جلسه 133 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
133
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
11
روز
29
متن کامل (خام) ‌ جلسه 133 - انسان‌شناسی (قم)

سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضرت مقدس آقا امام زمان(ع) صلوات ختم بفرمایید. فرمایشی که امشب داریم در مورد عمل این هست که قبلاً هم قاعدهاش را خدمتتان عرض کردیم تحت عنوان(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) که ظاهر عنوان باطن هست.@ این قاعده فوقالعاده به ما در مسائل شخصی خودشناسی شناختن دیگران روانشناسی جامعهشناسی و جهانشناسی کمک میکند این قاعده در مورد همه اشیاء سریان و جریان دارد حالا اینجا بیشتر کاربردش را در مورد مسائل انسانی به ما معرفی کردند اما در همه جا این قاعده هست آن همان فرمایش امیرالمؤمنین(ع) هست که(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن).@ (اِعلَم اَنَّ لِکُلِّ ظاهِرٍ باطِناً عَلی مِثالِه) این در مورد انسان دارد صحبت میکند اما گفتم در مورد همه اشیاء این درست هست و اگر در رشتههای مختلف علوم به همین مسئله توجه بشود باب بسیاری از کشفیات و پیشرفتهای علمی به روی ما باز خواهد شد.@ متأسفانه یکی از مشکلاتی که الان در بحث پیشرفت علم هست این هست که هنوز دانشمندان ما در رشتههای مختلف چه علوم انسانی چه صنعت چه علوم تجربی نتوانستند با معارف اسلامی و معارف عمیق اسلامی آشنا بشوند.@ قطعاً اگر با معارف عمیق اسلامی آشنا بشوند باب اختراع و اکتشاف و پیشرفتهای علمی به رویشان باز میشود بخصوص در بحث اسماء الهی اگر آنها بتوانند خوب درک درستی از آنها داشته باشند پیشرفتهای زیادی در علوم حاصل میشود.@ شما نگاه کنید خداوند تبارک و تعالی مثلاً در جوشن کبیر حدود هزار خروجی از خودش را در عالم معرفی میکند و ما زیاد با این خروجیها انس نداریم یعنی دنبال کشف این خروجیها نیستیم اگر این خروجیها خوب کشف بشود میبینی خیلی از اینها نه فقط انسان در مقام فعل الهی در اشیاء جمادات حیوانات و نباتات جریان دارد.@ حالا فعلا ما الان وارد بحث اسماء الهیش نمیتوانیم بشویم بحث جهانشناسیش اینها را در بحث اسماء الله و دوره شرح حدیث توحیدیه حضرت رضا(ع) به نام نسیم حیات توضیحاتش را دادیم.@ از قواعدی که فوقالعاده به فکر بشر کمک میکند و بشر را توانمند میسازد در اینکه بتواند خوب فکر بکند همین قاعده است(اِعلَم اَنَّ لِکُلِّ ظاهِرٍ باطِناً عَلی مِثالِه) بدان خیلی مهم است این بدانش که هر چه که ظهور هست شما با آن سروکار دارید یک باطنی بر مثال او دارد.@ من خیالتان را راحت بکنم آن چه که ما در عالم مثال داریم میبینیم عالم دنیا داریم میبینیم فرق نمیکند میخواهد انسان باشد حیوان باشد جماد باشد گیاه باشد کل این سیستمی که داریم میبینیم خودش یک ظاهر است یک ظاهری هست از یک باطنی به نام عالم ملکوت و انشاء الله بعد از اینکه با وفات منتقل به ملکوت بشویم ملکوت خودش یک ظاهر است از یک باطن دیگری به نام جبروت.@ حضرت صادق(ع) فرمود(اِنَّ الله عَزَّوَجَلّ خَلَقَ مُلکَهُ عَلی مِثالِ مَلَکُوتِه) خداوند این عالم ملک را بر مثال ملکوتش خلق کرده حالا خود ملکوت چی؟ میفرماید(وَ اَسَسَّ مَلَکوتَهُ علی مِثالِ جَبَروتِه) ساختار و بنیاد ملکوت بر اساس جبروت است.@ تازه خود جبروت هم یک ظهوری از مرحله قبل از خودش هست از یک باطن دیگری هست که همینطوری میرود تا به ذات حق تعالی میرسد در واقع این حق تعالی است ذات حق تعالی است که دائماً در حال ظهور به شکلهای مختلف و عوالم مختلف هست.@ (كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ) هو که اسم ذات هست دائماً لحظه به لحظه در حال ظهور هست در حال جلوه هست جلوههایی را به ظهور میرساند باطنهایی به ظاهر میرسند و ظاهرهایی به باطن میروند پس دقت کنید مسیر مسیر چرخشی هست دائماً باطنها به ظاهر میایند و ظهورها به باطن میروند.