بحثمان در مقام محمود به تفسیر مقام محمود به شفاعت رسید و در شفاعت به تأثیرگذاری افراد در جریان شفاعت رسید و اینکه هر فردی چقدر موثر است. در مجموعه ی نظام شفاعتی و چه مقدار از مقام محمود برخوردار است چون وقتی که دعایی را در زبان قرآن یا معصومین در دهان ما می گذارند یعنی شایسته ی ماست. حق ماست که به آن برسیم و می توانیم برسیم.
مقام محمود چیزی است که ما حسرتش را بعداً خواهیم خورد. یعنی اگر به آن نرسیم یا به آن نزدیک نشویم یک روزی حسرت خواهیم خورد که چرا ما از مقام محمود دور هستیم. دور بودن از مقام محمود اثرش، اثر حقیقی است. شما دقت کنید صحنه ی قیامت را میلیاردها انسان ایستاده اند و کانون شفاعت و تصمیم گیری برای بهشتی یا جهنمی شدن افراد در جای خاصی در قیامت است. کانون خاصی است. آیه اش را هم خواندم: «القیافی جهنم کلّ کفّار عنید» خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امیرالمومنین علیه السلام است. تصمیم گیرنده ی قیامت اینها هستند. این انوار طیبه. افرادی که در قیامت چینش می شوند مثل کلاس ما نیست که هر کسی زودتر بیاید جا بگیرد و آن که دیرتر بیاید بیرون باشد نه. براساس سنخیت وشباهت در نوبت قرار می گیرند یعنی مقام آنها در آنجا مقام حقیقی است. مقام اعتباری نیست. در نوبت که می ایستند براساس مقاماتشان است. مثلاً کسی که متکبر است آخرین نفری است که به حسابش رسیدگی می شود. آدم های متکبر و آدم هایی که خیلی عاشق خودشان هستند اهل فخرفروشی بر دیگران هستند. دیگران را کوچک و ریز می بینند اینها این طوری هستند. در روایت داریم که خدا اینها را به اندازه ی یک مورچه کوچک می کند و زیر دست و پا می اندازد و اصلاً به حسابشان رسیدگی نمنی کند فقط در این مدت 50 هزار سال اینها له می شوند زیر دست و پا. چون مرگی هم وجود ندارد فقط آنجا اذیت می شوند تحقیر شدید می شوند زیرا بزرگی کاذب، ذلت صادق می آورد قاعده اش یادتان نرود هر جا که کسی دروغی بزرگی کند و حقش بزرگی نباشد حتماً یک مابه ازای ذلت خواهد داشت. هر جا تکبر کرد، هر جا زیر بار نرفت یک جا ذلیل می شود مثلاً کسی قرار است در مقابل همسرش تواضع کند ولی نمی کند، حتماً سهمی از ذلت را خواهد داشت یا در دنیا یا در آخرت. در مقابل پدر و مادرش باید کوتاه بیاید «واخفض لهما جناح الذلّ من الرحمه» با بالهای ذلت، بالهای ذلت را در مقابل پدر و مادرت از روی رحمت بگستران. کسی که اهل برخورد ذلیلانه با پدر ومادرش نیست برخورد کنیزانه و غلامانه با پدر و مادرش ندارد در سینه ی آنها می ایستد با بی حیایی و دریدگی چشم در چشم آنها نگاه می کند بلند با آنها حرف می زند حاضر جوابی می کند این تکبر خواری می آورد برای انسان. خواری حقیقی هم در دنیا و هم در آخرت.
