جلسه 275 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
275
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
12
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 275 - شرح زیارت عاشورا

خوب بحث مان در شرح زیارت عاشورا و به ریشه یابی جنگهای صدر اسلام به خصوص جنگهایی که با اهل بیت (ع) صورت گرفت بود . عرض کردیم که یکی از آن ریشه ها حقد و کینه ای بود که نسبت به اهل بیت (ع) وجود داشت . به همین مناسبت برای این که یک بهره برداری اخلاقی از زیارت عاشورا کنیم بحث حقد و کینه را هم مطرح کردیم فرمایشاتی از بزرگان و معصومین دین خدمت تان عرض کردیم . این جلسه هم بحث را ادامه می دهیم .

در فرمایشاتی از امیرالمومنین (ع) است که می فرماید : ریشه ی فتنه ها ، علت فتنه ها و آشوبها ، کینه است. این هم در روابط دوستانه وجود دارد و هم مثل روابط دو تا دوست ، روابط خانوادگی ، روابط زن و شوهر ، روابط والدین با فرزندان یا سایر اعضا خانواده و هم چنین در روابط فامیلی و در مسائل کلان .

در مسائل کلان مثل : مسائل ایلی و قبیله ای و مسائل اجتماعی ، کشوری یا جهانی . شما اگر تاریخ را به دقت مطالعه کنید می بینید که عامل تمام طلاقها و درگیری ها و قهر ها و جنگها و فساد هایی که در دنیا وجود داشته به دل چرکینی بر می گردد و کینه یعنی :انسان چیزی را در خودش نگه می دارد عقده می شود برایش عرضه حل کردنش را ندارد شجاعت ، شعور و قدرت دفع این میکروب و این آلودگی را در وجود خودش ندارد ، این میکروب و آلودگی می ماند و سراسر وجود شخص را می گیرد تا این که تبدیل به فتنه و آشوب می شود یعنی مساله ای که به به زبان آوردن و گفتن ، تذکر و گله کردن حتی بر طرف می شود یا طرح و سوال برطرف می شود گاهی وقتها ما کینه هایی در دلمان ایجاد می شود که در اثر جهالت نفهمی است . ندانستن است پشت پرده آن مساله است ، غفلت می کنیم . قرآن هم می فرماید : شما همه ی تان شیطان دارید و شیطان را پرورش می دهید اصلا کار شیطان تولید فکر است .

آن عقده و دل چرکینی را در ما پرورش می دهد و بزرگش می کند و بزرگ نمایی و سیاه نمایی تا تبدیل می شود به یک فاجعه یک انفجار . شما در یک روابط زن و شوهر ها که اختلاف دارند ، از هم جدا شدند و یا اختلاف دو خواهر ، و دو برادر اگر فک و فامیل ها دو تا دوست ببینید که چیز هایی را از یکدیگر عقده کردند و بعد هم به جان هم پریده اند . در مسائل اجتماعی و سیاسی هم همین طور است ، آلودگی های اجتماعی و سیاسی بین گروهها و احزاب بین شخصیتهای سیاسی و جناح ها و باند ها همین طوری است .

از حقد و کینه ناشی می شود . در مسائل کلان جهانی همین طور است . شما می بینید که جنگ جهانی از چند تا کینه یا یک کینه به وجود می آید میلیونها انسان به خاطر همین یک کینه یا دو کینه و اکثر جا ها درگیر آتش می شوند و کشت و کشتار بر اثر کینه ، شلیکها و انفجار ها تخریب ها هم از کینه می آید . کوبیدن ها و کشتنها هم از کینه می آید . ما فکر می کنیم که معصوم هستیم دیگر یک موقعی دلمان رنجبر از کسی ، حق است این رنجش . در حالی که اولا 99 درصد رنجشها شیطانی است . حق نیست .

آن یک در صد هم که حق است نباید کین شود شیطان در ما تولید فکر می کند . ما نباید فکر کنیم که انسانهای معصوم هستیم که هر چه با دل و ذهن مان آمد آن حق است . از این جاهلتر کسی است که آن چه که به ذهنش آمد به زبانش هم جاری می کند که خود این هم کینه و فتنه درست می کند ، مصیبت درست می کند . لذا همیشه ما باید خودمان را متهم کنیم این که مرحوم میرزا رحمته الله علیه فرمود : همه ی اخلاق را اگر جمع کنید در دو کلمه می توانید کل اخلاق را بگویید : مرنج و مرنجان . اکثر جهنمیان به خاطر رنجشان سر از جهنم در می آورند یا به خاطر رنجاندن شان سر از جهنم در می آورند . اگر کسی بتواند به اینها عمل کند که بتواند نرنجد کینه نکند بر نخورد به او حساس نباشد زود رنج نباشد نجات پیدا کرده خیلی می تواند اوج بگیرد . برای انسان مقامات بی شمار ذخیره شد که اگر انسان عرضه داشته باشد نرنجد بتواند از این دام نجات پیدا کند که نرنجد و نرنجاند به آنها می رسد آنچه که باعث می شود ما در گل و لای طبیعت گرفتار شویم هیچ نتوانیم اوج بگیریم این است که این گرفتاری ها را داریم. گرفتار حقد ها و کینه ها هستیم . رنجش ها سالهای سال انسان را به عقب می اندازد رنجاندن هم انسان را یک جوری عقب می اندازد .

خوب حالا که این کلمات خیلی کلیدی است یعنی حضرت کل تاریخ را و قسمتهای بد روابط انسانی را چه در بین دو نفر چه در بین دو یا چند کشور در طول تاریخ ایجاد می شود را جمع کرده در سه تا کلمه ، این معجزه است . اینها امیر کلام هستند این است . معجزه یعنی این .

