جلسه 251 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
251
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
2
روز
20
متن کامل (خام) ‌ جلسه 251 - شرح زیارت عاشورا

بحث مان در مقام محمود و شفاعت به اینجا رسید که مقام محمود یک مقام حقیقی هست و کمال نفس انسان است در واقع نفس به آن مقام نائل می شود یعنی خودش را می رساند به آنجا برای اینکه نفس بتواند حرکت کند و به آن مقام برسد سبکی لازم دارد باید بتواند حرکت کند سرعت داشته باشد ، سبقت بگیرد و پرواز کند اگر نتواند این کار را انجام دهد نمی تواند به آن مقام برسد.

یعنی به آرزو هایش به آمالش به آنچه که دوست دارد در مورد خودش برسد نائل نمی شود لذا تا می تواند اینجا خودش را سبک کند و بسرعت و سبقت خودش اضافه کند دائم باید بتواند همین کار را انجام دهد خوب بنابراین باید بتواند با قدرت با زیاده طلبی ها ، با وابستگی ها ، با چسبندگی های نفس مقابله کند و بعد چی ؟

بعد بتواند با این در مورد نفس بود . و جهاد با نفس و جهاد مالی یکی از آن مصادیق جهاد با نفس هست که در موردش توضیح دادیم که ما داریم هر دو قسمت را توضیح می دهیم که مبنا با جهاد مالی هست آیه ای هست در قرآن کریم که امروز می خواهیم یک مقدار در موردش بیشتر صحبت کنیم می فرماید که الذین یکفرون الذهب و الفضته و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشر هم بعذاب الیم یوم یحمی علیها فی نار جهنم فتکوی بها حباههم و جنوبهم و ظهور هم هذا ما کنزتم لا نفسکم فذوقوا ما کنتم یکنزون .

خیلی تکان دهنده است این آیه فوق العاده تکان دهنده هست الذین یکنزون الذهب و الفضه کسانیکه طلا و نقره را انبار می کنند نگاه می دارند برای خودشان لا ینفقونها فی سبیل الله فبشر هم بعذاب الیم . خواهش می کنم دقت کنید .

می خواهم بحث معرف النفس کنیم متوجه بشوید باطن بحث چی هست . آنهایی که طلا و نقر نگه می دارند برای خودشان انبار می کنند سکه طلا نقره نگه می دارند و انبار می کنند و در راه خدا انفاق نمی کنند فبشر هم بعذاب الیم اینها را به عذاب دردناک بشارت بده دردناک ما یک موقع می گوییم دردناک ،‌یک موقع خدا می گوید دردناک.

الیم دردناک نیست بسیار دردناک است یعنی خیلی درد آورد است این عذاب .

یوم یحمی علیها فی نار جهنم . روزی که . حالا دارد توضیح می دهد که بعذاب الیم یعنی چی ؟ روزی که آن طلا ها و نقره ها و سکه ها را ، آنچه که انبار کرده بودن ، ذخیره کرده بودند اینها را توی آتش جهنم خوب داغشان می کنند . اینها را خوب آتش بهشان می دهند که خوب سرخ شوند طلا ها و نقره هها .

خوب اینها را می گدازند بعد چکار می کنند ؟ فتکوی بها جباههم و جنوبهم این سکه ها را می چسبانند به پیشانی و پهلو های شان ، آتش را می چسبانند به پیشانی های شان و پهلو های شان و ظهور هم و پشتشان بعد می گویند هذا ما کنزتم . دقت کندی بحث معرف النفس را هذا ما کنزتم لا نفسکم این همان چیزی هست که برای خودتان نگهداشته بودید ، ذخیره کردید برای خودتان کنزتم لانفسکم فذوقوا ماکنتم تکنزون . همان چیزی را که ذخیره کردید بچشید حالا همان چیزی که ذخیره کردید بچشید .

یک عبارت هم بخوانم از پیامبر بعد در موردش توضیح می دهیم از نبی اکرم (ص) : من او کا علی ذهب او فضه و لم ینفقهه فی السبیل الله کان جمرعا یوم القیامت یکفا به .

هر کس که بهش یک طلا یا نقر ای برسد و آن را در راه خدا انفاق نکند و نگه دارد . هر کس که طلا و نقره ای را ذخیره کند و بیندوزد و در راه خدا انفاق نکند کان جمرعا یوم القیامت یکفابه .

آن چه که ذخیره کرده ، جمرع یعنی تکه آتش ،‌شعله ، شراره ، می گوید این یک شراره ای می شود و او را چه کار می کند می سوزاند و می فرماید یکفابه داغ میشود ‎، گذاخته می شود با همان شراره .

این بحث ذخیره سازی بحث بسیار مهمی هست در فرهنگ ما الان فرصت نداریم یعنی فرصت ندارم که می تر سم یکی از عزیزان گفت بحث اسراف و اینجوری بکنیم بحث مصرف گرایی که ما الان در کشور ما بیشتر از هند یک میلیارد و چند صد میلیون ، بیشتر از چین ، بیشتر از ژاپن ما مصرف داریم ، مصرف بنزین ، مواد غذایی ، میوه و گندم و چیز های دیگر توی کشور ، یک از افراد امام زمان را زیارت کرده بود حضرت فرموده بود من هم جا با شما هستم الا سفره های تان . جز سفره های تان .

ما خیلی بد مصرف هستیم خیلی زیاد مصرف می کنیم این را من چون همه ما آلوده هستیم بهش من چی بگویم و چه بخواهم صبحت کنم . ذخیره سازی یکنزون اینکه در راه خدا انفاق نمی کند یعنی میدان دارد گرسنه هست تشنه هست ، نیازمند هست ، گرفتار هست ، من دارم زیاده بر مصرف خودم هستم زیاده بر مصرف معقول خود دارم ، می بینم کسانی هستند که محتاج هستند و به آنها انفاق نمی کنم کمک نمی کنم از چیز های کوچک من شروع بکنم گاهی وقتها شما یک صد هزار تومان دارید ماه بعد مصرف دارید الان دستت هست و می توانی الان به کسی که یکماه ، پانزده روز ، ده روزه بهش احتیاج دارد بدهی .

ولی نگه می داری می گویی من سه ماه بعد می خواهم فلان کار را کنم ، سه ماه بعد ،‌چهار ماه بعد می خواهم فلان کار را انجام بدهم ،‌ فعلا باشد . همین الان می شود باهاش چند تا مشکل را حل کرد ، چند نفر نیازمند ، نیازشان حل شود و سر موقع هم انشاءا... پول شما بر می گردد اگر هم بر نگشت خداوند تبارک و تعالی به فضلش به نحوی جبران می کند اعتماد باید داشته باشیم .

