهيد برويد بالا اگر ميخواهيد غذا نخوريد بدون غذا كه كاري نمي توانيد بكنيد كه همه اش سوء تغذيه و ضعيف هستيد درمقابل هر چيزی.

اين كه من مي گويم ايمان شادي مي آورد ايمان يعني چي ؟ يعني مؤمن را تعريف ميكند قرآن الذين ببين مؤمن هستي يا نيستي « الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا»

مومن كسي هست كه وقتي اسم خدا مي آيد دلش به لرزه مي آيد. وقتي كه آيات خدا خوانده مي شود قرآن برايش مي خوانند يا خودش مي خواند ايمانش مي رود بالا. «زَادَتْهُمْ إِيمَانًا» ببين رسيدي به اينجا يا نه؟ چند سال قرآن داري ميخواني؟ چند سال قرآن در خانه تان است؟ حضرت فرمود: نگذاريد قرآن تو خانه هايتان گرد و غبار رويش بنشيند نگذاريد اين جوري بشه بعداً خيلي پشيمان مي شويد. قرآن مي دانيد كه صورت حقيقي دارد. روز قيامت شخصيت حقيقي مي بيني اش سوره ها هم هر كدام شخصيت حقيقي هستند انسان آنجا خيلي مي سوزه وقتي اينا رو از دست مي ره دونه دونه سوره كوثر را، سوره نصر را، سوره قدر را، سوره توحيد را، سوره ناس را ، سوره فلق را، و سوره هاي ديگر اينها رفقاي شما هستند. قدرهايي هستند كه با اينها خیلي كار داريد با اين سوره ها خيلي جاها مي برند. شما را هر يك دانه اش شما را سالها و ميليونها سال تغذيه مي كنند آنجا. هر دانه از اين سوره ها. انس بگيريد باهاشون رفت و آمد برقرار كنيد باهاشون. پیوند داشته باشيد، غذا نخوريد، سوء تغذيه مي گيريد، غذا بخوريد وقت بگذاريد يه مقدار غذا بخوريد ما من از شما چيز زيادي نمي گويم به شما تكليف ما لا طاقه هم نمي كنم. به اندازه سه وعده ناهار و صبحانه و شام كه غذا مي دهيد ما غذاي ديگر هم ميده ديگر سه وعده صبحانه، ناهار، شام شب هم ميخوريم همان مقدار غذا بخوريم. غذا بخوريم يعني چه ؟ يعني چي غذا بخوريم؟ نه يعني بفهميد داريد مي خوريد. حضور داشته باشيد. سه وعده به اندازه سه وعده ناهار، صبحانه، شام مي خوريد بفهميد من و خدا يعني چه، اگر گفتيد با خدا حرف زديد 2 نفري بگوي آره، حرف زدم با پيغمبر صلوات فرستادي حرف زدي؟ آره حرف زدم. بودم پيششان بودم. اشهد ان لااله الا الله اشهدانك تسمع كلامي وتري مقامي و ترد جواب، سلامي ترد جوابي، شهادت ميدهم كه تو داري من را مي بيني حرف بزن باهاشون. ما خيلي سال نماز مي خوانيم اما روبرو نمی شويم روبرو شويد يه ذره. يعني تو و خدا باز دارم تأكيد مي كنم تو و امام زمان. تو و فاطمه زهرا. دو نفري فقط كيفيت اين نباشد. ديشب خانم فاطمه زهرا را خواب ديدم يه جمله به من گفت منم يه چيزي بهش گفتم.

بابا خانم فاطمه زهرا توي بيداري بيشتري پيش توست. بيشتر مي تواني با فاطمه زهرا حرف بزني. خيلي بيشتر مي شه تو بيداري، ائمه عليهم السلام خيلي پيش تو بودند. اصلاً پيش ما هستند. يه كمي تمرين بكنيم. يه كمي كار بكنيم. تو صلوات هم شاماها امشب قرار نبود من اين حرفها را بزنم ديگه حالا چشمم خورد به يك حديث معرفتي مي بينم اينها را نگويم براي شماكه نمي شه اينا رو شماها ان شاء الله تمرين بكنيد اين صلوات راكه داريم كار ميكنيم مثلاً فكر بكنيد به اينكه چرا، به اينكه چرا صلوات به تنهايي معادل الحمدالله، سبحان الله، لا اله الا الله والله اكبر است. اين چه چيزي را براي شما مي آورد؟ چه مي فهميد از اين؟ كه اگر صلوات بگويد همه را گفتي و اگر نگفتي يا گفتي و آل يادت رفت، بگذار براتون بخونم.

