جلسه 240 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
240
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
10
روز
28
متن کامل (خام) ‌ جلسه 240 - شرح زیارت عاشورا

بسم الله الرحمن الرحیم. بحثمان در مقام محمود بود که در ملاقات سیدالشهداء علیه السلام در زیارت ایشان آن مقام را ما طلب می کنیم و از حضرت می خواهیم که به حضرت عرض می کنیم که از خداوند می خواهم که ما را به مقام محمودی که شما نزد خداوند دارید نائل بکنه این مقام محمود در قرآن که آمده و در روایات هم ترجمه شده توضیح داده شده که این مقام محمود چه هست ما از این جلسه به بعد می خواهیم راجع به این معنا از مقام محمود صحبت بکنیم یعنی مقام شفاعت هیچ کسی بی نیاز از شفاعت پیامبر و اهل بیتش علیه السلام نیست شفاعت یعنی جفت شدن و همراه شدن ما به میزانی که به سمت معصوم حرکت می کنیم که جفت و همراه بشیم نزدیک می شیم شفاعت یعنی نزدیک شدن ما نزدیک بشیم به آن ها و با آن ها همراه شویم اگر می گیم که ما شفاعت می خواهیم یعنی چه یعنی می خواهیم که آن ها ما را چه کار بکنند به خودشان نزدیک بکنند و با خودشان همراه بکنند در حرکت از دنیا که متن جهنم هست یعنی همراه خودشون مارو از جهنم به کجا ببرن به بالاتر ببرن اون ها میان تو دنیا که دست ما را بگیرند یعنی می یان توی جهنم که انسان های بی شماری رو با خودشون از جهنم نجات بدن و به بالا و به بهشت ببرن خودشون نمی سوزند همان طور که قرآن می فرماید جز ناهاو هی خامدَه این جا خودشان نمی سوزند ولی می یان توی این جهنم، سختی های زیادی رو می کشند به خاطر کی به خاطر ماها خیلی اذیت می شن توی این باید وارد این جا بشن بالاخره جای که شأنشون نیست وارد این جا بشن و دست ماهارو بگیرن خون دل بخورند زحمت بکشند ما رو با خودشون به کجا ببرن به مقام خودشون خوب این چیز فوق العاده مهمی است که ما تو دنیا و توی متن جهنم که دنیاست شفیعانی از طرف خداوند آمدند که دست مارو بگیرن مارو با خودشون همراه کنند و به بالا ببرند رد کنند از این جهنم که متن این دنیا که متن جهنم هست جالا همه ی ما در جهنم هستیم بدون استثناء همه تو جهنم هستیم یعنی تو دنیاییم حقیقت جهنم همین دنیاست باطن جهنم همین چیه دنیاست جهنم ظهور همین دنیاست ظهور همین چیه دنیاست بعداً ظاهر میشه خوب حالا که تو جهنم هستیم کی نجات پیدا می کنه از این جهنم کسی که بتونه با معصوم همراه بشه و از جهنم چیه خارج بشه دربیاد از این جهنم پس شفاعت به میزان اختیار ما مربوطه که ما چه قدر مایلیم واقعاً نزدیکگ شیم به معصوم دستمونو بهش بدیم و از این جا چه کار کنیم خارج بشیم ما نمی تونیم فاصله مونو دور کنیم از معصوم بدونیم معصوم کجا قرار داره بعد هی بدوئیم فاصله مونو زیاد کنیم بعد بهش بگیم تو بیا دست ما رو بگرد پیدا بکنه هان تو بگرد ما رو پیدا کن دست ما رو بگیر قائم موشک بازی نیستش که ما بیاییم مثلاً بگیم من یه جای ام قائم می شم تو منو بیا پیدا بکنه هان بیا بگرد پیدا کن منو تازه اگه هم معصوم گاهی وقت ها بیاد تن بده به همین بازی زیاد شده که ما فرار کردیم از دست معصوم، معصوم اومده مارو پیدا کرده اومده سراغمون ولی وقتی که اومده سراغمون پیدامون نکرده می گه خوب پیدات کردم دست بده با هم بریم ما خیلی وقت ها دستمون رو به معصوم نمی دیم مخصوصاً مقاومت می کنیم می دونیم باید چه کار کنیم وظیفمون چیه نمی کنیم او هی به ما می گه ولی خوب ما مقاومت می کنیم زیر بار نمی ریم عامل اساسی برا زیر بار نرفتنِ نسبت به معصوم همون دو تا عاملی هست که همیشه گفتیم که امام باقر علیه السلام از امام صادق هم نقل شده که کلید همه ی بدی ها است چی بود اون دو تا تنبلی و بی حوصلگی علت جهنم رفتن بسیاری اکثر مردم مال تنبلی و بی حوصلگی شون است یعنی می دونی باید نماز بخوانی اول وقت بخونه جماعت بخونه باید به روزه اش اهمیت بده به قرائت قرآنش اهمیت بده به خمسش به زکاتش به جبهه اش به مسجدش به کعبه اش به حج واجبش تنبلی می کنه نه که قبول نداشته باشه ها قبول داره ولی نمی ره جبهه این دو تا اژدهای خطرناک یعنی تنبلی و بی حوصلگی میاد چنگ می اندازه و محاصره می کنند و نمی گذارن شخص حرکت بکنه با این که قبول هم داره هر چی هم معصوم دستش را می بره تو وسط این دو تا اژدها می گه بیا من نمی گذارم این دو تا اژدها به شما آسیب