@ این کل هستی مجموعه هستی دائماً در این حال قرار دارد در بحث عمل حضرت بدون اینکه حرفی بزند میفرماید که چیزی راجع به خود عمل الان نمیگوید اول قاعدهاش را میگوید بعد میبرد روی عمل، میگوید این را بدان هر چه که ظهور میکند هر ظاهری.@ ظاهر یعنی چی؟ یعنی آنچه که ملموس است مشهود شما هست غیبی نیست شهود با غیب رابطهاش همینطور هست عالم غیب با عالم شهادت هم همین رابطه را دارند آنچه که مشهود هست ظاهر هست یک باطنی بر مثال خودش دارد یعنی چی؟ یعنی همان قاعدهای که قبلاً باز خودش فرمود که(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) یعنی ظهور از یک باطن دارد ظاهر میشود.@ یک چیزی آن پشت هست که این دارد به این شکل ظهور میکند بنابراین شما در بحث خودشناسی یک سلسله ظاهرهایی دارید که از آنها خوشتان نمیاید میگویید من آدم عصبی هستم عصبانیت یک ظهور است.@ من آدم حسودی هستم من آدم حریصی هستم من آدم غمگینی هستم من آدم زودرنجی هستم من آدم بدبینی هستم من آدم کریمی هستم من آدم خوشاخلاقی هستم من خوشبین هستم من مهربان هستم هر چه که شما میخواهید بگویید در مورد خودتان در واقع یک چیزی آن پشت هست در ذات شما که ظهورش این شده.@ بنابراین خیلی وقتها افراد به جای اینکه بیایند باطنهایی را که ظهورهای قشنگی را میتواند تولید بکند در خودشان ایجاد بکنند بیشتر ور میروند با ظواهر خودشان و این ور رفتن با ظواهر وقت را تلف میکند و باعث میشود که انسان رشد چندانی نداشته باشد این را باید خیلی حواسمان را جمع بکنیم.@ الان یک کسی میگوید که من نسبت به نماز ضعیف هستم نماز نمیخوانم تنبل هستم کاهل نمازم بعد نه نمازم را اول وقت میخوانم اما حضور قلب ندارم یک آدم ناشی یک مربی ناشی یک مبلغ ناشی وقتی یک نفر یا مثلاً یک کسی بگوید من خودارضایی دارم استمناء میکنم شهوتم زیاد هست یا اینکه پرخور هستم اینها همه خروجی است.@ اگر یک نفر ناشی باشد میرود درست با خود همان ریشه میخواهد بجنگد با همان ظهور میخواهد بجنگد ولی یک معلم یک آدمی که توجه به این قاعده دارد هیچ وقت نمیاید با ظاهر به سرعت و مستقیم درگیر بشود بلکه میبیند که این ریشه از کجا ناشی میشود باید برویم سراغ باطن باطن که تغییر بکند خروجیش دیگر این نخواهد شد دیگر یک همچین خروجی ندارد.@ شما میگویید الان نمیدانم چرا اینجا ما بخاری هم روشن کردیم ولی هوا سرد است چرا همه دارند یخ میکنند چرا اینطوری هست راهش این نیست که ما بیاییم بخاری بیشتری روشن بکنیم راهش این هست که آن منشأ سرما را از بین ببریم آن خیلی مهم است.@ لذا اگر در اختلافات زناشویی مثلاً مرد یک اخلاق بدی دارد زن یک اخلاق بدی دارد بعد زن میگوید آخر این چیست چرا اینطوری میکند من را اذیت میکند بعد شروع میکند درگیری با مرد برای اینکه این اخلاق مرد را عوض بکند زن شروع میکند در درگیری با شوهرش، شوهر با زنش که این مثلاً چرا اینطوری هست.@ این چرا مثلاً دل نمیدهد به کار خوب نمیرود بیرون کارش را بکند هر هفته یک شغل عوض میکند یا زن در خانه میبینی خیلی از انگیزهها را ندارد مرد شروع میکند به نق و غر زدن به خانوادهات میگویم به خودش میگوید اینها بیخودی است.@ یا مثلاً شما بچهات نماز نمیخواند بچهات بدحجاب است بینماز است هی بنشین نصیحت بکن نماز خوب است نماز اینطوری است حجاب اینطوری است آدم عاقل همیشه میرود سراغ باطن یعنی یک زن همیشه فکر میکند که چرا شوهر من رفتارهایش اینطوری است اول چرایش برایش مهم است.@ نه اینکه بیاید با رفتار درگیر بشود مشکل حل نمیشود گفتم مثل این است یک مادر نادان وقتی میبیند بچهاش دارد ناخنجوی میکند بیاید برود سر ناخن بچه فلفل بزند لاک بزند یک چیزی که این بچه وقتی میخواهد ناخنش را بگذارد در دهانش نتواند بگذارد بدمزه باشد تند باشد.