بحثمان در توضیح دعایی است که شب نوزدهم و بیست و یکم یعنی امشب و شب بیست و سوم وارد شده است. عرض کردم این دعا خیلی مهم است و لازم است که برای احیا این دعا خوانده شود چون تمام مراحل اماده سازی نفس ما را برای دریافت خیرات و برکات در بردارد. مقداری از این دعا را توضیح دادیم آخرین مرحله درخواست مغفرت بود که جایگاه استغفار را توضیح دادیم. بحث استغفار بحث فوق العاده مهمی است چون بسیار در زندگی ما کلیدی است و هر کدام از ما باید از اسلحه ی استغفار برای از بین بردن مشکلات مادی و معنوی مان و مسائل روحی مان استفاده کنیم. آن کس که ما را خلق کرده و خلفای او روی زمین یعنی معصومین علیهم السلام به ما میگویند که هروقت کارتان گره پیدا کرد اولین چیزی که باید حواستان باشد که از آن استفاده کنید ومهم ترین چیز استغفار است حالا به نظر شما چند نفر وقتی کارشان گره میخورد اول به سراغ این اسلحه مهم میروند یا اصلا میشناسند که چطور باید از آن استفاده کنند. در جلسه گذشته من اهمیت این سلاح رو توضیح دادم که چقدر میتواند در برطرف کردن مشکلات مادی روحی روانی و معنوی ما تاثیر داشته باشد اما درمورد کیفیت استفاده از آن در این جلسات فرصت نمیکنیم چون بحث آن را کامل در بحث شبهای احیای خودمان که هر ماه برقرار میکنیم توضیح داده ام. حتما توصیه میکنم که عزیزانی که این بحث را کارنکرده اند آن مبحث استغفار را بگیرند و تخصصی کار کنند تا توانشان در استفاده از این اسلحه بالا رود. بجای اینکه پولهای بیخود و مفت به کسانی بدهیم که دعا باطل میکنند سحر باطل میکنند که الان متاسفانه زیاد هم شده است. ماها اینقدر خودمان را ضعیف کرده ایم که وابسته به افراد سودجویی شده ایم که با دریافت پول میخواهند مشکلات ما را حل کنند بخت دختران را باز کنند گره از مشکلات روحی روانی اقتصادی دیگران باز کنند. آن ها اگر میتوانستند کاری کنند برای خودشان کاری میکردند ماها چون قدر خودمان را نمیدانیم و از نعمت های عظیمی که خداوند به ما داده از اسلحه های بزرگی که خدا به ما داده از اسلحه های موثری که داده غافل هستیم به اینطور چیزها وابسته شدیم. یک خانواده دو خانواده یک فامیل درگیر میشوند پیش خانمی یا آقایی که دائما او برایشان مشکلات را حل کند سحرها را باطل کند جن ها را بگیرد چنین کند چنان کند درحالیکه اکثریت این توهمات هم دروغ است یعنی این گونه نیست که هرکسی بتواند سحری انجام دهد یا بختی را ببندد یا کاری انجام دهد این به راحتی ممکن نیست. ولی الان یک باور شایع است که تا یک شخص گره در کارش می افتد سریع میگوید که من بروم ببینم کی دعا کرده کی نفرین کرده کی چنین وچنان کرده است. در حالیکه هر کدام از ما قدرتهای بی نهایتی داریم که اگر آنها را به اذن خدا به کار بگیریم هیچ ساحری دعاکننده ای چشم زخمی و هیچ نفوس بدی روی ما اثر نخواهد گذاشت ما چون روی خودمان کار نمی کنیم تغذیه مناسب نداریم و ساختار درونی خودمان را ضعیف کرده ایم همیشه وابسته این و آن هستیم که به ما کمک کنند. آن هم جیب های ما را خالی کنند پولهای کلانی بگیرند و در آخردوباره هشت ما گرو نه مان است همیشه گرفتاری داریم. خدای ما تبارک و تعالی در قرآن کریم و معصومین علیهم السلام به ما میگویند شما هر وقت در هر زمینه ای کارتان گره پیدا کرد به استغفار پناه ببرید به توبه پناه ببرید. حتی لفظی آن هم موثر است یعنی همین استغفار لفظی چون مراحل دارد لفظ آن هم مهم است که انسان با حضور قلب و با توجه و جدیت همان را هم بگوید بنابراین ما باید کیفیت استفاده از این اسلحه یعنی استغفار را یاد بگیریم که خب حالا، در شب های قدر چقدر می تواند برای ما کار کند، بسیار زیاد، در مواقع دیگر بسیار زیاد، بنابراین باید بلد باشیم از این ها استفاده کنیم وگرنه ممکن است ده تا بیست تا سی تا چهل تا شب قدر بگذرد و ما چون بلد نیستیم چه کار کنیم، وقتمان را تلف بکنیم و یک حالی پیدا کنیم و یک اشکی بریزیم و برویم و دوباره ماه رمضان امسال هم مثل ماه رمضان سال گذشته و ماه رمضان بیست سال آینده ی ما هم مانند ماه رمضان امسال مان می شود. یعنی تغییرو یا تحولی و رشدی، نشاطی قدرت روحی و معنویتی هیچی گیرمان نمی آید و زحماتمان هم هدر می رود.
بنابراین ما اگر برای استغفار به اندازه ای که روی کارکرد تلفن های همراهمان فکر می کردیم، فکر کنیم همین به اندازه ای که من از این تلفن چطوری استفاده کنم از این نرم افزار چگونه استفاده کنم، فکر می کردیم که من از استغفار چقدر می توانم استفاده کنم برای برطرف کردن موانع زندگیم موانع داخلی و اجتماعی و بیرونی اقتصادی، روحی و روانی خانوادگی و مهارت هایمان را در استفاده از اذکار بالا می بردیم خودمان یک قدرت می شدیم خودمان یک آدم قوی و قدرتمند که نه تنها می توانیم مشکلات خودمان را از سر راه برداریم بلکه می توانیم به دیگران هم و به خانواده ی خودمان کمک کنیم، به اطرافیانمان کمک کنیم بنابراین من دوتا مبحث را حتما توصیه می کنم عزیزان کار کنند در سطح عمومی، آنهایی که اختصاصی می خواهند کار کنند مثل کسانی که دوره های تخصصی می آیند یا اردوهای تخصصی را می آیند که شهریور ماه شانزدهم اردوی ششم مان را داریم خب آنها بیایند برنامه های مخصوص بگیرند که بتوانند در آن دوره ها شرکت کنند اما در سطح عموم دوتا مبحث را عزیزان حتما کار کنند یکی مبحث استغفار و یکی مباحث معنوی یا شب های احیا را استفاده کنند تا توان خودشان بالا برود قدرت روحی خودشان بالا برود و شخصا و روحا قدرتمند باشند که نیازی به دیگران پیدا نکنند. خودمان بتوانیم گلیم خود را از آب بیرون بکشیم و وابسته به دیگران نباشیم.
پس ان شاالله در این بحث حتما عزیزان به آن مباحثی که عرض کردم مراجعه کنند. برویم به سراغ بخش بعدی با صلوات بر محمد و آل محمد. بعد از این که مغفرت را خواستیم به خداوند امشب عرض می کنیم وَ أَتْمِمْ عَلَيَّ مَا آتَيْتَنِي) انسان چند بخش دارد قبلاً گفتیم بخش های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی. انسان در بخش جمادی عاشق کمالات جمادی است مثل پول و اتومبیل و مسکن و زمین و ویلا و اشیا و اینجور چیزها. گرایشش به اشیاست. و اشتباهاً فکر می کند هر چه اشیای بیشتری را کمالات جمادی بیشتری را پیدا بکند ارزش و قیمتش بیشتر می شود. بخش دوم کمالات گیاهی است مثل تغذیه قدرت بدنی، تولید مثل، بچه دار شدن، زیبایی و هیکل و اندام و اینجور چیزها که افراد خیلی به آنها توجه می کنند و وقت و عمر زیادی را می گذارند برای این جور کارها. خیلی عجیب است که افراد ساعت های زیادی را برای پرورش اندام خودشان به کار می برند رسیدن به اندام خودشان تناسب اندام اما دقایقی را برای قدرت روحی تناسب روحی، نشاط شادی و آرامش و قدرت روح به کار نمی گیرند وقت نمی گذارند برای قدرتمند کردن روح خودشان با نشاط کردن روح خودشان.
