الحمد الله رب العالمين
عثمان در زيارت عاشورا به سياستهاي جايگزيني نظام خليفه گري بعد از پيغمبر بود كه توضيح داديم كه با حذف تدريجي قرآن منع از حديث پيغمبر منبع از كتابت حديث و ممعصومين از ارتباط بامردم حكومت آن زمان احتياج به جايگزينيهاي متعددي براي پر كردن جاي پيامبر كريم داشت كه گفتيم مراحلي را طي كرد و آخرين مرحله كه در آخرين بحث جلسه گذشته رسيديم به بحث توسعه قصه و ثصه گويي كه جايگاه فوق العاده مهمي دارد در فرهنگ و ادبيات انساني قصه يا همان داستني كه ما ميگوئيم نقش تربيتي فوق العاده زيدي دارد و خداوند تبارك و تعالي به عنوان رب العالمين از اين وسيله در خودش استفاده كرده يعني از وسيله قصه براي تربيت انسانها استفاده كرده و آن را به عنوان يك وسيله قدرت مند در اختيار انسانها قرار داده با قصه و داستن هر نوع آموزشي را به مخاطب داد در زمينه هاي مختلف ، عقايد ، اخلاق ، احكام و چيزهاي ديگر همه ي اينها با قصه و داستان امكان پذير هست در قرآن هم بارها از قصه و نقش آن سخن به ميان آمده و ان هذا لهو القصص الحق قصه هاي حق ، قصه اگر با حق گره بخورد و حق را بيان بكند مي تواند در ترويج حق نقش به سزائي داشته باشد و اگر با باطل گره بخورد و حق را بيان بكند ميتواند درترويج حق نقش به سزائي داشته باشد و اگر با باطل گره بخورد ميتواند در تخريب حق و رواج باطل نقش داشته باشد يك شمشير دو دمي است كه هرگونه استفاده اي از آن مي شد كرد وقتي كه اصحاب از پيغمبر درخواست قصه كردند گفتند كه تو برايمان قصه بگو خوب پيامبر هم رد نكرد آن را همانطور كه خدا هم رد نكرد آن را و در جواب مردم آيه را درباره بهترين قصه ها فرستاد ببيند اينكه در نها انسان طلب قصه و داستان وحود دارد گرايش به قصه وجود دارد به ماجرا به خاطره به حكايت وجود دارد يك امر فطري است يعني شماها وقتي با يك نفر داريد صحبت ميكنيد يا جمعي تشكيل شده داريد با همديگر سخن مي گوئيد تقريباً همه همين جوري هستند كه در حين صحبت حتي يك استاد يك سخنران يك پيغمبر حتي يك امام يك ولي خدا هيمنجوري است در حين سخن خيلي خيلي ،راحت هست برايش كه براي تفهيم كلافش و ترويج مجلس به سراغ قصه برود براي همين هم شاها وقتي داريد صحبت ميكنيد درمحاوره هايتان خود به خود در صحبتهايتان بر نقل يك داستان يك خاطره مي رويد و بسياري از مواقع نقل يك خاطره يك داستان يك داستان گوئي ، قصه گوئي سرنوشت انسانهاي زيادي را تغيير ميدهد كه انسان بايد با يك داستان آشنا شود كه حالا درباره مكانيزم تأثير داستان مي خواهيم امروز از نظر روانشناسي صحبت بكنيم و يه بحث معرفت نفسي داريم كه چطور قصه روي ما تأثير مي گذارد ولي خوب شما نگاه بكنيد اين مسئله يك مسئله فطري است وكسي هم نميتواند درم قابلش، مقاومت بكند كسي نمي تواند نخوادش كسي دوستش نداشته باشد كسي نميتواند حوصله اش را نداشته باشد كسي نمي تواند طلبش نكند همه مي خواهند قصه را دوست دارند و دل ميدهند به آن و اين فطري هست و آدم دوست دارد دل بدهد به قصه دوست دارد كه دنبال حكايت و مادر به آنها قصه بگويد در تربيت توضيح داديم مفصل در سي دي تربيت كه ما به عنوان يك وسيله قدرتمند تربيتي مي توانيم از قصه كمك بگيريم و يكي از شيرين ترين لحظات يك بچه اين هست كه و يك بزرگ فرقي نمي كند دركودكي يكي از شيرين ترين لحظات يك كودك اين هست كه زماني كه مي خوابد مادر ، پدر ، خواهر ، برادر برايش قصه مي گويد و اين يك هنر ارزشمند است كه افراد با قصه و داستان آشنا باشند و بلد باشند اين كار را بكنند من به دختر ، پسرهاي كم تازه ازدواج كردند بچه دار مي شوند مي گم كه شماها بايد خودتان رامصلح بكنيد كه دهها و صدها قصه چون بچه شما بزودي از شما مي خواهد پدري كه عرضه ندارد براي بچه اش قصه بگويد مادري كه حوصله ندارد و عرضه ندارد قصه بگويد هم بچه دار و هم خودش را از يك وسيله تربيتي خيلي مهم محروم ميكند در تربيت شما بهترين شكلها را مي توانيد با قصه به بچه بگويد يه بچه اي داريد كه روحيات خاصي داره و شما نمي خواهيد داشته باشد و شما مي خواهيد يه روحيات ديگري بدست بياورد حالا در قاعده