برسونند دستتو بده بیا از دست این ها خودتو رها کن ما می چسبیم به این اژدها و می گیم که نه ما حاضر نیستیم از این ها جدا بشیم یعنی حاضر نیستیم دست از تنبلی و بی حوصلگی خودمون برداریم یک حدیثی هست که خیلی کمرشکن است این روایت نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرمایند که بیشترین ناله های جهنمی ها اِنَّ اکثرا صیاه اهل النار صیاه جمع صیحه است، صیحه یعنی فریاد بیشترین فریادهای جهنمی ها مال امروز و فردا کردنشون است یعنی مال تنبلی کردنشان است بی حوصلگی بی حالی نه که قبول نداشته باشه ها قبول هم داره ولی هی بی حالی می کنه هی کسالت به خرج می ده هی تنبلی می کنه حالا ما بحث جای دیگه داریم الان انجام می دیم الان اون بحث این جا دیگه انجام نمی دیم هر کسی خواست این بحث عمل و تنبلی و این ها را مراجعه کند ولی این جوری است یعنی بیشتر جهنمی ها به خاطر این نبوده که واقعاً اهل جهنم بودند آدم های بدی بودند بیشتر جهنمی ها مال این بود که تنبل بودند بی حوصله و تنبل حجاب را می خواسته رعایت کنه سستی کرده در رعایت حجاب در رعایت مسائل شرعی در نمی دونم خمسش می خواسته بده می ده بالاخره ولی تنبلی می کنه یه وقت می گذاره بره شش سالگی ریسک این که آیا می مونی یا نمی مونی معلوم نیست آیا زنده بمونی خیلی کار خطرناکی است حالا یک موقع ای می زند و خدا سعادت می دهد و طول عمر می دهد و می مونه و حجی بهش می خوره و می ره بعد مالش را حساب می کند و خمس یک عمرش که نداده یک عمر حرام خوری می خواد حالا بره جبران کنه خوب بابا همین الان برو حالا که جوانی اولین روز کارت هست هر جوانی باید برود سال خمسش را حساب کند نه خمس بپردازد ممکن است اکثر مردم ما بهشان خمس تعلق نمی گیرد ولی باید حساب بکند باید برود حساب بکند زکاتش را می خواهد بدهد نمی دهد حج می خواهد برود مستطیع است می تواند برود یک حج تمتع واقعاً یک حج واجب می تواند برود آن قدر وضع مالی اش خوب هست برود یک فیش بخرد برای خودش پاشه بره حالا آزاده دولتش فرقی نمی کنه ها اگر من بتونم الان آزاد بروم واجب است همین حالا آزاد بروم نمی توانم بایستم دولتی باید همین الان آزاد فیش را بخرم و بروم چون مستطیع هستم می توانم این کار را بکنم خودم و همسرم کسانی دیگر خیلی از خانم ها هست الان طلا دارند اندازه کافی و مستطیع هم هستند نمی روند انجام بدهند حج را ارث بهشان رسیده است نمی روند انجام بدهند تنبلی است و این باعث می شود که انسان مسلمان از دنیا نرود اصلاً مسلمان از دنیا نرود کسی که نماز هم بخواند ولی حج را مخصوصاً نرود مسلمان از دنیا رفته و چیزهای دیگر پس شفاعت را دقت بکنید که ما راجع به این شفاعت چون می خواهم وارد خودِ آیات و روایت شفاعت بشیم اول معنایش را بفهمیم یعنی چه که ما باید دست از تنبلی و بی حوصلگی و کسالتمان برداریم و برسونیم خودمون را به معصوم تا شفاعتمون کنه برسونیم خودمونو و دستمون را به دستش برسونیم اون می گه من حرفی ندارم. دست منو بگیر بیاد ما باید خودمونو به اون منبر پیغمبر که در قیامت برپا شده برسونیم اگه ما برسونیم اونا هم دست مارو می گیرن به قول حضرت زهرا سلام الله علیها بعضی از شماها سیصد هزار سال طول می کشه که به ما برسید این سیصد هزار سال فاصله را ما ایجاد می کنیم نه که اونا ایجاد کنند صدها بار سراغ ما میان صدها بار بعد تو دنیا می گیم که آیا اونجا می گیم یا رسول الله یا فاطمه الزهرا دست مارو بگیر می گه من هزار بار آمدم در خونتون فرار کردی از من هزاران بار آمدم در خانه تان هی رد کردی من را این فاصله را ما ایجاد می کنیم با رفتارهایمان خودمان خوشمان نمی آید آن ها بیایند سراغمان وقتی می آیند رو ترش می کنیم ترجیح می دهیم ملاقاتی بین ما و فاطمه ی زهرا صورت نگیرد ترجیح می دهیم ملاقاتی بین ما و امام زمان صورت نگیرد یعنی در واقع ما خودمان از این ملاقات ها و همراهی ها و معیت فرار می کنیم اگر نه نوع برنامه ریزی مان را طوری برنامه ریزی می کردیم که هیچ وقت بین ما و آن ها فاصله نیفتد چون ما در زیارت عاشورا می گوییم اسئل الله ان یجعلنی معکم فی الدنیا والاخره من می خواهم با شما باشم، هم دنیا هم آخرت یعنی نزدیک ترین حالت اوج شفاعت نزدیک ترین حالت اگر می خواهی یا الله دیگر بسم الله شروع کن، از الان زندگی ات را نزدیک ائمه قرار بده با آن ها هماهنگ کن به خصوص با امام زمان چون ما اگر مورد شفاعت امام زمان قرار نگیریم مورد شفاعت هیچ کسی قرار نمی گیریم مورد شفاعت کسی شما باید امام زمان ازت راضی باشد باید خودت را تنظیم کنی رابطه ات با امام زمانت و تنبلی و بی حوصلگی را بگذاری کنار ما در کشور خودمان با آدم های بد سروکار نداریم آدم هایی که اعتقاد نداشته باشند به ندرت آدم های این جوری پیدا می شوند آدم های بد، آدم های کافر، آدم های عنود و لجباز اگر هم به گناه و فسق و فجور هم می روند قبول هم دارند ولی خوب تنبل هستند بی حوصلگی می کند تنبلی می کند به وظایفش را خوب انجام نمی دهد و گرفتار می شود گرفتار می شود، بگذریم برویم به سراغ چه به سراغ مباحث شفاعت حدیثی است از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند که برای پیامبر منبرهایی از طلا می گذارند برای پیامبران یوزعُ الانبیاء منابرُ من ذهبِ یجلسونَ علیه ها منابری از طلا می گذارد که این ها می نشینند روی آن منابر و یبغی من بری لا اجلسِ علیه قائماً بین یدی ربّی عزّوجل منبر منم می گذارند من را منبر هم نمی روم بنشینم می روم می ایستم در مقابل خداوند تبارک و تعالی خوب منتصباً باُمتی مضافتی عیاً بعصبی علی الجنة و یبقا امتی بَعدی می گوید من از ترس این که مبادا بهشت ببرنم و امتم تنها بماند نمی روم روی آن منبر بنشینم می آیم می روم در مقابل خدا می ایستم فعقُلُ یا ربّی امّتی امّتی خدایا پروردگارم امتم امتم، غصه ی آن ها را می خورم من آن جا که هستم چه قدر وجود نبی اکرم ناز است چه قدر کرامت در آن هست چه قدر مهربانی دارد چه قدر دوست داشتنی است این وجود معطر چه قدر دوست داشتنی است و یَعقُلُ الله تعالی خداوند می گوید ما تُریدُ ان اَسنَعَ بِه امتِکَ یا محمد چه کار می خواهی با امتت بکنم چیه هی می گی امتم امتم و عَقلُ یا رب اجعل حسابهم فیدابهم فیاحسبو خدایا اول حسابشان معطلشان نکن تو قیامت این است من را زود به صاحبشان برس معطل نشوند می گیرند می آیند امت حساب امت پیغمبر را فید عابهم و یُحاسبُ محاسبه می شوند محاسبه ی خوب ها که فرمودند به اندازه ی چهار رکعت نماز عصری که می خوانید همه ی خوب ها همین مقدار بیشتر معطل نمی کند خدا آن جا سریع الحساب است یعنی این سریع الحساب حساب طولانی مال کسانی است که دردنیا خیلی فس فس داشتن و معطل داشتند و اذیت کردند و تنبل بودند و هی کارهایشان برای هر کدام از کارهایشان کلی طول کشیده است که راه بیاید بیست سال طول کشیده که نماز خوان بشود نمی دانم ده سال طول کشیده که حجاب دار شود چند سال طول کشیده باید زکاتش را بپردازد خمسش را بدهد نمی دانم تکلیف نمی دانم مذهب هی شل بازی درآوردن آدم های این جوری که معطل می شوند آن طرف هم معطل می شوند این جا هر چه شما زودتر به حساب خودت برسی آن طرف هم معطلی ندارد مال آدم های تنبل و بی حال و بی حوصله ی یا آدم های سخت گیر آدم هایی که وقتی با یکی زندگی کردند زن با شوهر ، شوهر با زن، پدر و مادر با فرزندانشان، فرزندان با پدر و مادرشان آدم هایی که سخت گیری می کنند یعنی وقتی که یک مسئله و کُدورتی بین آن ها و اعضای خانواده یا دوستان و هم به هر حال آشنایانشان انجام می شود سخت می گیرند نمی بخشند از نمی تواند بگذرد حلال نمی تواند بکند بگذارد هی برمی گردد گذشته ها را مرور می کند حوادث گذشته ماجراهای گذشته کارهایی که دیگران کردند اختلافاتی که با هم داشتند ظلم هایی که دیگران کردند به آن ها ول نمی کند، یعنی نمی تواند ببخشد برای همین هم آن جا حسابش چه می شود حسابش طول می کشد چون رد نمی تواند بکند از این جهنم کینه را نمی تواند بکند لذا حسابش هم آن جا همین طوری است معطل خواهد ماند حق الناس خورها کسانی که با خدا، خدا خیلی زود از حق خودش هم ممکن است حساب بکند و بگذرد حتی ولی حق الناسی ها کسانی که نسبت به دیگران ظلم داشتند چیزهایی دیگر آن ها همه اش معطلی دارد آن جا خمس هم میدَخُلُ الجنه برحمت الله تعالی عده ای هستند که به رحمت خدا وارد بهشت می شوند و من هم میدخُلُ الجنه به شفاعتی و گروهی هستند که از آن ها به شفاعت من وارد بهشت می شوند فالله غَرَ اللهُ شفعُه حتی اُعتاز فیدها و عزاللهُ شیفَعِهُ حتی اُعتا سُقاً برجالٍ قد عُمِرَ بهم الی النار حتّی انَّ خازِناً النار یَقول یا محمد ،می گوید من همین جوری شفاعت می کنم می کنم می کنم