خوب جلسه گذشته در شرح سجده زیارت عاشورا که درباره مصیبت صحبت می کردیم این نکته را عرض کردیم که اگر ما بخواهیم فهم درستی از مصیبت و نحوه برخورد با آن داشته باشیم و اینکه چرا در زیارت عاشورا ما شکر بر مصائب می کنیم و مصائب را زیبا می بینیم باید فهم درستی از انسان و بلندای وجود او که ابدیت هست داشته باشیم تا ما این معرفت را پیدا نکنیم که انسان یک موجود ابدی است دارای چند مرحله حیات است مرحله قبل از دنیا ،دنیا و بعد از دنیا و باور نکنیم که کیفیت زندگی انسان در آخرت بستگی تام و تمام با کیفیت زندگی او در دنیا دارد نمی توانیم فهم درستی از مصیبت معنای مصیبت و نحوه برخورد با آن داشته باشیم و نمی توانیم این را خوب ادراک بکنیم که چرا معصومین (علیه السلام) با مصیبت اینگونه برخورد کردند. من یک جمله ی بگویم از امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نجه البلاغه نامه 53 که به حضرت مجتبی (علیه السلام) نوشتند می فرماید که «.واعلم یا بنی أنّک إنّما خلقت للآخرة لا لدنیا » بدان پسرم، آنهایی که عربی می دانند ،می دانند این نوع بافت کلام چقدر درش تأکید و یقین هست یکی « واعلم یا بنّی إنّک إنّما خلقت للآخرة لا لدنیا» یکی «إعلم» بدان، این مسئله خیلی مهم است این را بدان یعن یانگار دارد همه را م یکند تو. قلب ما با این فرمایش لازم است که ما این را کاملاً بفهمیمش. بدان «واعلم» بدان «یا بنّی » ای فرزندم ،خوب تأکید «یا بنّی » درش عاطفه است. یعنی حضرت می خواهد یک امر مهم و یقینی را در قلب عزیزترین کسانش که فرزندش هست قرار بدهد. «واعلم یا بنّی» دوباره چی«إنّما» یعنی فقط این جوری هست «إنّما» یک «أنّک» دارد. «أنّک» تأکید دوباره، «واعلم أنّک» تحقیقاً، حقیقتاً تو إنّما» فقط خلق شده ای برای آخرت. چقدر مهم هست این نحوه حرف زدن «واعلم یا بنّی أنّک إنّما خلقت للآخرة» تو. فقط برای آخرت خلق شدی. یعنی چی فقط برای آخرت خلق شدی. یعنی هستی تو یک هستی متحرک جهت دار و هدف دار هست به سمت ابدیت و آخرت. این هستی تو ذلتاً این گونه هست. یک هستی ساکن نیست. یک هستی هدف دار و متحرک است به سمت آخرت و ابدیت. یعنی تو از زمانی که به دنیا آمدی تو سرازیری آخرت قرار گرفتی. آمدی که بروی. شما وقتی که یک کسی می رود مسافرخانه می رود هتل، توبین راه توی مسافرت ها جایی رامثلاً جا می اندازد چای بخورند، غذایی بخورند، ذات نشستن آنها، امدن آنها دارد م یگوید که اینها چی هستند. اینها رفتنی هستند. ذاتشان ،تعبیر خیلی تکان دهنده وزیبائی امیرالمؤمنین (علیه السلام) درد در نهج البلاغه باز راجع به نفس ما هست. می فرماید:« یفنی ببقائهام خیل یعجبیه این تعبیر خیلی جاها هم نموانستند از پس ترجمه اش خوب بربیایند. انسان با بقائش فانی م یشود. خوب دقت کنید ها ،با بقائش فانی می شود، یعنی عامل فناء انسان بقای انسان است. عامل فنای انسان بقای انسان است. کیفیت وجودش فانی شدنی است. فانی شدنی یعن یچی؟ یعنی از اینجا می رود، مثل چی، مثل کی می گوید مثل جنین که جنین همه بقائش همه وجودش ساختار وجودی او بهش م یگوید که اینجا قرار نیست باشی. اصلاً آمدنت با رفتنت یکی است. آمدی که بروی، همه هم این را می فهمند. یعنن یهمه می فهمند جنین از لحظه ای که انعقاد پیدا می کند تا لحظه ای که تولد پیدا م یکند یک حرکت صائر دارد. صائر با صاد، یعنی صورت پذیر، با صیرورت با شدن با حرکت فناء جنین کی هست زمانی که از اینجا می رود یعنی از رحم مادر متولد م یشود وفات پیدا م یکند وفات یعنی چی، یعنی انتقال انتقال کامل وفات پیدا می کند تولد پیدا م یکند به دنیا، نحوه هستی پیدا کردن جنین چه جوری است؟ نحوه هستی پیدا کردن جنین یک نحوه رونده هست یک نحوه گذراست ایمرالمؤمنین (علیه اسلام) می فرماید شما در دنیا عامل فنائتان فبقائتان هست . همین که هستید می روید، کیفیت وجود شما کیفیت زندگ یشما به گونه ا هست که شما نمی توانید جلوش رابگیرید. یک ثانیه و یک لحظه هم نمی توانید جلورفتن را بگیرید. یک جایی زمان را متوقف کنید. یک جایی حرکت را متوقف بکنید. چند وقت یک فیلمی را برایم آورده بودند در رابطه با حرکت جنین در رحم مادر که این به چه شکلی تحول پیدا م یکند. در رابطه با همین بحث نسبت داشتیم کار می کردیم که بعد از تولد همین نوزاد م یشود و متولد می شود و بعد برگ می شود. این را توچند ثانیه نشان دادند کامل یعنی یک نوزاد را نشان دادند بعد در عرض مثلاً 15 ثانیه تمام تغییراتی که توچهره این اتفاق می افتد تا بزرگ می شود و پیر می شود را نشان می دهد.خیل یجالب بود.یعنی روی یک چهره این جوری کار کردند. شما نگاه می کنید می بینی که یک نوزاد همین جوری یک دفعه بزرگ شد، بزرگ شد، شد کودک و نوجوان و جوان و بزرگسال و پیر و تمام شد. ما این را د رموجودات دیگر راحت تر می بینیم در یک گل راحت م یتوانیم تو خانمان این را ببینیم. وقتی می کاریمش تا زمانی که این فیلم برداری کنید زیاد نمی شود فیلمش اگر بخواهند نشان بدهند چند ثانیه است. تلویزیون هم زیاد از این کارها م یکند. که مثلاً بیست ساعت، سی ساعت، پنجاه ساعت ، چند روز یک دوربین را روی یک قسمتی ازطبیعت متمرکز می کنند دائماً این فیلم برداری م یکند بعد این را توچند ثانیه نشان می دهند. سریع م یکنند فیلم را. شما می بینید . اِ این آمد و رفت عرض کردم خداوند الآن موجوداتی آفریده که تولدشان و ازدوجشان وتولید مثلشان مرگشان مجموعاً سه ثانیه طول می کشد. سه ثانیه به دنیا می اید. تولید مثل می کند، کارهایش را انجام می دهد ومی میرد. «یفنی به بقائها» یعنی تو هیچ لحظه ای ا زحرکت به سمت ابدیت و آخرت ساکن نیستی. قرار نداری ،لذا م یگوید «دار الممر» ممر یعن یچی؟ عبور و مرور شما دارید مرور م یکنی ، عبور می کنی و رد می شوی ،می آیی و می روی هیچ کاری هم نمی توانی بکنی کهجلویش را نگهداری برای چی برای اینکه تو قراره بروی جاد یدیگر. اصلاً برای دنیا ملاکها و ارزشهای آنجا خلق نشدی. آمدی کهبروی «واعلم یا بنّی أنّک إنّما خلقت للآخرة» تو برای آخرت خلق شدی اول این رابفهم ما این چیزها رامی شنویم امااگر بخواهیم بفهمیم و باورش بکنیم یک مقدار کار دارد. یک مقدار زحمت داارد. که انسان باور کند که آمده که برود.باور کند که در دار ممر هست. ماهیت جنینی خودش را وماهیت رحمی دنیا راباور بکند. آمدیم که برویم. «إنّما خلقت للآخرة» توبرای آخرت خلق شدی برای ابدیت برای جاودانگی خلق شدی. آمدی که بروی .«وللفناء لا للبقاء» برای فنا، فنا نه به معنای نیستی به همان معنایی که عرض کردم. یعنی ا زاینجا این بدن تو فانی می شود، پیر می شود، دیگر زائل می شود و تو دیگر با این بدن نمی توانی کار بکنی. باید بروی عالم دیگر با بدنهه ای دیگر مشغول به زندگی شوی. این را رهاش کن. «وللموت و لا للحیاة » تو برای موت خلق شدی نه برای حیات. «الذی خلق الموت و الحیاة لیبلونکم ایّ:م أحسن عملاً» موت، حقیقت وجودی، فناء نیست. فوت نداریم ما که اشتباهاً می گویند طرف فوت کرده این کلمه غلطی هست. د رمورد انسان بکار می رود. فوت شده موت داریم و وفات داریم. موت یعنی اینجا این