بحث مان در مقام محمود این بود که مقام محمود که ظهور شخصیتی آخرتی پیامبر است غایت هر انسان هم انسان یعنی غایت هر انسان این است که به آن مقام محمود برسد .
اگر در زیارت عاشورا مقام محمود را به عنوان بالاترین خواسته قرار دادند . برای این است که لیاقت ما این است که به مقام محمود برسیم .از طرفی که امیرالمومنین علیه السلام فرمود اگر خداوند به کسی توفیق دعا بدهد . توفیق اجابت هم می دهد . اگر شما لیاقت پیدا کنید که از خداوند مقام محمود را بخواهید یعنی فرصت پیدا کردید که بگویید به خدا که این را به من بده به محضر خدا بروی بگویی اینرا به من بده .راه از گرفتن از خدا است اگر قرار بود بهت ندهند این لیاقت را هم بهت نمی دادندکه بخواهی . پس تا فرصت است در دنیا انسان می تواند به مقام محمود برسد .
برای این که بتوانی به مقام محمود برسیم مقام بخش انسانی ما هست نه بخش حیوانی ما ، بنابراین اگر کسی بخواهد به مقام محمود برسد باید شهوت مقامهای دنیایی اعتبارات و شهوتهای دنیایی را از دلش بیرون کند کسی که در مسائل دنیایی دچار چشم هم چشمی است که فلانی چقدر دارد ما چقدر داشته باشیم فلانی چی دارد . ما چی داشته باشیم یکسره دنبال مقایسه خودش با این و آن است . برای اینکه خودش را به این و آن برساند و یا خودش را جلو بزند .
این هیچ وقت به فکر مقام محمود نیست این اساسا فکر آخرت و درجه شرافت انسانی نیست . اگر کسی شرافت انسانی و شرافت ابدی را می خواهد . شرافت آخرتی را می خواهد . باید شهوت خیالات اعتباری و وهمی و دنیایی را از دلش بیرون کند .یعنی واقعا شرافت انسانی آرزویش باشد .
بخواهد به مقام محمود برسد بخواهد وقتی که صحنه ی قیامت می شود توی بین این میلیارد ها جمعیتی که در محشر می آیند این فاصله اش با پیغمبر و چهارده معصوم کمترین فاصله باشد اگر کسی واقعا بخواهد اینجوری باشد .
باید در دنیا تلاش کند که خودش را به این فاصله نزدیک برساند . قیامت هم همین دنیاست . شما باید اینجا حرکت کنید صراط همین جاست .
هر چیزی که قرار است در قیامت اتفاق بیفتد حقیقتش در اینجاست . آخرت فقط صورتی است که اینجا را نشان می دهد . باطن ظاهر است میزان رشد یک انسان به عنوان انسان آن که قرار است بعد از وفات منتقل شود به برزخ نه حیوان و گیاه و می ماند اینجا زن و بچه می خورنش یا می گذارند در قبر بپوسد بدن نه ، مال نه ، ثروت نه ، مقام ، شهرت نه ،آن که قرار است منتقل شود وفات یعنی انتقال .
چی قرار است منتقل شود حقیقت روحانی تو ،روح تو بخش انسانی تو منتقل می شود . آن چه ساختی چه حیوانی چه انسانی جنین در رحم دوم . نفس است جنین در رحم اول که رحم مادر است بدن است اما در رحم دوم نفس است .
بنابراین کسی می خواهد الان بداند که چقدر رشد انسانی داشته است می تواند بعد از 30 یا 40 سال چقدر شبیه خدا پیامبر و ائمه و شبیه حضرت زهرا است چقدر جا پای آنها می گذارد رفتارش کارش در آمدش لقمه اش اخلاقیاتش و خانواده اش همه چی اش ، قابل سنجش است که آیا رشد انسانی داشتیم یا نه .
فرمول هم چند بار عرض کردیم یکبار دیگر هم می گوییم برای اینکه ما بتوانیم در حرکت به سمت ابدیت با سرعت و قدرت جلوتر برویم باید پای طبیعت را از بخش انسانی باز کنیم تا راحتر بتوانیم پرواز کنیم . وقتی کسی بیشتر دقتش ، ذهنش ، روحش ، نفسش مشغول کار دنیاست و کمالات که ارزش آخرت ندارد .