آن قدر همه ی این ها را نجات می دهم تا بروم بهشت تا یک جای دیگر یک برگ دست من می دهند یک فهرست می گوید این ها را دیگر نمی شود شفاعتی نیست این جا دیگر باید بروم توی جهنم تا آن موقع می گوید دیگر این جا به این حد می رسد خازن جهنم به من می گوید آهای فلانی ما ترکَ الغضه ربّک فی امتّکَ من نغمتک می گوید تو اصلاً هیچ جایی برای خشم پروردگارت در بین امتت نگذاشتی یعنی اصلاً نگذاشتی که خشم پروردگار امتت را بگیرد همه را نجات دادی این مقام رسول الله است خوب هدیه به محضرشان هم صلوات ختم بفرمایید قال رجلٌ ابی عبدالله علیه السلام حدیث در این مورد است که یک کسی می آید خدمت امام صادق علیه السلام انّ النا جارَ الی الخوارج یقولُ انَّ محمداً یومَ قیامَه هَمُهُ نَفسُه فکیفَ یشفی فقال ابا عبدالله علیه السلام ما احدٌ من الاولین و الآخرین الّا و هو یحتاجُ الا شفاعَتِهُ محمدٍ یوم القیامه آمد خدمت امام صادق گفت من یک همسایه دارم از خوارج است این می گوید بابا روز قیامت پیامبر همه اش گرفتار خودش است خودش مشکل دارد گرفتار خودش است آن جا این کی می تواند ما را شفاعت بکند کسی را نمی تواند شفاعت بکند آن جا درگیر گرفتاری خودش را دارد امام صادق نگاه کن چه جوری جواب می دهد ماها باشیم فحش می کشیم به طرف ائمه هر وقت بی ادبانه ترین حرف ها را به آن ها زدند ببینید چه جوری جواب دادند همیشه دقت کنید همیشه همین طوری کریم ما باشیم پیامبر... امام صادق چه جوری جواب می دهد ما احدٌ من هیچ کس از اولین و آخرین نیست مگر این که روز قیامت محتاج شفاعت پیامبر است همه محتاج هستند پرا محتاج اند قائده مند است دیگر چون بعد از خدا کامل ترین فردِ انسان و همه ی دوستداران به مقام انسان کامل چه بشود نزدیک شوند لذا همه به شفاعت پیامبر احتیاج دارند به این که پیامبر آن ها را ببیند نگاه کند بشناسد دعوت کند به سمت خودش دقت بکنند لازمه این که پیامبر ببیند شما را بشناسد این است که این جا که الان تو جهنم هستید او را ببینید پیشش بروید شما آن جا می خواهید در جهنم بروید نجات هم بدهد خوب الان توی جهنم هستیم همه مان اگر الان که در جهنم هستیم برویم پیش پیغمبر مورد شفاعت قرار گرفتیم دیگر ولی اگر الان که در جهنم هستیم یعنی در دنیاییم هی فاصله ایجاد بکنیم بین خودمان و رسول خدا معنا ندارد آن طرف هم به او نزدیک شویم ببین ما چند صد هزار سال فاصله می افتد چون خودت این فاصله را ایجاد می کنی خودت همه ی ما الان در جهنم هستیم همه ی ما الان در جهنم هستیم خوب الان در جهنم هستیم جهنم یعنی چه؟ یعنی جایی که در آن آتش است دیگر آتش کجاست؟ آن جا که گناه است ما غیر از دنیا جای دیگری که جهنم نداریم که همین است که گناه می شود در آن بنابراین همین جایی که آسیب گناه از بالا و پایین و جلو و عقب و راست و چپ دارد ما را تهدید می کند خودت را رساندی به امام حسین به امام زمان خوب بله طبیعی است که شفاعت می شوید یعنی چه یعنی من طرز زندگی خودم و شیوه ای قرار می دهم که در پناه ائمه گناه نکنم می شود شفاعت دیگر شما الان خیلی هایتان از بسیاری از گناه ها شفاعت شده اید به برکت اهل بیت نعوذ بالله زنا نمی کنید قمار نمی کنید، شراب می خورید، آدم نمی کشید، خیلی از گناه ها را شما الان ابا دارید که معصوم شدید یعنی در سایه ی عصمت اهل بیت شما نسبت به این گناه ها حتی معصوم هستید اصلاً نه به خیلی فکرت را می زند نه تحریکی می شوید نه وسوسه ای می شوید انجام نمی دهید اصلاً دعوتتان هم کنند انجام نمی دهید در مورد بقیه ی گناهان هم باید همین طوری هی نزدیکی مان با اهل بیت را زیاد بکنیم تا یواش یواش نسبت به سایر گناهان هم چه شویم معصوم شویم یعنی دیگر جهنمی وجود نداشته باشیم این جا سالم شده باشیم در کنف حمایت آن ها از این جا سالم و بی گناه برویم بیرون روایت بعدی از خود نبی اکرم است صلی الله علیه و آله و سلم انَّ الناس یسیرون یوم القیامةِ حُبشی کُلٌ امته تتبعُ البنیها یقُلونَ یا فلان اشفیِ یا فلان اشفی حتی تنتهی الشفاعةُ الی محمد فذلک مقام المحمود پیامبر می فرماید که هر روز قیامت مردم دسته دسته می شوند هر گروهی دنبال پیامبر خودش می گردد و هی می گوید فلانی شفاعت کن فلانی شفاعت کن تا این که شفاعت به پیامبر می رسد منتهی می شود به پیامبر و این است آن مقامی که برای حضرت مقام محمودی که برای