خوب بحثمان در مبنای شکر در سجده آخر زیارت عاشورا بود ، گفتیم که شکر در مقابل کفر قرار دارد . کَفَرَ یعنی ستر و شکر که نقطه مقابل کفر است یعنی اظهار خوبی ها و نعمت ها اظهار الطافی که خداوند تبارک و تعالی و دیگران در حق ما می کنند . نکته خیلی مهمی که خواهش می کنم خیلی دقت بکنند عزیزان به این مطلب این است که هر کدام از شکر ، شکر از آن جهت که یک صفت است در نفس انسان تا یک ملکه است در نفس انسان دارای آثار خاص خودش است و کفر همان طور که عرض کردیم یعنی پوشاندن ، اظهار نکردن و شکر به معنای اظهارکردن ، هر دو در نفس انسان داره انجام می شود یعنی وقتی شما بیماری کفر را دریافت می کنید اون بیماری وقتی می آید توی نفس مثل یک ویروس است توی بدن آثار خودش را توی بدن دارد این جوری نیست که ما بگوییم ما یک ویروسی داریم تو بدن خوب باشد کاری نمی کند . این جور نیست کار خاص خودش را انجام می دهد . کفران در هر مرتبه اش آثار خودش را دارد شکر هم در هر مرتبه اش آثار خودش را در نفس می گذارد . حالا امروز می خواهیم در مورد آثار اینها یک مقدار صحبت بکنیم تا به ابعاد دقیق تر و ریزتری از این مسئله برسیم تا بعد که انشاءالله رفتیم به سراغ اللهم لک الحمد حمد الشاکرین بتوانیم با یک درک واقعی و از صمیم قلب ذکر سجده را انشاءالله به جا بیاوریم . هدف از اینکه ما در قسمت های مختلف زیارت عاشورا مباحث را یک مقدار ریزتر ، دقیق تر و عمیق تر توضیح می دهیم و طولانی تر هم هست این است که ما بتوانیم به این توانایی برسیم که حداقل یک بار در عمرمان زیارت عاشورا را با صدق نیت بخوانیم . یقیناً اگر کسی به اینجا برسد که بتواند یک بار زیارت عاشورا را با صدق نیت بخواند حتما وعده ای که بهش داده شده که او مانند کسی می میرد که در رکاب امام زمان (ع) جنگیده ، در چادر خود حضرت بوده . این خیلی مهم است که ما بتوانیم در طول عمرمان از اول زیارت عاشورا تا آخر زیارت عاشورا را یک بار زیارت عاشورا را با صدق نیت یا به تعبیر خود زیارت عاشورا با قدم صدق زیارت عاشورا را بخوانیم .
خب کفر آثار زیادی دارد من الان فقط یک یا دو اثر در این باره عرض می کنم بعد به شکر می پردازیم تا بدانیم که وقتی که ما شکر نعمت ها را به جا نمی آوریم و یا اصلاً نعمت ها را نمی بینیم چه تبعات وحشتناکی را برای ما خواهد داشت و با دیدن نعمت هایی که خداوند به ما می دهد به صورت یا از طریق دست افراد یا مستقیم به ما عنایت می کند با دیدن او چه خیرات و برکاتی نصیب ما می شود . انشاءالله برای اینکه این جلسه چون جلسه خیلی مهمی است مطالب خیلی کلیدی و مهم است کاملاً وارد قلب ما بشود بتوانیم اون جوری که این آیات و روایاتی که خدمتتان عرض می کنم به جان ما بنشیند و بهش تبدیل شویم یک صلوات ختم بفرمایید . اول قاعده را بگم بهتون ، قاعده این است : إنَّ الله لَذو فضلٍ عَلَی الناس و لکن اَکثَرَهُم لا یَشکُرون ، سوره یونس آیه 60 . قاعده را داشته باشید اول ، این خداوند ذوفضل بر مردم است ، فضلش شامل حال مردم است و همان طور که قبلاً گفتیم انسان ها غرق نعمت خداوند تبارک وتعالی هستند . هیچ وقت نعمت های خدا ، این جوری بگویم بهتر هیچ وقت مصیبت ها ، بلاها در زندگی ما هیچ وقت برتر از فضل و نعمت ها نمی شوند این یادتان باشد . یعنی