@ حالا یک ظهوری دارد این ناخنجوی را ایجاد میکند شما میایی جلوی این را که بگیری آن باطن سر جای خودش هست جلوی ظهورش را گرفتی به این وسیله این بچه حرصی که در وجودش هست فشاری که در وجودش هست با ناخنجوی گاز زدن کندن پوست لب دیدید بعضیها هی پوست لبشان را میکنند دارد بیرون میدهد.@ شما میایی جلویش را میگیری پایت را تکان نده دستت را تکان نده دیدید بعضیها نشستند پایشان را همینطوری میزنند یا دستش مثلاً اینطوری میشود یا تیک دارد یا یک کاری دیگر میکند مؤدب باش تکان نده پایت را، حالا این پایش را جلویش را گرفتیم آن باطن دارد کار خودش را میکند.@ آن باطنی که دارد این پا را تکان میدهد شبادراری یک دفعه بچه میگیرد الان ناخنش را میجوید الان جلویش را گرفتی آن اضطراب به صورت شبادراری یک دفعه میاید بیرون بدتر شد که یا نه لکنت زبان پیدا میکند جلویش را گرفتی ناخن دیگر نمیجود ولی شد لکنت زبان گرفته.@ یک آدم آگاه همیشه میرود به شاخه میرود به ریشه میرود سراغ ریشه چرا زن من رابطهاش اینطوری شده با من چرا دلسردی در خانه است چرا حرف گوش نکردن در خانه است چرا دلدادگی مرد نیست نسبت به زن چرا دلدادگی زن نیست نسبت به مرد چرا بچهها حرف پدر را گوش نمیکنند چرا برای حرف پدر تره هم خورد نمیکنند؟@ آدم باید برود سراغ ریشه اگر این بچه الان بیادب است اگر این بچه الان حرف گوش نمیکند اگر این بچه الان با پدر درگیر است اگر اصلاً برای عقائد پدر احترامی قائل نیست شما هی بگو بیادب فلان فلان شده تنبیهت میکنم از فلان محرومت میکنم حالا شما هی با ظاهر درگیر بشو که این میخواهد رفتارش را عوض بکند.@ این چرا الان این ظاهر را دارد ما باید دنبال این باشیم خوب دقت کنید در مورد خودم همینطور است در مورد دیگران هم همینطور است در مورد یک کشور هم همینطور است در مورد یک کشور هم دچار طلاق از چهار ازدواج سه تایش طلاق است پس من باید بروم سراغ ریشه.@ البته این به این معنا نیست که ما با ظاهر مبارزه نکنیم ما خیلی جاها باید برای ایجاد یک باطن خوب اول با ظاهر مبارزه کنیم جلویش را باید بگیریم ولی مسئله اینطوری حل نمیشود بله آدمهایی هستند بیادب هستند آدمهایی هستند قلدر هستند آدمهایی هستند بینزاکت هستند آدمهایی هستند بسیار خودشیفته هستند این همه جا میخواهد سیگار بکشد.@ بله باید وزارت بهداشت یا قانون جلویش را بگیرد سیگار کشیدن در مجامع عمومی ممنوع است اما این مشکل سیگارکشی این حل نشده فقط گفته جلویش را گرفته باید هم گرفته بشود چون بقیه حق و حقوق دارد مسئله اجتماعی باید مبارزه اجتماعی با آن بشود با ظواهر اما این ریشهای حل نمیشود.@ ریشه این هست که ما آمار سیگاریها را بیاوریم پایین پس این قاعده فوقالعاده مهم است یعنی گفتم بخواهیم بحث قاعده را کار بکنیم دهها جلسه فقط روی همین یک قاعده باید کار بکنیم مسائل اجتماعی چرا فلان کس رئیس جمهور میشود باید مسئله حل بشود چرا فلان کس انتخاب میشود برای مجلس باطن پشت قضیه است.@ چرا شورای شهر این آدمها میایند سر کار چرا رشوه زیاد میشود به قول مقام معظم رهبری چرا مثلاً روابط دختر و پسر اینقدر گند میخورد در اجتماع ما، چرا اختلاس زیاد میشود چرا تعداد آمار زندانیان بالا میرود همهاش چرا همه اینها ظهور است.@ شما با مسائل اجتماعی مسائل سیاسی مسائل اقتصادی حتی در فلسفه اگر کسی این قاعده را نفهمد اصلاً نمیتواند به فلسفه بپردازد ما اینقدر الان اشتباهات زیادی میبینیم در کسانی که کار فلسفی میکنند برای اینکه این قاعده را خوب نفهمیدند اصلاً به این قاعده توجه نداشتند.@ و میبینیم اینقدر حرفهای بیمنطق حرفهای غیر علمی زده شده در عرفان هم همینطور هست یعنی وقتی نگاه میکنیم طرف خواست یک حرفی بزند میبینی معلوم هست که نفهمیده قواعد خروجی عوالم را روابط بین موجودات را در اقتصاد همینطور در مسائل سیاسی همینطور در مسائل مدیریتی همینطور در مسائل هنری همینطور اینها همه مهم است.