بحث مان در دعای سجده ی زیارت عاشورا بحث شکر رسید گفتیم چون بحث فوق العاده مهمی هست، مقداری از وقت مان را اختصاص دهیم در باره ی این مطلب فوق العاده مهم صحبت کنیم.
بحث ما چون بحث خیلی کلیدی هست که می تواند خرسنگهای زیادی از سر راه زندگی دنیایی ما و زندگی آخرتی ما بردارد. گفتیم شکر به معنای قدردانی کردن هست از نعمتها و اظهار نعمت هست و به سه بخش زبانی، قلبی و عملی تقسیم شد. گفتیم که ما دو نوع شکر داریم شکر از مخلوق و شکر از بندگان خدا و شکر از خود خداوند تبارک و تعالی.
شکر از بندگان را شروع کردیم، توضیح دادیم چند روایت در این زمینه خواندیم از فرمایشات معصومین (ع) و یک قسمت کمی از این بحث باقی ماند که این جلسه را انشاءالله اختصاص می دهیم به آن. تا انشاءالله از جلسه ی بعد بپردازیم به شکر خداوند تا برسیم به عالی ترین درجه ی شکر که شکر بر مصیبت هست که اللهم الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم، ان شاءالله خدمت تان عرض کنیم.
فرمایشی هست از امام صادق (ع) که می فرماید: که «اُشکَر من انعم علیک و انعم علی من شکرک، فانّه نازله لنعم اذا شکره و لا اقامه لما اذا کفرت و شکر زیاده فی النعم و امان من الفقر»، می فرماید که هر کس به تو نعمتی عطا می کند، اشکر، تشکر کن از او شکرش با بجا بیاور.
اگر کسی کاری انجام بدهد این خودش یک مرحله ی مهم است که انسان دائما همین طور ذهنش فعال باشد و به تدریج هم حاصل می شود، یک دفعه و ناگهانی انسان کامل نمی شود. ناگهان نمی آید برای آدم. همین طوری به تدریج ذهنش را باید تمرین بدهد. تمرین بدهد تا یاد بگیرد اگر کاری برایش انجام می شود غافل نبود، تشکر کند از شخصی که به او این نعمت را داده. کوچکترین کار تا بزرگترین کارها را انسان دائما ببیند و تشکر کند و انعم علی ما شکرک. اگر کسی هم از تو تشکر کرد با به او عطاکن باز به او نعمت بده. اگر کسی از تو تشکر کرد این کار را انجام بده. بعد می فرماید که فانه الا ازاله النعم اذا شکر. یک قاعده ای داریم که در قرآن هم آمده که «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم». خداوند هیچ وقت نعمتها را شرایط هیچ گروهی را تغییر نمی دهد مگر اینکه خودشان بخواهند. بنابراین وقتی که شما چیزی را به کسی می دهید از نظر اخلاقی انسانی بگویم تا به خلق الهی برسیم.
از نظر اخلاقی انسانی شما وقتی که یک چیزی را به کسی می دهید واقعا نمی دهید که از او بگیرید. هیچ وقت هم فکر گرفتن از او نیستی، مگر یک زمانی که احساس بکند چی است؟ دارد از اینکه به او می دهید چی می شود؟ سوء استفاده می شود. و الا شما حالا یک وسیله ی نقلیه ای گرفتی برای بچه یک موتوری یک دوچرخه ای یک کامپیوتری ولی می بینید که ممکن است از آن سوء استفاده کند. بد استفاده کند آن موقع ممکن است جلویش را بگیرید و گر نه بنا ندارید که جلوی شخصی را که به او کلی نعمت دادید بیان کنید و جلویش را بگیرید و آن را محروم کنید حالا خلق الهی، خلق ما که این طور است خلق خدا چی طور است؟ خلق خدا به مراتب بالاتر است این خلق را ما از خدا گرفتیم اصلا که خداوند اگر به کسی نعمتی بدهد نعمت را دیگر از او نمی گیرد.
این قاعده را دقت کنید می فرماید: که «فانّه لا ازالته لنعم اذا شکره» خواهش می کنم خوب دقت کنید این قاعده را، قاعده مهمی در شادی و آرامش زندگی دنیایی و آخرتی ما هست. «لا ازالته لنعم اذا شکرت»، زایل نمی شود نعمتها اگر از آنها استفاده خوب شود.
شکره یعنی شکر او را بجا آوریم. اگر یک نعمتی دادند نعمت را باید درست از آن استفاده کنیم. در حدیث داریم روز قیامت یک شخصیت خیلی زیبا، موجد می آید پیش ما، روز قیامت، روز فقر است. حالا شما نگاه کنید در آن گرفتاری در آن سختی آنجا یک شخصیتی خیلی مانوس، دوست داشتنی، زیبا، قدرتمند، ارجمند با نفوذ بیاید پیش شما، چقدر انسان خوشحال می شود. در حدیث داریم که انسان خیلی خوشحال می شود تا این را می بیند. بعد آشنایی که با هم می دهند این خیلی آشنا نگاه می کند این بنده ی خدا این شخص و ضمن اینکه آشنا نگاه میکند یک توقع و یک طمعی هم دارد که چی؟ که این چه کار کند در آن موقعیت؟ کمک کند.
در آنجای غریب یک آدم آشنایی گیر آمده حالا به این شکل یک شخصیت آشنا. می گوید شما کی هستید؟ می گوید من فلان سوره هستم که تو در دنیا می خواندی. یعنی سوره ها شخصیت حقیقی دارند. این را دقت کنید. می گوید خوب کاری از دستت بر می آید برای من، الان کاری انجام بده کمک کن به من، می گوید که من اگر فراموشم نکرده بودی اینجا به یادت می رسیدم. ولی افسوس که تو من را از یاد بردی. یعنی رفیق خوبت بودم، رفیق قدیمی و رفیق دوست داشتنی بودم که مانوس بودم. ولی تو من را فراموش کردی.
سوره های قرآن رفقای ما هستند. یعنی دارایی های ما هستند. ثروتهای ما هستند تک تک شان این ها شخصیت های حقیقی هستند که واقعا به درد ما می خورند آن طرف. لذا خیلی خوب انسان اگر با یک سوره خداوند اگر توفیق داد با یک سور خداوند توفیق داد رفیق شد. نبرده شما دوستان تان را دیدید یک موقع هایی بعد از شش ماه یک سال تماس تلفنی می گیرید از همدیگر گله می کنی؟
از همدیگر گله همی کنی مثلا تو چرا ما را از یاد بردی! چرا ما را فراموش کردی دیگر به ما سر نمی زنید رفیق قدیمی ات را دوست قدیمی ات را دوست دوران تحصیلی ات را اینطوری از هم توقع داریم که رفاقتها به هم نخورد. وقتی به هم می خورد، ما خودمان این چیز را، چیز بدی می دانیم. می گوییم که این رفاقت به هم خورده دوستی قدیمی بده. در حدیث هم داریم، ان الله یحب حفظ الود القدیم؛ خدا دوست دارد که انسان مودت و رفاقت قدیمی را چه کار کند؟ حفظش کند. این را حالا دقت کنید خداوند دوست دارد که این رفاقت و مودت قدیمی خراب نشود ضایع نشود حفظ بشود. حالا اگر یک کسی این مودت را خراب بکند پسندیده نیست.