كسي كه به پیغمبر عرض مي كند، مي گويد كه يا رسول الله اين آيه كه آمده «ان الله و ملائكته يصلون علي النبي» كيه ؟ چه كسي را مي خواهد بگويد ؟ چه را مي خواهد بگويد حضرت ميگويد «هذا من العطم بالمكنون و لولا انكم سؤلتموني ما أخببتلكم». اين از اسرار مكنون الهي است كه خدا مي گويد- حالا من سعي مي كنم اين سر را يواش يواش اين جلسه يا جلسه بعد يه كمي از آن را باز كنم براتون چون فهميدن شرش خيلي مهم مي گه اين جزء اسرار اگر نخواسته بودي بهت نمي گفتم- بايد بخواهيد تا براتون باز بكنيم. بعد حالا داره توضيح ميده مي گوید: «ان الله و كل بي ملكين فلا اغكر عند مسلم فيصلي علي الا قال له ذلك ملكان غفر الله لك و قال الله و ملائكه امين و لا اذكر عند مسلم فلا يصلي علي الا قال له الملكان لا غفر لك و قال الله و ملائكه امين» مي گوید سرّش اين است كه خداوند 2 تا فرشته را همراه كرده هر وقت كسي از شما من نزدش ياد شوم و آن صلوات مي فرستد آن دو تا فرشته مي گويند چي؟ خدا تو را ببخشد. «غفر الله لك» بعد كي آمين مي گه؟ مي گه خدا وملائكه آمين مي گويند. خدا و ملائكه ميگويند آمين. مي گه وقتي اسم من مي آيد شماها صلوات نمي فرستد اون 2 تا فرشته ميگويند خدا نبخشد تو را خدا وملائكه ميگويند آمين. اين آيه خيلي حرف داره 32 تا حديث قبلاً هم خواندم. براي همين پيغمبر مي فرمايد كه «عطف الناس رجل ذكرت بين يدي فلم يصل علي» جفاكارترين مردم كسي است كه اسم من مي آید صلوات نمي فرستد. حالا اين نفهمي نيست آدم از اين ثروت عظيم و اسم اعظم استفاده نكند براي كارهايش. براي زندگيش. ولي بامعرفت. معرفت است كه خيلي كار مي كنه شماها يك سال زحمت بكشيد اين صلوات را بفهميدش، بفهمديش چيه، حالا من هم يواش يواش يه ذره توضيح ميدهم برايتان بعد يه دانه از آن صلوات ها كه با معرفت بفرستند خيلي كار مي كند براتون. ولي 50 سال صلوات بفرستيد بدون معرفت، ثواب زياد دارد براتون، اما اوني كه مي خواهيد نمي شي اوني كه مي خواهي بدست نمي آوري اينش خيلي مهمِ است.

«البخيل حقاً من ذكرت عنده فلم يصل علي؛ حقيقت يك آدم بخيل، بخيل حقيقي كسي است كه من نزدش ذكر شوم صلوات نفرستد».

چه فيضي را از خودش محروم مي كند. خودش را از چه فيضي محروم ميكند. وقتي يك نفر صلوات نفرستد چقدر محروم مي شود. انقدر هست كه 2 فرشته مي کند. چي؟ چي مي گويند؟ خدا نبخشد تو را خيلي بخل آدم اين هم تامباني معرفتي حل نشه نمي توانند بفرستند انسان بايد در دلش پيغمبر والش به صلح برسد تا بتواند از صميم قلب دورانيها بگرده بهشون بگوید. «اللهم صل علي محمد و آل محمد يا صلي الله عليكم». اين خيلي مهمِ است. كار بايد بكنيم روي دلت شما نگاه كنيد پدر وقتي مي خواهد به بچه اش حرف بزند احتياج به موونه ندارد كه بگويد عزيزم، جان، فدات شوم ، بميرم برات ، قربونت برم بينشان حل شده كه مي تونه اين جوري بگه ديگران نمي توانند به بچه آدم خيلي راحت يک همچين حرفهايي بزنند. دو نفري كه ميتونند اين جوري حرف بزنند با هم يعني خيلي چيزها حل شده بينشان كه تونند اين جوري به هم بگويند.