یا هر چیزی که حق است وقتی نخواهی آن را بپذیری و در مقابلش مقاومت کنی ذلیل و خوار می شوی متکبر این طوری است قاعده اش این است. در مقابل هر چه تکبر بکنی و بایستی سهمی از ذلت را خواهی داشت. نمی توانی از این سهم ذلت فرار کنی حتماً به سراغت می آید و دامنت را میگیرد این ذلت و خواری. خوب متکبر براساس شخصیتش آخرین کسی است که به حسابش رسیدگی می کنند. پس نگاه کنید شخصیت آدمها در این که کجای صف بایستند در روز قیامت نسبت به مقام محمود موثر است و بحث این است که من که الان اینجا حضور دارم و زنده هستم و دارم زندگی می کنم کجای صف هستم این خیلی مهم است که ما خودمان را برسانیم جلوی صف و نه تنها خودمان را به جلوی صف برسانیم بلکه حضرت می گوید یک کاری بکنید که اصلاً در صف نباشید از صف خارج شوید و بیایید یک جایی که بتوانید کمک ما بقیه را شفاعت کنید. این خیلی لذت دارد. شما در قیامت محشور شوید اما مثل بقیه مردم در صف نباشید بلکه به شما بگویند مسیر شما جداست و شما با بقیه ی آقایون این طرف بایستید و بعد این مردمی را که می آیند و گرفتار هستند کمک شان کنید، شفاعت کنید. این کجا که انسان در صف باشد و معطل که کسی کمکش کند و این کجا که خودش جزء شفاعت کنندگان باشد. انتخاب این با شماست. اینکه چطوری می خواهید زندگی کنید. تعیین این که در قیامت کجای صف می ایستید این است که اینجا در صف مردم کجا می خواهید بایستید. این دست خودتان است که انتخابش بکنید. ولی این هم ریاضی است و دلبخواهی نیست. یعنی اگر می خواهید باید به ریاضیات این صف عمل کنید اگر کس می خواهد جزء شفاعت کنندگان قرار بگیرد قاعده دارد. که بعد توضیح دادیم که انسان باید وقتی می خواهد جز شفاعت کنندگان باشد باید موثرتر باشد یعنی حقیقت وجودی او شفاعت دیگران باشد یعنی از وجود او این خیرات و برکات ظهور کند که این شخص اثر وجودی اش این است که از اثر وجودی این شخص دیگران به هدایت می رسند. هر کس به سهمی که دارد. حتی دختر و پسری که ازدواج کرده اند نیت خدایی هم ندارند، عاشق هم بودند باهم ازدواج کردند. بعد هم بچه دار شدند و فرزندشان زیر نظر اینها متدین شده است. ذکر گفته، مسلمان شده، خداوند می گوید بالاخره این زن و مرد به همین اندازه که موثر بودند در نظامی که از اینها فرزندی به وجود بیاید که اهل ذکر خداست، به این پدر و مادر هم خیر می رسد یعنی در نامه اعمال فرزند خود شریک می شوند. یک بچه، دو تا بچه، 5 تا بچه ی خوب تربیت کردند یعنی 5 تا مقام شفاعتی گرفته است. این کم نیست. خیلی مهم است. حالا می بینی کسی ممکن است اصلاً بچه هم نداشته باشد ولی آثار معنوی او این طوری است. و از نظر معنوی می تواند دیگران را هدایت کند یا از نظر مادی. از نظر مادی می آید نوعی سرمایه گذاری می کند که دیگران به هدایت می رسند. توضیح دادم مثل سرمایه گذاری های فرهنگی که می کنیم مثلاً کتابی می خریم و هدیه می دهیم کتابی وقف می کنیم نواری وقف می کنیم جلساتی را برقرار می کنیم که دیگران بیایند در منزل ما، در حسینیه ی ما، در مسجد، در جایی بیایند بنشینند به هر حال سهیم هستیم. مشارکت می کنیم در جریان هدایت انسان ها این خیلی موثر است که بحث جهاد مالی را مطرح کردیم. به واسطه ی بحث جهاد مالی رسیدیم به یک آیه ی خیلی مهم که در بحث مقام محمود فوق العاده مهم است که آیه ی 24 سوره ی مبارکه ی توبه است. که مبنا برای مقام محمود ذکر می کنند یعنی انسان ها اگر بخواهند برسند به مقام محمود اول باید دست بردارند از بقیه ی چیزها. چون مقام محمود یعنی بلند شدن و بالا رفتن. وقتی شما می خواهید بالا بروید باید چیزی را که پایین است رها کنید و دست از آن بردارید تا بتوانید بالا بروید. اصطلاحاً خوب این اتفاق کجا می افتد؟ خواهش می کنم عزیزان دقت کنند چون بحثی را که امشب و چند جلسه ی آینده می کنم بحث های بینهایت مهمی است. نمی گویم فوق العاده مهم است. بلکه بینهایت مهم است. چون می خواهیم چند فرمول کاربردی مهم برای شما بگوییم. اگر دو یا سه جلسه را خوب باشید و یاد بگیرید به اندازه ی چند سال جلو می افتید. یعنی چند سال توانایی و قدرت پیدا می کنید. بحث ما بحث کاربردی است خیلی بحث نظری نداریم اینجا. می خواهم به شما تمرین بدهم چون وعده کرده بودیم تمرینها را بگوییم. ببینید وقتی می گوییم مقام، مقام محمود در کجا باید اتفاق بیفتد؟ در نفس ما باید اتفاق بیفتد. یعنی من نفسم باید به مقام محمود برسد. اگر بخواهد به مقام محمود برسد باید بتواند پرواز کند. یعنی باید قابلیت نزدیک شدن به رسول الله، امام زمان، و در صف آنها قرار گرفتن را داشته باشد. (ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره) زیارت عاشورای درست و حسابی می خواهد بخواند. دروغ نمی گوید که می گوید من واقعاً می خواهم در زیارت عاشورا دنبال مقام محمود باشم. یا دنبال این هستم که با آنها باشم حقیقتاً در دنیا و آخرت. دنبال اعتبارات دنیا که نیستیم که حالا از ما تعریف کنند، در چشم دیگران بزرگ باشیم. در چشم دیگران محتوم باشیم. اینها که کمالات وهمی و خیلی هم خطرناک و جهنمی است. ما باید واقعاً در چشم امام زمان علیه السلام بزرگ باشیم. درچشم خداوند بزرگ باشیم حقیقتاً.
بنابراین مقام محمود یک مقام نفسانی است، روحی است. شما باید در روح خودتان به این مقام برسید، اگر بخواهید برسید باید بتوانید از چیزی که هستید کنده شوید و شخصیتاً به چه کسی نزدیک شوید؟ خوب دقت کنید دارم فرمول اصلی را می گویم بعد می رویم سر مثالها و تمرینها از چیزی که هستید، ازجایی که به آن تعلق دارید کنده شوید و بعد به آن مقام نزدیکتر شوید یعنی باید مقام های قبلی را هم که دارید همه را چه کار کنید؟ رها کنید تا به آن مقام برسید. این قاعده اش است. پس بعداً که می خواهم فرمول بگویم کسی نگوید این فرمول را از کجا آوردید ما می خواهیم مقامی را طی کنیم و از جایی به جایی برسیم باید دست برداریم از چیزهایی که هستیم و ولشان بکنیم در قیدشان نباشیم تعلق به آنها نداشته باشیم تا بتوانیم به آنچه اصلی است برسیم خوب قاعده این است که اول از حیوانیت خارج شویم یعنی اول حرکت صورت بگیرد چون چندتا مرحله گفتیم. گفتیم که در قرآن اول می گویند حرکت کنید. حرکت قهقرائی نداشته باشید به عقب یعنی به سمت جهنم نروید. اگر دارید به سمت جهنم می روید تمرکز بکنید برگردید. وقتی برمی گردید باید بروید به سمت بهشت باید جهنم را طی کنی آن سه هزار سال طراحی که هست تا برسی به بهشت. تازه وقتی پایت را گذاشتی داخل بهشت با یک بهشت بینهایت روبه رو هستی. حالا شروع می شود پرواز تو در بینهایت.