سوره ها هم همین طور هستند. سوره ها هم رفیقهای ما هستند که وقتی با این سوره ها که دوستان ما هستند رفاقت را خراب کنیم. مثلا سوره کوثر را حفظ کرده سوره نصر را حفظ کرده، سوره ی قدر را حفظ کرده سوره فجر را حفظ کرده، سوره های مختلف قرآنی این ها رفیق های ما بودند ما در طول روز و هفته و ماه این ها را فراموش کردیم. با این سوره ها ارتباط مان چی شد یواش یواش قطع می شود.
روز قیامت این دوست ما آنجا می آید پیش ما، می آید پیش ما بعد می بینیم او را و سلام احوال پرسی و سلام علیک و آشنایی، ولی وقتی که توقع داریم آنجا به داد ما برسد، می گوید تو من را چی کار کردی؟ تو من را فراموش کردی. من هم امروز کاری از دستم برایت بر نمی آید. خیلی حقیقت تلخی است که در قرآن چند بار این آمده، اتتک آیاتنا فتنسی فکذالک الیوم تنسی، آیات ما نشانه های ما نعمتهای ما به سوی تو آمد، تو همه را فراموش کردی. فکذالک الیوم، امروز هم در همان طور فراموش می شوید. پس خوب دقت کنید وقتی ما نعمتها را فراموش می کنیم، نعمتها را نمی بینیم. کور هستیم نسبت به نعمتها. اینجا در خطر چی هست؟ در خطر اذاله قرار می گیرد. لذا اگر کسی از نعمتها استفاده خوب نکند، نتواند ارتباط با آنها برقرار کند همیشه باید در این دلهره دلشوره باشد که این نعمت را از دست می دهد.
این قاعده را توجه کنید حالا ان شاءالله جلسه ی بعد این را توضیح خواهیم داد یک کسی آمد خدمت حضرت گفت من از خدا همسر خواستم به من داده. فرزند خواستم به من داده منزل خواستم به من داده نعمتهای دیگر خواستم به من داده، الان دلشوره دارم.
حضرت می گوید برای چه دلشوره داری؟ می گوید برای این که می ترسم اینها هی از من گرفته بشود حضرت می فرماید: تو اگر شکر این ها را بجا بیاوری خدا از تو نمی گیرد. پس ما وقتی که یک نعمتی را از دست می دهیم یعنی قدرش را ندانستیم. لذا یادتان باشد هیچ وقت ناشکری نکنید هیچ وقت غر نزنید در زندگی، نق نزنید، هر وقت غر می زنید، نق می زنید، نمک نشناسی می کنید خداوند از آنها کم می کند چون گفتیم ما غرق نعمتهای بیکران خداوند هستیم. لذا اگر کسی در زندگی اش غر بزند به خدا نق بزند به خدا، فکر کند خدا به او کم داده، خدا به او نداده فکر کند خوشبخت نیست، ناراضی باشد.
این درواقع خودش را در معرض چی قرار داده؟ بله. در معرض کم شدن نعمتهایش آنهایی که دوست شان دارد علاقه دارد به آنها، وابستگی دارد به آنها. آنها را از دست می دهد. لذا این یادتان نرود به محض اینکه در روح انسان نا امیدی، پژمردگی، افسردگی، ناشکری، بدبخت دیدن خودش بیچاره دیدن خودش، فلاکت دیدن خودش زندگی این احساس فلاکت آمد تا این احساس آمد حواست باشد در خطر چی قرار گرفتی؟ بله در معرض ناشکری یعنی در واقع چی؟ از دست دادن نعمت. این یاد مان باشد فکر نکنیم با بدبخت نشان دادن خودمان یا پژمرده نشان دادن خودمان، با افسردگی و گردن کج کردن و با احساس بدبختی پیش خدا رفتن خدا به ما نعمت می دهد. این طور نیست. اگر کسی می خواهد با احساس بدبختی پیش خدا برود نسبت به آخرت و معنویتش باید این طوری باشد. نسبت به شب اول قبر به بعدش با این احساس برود، اما نسبت به دنیا شما اگر بخواهی گردنت را کج کنی بروی پیش خدا، با غرغر و نق نق و پیش امام زمان، که ما نمی دانیم که چنین و چنان هستیم به محض اینکه قیافه ی بدبخت و بیچاره را به خودت بگیری، بدبختی و بیچارگی در واقع سراغت می آید.
یعنی خدا کم می کند تا بروی به خدا نق بزنی راجع به شرایطی که الان در زندگی ات داری، یک دفعه می بینی یک شرایط دیگر گرفته میشود از تو. اتفاقا من برای یک خانمی این صحبت را کردم به او گفتم که گفت من نمی دانم الان یک سال افسردگی گرفتم، پدرم را از دست دادم من فرصت کمی داشتم با ایشان صحبت کنم چند دقیقه، گفتم که این از دست دادن نیست، خداوند اختیار بندگانش را دارد، هر وقت بخواهد بندگان را می برد شما اگر می خواهی واقعا یک وظیفه ی درست انجام بدهی، اول این میت تو را بد ببیند، در این حالت ببیند خودش هم ناراحت میشود تو با حفظ آرامش و شادی و شکر نعمت الحمدلله گویان تعادلت، شادی ات، آرامش ایمانت شادی ایمانت حفظ کن برای پدرت هم خیرات کن شما در قضیه غز دیدید یک مادری جلوی خودش دو تا بچه اش را کشتند از چهار تا بچه دو تا بچه اش را کشتند چقدر با شکوه الحمدالله می گفت. دو تا بچه را جلویش کشته بودند گفت شوهرم را آمدن کشتند.
این چقدر با شکوه الحمدلله می گفت باید یاد بگیرد آدم اینها را یک چند وقت بعد این خانم را یک سال بعد دیدم فرصت نکردم گفت آره بعدش بچه ام مرد، شوهرم هم مرد، گفتم همین طوری است دیگر اصلا آدمی که این احساس می آید سراغش یعنی خیلی احساس بدبختی می آید سراغش، حضرت می فرماید: سبحان الذی یقتل اولادنا و لا نزدله الا حبا. منزه است خدایی که بچه های ما را می کشد، یقتل اولادنا کم نیست این حرف، و ما جز محبت خدا چیزی در دل مان زیاد نمیشود. شما به محض اینکه مصیبت آمد و چیزی گرفته شد اگر رفتی تو لاک بدبختی، ناشکر بودی، میلیارد ها میلیارد نعمت خدا را ندیدی فقط همین غصه دارت کرد همین احساس بدبختی و بیچارگی برایت آورد مطمئن باش چیز های مهمتر از آن را از دست می دهی.
این سنت الهی هست خدا می گوید من تو را غرق بی نهایت نعمتهای خودم کردم. حالا یک چیز از تو گرفته شد آن هم برای امتحان، تکلیف برای امتحان از تو گرفته شده برای تقدیرات الهی از تو گرفته شده غر غر می کنی؟ نق می زنی پس حالا صبر کن به تو نشان بدهم بدبختی یعنی چی و همین طور پشت سر هم می آید بدبختی پس این خیلی مهم مسئله شکر. فانه لا ازالته لنعم اذا شکره. ما بی نهایت نعمت دادیم از شکرش بر نمی آییم حالا از جلسه بعد تازه می خواهیم وضعیت شکر ها را بگوییم، توضیح بدهیم باید شکر کنیم دائما اگر یک چیزی هم از دست رفت آن هم قابل شکر است.
