ثم الثانی و الثالث و الرابع . خوب در مورد ثالث صحبت کردیم رسیدیم به رابع که معاویه هست در مورد معاویه ما مفصل توضیح دادیم و جلسات گذشته و اگر انشاءا... وقت اجازه داد بعدا ما یک بحث دیگری هم در مورد معاویه و بعضی از مناظراتی که با حضرت مجتبی (ع) داشتند خدمت تان عرض می کنیم ، اگر هم فرصت نشد که قبلا توضیحات مفصلی در مورد ایشان دادیم ، پس چهارمین کسی که مورد لعن قرار گرفته معاویه هست بعد می فرماید که ( اللهم العن یزید خامسا و العن عبیدالله ابن زیاد و بن مرجانه و عمر بن سعد و شمرا و ال ابی سفیان و ال زیاد و ال مروان الی یوم القیامه ) .
که خدایا یزید در مرتبه چهارم ، لعن کن و بعد می فرماید العن عبیدالله ابن زیاد و بن مرجانه و عمر بن سعد عبیدالله را قبلا باز ، حالا این کسانی را که لعن کردیم ، تا یزید ، با همین اسم از شان تعبیر کردیم در قبل اسمشان را بردیم در مورد یزید هم توضیح دادیم ، در مورد عبیدالله ، اینجا فرمود عن عبیدالله زیاد قبلا در مورد عبیدالله چه اسمی بکار برده بودند چه تعبیری را ، یادتان هست ، ابن مرجانه را بکار برده بودند ابن مرجانه ، یک جا به ابن مرجانه ازش تعریف کردند ، یعنی ذکر شده در این زیارت ، یک جا به سیدالشهدا بجنگد ، اینکه اینجا از عبیدالله یاد می کند ، به خاطر این هست که ، قبلا توضیح دادیم که می گوید ابن مرجانه ، مرجانه یک زن بدکاره ای بوده که با زنا دادن عبیدالله را به دنیا می آورد در خطاباتی هم که معصومین از جمله حضرت زینب (س) نسبت به عبیدالله دارد در مجلس عبیدالله باز می بینید که بدکاره بودن مادرش را و زنا زاده بودن خودش را ، به رخ عبیدالله می کشد حضرت ، در اینجا عبیدالله را می آورند برای اینکه زنا زاده بودن عبیدالله را به رخش بکشند و در واقع مطرح کنند تاکید در لعن او هست که از طرف مادر یک زناکار و یک پدر زنازاده ، خودش هم که زنازاده است ،به وجود آمدند ، و العن عبیدالله بن زیاد و بن مرجانه ، پس دو تا اسم تعبیر کرد ، عبیدالله بن زیاد و بن مرجانه ، دو نفر نیستند یاد تان باشد یک نفر هست ، و بن عبیدالله بن زیاد و بن مرجانه ، زیاد پدرش است مرجانه مادرش هست ، و عمر بن سعد ، در مورد عمر سعد هم قبلا توضیح دادیم و شمرا و آل ابی سفیان و آل مروان الی یوم القیمامه .
در اینجا این حلقه ی کسانی که باید لعن بشوند و ما لعن کنیم را تکمیل می کند ، و توی این حلقه هم خوب ، وقتی انسان توجه کند درسهای زیادی دارد ، البته زیارت عاشورا ،خودش بخشهایش بخشهایش را شرح می کند ، در اینجا فرمودند ، اللهم العن اول ظالم ظلم حق .
آنجا فرمود اسس اساس ذلک ، پس در این جا سه گروه مورد لعن قرار گرفتند ، این به ما کمک می کند که ما در حوادث تاریخی ، اگر می خواهیم تحلیلی از تاریخ داشته باشیم و حوادث تاریخی ، تحلیل سیاسی بکنیم باید به یک واقعه سیاسی به سه چیز توجه کنیم ، اگر خواستم یک واقعه سیاسی را تحلیل کنیم ، مثلا می خواهیم پانزده خرداد را ما تحلیل کنیم ، می خواهیم مثلا نهضت مشروطه را تحلیل کنیم ، می خواهیم انقلاب اسلامی را تحلیل کنیم ، می خواهیم مثلا انقلاب فرانسه را تحلیل کنیم ، می خواهیم انقلاب روسیه را تحلیل کنیم ، هر چیزی که می خواهیم تحلیل بکنیم ، اینجا آن درس تحلیل سیاسی را در زیارت عاشورا به ما یاد می دهد ، یکی این که ما به ریشه اول باید توجه کنیم ، یعنی در داستان مهندسی و هندسه لعن می گوید که ، اول مصیبت را جلو چشم ما می آورد ، بعد عاملین را معرفی می کند ، پس ما کی ها را لعنت می کنیم اول ، اللهم العن اول ظالم ثم الثانی و الثالث ، خوب ، و الرابع این ها مقدمه چینی ها هستند ، پس ما یک گروه وقتی می خواهیم تحلیل کنیم حادثه را ، باید توجه کنیم که ، بنیانگذاران ، کسانی که اساس کار را گذاشتند مهمترین کسانی هستند که نقش دارند در آن حادثه ، و پاداش خیر و جزا و عقوبت و جهنم ، در درجه اول شامل حال کسانی می شود که یک چیزی را پایه گذاری می کنند ، این خیلی مهم است برای همین هم در روایت داریم کسی که عمل صالحی را پایه گذاری می کند یا یک سنت بدی را پایه گذاری می کند ، تا قیامت هر کس که این کار را انجام می دهد ، در مورد عمل صالح ، ثوابش مال ، به او هم می رسد .
