بحث مان در این فقره از زیارت عاشورا بود که اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد .
این نکته عرض شد که اگر ما بخواهیم حیات پیامبر و آل را داشته باشیم و ممات آنهارایعنی باید شیوه ی زندگی آنها را پیشه خودمان کنیم و این جز با طاعت خدا و پیامبرو معصومین (ع) امکان پذیر نیست بلکه اگر کسی بخواهد عاشق اینها باشد مثل اینها باشد نیاز به طاعت هم ندارد که منتظر امری بشود تا طاعت بشود بلکه تبعیت بالاتر از طاعت است .
یعنی او خودش اساسا به دنبال این است که ببینید آنها چگونه زندگی کردند همانگونه زندگی می کند به حداقل ها هیچ وقت اکتفا نمی کند کسی می خواهد شبیه بشود همیشه حداکثر ها را می بینید یعنی به بلند ها و قشنگ ترین ها به سختترین کار ها اهمیت می دهد نه آسانترین کار ها با تنبلی و بی حوصلگی ،بی میلی ، بی رغبتی بخواهد دل خودش را راضی کند که طاعت خداوند تبارک و تعالی را انجام بدهد بلکه او تمام وجودش را عشق به شدن ، عشق به بی نهایت شدن ، عشق به حق تعالی پر میکند و چون این عشق است به شدت عاشق تلاش می کند .
شبیه معشوق خودش بشود چرا هر چقدر شبیه تر بشود جذب و رابطه عمیق تر میشود پایدار تر می شود و این یک اصل اساسی است لذا تا می تواند سعی می کند دل معشوق را بدست بیاورد بنابراین صرفا به دنبال طاعت نیست که حالا مثلا دستوری به او رسیده باشد که بگوید این حدش است من انجام بدهم که بالاتر از آنها هم فکر می کند و تمام تلاشش در این است که مبادا کوتاهی بکند در این شدن آدم هایی از ترس جهنم و شوق بهشت کار می کنند حداقل ها را همیشه در نظر بگیرند اما کسانی که بی نهایت را می بینند اهل خدا هستند و خدا را در نظر می گیرند اینها هیچ وقت به حداقل ها راضی نمیشوند .
همیشه می خواهند بهترین باشند تلاش می کنند در خانواده بهترین باشند در محیط کار بهترین باشند در جامعه بهترین باشند . کسی را هم الگو قرار نمی دهند .
ما همیشه برای این که بهترین نباشیم همیشه بدترین ها را الگو قرار می دهیم یعنی می گوییم نگاه کنید مردم این جوری هستند با بهانه گیری و عیب گیری از دیگران ضعف و سستی و تنبلی خودمان را توجیه می کنیم اما یک نفر باید بگوید مردم الگوی ما نیستند .
ببینید مردم چه می کنند ما هم این کار را می کنیم . می گویی چرا خلاف میکنی می گوید مردم بدتر از اینها را انجام می دهند خلاف ما چیزی نیست که چرا کوتاهی می کنی ، برو ببین مردم چه کار ها می کنند ما خیلی خوب هستیم پیش مردم این یکی از وسوسه های بزرگ شیطان است که ما همیشه خودمان را با بد ها مقایسه می کنیم .
آدمی که واقعا جدیت دارد برای اینکه خودش را سالم به آخرت برساند او هیچ وقت خودش را با مردم مقایسه نمی کند اگر کسی را الگو قرار بدهد . بزرگان را الگو قرار می دهد . آدم های قهرمان را الگو قرار بدهد قدرتمند ها را الگو قرار میدهد .
منتظر نمی ماند ببینید پدرش چه کاری انجام می دهد آن هم همان را انجام بدهد . مادرش و برادرش و خواهرش چه کاری می کنند آن هم همان کار را انجام بدهد او اساسا خودش را حیف می داند . خودش را خیلی بزرگتر از این می داند که انسان های معمولی الگو بگیرد او می گوید من حیف هستم چون قرار است شبیه به او شوم الگویم او است .
و لکم فی رسول الله اسوه الحسنه . برای شما در وجود رسول خدا اسوه ی حسنه ای است . وجود مقدس آقا امام زمان فرمود فاطمه زهرا الگوی من است . اسوه ی حسن برای من فاطمه است . این جوری آدم ها بزرگ می شوند اما ما اگر بخواهیم غیر معصوم را اسوه حساب کنیم . همیش کوچک می مانیم . خوب است از دیگران کار های خوب یاد بگیریم این عیب ندارد .
خوب است از دیگران پرهیز از خوبیها و بدی ها را یاد بگیریم این مانعی نیست اما باید بدانیم الگوی اصلی ما آن چیزی که ما باید خودمان را مقایسه کنیم با آن و به آن سمت حرکت کنیم معصومین علیه السلام هستند این اصل است .
نه آدم های ضعیف برای همین ما همیشه با پستی های زندگی پست می شویم و کوچک می شویم و له می شویم . می گوییم این تو را دعوت نکرد تو هم دعوت نکن .