مگر افرادی که بد سابقه هستند من نمی گویم افرادی که حق شان است بهشان سوء ظن داشته باشیم . افرادی که واقعا بد حساب هستند بی خیالند ، تو فامیل چند بار امتحان شده اند آدمهای این جوری مثلا ما خودمان را اینجوری درد سر بیاندازیم خیلی از مومنین و کسان دیگر هستند با آبرومند هستند .

با شخصیت هسند شما الان بشهان بدهی یکسال بعد ،‌ یک ماه بعد ، چون شما الان می گوید نیازی بهش ندارم این روحیه ، روحیه ی خیلی خوب هست ما آن موقع که ساختمان موسسه را می خواستیم شروع کنیم هیچ پولی هم در بساط نداشتیم از همین کمکهای عزیزان شروع شد چند نفر آمدند گفتند ما یکماه احتیاج نداریم با خلوص هم می گفتند ما یکماه احتیاج نداریم .

اگر میشود این را یکماه مصرف کنید بعضی ها می گفتند یکسال احتیاج نداریم بعضی ها می گفتند شش ماه احتیاج نداریم بعضی ها تمدید هم کردند حتی .

همین کار با این خوبی شروع شد این روحیه ی خیلی بزرگ هست سعی کنید این را همیشه نگهداریمش انشاءا... نه فقط در باره مسائل و کار های مهم مثل یک بنای که قرار است میلیونها نفر ازش ههدایت شوند و بهر حال و پایگاه مهمی شود نه بکله تو خانه ، فامیل ، پدر ، مادر ، دوست ، خواهر ، برادر این جوری قدیم ها رسم بود من یادم هست .

اوایل انقلاب لااقل تو محیطهای کاری ما بین بچه های بسیج این جوری بود که بچه ها واقعا اگر یک مقداری پول داشت می گفت بچه های من اینقدر پول دارم اگر کسی احتیاج دارد بیاید و ببرد حتی حقوق هم که می گرفتن بچه ها من یادم هست تو محل کار ما رفقا ، دوستان می گذاشتند .زمین ، روی میز ، آقا هر کسی نیاز دارد بردارد هر چقدر می خواهد یک هفته ، دو هفته ، سه هفته ، هر چقدر .

بهم می رسیدن ،وقتی افرادبهم دل شان نزدیک می شود این جوری خداوند هم بهشان برکت می دهد ، سیاست نگه داشتن برای خود این کنز کردن ، گنج نگاه داشتن اندوختن شما به محض اینکه خودت را می بینی و نگه می داری ، این نگه داشتن همان شعله و آتشی هست که تو را می سوزاند چرا ؟ می گوید آنجا پیشانی و پهلو و پشت را می سوزاند ، اینجا تو چه جوری سوخته می شوی ؟

از اینکه دست از این شرک برداری که خودت کاره ای نیستی ،‌ والله خیر الرازقین خداوند بهترین روزی رسانده است . جالب این هست که هر کدام از ما ها بار ها در زندگی شخصی مان این را امتحان کردیم ، دیدیم خدا روزی رسان است ،‌دیدیم از جای که حساب نمی کنیم بهمان روزی رسیده ولی باز این من نمی گذارد هر وقت تو نگه می داری این روحیه ی خطرناک است .

این خطرناک است که انسان به منش نگه میدارد و نمی تواند رد کند ،‌ وقتی نمی توانی رد کنی گیر است این همان سوزاندن هست چرا می سوزاند تو را آن ؟ آنجا می سوزاند چون اینجا نتوانستی شبیه خدا شوی ، اینجا نتوانستی شبیه اهل بیت عمل کنی . نتوانستی رد کنی این خجلت نگذاشت .

سعی کنید تو چیز های خیلی کوچک یواش ، یواش از این دست برداریم. خیلی وقتها می شود شما یک بسته شکلات یک جعبه خرما ، یک مقدار میوه ، یک مقدار بیسکویت ، یک مقدار شیرینی ، یک مقدار آجیل تو خانه اضافه دارید بگویم این را ببندیم بگذاریم خوب حالا ما کی بخواهیم این را مصرف کنیم ، کی مثلا بشود این مصرف شود .

خوب همین الان می شود مصرف کرد . خوتان مصرف می کنید ، مصرف کنید نمی کنید خیلی از نیازمند ها افراد فقیر افرادی هستند که حتی شاید شما ذائقه تان به این نمی خورد ولی ذائقه دیگری می خورد ، رد کنید برود نگه ندارید .

حالا بعدا شاید سال دیگر ، شش ماه بعد ، یک هفته بعد شاید استفاده کنیم . شاید یک موقع مهمان آمد نیاز شد این کار را انجام دهیم . اولین از اینکه اگر مهمان بیاید و ما نداشته باشیم این چیز زشتی نیست . یکی از زینتهای خانه پیامبر ، خانه پنج تن آل عبا این نداشتن ها بوده است چیز قشنگی است ما یک وقت نداشته باشیم .

نباید به خودمان اضطراب دهیم که چه می شود خدا می رساند ، نرساند هم قشنگ است این که ما ببینیم . چرا این من مان اذیت مان می کند ؟ بگوییم آقا عذر می خواهیم تو خانه غیر از چایی چیز دیگری نداشتیم . این بد است ما به مهمان بگوییم . این زشت است !

آبروی مان می رود ، آبروی مان به این هست واقعا ، شخصیت به این هست که وقتی مهمان آمد من جلویش بتوانم خیلی چیز ها بگذارم ، آبرومندم من . مال به آبروست ، مال تولید آبرو می کند نه .

دهها بار ، صد ها بار خانه پیامبر این اتفاق افتد . غذا نبود ،‌گر نه بودن لباس نداشتن هیچ چیز هم از شخصیت شان کم نشد . این نداشتن ها واقعا قشنگ است چرا می ترسیم از اینکه یک موقع کم بیاید . بخدا قشنگ است مزه دارد و زینت هم هست شیرین هم هست این کار ، که یکبار هم نباشد . تا کار های بالاتر ،‌تا چیز های بزرگتر ، حالا معلوم نیست دختر زنده بماند ، نماند .

شوهر بکند نکند ،‌ بچه دار شود ،‌ نشود 16 سالش هست برایش سیسمونی کنار گذاشتن معلوم نیست یا ار جلوتر از پنجم ابتدایی برایش جهیزیه می گذارند کنار ،این ترس است دلهره است . یکی از این رفقا وضع مالی اش هم خوب نبود این چند وقتها دیدمش آمد گفت یک سوال دارم .

