جلسه 123 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
123
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
9
روز
5
متن کامل (خام) ‌ جلسه 123 - انسان‌شناسی (قم)

سلام علیکم و رحمۀ الله.@ أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضر مقدس سیدالشهداء(ع) و همه شهداء کربلا و بازماندگان عاشورا صلوات ختم بفرمایید.@ بحثمان درباره این بود که عمل مقبول یعنی چی و عمل چه موقع نامقبول هست وقتی میگویند عمل نامقبول هست گاهی وقتها به این صورت هست که انسان عملی را انجام میدهد که بیخاصیت است یعنی آن تأثیری را که باید بگذارد نمیگذارد.@ مثل اینکه پیامبر فرمود(مَن لَم تَنهی صَلاتَهُ عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکَر لَم یَزدَد مِنَ اللهِ إلاّ بُعدا) کسی که نمازش این توان را ندارد که او را از فحشا و منکر باز دارد با نماز خواندن فقط از خدا دور میشود یعنی پوست کلفتتر میشود مغرورتر میشود لوستر میشود متوقعتر میشود.@ و همین نماز خواندن را وسیلهای برای یک وجه معنوی و اسلامی برای خودش قرار میدهد و در لوای آن نماز و روزه و حالتهای مذهبی گناههای زیادی را مرتکب میشود و دلش را هم به همین خوش میکند البته ما نباید در ذوق کسی بزنیم و کسی که نماز میخواند برویم به او گیر بدهیم این برای خودمان است استفاده خودمان هست.@ هیچ کس نباید با نماز دیگران کاری داشته باشد و انسان اصلاً نباید با هیچ کس فضولی کند در کار کسی و دخالتی بکند هر کس یک نماز دست و پا شکسته هم دارد شرافت دارد به کسی که اصلاً نماز نمیخواند این به این معنا نیست که اگر کسی نماز میخواند اعمال دیگری هم انجام میدهد باید به او بگوییم نخواند چون ممکن است(لم یزدد من الله إلا بعدا).@ نه بالأخره نماز یک کاری با انسان میکند به پیغمبر گفتند این کسی که پشت سر شما نماز میخواند این دزدی هم میکند چنین و چنان هم میکند حضرت فرمود(إن صَلاتَهُ تَنهاهُ یَوم ما) همین نماز دست و پا شکسته یک روزی نجاتش میدهد بالأخره کمکش میکند.@ الان نه ولی بالأخره این ارتباط به قول آن بنده خدا این آب باریکه حساب جاریه به قول خدا رحمت کند استاد ما حضرت آیت الله مجتهدی میفرمود آب باریکه، این آب باریکه بالأخره یک کاری میکند کاری با آن نداریم برای خودمان باید اینها را استفاده بکنیم نمیخواهیم در کار کسی فضولی بکنیم.@ یک موقع است بحث این هست که این عمل اثر ندارد مثلاً(رُبَّ صائمٍ لَیسَ لَهُ مِن صِیامِهِ إلاّ الجُوعِ وَ الزَماء) چه بسیار روزهداری که جز گرسنگی و زمأ، یعنی همان تشنگی، استفاده دیگری از روزه خودش ندارد گاهی وقتها وقتی میگوییم عمل مقبول نیست.@ یعنی شخص اساساً کاری که دارد میکند به چیزهایی مبتلاست که این هر عملی انجام بدهد دیگر فایدهای ندارد مثل کسی که رژیم لاغری گرفته بعد دستورالعملهای دکتر را واقعاً رعایت میکند مثلاً میگوید ورزش کن این کار را بکن آن کار را بکن از صبح اینطوری غذا بخور ظهر اینقدر بخور شب اینقدر بخور.@ این میخورد بعد میبینی که آخر شب یک غذای سنگین پرچرب را برمیدارد میخورد تمام زحماتی که در طول روز کشیده این کالریهایی که آب کرده هدر میرود یا صبح بلند میشود یکدفعه دلی از عزا در میاورد مثل خیلی از بزرگانی که اینطوری هستند.