بتواند همه ی تاریخ را ، همه ی علوم را ، همه ی اتفاقات و تحلیلها را در سه کلمه جمع کند . سبب الفتن الحقد . هر جا شما رفتید دیدید دعوا و درگیری و طلاق و غیبت و دروغ و تهمت و چیز های دیگر است از کجا ناشی شده ؟ بر می گردد به کینه . خیلی کلام عمیق و بلند است . سبب الفتن الحقد . یک کینه ی شب عروسی می بینید که بیست سال در زندگی زن و مرد سایه می اندازد . یک کینه ی دوران بچگی یک نفر را تا آخر عمر و اذیتش می کند . از بس که کوچک است . از بس که ریز است این شخصیت دوران بچگی ، نوجوانی ، جوانی .... اینها خیلی گرفتار می کند آدم را .

کاش فرصت بود جنبه های روان شناسی این سه کلمه را می توانستیم توضیح دهیم . از اصل بحث جدا می شویم . سبب الفتن الحقد . برگردید به درن خودتان ، بسیاری از موضع گیری هایی که می کنید از چیز هایی که می گویید بدم می آید از آنها و حتی خوشتان می آید از آن مبتنی است بر یک سلسله حقد و کینه هایی که خودتان هم حالی تان نمی شود . گاهی وقتها مخفی عمل می کند ، حقد و کینه . جالب اینجاست که انسان روی خود این هم سر پوش می گذارد ، بسیاری از موضع گیری ها و حساسیت ها ، خوشم می آید خوشم نمی آید دوست دارم دوست ندارم و ریشه ی بسیاری از انتخابها ، ارتباط ها رفتار ها و افکار به عقده ها و کینه ها بر می گردد . هیچ کدام از ما استثناء ندارد ، در امان نیستیم از کینه از حقد یعنی از دوران کودکی که شما بگیرید تا حالا ک سنی از شما گذشته هیا پیر شدی ، 70 سال ، 80 سال یک سلسله کینه هایی است که ذخیره شده در دل انسان و منشاء انتخابات و ارتباطات و رفتار ها و افکار انسان می شود و شکل می دهد انسان را ، حالا شما نگاه کیند که در رحم مادر یعنی در رحم دنیا ما در رحم تبدیل می شویم به موجودی که شبی خدا است از آن طرف هم یک عاملی به نام کینه که در گذشته اتفاق افتاده منشاء بسیاری از رفتار ها و انتخابها ارتباطات و افکار ما می شود. یعنی مانع می شود که ما با ریاضیات برزخ روبرو شویم .

با ریاضیات آخرت بار بیاییم . چون کینه داریم . عقده شده برای ما و این انسان را به شدت می اندازد . گاهی وقتها انسان با خودش هم لج می کند . این خیلی مهم است . گاهی وقتها عقده ها چنان تاثیر گذار است که انسان با خودش هم لج می کند . یعنی دقیقا می داند یک کار خوب است ولی انجامش نمی دهد و عقده می کند علیه خودش . دقیقا می داند یک کار بد است یک کار زشت است ، به خاطر دشمنی کردن با خودش لج کردن با خودش انجامش می دهد ، حتی علیه خودش . به لجاجت و مقابله با خودش هم وا می دارد . در بسیاری از بیماری ها مثل وسواسها ، بیماریها تاثیر گذار است.

اگر بخواهیم ابعاد این مساله را باز کنیم مثنوی 70 من کاغذ می شود . خیلی کلام طول می کشد ، انسان در اثر کینه از خودش هم گاهی وقتها متنفر می شود ، کینه می شود برای خودش .

می گوید با گذشت دیگر تمام شد حالا باید این کار را انجام دهی ، این روش را . می گوید : نه قبلا این جوری بوده حالا هم باید این جوری باشد . می گویی می دانی شما بداخلاقی حرام است ، جهنم و آتش می آورد بله ! می دانی بی محبتی جهنم می آورد . می گوید : بله می دانی دخالت در زندگی دیگران فاجعه است . می گوید : بله ، می گوید می دانی لجبازی کار باطلی است . بله . می گوید حالا تو چرا در زندگی عروس و پسرت می افتی و فتنه گری می کنی ؟ چرا عروست و پسرت را به جان هم می اندازی ؟ خوب دقت کنید مثال را .

چرا داری عروست و پسرت را داری به هم می اندازی ؟ چرا نمی گذاری خوشبخت باشند ؟ می دانید چه جواب می دهد ، گاهی وقتها آنقدر شجاعت هم دارند که دلیل می آورند و می گوید من مگر از باباش خیر دیدم ، این را خوب دقت کنید . می گوید من شوهرم به من محبت نکرده تحمل دیدن این که پسرم به زنش محبت می کند را ندارم . من شوهرم با من این جوری رفتار کرده و من نمی توانم ببینم که این دو نفر این طوری همدیگر را ببوسند و دوست داشته باشند ، همدیگر را بخواهند و زندگی شان شیرین باشد .

دقت کنید این مساله از کجا ناشی شد ، فقط اینجا باید ایمان به داد آدم برسد . من یک مردی را می شناختم و هنوز هم می شناسم خدا حفظش کند ایشان زیر دست دو تا زن بابا بزرگ شده ، از بچگی مادرش را از شش ماهگی از دست دادهه می شود عقده دیگر ، می شود عقده زیر دست زن بابای اولی کتک خورده کتک خورده گرسنگی کشیده دائما نق شنیده تا آن زن مرده و بابا رفته یک زن دیگر گرفته و آن زن دوم هم رفته یک زن دیگر گرفته این آقایی که از کودکی مادرش را از دست داده ، از کودکی از عطوفت مادری محروم بوده پدرش هم یک آدم بی فکر و قلدر و زن بابا م دائما زده در سرش ، به طور طبیعی باید چه جوری بار بیاید ؟ یک آدم عقده ای ، بی رحم ، به قدری کریم و مهربان است به طوری که بچه های زن بابا ها را بعد از مرگ شان دانه به دانه به جایی رسانده است . تمام خواهر و برادر هایی ک از زن بابا هایی که این را شکنجه می دادند داشت به همه ی آنها بزرگترین خدمت را کرد .