روانشناسي كه توضيح دادم اين قضيه را متوجه مي شويد كه مي آوري در حال وهواي يك داستان و يك قصه و قلبش راكاملاً تسخير ميكني ومثل يك بيهوشي ميماند كه شما وقتيكه مي خواهيد يك مريضي را در اتاق عمل جراحي اش كنيد بي هوشش كه كنيد ديگر در اختيار شما است اگر بخواهد بي هوش نباشد و شما بدن را بشكافيد سر نباشد بخواهيد دندانش را بكشيد مقاومت نشان ميدهد و چه بسا ممكن است كار راخراب كند اما وقتي بي هوشش ميكني يا سر مي كني دندان طرف را در اختيار شماست دندانپزشك مي تواند هر كاري بكند با اين دندان ، اين دندان را برتشاد ولي عصبش كار بكند بكاردندان راكارهاي ديگري انجام دهد يك جراح ميتواند انواع و اقسام كارها روي بدن انجامدهد چون دراختيار شماست در قصه گوئي قصه مثل يك نوع سحر ميماند ،كه طرف كاملاً خودش را در قصه تسليم ميكند دردلش اش بازاست موضعه گيري انجام نميدهد و پذيرشش فوق العاده زياد است بهترين شكلها رامادرها ، پدرها بخصوص من تكيه زيادي روي پدرها دارم كه اين نقش را خودشان به عهده بگيرند كه وقت بگذارند و براي بچه هايشان قصه بگويند حالا الحمد الله مثلاً خود من براي يكي از بچه هايم پسرم كه حالا پسرم هست براي دخترهاي من اين جذابيت راندارد براي اينكه آنها دختر هستند ولي براي پسر جذابيت دارد شبي مثلاً يه ماجراي عملياتي و جبه اي را تعريف مي كرديم اين مثلاً تا چند سال خود را همين بود كه ماجراهاي كه تو جبهه اتفاق افتاده بود را دريافت مي كرد اين خودش تأثير ميگذارد روي اينكه بچه از اول با فرهنگ بسيج ، حق و باطل ، جنود الهي و جنود شيطاني ، جبهه حق ، جبهه باطل با اين مفاهيم دركوچكترين سن مي تواند آشنا بشود و با آن پيوند بخورد خوب ديگر تاآخر خيلي ميتواند كمكش بكند به بچه ، دخترها نه وقتي عمليات را برايش بگي خيلي جذابيت ندراد اما پس چرا يه موقع هم هست ما نمي توانيد بگيد داستان سراغ نداريد و خاطره سراغ نداريد قصه حفظ نيسند كتابها الان چاپ شده كتابها خيلي زياد شده به بركت انقلاب اسلامي ما كتابهاي بسيار مفيدي براي سنسن كودكي داريم من هميشه به خانواده ها ميگويم كه همانطور كه براي بچه هايتان بستني مي خريد پفك مي خريد بايد هفته اي يك كتاب بخريد ، يك كتاب جديدي توي خانه داشته باشيد بخوانيد ومصرف آن هم تمام شد كه تمام شد ميگويد آقا بچه كتاب را پاره ميكند پفك هم ميخورد بستني هم ميخورد صدتومان مي دهيد بستني مي خورد و تمام مي شود كتاب هم پاره كند بياندازد دور هيچ اشكالي ندارد يه بار يا دوباره بخواند و بياندازد دور البته آدم مراقبت ميكند و مي سپارد كه مراقبت كن ازكتابها بعداً مراجعه كن و بعداً بخوان سنش كه مي رود بالاتر مثلاً مي شود شش سال ، هفت سال خودش ميتواند مدرسه برود ازكتابهاي دوران كودكي خودش استفاده كند كتابهايي كه يه موقع برايش مي خواندند پدر ومادر خودش بخواند ه لذتي دارد بهرحال نقش تربيتي خيلي خوبي دارد قصه من از بحث منحرف نشوم در بزرگسالان هم همينطور هست در بزرگسال ها انسان تا پيري حتي 100 ، 150 سال ، 200 سال و يا هزار سالش همكه شه از قصه لذت مي برد و بي نياز از قصه و داستان نيست براي همين هم در قرآن به عنوان يك امر فطري اصحاب از پيغمبر درخواست قصه مي كند اين را خوب دقت بكنيد رسول خدا با آن همه عظمت مردم به خدمتشان مي رسند و درخواست قصه و داستان مي كند و چون اين خيلي وسيله قوي و خوبي هست و وسيله موثري هست پيامبر هم مي پذيرد و خوب قصه مي گويد برايشان يعني قصه تعريف ميكند حالا جالب اينجاست كه شما جدائي از اينكه در قرآن كريم ما بسياري از قصه ها آمده احسن القصص ، بهترين قصه ها را خداوند انتخاب ميكند و با بهترين و شيرين ترين اسلوب وكلمات و آموزنده ترين شيوه قصه را خداوند ياد ميدهد اما خود پيغمبر هم شما در روايات مي يند كه جدايي از داستان هاي قرآن خود پيغمبر هم وقتي مراجعه ميكنيد در تاريخ در فرمايشات ايشان مي بيند كه ايشان غير از آن قصه هاي ديگري هم از امت هاي قبل تعريف ميكند امير المومنين هم قصه تعريف مي كند و همين جور داستان دارند و زيد شده امام صادق (ع) شما دركلماتش مراجعه كنيد داستان داره ، قصه