آمد خدمت امام صادق (ع) گفت که حضرت فرمود شما چه طوری شکر می کنید؟ نعمت ما را چون ما داریم شرح زیارت عاشورا می گوییم دقت کنید داریم شرح زیارت عاشورا می گوید آقا شما چه طوری شکر می کنید؟ گفت ما هر وقت خدا می دهد شکر می کنیم هر وقت هم نمی دهد صبر می کنیم حضرت فرمود سگهای مدینه هم این طوری اند سگهای مدینه هم این طوری هستند که اگر خدا به آنها بدهد شکر خدا را بجا می آورند و اگر ندهند سگها چی کار می کنند این یعنی چی هر وقت خدا داد بگوییم خوب الحمدلله، خدایا شکرت دستت درد نکند ر وقت هم نداد صبر کنیم.
گفت پس ما چی کار کنیم؟ فرمود هر وقت نداد شکر کنید عرضه دارید؟ این فصل آدم با حیوان است. وقتی گرفت شکر بکنی. شما اگر نفهمی این فرهنگ نمی توانی بفهمی چهل سال هر روز زیارت عاشورا بخوان سرت را بگذار روی سجده اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم. آقا حرف، حرف بزرگی است. در زیارت عاشورا می گویید خدایا من شکر تو را بجا می آورم بخاطر مصیبت های که سر ما آمده، زینب کبری در آن اضطرار آخرین کسی که از او گرفته می شود عزیزترین کس او، آنجاست که با شادی دستش را می برد بالا که خدایا این قربانی را از ما پذیر. طرف خداست. با خدا معامله می کند. حالا شما نگاه کنید یک کسی، حد گذاشت امام صادق گفت آقا بدهد خدا را شکر می کنیم ندهد خدا چی کار می کنیم؟ بله صبر می کنیم. حالا شما نگاه کنید یک نفر خداوند از او نعمتی را بگیرد بیفتد در اضطرار و احساس بدبختی و در اعصاب خرد کردن خودش و اطرافیانش یک سال پیراهن مشکی می پوشد نمی دانم عروسی ها تعطیل، جشن ها تعطیل که چرا فلانی مرده. بابا این کار ها چی است؟
نه دیگر بعد از فلانی که مرده من دیگر نمی دانم چنین و چنان. نگاهش به خدا عوض می شد الان چند روز پیش یک خانمی می گفت من می خواستم با یک آقایی ازدواج کنم، درگیری پیدا کردیم از هم جدا شدیم شکست خوردیم در این قضیه، من از آن موقع به بعد نماز نمی خوانم. حالا شما نگاه کنید چقدر بد است این حالت این به قول امام صادق (ع) این حالت از سگ هم بدتر است. یعنی چی من یک مشکلی در زندگی ام پیش آمده با خدا رابطه ام خراب بشود. حالا نماز دعا با معشوق اصلی ام را ارتباطم را قطع کنم.
این زشت نیست واقعا؟ چون اتفاقاتی که برای ما می افتد، دقت کنید اتفاقاتی که برای ما می افتد در حیطه ی بحث حیوانیت ماست. تعلقات حیوانی است. اگر اتفاق افتاد برای ما، ما حاضریم بخاطر حیوانیت با خدا، رابطه مان ضعیف و کم بکنیم. نشاط مان را از دست بدهیم؟ خدا فرمود هر وقت خبر مرگ من را شنیدید ناراحت شوید. ما خدا از دست ندهیم امام زمان را از دست ندهیم بهشت را از دست ندهیم حداقل بهشت. این روحیه خیلی روحیه حیوانی یک روحیه ی خیلی بدی است یک انسان این طوری اصلا با خدا بنای ایمانش را بگذارد که خدایا من نماز می خوانم نماز شب می خوانم مومن هستم به شرط اینکه بچه ام باشد زنم باشد شوهرم باشد بابا ننه ام باشد مشکل مالی پیدا نکنم، قرض مند نشویم، ورشکسته نشویم. این آقا در روابط انسانی هم این خیلی کار زشتی است که انسان روابطش را با دیگران بر اساس پول تنظیم کند. بر اساس مادیات تنظیم کند. براساس مادیات تنظیم کند که اگر این تامین شد ما با فلانی رفیقیم و دوستیم اگر این نشد، نیستیم، می گوید من الان سه سال دارم تنها زندگی می کنم می گویم برای چی؟ می گوید از وقتی ورشکسته شدم خانمم ول کرده رفته با بچه ها. این حیوانیت نیست؟ حیوانها این کار را نمی کنند که چون مرد خانه ورشکست شده رهایش کنند بروند. چون افتاده زندان، همه بروند دنبال کار خودشان. حالا شما نگاه کنید این کار در رابطه ی با خدا چقدر زشت است که ما با خدا بخاطر دنیا درگیر شویم. با امام زمان بخاطر دنیا درگیر شویم. در روابط عاطفی مان در صمیمیت مان با خدا تاثیر منفی بگذارد اگر حادثه ای اتفاق بیفتد فلانی مرد فلانی گرفته شده فلانی نمی دانم چی شد، حالا از وقتی که نمی دانم عروسی ام بهم خورده، نمی دانم خواستگاری مان به هم خورده، دیگر حال عبادت ندارم. خیلی زشت این حالت. ما باید بالاخره تکلیف مان را در نظام محبتی و مودتی با خدا و اهل بیت تنظیم کنیم.
آقا ما خدا و اهل بیت بخاطر خودشان دوست داریم یا بخاطر دنیا؟ این را اول مشخص کنیم، خودشان ذاتا برای ما عزیز هستند یا نه عزیزند که ما حاجتهای مان را از آنها بگیریم، خودشان برای ما قیمتی هستند دوست اند، رفیق اند، با ما جدای از هر چیز دیگری، مستقلا خدا رفیق ماست، چه بدهد چه بگیرد؟ امام حسین به ما درس بزرگی داده، خانم حضرت زینب سلام الله علیها درس بزرگی به ما داده، حضرت رباب (س) درس بزرگی به ما داده، حضرت سکینه (س) همه اش به ما درس دادند، عاشورا پر از درس است.
ما یاد بگیریم که یک سجده ی این طوری واقعا یک بار بخوانیم یعنی اگر کسی موفق شد زیارت عاشورا را با همه ی قسمتهایش یک بار در عمرش، فقط یکبار صادقانه بخواند یعنی دلش وجودش گواهی بدهد که من صادقانه دارم زیارت عاشورا می خوانم. راست بگوید. در تمام فقراتش راست بگوید اگر می گوید ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره دغدغه اش این باشد. اگر می گوید ان یجعلنی المقام المحمود دغدغه اش این باشد اگر می گوید ان یرزقنی طلب ثارک روح انتقام آمده باشد سراغش، اگر بگوید ان یرزقنی طلب ثارک، واقعا روح انتقام آمده باشد سراغش. مع امم منصور مع امام هدی، در جبهه مقدس امام زمان وجود داشته باشد وقتی می گوید ان یثبت لی قدم صدق مع یا در سجده می گوید دو جا داریم دگر قدم صدق، اینقدر مهم است راست گفتند آقا راست گفتن. وقتی سرت را می گذاری به سجده بگویید اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم، حمد برای چی؟ می گوید مصیبت ها، لذا امام سجاد فرمود: شکرک علی بلائک کما شکرک علی اولیائک. شکرت را همانطور که در نعمتهایت بجا می آوریم در نعمتهایت از تو تشکر می کنیم در بلاها هم همانطور از تو تشکر می کنیم.