آن خانه ات نیامد تو هم نرو آن تلفن نزد تو هم نزن سلام نکرد تو هم نکن یعنی ما دیگران را دائما می بینیم چه کردند ما مقابله به مثل می کنیم این کوچک شدن است . ریز شدن است . له شدن است . زن می ایستد ببینید شوهرش چه کرد در یک رقابت او هم همان کار را به بهانه ای دیگر انجام می دهد مرد هم در یک بهانه ای زنش بهانه ای گرفته او هم می گردد یک عیب از او بگیرد . اگر کار همسر من خوب نیست من نباید تکرارش کنم تلافی کنم .
شما وقتی تکرار و تلافی می کنید خودت بدتر می شوید . آدمی که می خواهد شبیه خدا شود عقده نمی کند از بدی یک نفر بگوید ، من تلافی سرش در بیاورم و حالش را بگیرم چون به همین مقدار تو پست و کوچک میشوی به اندازه اگلو منشاء و رفتاری که در وجود تو دارد تو کوچک می شوی اما اگر بگویی من حیف هستم اگر او بدی کرده من حیف هستم من چرا باید تلافی را در بیاورم .
آن خانه پدر و مادر من نمی آید من هم خانه پدر و مادر تو نمی آیم آن مهمانی ما نیامده ما هم میهمانی شما نمی آییم او کم گذاشت ما هم کم می گذاریم ، او ناز کرد ما هم ناز می کنیم .
این حرف خوب نیست رفتار خوب نیست اصلا این کار ها خوب نیست ، انجام این کار ها خوب نیست اولا اگر یک فردی این کار را کرد ، ما نباید خودمان را کوچک کنیم دیگر محیای پیامبر نیست این پیامبر و آل نیست .
اگر تو می خواهی به آن ممات برسی حالا در بحث موت می گوییم .
ما باید روشهای موتی و مماتی آنها را در نظر بگیریم و همان طور که آنها مردند بمیریم همان طور آنها را کشتند بکشیم تمرین کنیم این روشها را و الا یک نفر در حق من این کار را کرد من هم این کار را بکنم .
این کار خوبی نیست ، آدم خودش را کوچک کرده است . برای همین زیرکا دنبال اطاعت هستند و بالاتر از اطاعت دنبال تبعیت هستند ، چند تا روایت می خوانم برای تان :
می فرماید : که طاعت خدا مال آدم های زیرک است . آدم های خیلی زیرک دنبال طاعت می روند . چرا در طاعت چه وجود دارد سنخیت و شدن وجود دارد این یادتان باشد یعنی به میزانی که طاعت می کنی شدن در کار است . می گوید من ده سال رفتم کلاس پس چرا آدم نشدم سر کلاس فلان شخص رفتم . شما سر کلاس پیغمبر این همه آدم بودند آدم نشدند .
نفس پیامبر به آنها خورد معصوم معجزات هم می دیدند تکان نخوردید برای اینکه خیال شدن نداشتند به نفس نیست آدم از یک الاغ هم می تواند درس اخلاق یاد بگیرد از یک حیوان و سگ هم می تواند موعظه بشنود از یک کافر هم .
مومن دنبال حکمت است حکمت ار حتی از اهل نفاق می گیرد چرا او تصمیم به شدن دارد در تاثیر شدن شما از هر صحنه ای می توان درس گرفت رفتم پای درس فلان . آیت ا... فلان به خدا هیچ اتفاقی هم نیفتاد برای اینکه شما اصلا تصمیم به شدن نرفتی تو رفتی فقط بشنوی تو تاجر کلام بودی فقط رفتی بشنوی و وقت خودت را تلف کنی ، اگر تصمیم داشتی که هر چی شنیدی بشوی بعضی ها این قدر قوی هستند ده سال آمده می گوید من غصب و مهرورزی و ..... را گوش می دهد بعد می آید مشاوره آن وقت می بینیم هیچ تاثیری ندارد باز شیطان خیلی راحت فریبش می دهد هی جلو ، عقب و راست و چپ راحت می داند خودش درس می دهد این ها را ، مثل موم در دست شیطان در عصبانیت هم همین طور ، در افکار بد همین طور در خوابهای پریشان هم همین طور .
شدن فرق دارد عزیز من شدن فرق دارد . باید بشود . قدرت در طاعت است در شنیدن نیست ، شنیدنی که عمل نیاورد آدم را ضعیف می کند .
این را توجه کنید ضعیف می کند ،یعنی شما یک دوره کلاس غصب را آمدید بعد عصبانی شدید و ادامه دادید به این قضیه نمی گویم عصبانی نشو این جوری نیست بالاخره آدم حلیم گهگاهی دچار غضب می شود این پیش می آید .
سالی یک بار ، سالی دو بار ، سالی سه بار اگر یک اتفاق این جوری پیش بیاید عیبی ندارد ولی اگر آمدی هیچ تاثیری نداشت تو بدتر می شوی تو همه این چیز ها را می دانی خط های قرمز را یاد گرفته ای باز همان آدم قبلی هستی .