بزرگشان کرد ، پناهگاه شان شده به همه ی آنها محبت کرد هر کدام شان را به جایی رساند و شما وقتی نزدیک این مرد می شوید می بینید که بی نهایت آرامش دارد . بی نهایت نشاط و شادی و آرامش . فقط در سایه ی ترس از خدا و تقوی و ایمان . و الا اگر هر کس دیگری باشد از یک خانمی کتک بخورد از تمام تبار آن خانم متنفر می شود . شما نگاه کنید وقتی که روی افراد چه جوری نگاه مان را متمرکز می کنیم روی افراد ، وقتی از یک نفر بد مان بیاید از تمام تبار آن هم متنفر می شویم .

بد مان می آید این حق است یا باطل ؟ همه ی ما می گوییم آنقدر از او بدم می آید که بچه اش را هم می بینم خوشم نمی آید از او . می گویی خانم عروس ، عروس بدی بوده ظلم کرده چرا از بچه هایش (نوه ) بدت می آید ؟ می گوید : این قدر از این بچه بدم می آید از این عروسم این قدر که خرابکاری کردند از بچه های شان هم بدم می آید . شما وقتی از یک نفر بدتان می آید از فرزندش هم بدتان باید بیاید و بد تان هم می آید و این حق نیست . ولی ما ببینید چقدر ساده در دام این کینه ها و جهنم می افتیم . اینجا فقط یک تقوی یک خدا ترسی یک ایمان راستین است که باید به داد آدم برسد که انسان در دام کینه نیفتد . این را خیلی باید دقت کنید .

ما خیلی وقتها با یک کینه را تعمیمی می دهیم به خیلی از آدمهای دیگر . این مثال را زدم ، اگر بخواهیم کار کنیم روی اینها دهها جلسه می توانیم کار کنیم روی این مباحث ک شما ببینید که ما چه قدر نزدیکیم به این جهنم . یک پسری یک دختری را می خواسته که با او ازدواج کند ، بعد به این دختر نمی رسد یا دختر به این پسر نمی رسد ، این می شود منشاء یک کینه یا عقده و می بینی که ازدواج یک امری است حق ، و خیرات و برکات زیادی دارد شخص با خودش لج می کند و راحت عقده کرد و یک دفعه می بینی که 60 سالش شده که ازدواج نکرده و هنوز در عقده ی اولیه هستی . از بس خودش را کوچک دیده ، از بس خودش را ریز دیده که آنجا او را به من نداده اند فلانی عشق مرا رد کرد دیگر بد بخت شدم و له شدم .

فلانی با من ازدواج نکرد من این جوری شدم. آدم بخاطر کمبود ظرفیت ، کوچک دیدن خودش می افتد در عقده و سر از یک جهنم بینهایت در می آورد . می گوید من می خواستم با آن پسر ازدواج کنم مخالفت کردند کینه به دل می گیرد و یک زمان هم انتقام می خواهد بگیرد . بحث انتقام از کینه ناشی می شود . انتقامها تلافی کردن ها ، دلم خنک شد و ..... اینها حرفهای مومنانه نیست . مومن که این جوری نیست مسلمان که این طوری نیست . انسان ک این طور نیست . آموزشهای دینی این را به ما نمی گویند. میگوید : آقا شما عاشق فلان کس هستی ؟ بل ، قبول نمی کند نه .

رغبتک فی من یرغ ... ، میل داشتنت در کسی که در تو میل ندارد خواری است . مومن عزیز است و عزتش مال خداست . و لله عزته و لرسوله و للمومنین ، آقا من ذلیل نیستم . هیهات منّا الذلته ، اگر کسی دوستم نداشته باشد عقده نمی کنم . خوب دوستم ندارد تمام شد چرا باید ناراحت شوم ، اگر ناراحت می شوم مال این است که کوچکم . امیرالمومنین (ع) فرمود : ما رایت ذلّا مثل اشتغال قلبی بنارغ قلب منّی : من هیچ ذلتی را مثل این ندیدم که دلم مشغول به کسی شود که دلش از من فارغ باشد مشغول من نشود . خیلی خواری است برای چه بنشینم خواری کنم .

آقا فلان کس با من رفیق نمی شود در مدارس راهنمایی فلانی با من دیگر دوست نیست . فلانی ما را دیگر تحویل نمی گیرد . فلانی با دیگران می پرد خوب بپرد . تو چرا این قدر کوچکی ؟تو چرا این قدر ریزی که وابسته ای که این دوستت داشته باشد . این به تو علاقه داشته باشد . این تو را بخواهد . نه اما رایت ذلا ... هیچ ذلتی را بالاتر از این ندیدم .. فارغ از من است . برای چه دلم را مشغول کنم . ما چون کوچک می بینم خودمان ، قیمت مان دستمان نیست این طوری دچار عقده می شویم پشت سر هم ، هر لحظه ، هر روز هر ارتباط یک عقد ی جدید برای ما درست می شود .

چون کوچکیم و الا اگر کسی قدر و قیمت خودش را بلد باشد مگر به راحتی خودش را در این دامها می اندازد . کاملا حساب یک نفر را از تمام اطرافیانش جدا می کند . از خود آن شخص هم به راحتی عقده نمی گیرد . این جوری نیست به همین کشکی دلش را مشغول کند . اصلا این جوری نیست مگر این که خودش را از سر را آورده باشد ما هم این جوری هستیم فکر می کنیم که از سر راه آمده ایم .

