جلسه 313 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
313
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
1
روز
20
متن کامل (خام) ‌ جلسه 313 - شرح زیارت عاشورا

بحثمان در شرح زیارت عاشورا درباره شکر بود . سجده آخر زیارت عاشورا را رسیدیم که اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم . به مناسبت شکر در مصیبت بخشش را پیش کشیدیم که ما اگر اساساً شکر را و روح شکر را به خودمان حاکم نکنیم به شکر مصیبت نخواهیم رسید . کسی که توانایی ندارد شکر بر نعمت ها را بجا بیاورد قطعاً توانایی ندارد شکر بر مصائب را بجا بیاورد . جایگاه شکر را توضیح دادیم که چقدر مهم است جایگاه شکر و این را از قرآن کریم خواندیم از قول شیطان وقتی که تهدید می کند من در صراط مستقیم حمله می کنم به بندگان تو . وَ لَآتینَّهم مِن بین اَیدیهم و مِن خَلفهم و عَن اَیمانهم و عَن شمالِهم ، از چهار سمت جلو ، عقب ، چپ و راست که معانی این جملات را توضیح دادیم قبلاً ، حمله می کنم به بندگان تو در صراط مستقیم . خود شیطان وقتی که حمله های خودش را ذکر می کند برای اینکه بگوید بندگان تو از این حمله آسیب می بینند ، دلیلی که می آورد چرا بندگان تو آسیب می بینند در مقابل حمله های من می گوید وَ لا اَکثَرُهم مِن الشاکرین . تو اکثر بندگان خودت را شاکر نمی بینی ، قرآن هم این را قبول کرده که قلیلٌ من عبادی الشاکرین ، بندگان شاکر من کم هستند . وقتی که شکر کم شد آسیب پذیری در مقابل حمله های شیطان زیاد می شود ، یعنی حمله از جلو ، حمله از عقب ، حمله از راست ، حمله از چپ . به عنوان مثال در بخش حمله از جلو و عقب که غصه ها و افسردگی ها و بی انگیزگی ها در زندگی به سراغ انسان می آید ، این به قاعده است که هروقت ترس و اضطراب و دلشوره و غصه سراغ انسان می آید این نشان می دهد که ما در مقابل شیطان یکجا کرنش کردیم ، باج دادیم به شیطان که الان دچار افسردگی شدیم . اساساً همان طور که قرآن می فرماید : پیام شیطان غم و افسردگی و اضطراب است ، حمله از جلو و عقب هر دو اینها را دارد . غم ، اضطراب ، افسردگی ، دلشوره با آن هست ، لذا کسی که اهل شکر نیست زیاد دچار این حالت می شود . کسی که چشم ندارد نعمت های خدا را خوب ببیند ، خوب نمی تواند کارهای خدا را با خودش ببیند ، نعمت های الهی را ببیند او زیاد دچار این حالت ها می شود . و به طور کلی قاعده این هست که هرگاه دیدیم که دچار این حالت شدیم بدانیم که یک جا کوری کردیم ، یک جا کوری به خرج دادیم ، یک جا نعمت های خدا را ندیدیم ، خدا را ندیدیم ، یک جا آن ماهیت جنینی خودمان تو رحم دنیا را فراموش کردیم و نظام ابدیمان را غفلت کردیم از آن . اینجور نیست که سراغ یک کسی بی دلیل بی انگیزگی ، غصه ، اضطراب ، بی هدفی ، احساس پوچی بیاید . اگر یک کسی بیاد معلوم است که کور بوده ، معلوم است که ندیده خیلی از نعمت ها را ، خودش و خدا را ندیده ، نعمت های حقیقی را ندیده ، نعمت های انسانی را ندیده و به همین جهت دچار اضطراب ، افسردگی ، دلشوره ، ترس ، ناامیدی ، بی انگیزگی ، احساس پوچی رسیده ، این به عنوان یک قاعده دست ما باشد چون خود خدا دارد این قاعده را در قرآن به ما می دهد ، ما هرگاه این حالت آمد سراغمان باید بدانیم کوری کردیم ، یک جا کفرانی صورت گرفته که در مقابل این کفران ها این حالت دارد به ما دست می دهد ، یک جا حتماً کفرانی کردیم ، حتماً کوری کردیم ، حتماً پوشاندیم خوبی ها و نعمت ها و زیبایی ها را و نمک نشناسی کردیم ، پر توقعی کردیم که حالا رسیدیم به این حالتی که فکر می کنیم با قرص و دارو می شود حلش کرد . در حالی که اینچنین نیست ، شما با هیچ قرص و دارویی نمی توانید این حالت هایی که به ما دست می دهد را ریشه کن کنید از وجودتان ، ممکن است انسان با یک وسیله ای مثل قرص و دارو یا بعضی با انگیزه ها و انگیزش ها بتوانند موقتاً خودش را از اون حالت دربیاورد اما ریشه کن تو وجود انسان نمی شود . اینکه حضرت می فرماید : مؤمن نشاطش دائمی است ، المؤمن ُ دائم نشاطُ . نشاطش دائمی است . ببینید عامل نشاط دائمی ایمان قدرتمند است یعنی هرچقدر ایمان افزایش پیدا می کند ، نشاط دائمی هست ، اون جایی که نشاط نیست چی هم نیست ؟ ایمان هم نیست . این را مسلم باید بدانیم اونجایی که ما دچار این حالت ها می شویم حتماًدر ایمانمان دچار آسیب شدیم ، حتما کم آوردیم که دچار این حالت ها می شویم . بنابراین شکر جایگاهش فوق العاده مهم است ، اگر کسی بتواند فرهنگ شکر را ، ملکه شکر را بر خودش حاکم بکند ، ایجاد بکند در خودش شکر را ، قطعاً از حمله های چهارگانه شیطان در امان خواهد بود .