بدن را رها م یکنی می روی جای دیگر. «الذی خلق الموت» خدا موت را آفریده موت یک حقیقت هست. اگر بخواهیم تومثال خودمان بزنیم. موت چی می شود. موت تولد جنین می شود. لحظه ای که تولد پیدا م یکند از رحم می آید به دنیا می گویم چی پیدا کرده وفات یا موت پیدا کرده خوب تو برای موت خلق دشی. نه برای حیات کهاینجا قرار بمانی و زندگی کنی. نه اینجا نمی مانی. با توجه به این فرمایش حضرت هم که عمر متوسط عمر امت من شصت سال هست، ما دیگر باید بفهمیم که چند سال از آن زمانی که داریم را گذراندیم. برویم ببینیم تواین قبرستان ها چقد رافراد میلیون ها انسان جوان و قبل از اینکه به این سن ها برسند از دنیا می روند. همین چند روز پیش یکی از خواهرانی که در جمع شما بارها آمده نشسته تواینجا کلاس یک خانم شاید سی سال، همسرش گفت که سرطان گرفته یعنی این جوری نیستکه مال شصت سال ها ابشد ، هفتادسال ها باشد، نه «للموت لا للحیات و أنّک فی قلعة و دار البغة» پسرم این را بدان که تو در یک سرای ناپایداری هستی. که دار «البلغة » هست بلغه با غین یعنی خانه ی که تو را می خواهد ببرد جای دیگر وبرساندت به جای دیگر. کار رحم چی هست؟ رحم یک خانه است. اما کارش چی هست؟ کارش این است کهجنین را می رساند. هر دو معناش هست. از خای به پختگی می رساندش م یگویند رسیده شد، رسیده و بعد از ان خانه او را ردش م یکند. می فرستدش به یک خانه دیگر. تو در یک دار بلغه هستی. دقیقاً همان تعبیری که همیشه خودمان داریم. که رابطه دنیا وآخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا. در یک سرای ناپایداری رحم ناپایدار هست برا یجنین ماندنی نیست. نم یتواند تصمیم بگیرد که من تصمیم م یگیرم بمانم. اجباراً انسان باید انجا را ترک کند دنیا همینجوری هست. اجباراً ترک می کنی و یک چند سال دیگر. چندروز دیگر. اینجا نیستی تو دست تونسیت که بخواهی بمانی. از اینجا م یرویم. «دارالبلغه و طریق إلی الآخرة » و راهی به سوی ابدیت و آخرت این را بفهم پسرم این را بدان «وأنّک طرید الموت الذی لا ینج منه هاربه» تو در راه حرکت به مست آخرتت طریدالموت هستی. یعنی این مرگ را طردش م ینی. کهنباید سراغت ه روقت می گویم مرک ترس ورت می دارد. آدمی بعضی ها هستند که شصت سالشان هم هست سرطان داری م یخواهی بمیری خوشش نمی آید آا سرطان نه مریض هستی می میری قلب شما مثلاً بیشتر ا زچند ماه کار نمی کند. می گوید اِ من م یخواهم بمیرم طرد م یکند موت را، ول یمرگ تو را شکار م یکند. تو چیزی را داری طرد م ینی کهشکارش م یشوی. «الذی لا ینج منه هاربه» مرگی که نجات پیدا نم یکند. فرا رکنند از او یعنش ما نم یتوانی با فرار کردن ازش دور باشی. ه رچی زور بزنی هر چی تلاش بکنی هیچ فایده ای ندارد. مثل باتلاق هست که تو هر چی تلاش م ینی ازش بیرون بیایی چی می شود پایین تر می روی می توانی جلو پیرشدنت را بگیر. می توانی جلو ضعف قوایت را بگیر. می توانی جلو ثانیهها رانگه دار. می توانی نگه داری. «الذی لا ینج منه هاربه» فرار کننده از او نجات پیدا نم یکند. «ولا یفوته طالبه و لا بدّ أنّه مدرکه» مرگ هر کس را بخواهد از دستش نمی تواند در برود. مرگ «ولا یفوته طالبه » یعنی نم یتوانی اگ رمرگ بیاید سراغ یک نفر طالب یک نفر باشد او نمی تواند ا زدستش در برود. می گیرد ، اراده کند می گیردت. هروقت خواست می گیرد. ببین ما چه وضعیتی داریم. «مسکین ابن آدم» یادتان هست این را خواندیم. بیچاره بنی ادمیعنی توچه وضعیتی هستیم. جنین را نگاه بکنید. می گویند آقا این بچه چه شد. سقط