بحثمان در مقام محمود به شفاعت رسید و عرض کردیم که مقام محمود همان تعبیری که ازش خود معصومین (علیهم السلام) کردند. شفاعت هست. «اسئل الله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله» من از خدا می خواهم که من را به آن مقام محمودی که شما در نزد خدا دارید برساند. روایتی که برای شفاعت و ماهیت شفاعت عرض می کنیم اولین روایت از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) است. می فرماید: «الشفاعة لاتکون لاهل الشک و الشرک و لا اهل الکفر و الجهود بل یکون للمومنین من اهل التوحید» نقل از بجار جلد 8 صفحه ی 58 در بحث نسبت گفتیم که چون رابطه ی دنیا با آخرت مثل رابطه ی رحم مادر است به دنیا گفتیم که پنج تولد از رحم به دنیا داریم. عین این پنج تولد از رحم دوم که دنیا هست به آخرت داشتیم. یکی از آن تولدها تولد ناقص بود که گفتیم اگر تولد ناقص اتفاق بیفتد جنین اگر با نقص به دنیا بیاید تا زمانی که در دنیا هست دچار درد و آسیب است و خوب شدنی هم نیست. از رحم دوم که دنیا هست به آخرت هم یک نوع از آن پنج نوع تولد داریم که تولد ناقصش مربوط به اهل کفر و شرک و نفاق هست. سه دسته ی مشرکین، منافقین و کافرین تولد ناقص دارند به آخرت یعنی اینها برای ابدیت درگیرند هیچ کدام بخش اعظم تجهیزاتی را که باید برای آخرت می آوردند را نیاوردند. «اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون» بنابراین شفاعت شامل این گروه ها نمی شود پیامبر می فرماید شفاعت «لاتکون لاهل شک و الشرک» آدم هایی که نسبت به عقائد، آخرت، نسبت به خدا شکاک هستند به یقین نرسیدند. دلشان ثابت نیست. تردید در دلشان هست می گوید اینها مورد شفاعت قرار نمی گیرند. چون حرکت به سمت ابدیت و آماده کردن خود برای ابدیت فرع بر این است که من باید اول ابدیت را قبول و باور کنم و بعد خودم را برای آن شرایط زیستی تربیت کنم. اصل شفاعت گفتیم در دنیا صورت می گیرد. کسی که اینجا دلش به آخرت قرص و محکم نیست، نپذیرفته چیزی به اسم قبر و قیامت و ابدیت را نتوانسته به خدا اطمینان پیدا کند باورش کند. او هیچ وقت حرکت جدی برای رفتن به سمت خدا و آخرت انجام نمیدهد. این تا آخر عمر مشغول هست که بفهمم هست یا نیست. درست است یا نه. چه کسانی خودشان را برای رفتن به آخرت آماده می کنند و می توانند موقعی که تولد و مرگشان فرا رسید آنجا سالم متولد شوند؟ یا با آسیب کمتری متولد شوند. کسانی که آنجا را کاملاً باور کرده باشند به خصوص از اول جوانی و نوجوانی آن طرف را خوب باور کرده باشند و از وقتشان عمرشان و جوانی و عمرشان برای آخرت سرمایه گذاری کنند. کسی که همیشه دچار تردید است نسبت به امامت، ولایت، ائمه، نسبت به قرآن به خود اسلام نسبت به خدا. این وقتی بمیرد اهلا شرک و کفر مرده است. چون مومن به این نبوده یقین نداشته نجات در آخرت مال مومن است. لذا آدم های متزلزل از شفاعت بهره ای نمی برند. باطنش هم در همین دنیا معلوم است. در واقع حرکتی نمی کند. شفاعت یعنی جفت شدن و همراه کردن یک نفر با خود. شما نمی توانید به کسی که در دلش تردید دارد بگویید بیا برویم