در مصیبت ها هم همانطور از تو تشکر می کنیم. این فصل انسان با حیوان. اگر غیر از این نیستیم باید برسانیم خودمان را به این حد. باید تلاش کنیم برسانیم خودمان را. فصل انسان این است انسان به معنای حقیقی. چه خدا بدهد چه بگیرد از خدا چی است؟ متشکر است. چون می داند خدا هم دادنش بر اساس محبت و حکمت است هم گرفتنش. بنابراین دعوا نداریم با خدا که بگوییم چرا گرفتی، چرا مرد، چرا از دست رفت، چرا کم شد چرا روزی ما کم شد چرا ورشکستگی، چرا مریضی، چرا سرطان، نمی دانم چرا این چرا آن، چرا ندارد که.
کسی که نمی تواند با خدا شاد باشد کسی که نمی تواند با پیامبر و آل با امام زمان شاد زندگی کند و آرام این قدر خودش را ندانسته اصلا. اصلا با قیمت دارد زندگی نمی کند. بدون قیمت زیر قیمت دارد زندگی می کند. چقدر خوب خدا و اهل بیت به دل ما نگاه کنند ببینند ما چقدر به آنها دل خوشیم و دلشادیم. چقدر با آنها احساس خوشبختی می کنیم و هیچ کدام از مشکلات ما باعث نشده که سرمستی با آنها بودن را کم بدانیم و در ذوق مان بخورد دنیا و چقدر دنیا قشنگ است وقتی انسان با خدا و اهل بیت آنقدر شاد و سرمست است وقتی می داند قرار است به آنها ملحق شود چند ساعت دیگر و چند روز دیگر آنقدر سر مست است که هیچ کدام از مسائل و مشکلات و گرفتاری ها و مصیبت ها را نمی بیند و مصیبتها برایش نعمت می شوند. چون می داند گرفتنش عین دادن است. و لا اقامته لما اذا کفرت. نعمت نمی ماند اگر کفران بشود چه زبانی چه در استفاده اش باقی نمی ماند یعنی شما وقتی که قدر ندانید از دست می رود لا اقامه لما اذا کفرت حالا یک مقداری مقدمه می گوییم تا برسیم به بحث های اصلی اش که انشاءالله جلسات بعد می خواهیم خدمت تان عرض کنیم.
قدر نعمت را ندانید از دست می رود. خوب از آن فشار قبر مومن بخاطر کفران نعمتهایش، هر چی کفران نعمت بیشتر باشد فشار قبر هم چی است؟ بیشتر است. مومن می گوید هر چقدر ما قدر ندانیم هر چی ما نق بزنیم هر چی ما احساس بدبختی در خانه بیشتر داشته باشیم هر چی افسردگی بیشتر داشته باشیم. هر چی کفران کنیم هر چی گله و شکایت بیشتر کنیم فشار قبرت هم بیشتر است چرا؟ کی می داند چرا؟ چرایش را الان توضیح دادم درود بر حاج آقا چون گفتیم نفس ما قبر ماست، این یادتان باشد نفس ما قبر ماست. اگر الان که داری زندگی می کنی فشار قبر داری یعنی فشار نفس داری خردی له هستی داغانی، این احساسها، دائما می آید سراغت، حتما فشار قبر هم داری فقط آدمهایی فشار قبر ندارند که مصیبتها را بتوانند شکر کنند به آن و با آمدن مصیبتها فشار به آنها نیاید این یادتان باشد، اگر دنیا نتوانست فشار تان بدهد دیگر قبر هم نمی تواند فشار تان بدهد.
اما اگر اینجا اعصابت خرد شد برای غذا، برای نوع غذا، برای ماشین برای خانه برای اتومبیل برای مردن برای مریضی نمی دانم ورشکستگی برای اینجای مجلس و آنجای مجلس دعوتم کردند، دعوتم نکردند، کارت فرستادن نفرستادن، تلفن زدن، نزدن، دائما برای هر چیزی فشار عصبی داری فشار قبر داری، آن هم فشار قبر با مقیاس برزخ. با مقیاس برزخ.
این یادمان نرود برای همین باید تمرین کنیم هیچ چیزی که در اطراف اتفاق می افتد، یک دفعه هم بدست نمی آید باید انسان مدتها تمرین کند ریاضت بکشد ریاضتش هم دو وجهی است یکی اینکه تمرین کند یکی اینکه چیزهای لذت بخش زیادی را استفاده کند تا توانش برود بالا شما وقتی می خواهید وزنه بلند کنید دو تا کار می کنید، یکی فشار وزنه را تحمل می کنید به بازو ها فشار می آورد در ورزش مدتها عضلات درد می گیرد، یکی هم اینکه از درون دائما چیز هایی می خوری که به تو چی بدهد؟ قوت و نیرو بدهد که تو وقتی می خواهی وزنه را بلند کنی راحت تر بلند کنی. پس ما تمرین و تلقین می کنیم که امام فرمود انسان بدون تمرین به هیچ جا نمی رسد از طرفی ما دائما خوراکهای قشنگ باید بخوریم معنویت با خدا بودن، زیارت کردن، صلوات، قرآن خواندن، چیزهایی که به ما شادی می دهد قدرت می دهد هر چی که می خواهد باشد.
حکمت، علم، مطالعه، دائما
جانور فربه می شود از راه نوش آدمی فربه شود از راه گوش
شنیدن قوی می کند آدم را. اگر قرار است قوی کند بیشتر بشنویم تا یاد بگیریم با خدا و ائمه در دنیا خوش زندگی کنیم با کمبود ها فکر نکنیم هیچوقت به کمبود ها فکر نکنیم به داده ها فکر کنیم نه به نداده ها. شما نگاه کنید الان ما چقدر آدم های متمول، ثروتمند، ملیاردر داریم که هم دارند در دنیا فشار قبر تحمل می کنند چون نفس شان در چی است؟ در فشار است هم بعد از مردن فشار تحمل می کنند. در حالی که هزاران آدم آرزو می کردند به جای اینها باشند، این ها با داشتن در فشار هستند. تعجب نیست این قضیه؟ چرا هر کسی بیشتر دارد بیشتر در فشار عصبی است؟ تا حالا دقت کردید این را چرا هر چی سطح آسایش می رود بالا آرامش چی می شود؟ کم می شود. چرا فشار قبر کسانی که از آسایش بیشتری برخوردار هستند بیشتر از کسانی هست که از آسایش کمتری برخودار هستند؟ چرا حضرت مسیح می فرماید رد شدن یک شتر از سوراخ سوزن، راحتتر از رفتن یک ثروتمند به بهشت هست. می دانید چرا؟ چون دلبستگی ها چی می شود؟ بیشتر.