گفت یکی از دوستانم الان پول نیاز دارد . معلوم هم نیست بتواند بدهدیا ندهد من این پول را برای جهیزیه بچه ام می خواهم ، بچه ام امروز و فردا شوهر می کند . یعنی در معرض ازدواج است خواستگار آمده . چه کار کنم بدهم مشکلش حل شود یا نه ؟

گفتم برادر مومن آمده در خانه السائل رسول الله یا دتان باشد سائل فرستاده خدا است یک روزی است آمده در خانه ات گفتم این پول را بده به برادرت شاید انشاءا... مشکلش حل شود . گفت من لنگ نمانم ، گفتم انشاءا... لنگ نمی مانی .

حالا بالاخره خدا هم دارد می بیند این را . حالا دختر تو هم خواستگار آمد برایش ، خوب خواستگار آمده یک چند وقتی محرم هستی ، یک چند وقتی عقد هستی تا عروسی کنند خدا می رساند . همین هم شد این پول را داد ، آن دوست هم نتوانست بهش بدهد خلاصه هی عقب افتاد ، هی عقب افتاد ، خواستگار آمد برایش عقد کردن بعد دیگر تو جریان نبودم تا ازدواج گفتم چی شد؟

گفت آقا اصلا نمی دانم خدا چه جوری جهیزیه ی این را جور کرد ، نفهمیدم ، یک کمی فکر کردم ، دوندگی داشتم ولی نه زیاد جور کرد با چه شیرینی خوبی .

در حدیث داریم اگر یک خانواده کافر دل های شان با هم یکی باشد فکر هم باشند خداوند بهشان برکت می دهد ، اگر یک خانواده مومن با هم اختلاف داشتهت باشنند دل های شان به هم میل نداشته باشد هوای همدیگر را نداشته باشند خداوند برکت را از این خانواده بر می دارد .

یعنی خانواده مومن ولی پر درد سر و گرفتاری مالی . خواهش می کنم اگر یک بار ما تنگنای مالی پیدا کنیم در زندگی مان فکرکنیم ما کجا ها کنز کردیم و نگه داشتیم لازم بود ما کمک کنیم و رد نکردیم برود خوب .

کجا سد کردیم ، که اینقدر تو کارت گره است بعد ها فکر می کنیم چون الان وضع مالی مان بد است و گرفتار هستیم تو فشار هستیم مال این هست که کم پول داریم نه مال این نیست ،‌مال این است که تو اصلا مدیریت پول نداری .

مدیریت بلد نیستی نگه داشتی خدا هم نگه می دارد ،‌ تنگ گرفتی سخت گرفتی خدا هم سخت می گیرد . خداوند به موسی وحی می فرستاد . موسی من عمل فردا را ازت نمی خواهم من عمل امروز را ازت می خواهم توهم روزی فردا را از من نخواه هی حرص فردایت را نزن روزی فردایت را نخواه .

خیلی زیباست و من یوق شح نفسه و اولئک هم المفلحون . هر کس جلوی حرصش را بتواند نگه دارد این رستگار است . ببینید خدا گاهی وقتها می گوید نماز ، گاهی وقتها می گوید روزه ، گاهی وقتها می گوید چنین و چنان حج ، عبادت بعد می گوید لعلهم شاید آدم شوید لعلهم یتقون ،‌ لعلهم یفلحون شاید .

ولی در مورد تزکیه و پاک کردن خود در دست برداشتن ، دل کردن ، دل بریدن و جلوی حرص نفس را گرفتن می فرماید : حتما رستگار است . شک بردار اصلا نیست . اگر کسی بتواند جلوی حرص نفسش را بگیرد ، جلو حریص بودنش را بگیرد این حتما رستگار است و من یوق شح نفسه و اولئک هم المفلحون . حتما رستگار می شود اگر کسی بتواند جلوی این گرفتگی و بخل و خساست را بگیرد بر گردیم به گذشته مان بسیاری از گرفتاری های مالی ما کم آوردن های ما وضعیت زندگی مان به همین مربوط می شود .

ما بخل داریم حرص داریم ، این نمی گذارد رشد کنیم . رستگار کسی هست که شح نداشته باشد یعنی حرص نزند.حالا هی بنشین اعصاب خودت ، شوهرت ، زنت ، فامیلت را خرد کن که چرا فلان چیز کم است در زندگی غصه بنشین بخور ، کم آوردی بعدا .

بداخلاقی کن برای اینطور مسائل ،‌حرص بزن اعصاب همه را در خانواده خرد کن . برای اینجور مسائل . اگر بعدا گرفتار نشدی . اگر بخاطر این غصه ات ، غصه ات بیشتر نشد چرا خود کم بین هستی مگر ما عزت و قیمت مان به این چیز هاست .

بقدری این سیاست حرص زدن و ذخیره سازی بد است که می فرماید :‌فبشر هم ، بشرهم یعنی بهشان اطمینان بده که ما عذاب شان خواهیم کرد ، عذاب دردناکی است . شما تو ذخیره سازی این عذاب دردناک را همین الان این نفس دارد می کشد یک ذره فکر کنیم چقدر ما گرفتار هستیم .

بعد می فرماید : یوم یحمی علیها فی نار جهنم همین ها را در آتش جهنم گداخته می کنند فتکوی بها ، پیشانی ، پهلو و پشتشان را می سوزانند بعد می گوید این همان هست که تو خودت ذخیره کردی .صلوات

قرآن در باره فاسق ببین چی می فرماید در مورد افراد فاسق ببین چی می گوید آن آیه که خواند برای تان سوره توبه آیه 35 و 34 و این آیه که می خوانم سوره توبه آیه 54 – 53 است می فرماید : و ما منعهم ان تقبل منهم نفقاتهم الا انهم کفروا بالله در مورد کافرین می گوید از کافر هیچ چیزی قبول نمی شود . آیه قبلش را برایتان بخوانم آیه 53 می فرماید : قل انفقوا طوعا او کرها لن یتقبل منکم انکم کنتم قوما فاسقین . یکی از قشنگی های ادبیات قرآن این هست که هیچ وقت کافر را بعنوان اینکه خودشان خدا را قبول ندارد جدی نمی گیرد .