خوب یک تتمه ای از بحث شکر باقی مانده من چند روایت در این زمینه خدمتتان عرض کنم ، اینها هم فوق العاده مهم هست ، خوب یک صلوات ختم بفرمایید . درباره که اثر شکر که نعمت هست قبلاً هم صحبت کردیم باز هم صحبت می کنیم چون خیلی مهم هست . به هرحال انسان در طول زندگی نعمت های زیادی را خداوند تبارک و تعالی به او می دهد ، بسیاری از اونها را نمی بیند ، کوری می کند ، به خرج می دهد اونها را نمی بیند . یک تعداد مشخصی از نعمت ها هست که متأسفانه و متأسفانه اگر به ما بگویند بنشینید نعمت ها را بنویسید که زندگی شما چه شیرینی ها و چه زیبایی هایی دارد ، به قدری ما کافر هستیم و کفور هستیم ، کافر به همان معنایی که قبلاً توضیح دادم ، پوشاننده نعمت ها هستیم که معمولاً اگر از اوضاع زندگی ما سؤال کنند معمولاً ما غالباً گله ها و شکایت ها و تاریکی ها را ذکر می کنیم . یعنی کمتر کسی هست که وقتی بهش می گویند زندگی خودت را معرفی کن ، اون کاری که خدا با او کرده ، نعمت هایی که خداوند تبارک و تعالی بهش داده بیان کند ، راضی باشد و شاکر باشد و خوشحال باشد . غالباً وقتی می گوییم غم ها شروع می شود . اصلاً خدا را که اصلاً نمی بیند و نعمت های عظیم ابدی که خداوند در اختیارشان قرار داده اصلاً نمی بیند . اینها را اصلاً جزء نعمت حساب نمی کنند . علت اساسی او هم من به شما بگویم تو بحث انسان شناسی توضیح دادیم ، باز هم توضیح خواهیم داد . علت اصلی اش این است که اساساً کسی که خودش را نمی شناسد و خودشناسی ندارد و خود انسانی اش را و خود حقیقی اش را نمی شناسد و باهاش انس ندارد ، هر چی خدا به این خود ابدی ، خود الهی ، خود حقیقی نعمت بده او اصلاً اینها را جزء نعمت حساب نمی کند . غالب انسان ها خودشان را حیوان معنا می کنند یا زن یا مرد ، می گوید اینجوری هست دیگه من یا زنم یا مرد ، جنبه جنسی ، جنبه طبیعی ، جنبه زمینی ، جنبه دنیایی شان را انسانیت خودشان می دانند . می گوید خوب حالا مثلاً خدا به تو چه نعمت هایی داده ، نعمت ها را بشمار ببینم ، به من بگو ببینم چه نعمتهایی خدا به تو داده ؟ بعد فهرست که می کند می نویسد می بینی تمام اینها مربوط به جنبه های بدنی و جنسی و طبیعی و شوهر دارم ، زن دارم ، بچه دارم ، پدر دارم ، مادر دارم می بیند هیچ کدام به جنبه انسانی مان مربوط نیست . خانه دارم ، شغل دارم ، سلامتی دارم ، عافیت دارم . همین جوری بگویید نعمت یعنی چی ؟ دنیا یعنی چی ؟ لطف خدا یعنی چی ؟ اون همین ها را خیلی حس می کند چون خودش را نمی شناسد ، نسبت یک انسان به خودش نگاه نمی کند که نعمت های الهی و داده های الهی ، داده هایی که به بخش انسانی داده شده ببیند و بعد شاکر باشد . به نظام ابدی خودش توجهی ندارد ، اصلاً به خودش به نگاه ابدی نگاه نمی کند که بخواهد شاکر باشد . ببیند در مقیاس ابدیت خداوند چه ثروت هایی را ، چه نعمت هایی را در مقیاس ابدی برای من ، مقیاس ابدی و نظام ابدی برای من داده . چون این قسمت را نمی بیند هرچی خدا به او بده ناسپاسی و کفوره برای همین هم شیطان راحت می تواند دلشوره نسبت به آینده در او ایجاد بکند ، حمله از جلو ، دلشوره نسبت به دارایی ها به امکاناتش ایجاد بکند ، دلشوره نسبت به گذشته اش ایجاد بکند ، دائماً خودش را غصه دار بکند ، راحت خیلی خیلی راحت یک همچین آدمی را می تواند بی انگیزه بکند ، خیلی خیلی راحت یک همچین آدمی را می تواند پوچ بکند ، احساس پوچی ، احساس سردرگمی ، احساس بی هویتی بهش بده خیلی راحت . اما یک کسی وقتی درست به خودش نگاه بکند وقتی به او بگویند خدا بهت چی داده ؟ نعمت های الهی را شمارش بکن یک دفعه می بینی که یک جور دیگر فکر می کند ، یک جور دیگر برمی شمرد ، یک جور دیگر می نویسد با اینها خیلی سرمست می شود ، با اینها خیلی شاد می شود ، اگر کسی نتواند این نعمت ها را ببیند ما چه طور می توانیم بگوییم بعد بیاید زیارت عاشورا را بخوانیم بعد هم می خواهیم جای امام حسین (ع) ، اصحاب امام حسین (ع) به اونجاها می خواهیم برسیم ، اَن یَرزُقَنی طلب ثارک ، طلب ثاری اَن یجعَلنی معکم فی الدنیا و الاخرة اَن ، این دیگه ، این ادعا دیگه خیلی بزرگ است ، اَن یجعَلَنی المقام المحمود لکم عندالله ، من می خواهم به اون مقامی که شما پیش خدا دارید برسم . عزیز من تو هنوز شاکر نیستی که بتوانی مثل امام حسین (ع) باشی . اصحاب امام حسین (ع) ، زینب کبری سلام الله علیها توی اون مصائب ، مادر شهید ، خاله شهید و عمه شهید ، خواهر شهید و خودش هم اون همه مصائب ، تازه می گوید ما رأیتُ الّا جمیلا ، جز زیبایی هیچی ندیدم . باید یاد بگیریم فرهنگ حضرت زینب سلام الله تعالی علیها اینها را بتوانیم ترجمه کنیم و الا شما چه جوری می گویید می خواهید محشور بشوید با حضرت زینب (س) ، ما راه امام حسین (ع) را می خواهیم برویم ما اصلاً عزادار حقیقی هستیم ؟ می خواهیم واقعاً عزاداری بکنیم و اتحاد داریم ، سنخیت داریم با امام حسین (ع) ؟ اصلاً اینجوری نیست که وقتی تو غصه داری ، وقتی تو یک آدم پژمرده هستی ، یک آدم افسرده هستی چه جوری می خواهی ملحق بشی به امام حسین (ع) ؟ اونها تو اوج مصائب شاد بودند . ماکه حالا اون مصائب را نداریم ، اون مصائب را نداریم . مصائب طبیعی زندگی هم که تو زندگی معمولی ما اعم از کافر و مؤمن وجود دارد باعث می شود ما از لذت های بی شمار ابدی ، از خداوند ، از معنویت ، از قرآن که شراب مؤمن است ، از نماز ، از ذکر ، از صلوات ، از پیامبر و آل ، از همنشینی با اونها ، از خدمت به امام زمان (عج) ، از وقف شدن برای آنها ، از کار کردن برای آنها همه اینها کور باشیم ، محروم کنیم خودمان را ، اصلاً لذتی هم نبریم اگر هم این کارها را بکنیم نهایتاً فکر ثواب هستیم ، یعنی مزدوری ، یعنی معامله ، یعنی بده بستون ، عشقی تو کار نیست ، مودتی تو کار نیست ، دلشادی وجود ندارد . برای این کار لذا ما باید دائماً این حال را در نظر بگیریم که ذره ذره ، قدم به قدم به شکر نزدیک تر بشویم .

