جلسه 229 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
229
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
6
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 229 - شرح زیارت عاشورا

بحث ما در زیارت عاشورا، به مقام محمود رسید، به دو مناسبت من فعلاً این بحث مقام محمود را متوقف می کنم و درباره ی وجود مقدس آقا امام زمان (عج) مطالبی را خدمتتان عرض می کنم، یکی به مناسبت این که مصادف است با ایام با سعادت میلاد حضرت هستیم دیگر هم این که بعد از « وان یبلغنی المقام المحمود» باز ما چه را طلب می کنیم؟ « ان یرزقنی طلب ثاری مع امامٍ هدی» توضیحاتی می دهم که آن جا بعد از این فقره خیلی معطل نشویم. بعد بحث مقام محمود را ادامه می دهیم. قبلاً هم بارها به مناسبت های مختلف این را عرض کردیم که خداوند تبارک و تعالی تنها کسی است که می تواند انسان را به هدف خلقتش که خودش هست، هدایت کند. شبیه شدن انسان به خداوند تبارک و تعالی مثل خدا شدن، بنابراین هیچ کس بهتر از خدا انسان را نمی تواند در این مسیر هدایت کند، هیچ کس جز خداوند علم و تخصص های لازم را برای هدایت انسان به سمت خلقتش ندارد. « قُل ان العلم عندالله» همه ی علم نزد خدا است. چند جا در قرآن ما این جمله را داریم بنابراین فقط هدایت خداوند، هدایت حقیقی است. قل ان هدی الله هو الهدی، فقط و فقط هدایت خدا، هدایت تخصصی است و خداوند هم این هدایت را از طرف معصوم اعمال می کند، همه ی حقیقت این است که یک حق تعالی، یک خدایی تجلی کرده، انسانی را به وجود آورده و این انسان را می خواهد برگرداند پیش خودش. قبلاً حقیقت انسانیت را با یک حقیقت و یک وجود ایجاد کرد که همان الروح، قلم، لوح، مثل اعلی، درة البیناء، عقل و نور محمد صلی الله علیه و آله و سلم این بود، بعد این حقیقت را به غالب های مختلف انسان ها، بدن های مختلف همان حقیقت را رساند که همه ی آن ها هم بتوانند مثل همان نور اولیه باشند و مثل خود خداوند تبارک و تعالی باشند. ما هستیم و خدا در این راه اون حقیقت اولیه ای که اصل همه ی ما است یعنی اون نور واحد، آن صادر نخستین که اسامی مختلفی دارد که برایتان خواندم و اسامی دیگری که نخواندم خود آن را به آن یک غالب بدنی داده و فرستاده روی زمین که مردم را مثل خودت کن. یا مثل من کن و تنها و تنها ارتباط با مظهر خدا، خلیفه ی خدا، نماینده ی خدا، راه گشا و نجات دهنده است. دین یعنی چه؟ دین یعنی هر چه که نماینده ی خدا بگوید، دینی یعنی هر چیزی که نماینده ی خدا می آورد. نماینده ی خدا کتاب آورده، با حضور نماینده ی خدا کتاب را باید تفسیر کرد و رفت جلو، کسی نمی تواند بگوید من قرآن را بهتر از پیغمبر می فهمم، برای عمل به دین خدا و حرکت به سمت هدف خلقت و برای فهم کتاب الله ما به معصوم متخصص نیاز داریم. پیامبر هم بعد از خودش، معصومی را متخصصی را معرفی کرده است، اسم به اسم، این هم در منابع اهل تسنن هست، هم در منابع شیعه هست. که پیامبر نفر به نفر معصومی را معرفی کرده به اسم تا امام زمان (عج) را معرفی کرده، دین یعنی پیوند با آن چه که از خدا روی زمین تجلی دارد، یعنی مظهر و نماینده اش هست، بالاخره من مگر نه این است که جز خداوند، کسی هدایتم نمی کند، اگر روی زمین دنبال خدا بگردم باید با کی حرف بزنم باید با مظهر و نماینده اش حرف بزنم دیگه، یعنی کسی که او تأیید کرده است که این مظهر من، خلیفه ی من و نماینده ی من در روی زمین است. همه ی حقیقت دین است اون اصل و ریشه ای که در دین هست، که همه آمدند و گفتند این هست که « لا اله الّا الله » هیچ معشوق و دلبری جز خدا نداریم داستان خلقت با عشق شروع شده و به عشق هم خاتمه پیدا می کند.