@ مثلاً مرض قند دارد نوع بزرگان اینطوری هستند دکتر به آن رژیم میدهد میگوید باید رعایت بکنی بچهها هم نگران پدر و مادر هستند به پدر و مادر میگویند باید رعایت بکنید بابا برنج نخور این را نخور آن را نخور یک جاهایی من زیاد دیدم پدر و مادر به بچههایشان دعوا میکنند.@ میگویند به تو چه، چکار داری من برنج میخورم یا نه، تو اصلاً با رژیم من کاری نداشته باش یا مثلاً جلوی بچهها رعایت میکنند بعد یواشکی بچهها که خوابند نصف شب بلند میشوند میروند در آشپزخانه خلاصه یک دلی از عزا بزرگترها در میاورند این دیگر همه زحماتش را هدر میدهد.@ از اینطرف داروهای دکتر را میخورد از آنطرف میرود یک چیزی میخورد که کل این داروها اثرش از بین میرود. در رابطه با حرکت ما به سمت هدف خلقتمان به سمت الله بعضی از خُلقیات و رفتارها هستند که اگر شخص آنها را انجام بدهد هر کاری که بکند دیگر فایدهای ندارد.@ یعنی در واقع تقربی حاصل نمیشود نه نمازش دیگر به دادش میرسد نه قرآنش نه روزهاش نه هیچ چیزی دیگر به داد او نمیرسد نوع این رفتارها رفتارهایی هست که با اسم شریف رحمان سروکار دارد شما بعد از الله که از هو بعد از هو که مقام غیبی هست الله که جلوه کامل هو هست.@ اولین اسمی که از الله تجلی دارد اسم شریف رحمان هست عامترین اسم اسم رحمان هست رحمان اسمی هست که آنقدر قدرت دارد و وسیع هست که بجای خود الله هم مینشیند چند جا در قرآن خداوند خودش را به اسم رحمان اعلام کرده(ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ) یعنی برابر کرده رحمان را با الله، الله همه اسماء را دارد.@ رحمان هم اینطوری کرده خدا را بخوانید یا رحمان را(ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ) (فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏) اینقدر رحمان بزرگ است بنابراین عامترین اسم بعد از الله اسم شریف رحمان است لذا اگر کسی بخواهد معلوم شود که این واقعاً رشد کرده یا نه.@ یعنی دارد حرکت انسانی میکند در بخش فوق عقلانی، دارد به الله شبیه میشود یا نه باید ببینیم که این آدم در زندگی چقدر مهربان است چقدر به رأفت و مهربانی افتاده البته مهربانی با مقیاس آخرتی نه مهربانی با مقیاس دنیایی، چون مهربانی با مقیاس دنیایی در آن خشونت است در آن قساوت است.@ مثل اینکه فرض بفرمایید یک نفر روی مهربانی اجازه بدهد بچهاش بیحجاب بشود بینماز بشود این خشونت است چون این بچه آخرتش از دست میرود یک کسی از روی مهربانی به یک کسی امر به معروف و نهی از منکر نکند بگوید خلاف است خوب نیست این حرف خشن است نه.@ یک کسی مهربانی کند و بگذارد در حیطه خانوادگی خودش گناه بکند در محیط ولایتی خودش، بگوید حالا اگر بگویم دلش میشکند من تذکر ندهم این خشونت است شما اگر میتوانی حرفت را میخواند میتوانی به آن بگویی خواهرت است مادرت است همسرت است دخترت است در محل کار چندتا خانم داری.@ این خانمها یا همکارت هستند یا منشی هستند یا هر چه هستند حرفت را میخوانند به آنها بگو شما باید نماز بخوانی حجابت را رعایت کن وقتی نگویی قساوت است در حقشان جنایت کردی این مهربانی را با مقیاس تولد تا بینهایت میگوییم مهربانی، این رحمت میشود این رحمانیت است.