جدای از اینکه خداوند تبارک و تعالی به عاملین می دهد و تا روز قیامت گناه را هم پای موسس می نویسند ، جدای از اینکه عامل هم خودش جداگانه گناه دارد ، این یک سنت الهی است که می فرماید : نحن ، سوره مبارکه یس : نحن نکتب ما قدموا و آثارهم ما می نویسیم هر چه که بندگان ما می فرستند جلوتر ، انجام می دهند غیر از اینکه آنچه که می فرستند ، شخصی چهل سال پنجاه سال زنده بوده یک سلسله اعمال خیر و شر داشته و فرستاده ، خیلی خوب حالا این اعمال خیر و شر را که فرستاده می میرد از دنیا می رود ، انتقال وفات پیدا می کند به برزخ ، تمام شد نامه ی اعمال ، نه ، آثار یک شخص را می نویسند .
یعنی آنچه که از یک شخص باقی می ماند تو دنیا ، و منشا اثر خیر یا شر هست پرونده از طریق اینها ادامه پیدا می کند ، تو بخش خیر بهش می گویند باقیات و صالحات و بخش شر چی است ، باقیات سیئات ، یعنی هر چیزی که از این شخص وجود داشته ، مانده ، هر چیز ها ، فرق نمی کند ، اثر کلمه اثر خیلی مهم است ، هر چیزی که از این شخص هست ، خوب می نویسند بد است می نویسند ، جزایش برایش می آید ، حتی در روایت داریم شخص داشته نامه می نوشته ، نوشته بسم الله الرحمن الرحیم.
نوشته حضرت علی (ع) فرمود ، اینکه می گویند عین و صاد نگذارید برای همین است ، یکی از دلائلش ، علیه السلام و صلی الله علیه و آله و سلم کامل بنویسید می گوید این شخص مرده ، اما مکتوبش که اثرش هست مانده هنوز ، تا وقتی روی این کاغذ صلوات بر پیغمبر هست ، سلام بر ائمه هست ، اثر این شخص باقی مانده ، این باز بعد از مرگش در اثر همین سلام و صلواتهایی که به جا گذاشته ، چی وجود دارد برایش ، برایش حسنه وجود دارد ثواب وجود دارد ، و از این کار به این جزئی دارم عرض می کنم دیگر ، روی کاغذ نوشته حضرت علی (ع) امام صادق (ص) صلواتی فرستاده یک کاری کرده ، تا حالا کتاب نوشته ، شعر سروده ، کار خیر کرده ،نمی دانم کار های عام المنفعه انجام داده که آثارش باقی مانده ، دیگر چی ، فرزندانش نسلش هستند تا قیامت ،هر فرزندی و نسلی از این هست که شیعه می شود ثواب می برد ، عبادت می کند کار خیر می کند ، شاگرد دارد ، شاگرد هایش شاگرد داشته باشند ، نمی دانم همه اینها گم نمی شود به درگاه خدا ،اصلا حساب هایش گم نمی شود .
لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین اتفاقا بعد از نحن نکتب ما قدموا و آثارهم می فرماید و کل شی احصیناه فی امام مبین . این کلام خیلی بزرگ است ،حالا بعد از زیارت عاشورا انشاءالله ، قصد داریم ، که انشاءا... زیارت عاشورا فکر می کنم ظرف تا پایان سال تمام شود ، زودتر از پایان سال ، هفت هشت جلسه بیشتر نداریم ، بعد انشاءالله خیل داریم اگر لیاقت داشته باشیم ، قسمت بکنند خداوند تبارک و تعالی ، روزی مان کنند ان شاءالله جامعه کبیره را شروع کنیم ، به امید خدا شاید انشاءالله قصد مان فعلا این است مگر این که به هر حال مصلحت چیز دیگری باشد ، آنجا ما می خوانیم که مقام معصوم (ع) را که امام مبین هست ، امام مبین هست یعنی ، یک جا فرمود :لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین . یک جا فرمود کل شی تمام اشیا حسابشان نزد امام مبین هست ، امام مبین خزانه دار هست ، همه چیز را حساب می کند ، یک دانه الکترون توی این عالم نیست که هر بلایی از قبلا به سرش آمده تا الان و از این به بعد تا بعد ، امام مبین حسابش را دارد ، گم نمی شود ، اصلا شما اگر بخواهید آثار یک شخص را حساب کنید ، عظمت معصوم را نگاه کنید ، و عظمت حق تعالی را نگاه کنید ، عظمت دستگاه خلقت را نگاه کند انسان ، که می گوید آقا این آقا یک بچه داشته ، این بچه یک سلسله اعمال خیر داشته ، این بچه که اعمال خیر داشته خودش شخصیتا ، آدمی بوده که فاعل خیر است ، تدین دارد تقوا دارد ایمان دارد .