« کنت کنز مخفیا فاحببت ان اُعرف فخلقت کیف خلق لکیف اعرف » دوست داشتم بین خدا کلمه دوست داشتن را به کار می برد یعنی اولین چیز دوست داشتن است همه ی حقیقت خلقت این است که هیچ معشوق و دلبر و مقصودی برای انسان ها جز حق تعالی نیست. ما همه یک زمانی پیش خدا بودیم، معشوق ما هم او بوده، تو آغوش او بودیم به صورت یک نوار واحد در کنار او زندگی می کردیم سیدالشهدا علیه السلام فرمود ما، نورهایی بودیم که قبل از این که خلقتی صورت بگیرد در عرش خدا چرخیدیم و به ملائکه ذکر یاد می دادیم تعلیم تسبیح و تملیل می کردیم، ملائکه شاگردان ما بودند، از جبرئیل بگیر تا بقیه ی ملائک ما به آن ها تعلیم می کردیم. داریم حضرت آدم علیه السلام یک زمانی خیلی لذت برد از خلقت خودش ملائکه به او سجده کرده بودند، بعد یادم نیست با حضرت حوی سلام الله علیها بود یا بدون اون گفت خدایا از من بهتر هم تو خلق کردی، از من بهتر هم وجود دارد، خداوند فرمود جبرئیل به داد آدم برس که آدم دارد هلاک م یشود. عجب گرفته اش. ببرش و بهش یک چیزهایی را نشان بده، خلاصه بردش یه جای مخصوص و در یک جای بسیار نورانی و مجلل یک خانمی را می بیند، که گردنبند و گوشواره هایی دارد، تاجی بر سرش هست، مقام سلطنت که به دشت آدم تحت تأثیر قرار می گیرد، می گوید این کی هست، این دختر حبیب من هست، زهرا سلام الله علیها هست، اون تاجش پدرش است، گوشواره هایش حسن و حسین علیها سلام هستند، داستانی دارد این حالا الان فرصتی نیست برایتان بگویم. کنت نسبیاً و الآدم بین الماءِ و طین» من پیغمبر بودم که داشتند گِل آدم را می سرشتند این آن حقیقت است، تمام دین یعنی این که تو فقط و فقط باید با خدا آن هم از طریق نماینده ی مجاز نه نماینده ی غیر مجاز، ارتباط داشته باشی و السلام.

بقیه ی اعمال را آن تعیین می کند برایت، نماز را اون می آورد. شما بین نماز و محصول پیغمبر است، پیغمبر می گوید نماز بخوانید تعیین تعداد رکعات و شیوه اش با ولی است با نماینده ی خداست، همه ی فقه و همه ی احکام دین، همه ی معارف فقه اصغر، فقه اوسط، فقه اکبر، با امام هست و ولی هست، نماینده ی خدا ، بنابراین اصل دین ، یعنی پیوند با ولی خدا با مظهر خدا. بقیه ی احکام، تمام احکام شرع وسیله ای است که من شبیه به این ولی خدا بشوم.

دستوراتی که خودش از طرف خدا برای ما آورده و با نظارت و مدیریت خودش باید عمل کند تا من شبیه او بشوم و به اصل خودم برسم، همه ی دین این است، بنابراین شما هیچ یک از احکام دین را نمی توانید پیدا بکنید که شما را بی نیاز از ارتباط با معصوم بکند. امکان ندارد. باطن همه ی احکام دین خود معصوم است، لذا شما می بینید، نماز، روزه، حج، هر چیزی که شما دست بگذارید روش، باطنش این هست که تو راهی به امام پیدا بکنی.

می فرماید « تمام الحج لقاءنا » امام باقر علیه السلام می فرماید خداوند حج را قرار داد تا مردم جمع شوند در خانه ی خودش و از خانه ی خودش بیایند خانه ی ما خلقت است دیگر. داستان حج، داستان خلقت انسان است ، کسی که مُشرف می شود. این جوری است. می روی خانه ی خدا، و از خدا باید بروی سراغ نماینده ی خدا، مظهر خدا، اگر کسی حج را انجام دهد و اتصال به نماینده ی خدا نداشته باشد، باطل است به درد نمی خورد، برای همین در فرمایشاتی که امام سجاد علیه السلام دارد به شکلی چند تا شرط می گذارد که هر کدام از عمل ها یک پیوندی، یک باطنی دارد.

