بحث در مقام محمود به جهاد مالی رسید. جهاد مالی و آثارش بحث را ادامه می دهیم در مورد جهاد مالی و صدقه چند روایت خوانده می شود.
توبه 103: خُذ مِن أموالِهم صَدَقه تُطَّهِرُهُم و تُزَکّیهِم بَها وَ صَلِّ عَلَیهم انّ صلاتک سَکَنٌ لَهُم وَالله سَمیعُ علیم.
ای پیغمبر (ص) از اموال شان صدقه بگیر ( تا چه کار کنی) تا پاک شوند و تزکیه شوند. یعنی هم ظاهر و باطن پاک می شود با صدقه، اموال شان پاک می شود باطن شان پاک می شود. انسان وقتی صدقه می پردازد تنها چیزی که برایش می ماند پاکی است.
شباهت پیدا کردن به خداوند تبارک و تعالی است در صدقه وقتی از مال حلال باشد با اخلاص باشد و انسان وقتی چیزی را از خودش جدا می کند طبیعتی را از خودش جدا می کند و به او فطرت اضافه می شود. پس این قاعده را در نظر بگیریم که انسان وقتی صدقه می دهد چه مادی چه معنوی، پاک می شود و نورانی می شود و شباهت پیدا می کند به خداوند و نزدیک می شود به مقام محمود.
و هر چه صدقه بیشتر مقام محمود بالاتر، انسان یکی از وظیفه هایش باید در طول شبانه روز پرداخت صدقه باشد. چه صدقه مادی و چه صدقات معنوی، وقتی صحنه هایش بازگو شود متوجه خواهید شد که از صبح که بیدار می شویم تا به رخت خواب می رویم پرداخت صدقه بکنیم و با پرداخت صدقه دائماً بالا می رویم و دائماً پاک می شویم.
آیه بعدی خیلی تکان دهنده است و اگر وقت بود و می شد راجع به این آیه ها بیشتر توضیح داده می شد به علت کمی وقت معذوریم از توضیح.
توبه آیه 104 ألَم یَعلَموا انّ الله هوَ یَقبلُ التوبه عن عباده و یاخُذُ الصّدقات و انّ الله هوَ التوّاب الرحیم. آیا نمی دانند مردم ( چون خیلی مهم است و می تواند خیلی کمک کند خداوند این طور می فرماید در جایی می فرماید اعلموا بدانید، و بعضی وقتها می فرماید آیا نمی دانید، باید به این خیلی توجه کنیم) آیا مردم نمی دانند خداوند خودش توبه را قبول می کنند یعنی خودش آشتی می کند و در را باز می گذارد و حق ندارید ناامید باشید.
مطلقاً از خدا یعنی هر کس ناامید باشد از خداوند که بعد از شرک بزرگترین گناه است بزرگتر از ناامیدی از رحمت خدا نداریم بعد از شرک و هر کس به خاطر گناهانش آلودگی هایش فکر کند که خداوند او را نمی بخشد و ناپاکی های او بیشتر از مغفرت خداست و این خلاف یک عقیده سالم خلاف یک حقیقت کفر است درحمله عقب توضیح دادیم و یکی از مظاهر سه گانه حمله از عقب گناهان است که گناهان را زیاد به رخ انسان می کشد تا انسان را خار کند پیش خودش و ذلیل کند و شیطان القاء آلودگی می کند تا انسان هوس آشتی با اهل بیت (سلام الله علیها) و کار های بزرگ به سر نزند و گول می زند انسان را، باید حواس مان جمع باشد.
و اوست که فقط صدقات را دریافت می کند. یک مبنای محکم پشت این قضیه می باشد که قبلاً توضیح داده شده به صورت متفرقه که چرا صدقه به دست خداوند می رسد. و خود خداوند صدقه را دریافت می کند با خواندن روایت ها مربوط به این مسئله بحث روشن تر می شود.
امام صادق (علیه السلام): انّ الله تبارک و تعالی یقول. حضرت خلیفه خدا دارد از زبان خداوند سخن می گوید از زبان مستخلف العند سخن می گوید و آن که فرستاده می گوید می فرماید که خداوند می فرماید که یقول نمی فرماید قال الله تبارک و تعالی می فرماید یقول و این استمرار دارد ما من شی ء الا و کلتوا و من یغبضوها غیری الا صدقه فعنی اتلقفوها به یدی تلقفاً.