حالا من اینجا بعضی از تمرین هایی را که معصومین علیهم السلام دادند به ما اینها را خدمتتان عرض می کنم . این فرمایشی که عرض می کنم از امیرالؤمنین (ع) هست می فرماید که : اَحسَنُ الناس حالَ فی النِّعم من استدام حاضِرَها بالشُکر ، بحث نگه داری نعمت را داشتیم صحبت می کردیم در موردش که شکر نعمت هایی را که انس داریم می خواهیم این نعمت ها بماند برایمان ، ببینید ما خیلی وقت ها این عبارت را در زیارت حضرت معصومه (س) و در زیارت بعضی از بزرگان دین داریم . کمتر کسی پیدا می شود ، به ندرت کسی پیدا می شود زیارتنامه را بخواند به اینجا که می رسد دلشوره پیدا بکند ، گریه اش بگیرد ، اضطراب بیاید سراغش ، اشک بریزد این چیه اون دعا ؟ لا تَسلَب مِنّی ما اَنا فیه ، یعنی همین در محضر خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها که به قدری خانم جلیل القدر هستند ، بزرگ هستند که امام صادق (ع) فرمود : اگر به تنهایی تمام اهل محشر را شفاعت کند خدا می پذیرد ، همین یک خانم ، همین یک خانم به قدری در نزد خدا عظمت دارد که می فرماید : اگر به تنهایی اهل محشر را شفاعت بکند خداوند به احترام ایشان می پذیرد ، اینقدر عزیز ، اینقدر بزرگ این خانم . من در محضر این خانم ایستادم دارم زیارت می خوانم ، اصلاً چه افتخاری که ما به محضر خانم حضرت معصومه (س) رسیدیم آقا سخن های رودررو ، ملاقات ، زیارت حقیقی این خانم واقعاً چشم تو چشم با ماست . ما حالا کوریم ، مشکل از ماست . چقدر خوب است انسان به محضر ایشان مشرف بشود بتواند دقایقی با ایشان حرف بزند ، آن جملات و کلمات زیبای زیارت خانم را در نظر بگیرد . یا زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) این بزرگانی که اینجا در محضرشان هستیم . خوب بعد آنقدر این ملاقات شیرین ، آنقدر جذاب ، آنقدر افتخار ، آنقدر شأن ، آنقدر شرافت که اونها از زبان یک انسان که مشرف شده به این مقام دارند زیارت می گویند ، ماها چون معمولاً خودمان را یا زن می بینیم یا مرد می بینیم از نگاه حیوانی به خودمان نگاه می کنیم . یک کسی ، یک خانمی رفته زیارت ، یک آقایی رفته زیارت اینجوری نگاه می کنید دیگه ، نگاه طبیعی به خودمان نگاه می کنیم ، بعد خیلی این کلمات برای ما شفاف نیست ، مفهوم نیست . ولا تُسلب مِنّی ما اَنا فیه ، خدایا من الان تو محضر این خانم هستم ، تو این حرم ، تو اینجا این را از من نگیری ها ، این نعمت ، یک لطف بزرگ در حق ما که من بتوانم هفته ای یک بار مشرف بشوم تو محضر اینها . تو نظام طبیعت به ما می گویند آقا این سالی یک بار مثلاً با رهبر ، سالی یک بار با رئیس جمهور شام می خورد ، یک چایی می خورد ، چقدر پزش را هم می دهد ، اصلاً هیچ شرافتی هم ممکن نباشد ، اصلاً حالا یک کسی هم من هر هفته رفتم خدمت حضرت عبدالعظیم (ع) می دانید وقتی شما می روید زیارت اینها با همین هویت قیامت محشور می شوید ، به عنوان یک دوستی که همیشه در ارتباط بوده با اینها ، اونها هم همین جوری با شما برخورد می کنند ، همین جوری هم بعد از مردن می آیند استقبال ما به عنوان یک رفیقی که هر هفته می آمده به ما سر می زده . یک دوستی که هفته ای چند بار ، هر هفته چند بار ، ماهی چند بار می آمده به ما سر می زده . خیلی این نعمت عظیم است ما این را با کجا ، با چه مقدار از دنیا می توانیم برابرش بکنیم ؟ والله العلی العظیم ، اگر همه دنیا را یک طرف قرار بدهند با همه این نعمت ها اصلاً در برابر این نعمت ها برابری نمی کند ، خیلی خیلی کوچکتر از این نعمت است که ما مشرف شدیم به محضر اینها بعد فقط یک آدم فهمیده است که می فهمد چه نعمت عظیمی است . بعد می گوید خدایا با دلشوره ، با گریه خدایا این را از من نگیری ، این را از من نگیر ، ما تسلب مِنّی ما اَنا فیه ، اون حالی که من در آن هستم ، این جایی که من الان قرار دارم ، اینجایی که تو لطف کردی من را آوردی اینجا این را از من نگیر ، نشه یک موقعی محروم بشوم . خوش بحال کسی که وقتی حضرت معصومه (س) ، حضرت رضا (ع) ، حضرت عبدالعظیم (ع) ، حضرت امامزاده طاهر ، حضرت امامزاده حمزه ، بزرگان دیگه علیهم السلام وقتی به دل ما نگاه می کنند می فهمند که ما قدر این ملاقات ها را می دانیم ، می فهمند که ما از ملاقات با اونها