شما بايد حل شد اين مسائل بين شما و پيامبر و آلش نه به عشق صلوات، نه اينكه من بيام بگويم اين قدر ثواب داره يا براي شب اول قبرتون مي خواهم يه مقدار يه كمي يواش يواش سعي كنيد از خودخواهي يتان در آييد هي فكر شب اول قبر و قيامت و ثواب و بهشت و انقدر مي دهند و انقدر حساب مي كنند پايمان از تجارت بيائيد بيرون اين خوب نيست خيلي كيف داره بذاريد اين را برايتان بخوانم از اين كيف دارها برايتان بخوانم. ببينيد احاديثي كه آمده چند جور براي اينكه ما را به آنجا برساند. تشويقهاي كه كردند چند جور است. ولي اين كه من به شما ميگويم بايد بهش برسيد اين است. بقيه اش را هم البته ميخوانم براتون از امام صادق از پيغمبر هستش مي فرمايد كه من صلي علي كل يوم ثلالث مراه (سه مرتبه) و في كل ليله ثلالث مراه ( روز 3 تا ، شب هم 3 تا ولي 3 تای آب دار) اين جوري بامعرفت خوب «و شوقاً الي» رومحبت كه به من داره و شوقي كه به من دارد. اين خيلي مهم است. اگر انسان دلتنگ پيغمبر باشد رو محبت پيغمبر اين حرف را بزنه دنبال ثواب ونمي دونم اين و اين و اين چه كار مي كنند نه اصلاً دلتنگ پيغمبر واقعاً پيغمبر يك شخصيتي است كه هر كه نمي توند دوستش داشته باشه عاشقش باشه خيلي بدبخت و مريض است. نمي شه يه موجود به اين زيباي و جذابي و خوشمزگي و لطيفي. خودش فرمود :

«انا املح منه ، يوسف زيبا بود من از آن نمكي ترم».