تعريف كرده وماجرا تعريف ميكند براي ما و جالب اينجاست كه خود همان قصه ها وماجراهاي كم داشتند و آنجايي كه قصه نمي گفتند برخوردهاي خودشان را هم خواستند كه بصورت داستان و قصه بماند براي شيعيان و مسلمين و پيروان خودشان . بنابراين قصه جز لاينكف زندگي انساني هست و خيلي هم خوب هست كم افراد در فضاي مطالعاتي و زندگيشان جايي را براي قصه باز كنند من هميشه مي گويم قصه ها جزء كتابها رفته خوابي است يعني شما شبها كسي مي گويد من خوابم نمي برد بهترين موقعيت هست كه انسان يك شمع يك چراغ خوابي كه مزاحم ديگران نشود روشن كند بااي سرش و با افكار خيالات باطن نرود در رختخواب با يك كتاب قصه خوب يكداستن خوب برود توي رختخواب و ادامه بدهد تا خوابش ببرد يه داستان دو داستن چند داستان را بخواند چند ماجرا را بخواند تا خوابش ببرد پس از اين وسيله نبايد انسان غفلت بكند بدون قصه و بدون حكايت ها زندگي هاي ما يك زندگي هاي هست و خشن مي شود اگر هم زندگي هايمان درست باشه و زندگي هاي خوبي باشد بي مزه و بي نك هستند قصه مثل نمك غذا ميماند كه جايگاه دارد هم تأثير غذائي دارد اثر غذائي دارد كه اگر نباشد وكم باشد تو بدن مشكل ساز است هماينكه لذت دارد براي همين افرا بايد خودشان را از اين معقوله محروم نكند حالا من نمي دانم فرصت ميكنم بهمباحث تخصصي برسم يا نه بهرحال در جواب درخواست فطري مردم خداوند تباكر و تعالي ميفرمايد : سخن نقص عليك احسن القصص پس يكي از اسم هاي خدا قصه گو همانطور كه يكي از اسم هاي خدا الله هست يكي رحمان هست يكي رحيم و يكي كريم و يكي غفور هست يكي از آنها هم قصه گو است چون به خودش نسبت ميدهد سخن نقص عليك ما قصه مي گوئيم پس خدا قصه گو است اولين و بهترين قصه گو خداوند تبارك و تعالي است نحن نقص عليك احسن القصص ما بهترين قصه ها را براي تو مي گوئيم به ما اوحينا عليك چه جوري اين قصه ها را مي گوئيم بما اوحينا عليك هذا القرآن باهمين قرآني كه بر تو نازل ميكنيم بهترين قصه ها را براي شما ميگوئيم چون مردم درخواست قصه كردند گفت خوب حالا كه قصه مي خواهيد خدا مي گويد من مي خواهم برايتان قصه بگم اكثر شما شايد در درس هاي ديگر ما ديده باشيد ولي اگر كسي با نمودار خلقت آشنا باشد قوس منحني ، منحني هاي قوس نزول ، قوس صعود و نمودار خطي و اينكه شما بدانيد خداوند عالم را رباني خلق كرده تمام تجليات الهي تجليات رياضي هست بعد بين عوالم وجود يعني از جبروت شما بگيريد بيائيد تا ملكوت از ملكوت بيائد تا ناسوت همه آنها رياضي است روابط رياضي وجود دارد ان الله عزو جل خلق ملكه علي مثال ملكوت و اسس ملكوته علي مثال جبروته امام صادق مي فرمايد كه خداوند عالم دنيا را عالم ملك را خلق كرد به گونه ملكوت و ملكوت را تأسيس كرد بنيان گذاشت به گوه جبروت حالا شما نگاه بكنيد عوامل وجود كه عوامل كاملاً رياضي هستند يعني از بالا جبروت مي آيد تا حالا قبل از جبروت چه خبر است بماند مي آيد تا ملكوت ، ملكوت ديگه يك عصاره يك چند ميلياردش مي شود اين دنيا به اين عظمت يه عصاره يك چند ميليارد ملكوت مي شود اين دنياي كه هنوز بشر به قرآن نرسيده بعد از هزاران سال نمي تواند گيج است مات مانده كه اين عالم چي هست حالا خداوند تبارك و تعالي مي خواهد روباط اين عوالم رياضي را و قواعد حركت نفس از جبروت تاملكوت ، از ملكوت تا ناسوت دوباره از ناسوت كه بر مي گرديم با وفات به ملكوت و از ملكوت دوباره بالا تو تا خود خدا را ميخواهد بيان بكند اينجا اعجاز بر ميداد اينجاست كه مسئله انسان به زانو در مي آيد كه خداوند تمام اين مباحث را عمده فرمول ها را تبديل به قصه كرده عجيب است كه خداوندمسائل قطعي و مسلم ، هندلي ومهندسي عالم ، مسائل رياضي عالم را وقتي دارد بيان مي كند با قصه بيان ميكند چه كسي ميتواند اين كار را بكند يعني شما بيائيد ظريف ترين مسائل حركت نفس را بياوريد توي حالت قصه و بايد قصه هاي حقيقي نحن نقص عليك احسن القصص بما اوحينا عليك هذا القرآن ايكاش فرصت بود ده ها ساعت درباره همين آيه حرف بزنيم نحن نقص عليك احسن القصص با اوحينا عليك هذا القرآن عجب ، يه كمي فكر بكنيد مي گويد ما