هیچ چیزی نیست که ( خیلی، عجیب است این مطلب) مگر این که من او را مامور دریافت اش کردم. غیر از صدقه تلقفوا ها یعنی من می قاپم یعنی وقتی یک بنده من صدقه می دهد می فرماید من می قاپم از دستش می قاپم. قاپیدن خداوند یعنی چه این طور نیست که خداوند یک دست داشته باشد و بقاپد. بلکه صدقه دادن یک جهش زیادی دارد جهت خدایی شدن و خیلی سرعت دارد.
صدقه را می قاپد یعنی تو را می قاپد فطرتی که از جنس خودش است را می قاپد و به خود نزدیک می کند این کار را می کند. خداوند می فرماید: می قاپم، چه قاپیدنی، و این چیزی است که فرهنگش هنوز در کشور ما جا نیفتاده است و ما به صورت فرهنگ سنتی داریم صدقه می دهیم یک موقع یک گدایی گیر ما بیاید آیا بدهیم یا ندهیم با هزار و صد توجیه پولی را که اصلاً هیچ سازندگی در ما ندارد را می کنیم و می رود.
صدقه یک فرهنگ است برای جا کردن در دل معشوق. ببینید کسانی که عاشق کسی می شود این شخص از نظر شخصیتی معشوق خود را بررسی می کند این از قاعده های عشق است که معشوق خود را از نظر شخصیتی بررسی می کند. و ببینیم که معشوق بیشتر از چه چیزی خوشش می آید. یک خانم زیرک کاملاً از سلیقه های همسرش آشناست و دائماً سوال می کند از همسرش که یک زن از این همه کار هایی که انجام می دهد کدامش را همسرش بیشتر می پسندد. نوع غذا، زمان نوشیدن، تهیه و آمادگی برای همسر و... .
خداوند رحمت کند علامه را وقتی اسم همسرش می آمد گریه می کردند و از فضائلش وقتی می گفتند یکی این بود که وقتی من درس می خواندم و خسته می شدم می دیدم که ایشان با یک استکان چای وارد می شد به موقع می آمد. و وقتی همسر راضی باشد به موقع، عین رضایت خداوند است.
یک زن چی از این بالاتر می خواهد که رضایت همسرش را در بیاورد. زیرا شفیع زن در روز قیامت همسرش است بتواند عاشق همیشه این کار را می کند ببینید که معشوقش چه چیزی را دوست دارد و آنجا فشار می آورد تا خودش را بیشتر در دل معشوق جا بیندازد.
تلقفاً معنی اش این است که اگر کسی می خواهد به من نزدیک شود همه کار خیر به من نزدیک می کنند هر مستحبی. مستحب یعنی عملی که به واسطه آن طلب حب خداوند را می کنیم. طلب حب کردن پس وسیله ای برای رسیدن به محبت خداوند است. همه چیز محبت خداوند را جذب می کند ولی در مورد هیچ چیزی مانند صدقه ما نداریم که در دل خداوند جا می کند و می فرماید می قاپم.
ما اگر این را نفهمیم نمی دانیم که چرا زندگی اهل بیت (سلام الله علیها) آن قدر ریزش و دهش داشته باشد آنقدر در زندگی این بزرگواران رسیدگی به مستمندان، فقیران، نیازمندان، چه رسیدگی های مادی و چه معنوی چرا آنقدر اهمیت داشت که این کارها را انجام بدهند.
شب، نیمه وقت، می فرماید زن و بچه خود را طوری تربیت کن که نیمه شب به فکر فقیری باشند. خیلی عجیب است. یعنی هیچ آسایشی نباشد وقتی دارند لذت می برند. یاد کسانی بیفتند که از این نعمت برخوردار نیستند. تک خوری خیلی بد است چه در معنویت چه در مادیات.
واقعاً سهیم کنند برادران و خواهران شان را در آن چه که دارند. زیرا می خواهند نقش خداوند را بازی کنند. می خواهیم خلیفه خداوند شویم. یعنی مسئول رزق بندگان خدا شوی که خدا عیال خود را به شما بسپارد فرمودند الخلقُ عیالی. خلق عیال من است خانواده من هستند محبوب ترین شما در نزد منِ خدا کسی است که بیشتر به عیال من خدمت کند یعنی دهش اش فایده اش به بندگان خدا بیشتر باشد.