@ چرا مثلاً در بحث هنری چرا فیلمهای سینمایی ما میرود به این سمت چرا همهاش کشتار و قتل و طلاق و آدمکشی و دزدی و گدایی فقر و فحشا و فساد است چرا موضوعات اینطوری شده است باید بررسی بشود.@ پس در هر زمینهای امسال مثلاً شما جشنواره فیلم فجر ما شش تا فیلم داشتیم که موضوعش رسوپیگری بود در بعضی جاها رسوپیگرها را هم آدمهای مثبتی معرفی کرده بودند چطور میشود در یک کشور یک دفعه یک موضوع به این خطرناکی را میاورند بعد هم از یک رسوپی یک شخصیت خوب میسازند.@ یک رسوپی آدم خوبی میشود یک دزد یک آدم خوبی میشود گاهی وقتها یک قاتل آدم خوبی میشود چرا من بیست سال است نماز میخوانم هیچ فایدهای ندارد اصلاً نه از فحشا و منکرات بازم داشته چرا من بعد از چهل سال نماز خواندن وقتی مسافرت میروم نماز چهار رکعتیم میشود دو رکعت خوشحالم.@ چه شده که مثلاً در حوزه مقام معظم رهبری میفرماید قشری از طلبههایی دارند تربیت پیدا میکنند بعضی ضعیف نه قوی ولی هست یک قشری از طلبه ایجاد میکنند که اساساً با دین راهی ندارند طلبه هست اما دیندار نیست چطوری میشود که همچین چیزی بشود.@ در سیاست همینطور شما هر جا بگویید قاعده درست در میاید قاعده قاعده فوقالعاده مهمی هست چرا من کسلم چرا من تنبلم چرا اشتها ندارم چرا پوستم اینطوری است چرا مویم اینطوری است از پزشکی شما بگیرید تا برو تمام جاها این قاعده قاعده درستی هست.@ یعنی این باب بسیاری از علوم را روی ما باز میکند و متأسفانه خوب به آن پرداخته نشده حالا چرا معصومین این را نگفتند حضرت میفرماید(عَلَینا اِلغاءُ الاُصول) ما اصول را به شما یاد میدهیم دیگر خودتان باید استخراج بکنید در رابطه با این قاعده اگر ده جلد کتاب نوشته بشود کم است.@ من برای چی اینقدر مثال متنوع میزنم از همه شاخهها؟ برای اینکه کاربرد این خیلی مهم است هر طلبهای هر دانشجویی در هر رشتهای دارد کار میکند غیر از رشتهاش در هر شأنی در هویت صنفی خودش هر کاری دارد میکند به این قاعده احتیاج دارد به این اصل احتیاج دارد.@ حالا در مورد بحث خودمان(فَما تابَ ظاهِرُهُ تابَ باطِنُه) آن ظهورهایی که پاک هستند نشان میدهد که باطن پاک است یعنی یک چیزی دارد از این بیرون میاید شما وقتی که قدیمیها چکار میکردند یک پسر مثبتی میدیدند یا بچه مثبت میدیدند میگفتند رحمت به آن شیری باشد که تو خوردی یعنی این از یک شیر پاک خورده لقمه حلال خورده.@ یک آدمی بود آقایی بود که نزولخور بود بعد جنسهای آلوده هم به مردم میفروخت بعد پسرش میرفت در تعزیه شرکت میکرد همیشه هم در تعزیه شمر بود پسر این، بعد پدرش به او گفت آخر پسر این هم نقش است تو بازی میکنی گفت پدر این لقمهای که تو به ما میدهی بیشتر از این به ما نمیرسد.@ همین نقش شمر هم چکار کنم شمر شدم دیگر واقعاً درست است نمیشود لقمه حرام طرف بخورد بعد بگویی که اینطوری هست چند روز پیش یک برنامهای یک زن و شوهر برای من نوشته بودند فرستاده بودند طی این برنامههایی که ما برای بارداری و انعقاد قبل از نطفه و تقویت ژنها مینویسیم.@ بعد نوشته بود که هم مرد نوشته بود هم زن نوشته بود زن چند تا چیزهای فاجعهآمیز نوشته بود در خانهشان بعد مرد هم همینطور بعد نوشته بود استاد لطفاً یک برنامه خوب بدهید برای تقویت ژن ما میخواهم باردار بشوم میخواهیم بچهدار بشویم اینها با این وضعیتی که در خانه است الان این مشکلی که در خانه است.@ حالا چه مربوط به بخش سلامت و زیباییش باشد چه هوش باشد چه عقل باشد چه دین باشد چه اخلاق وقتی ما میخواهیم بحث تقویت ژن را بکنیم ژن باید در هر پنج جهت قوی باشد یک دختر پسر شل تنبل مریض پیزوری که اصلاً حوصله ورزش ندارند غذا خوردنشان مسخره است.@ حس و حال ندارند تغذیه خودشان را درست بکنند حالا این باردار هم شد این بچه چه میشود از نظر جسمی، وقتی پدر مادر سوء تغذیه دارند نه کمخور هستند ممکن است ثروتمند باشند اما آدمهای بدغذایی باشند ما بیشتر مریضیهایمان مال آدمهای پولدار است.