فردا کافی است روی این ماشینش خط بکشند ببینید اصلا می ریزد به هم صد میلیون داده ماشین خریده آورده دم خانه گذاشته که می آید می بیند که آینه اش را شکستند اصلا قلبش شکسته می شود. یک جا می بینید یک جا خط انداختن، داغان می شود اصلا. یک کسی می گفتش که من سالها با بدبختی مداوا کردم بچه دار شدم آمد حتی دعا گرفت، خوب هم شد بچه دار هم شد. بعد از یکی دو سال آمده بود می گفت که آقای شجاعی من خیلی اعصابم خورد است گفتم برای چی. گفت من همه اش فکر می کنم اگر بچه بمیرد من چه کار کنم. گفتم تو که همین طوری بدبختی که. هنوز دو باره در فشاری که هنوز هم، آن موقع از نداری فشار قبر داشتی الان از چی؟ از دارایی.
آدم باید فقط تعلق دلش را بدهد به خدا به امام زمان بدهد به آخرت. تعلق پیدا کند به خداوند لا اله الاالله هیچ معبودی جز خداوند ندارم. پنجاه سال سر نماز می گوییم اشهدا ان لا شهادت می دهم که معشوقی جز خدا ندارم، ولی خدا نکند ظرف کریستال مان بشکند، خدا نکند موتور مان را بدزدند، خدا نکند جیب مان را بزنند یکبار می ریزد به هم طرف.
خدا نکند یک زلزله بیاید خانه اش خراب شود این تمام بدبخت شدم بیچاره شدم آقا این کلمات خوب نیست آدم بکار ببرد. خیلی سبک است این ها. در محضر خدا آدم این حرف ها را بزند بابا تو در محضر خدا داری این حرف ها را می زنی. خیلی بد است، بدبخت شدم، بیچاره شدم چی است؟ هر چی می خواهد بشود شده، گرفتن عین دارایی هست. این یادتان باشد. اگر گرفت رفت در آخرت ذخیره شد برایت.
بدبخت شدم بیچاره شدم یعنی چی؟ پولم رفت ماشینم رفت بچه ام رفت چی آقا، رفت کجا رفت؟ مگر عدم وجود دارد، ما چیزی به اسم عدم و نیستی نداریم هیچ وقت هیچ چی هیچ جا نمی رود هر جا هم برود برای خودت یک جای دیگر می آید به تو می دهند. از اینجا بر می دارند در شب اول قبر، به تو می دهند آن طرفتر به تو می دهند بهترش را به تو می دهند چرا اعصابت را خرد می کنی؟ این خیلی بد است ما در محضر خدا و اهل بیت احساس بدبختی می کنیم.
لذا یکی از شیعیان آمد خدمت امام صادق(ع) همین طوری نق نق کرد غر زد احساس فلاکت و بدبختی کرد حضرت گفت که تو این همه ثروت داری برای چی احساس بدبختی می کنی گفت آقا که من چه ثروتی دارم گفت تو ولایت ما را داری ولایت ما اهل بیت؟ گفت بله، آقا گفت چقدر پول حاضری بدهی عوض کنی؟ با چقدر پول ولایت می فروشی؟ گفت: آقا همه ی ثروت دنیا را بدهند من عشق شما را ولایت شما را نمی فروشم فرمود پس خیلی داری که با ثروت دنیا عوضش نمی کنی. آیا اینکه تو داری خدا به همه داده یا نداده؟ داده؟ بله. پس تو خیلی داری. چرا این را نگاه نمی کنی. امام صادق می گوید چرا تو این را نمی بینی که این ثروت را داری. چرا با امام زمان دل خوش نیستی خیلی بد است ما با داشتن امام زمان، خدا، اهل بیت، همه اش احساس بدبختی بکنیم در زندگی مان.
با داشتن قرآن حضرت فرمود اگر کسی با داشتن قرآن آرزوی چیز دیگری را بکند، با داشتن قرآن یک رفیقی به اسم قرآن با این سوره های قشنگش که هر کدام شخصیت حقیقی میشوند بعدا می آیند پیش ما قرار است تا بی نهایت زندگی کنیم با این سوره ها. تمام توان این سوره ها با تمام کمالات این سوره ها می خواهیم زندگی کنیم. حضرت فرمود اگر کسی با داشتن قرآن احساس بدبختی بکند و آرزوی چیز دیگر بکند قرآن را کوچک کرده آن چیز را بزرگ کرده "و لا اقامه اله اذا کفرت" هیچ نعمتی نمی ماند وقتی انسان کفر بورزد والشکر زیاده فی النعم شکر نعمت ها را زیاد می کند، زیاده نعمتها، "و امان من الفقر" امان از فقر هر چی شکر کنی نعمت زیاد می شود. درست شکر یعنی درست استفاده کردن، قدر دانستند. تشکر کردن، چه به زبان، چه به قلب، چه به عمل، پیغمبر به یک زن و گفت که خداوند تقدیر کرده زندگی شما را به دو قسمت بکند، نصف زندگی شما فقر، نصفش ثروت، کدام اول می خواهید؟ گفتن آقا ما ثروت را اول می خواهیم. گفت باشد. جوانیم حالا فعلا ثروت داشته باشیم بعدا آخر عمری فقیر شدیم عیبی ندارد. فعلا این قسمت را با ثروت بگذرانیم. این دوره ی ثروت شان گذشت تمام که شد. خودشان را آماده کردند برای فقر هی منتظر شدند دیدند فقر نیامد به پیغمبر گفتند که آقا ما دنبال فقریم شما مگر وعده نکرده بودید؟ فرمود: چرا وعده کرده بودم ولی خداوند گفت این ها شکر نعمتی که به آنها دادیم را خوب بجا آوردند. برای همین گفتیم بقیه اش هم باشد نمی گیرد. خدا اگر بدهد. شما به فقرا کمک کردید از این ثروت تان فکر بقیه بودید فقط تک خوردن نکردید خودم و خانواده ام بخوریم فقط بقیه ی مردم بقیه این همه مستضعف اطراف مان. خداوند گفت این ها لایق این نعمت هستند. درست می شود برای تان. چون نقش آیه ی قرآن است دیگر، می گوید ما در مال شما را خلیفه ی خودمان قرار دادیم یعنی شما نقش ما را در مال داشتن بازی می کنید، مثل ما کرامت کنید کریم، جواد، خدا چی طوری به ما می دهد رزاق بودن، انسان باید در این نقش ها، نقش بازی کند.
باید یاد بگیرد کریم بودن، رزاق بودن، جواد بودن، غفور بودن، ودود بودن، ستار بودن، همه نقش ها را باید بازی کند دیگر خلیفه است دیگر خلیفه یعنی چی؟ فرمود خلیفه الله بشوم. یعنی مظهر خدا شوم. پس باید چه کار کنم؟ باید نقش های خدا را بازی کنم نقش های خدا را هم تا امکانات پیش نیاید نمی شود. پول به تو می دهد، پول به تو میدهد بعد سر راهت هم صد تا گدا نشسته می گذارد، بعد می گوید حالا مثل من بازی کن ببنیم، خدا می گوید اینها را مثل من یاری کن ببینم می توانی یا نه، بده ببینم می توانی یا نه، رزاق باش ببینم، جواد باش، ببینم، کریم باش ببینم می تواند یا نه.
کسی که برای پول برای مادیات، برای دنیا، برای حیوانیت فشار خونش بالا و پایین می رود اینکه نمی تواند نقش خدا را بازی کند. این اصلا نمی تواند مثل خدا باشد. قرار است ما مثل خدا بشویم. ما اصلا آفریده شدیم برای همین، غیر از این هدف دیگری نداریم از خلقت مان آمدیم که مثل خدا بشویم مصیبت می فرستد می گوید حالا ببینم کار کن ببینم مثل من می توانی بشوید یا نه.