يك بار خدا قسمت كنه آدم چهره پيغمبر را ببينه نمكش بگيردش. هنر تو اين است نديده بفهمديش. مثل كي؟ مثل اويسمي تونيد يه مقدار تمركز بگيريد خداوند تبارك و تعالي نمك صورت پيغمبر را بهتون ميدهد. اصلاً نيازي هم نيست ببيني اش. هست باهاتون اين نمك. از همان مي فهميد همه چي اش را خودت مي فهمي. نياز نيست خوابش را ببيني. يه همچين موجودي را اگر كسي نمي تونه عاشقش باشه دوستش داشته باشه خيلي بدبخت و جفاكار. عشق ما اين نيست مي رويم تو بهشت خيلي بدبختيم اگر بخواهيم دنبال اين چیزها باشيم كه ما را ببرند بهشت آنجا همين دنياي حيوانيت استمرار يافته خيلي بيچارگي دنبال اين باش كيف ما اين است موقع مردن در آغوش پيغمبريم اين عشق قشنگ اين خيلي قشنگ تك تك اين عزيزان را شما نگاه كنيد. هر كدام عطر بود نمك و رنگي دارند. خيلي كيف دارد كه آدم بدونه قرار با پيامبر باشد. يه كسي پيغمبر موقعي كه تنها بود يه جايي تو يه روستايي داشت مي رفت بي پناه بود روستايي هم نمي دانست اين كيه يه دانه بز داشت زد زمين و براي پيغمبر كشت. پيغمبر و يارانش را غذا داد و پناه داد و پيغمبر هم تشكر كرد و دعايش كرد و رفتند بهش هم نگفت من كيم. پيغمبر نشده بود آخه بعدها پيغمبر شد آن آقا هم يه روزي آمد و پيغمبر هم نشناخت. رفيقش بهش گفت مي دوني اين كيه؟ يعني ديد پيغمبري هست با پيغمبر انس گرفت صحبت كرد اما حواسش نبود اين پيغمبر همان يك بار آمده كجا؟ در چادرش رفيقش گفت اين را مي شناسي؟ گفت: رسول خداست گفت نه مي داني حواست هست كيه؟ گفت: همان است كه آمد توي چادرت گير كرده بودند ها تو مجاتشان دادي گفت: اِ پس طلب داريم ازش برويم طلبمان را بگيريمرفت به رسول خدا گفت من را مي شناسي؟ حضرت گفت: كي هستي تو؟ گفت: من فلاني كه آن روز حال دادم به تو كمكتان كردم. گفت: حالا چي مي خواه ؟ گفت اِنقد شتر، اِنقد گاو، اِنقد گوسفند حضرت فرموديد: بدهيد بهش دادند رفت حضرت فرمود : اين به اندازه پيرزن بني اسرائيل عرضه نداشت از من چيز بخواهد. چقدر كم خواست شتر و گوسفند و گاو. گفتند آقا پيرزن خواست؟ گفت پيرزن وقتي ديد موسي دنبال قبر يوسف مي گردد جز پيرزن كسي قبر يوسف را بلد نبود موسي آمد گفت قبر يوسف را نشان مي دهي يا نه؟ قربان خدا را بروم كه پيغمبرها را محتاج چه كساني مي كند؟ توجه كردي؟ خدا انقدر مهربونه از روي مهربانيش توي قرآن خودش را محتاج ما كرده مي گويد: مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا چه كسي است كه قرض بده به خدا. احتياجي كه ندارد كه خودش را محتاج ماها نشان مي دهد. مي گوید: ان تنصرو الله ينصركم اول مي گوید: «وما رمت اذا رمت و لكن الله رمي» موقعي كه تير مي زني تو نمي زني ها كي مي زند؟ من مي زنم. ولي مي گوید هر كي مرا ياري كند ياريش مي كنم. مثل سيدالشهدا وقتي مي گوید هل من ناصر ينصرني به كمك هيچ كس احتياج ندارد. ولي يعني تو به يك بهانه اي بيا مثلاً يك كمكي به ما كن ما هم مثلاً خودمان را وامدار تو بدانيم بعداً بتوانيم دستتون را بگيريم ببريم پيش خدا. امام زمان هم دارد. همین را مي گوید كه هل من ناصر ينصرني. اين هم يك بهانه است. آدم يه شرافتي پيدا كند بره كمك امام زمان ولي در واقع كي می كند؟ كمك خودش ميكند.

گفت موسي بهت نشان مي دهم ولي بايد شرط داره گفت چي؟ موسي ترسيد گفت من قبول كنم نكنم اين شرط را خدا گفت قبول كن گفت با تو باشم توي بهشت قبول يا نه؟ گفت بله تو با باشم تو بهشت مي داني يعني چي؟ يادتون هست پيرزن آمده بود پيغمبر عايشه هم نشسته بود پيرزن گفت يا رسول الله دعا كن بروم بهشت حضرت گفت پيرزنها بهشت نمي روند زن كلي گريه گرد. پيغمبر مي خندد بهش بعد گفت آقا چرا اینقدر اذيت كردي پيرزن را؟ گفت منظورم اين است جوان مي شوند مي روند بهشت حالا شما فكر كن پيرزن وقتي به موسي مي گه من مي خواهم تو بهشت باشم يعني چه؟ آن موقع جوان مي شود. ديگر آمد بره زن حضرت موسي شبه ديگر اين جوري بايد بشه تيزِ مي گوید ميخواهم با تو باشم مي گوید باشد. مي گوید قبرش فلان جاست. پيغمبر مي گه اين عرضه نداشت اين را از من بخواهد اگر مي گفت به خاطر آن لطفي كه در حقت كردم از من بخواه كه من با تو باشم قيامت مي پذیرفت مي بيني چي را از دست داد؟ آقا ما يه لطفي كرديم برات جزايش اين است كه آن هم به لطف خودتان كرديم .

لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم.

اگر قرار بدهيد ما را با خودتان قرار دهيد. قشنگ تر هم اين است كه اصلاً از اين حرفها بيائيم بيرون. همان كه معصوم يادمان داده بگويم. بگوييم چي؟ بگوييم يا اباعبدالله اسئل الله ان يجعلنی معكم في الدنيا و الآخره مي خواهيم با تو باشيم در دنيا و آخرت، بزرگمان مي كنند اين جوري. انديشه هاي ما را بزرگ مي كنند. بالا مي برند انسان را. اينها خيلي مهم است. هر كس از روي محبت به من و شوق به من.

وقتي كلمه شوق را مي گويم زود خودتان را امتحان كنيد ببينيد شوق پيغمبر مي آيد سراغتون يا نه، دلتنگش مي شويد يا نه؟ كم مي آوريد يك موقع هايي فقط يا رسول الله من فقط دلم براي تو تنگ شده دوست دارم بميرم وبيايم توي بغلت واقعاً دوست دارم بميرم و بيايم توي بغلت واقعاً دوست دارم بميرم وقتي به قشنگهاي مرگ يكي از قشنگهايش اين است ديگر قشنگي هاي وفات و تولد يكي اش اين است كه پدر و مادرما آن طرف منتظر تولد سالم ما هستند بايد روسفيدشان كنيم.

يكي از قشنگي هاي تولد اين است ديگر. اينجا جشن مي گيرند و سيسموني و چيزهاي ديگر. آنجا هم همين طور. آنجا هم براي ما خلي براي تك تك ما جشن مي گيرند وقتي سالم متولد مي شويم. فاطمه زهرا خيلي ذوق مي كند اهل بيت خيلي ذوق مي كنند وقتي يه دانه از ماها سالم مي رويم آن طرف. بايد اين را بخواهيم.

مي گوید اگر توانسي صلوات را اين جوري بفرستي، اين جوري صلوات بفرستي اين جوري صلوات بفرستيد، 3 مرتبه از ثواب بياييد بيرون بگوييد چي؟ رودلتنگي كه خدايا اينها خيلي عزيزند، خيلي دوستشان دارم پدر و مادرهايمان هستند ديگه اصلمان هستند خدايا درود و دو صلوات بهترين درود و صلوات خودت را بهترين و رحمت خودت را براي اينها بفرست.

در صلواتهاي طولاني داريم يه ذره حوصله بكنيد بخوانيد اينها را فارسي هاش را حداقل يه بار بخوانيد حالا اگر م خواهيد شوق پيغمبر را پيدا بكنيد يكي اون نوارها، يه تك نوار تو‌آموزش دين هست در رابطه با خصوصيات پيغمبر صحبت كردم از سنت هاي پيغمبر صحبت كرديم. يكي هم دعاي صحيفه سجاديه يك دعايي دارد اوايل صحيفه است در رابطه با پيغمبر.