این از نظر روانشناسی فوق العاده مهم است . یعنی طرف نمی تواند بگوید آقا من خدا را قبول ندارم ، قیامت را قبول ندارم ، چی هی تو راجع به خدا و پیامبر می گویی خدا نمی بخشد تو را ،‌ تو قیامت چنین می شوی ، چنان می شوی ، چرا این جوری باهاشان برخورد می کند خدا ؟

که شما اگر انفاق کنید خدا نمی پذیرد . کافر می تواند در جواب بگوید چی ؟ بگوید من نه خدا را قبول دارم نه قیامت را ولی پیامبر دست از این ادبیاتش بر نمی دارد چون کافر می پوشاند چون نمی تواند بگوید صد در صد خداوند نیست هیچ کس در دنیا وجود ندارد روی این قضیه ی بایستد .

تخمینی حرف می زند لذا خداوند با یقین فطریش باهاش حرف می زند . انفاق کنید چه از روی رغبت چه از روی بی رغبتی خدا از شما قبول نمی کند چون شما آدم های فاسقی هستید بعد می فرماید : و ما منعهم ان تقبل منهم نفقاتهم الا انهم کفروا بالله و برسوله . چیزی منع نکرد از اینکه نفقات اینها انفاق ها اینها پذیرفته شود مگر کفر شان به خدا و رسول بعد می فرماید : حالا دقت کنید : و لا یاتون الصلوه ‌نماز نمی خوانند الا و هم کسالی یعنی کافرند حرف را دقت کنید چقدر مهم است .

نماز نمی خوانند مگر با کسالت ،‌کفر ، گفتیم یک نوع کفر چی هست ؟ کفر عملی ، زیاد هستند افرادی که این جوری هستند ، واقعا کافر عملی هستند بعد می گویند ما مسلمان هستیم ولی تو دل شان اصلا این جوری نیست ، تو دل شان هزار شکو شبه و سوال وجود دارد ، تردید وجود دارد ،‌نماز نمی خوانند مگر اینکه کسل هستند ، بی حال ،‌کسل .

و لا ینفقون الا و هم کارهون . انفاق نمی کنند مگر کراهت دارند در درون خودشان از اینکه انفاق کنند ، این را خدا نمی پذیرد چرا ؟چون خدا محتاج به این اموال نیست ، این اموال را خودش بهمان داده است . خودش داده است .

می گوید با کراهت این کار را نکنید این علامت آدمهای کافر است . با کراهت بخشیدن نه اینکه خدای ناکرده ما می خواهیم یک چیز را بدهیم زور بزنیم بخواهیم بدهیم ، البته خوب است آدم اولش زور بزند چون بالاخره نفس اولش تلقین می خواهد .

چسبیده به این . این چسبندگی وقتی بخواهی بکنی موقع کندن درد دارد ولی بعد یواش یواش باید چه کار کنی ؟ از روی میل و رغبت آنچه را که دوست دارد در راه خدا انفاق کند ، توجه کردید : بعضی وقت ها به یک نفر می گویند آقا به پدر و مارد تان ( برگردیم به مباحث اخلاقی ) می گویند به احترام پدر و مادرت بایست .

قم ان مجلسک لعلمک و ابیه ان کنت امیر . به احترام معلمت و پدر و مادرت بایست حتی اگر امیری . بعضی ها واقعا زور شان می آید جلوی استاد و معلم شان و پدر و مادر شان بایستند ، ولی می گویند بالاخره آقای شجاعی گفته آنجا هم توضیح داده برای ما ، حدیث گفتن ، آیه قرآن است ولی تو قلبش راضی نیست اصلا از این کار ،‌اصلا راضی نست بلند شود ، اصلا راضی نیست احترام بگذارد ، ولی زوری این کار را می کند دیگر ، این را خدا قبول نمی کند . چرا ؟ چون می گوید خداوند با قلبهایتان کار دارد می گوید ای پیامبر هرگز ایمان نیاوردند مگر اینکه حتما تو را در اختلافهای شان تو را داور کنند هر چه گفتی قبول کنند و تو دلشان هم و لا یجدوا فی قلوبهم حرج مما قضیت . از آنچه تو قضاوت کردی تو دلش ان ناراحتی ایجاد نشود .

ما خیلی وقت ها اطاعت خدا را می کنیم در حالی که لج مان از خدا در می آید گیر می دهیم به خدا ، ناراحتیم از دست خدا . خیلی وقتها این جوری هستیم . خیلی بی ادبی است . خیلی ها چادری هستند حجاب دارند اما واقعا دارند تحمل می کنند یعنی رغبتی ندارند به این کار به عنوان یک کار قشنگ نپذیرفتنش ، به عنوان یک زیبایی ،‌یک جمال ، یک حیا ، یک فضیلت اصلا دوستش ندارند . برای همین خیلی از با حجابها و نماز خوانها روز قیامت در زمره ی بی حجابها و بی نماز ها محشور می شوند . چون قلب جذب نکرده جذب نمی کند .

با بغض موسیقی گوش نمی کنی موسیقی حرام ، با بغض از خدا ، با بغض مرجع تقلید این فایده ندارد . چون من درش هست . ما خیلی از آدم ها داریم به استاد شان احترام می گذارند . ولی قلبا برای شان خیلی افت دارد بایستند در مقابل استاد شان و تعظیم کنند ،‌ زور دارد اذیت می شوند ، با رغبت و لذت اینکار را انجام نمی دهند .در مقابل پدر و مادر فرمان پدر و مادر را گوی نمی کنند زوری مطیع پدر و مادر شان هستی به زور اطاعت پدر و مادر می کنند .

خیلی از خانم ها هستی که کافر هستند که کافر هستند به قول پیغمبر ، پیامبر گروهی از پیامبر گروهی از خانم ها رفتن خدمت شان ، بهشان انتقادی کرد و گفتند شما ها کافرید ، گفتند به تو و خدا ایمان داریم ، فرمود در حق شوهران تان کافرید ، ما الان چقدر مرد داریم که قاعده شرعی این هست که حق زنش را انجام می دهد و مراعات می کند.

زن هست که نسبت به شوهرش وظیفه اش را انجام میدهد ولی تو دلش خیلی ناراحت است از اینکه مجبور است در مقابل مردش این جوری باشد . نسبت به خانمش یک سلسله وظیفه را رعایت کند . من دیده ام بعضی از خانم ها نسبت به آقایان شان شکایت دارند می آیند اینجا یا آقایان هستند شکایت دارند من بهشان می گویم آقاجان شما نسبت به دخترت ، نسبت به پسرت ، نسبت به خانمت این کوتاهی ها را کرده ای از این به بعد باید این جوری باشی تقسیم وقت این جوری باشد نحوه برخوردکردنت باید اینجوری باشد .