@ از زیادهخوری و بدخوری پرخوری و گندخوری اتفاق میافتد حالا این بچهاش چه در میاید بله این مشکلات درست میشود ژن ضعیف میشود حالا این مشکلات را اینها داشتند بعد میگفتند که میخواهیم اقدام بکنیم به بارداری بابا شما الان این انعقاد نطفه اسپرم ضعیف تخمک ضعیف چه در میاید.@ قبل از انعقاد نطفه وقت بگذار در هر پنج تا ژن تقویت کن اینها را حالا ممکن است ما تقویت هم نکنیم حداقل یک سلسله موانعی که وجود دارد را کم بکنیم یا از بین ببریم کم بکنیم تا یک بچه خوب از کار در بیاید باید برسیم.@ پس با باطن پاک حتماً ظهور پاک است و فرمود(وَ ما خَبُثَ ظاهِرُ خَبُثَ باطِنُه) هر چه که شما ظاهر خبیث دیدید از باطن خبیث ناشی شده یعنی یک چیزی آن پشت هست آن را تولید میکند این الان بیرون میاید.@ شما الان پوستت جوش میزند دائماً میگوید خوب برای این جوشهایت بیا برو این کرم را بمال دیدید الان اینطوری میکنند کرم بمال برای این جوشها این لکها عزیزم این جوش این پوست این چیزی که دارد ایجاد میشود شما کف دست بنده را نگاه کنید همه میبینید.@ الان عملش کردم دو سال پیش یک غده کوچک هست عمل شده دوباره امسال درآمده این جوش مشکل از کجاست اگر یک چیزی هم میاید بیرون مشکل از خون شماست باید بروی خونت را حل بکنی یک ترکیبی هست که این را میدهد بیرون اینطوری به این شکل در بدن.@ آقا الان صورتم جوش زده لک و پیس دارم پوستم دارد خراب میشود باید بروی باطن را درست بکنی باطن که ضعیف بشود آن که ظهور میکند اینطوری هست بعضیهایش دست ما نیست میگوید این اصلاً ژنش اینطوری است مثلاً تالاسمی ژنی است مثلاً رماتیسم ژنی است.@ هستند الان قسمت عمده خیلیها میگوید این ژنتیک است به من ربطی ندارد ژنش را دارم تولیدش میکند ولی بالاخره ژن است ژن هم یک باطن است ولی آنچه که دست خودمان هست را میتوانیم درست بکنیم.@ الان من حسودم الان من بیقرارم الان من میافتم در رقابت الان من چشم ندارم یک کسی را ببینم از من جلوتر است در مسائل علمی در مسائل معنوی در مسائل قرب به امام زمان در فعالیتهای اجتماعی در فعالیتهای سیاسی حسودی میکنم به آدمهایی که اطرافم هستند اگر پیشرفت بکنند.@ استاد الان بجای اینکه کیف بکند شاگردش دارد از خودش بهتر میشود شاگردش دارد رشد میکند لذت ببرد از اینکار پشتیبانیش بکند کمکش بکند میبینی برای شاگردش میزند هی میزند توی سر این نه این کار غلط است آن غلط است این خوب نیست خوشحال باش که این دارد قوی میشود بهتر از خودت دارد میشود از او لذت ببر از این کار.@ نه نباید کسی از ما بالاتر باشد اصلاً من تحمل دیدن اینکه کسی از ما بالاتر باشد را ندارم گفتم یک موقع یک آقایی بود یک آدم خوبی بود به او گفتم که شما دیگر چرا جبهه نمیایی چون مجاهد بود واقعاً گفت دیدم شاگردهایم دارند از من جلو میزنند گفتم بیخیال جهاد درس را بخوانم که یک موقعی نکند شاگردهایم از من جلو بزنند.@ آقا این چه حرفی است شاگردها جلو بزنند بروند خیلی بهتر است آدم کیفش را میکند تو هم که کیف بکنی یک نفر از تو جلو بزند خدا اصلاً آن را میکند جزء شئون تو همان لذتی که از کار یک نفر میبری از پیشرفت یک نفر میبری آن اصلاً مال تو میشود.@ شما الان میگویی امیرالمؤمنین فلان کار را کرد میگویی آخیش چقدر کیف میکنم امیرالمؤمنین این کار را کرده خدا مینویسد در نامه عملت میگوید کیف کرد تمام شد یک گناهی اتفاق بیفتد تو کیف بکنی تمام شد دیگر(اَلراضی بِفِعلِ القَوم کَالداخِلِ فیهِم) اگر رضایت بدهی در درونت به یک کاری جزء باطنت حساب میشود.@ یک جایی گناهی معصیتی انحرافی چیزی هست وقتی راضی میشوی به آن جزء اعمالت هست یک کار خوب باتقواست یک کار قشنگ است یک کار نیک است یک کار پاک است همین که دوستش داری باطنت هم به آن گرایش پیدا میکند(کُلُّ شُیءٍ یَمیلُ اِلی شَکلٍ).