حالا اگر می خواهی پرواز کنی هرچقدر سریعتر بروی به نفع توست و این حرکت به سمت جهنم و برگشتن و طی کردن صراط و رسیدن به بهشت در دنیا اتفاق می افتد و در درون و نفس ما اتفاق می افتد که نفس ما باید به سمت جهنم نرود و متوقف باشد برگردد واقعاً این زحمت دارد چون جهنم لذت بخش است در دنیا مظاهرش همه لذت های طبیعی است و چیزهای دیگر، بدجنسی ها، غیبت کردن ها، حسادت کردن کارهایی که شیطان دستور می دهد و انسان خیلی راحت انجام می دهد. باید ازاینها خودت را جمع کنی و بیایی برسی به سر خط و بعد حالا باید از اینجا پرواز کنی در بهشت. خوب شروعش کجاست؟ قرآن در سوره ی توبه که برایتان خواندم آیه ی 24: «قل ان کان آبائکم» اگر پدرانتان، مبنا دارد می دهد. و بچه هایتان، ابنائکم و اخوانکم برادران تان، و ازواجکم و همسرانتان و عشیرتکم و خانواده تان و اموال اقترفتموها و اموالی که جمع کردید و تجاره تخشون کسادها و کسب و کار و شغل تان تجارتی که به آن دل بستید و می ترسید که مبادا کساد شود و خانه هایی که به آن دل بستید و مساکن ترضونها خانه هایی که خیلی دل شما را برده و از آنها راضی هستید احبّ الیکم من الله و رسوله محبوبتر است نزد شما از خدا و رسولش و جهاد در را خدا. چون بحث ما درباره ی جهاد و جهاد مالی بود. اگر محبوبتر است نزد شما فتربّصوا حتی یأتی الله بامره منتظر امر الهی یا همان عذاب الهی باشید. (والله لا یهدی القوم الفاسقین) خدا قوم فاسق را هدایت نمی کند فاسق کسی است که پدرش، ابنائکم دقت کنید اخوانکم ازواجکم همسرانتان، عشیرتکم و اموالتان تجارت تان مسکن تان، کسی که اینها نزد او محبوبتر از خدا و رسول و جهاد در راه خدا باشد. اگر اینطوری شود فاسق است یعنی در راه نیست از مقام خبری نیست به سمت مقام حرکت نمی کند اساساً از مسیری که به سمت مقام محمود طی می شود این دوره شده است. فاسق گفتیم کسی است که از مسیر اصلی دور می شود. پس برای اینکه شروع خوبی داشته باشیم باید اول تلاش کنیم که حب همه ی اینها را خارج کنیم از دلمان. حالا این چند جلسه ای را که می خواهیم صحبت کنیم فرمول های خارج کردن اینهاست یک مقدار که ما چه کار کنیم که بتوانیم این محبت ها را بیرون کنیم و محبت خدا بیاید در دلمان. چطوری بتوانیم سبک بار بکنیم. یک مقدار می خواهیم این قواعد سبک بار کردن را خدمت شما عرض کنیم. قواعد عملی و کاربردی است که اگر خوب یاد بگیرید خیلی راحت می توانید ان شاءالله طی کنید. خیلی زجر آور نیست. آدم فرمول را که یاد می گیرد سریعتر می تواند طی بکند تا اینکه خودش بگوید تو باید محبت این را از دلت بیرون کنی و شاگرد را رها کنی و بعد شاگرد بگوید چگونه اینها را بیرون کنم. ولی اگر فرمول هارا یاد بگیریم راحت تر می توانیم برویم، این فرمول ها را تمرین می کنیم تا ان شاءالله خداوند برایمان راه بیشتری باز کند. خوب پس این مرحله، مرحله مهمی است که ما بتوانیم این کار را بکنیم و وصل شویم آنجا جالب اینجاست شما به محض اینکه این کار را انجام بدهید یعنی بتوانید این مصادیقی را که قرآن ذکر کرده و مصادیق دیگری را که حالا ذکر نکرده محبت خدا بیشتر باشد در دل انسان از اینها، انسان متصل شده است و رسیده است. این مقامی است که به محض که انسان بتواند به آن برسد و اگر بتواند انجام دهد شاد و آرام می شود.
