بحث در مورد صبر بر مصیبت است یکی از پناهگاههای بسیار مهم در صبر بر مصیبت توصیه ای است که خداوند می فرماید، و بشارتی است که به ما داده و آن این است که هر وقت مصیبتی به شما رسید به این پناهگاه پناه ببرید که (انا لله و انا الیه راجعون).
یعنی حقیقتی که ما به سوی خدا می رویم این هر مصیبتی را برای انسان آرام می کند یکی از زیبایی های انالله این است که انسان مصیبت را از یک غریبه دریافت نمی کند، شیطان یکی از ترفند هایی که دارد این است که خدا را برای ما غریبه می کند یکی از بزگترین مصیبتهایی که انسان دچارش می شود این است که انسان با خدا غریبه می شود.
سرمایه گذاری زیادی می کند که رابطه ی ما را با خدا تیره کند کمال و توان انسان به این است که این رابطه را گرم و صمیمی نگه دارد یعنی باور نکند که چیزی باشد که رابطه ی او با خدا را به هم بزند و خراب کند و اگر عواملی است که هست که در قرآن و ادعیه است و روایات که رابطه ی ما با خدا را خراب می کند حتماً چیزهایی هست که می توان آن رابطه را گرم بکند همیشه عوامل توبه دوستی.
آشتی خیلی بیشتر است از عوامل کینه و دشمنی عوامل حسن ظن همیشه بیشتر از عوامل سوء ظن و نامهربانی است هیچ انسانی بهانه ای ندارد که رابطه اش را با خدا خراب کند اگر بی لیاقتی کنیم و رابطه را با خدا خراب کنیم این دیگر مسئولش خودمان هستیم و به خداوند ربطی ندارد. در یک خانواده بین پدر و فرزند از زمان نوزادی تا پایان رابطه چقدر با فرزند و پدر و مادر شکرآب می شود.
چقدر ما اشتباه کردیم چقدر دعواها و زندان بردن ها هم صورت گرفته اما باز به آشتی کشیده شده است. عمق رابطه بین افراد غلبه کرده و آشتی صورت گرفته است یک مثل خوبی در این رابطه هست که زن و شوهر دعوا کنند ابلهان باور کنند زن و شوهر قطعاً عمق رابطه ی آنها از عمق رابطه پدر و فرزند قوی تر است. مگر موارد استثنایی که بیماری و انحراف است زن و شوهر که نسبت به یکدیگر اصل نیستند وقتی به اصل و اثر می رسد رابطه قوی تر می شود.
مثل اینکه انسان اثر پدر و مادرش هست، پدر و مادر اصل هستند چقدر رابطه شکرآب قهر های چند ساله زد و خورد هست باز می بینیم که محبت از بین نمی رود دوست داشتن از بین نمی رود درون انسان، انسان را به صلح و صفا می کشاند. باطن انسان به صلح و صفا و آشتی می کشاند رابطه انسان با خدا که قابل مقایسه نیست هر چه عشق و محبت که هست از اقیانوس بی کران اسم رحمن خدا است اسم رئوف خداست.
خداوند رحمت و رأفت مطلق و محبت مطلق هست رفاقت مطلق هست بنابراین نباید انسان را شیطان گول بزند و رابطه ی ما را با خدا به هم بزند مگر اینکه خودمان خراب کنیم.
وقتی انسان متوجه یک همچین محبتی به خودش از طرف خداست اگر به او مصیبتی برسد متوجه می شود که این مصیبت از روی کینه انتقام، قهر و غلبه نیست، از روی محبت است. مثلاً وقتی پدر و مادر بچه را به زحمتی هم بیندازند از روی محبت شان است این کار را می کنند اگر به دست پزشک می سپارند اگر به باشگاه بچه را می فرستند سربازی می فرستند تمام این سختی ها سختی هست.
سختی اولاً به طبیعت است نه از روی فطرت، ما از جنس خداییم خدا به هم جنس خودش باید و نباید بکن و نکن و سختی نمی دهد آنچه که در دنیا مورد سختی و اذیت است و حتی دستور خدا قرار می گیرد که باید نباید تکلیف، احکام تکلیفی تمام اینها مربوط به بخشی است که از جنس خدا نیست. مربوط به طبیعت ما است.
لذا در ماه رمضان که می رسیم می گویند از رجب شروع کنید به روزه گرفتن تمرین خلوت با خداوند را بکنید انسان تمرین کند تا در ماه رمضان به ضیافت برسد ضیافت یعنی لقاء، پیوند، هم آغوشی، مهمانی است غربیه را راه نمی دهند. غربیه در مجلس انس دوستان راهی نیست نامحرم است اگر طبیعت باشد کار را خراب می کند.
دقت کنیم که باید مصیبت را درست تفسیر کنیم اگر مصیبت را درست تفسیر نکنیم تا آخر عمر اشتباه می کنیم بعد که از دنیا رفتیم می فهمیم که اشتباه کردیم، و می فهمیم که این مصیبتها چقدر ما را می توانسته به درجات رفیع برساند کمالات انسانی برساند. ما از این موقعیتها که استفاده نکردیم و باعث شد ما رابطه مان را با خداوند قطع کنیم وقتی می گوییم من و خدا یعین من و من وقتی می گوییم رابطه ی ما با خدا قطع می شود یعنی رابطه ی من با خودم خراب شده.