ما تمام وجودمان ، دنیا و آخرتمان غرق نعمت ها ی خداست و مصیبت چیزی از اینها کم نمی کند مگر از حجم غرق بودن ما ، یعنی ما همیشه در همه حال غرق نعمت های خداوند تبارک و تعالی هستیم این خیلی مهم است که خداوند از ما این جوری گله می کند که اِنَّ الله لذو فضل علی الناس و لکن اکثرهم لا یشکرون . خداوند ذوفضل بر مردم است اما اکثر مردم شکرگزار نیستند . این کلمه خیلی خطرناک است وقتی می گوید اکثر مردم شکرگزار نیستند . یعنی اکثر مردم دچار کفران هستند وقتی می گوید اکثر مردم دچار کفران هستند باید گوشمان زنگ بخورد ، حواسمان جمع باشد که آیا من هم جزء اون اکثری ها هستم یا نیستم این یک ، چون اگر جزء اکثری ها باشم آثار کفران را من هم تو دنیا و هم در آخرت چیه ؟ ظاهر می شود . کفران اثری که دارد در دنیا و آخرت یکی از آثاری که برای کفر و کفران ، کفر گفتیم یعنی چی ؟ پوشاندن . این پوشاندن ببینید خوب دقت بکنید ما یک موقع می گوییم پوشاندن یعنی پوشاندن یک نعمت اینکه انسان متکبرانه ، خودخواهانه خوبی یک آدم را نبیند ، از پدر و مادر ، همسر و فرزند ، خواهر و برار بگیر تا کسانی دیگر . از خوبی و زیبایی را نبیند ، بعد این حجم سطح پوشش همین جور به مرور زمان زیاد می شود ، زیاد می شود تا این نمی بینه ، نمی بینه ، نمی بینه تا می آید سراغ مخلوقات ، می آید سراغ خالق یعنی خدا را هم دیگه چیه ؟ پوشش می اندازد ، نه اینکه نمی بیند ، پوشش می اندازد روش . انکار نمی شود کرد اما به زبان و با رفتار انسان گاهی وقت ها انسان به کفر می رساند خودش را . پس وقتی داریم راجع به کفر صحبت می کنیم راجع به همه مراتب کفر داریم صحبت می کنیم ، همه پوشش و چه پوشش های ضعیف و چه پوشش های قوی . کفر مراتب پایینش در مؤمن است این یادتان باشد کفر ، شرک مراتب ضعیفش در مؤمنین هم هست . آثارش هم هست . حالا هرکس بتواند آثار شرک و کفر را در وجود خودش کم بکند یعنی کفر و شرک را در وجود خودش کم بکند آثار اونها را هم از بین می برد. یکی از اثرهای مهم کفر توی دنیا و آخرت عذاب است عذاب ، عذابش هم شدید است . عظیم العلیم شدید . عذاب هایی که برای کافر وجود دارد عظیم العلیم شدید . مراتب کفر هم هرجا بیاید از این عذاب آثارش چی می شود ؟ ظهور می کند . یعنی با ما می آید آثارش اگر هر مرحله ای داشته باشیم با خودش آثار خودش را می یارد . مثلاً می گویند طرف یک درجه سرما خورده ، یک درجه سرماخوردگی آثار خودش را دارد ، 5 درجه سرما خورده 5 درجه آثار خودش را می یارد . پس هرچی که می آید هر ذاتی که می آید مثلاً شما فرض بفرمایید این دارو را نگاه کنید من می ریزمش روی میز هر مقدار که بریزم همان مقدار چی کار می کند اونجا را آلوده می کند آثار خودش را می گذارد . در کفران ، در کفران نعمت ها ندیدن نعمت ها که همان کفر است پوشش است شما فرق نمی کند یک ذره را بپوشانی یا همه را بپوشانی هرجا پوشش هست آثار خودش را با خودش میارد . اون قسمت شما الان مهتابی ها را نگاه بکنید یک موقع است یک برگه می گیرید جلوی نور یک موقع دوتا می گیرید ، یک موقع پارچه ای می اندازید ، یک موقع یک قاب می اندازید هر مقدار پوشش بندازید به اون مقدار جلوی نور گرفته می شود . پس شما وقتی کفران می آید سراغتان هر درجه از کفران که بیاد سراغ شما عذاب باهاش هست این یادتان باشد . این را دقت بکنید ، یعنی هر چقدر ندیدن بیاد ، ناسپاسی بیاد ، قرقر کردن ، نق نق کردن تو زندگی بیاد احساس بدبختی بیاد سراغمان ، احساس شکست ، احساس مصیبت ، ناامیدی همه اینها کفران است ، هر درجه اش بیاد سراغ ما تو زندگی ما عذاب خودش را هم با خودش چیه ؟ می یارد هم درد هم عذاب شدید ، مایه خوردی اعصاب انسان می شود . بنابراین کسی فکر نکند که ما حزب الهی هستیم ، ما که مؤمنیم ، ما که نماز می خوانیم ، ما که زیارت می رویم ، ما که هیئت می رویم ، توسل می کنیم ما که نمی دانم بسیجی هستیم . چرا زندگی های ما گاهی وقت ها پیچ می خورد ؟ چرا ما دچار گرفتاری و عذاب می شویم ؟ چرا ما دچار سختی در زندگی می شویم ؟ خیلی وقت ها سختی هایی که تو زندگی سراغ ما می آید به خاطر کفران ماست نه به خاطر اینکه این سختی هدیه خدا باشد یا یک بلا باشد ، نه ، بلکه کفران ماست . ما اَصابَکُم مِن مصیبةٍ فَبِما کَسَبَت اَیدیکُم . شامل این قسمت از آیه می شود سرشما هیچ مصیبتی نمی آید مگر اینکه شما خودتان مقدمات اون مصیبت را فراهم می کنید . بنابراین دقت بکنید ما به هر میزان که بخواهیم زرنگ بازی بکنیم و محبت یک نفر را نادیده بگیریم . محبت یک نفر را نادیده بگیریم چه مقصر باشیم چه مقصر نباشیم کفر آثار خودش را می یارد ، دردسرهای خودش را می یارد . بنابراین کار ما برای اینکه میزان عذاب را کم بکنیم تو زندگیمان 1 - میزان عذاب 2- اینکه نقطه مقابل کفر چی بود ؟ شکر بود . شکر هم آثار خودش را دارد . یکی از آثار مهم شکر زیادی نعمت است ، ازدیاد نعمت هست . توجه می فرمایید .
پس ما در یک طرف کفر داریم با اثر عذاب فشار زندگی ، فشار روحی . در یک طرف چی داریم ؟ شکر را داریم با چی ؟ با اثر ازدیاد نعمت . بنابراین هر مقدار این وسط ایستادید هر سمتی که میل کنید اون چیز با آثار خودش به سمت شما رو می کند . مفهوم شد دیگه انشاءالله . لذا هر چقدر انسان تلاش می کند که بتواند زیبایی ها و خوبی ها را ببیند و تشکر بکند اولاً قلبی بعد به زبان و بعد به عمل جبران بکند ، هر چقدر یک شخص بتواند این کار را انجام بده برود به این سمت اون چند تا چیز تو زندگی اش زیاد می شود ، یکی اینکه آرامش ، آسایش ، لذت تو زندگی اش بیشتر می شود ، شادی ، احساس خوشبختی تو زندگی اش بیشتر می شود و یکی اینکه نعمتش افزوده می شود . هر چقدر شما نبینید با خودخواهی هاتان با بدجنسی این ها را نبینم و قدر ندانیم از همسرمان ، از پدرمان ، از مادرمان از همه نعمت هایی که خدا داده ، از خود خدا . یک کسی از خود خدا شاکی باشد ، از خدا طلبکار باشد ، قر بزند به خدا ، خدا برایش زیر سؤال باشد ، ائمه (ع) برایش زیر سؤال باشند . یک عزیزی امروز برای من نوشته بود که من چهل جلسه هفته رفتم جمکران از وقتی حاجتم را نگرفتم بعد از چهل هفته اصلاً ارتباطم با امام زمان (ع) و خدا قطع شده . ببینید این کفران ما ، اونقدر غرق نعمت های خدا ، محبت های خدا و اهل بیت هستیم که اگر هزار بار 40 جلسه ما پاشیم برویم جمکران هیچ کدام از حاجت های ما را ندهند چیزی از غرق بودن ما در نعمت ها و الطاف اون هم کم نمی شود .