با همين نازل كردن قرآن براي تو بهترين ديگر زيباتر و جذاب تر امكان ندارد بهترين قصه ها را براي شما بگوئيم آنوقت اين كلمه بهترين براي شما مي گويم فرصت نيست براي شما يكي يكي بگويم اگر فرصت بود تخته مي گذاشتم و نمودارها را رسم ميكردم تا شما بفهميد كلمه بهترين يعني چي وقتي كلمه به يعني خوب و بهترين مي آوريم ما اين بهترين مقياس دارد چطور ما مي گوئيم اين فلان چيز بهترين است بهترين است يعني با يك مقايسي سنجيده مي شود در يك نظام رياضي در يك نظام هندسي در يك نظام علمي سنجيده مي شود بعد مي گوئيم اين بهترين است بهترين با توجه به چه چيزي بهترين است نسبت مي خواهد با توجه به ساختار رياضي انسان با توجه به نياز فطري انسان به قصه و با توجه به خيلي معيارهاي دقيق انسان شناسي مي گويد ما بهترين قصه ها را براي شما فرستاديم اينجاست كه يك سوال خيلي مهم پيش مي آيد اينها مباحث جديدي است اينها مباحثي نيست كه شما برويد تو تفاسير گير بياوريد يا مثلاً فكر بكنيد جاي ديگر بيان كردند اين نكاتي كه مندارم به شما مي گم اينكه خصوصيات قصه چي هست و خصوصيات بهترين قصه در مقابل بدترين قصه هاست لذا شما وقتي مي آيد به دليل نياز فطريت به قصه مجبور مي شوي داستان لفظي را قصه را تبديل بكني به تصوير و تأثر از آن در بيايد كه قديمي ترين تأتر را بعد در اثر شدت نياز ما از تأثر رفتيم به سمت ساخت فيلم و بعد از همين نياز به داستان از فيلم به انواع فيلم ها كشيده شد يعني فيلم هاي كه موضصوع بندي شد مثلاً فيلم هاي داستاني بعد رفتيم فيلم هاي مثلاً كمدي فيلم هاي نظامي و جنگي ، فيلم هاي عشقي ، فيلم هاي پليسي ، فيلم هاي جنائي فيلم هاي دارم ، فيلم هاي مختلف انواع و اقسام فيلم ها كه به اصطلاح سينماي وحشت سينماهاي ديگري انواع واقسام كه ما رفتيم به طرفش همه از همين نياز فطري مايه قصه شروع شد و داستان تا به مرور زمان توي طول تاريخ يواش يواش پيشرفت كرد آنوقت اينجاست كه انسان وقتي كه مي خواهد برود سراغ يك فيلم يه مجله يه داستان و يك رمان به كارتون مايه بازي مايه سريال اينجاتس كه بايد حتماً مقياس داشته باشد يعني اگر مقياس نداشته باشد شما مي بينيد كه خيلي وقتها با نمايش يك فيلم با ديدن يك فيلم وكارتون و خواندن يك كتاب به رمان شخصي ده سال ، 15 سال ذهنش درگير مي شود اصلاً شخصيتش شكل مي گيرد بعد شخصيت هم خوب شكل نمي گيرد چون گفتيم شما وقتي داريد يك فيلم نگاه ميكنيد و دلتان را ميدهيد به داستان در واقع روحت را كاملاً نرم ميكني بعد آن بعت غالب مي زند تا فيلم تمام مي شود تو مي بيني كه تو تمام اين مدتي كه نرم بوده ايندستت مثلاً اين دستت را سپرده بودي دست پزشك شلش كرده بودي همينجوري هواست به يك چيزي بوده اين گچ گرفته برايت دستت توي گچ مانده بعد مي گوئي مي بيني كچ گرفتن و خشك هم شده بعد ميگوئي تو را به خدا بازش كن من مي ميرم اذيت مي شود اگه من گچ گرفتم ديگه بايندازش تو گردنت خوب بابا اين خيلي ناجور است اينجوري بستي حداقل بيا ببندش اينجا ، اينجوري من راحت تر بودم كه ديگه مزاحمت كمتر داشت من اگر بخوام دستم 6 ماه اينجوري بشه شما فكر كن يعني چي شما توي فيلم وقتي هواست نيست مينشيني پاي سريال و فيلم و رفيقت مي گويد بيا اين فيلم را نگاه كن يه سي دي به تو پيشنهاد مي دهد مي گويد بنشين و نگاه كن گاهي وقتها يك دقيقه است يك فيلم اما تو هواست نيست توي همان يك دقيقه داره مي بند تو را دارد گچ گيري ميكند روحت را يك دقيقه نگاه ميكني ولي 70 سال بيچاره ميكند آدم را 60 سال بدبخت م كند همان يك صحنه ديدن يك صحنه درگير ميكند آم را اينجوري نيست كه شما باشد كه اين چزهاي منحرفي كه الآن هم ميگن كه جوابها ميگن بشتر كه روي ما هيچ تأثيري ندارد اصلاً اينجوري نيست يك كسي مگر روح قوي داشته باشد كه منتقدانه و با طهارت برود سراغ يك فيلم و كارتون و سريال نگاه بكند كه بعد هم شكل هم نگيره بعد اگر شكل هم گرفت بلد باشد اگر شكل هم گرفت شكلش آن گچ ها را بشكند آن هم هزينه داره ، لذا شما مي بينيدكه دو شاگر يكي با استعداد است با 50 درصد يكي با استعداد است 80 درصد مي آيد سر درس يك استاد بعد اينها مثلاً 5 سال درس ميخوانند بعد از 5 سال آنكه با استعداد 50 درصدي آمده بود 100 درصد از آن كسي كه با استعداد 80 درصدي آمده بوده بالاتر است و جلو مي زند بلكه بيشتر چرا ؟ چون آن كسي كه با استعداد 80 درصد آمده بود چند تا فيلم نگاه كرده بعد آمده سر كلاس چند تا صحنه ديده چند تا رمان خوانده چند تا قصه خوانده كه نبايد مي خوانده چند تا فيلم ديده نبايد نگاه ميكرد ديده بعد آمده سر كلاس حالا اين خيالش بسته شده افكارش در داستان هاي كه شنيده بسته شده تو رمان هاي كم خوانده تو فيلم هاي خارجي كه الآن هم توي تلويزيون ما الا ماشاء الله داره پخش مي شود اين همين جوري داره نگاه مي كنند ودل مي دهد بهاين سريال ها نميدانم فيلم هاي سينمايي به همه چيز با شيفتگي تمام مي نشيند نگاه ميكنه خودش هم متوجه نمي شود كه دارد شكل مي گيرد ولي شكل ميگيرد حالا الآن وقتي مي رويم تو مكانيزم روانشناسي بحث كه انشاء الله برايتان مي گويم اگر فرصت بكنيم مي بينيد نه نمي تواند ازدستش نجات پيدا كنه بعد تازه تمام مي شود فردا پس فردا ، يه هفته دو هفته بعد چون انسان ذخيره سازي خيال داردميمونه بعد مي بينم توي نوبت خيالش كه مي رسد امروز نوبت خيال منه خيال هاي قبليم را مصرف كردم حالا نمي دانم شما حرفهاي من را متوجه مي شويد يا نه خيالهايم را مصرف كردم امروز مي آيم نماز ميخوانم الله اكبر ، بسم الله الرحمن الرحيم مي بيني كه فيلم سينمايي كه دو هفته قبل ديده بودي الان سر نياز با تو هست حالا ميتواني مگر نجات بدهي خودت را يهدفعه مي آييكه نجات پيدا كني ميگي السلام عليكم و رحمه الله بركاته تو كجا بودي ؟ تو رمان وتوي قصه و تو كارتون و توي فيلم و نمازم زايع شده ما الان اصلاً نمي فهميم اين خسارت يعني چي ولي خوب خيلي وحشتاك است اين خسارت ولي چون ما عادت كرديم كه خسارت ببينيم در دمان نمي آيد اصلاً ناراحت هم نمي شويم هر قصه اي را نمي شود شنيد هر داستاني را نمي شود باهاش دل داد هر حكايتي را نبايد بخواني هر كتابي را نبايد مطالعه كني هر فيلمي را نبايد نگاه كني هر سريالي را نبايد تعقيب كني گاهي وقتها مثلاً شما ميخواهيد تفريح بكنيد يه سريال كمدي نگاه مي كني روانشناسي ساخت كمديها فوق العاده مهم است هر كسي نميتواند كمدي بسازه الآن تو فيلم هاي تلويزيون ما شما يه فيلم كمدي نگاه ميكني يه سريال 30 شب توي آن پر از خوردي اعصاب هيجانات ناجور ، حرفهاي دري وري ظاهراً داريد ميخنديد ولي بعدش آنقدر فشار اعصاب و غصه و زخم معده و زخم اثني عشر و چشم درد و سردرد مي آورد كه نگو ، حالا توي مكانيزم بحث انسان شناسي ومعرفت نفسي كه مي روي متوجه مي شوي كه چرا اينجوري است ولي يه موقع مي بيني نه طرف آنقدر لطيف يه كمدي ساختم كه شما همينجوري كه مي نشينيد و نگاه ميكنيد خوب مي تواني بخند تمام رگها صورتت رگهاي چشم ات و رگهاي قلبت باز مي شود ازهم پوستت شكفته مي شود هيچ مشكلي هم بعداً پيش نمي آيد اصلاً مشكلي پيش نمي آيدولي يه موقع مي بيني نه يه كمدي داري مي بني ظاهراً داري مي خندي اما ده براي خنده اي كه داري ميكني در درون بصورت نا محسوس شما فشار عصبي بايد تحمل كني اينجوري است آدم نميتواند از اينها به سادگي بگذرد نحن نقص عليك احسن القصص ، بهترين قصه ها را برايتان تعريف ميكنيم ديگه از اين زيباتر امكان ندارد بما اوحينا عليك هذا القرآن وحي اين قرآن به تو بهترين قصه ها ، يعني آن قصه اي كه با ساختار وجودي تو هماهنگ هست رو داريم برايت تعريف ميكنيم اينها را همين جوري برايتان نميگم به قول معروف قصه تعريف نمي كنم اگر هم تعريف كنم جار بي جايي نيست اما اينها راتعريف ميكنم كه بعداً برسيم به جائي كه چطور بعد از پيغمبر قصه ها طراحي شد و چه قصه هايي طراحي شد شما اگر جاگاه روانشناسي اين مسئله رو ندانيد بعداً متوجه نمي شويد كه چرا يه آدمي مثلاً خليفه دوم معاويه بعداً بعدها همينطور ، تا همينجوري مي آيد در طول تاريخ ما قصه گويي داريم يعني قصه گويي يه منصب خيلي مهمي و خيلي خيلي قدرتمند است هركسي هم نمي توانستند بهش بگن تو برو براي مردم قصه بگو چون طرف وقتي مي خواهد قصه بگود مي