قسی القلب می شوی ، تو را کمک نکرد . بلکه ضعیف تر کرد عرضه مهرورزی نداری ،عرضه خندیدن نداری عرضه بوسیدن و نوازش نداری عرضه حرف قشنگ نداری عرضه کلمات خوب بکار بردن نداری خوب فرقی نکرد.
طاعت قدرت می آورد این یاد تان باشد اگر ما ضعیف هستیم نگوییم فلانی چقدر درس خوانده آنقدر کلاس رفته ولی باز هم ضعیف است . بعد ده سال کلاس تازه می خواهد نماز نخواند .
دقت کنید مرحوم ملاقلی همدانی ( ملاحسین قلی همدانی (ره) ) عرض کردیم خدمت یکی از بزرگان خدمت آیت ا... بهجت بودیم عرض کردم مرحوم ملاحسین قلی همدانی خیلی از شاگردان سر کلاس فاسق بودند یعنی ........... خدایی که مقام داشت . او مقام کن داشت می دانید مقام کن یعنی چی . مثل خدا اذا اراد شیا عن یقول له کن فیکون ......خیلی ها فاسق بودند سر کلاس چون خیال شدن ندارد ، نفس بالاتر از آن نفس پیغمبر ،نفس امیرالمومنین ،نفس فاطمه زهرا ، نفس سیدالشهدا ،نفس امام حسین مگر اثر گذاشت نه . خداوند اختیار از کسی نمی گیرد .
بی اختیار کسی را آدم نمی کند . باید خودت تصمیم بگیری . خودت باید تصمیم بگیری که قوی بشوی ، و لو بیا این کلاس را بنشین نوار را بخوان گوش بد بعد وظیفه روحی تو از اول که برنامه گرفتی و الان یکی است .
این حال این است که کاری نکردی اصلا درگیر با خودت نشده ای یقه ی خودت را نگرفتی ریاضت شروع نکردی بشکی ، تمرین نخواسته ای بکنی نمی خواهی درگیر بشوی با خودت .
جاهدوا انفسکم کما تجاهدن اعدائکم . می گوید به همان اندازه که با دشمنان می جنگید با خودتان بجنگید ما واقعا خودمان را دشمن نمی دانیم ما خواسته های مان را دشمن نمی دانیم ما سر غذا میل شهوتی خودمان را نگاه کنید امیرالمومنین (ع) فرمود : کسی که تابع میلش است تابع بدنش است این خدا را به خشم می آورد هر وقت بدن خواست بگوییم باشد .
هر وقت بدن طلب کرد بگوییم باشد معطلش نکنیم اذیت نکنیم دیر به او ندهیم الان می خواهد به او بدهیم . هر وقت هوس کند می خواهیم به او بدهیم نمی خواهیم ریاضت بکشیم بگذاریمش در فشار یک مقدار غذایی دیگر بدهیم . او یک چیز دیگر هوس می کند من نمی گویم نیاز بدن تان را تامین نکنید واقعا آدم در معرفت نفس در تغذیه گفتم ، هوس چیز بدی نیست . هوس می کند آب میوه ای بخورد اشکال ندارد ولی این کجا تا اینکه آدم شهوت شکم داشته باشدخیلی فرق می کند آدم شهوت شکم داشته باشد .
امشب این را به تو نمی دهم امشب این چیزی که تو بدت می آید به تو می دهم ،امشب نان خالی می دهم بخور ، تو گرسنه ای با نان خالی هم سیر می شوی غیر از این است مگر ، تشنه ات است . آب گرم بخور ، ما اصلا درگیر نمی شویم با خودمان ، ما هر وقت آب بخوریم ، می خواهیم آب یخ بخوریم . شربت می خواهیم . شربت می خوریم .ما هر وقت کباب می خوریم دل مان می خواهد .
ما هر وقت میوهبخواهیم میوه می خوریم . هر وقت شیرینی بخواهیم می خوریم . تازه به هر قیمتی است . باید پول تهیهی کنیم برویم هوس مان را تهیه کنیم چون هوس کردیم دیگر اصلا ما حاضر نیستم درگیر شویم . ما حاضر نیستم ریاضت بکشیم . اصلا نمی خواهیم خودسازی بکنیم .
برای همین هم قدرتی در کار نیست ، ما اساتید مان سالها درگیر مان می کردند من یادم است 13 یا 14 سالم بود بزرگانی بودند از اولیای خدا که خدمت شان می رسیدیم . ما که 13 سالمان بود سالها درگیر می کردند . من 13 ساله بودم یادم هست . باج نمی دادیم اصلا به شکم .
الان من این را باید بخورم می خوریم نه چنین چیزی نیست ، این میوه را هوس کردم بخورم رفتم سر یخچال پیدایش کردی ببند درب یخچال و برو . گفتم از بدن تان میوه و سبزیجات کم نگذارید بدن به اینها احتیاج دارد ، باید خورده شود من نمی گویم بروید در ریاضت های غلط روزه گرفتن های غلط ، اوقاتی هم درگیر شوید با نفستان.