هان تو انسان خوار دیدستی مرا زان بس که ارزان خریدستی مرا

هر که آن ارزان خرد ارزان دهد گوهری طفلی به قرص نان دهد

ما قدر قلب خودمان را نمی دانیم و فکر می کنیم که خیلی مفت آن را ب ما داده اند . زود عقده می کنیم . کینه می گیریم و نگه می داریم در دل مان ، نمی دانیم که داریم چه کار می کنیم چه میکروبی را چه آلودگی را در خودمان نگه می داریم . قدر نمی دانیم .

برای اینکه اصلا نمی دانیم کی هستیم . قدرت چیست ؟ چه قدر می ارزد چه قدر قیمت دارد ؟ با کوچکترین چیز هایی می ریزیم به هم ، خوب از همه بدتر آدمهایی اند که از یک چیزی بد شان آید این خیلی حرف است . یعنی آدمهایی بیماری داریم که خیلی چیز ها به آنها بر بخورد مثل یک چاشنی انفجاری اند که تا دست به آنها می زنیم منفجر می شوند . آنقدر حساس ، می ریزند بهم . یعنی یک مادر بیچاره باید هزار بار در روز منتظر باشد که در روز گریه کند ‌یک مرد باید منتظر باشد که به زنش بر بخورد که گریه کند . یک گوشه ای کز کند . یک شوهر باید یک زن باید منتظر باشد که به شوهرش چیزی بربخورد ، چقدر این جور زندگی کردن بد است . اصلا این جوری اسمش زندگی است ؟ این دنیایش است . آخرتش هم بماند که چه خبر است .

چون گفتیم : نفس ما قبر ماست . وقتی اینجا می تواند کسی به این شدت عقده کند و آتش بگیرد و تند و تند بسوزد و از هر چیزی منفجر شود دیگر قبر برایش نمی ماند بیچاره ، تمام آن چیز هایی که در درون زندگی تان گذرانده اید قبرتان هم همان می شود . فقط آدمهای خیلی عاقل خیلی زیرک با معرفت می دانند که قلبشان چه قدر اهمیت دارد . اینها هستند که در این جهنم ها نمی افتند و آدمهای راحتی اند . حالا من یک چیزی راجع به این آقا به شما بگویم ، گفتم این آقا این همه کتک خورد از زن بابا ها و بچه های اینها را بزرگ کرد جالب اینجاست که بچه های اینها هم همان خصوصیت را نسبت ب این آقا داشتند . وقتی این آقا آنها را بزرگ میکرد و به آنها می رسید آن بچه ها با این آقا کینه ای برخورد می کردند ولی این نمی ریخت اصلا بهم ، خیلی جالب است . زنش می گفت : آن مادران شان بودند که این کار ها را با تو کردند این هم بچه های آنها که همه ی نمک نشناس بودند و یک دانه ی از آنها قدر شناس نبود ، خدا که دیده ولش کن بابا ، مگر ما برای کسی کردیم . خیلی راحت . مگر ما برای آنها کردیم ؟ آدمهای بی ظرفیت دو تا فحش ، دو تا سیلی از بابا می خورد 20 سال کینه ی بابا را در دل نگه می دارد . چهار تا کتک از مادرش می خورد بیست سال از مادرش متنفر است . از مادر و پدر خودش متنفر می شود . یعنی آنقدر بی ظرفیت است . آنقدر ریز است و آنقدر پست و کوچک است کلمه ی پست را حضرت به کار برده ، آنقدر لئیم است که تمام زحماتی پدرش را نمی بیند ، تلاشهای شبانه روزی مادرش را نمی بیند فقط همان قسمت بد و تلخ را می بیند . آن همه شیرینی ایی که دریافت کرده و هنوز هم دارد دریافت می کند از پدر و مادرش اینها را نمی بیند برای این که پست است برای این که ریز و کوچک است .

فقط و فقط آن قسمتهای تاریک را می بیند می شود عقده و کینه . مثالهای مختلفی را می خواهم بزنم تا بدانید که عظمت فرمایش حضرت چه قدر است ! که توانسته تاریخ روابط انسانها را در قسمتهای سیاهش از رابطه ی آدم با خودش که عقده می کند با خودش لج می کند تا آخر درگیر لج کردن با خودش است . یا نه روابط بین دو نفر بار برسیم به روابط بین الملل که فرمایش را در سه کلمه دارد بیان می کند . اگر کسی این ها را نباشد مگر می تواند تحلیل سیاسی کند ، می تواند تحلیل تاریخی کند ؟ نه . سبب الفتن الحقد. ملاح الشر الحقد .

یعنی شما وقتی که شرارت و بدی را یک موجود در نظر بگیرید به آن حیات دهید اسلحه ی شرارت و بدی کینه است. دل چرکینی هایی که از گذشته در دل ماست و لذا تا می شود 2 بیشتر است یا 3 ؟ با هم درگیر می شوند که تو ماه گذشته این جوری ، 6 ماه گذشته این جوری ، یک سال بیش این جوری ، شب عروسی این جوری ، موقعی که می خواستم زایمان کنم این جوری ، می خواهیم موقعی که عقد کردیم این جوری ، موقعی که سفر این جوری . یک فهرستی از حملات گذشته ی شیطان را ردیف می کند . آنقدر بدبخت و آنقدر کوچک است و ریز . اصلا هم فکر نمی کند که شیطان دارد آتش می زند او را .