خواهد مردم را سحر كند كچ كاري كند روح آنها را ميخواهد شكل بدهد به آنها توي قصه لذا مي بيني منصب مي گذارند دست ميگذارند تو خبيث ترين آدم ها مزخرف ترين آدم ها همانطور كه ائمه دست ميگذاشتند روي بهترين آدم ها براي قصه گويي و اينها را انتخاب ميكردند لذا ائمه شيعه بر عده اي را انتخاب ميكردند آنها هم همينطور جنگ بود توي قصه جنگ بود كه چه كسي برود قصه بگويد شروع كند به قصه گوئي سعد اسكاف به امام باقر (ع) عرض كرد كه : من مي روم توي مسجد قصه مي گويم براي مردم اين را خوب دقت كنيد توي مسجد قصه مي گم حالااگر كسي نادان باشه ميگه مسجد مگر جاي قصه است بهترين جاست بروي قصه گفتند و بهترين قصه ها ، خدا رحمت كند مرحوم شهيد بنت الهدي را خواهر شهيد صدر يه زن دانشمند و با يه تربيت ، حالا شما نگاه كن توي تربيت مرجع توي خونه مرجع يه خانمي تو خانواده مرجع بزرگ شده درس هاي خوزه اي خوانده بعد متواند اينقدر قشنگ قصه هاي خوب بنوسيد شما داستان هاي بنت الهدي را اگر بخوانيد من اينها را دوران جنگ همه را مي خواندم ببينيد چقدر به روز قصه نوشته اصلاً انگار فرهنگ براي الآن است فرهنگ بسيار زيبا حتي خيلي ها جيگرش راندارد تعريف كنند جيگرش رو ندارند كه اين قصه ها را انتصاب بدهند خودشان شما يه همچنين قصه اي رانوشته ايد ولي مي يند كه اين نشسته قصه نوشته كار كرده سال هاي گذشته حالا نمي دانم شما با اين معقوله ها چقدر آشنا هستند كه مقام معظم رهبري كه واقعاً رهبر بي نظيري است براي ما كه اينقدر تسلط و احاطه به جنبه هاي مختلف فرهنگي بشري داشته باشه مي بينيد كه بحث مبصوتي را باز ميكند تيو قصر نويسي و رمان رمان هاي بلند وكوتاه و توصيه ميكند آنهايي كه اين توان را دارند بايد بروند در بحث رمان كار كند ماه نور هم توي اين قسمت هنوز هم كمبود داريم حالا اين سالهاي بعد از جنگ يه تكانهاي خوردند يه كارهاي كردند حداقل ما توانستيم مقدار زيادي رمان هاي خيلي خوب ، رمان هاي دفاع مقدس داستان هاي خيلي خوب ، خاطرات رزمندگان ، خاطرات همسران شهدا ، همسران سردارها ، اينها درآمده كه مورد كم لطفي قرار مي گيرد يعني يه تيپ هاي خيلي بسيجي و جبهه اي و اينها چند تايي تو خانه هايشان داشته باشند اما واقعا لازم است كه هر كدام از ما ها 100 تا 200 جلد از اين كتابها ، كتابهاي ريز و باريك كه داستان دارد در اين كتابها 40،50 صفحه اي و بخوانيم اينها را . شما الان نگاه كنيد مقام معظم رهبري عجب است واقعا يك فرمانده يه فرمانده يه رهبري كه الان اين همه مشغله فكري دارد قصه خواني اش را رها نمي كند بعد رو به كتابهاي قصه مي نشيند نقد مي زند قصه هاي مقدس را مي گويد بعد توصه هم مينويسد همين آخرين كتابي كه تاليف كردند فرمانده من بود مثل اينكه فرمانده من بود يه كتابي بود يه معداد داستان بود كه من ديدم آخريش را كه روي آنها تلفيظ زده خيلي جالبه و ما اصلا از اين ها غفلت مي كنيم كه اصلا توي فرهنگمان نيست كه بياوريم اينها را بنشينيم بخوانيم مثل غذا مثلا فرض بفرمايد امروز قرار است غذا بخوريم غذاي سبك بخوريم قرار است چلو كباب بخوريم يه ساندويچ فلافل هم ميشود خورد آن هم مقضي است و كمتر از يه چلو كباب هم نيست ولي پولش هم بدهم 5 تا 10 تا كتاب قصه بگيرم داشته باشم شما توي خيلي حالت هاي زيادي حالتهاي مرده زيادي مي توانيد قصه خوني بكنيد توي مطب دكتري منتظر نشسته ايد ميتواند يه قصه كوتاه بخوانيد و تمام كني . شب ميخواهي بخوابي بعضي ها مثل مقام معظم رهبري مي فرمايند توي رختخواب پنج جلد قطوري خواندم زياد البته ايشان صد ها جلد كتاب همينجوري خوانده و مي خوانند ماهانه ماها اصلا دقت نمي كنيم كه جز لوازم ضروري زندگيمان كه توي كيفمان مي گذاريم مثلا توي فرهنگ معلوم است كه خانمي كه يه كف ميبندد همراهش ميبرد يا يه آقاي كه توي كيف همراهش مي خواهد چيزي بياورد از نگرش كيفش را باز كني فرهنگش را ميتواني بفهمي جيب هايش را باز كني فرهنگش را ميتواني بفهمي يه موقع ميبيني يه كسي جزو لوازم ضروري مسافرت حتي يه سفر كوتاه مثلا 2 ساعته 3 ساعته سفر شهري ميبينيد كه حتما كتاب با خودش است حالا كتاب فلسفي