ذکر می گوید صلوات می فرستد کار خوب می کند ، این برای این بچه که جداگانه ثواب دارد ، برای آن کسی هم که پدر این بچه است ، مادر بچه است ، از آن پدر یا از آن مادر ، اثری توی این بچه وجود دارد ، جداگانه برای پدر و مادر حساب می کنند ، خوب برای پدر حساب می کند یا برای مادر ، برای هر دو ، برای هر کدام بیشتر ، برای هر کس که اثر بیشتری توی این بچه می گذارد ، این را خوب دقت کنید ، هر کس که اثر بیشتری توی این بچه می گذارد ، مادر مذهبی تر ، مادر متدین تر ، مادر موثرتر ، یا پدر مذهبی تر ، متدین تر و موثر تر ، هر چی هست ، آنی که اثر بیشتری روی این بچه می گذارد ، به عنوان خیر ، عامل خیر ، حسابش می کنند ، حالا این بچه خودش بچه دار می شود ، نوه دارد می شود ، بعد این بچه خودش معلم می شود ، استاد می شود ، این بچه کار های خیر می کند ، جا های دیگر ، شاگرد های اینها هر کدام جا های دیگر می روند ، یک ذره اش از حساب خدا در نمی رود ، ببینید چه دستگاه محاسبه عجیب و غریبی هست ،یک دانه ،یک ذره اش ،یک صلواتش ، یک دانه حسنه اش در دستگاه خدا گم نمی شود ، هیچ چیزش گم نمی شود ، تا قیامت داستان همین جور ادامه دارد ،چه نامه عملی می شود ، چه تو جنبه گناهان ، چه تو جنبه ثوابها ، عجب نامه عملی هست ، خوب ، خدا می گوید وقتی نامه عمل طرف را می بیند می گوید ما لهذالکتاب این چه کتابی است ، چه نامه عملی هست ، لا یقادر صغیره و لا کبیره الا حساب .
هیچ صغیر و کبیر توش حساب شده ، قدیمی ها ، ما بچه که بودیم ، توی خیلی از شهرستان ها ، تهران هم همین طور اصلا رسم بود ، که اگر یک کسی می خواست مجلس بگیرد چه مجلس عزا بگیرد ، برای خودشان ، فامیل شان کس ، چه برای اهل بیت (ع) می گرفتند چای می گذاشتند ، میوه می گذاشتند خرما می گذاشتند ،گهگاهی البته میوه بود ، میوه زیاد مرسوم نبود ، چای بود ، خرما بود ، نقلی بود ، شربتی بود ، تخم شربتی بود ، خاکشیری بود ، از جمله چیز هایی هم که می گذاشتند سیگار بود سیگار می گذاشتند و قلیان هم می گذاشتند خانمها می آمدند روضه می خواندند بعد هر دو سه نفر یک قلیانی هم می کشیدند و ثوابش را به روح امام حسین .
خلاصه این جوری بود من یادم هست ، خدا رحمت کند اموات شما را ، ما مادر بزرگی داشتیم زن بسیار نورانی بود ، همیشه هم مجلس می گرفت توی خانه اش ، مثلا می گفت ، من چون خیلی با ایشان از سالها زندگی کردم از بچگی ، می گفت امروز تو نیا خانه ، می گفتم برای چی ، می گفت روضه داریم روضه زنانه است ، می گفتم باشد ، بعد ما بیرون بازی مان را می کردیم روضه که تمام می شد می آمدیم می دیدیم قلیانها به راه است ، یک دانه دو تا پکی می زدیم ، ده تا هم سرفه می کردیم ، در می رفتیم ، بعد خوانسار بود آره ، قلیان را خوانسار می گذاشتند ، یک آقایی که آن هم وضع مالی خوبی داشت و خلاصه یک تنباکوی درجه یکی تهیه می کند می دهد به بچه هایش ، می گوید من می خواهم بروم کربلا ، شما روضه برقرار باشد این دهه ، تعطیل نشود روضه ، می رود کربلا ، خلاصه آنجا خواب می بیند آره قیامت هست و حساب کتابی هست و سیدالشهدا هم دارد می نویسد ، کار های بندگان و می گفتش که حالا نام اعمال این بدنه خدا را که داشته می نوشته سیدالشهدا ، گفته این آقا مثلا آنقدر چای گذاشته ، چایش درجه فلان بود ، چقدر کبریت مصرف کرده ، چقدر چی داده ، یکیش هم نوشته بود تنباکو ، می گفت تنباکو درجه دو ،گفت رفتم جلو گفتم آقا به خدا من درجه یک گذاشتم تنباکو برای شما ، حضرت فرمود نه همان درجه دو ، گفتم خدایا ، از خواب پا می شود ، بر می گردد شهر و یقه بچه هایش را می گیرد ، خلاصه امام حسین آبروی بچه ها را برده بوده ، می گوید فلان ، فلان شده شما چه کار کردید دست به تنباکو ها زدید ،می گویند تو از کجا فهمیدی می گوید امام حسین گفته ، گفته که تنباکو به جای درجه یک ، درجه دو بوده ، می گوید آره دیدیم درجه یک خیلی با حاله خودمان کشیدیم درجه دو ها را گذاشتیم برای مهمانها ، عزادار ها ، یک و دو تنباکوی سیگارش هم حساب می شود ، ممتاز باشد ، تاج باشد ، ونیستون باشد ، از این گازوئیلی ها باشد ، برگ هم بگذارید شما ، امام حسین باهات حساب می کند ، یعنی هیچ چیز در نمی رود ، یک دانه برگ چای در نمی رود ، هر کاری بکنیم حساب می کنند ، نحن نکتب این خیلی کلمه ، حالا برسیم به اسم کاتب توی اسماءالله ، کتابت ،می نویسیم چه نوشتنی ، نحن نکتب ، برسیم به این اسم ، خدا می نویسد ، آثار باقی می ماند ، بنابراین شما در لعن نگاه کنید ، از برداشت اخلاقی که باید بکنیم این است که به اثر های مان خیلی فکر بکنیم .