چقدر شادیم ، چقدر خوشحالیم ، اون قدر سرمستیم که با اونها ارتباط داریم و رفت و آمد داریم ، سرکشی داریم به اینها که نبود هیچ کس دیگه ما را اذیت نمی کند . از مهرت ای خورشید جان چون ذره ام هرسو روان ، مجذوب حسن دیگران ای ماه خوبان نیستم . خوش به حال کسی که اونها وقتی به دلش نگاه می کنند این را تو دلش پیدا بکنند ، خوش به حال کسی که وقتی خدا به دلش نگاه می کند ببیند که این وقتی آمده تو حرم امام رضا (ع) همه دلشوره اش این هست که آخرین زیارت نباشد ، خوش به حال کسی که وقتی زیارت عاشورا را می خواند وقتی به این فقره می رسد ، نگاه کنید تو تمام زیارت ها هم گنجاندند این رابطه عشقی را وَ لا جعله اللهُ آخر العهد منّی لزیارتکم ، خدااین را آخریش قرار نده ، آخرین ملاقات قرار نده این را ، این را فقط آدم های حسابی ، آدم های شریف ، آدم های بزرگ ، آدم هایی که خودشان را می شناسند ، آدم هایی که قدر خودشان را می دانند می توانند این فقره را درست بخوانند . این نعمت ها را ما می خواهیم حفظش کنیم . حالا علی (ع) چه می فرماید ؟ می فرماید که : اَحسَنُ الناس فی النِّعم مَن استدام مَن حاضرَها بالشکر ، بهترین حال برای مردم ، خوشحال ترین مردم چی هست ؟ فی النِّعم . در مورد نعمت ها ؟ خوشحال ترین مردم ، یعنی بهترین حالت برای مردم درباره مردم این هست که مَن استدام حاضِرها بالشکر . یک کسی عرضه داشته باشد به وسیله شکر ، به وسیله شکر حفظش کند نعمتش را ، نذاره از دستش بدهد . شکر یعنی چی ؟ توضیح دادیم جلسه قبل ، اینکه قدرش را بدانی قلباً ، اینکه برایش خوشحال باشی اینکه داری خدا را شکر کنی از اینکه این را به تو دادند ، ممنون خدا باشی . تشکر کنی از خداوند ، خدایا این را به من دادی می فهمم که چی را بهم دادی ، می فهمم چی گیرم آمده ، می فهمم چی دارم ، تو چه موقعیتی هستم ، نمک نشناس نیستم . یکی این و یکی اینکه از این نعمت خوب استفاده بکند . معنای خوب استفاده کند را توضیح خواهیم داد که خوب استفاده کند یعنی چی . الان اجباراً می فهمیم که از نعمت قدرش را بداند ، خوب استفاده کند ازش ، حالا اینکه خوب استفاده کند چی ها هست ، چه مواردی هست اینها را هم انشاءالله توضیح خواهیم داد . وَرتَجَعَ فأتها بالصبر ، وَرتَجَعَ فأتها بالصبر یعنی اون چیزهایی را هم که از دست داده به وسیله صبر به او برگرداند ، یعنی بهترین حالت برای افراد این هست که بتواند همانی که خدا به او داده بتواند با شکر نگهش دارد ، از اینکه خدا چیزی نصیبش کرده قدر بداند ، خوب این را بشناسد و بعد اگر چیزی هم از دستش رفته اون را با شکر با صبر ، نه ناشکری و کفران ، قرقرزدن و ناسپاسی و حرف های بد زدن ، بی طاقتی و جزع و فزع ، نق زدن ، شکایت خدایی ناکرده اینها خیلی بد است ، نه ، با صبر ، با یک صبر زیبا برگرداند . صبر یعقوب که می گوید صبر جمیل ، یک صبر زیبا که حالا که یوسف از دستم رفته ، تا برگرده خدا برش گرداند . نق نزند انسان ، قر نزند انسان ، شاکی نشود از خداوند تبارک و تعالی ، سرمست سایر نعمت ها باشد نه اینکه اگر چیزی از او گرفته شد فقط همین که از دستش گرفته شد بیند و بنشیند غصه همین را بخورد ، لذت هزاران نعمت را به خودش حرام بکند ، مستی هزاران نوازش خدا را به خودش حرام بکند و غصه چیزی که ازش گرفته شده را بخورد این خیلی بد است . برای همین عزیز من اگر دچار افسردگی بشوید ، اگر دچار پژمردگی بشوید ، دچار احساس پوچی می شوید ، دچار بی انگیزگی تو زندگی می شوید برای این است که ما شاکر نیسیم ، اهل کفریم ، اهل کفر ، اگر یک موقعی خدایی نکرده نعوذبالله خداوند از ما سؤال بکند تو که نشستی غصه از دست دادن فلان چیز را فلان کس را خوردی ، نعمت های دیگه ای وجود نداشت برای تو ؟ من به تو لطف های دیگه ای نکرده بودم ؟ انگیزه های دیگه ، لطف های دیگه اینها وجود نداشت که تو فقط نشستی زندگی خودت را و بقیه را تار و تیره کردی ، اعصاب خودت را ، خانواده ات را خراب کردی ، زندگی را ، شیرینی زندگی را به خودت و اعضای خانواده ات حرام کردی برای اینکه مثلاً فلان چیز از دست رفت ، یا فلان کس از دست رفت . اصلاً ما یک همچین فرهنگی نداریم . این خیلی کار بدی است . خوب روایت بعدی را بخوانم صلوات ختم بفرمایید .