اما اگر گفتی آی بدبخت شدم آی بیچاره شدم برای همین مسلمان هیچ وقت نه پیش روانپزشک می رود قرص و دوا و دارویی نمی خواهد برای اعصابم خوب است چرا ممکن است از نظر جسمی انسان کم بگذارد، روی اعصاب هم تاثیر بگذارد باید تغذیه اش را خوب کند. اما با داشتن خدا و امام زمان خیلی مسخره است که آدم بگوید من می خواهم بروم روانپزشک و نمی دانم دکتر و کسی بخواهد من را شاد کند یک طوری باید آرام بشوم. این ها خیلی بد است.
روایت بعدی را بخوانم برای تان از نبی اکرم هست صلی الله علیه و آله وسلم (صلوات) من لم یشکر القلیل لم یشکر الکثیر و من کم یشکر الناس لم یشکر الله؛ هر کسی از کم از نعمت کم از لطف کم تشکر نکند کم ها را نبیند، شکر زیاد هم بجا نمی آورد. بنابراین ما از کوچکترین لطفی که کسی در حق مان می کند باید سپاسگزار باشیم تا بزرگترین نعمتها. بعد از مردم حضرت می گوید کسی که شکر مردم را بجا نمی آورد شکر خدا را هم بجا نمی آورد. شکر خدا را هم بجا نمی آورد. پس کوچک ها را هم ببینیم کم ها را هم ببینیم مردم را ببینیم، بدون شکر از مردم، شکر خدا بجا آورده نمی شود.
عذابش را هم گفتیم جلسه ی گذشت در مورد غذایش گفتیم الان باز هم می گوییم اینجا می گوییم خدمت تان. آیه ی قرآن است آیه ی خیلی مهمی هست. این را زیاد گفتند یک حقیقت کلمه اما از این جهت قشنگ است که هر چقدر بگوییم می گویید آقا ما نمی خواهیم این طوری باشیم. سوره مبارکه سبا آیه ی سیزده، قلیل چقدر تلخ است خدا اینطوری حرف می زند، "قلیل من عبادی الشکور". بندگان شکور من کم اند بندگان شاکر من کم اند یعنی آدم ها ذاتا اینطوری هستند حالا در آدم ها بگویم برایتان از امام صادق "ما اقل من شکر المعروف"، چقدر کم اند کسانی که شکر کار های خوب را می کنند، کار های قشنگ را شکر خوبی ها را بجا می آورند چقدر کم اند. ما یک بیماری خیلی حاد داریم اگر این بیماری را برطرف کنیم، گناهان دیگر، حدیثش را خواندم برایتان فرمود چهار چیز است اگر در کسی باشد همه ی گناهانش را می پوشانیم، خوشخویی، خوش اخلاقی، که بداخلاقی گناه ها را رشد می دهد و زنده می کند. حیا، راستی و شکر.
شکر اگر بیاید گناه دیگر آسیب نمی زند، این بیماری را باید برطرفش بکنیم؛ یعنی باید یاد بگیریم ریز و درشت را ببینیم. از حیوانات شکر کنیم تا اشیایی که کمک ما هستند. همین اشیایی که کمک ما هستند، تا آدمها، تا آن طرف اطرافیان پدر مادر چقدر بچه داریم قدر پدر و مادرشان را دانستند و همیشه از پدر و مادرشان تجلیل کردند همیشه تشکر کردند، شما نگاه کنید اکثر فرزندان از پدر و مادرشان طلبکار اند. به ندرت شما بچه ای را پیدا می کنید که از پدر و مادرش طلبکار نباشد، عروسی داداش ده میلیون خرج کردن، عروسی من هفت میلیون، دعوا می شود.
جهنمی که به قول امام من از چند تا حرفها شنیدم که انسان با یک بیماری حسادت چند میلیارد سال در جنهم می ماند شوخی است؟ شوخی کردن این حرف را زدن خواستن ما را بترسانند آقا همین بیماری حسادت که می آید سراغ آدم مال این هست که انسان آن چیزی را که دارد نمی بیند نمی گوید خدایا شکر من چی دارم. می گوید فلانی بیشتر دارد. خدا می گوید مگر تو از من طلبکاری؟ تو جودت را هم من خودم به تو دادم. طلبی از هیچ کس از هیچ کس خدا ندارد، پدر مادر هم همین طور از کسی طلبیندارد می گوید چرا بابام مثلا برای آن ده میلیون خرج کرد برای من نه میلیون. دعوا می شود می بینی دیگر تمام محبتهای پدر و مادر را دیگر نمی بینی. چرا این برای آن خرید برای من نخرید ما همیشه فقط این قسمتهایش را نگاه می کنیم یعنی همین این لیوان را نگاه کنید. قسمت خالی اش را می بینیم اگر بدهند دست مان. اصلا خلق انسان کفور، کفور، کفور، کفور ما فقط بدی ها، ضعفها، نقص ها را می بینیم. نبودن ها، ندادن ها، نیست ها را هیچ وقت آنی که هست را نمی بینیم. لذا خداوند خیلی گله می کند از ما " قلیل من عبادی الشکور" کم اند بندگانی که شکر خدا را بجا می آورند من در مسجدی می رفتم نماز می خواندم شاید ده پانزده سال این صحنه را دیدم، هر روز یک پیر مردی بود نابینا بود. قد خمیده ای داشت فقیر هم بود. این را یک ساعت قبل از اذان یکی دستش را می گرفت می آورد او را در مسجد، همیشه هم سر یک ستون می نشاندش. خدا شاهد است ده پانزده سال من این را می دیدم این صحنه را این مرد نابینا می آمد کنار این ستون می ایستاد. می نشست عصایش را می گذاشت یک ساعت تمام این می گفت الهی شکر الهی شکر الهی شکر. چقدر عظمت است. آن وقت یک مریض می شد داد می زند سر خدا. ارتباطش را قطع می کند. به کفر می کشد. با همه قهر می کند. با زنش قهر می کند، با پدر و مادرش قهر می کند. با خواهرش قهر می کند. چرا؟ مثلا من مریض شدم فلج شدم تصادف کردم افسرده می شود. این رذیله ی بدی است. اگر انسان با این رذیله از دنیا برود خیلی گرفتار می شود آنجا. ولی من یک مژده ای به شما بدهم اگر کسی بتواند برود در بهشت "الحمدلله" اینجا برود در بهشت حدیثش را هم خواندم برایتان، زیباترین قسمت بهشت الحمدلله است. اگر کسی این جا یاد بگیرد که شکر کند خدا را، شکرا لله، الحمدلله رب العالمین.