این که انسان کار بکند ، من خیلی ناراحت می شوم ، تعجب می کنم گاهی وقت ها خانمهای خانه دار ، خواهر ها ، که بچه دارند خیلی ذله هستند از دست بچه های شان ، اصلا فکر نمی کند که این بچه ، چقدر می تواند در نامه ی اعمال این موثر باشد ، اگر یک مادر حواسش باشد که این بچه قرار است تا قیامت چه کار کند برایش ، تا قیامت ، هر یک بچه تا قیامت اثر دارد ، برای همین هم کشتن یک انسان معادل کشتن همه ی انسانهاست ، هدایتش هم معادل هدایت همه ی انسانهاست ، یک نوع قیمتی ، اگر شوخی کسی بتواند یک نامه عمل از بچه مهمتر پیدا بکند ، خیلی بندرت پیدا می شود یک کسی بتواند از فرزندش نامه عمل قوی تری برای آخرت خودش پیدا کند ، مگر معملی باشد ، استادی باشد ، آنهایی که حالا بچه دار نمی شوند ، سعی کنند در کار هایی که عام المنفعه است حتما برای خودشان سرمایه گذاری کنند ، یک موقعی خانم و آقایی هست می گویند ما بچه دار نشدیم ، یا اصلا من مجردم ازدواج نکردم ، میگوییم خیلی خوب معلم که می توانی باشی ، به جای اینکه یک بچه داشته باشی دو بچه داشته باشی ، هزار تا شاگردی تا نسل از تو اثر می پذیرد ، انگار هزار تا بچه داری ، واقعا هم همین طور است انگار هزار تا فرزند دارد انسان ، تو خود این شاگرد ها و تمام نسلشان آدم می تواند سرمایه گذاری بکند .
بنابراین راه برای هیچ کس بسته نیست ، یک کسی می گوید من معلم نمی توانم باشم ، اصلا سواد ندارم ، یک کار آزادی دارم خیلی هم پایین هست ، حقوقی هم ندارم ، سرمایه گذاری ،می گوید آقا تو یک کار فرهنگی انسان سرمایه گذاری کند ، تو یک کاری که خیرات باشد ، روزی یک آقا آمده بود پیش من ، می گفت شما محرم می خواهید بروید هند ، من می خواهم ثواب خیرات برای بچه ام ،یک مقدار شما آنجا می خواهید تبلیغ کنید برای شیعیان ،این مبلغ را ببرید آنجا ، برای تبلیغ شیعیان و پرورش شیعیان و کتاب و کار های فرهنگی و اینها آنجا برای شان سرمایه گذاری کنید برای بچه ی من ، زیرکی است ، زرنگی است ، پس هر کس می تواند در نسل های بیشماری چی داشته باشد ، باقیات و صالحات داشته باشد سهم داشته باشد ، فرزند خیلی عزیز است ، روی فرزند باید خیلی سرمایه گذاری کند انسان ، تا می تواند سرمایه گذاری کند ، صرف اینکه حالا بچه مان خوب است ، تربیت شود ، بچه مان مودب آداب بشود ، برای خودمان آینده مان درد سر کمتری داشته باشد ، سر جای خودش ، اینکه من از طریق فرزندم ادامه دارم تا بی نهایت ، مرگی برای من وجود ندارد ، که پرونده عمل من هیچ وقت تا قیامت بسته نمی شود ، اثر سر جای خودش هست ، هر آثاری که هست.
یک موقعی هست انسان هیچ کاری نمی تواند بکند ، می تواند یک کتاب ، بخرد به یک آدم هدیه کند ، من یک خانواده ای می شناختم که آنها یک خانواده ی دو راز مسائل دینی بودند ، یک دفعه تحول خیلی عجیبی پیدا کردند اینها ، من تعجب کردم ، پدر تحول پیدا کرد ، مادر تحول پیدا کرد ، خواهر ها تحول پیدا کردند ، برادر ها همه تحول پیدا کردند ، یک موقعی که ما نزدیکتر شدیم مسئول کردیم چی شد یک همچنین تحولی شد ، گفت ، آره معلم این دختر من یک کتاب هدیه داده بود به دختره ، آورد تو خانه ، همه خواندیم و تحول پیدا کردیم ، همین کتاب کیمیای محبت ، زندگی نامه شیخ رجبعلی خیاط ( رحمت الله تعالی علیه ) خوب ببینید ، یک کتاب یک معلم دارد به یک دختری تو مدرسه ، این برده تو خانه ،حالا نسل اینها چقدر دیگر اثر می گذارد ،یک کتاب بوده ، یک کتاب مگر قیمتش چقدر است ، مثلا بگو هفتصد تومان ، هشتصد تومان ، هزار تومان ، عجب با برکت است هزار تومان ، عجب هزار تومان با برکت است .