شد. چند روز پیش یکی از خانم ها آمدهبودند با همسرشان اینجا یک چند هفته پیش گفت خوب به سلامی م یخواهد مامان بشود. به سلامتی باردار شده بعد از یک مدتی خدا راشکر/ تبریک و اینها دیروز گفتند سقط شد. یعنی کی ماهه ،دو ماهه ،سه ماهه، چهارماهه فتا نه ماه. ه رلحظه م یتواند سقط شود. اصلاً نم یشود بهش امید بست. که می ماند و متولد می شود. سقط می شود. ماها یک وضعیتی الان قرار داریم که نمی دانیم چه جوری هست. هر ثانیه و هر لحظه می رویم ممکن است برویم یعنی نم یتوانی یک شب راحت سرت را بگذاری. بگی من می خوابم الان صبح بلند می شوم امروز می روم توی اتومبیل ولی در می الیم ازش. این سفره ی که نشستم غذا بخورم تا آخر م یتوانم بخورم. هیچ حالت این جور نیست. تلویزیون دیدید دو تا ا زبزرگان را سال گذشته یک روحانی از فقها یکی از اساتید دانشگاه ه ردو همینجور بودند. مجلس بزرگداشت گرفته بودند برای اینها آقای دیکتر تشریف آوردند استاد دانشگاه نشستند تواخبار دیدی دیگر همین طور نشستند تو مجلس بزرگداشت گرفتهبودند که از ایشان تجلیل کنند. همین نشسته بود یک دفعه با سر رفت روی میز قرار گرفت تمام شد. مجلس بزرگداشتش شد مجلش ترحیمش. حالا ما تو این وضعیت چه برنامه ریزی های داریم برای خودمان چه آرزوهای دور و درازی وجانبه برای این لحظه ی که می خواهیم برویم هیچبرنامه ای هم نداریم یعن ینشستیم فکر بکنیم که آقا آن چیزی کهالان لحظه ای کهمن می خواهم بروم چی باید ببرم بردم نبردم اماده کردم دارم واقعاً آن چیزی که م یخواهم ما دارایی هایمان در زندگی سه چیز است اینها را دارم توضیح م یدهم که وقتی می خواهیم مصیبت راتوضیح بدهیم بدانیم مصیبت یعن یچی چون آخرت بحثمان هست. دیگ رامروز راجع به مصیبت راتمامش بکنیم. دیگر مصیبت مصییبت برای شما تمامکنیم ما دارایی هایمان سه چیز است. یا چیزهای ظاهری و مادی وحسی که تو دنیا ماشاءالله زیاد دنبال این چیزها هستیم. بیشتر وقت و عمرما را خوردن وخوابیدن وپوشیدن و تهیه کردن چیزهایی می گیرد که مال ما هم نیست. می گذاریمش برای کس دیگر جزء وجودمان نیست. یا خانه هست، یا اتومبیل هست، یا فرزندهست، اینها هیچ کدام با ما نیست. چقدر از عمر ما را این می گیرد. یک عده آدم ها هستند زیرک تر هستن. ضن اینکه این کارها را م یکنند طوری برنامه ریزی م یکنند که به ذهن و فکر وعقلشان هم می رسند اهلعلم اند فاهل مطاله هستند، اهل درسند، اهلکارند ،درس می خوانند فکار می کنند، کار ذهنی می کنند، درس م یخواهد، دیپلم می گیرد، لیسانس می گیرد، دکتری م یگیرد، استاد می شود، تدریس می کند، درس های دیگر می خوانند، ولی این هم ذهنی است، نهایتاً خیلی واردبشود می شود یک سی دی کامپیوتر الان خیلی از سی دی کامپیوتر ها که تو جیبتان می گذارید ا زنظر محتوا از میلیون ها آدم بیشتر محتوا دارند، مثلاً توحافظ کل قرآن می شوی بعد دیگر نمی دانم صدهزار لغت یاد می گیری، دویست کناب مطالعه م یکنی ،پانصد تا هزار تا کتبا، همه اش تو یک سی دی جا می شود. ان چیزی که تو سال ها برایش عمر گذاشتی شده یک سی دی کامپیوتر حالا این به درد می خورد تو آخرت هیچی اش به درد نم یخورد. همین کلاس هایی که الا شما می آیید نه پس چی آن چیزی که فقط به درد شما م یخورد مرحله سوم است. مرحله سوم چی است؟ تحصیل قلب «یوم لا ینفع » آدم، واقعاً خیلی تکان دهنده است.