حالا یک روز میوه نخوری نمی شود میوه پهن کردند تو نخور . بگذار اذیتش کنم او می گوید هر وقت می خواهد بخور من را بخور باید بخورم بهترین را سفارش می دهد و بعد هم آنقدر نکبت است که می گوید بهترین را برای خودت بردار کوچک ها و خراب ها و نارس ها را بده بقیه بخورند این خیلی رذالت است . من را شکم به چه روزی انداخته است .
شهوت جنسی ، شهوت لباس ، شهوتهای دیگر نیز همین طور اذیت کنیم خودمان را . مادر جوانی نتوانیم جلوگیری کنیم هر وقت هر چیزی را دل مان خواست و هوس کردیم دنبالش باشیم دگیر کی می خواهیم آدم بشویم . کی می خواهیم بزرگ شویم ، هیچ وقت بزرگ نمی شویم هیچ وقت نورانیت پیدا نمی کنیم هیچ وقت طهارت ، پاکی ، همیشه در جا می زنیم .
همیشه ترسو هستیم در درگیری با نفس مان ، در درگیری با شیطان ترسو هستیم . ببینید عزیزان این مبنا است . کسی می تواند در مشکلات خارجی قدرتمند و شجاع بشد که در مشکلات داخلی هم شجاع باشد . شما به میزانی که یقه ی خودت را می گیری می زنی زمین در مقابل ابر قدرتها دشمن و شیطان و موانعی که در خدمت به امام زمان هست شجاع هستی ، نترس و جسور هستی برای اینکه تو خودت درگیر شدی با خودت کسی که بتواند حریف خودش شود هیچ شخصیت خارجی نمی تواند اذیت کند ، هیچ کس بیرونی نمی تواند به شما صدمه بزند ما همه بدبختی های مان از خودمان است .
می گوید زیرکها طاعت را غنیمت می دانند طاعت هم سختی دارد عزیز من ، طاعت یعنی به خودت بگویی ، خفه شو بنشین . بمیر ، حرف نزن خوب سخت مان است دیگر زیرک است که از هر خفه شو بمیر ،حرف نزن خودش لذتی ببرد .
خودش به خودش می گیرد چون طبیعت کوچک می شود و فطرت بزرگ می شود ، من الهی گرامی می شود لذا هر کس می خواهد خودش را احترام بگذارد ما بدبختی مان همین است دیگر ،ما احترام مان این است که دیگران به پای مان بلند می شوند و احترام می گذارند به ما می خندند یا نه تحویل مان میگیرند یا نه فلانی با ما رفیق می شود یا نه .
فلانی با ما دوست می شود یا نه فلانی ما را تحویل می گیرد یا نه .بدبختی مان این است . این حال بخش طبیعی است . آدمی که می خواهد بزرگ شود و احترام بگذارد تا آنجا که می تواند له می کند خودش را گرامی کردن خودت پیش خدا و ملائکه حتی پیش مردم شما وقتی متواضع هستی مردم دوستت دارند وقتی متکبری با مردم مردم خوش شان نمی آید .
ولی خود بزرگ بین هستی و طلبکار هستی از بقیه همه ازت متنفر می شوند خدا هم همین طور شما به میزانی که خودت را می زنی و کوچک می کنی خودت را خوار می کنی تو دهن خودت می زنی خودت را زندانی می کنی تو زود بزرگ می شوی حالا طرف آنقدر تکبر دارد در مقابل پدر و مادرش و آنها قهر می کنند با همسر و بچه اش قهر می کنند .
اینقدر نخوت ، این است مشکل ما الطاعته غنیمه الکیاس . آدم های زیرک ، آدم های عاقل می روند سراغ طاعت می روند سراغ چیزی که هر قدر بروند رعایت می کنند . فرمایش بعدی امیرالمومنین : الطاعته حرز .طاعت حرز است .
حرز یعنی چی یعنی پناهگاه ماست . پناهگاه است . یعنی شما در پناهگان قدرتمند هستی و آسیب نمی بینی . اگر درب را باز کنی آسیب می بینی شیطان می آید هر جور آسیب می بینی . انسانی که آلوده می کند خودش را ضعیف است ، بی عرضه است . دست و پا چلفتی است . محتاج و گدا است . حقیر می شود چون خودت درب را باز کردی .
در یک فرمایش دیگر فرمودند الطاعته عز . طاعت عزت است برای انسان در شرافت و قدرتت . شما نگاه کنید مرحوم باخفی در همین جا در همین حرم حضرت عبدالعظیم رضا شاه آمد و بست به کتک با پوتین و با این چکمه هایی که پوشیده بوده آنقدر ایشان را زد که نگو آقای مرحوم باخفی خیلی آدم بزرگی بد ولی آنقدر عزیز در پیش چشم رضا شاه که وقتی مادر رضا شاه می میرد بگویید ایشان بیایند نماز بخوانند همین که کتک زده بود این آدم حسابی است .
طاعت این جور می کند عزیز می کند آدم را . عزت می دهد به آدم . بزرگ می کند. ما نه موقعی که فلان شخص ناراحت نشود فلان شخص به او بر نخورد فلا شخص بدش نیاید کوچک نشوم زیر سوال نروم کلاس بهم نخورد ، پرستیژ مان خراب نشود طاعت را می گذاریم کنار خوب این ذلت می آورد ،این فلان جا نمی ارزد اگر بخواهم چادر سرم کنم کوچک می شوم .