حالا صحيفه من دو تا داره نمي دانم صحيفه هاي كامل شما ، كاملها كه دست شماست كم 54 دعايي ، 1 دانه را حتماً داره ، يقيناً داره ولي 1 بار بخوانيد پيغمبر كيه: امام سجاد مي گوید خدايا اين پيغمبري كه اين اينِ اينِ اين كارها را كرده اين زحمتها را براي ما كشيده چه خون دلهايي كه براي ماها نخورده اين دوست داشتني نيست فاطمه زهراسلام علیها به خاطر من و شماها بين در و ديوار رفت او كتك خورد سيلي خورده، سيدالشهدا كه به خاطر ما عاشورا را گذراند زينبي كه به خاطر ما ها اسارت را گذارند علي اصغري كه به خاطر ما تير به گلويش خورد. همه اش به خاطر ما بوده ديگر. درست مشكل مسائل عشقي خودشان حل شده ولي براي امت خدا اين را گذاشته. «بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من الجهاله و حيره الظلاله». خون قلب خودش را در راه تو ريخت تا بندگان تو را از حيرت جهالت و گمراهي نجات بده. براي ما بود ديگر. وقتي براي ماست يك ذره فكر بكنيد برايشان صلوات بفرستيد. وقتي ياد اسارتها، كتك خوردنها، شمشمير خوردنها، غصه خوردنهايش مي اندازي يادت باشد. براي تك تك شماها بده و بعد آدم بهشون محبت پيدا ميكند. از اين بالاتر هم محبت هست از اين بالاتر هم شوق هست. نه فقط به خاطر اينهاي كه مي گوم اينها براي قدمهاي ابتدائي دارم بهتون مي گويم اگر كسي اين جوري صلوات بفرستد كان حقاً علي الله عز و جل (چند تا ؟ 6 تا 30 تا روز ، 30 تا شب) ولي آن حب و شوق خيلي خوب و مهم است. كان حقاً على الله عز وجل أن يغفر له ذنوبه تلك الليلة وذلك اليوم تمام گناهان آن روز و شبش را خدا مي بخشه با اين صلوات 6 صلوات ) و قال النبي صلي الله عليه و آله و سلم اذكر صلاه علي و ان الصلاه (خيلي زيباست) فإنّ الصلاة عليّ نورٌ في القبر» اين كه بهش احتياج داريد الان تاريكي انجا محض به نور احتياج داري. صلوات خيلي نوراني مي كنه قبرها را، نور ببريد با خودتان نور، نور، نور، نور. قرآن را نگاه كنيد مي گه وقتي كه مجرمين مي آيند به مؤمنين مي گويند چي؟ انظرونا بسم نوركم شما نور خيلي داريد يه ذره به ما نگاه كند به طرف ما بيائيد ما هم نور شما بگيريم تاريكي مي كشد اينها را تاريكي آنجا تاريكي حقيقي ديگر. مي گوید انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ شما وقتي چشمت طرف تاريكي مي رود مي گوید آقا چراغ قوه را طرفم بگیر ببينم چيه يعني چي يعني بايد بگير طرفت ببني چه مي گویند اينها ؟ « قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا ».

برگرديد برويد دنيا براي خودتان نور بياوريد نور كسي به كسي نميدهد اينجا 3000 راه صراطِ تاريك آن هم توي جهنم آتش جهنم نوراني نيست. تاريك مي دانيد كه يعني مي گه 70 سال ، 70000 سال چقدر دميدند درش سرخ شد 70000 سال دميدند سياه شد خيلي حرف آقا آتش سياه التي تطلع علي الافئده روح را هم مي سوزاند نه فقط بدن را.

آنجاها ما احتياج به چي داريم؟ احتياج به نور داريم «فان الصلاه نورٌ في القبر ونور علي الصراط و نور في الجنه» يه نور همتوي بهشتِ چون بهشتيان بانورهايشان درجاتشان به درجه نور هست. براي همين از حالت عاميانه با اين اذكار بيائيد. يه مقدار سعي كنيد اين خوراكهاي شماست. اسماء اعظم است. به حقيقتشان كار بكنيد. يه كسي مهندس برق، يه كسي مهندس شيمي، يه كسي مهندس فيزيك، يه كسي كامپيوتر، شماها متخصص باشيد. الان در دانشگاههاي عالم را جمع كنيد ده ها هزار نفر توي دانشگاه دارند چي مي خوانند؟ تغذيه دكتراي تغذيه فوق ليسانس تغذيه شماها جمعيتان زيادنيستش شماها نگويد ما اين همه مي خواهيم چه كار، براي خودتان در درجه اول بعد هم براي ديگران يه مقدار سعي كنيد كارشناس تغذيه بشويد. غذا بخوريد به بقيه هم غذاهاي خوب بدهيد اگر كسي به بقيه غذاهاي خوب بدهد آن اگر غذاي خوب بخوره و رشد بكند هر چه آن طرف ثواب مي كند در نامه عمل تو هم مي نويسند. تو هم بميري اون زنده باشد اون هم به هزاران نفر بدهد باز آن هزاران نفر در نامه اعمال توست. اين تجارت را مفت از دست ندهيد. يه مقدار زحمت كشیدي طرف براي اينكه يه ليسانس حقوق تغذيه به بهش بدهند از اينجا پا مي‌شود مي رود زاهدان دانشگاه ازاد زاهدان كه مثلاً چي مي شود؟ آخرش معلوم نيست يه دونه كارشناسي آخر سر بهش مي دهند بعد چند سال كارشناس تغذيه. يه مقدار وقت بگذاريد روي غذاهايتان شما هم كارشناس مي شويد.