حالا این هزار تومان خرما می داد می خوردند مردم ، آن هم ثواب داشت ولی این کجا و آن کجا ، ببینید دو تا هزار تومانی هست ، یکی اش را آدم می دهد خرما ، میوه می دهد سیب می دهد ، پرتقال می دهد می خورند برای خیر امواتش ، یک کسی می دهد این جوری سرمایه گذاری می کند ، دو تاش هزار تومانی ، دو تا هزار تومانی هست ، ولی یکی اش ثوابش بی نهایت است ، جز خدا کسی نمی تواند حساب بکند ، یکی ثوابش معدود است ،فرشته ها حساب می کنند می نویسند می دهند اصلا مشخص است ، خیلی عجیب هست ، شما دو تا هزار تومانی جداگانه سرمایه گذاری دارید می کنید ، یکی برای خوردنی ، یکی برای کار های فکری و فرهنگی ، معنوی ، برای همین به همه ی عزیزان می گویم ، که شما هر وقت می روید مسافرت ، حالا حرم که هستید این کار را حتما می کنید ، ولی هر وقت مسافرت می روید یا تو محل خودتان ، تو شهر خود تان ، مسجد می روید نماز می خوانید ، شما دو رکعت مسجد دارید ، هر مسجدی که شما می روید دو رکعت نماز تحیت را آشنایی و رفاقت با این مسجد ،اصلا رفیق می شویم ، این مسجد شخصیت حقیقی پیدا میکند ، روز قیامت ، می شود یک شخص حقیقی روز قیامت ، رفیقت می شود دو رکعت نماز تحیت مسجد ، بعد هم حالا آدم هر چقدر می تواند ، صندوق مسجد و بانی مسجد را پیدا کند ، آنجا بگوید حالا این یک تومانی من تو این مسجد سرمایه گذاری شود ، ظاهرش یک تومان است که شما سرمایه گذاری کنید ، ده تا ریال است ، حالا از این بگیر تا میلیونها تومان ولی این اصلا قابل حساب دیگر نیست ، تا این مسجد هست ، تا این مسجد آثار روی انسانها گذاشته این انسانها رفتند جا های دیگر آثار ایجاد کردند ، چند تا طلبه از این مسجد در آمده چند تا شهید از این مسجد در آمده ، چقدر نسلهای متدین از تو این مسجد در آمدند ، همین جوری خدا تا قیامت حساب می کند .
سهم تو را حساب می کند ، شرکت سهامی هست ، الان می روند بورس سرمایه گذاری می کنند ، آدمها می روند بورس چند تا می خرند ، آدم اگر شعورش برسد ، عقلش برسد ، یک ذره هم تو بورس آخرت سرمایه گذاری بکند .
کیفش این باشد که تو بورس آخرت سرمایه گذاری بکند ، هر جا می روید مسجدی می بینید حرمی می بینید ، امامزاده ای می بینید ، یک چیز حداقلی ، پول کمتر ، این که می خواهید یک بستنی بخورید ، یک بیسکویت بخورید ، یا یک پرس غذا بخورید ، تا بیشتر از آن ، بسته به میل تان ، شیفتگی تان ،علاقه تان ، دلداده گی تان و حب تان و سرمستی تان و معرفت تان سرمایه گذاری کنید ، آدم یادش می رود یک موقعی می بینید ما هیچ چیزی به درد مان هم نمی خورد ، موقع مردن خدا وقتی می آورند می بینند اینها که اخلاص نداشته ، خراب بوده ، آن خراب بوده ، ولی می بینید شما با اخلاص رفتید تو حرم یک جایی که اصلا هم یادت هم نیست کجاست نه اسمش را می دانی نه شهرش را می دانی ، سرمایه گذاری کردی و آن نجات می دهد انسان را ، پس تو تحلیلها خیلی باد دقت بکند انسان ، وقتی می خواهد ارزش یک عمل یک کار را بسنجد ، باید به این مسئله توجه کند ،نحن نکتب ما قدموا و آثارهم اثر هر چی باشد می ماند .