دیروز یک آقایی متدین آمده بود پیش من و می گفت : این صحنه برای من خیلی درد آور بود ) دیروز یا پریروز آمده بودن خانم برنامه را پر کرد ، آقا هم برنامه را پر کرد دادند به من بعد زن توی برنامه اش نوشته بود که من اصلا از همسرم ارضا عاطفی نمی شوم خوب من می دانستم این مرد یک مقدار مشکلات دارد شروع کرده بودیم درمان این آقا بعد نوشته بود من واقعا کمبود عاطفه دارم نسبت به مهر و محبت شوهری کمبود دارم .

بعد آقا آمده بود و می گفت من در خانه این جوری شدم بدم شدم یک مقدار من دارم به خانمم که خوب هم هست ظلم می کنم اذیتش می کنم چنین می کنم چنان می کنم بهش می گویم عزیز من شما باید این گونه سرمایه گذاری های کلامی ،‌عاطفی و جنسی را بکنی ، دانه دانه برایش توضیح دادم گفت من اصلا تو کتم نمی رود این حرفها .

مثلا من بهش بگویم عزیزم بگویم دوست دارم ، بگویم جانم ، بگویم فدایت شوم ، اینجوری بابا ول کن . نمی تواند این گیر است این همان آتش است که نمی توانی و اگر هم بگوید با زور می گوید عزیزم .

این خوب نیست اصلا این گیر ها ، گیرهای خوبی نیست . چرا نتوانی بخندی ، بعضی ها می خندند مصنوعی هم می خندند . مهربانی هم می کنند تواضع و ادب هم دارند ولی نخوت ، تکبر ، منیّت از سر تا سر وجود شان میریزد ریزش ندارد .

ازش طراوش نمی کند . زوری می خواهد این کار را کند . به خانم می گویی، خانم شما باید نسبت به شوهرت اینطوری باشید نحوه دم در رفتن لبخند روی صورتت باشد . این جوری برخورد کنی با شوهر ،‌اینجوری استقبال کنی می گوید با کی : با این نه من اصلا پر رو می شود آقا ، می گویم بابا این حرف مال من نیست مال خداست .

مال پیغمبر است . حالا یک کسی را می بینی واقعا همسرش شعورش نمی رسد وظیفه اش را انجام دهد ما باید مثل او جهنمی شویم . ما هم کم بگذاریم . می گوید خانم شما اگر شوهرت آمد خانه نمازت را سریعتر بخوان حق نداری تعقیبات بخوانی ، من بار ها شده رفتم خانه فامیل های مان می بینم عصبانی نشسته است می گویم چی شده ؟ حاج خانم نیست کار دارند کجاست مسجد است می گویم خوب می آید آقا می گوید نه آقا این نماز جعفر طیار می خواند .

اصال کی به تو گفته است بروی نماز جماعت ،‌نماز جماعت مگر واجب است به زن که برود اگر شوهر اجازه داد مشکلی نبود برو و جلدی هم برگرد . آنجا برای جد و آبادت اجدا و نمی دانم هر کدام دو رکعت نماز بخوانم وقرآن بخوانم و اینقدر ذکر بگویم .

شوهر در خانه معطل ،‌مهمان در خانه معطل این هنوز ، سجده ات را کوتاه کن ، نمازت را کوتاه کن ،‌نمازت را کم کن . نماز عصرت را هم بگذار برای بعدا همسرت در خانه هست فعلا به این برس ، فرزندت خانه است بهش برس . عرفانش گرفته مگر ول می کند .

همین جوری آدم می رود جهنم . یک مادر و دختر آمده بودند پیش من جداگانه باهاشان صحبت کردم دیدم گله دارند و هر جفت شان خلا داشتند از نظر عاطفی بعد می گوید مردمان بهمان نمی رسد ، دختر می گوید پدرم اصلا برای ما سرمایه گذاری نمی کند .

به مرد می گویم کجایی چرا سرمایه گذاری نمی کنی ؟ می گوید آقای شجاعی به خدا نمی رسم ، به جان امام حسین (ع) نمی رسم . می گویم چه کار می کنی ؟ میگوید من در ماه باید 2 بار بروم کربلا و برگردم ،‌بعد هر 3 ماه یکبار باید مکه بروم . بخورد تو سرت تو سفر حرام انجام می دهی کی بهت گفته اینقدر کربلا و مکه بروی .

زنت کمبود عاطفی ، دخترت کمبود عاطفی ، بچه ات کمبود عاطفی ،‌سفر حرام ، حرام ، قرب هم دارد ؟ به ولله اگر قرب هم داشته باشد . امام حسین لعنت می کند خدا لعنت می کند . لعنت می شوی ها . آنجا بسیج بودم هیئت بودم کربلا بودم اینجا و آنجا بودم این نمی شود که عزیزم ،‌نمی گویم که اینها را نرود ولی باید وقت مستقل خودش را بگذارد وقت مستقلش را برای این قضیه ی بگذارد . خدا لعنت کند . ملعون ،‌ملعون ضیع سیه.

خدا لعنت کند کسی را که عائله ای قبول کرده و ضایعش کند . نمی شود نمی توانی ضایع کنی آقای مجاهدی که می آمدند اینجا ، تو همان داستان ، اول جلد یک در محضر لاهوتیان برای خودم هم نقل کرد گفت من مجرد بودم ایشان تا ده ، یازده یک موقع تا یک نصف شب می نشستیم مسائل عرفانی و معنوی داشتیم تا فهمید من ازدواج کردم گفت دیگر با ما نیا ،‌ باید بروی خانه ، 10 خانه باشی . یا زودتر برو اگر دیده ای من این جوری هستم من زن ندارم . شوهرت راضی نیست پدرت محتاج ، شوهرت محتاج است بیخودی می آیی در احیا شرکت می کنی .

انی احیاء در حق شما لطفی ندارد . نه احیا های ماهیانه ما که هر ماه هست ماه رمضانش را هم حق نداری بروی مسجد ، آقا روزی که فقط پول نیست ،‌خنده ،‌ مهربانی ، حرفهای قشنگ زدن اینها مهربانی است . واقعا خدا وکیلی خانواده ما بیشتر به پول خرج کردن نیاز دارند یا اینکه ادب داشته باشیم .

مهر ورزی کنیم ، عاطفه داشته باشیم ، تواضع داشته باشیم . منی در خانه نباشد ، تکبری در این خانه نباشد ، زن سالاری نباشد ، مردسالاری نباشد ، اینها همه از صفتهای جهنمی است . حرفهای قشنگ کلمات زیبا هر کدام بیشتر نیاز دارند . عاطفه من گفتم این 3 تا وظیف یادتان نرود کوچکتر تامین مادی ، وسطی تامین عاطفی است . این وسطی که تامین عاطفی است اگر نباشد تامین مهمتر که تامین معنوی هست دیگر فایده ای ندارد . و اثر هم نمی گذارد .