شما اگر به سیر اسلام و سیر عبادات آگاهی پیدا نکنید به قول امام صادق علیه السلام، ممکن است شصت سال نماز بخوانید یک رکعتش هم قبول نشود، سیر همه ی عبادات و باطنشان این است که شما بعد از آن وصل به نماینده ی خدا و مظهر خدا شوید. اگر دستت در عبادات مخلتف رسید به نماینده ی خدا و مظهر خدا بُرد کردی ولی اگر آن ها را بریده ی از ارتباط با نماینده و مظهر خدا انجام بدهی، بگوییم برای خدا، برای رضای خدا انجام دادم فقط خندا، درست است این حرف اما اگر پیوند تو را آن عبادتی که برای رضای خدا انجام دادی با امام زمان (عج) و مظهر برقرار نکن ارتباط اصلاً قطع است. ما می خواهیم به خدا برسیم راهش معصوم است برای همین شما اگر خدا را هم طلب کنی، نمی توانی بدون پیوند با امام زمان (عج ) به خدا برسی امکان ندارد « من اراد الله بدع بکم » هر که اراده ی خدا را دارد باید از شما شروع کند نمی توانی بدون معصوم کاری کنی.

نماز بدون ولایت، حج بدون ولایت، خمس بدون ولایت، زکات بدون ولایت، جهاد بدون ولایت، هیچ فایده ای ندارد و گاهی وقت ها مضر هم هست و دور می کند انسان را. لذا اگر انسان دچار در احکامش، در اخلاقیاتش دچار انحراف و اشکال بشود اما پیوندش با امام زمان خوب و گرم باشد این امکان دارد نجات پیدا بکند.

ولی کسی که احکامش هم دقیق است، اخلاقش هم خوب است، وقتی ارتباط ندارد با امام زمان (عج) یعنی توی کشتی نیست، غرق است، قبلاً مثال زدیم فرق کسی که با نماینده و مظهر خدا ارتباط دارد مثل کسی است که توی کشتی نشسته توی دریا، موج زیادی هم هست، این حالا توی کشتی که هست آرامش دارد، کشتی دارد می رود به سوی ساحل، این ممکن است توی کشتی چند تا تخلف هم بکند ولی بالاخره می رسد به ساحل. حالا توی ساحل کتکش را هم که خورد نوش جانش ولی به ساحل رسیده است. ولی کسی که معصوم را ندارد و پیوند با نماینده و مظهر خدا را ندارد مثل کسی است که روی تخته شکسته شسته روی اقیانوس، آدم خوبی هم هست گناه هم نمی کند، اشتباه هم نمی کند فایده ندارد، به ساحل نمی رسد. لذا باطن کارها از میزان پیوند شما با امام زمانتان معلوم می شود، سازندگی و مغز عمل یک انسان، مخ عملش بسته به میزان پیوند حقیقی و خدمتی است که نسبت به امام زمانتان دارید.

سؤال از کیفیت ارتباط انسان باوجودمقدس امام زمان (عج) مهم ترین سؤال قیامت است. همان طور که فرمود اسلام بر پنج پایه بنا شده است، بر نماز و روزه و حج و زکات و ولایت فرمود به هیچ چیز به اندازه ای که به ولایت ندا شده، صدا شده، توصیه شده، توصیه نشده است، لذا نمازی که اگر قبول شود، بقیه اعمال هم قبول می شود و اگر قبول نشود بقیه ی اعمال هم قبول نمی شود، همین نماز به ولایت بستگی دارد که آیا این نماز را با ولایت معصوم انجام دادی یا بدون ولایت.

همه ی عقلانیت و شعور این هست که تو آیا وقتی خدا را می خواهی از راهی که خدا می گوید می روی یا غیر راهی که خود خدا می گوید، خدا گفته فقط چون مسیر تخصصی است، با معصوم متخصص باید بیایی، اگر بود شعور داری و عاقلی و اگر نبود خبیث هستی و دیوانه و بی شعور و جاهل از غیر از راهی که من می گویم نمی توانی بیایی پیش من.