حج می گوید من برای چی بیاییم. برای نماز می گوید من هنوز به بین نرسیدم. می گویی خدا، دین جهاد، می گوید من هنوز نسبت به اصل اسلام تردید دارم، این همراهی نمی کند. شما می روی که شفاعتش کنی یعنی دستش را بگیری اما او همراه شما نمی آید در واقع خودش خودش را از شفاعت محروم می کند. کسانی که آنجا از شفاعت محروم می شوند به این خاطراست که خودشان تعمدا خودشان را به خاطر مقاومت شان یا شکی و بی حوصله ی شان از شفاعت محروم کردند. محبین و مومنینی که دید شفاعت نصیبشان می شود برای لجبازی و تنبلی ها و کسالت ها و بی حوصلگی هاشون هست. انسان خیلی وقت ها به خاطر تنبلی و بیحوصلگی قرن ها خودش را از ائمه دور می کند. این قرن ها وقتی به آخرت می رود می شود صدها هزار سال فاصله. خود حضرت زهرا (سلام الله ) فرمودند: بنابراین خود ما با تنبلی و بی حوصلگی این فاصله را ایجاد میکنیم. ولی یک موقع کسی مومن نیست. تنبلی نکرده اصلا قبول نکرده، باور نکرده، خودش این فاصله را ایجاد کرده یعنی اگر کتاب، دین، علما، ائمه، مراجع، اساتید در اختیارش بودند با اینکه او می توانسته از اینها استفاده کند، نرفته. مخصوصا خودش را در جهالت، در حجاب های مختلف نفسانی، ذهنی، خیالی، وهمی نگه داشته به قول خودش هم مسئولیت ندارد. مسئولیت سلب نمی شود و این گرفتار می شود. این شخص خودش خودش را از شفاعت محروم می کند. باطن این روایت این بود که «الشفاعة لا تکون لاهل شک و الشرک» شفاعت نصیب کسانی که اهل شک و شرکا لاهل الکفر و ال هستند نمی شود. «و الجهود» شامل اهل کفر و انکار هم نمی شود. «بل یکون للمومنین من اهل التوحید» بلکه قط شامل مومنین از اهل توحید می شود یعنی مومنین موحد که اصل کار را قبول داشته و آمده ولی در راه یک آسیبی هم دیده به صورت جدی حرکت کرده وسط راه آلودگی هایش پیش آمده آنجا اینها ترمیم می شود و می تواند حیات ابدی را احراز کند ترمیم شون تولد بیمار است. بیمار قابل درمان است ولی ناقص نه، کسی که دست یا پا دست یا چشم نیاورده را نمی شود کاری کرد این ناقص است. نقص قابل درمان نیست. پیامبر از شاخه های دیگر شفاعت می فرمایند: «انما شفاعة یوم القیامة لمن عمل کبائر من امتی ثم ماتوا علیها» کسانی که گناه کبیره کرده باشند. بدون توبه مرده باشند ولی شفاعتش قیامت است. گرفتاری برزخ خیلی کشنده است. گرفتاری بین مردن تا قیامت هیچ کس نمی داند فاصله ی بین برزخ تا قیامت چقدر است بنابراین این خیلی مهم است. که انسان حتما قبل از مرگ توبه کند. چند روایت می خوانم که به بحث کاربردی شفاعت نزدیک شویم. حدیث از امام صادق به نقل از بحار جلد هشت صفحه ی 41 «إن الذین یشفع الحمیة الا ان یکون ناصباً» مومن شفاعت می کند برای دوستش مگر اینکه دوستش از دشمنان اهل بیت باشد یعنی قابل اصلاح نیست. «و لو انّ ناصباً شفع له کلّ نبی مرسل و ملک مقرب ماشفعوا» اگر در حق ناصب اهل بیت در حق کسی که فحش می دهد جسارت و بی ادبی به اهل بیت می کند، اگر کلمه ی «لو» که می آید یعنی فرض محال است اگر بر فرض محال در حق همچنین کسی همه ی انبیا و ملائک مقرب شفاعت کنند، شفاعتشان پذیرفته نمی شود. تکرار میکنم شفاعت را در قیامت نبرید. در دنیا به آن نگاه کنید. چرا دشمن اهل بیت شفاعت نمی شوند؟ اهل بیت یعنی معصومین متخصص یک کسی سرطان دارد. دکتر نمی رود. خوب نمی شود. یا خودش به پزشک مراجعه می کند و یا به شفاعت کسی پیش پزشک می رود تا معالجه شود. ولی کسی می داند پزشکی هست بیمارستانی هست اما نمی رود خوب هم نمی شود. خودش، خودش را از تخصص محروم کرده. شرایط آخرت تکوینی است. اعتباری نیست که بگویی جان من بیا برو تو بهشت. اینکه فاطمه ی زهرا می فرماید: بعضی ها همان لحظه شفاعت می شوند و می توانند شفاعت کنند. بعضی وقت ها حتی مومنین نوکرهای خود را هم شفاعت می کنند. از این لحظه شما بگیرید تا جایی که شما بگیرید. حضرت می فرماید یک نفر سیصد هزار سال طول می کشد تا از جهنم بیرون بیاید و شفاعت شود. اینیک امر تکوینی است. یعنی فاصله ی وجودی این با شفاعت این قدر است. اصلاحش طول می کشد. گاهی وقت ها انسان به قدری پوست کلفتی می کند که دیگر شفاعت شامل حالش نمی شود. اینکه ماصب (دشمن اهل بیت) شفاعت شامل حالش نمی شود خاص خدا و اهل بیت نیست. یعنی خودش شفاعت نمی پذیرد. از آن طرف نگاه کنید. اینها می خواهند ولی او پذیرشی ندارد. خلیفه ی عباسی دم مرگش می گوید خدایا من می دانم اگر از تو عذرخواهی کنم مرا می بخشی ولی این قدر از تو بدم می آید که هرگز این کار را نمی کنم. قرآن داستان صدها نفر را برای ما می گوید که با یقین به جهنم می روند. خودشان قبول نمیکنند. حدیث از امام صادق (علیه السلام) از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل کردند. «ما من اهل بیت یدخل واحد مهنم الجنه الا دخلوا اجمعین الجنة» هیچ خانواده ای نیست. مگر اینکه میتواند بقیهی اعضای خانواده را هم شفاعت کند. میتواند شفاعت کند باز هم با همین فرمول است. یعنی با هم سنخیت و نزدیکی داشته باشند. قابل شفاعت باشند. مقاومتی نباشد. والا دو برادر هستند یکی عمر و یکی محمد در لشگر سیدالشهداء هست و محمد در لشگر عمر سعد، اینها نهایت اختلاف را دارند. شفاعت معنادار نیست. شفاعت جایی هست که اینها سنخیت داشته باشند. نزدیک به هم باشند. می توانند کاری کنند بعد حضرت می فرمایند چگونه می تواند بقیه را وارد بهشت کند. فرمود: «لیشفع فیهم فیشفع حتی الخادم» برای اینکه می توانند شفاعت کند و شفاعتش هم پذیرفته میشود. «حتی الخادم» حتی می تواند خادمش را هم شفاعت کند. «فیقول یا رب» می گوید ای پرورگار «خوید متی» یعنی خدمتگزار کوچک من، میتواند به این هم کمک کند. «قد کانت تقینی الحرة و القرة فیشفع فیها» می گوید این به من خیلی کمک کرد در تابستان من را باد زده در زمستان من را پوشانده اگر من برایت مهم هستم اینهم به من خدمات کرده و می فرماید شفاعت در حق تو پذیرفته می شود. قال الصادق (علیه السلام) حضرت صادق (علیه السلام) به یکی از اصحابش می فرمایند: «یا فضل انما ثمی المومن مومنا یومن علی الله فیجیرالله امانه ثم قال اما سمعت الله یقول فی اعدائکم اذا رأو شفاعة رجل منکم لصدیقه یوم القیامة فما لنا من شافعین ولا صدیق حمیم» ای فضل مومن برای این مومن نامیده شده که وی از طرف خدا دیگران را امان میدهد.1- یعنی دیگران در پرتو ایمان مومن به امنیت می رسند. 2- ممکن است سر و کار هم نداشته باشند اما مون به سراغ دیگران می رود و دیگران را از طرف خدا امنیت می دهد. یعنی از جهنم آزادشان میکند. کجا؟ دنیا. مگر نشنیدی خدا دربارهی شدمنان شما این جوری میگوید. که وقتی یکی از شما برادرش را شفاعت می کند دشمنها چه میگویند. سوره ی شعرا آیه ی 101 «فما لنا من شافعین و لاصدیق حمیم» تا حالا شده یک جای غریب یا جایی که خوشتان نمی آید بیفتید؟ مثلاً یک صدف طولانی در یک روز گرم ولی مجبوری ساعت ها بایستی. می بینی رئیس یا کارمندان آنجا به پشت سری تو چشمک میزنند و سلام علیک میکنند و میگویند بیا برویم داخل کارت داریم. کارش را هم راه میاندازند و می برند. غربت در دنیا خیلی کشنده است.حالا فکر کنید در غربت قیامت، صحنه، صحنه ابدی است. شوخی نیست تو اون صف ائمه می گویند. امام صادق می گویند ما توی اون صحنه در اعراف اعراف فاصله ی بین بهشت و جهنم است. ما در بلندای اعراف می ایستیم و احاطه داریم. می گوید ما تند تند شیعیان را برای اینکه معطل نشوند شفاعت می کنیم. امام صادق می گوید همه آنجه ایستادند و تا ما شما را شفاعت می کنیم بقیه می گویند. «فما لنا من شافعین و لاصدیق حمیم» ای کاش یکی هم بود دست ما را می گرفت. ولی هیچ کس نیست. دست ما را بگیرد. برای این که در دنیا دستشان را ندادند. مثلاً الان در یک فضای اداری یک خانم چادری شوند اما خودشان نخواستند. اصلا دوست نداشتند، هر چه هم این خانم به اینها نصیحت کند اینها قبول نمی کنند. آقای دانشجویی آمده می گوید من پولم برای خوابگاه کفاف نداد یک خانه ی دانشجویی گرفتیم با چند نفر اما هیچ کدامشان نماز نمی خوانند. کارهای خلاف می کنند. من چه کار کنم. پول هم ندارم جای دیگر بروم. دینم دارد از دستم می رود. خیلی فرق است. در یک خانه این شفاعت شامل حالش می شود. مقاومت هم می کند اما آنهای دیگر حاضر نیستند مسخره هم میکنند. این ای کاش را اینجا نمی گوید. آخرت می گویند. این شیعه ای که یک دفعه سیصد هزار سال فاصله می افتد بین او، قیامت 50000 سال است. این باید 250000 سال هم در جهنم بسوزد غیر از این 50000 سال قیامت، یا بعد از قیامت باید 250000 سال بسوزد. این آنجا شیعهی فاسقی هست که مقاومت کرده، پوست کلفتی کرده. حالا می باشد اهل بگو مگو باشد. کسی که نمازش را سبک بشمارد حالا این حالت را ببینید طرف می گوید ای کاش یک کسی دست من را بگیرد. قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) بحار جلد 8 صفحه ی 56 مهم «لاتستخفوا بشیعة علی فإن رجل منهم یشفع لعدد ربیعة و مضر» می فرماید شیعهی علی را تحقیرش نکنید. دست کم نگیرید. چون یک دانه از این شیعیان علی می تواند به اندازه ی تعداد قبیله ی ربیع و مضر شفاعت کند. آنجا هم گفتیم معنای مومن را «انما ثمی المومن مومنا لانه یومن علی الله» حالا بروید توی خودتان ببینید شماها در دنیا قدرت شفاعتی تان چقدر است. فکر کنید که وقتی که می گوید یم شیعه می تواند دو قبیله را شفاعت کند