این خیلی بد است که ما ببین تو این لیوان را شما نگاه بکنید این عزیز پر کرده آورده من این لیوانی را که برای من زحمت کشیدند دارو درست کردند آوردند اون قسمت خالی اش را نگاه کنم روحیات ما انسان ها این جوری است ما فقط همان یک سانت خالی را نگاه می کنیم یعنی این 10-15 سانت که پر هست را نگاه نمی کنیم ، کجا را نگاه می کنیم اون بخش خالی را ، در حالی که این بخش خالی هم به نفع ماست . ما روحاً کافر هستیم این یادتان باشد . ما ذاتاً گرایش به کفر داریم ضمن اینکه ما گرایش به ایمان داریم طبیعت ما گرایش به کفر دارد . سؤال : چرا در ما کفران زیاد است ؟ چرا ما کمتر راضی می شویم ؟ کمتر لذت می بریم از داده های خدا ؟ بیشتر به فکر نداده ها هستیم ، بیشتر غصه می خوریم ؟ چرا روحیه کفر در ما بیشتر هست ؟ برای اینکه ما طبیعت گرا هستیم تا فطرت گرا . انسان ها هر چقدر از مرز فطرت فاصله می گیرند به سمت طبیعت می آیند . تاریک بینی ها ، ناامیدی ها ، بدبینی ها و سیاه دیدن ها و سیاه نمایی ها در زندگی شان بیشتر می شود . اینکه می گویم ما ذاتاً کافریم نه ذاتاً از نظر فطرتمان می گویم و از نظر طبیعت . اون وقت این در تمام شئونات زندگی ما مؤثر است . مثلاً آدم هایی که از نظر روحی این جوری هستند یا مثلاً فرض بفرمایید که شوهر برایش یک هزینه ای می کند می گوید خب مثلاً بیا بریم با هم یک مشهدی با بسیج ، با هیئت با نمی دانم فلان جا بریم یک مشهد ، نگاه می کند می بیند این خانم از وقتی که می رود مشهد تا برمی گردد فقط قسمت های بد کار را می بیند بچه ها هم همین طور نق می زنند ، چرا صندلی هایش اینجوری بود ؟ چرا هوا گرم بود ؟ نمی دانم اینجا خوب نگه نداشت ، غذایش اینجوری بود ، هتل اینجوری بود ، نمی دانم حسینیه چرا اینجوری شد این بقیه قسمت های زیارت اینکه به مهم ترین چیز که باید می رسید و اون لقاء امام بوده اصلاً اهمیتی نمی دهد . لذا می بینی جار و جنجال راه می اندازد ، اعصاب شوهرش را خورد می کند ، اعصاب پدرش را خورد می کند ، اعصاب استادش را خورد می کند ، اعصاب مربی را خورد می کند ، اعصاب بانی هیئت را خورد می کند ، اعصاب مسئولان و مدیران را خورد می کند فقط قسمت های ضعف را می بیند . این فقط همین این هروقت بنشینی بهش بگی آقا مثلاً نظرت چی بود . یک برگه بهش بدی بگی نظرت چی بود ؟ چی ها را می نویسد ؟ این فقط همین بدی ها را می نویسد ، یعنی فقط ضعف ها را می نویسد ، چون از نظر روحی این کافر است . نمی تواند خوبی ها ، محبت ها ، امتیازها ، زیباییها را بنویسد . در مورد خود همسرش هم بهش می گی همین طور . مرد نسبت به زن ، زن نسبت به مرد . اینکه ما می گوییم بیش از 95% طلاق ها اشتباه است و طرفین حتماً ماخذه می شوند روز قیامت برای اینکه ما در 95% طلاق ها اصلاً خواص و آثار وجودی همسر دیده نمی شود فقط چی دیده می شود ؟ تاریکی ها . اون وقت تاریکی ها ما خودمان تو تاریکی ها بحث داریم . در تاریکی هایی که ما می بینیم بسیاری از تنفرهای ما و تاریکی هایی که نسبت به یک شخصیت می بینیم این تنفرهایی که ما می بینیم مقصر کی است ؟ مقصر خودمان هستیم . یعنی ما یک معضلاتی ، یک مشکلات روحی روانی داریم که معضلات روحی روانی باعث می شود ما از یک نفر بدمان بیاد و الا یک نفر متعادل باشد به راحتی از یک نفر متنفر نمی شود ، از یک نفر بدش نمی آید . لذا اینکه یک نفر منفور ماست دلیل نیست واقعاً اون شخص پیش خدا هم چیه ؟ منفور باشد نه من زود رنجم ، من حساسم ، من کم ظرفیتم ، من خودخواهم ، من طبیعت گرا هستم که اون طرف را بد می بینم . این جور نیست که اگر ما از یک کسی متنفر شدیم ، بدمان آمد ، با ما یک کسی سازگاری نداشت حتماً اون آدم منفی است حتماً پیش خدا امتیاز منفی دارد . اصلاً این جوری نیست یک نفر از هر درجه معنویت هم که برخوردار باشد باید آدم ها را با خودش نسنجد یعنی ببیند این آدم که من می خواهم از این بدم بیاد پیش خدا چه جور آدمی است من حق دارم از این بدم بیاد . خدا هم بدش میاد یا نه . ما بسیاری از موارد ، اکثر قریب به اتفاق موارد که از یک کسی خوشمان نمی آید مریضی اش از ماست که خوشمان نمی آید . بیماری از ماست که از یک نفر متنفر می شویم ، زده می شویم ، از کارش از رفتارش از حرفش بدمان می آید ما مریض هستیم . تازه اگر مریض نباشیم ، فرض محال که ما مریض نباشیم یک نفر آنقدر خودسازی کرده باشد که علاقه اش به دیگران براساس معیارهای الهی تنظیم شده باشد یعنی براساس خودش تنظیم نمی کند آدم ها را ، براساس خودش شغلش ، کارش را تنظیم نمی کند براساس خواست خدا ، روح و اراده خدا تنظیم بکند تازه اگر این جوری شد یک نفر ما می گوییم 95% بلکه بالاتر جدایی ها ، درگیری ها ، دعواها ، طلاق ها جهنمی است ، مشکل ساز است . تازه اگر این جوری بشه ، یعنی به خاطر وجود صفت کفران هست که ما به تنفر می رسیم . و به قهر می رسیم چه با خدا ، چه با اهل بیت و چه با سایر انسان ها ، به خاطر صفت کفر است ما با شرایط زندگی مان کنار نمی آییم و اگر بهمون بگویند غصه داریم ، کمبود داریم ، گرفتار داریم ، آدم های اهل کفران اینها دائماً نق می زنند به مشکلات و مسائل شان دائماً تو همه کار ، تو ازدواج نق می زنند از همسر راضی نیست از زندگی راضی نیست ، از خودش هم راضی نیست خیلی وقت ها. گاهی وقت انقدر این کفران زیاد است از دارایی هایی که خدا بهش داده حتی نمی تواند زیبایی های خودش را ببیند این دیگه خیلی بد است که انسان توانایی ها و زیبایی های خودش را نبیند ، قدرت های خودش را نبیند ، این جور آدم ها شیطان به شدت می تواند از عقب بهشون حمله کند . حمله از عقب و حمله از جلو و حتی حمله از چپ خیلی راحت روی این جور آدم ها انجام می شود . حمله از عقب وقتی کدورت ، شکست در زندگی اش بیفتد این به قدری بد می بیند این کدورت و شکست را ، اونقدر سیاه زیاد می شود تو زندگی اش که بسیاری از دارایی های خودش را نمی بیند . اگه گناه هم بکند ، مرتکب یک گناه ، مرتکب یک گناه فاحشه بشود الذین اذا ظلموا قرآن می فرماید : که آنهایی که ظلم می کنند یا فعلوا فاحشه دچار یک فاحشه ای می شوند ، گناهی می شوند این را به قدری بزرگ می تواند بکند شیطان برایش که ایمانش را تقوایش را ، توبه اش را ، فرصت توبه ، محبت خدا ، جبران را اصلاً نمی بیند . لذا زود ناامید می شود زود هم می افتد توی جهنم . در حمله از چپ هم چون آدمی هست که کمالات خودش را نمی بیند ، پاکی هایی که دارد را نمی بیند با چند تا آلودگی ، زود آلودگی های دیگر را چی کار می کند ؟ ناامید می شود و آلودگی های دیگر را جذب می کند . در حمله از جلو هم زود ناامید می شود خیلی زود ترس می آید سراغش . همه اش مال این است که ما نعمت شکر درونمان کم است .