بیشترین هزینه هزینه عاطفی است می توانیم ولی از ما نمی آید ، نه بوسیدن خوب ،‌ نه در آغوش کشیدن خوب ، نه حرفهای قشنگ زدن نه کلمات شیرین به کار بردن نه انتخاب کلمات قشنگ قرآن می گوید : قل لعبادی یقول التی احسن ،‌ به بندگانم بگو وقت می خواهند به حرف بزنند بهترین کلمات را انتخاب کنند نه کلمات خوب ،‌بلکه بهترین کلمات را انتخاب کنید چرا ؟

ان الشیطان ینفق بینهم . حالا در دشمن شناسی توضیح می دهم برای تان ، شیطان بین تا اختلاف می اندازد بعد زورش می آید این کلمات را انتخاب کند ، کلمات زشت انتخاب می کند ، کلمات شخیف انتخاب می کند و دعوا می شود .

ما دریغ داریم و بهمان هم نمی آید . ببین نگوید فردا مسخره ام می کنند و می گویند اینها چقدر لوس با هم برخورد می کنند و نمی دانم این حرفها چی هست ، آقا نه ، باید شروع کنیم اگر یک آدم جاهل خوشش نمی آید عیب ندارد .

اصلا خوشش نیاید . ما باید این کار را بکنیم چرا زنت را جلوی جمع ضایع می کنی چرا با شوهرت یک به دو می کنی و راه داری چرا بچه ات را ضایع می کنی و سرش داد می زنی . سرش را می اندازد پایین می گویم می دانی این کار می گوید بله می دانم غلط است می گویم پس برای چی ؟

چون جلوی بابام رویم نمی شود این جوری حرف بزنم می گوید زن ذلیل هستی . بابات نفهم است . او لو کان ابائهم لو یعقلون شی و لو یهده بابا های تان اگر بی شعور بودند و عاقل نبودند بی عقل بودن و هدایت شده نبودند شما هم با هم می خواهید راه آنها را بروید بابا من تو خانه همیشه با زنها اینجوری حرف می زده ما هم نمی توانیم . اگر بخواهیم این جوری کنیم بابام تو سرمان می زند می گوید خاک برسر زن ذلیلت .

این هم یک جور مر گ است مرگ قشنگی است ولی تو نباید از وظیفه ات صرف نظر کنی . چون داداش هایم همه با زنهای شان اینجوری حرف زدن اگر بخواهیم آن طوری حرف بزنیم می گویند این را اینها را تی تیش مامانی هستند .

بعد حالا من شوهرم را نوازش کنم به شوهرم برسم خواهر هایم مرا کشته اند . زن احمق ،‌زنگ زده به خواهر کوچکش احمق حیف است حیف است کلمه احمق را برایش به کار ببریم . کم نیاوری نگذاری پر رو شود این جور کرد ،‌اینجوری کن . چهار روز بعد دعوا و طلاق .

ما آدم های عقده ای هستیم چون نمی توانستند وظایف شان را جلوی شوهر های شان انجام دهند شوهر شان طلاق شان داده می خواهند کاری کنند که خواهر کوچک هم طلاق بگیرد . می گویند ما 3 طلاقی داریم طلاق این را هم می گیریم جلوی مرد ها سر خم نمی کنیم. بروید جهنم دنیای تان این جوری آخرت تان آن جوری .

یا مرد ها ، جماعت ما مرد ها ،‌تو فامیل مان رسم نیست کسی این جوری کند زن می خواسته از جوب بخورد زمین مرد می توانسته دستش را بگیرد نخورد زمین می گوید من دستش را بگیرم نخورد زمین تو خیابان عمرن .

اصلا من همچی کاری نمی کنم گذاشته خانم خورده زمین پایش شکسته ، که دستش را نگیرد . می گویم بچه ات نیاز عاطفی دارد برایش کم گذاشتی میگوید ما ده سال خانه پدر مان زندگی کردیم ما جلوی پدر مان اصلا روی مان نمی شود بچه مان را ببوسیم یا به خانم مان اینجوری کنیم ما همان روش را بابام داشته با بچه رفتار می کرده کردیم .

بچه عقده ای ، گرفتار ، فراری از خانه ،‌دختر 13 ساله ده شب فرار کرده ، می گوید ما اصلا رسم مان اینجوری نیست .

خوب حالا بیاید بکشید . خیلی قشنگ است حضرت علی (ع) در معرفی شیطان می گوید : که و هو امام المتعصبین . رهبر متعصبین است هر جا تعصب داشتی روی هر چه تعصب داشتی بدان داری خودت را جهنمی می کنی .

آقا یک حرفی زدم دیگر نمی توانم بگذارمش زمین . غلط است این . خدا رحمت کند امام (ره) گفت : حرف مرد یک کلام نیست . گفتم قهر ،‌ دیگر قهر نه . آقا فرصت می دهیم عفو می کنیم به بچه ام گفته ام می اندازمت از خانه بیرون عیبی دارد مگر .

واسطه می فرستیم بیایند آشتی بدهند ما را چه اشکالی دارد از حرف مان می گذریم . این گذشتن یعنی از تعصب گذشتن ، از منت گذشتن ،‌ نه اینکه ضایع می شویم از حرف مان بگذریم خریدار ندارد . اتفاقا این جوری نیست تو هر وقت بخواهی منت را حفظ کنی که حرفت خریدار داشته باشد ،‌بیشتر منفجر می شوی و له می شوی .

مسئله را اشتباه گفتی به یک نفر می گوید من بروم بگویم اشتباه کردم خیلی بد است مسئله شرعی را اشتباه گفتم. آقا مسئله شرعی را اشتباه گفتم حدیث را اشتباه گفتم ، آیه را اشتباه خواندم این مال پیغمبر نبود مال امام صادق بود خوب به این چه اشکالی دارد آقا من این را اشتباه کردم از این اشتباهات زیاد اتفاق می افتد برای ما ها .

یک مسئله علمی بوده اشتباه کردیم شاگرد مان می گوید آقا زور مان می آید .

تعصب خیلی خطرناک است . نگه می دارد انسان را ما خیلی آبرو ها را می خواهیم نگه داریم برای خودمان . اعتبار های را می خواهیم برای خودمان ذخیره کنیم . همه از ما حساب ببرند . اینها شرک است . همانطور که می گوید روزی ات را من می دهم ذخیره سازی نکن . تو حق نداری برای خودت حشمت و جاه و بزرگی و وقار و این چیز ها را برای خودت ذخیره کنی .