آن وقت بعضی ها با عشق زیاد خودشان را در آغوش شیطان قرار می دهند تا آتش بزند آنها را . یعنی هر وقت آنها را خارج می کنی و می بری جایی آب خنک می ریزی روی شان که دیگر نسوزند ، نجات شان می دی باز می گردند در آن آتش ، دوست دارند که برگردند در آن آتش ، داریم در قیامت وقتی رسول الله در صحنه ی محشر است از صراط می خواهد عبور کند یا در آن صحنه است آتش از جهنمی ها بر داشته می شود . امثال ابولهب عموی پیامبر و ابوجهل ، آتش از آنها برداشته می شود به برکت پیامبر ، یعنی از عذاب در آمدند و می پرسند چرا عذاب از آنها برداشته شد ؟ می گوید به خاطر پیامبر . می گویند آتش را برقرار کنید نمی خواهیم که از او چیزی به ما برسد . ترجیح می دهیم بسوزیم ، داریم در بعضی جا ها که حضرت آمده شفاعت شان کند ولی می گویند که شفاعتش را نمی خواهیم .

می دانید یعنی چی ؟ این که ما خیلی وقتها می توانیم محبتهای دیگران را نپذیریم ، هدیه های دیگران را نپذیریم ، دوستی های دیگران را نپذیریم‌ ، خیلی راحت به ذوق دیگران بزنیم برای این است که ما گرفتاریم و خودمان را خیلی گرفتار کرده ایم . خیلی بیچاره هستیم . شرّ یعنی چی ؟ یعنی : مجسمه ی جهنم . همه ی جهنم می شود شر . می گوید : سلاحش کینه است تمام خلفای که ائمه را کشتند دانه به دانه از حضرت زهرا (س) بگیرید ، امیرالمومنین ، امام مجتبی و سیدالشهدا همه می دانستند که اینها معصومند ، بهشت با بودن در کنار اینهاست ولی کشتند آنها را . هارون ، امام کاظم (ع) را کامل می شناخت ، مامون کامل امام رضا (ع) را می شناخت ، حقانیت او را هم می شناخت ولی کینه نمی گذارد ، عقده نمی گذارد . اینها برتر باشند . اینها جلو باشند ، اینها مطرح باشند ، اینها آقا باشند ، اینها سرور باشند ، هیهات نه !

شما در تمام رفتار هایی که در تاریخ نگاه می کنید رد پای این خصلت را می بینید . خیلی هم خودش را مخفی می کند یعنی اصلا خودش را نشان نمی دهد . باز چیز های دیگر زود لو می رود اما این به راحتی لو نمی رود . یعنی ما نمی خواهیم بگوییم که عقده ی گذشته را داریم . شکستهای گذشته تلخی های گذشته نمی خواهیم بگوییم توجیه می کنیم . گاهی روی این عقد های مان کلمات قشنگ ، حرفهای قشنگ می گذاریم که لو نرود که ما کوچک شدیم له شدیم و ما عقده کردیم . چه کسی تو را له کرد ؟ چه کسی تو را کوچک کرد ؟ خودت . و الا امکان ندارد انسان با بدیهای دیگران له می شود . اصلا خداوند انسان را آنقدر بیچاره و بد بخت و ضعیف خلق نکرده است . اگر این جوری بود امام حسینی که زیر دست و پا داشتند او را له می کردند کوچک باید می شد . حضرت زینبی که کتک می خورد باید کوچک می شد ، اما حضرت زینب (س) می گفت : من زیر این کتکها بزرگ شدم . و ما رایت الا جمیلا . من همه ی بزرگیم را از همین کتک خوردن ها ، از همین اسارتها ، از همین توهین ها دارم . خیلی حرف است.

آدم اگر بشناسد خودش را می فهمد هیچ کس در دنیا امکان ندارد کوچکش کند . اصلا آدم کوچک شدنی نیست . آنی که کوچک می شود طبیعت است . آدمهای طبیعت گرا و لو در ظاهر حزب اللهی و مومن باشند ولی کوچک می شوند و له می شوند ، عقده می کنند . و الا امکان یک مومن له شود یعنی تمام دنیا جمع شوند که یک نفر را بخواهند له کنند نمی تواند این کار را کنند چون ذاتش و نهادش ل شدنی نیست و نهادش کوچک شدنی نیست . طوری خدا خلقش کرده که نمی تواند کوچک شود . اصلا خدا این جوری خلق کرده یک مومن را که کوچک نشود ، له نشود . این مهندسی ، مهندسی یکتا و زیبایی است . فتبارک الله . طوری طراحی کرده انسان را و مومن را که هیچ کس قادر به له کردن و کوچک کردن او نیست . اگر ما له شدیم ، اگر ما کوچک شدیم ، اگر احساس حقارت کردیم ، اگر عقده کردیم دلیل این است که از این سرمایه ی ایمانی کم داریم یا اصلا نداریم یا خیلی کم داریم خیلی چیز بدی است . می گوید همه ی خواهر زاده های من برادر زاده های من در دانشگاه قبول شدند اگر بچه ی من قبول نشود فاجعه است باید قبول شود حتما و رشته اش هم باید بالاتر از آنها باشد . دانشگاهش باید فرق کند . آنها دانشگاه دولتی قبول شدند تو هم باید دولتی قبول شوی نروی دانشگاه آزاد ، نروی دانشگاه پیام نور. کوچک می شوی .

دختری آمده گریه می کند و نامه نوشته برایم که من علایقم بر این است که می خواهم سرباز امام زمان شوم. استعدادم هم خوب است . والدین من نمی گذارند می گویند باید تو دکتر و مهندس شوی باید بروی دانشگاه می گوید من عشقم و رشدم در این است . والدین نمی گذارند باید تو حتما بروی دانشگاه ، یکی از دختران این طلبه ها اول در دانشگاه شرکت کرد و پزشکی قبول شد انصراف داد و آمد طلبه شد برای این که عقده های بابا و مامانش را بعدا بتواند جواب دهد و اگر بگوید بچه ی من طلبه است له می شود این همه دکتر ، مهندس است بگوید که بچه ی من طلبه است . هیچی ! برای این که پدر و مادرم بعدا خجالت نکشند و یک سال عمرم را گذاشتم و خواندم و پزشکی قبول شدم و بعد آوردم طلبگی خواندم که آنها خجالت نکشند و با رتبه ی عالی قبول شدم و ول کردم و آمدم حوزه .