این اساسا سرعت ندارد چه بسا توقف ممکن است داشته باشد یا نعوذ بالله ممکن است حرکت قهقرایی داشته باشد یعنی الان هنوز که ازدواج نکرده یک آدم معنوی خوب بعد از ازدواج قسی القلب است . فایده ندارد.
دور می شود از مسیر ،مسیر پیشرفت نبوده مسیر پست رفت بوده این وقتی بمیرد گدا ترین آدمها بوده . یعنی هیچ چیز دستش را نمی گیرد .
چون متناسب با شرایط زیستی آنجا اصلا تربیت نشده ، خودش را برای بهشت آماده نکرده نه روح بهشتی دارد .
نه عمل بهشتی دارد نه اخلاق بهشتی . نه عقیده درست و حسابی دارد عقیده محکم ، باور محکم اصلا تربیت نکرده وقت نگذاشته برای خودش خوراک بخورد .
خوراک را فقط چی دانسته فقط خوراک را مرغ و برنج و گوشت دانسته پیامبر فرمود اگر کسی نعمت خدا را جز در پوشیدنی ها و دیدنی ها نمی بیند این خودش را باید برای عذاب خدا آماده کند . کسانی هستند وقتی یک ذره شکم شان سیر می شود موقعیت و امکانات می رسد رفاهیات شان می رسد غذای خوش مزه می خورند لباس خوبی می پوشند می گویند خدا را شکر الحمدلله که به ما نعمت دادی .
اما وقتی می خواهند نماز بخوانند هیچ وقت بعد از نماز از خدا تشکر نمی کنند . اگر حرم مشرف شوند واقعا خدشان را مدیون نمی دانند . تازه طلبکار می دانند از خدا خودشان را . با نماز خواندن شان حتی هم گردن خدا پیدا کردند . چهار رکعت نماز خواندن یک حقی گردن امام رضا پیدا کردند که پا شدند رفتند امام رضا . این آن باطن انسانی را ندارد .
چون نمی فهمد که این صدقه است که گیرش می آید آن دیدار ها و ملاقات ها . و علوم معارف و عبادات که نمی فهمد اینها لعنت است از خدا و باید تشکر کند .
ثروت خودش را اینها ببینید نه آنچیزی که دست مردم است . دست کافر هم است ما با کافر چی فرقی داریم او ماشین دارد ما هم داریم خانه دارد ما هم داریم لباس دارد ما هم لباس داریم غذا دارد ما هم داریم ما فرق مان با آن ها در بخش انسانی مان است لذا میزان رشد انسان به این است که چقدر در حرکت به سمت مقام محمود موفق است یعنی چقدر شبیه تو شده برای اینکه به مقام محمود برسیم باید سعی کنیم اخلاقیات خدا را پیدا کنیم نه اخلاقی که از پدر و مادر و محیط و اخلاق ترکی ، لری ، عربی داشته باشیم . اخلاقیات ، آنی است که با انسان با ابدیت سازگاری داشته باشد با استاندارد انسانی بخواند توجه داشته باشید .
یعنی ببینیم که چقدرش را آن تعیین می کند و می پسندد . نه مردم نه خودم می پسندم چقدر را از اخلاق مرا ان راضی است نه با استاندارد های بین المللی روی زمین ، استاندارد هایی که تو می خواهی به وزانش حرکت کنی تا ابدیت .
می خواهیم برویم به ابدیت باید با این استاندارد بهشت سازگاری داشته باشد یک بچه را زمانی سالم می دانیم که چقدر با استاندارد های دنیا تنظیم باشد اگر تنظیم نباشد مثلا 5 تا سر بیاورد ما نمی گوییم سالم است . چهار تا چهار دست بیاورد دست هست کار می کند ولی دست نیست اذیت می کند پا و تنظیم باشد یعنی استاندارد بهشت بخواند آن که این کار بود باید فرمولهای ریاضی خدا را بشناسیم .
به آن عمل کنیم امیرالمومنین (ع) می فرماید راس اخلاق این است که انسان بتواند قشنگی ها اخلاق را بتواند شناسایی کند و آنها را از خودش بروز کند و بدیهای اخلاق را بشناسد و از آنها پرهیز کند.