یعنی چه. چون گفتیم حقیقت شفاعت کجاست. قسمتی را می خوانم از امام صادق (علیه السلام) که در مورد صحنه ی قیامت می گوید می فرماید ما با محمد (ما یعنی اهل بیت) و علی و فاطمه و حسن و حسین و فرزندان پاکشان (علیهم السلام) بر اعراف یعنی حد فاصل میان بهشت و دوزخ می ایستیم. این در دنیا اتفاق افتاده یعنی شما اگر دقت کنید در حد فاصل بین بهشت و جهنم، دنیا متن جهنم است. اگر کسی بخواهد همین الان میتواند 14 معصوم را ببیند که بالاتر از همه ایستادند. اگر کسی هوشیار باشد همین الان باید ببیند و بعضی از شیعیانمان را میبینیم که در آن عرصات ایستاده اند. شما فکر کنید کرهی زمین محشر روی زمین آخرتی اتفاق می افتد. همین کره ی زمین با شکل آخرتی اش «یوم تبدل الارض غیر الارض» زمین به یک حالت دیگری تبدیل می شود طوری که به یک صورت یک سطح تمام اولین و آخرین یک جا جمعند. حضرت می فرمایند ما تو این جمعیت را که نگاه م یکنیم شیعیانمان را می بنیم. بعضی ها را یعنی همین الان باید خودت را نشان به اهل بیت بدهی. من وقتی به حرم می خواهم مشرف شوم فکر میکنم چون خودش دارد می گوید «باذن الله و باذن رسوله و باذن الائمة» و به اذن این حضرت من دارم داخل می شوم. اول می ایستم فکر می کنم تولیاقت داشتی بیایی اینجا یا نه. تو از بین این جهنم هایی که گذراندی بعد از مدت ها حالا در این شب جمعه کجایی؟ کجا ایستادی؟ بعد دیدم بعد از گذراندن این عمر امشب شب جمعه در محرم سوم امام حسین در حرم امام حسینم «من زار عبدالعظیم بری کمن زار الحسین بکربلا» هر کس عبدالعظیم را در ری زیارت کندمثل این است که حسین را در کربلا زیارت کند. باذن الله یعنی اجازه داده تا اینجا بیایی الحمدلله می توانست این اجازه را ندهد و تو در جای دیگر باشی. در حالت غفلت حالت گناه حالات دیگری باشی. ولی تو را امشب آورده اینجا. هر وقت هم می آیید اول شکر کنید که بالاخره ما را با این آلودگی و غفلت و گیجی و بدبختی مستی های خطرناکی که داریم فعلاً آورده اند دم در. درست بخوانید.عادت نکنید. بدترین حالت قلب این است که به کلمات مقدس عادت کند. به اذن الله به اذن پیغمبر آمدی اینجا. دست رساندن خیلی مهم است. ضریح دست حضرت است وقتی حرم شلوغ است صحنه کلا قیامتی است. تو از وسط جمعیت باید بروی دست آقا را بگیری. بگویی آقا من اینجا هستم. نگاهم کن. تو حواست باشد.ائمه ایستادند. خودت را برسان. غفلت نکن. مستی نکن. دارند نگاه می کنندیک جوری حواسشان را جلب خودت کن. معطل نکن وقتی تا اینجا راحت داده اند یعنی قبول دارند تورا. یعنی فعلاً پیش مایی می توانی حرفهایت رابزنی. بعد هم با دل شکستگی دعا کنی حرم حضرت معصومه هم همین طور. امام صادق (علیه السلام) فرمود: دخترم فاطمه معصومه به تنهایی می تواند همه ی اهل محشر را شفاعت کند خدا هم می پذیرد. تو بهش رسیدی. ولی حضرت معصومه همان طور که خودش به یکی از بزرگان گفت که وقتی ما می رویم به خدمتش همه اش دنیا می خواهیم. یکبار یکی از بزرگان فرمود این همه خواسته هایدنیایی تان را نیایید به ما بگویید اینها را به همین میرزای قمی به همین فقهایی که هستند