اين مهم صلواتتان را با اين معنا بخوانيد حالا بس است براي امشب من اين سوالها را جواب بدهم.

آقاي قريبي در رابطه با احياي شب جمعه مان هم يه تذكراتي دارند بدهند وذكر لا اله الا الله ذكر خوبي است بامراتب مختلف انسان بايد بگه توجه فرموديدي بعد معرفت نسبت بهش بايد پدا كني اما جزؤ اذكار اعظم هستش ميتنيد بگويد ذكر عمومي است براي همه هم خوب است حداقلش به همين معنايي كه دارم مي گويم كه وقتي لا مي آوريم اين لا را روي چه بكش ؟ روي قلبش اله را بياوريد اين لا را بكشيد روي اله ، لا اله الا الله، آن معشوقها محبوبها دوست داشتني ها ،دلبري هاي غيرخدا را بگذاريد كنار ، جي جي وي جي نشه براتون ذوقتان و از همه مهمتر تون بحث معرفت نفس لذت نهايي تان چز غير خدا نشه و چون بعداً پشيمان مي شويد هر چه از لذت نهاي تو باشه بعداً پشيمان مي شوي اگر خدا نباشه و استغفرك من كل لذتٍ بغير ذكرك خدايا همه لذتها كه غير از ياد تو و همنشيني تو بود استغفار مي كنم. حالا از الآن بايد برويم به اين سمت ديگه آدمها اين جوري مي گويند نمي دانم ما حالا چه جوري هستيم آدمها يعني چه كساني ؟ ائمه مي گويند كه نسان بعداً پشيمان مي شه كه لذتهايش غير خدا با غر خدا لذت برده اين خيلي مهم البته لذتهاي ديگر هم هست كه شما مي توانيد آن لذتها را به لذت خدا تبديل بكنيد غذا كه ميخوريد ازهر لذتي ياد اين باشيد كه اين را ك به شما داده ؟ خدا همه لذتهايتان را برگدانيد به اون سمت بعدمي بينيد خدا چقدر قشنگ مي شه براتون . اينكه ميگم بهشت را بخواهد ، بهشت را از اين به بعد براي اين نخواهيد بهشت را از اين به بعد براي اين بخواهيد كهتجلي قشنگي هاي خداست نه براي لذت خود بهشت توجه فرموديد چه جوري شد اينها را بخواهيد اگر هم بهشت را مي خواهيم از اين جهت بخواهيم مستقلاً خوب نيست مستقلاً مي شه تجارت شما خود بهشت از اين جهت كه به دريا بنگرم دريا تو بينم به صحرا بنگرم صحرا تو بينم