تو برای خدا تواضع کن . جلو پدر و مادرت جلوی فرزندت جلوی همسرت تواضع داشته باش جلوی دوستت تواضع داشته باش . عزت را خدا می دهد . فلله عزت و لرسول و للمومنین . خدا عزت می دهد .

می گوید نه اگر اعتراف کنم ، معذرت خواهی کنم بگویم من اشتباه کردم من بروم زودتر جلومن زودتر آشتی کنم من زودتر سلام کنم ، من زودتر بروم این ضایع است همین ای ضیا است ضیا همین این پستی است وقتی نمی توانی مثلا خدا باشی ضایع هستی .

کار قشنگ مال دارا هاست همین که نمی توانی یعنی نداری که نمی توانی . فرمول یادتان نرود من شاید بیست جلسه راجع به این بحث کردم در انسان شناسی مفصل و در جلسات دیگر هم بحث زیاد کردم .

الطاهر عنوان باطن : از آدم ها چیزی ظهور می کند که درون شان را نشان می دهد . اگر دیدید می تواند تواضع کند ، می تواند بخندد ، می تواند عفو کند می تواند ندید بگیرد اگر تغافل دارد اگر تجاهل دارد اگر قدرت این را دارد که رد کند قدرت سرمایه دارد که می توان از بحث بگذرد نه ایستد بحث کند .

ولی آدم های گدا و فقیر از نظر روحی ،‌آدم های بی شخصیت اینها کسی هستند که نمی تواند بحث نکند نمی تواند ثابت کند که حق با اوست نمی تواند چون پذیرش اینکه من یک بار اشتباه کردم حق با من نیست چون چیزی ندارد مجبور است این را نگهدارد .

ولی کسی که خیلی دارد هروقت می گوید اشتباه از من بوده تقصیر من بود این فقط بزرگ می شود چون منی را کم می کند به چی اضافه می کند از طبیعت کم می شود به فطرت اضافه می شود ولی اگر نمی توانی این کار بکنی نداری .

وقتی نداری بعد از مرگ می خواهند بکشند آدم ها را میزان هست ،‌ نداشته باشی بدبختی آنجا مثل چشم نیاوردن است گوش نیاوردن است شرم آور است .

ماهانه اگر پول نداشته باشیم یا لباس مان چنین و چنان باشد خجالت می کشیم ولی بداخلاق باشیم تند خو باشیم حسود باشیم زودرنج باشیم حریص باشیم اصلا احساس ندار بودن ،‌فقیر بودن و ننگ و عار بودن نداریم . کیف هم می کنیم .

این جوری اصلا به مقام محمود نمی رسیم مقام محمود یعنی مقامی که اصلا اینجا طبعتی اینجا وجود ندارد که تورا معطل کند تو پرواز می کنی و می روی . نه اینکه آدم اصلا نیاز های طبیعی ندارد ، شهوت ندارد میلهای دیگر ندارد غذا نمی خورد لذت ندارد نه به موقعش هم این کار ها را می کند .

ولی این ها نمی گذارد که از پرواز بماند . چون هدف گیری شده است تناسب دارد با شخصیت فطریش با سرعت و سبقتش تنظیم کرده با سرعت و سبقتش مثل استراحت بین راه است که تو با 130 ،‌ 140 تا با اتومبیل رفته ای بین راه بنزینی می زنی . هوایی می خوری آبی به صورتت می زنی اتفاقا به قدرتت هم اضافه می کنی تو مسافرت تا اینکه بخواهی یک کله بروی بدون استفاده از این لذتها .

ولی پرداختن به اینها تو را باز نمی دارد از شدن ، از آدم بودن ، از اخلاق داشتن برای مقام محمود دو تا فرمول دیگر داریم از فرمولهای که ساعت قبل اشاره کردم بهشان الان هم توضیحی میدهم راجع به شان .

اگر این فرمول را درک کنید هر وقت توی ارتباط تان سوال و شبه پیش آید می توانید با همین قضیه حلش کنید و سبک شوید و پرواز کنید یعنی تا یک غل و زنجیر می آید بگیرد و معطلت کنید زود پاره می کنید و پرواز می کنید دیگر معطل نمی شوی . قاعده این هست که شعرش را هم برای تان خواندم .

چون به هر میلی که دل خواهی سپرد از تو چیزی در نهان خواهند برد

مراره دنیا حلاوه الاخره . تلخی دنیا ،‌شیرینی آخرت است نبی اکرم (ص) .حالا روایتش را برای تان بخوانم . غررالحکم جلد 5 صفحه 383 . و من امّر دنیا افسد دین و اخرب اخری . کسی که می پردازد دنیایش را آباد کند این چه کار کرده ؟ دینش را فاسد کرده و آخرتش را هم خراب کرده می آیی دنیایت را آباد کنی این جوری می شود هر کس آباد کند دنیای خودش را ، دینش را فاسد کرده و آخرتش را هم خرار کرده .

من طلب من الدنیا شی فاتح من الاخره اکثرا من ما طلب . هر کس در دنیا چیزی را طلب کند در آخرت چیزی بیش از آن چیزی که بدست آورده از دست می دهد .

خیلی مهم است آقا اینها هر وقت یک چیزی می آید . برای همین هم قرآن می فرماید:

هر وقت چیزی بدست آوردید شنگلی نکنید لا تاسف علی ما فاتکم : هرگز تاسف نخورید به چیزی که از دست می دهید آخر نگوید چون وقتی چیزی را از دست می دهید رفت و برای آخرت تان ذخیره شد ولی وقتی گفتی آخ خراب می شود فرزندت ، همسرت ، دوستت نمی دانم مالت هر چیزی که خواست برود نگو آخ ، نگو آخ . نگو اگر من تلفن بزنم ازم کم می شود .

اگر تلفن زدی ممکن است ازت کم هم شود ولی این کمی که شده از کجا کم کردی ؟ از طبیعت کندی فرستادی آخرت . نگو زورم آمد من رفتم سلام کردم ،‌ خیلی زورم آمد خیلی زورم آمد تلفن زدم ، خیلی زورم آمد من رفتم معذر خواهی کردم ، خیلی اف داشت برایم .