این راسش است بحث به مناسبت آمد به صدقه که یکی از راههای شبیه شدن این است که انسان بتواند در جهانی مالی شرکت کند از مال خودش و اعتبار دنیایی بگذرد به بندگان خدا بدهد تا شبیه خدا شود که خدا می دهد آثارش را گفتیم آمدیم به صدقات معنوی که انسان بیاید ب بهشت های معنوی و ریزشهای اخلاقی و معنوی داشته باشد تا شبیه خدا شود خودش را با هیچکس مقایسه نکند و خودش را هم مبنا به این که او این کار را کرد من هم بکنم چرا گر تو خودت را پدر شوهر، مادر شوهر ، پدر زن ، مادر زن برادر زن و باجناق می سنجی . خودت را آوردی پایین خدا می فرماید
لکم فی رسول الله اسوه حسنه . ما چه کار داریم که آنها چطوری رفتار می کنند ، چگونه زندگی می کنند گذشته چطوری رفتار کردند چطوری حرف زدند الان با ما چطوری رفتار می کنند . اگر ما بتوانیم با اینها میزان کنیم با همین میزان سقوط می کنیم .
ما باید با خدا تنظیم کنیم با خدا چون قرار است با او مقایسه شویم در قیامت بر اساس شباهت خدا وزن می کنند و الوزن یومئذ لحق وزن و میزان و ترازوی که می سنجند شما را با آن حق است حق کی است ؟ خداست ،امیرالمومنین است و بنابراین از این دغدغه که زندگیم را بر اساس دیگران و رفتار و اخلاق دیگران تنظیم کنیم کی خوشش می آید کی خوشش نمی آید کی چی کار کرد یا نکرد . این انسان را دائما به سمت جهنم می برد انسان را پست می کند .
در بخش صدقه که صدقه امر مادی نیست هر کاری که ما را شبیه خدا می کند می شود صدقه . هر چیزی که مقداری از طبیعت ما را کم می کند می شود صدقه .
مصادیقش را خواندیم و مقداری هم عرض می کنم . می فرماید که صدقه بدهید به برادرتان ( رجل مرد ) در روایت نسبیت نیست یعنی خواهر و برادر دینی .
رجلی یعنی زن و مرد . رجل یعنی هم خواهر و هم برادر فرقی نمی کند . با علمی برادر تان را رشد می کند و به او صدقه دهید این یک صدقه است . در میان صدقه دهندگان کمترین ثوابی که می برد آنجا است که صدقه مادی می دهد .
آن همه ارزش دارد .ارزشهای بهشتی و آخرتی اصولا تضمین هم شده که اگر شما صدقه مادی بدهید خداوند چند برابر جایش را پر می کند . کیفیت دنیایی و آخرتی در صدقه معنوی به محض پرداختن صدقه معنوی که از هر چه بپردازد آن چیز را از خدا دریافت می کنید وقتی تواضع به خواهر و برادرت صدقه می دهی برادرت ، پدرت ، همسرت مادرت غدی و تکبری نمی کنی به فرزندت گاهی وقتها انسان به عزیزش تکبر می کد .
حق با فرزندش است قبول نمی کند . تواضع وقتی صدقه می دهی از خدا چی دریافت میکنی جای این صدقه که پرداخت کردی عزت می گیری و محبوبیت می گیری . وقتی تکبر و ناز پروری و بی حیایی انسان می کند آن که انسان دریافت می کند ذلت است . خواری است به تناسب است که شما به برادر تان صدقه می دهید .
قانون صدقه چیست ؟ چند برابر میزان و شبیه شدن خدا شدن از همه مهم تر علم الانسان مالا یعلم . خدا به انسان ( بشر ) علم داده از علمش کم شد یک ریاضی ،کامپیوتر بلند است و باعلمی بلد است که می تواند به دیگران یاد دهد .
خوب دقت کنید باید یاد دهد بی دریغ هم یاد دهد نگوید چند تای فرمولش را نگه دارم یاد ندهم که پر رو شود از من جلو نزند . چون شما به محض این این را می گویی راه را محدود کردی .