حضرت برای این است آن مقام محمود تا این که می گویم برای امام زمان خود حضرت است خوب این شفاعت آن قدر قوی است آن قدر ارزش دارد که این حدیثی را که می خواهم برایتان بخوانم از امام باقر حضرت فرمودند ببینید یک روحیه ای خداوند تبارک و تعالی در انسان قرار داده است این روحیه ی خدا است دیگر در واقع اخلاق الهی است که اگر کسی در حق شما محبّتی کرد به شما و یا کسی که متعلق به شما است همسرت فرزندت پدرت مادرت از کاری کرد و خدمتی کرد وظیفه ی شما این است که از او چه کار کنید حداقل تشکر کنید متشکرم یادتان باشد قاعده ی تشکر دست شما درد نکند خیلی ممنون زحمت کشیدید خیلی متشکرم نیست این پست ترین مرحله ی تشکرِ قاعده ی تشکر جبران این یادتان باشد که تشکر به معنای علمی و حقیقی اش این است که حضرت می فرماید که اگر کسی لطفی در حق شما کرد شما اول باید چه کار بکنید مثل همان لطف را حداقل یا بیشترش را در حقش چیه اگر می توانید بکنید اگر نمی توانید باید چه کار کنید لا اقل به زبان بیاورید و با زبان تشکر کنید یعنی بگویید من قدر این محبّت شما را می دانم اما نه این که من هی بگویم دست شما درد نکند خیلی ممنونم و خودم هم هیچ کاری نکنم توجه فرمودید این غلط است اخلاقاً کار زشتی است این پیامبر فرمود این توضیحی ای که دادم پیامبر فرمود یعنی ما اول باید جبران کنیم اگر نشد به چه حداقل به زبان بیاوریم امام باقر علیه السلام می فرماید که شما سراغ غیر شیعیان نروید چون وقتی شما می روید غیر شیعیان یک لطفی در حق شما می کنند غیر شیعیان منی که بابای شما هستم وام دار می شوم باید قیامت دست این ها را هم بگیرم توجه فرمودید می گوید نروید منت کشی بکنید از غیر شیعیان سراغ غیر شیعیان نروید یک لطفی در حق شما می کنند یک موقعی ای فردای قیامت یقه ی من را می گیرد آهای محمد بن علی من این شیعه ی شما را فلان لطف را در حقش کردم منتهی تو چه من چی بگم باید بگم تو پاشو برویم دیگر این جوری باید بگویم نمی خواهد بگوید بُخلی دارم نسبت به این قضیه می خواهد بگوید من آن قدر مقام بلندِ مقام شفاعت که شفاعت همین طور که چند هفته ی پیش خواندم هم در حق خود شیعیانم هست فاطمه الزهرا فرمود چی هم در حق شیعیان هم درحق کسانی که به شیعیان چه کار کردند محبت کردنند آن قدر شفاعت قوی است آن قدر شفاعت قوی است لا تسأهم الحوائج و تکُنوا لهمُو الوسیلة الی رسول الله فی قیامه می گوید از غیر شیعیان حاجت نخواهید نه سُنّی ها کلاً اصلاً از هیچ کسی از آن غیر شیعیان حاجت نخواهید چون شما چه کار می کنید با این کار ، با این کار چه کار می کنید فتکُونُ الَهُ شما وسیله ای می شوید برای آن ها به نزد رسول الله رسول الله دیگر آن جا اگر کسی در حق یکی از شماها محبّت کرده است وظیفه اش است که چه کار کند کمکش بکند حالا این کمک مراتب دارد مراتب دارد یا تضعیف عذاب است یا برداشته شدن عذاب یا این که باید بیاید در بهشت بالاخره پیامبر آن جا گیر می افتد دیگر می گوید شماها نروید آن طرف از غیرشیعیان کمک بخواهید و منت کشی کنید و خودتان را خار و ذلیل آن ها بکنید که آن ها یک کمکی به شماها بکنند بعد آن ها هم یقه ی ما را چه کار کنند و یقیه ی رسول الله را بگیرند یعنی آن قدر مؤثر است شفاعت و آن قدر شیعه اهمیت دارد برای اهل بیت دقت کنید از دریچه ی بُخل نگاه نکنید می خواهد بگوید شما برای بچه های ما برای ما آن قدر عزیزید ائمه می گویند امام باقر می گوید، می گوید شماها آن قدر برای ما عزیز هستید تک تک شما که خودتان هیچی اگر یک کسی در حق شما لطفی کرده باشد ما باید آن جا جبران کنیم ببینید نگاه اهل بیت به ما چه است بارها عرض کردم زیارت عاشورا با زبان یک فرزند با پدرش تنظیم شده است و تا شما موفق نشوید با عاطفه ی فرزندی زیارت عاشورا بخوانید واقعاً حقیقت عاشورا را نفهمیدید و حقیقت زیارت عاشورا را نفهمیدید تا وقتی که این حس را نداری که بچه ی فاطمه الزهرا هستی بچه ی امام زمان هستی قبل از این که بچه ی نمی توانی با او یک رابطه ی صمیمی برقرار کنی در حالی که نگاه او با تو یک نگاه پدر است تمام رفتارهایی که انجام می دهد رفتارهای یک پدر است با شما این چه قدر بزرگ است این حدیث خیلی عظمت دارد هم شدت احترام اهل بیت به شماها را می رساند هم شدت علاقه شان را می رساند هم قدرت شفاعتیشان را می رساند قدرت شفاعتیشان را می