شما فکر می کنید کفشدار های یک هیئت امام حسین ثواب کفشداری را بهش می دهند ، نه چون تو این هیئت هزار تا آدم آمدند تربیت شدند ، این آقا هم کفشداری کرده ، آبدار چی بوده ، آشپزش بوده ولی بالاخره ، رونق داده به این هیئت به این مسجد به این جمع ، تدارکاتش بوده ولی رونق داده ، تو حساب عمل این هم حساب می شود ، قربان شان بروم چقدر کریمانه حساب می کنند پای بنده ، چقدر خوب ، گناه هم از آن طرف همین طور هست ، گناه را انسان یک وقت خدای نکرده مشارکت در گناه نکند ، مشارکت تو فسق نکند ، مشارکت توی فرهنگ و افکار غلط نکند ، یک چیز غلطی را تو جامعه رواج ندهد ، یک عادت غلط ،یک عقیده ی بد ، یک خرافه ، یک چیزی را که خدا خوشش نمی آید ما خوش مان نیاید سفت بگیریم و تو جامعه فرهنگ بشود این قضیه ، بعد گناه توسعه پیدا کند ، خدای نکرده اگر انسان سهیم باشد تو اینها خیلی خطرناک است ، خیلی بد است اینها مثلا ، یک عقیده ی باطل ، آقا تا دختر بزرگتر شوهر نکرده دختر کوچکتر نباید شوهر کند ، تا برادر بزرگتر زن نگرفته نباید برادر کوچکتر زن بگیرد ، اگر این را پذیرفتی تو تمام فساد های که متوجه بچه کوچکها می شود . مسئول هستی ، گناهش هم پایت می نویسند ، چون مشارکت کردی تو فکر غلط ،آدم باید فکر هایش را تجدید نظر کند حتما ، هر فکری که غلط است بگذارد کنار ، مشارکت نکند ، اعلام هم کند تو جامعه که من ، لا اعبد ما تعبدون ، قل یا ایهاالکافرون ، فقط کافر های چیز که نیستند ، تو مسلمانها هم پر از کافر است ،کفر عملی دارند ، انسان باید اعلام کند که آقا من این حرفهای شما را قبول ندارم ، این عقائید شما را قبول ندارم ، قل یا ایها الکافرون ،لا اعبد ما تعبدون من این فکر شما ، اندیشه شما ، باور شما ، این خرافه شما ، این عقیده ای که شما تو جامعه تان دارید ،این عادت تان این رسم تان را قبول ندارم ،هر چیزی را که شما باور بکنید و خدا دوستش نداشته باشد شریک جرم هستید اینها آدم فکر نمی کند از اینجا بخورد ، ولی بیشتر از همین جا ها می خورد .
یک عقیده ی باطل ، یک فکر باطل ، یک عادت باطل ، هر چی ، خیلی ما باید حواس مان را جمع کنیم که یک موقع خدای نکرده باطل نیاید سراغ مان ، عقیده ی باطل نیاید ، خرافات نیاید سراغ مان و ترویج بکنیم ، پس ما باید ریشه ها را در نظر بگیریم ، برای همین تو لعن نمی آید دشمنان مستقیم امام حسین ،مباشر ها را لعنت کند ، آنها را از مرحله ششم به بعد ، یزید مباشر که نبوده دستور دهنده بوده ، آنکه خودش نیامده دست به خون آلوده کند ، عبیدالله زیاد آمده یا نیامده بله ، نیامد ، عبیدالله نیامده ، حالا لعنت می شود ، ببینید آمد از یزید پنجم ، عبیدالله .
بنا می گذارد تو این مملکت تا حالا ، حالا ها ، شجره دارد ، خوب یا بد ، این را خیلی دقت کنید ، بعد از اینکه این مرحله تمام شد ، یعنی ریشه ها را اول گفت ، خیلی هم جدی گفت ،یعنی شروع شد ، اللهم العن اول ظالم تا آمد مرحله چندم ، تا شش گروه را اسم برد ، شش نفر را اسم برد ، تو مرحله هفتم و هشتم گفت عمر سعد و شمر ، بعد از این تمام می شود ، یعنی با شمر غائله تمام است ، شمر سر را می برد و یک چیزی به اسم عاشورا تمام شده ، ولی خدا ول کن نیست ، می گوید که کربلا ادامه دارد ، و ال ابی سفیان و ال زیاد و الم روان تا کی ، الی یوم القیامه
خدا لعنت شان کند ، برای چی ، الرافی با الفعل القوم کاالداخله هر کس به یک کاری راضی باشد مثل کسی است که این کار را کرده ،اینها رضایت داشتند به کارشان ، برای همین هم شما می بینید همین الان در مصر در سوریه در عربستان ، صدام یکی شان هست ، که می گفت ، ابن زیاد اشتباهی که مرتکب شد یزید اشتباهی که مرتکب شد این بود که زینب را نکشت ، اگر زینب را کشته بود خیلی از مشکلات حل می شد ، ولی من این کار را نمی کنم ،شهید سید محمد باقر صدر را کشت خواهرش را هم که دقیقا مثل شخصیت حضرت زینب بود ، واقعا یک شخصیت بسیار برجسته و بزرگ رحمت الله علیها یک آدم موثر واقعا یک زینب زمان می بینید که او را هم از بین می برد ، تو همین آخر که می خواستند بکشندش .
یکی از التماس هایی که کرده بود ، گفته بود یک مقدار به من فرصت بدهید من شیعیان را الا اقل قلع و قمع کنم ، کینه را شما نگاه کنید ، مشمول لعن می شود ، الی یوم القیامه هر کس می آید این فعل را قبول دارد خدا لعنش کند ، برای همین در حدیث داریم از امام صادق (ع) سوال می کنند که چرا وقتی امام زمان (عج) ظهور می کند ، کسانی را که از آن نسل ماندند ، هر کس که از آن نسل است ، به قتل می رساند امام زمان (ع) ، البته این را از امام رضا می پرسند ، می گویند از امام رضا می پرسند چرا امام صادق گفته وقتی امام زمان ظهور می کند یک همچنین کاری می کند ، آیا درست است واقعا یعنی امام زمان این کار را می کند .