الان یک چیزی حدود 200 تا از بچه های من (شاگردانم) در قم فارغ التحصیل های دانشگاه هستند که الان آمدند طلبه شدند ، می دانید چقدر گرفتار شدند چند سال ؟ رفته کار شناسی خوانده ، کارشناسی ارشد ، و بعضی ها دکترا هم خوانده اند و بعضی ها استاد دانشگاه اند . استاد دانشگاه است الان آمده طلبه ی سال اول شده ، تازه الان آمده سراغ عشقش ، چند سال عمر این تلف شده ، چند سال استعداد کور شده ؟ خدا می داند .

عقده و احساس حقارت ، مظاهرش خیلی زیاد است . در ماشین خریدن ها ، در انتخاب همسر ، اینکه همسرت کجایی باشد ، اهل کجا باشد ، شما باور می کنید یک دختر با یک آدم عوضی ازدواج کند چرا ؟ چون از میدان فلان به بالا خانه اش است . دو تا خواستگار آمده برایش یکی از میدان فلان به پایین و دیگری از میدان فلان به بالا هستند که یک موقعی کوچک نشود ، بعدا هم مچاله اش کرده اند ولی کرده اند و طلاقش داده اند . له شده 100برابر بدتر . ما الان سر خرید جهیزیه عقده داریم .

سر شوهر کردن ، شوهر دادن بچه های مان ، عروس گرفتن بچه های مان عقده داریم ، سر عروسی گرفتن ها ، سر مجلس گرفتن ها عقده داریم ، سر جشن تولد ها عقده داریم . سر لباس خریدن ها عقده داریم . سر همه ی انتخابات ارتباطات و افکار ها عقده داریم . تلفن همراه الان عقده داریم . خطش نهصد و فلان باشد مثلا شد نهصد و فلان آبرو ریزی است . باید حتما عددش این طوری باشد . اصلا میلیونی هزینه می کنند شماره تلفن شان رقم این باشد گوشی همراه یک عقده است . آدمها چه قدر بد بخت اند ، لباسها یک عقده است . اتومبیل ها یک عقده است . دانشگاه ها یک عقده است .

شهری و روستایی یک عقده است . می گوید مادر جان من رشته ی مورد علاقه ام در شهر خودمان است . ما در می گوید: اینجا آبرو ریزی است ، کلاس نیست ، برو تهران ، می گوید من در تهران در رشته ی بدی قبول شدم میگوید : عیبی ندارد عوضش می گویند که رشته ی فلان است و تهران است .

شما ببینید هزاران دانشجو در دانشگاه های ما دارند قربانی عقده های پدر و مادر شان می شوند . من دانشگاه پزشکی درس می دادم و سه تا نفر درس می دادم از هر 10 نفر دانشجو سه تا افسردگی رشته داشتند . یعنی اصلا نمی خواستند که پزشکی بخوانند ولی والدین بیچاره ی شان کرده اند و می گویند : من کوچک می شوم اگر تو پزشکی نخوانی ، ای بابا ! زنش را طلاق داده برای چه طلاق دادی ؟ سه تا دختر آورده چرا ؟ من کم آورده ام جلوی داداشم او پسر دارد . من طلاقش دادم چون پسر نیاورده است برای من . هزاران بار اتفاق افتاده همین ، عقده ی پسر ، عقده ی دختر . اصلا یکی ، دو تا ، صد تا نیست ما زندگی مان پر از عقده است . عقده های مختلف ، حقد های مختلف ، کینه های مختلف .

آدم خیلی باید بزرگ باشد و جگر داشته باشد تا بتواند راحت زندگی کند ، شاد باشد . فقط مومن است که با مبانی ریاضی خدا حرکت می کند اینها را می دانید برای چی به شما عزیزان گفتم ، آنقدر هم معطل شدید ، برای این که وقتی خواستید نماز بخوانید یک کلمه است که تمام عقده ها را باز می کند اصلا نمی گذارد عقده ای شوی ، آزادت می کند ، اصلا نماز درس آزادگی است این که انسان از جهنم آزاد شود .

چه کسی می داند آن کلمه چیست ؟ ایاک نعبد ، فقط تو ، همه ی – نعبد یعنی : این که من برای تو نماز می خوانم و روزه می گیرم نه ایاک نعبد : عبودیت یعنی : پیروی ،‌ خدایا من فقط مبنا های تو را قبول دارم و هیچ مبنای دیگری را قبول ندارم ، با مبنای تو انتخاب رشته می کنم ، با مبنای تو انتخاب همسر می کنم ، با مبنای تو عروس می گیریم ، با مبنای تو شغل انتخاب می کنم ، همه چیز با مبنای توست . مردم کیلو چند است . هی مردم ، مردم چی می گویند ، ما خیلی بیچاره ایم . شما می دانید ، ما چقدر خانم داریم که در معرض کوری قرار گرفته اند ؟ به خاطر لنز های آلوده چون عقده داشتند که چشمان شان رنگی باشد.