شبیه خدا نمی شوی ، تا می بندی خدا هم می بندد اصلا خدا باز کرده بازش از طرف خداست . تا این طرف اینجوری است می آید درش جمع می شود این بارش است و همیشگی این بارش است. میزان دریافت چی است ؟ اگر ظرف را برعکس کنیم این ظرف که رابطه اش را با فیض قطع کرده یعنی پشت کرد به فیض اگر بخواهد دریافت کند باید خودش را تحول بدهد . یعنی چرخش کند آنقدری که تویش جمع شود ولی اگر یک میلیارد سال بارندگی داشته باشد اگر ظرف این جوری باشد . جمع نمی شود .
چون خودش را تنظیم با فیض نکرده . شما به محض اینکه از محبت به پدر و مادر ، برادر و همسر و فرزند از لطف کردن از خوب بودن از قشنگ بودن از مهربان بخل می کنی خود وجودت را برگرداندی . فیض قطع می شود نه اینکه خدا می گوید چون تو برگرداندی من قطع می کنم . خدا فیضش دائمی است تو بهش پشت می کنی .
یا دائم الفضل علی البریه امشب ده مرتبه می خوانیم .
یا باسط الیدین بالعطیه یا صاحب المواهب السنیه . این دائم الفضل است دائما می دهد شما جذب کنید مثل من بزرگ شوید . مثل بادکنکی که یک ظرفیت نامحدود دارد خوب دمش را شروع می کنی ظرفیت دارد باد می شود بزرگ می شود به محض اینکه دمیدن را قطع می کنی رشد متوقف می شود . به محض اینکه از اینکه اخلاق را رعایت کنی .
وظیفه ی الهی که به عهده داری بخل می کنی . یا مقاومت می کنی تفره میروی و لجبازی می کنی خودت را خالی می کنی اگر می خواهی علم بیشتری داشته باشی باید علمت را بی دریغ به کسی که اهلیت دارد بده نگو اگر من بگویم اینها هم مثل من یاد میگیرند .
وقتی این جوری گفتی راه را می بندی چون علم بی نهایت است . وقتی شما میدهید راه باز شود که جذب کنی وقتی بخل کین خودت را نگه داشتی در محبت و خیر رساندن به دیگران خوب بودن قشنگ بودن آنجا که تصمیم می گیریم . بداخلاق و بد باشیم عبوس و خودخواه باشیم راه را میبندیم لذا رشدی هم حاصل نمی شود .
مقام محمود هم به دست نمی آید صدقه بده به برادر با علمی که رشدت دهد و رای که اظهار نظر کن با هاش مشورت بده رای به او بده .
تا او را تحکمیش کنکی راهنمایی اش کنی دریغ نکن از مشاورت ای که ذهنش را قوی کنی قدرت دهی اگر دریغ کنی از تو دریغ می شود چی دریغ می شود همی چیزی که می خواهی صدقه دهی دریغ می شود علمی که رشد می دهد رای که محکم می کند . تو به محض اینکه دریغ کنی خود به خود از شد خودت قطع کردی و از محکم شدن خودت کندی و در واقع سستی می آید سراغت . در واقع خودت هم مسیر را گم می کنی اما وقتی که می خواهی کمک کنی به دیگران .
راهنمایی شان کنی رای بهشان بدهی علمی یاد دهی خودبخود تو همین مسیر خودت هم رشد می کنی . محکمتر شفاف تر و قویتر می شوی قدمهایت را محکم تر بر می داری اما وقتی دریغ می کنی خودت و خانواده ات را می بینی هی پیله . چشمت از خودت و خانواده ات و کور می شود له می شود خدا رحمت کند شهید چمران را که واقعا الگوی بسیار خوبی است برای ما ها .
ایشان دیروز یکی از دوستان شان در تلویزیون آمده بود صحبت می کرد . من داشتم برنامه راجع ایشان می دیدم می گفت ایشان تو آمریکا بود تو بهترین جایی که همه آرزویش را می کنند تو سازمان ملل شاگرد ممتاز اول آنجا با یک خانم آمریکایی که سنخیت داشته و زن بسیار خوبی هم بود ازدواج کرد چهار تا بچه داشت آنجا زندگی می کرد . می گفت امام موسی صدر که می خواست یک مرکز فرهنگی بزند به لبنان گفتش مایک آدم اینجوری می خواهیم آدمی با این خصوصیات بزرگ .