فرمایش بعدی از امام صادق (ع) هست : مَن شَکَرَ علی ما اوفین فقد استوجبَ علی اللهِ المزید ، هر کسی که نعمتی را که خدا به او داده شکرش را بجا بیاره ، شکر نعمت را بجا بیارد ، شکر نعمت یکی اینکه اول بشناسد نعمت را یعنی واقعاً اعتراف کند خدا چی به او داده ، بپذیره این را ، قلباً بشناسد اون نعمت را و از او هم خوب استفاده کند ، می گوید : فقد استوجَبَ عای الله المزید ، این شخص از ناحیه خدا مسوجب مزید نعمت هست . یعنی وقتی خدا ببیند یا با یک نفر آن چیزی که به او داده قدرش را می داند ، خدایا ممنونم ، خدایا تشکر می کنم از تو ، خدایا من استحقاق این را نداشتم لطف کردی در حقم ، خدا می گوید : این بنده نمک شناسی است ، قدرشناسی است بیشتر به او می دهیم . ولی اگر خدایی نکرده انسان کفران بکند فَمَن اَضاع الشُکر فقد خاطَرَ بالنِّعم و لم یعن التَّغیرُ و النِّعم ، می فرماید که : اگر کسی شکر را ضایع بکند ، اَضاع الشکر ، شکر را ضایع بکند ، قدر نداند ، قر بزند ، شما نگاه کنید چقدر آدم ها وقتی که زنشان را از دست می دهند یا طلاق می دهند ، طلاق می گیرند یا بچه شان را از دست می دهند یا مثلاً یک فراقی ، یک حادثه ای اتفاق می افتد یا یک نعمتی را قدرش را نمی دانند بعد از آن می گویند اِاِاِ ما بعد از این همه سال چقدر ناسپاسی کردیم ، قدرش را ندانستیم . واین به خاطر اینکه ما طبیعت گرا هستیم ، حالت غالب ماست که ما قدر همدیگر ، قدر نعمت هایی را که خدا داده را نمی دانیم و توقعات بیجا ، انتظارات بیجا ، عصبانیت ها و دلخوری های بیجا نسبت به همدیگر داریم الی ماشاالله . من به جرأت می گویم اکثر قریب به اتفاق دلخوری های ما از دیگران به خاطر کفر است به خاطر اینکه ما شاکر نیستیم ، به جا نیست ناراحتی های ما ، نارضایتی های ما از دیگران بسیاریش بجا نیست روی خودخواهی ، روی هوای نفسی که ما داریم از دیگران راضی نیستیم ، دلخوریم ، من یک خواهشی می کنم برای اینکه ما از این جهنم دربیاییم بتوانیم یک حالت آرامش ، شادی را بر زندگی خودمان ، دنیایمان حاکم بکنیم ، چون گفتیم ما اگه نتوانیم تو دنیا شاد باشیم ، شب اول قبرمان هم نمی توانیم شاد باشیم این قاعده را یادتان نره که گفتیم قبرهامان نفس ماست و نفس ما همان قبر ماست ، کسی که اینجا نمی تواند شاد باشد با نعمت های الهی شب اول قبر به بعد فقط فشار قبر دارد ، عذاب و بدبختی دارد ، تاریکی دارد ، کسی که همه چیز هی برایش تاریک می شود تند و تند و تند دچار بی انگیزگی ، بی حالی ، پوچی ، افسردگی می شود ، دچار عصبانیت ، دل رنجی ، زودرنجی ، حساسی ، دلخوری از این و آن می شود این آدم خیلی بیچاره است . این معدل دنیاییش که معلوم نیست چند ساله ، چند هزار ساله آخرتی باشد هی ساعت هایش را با غم و غصه و اضطراب و نگرانی و دلشوره ، غصه خوردن و رنجش از این و آن سپری می کند این خوب معلوم است دیگه آخر چند سال می شه این مقدار عمری که این همیشه تو زندگی اینجوری بوده با دیگران ، از دخترش ناراضی ، از پسرش ناراضی ، از شوهرش ناراضی ، از زنش ناراضی ، از پدرش ناراضی ، از خانواده همسرش ناراضی ، از مادرش ناراضی خیلی آدم بیچاره ای است ، خیلی آدم گرفتاری است یک کسی که نمی تواند خودش را آرام کند این چقدر بعدها گرفتار خواهد شد ، چقدر مشکلات دارد . ما برای اینکه این کار را ، فرمول را عرض کنم خدمتتان خواهشی که دارم این است که برای اینکه ما نه تو دنیا دچار این فشار روح بشویم نه در آخرت دچار فشار قبر بشویم ، هروقت ، هر وقت قراره از یک کسی ناراحت بشویم ، بین ما و یک کسی دلخوری ایجاد بشود ، هرکس مهم نیست کی است ، هرکس حتی از خدا ، حالا گاهی وقت ها انسان از خدا هم دلخور می شود ، از اهل بیت دلخور می شود فکر کنیم آیا حق واقعاً یا نه ، هی خودخواهی نیست ؟ آیا در مقابل توقعی که من دارم خودم چگونه هستم ؟ اینکه خدا رحمت کند میرزا را فرمود : توقع داشتن حتی از خدا هم بده برای همین توقع آدم را شیطانی می کند ، توقع آدم را افسرده می کند ، توقع درهای خودخواهی را روی انسان باز می کند ، بریم فکر بکنیم در موردش چرا ؟ چون این مفت تمام نمی شود هربار دلخوری ، آدم هایی که تعداد دلخوری هاشان از آدم ها ، تعداد رنجش هاشان ، تعداد عصبانیت هاشان ، تعداد نارضایتی هاشان بیشتر هست میزان فشار قبرشان هم بیشتر هست ، این مفت تمام نمی شود پای ما . آقا اگه الان قرار باشد امام زمان (عج) ظهور بکند بگوید من چون شماها را دوست دارم نمی خواهم شماها فشار قبر بکشید ، به تعداد عصبانیت هاتان ، به تعداد رنجش هاتان ، به تعداد حساسیت هاتان ، به تعداد نارضایتی هایی که از آدم ها داشتید همین جا و دنیا زندان می برمتان به جای اون زندان اونجا که قرار برید توی تنگنا و گرسنگی و ترس و مار و عقرب و گرفتاری های دیگه ، غم و غصه اینجا همین زندان قصر خودمان می اندازیمت تو زندان قصره اینجا به معدل ناراحتی ها اینجا زندان بروید . ببینیم ما چقدر باید زندان برویم ؟ اصلاً ما همین هم داریم ، نه می گوید تو خانه خودتان در را ببندید ، حبس بکنید خودتان را ، خودتان را حبس بکنید ، الان شما نگاه بکنید چقدر الان حجم زیادی از فشار قبر و گرفتاری برای خودمان ذخیره کردیم ، اگر می خواهید بدانید نگاه کنید به اطرافیانتان ببینید بیش از اینکه شما برای اونها مفید باشید ، توقع دارید اونها برای شما باشند همه اش ، الان فهرست بدهند بگویید آدم ها بیایند اعلام بکنند که چند نفر از مردم از اطرافیانشان راضی اند ؟ غالباً می گویند ما راضی نیستیم از همسرم ، نه راضی نیستم ، خیلی بده ، چقدر هم خوب فراشکنی می کنیم می گوییم از همسرم راضی نیستم ، مقصر هم او هست . از پدر و مادرم ، نه راضی نیستم ، از همسرم راضی نیستم ، از فرزندانم راضی نیستم آن وقت بعضی ها بی حیایی می کنند به زبان هم می آورند . یک پدر نادان ، بداخلاق ، پرتوقع می رود به بچه اش می گوید تو دیگه بچه من نیستی ، اصلاً تو بچه من نیستی ، من بچه ای ندارم به این اسم ، به دخترش می گوید به پسرش می گوید ، یک مادر نادان ممکن است به بچه اش همچین حرفی بزند ، آقا به این راحتی ؟ اصلاً دقت نمی کنند تو حرف زدنشان که آخه بابا چه احساسی به طرف مقابل دست می دهد وقتی تو باهاش اینجوری حرف می زنی ؟ وقتی یک دفعه همین جوری قیچی می اندازی رابطه را قطع می کنی ، مرد نادان یک دفعه خیلی راحت از دهانش خوب برو طلاق بگیر ، طلاقت می دهم ، بیا فردا برویم دادگاه خیلی راحت . یا زن الان نود درصد آمار طلاق ها مال زن هاست . تا می گوید دو بیشتره یا سه ؟ برویم طلاق بگیریم ، بچه های ناسپاس از خانه فرار می کنند خیلی زود ، بابا نه نه را ترک می کنند . حالا شما نگاه کنید وقتی باطن اینها فشار قبر است ناسپاسی یک چه گرفتاری آن طرف برای خودمان رقم می زنیم . تا دنیا دنیا بوده اینجوری بوده از روز اول . از اول خلقت تا الان همین خانواده ها ، خانواده انبیاء ، خانواده امامان ، خانواده اولیاء بیشتر مشکلات داشتند تو خانوادشان ، گرفتاری داشتند ، علما ، مراجع ، بزرگان ، غیر این همه ، نه من مشکلم یک مشکل خاص است حاد است ، مال من یک چیز دیگه است . قرآن خیلی زیبا می گوید ، می گوید : اصلاً شما علت اینکه از دیگران حواستان جمع باشد ، من شماها را با همدیگر امتحانتان می کنم ، زن را با شوهرش امتحان می کنم ، شوهر را با زنش امتحان می کنم ، بچه ها را با پدر و مادرشان امتحان می کنم ، پدر و مادر را با بچه ها امتحان می کنم ، یک خانم را با مادرشوهرش امتحان می کنم با پدرشوهرش امتحان می کنم ، یک آقا را با باجناق و پدرزن و مادرزن امتحان می کنم . آدم هایی که سر راه ما قرار می گیرند خیلی وقت ها ما حالمان گرفته می شد از اینکه اینها سر راه ما قرار گرفتند حواسمان باشد خدا دارد می گوید : من دارم امتحانتان می کنم ، بابا من دارم خودم سؤال امتحانی را دادم بهت ، قرآن می گوید : من سؤال امتحان دادم بهت ، حواست باشد ما می خواهیم از این امتحانت کنم . اگر یک آدمی سر راهت قرار گرفت که خوشت نیامد مواظب باش که جهنمی نشی ، تکبر نیاید سراغت ، حسادت نیاد سراغت ، نمی دانم بدجنسی نیاید سراغت ، خودخواهی نیاید سراغت اینها امتحان است دیگر ، اصلاً اگه اینها سر راه ما قرار نگیرند ، آدم هایی ما خوشمان نمی آید ما چه جوری می توانیم اسماءالله را در خودمان پیاده کنیم ؟ چه جوری می توانیم آدم بشویم ؟ چه جوری می توانیم بفهمیم ضعف هایمان را . ما تا اینکه شبیه خدا بشویم ، متخلق به اخلاق خدا بشویم چیه ؟ باید آدم های مختلف با سلیقه های مختلف ، توقعات مختلف سر راه ما قرار می گیرند ما گرفتارشان بشویم تا معلوم بشود ما آدمیم یا نه ، تا معلوم بشود ما خودمان را ساختیم یا نه . قرآن دارد صریحاً می گوید که من شماها را ، بعضی هاتان را با بعضی امتحان می کنم ، وای به حال کسی که هی پس بزند ، هی فرار بکند ، هی دربره ، هی جهنم درست می کند ، هی درگیری درست می کند ، هی دلخوری درست می کند ، هی حرف های دلسردکننده می زند . اضاع الشکر خیلی کلمه بزرگی است کسی که شکر را ضایع بکند فقد خاطر فی النِّعم ، این نعمت ها را به مخاطره می اندازد ، یعنی چی ؟ یعنی همین شروع کردی نق نق کردن ها ، مطمئن باش از دست می دهید نعمت را ، قدر عروس را نمی داند ، قدر داماد را نمی داند ، قدر فرزند را نمی داند ، قدر همسر را نمی داند ، می گیرد از تو ، تو لیاقت نداری ، شما الان یک موقعی بچه ما یک ذره نق نق بکند نسبت به چیزی که توی خانه دارید ، غذا زحمت کشیده مادر درست کرده با چه زحمتی بچه هی نق می زند ، مادر می گوید : اصلاً نمی خواهید بخوری می گوید برو همان نان خشک بخور ، برو نان خالی بخور نمی خواهی بخوری کار خوبی هم هست اتفاقاً ، کار درستی هم هست بچه ای که قدر نداند باید بهش غذا ندهند ، غذای دیگه ای بخواهی خبری نیست برو دنبال کار خودت ، ایناها نان و پنیر هست ، سبزی هست ، ماست هست ، نان خالی هست بخور این خوردی خوردی نخوردی خبری نیست . ما خودمان همین کار را می کنیم ، خدا هم همین کار را می کند قدر ندانید می گیرد از ما . می فرماید که : فقد خاطَرَ بالنِّعم و لم یَعمَل فی التغیُّر ، این دیگه خیلی خطرناک می شود و النَّعم ، می گوید : این شخص از دگرگونی و زوال نعمت در امان نیست ، کسانی که هی نق می زنند ، هی حساسیت دارند ، هی زودرنجی دارند ، هی ناسپاسی دارند ، هی ناشکری دارند ، هی دائماً افسرده می شوند و پژمرده می شوند ، هی دائماً با وجود آن همه نعمت های الهی احساس پوچی می کنند ، خدا از آنها می گیرد . می خواهم این را بگویم خدمتتان هشدار خیلی مهم این هست با افسردگی و پژمردگی و بی حوصلگی و احساس پوچی و نق نق کردن ما نه تنها حالمان خوب نمی شود بلکه چی ؟ حضرت می فرماید چی ؟ خودتان را خاطَرَ خودتان را مخاطره انداختید ، نعمت را به مخاطره انداختید . بدتر می شود حالتان ، اینجور نیست که بگویید هی اگه خودت را بندازی ، آویزان خدا بکنی ، آویزان اهل بیت بکنی ، هی بروید دائماً قر بزنی و نق بزنی وضع بهتر بشود ، می بینید نه رفتید ناسپاسی کردید ، توی حرم نشستید ناسپاسی می کنید ، گله می کنید ، شکایت می کنید که نمی دانم من را از دست فلانی نجات بده بعد می بینی پات هم می شکند ، یک تصادف هم می کنی ، یک نعمت دیگه هم از دست می دهد . انسان نه می گیره به بدتر از اون دچارت می کند ، به صد برابر بدتر از اون دچارت می کند پس اشتباه نکنیم نعمت ها را خوب ببینیم ، شکرش را خوب بجا بیاوریم ، اونهایی که خدا به ما داده در مقابل چیزهایی که گرفته اصلاً قابل مقایسه نیست . عرض کردم ما در اقیانوس نعمت های الهی غرق هستیم حالا از این اقیانوس دو تا کاسه هم برداشته بشود چیزی از او کم نمی شود . ما همچنان ، همچنان هیچ بشری نیست ، هیچ انسانی نیست که غرق نعمت های الهی نباشد هرچی هم گرفته شده باشد از او باز هم غرق نعمت های الهی هست ، خوب به اونی که هستیم دلشاد باشیم . خدا را شکر بکنیم . شما دیدید تو این جریان غزه مادری که بچه هاش را جلوش کشته بودند ، ازش بچه ها ش را گرفته بودند ، اعضای خانواده اش را کشته بودند جلوش ، آرامش ، با شادی ، با استحکام می گوید الحمدلله الحمدلله چه جوری شکر خدا را بجا می آورد . هیچ وقت با از دست دادن کسی نمی گوید پس من چی شدم ، من دیگه حالا بی پشت و پناه و بی کس شدم . خدا می گوید تو خیلی نادانی که من را نمی بینی ، آدم ها را کنار خودت می بینی و فکر کردی که تا الان آدم ها روزی تو را ، رزق تو را می دادند . پس من چی ؟ فرشته ها چی ؟ معصومین چی ؟ امام زمان (ع) چی ؟