@ لذا مسئله محبت مسئله فوقالعاده مهمی هست اگر کسی یک چیزی را دوست دارد یک چیزی در او هست که دوست دارد خدمت یکی از بزرگان بودیم یک همایش بینالمللی بود همایش بینالمللی صلوات بعد در این همایش یکی از بزرگان سخنرانی میکردند فرمودند 32 نفر از کسانی که در لشکر عمرسعد بودند همان دقیقههای نود آمدند به امام حسین پیوستند یعنی همان چند ساعت آخر.@ یعنی موقع شروع میگویند 72 تن بود 72 تن شب عاشورا برایش نمانده اصلاً بقیه از لشکر دشمن آمدند رمز اینکه چرا مثلاً حُر نصیحت میکرده علی اکبر نصیحت میکرده اباالفضل نصیحت میکرده سیدالشهدا نصیحت میکرده همین است که یک باطنی در افراد هست که زنده میشود یک چیز پاک هست که آن را باید تکانش بدهیم.@ در همه آدمها هم هست این جنگ مسخرهای که الان بین شیعه و سنی هست میگوید باید با سنیها مخالفت بکنیم باید به سنیها فحش بدهیم سنیها را باید راه ندهیم آقا سنی هم یک آدم است او هم بچه پیغمبر است او هم بچه امیرالمؤمنین است او هم بچه امام زمان است بچه فاطمه زهراست یک انسان.@ همه آن حقیقتی که در شیعه هست در این هم هست این خوابیده ولی داردش عُرضه داری تکانش بده شیعه بشود دست بگذار روی آن قسمت او را تکانش بده او شیعه میشود این همه دارند شیعه میشوند ما هی میرویم مبارزه با ظاهر و این همه فجایع علیه اسلام و تشیع درست میشود.@ به خاطر اینکه شیعیان نفهمی وارد مسائل فرهنگی میشوند گند میزنند به کار عیدالزهرا میگیرند فاجعه است حرام حرام این همه هم بزرگان مراجعه علما میگویند باز میبینی طرف شعورش نمیرسد عیدالزهرا میگیرد توهین میکند فحش میدهد بعد هم میبینی که چه فجایعی بار میاید.@ آقا تو واقعاً ولایت علی(ع) را دوست داری آقا آن رهبرت این امام امت(س) ولی فقیه هست جانشین امام زمان است ولی امر است میگوید امروز بر سر ولایت حضرت امیر هم نباید دعوا کرد پس دیگر برای چی مگر دستور نداده.@ آقا مالک نمیخواهد بروی معاویه را بکشی برگرد تمام چشم نه آقا خودم تشخیص دادم باید معاویه را بکشم ام الفساد است چنین و چنان برگرد چشم همه بزرگی مالک به همین است که حضرت گفت برگرد گفت چشم.@ تو خیلی دلت میسوزد که بعضیها سنی هستند یا خیلیها دارند سنی میشوند خوب عُرضه به خرج بده ببینی چکار میتوانی بکنی. عرض کردم من در یکی از کشورهای خارجی که با مفتیهای اهل سنت علما ائمه جمعه اهل سنت بحث داشتم اصلاً به من گفتند که شما حق ندارید به هیچ وجه راجع به شیعه صحبت بکنید چشم.@ به هیچ وجه حق ندارید شیعه را تبلیغ بکنید چشم گفتم نه من اصلاً با شیعه کاری ندارم خوب چه میخواهی بگویی گفتم من میخواهم انسانشناسی بگویم همین توحید گفتیم و انسانشناسی تکتک میامدند به من میگفتند مفتیهای گردن کلفت آنجا اینهایی که در الازهر و در حجاز و حافظ کل قرآن عربی فول آدمهای درس خوانده.@ آمدند گفتند که آقا این حرفی که شما میزنید باطنش این هست که ما احتیاج به ولی داریم احتیاج به معصوم داریم گفتم من که چیزی نگفتم اگر شما اینطوری نتیجه میگیرید درست است انسان را شما بشناسانید به هر کس همه چیز در میاید.@ امام برای انسان ساخته شده شما اگر انسان را نشناسید هی میگویید اصلاً امامت فلسفهاش چیست ببینید چقدر کتابهای ما وقت علمای ما دارد صرف این چیزها میشود توحید مینویسیم کلام مینویسیم اثبات وجود خدا میخواهیم بکنیم چقدر کتاب میلیاردها ساعت میلیاردها تومان میلیاردها ساعت وقت دارد تلف میشود برای اینکه ما نمیدانیم باید از کجا شروع بکنیم.@ انسان معرفی بشود تمام است انسان را شما معرفی بکنید باطن جهان باطن هستی انسان است خداوند اولین جلوهاش انسان را خلق کرده و همه این جلوههایی که شما در جبروت ملکوت و هستی میبینید باطن انسان کامل است(كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ) کل شیء در امام مبین است.@ شما امام را بشناس حقیقت را بشناسی همه حقایق در میاید پس این قاعده خیلی قاعده مهمی هست در عمل این را باید دقت بکنید الان بچه من چرا اینطوری است یک مادر زیرک میگوید این بچه دارد گریه میکند میگوید خفهاش کن بچه را ساکت کن یک چیزی بده دستش ساکت بشود.