و عقيدتي و كتابهاي سنگين درسي نميتواني بخواني توي خانه 100 جلد داستان داشته باشه كتاب هاي قطور كتابهاي ريز و كوچك داشته باشه و همين را بردارد با خودش ببرد اينها اسلحه هست اينها ثروت يه نفر هست دارايي يك طرف هست يه كسي را ميبيني حالا فرض بفرماييد 4 تا النگو و انگشتر و ساعت دارد عطر دارد و نمي دانم چي چي دارد يه آدم ، آدم است آن قصه كتاب هوانه اش معلوم مي كند كه چه كسي است كه ما هميشه كتاب همراهمان باشه هميشه ان خيلي مهم است من يه موقع هايي دو سه مرتبه اشتباه كرده ام تا به حال دو سرباز فقط اين اشتباه را كرده ام و گفتاه ام كه من خوب مي دانم الان مي خواهم سوار اتومبيل بشوم قرار است توي اتومبيل يه مشاوره بدهم تا انجا ،آنجا قرار است يه سخنراني بكنم بعد، بعد از سخنراني توي برگشت يه مشاوره بكنم بنابران احتياج به كتاب ندارم مشاوره ام را دادم رفتم محل سخنراني ، محل سخنراني مي گويند ببخشيد سخنراني نيم ساعت ديگه شروع ميشود كمي ديده شه برق رفته بود بلند گو خراب شده بود نمي دانم مخاطبين دير آمدند نيم ساعت آدم ناراحت مي شود نيم ساعت مي خواهي بنشيني حالا كسي كه او روضه داشته باشد مينشيند ذكر مي گويد ولي آدم كتابش را برمي دارد بخواند اين جزء ثروت است باد داشته باشي با خودتان هميشه من به بچه ها ميگفتم آن موقع هاي كه خواستگاري رفته بوديم از همان جلسه اول خواستگاري يه كتاب با خودمان برديم گفتيم شايد توي خواستگاري وقت بشه توي خواستگاري 4 خط كتاب بخوانيم اينجوري ، هميشه هم كه ما ميرفتيم بعد از خواستگاري ميرفتيم سري به نامزدمان بزنيم اين كتاب زير بغل ما بود مي گفتيم بالاخره يه وقتي ميشه آنها ميخواهند يه چايي بياورند و ميوه بخورند ميشه يه چند صفحه اي بخوانيم خدا رحمت كند امام را مي گفتند تا سفره را بيندازند ايشان چند صفحه اي قران مي خواندند عمليات ها هم من ميرفتم جبهه هميشه توي لباسهايم ، لباسهاي نظامييم پشت فانوستم يه كتاب يه طرف ميگذاشتم و يه كتاب پشتم بالاخره با خودمان مي بريم توي سنگر بيكار هستيم .
رگبار و گلوله توپ تانك همه چيز گرفتم آنجا درس مي خواند مباحثه ميكرد دو نفري مي نشستند رو درودرس هاي ادبيات را مي خوانديم قرآن ، مبالغه ميكرديم با همديگه اون حفظياتش را ميگفت من حفظياتم را ميگفتم زير آتش يه عملياتي رفته بودم من كتابنبوده بودم آنقدر عذاب كشيده بودم خوب بچه ها ميدونن تو سنگرها را گرفتيم يكي مي گفت ساعت برداريم يكي مي گفت راديو حالا ما كتاب پيدا ميكنيم رفتيم يه كتاب فلسفه پيدا كرديم نشستيم فلسفه ما يتاليم خونديم بهترين غنيمت است اين را بايد عادت بكنيم با خودمان همشه من توصيه مي كنم به عزيزان كه تعداد زيادي كتاب داشته باشند كتابهاي داستان كتابهاي خوب الآن هست من هم سعي ميكنم برايتان كتاب خود تهيه بكنيم كه تو موسسه كتابها خيلي عالي است اين كتابهاي ريز كم مصرف ، كوچك داشته باشيد و مطالعه كنيد اينها خيلي بدرد مي خوره بايد ازش استفاده بكنيم حالا ببينيم امام باقر (ع) مي فرمايد كه من دوست دارم كه در مرس رزاع يكي مثل تو بنشين و براي مردم قصه بگود چقدر مبارك است اين كار چقدر هرسي زراع يه كسي بنشينه مثل تو قصه بگويد حالا شما نگاه بكنيد روحانيون ، منبر ها اهل خطبه ما ، اينها چقدر حق به گردن مردم دارند تويي اين جلسات فرهنگ را منتقل كردند روضه خوان ها ، همين روضه خوانهاي كه تو جلسه چهار تا پنج خانم مي روند مينشيند براي مردم يه قصه تاريخي مي گوند يه قصه از علي اكبر ميگويند قصه از امام حسين مي ويند يه قصه از حالا بگذريم بعضي وقتها توي اين قصه ها يه مقدار دروغ و راست هم مخلوط شده كاري با اين جنبه اش كه بد است نداريم ولي قصه يلي مهم است يه فرهنگ دايم دين را به آئين داستانها ، قرن ها قصه گويي ميتواند نگه دارد حالا شما اصلاً خودتان متوجه نمي شويد الان كه سهم قصه شما چقدر است در وجودتان ولي اگر كسي برگدد و به گذشته خودش مي بند كه بسياري ازاعتقاداتش بسياري از پايبندي هايش بسياري ازاستحكامات شخصيتي كه دارد بسياري از قدرت هايي كهدر عملكرد دارد مديون اين بوده كه پدرش مادرش واعظ محل امام جماعت