ایاک نعبد خیلی آدم را راحت می کند . یعنی من فقط خدایا تو را قبول دارم . همه مبنا های تو را همه ی ارزشهای تو را ، آنقدر ریز نیستیم که مردم بخواهند به من دستور بدهند . آنقدر کوچک که نیستیم . شما ببینید الان چقدر مردم ، آدمها هستند که به خاطر عقده فقط ، اتومبیل سوار می شوند ، همه اتومبیل دارند ما هم باید داشته باشیم نمی شود هم داشته باشند و ما نداشته باشیم . ما اگر اتومبیل نداشتیم چه کار کنیم ؟ چه جوری این طرف و آن طرف می رویم ؟ با مترو برویم ، با تاکسی برویم ، با اتوبوس برویم نمی شود . دم عیدی جمع می شوند جلوی در فامیل همه ی آنها اتومبیل های شان را یکی یکی پارک می کنند بعد هم ضایع است که ماشین آنها سهند و پژو و ماشین ما پیکان و پراید و .... است این دیگر خیلی ناجور است . برای عید باید عوض کنیم . خوب این هم شد زندگی . می دانید چقدر عمر های بی نهایت در عقده ها تلف شده است ؟ آدم خر زندگی کرده دور از جان خر ! قیامت خر ها یقه ی ما را می گیرند و کلی از خر ا روز قیامت به بهشت می روند . داریم در حدیث : که هم ی خر ها می روند بهشت ، حیوانات می روند بهشت بعد فردا ما می گوییم که جهنمی ها را به ما مثال زدید ؟ خر هم آمد بهشت ، سگ و گاو هم آمدند بهشت .

دیوانه ها همه می روند بهشت و فکر کن که یک دیوانه ای در بهشت شکلک هم در آورد برای ما . طرف که برای خودش چقدر طمطراق داشته سواد داشته درس خوانده دانشگاه رفته برو و بیایی داشته فردا می بیند که میلیارد ها سال با این دیوانه فاصله داشته است. هیچ وقت به پای آنها نمی رسد . می بینید ما چه جوری داریم زندگی می کنیم ؟ بد داریم زندگی می کنیم ، خیلی بد داریم زندگی می کنیم .

این حسرتها آدم را می گیرد . ما فکر می کنیم که خیلی داریم فهمیده قدم می زنیم ، خیلی داریم درست و آبرومند زندگی می کنیم ، خیلی کلاس داریم و خیلی در جامعه سربلندیم ، این جوری نیست . از خیالی ننگشان و نام شان * از خیالی جنگ شان و صلحشان

آنقدر ما شکوه های خیالی داریم که نگو ! عقده های شکوه ما را کشته است ، بد بخت کرده ما را ، باعث می شود که خیلی نمی دانیم چه بگوییم به آنها . اولئک کالانعام بل هم اضل . بدتر از چهارپا . نمی دانم این حرفهایی که می زنیم متوجه می شود که چه می گوییم یا نه ؟

10 درصد آن را هم بفهمید خیلی است . این که ما در زندگی مان خیلی گرفتار خیالیم ، خیلی اصلا با مبانی ریاضیات خدا نمی خواهیم زندگی کنیم . دروغ می گوییم هر روز سر نماز که ایاک نعبد و ایاک نستعین . اما نه ، خیال خیل آزار دهنده است .

سلاح الشر الحقد . همه ی بدی ها را که جمع کنید اسلحه اش می شود بدی ها و عقده ها. آدم بد بخت است به خاطر این که کینه ها و عقده ها . یعنی همین عقده ها و کینه که ظاهرش هم گناه نیست . ما فقط احساس می کنیم که گناه باید یا زنا باشد یا شراب باشد و ... یک چیزی که صورتش هم قشنگ است عقده ی تلفن همراه ، عقده ی مو ، عقده ی عینک ، خودکار ، انگشتر ، شوهر ، زن ، عقده ی عشق ، عقده ی محبوب بودن ، و خیلی چیز های دیگر .

اصلا ظاهرش هم معلوم نیست که گناه است اما منشا همه ی گناه هاست . سلاح همه ی بدبختی هاست . چقدر خوب است آدم خودش را نجات دهد . طرف درسش را ول کرده و چسبیده به تلفن همراه ، درسش را ول کرده و عقده ی کامپیوتر را دارد و چسبیده به کامپیوتر .

من الترح حقد .... اینجا دارد آب یخ را می ریزد اگر بد مان نیاید از آب یخ ، ما عاشقانه می رویم به سمت جهنم . به همین راحتی که عرض کردم . بعد می گوید که چرا طرف رفت جهنم ؟ بابا خودت داری می روی به سمت جهنم ، خودت عاشق آن هستی . دست بردار از این همه خیالات و توهمات . هر کس بتواند کینه را دور بریزد قلبش آرام می شود ، استراحت می کند . جلسات قبل هم در این مورد توضیح دادیم . آتش نیاید در قلبش ، شب و روز نمی دود . اصطلاحا می گویند دل و دماغ ، دل و دماغ ندارم یعنی چی ؟ دماغ یعنی : عقل ، مغز انسان ، لبّ انسان ، می گوید نه فکرم کار نمی کند و نه حال و حوصله اش را دارم .

می گوید اگر کسی بتواند عقده ها را کنار بگذارد و عقده ها را ترک کند و نجات پیدا کند این قلبش آرام است و عقلش هم آرام است و خدا هم به عقلش و هم به قلبش برکت می دهد . زمان جنگ طلبه هایی بودند عقده ای ، روحانیونی بودند عقده ای اینها می دیدند اگر بروند جبهه از نظر درس از بقیه عقب می افتند و آن وقت شاگردان شان می آیند بالا و می شوند استاد و بزرگ ، این استادی که اینها را تربیت کرده کوچک می ماند و به خاطر چند سال جبهه و جنگ از درس عقب می ماند ، نمی توانست ببیند که شاگردش از او جلو بزند می بینید چه عقده ی خطرناکی است .

آقا شاگرد من از من جلو بزند خیلی خوب است و خیلی لذت دارد شاگردان من یعنی خود من ، هفته ی قبل گفتم که دیگران یعنی ما ، فقط ما یعنی : غریبه ، ما فقط خودمان غریبه هستیم چه قدر کیف دارد شاگردان آدم از خود آدم جلو بزنند خوب اثر کار خودت است که شاگردت از خودت جلو بزند ، نگاهش می کنی کیف می کنی .