شما وقتي هر چه علامتهاي خداست يه كسي مي گويند اقا اين خانه را بفروش ميگنه من را ياد كي مي اندازه ؟ ياد مادرم بابايممياندازه دوست دارم يادگارهاي فلاني كه مرده جلوي چشمم باشه كه همه اش يادش باشم ما به هر چي اگر نگاه كنيم با انديشه نگاه كنيم كه ياد خدا ما را بيندازد لذت ما را از كجا بالا ببره محبت ما را زياد بكنه همينه ديگه گفت موسي ديدم راعاشق من كن محب من كن عرض كرد چه جوري؟ فرمود : نعمتهاي من را بهشون بگو ببين چقدر بهشون دادم بفهمند كه دوستم داشته باشند چون ايندوستداشتن براي خود انسان خوب اون وقت شمامي فهمي كه حوري بهشتي يعني چي ديگه جنبه جنسي بهش نگاه نميكني متوجه مي شوي كه در بهشت داريم يك حوري هايي است به همه هم نميدهند اين حوري ها اين حوري ها خيلي خوبند خانمها هم بخواهند حوري ها را يعني فكر نكنند جنبه جنسي داره كه مثلاً هوو مي آيد سرمان ميخواهيم چه كار اگر مثلاً آقاي قريبي شب احيا مي گه مثلاً براي حوريها هم صلوات بفرستيد بعضي ها بهشون به هم بخوره بهشون بر بخوره ، بروند بگويند به خواهر زن ما واي واي واي ديدي شوهرت چي گفت مواظبش باش نه اين نه حوري معرفت براي همينداريم بعضي حوري هاي خاص هست كه روي صورتهاي اينها نوشته لا اله الا الله روي صورتهايشان بعد ذكر هايديگر همهستش و روي لبشان اينها خيلي مهم روي لب حوري نوشته بسم الله الرحمن الرحيم بايد بفهمي اين يعني چي دركش بكني كه يعني چيه امام صادق يكي از زنهاي چقدر هم يادداشت آمده يه خانمي هست خانم خيلي خوبي است مثل همینه اسمش نيستش يادمعرفت اسمش را خانم بسيار بامعرفت واهل عبادت و انس با حق تعالي استعارفي است يك روز باامام صادق برخورد كرد صحبت كردند امام صادق گفتش كه ازخدا بخواه تو بهشت زن من باشي همين همسرمن باشي ماچي مي فهميم از اين فكر مي كنيم مثلاً امام صادق چشمش گرفته اين زن را خيلي خر باشيم اين جوري فكركنيم دور از جون ببخشيد يعني چي اين خيلي مهم يعني چي يا چي خط داره به شما ميده كه بايد چه جوري باشيد يك ذره فكر بكنيد به اينها آن وقتيه ذره بهش شناخت بكني خانمها رامي بينم كه آنها هم هر كدام اين ذكر را بگويندتوليد ذكر يعني چي ؟ يعني توضيح دادم يعني از دورن خودتان ذكر بيايد بيرون از دورن خودتان ذكر بيايد بيرون اين ذكر خيلي مهم از خودتان بيايد مثل همين ذكري كه من برايتان گفتم وتوليد كردم .

اللهم صل علي محمد و آل محمد بعدد مااحاط به علمك و عجل فرجهم از خودتون بيايد خب اينا سوالهاي شخصي است نه كلاس روز جمعه نمي شه برقرار بشود. اين چشم بصيرت ميخواهد شمامي بينيد بگوييد من چيزي توش نمي بينم. درموردمهريه خانمها ميخواستم صحبت كنم ربط بين مهره خانمها و صلوات وقت نست هفته بعد بادم بيندازيد بگويم .

بله عیبي نداره اگر كسي متفرقه اين نوارها راگوش كرده باشه عبي نداره اينم چشم بصيرت ميخواهد بچه ها حتماً برايم نوشته اند كي نوشته از بچه ها بيايند جازه شان راهم بگيرند يكي نوشته آدم يكي نوشته اسب باشم تازه 20 هم به خودش داره باشه بيايد جايزه اش را بدهم حالا كه ديكته اش خوب اينهم كه نامه است. ذكر لا اله الا الله توي يك سلسله مراتبش خطرناك براي هر كسي به اصطلاح خوب نيست اذيت م شه بايد اگر مي خواهد بگه خيلي توانش بالا باشه بتونه بگه لذا يعني بايد جون بگيره به جايي برسه كه اون ذكر را بتونه بگه از پسش بر بيايد خيلي كار مي كنه باهاش پيغمبر فرمود هيچ كس نه من ونه هيچ پيغمبر ديگري ذكري بالاتر از لااله الا الله نگفتيم اگر كسي بتونه بگه چند مرحله داره اول لا الهالا الله داره بعد مي رسه به الله بعد مي رسه به هو يه مقداري كار داره اينا اما براي ماها خوب نيست ماهاكه بچه ايم و بايدتاتي تاتي كنيم اگر يه موقع توي زندگي بزرگها خوانديد به ماها ربطي نداره بگذاريد براي همان بزرگها باشه اگر يه موقعي كسي ديد ظرفيت داره بايد زير نظر يك استاد خبره اي كي اين ذكر را بگه.

آقاي قريبي تشريف بياوريد . يه صلواتي ختم بفرمائيد .