لذا وقتی به امام صادق عرض کردند که آقا شیعیان شما بعضی هایشان گناه زیادی می کنند نمی دانم انجراف دارند، چه کار می کنند، اهل تسنن را می رویم، نماز اول وقت می خوانند، قرآن می خوانند، تقوی دارند، چنین و چنان هستند حضرت به شدت ناراحت می شود می گوید تقوی بدون امام چه معنا دارد، اصلاً تقوایی وجود ندارد، تقوی اصل و پایه اش این که سیر تخصصی ات را انتخاب کرده باشی، وقتی قرار است من بهداشت را رعایت نکنم، سلامت معنا ندارد که ، گفتند آقا پس ما راجع به آن شیعیان چه جوری قضاوت کنیم، راجع به این آدم هایی که این جوری هستند چه جوری قضاوت کنیم. گفت در مورد شیعیان بگویید طیب روح صیع العمل» روح هایشان پاک همه یشان، عمل هایشان ممکن است بد بشود، بنابراین انسان حق ندارد نسبت به هیچ شیعه ای کینه داشته باشد از عملش چرا ممکن است بدش بیاید اما از خودش حق ندارد متنفر بشود، حرام است و نمی گذارد انسان به بهشت راه پیدا کند، گفت در مورد آن ها که این کارهای خوب را می کنند چی بگوییم فرمود بگویید « روح هایشان خبیث است چون ارتباطی با نماینده ی خدا ندارند از مسیری که خدا گفته نمی خواهند عمل کنند ولی عملشان پاک است برای همین در بین عرفا شما می بینید کسانی قدرتمندتر و زودتر و عمیق تر رسیدن به هدف که عرفانشان، عرفان ولائی بوده کسی که روضه را دارد، صلوات را دارد، امام زمان (عج) را دارد این خیلی زودتر می رسد. خدا رحمت کند مرحوم آشیخ جواد آقا انصاری رحمة الله تعالی علیه را استاد بزرگ عرفان کسی که خود خدا مستقیماً تعلمیش کرد، استاد شهید دستغیب استاد مرحوم آمیزجواد آقا، استاد مرحوم نجابت، یک آدم برجسته وقتی که راجع به مرحوم ابهری صحبت می کرد می گفت آقای ابهری، چون توسلش به سیدالشهدا علیه السلام بیشتر است مکاشفاتش دقیق تر است و درست تر. انسان در سیر و سلوک ممکن است خواب های مختلفی ببیند، مکاشفه برایش اتفاق بیفتد، اما شیطان می تواند توی خواب هایش و مکاشفاتش نقش داشته باشد. و یک مکاشفه ای را که خوب هست را خراب کند و انحراف ایجاد کند مکاشفه اگر صورت گرفت باید دید صحیح است یا نیست تازه، راه دارد برای تشخصیش اگر مکاشفه ای که من کردم، خوابی که من دیدم، دستوری که توی خواب یا حتی توی بیداری به من دادند آیا درست است، یا درست نیست ممکن است مکاشفه ای هم باشد امام اشتباه باشد، فرمود صحیح ترین مکاشفات را این دارد چون با سیدالشهدا علیه السلام رابطه اش گرم تر است. روضه می خواند، اهل توسل به سیدالشهدا علیه السلام است. بنابراین شما وقتی پیوند با معصوم دارید یعنی رابطه ات با معصوم حسنه است، معصوم کاری ندارد که تو اشتباه می کنی، گناه می کنی، یه ذره ممکن است جاده خاکی بروی این طرف، اون طرف چون تو رفاقت و پیوند و دوستی و ولایت هستی همه جا دستت را می گیرد، مثل پدر و مادری که با بچه شان خیلی رفیق است، بچه اش را دارد دیگه هان.