بگویید کارتان راه می افتد. به همین امام امت بگویید که نزدیکترین افراد به معصومین است ولی ما متاسفانه چون با تاریخ سروکار داریم. علامهی طباطبائی از ستون ها هستند که ما اینها را اوائل بحث زیارت عاشورا توضیح دادیم. که در آن عرصات هستند و از آنان هر کس که مقصر باشد و به پاره ای از شدائد گرفتار شده باشد بعضی از شیعیان نیکوکار ما را مانند سلمان و مقداد ابوذرو عمار و نظائر آنان که در زمان خودشان و بعد از آن تا روز قیامت بوده اند می فرستیم که آن شیعیان گرفتار ما را چون بازها و شاهین ها به مانند شکارشان آن شیعیان گرفتار ما را از آن معرکهی مهلکه چه کسی می داند یک تکه زمین آتش برمی چیند الان هر صحنه ی دنیا آتش است. در بازارش راه می روی در نگاهت، خیالت در مقابلت بالا، پایین پر از آتش است. ما الان در آتش محاصره ایم. در خانه محاصره ایم. و آنان را در میان هبشت غرق ناز نعمت قرار می دهند. امام ایستاده آنجا می گوید سلمان، مقداد، ابوذر بروید اینها را بیاوردی. و نیز بر دیگر دوستداران ما شیعیان نیکوکاران را برمی انگیزیم. سلمان و مقداد نبودند. به کسان دیگرمان می گوییم که مانند کبوتران آنان را از میان عرصات محشر جمع می کنند آن چنان که پرندگان دانه را از زمین می چینند و آنها را در بهشت به حضور ما می آورند. مقام محمود یعنی این و آنگاه به جای یک نفر از شیعیان ما که در اعمالشان تقصیری داشته اند ولی در موارد رعایت ولایت و تقیه ی و ادای حقوق برادران خود کوشا بوده اند. یکصد نفر یا بیشتر از آنان را تا صد هزار نفر از ناصبیان را به جای آنان در آتش اندازند و گویند و به او گفته می شود اینها فدا و عوض تو هستند و به جای تو به آتش دوزخ گردند و این مومنان داخل بهشت می روند و آن ناصبان را به آتش درافکنند. این چیزی هست که در دنیا باید اتفاق بیفتد. شما باید با این صحنه که الان دارد اتفاق می افتد یعنی عرصات هست، اعراف هست، ائمه هم همین الان در عرفات ایستادند باید تکلیف مان را مشخص کنیم که ما کجای این جمعیت می خواهیم بایستیم. انتخاب با خودت هست تو می توانی پایین باشی که امامان کسی را بفرستد. دنبالت تو را ببرند می توانی بالا پیش امام باشی تا امام به تو بگوید برو کسی را جمع کن و بیاورد. مثل آن کبوترها. انتخاب ها، ارتباط ها، رفتار و افکارت را تنظیم کن. اگر می خواهی وسط جمعیت در جهنمی ها بلولی تا کسی بیاید نجاتت بدهد و یا نه می خواهی کنار ائمه بایستی تا بگویند برو دست فلانی را بگیر بیاور در حدیث بعدی حضرت می فرماید به خدا قسم ما درباره ی گناهکاران از شیعیان مان شفاعت می کنیم تا حدی که دشمنان ما وقتی این گونه ببینند گویند برای ما شفاعت کننده و دوست مهربانی نیست. برای همین خیلی به دل خوشی ها و مشنگی ها و شنگولی ها و خوشی های جهنمی دشمنان اهل بیت غصه نخوریم. اینها چهار روز دارند اینجا می خندند نوبت گریههایشان هست و خیلی هم از غصههای خودتان، غم هایی که به سراغتان می آید غصه نخورید اینها هم برازنده ی شماست و زینت شما هستند.
جلسه 241 - شرح زیارت عاشورا
متن کامل (خام) جلسه 241 - شرح زیارت عاشورا