رساند هم یک رمز می گوید و آن این است که اگر یک نفر موفق شود به یک شیعه کمک بکند باز هم به شفاعت کی کمک کرده است به شفاعت اهل بیت یعنی ما هستیم که آن ها را نوکر شما قرار می دهیم ما هستیم که کاری می کنیم آن ها شرّشان به شما نرسد عرض کنم که یکی از بزرگان می گفتند که خواب یکی از این سرلشگرهای کشورهای عربی را دیده بودند که به رحمت خدا رفته بود این سرلشگر شیعه هم نبوده ولی وقتی خوابش را می بینند می بینند که وضعش خوب است به او می گویند که شما چه اتفاقی افتاده قضیه آن جا چه شده گفت ابا عبدالله به دادم رسید و نجاتم داد گفتم چه طوری روی چه حسابی تو را نجات داد گفت من یک روز که از ارتش داشتم سان می دیدم از ارتش سان می دیدم گفتم اَه چه می شد این ارتش روز عاشورا با من بود من دَمار از این یزیدی ها را درمی آوردم همین توی آرزو آمده بود خیلی مهم است ها چون یک نفس وقتی که می خواهد آرزو کند باید آرزو که می دانی آرزو اتفاقی نیست مثلاً هیچ وقت این قاشق بدون اتفاق تکان نمی خورد نفس هم نمی تواند بدون یک پشتوانه آرزو کند آرزو یک حقیقت ریاضی است که باید یک شرایطی فراهم شود شخص به آرزو برسد شما موقعی که آرزوی گناه می کنید هوس معصیت می کنید یا آرزوی کار آرزوی تقوا و عبادت و کار خیر و عمل صالح می کنید یک سلسله ی ضمین ها همین جوری چیده می شود تا شما آن حقیقت چه می رسید آرزو والّا آرزو کار هر کسی نیست که یک نفر هوس کند برم نماز بخونم نماز خوان شوم روزه بگیرم خمس بدهم این باید بداند که آرزو نمی تواند بکند نمازخوان شود حجاب دار شود نمی دانم آرزو نمی تواند کند برود کربلا آرزو نمی تواند بکند بروی مشهد آرزو نمی تواند بکند برود عمره آرزو نمی تواند بکند حج واجبش را برود انجام بدهد هوسش اصلاً سراغش نمی آید هوس یادتان باشد آرزو دغدغه تمایل و رغبت همه اش معلول کارهایی است که شخص باید بکند در قبل تا برسد به جایی که هنر این آرزو کردن را داشته باشد این طوری نیست که آرزو تصادفی اتفاق بیفتد طرف در اوج فسق و فجور و فساد باشد بعد یک آرزوی خیر بکند نمی تواند اگر آرزو اگر در گناه هم هست فسق آرزوی بزرگ می کند یعنی یک چیزهایی در آن نهان هست یک پاکی های یک تقوائی هایی یک خیراتی یک کارهایی هست که شخص عرضه ی یک چنین آرزویی را پیدا می کند توفیق یک چنین آرزویی را پیدا می کند این شوخی نیست بنابراین اگر شما تو اهل فسق و فجور می بینید یک موقع هایی هوس های قشنگ می کنند این آن هم این نسبت به هوس قشنگی که کرده یک سلسله ی کارهای اختیاری انجام داده است تا به این هوس رسیده است هوس گناه هم همین طور است این طوری نیست که شما یک دفعه هوس گناه و معصیت بیاید سراغتان یک جنایتی کرده قبلاً الان هوس گناه می کنی این که می دانم بلند شوی بروی توی اینترنت فساد بکنی بلند شوی بروی ماهواره نگاه بکنی بلند شوی بروی یک عروسی خراب بلند شوی بروی یک مجلس فاسد بلند شوی بروی یک رفاقت بد برقرار بکنی یک کار زشت انجام بدهی اصلاً موقعی که تصمیم می گیری هوسش می آید سراغت یا حتی دغدغه داری درگیر هستی والا این کار را نکنی قبلاً یک سلسله ی جنایت ها انجام شده است یک سلسله ی انتخابهای بد ارتباط های بد رفتار های بد و افکار بد شروع شده است آمده آمده آمده تا رسیدی به این جا که تو هوس می کنی بروی یک کار خلاف بکنی خیانت بکنی به برادرت خیانت بکنی به دوستت خیانت بکنی به استادت خیانت بکنی نمی دانم به پدر و مادرت نمی دانم بالاخره یک جرمی مرتکب شدی که به این خیانت به این هوس به این نکر حتی رسیدی حتی فکر بد گاهی وقت ها ما فکر بد می کنیم اصلاً انجامش نمی دهیم به هیچ وجه انجامش نمی دهیم اصلاً از آن رد می شویم اما تو یک کاری کردی که این فکر آمد توی سرت قبلاً یک ظلمی کردی یک جا خراب کاری کردی که الان این هوس می آید توی سرت که این فکر می آید توی سرت وگرنه که اصلاً نمی آید انسان به سمت فکر مثل در اجسام داریم قانون اینرسی یادتان هست که هر جسمی حالت سکون یا حرکت مستقیم و خط یکنواخت خودش را ادامه می دهد تا مگر این که از خارج به آن چه وارد شود نیرو وارد شود دیگر این فیزیک است خوب ثابت شده است قانون اینرسی در نفس هم همین طور است یعنی این که شما به خیرید مگر این که اگر یک موقعی که از راه به در شده ذهنتان یا عملتان یا رفتارتان یا چشمتان یا بدنتان هر چه که خارج شود