الان خیلی افراد هستند به خاطر اینکه دیگران جور دیگر به آنها نگاه نکنند چارد سر شان نمی کنند حجابش را هم رعایت نمی کند چرا چون یک جوری به من نگاه می کنند خوب تو می خواهی پیش اینها عزیز شوی پیش خدا و فرشته ها بیچاره ذلیل هستی .
پیش همه اینها بی آبرو هستی . اما اگر گفتی مردم به چی دردی می خورند مردم چی کسی هستند می خواهد خوششان بیاید یا نیاید . وقتی عزت خودت را حفظ کردی پیش هم بزرگ می شوی . آقا همه ریش می تراشند ما هم بتراشیم .
آقا همه انگشتر دستشان است ما هم دستمان کنیم همه بی حجاب هستند ما هم بی حجاب می شویم . همه موسیقی گوش می کنند ما هم گوش می کنیم همه عروس شان اینجوری است ما هم اینجوری کنیم نه . می خواهد خوششان بیاید می خواهد نیاید . مسخره مان میکنند بکنند . اصلا شما تا مسخره مردم و عوام نشوید پیش مردم و خدا عزیز نمی شوید که مسخره می کنند بکنند .
تو آن موقع ذلیل هستی که مردم را بزرگ می بینی و خدا را هیچ چیز نمی بینی کوچک می شوی پیش خدا کوچک می شوید .
الطاعه قره عین . این از نبی اکرم (ص) بود ، قره یعنی ، خنکی چشم انسان وقتی که گریه می کند گریه هایی که از روی غم و غصه است . اشکی که از چشمش می آید گرم است . ولی زمانی که از شدت خوشحالی و ذوق گریه می کند آب چشمش خنک است . این قره عینی یعنی یک ذوق زدگی و شادی برای من دارد یعنی از شدت شوق چه کار می کنم اشک از چشمم می آید .
یعنی اینقدر ذوق زدگی است . حالا در فارسی می گویند نور چشم یا چشم روشنی چیزی که چشم را خنک می کند و روشن می کند خیره می کند .
الطاعته قره العین . یعنی در طاعت پیامبر می فرماید : یعنی شما دقت کنید شما وقتی طاعت خدا را بجا می آورید چقدر شادی و انبساط پیدا می کنید چقدر قدرت دارید وقتی معصیت می کنید پیش خدا و خودت ذلیل می شوید ، این یک رابطه مستقیم است .
طاعت انسان را در پیش دیگران و خودش قدرتمند می کند . معصیت خوار و ذلیل می کند انسان را الطاعته تتضع غضب الربّ . امیرالمومنین می فرماید : طاعت فرو می نشاند غضب را طاعت این جوری است شما معصیت کردید گناه کردید آلودگی داری وقتی می روی یک طاعتی انجام می دهی کار خیری انجام می دهی . دو رکعت نماز می خوانی آن خشم برطرف می شود جبران می کند .
انّ الحسنات یذهبن السیئات . کار های خوب بدیها را از بین می برد تا می توانی در طاعت تلاش می کنی . الطاعته عز الموثر . طاعت عزت آدم تنگدست است . آدم هایی که ثروتمند هستند خود به خود عزیز میشوند پول دارند دیگر اصلا هستی اش ، کارش ، کلاسش ،پرستیژش ، لباسش خدم و حشمش چیز هایی که دارد خود به خود پیش دیگران بزرگ می کند . آدم های تنگدست چی آدم های تنگدست با طاعت عزیز می شوند . عزت پیدا می کنند آدم های بیچاره و فقیر این ها با عزت بزرگ می شوند .
می گفت مکه قحطی شده بود مکه همان جایی که خیلی گرم است در همچین شرایطی باران نمی آید خشکسالی شده بود مردم جمع شدند نماز بخوانند دیدم یک جوان آمد با یک حالت خاصی من به او توجه کرده بودم دیدم دعایی کرد و سجده ای کرد و گفت خدایا سر بر نمی دارم مگر اینکه بارانت را برای من بفرستی یک آدم مندرس ، فقیر ،گفت تا این را گفت چنان باران آمد که چند لحظه بعد انگار مشک را باز کردی سرش را ، گفت او را تعقیب کردم .
ببینم کجا رفته دیدم قاطی برده ، در بازار برده فروشان ، او یک برده بود فردا رفتم او را خریدم خیلی هم به او توجه کردم ، گفت من دیدم تو دیروز چه کار کردی گفت تو دیدی مطمئنی ، گفت خدایا حالا که من لو رفتم مرگ من را برسان همان جا افتاد و مرد یک برده است .