حاصل عمرت است چی اشکالی دارد حالا او می شود استاد و تو نشوی . نه ، من بروم جبهه بجنگم و بقیه از من جلو بزنند . امام فرمود : همین شهوت علم نگذاشت بعضی ها بروند جبهه و روز قیامت باید بروند جواب بدهند .

درود بر روحانیونی که توانستند به حجاب علم غلبه کنند . و شهوت آنها را نگرفت و رفتند و شهید شدند . چقدر اوج گرفتند ، ولی یک عده گفتند که اگر ما برویم جبهه دیگر نمی شود . طرف ترم آخر پزشکی است در آمریکا مرخصی می گیرد می آید جبهه و شهید می شود . من می شناختم که دو نفر از بهترین های آمریکا را که ترم آخری هم نبودند بلکه فارغ التحصیل شده بودند دو برادر پزشک و مهندس آمده بودند و با چه بد بختی به جبهه رساندند خودشان را بعضی ها می گویند . نه این دکترایت را بگیر که بگویند دکتر شهید شده است . این یک عقده است.

خدا می گوید : الان باید بجنگیم و عشقم است اصلا همیشه این جوری است که خدا سر بزنگاه یقه ی آدم را می گیرد . خیلی سخت است . مالک اشتر ده قدم مانده ریشه ی معاویه را بکند امیرالمومنین به او گفت : برگرد ! خیلی شجاعت می خواهد که عقده نکند و برگردد . بگوید اگر برگردم این ها غلبه می کنند بر ما و پر رو می شوند . نه امیرالمومنین فرموده : برگرد . کار را حتی نیست خیلی کار سختی است . اما کسی که بتواند کینه بر ندارد عقده ی ریاست ، بالاتر نبودن ، علو ، معروف بودن ، مشهور بودن ، محبوبیت این عقده را نداشته باشد اگر نداشته باشد خدا همه را به او می دهد ولی راحت است آدم شاد و آرام . استراح قلبه و لبّه ، چی کسی می تواند این طوری حرف بزند کسی جز معصوم (ع) .

من زرع الاهن حسد المهن . هر کسی کینه بکارد محنت و رنج درو می کند . هر کس دلش چرکین شود از دیگران محنت و رنج درو می کند یعنی اولین کسی که قربانی کینه است خود شخص است . اولین کسی که می کشد خودتی .

اولین کسی که غمگین می کنی و له می کنی خودت هستی . عزیزان من یک هشدار به شما بدهم که همه ی ما الان در صراطیم ، جهنم انواع کینه ها ، اول از عزیزترین کسانتان کینه را از دل بیرون کنید . اگر از اینجا کسی نتواند شروع کند غریبه ها را نمی تواند .

اول از پدر ها و مادر های تان ، خواهر ها و برادر های تان نزدیکترین کسان تان ، دل تان پاک باشد . پیامبر را کتک زدند اگر به گوش ما کسی سیلی بزند دنیا و آخرت نفرین می کنیم ، کتکش می زدند حضرت خدیجه (س) می آمد بالای سر شان ، می دید پیغمبر بی حال افتاده است روی زمین ، روی زخم های حضرت مرهم می گذاشت به حضرت می رسید حضرت به هوش می آمد .

دستش را می برد بالا و می گفت : اللهم اغفر قومی فانّهم لا یعلمون : خدایا قوم مرا ببخش و غضب نکن به آنها ، این دارد به خدا می گوید که خدایا ببخش . اینها نمی دانند جاهلند . ما باید عاقل باشیم و جاهل نباشیم عقده نکنیم و الا دیگران شاید بد هستند و می کنند ، شما بکاری چیزی که دریافت می کنی محنت است . اصلا میوه ی تلخ جهنمی دارد پس اصلا نکار این را .

نگذار کاشته شود مواظب دلت باش که نگذار کاشته شود . اگر در دلت کاشته شود این ، بیچاره می شوی . می گوید از پسر خاله ام بدم می آید ، از دخترخاله بدم می آید ، از خاله ام بدم می آید برای چه بدت می آید ؟ برویم خانه خاله نمی آیم . برای چی ؟ خوشم نمی آید . دوست ندارم برای چی ؟ نشان نمی دهد که ، مال این است که وقتی برود خانه ی خاله معلوم می شود که پسر خاله ها و دختر خاله ها همه درس خوانده اند . خوب ، مهربان ، نماز خوان ولی این آقا تنبل ، تن پرور ، بی مصرف ، وقت تلف کن ، عمر تلف کن ، کینه میکند نسبت به آنها ، آنها اصلا بد نیستند گناه شان فقط این است که درس خوانده اند ولی مورد کینه واقع می شوند . دقت کنید . برای همین هم می فرماید : نعمتهای تان را برای آدم های بی ظرفیت نگویید چون کینه میکنند عقده می کنند حسادت می کنند اینها را برای شان بیان نکنید .

و ما نقموا منهم الا عن یومنون . مورد انتقام واقع نشدند و مومنین را در آتش می سوزاندند فقط به خاطر این که ایمان آوردند . شاید چقدر زنهای چادری مورد نفرت خانمهای بی حجاب و بد حجاب هستند و چقدر علیه چادر و چادری ها می گویند ، گناهی هم ندارند و زنهای پاکی اند و گناه شان همین چادری بودن شان است .

همین مومن بودن و متدین بودن شان است . چقدر جوانهای ریشو و حزب اللهی مورد نفرت هستند و چقدر آخوند ها مورد نفرت اند ، گناهی نکرده اند . گناهش همین آخوند بودنش است ، طلبه بودنش است ، ریشو بودنش است و حزب اللهی بودن است ، مومن بودنش است ولی اولین کسی که در این آتش می سوزد خود انسان است . خوب ما دو تا سه تا نکته باید خدمت تان عرض می کنیم که می گذاریم برای ساعت بعد انشاء الله .