مثلاً شما خانم شما می خواهی بروی زیارت، حج، بدون آقاتو نرو، آن جا شلوغ است یا توی شهر بدون مرد نرو، آقا کوچولو، پسر کوچولو، دختر کوچولو بدون پدر و مادرت نرو آن جا، خب مگر مردهای دیگر آن جا نیستند مگر پدر و مادرهای دیگر آن جا نیستند چرا ما به این بچه می گوییم نرو، برای این که هر کسی مواظب بچه ی خودش است، این بچه ولی ندارد وقتی ولی ندارد اگر آسیبی بیاید کسی حاضر نیست برای این فداکاری بکند این آسیب می بیند. اما شما وقتی دست بچه ات را، خواهر کوچکت را، برادر زاده ات را، خواهر زاده ات را که ولی اش هستی، دوستش داری، باهاش ارتباط داری، می گیری، هر جا خطا هم بکند برش می گردانی رابطه ات هم هرگز باهاش خراب نمی شود ما این همه پدر و مادر بچه هاشون خرابکاری می کنند، گناه می کنند، معصیت می کنند و هیچ وقت علاقه و عاطفه و این چیزهاشون به هم نمی خورد، چون تو ولایت پدر و مادر مانده لذا دستش را می گیرد مریض هم بشود بیمارستان می بردش، کار خلاف هم بکند می بخشدش، بالاخره با هم هستند، یعنی هر جا این بابا و ننه بروند با وجود همه ی اشتباهات بچه، بچه را با خودش می برد. این معنای این حدیث است که: « حب علی حسنةٌ لا تضُر معهاسیه » حب علی به حسنه ای است که هیچ گناهی به آن آسیب نمی رساند به انسان، نه این که گناه آثار تاریک کننده و عقاب ندارد، یعنی این که شخص را برای همیشه نمی گذارد، بدبخت و بیچاره بشود، بالاخره با حُب علی نجات پیدا می کند، نه این که خدا می خواسته علی علیه السلام را عزیز و دُردانه بکند، بگوید من این را خیلی دوست دارم، اگر کسی این را دوست داشت، من هم خیلی دوستش دارم، گناهش را هم می بخشم، چون من این را دوست دارم، نَه اصلاً مسیر، مسیر ریاضی و عقلی است. مسیر، مسیر تخصصی است، با ولایت معصوم تو ارتباط داری با خدا، بنابراین نجات پیدا می کنی، اصول تو دستت است همیشه. دقیق ترین دستورات، علمی ترین دستورات، درست ترین دستورات را داری اگر اشتباه هم کردی، وصل به علم صحیح هستی، بدون معصوم این جور نیست.

این که خدا می گوید « لولاک لما خلقت الا فلاک » اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی کردم یعنی بدون معصوم خلقت عبث است، چون مردم نمی توانند به خدا برسند، بدون نماینده ی خدا « و لو لا علیٌ لما خلقتک » نه این که علی علیه السلام قیمتش از پیغمبر بیشتر است که اگر علی نبود تو را خلق نمی کردم، بلکه اگر علی نبود، داستان هدایت تخصصی تحقق پیدا نمی کند و اگر می گوید « لو لا فاطمه لما خلقتکما » اگر فاطمه نبود. شما دو تارا هم خلق نمی کردم، چون فاطمه مادر امامت هستش. اگر فاطمه ای نباشد، حسن و حسین هم نیست، تخصص از بین می رود. دقت بکنید مثلاً از دایره ی عاطفه و عزیز دُردانگی بیایید کنار، اصلاً بیاوریدش بیرون غلط است. مسئله، مسئله تخصصی بودن حرکت به سمت خداست، لذا حقیقتاً میزان تقرب شما به خداوند تبارک و تعالی به میزان نحوه ی ارتباط و کیفیت ارتباطتون با امام زمانتون روشن می شود. این که مهمترین سؤال قیامت، سؤال از امام زمان هست همین است که « یوم ندعوا کل اناسٍ به امامهم » ما هر گروهی را با امام زمانشون محشور می کنیم یعنی به من و شما هیچ کدام کاری ندارند عزیزان روز قیامت که بگویند آقا شماها چرا اجازه دادید امام زمانتون آواره و طرد شده و تنها و یگانه باشد، این را از من و شما حتماً سؤال می کنند. این که من بارها این قضیه پیوند با امام زمان (عج) را تکرار می کنم، این که شما دلتان را به عبادت و درس خواندن و عرفان و معنویتتان خوش نکنید اگر توی زندگیتون حضرت راه ندارد. دیگر ده ها بار من این خوابم را جاهای مختلف تعریف کردم، که بعد از این که از نوجوانی مبارزه کردم تا انقلاب شد و از انقلاب همه اش تو مبارزه بودم تا جنگ و توی جنگ هم تمام تا آخر جنگ بودم، بردندم جهنم، فقط به جرم یک گناه آن هم کوتاهی در حق امام زمان (عج).