حال به بحث معنی صدقه می رسیم متوجه می شویم که صدقات چی عناوینی دارند و منظور پول دادن نیست. تاکید دارد خودم می گیرم. خوش به حال کسی که خدا بقاپدش و در این جمعیت 7 میلیاردی امام زمان علیه السلام به قاپدش.
یادتان هست داستان آن پیرزنی که از دنیا رفت و کسی او را در خواب دیده بود و گفته بود در چه وضعیتی هستی گفت: تا از این دنیا رفتم خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها آمد و گفت: تو بیا برویم پیش من. خیلی حرف است. نه نکیری و نه منکری. نه حساب و نه بشیر و مبشری. بشیر و مبشرش فاطمه زهرا (س) است چه قاپیدن عظیمی است.
فاطمه زهرا (سلام الله علیها) که حجت ائمه است. معصوم می فرمایند: ما حجت خدا بر مردم هستیم و مادر ما حجت خدا بر ماست. فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بیاید سراغ پیرزنی و بگوید تو بیا برویم پیش خودم. چقدر این قاپیدن قشنگ است. ما از این چیزها لذت نمی بریم. اگر لذت می بردیم کار می کردیم برایش.
اصلاً دغدغه نیست برای قاپیدن 14 معصوم و خداوند اگر دغدغه بود دیگر کاری نداشتیم که فلانی از من خوشش می آید یا نمی آید، رابطه این طور شد یا آن جور شد این جور فکر می کنند راجع به من یا فکر نمی کنند. دیگر در بحث این چیزها نمی رود غصه این را ندارد می دانید چرا ما غصه این را نداریم زیرا از معشوق خودمان بریدیم اصلاً معلوم نیست که ما را در دلش جا می کند یا نمی کند، ما را می برد یا نمی برد.
روز محشر که معصومین در مقام محمود ایستادند چقدر ما فاصله داریم یا نه مهم نیست و ما در زمین فکر م کنیم که فاصله من با فلان آقا یا فلان خانم چقدر است او من را دوست داشته باشد. من پیش این عزیز بشوم و کافی است و اگر یک بار این طور نباشد و این نتیجه را نگیریم. کاملاً احساس بدبختی و ذلت می کنیم چرا چون خودفروشی کردیم و انسانی که معشوق اصلی را فراموش کرده و خودفروش می شود به دنیا، حقش ذلت است. حقش این است که اهل دنیا او را حذفش کند.
زیرکی را نگاه کنید، وقتی زنی خدمت پیامبر اکرم (ص) می رسد و می گوید: من می خواهم شوهرم مرا دوست داشته باشد حضرت می فرماید: برو و نماز شب بخوان، نمی فرماید که برو چاپلوسی کن. کتاب های روانشناسی را که نگاه می کنیم می بینی که می گویند برو فلان کار را بکن البته بد نیست کار عملی است و مودت را می رساند اما کسی واقعاً محبت را می خواهد می فرماید:
انّ الذی امنوا و عملوا الصالحات سیجعلوا.....
در روز یکشنبه می گویم که خدایا مرا در بین عشیره و قومم عزیز کن می فرماید که باید بیایی عزت را از خود من بگیری با خود خداوند رفیق شدن تو را محبوب می کند احتیاج ندارد که بروی ذلیل کنی خودت را تا این که دیگران تو را دوست داشته باشند. این خیلی بد است که وقتی محتاجی، خداوند را فراموش کنی. و منشأ همه ی برکات را و بروی با این و آن رابطه برقرار کنی و التماس کنی که دوست داشته باشند و ما اگر با خدا باشیم این چیزها نیست.
با عشق خدا انسان به هیچ عشق دیگری احتیاج ندارد خوار نمی شود.
از مهرت ای خورشید جان چون ذره ام هر سو روان
مجذوب حسن دیگران ای ماه خوبان نیستم
در دعای امین الله داریم: خدایا مرا در آسمان و زمینت محبوب کن اگر می خواهی در آسمان و زمین محبوب شوی باید پیش چه کسی محبوب بشوی، پیش خدا این طور نیست که اگر بخواهی محبوب بشوی بیایی و در زمین تبلیغات کنی امکان ندارد دل داشته باشی و بخواهی تو دلی را جذب کنی این طور نیست دل ها دست خداست مقلب القلوب خداست اگر می خواهیم محبوب شوی اول باید سعی کنیم پیش خدا محبوب شویم. یکی می خواهد پیش همسرش محبوب شود می فرماید برو نماز شب بخوان.