یک جا خراب کاری کردی که این خروج چه شده است صورت گرفته است یک جا خراب کاری کردی حالا این آقا یک دفعه هوس می کند ای کاش این ارتش من کربلا بود همین مقدار هوس یعنی خیلی آدم مایه داشته که یک چنین آرزویی کرده است چون صادقانه است آرزویش دروغ که آرزوی دروغ که فایده ندارد آرزوی صادقانه فایده دارد وقتی کسی یک چنین آرزویی می کند یعنی صدق دارد می خواهد این را خوب این خیلی کمک است حالا امام حسین با این چه کار بکند چون تو نفس اتفاق افتاده است تحول داشته نفس سیر مثبت داشته است یعنی به محضی که روبرو شده با سیدالشهدا می گوید یا رسول الله واقعاً اگر من این ارتش را داشتم عاشورا کمک می کردم امام حسین نمی تواند بگوید که دروغ می گویی می گوید که نمی تواند بگوید دروغ می گویی نمی توانم تو سنّی هستی تو نمی دانم چه هستی تو چه هستی می بینی نه نفس روح آرزوی دارد به وزان آرزوی شیعیان روح روح ولایتی است لذا می گوید که قبول می شود قبول می شود خوشا به حال کسی که عرضه آرزوهای قشنگ دارد و صادقانه صادقانه صادقانه خیلی روایات شفاعت زیاد است خیلی زیاد است من خیلی مختصر انتخاب کردم برای شما که این بحث خیلی طول نکشد یک روایت دیگر بخوانم برایتان از نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم اذا قُمتُ المقام المحمود تتشبعةُ فی الصحاب الکبائر من امّتی و شیفعونی الله و فیهم و اللهُ تشفَعةُ فی من الذا زوریتی خیلی مهم است دقت کنید می فرمائید که موقعی که به مقام محمود برسیم خودش دارد تعریف می کند مقام محمود چه است اذا قمتُ المقام المحمود موقعی که در مقام محمود بایستیم چه کار می کنم تتشبعةُ فی الصحاب الکبائر من امتی برای گناه کاران امت خودم که گناهان کبیره مرتکب شدند شفاعت می کنم این شفاعتی که می گذارند قیامت برای این که به شما تذکر می دهند که برزخ پای خودتان امام صادق هم فرمود برزختان پای خودتان است بنابراین یک کسی لوس نشود بگوید من گناه کردم خوب می ماند گناه کبیره کردم نه گناه اگر یک کسی کرده کبیره باید توبه کند اگر حق الله بوده باید به جا بیاورد حق الله نماز نخوانده روزه نگرفته کفاره نداده است حج نرفته است باید به جا بیاورد اگر توبه اش به این است فقط اگر عمداً عقب بیندازد در واقع مسلمان از دنیا نرفته است و اگر حق الناس هست باید جبران کند این توبه است توبه به این نیست خدایا من معذرت می خواهم ببخشید می گوید حتی اگر چیزهایی که قابل جبران نیست شما مثلاً فرض بفرمایید نگاه ناروا کردید به ناموس مردم خدای ناکرده تعرضی انسان کرده می گوید اگر یک چنین نگاه ناروایی بردی و لذتی بردی توبه اش به این است که به نفس خودت ریاضت بدهی ریاضت بدهی زود جبران شود یعنی اذیت کنی نفست را محرومش کنی از خیلی از لذت ها تا برود کنار مال حرام خوردی باید روزه بگیری نه یک کسی است که روزه بگیرد تمام روزهای ماه رمضانش را هم می گیرد و مال حرام می خورد تو این باید دوباره روز بگیرد روزه بگیرد و این گوشتهایی که از حرام در بدنش ایجاد شده است چه شود آب شود توبه یعنی این استغفرالله نیست که یعنی جبران گذشته باشد توبه یعنی بازگشت بازگشت یعنی من باید می رفتم سمت خدا رفتم سمت کجا جهنم حالا اگر بخواهم بروم پیش خدا باید چه کار کنم مسیر را برگردم بیایم بروم به سمت خدا این باز گذشت عملیات این نیست که بگویم خدایا استغفرالله بله اگر گفتی استغفرالله واقعاً گفتی خدا می پذیرد که تو توبه کنی می پذیرد که شما چه کار کنی توبه کنی می گجوید قبول باشد نمی برمت جهنم ولی جبران باید بکنی حق الله هایت را جبران کن حق الناس هایت را هم چه کار کن جبران کن حالا اگر توی این موقعیت که واقعاً تصمیم گرفتی حق الله را جبران کنی حق الناس را جبران بکنی یک موقعی مردی چون خدا قبول کرده است که تو توبه بکنی جبران بکنی آن طرف برایت ولی این جبران یا توی برزخ است یا کجاست می کشه به قیامت 50 هزار سال قیامت و یا بعد از قیامت تا کی جبران شود بنابراین خیلی دقت بکند انسان شیطان نگوید فرصت داری بعداً جوانی حالا یا نه این حرف باطلی است ولی بگوید من آن جا اگر قیامت برای کسی آثاری از گناهان کبیره مانده باشد شفاعتش می کنم و خداوند هم شفاعت من را می پذیرد مگر بعد می فرماید و الله والله قسم در مورد بعضی شفاعت نمی کنم مثلاً در مورد کسانی که نمازشان را سبک می شمارند حضرت فرمود