امام رضا فرمود بله این کار را می کند ، این شخص سوال می کند ، می گوید که پس این آیه چی است ، ولا تزروا وازره وزر اخری . هیچ کس بار کسی را تحمل نمی کند ، به اینها چه ، بابا های شان چند نسل جلوتر از امام حسین را کشتند ، به اینها چی ، حضرت می فرماید ، این سخن خداست هم درست است که و لا تزروا وازره وزر اخری .
اما ذریه ی قاتلین امام حسین ، خاندان شان و خانواده های شان و نسل های شان به این کار اجداد شان افتخار می کردند همانطور که یزید افتخار می کرد به کار ابوسفیان ، می گفت کاشکی شما زنده بودید می دانستید من با حسین چه کار کردم ، افتخار می کرد ، همان جور که عمر که بعد ها در نامه ای که به معاویه نوشت ، چقدر تعریف و تمجید کرد از اینکه من چکار کردم ، با حضرت زهرا (س) پس شما ببینید اینها افتخار می گذارند برای خودشان، تا قیامت هر کس بماند حالا می خواهد از ذریه ی آنها نباشد ، باطنا از ذریه ی آنهاست ، هر کس که می خواهد باشد ، می خواهد یک سید اولاد پیغمبر باشد ، اینجا تو ایران ولی راضی باشد به آن فعل ، داریم ، اینجا الان داریم ، همین ملعونی که تو دوم خرداد علیه پیغمبر ، علیه امام حسین ، علیه امیر المومنین ، علیه امام زمان ، علیه حضرت زهرا مقاله نوشتند ، همین هایی که الان استاد دانشگاه هستند و هنوز هم دارند مقاله می نویسند ، شما سایت های شان را بروید ، چه علیه ائمه می نویسند ، همین الان ، از نسل آنها هم ممکن است نباشد ، ولی خدا همه ی شان را لعنت می کند .
امام حسین ، امام زمان (ع) ظهور کند همین اینها را گردن می زند ، مقاله زدند تو همین دوم خردادی ها ، این شجره خبیثه ای که دوم خرداد گذاشته ،باب کرد تو همین به ائمه را توهین به مقدسات را ، توهین به قرآن ، توهین به خدا را ، حالا ، حالا ها باید بچشند جزای شان را ، کسانی که این باب را باز کردند برای این جور آدمها ، آمدند چکار کردند ، این راه را باز گذاشتند ،نوشتند انتقاد به خدا هم که جائز است ،معصوم هم که سر جای خودش ،ما عصمت هم قبول نداریم راحت نوشتند که قبول نداریم ، بعد هم نوشتند که امام حسین حقش بود که کشته شود ، برای اینکه خشن بود ، باباش خشن بود ، یک آدم خشنی بود ، بی فکری بود ،شمشیر می زد می کشت ، امام حسین هم قربانی خشونت پدرش شد.
خدا می داند که تو روزنامه های شان چی نوشتند علیه معصومین ، من کسانی را می شناسم که تو جبهه یک زمانی می جنگیدند ، بعد آمدند این چیز ها را نوشتند ، فرمود ( من رضی شیا کان کمن ) کسی که راضی به چیزی باشد مثل کسی است که آن کار را انجام داده ، همین که راضی باشد قلبا ، مثل این است که خودش انجام داده ، یک خانمی خودش محجوب نماز خوان ، یک آقایی خودش مومن ، نماز خوان ، متدین ، دختر بی حجاب ، پسر بی نماز ، راضی اند می گوید همین ، عین همان که مادر با حجاب را روز قیامت بی حجاب محشورش می کنند ، می گوید خودش حجاب داشته ولی قلبا از بی حجابی خوشش می آمده ، از بی حیایی خوشش می آمده خودش این کار را نمی کند ، ولی بچه اش می رقصد تو مجلس ،تو مجالس می رقصد ،خودش این کار را نمی کند ولی ، بچه اش مشروب می خورد ، این هم طوریش نمی شود ، کار های حرام انجام می دهند طوری نمی شود ، من ، خیلی خطرناک است .
من رضی شیا کان کمن کسی که راضی به چیزی باشد مثل این است که انجام داده آن کار را ، همین راضی باشد ، ولو ان رجل قتل فی المشرق فرضی بقتله رجل فی المغرب کان راضی عندالله شریک القاتل ) اگر یک نفر در مشرق کشته شود ، یک نفر در مغرب به این قتل راضی باشد در نزد خدا شریک قاتل است ، یک نفر در آمریکا کشته شده ما در اینجا راضی هستیم ،یک نفر در افغانستان دارد مظلوم کشته می شود ، یک نفر در عراق مظلوم کشته می شود ، ما می گوییم آقا به ما چه اینها دارند کشته می شوند ، همین یک کلام به ما چی ، مثل احمق هایی هستند که الان می گویند روز قدس به ما چه به فلسطینی ها کمک بکنیم ، به عرب ها کمک کنیم ، نمی فهمد ،شعور ندارند ، تمام این جنایتهایی که سر فلسطینی ها می آید این شریک هست ، و ان ما یقتلوهم القائم (ص) امام زمان (ع) اینها را می کشد ، اذا خرج لرضاهم بالفعل ابائهم به خاطر اینکه به فعل پدر شان راضی هستند .