@ پس علامت اینکه یک نفر دارد حرکت به سمت الله میکند مهربانی است اینکه پیامبر میفرماید(کُلَّ ما إزدادَ للعَبدِ إیمانَاً إزدادَ لِلنِساءِ حُبَاً) هر چقدر ایمان شخص افزایش پیدا میکند علاقهاش به همسرش بیشتر میشود حالا همسر هم گفتیم مصداق است، نساء اصلاً مصداق است رجال، ولدان، إخوان و أخوات أمهات.@ هر کس انسانهای دیگر حضرت یک مصداق گفته میگوید هر کس ایمانش دارد افزایش پیدا میکند یعنی انسانتر دارد میشود حتماً علاقهاش، مهربانیاش به دیگران هم بیشتر است این آدم نرمتر، مهربانتر، باگذشتتر، شیرینتر، متواضعتر، نرم نمیشود مهربان میشود این علامت این هست که شخص دارد به الله نزدیک میشود.@ نوعاً آنجایی که حالا میخواهیم راجع به آفت عمل صحبت بکنیم آفتهایی هست که دقیقاً معلوم است شخص به اسم رحمان نزدیک نمیشود تقابل شخص با اسم رحمان است این نماز خوانده خشنتر شده دین دارد.@ شما الان تکفیریها را نگاه کنید نماز میخوانند روزه هم میگیرند سر بچه را میبُرند سر زن را میبرند آدمها را راحت میکُشند این معلوم است به هیچ وجه نزدیک نشده وقتی راجع به یک خانمی به پیغمبر گفتند که این شبها تا صبح عبادت میکند روزها روزه میگیرد اما بدزبان است تند است نسبت به همسایههایش.@ حضرت فرمود(لا خَیرَ فیها هِیَ مِن أهلِ النّار) خیری در این زن نیست یعنی این عبادت باید نرمش میکرده همسایهها باید از این لذت ببرند وقتی زبان تند میشود آدم وقتی عصبی است پرخاشگر است تند است معلوم است نماز هیچ نرمی در این ایجاد نکرده.@ مثل سنگ معدنی بوده مثل آهن شش هزار درجه حرارت ببیند تا بعد نرم شود بیاید رویش کار بشود این مثلاً هزار درجه حرارت دیده فایدهای ندارد این با درجه ندیدن هیچ فایدهای ندارد نرم نشده نماز نتوانسته این را نرمش بکند روزه نرمش نکرده صدقات نرمش نکرده عبادات نرمش نکرده زیارات نرمش نکرده حج نرمش نکرده خیلی سفت است.@ پس وقتی میگوید فایده ندارد یعنی چی فایده ندارد؟ عمل یک نفر فایده ندارد یعنی اعمالت کلاً وقتی قرار است به اسم رحمان نزدیک نشوی آدم مهربانی نشوی قدر محبتهای همسرت را ندانی قدر محبتهای دوستانت را ندانی.@ قدر محبتهای دیگران را ندانی اصلاً مهربان نباشی این چه فایده دارد این چه نمازی است خوارج هم نماز میخوانند روزه میگرفتند از اینطرف در مقابل امام معصوم میایستادند به راحتی هم آدم میکُشتند بنابراین دین و عبادات با یک شرائط خاصی مقبول هست.@ که علی(ع) فرمود(رُبَّ مُتَنَسِکٍ وَ لا دینَ لَه) چه بسیار عبادت کنندهای که دین ندارد در حالی که عبادت میکند دین ندارد لذا الان احادیثی که میخواهیم بخوانیم میبینیم همهاش مال تندی و تیزی و خشونت و سفتی و سختی و این چیزهاست.@ آدمی که نرم نیست حالا هر عملی هم انجام دهد آدمی که خشن است تند است هر عملی انجام بدهد دیگر چه فایده دارد. روایت مشهوری هست این روایت به زبانهای مختلف و سندهای مختلف از پیامبر رحمت یعنی رحمۀ للعالمین نقل شده جالب هست.@ حدیث مال پیامبر رحمت است میفرماید که(ثَلاثٌ مَن لَم تَکُن فیهِ لَم یَقُم لَهُ عَمَلٌ) سه چیز هست که اگر در کسی نباشد عملی برایش باقی نمیماند هیچ عملی برای این شخص باقی نمیماند عملش حاصلی ندارد این سهتا را خوب دقت کنید خیلی مهم است پس وقتی میخواهیم عملی را انجام دهیم یعنی اگر قرار است حرکتی بکنیم.