من اصلاً شفاعت نمی کنم چون این از هر گناه کبیره ای بدتر است شراب خوارها ، قماربازها شفاعت می شوند نمازش را سبک بشمارد نه کسی که اهل مراع و گفتگو باشد قیل و قال باشد خوشش بیاید بحث کند جرو بحث بکند حق با من بود هی بخواهد ثابت کند نظر او درست بوده است زیر بار نرود راحت مذرت خواهی نکند کار اشتباهش را توجیه بکند و هر چیز دیگری که خوشش بیاید همین طوری هی حرف بزند و قیل و قال راه بیندازد توی هر چیزی بگو مگو راه بیندازد این می گوید این طور آدم ها، آدم های خطرناکی اند کسی که اهل بگو و مگو و جر و بحث است کسی که نمازش را سبک می شمارد بعضی از گناه ها را داریم شفاعت نمی کنیم ولی بقیه گناه ها اگر این جا آن ها را نگفته و لا تشفعَةُ فی من اذا زویتی من به خدا قسم کسی که روحیه ی من را اذیت بکنند من شفاعتش می کنم خیلی مهم است این کسی که خاندان من را اذیت بکند من شفاعت نمی کنم خوب این هم در مورد پیامبر است خانواده ی پیامبر که خیلی هست یکی هم که ما احترام سادات را خیلی نگه داریم سادات یک انتصابی به نبی اکرم دارند فرمود بدهایشان را به خدا ببخشید خوب هایشان را به خدا ببخشید بدهایشان را به من ببخشید برای همین خیلی انسان باید مواظب باشد حرمت سادات را رعایت بکند و خدای نکرده بی ادبی و خسارتی به سادات نشود خوب بس است دیگر برای امشب بس است انشاءالله پس من این ها را بخوانم برای عزیزان.

گفتند اگر که توی برزخ ما تقاص اعمالمان را بدهیم و پاک شویم برای قیامت چه می ماند؟ ببینید ممکن است حضرت فرمود برای پاک شدن یک گناه صد سال عذاب است صد سال عذاب برزخ مثل دنیا می ماند که از رحم وقتی که یک بچه می آید برای یک بیماری اش مدت های زیادی طول می کشد که یک بیماری اش حل شود لذا ما اندازه ی کافی خیالمان راحت باشد و غصه نخوریم گناه دارید اندازه ی کافی بله.

اگر بی حوصلگی ناشی از بیماری باشد چه باید کرد؟ می شود باز یک مقداری برطرف کرد اما اگر واقعاً در اختیار انسان نباشد عیبی ندارد.

آیا بنده ای که تازه به راه راست هدایت شده است و با دل و جان سعی می کند تا کارهایش را را انجام بدهد حساب او هم معطل خواهد شد؟ نه. اگر الان عجله داشته باشد، هر چه قدر شما شتاب کنید معطلی آن جا کم خواهد بود.

عرض کنم خدمتتان که یکی خانم یا آقا نوشته اند که من تأثیر کمی می پذیرم از خودم نامید شدم؟ نه این هم حرف شیطان است اگر می خواهید که از این ناامیدی در آید آن سی دی دشمن شناسی را گوش بکنید تا این فکر سراغتان نیاید.

بله اهل تسنن هم امت پیامبر محسوب می شوند و بسیاری از آن ها هم نجات پیدا می کنند مگر کسانی که تعمداً در مقابل پذیرش ولایت حضرت علی لجبازی کرده باشند.

یک سلسله از حق الناس ها را نمی توان به صاحبانشان گفت چه باید کرد؟ این هم قبلا ًدر آموزش دین راجع به این ها تضویح داده ام حق الناس ها 4 قسمتند مادی، معنوی ، فردی، اجتماعی روش برخورد با هر قسمتش را هم گفتم در حق الناس های مادی چه معنوی و چه فردی باید حلالیت بخواهیم و جبران کنیم اگر حلالیت خواستن موجب فتنه و درگیری بیشتری شود باید از واسط استفاده کنیم خودمان را معرفی نکنیم از واسطه یک کسی این پول را برداشته یا بده کار است به این صورت که خودمان مستقیم نرویم اگر هم امکان پذیر نیست واسطه و اگر نشد استغفار کنیم برای طرف مقابل و برای خودمان. مثلاً غیبت کردیم نمی توانیم برویم بگوییم اگر برویم بگوییم آقا ممن غیبت تو را کردم ممکن است مسئله بدتر شود شاید واسطه فرستادن هم برایم مشکل باشد خیلی خوب خودم استغفار می کنم برای او هم استغفار می کنم اگر مالی هم باشد غیر مستقیم جبران می کنم در حق الناس های اجتماعی هم استغفار جبران دارد مثلاً مال ماشین است بیت المال آسیب برساند به او عرض کنم خدمتتان که صدمه زده توی اداره اش کم کاری کرده است از ساعت کاری اش دزیده است عرض کنم خدمتتان که مال بیت المال بوده است سوءاستفاده کرده است این ها را باید به دولت و بیت المال برگرداند و نه چه از طریق حقوقی چه از طریق چیزهای دیگر به هر حال وصیت نامه خیلی چیز خوبی است که انسان حتماً در وصیت نامه اش لا اقل این ها را بنویسد اگر حق الناس های معنوی هم هست باید هم استغفار بکند هم تلاش بکند جبران کند.

خوب یک سوره ی حمد برای شفاء همه مریض های اسلام برای مریض های خودتان مریض های مدنظر با حضور قلب.