«یوم لا ینفع مالٌ و لا بنون إلا من اتی الله بقلب سلیم» نه مال نه فرزند یعن یهیچ کدام از چیزهایی که تو مرحله اول دنبالش بودید به درد تان نمی خورد. مگ راینکه دل با خودتان بیاورید. قلب سالم، قلب سالم یعنی قلبی که دقیقاً مثل جنین سالم منطبق با دنیاست. می گویند جنین سالمهست سالم متولدشده یعنی منطبق با دنیا است. هر چی برای دنیا می خواسته آورده با خودش ا زرحم. هر چی دنیا لازم داشته این نه ماه تهیه کرده است. ایاوقاعاً ما تو رحم دنیا جنین های سالم یهستیم. قلب های سالمی هستیم. چقدر دل داریم ما، چقدر قلب سالم داریم ما، یعن یواقعاً ما اگ رشب اول قبر مان بشود سالم متولد می شویم. یعنی اصلاً مشکل نداریم. گناه تصفیه نشده ،توبه نکرده ،حق الناس فچون یکی شان حضرت می فرماید یک گناه ان طرف صد سال گرفتاری دارد. صد سال استاد ما می فرمود یکبار حسادت، دویست سال معطلتان می کند آنجا ،یکبار حساد ت همین آدم یکبار به یک کسی حسادت بکنی همین یک خواهری به خواهرش یک برادری به برادرش یک دوستش به دوستش، یا شاگردی به استادش فیک استادی به شاگردش، یک آدمی به یک کسی دیگر ،اصلاً حسادت، مطلق به حسادت همین بیاید همین به یک نفر حسادت بکنی آقا شوخی نیست اصلاً باور نمی کنید بروید این کتاب درسی ،درسی دیگر که معتب رهم هست که یک جهش کروموزمی تو چد ثانیه یک بچه را معلول به دنیا می اورد یک تکبر، یک عجب، یک عصبانیت، یک زودرنجی بیجا ،یک حساسیت بیجا، یک بدم آمد فیک خوشم نمی آید یک غیبت، یک تمسخر، یک تحقیر ،یک نیش، خیلی معطلل می کند آدم را. آقا ما واقعاً الان سالمیم. یعنی متولد بشویم آن طف واقعاً هیچ گرفتاری نداریم. گرفتاریهایش از صد تا عمر دنیا مارا بیشتر معطلل می کند. چون ابدتی است اصلاً شوخی بردار نیست. خدا با هیچ کس شوخی ندارد. تعارف بردار نیست. قفط دل به درد می خورد قلب شخصیت ما قلب ماست. کار علمی نکنیم نه کار علمی ثواب دارد م یگوید ا زلحظه ای که از خانهات راه می افتی می ایی سر جلسه بیایی بنشینی یک چیزی یاد بگیری فرشتهها بالشان را زیر پایت پهن می کنند و دائماً برایت استغفار می کنند خود این حرکن و زحمت و کار که داری م یکنی که بیایی یاد بگیری خودش ثواب هست، خودش ساز ندگی هسات، امما در نهایت باید به دارایی منجر بشود. اینها دانایی هست باید دارایی بشود.یعنی بشود کمال بشود قدرت بشودقلب تبدیل بشوی به ان چه که مش نوی تبدیل بشوی به این درس هاییکه داری م یروی می نشینی یاد م یگیری یا کتاب هایی که داری م یخوانی تبدیل بشوی یعن یحیثیت برایت بیاورد. دارایی بیاورد. هویت انسانی پیدا بکنی. شکل و باطنت عوض شود. لحظه بهلحظه که تو اینجلسات می آیی آن باطن نپخته پخته شود. آن باطن غیر اماده اماده شود. خوب ما احتیاج به توبه نداریم. احتیاج به استغفار نداریم ،اگر حق الناس هست جبران نباید بکنیم. اگر اخلاق های بدی داریم نباید اینها را بکنیم. کنار بگذاریم. درمان نم یخواهد بکنیم. فقط سرطان ترسناک هست، نه سرطان ترسناکنیست، سرطان اگ ربیاید یک دوره سرطان آدم بگیرد. تمام گناهانش آمرزیده می شود. چه بسا درجات آخرتی داریم. در روایت داریم انسان درجاتی در آخرت هست که جز با بیماری بهش نمی رسد. اینکهمبارک هست. ولی اگر تکبر بیاید اگر بددهنی بیاید اگر تحقیر کردن ادم ها بیاید اگ رعجب بیاید اینها چی اینها کی می خواهد خوب بشود چیزی به دادما می رسد ما را نجات م یدهد. .