که یک نفر را می شناسیم و آن هم ادم بزرگی است توی آمریکا . گفت زن و بچه اش را آورد لبنان سر بزنند که اوضاع چطوری است که چی کارشان دارند می گفت آمد که آنجا همانجا ماند . خانمش هم باهاش سنخیت داشت . اما خانمش بعدا اذیت شد و با بچه ها برگش می گوید خانم اش گفت به خاطر این چهار تا بچه برگرد . ما اینجا نمی توانیم من الان چهار صد تا بچه دارم بچه های ایتام . که من به خاطر بچه های خودم نمی توانم چهار صد تا بچه را رها کنم و ماندگار شد می گوید یک صحنه ای که خانواده اش در لبنان بود آمد به بیروت و چشمش به بچه اش افتاد بچه را بغل کرد و بوسید و همین جوری این بچه را می بویید . یک لحظه بچه را گذاشت زمین و پشت به بچه کرد . و رفت بالا . رفتم بالا سراغش دیدم دارد گریه می کند بعد گفت شهید چمران که من چقدر پستم نمی توانم خودم را ببخشم وقتی من داشتم بچه ام را بغل می کردم و می بوسیدم پسر سیاه پوست آمریکایی که پدر و مادرش را از دست داده بود نگاه می کرد . الان ما خیلی وقتها اینجوری هستیم که دور خودمان خانواده مان حلقه می زنیم فکر نمی کنیم که دیگران هم آدمند و انسانند .
امام رضا (ع) می فرماید بدترین نوع زندگی انسان آن است که کسی در زندگی انسان سهیم نباشد و بهترین زندگی آن است که در آن زندگی کسی سهیم باشد . هر چقدر می تواند به دیگران برساند هر فیضی هر لطفی و هر کمکی که می تواند به دیگران برساند .
خودخواه خود پسند نباشد . که بگوید هم زندگی مال من فقط خودم این آدم را می بندد و برکت از آدم می رود صدقه ای که خدا دوست دارد آن اصلا ح بین مردم است وقتی که بین مردم بهم می خورد آشتی دادن دیگران . و نزدیک کردن انسانها بهم وقتی از هم دور میشوند .
نبی اکرم ( ص) می فرماید کلمه الطیبه صدقه . حرف قشنگ صدقه است . حرف پاک به بچه ات بزنی . چرا با لفظ تحقیر آمیز بچه را صدا می کنی .
وقتی پا می گذاری روی خود خواهی ات قشنگ ترین کلمات انتخاب می کنی خدا بهت خیلی چیز ها می دهد .خیلی لطافتها و زیبایی ها و توانایی ها می دهد . خیلی چیز های قشنگ می دهد وقتی تو عرضه پیدا کنی که دیگران را دوست داشته باشی .
تمرین و مطالعه کنید و یاد بگیرید و آن کلمات را به کار ببرید هر کلمه ای را که به کار می برید صدقه است به آن آثار شگرفی که دارد صدقه است و صدقه ترا شبیه خدا می کند پس کاری نداشته باشید که دیگران چطوری هستند تو یاد بگیری که می خواهی به مقام محمود برسی . فردا یکی از افسوسهای ما این است که ما بیخود جاهلانه اتفادم به مقایسه چشم و هم چشمی با دیگران و خودمان را با دیگران مقایسه کردیم و شرافت در صحنه قیامت این است که بفهمیم پیامبر آن جا است و من هنوز اینجایم شرافت آن است که من چقدر به آنها نزدیک هستم آنقدر دل تان می سوزد که خدا می داند .
که بیخورد به خاطر انسانهای ضعیفی مثل خودمان خودمان را نگه داشته باشیم در حالی که ما باید خودمان را با مبدا و مقصد می سنجیدیم . و با توجه به آنها جلو می رفتیم نه اینکه دیگران چی خوششان می آید چی نمی آیند.