نماز شب یعنی بهترین عاشقانه ترین وقت ها را در اختیار معشوق قرار دادن، آن کانون عشق و معرفت است. خیلی کلام بلند است، من اینجوری می قاپم. کسی که بخواهد قاپیده شود باید بداند چه کار کند. روایت بعدی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) :
(خلتان لا حب یشارکنی فی فیها احدٌ و ضویی و انهم من صلاه ای و صدقه ای فعنی بما یدی سائل و انما تقٌ فی الرحمان) ( متن عربی اشکال دارد آن طور که از نوار پیاده شده تایپ شده)
گاهی یکی دیگری را خیلی دوست دارد و در این خدماتی که دارد ارائه می دهد به معشوقش یک جاهایی از خدمت خیلی ویژه است. مثلاً یک هدیه ای خریده است و کادویی خریده است. نمی گوید این هدیه را فلانی ببر بده به فلان کس، دوست دارد با دست خودش به او دهد.
این قاعده عشق و مجبت است پیامبر (ص) می فرماید: دو تا صفت است که من دوست ندارم کسی با من مشارکت کند دوست دارم خودم انجام دهم:
1- وضو 2- صدقه و صدقه هم دوست دارم خودم دهم البته ما صدقه جمعی داریم. صدقه فردی، صدقه مخفی صدقه علنی.... داریم یک وقت من قصد تربیت دارم پول می دهم به فرزند خودم او ببرد و کمک کند و قصد، تربیت و کم و مهرورزی نیست. ولی یک موقع شرایطی هست باید خود انسان بدهد.
می فرماید: از دست من می رود و در دست خدا قرار می گیرد زیرا او صدقات را می گیرد چه کسی می تواند این طور صحبت کند غیر از معصوم، دنیا را اگر بگردیم و مکاتب را اگر بررسی کنیم چنین فرهنگی را پیدا نمی کنیم جای از کره زمین که همه کار ها برای خدا باشد و عاشقانه باشد برای محبت خداوند این کار چون در دست خداست می فرماید: می خواهم خودم انجام دهم و می فرمایند موقعی که صدقه می دهی دست خودت را ببوس زیرا دستت به دست خدا رسیده است.
روایت بعدی از علی علیه السلام است. قاعده این بود که هر کس بخواهد به مقام محمود نزدیک تر شود باید انسان وزنش را سبک کند اگر انسان بخواهد سبک کند چه چیزی را می گذارد روی زمین، آن چیزی را که مال خداست و مال بهشت است یا آن چیزی که مال زمین است. آن که مال زمین است را.
می فرماید: و من ثقلت موازینه. ترازوی سنگین پس هر چیزی که رنگ بوی بهشت دارد باید ببریم و هر چیزی که رنگ و بوی دنیا دارد باید بگذاریم و باید اصلاً نبریم. پس ما باید وزن را کم کنیم و انسان در هر صورت این حالت را دارد یا باید وزن مادی را کم کند یا وزن فطری را.
آنجا وزنه دارند و می کشند. آنجا میزان حق است. انسان را می کشند و مبنای خودشان آنجا روح است با مبنای خودشان می کشند و ما هم هر چند را با مبنای خودش می سنجیم دما را با دماسنج می خوانیم. روح هم میزان های معنوی دارد آن کسی که میزانش سنگین است در یک عیش راضیه یعنی در یک زندگی کاملاً رضایت بخش آنقدر رضایت بخش که انسان در هر لحظه اش احساس جدید بودن و تازه بودن دارد.
هیچ چیز را عادت نمی کند هیچ وقت، لحظه به لحظه سرور دارد. ولی اما کسی که میزانش سبک باشد آنجا مادرش آتش خواهد بود چرا؟ زیرا هم سنخ آتش است و اگر میزان معنویات کم باشد لایق بهشت نیست و مادرت کسی است که آتش و چه کس از تو پذیرایی می کند حاویه و آتش.
پس تا می توانیم باید فاصله بگیریم از طبیعت یعنی حالت چسبندگی پیدا نکنیم و آزادانه خدمت کنیم به امام زمان علیه السلام. و اسیر نکند خودش را گرفتار نکند و آزاد باشد.
پیر خرد پیشه ی نورانیم برده ز دل پیشانیم
گفت که در زندگی آزاد باش عمر گذرا است آزاد باش.