دلمون را به کارهامون خوش نکنیم ها، مبنای اصلی این هست که آقا تو با امام زمان (عج) پیوند داری یا نداری، امام زمان توی زندگیت راه دارد یا ندارد. تو سبد اقتصادی، عاطفی و سبد فکری و فرهنگی و هنری شما در ارتباطات دیگر شما امام زمان دخالت دارد یا نه. چه قدر انگیزه ی زندگی هست برای شما امام زمان (عج). ما انگیزه هامون غیر از امام زمان است، با انگیزه های شهوانی و شخصی و حیوانی داریم زندگی می کنیم. بله یک امام زمان را هم در کنارش دوست داریم و می گوییم در کنارش یک کاری هم برای امام زمان (عج) بکنیم، این غیر از این است که یک نفر بگوید نَفَسَم تویی، برای تو نفس می کشم، ای کاش وقت بود برایتان یک کمی ندبه می خواندم طاقت ندارم بخوانم، اَین، متی ، ماها هم که خیلی می گوییم و تکرار می کنیم و شماها که می شنوید هنوز خیلی کلاهمون پس معرکه است نسبت به امام زمان (عج). یعنی واقعاً امام زمان (عج) حضور جدی در زندگی ماها ندارد. حضور جدی یعنی من واقعاً حس کنم. ببین عزیزان یک کسی یه بچه ای دارد، بچه ی دوم که می آید یه حضور دارد یعنی حساب می شود. بود و نبودش توی خانه فرق می کند. یه مادر نمی تواند بگوید من 5 تا بچه دارم یکیش نیست. اون یکی نباشد، حساب می شود. پنج تا بچه داشته باشد یکیش توی همان روز زایمان مرده ولی تا آخر اون جایش هست و توی خانه احساس می شود من دیدم مادرانی که بچه ی چند روزه اشون مرده بعد مدت ها هنوز جای خالی اش را حساب می کنند. این که دیگر زنده است. امام زمان (عج) بابای زنده ای که ما به یُمن او داریم غذا می خوریم و روزی می خوریم و حیات داریم. جایی توی زندگی ما ندارد یعنی ما اصلاً حسش نمی کنیم باری برای ما نیست. بار نیست ها. یک شکوه است. هیچ وقت یک نفر که یک همسر دارد، همسر خودش را بار نمی داند. مردم می زنند با چه بدبختی خودشان را همسردار می کنند، پسر سرباز است، پول ندارد، گرفتار است، می زند زن دار بشود دوست داردیک نفر را توی زندگیش حس کند کنارش و از این که می دود و تلاش می کند برای یک نفر اصلاً این احساس بار نمی کند، یک نوع سلامت است، یک افتخار است، یک زن هم همین طور، حقوق دارد، شغل دارد، اما دنبال این هست که یک همسر داشته باشد، بچه ندارد می زند که بچه دار شود، بچه جز دردسر چی هست. یکی، دوتا، سه تا، می خواهد حضور داشته باشد می خواهد وقف بشود، ولی ما اصلاً حضوری در زندگی مان ندارد حضرت. یعنی ما وقتی توی سبد خانواده مون از هیچ جهتی احساس نمی کنیم الان مثلاً اگر اعضای خانواده مون پنج نفر هستند، احساس نمی کنیم امام زمان نفر ششمی هست که واقعاً تو جدول برنامه ریزی هفتگی من، تو عبادات من، تو دلدادگی های من، تو غم و شادی های من، واقعاً حضرت هست سهمی دارد، نه فقط خمس که سهم امام هست که خیلی از ماها همین خمس را هم پرداخت نمی کنیم و مورد لعنت خدا و امام و ملائکه قرار می گیریم کاری با این ندارم. نَه سهم جدی هیچ حضوری ندارد. سهم ندارد حضرت، شما الان رفقایی که دارید، رفیق های نیم بند یک رفیق هست که ماهی یک بار می بینیدش، می بینی این بار دارد توی زندگیت می گویید آقا من یه رفیق دارم بالاخره باید یک بار ببینیش، تلفن بهش بزنم، باهاش خداحافظی کنم، باهاش سلام عیلک کنم، اگر مریض شد بروم، اگر کاری داشت انجام بدهم، صله ارحام را که می گویند واجب است برای چه است؟ برای این است که رحم شما توی زندگی شما جایگاه دارد، رحم هستند، خاله، عمو، دایی، بالاخره بار دارد این، یعنی نمی توانی مسئول نباشی، نمی توانی به حساب نیاوریش، نمی توانی نبینیش ، حضرت فرمود در آیه ای که در مورد صله ارحام هست فرمود بوی بهشت از پانصد سال راه می رسد، کسی که صله ارحام ندارد استشمام نمی کند، بوی بهشت را، امام فرمود بزرگ ترین رحم شما ما هستیم، ما اصلاً صله نداریم با امام زمان (عج)، صله ندایم یعنی اصلاً جایگاه نیست، واقعاً نمی توانم آن چه را که در قلبم هست را به لفظ تبدیل بکنم، یعنی هیچ کدام از ما اعضاء خانواده، حس نمی کنیم که همه ما یک قسمت از وجودمان مال پدرمون است، مال بابامون هست، مال اماممون هست، توی انقلاب مردم این را خوب فهمیدند، یک مردی می رفت توی تظاهرات، زن خانه می فهمید که وظیفه اش هست برود، من همه کس این مرد نیستم، این باید برود، زندان برود شکنجه بشود، سی سال برایش زندان ببرند، می فهمید و بچه ها را هم خوب نگه می داشت می گفت وظیفه است چه کار کنیم، تکلیف است، زنی که می رفت توی زندان شکنجه می دید، مردش درک می کرد این را، نمی گفت بنشین سر خانه ات مگر من شوهرت نیستم. تو بی خود کردی رفتی تظاهرات. هیچ کسی این حرف را نمی زد، می دانستند حق است این کار می دانستند این زن همه ی وجودش مال من نیست، این یک بابایی دارد از من مهم تر، یک امامی دارد از من مهم تر، اگر من حلالش هستم به اذن اون آقاست، به برکت اون آقاست، اگر من شوهرشم، بچه ها هم می فهمند اگر باباشون می رود مبارزه می کند، می رود زندان معقول بود برایشان، یعنی این نبودن مرد، نبودن مادر در خانه، شکنجه شدن در زندان این معقول بود. یک خانمی من چند وقت پیش آستان قدس سخنرانی داشتم ایشون هم آمد آن جا گفت دخترم را جلویم شکنجه می کردند تا من حرف بزنم، شما ببین یه مادر با دختر چه رابطه ای دارد، بخواهی ازش حرف بکشی ولی این معقول است می فهمیم ولی چرا وقف امام زمان (عج) شدن معقول نیست برای ما، چرا خانواده های ما، زن های ما شاید خیلی هایشان نفهمند اگر شوهرشان باید برای امام زمان (عج) دست به شمشیر ببرد و کارهایی بکند زن ها نمی فهمند. چرا شوهرها نمی فهمند که خانم هایشان وظیفه دارند واجب است راضی نیستم، اذن نمی دهم، اجازه ندارد، مگر شرع مقدس نگفت باید به اجازه ی من باشد، از این بازی ها که الان مردها خیلی ها سر زن ها در می آورند، چرا مرد نمی فهمد که زنش باید توی خیلی از صحنه ها برای امام زمان (عج) حضور داشته باشد و مرد باید تحمل کند و بار زندگی را بکشد تا همسرش هم بتواند نسبت به امامش، بار بکشد وظیفه اش را انجام بدهد، چرا نسبت به بچه هامون ما این جوری نیستیم. چرا اگر به کسی بگوییم آقا تو به جای هیجده واحد، دوازده واحد بگیر، که وقت داشته باشی برای امام زمانت هم کاری کنی تعجب می کند. چرا به یک کسی می گوییم یه قسمتی از درآمد و حقوقت را برای امام زمانت بگذار، عیبی ندارد که سختی بکشید خودتان، تعجب دارد این؟ اگر ما رفتیم برای زنمون همه ی ثروتمون را فروختیم که یک بیماری صعب العلاج را علاج کنیم خانه را فروختیم می رویم مستأجر عوضش همسرم نجات پیدا کند، این عجیب است، اگر کسی برای امام زمان خواست یک هزینه زیادی کند این تعجب دارد یا نه، وقت ها و هزینه ها و پول ها و عواطفی که تاریخ مصرفشون گذشته و به درد نمی خورد و سوخته است برای امام زمان (عج) خرج می کنیم، بار ندارد حضرت توی زندگی ما و تا وقتی ما به این وفاداری نرسیم. بدانید که عبادت