« لا ینفع ، لا ینفع، لا ینفع إلا من اتی الله بقلب سلیم» این را بهش م یگویند مصیبت، مصیبت این است. اینکه دائماً ائمه به عاشورا شک رمی کنند به ما هم م یگویند به عاشورا شک رکنید چون عاشورا تمامش قلب سلیم شاخته می شود. مثل جبهه ماست. مثل هشت سال دفاع مقدس است که هر کس رفت تو این فضا، تمام مریضی های قلبی اش تمام گناهانش جوارحی و جوانی بخشیده شد. روح پیدا کرد. عاشق خدا شد. عاشق معصوم شد و تو اوج عشق با یا حسین و یا زهرا و یا مهدی رفتند تو آغوش خدا، الان هم شما بروید مناطق جنگی این حسی بهتان دست می دهد. یعنی وقتی انسان می رود تواین فیلتر مناطق جنگی حتماً بروندزیزان اصلاً کوتاهی نکنند. وقی می روی تو این منطقه، یک هفته فده روز انجا که هستی می آیی می فهمی که خیلی چیزها عوض شده خیلس مسائل حل شده خیلی سالم شدی. خیلی راحت شدی.خیلی با نشاط شدی. خیلی شاداب شدی. سالم شدی. شاید اگ رسال ها بروی این اثر را نداشته ابدش. سل ها جلسهبروی وکلاس بروی. این اثر را ندارد. ولی یک هفته بروآنجایی کههاین خانهایی پاک ریخته شده یک هفته بروید بمانید. می بینید خیل یچیزها عوض م یشود. یعنی انگار توبیست سال کا رعلمی کردی. رفتی سر درس بهترین اساتید نشستی وبیست سال خودسازی کردی وقتی ک یهفته می روی انجا کار م یکند واقعاً همین الان این رحم رحم قدرتمندی هست رحم مناطق جنی چون رحم مکانی توضیح دادیم که ما باید بهترین رحم ها را برای زندگی و حرکت و ترددد انتخاب بکنیم.برای ماندن انتخاب بکنیم. مثل رحم حضرت عبدالعظیم هست کهه شما الحمدلله که خدا لطف کرد د رحق ما چقدر ما شکر کنی خدا را که هفته ای یکبار به ما اجازه دادند. بیاییم وارد این حرم بشویم. من خدا شاهده وقتی که قدم می زنم ازاین درمی آیم. این چشمم را می اندازم به این سر در که نوشته «ادخلوها بسلام امنین» همان آه ی که بالای بهشت نوشته شده بعد می گویم خدارا شکر یقینا اگر الان اجازه دادند من از این در دارم قدم می زنم. این قدم هایی که ؟آدم بیست سی تاقدمی که می زند تاوارد می شود و سلام می دهد. خیلی قدم های حساسی است. یک موقع هایی م یگویم می رسم به درگاه و سلام بدهم وببوسم. وقتی شما می آیید می رسید به این درگاه وارد م یشوید و سلام م یکنید. «السلام علیکم یا اولیاء الله ،السلام علیکم یا سادتی وموالیّ» به این بزرگواران سلام م یکنید یعنی واردبهشت شدید. .اقعاً پنج شنبه می آیید توی بهشت. اگ رکسی امد توی بهشت یعنی آقا سیدالکریم (علیه السلام)آقا امامزاده حمزه، آقا امام زاده طاهر بن زین العابدین (علیه اسلام* انجا هم همین جور دعوتتمی کنند دنشاءالله آنجا هم راهت می دهند چون اگر قرار بود آنجا راهت ندهند. اینجا هم راه نمی دادند. چقد رما بایدشکر بکنیم این را که می توانیم هفته ی یکبار حداقل، حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) بهشت، بهشت رحم های سازنده ی هست. حالا اگ رکلاس ما اینجا مثلاً توی فضای گل و بلبل ومثلاً فرهنگ سرا بود همه جور ادمی هم می خواست بیاید برود از اینجا همهه قیافه ی هم می خواستید شماببینید. برایتان هم موزیک م یگذاشتند و آهنگ می گذاشتند و تو دل اینها م یخواستیدبنشینید توی بهشت تو بهشت نشستیم داریم زیارت عاشورا با هم می خوانیم منطقه جنگی رحم بزرگی هست. خیلی قدرتمند است سازندگی اش این جور نیست یکی بگوید تفریحی است. خوب ما هم برویم. نه انها هم که تفریحی رفتند. افتاقاً چه تفریحی چه برای خدا چه برای غی رخدا شما وارد آنجا بشوید پاکت م یکند. حتماً عزیزان بروند.