کسی که این طور فکر کند شاد و آزاد زندگی می کند. علی علیه السلام استنقذوا به الرزق به الحسنه. طلب نزول رزق بکنید با صدقه. یعنی می خواهی نازل بشود رزق برایتان چه مادی چه معنوی صدقه بیشتر دهید. جا باز کنید و نگه ندارید. گرفتار نکنید خودتان را . ذخیره سازی نکنید خودتان را، بخل نورزید انبار نکردن چه مادیات چه معنویات هر کاری می توانید بکنید برای بندگان خدا نقش خدا را بکنید.
خلیفه گیری را خوب انجام دهید. مظهریت را خوب انجام دهید، هر کاری می توانید مفید باشد باشید، هر کمکی می توانید بکنید. ما آدم ها داریم پول ندارد ولی اعتبار دارد می تواند کار دیگران را حل کند ولی این کار را نمی کند آبرو بگذارد نمی کند می تواند با حرف زدن مشکل دختر و پسر را حل کنند نمی کند. یعنی می خواهی نازل شود خروجی را بیشتر کن ورودی بیشتر می شود.
امام صادق علیه السلام: انی لاملقوا حیاناً فاوتاجروالله به الصدقه. می فرماید گاهی می شود که من تنگ دست می شوم معامله می کنم با خدا با صدقه. وقتی می بینم دارم اذیت می شوم و در تنگنا قرار گرفتم صدقه می دهم و تجارت می کنم خداوند بیشتر می دهد. این طور نیست که همه شهوات و خواسته هایت سر جایش باشد بتوانی خوشحال باشی بخندی و به دیگران و شاد باشی.
آمده ای خانه خسته هستی بچه که این را نمی داند بچه به پدر و مادر فکر می کند اصلاً نمی تواند فکر کند که تو خسته ای می دود می آید در بغل تو نقاشی اش را نشان می دهد گزارش می دهد. ما می گوییم برو کنار حوصله ندارم الان اعصابم خرد است. وقتی ما این طور می کنیم برای هر کس یعنی چی، یعنی ما بسته شدیم، روحت گره خورده نمی توانی باز کنی، راهش این نیست. که در را ببندی و قهر کنی راهش این است که باید صدقه دهیم.
می فرماید: همان موقع که یک خبر بد آمد برایت. خوش رویی کن. طرف که از حال تو خبر ندارد. یک خواهر بزرگتر است برای خواهر کوچکتر خواستگار می آید دو کار می تواند بکند: 1- می تواند صدقه دهد بخت باز شود. 2- می تواند امساک کند. خیلی وقت ها پدر و مادر ها راه را می بندند. راه را خودمان می بندیم. حسادت می کند که چرا برای خواهر کوچکتر آمده چرا برای دختر باجناقم خواستگار آمده برای ما نیامده، بعد می روند از او سوال می کنند راه را می بندد، این دارد راه کی را می بندد.
فکر می کنی که راه آن را دارد می بندد راه خودش را می بندد. راه را باز کن بگذار کار خیر انجام شود می بینی راه خودت باز شد. ما خیلی وقتها با چشم و هم چشمی ها راه خودمان را می بندیم. هر چی حسودتر تنگ نظرتر باشد گره ها را بیشتر کور می کند.
خدا رحمت کند آقا میرزا استاد امام (ره) که امام این همه اوصافش را گفته اند فرمودند: من تمام راه های خروج از دنیا را رفته بودم باید در غیب مکاشفات باز می شد و هر کاری گفته بود استاد انجام دادم. ولی خبری نشد، رفتم به استادم گفتم. استاد فرمود شما با میرزا ملکی تبریزی فامیل هست گفتم بله. فرمود مثل این که کدورتی هست اگر رفتی کفش جلوی پای آنها جفت کردی با آنها آشتی کردی شاید راهی باز شود.
من هم رفتم انجام دادم کوچک کردم خودم را، حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) هم همین طور بود خودش را کوچک کرد. در یک لحظه که تمام فرزندان امام حسن (علیه السلام) بسته بودند و تعظیم نمی کردند به امامان و فرزندان امام حسین (علیه السلام) حضرت عبدالعظیم علیه السلام که از فرزندان بنی الحسن است که علامه فرمودند این را و حضرت عبدالعظیم خودش را کوچک کرد در مقابل امام و فرمود من عقیده هایم را می گویم.