بخش سوم کمالات حیوانی است انسان در بخش کمالات حیوانی گرایش به کمالات حیوانی دارد مثل ازدواج، تشکیل خانواده، فامیل مسائل اجتماعی مسائل سیاسی مسائلی که در اجتماعات است کار مقام و ریاست و پست و اعتباریات دنیا به اینها کمالات حیوانی می گویند. در بخش عقلانی انسان عاشق کمالات عقلانی است یعنی علم، دانش، فهم، این جورچیزها را می خواهد. انسان مطالعه می کند درس می خواند دانشگاه می رود پای درس اساتید می نشیند تا بخش عقلانی خودش را قوی کند رشد بدهد. اما انسان در هیچ کدام از این مراحل حقیقت انسانی ندارد. در سه بخش اول حیوان است در بخش چهارم جنبه ی فرشته ای دارد. آن جنبه ی اصلی انسان جنبه ی فوق عقلانی و بینهایت طلب انسان است که در آن بخش انسان عاشق کمالات مطلق و بینهایت می شود. که اله انسان در این بخش الله است و شعار انسان در این بخش لا اله الا الله است یعنی من اله ام کمال مطلق و بینهایت است من در این مرحله از هر کمالی بینهایتش را می خواهم. مجموعه ی کمالات بینهایت یعنی الله تبارک و تعالی. حالا انسان در امشب چی می خواهد؟ در امشب این دعایی که در مغفرت کرد که خدایا همه چیز من را در امشب بریز دور، و همه ی موانعی که در اثر گناه بین من و تو به وجود آمده از بین ببر، حالا وقتی همه موانع بین انسان و خدا از بین رفته، بهترین چیزی که انسان می خواهد الله است. کمالات را هم بخاطر الله می خواهد.
(اللهم و اتمم علی فیما آتیتنی) خدایا هر چه که به من می دهی آن ته اش را به من بده. تمام یعنی همه آن چیزی که هست غیر از کمال است. انتهاست. (الیوم اکملت لکم دینکم) بعدش می گوید (و اتممت علیکم نعمتی) دین تان را کامل کردم و نعمتم را تمام کردم یعنی خدا در روز غدیر می گوید علاوه بر این که دین شما با ولایت کامل شد، نعمتی دیگر بالاتر از امام و متخصص معصوم و ولایت من خدا ندارم که به شما بدهم. نعمتی از این بالاتر بهتر ماندگارتر و سازنده تر و مفیدتر برای دنیا و آخرت شما از داشتن متخصص معصوم و امام و خانواده آسمانی تان نیست. اتممت علیکم نعمتی. نه اینکه یک نعمت دیگر هم پیش من هست که به شما نداده باشم نگه داشته باشم. نه هر چه بود دادم به شما. عالی ترین نعمت معصومین هستند که خداوند به ما داده، متخصصین معصومی که هم خانواده آسمانی ما هستند و بینهایت ما را بیشتر از خانواده زمینی مان دوست دارند و هم رهبران ما هستند به سوی خدا و آنها هستند که ما با شباهت به آنها و اطاعت از آنها می توانیم به اوج خوشبختی های دنیا و آخرت مان برسیم.
خوب، لذا امشب به خدا می گوییم خدایا هر چه می خواهی به من بدهی، آخرش را به من بده. این خیلی حرف بزرگی است. امام به ما می گوید سطح خواسته هایتان را بالا ببرید. از این به بعد داستان همینطوری می شود در این دعا امید سطح خواسته ها بالا می رود. شما سه شب با امید این حرف را بزنید چون هم شب نوزدهم مهم است و می گویند شب تقدیر است. شب بیست و یکم مهم است که شب ابرام است، یعنی شب محکم کردن تقدیرات شماست و شب بیست و سوم مهم است که شب امضا است. امضا می کنند برای شما دیگر. نهایی اش می کنند آن چیزهایی که شما در طول این شبها و این موقعیت رقم زدید. خودتان نامه هایی را تنظیم کردید بسته به لیاقت تان بسته به شایستگی تان، حالا شب بیست و سوم می دهید دست امام زمان تان می گویید آقا ما بسته به کارمان در این مدت این شده، این را برای ما امضا کن. هر کس نامه عمل قشنگتری تهیه کند نامه عمل بهتری تهیه کند، امضای بهتری می گیرد. هر کس سفارش بیشتری بدهد، هر کس اوج بالاتری را در نظر بگیرد، امام زمان برایش همان را امضا می کند. پس این تمرین های ماه مبارک از اول و از شب نوزدهم و بیست و یکم تا الان این است که ما هی افق پروازمان را بالاتر ببریم. نوع خواسته های مان، دست های من را نگاه کنید قیمت هر کس به نوع هوس هایش آرزوهایش و نوع خواسته هایش است.