گرفتار شرک هستیم انگار که میزان ما این است و با پر رویی می آییم سر نماز و با بی ادبی سر نماز می گوییم ایاک نعبد و ایاک نستعین . یعنی من خود را با هیچکس مقایسه نمی کنم . نه فقط ترا عبادت میکنیم .
چرا که شمر هم نماز می خواند . معاویه هم نماز می خواند عمر سعد هم نماز می خواند قرآن می خواند ایاک نعبد عبودیت من فقط با تو تنظیم می شود . مرام ترا دوست دارم اخلاق ترا دوست دارم هر چی تو بگویی آنرا دوست دارم .
نه اینکه فلان همسایه دوست آقا و خانم خوششان بیاید من آنرا می خواهم و این پست کردن خود است .
چرا باید سر نماز راست بگوییم ایاک نعبد آقا ما فقط ترا می پرستیم . فقط ترا قبول داریم .داغ عبودیت تو بر گردن ماست . کسی دیگر چه کاری که اگر فلان کار را کنی دیگران خوششان می آید یا نمی آید میگوید من وصیت کردم که مردم بعد از مجلس ختمم هر چی دارایی دارند .آنچه در آن سهم دارم در راه خیر ،راه امام زمان خو خرج کنم یک باقیات صالحات برای من باشد .
می گوید خجالت بکش این چی کاری است می کنی مردم بعدا چی می گویند می گویند اینها بخیل و خسیس بودند یک مجلس هفت و چهل نگرفتند . می خواستند شام ندهند چهل نگرفتند .
می گوید برای آخرت خودم کار می کنم . می خواهند چهل و هفت بگیرند یا نگیرند . 5 میلیون می خواهم بدهم به اینها شام ناهار بخورند چهار تا فاتحه بخوانند معلوم است حضور قلب دارند یا نه . واقعا چیزی می رسد به اینها . صد تا گناه تو مجلس ختم و هفت می شود شاید چیزی رسید .
آقا هر قدمی که تو برای نماز بر می داری صدقه است . کیف می کنی هر قدمی که برای نماز بر می داری صدقه است برای نماز مسیر زیاد یک و نیم کیلومتری می رویند تا به نماز جمعه بروند . این فرق می کند با کسی که خانه اش 200کیلومتری نماز است خانه اش همین پشت است همین 200 متر هم نمی آید نماز بخواند .
می فرماید به یهود و مسیحی سلام کنید اما به یهودی و مسیحی امت من سلام نکنید . فرمود به کسی که صدای نماز جماعت مسجد را می شنود و نمی رود نماز بخواند . این یهودی است نماز جماعت نمی رود . بخواند . می تواند برود نماز جماعت نمی رود . من با کسانی که عذر دارند ندارم . کسی که عذر شرعی دارد مریضی دارد نمی رود ولی آنی که عذر دارد نمی تواند شرکت کند حالا بعضی 154 – 200 کیلومتر را طی می کنند تا برسند به نماز جمعه یا برسند به کار خیری مسیری را طی می کنند از گرما می آیند و خیلی از این اشخاص را می بینم که وسیله شخصی هم ندارند . این هم عالی است که آنهایی که وسیله شخصی ندارند همتی دارند که می خرند . بالاخره یک سری ها هم با اتوبوس می روند یا کورس کورس می روند و بر می گردند برای همین هم کسی که از نماز جمعه بر می گردد چقدر حالش خوب است چقدر نشاط دارد.
تمام گناهان شخص بعد از نماز پاک می شود . حالا نماز جماعت تو خانه تان زحمت می کشد نماز می خواند کار داری به هر حال اذیت می شود . یک خانمی نباید وظیفه ی شرعی اش عبادت کرده برای شوهرش آرایش کرده این یک صدقه است . آرایش کردن به خود رسیدن عطر زدن یک صدقه است . حالا الان می خواهد نماز بخواند اینها مانع وضو هستند این هم یک صدقه است باید زحمت بکشد اینها را پاک کنی و زحمتی هم ندارد .
و باید با شادی باشد این هم صدقه است . این زحمتی که می کشی صدقه است تا بروی نماز بخوانی هر زحمتی که انسان می کشد تا خودش را به یک نماز طاهر و پاک و درست برساند . می رود احکامش را یاد بگیرد . رساله بخواند صدقه است . مفهوم صدقه چقدر وسیع است .