حالا فعلاً عرض من این هست که ما نعمت ها را خوب بشناسیم از آنها بتوانیم خوب استفاده بکنیم ، اگر قدر ندانیم حضرت می فرماید : وَ مَن اضاع الشکر ، کسی که شکر را ضایع بکند ، ببینید ما تا الان خیلی چیزها را از دست دادیم به خاطر همین حالت بوده ، هیچ کس نیست که اگه به او بگویند بنویس این را بگوید من سراغ ندارم نعمت هایی که قدرش را ندانستم و از دستم رفته الان ، همه مان زیاد داریم از این نعمت های از دست رفته به خاطر اینکه شکر بجا نیاوردیم ، شکر را ضایع کردیم . پس اگر کسی شکر را ضایع کند نعمت را از دست می دهد و می گوید از تغیُّر و زوال نعمت دیگه این آدم در امان نیست . لیاقت به خرج بدهیم در رابطه با چیزهایی که به ما داده شده و در مورد نعمت های انسانی و نعمت های معنوی و نعمت های ابدی حال اکثر ما ، حال کسی یک که چون خودمان را نمی شناسیم ، از اینها متنفریم و دعا می کنیم . بیشتر دعاهای ما ترجمه اش این هست ، خواهش می کنم همه دقت بکنید ببینید به نوع دعاهاتان نگاه بکنید بعد اونوقت به این دعایی که الان می خوانید ببینید معنی اش چیه ، بسیاری از دعاهای ما که با خلوص هم انجام می دهیم ، خیلی هم برایش سرمایه گذاری می کنیم معنایش این هست که خدایا من را از خودت دور کن ، نعمت های الهی را از من بگیر ، نعمت های انسانی را از من بگیر جایش چی بده ؟ نعمت های طبیعی ، نعمت های حیوانی ، نعمت های زمینی من اونها را می خواهم . مصرف ندارم ، مصرف ندارم قرآن دادی مصرف ندارم ، اهل بیت دادی مصرف ندارم ، اما زمان (ع) مصرف ندارم ، استاد مصرف نداریم ، حرم مصرف نداریم ، درس مصرف نداریم ، علما را مصرف نداریم ، کتاب مصرف نداریم ، نماز مصرف نداریم ، ذکر مصرف نداریم ، بزم فطرت گرایی مصرف ندارم ، روضه مصرف ندارم ، حرم مصرف ندارم ، حضرت معصومه (س) مصرف ندارم اینها را می گوید خدایا حوصله اش ، اصلاً وقتش را ندارم چی بدهم بهت حالا ؟ جای اینها چی بدهم به تو ؟ ببینید ما چی ها می خواهیم ، آرزوهامان را نگاه کنید ، ببینید ما همه اش از خدا فرار از خودش ، دوری از خودش ، کنده شدن از فطرت ها و افزایش طبیعت ، افزایش طبیعت آرزوهای ما اینجوری هست . خوب یک آدم وقتی که اینجوری هست معلوم دیگه حال معنوی برای انسان به وجود نمی آید . خدا می گوید نگاه کنید این از من بیزار است می آید نماز بخواند اصلاً حوصله نماز خواندن ندارد ، این از حرف زدنش بعد از نماز اصلاً حوصله تعقیبات ندارد ، اصلاً خوشش نمی آید بنشیند با من حرف بزند . قرآن تو خانه اش هست بابا این پنجاه آیه ای که نوشتیم تو برنامه ها سر پنجاه آیه امیرالمؤمنین (ع) فرمودند : واجب است هرکس ، بعضی ها می آیند چانه می زنند سر این پنجاه آیه زیاد است این پنجاه آیه ما نمی توانیم بخوانیم ، مصرف نداره اصلاً ، خدا می گوید نگاه کن اینکه اصلاً حال خودش اینجوری هست ، اون از حرم رفتن هاشون ، این از قرآن خواندن ها ، این حرف زدنشان با من ، این از ارتباط با امام زنده و حی و حاضرشان که شاهدشان هم هست . خدا نکند خدا ما را تو این حالت ببیند خیلی بده این حالت اگر انسان داشته باشد . خوب حالا ما اگر این حالت ها را داشته باشیم چی ؟ چه جوری می توانیم بعداً برویم بگوییم که اللهم لک الحمدُ حمدَ الشاکرین لک علی مُصابهم ما هنوز به شکر لذت هایی که نعمت های قشنگی که بهمون اینها را ندیدیم ، نمی بینیم بعد می خواهیم برویم بگوییم که ادعا داریم ما بنده ها خدایا ما یک آدم هایی هستیم که به نداده ها ، حضرت سجاد (ع) می گوید : بلاهایی که سرم آمد به همان اندازه تو را شکر می کنم نسبت به بلاها که به نعمت هایت شکر می کنم . ما می خواهیم با این امام محشور بشویم ؟ بگوییم خدایا ما را به مقام این امام برسان ؟ این امام این طور است ، این امام آن رخاء و شدت در آسایش و راحتی در ابتلاء و آسایش و راحتی و برخورداری نعمت فرق نمی کند حالش با خدا اصلاً ارتباطش با خدا و معصومین و قرآن و نماز و معصومین و امامزاده ها و حرم و قرآن ارتباطش براساس دادن و ندادن نیست ، اصلاً ارتباطش براساس بده بستون نیست مزدورانه نیست این ارتباط ، یک ارتباط دوستانه است یک ارتباط عاشقانه است ، بدهند یا ندهند ، بگیرند ، نگیرند یک ارتباط انسانی به معنای حقیقی و ما تا این حالت بهمون دست ندهد حقیقت انسانی را اصلاً درک نمی کنیم ، حقیقت شکر را درک نمی کنیم بعداً هم نمی توانیم یک زیارت عاشورای حقیقی بخوانیم . و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین . دعا بکنیم با هم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام تعجیل در فرجشان ، رفع اضطرار از شیعیانشان مسلمین و مستضعفین جهان ، اجابت دعاها اینکه این سال ، سال جدید برای ما خیر و برکتی از جهت معنوی و مادی باشد ان شاءالله با همدیگر 5 مرتبه آیه اَمن یجیب را می خوانیم هدیه به محضر مقدسشان سه صلوات بلند ختم بفرمایید .