@ یک مورچه رفته در بدنش دارد حرکت میکند یا گازش میگیرد ببین چه مشکلی دارد دارد مورچه گازش میگیرد بنشین بخند چیزی بدهی دستش که مشکل حل نمیشود مورچه دارد گازش را میگیرد جایش را خیس کرده ادرار اسیدی دارد تند است دارد اذیتش میکند پایش سوخته بیخوابی دارد هر کدامش فرق میکند.@ برای همین الان در بحث کودک متخصص میگوید بچه وقتی که دارد اینطوری گریه میکند معنایش این است چون گریه ظاهر است چه چیزی باعث شده که این گریه بکند حالا وقتی که دارد گریه میکند چه چیزی باعث شده اینطوری گریه بکند.@ این گریه درد است گریه خیس شدن جایش است گریه بیخوابی است گریه بیحوصلگی و ترس است الان ناشی از چه چیزی میشود پس قاعده را یادمان نرود این خیلی مهم است ما اگر به این قاعده توجه بکنیم به سرعت میتوانیم دنیا را متحول بکنیم.@ یعنی طبق همین قاعده ما باید بدانیم که اگر خواستیم کار فرهنگی بکنیم چه بگوییم کجا برویم چکار بکنیم چه چیزی را ما باید دستکاری بکنیم الان شما نگاه بکنید چقدر سایتهای کامپیوتری در اینترنت سایتهای شیعه شبکههای شیعه دارند جنگ میکنند با اهل سنت اینها بمباران میکنند توپخانه اینها شلیک میکنند آنها هم شلیک میکنند.@ نه شیعه باید بایستد جواب بدهد شبهات را آنها هم به هر حال دفاعیاتی دارند حملههایی هم دارند روشنگری باید باشد سر جای خودش اما اینطوری شما کار وسیع فرهنگی نمیتوانید بکنید شما به جای اینکه بیایید بحث بکنید خدا رحمت کند مرحوم علامه را علامه حکیم بود علامه طباطبایی یعنی فقط یک عالم نبود یک حکیم بود.@ یک مردی بود که واقعاً اهل باطن بود ببینید چقدر دقیق است میگوید اختلاف ما با برادران اهل سنت اصلاً در مورد مسئله ولایت نیست ولایت چیست؟ ولایت آن جوشی هست که آمده بالا الان جوش زده آمده بالا سر این دعوایمان است.@ ولی ما مشکلمان با این نیست ایشان میفرماید مشکل ما با برادران اهل سنت در مسئله توحید است لذا شما وقتی میخواهید یک سنی را شیعه بکنید نباید بروید راجع به امامت بحث بکنید حتی نبوت هم نمیشود نبوت باز خیلی خوب است نبوت را اگر انسان حل بکند خیلی از مشکلات ولایت حل میشود.@ چون نبوت این باطن را دارد نسبت به امامت ولی اگر کسی زیرک باشد میرود توحید را حل میکند توحید درست نه اینکه وقتی میگوییم توحید بگوید خدا یکی است دو تا نیست این چه ربطی به امامت دارد خدا یکی است دو تا نیست چه ربطی دارد.@ توحیدی که مبنای انسانشناسی دارد تو این توحید را حلش کن اگر این توحید را کسی بشناسد امکان ندارد کسی نبوت را نشناسد اگر کسی نبوت را خوب بشناسد امکان ندارد ولایت را نشناسد(اَللّهُمَّ عَرِفنی نَفسَک فَاِنکَ اِن لَم تُعَرِفنی نَفسَک لَم اَعرِف رَسولَک).@ قاعده دارد به تو میدهد ببین چقدر زیبا دارد معصوم القاء اصول میکند ما همیشه این دعاها را میخوانیم توجه نداریم که این دارد به من خط میدهد که آقا اگر بخواهی عرفان نبوت پیدا بکنی به معرفت النبی برسی باید اول توحید را بشناسی و اگر بخواهی به حجت برسی باید نبی را بشناسی.@ (وَ ما خَبُثَ ظاهِرُه خَبُثَ باطِنُه) هر خروجی خبیثی که شما میبینید مال باطن خبیث است این دو تا آدم چرا از هم خوششان میاید باطنشان شبیه هم است، چرا با هم متحد هستند؟ منافع مشترک دارند یک باطنهای مشترکی دارند مجبورند با هم متحد بشوند.@ حالا چرا به جان هم میپرند؟ جان گرگان و سگان از هم جداست پس هیچ وقت وحدت حقیقی در کفر وجود ندارد پس چرا یک دفعه همهشان متحد میشوند میخواهند ریشه توحید را بکنند باز از یک امر باطن است یک شباهت باطن دارند.@ آن شباهت باطنشان چیست؟ کفرشان است تحمل حزب الله وحدت حزب الله تحمل فطرتگراها را ندارند برای همین میافتند به جان هم، شما الان در سوریه نگاه کنید در باطن خودشان در مبارزه با ما خیلی جدی هستند خودش میگوید لشکر شمر بن ذالجوشن یزید بن معاویه گردان معاویۀ بن ابی سفیان.