بنابراین هر کس به اوج فکر می کند امام زمان هم به همان اوج نگاهش می کند. اما اگر کسی به پست ترین چیزها توجه کند بگوید آقا امام زمان شب قدر است من بزرگترین آرزویم این است که مشکلات اقتصادی ام حل شود خیر و برکت مادی بیاید در زندگی ام، این که چیزی نیست این کف کار است که می خواهی، این اوج خواسته ی یک نفر باشد یعنی سقوط کرده یا ماجرای شفا و بچه دار شدن و مسائل این طوری اگر کسی بخواهد این سقوط انسان است یا ازدواج و شوهر کردن و مسائل اجتماعی و مسائل اعتباری و یا مسائل علمی. این خوب است بد نیست این ها را هم باید بخواهیم اما این نباید اوج خواسته ما باشد. چون انسان به آن اوجی که پرواز می کند برای خودش تقدیر می نویسد و تقدیر می کند آن را تقدیم امام زمان می کند.
لذا باید با امید نسبت به هر 5 بخش شما در خانه خدا بروید که ان شاءالله ساعت بعد یا فردا در مورد امید می خواهم صحبت بکنم، که همه چیز را بخواهیم. ببینید چقدر زیبا امام سجاد به ما یاد می دهد به شیعیانش به فرزندانش، (اتمم علیّ ما آتیتنی) خدایا تمام کن برای من، هر چه که می خواهی بدهی. دستان من را نگاه کنید. معنای ما آتیتنی را نگاه کنید این کلش می شود معنای ما آتیتنی. یعنی اگر کمال مادی میخواهی بدهی اگر کمال گیاهی کمال حیوانی کمال عقلی میخواهی بدهی و کمالات فوق عقلانی میخواهی بدهی خدایا من اوج آن را میخواهم بهترینش را میخواهم پاکترین آن را میخواهم بابرکت ترین را میخواهم همه را بخواهید. سطح توقع و خواسته ی تان را پایین نیاورید. چه کسی میتواند از خدا اینطور درخواست کند؟ کسی که خدا را شناخته باشد معرفت الله داشته باشد و فکر نکند اگر امشب آمد در شب قدر و ده سال بیست سال سی سال گناهکاری و معصیت و فحشا را آورد به مجلس، بعد نتواند از خدا بخواهد که خدایا سی سال را بیخیال و تازه اینقدر را میخواهم همه را میخواهم. کسی که نمیتواند این دعا را بکند و میگوید نه خدا مرا نمی بخشد خدا مرا نمی آمرزد من گناهانم زیاد است من مشکلاتم زیاد است من اشتباه زیاد کردم من گذشته ام خیلی خراب است من آبرو ندارم، من رویم نمی شود از خدا خیلی چیزها را بخواهم، این خیلی بی حیائی است این خیلی پررویی است این شخص خدا را نشناخته است و خدا در نظر او موجودی کوچک است که از گناهان ما بزرگتر است بخاطر همین نمیتواند مارا ببخشد نمیتواند گذشته ما را نادیده بگیرد در حالیکه اصلا اینگونه نیست. شما برای بخشش اولین چیزی که باید انجام دهید و برای اینکه گذشته شما کامل از بین برود این است که خودتان بتوانید خودتان را ببخشید گذشته خودتان را خودتان به عشق خدا نادیده بگیرید به عشق خانواده آسمانی تان نادیده بگیرید بگویید من میخواهم یک شروع خوب یک شروع جدید یک شروع موفق داشته باشم و میخواهم همه چیز را جبران کنم ولو شصت سالمان هم باشد میتوانیم شروع بکنیم جبران هم بکنیم. در درگاه خداوند بزرگ هیچ چیز نشد ندارد و خداوند خودش فرموده من به نوع نگاه بنده ام با او رفتار میکنم تابع نگاه بنده ام هستم بنده ام هرطور به من نگاه کند من همانطور با او رفتار میکنم. امام سجاد علیه السلام در این دعا از یک معرفت بزرگ با خدا حرف میزند و(اتمم علیّ ما آتیتنی) خدایا هر چیزی که میخواهی به من بدهی تمامش کن اوجش را به من بده عالی ترینش را به من بده البته خدا هم حکیم است تو باید عالی ترینش