اما عزت دارد آنقدر عزت دارد که یک نفری خدا دعایش را مستجاب می کند این ها آدم هستند ، عزالموثر آدم های بدبخت ، آدم های کوچک ، آدم هایی که هیچ کس و هیچ چیزی را ندارند . اگر بخواهند عزیز شوند عزیز من ، عزیز شدن تو این نیست که بروی با فلان آدم معروف زندگی کنی با فلان خانواده ازدواج کنی تا عزیز شوی از فلان خانواده دختر خانواده بگیری تا عزیز شوی .
با فلان خانواده پولدار ازوداج کنی تا عزیز شوی ، با فلان مدرک تحصیلی زن بگیری شوهر کنی ،بروی خواستگاری تا بزرگ شوی اینها بزرگی نیست عزت تو این است که پیش خدا عزیز باشی .
آدم چرا باید عزت را از دیگران جذب کند ، دیگران کسی هستند که به ما عزت بدهند . دیگران کی هستند که رفاقت با آنها ، همسری با آنها ارتباط با آنها دوست شدن با آنها شاگرد آنها شدن البته استاد مقامش فرق دارد ما از آنها کسب بزرگی کنیم یعنی چی .
اگر برای خدا می روی سر کلاس عزیز هستی میگویی من شاگرد فلانی هستم اینجوری نیست . عزتی کسب نمی کنی ، بدتر ذلیل می شوی ، خدا عزیز کند تو را و بله عزه و لرسوله و للمومنین . عزت ویژه رسول خدا و مومنین است .
هر قدر که مومن هستند اینها عزیز می شوند عزتت را از خودت بگیر عزیز من تو خودت عزیز هستی خیلی عزیزی آنقدر عزیزی که خدا تو را آفریده تا مثل خودش بشوی ، سلطان بشوی از کی می خواهی عزت بگیری کی می خواهد به ما عزت می دهد و بدهد که ما گدایی عاطفه و عزت از دیگران می کنیم حق مان است که ذلیل باشیم . چون داریم خود فروشی می کشیم .
کی می خواهد عزت به ما بدهد . کی عزت دارد به ما بدهد . کسی از خودش چیزی دارد به ما بدهد که با محبت آنها تحویل گرفتن آنها ، نزدیک شدن به آنها ما بزرگ شویم به خدا نزدیک شو با امام زمان رفیق شو از آنها عزت بگیر پیش آنها عزیز شو پیش فرشته ها عزیز شو می گوید دوست دارم شوهرم بیشتر دوستم داشته باشد . برو پیش این غربی ها می گوید چاپلوسی شوهرت را کن .
البته در دستورالعمل است . انسان وقتی بخواهد محبوب بشود باید محبت کند باید قدرت مهر ورزی بکند شما به میزانی محبوب هستی که دیگران را محبوب قرار می دهی این یادتان نرود شما از کسی که عرضه نداری ، بهش بگویی تو محبوب من هستی . نمی توانی به او بگویی دوست دارم نمی توانی بگویی دلم برایت تنگ شود . نمی توانی بگویی برای من خیلی عزیزی انتظار نداشته باش عزیز باشی .
مفتی عزیز باشی این سر جای خودش . این جدای از آن جدای از قواعد اخلاقی و عاطفی که بین انسانها برقرار است . ریاضی هم هست این قواعد .
می گوید یا رسول ا... شوهرم من را بیشتر دوست داشته باشد می گوید برو نماز شب بخون ولی محبوبیت آن را از آن ور بگیر . نه با چاپلوسی کردن ، گناه کردن و آلوده کردن و سخن چینی به نفع کسی که بخواهی پیشش عزیز شوی این چه راهی است .
الطاعته عز الموثر آدم بدبخت با طاعت عزیز می شود . چقدر قشنگ است می گوید اگر قوی هستی واقعا اگر نیرومند هستی در طاعت نیرومند باش .قدرت را در طاعت بگیر اگر هم می خواهی ضعیف باشی در معصیت خدا ضعیف باش بی عرضه باش در معصیت خدا نه اینکه در معصیت عرضه داشته باشیم شجاعت داشته باشیم و آماده باشیم .
نوبت طاعت که می شود کسل و تنبل و بی حال . قدرت را برای طاعت بگذارید تنبلی را بری معصیت بگذارید . من آدم هایی می شناسم که همین طور عزیز شدند در تنبلی معصیت عزیز شدند .
یکی از دوستان آمد گفت فلانی را می شناسی گفتم بله آمد و گفت برویم شمال ، گفتم حال و حوصله اش را ندارم هی اصرار کرد که ماشین آوردم چی چیزی را می خواهی خرجت با ما ماشین هم با ما بیا بنشین برویم دیگر وسوسه شدم بروم نرفتم گفت بربخت بی عرضه ما رفتیم رفتند از آن ور رفتن برزخ از آن ور کافی بود این آقا یک ذره زرنگی کند ، اینها زرنگی نیست که هر وقت مجالس این جور می شود مریض شوید بی حال شوید کسل شوید . نروید تنبل شوید آره یک کاری کنید .
صابروا علی اطاعات و سارعوا الی فعل الخیرات . چقدر این اصول برای ما مهم است . میگوید موقعی که طاعت خدا می شود پایداری کنید نبرید خسته نشوید روزه است . نماز شب . نماز است .