@ مثل این هست بگوییم در اتومبیل چند چیز هست که اگر نباشد اتومبیل حرکت نمیکند حالا شما بگو دو میلیون قطعهاش آماده است مثلا هواپیما دو میلیون قطعهاش آماده است ولی فرمان ندارد حالا دو میلیون قطعه هم که آماده باشد ولی فرمان نداشته باشد یا لاستیک ندارد میخواهد برود روی باند.@ وقتی لاستیک نداشته باشد حرکت نمیتواند بکند روی باند، چون میخواهد هم از روی باند حرکت کند سرعت بگیرد اوج بگیرد هم موقع نشستن باید لاستیک داشته باشد ولی ممکن است بعضی از قطعات را نداشته باشد عیبی ندارد.@ خیلی از قطعات در هواپیما اگر نباشد یا در اتومبیل نباشد اتومبیل راهش را میکِشد میرود مثل بدن میماند بدن یکدفعه میبینی دکترها یک قسمتهایی را برمیدارند دست را برمیدارد درد میرود چشم را در میاورند گوش را در میاورند بینی ندارد فک ندارد صفرا میبُرند کنار میاندازند قسمتی از معده را میبُرند روده را میبرند میبینی طرف سرپاست دارد زندگیاش را میکند.@ ولی اگر قلب نداشته باشد هیچی، دیگر نمیشود مغزش را بردارند کار تمام است بعضی از چیزها هست وقتی نباشد بدن حرکتش را میکند در حرکت انسان به سمت الله، انسان ممکن است با بعضی از گناهان، فحشاها، منکرات بتواند برود حرکت کند ولی بعضی از چیزها هست اگر باشد دیگر فایدهای ندارد.@ یعنی شما دیگر هر زحمتی بکشید دیگر به درد نمیخورد این خیلی خطرناک است این که حضرت میفرماید سه چیز هست که اگر در کسی نباشد دیگر عملی برایش نمیماند این خیلی خیلی مهم هست، چه چیزهایی هستند؟ (وَرَعٌ یَهجُزُهُ عَن مَعاصِ الله عَزَّوَجَل) ورعی، پرهیزی که او را از معاصی باز بدارد.@ انسان یک موقع است گرفتار یک معصیت میشود پایش سُر میخورد لیز میخورد یک شهوتی یک غضبی یک چیزی به او غلبه میکند گناهی مرتکب میشود یک موقع هست نه این اصلاً این حفاظ ندارد راحت معصیت میکند راحت گناه میکند.@ چیزی که مانع او بشود حیایی، عفتی، عصمتی، مروتی چیزی داشته باشد که از گناه بترسد نمیترسد راحت گناه انجام میدهد پیشنهاد بدهند قشنگ این کار را انجام میدهد وقتی کسی اینطوری هست در واقع این هر چه عمل خیر انجام بدهد مثل اینکه ثوابدانش سوراخ است این هر چه ثواب جمع میکند چون معصیت میکند از بین میرود.@ مثل کسی که مریض هست حالا باید دارو بخورد خوب بشود بعد همیشه یک چیزی میخورد که آن مریضی را خنثی میکند هی پرهیز میکند بعد هی ترشیاش را هم میخورد فلفلش را هم میخورد بعد میخواهد که سرماخوردگیاش هم خوب بشود خوب نمیشود.@ یعنی در واقع این زحمات هدر میشود یکی این هست که شخص در درجه اول به این حیا به این ترس به این ورع برسد که راحت گناه نکند نمیگوییم اصلاً گناه نکند چون آن معصوم میشود ولی اینکه به راحتی گناه نکند اگر گفتند فلان کار گناه است نگوید حالا ولش کن.@ حالا کاش همه گناهان همین باشد همین کوچک شمردن گناه، نه واقعاً قصد گناه نداشته باشد این گناه است چشم کنار میگذارد اگر این حرام است کنار میگذارد حرام است در روایت امام صادق میفرماید امام صادق قسم میخورد(والله) که با اصرار حتی بر یک گناه دیگر هیچ عملی از کسی پذیرفته نمیشود.@ روی هیچ گناهی انسان نباید اصرار داشته باشد هیچ گناهی اصرار با آن باشد دیگر چیزی نمیماند کما اینکه عذرخواهی هم فرمودند(لا استغفار مع الإصرار) شما برو از خدا عذرخواهی کن ولی قرار هست یک گناهی را تکرار کنی هی برو بگو استغفر الله، این تمسخر خداست نعوذ بالله.