محل ، علم قرآتش دوران كودكي قصه گفتند برايش داستان تعريف كردند برايش اينها براي انسان تثير مي آورد و سازنده هست از اين ما نبايد غفلت بكنيم گاهي وقتها خانم ها و آقايان مراجعه ميكنند مي گويند ما حوصله يمان سر رفته كشش نداريم الان بحث علمي ، بحثهاي فلسفي ، عيبي ندارد به محض اينكه شما احساس كرديد كه حتماً بين درسهايتان درس كامپيوتر ، درس رياضيات ، يا زبان داريد ميخوانيد يه كتاب حكايت داشته باشيد يه داستان بخوانيد و اين باعث مي شود ذهن شما آرامش پيدا كند استراحت كند لذت ببريد بد دوباره درستان را ادامه بدهيد اگر حال هيچ كاري نداشته باشيد شما قشنگ ترين كارها و زيباترين كارهايتان را در بدترين حالتهايتان كه حال هيچ كاري را نداريد خيلي خسته و دمق هستيد مي توانيد قصه بخوانيد ، قصه يه چيزي هست كه انسان توي بدترين حالتها انسان مي تواند تن بهش بده الان هم آدم هاي كه خيلي بريدند خيلي داغون هستند خيليافسرده هستند خيلي تنها هستند به تلويزيون پناه مي برند بهداستان ها به فيلم ها به سريال ها به كارتون ها ازاين شبكه اصلاً يه فهرست زده توي خانه اش زده شبكه يك فيلم هايش چه ساعتي است و شبكه دو چه ساعتي شبكه سه چه چند ساعتي همه را حفظاست اين تمام شرحي مي داند كدام كانال هست مي زند دوباره يه كانال ديگه شروع ميكند پناه مي برد به اينها خودش را نگه ميدارد اگر خوب باشد اثرات خوب دارد ولي اگر به تدوين شده باشد اين بجايي كه از توي تنهائي در بيايد تنهاتر مي شود غصه اش بيشتر مي شود فشار رواني اش بيشتر مي شود ولي خوب هست پس خودمان بايد براي خودمان قصه انتخاب كنيم يه آدم قصه آدم ها بر اساس قيمت خودشان انتخاب مي كنند يعني آدم وقتي مي رود دنبال يه قصه بر اساس شخصيت و قيمت خودش دست مي زند و قصه ها كه من چه قصه اي را انتخاب بكنم فيلمي كه شما به آن علاقه داريد رمان ها كه ميخوانيد نشان ميدهد كه شخصيت و قيمت شما چقدر هست پس ما بايد انتخاب بكنيم اين را برويم به سراغ انتخاب قصه ها و داستان ها و حكايتهاي كمدر مسير هدايت الهي بتواند به ما كمك بكند الان از بهترين قصه ها ، قصه هاي دفاع مقدس هست قصه ها اسرا و آزادگان ما ، قصه هاي شهدا چون در نماز ما مي گوئيم اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين انعمت عليم ، انعمت عليهم ، نبيين ، صدقين ، شهدا ، صالحين هست بنابراين بهترين قصه ها ، قصه هاث نبيين ، قصه هاي صدقين ، قصه هاي شهدا و قصه هاي صالحين هست شما اين قصه ها را انتخاب بكنيد و براي بچه هايتان داريم از كتابهاي كوچك داريم از سه سال ، چهار سال ، همين قصه ها را براي يم چهالر گروه قصه داريم تا آدم صد سالش هم كه شبه براي اين حسن قصه دارد لذا انسان بايد برود سراغ قصه ، قصه هاي حقيقي ، قصه هاي حكيمانه ، قصه هاي آموزنده ، حالا بگذريم كه گاهي وقتها بعضي ها مي آيند لطافتها و ظرافتهاي دارند كه آن قصه ها را كار عميق انجام ميدهند اگردقت كرده باشيد من 3 كتاب هست كه توي برنامه هاي همه شما نوشته ايم اكثر شماها ، سه تا داستان است كه 3 خانم نوشته اند كه انصافاً هم اين خانم خدا حفظشان كند و موفقشان كند قلم زيبايي زدند كه مثنوي درماني و آيات الهي در مثنوي آن سه كتاب ، ساحل ، شب شكن و رقص كوه اين سه كتاب را براي كساني كه اين دو سال اخير بودند براي هم نوشته ام اصلاً بردن استثنا اولين چيزي كه مي نويسم اين 3 كتاب را بخوانند چون احسن القصص است و سازندگي خيلي زيادي براي ما خواهد داشت آنهايي كه نخوانند حتماً بخوانند اين 3 كتاب را ( ساحل ، شب شكن ، رقص كوه ) خوب مثل اينكه نرسيديم به مباني روانشناسي بحث قصه چي مي شود كه قصه در انسان تأثير گذار است و چه آدم ها هم بطور فطري علاقه به قصد پيدا مكنند چه جوري مي شود به سريال ها به تأترها ، به تغذيه ها به داستان ها به شنيدن حتماً به گفتن چه جوري مي شود انسان اينقدر علاقه دارد فطري چطوري مي شود كه مردم از پيغمبر درخواست ميكنند و خداوند اينقدر زيبا عجابت ميكند و بهترن قصه ها را براي ما بيان ميكنند و مباني روانشناسي قصه و قصه گوئي را انشاء الله جلسه بعد برايتان تقديم خواهيم كرد.