پاک می شود انسان ،شهدا، امام زادگان عشقند، امامزادگاه عشق ،شما همین مرقدشان همبروید بهشت زهرا آثار خودش را خواهد گذاشت. یعنی می روی خدمت کسانی که بهقول تامام (سلام الله علیها) در شادی وصولشان وقهقهه مستانه اشن چهه تعابیری کرده «عندربهم یرزقونند» شمام یروی خدمت شهید شهید کجاست. عندربه هست ببین با خودش تورا کجا م یبرد وقتی م یروی زیارت یک شهید وقتی با یک شهید رفیق می شوی ببین یعن یچی ما احتایج به قلب داریم. قلب باید بسازیم. آدم زیرک می گردد همیشه رحم هایی را پیدا م یکند. که توی ان رحم ها وقتی قرار می گیرد مریضی ها یک دفعه خوب می شود. الان پزشکان وقتی یک رمیضی بچه ای مریض هست بیرون می اورند دوباره برش می گرداندرحم می گویند این انجا باید درست شود مشکلش تو انجا می تواند سازندگش داشته باشد تو دنیا بیاید که نم یشود. قدرت رحم چند برابر دنیاست. اصلاً نم یشود مقایشه کرد. قدرت رحم فوق االعاده قدرت سازندگی اش زیاد است. تو نه ماه ببینید یک دانه نطفه چی می شود. ولی توی دنیا نه توی دنیا هزاربار گفتیم یک بندانگشتم کم بیاورید درست بشو نیست. رحم دنیا نسبت به آخرت بی نهایت قوی هست. اینجا اگر توانستی حسادتت را درمان کنی تکبرت را اخلاق های زشتت را گناهانت راتوبه بکنی پنج دقیقه اش می ارزد به هزاران سال اخرت ادم می تواند سالم سازی بکند قلبش را ول یخدا نکند بمواند. و بعد متولد شود آنجا. حالا نگاهکن علی (علیه اسلام) ماجرا راچه جوری می آورد.نخوانم حالا عربی اش را بعد می گوید پسرم و ناچار گریبانش را بگیرد یعنی هر کس را بخواهد پیدایش می کند و با خودش می برد. حالا ببینید چی م یگوید به حضرت بر حذر باش ا زاینکه مرگ تو را د رحال گناه دریابد. مواظب باش پسرم تو گناه اگ ریک کس یبمیرد یعنی د رحال تخریب قلب مرده، تو پاکی که نمرده توحالت خراب کردن دلش مرده برحذر باش یعنی یک جوری روندانتخاب ها، ارتباطات، افکارت اینها قرار بده. تصمیمات را ارتباطات را یک جوری تنظیم کن. که یک موقعی تویگناه بهسراغ تونیاید. گناهی که با خود م یگفتی این هم دلم نمی اید عربی اش را نخوام برایتان. «قد کننت تحدّث نفسک منها بالتوبه» هی می گفتی ازش توبه م یکنم درستش می کنم. حلش م یکنم. از این گناه از این بیماری از این مشکل از این ضعف وقت دارم حالا حالا یک موقعی این را درستش می کنم. «تحدث نفسک» ددائماً به خودت م یگفت یمن درستش م یکنم این گناه را اما وقتی آمد سراغت که دیگهر فرصتی برای درست کردن این نداشتی چه جوری م یخواهی یک بیماری راکه سی سال با خودت آوردیش بددهنی ،بداخلاقی، عاعصبانیت، بی ادبی ،لوس بودن ،متوقع بودن، خودخواهی چه جوری می خواهی برطرفش کنی. این را چه جوری می توانی درمانش کنی. آنگاه مرک میان تو و توبه ات فاصله انداخت و بدین صورت خود را هلاک سازی. پسرم مواظب باش این جوری نشد. که مرگ یک زمانی بیاید که فرصت توبه را ازت بگیرد. حالا اصلاً چرا ناگهان بیاید . الان بهما بگویند فردا م یخواهید بمیرید. خیلی هم لطف کنند بگویند بیست و چهار ساعت م یمیرند ما م یتوانیم مشکلات روحی روانی مان راحل کنیم. حق الناس هارا، همه کارهایی که با دیراگ کردیم. حق الله ها، قضاشده ها، نماز قضاها، روزه قضاها خیلی کارهای دیگر توبه بکنیم پاک بکنیم نفسمان را ازش بیماریهای روحی مان را می توانیم حل کنیم. تکبرمان را، عجبمان را، خودخواهی مان را م یتوانیم مداوا بکنیم. حالا بگویند فردا م یخواهید بمیرید. یک هفته دیگر، این می شود مصیبت اگ رمن باور کنم که از اینجا قرار بروم واقعاً تو نحوه انتخابهایم، ارتباطاتم، رفتارهایم و افکارم تجدید نظری کنم یعنی می نشینم یک مهندسی فکر درست می کنم فیک مهندسی خوب برای اینافکارم برای امیالم، یک مهندسی خوب، یک زندگی مبتنی بر حرکت به سمت تولد سالم، واقعاً تجدید نظر می کنم. واقعاً توبه می کنم. واقعاً تصمیم های جدی م یگیرم توی زندگی