@ آنچه که حرام است آنچه که گناه هست شخص باید قیدش را بزند بنای انجام حرام بنای فعل حرامی نداشته باشد وقتی میداند این کار نباید انجام بشود نباید انجام شود این یکی یادمان نرود که این بحثش را در خانواده آسمانی توضیح دادیم عزیزان میتوانند به این بحث مراجعه کنند.@ هم در شرح زیارت عاشورا و هم در خانواده آسمانی جدیداً این بحث تمام شده دو هفته پیش تمام شده بحثی که مربوط به گناه کلاً است. (وَ خُلقٌ یُداری بِهِ النّاس) این هم خیلی خیلی مهم است که اخلاقی که بتواند با مردم مدارا بکند.@ با مردم کنار بیاید دعوا و درگیری راه نیاندازد جر و بحث نداشته باشد اهل مراء نباشد اینکه پیامبر میفرماید من شفاعت خودم را گذاشتم برای اهل گناهان کبیره برای امتم برای قیامت، یعنی شرابخورها، زناکارها، آدمهایی که گناهان کبیره میکنند ولی کسی که آدمی است که دهان به دهان دیگران میاندازد حرف میزند میخواهد از خودش دفاع بکند.@ میخواهد ثابت کند که حق با اوست بگو مگو دارد این را من شفاعت نمیکنم آدم مرائی را پیامبر میگوید من شفاعت نمیکنم دو سهتا گناه هست که پیامبر میگوید من اینها را شفاعت نمیکنم چندتا گناه هست که میگوید قیامت هم آنها بیایند پیش من من اصلاً به آنها نگاه نمیکنم.@ یکی کسانی که نمازشان را سبک میشمارند خیلی خطرناک است از هر گناه کبیرهای بدتر است این بیادبی نسبت به خداوند است وقتی خداوند ما را صدا میکند موقع اذان(حی) بشتاب به خدا بگوید من الان وقت ندارم کار دارم 2 ـ مراء کردن.@ اینکه کسی دهان به دهان بخواهد ثابت کند که حق با اوست بگو مگو زن و شوهرهایی که بگو مگو بکنند دوتا خواهر برادر بگو مگو کنند دوتا رفیق بگو مگو کنند بگو مگو یکی از گناهان خیلی بزرگ هست شما در لیست گناهان کبیره نگاه کنید شاید چیزی به اسم بگو مگو ندارید گناه کبیره را پیغمبر میگوید من شفاعت میکنم ولی بگو مگو را شفاعت نمیکنم.@ یعنی بالاتر از گناهان کبیره هست نباید انسان خیلی هی برود در سر و صورت دیگران و دل دیگران حرف بزند حرفش را ثابت بکند این خُلق پیغمبر نبوده خلق ائمه نبوده آدمهایی که خیلی دوست دارند بحث بکنند خیلی دوست دارند یک چیزی را ثابت کنند اینها در معرض خطر هستند این خوب نیست.@ (خلقٌ یداری به الناس) که الان بحث مدارا یک بحث مفصلی است که ما الان اینجا نمیرسیم این بحث را بکنیم حتماً به مباحث اخلاقی مال اساتید اخلاق بخصوص درسهای مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی(ره) و بعضی از اساتیدی که هستند مراجعه بکنید بحث مدارا بحث فوقالعاده مهمی هست.@ مدارا پایههای وجودی انسان را خیلی استحکام میدهد نقش زیادی مدارا در شادی و آرامش مؤمن دارد مدارا کردن با مردم، فرمود خیلی سر به سر مردم نگذارید خیلی مردم را امتحان نکنید خیلی دنبال این نباشید که مردم گناه نکنند مردم همه کارشان باید درست باشد طرف سر رانندگی بلند میشود دعوا میکند.@ سر چی با افسر دعوا میکند میرود جنس بخرد با فروشنده دهان به دهان میگذارد هر جا میرود میبینی این آدم دعوایی است آدمهای تند آدمهای دعوایی آدمهای خشن نمیتواند کنار بیاید این هر جا میرود میبینی با مادرشوهر دعوایش میشود با پدرشوهر دعوایش میشود با جاری دعوایش میشود.