دیگر بحث دیگری نداریم ، پس تو تحلیل یاد تان باشد که ما باید کی ها را لعن کنیم ، ریشه ها مسببین و ادامه ، کسانی که آن فکر را در طول زمان پرورش می دهند ، حمایت می کنند ، قبول می کنند این فکر را ، راضی هستند به آن فعل ، این سه ارکان یک ماجراست که مورد لعن قرار می گیرد یا مورد تشویق و تایید و صلوات و درود خداوند قرار می گیرد .
عاملین کار ، یعنی مقدمه چینان ، دیگر کی ها ، مسببین ، مباشر مستقیم و کسانی که آن کار را قبول کردند برای همین ما الان به مراجع ، علما شهدا درود می فرستیم ، چون آن آورده پیغمبر را نگه داشتند حفظ کردند و به دست ما رساندند ، درود به روان پدر و مادر های خودمان می فرستیم ، به اموات خودمان می فرستیم ، به این مرحوم شهید صلیب حاج رضایی می فرستیم که به هر حال همه شهدایی که بودند یک فکری را نگه داشتند حفاظت کردند ، با خون شان زن های مومن ، مرد های مومن ، جوانها ، پیر ها که این را به ما رساندند ، خوب می رسیم انشاء ا... به اللهم لک الحمد حمد الشاکرین بحث سجده است که انشاء ا... برای جلسه بعد ، راجع به آل مروان سوال کردند ، تمام اینهایی که ما لعن می کنیم ، کسانی بودند که بعد ها در حکومت بنی امیه سهم داشتند و هزاران نفر از شیعیان امیرالمومنین را به قتل رساندند و ائمه هدی را به شهادت رساندند ، اینکه دیگران چی فکر می کنند در مورد دختر بزرگتر ، اصلا مهم نیست ، اگر خواستگار بیاید و ضرورت پیدا کند هر کدام از بچه ها ازدواج کنند پدر و مادر نباید مانع بشوند .
خود بچه ها همین طور ، در مورد تربیت مذهبی بچه ها و تشویق شان به عبادت و نماز تو برنامه ها سوال کنید راهنمایی می کنند به شما ، بعضی از مراجع ممکن است بعضی از چیز ها را حرام ندانند مثلا بعضی از چیز هایی که تو عرف حرام است و مراجع دیگر حرام می دانند ، باید با احتیاط عمل شود ، یعنی فقط بین مقلدین این کار انجام شود که یک موقعی خدای نکرده اتهام و بدبینی و سوء ظن و فسق و فجور ایجاد نشود ، سوال های مربوط به جلسه گذشته را به نوارش مراجعه کنید من دیگر الان نمی توانم جواب بدهم ، رقص زن ها بین زنها در نظر بعضی از مراجع حرام است در نظر بعضی از مراجع اشکال ندارد این به مراجع خودشان مربوط است و اینها بحث فقهی است ، بار ها عرض کردیم سوال فقهی اینجا نکنند ، فرمودند ما کتاب یا سی دی مذهبی به کسی دادیم ولی اثری نکرده ، امکان ندارد اثر نکند ولی اثرش ممکن است ظهور پیدا نکند ولی بعدا اثر می گذارد ، تربیت مذهبی بچه هم بی اثر نیست حتما اثر دارد ، ولی بعدا ظهور می کند ، بله این کلمه که هر کس را در قبر خودش می گذارند کلمه درستی نیست ، این هم از باب تقیه بوده که اسمها را ذکر نکردند آن موقع ها ابوبکر و عمر و عثمان را آن موقع ها ذکر نکردند در زیارت ، اگر شما به زمان زیارت عاشورا که توسط امام باقر در اختیار مردم گذاشته شده توجه کنید می بینید که اصلا یک همچنین چیزی به مصلحت نبوده .
اینکه یک نفر ضربه روحی بهش بخورد به خاطر ازدواج خواهر کوچکتر یا برادر کوچکترش ، این یک نفسانیت و شیطنت است ، این ضربه روحی نباید بخورد ، برای اینکه کسی که قدر قیمت خودش را می داند با این چیز ها نباید ضربه بخورد ، اصلا این چیز ها قیمتی نیست که آدم برایش قیمت قائل باشد و بخواهد ضربه بخورد ، توصیه می کنم این عزیزی که این نامه را نوشتند برنامه بگیرند تا متوجه شوند ما نباید از این چیز ها ضربه بخوریم ، اینها چیز های مهمی نیست .
می نمی گوییم بخش حیوانی مهم نیست ، کسی به خاطر این قضیه اصلا ما این همه بحث در مورد مجرد بودن ، در مورد ازدواج صحبت کردیم ، چند روز پیش هم در تلویزیون بحث کردیم مفصل ، در مورد ازدواج و آثار و اهمیتش ، ما باید به طبیعت اهمیت بدهیم ، اما منشا تصمیم گیری های مان را باید دقت کنیم فطری باشد .
بله لعن را بفرستید ، اما اگر خصوصی می خواهید لعن کنید آن یک بحث دیگر هست .
این که گفتم مرگی برای ما وجود ندارد ، یعنی ما در کار های خیر همه کسانی که تاثیر گذار هستیم تا قیامت اثر گذار هستیم برای همین هم در نامه اعمال ما می آید ، برای همین انگار ما نمردیم و زنده بودیم و خودمان آن کار ها را انجام دادیم .