@ کارهایشان را ردیف کردند همه محکم هم هستند ولی به جان هم هم میافتند همدیگر را هم میکشند پس ما اگر این قاعده را خوب متوجه نشده باشیم تحلیل درستی نمیتوانیم داشته باشیم در فقه این هست در سیاست این هست در مسائل اجتماعی این هست در کلام این هست در هر چه که شما بگویید این هست.@ الان شما رفتی یک گُل را دیدی یک آناناس را دیدی یک هندوانه دیدی یک خیار دیدی یک سیبزمینی دیدی یک سیب دیدی یک پرتقال دیدی این که در طبیعت نیست نقش فرشتهها در شرح دعای سوم صحیفه توضیح دادیم اینها را.@ الان این پرتقال از یک باطن دارد میاید آقا این باطن چیست یک موز یک پرتقال یک سیب یک برگ به این قشنگی داده بیرون، در ملکوت چیست در فرشتهها چیست که یک دفعه مثلاً یک میلیون نوع برگ درخت میدهد بیرون، مست میشود آدم اصلاً وقتی نگاه میکند.@ این گلابی چیست این انگور چیست این طراحی از کجا آمده در طبیعت دارد شکل پیدا میکند طبیعت که خودش نمیتواند شکل بگیرد ماده است اگر شما قاعده لختی را در فیزیک بدانید میبینید ماده خودبهخود نمیتواند اصلاً هیچ نوع کاری انجام بشود هر تحولی که دارد در عالم ماده اتفاق میافتد از یک باطن است.@ (هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ) ملائکه دائماً در حال طراحی هستند در حال شکلدهی هستند در حال تصویرگری هستند در حال وجوددهی هستند در حال دمش هستند.@ همین را شما روی این تمرکز بگیرید همین مقداری که عرض کردم همین بیرون هم که رفتید تمرین بکنید خواهش میکنم یعنی بحث انسانیش یک طرف بحث وجودشناسی یک طرف دیگر است بحث ارتباط با طبیعت یک بحث دیگر است شما ذره ذره هی روی این فکر بکنید.@ آن موقع هست که قشنگ لحظهای که فرشته دارد کار میکند میبینیش با او ارتباط داری میفهمیش با او همزمانی سرعت فکر فهم احساس خیال تعقل توهمت را با فرشته یکی میشود موج میتوانی بگیری وقتی موج گرفتی دیگر تمام است بایستید نگاه کنید قشنگ.@ چقدر پیغمبر علاقه داشت که آسمان را نگاه بکند ساعتها چقدر سیدالشهدا چقدر امام صادق(ع) چرا بالاترین عبادت ابوذر تفکر بوده ساده از کنار اینها رد نشویم هیچ چیز هیچ چیز در عالم عادی وجود ندارد اصلاً عادی نداریم ما همه چیز غیر عادی است همه چیز معجزه است.@ ولی ما با حجاب عادت نگاه کردیم دیگر اعجازهایش را خوب درک نمیکنیم برای همین هم وارونه میشویم میگوییم قربان امام رضا بروم چه امامی چه قدرتی داشت این کور شفا پیدا کرد فلج راه افتاد آقا خود چشمدار بودن معجزهاش هزار برابر بالاتر از این است خود اینکه آدمها دارند راه میروند معجزه است این مهم است.@ وجود این را نگاه بکن ما عادت نداریم میگوییم بله حالا اگر کسی کور است شفا پیدا کرد این معجزه شد این را میفهمیم غیر عادی است معجزهاش را درک میکنیم عادی را که معجزه است را درک نمیکنیم طبیعت معجزه عادی است یعنی تمام آنچه که در طبیعت دارد اتفاق میافتد یک معجزه عادی است.@ همه معجزه هستند ولی چون ما به آن عادت کردیم خوب نمیبینمش و الا چه چیزش شما دست بگذارید روی یک چیزی بگویید آقا این عادی است این که چیزی نیست نه.@ پس در بخش عمل این هم یک قاعده بود که خیلی مهم هست من سعی کردم ابعاد مختلفش را با مثال بیان بکنم حتماً تمرکز بگیرند عزیزان انشاء الله جلسه بعد اگر عمری بود بپردازیم راجع به بعضی از کارهایی که انسان باید از آنها پرهیز بکند البته این هم قاعدهمند هست فرمول دارد خیلی میتواند به ما کمک بکند در مقام عمل خیلی میتواند کمک بکند به ما که انشاء الله بماند برای جلسه بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار از شیعیان مسلمین و مستضعفین عالم حل مشکلات خودمان حل مشکلات کشور نظام سلامتی رهبرمان مریض منظور که سفارش کردند به نفس پاک شما.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان و خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@