یادتان باشد بچه بسیجی هایی که گفتیم یک شبه راه صد ساله را طی کردند از همین فرمول استفاده کردند. آنها یک شب تصمیم گرفتند که هیچ چیز را بیشتر از خدا و رسول دوست نداشته باشند اینها را اصالت بدهند به محض اینکه این کار را کردند یک شب راه صدسال را طی کردند که بقیه مثل امام می گویند خدایا من را با آنها محشور کن این کم چیزی نیست. خوب حالا می خواهیم برویم سراغ فرمول ها.
فرمول ها را از مصادیق مختلف شروغ می کنیم و شما هم اگر دوست داشتید به من کمک کنید ممنون می شوم یعنی روی کاغذ مصادیق و مظاهری را بنویسید تا بتوانیم اینجا مطرح کنیم و بیشتر بحث ما کاربرد داشته باشد و قابل استفاده تر باشد خوب چون بحث ما بحث جهاد مالی است از مال شروع می کنیم. از مال و ماده شروع می کنیم. مال و ماده از نظر چسبندگی بسیار قوی است یعنی شما وقتی می خواهی کنده شوی و بروی به سمت مقام محمود از چیزهایی که خیلی سخت آدم را می گیرد و اجازه نمی دهد آدم به سمت مقام محمود حرکت کند و در جهنم گرفتار شود و بسوزد مال است و تعلقات مادی به اشیاء. مال که می گویم منظور پول نیست یعنی تعلق به اشیا که کمالات جمادی است. هر چه که جماد است و به آن تعلق داری، گاهی اوقات به قول امام می تواند یک تسبیح باشد یک کتاب یا انگشتر باشد این هم خطرناک است ممکن است کسی ثروتمند باشد بی تعلق و یک کسی فقیر باشد با تعلق. او تعلق مثلاً به یک سجاده یا عبا داشته باشد فرقی نمی کند. ماده کلاً خطرناک است یعنی ضخیم ترین حجاب ها را افراد اینجا دارند که به ماده تعلق پیدا کنند. برای همین در اسلام شرایطی فراهم شده که شخص تعلقی به این چیزها نداشته باشد. یعنی در اسلام نفس را طوری تربیت می کند که اساساً به ماده تعلق پیدا نکند. چون اگر تعلق پیدا کند می شود محبوب و در این حال دیگر اله تو خدا نیست و بعد تو فاسق می شوی یعنی دیگر در مسیر نیستی. برای اینکه تو را برگرداند به مسیر به تو فشار می آورند. برای این که بیایی در مسیر یعنی فاسق نباشی و بتوانی کنده شوی و بیایی به سوی خدا دست گذاشتند روی تعلقات مادی. می گویند شما نباید اگر می خواهید مال جمع کنید و ثروتمند شوید و از این مال استفاده کنید بدون تعلق اشکالی ندارد در راه دین و تقوایتان از آن استفاده کنید اشکالی ندارد برای رفاه نسبی استفاده کنید اما موضوع تعلق قلب است به این که آنجایی که لازم است برای ابدیتت خرج کنی نتوانی. یا آنجایی که بین خرج برای ابدیت و خرج برای دنیا می مانی برای دنیا خرج کنی این خیلی خطرناک است خوب مباحث مال را در بحث معاد توضیح دادیم در بحث صدقه و بحث انفاق توضیح دادیم الان نمی خواهیم خیی وارد مسائل شویم.