اسمائهم اسم صدقه . از نبی اکرم (ص) این که بخواهی تو به کسی که گوشش ضعیف است حرفی را بشنوانی این سخت است دیگر خیلی از آدمهایی که سنش می رود بالا نمی شنوند سمعکی می شوند یا چشمهای شان نمی بینند بچه ها و جوانها دیگر حوصله این ها را ندارند . هی آن می گوید چی این می گوید هیچ چی .
خوب بد است دیگر چهار روز دیگر تو هم خودت این جوری می شوی بدتر هم می شوی . چند سال بعد دیگران ترا تحقیر می کنند و له ات می کنند . بی ادبی کن نسبت به پدر و مادر بچه هایت فردا ، یک ضعفی بیماری و سرطانی می گیرند که دستت به هیچ چیز نمی رسد بچه هایت می آیند تحقیرت می کنند .
وقتی الان احترام بزرگتر را نکنی جسور و بی ادب هستی به مادر شوهر بی احترامی می کنی می گویی خودم شوهر و زندگی ام . او را تحقیر می کنی پدرشوهرت را تحقیر و له می کنی . پدر زن و مادر زن حرمت پدر و مادری هیچ را نمی بینی .
خداوند به احترام پیر ها عذاب را بر می دارد . پیر خیلی حرمت دارد . و او از ما خوشش نیاید به گردن ما حق دارد پدر ، مادر ، پدرزن مادر زن مادر شوهر پدر شوهر حق شان عظیم است تو این ها را در نظر نگیر و له کن به خدا بعدا له می شوی چند برابرش .
قشنگتر از این را امام صادق می فرماید : وقتی تو به یک کسی که گوشش نمی شنود بدون این که ناراحت شوی آخر گاهی وقتها اینجوری می کنی آقایون می گویند اه خانمها می گویند ایش .
من دوست دارم چهار تا جوان مثل خودم باشد بنشینم که می خواهد در مورد جنگ جهانی ، و انسان قدیم تعریف کند این خیلی قشنگ است که تو دوست نداری و بنشینی گوش کنی قبول کنی که هم صحبت خوبی هستی این صدقه خوبی است . آقا نمی شنی یک جوان ، یک جوان که نمی بیند و نمی شنود کار هایش را انجام دهی .
من چند تا شاگرد نابینا دارم 6-5 تا شاگرد آقا و 6-5 تا شاگرد خانم دارم که می روم سر می زنم و سرکشی می کنم که خانم ها و آقایانی هستند که با چه مهربانی و متانتی می آیند تو زندگی اینها کار های شان را بدون دغدغه انجام می دهند . یکی از شاگردان من که یک خانم نابینا با آقایی نابینایی ازوداج کردند . بعد مشکل خانه داشتند وضع مالی شان نیز خوب نبود که مسکنی تهیه کنند نمی توانستند کجا بروند پولی هم نداشتند جایی بروند . چند نفر هم نمی گذاشتند اینها به هم برسند همدیگر را دوست داشتند .
ما هر روز در موسسه دو میلیون درخواست داشتیم با اینکه صدقه در موسسه به صد هزار تومان هم نمی رسد . نابرابر عرضه با تقاضا ،موسسه ما به یک شخصیت حقیقی نه حقوقی وابسته است . واقعا هم نمی تواند به مردم و امام زمان تکیه دارد که ما آنرا واقعا در اختیار نیازمندش قرار میدهیم نه مغازه ای دارد نه زمینی دارد نه املاکی .
سرمایه گذاری دارد نه شرکتی مثل خیلی از موسسات دیگر . که کارخانه دارند و شرکت و دست شان باز است.
فقط دعا کنید . بعد دیدم زنگ زدند آقایی است که خیلی خوب است کارمند یا کارگر بی ادعا که خانه اش را در اختیار ما گذاشتند با یک قیمت چند برابر از دیگران می توانست چند برابر قیمت بگذارد این مرد برد کرده است . هم ارزانتر داد که خداوند چند برابر یقینا بهش برکت می دهد .