های ما به دردمون نمی خورد، نمی تواند نجات دهنده باشد، چون ما پیوندی نداریم اصلاً با حضرت. جشن نیمه ی شعبان ، برای کسی جشن است که واقعاً توانسته باشد امام زمانش را پیدا کند در نظام فردی آشتی باشد با حضرت به منعای واقعی و در نظام اجتماعی تلاش به آشتی دادن دیگران بکند، برای امام زمان (عج) و در نظام خارجی تلاش کند امام زمان (عج) را به غیر از مسلمان ها بشناساند، تلاش و سعی زیاد با خون دل، با زحمت با پول خرج کردن، با کارهای دیگر، وقتی من اصلاً وقف بابایم نیستم، یعنی هیچ فایده ای برای این بابا ندارم و دائماً هم دارم اذیتش می کنم. شما ببینید ما عاق والدین داریم، عاق والدین می گوید آقا شما اف بگویید به پدر و مادر عاق هستید، نمازت هم به درد نمی خورد، شهید هم بشوی دیگه به درد نمی خوره، یقال المال اعمل ما شد فانی لا اغفرلک ابدا » به عاق والدین گفته می شود و هر کاری می خواهی بکنی، بکن من هرگز نمی بخشم تورا، عاق امام زمان (عج) شدن چی؟ ما گناه می کنیم، اذیت می کنیم، کاری هم نمی کنیم. بعد هم می خواهیم روسفید باشیم خب نمی شود عزیز من. ما این قدر گرفتار فرمول های اجتماع هستیم و دستورالعمل هایی که اجتماع دارد به ما می دهد و لوازمی که این اجتماع جهنمی برای ما درست می کند، فرهنگ غالب بر جهان دارد به ما این قدر گرفتار این ها هستیم و باید و نبایدهایم، واقعاً تکلیفشون و شرع را گذاشتیم کنار. علی علیه السلام می فرمایند. منفورترین آدم ها کسانی هستند که وقتی به آخرت خوانده می شوند سست هستند و وقتی به دنیا خوانده می شوند نشاط دارند. انگار که هر چه دارند عمل می کنند واجب هست برای آن ها، از کارهای دنیایی و انگار آنی که دارند در آن کوتاهی می کنند ساقط شده از آن ها، پیوند با امام زمان، وقف امام زمان (عج) شدن خدمت به امام زمان کردن، والله . بالله، تالله، از ما ساقط نشده عزیزان، ما اهلش نیستیم، بیاییم تو این یکی، دو شبی که وقت داریم واقعاً آشتی کنیم، جشن ما این باشد، چون جشن که برای امام زمان (عج) معنا ندارد که برای ما معنا دارد و کی معنا دارد زمانی که من و شما تو پیوند با حضرت باشیم، جشن می دانی چه قدر صفا دارد زمانی که تو درونت احساس کنی که منتظری، چرا چون امیرالمؤمنین علیه السلام قول داد که اگر تو منتظر باشی با من و هم درجه ی من در بهشت هستی. این جشن دارد، این سرمستی دارد و این ذوق هست. شما اگر این را داشته باشی همین ساعت هایی را که الان داری می گذرانی و همین روزها و شب ها احساس می کنی یک نور عظیم در تمام وجودت روشن است. یک شادی زیاد یک آرامش ماندنی و همیشگی، اما این که وقتی نیمه شعبان هم می آید، ما غصه داریم ها، و نمی توانیم از این جشن بزرگ استفاده کنیم، نمی توانیم آن طوری که خدا گفت که یک مؤمن همیشه باید آرام و شاد باشد، ما شاد و آرام باشیم، به دلیل این است که ما اساساً تو محور شادی و آرامشی که امام زمان (عج) هست، نیستیم باطن ماه مبارک هم امام زمان (عج) است. اگر شما قبل از ماه مبارک به باطن روزه که ولی عصر ارواحناه فده هست ارتباط برقرار کنید روزه تون هم فایده ای نخواهد داشت یعنی نه لقایی صورت خواهد گرفت، نه شب قدری که همه می روند پیش امام زمان (عج) برای شما میسر خواهد بود. درکی ندارید از شب قدر، قدر هر کسی و شب قدر هر کسی به میزان پیوندی است که با امام زمانش دارد، انشاءالله این بحث را در جلسه ی بعد ادامه خواهیم داد. والسلام