آیا شما تایید می کنید که شد حضرت عبدالعظیم که من زار عبدالعظیم به ری کمن زار الحسین بکربلا. بعضی ها نسبت به پدر و مادر تکبر می کنند و یا همسر سه روز حرف نمی زند و در را می بندد در واقع در را روی خودش بسته، پیامبر اکرم (ص) می فرماید: اگر در جرو بحث اگر حق هم با توست کوتاه بیاید.
ولی کسی قبول نمی کند این کار را کند. اگر ما کوتاه بیاییم آنطرف هم می فهمد که تو کوتاه آمدی و می فهمد که منظور با توست. انّ الانسان لنفسه بصیره. آن هم خودش می داند که حق با توست می فرماید اگر کوتاه آمدی من پیغمبر (ص) سه خانه در پایین و بالا و وسط بهشت برایش تضمین می کنم.
حال تجارت را نگاه کنید می فرماید: من تجارت می کنم موقعی که بسته می شوم و به تنگ دستی می افتم تجارت می کنم با صدقه. یا محمد یا نبی فضل تلک النفقه. چقدر از پول و درآمد مان مانده از قوت روزانه حضرت سوال می کند از پسرش،
الاربعین. چهل دینار، قال: اخرج فصدقه بها. گفت: برو و همه را صدقه بده. قال: دیگر پولی برای ما نمی ماند. قاله: یصدقها برو صدقه بده همه را. و عند عز و جل فیخلفها خداوند جایش می دهد به ما. آیا نمی دانی هر چیزی کلیدی دارد و کلید رزق دادن است نه خوردن و مصرف کردن و پس انداز کردن.
کلید رزق این است که انسان خروجی داشته باشد نه ذخیره و پس انداز نه نگهداشتن و پس انداز کردن و خودخواهی اگر می خواهی ناراحتی هایت از بین برود و همیشه آرامش داشته باشی و زندگی شاد داشته باشی باید خروجی داشته باشی وگره ها را باز کنی و هیچ چیز را عقده نکنیم. این قاعده است نمی شود خلاف این عمل شود. قال محمد فلبست ..... من رفتم این کار را کردم و 4 روز نشد که 400 دینار آمد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): اکثر من الصدقه ترزق زیاد صدقه بدهید تا روزی تان زیاد شود. طبق چه قاعده ای همان طور که درد مان بیاید صدقه بدهیم اگر نیاید به درد نمی خورد. پیامبر اکرم (ص) انّ الصدقه تزیدُ و صاحبها کثیراً و تصدیقٌ یرحم کم الله. حقیقت این است که صدقه صاحبش را زیاد می کند و صدقه بدهید که خدا به شما رحم کند. در همه ی مصادیق رحم خدا می آید اگر می خواهی بزرگ شوی و زیاد شوی باید مثل بزرگ ها عمل کنی مثل خداند بزرگ شویم.
کسی که قدرت ندارد کسی را ببخشد. یا کینه داشتن می فرماید هر کس کینه مومنی در دل داشته باشد هرگز به بهشت راه پیدا نمی کند. چون مسخره است که به خدا بگوییم تو کینه نداشته باش ولی ما جلویتو گناه می کنیم جلوی چشمت، و چند سال اصرار به معصیت داریم.
و بعد بگوییم کینه نداشته باش خدا، ولی من نسبت به دیگران کینه در دل دارم. این ظلم است. می فرماید: ببخشید و ندید بگیرید انگار که غیبت مرا نکرده و رد شوید. به خداوند هم می گوییم گناهان ما را عفو کن. عفو غیر از بخشش است. عفو کن یعنی مرا مجازات مکن در بخشش می گوییم خدایا با من قهر نکن مرا ببخش و گناهانم را هم از بین ببر.
ما زمانی می توانیم درست بگوییم استغفرالله ربی و اتوب الیه. که خودمان آدم گذشت کاری باشیم. هیچ کس در وجود تو با گناهانش نتواند در تو کدورت ایجاد کند. حال ما آنقدر بیچاره ایم که با نزدیک ترین افراد هم نمی توانیم صاف باشیم و کینه داریم. ما واقعاً به جریمه کردن و نبخشیدن احتیاج نداریم ما به صمیمیت و رفاقت احتیاج داریم. ما در دعا داریم که خدایا رویت را از ما بر نگردان.