چی می گویید الحمدلله کما هو اهله.. در حدیث داریم اگر یک بنده ای بگوید الحمدلله کما هو اهله، دیگر فرشته ها هم نمی توانند ثوابش را بنویسند فقط خود خدا. چقدر قشنگ است آدم در دلش بگوید در ذهنش باشد، سر مست باشد با خدا. دائما بگوید الحمدلله کما هو اهله، الحمدلله کما هو اهله، نه فقط یک الحمد لله بگوید وقتی شما می گویید الحمد لله کما هو اهله به اندازه ی مقام انسانیت سعد پیدا می کنی، رشد پیدا می کنی. کی می تواند غیر خدا بنویسد این را بارک الله. اگر این باور نفس ما شود تا از دنیا می رویم این کپسول بسته ی نفس تو یک دفعه در برزخ باز می شود، باز می شود می بیند اوه چقدر الحمدلله کما هو اهله، دارد این. ماشاءالله چقدر قشنگ می شود اگر کسی با الحمدلله محشور بشود.
روحش شخصیتش بشود الحمدلله. مظهر شکرا لله بشود مظهر شاکر و شکور باشد. شکور اسم خدا هست دیگر ما هم یکی از اسم های خدا را می گیریم و این باعث می شود انسان هم در دنیا شاد زندگی کند هم در کجا؟ در آخرت شما اگر برای خدا دریا گناه ببری وقتی می بیند یک بنده ای آمده با اینکه گناه دارد گناه زیاد دارد اما بنده ی شکور بوده از خدا راضی بوده هیچ وقت گله نکرده از خدا از اهل بیت، دلش به خدا شاد بوده خدا به حرمت آن شادی اصلا اسمی از آن گناهان نمی آورد اصلا نمی گذارد پرونده باز شود می گوید این بنده ی ما خیلی به ما دلخوش بود در دنیا، خیلی با ما شاد بود خیلی با ما شاد بود خیلی با ما شاد بود.
حدیث بعدی را بخوانم برایتان نبی اکرم (ص فرمود: من انعم علی رجل نعمه فلم یشکر له فدعی علیه استجیب له.
این خیلی حساس است دقت کنید می فرماید اگر کسی به کسی لطفی بکند و او تشکر نکند، شکر بجا نیاورده یک منعمی یک انسانی احسان بکند در حق کسی محسن باشد، احسان بکند و اول شخص تشکر نکند، کمک نشناسی بکند و دو قورت و نیمش باقی باشد هی غرغر کند نق نق کند هر کسی می خواهد باشد این شخصیت: پدر مادر خواهر همسر برادر استاد هر کسی می خواهد باشد می گوید این شخص محسن اگر در حقش نفرین کند نفرینش می گیرد. پیامبر فرموده اگر نفرین کند می گیرد، آدم باید خیلی بترسد موقعی خدای نکرده پدر و مادر به انسان نفرین نکنند عاق نشود انسان. چون هیچ فرزندی در دنیا وجود ندارد بتواند قدر پدر و مادرش را بداند و بتواند محبت پدر و مادر را جبران بکند. محال، محال، محال امکان ندارد گفت آقا من چهل شب این مسیر چند کیلومتری را بغل کردم آوردم اینجا، یک شب یک شب آورده بودنش زیارت گفت از شهر مان مادرم را کول کردم آوردم اینجا، حضرت فرمود اگر چهل شب بیاوری اش به اندازه ی یک شب که حملت کرده نتوانستی جبران کنی. این مادر است، حالا بعضی ها سر مادرشان داد می زنند اخم می کنند خیره نگاه می کنند چشم در چشم مادر، چشم در چشم بابا، حرف زدن شان بی ادب و طلبکارانه است جسور و بی حیا و دریده حرف می زنند خیلی بد است.
این طرف را داشته باشید آن طرفش که خدایی نکرده ممکن است یک کسی به افراط بیفتد آن طرف را بگویم ببین از یک طرف می گوید اگر تشکر نکنی طرف نفرین بکند نفرینش می گیرد. ولی یک طرف گفته چی؟ فرمود اگر در حق کسی محبت کردید محبت تان را فراموش کنید. از هیچ کس توقع تشکر نداشته باشید. اگر کار برای خدا باشد اگر با خدا داری معامله می کنی اگر قیمت را حیفت می آید کمتر از خدا معامله کنی، با کمتر از خدا، به هیچ وجه از کسی توقع نداشته باش. تو را ببیند از تو تشکر کند. آیه را نگاه کنید چقدر مست می کند انسان را.
آیه در مورد پنج تن آل عبا، در مورد پنج تن، در مورد امیرالمومنین، حضرت زهرا، حسنین، و فضه سلام الله علیهم اجمعین. اینقدر کار این ها قشنگ بوده که خدا برای شان آیه فرستاده "و یطمعون الطعام علی حبهی مسکینا و یتیما و اسیرا". غذای شان را بخاطر حب خدا دادند به یتیم و مسکین و اسیر خودشان هم با آب روزه گرفتند، بعد حالا نگاه کند زبان این ها چی هست، "انما نطعمکم بوجه الله لانرید منک جزاء و لا شکورا" انما یعنی فقط به شما غذا دادیم لوجه الله برای خدا به شما غذا دادیم از خدا تشکر نمی خواهیم، لا نردید منکم و جزاء از شما مقابله به مثل نمی خواهیم.
اینکه شما قدر بدانید اگر من برایت خریدم این هم برای ما هدیه بخرد ما نمی دانیم این را ما کردیم آنها هم این کار را برای ما بکنند. این را پول دادیم آنها هم این را پول دادند، نمی دانم اصلا این معاملات اینطوری اصلا درست است وظیفه است و ادب، اما توقعش کار غلطی است. توقعش کار غلطی است. می گوید آقا برویم خانه فلانی مگر حالا نوبت آنهاست بیایند خانه ما وظیفه ی آنهاست بیایند خانه ما.
این حرف چی است؟ خوب نیامدند شما دو باره برو. شما دوباره زنگ بزن. اصلا عزیزم هیچ کس کمتر خدا نمی ارزد تو خودت را به او بفروشی، معامله کنی با او. اگر این کار را کنی بدبخت شدی اگر این کار را کنی باختی. کمتر از خدا قیمت ما نیست. این یادتان باشد حتی بهشت هم قیمت ما نیست. حتی برای بهشت هم انسان کاری نکند آقا خدا بهشت را پاداش بدن های شما قرار داده برای بهشت هم نکند انسان، آقا برای خدا بیایید تمرین کنیم بابا خدا، ما هم اینقدر بزرگیم اینقدر مهم هستیم که خدا می گوید تو با خود من شخصا می توانی وارد معامله بشوید کم چیزی است؟ کم قیمتی به ما دادند؟
می گوید با خودم برای خودم. لذا فرمود اگر یک زن خانه کاری کند، مردش قدر نداند و این نق بزند، غر بزند سر شوهرش و کاهایش را به رخ شوهرش بکشد خداوند تمام عبادتهایش را باطل می کند برای اینکه خدا می گوید من به تو گفتم شوهر کن از طرف من رفته بودی شوهر کردی. تو قبل از اینکه زن فلانی شوی بنده منی مال منی. وقت تو کار های تو زحمت هایی که می کشی همه اش مال من است. اگر صرف شوهرت می کنی برای من پاداش هم من میدهم. لذا سر هیچ کس منت نگذار. آقا سر زن و بچه ات منت نگذار بخاطر زحمتی که می کشی سر فرزند تان منت نگذارید. سر پدر مادر تان منت نگذارید سر هیچ کس من نگذارید منت خیلی کار زشتی است.