سؤال کردن که اگر دوباره شکر نعمت های از دست رفته را بجا بیاوریم آیا خدا اون نعمت ها را باز می گرداند ؟ بله این احتمال وجود دارد و بلکه خداوند بهترش را انشاءالله بازگرداند .

نعمت های ابدی را که مثالشان را خیلی زدیم تو این جلسه شاید ده پانزده نعمت را مثال زدیم دیگه اگه دقت کرده باشند این عزیزان .

نعمت خاصی را نمی شود گفت خوبه یا بده بعضی حالا انشاءالله تو بحث تقوا جلسه همین جلسه بعد که می خواهیم ادامه بدهیم توضیح می دهم ، نعمت ها بسته به این است که شما چه ارتباطی باهاشون برقرار کنید ، خیلی وقت ها انسان یک همسر خوب دارد با همسر خوبش به جهنم می رود به خاطر اینکه همسر خوبی نصیبش شده به جهنم می رود یک کسی برای اینکه همسر بدی داشته بهش می رود ، یک کسی چون پدر و مادرش خیلی آدم های خوبی بودند جهنمی می شود و برعکس . ما نمی دانیم به هرحال پدر و مادر خوب ، همسر خوب همیشه مبارک است یا نه ، این مبارک بودنش را در بحث لَعنَ اللهُ بنی امیه قاطباً توضیح دادیم در اوایل زیارت عاشورا ، این بحث اسماءالله هم توضیح خواهم داد اینها را .

پدر و مادر نمی توانند انسان را به چیزی که گناه است دستور بدهند و فرزند هم نباید اطاعت بکند توی گناه و معصیت خداوند تبارک و تعالی از هیچ کس .

سؤالهایی که به جلسه ربطی نداره را من نمی توانم اینجا توضیح بدهم اینها که سؤال شخصی دارند تو برنامه ها و جدول ها یا تو نامه ها که تلفن و آدرس داره بفرستند اینها را .

نشاط را توضیح دادم اینکه مؤمن نشاطش دائمی است یعنی اینکه مؤمن از داشته های خودش به قدری سرمست است با نعمت ها و ثروت های بی کران ابدی که خداوند بهش داده به قدری سرمست هست که داشتن و نداشتن دنیا نمی تواند در شادی او تأثیری بگذارد برای همین هم قرآن می گوید اگر چیزی را به دست آوردید شادی نکنید و اگر چیزی را از دست دادید غصه نخورید .

ما باید با رفتارمان در درجه اول بعد با زبان خوش به دیگران این را تفهیم بکنیم که قدر نعمت هاشان را بدانند و کفران نعمت نکنند .

شکرگزاری به نعمت هایی که مقدمه و پایه هستند برای نعمت های دیگه خودشان می توانند زمینه به وجود آمدن نعمت های دیگه و بزرگتر را برای ما فراهم بکند .

خداوند هیچ کس را از نعمت دوست محروم نمی کند . انسان باید ببیند اگر دوستی ندارد مشکل از کجاست مشکلش را حل بکند .

نه زیارت عاشورا یک وسیله ای هست که توضیح دادیم در جلسات اول ، هم مشکلات دنیایی باهاش حل می شود هم مشکلات آخرتی حالا عیبی ندارد اگر یک نفر تسلط کامل بر زیارت عاشورا ندارد یا معرفت کامل ندارد از اون به عنوان یک نعمت دنیایی استفاده بکند .

من مشاوره ندارم با کسی اگر سؤال هست فقط در قالب همین سؤالها و جدول ها و نامه ها خدمتتان عرض کنم .

در مورد بیماری ها سؤال کردند مگر بیماری ها کفاره گناهان نیست پس چرا ما باید درمانش بکنیم ؟ ببینید ما از خدا موظفیم هیچ کس حق ندارد از خدا بیماری را بخواهد یا اگر بیمار شد سهل انگاری کند در مداوای خودش این کار حرام و خیانت به بدن است ، فقط اگر بیمار شد فقط در مدت درمانی که انجام می دهد شاکر و سپاسگزار باشد ، اگر مرضی هم که خدا به او داد قابل درمان نبود اون موقع شاکر و سپاسگزار باشد اما اینکه پیش دکتر نرود یک ظلم یک خیانت است .

بهترین چیز که باید انسان آن را از خداوند بخواهد چیست ؟ سؤال خیلی خوبی است خدا و رضای خدا بالاترین نعمت هست که ما از خدا خودش و رضایتش را بخواهیم والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین . معنای شکرگزاری را توضیح می دهیم در روایت بعدی توضیح خواهیم داد .