ام فواقعاً درمان می کنم خودم را، تا تورحم هستیم فرصت درمان هست. اما اگر ناگهان بیاید هیچ کاریش دیگر نم یتوانی بکنید. خوب حالا ما می فهمیم چرا با این وجود بااین حال حضرت می گوید«اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم » و چرا «الحمد لله علی عظیم رزیتی» شک ره مصیبت انها فو حود به مصیبت فاجعه ی که بر من وارد شد یعن یچی برای اینه کربلا، عاشورا، یک رحمی بود که هر کس رفت تو انجا سالم ترین و قدرتمندترین قلب ها را تهیه کرده دارد به ما درس می دهد که اگ رشما بخواهید قل بهایتان را سالم کنید باید حسینی بشوید. روح جهاد روح فدارکاری روح مبارزه در راه خدا بیاید سراغتان و تا نیاید شماها ادم هایی هستید که فاسق هستید. آیه اش هم خواندم برایتان بیست وچهار سوره مبارکه توبه شماها فاسقید. تا روح جهاد ومبارزه برای خدا برای دین خدا سراغتان نیاید قلب ندارید. و در اوجش تا منتظر امام زمان نباشید تا روح مبارزه برای برطرف کردن موانع ظهور تا پیوند با رحم اصلی خودتان که امام زمان (علیه السلام) هست برقرا رنکنید شماها شکست خورده اید. چیزی ندارید، انسان تا د رمسر نهضت انتظار قرار نگیرد تا پیوند نخورده به حرکت امام زمان تا زندگی اش را به باابی اصلی اش به پدر حقیقی خودش پیوند ندهد و تا یتمی بیچاره هست باید بروید پیش پدرت، یتیم دنیایی فآسیب زننده نیست. اما یتیم آخرتی چرا چون آنجا تومی خواهی با این پدر زندگی کنی. کس یکه تو دنیا پد رخودش را پیدا نم یکند و باهاش زندگی نم یکند بعد از مرگ هم نمی تواند «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة گفتند آقا جاهلیت یعن یچی فرمود کفر و ضلال و نفاق حالا شب ها ه رشب عبادت بکن تا صبح هر روز هم روزه بگیر اما وقت یتو با امام زمان پیوند نداری وقتی کارهایت کمک امام زمان نیست وقتی اصلاً دغدغه و دلشوره امام زمان را نداری توقلب نداری او قلب عالم است غریب ،مظلوم فآواره، طرد شده، تنها ،وما هم فرزندان او هستیک که بهش م یگوییم آقا ما مشکلات خاص خودمان را در زندگی داریم. مشکل تومال توهست به ما ربطی ندارد. خودت و خدات ه رکاری م یخواهید بکنید. بکنید ما نیستیم. این چیز هست که ماعملاً به زبان نمی اوریم. ولی عملاً داریم همین را به امام زمان م یگوییم آقا وقتت را نداریم. حوصله ات را نداریم. اشتیاقی نداریم که با توباشیم وبا توپیوند بخوریم. دغدغه و دلشوره ای برای تو نداریم. اصلاً دلمان برات تنگ نم یشود. این جوری نیست کهوقتی نیستی خلاءی تو زندگی مان احساس بکنیم. این جور نیست که وقتی کاری برات نکنیم عذاب وجدان داشته باشیم. نه این جور نیست واقعاً خیلی جگر می خواهد خیل یقدرت م یخواهد که انسان جلو امام حسین سرش را روی سجده بگذارد به خدا بگوید«اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم الحمدلله علی عظیم رزیتی» ولی خودخدا هم م یگوید که کی م یتواند اینکار اکند.«اللهم الرزقنی شفاعة الحسین یوم الورود» این هیچی اصل کاری که ما بهش احتیاج دارم چیه کهقبلاً مفصل د رموردش صحبت کردیم. «وثبت لی قدم الصدق» آدم راست بگوید به امام حسین صادق باشد د رعشقش د رپیوند فززندی اش فرزند صادقی باشد. حقیقتاً فرزندی بکند برای امام حسین ما باید حقیقتاً فرزند بشویم. خدایا به حق محمد و آل محمد ما را از فرزندان صادق سیدالشهداء و فرزندان صادق امام زمان (علیه السلام) قرار بده. والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
جلسه 333 - شرح زیارت عاشورا
متن کامل (خام) جلسه 333 - شرح زیارت عاشورا