لا نرید منکم جزء و لا شکورا. اوج کار اهل بیت بخاطر اینکه این آیه آمده این هستش که لا نرید منکم، اخلاص، لانرید منکم جزاء و لا؟ شکورا، ما نه پاداشی، می خواهیم، نه جبران می خواهیم نه دستت درد نکند می خواهیم. می گوید نگاه کن آدم زورش می آید، بشکند این دست که نمک ندارد، دفعه دیگر من غلط کنم از این کار ها بکنم. دفعه ی دیگر غلط کنم از این کار ها کنم، نه. غلط می کنی نکنی از این کارع توی بیابان می آمد با اسب دیدید که یک نفر افتاده آنجا در حال مردن، در بیابان بی آب و علف پرید پایین از اسب و طرف را بلند کرد گفت چی شده؟ یک ذره آبی به او داد و بلندش کرد گذاشت رو اسب طرف اسب را برداشت، فرار کرد. این ماند گفت ببین وایستاد، گفت چی است؟ گفت خواهش می کنم، تو را به خدا اگر رفتی شهر به هیچ کس نگو من این کار را کردم. چون جوانمردی دیگر می میرد. این را برای کسی تعریف نکن. دیگر هیچ کس به هیچ کس نمی کند ببینید چقدر مرد قدرتمندی بوده. نمی گوید کوفتت شود لعنتت می کنم ان شاءالله بمیری، نه می گوید برو ولی برای کسی تعریف نکن. خوبی می میرد زیبایی می میرد تجلی خدا میمیرد آدم بودن می میرد.
حقت است اگر نمک نشناسی بکنند. بیست سال زحمت بکشی نبییند حقت را. چون خودت را با خدا حریف نکردی به خدا نفروختی می گوید فروختی به این حالا وایستا چی جوابت را می دهد. با من معامله کن سیدالشهدا نفرین می کند نفرین می کند در دعای عرفه که شکست بخورد تجارت کسی که موقعی که تجارت بکند. آدم با خدا تجارت بکند. این روایت زیبا را هم برای تان بخوانم بقیه اش بماند برای جلسه ی بعد.
می گوید که امیرالمومنین (ع) در حکمت 204 این انما نطعمکم سوره انسان بود آیه 9 لا یزهدنک فی المعروف لا یشکرک فقد یشکرک علیه من لا یستمع بشی من رهبه به به یک صلوات به محضر امیرالمومنین ختم بفرمایید می گوید هیچ وقت تو را بی رغبت نکند در انجام کار خوب کسی که از تو تشکر نمی کند بخاطر آوردن کار. فقد می گوید آقا این همه زحمت کشیدیم یک تقدیر و تشکر هم از ما نکردند یک دستت درد نکند خالی هم نگفتند، یک تشکر خشک و خالی نکردند.
حرف قشنگی است این فرمایش امیرالمومنین (ع) حکمت 204 می فرماید: فقد یشکرک از تو کسی تشکر می کند من لا یستیع لا شی کسی که از آن کار تو اصلا بهره برداری نکرده خودش، استمتاع یعنی بهره مند شدن، می گوید از تو کسی تشکر می کند یعنی کی؟ یعنی خدا از تو تشکر می کند اگر به یک حیوان، به یک گربه غذا بدهی از تو تشکر می کند اگر به یک درخت آب بدهید خدا از تو تشکر می کند. اگر به کسی محبت کنید خدا از تو تشکر می کند. " یشکرک من لا یستتع من شیا" کسی که هیچ بهره مندی از آن محبتهای شما ندارد، شما برای خانه کار کردید، یک خانمی ظرف شست، یک خانمی غذا پخت، یک خانمی جارو کرده، فداکاری کرده یک آقایی رفت کار کرد دو شیفت می گوید خدا از شما تشکر می کند. دیگر منتش را تو را خدا سر کسی نگذار. حالا این کاری که کردی خدا از آن بهره مند شد؟
در قرآن می گوید که وقتی ذبح می کنید قربانی نه گوشتش به خدا می رسد نه خونش، ولی می گوید یک چیزش به خدا می رسد تقوایش، تقوای شما به خدا می رسد. حضرت می گوید لا یذهقن بالمعروف، من لا یشرک من لا یشرک علیه، بی رغبت نکند. ببینید این همه زحمت کشیدیم، اصلا قدر ندانستند، ما باشیم دفعه دیگر کار خوب کنیم ما باشیم دفعه دیگر کار خیر کنیم اصلا منتظر تشکر هیچ کس نباشیم. این خیلی مزدوری است که آدم خودش را اینقدر کوچک کند. می گوید می دانی کی از تو تشکر می کند آن کسی که هیچ چیز هم از این کار برایش نمی رسد آن از تو حتما تشکر می کند. تشکر خدا هم به بلندای ابدیت. یک صحنه ی خیلی قشنگ دارد این آخر، خیلی این صحنه لذت بخش است.
ببینید شما از روی صراط در جهنم که رد می شود یعنی انسانها باید در جهنم رد شوند بروند بهشت نه روی جهنم، از کجا؟ در جنهم می گوید این طی کرده روی جهنم آمده، آمده، آمده روی صراط یک قدم مانده که برود بهشت. چه صحنه با شکوهی است که تو داری آخرین قدم را بر می داری، می دانی یعنی چی؟ یعنی دیگر تا خدا، خدایی که تو خوشبختی. دیگر مرگ وجود ندارد. یک میلیارد صد میلیارد هزار میلیارد سال نیست تا خود خدا هست تو هم هستی پیشش. قشنگترین، با شکوهترین لحظه ای انسان همین لحظه هست که تو صراط را رد کردی آخرین قدم را می خواهی بگذاری در بهشت. آقا این صحنه اینقدر جذاب است که خداوند چه آیه ای برایش آورده. می گوید این وقتی پایش را می گذارد بهشت، می گوید الحمدلله، خوب آدم این ها را بگوید آنجا هم شکر، الحمدلله الذی اذهب ان الحزن ان ربنا لفغور شکور.
سپاس خدایی را که دیگر غم را از ما برد. دیگر ما غم نداریم. انّ ربنا پروردگار ما بسیار بخشنده و شکور است، شکرگزار هست، می گوید اگر آمدی در بهشت من تشکر می کنم از شما، خدا می گوید در دنیا که بودی اذیت شدی سختی مالی کشیدی سختی عاطفی کشیدی، سختی جسمی کشیدی، فقر کشیدی، ورشکسته شدی گرفتاری های دیگر داشتی کس و کارت مردن، خدا می گوید من از تو تشکر می کنم.
انّ ربنا لغفور شکور. خوب حالا خوب نیست ما این طوری باشیم غفور و شکور باشیم. چه صحنه ی قشنگی است که انسان در آن لحظه آخرین قدمش را می گذارد می گوید دیگر من غم ندارم. تمام غمها تمام شد، تمام شد مکان ندارد دیگر من از این لحظه به بعد غم ببینم.
انّ ربنا لغفور شکور. حالا من یک چیزی به شما بگویم. بیایید دنیای مان هم این طوری بکنیم. بیایید با تکیه تو تا اسم خدا، دو تا اسم خدا دنیای مان هم بی غم کنیم. شاد باشیم، پیغمبر فرمود مومن نشاطش دائمی است همین طوری است چی؟ تکیه کنیم به اسم غفور و اسم شکور. هم خودمان غفور باشیم هم خودمان شکور باشیم ببینید چقدر شاد می شویم. چقدر آرام می شویم.