حضرت علی می فرماید : اگر یک کار خیری را شروع کردی حداقل تا یک سال ادامه اش بده تا یک تمام نشده ولش نکن اگر تصمیم داری رهایش کنی بگذار یک سال بگذرد و بعد رهایش کن .
قرائت قرآن روزی یک جز قرآن ، دوشنبه و پنج شنبه روزه گرفتن است . نماز شب صدقه دادن است . کلاس آمدن است . نوار گوش دادن است . کتاب خواندن است . ریاضت های دیگر است . تمرین خط است زبان کامپیوتر است و...... شروع می کنید در کار های خوب و خیر تحمل کنید یک سال الا اقل دوام بیاورید بماند برای تان اثر بگذارد بر روی نفس تان .
می گویی استاد من یک مشکلی دارم راه حل می دهیم و بعد هم گوش نمی کنی اثر هم ندارد . هیچ رشدی نکردی نه کتاب خواندی نه سی دی گوش دادی خیلی تنبل هستی نه اخلاقت را درست کردی نه آن چیزی را که شنیدی عمل کردی این جوری نه .
یک خانمی آمد پیش من معلم بود بعد یک کلکسیون مشکلات را آورده بود پیش من این عیب را دارم اینجور هستم با پدرم با همسرم اینجوری هستم و ... یک دفعه من نگاه کردم دیدم هر چه خوبان همه دارند این تنها دارد آمد نشست جلسه گفتم که گفت حل میشود ، گفتم بله .
گفت از این وضعیت نجات پیدا می کنم گفتم بله . گفتم شما یک قول بده من هم یک قول می دهم گفت باشد . گفتم من قول می دهم مشکلاتت حل شود تو هم یک قول بده به من گفت در اجرای این برنامه کتاب خوانی و سی دی گوش دادن ،اجرای دستورات تنبلی نکن همان فرمول همیشگی تنبلی و بی حوصلگی گفت همین گفتم بله .
آنقدر قوی که خودم باور نکردم نمی توانی آمد در اوج مشکلات آن همه مشکل و گرفتاری و مصیبت آمد .
یک سال ، دو سال ، رسید به یک استنباط خاطری به او گفتم حقا که تو معلم هستی تو باید معلم باشی تا دست دیگران را بگیری خیلی درگیر شد با خودش آمد استاد یقه خودش را گرفت گفت قول دادم تنبلی نکنم قول دادم دیگر انسان است و قولش . شرافت انسان به قولش است . تمام شد او ایستاد و مشکلش را حل کرد .
صابروا علس الطاعات پایدار باشید در طاعات هر کاری می خواهید بکنید محکم باشید شل نباشید . 6 ماه پیش مشکل ازدواج داشته به او گفتم بیا برو این سی دی را گوش بده مشکلاتت حل می شود در 15 دقیقه چی بگویم 90 دقیقه صحبت کرده ام برو این سی دی را گوش بده بعد 6 ماه دو باره سوال می کنم حل شده یا نه می گوید بعضی از مشکلات حل شده است یادم رفته است وقتی اینجوری است شما چگونه می خواهید رشد کنید تو داری خودت را مسخره میکنی.
امام رضا (ع) فرمود کسی که از خدا موفقیت را می خواهد اما سخت کوش نیست خودش را مسخره کرده است . تو هیچی نیم شوی سخت گوشی یعنی صبح اول وقت از خواب بیدار شدی یقه ی خودت را بگیری می خواهی چی کار کنی تکلیف خودت را روشن کن . برنامه ات جای خود به ورزشت جای خود . ما یک ورزش نیم ساعته نوشته ایم اکثرا از آن در می روند نمی توانند یقه ی خودشان را بگیرند طرف می گوید ما خانه مان 70 متری است ما 70 متر نخواسته ایم . یک متر نیز برای ورزش کافی است شما خوابیده جلیو تلویزیون تمام ورزشهای لازم بدن را انجام دهید . خوابیده هستی دیگر از این بهتر چیزی ممکن است .
بیا بیرون 5 کیلومتر 6 کیلومتر بدوید ، نرمش کنید ، اسیر نکن خودت را . نمی توانیم بدن سالم ، به خدا حرام است این کار اگر کسی به بدنش نرسد مثل نماز خواندن واجب است . امر شدیم ما بدنمان را سالم نگه داریم نه استخوان درد داری نه مشکل داری تازه ما ها معلول هستیم این هم گرفتاری داریم خیلی از ورزشها را می توانیم انجام دهیم .
انجام هم می دهیم با با دیگر یک ورزش است می توانی انجام بدهی آدم اینقدر ذلیل ، نیم ساعت ورزش آدم را می کشد ، ما یک عرضه مسواک زدن را در روز نداریم باید کتک بخوریم ما را به خفت می کشاند . یک غسل جمعه علی (ع) می فرماید : وقتی حضرت علی می خواسته یک نفر را توبیخ کند ، وقتی می خواسته بگوید خیلی آدم بی عرضه ای هستی از کسی که روز جمعه غسل نمی کند بی عرضه هستی . در منزل حمام است . یک متر از خانه حمام است . می گوید نرسیدم غسل کنم .