شما نگاه بکنید شکر چه سپری هست ، حداقل از سه طرف جلوی شیطان را می گیرد اگر شکر بیاد . آیه را برایتان بخوانم لإن شَکَرتم لَلآَزیدنَّکُم پس شکر چی میارد ؟ ازدیاد . سه تا تأکید کرده اگر شما شکر کنید لَ این ل یک دانه ، یک دانه لَازیدنَّ ن تأکید این دو مرتبه می شود چند تا 3 تا تأکید را آورده . اگر شما شکربکنید یعنی شعورش را داشته باشید ببینید قشنگی نعمت را حتماً حتماً حتماً کی دارد می گوید ؟ خداوند تبارک و تعالی حتماً حتماً حتماً من زیاد می کنم نعمت شما را برکت می دهم بهتون و لإن کَفَرتُم العذابی لشدید ، اما اگر کفران بکنید عذاب می آید . لذا خیلی وقت ها شما وقتی تو زندگی هاتان دچار مشکل می شوید تا این مشکل را می بینی دچار ناامیدی می شوید ، بداخلاق می شوید ، عصبی می شوید ، می پری به این و اون حوصله ندارم ، با هیچ کی نمی خواهی حرف بزنی ، روی روابطت با خدا ، روابطت با انسان های دیگر ، روی روابطت با خودت تأثیر می گذارد در واقع دچار کفرانی . خوب حالا این بلا آمده دچار کفران شدی چه اتفاقی می افتد وقتی شما جیغ و داد راه می اندازی ، کلی گری می کنی ، داد و بیداد راه می اندازی رابطه ات را با همه می خواهی خراب بکنی چه اتفاقی می افتد ؟ مشکلات بدتر می شود ، شُوِّل ان کفَرتُم إنّ عذابی لشدید . دوباره همین جور دردسر پشت دردسر برایت درست می شود دردسر پشت دردسر . بعد ما می گوییم چرا این کار ما گره خورده ؟ چرا این کار ما گره خورده ؟ این کار گره خورد ، این کار گره خورد ، این کار گره خورد . برای همین کسی که خودکشی می کند برای همیشه تو جهنم است هیچ وقت هم از جهنم آزاد نمی شود برای اینکه خودکشی یعنی که ما یک مصیبتی را دیدیم و میلیاردها نعمت را ندیدیم . آدم n درجه از کفر را داشته باشد و پوشش را داشته باشد این با این پوشش تو بهشت راه پیدا نمی کند چون بهشت جای کافر نیست . می گوید خوب تو برای چی خودت را کشتی ؟ الان شما برید اینهایی که خودکشی کردند پرونده هاشون را ، آثارشان را ، کتاب هایشان را ، نوشته ها یشان را ، نامه هایشان را دلایلی که خودکشی کردند برید ببینید ، یک دانه دلیل معقول و منطقی بود ، همه اش مسخره است ، همه اش طبیعت گرایانه است ، هیچ کدام آسمانی و الهی نیست یعنی در یک جایی یک مشکلی پیدا کرده این مشکل حاد شده می تواند حلش بکند ، می تواند با حجم خودخواهی هایش جمع اش بکند چون درجه خودخواهی این آدم انقدر زیاد است که به وجود آمدن همچین مشکلی برایش خیلی مصیبت بزرگی می شود ، بی طاقت می شود و شروع می کند به چی ؟ اقدام می کند به خودکشی . پس می دانم می خواهم بگم چی ؟ می خواهم بگویم عامل به وجود عامل کفران من طبیعی روی من فطری را می پوشاند در واقع اون پرده دقت کنید خواهش می کنم اون پرده که می آید روی نعمت و زیبایی ها را می پوشاند اون پرده خود من هستم . بنابراین من اگر بخواهم حلش بکنم باید چی را کم بکنم طبیعت را باید کم بکنم یعنی خودخواهی را ، خودپسندی های خود ، خودشیفتگی های خود را چی کار بکنم ؟ کم بکنم . سطح و پوشش ، پوششی است که طبیعت روی چی میاره ؟ اینکه ما گفتیم ما در قیامت نسبت به بعضی از طلاق هایمان مسئول هستیم ، همه طلاق ها را شامل نمی شود . خیلی زندگی خوش می گذرد اگر شکر بیاید سراغ ما . ما باید بیماری کفر را برطرف کنیم تو وجودمان . تو مشکلت ، اعصابت خورد از همه ناراحتی ها پا می شوی می روی پیش روانپزشک چی کار می کند روانپزشک مگر ؟ قرص بهت می دهد برو بگیر بخواب می گوید آرام بخش از اسمش معلوم است دیگر ، آرام بخش چی کار می کند می خواباند آدم را . نه مشکل با مواد مخدر حل می شود نه مشکل با موسیقی حل می شود ، برو موسیقی گوش کن مشکلاتت حل می شود ، آرامش پیدا می کنی نمی دانم قرص بخور ، نمی دانم ، ما نه مشکل ما کفر است . شما این مشکل را حل کن ، کفران را حل بکن نعمت شکر را زیاد بکن . والحمدلله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین .
اینکه ما گفتیم ما در قیامت نسبت به بعضی از طلاق هایمان مسئول هستیم همه طلاق هایمان را شامل نمی شود اگر ما دلیل معقول و مطلوبی داشته باشیم .
اصلاً به سؤال دقت نکرده گفته : چرا ما ذاتاً فطرتاً کفرگرا هستیم ؟ نگفتیم فطرتاً کفرگرا هستیم ذاتاً منظور از ذاتاً طبیعتمان است . فطرتاً خداگراییم ، طبیعتاً جهنم گرا و کفرگرا هستیم بین فطرت و طبیعت جنبه حیوانی ما طبیعت گرا است اهل کفران ، جنبه فطرت ما خداگرا هست .
این عزیزی که نوشته من نگاهم نسبت به افراد مؤمن بد است این تغییر تو وجود خودش است یعنی خودش مقصر است که این نگاه به وجود آمده با اشتباهات دیگران نباید در ما تغییر ایجاد بشود .
چگونه به محبت و معرفت اهل بیت دست پیدا کنیم ؟ برای محبت عمل احتیاج دارد برای محبت و معرفت برنامه بگیرند این عزیزمان .
خسارت های مالی که در اثر سهل انگاری دیگران به طور تصادفی به سمت ما می آید اینها نعمت است ، تمام آثار بلا را دارد زیبایی های زیادی دارد اینها .
در مورد خواستگاری ها هم گفتن ما باید خوبی ها را ببینیم یا بدی ها را ؟ در مورد خواستگاری در سی دی میثاق مقدس توضیح دادیم بعضی از خصوصیات منفی هست که اگر در یک خواستگار باشد یا در یک دختر باشد نباید باهاش ازدواج کرد توضیح دادیم . بقیه خوبی ها را هم که انسان باید تمرین بکند ببیند دیگر .