این خیلی سخت است که بخواهد مثل خدا باشد یا نه این که می خواهی زن یا مرد باشی یا یک بابا و مامان باشی. یا نه می خواهی انسان باشی انسان یعنی کسی که شبیه خداست به معنای حقیقی کسی بیشتر شبیه تر است که انسان تر است. ما نباید این را سر لوحه بگذاریم که او با من چه کار کرد اصلاً خدا این افراد را می گذارد که غیبت تو را کنند و تهمت بزنند. تا تو با مغفرتت شبیه خداوند شوی اگر در زندگی کسی نباشد که مخالفت ما را بکند ما رشد نمی کنیم. و در جا می زنیم.
اگر در فضای زندگی این طور است که بچه اذیت می کند یا همسر..... یا معصیت دیگران در حق ما باعث می شود تا ما بیشتر شبیه ائمه و خداوند شویم و این روزی ماست. و روزی فطرت است زیرا فطرت است که می تواند شبیه خداوند شود.
تا تمرین اسم غفار بودن را بکند. اسم رحیم بودن را بکند. پول زیاد داده تا تمرین کنیم ولی ما پول زیاد باعث طغیان مان می شود. انّ الانسان لیطغا و رآهُ الستغنی. انسان وقتی نعمت سرش می آید تا از این استفاده کند که بیشتر شبیه خداوند شود تا نعمت می آید از خدا دور می شود. و این نعمت را به شیطان می سپارد. پول در آوردن، ازدواج کردن، رفاه، .... باعث دور شدن از خدا می شود این می شود پستی.
امام رضا (علیه السلام) فرمودند: پست کسی است که چیزی داشته باشد که او را از خدا دور کند. اگر محبوبیت........... نمی گذارد تو شبیه خدا شوی تو پستی، می گوید من قبل از این که ازدواج کنم وضعم از نظر معنوی خیلی بهتر بود تا ازدواج کردم افت کردم. ما در جواب می گوییم زیرا تو احساس دارا بودن کردی و نعمت تو را از صاحب نعمت غافل کرده. در حدیث معراج خداوند می فرماید: یا احمد هرگز مثل بچه ها نباش تا یک کم خوشی و سبزی و سختی می بینند. ذوق زده و ناراحت می شوند.
می خواهی زن بگیری یعنی دارایی دیگر، آیا می ارزد که به خاطر کسی دیگر رابطه ات با خدا ضعیف کنی به خاطر بدهکاری یا به دست نیاوردن یک نفر این خیلی بد است. این کوچک بودن است و پست بودن است.
امام صادق علیه السلام الصدقه تغفر دین و تقلق به البرکه. صدقه باعث رفع بدهکاری می شود و برکت را به جا می گذارد.
انسان آن موقع در گرفتاری و تنگنا است خوب است که به دیگران کمک کند. خودت در فشار هستی به دیگران لبخند بزن. پس صدقه علامت صداقت است و خروج از خود و بحث مادی نیست ما خیلی وقتها در موقع صدقات مادی می توانیم صدقه معنوی بپردازیم. بعضی وقت ها خیلی از مردم در خیلی از چیزهایی که در ماست احتیاج دارند. و دارایی ما، ما باید فکر کنیم چه داریم و چه کار کنیم و کمک کنیم دیگران را.
در قم پیرمردی است که مغازه پینه دوزی دارد و از اولیا خداست. روزی خدمت ایشان رسیده بودم که فرمود من خیلی آدم خوشبختی هستم و فکر نمی کنم کسی خوشبخت تر از من باشد دلیل را پرسیدم فرمود: ما در این جا خدمت می کنیم به خلق خدا و در آن مغازه کوچک 1500 نفر خانواده تحت پوشش داشت.
چه خوب است انسان فضایی از زندگی اش را وقف خدمت به مردم بکند البته زن باید در این مسائل دقت کند رضایت همسر شرط است. اگر می تواند در داخل خانه از اعتبارات استفاده کند و کمک کند. این کار یعنی چی یعنی از خود خارج شدن یعنی بهترین موقع از وقت خوشی های مان را وقف کمک به مردم کنیم.
بحث مادی تمام شد و می رویم به بحث مصادیق معنوی و این که چطور خود را خالی کنیم و در جلسه بعد ادامه می دهیم.
سوال: شما فرمودید همیشه باید شاد باشید ولی ائمه علیهم السلام فرمودند شادی زیاد در روحیه شما تاثیر می گذارد. جواب: شادی که ما می گوییم شادی فطری است و با شادی مادی فرق می کند شادی که ما می گوییم شادی حقیقی است و مربوط به شادی انسانی است و ما تا مافوق عقل را کامل می کنیم شاد می شویم.