را بخواهی اما خدا میگوید من به اندازه ظرفیتت بهت میدهم که یک موقع طغیان نکنی (انّ الانسان لیطغی ان رأه استغنی) انسان اگر بیش از ظرفیتش این کمالات را داشته باشد طغیان میکند غرور میگیرد مغرور میشود حتی نسبت هم به خداوند هم شاخ و شانه می کشد یاغی میشود خدا هم حکیم است ولی ما باید همیشه آن آخر و اوج را نگاه کنیم از خدا بخواهیم به ما ظرفیت بدهد برای همین این دعا از آنجایی که شروع میشود (اللهم انّی امسیت لک عبدا داخرا) تا آخر که برایتان خواندم اول می آید من ها، موانع، بی ظرفیتی ها، نگاه های غلط، توهمات ما را از ما می گیرد، ظرفیت سازی می کند حالا می رسد به یک جایی که تو به خدا می توانی بگویی، خدایا ته اش را می خواهم، آخرش را می خواهم. خیلی این دعا دقیق و ریاضی و حساب شده طراحی شده با ساختار انسان تنظیم شده این دعا. (و اتمم علی ما آتیتنی)، تمامش کن خدایا هر چی می دهی آخرش را بده. از طرف ما باید نگاه نگاه درست باشد.
خوب، چرا ما باید اوجش را بخواهیم؟ دلیلش را بعد از قسمت بعدی می گوید. خوب ما چرا نیاز داریم به این که خداوند به ما رزق و روزی حلال زیاد فراون بدهد. سلامتی جسمی خوب بدهد به ما، نعمت های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلانی و فوق عقلانی بدهد؟ چون شما قبل از این که درخواست بکنید تخلیه کردید واقف به فقر خودت شدی و کاملاً مسکنت و بیچارگی و فقر خود را به درگاه خدا بردی، حالا می گوییم خدایا من فقیرم، دقت کنید، شما اگر بخواهید به یک فقیر کمک کنید چطوری کمک می کنید؟ کدام فقیر موفق می شود، کدام نیازمند موفق می شود که توجه شما را بیشتر جلب کند؟ (یک ذره فکر کنید) از اینجا رفتید بیرون، رفتید سمت بازار، حرم، چشم تان می خورد به فقرای مختلف، کدام شان می توانند شما را تحریک کنند به این که این خیلی بیچاره است من خیلی باید به او کمک کنم؟ کدام شان موفق هست؟ آیا یک کسی کت و شلوار نو پوشیده و یک تلفن دو میلیونی دستش است و اتو کشیده هم نشسته روی مبل و یک سیگار هم گوشه لبش است و به شما بگوید به من بیچاره بدبخت کمک کنید، شما به او کمک می کنید؟ او کسی که به شما اثبات می کند که من واقعاً ندارم واقعاً گرفتارم واقعاً بیچاره هستم. بتواند دل شما را به دست بیاورد بتواند فقر و مسکنت و بیچارگی خودش را نشان بدهد به شما، بگوید آقا من ندارم این زن و بچه ام است این خانه ام است این آدرسم است بیایید خانه ام، بیایید ببینید اول خانه و زندگی من را وضعیت من را ببینید اگر من دروغ گفتم کمک نکنید. این هم پرونده پزشکی من است این اینطوری است نشان می دهد، بعد شما هی رحمت تان بیشتر می شود. اسم رحمان شما و اسم رحیم و شما و اسم رئوف شما و اسم کریم شما اسم جواد شما بیشتر تحریک می شود. می گویید این خیلی اوضاعش خراب است پس من باید بیشتر به او کمک کنم. هر چقدر سطح نیازش بیشتر است شما تلاش می کنید که آن نیاز را برطرف کنید می گویید بابا یک آدم مریضی هست که زمین گیر است مشکل بهداشتی دارد مشکل پزشکی دارد، یک دختر دم بخت هم دارد، یک چنین و چنان است، این را نمی روی شما 5000 تومان در خانه اش بگذاری و بیایی، چه کار می کنید؟ می گویید این یک جهیزیه کامل نیاز دارد، این آقا هم باید برود بیمارستان. بنابراین یک مبلغی خودم کمک می کنم از بقیه هم کمک می گیرم. تا بتوانم این را سر پا کنم. چون این به من نشان داده که مسکین است ثابت کرده که فقیر است ثابت کرده که ندارد، من نیاز دارم احتیاج دارم خلاء دارم کمبود دارم حالا تو کریمی همه چیز هم دست توست. تمام نعمت ها، (الحمدلله). (الحمدلله) را دیشب ترجمه کردم یعنی تمام نعمت ها کمالات خوبی ها، هر چی نعمت است دست توست خدایا. من اوج فقر، اوج نیاز، اوج مسکنت، تو اوج غنا نهایت غنا هستی. (مولای یا مولا، انت الغنی و ان الفقیر و هل یرحم الفقیر الا الغنی). مولای من تو غنی هستی و بی نیاز هستی و من فقیرم، و مگر غیر از غنی به فقیر رحم می کند؟ ببینید چقدر قشنگ است مناجات امیرالمومنین. من معصیت کارم، تو غفوری و به معصیت کار جز غفور کسی کمک می کند؟ من در اوج پستی هستم و تو کریم هستی، و به یک موجودی که در اوج پستی هست مگر غیر از کریم می تواند کمک کند؟ مناجات حضرت را بخوانید فوق العاده است. اگر کسی دلش شکست اگر کسی حس گرفت این را خواند، و آن مسکنتی که امام نشان می دهد از خودش در مقابل خدا، ما هم بتوانیم داشته باشیم، او که امام است آن طوری است، و همانطوری از صمیم قلب دارد این ها را می گوید به خدا ما چرا نگوییم. ما چه مان شده که دعا نمی کنیم. چه مان شده که نیازهایمان را در خانه خدا نمی بریم، چه مان شده که مسکنت مان را به خدا نشان نمی دهیم، ببینید، حضرت می گوید (اتمم علی ما آتیتنی) هر چه که می خواهی به من بدهی ته اش را بده، چرا؟ ببینید دلیل را نگاه کنید، (فانّی عبدک المسکین المستکین و الضعیف الفقیر و المهین) یک، دو، سه، چهار، پنج تا صفت برده پیش خدا. اگر خدا بداند که اگر یک نفر این حرفها را می زد راست بگوید، دلش جای دیگر نیست، امیدش جای دیگر نیست، دروغ نمی گوید، همه ی فقرش را برده، من دیدم متعدد دیدم آدم های ثروتمندی که به مشکل خوردند، تمام ثروتشان را از دست دادند، این آدمی که یک روزی صدها نفر در خانه اش می آمدند، حالا خودش گرفتار شده، خود ما ها هم بارها این اتفاق شاید برای مان افتاده که خوردیم به مشکلات مختلف در زمینه های مختلف، چطوری گریه کردیم، مثلاً می خواستیم بچه مان شفا بگیرد، خودمان شفا بگیریم، یک مشکلی پیش آمده، یا مشکل مالی پیدا کردیم، چطوری به یک نفر، حالا هر کسی باشد، دوست مان، رفیق مان، یا معصوم هر کس است، رفتیم حرم، چطوری گریه کردیم؟ من واقعاً بیچاره ام، خرد کردیم شکستیم خودمان را، آقا من گرفتارم، بیچاره ام، غیر از این آستان امیدی ندارم، بخصوص آنهایی که می روند دکتر، دکتر جواب شان می کند، تمام است دیگر کار دیگری نمی توانیم بکنیم، آن یک ذره شرک هم از دل انسان درآمده، حالا این الان پا شده می رود حرم، می گوید: من هیچ کس را ندارم، یکی از این پادشاهان رفته بود حرم امام رضا زیارت کند، دیده بود یک کور آنجاست، جلوی حرم گدایی می کند، به کور می گوید تو چند وقت است اینجا هستی، می گوید من چند سال است که اینجا گدایی می کنم، می گوید من میروم زیارت می کنم بر می گردم، اگر شفایت را گرفتی که هیچ، اگر نگرفتی گردنت را می زنم. این الان نگران چشمش نیست نگران چی است الان؟ نگران جانش است. می رود حرم می چسبد به امام رضا این خر است نمی فهمد الان بیاید گردن می زند، مضطر می شود و امام رضا هم چشمش را شفا می دهد برای این که آن وحشی او را نکشد. می گوید امام رضا الان دیگر شوخی نداریم شوخی بردار نیست. لذا آن بنده خدایی که سنگ آورده بود حرم امام رضا گفته بود یا شفا می دهی یا همه شیشه هایت را می شکنم به امام رضا. کارد به استخوان رسیده، مضطر شده شخص. ببینید چقدر قشنگ می گوید امام: (فانّی) من (عبدک المسکین) من بنده ی بی چیز تو هستم. هیچ چیز دیگر ندارم. دست خالی خالی ام. (المستکین) یعنی اوج زمین گیری. (الضعیف الفقیر و المهین) آن ضعیفی که اصلا توانی ندارد، فقیری که خوار شده است، اگر یک کسی امشب این طوری از خدا خواسته اش را بخواهد امکان ندارد بگیرد. اگر ما نمی توانیم بگیریم مشکل از خود ماست، بی عرضگی از خود ماست که نمی توانیم نیازهایمان را تأمین کنیم. بعد می گوییم رفتیم دعا کردیم، هیچ اتفاقی هم نیفتاد. برای این که ما واقعاً وقتی دست مان را می بریم بالا، مضطرانه دست مان را نمی بریم بالا. ببینید (امن یجیب المضطر و اذا دعاه و یکشف السوء) چه کسی است که اجابت می کند فرد مضطر را (مضطر= بیچاره) را هنگامی که دعا می کند و خدا (یکشف السوء) آن سوء را از او بر می دارد. ما کارد به استخوان دعا نمی کنیم. خدا را گذاشتیم نوبت های بعدی، حالا امید ما هم صدجا هست، به کارکرد خودمان و فلانی و فلانی و فلانی هست، حالا شب قدر هم یک دعایی می کنیم. این اشکی توش نیست اضطراری درش نیست، دل شکستنی درش نیست، مسکنت و خواری درش نیست. دست مان را بالا نمی بریم که به گریه و به ذلت و خواری بیفتیم که بگوییم خدایا واقعا کارد به استخوانم رسیده. امام صادق فرمود اگر شما برای امام زمان همین طوری دعا بکنید، کارد به استخوان دعا کنید خداوند تمام مدت غیبت را به شما می بخشد. و امام تان می آید. ولی چند نفر نسبت به امام زمان به این اضطرار می رسند و دعا می کنند. می گویند آمد، آمد نیامد حالا ان شاءالله سال بعد می آید یا 5 سال بعد می آید. کک شان نمی گزد. همین آدم اگر الان بچه اش گم شده باشد، بچه اش را دزدیده باشند، ناموسش را دزدیده باشند، حالا الان پناه آورده در این بیچارگی به دامن خدا. اینجا جای دیگر حرم یا مسجد یا جای دیگر چطوری دعا می کند؟ چند جا گشته پیدا نشده، الان نمی داند بچه اش کجاست عزیزش کجاست، نمی داند ناموسش کجاست. دیگر اینجا گریه اش می گیرد. می گوید خدایا من دیگر راه به جایی ندارم، پلیس رفتم، همه جا رفتم، همه من را ناامید کردند، نمی دانم، حالا دستش را می برد بالا. ادب است. دعای انبیا را نگاه کنید. انبیا این طوری دعا می کردند، ائمه هر وقت می خواستند دعا کنند دست خالی خالی. اضطرار، بیچارگی، فقر، مسکنت، ضعف، خواری، حالا دستش را می برد بالا می گوید خدایا تو به دادم برس تو کمکم کن من هیچ کاره ام، نه برای دنیا نه برای آخرتم هیچ توانی برایم نیست. هیچ کاری نمی توانم بکنم. اینجاست که به اجابت می رسد. اما نه وقتی خدایی که من نمی شناسمش، اصلا نمی بینمش حواسم نیست کیست، چیست، همینطوری دستانم را می برم بالا، معرفتی نسبت به او ندارم که او غنی مطلق است من عبدش هستم و فقیر مطلق هستم، اینطوری سیم وصل نمی شود این طوری ما به اجابت نمی رسیم. امام دارد ادب را به ما یاد می دهد ببینید (فانی) من همه چیز را می خواهم چون بیچاره ام، مسکنیم، مستکینم، فقیرم، ضعیفم، مهینم، یعنی خوار شده ام من دیگر. این ادب دعاست که ان شاءالله ما از آن استفاده کنیم. خوب وقت من تمام شد.
ان شاءالله برویم سراغ بحث بعدی در جلسه بعد. والحمدلله رب العالمین.