چرا چون، من از جنس خدا هستیم خدا از خودش در من دمیده لذا کسی که با خودش رابطه اش خوب است، با خدا هم رابطه اش خوب است کسی که رابطه اش خوب نیست با خدا هم رابطه اش خراب است آن خودی که اگر رابطه ات با او خوب شود رابطه ات با خدا بد می شود و آن رابطه ای که اگر با خدا خوب شود، با خودت خوب می شود آن خود، خودِ تو نیست. نا خود توست.
جنبه ی زمینی و جنسی من است جنبه ی حیوانی من است که از جنس خدا نیست. مصیبت را وقتی خواستیم تفسیر کنیم باید بدانیم مصیبت از کسی به ما می رسد که ما را بیشتر از خودمان دوست دارد اگر کسی از ما فوت می شود اگر حادثه جانی و اقتصادی است اگر حادثه بدنی است باید حواس مان باشد کسی به ما این مصیبت را می دهد که من را از خودم بیشتر دست دارد و من باید حواسم جمع باشد. تا وقتی که این در ذهن ما جا بیفتد فکر اینکه ما حضرت زینب را درک می کنیم یا می توانیم زیارت عاشورا را بفهمیم که انسان با تمام شوق می تواند سرش را روی سجده بگذارد و به خداوند عرض کند (اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم).
این فکر را باید از سرمان بیرون کنیم این فقط یک شعار است، اینکه حضرت زینب، فرمودند: (ما رأیت الاجمیلا) را نمی تواند درک کند اگر کسی نتواند درک درستی داشته باشد و نتواند بفهمد که باطن بلا و مصیبت یعنی چی، هیچ درک درستی ازآن حوادث و گفته ها نخواهد داشت.
آن کجا که انسان با مصیبت شاد بکشد و قدرت پیدا کند، آن کجا که انسان در مقابل مصیبت له شود پژمرده شود و فکر کند که خدا با او قهر است خیلی فرق دارد بین این دو رابطه (انا لله) خیلی شیرین است من اگر باور کنم که مال خدا هستم بسیاری از مشکلات من در دنیا حل می شود. حجم عظیم غصه هایی که سراغ مردم می آید سراغ من نمی آید رمز شادی که مهم است یکی از رمزها این است که ما باور کنیم مال خدا هستیم.
این انّا لله بسیار انسان را آرام می کند همه ی اهل دنیا هم که بمیرند به انسان احساس پوچی دست نمی دهد هیچ جا غریب نیست انسان هیچ جا له نمی شود هیچ کس نمی تواند انسان را تحقیر کند تنها بگذارد قال بگذارد. وقتی من بفهمم مال خدا هستم مشلکات من کامل حل می شود پس ما چقدر شادیم به میزان که باور کنیم مال خداییم بیش از آن که مال فرزندان و پدر و مادرم باشم مال خدا هستم.
اگر باور کنم که مال خدا هستم رمز شادی محبت و قدرت دست من آمده است اگر باور کنم مال خدا هستم هیچ وقت دل سرد نمی شود انگیزه هایم را از دست نمی دهم یک موقع هست من می روم پیش خدا که این خیلی زیباست بنابراین خداوند این جمله را که باید برای عزا باشد برای بشارت می آورد خداوند می فرماید (الذین اصابتهم المصیبه) اما قبلش می فرماید: (و بشّر الصابرین) انسان در مصیبت ها احتیاج به بشارت دارد.
و آن بشارت (انا لله و انا الیه راجعون) است. یعنی هیچ غم و مصیبتی پایدار نیست هیچ دردی پایدار نیست همه چیز تمام می شود یعنی ما به نقطه ای می رسیم که درد و غم و فقدان وجود ندارد. حالا تا این فاصله خوش به حال کسانی که اعتقاد به این جمله دارند (انالله و انا الیه راجعون) می فرماید اگر می خواهید این فاصله را از دنیا و آخرت را خوب درک کنید و اذیت نشوید (انا لله و انا الیه راجعون).
این خبر که ما پیش خدا بر می گردیم خوش خبر ترین خبرهایی زندگی ما است. اینجا که می خواهیم دوستی های مان با خدا را حفظ کنیم باید مواظب باشیم که موانع و چیزی رابطه ی بین من و خدا را خراب نکند. چقدر خوب است که می دانیم سختی ها محرومیت ها تمام می شود.
تنهایی ها و غربتها تمام می شود و اینها چند روز بیشتر نیست اکثر کسانی که الان در این جلسه هستند یک سوم عمر شان و نصف عمرشان را گذرانده اند الحمدلله. (وعده ی وصل چه شود نزدیک آتش شوق شعله ور گردد.)
پیری هم خیلی قشنگ است لقاء خیلی قشنگ است همه ی مراحلش شوق و قشنگی دارد ما می رویم پیش خدا ما چه توقعی از پدر و مادرمان داریم وقتی می دانیم آنها ما را دوست دارند دوست داریم اینها کار را برطرف کنند خدا همه کاری از او بر می آید یکی از چیزهایی که دل انسان را محکم می کند این است که از خدا هر کاری بر می آید.
همه چیز دارد چیزی کم ندارد ما را هم خیلی دوست دارد لذا ادبیات خدا در قرآن تنبیه و ترساندن نیست اگر می خواهد بگوید یک کاری را بکن نمی گوید اگر نکنی می برم تو را جهنم، می خواهد بگوید یک کاری بد هست نکنید تکیه ی خدا این است که می فرماید من دوستت دارم تو هم اگر مرا دوست داری بدان که من از این کار خوشم نمی آید.
ادبیات خدا محبت است آنجا که می خواهد بگوید بروید یا نروید با محبت محبت می کند ادبیات قرآن را باید درک کنیم.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.