تو برد کردی ، فرستادی رفت آخ نگو . ولا تغرق بما فاتاکم هر چی را هم بدست می آوری شنگلی نکنید ذوق زده نشوید اگر چیزی را هم بدست آورید ؟

چرا ؟ چون به هر میلی که دل خواهی سپرد از تو چیزی در نهان خواهند برد

این جوری نیست که تو یک چیزی بدست آوردی خیلی شنگلی کنی نه . چون عزیزان من یک چیزی به شما بگویم ، بهره وسهم همه ما از لذات دنیا و آخرت برابر است . بنابراین وقتی شما اینجا بخواهی هزینه بکنی آنجا کم می آوری ، اینجور نیست که فلان کس خانه خوب گیرش آمد ، ما شین خوب گیرش آمد چیز های خوب گیرش آمد خیلی ذوق زده شود و ما بنشینیم غصه بخورم . سهم مان مساوی هست . الان بتو نمی دهند آنطرف بهت بیشتر می دهند ابدیت گیرت می آید. غصه خوردن ندارد که . خیلی ذوق زده نشو که بشوی . اگر شدی یک چیزی کم می شود آن طرف بهره ات کم می شود آن طرف .

برای این که به زن و بچه های تان نرسید نیاز های ضروری زن و بچه ای تان را تامین نکنید 15سال است مستاجر است 20 سال ، 30 سال مستاجری می توانسته سال 10 خانه دار شود تنبلی کرده ، گناه کرده ، ما موظف هستیم تلاش مان را بکنمی اگر خدا داده یا نداد ما می پذیریم . شما تلاش کن می گوید آقا می خواهم .

خانه بیگریم بعد ولش کن آقا مگر ما چند روز زنده هستیم از این زهد بازیهای بی مزیه ، آقا این جوری نیست شما تلاشتان را بکنید ، تلاش معقول از آخرت و خودسازی نیفت این واجب است که نیفتی . دویدن تو را از غذا خوردن از کودک عزیز روانت نباید باز بیاورد دیگر تنبلی هم نکن برای دنیایت ، من کسل ان امر دنیا فهو ان امر آخرت اکثر هر کس در کار دنیا کسل هست در کار آخرتش کسل تر است .

خیلی ها با این حرف ها تنبلیهایشان را توجیه می کنند نرسیدن به زن و بچه را توجیه می کنند وقت تلف کرده های مستحبی که همه اش حرام است در واقع توجیه می کنند . بابا زن و بچه ات گرفتارند ،‌کار دارند .

می گویم عزیز من تو الان این همه بذل و بخشش های مستحبی را بیمه کنی به زن و بچه ا ت می رسی ،‌مثلا بیمه کن خودت را.

این اشکال دارد شما خودت را بیمه کنی نه . هزینه ای هم نمی برد . نه آقا پناه بر خدا چنین و چنان . آقا طرف الان سرطان گرفته هزینه سرطانش را نمی تواند بدهد ، پول داشته ها ولی نمی تواند بدهد بیمه نکرده الان گیر کرده است .

زن و بچه الان افتاده اند تو فقر و گرفتاری و نکبت خودش هم تو هزینه درمانش مانده . این معصیت خداست . عقل گذاشته خدا برای تو . به حضرت می گویند شما چرا توکّلت خوب نیست . اموالت را تو چند تا انبار گذاشتی . امام صادق (ع) می فرماید : خدا عقل هم به من داده ، یک دانه از انبار ها اگر آتش گرفت ، یک انبار دیگر باشد ، همه اموالم را یک جا جمع نکنم . با با توکل به خدا بکن ، نه ، آقا می خواهی از خانه بیرون بیایی توی دو تا جیبت پول بگذار ، تو کیف دستی ات پول باشد ، توی یک جیبت پول باشد توی یک جیب دیگرت هم پول باشد .

همه پولهایت را یکجا نگذار . این عقل است . اسلام نمی گوید شما ثروتمند نشوید ، خانه ای بزرگ جز سعادتهای مرد است .

دل بسته نشو ، وابسته نشو اینکه خانه دار می خواهی بشوی ،ماشین دار می خواهی شوی تو را از آدمیت نیندازد اگر شدی پز نده ، اگر شدی به دیگران احساس برتری نکن ،‌اگر شدی دیگران را از استفاده از بیتت کمک کن ، این بیقت را بگذار در اختیار دیگران .

حضرت علی (ع) در مذمت یکی از اصحابش خانه اش بزرگ بود حضرت فرمود این چه خانه بزرگی هست تو رفتی گرفتی . گفت آقا می دانم در شان ما هم نیست ولی خوب حالا.

حضرت فرمود فقط یک راه دارد که این خانه را در راه آخرت ازش استفاده کنی گفت چی جوری ؟ حضرت فرمود : درش باز باشد مردم بتوانند بیایند مشکلات شان حل شود مراجعه بکنند بعضی ها خانه های شان ،‌خانه مبارکی هست .

بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیه اسمه . اذن داده خدا توی این خانه ، که یاد خدا برده شود . که این خانه بلند شود و یاد خدا درش برده شود . ولی بعضی ها خانه دارند هزار متر ، دو هزار متر ،‌بی برکت تاریک ، هیچ کس ازش استفاده نمی کند . ما آدم داریم ، آدم ثروتمندی هست ، آقا این تمام لذتش این هست که دوستانش ، رفقایش بیاند از این خانه استفاده کنند .

آقا شما را به خدا این سویچ ماشین را بگیرید این کلید ویلا را بگیرید می خواهید بیاید با دوستان تان از این ویلا استفاده کندی می گوید من تمام لذتم این هست که شما بیاید و استفاده کنید استخر دارد خودش در سال دو بار ازش استفاده می کند ولی یک کس استخر دارد تمام فامیل آمده اند در این استخر شنا کرده اند . برکت دارد بخل ندارد .

یک موقع این حرفها را وسیله تنبلی قرار ندهید ها . که آقا ما اگر برویم سمت دنیا از آخرت مان کم می شود نه دنیا ممدود . دنیای بلاغ داریم ما . الدنیاه دنیایان . ما دو تا دنیا داریم یک دنیای بلاغ و ممدود دوم دنیای ملعون .

دنیای بلاغ و ممدود یعنی دنیای که مقداری از نعمتها که به تو توان و انرژی کافی برای حرکت به سمت آخرت بدهد .

مرکب خوب ، همسر خوب ، وسیله خوب ، منزل خوب ، خیلی خوب است . آقا وقتی می گوید بچه های تان را شبها جا های تان را جدا کنید چقدر خوب است اتاقها را جدا کنید اگر داشته باشد بله اگر داشتی این کار را کن.

اما برای رسیدن به این از آخرتت کم نگذار اگر مستاجر شدی غصه نخور من اینقدر تلاش کردم دیگر نمی شود . جمع کنیم این دو تا را با هم یک موقع قاطی نشود این مسائل تنبلی و کسالت به خرج ندهیم . در کار های دنیای مان فراموش نشود.