اگر نمی رسی شب جمعه برو غسلت را انجام بده نفس خود را بکش به نفست اجازه نده نفس بکشد برو غسل جمعه را انجام بده می گوید اگر نشد شنبه قضا کن . نرسیدم آدم اینقدر بدبخت اینقدر بیچاره .
در ماشین می توند تسبیح از جیبش در بیاورد و ذکر بگوید ،این کار را انجام نمی دهد دعای مسافرت را می خواهد بخواند از خانه هنگام خارج شدن این کار را انجام نمی دهد .
حمد و سوره و آیته الکرسی نمی خواند ما این جوری هستیم نماز قضا های مان مانده است . روزه چقدر داریم قضا شده چند سال است کفاره میدهیم مال سال قبل و ........ می گوید پول دارم طرح 313 نفر شرک کنم حال نماز خواندن ندارم چقدر آدم باید بدبخت باشد .
اینقدر بی حال یک روز را روزه بگیر می میری ، 17 رکعت نماز بخوان ، ماهی یک نفر بمیرد هفته ای یک نفر بمیرد اینقدر کشنده است . ما خیلی باج می دهیم به خودمان ،خیلی باج می دهیم . این است منشاء تمام بدبختی ها تنبلی و بی حوصلگی است دیگر .
صابروا علی الطاعات و الی الفعل الخیرات . سرعت بگیر اگر می خواهی کاری انجام دهی خواب می بینی شیطان می آید و می گوید نرو او در مقدست ترین حالت ها می آید و می گوید نرو ، یکی می آید و رای تو را می زند ،پیشمان می شوی تو هر کاری را تصمیم گرفتی انجام بده در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست تصمیم گرفتی محکم باش فاذا عزمت فتوکل علی الله عزم داشته باش تصمیم بگیر ،عزمت ، عزم داشته باش تردید نکن محکم برو جلو از این شاخه به آن شاخه هم نپرید .
اگر قرار باشد من روزی یک جز قرآن بخوانم بعد نه بگویم زیارت جامعه کبیره بخوانم بهتر است . بعد بروم دو هفته زیارت عاشورا بخوانم بهتر است بعد بروم سراغ آل یاسین این دعا را بخوانم این خوب نیست اگر قرار کردید روزی یک جز قرآن را بخوانی یک سال را برو یک سال را بخوان عوض نکن با هیچ چیز دیگری . استقامت داشته باش . اذا اخذت نفسک بطاعت ا... اکرمتها و ان ابتذلتها فی معاصیه هنشها . چقدر زیباست .
هر وقت گفتی اخذت نفسک یعنی یقه خودت را گرفتی خودت را گرفتی به طاعت ا... وادار کردی خودت را به طاعت خدا ، باج ندادی نمازت ،روزه ات واجباتت ،پرهیز از محرماتت می گوید خودت را اکرام کردی به خودت احترام گذاشتی و ان ابتذلتها ابتذال تا به حال شنیده اید می گوید و ان ابتذلتها فی معاصی هنتها باج دادی ذلیلانه به او در معصیت خدا خودت را پست کردی خوار کردی خودت را .
ابتذال آمده کنار چی اهانت و خواری ،این معنای چه است . این معنای معصیت است . اخذ، یقه گیری و قدرت آمده کجا آمده است کنار اکرام در چی ، در طاعت ، در طاعت آمده کنار اکرام .
سخت بودن ، جدی بودن ،غیور بودن ،باج ندادن ، کولی ندادن این جوری است .
سوال و جواب
1- بله اگر انسان در تنهایی هم دچار عصبانیت شود یک مقدار ضعف دارد اما گناهش کمتر از آن است که عصبانیت را بروز می دهد .
2- سوال در مورد سر کتاب ؟ نه چهل روز حداقل یک مراقبت است .
3- بعد از انجام چند روز از اجرای برنامه دچار پراگندگی ذهنی می شویم علت چی است ؟ علت این است که شیطان از دست شما عصبانی شده است . حمله می کند به ذهن شما که ذهن شما را مشغول کند باید به پراکندگی ذهن توجه نکنید و برنامه تان را ادامه بدهید .
4- بله اگر کسی در روز نتواند تفسیر قرآن را در یک روز انجام ندهد در روز بعد انجام بدهد قضایش را بله او در اوج شجاعت است . خیلی هم خوب است .
5- در اسلام سخاوت بدون حد و حصر را نداریم قرآن دستور می دهد میانه روی را رعایت کنید حتی در سخاوت .
6- به خانم های باردار توصیه نمی شود که با هوسهای شان مقابله کنند مگر آنکه بدانند آن قدر ماده ای که الان هوس کرده اند چند ساعت قبل جذب کردند مثلا در صبح 2 تا پرتقال خورده یک عدد پرتقال را جذب کرده حالا بعد از ظهر نخورد عیب ندارد .
7- نه انسان نباید آرزو کند برای اینکه گناه نکند فلان شخص بمیرد بلکه باید جلوی خودش را بگیرد .