@ با باجناق دعوایش میشود با مادرزن دعوایش میشود با خانمش دعوایش میشود با بچههایش جر و بحث دارد یک آدمی که اینطوری هست آدمی که هر جا هست جر و بحث وجود دارد این دیگر اصلاً به الله راه پیدا نمیکند.@ حضرت فرمود این دیگر اصلاً ساقط است(لم یقم له عملٌ) این دیگر نمازش به درد نمیخورد مدارا یعنی اینکه چی؟ حضرت فرمود اگر آمد از تو عذر خواست ولو دروغ هم میگوید بپذیر تو هم از خدا همین انتقاد را داری ما هم آنقدر به خدا دروغ میگوییم خدا دروغهای ما را اصلاً ندید میگیرد.@ آمد از تو عذرخواهی کرد میدانی دارد دروغ میگوید ولی قرار است صلح بشود باشد دروغش را هم بپذیر این مدارا میشود آمد گفت آقا من غیبت شما را کردم، آقا حلال، دیگر حالا چی گفتی، تا نگویی چی گفتی من نمیپذیرم، بعضیها اینقدر اینطوری مریض هستند.@ در دستورات دینی مراجع همه میگویند اگر رفتی از کسی حلالیت بخواهی یک آدم اینطوری هست اصلاً از آن حلالیت نخواه اصلاً لیاقت حلالیت خواستن ندارد یک آدم اینطوری برو استغفارت را بکن برو برای خود این هم استغفار کن ولی نرو به آن بگو چون آدم تنگنظری هست.@ نه پشت سر من چی گفتی باید به من بگویی چی گفتی تا من بگویم حلالت میکنم یا حلالت نمیکنم بعد هم مگر تو جرأت داری بگویی وقتی بگویی میگوید فلان فلان شده این حرفها را پشت سر من زدی بابات است ننهات است عمهات است شروع میکند دوباره یک دعوای جدیدی راه میافتد یک شری راه میافتد حالا ما یک چیزی گفتیم حلال کن، حلال.@ یک دوست روحانی داشتیم خیلی باصفا بود در جبهه که بود همینطوری بود الان هم همینطوری هست باصفاست اگر کسی میامد به آن میگفت آقا غیبتت را کردیم میگفت آقا غیبت فسطاق جایز است.@ یک قدم بالاتر از اینکه بگویی حلال کردم غیبت فسطاق جایز است برو بابا خدا خیرت بدهد اصلاً سخت نمیگرفت مدارا اینطوری است پیغمبر ببینید چه اخلاقی داشته آدم دلش ضعف میرود برای این پیغمبر، خواهش میکنم حتماً کتاب سنن النبی علامه را در مورد آن بحثی که در مورد خلقیات پیغمبر هست بخوانی آدم دوست دارد ساعتها بنشیند در فراق پیغمبر گریه بکند.@ اصلاً آدم دلتنگ همچین پیغمبری میشود اینقدر نرم اینقدر مهربان اینقدر دوست داشتنی اینقدر اهل مدارا، میگفتند آقا شما این عایشه را چطوری تحمل میکنی؟ میگفت بالأخره یک خوبیهایی دارد.@ یکی از بزرگان از علما و عرفا بود یک موقعی منزل ما آمده بودند من به آنها تلفن زنگ زدن گفتم که خانمتان هستند با شما کار دارند با خانم صحبت کرد خانم از آن پشت معلوم بود داشت قورقور میکرد با حاج آقا، چرا اینطوری شد چرا آنطوری شد چرا اینطوری کردی حاج آقا اینطوری میکرد باشه عیب ندارد ما که غلط زیاد کردیم این هم یکی رویش.@ چقدر جالب یعنی نمیگذارد آتش بگیرد نه میگذارد زن آتش بگیرد آتش زن را قشنگ خاموش میکند آتش خودش را هم نمیگذارد آتش بگیرد مؤمن کسی است که نه دیگران را آتش میزند و نه خودش اجازه میدهد دیگران آتشش بزنند مؤمنی که یک کسی بیاید تا دوتا حرف به آن بزند بترکد عصبانی بشود آتش بگیرد سوخت تمام شد.@ آتش همین است نفس ما قبر ماست فرمول یادتان نرود گفتیم نفس ما قبر ماست و قبر ما نفس ماست الان کسی میتواند نفس تو را گند بزند معلوم است تو فشار قبر داری آتش میاید کسی میتواند بیاید تو را آتش بزند عصبانیات بکند آلودهات بکند.@ پس تو این قبر را داغون کردی قبر دیگری قرار است قبر تو همین است تو وقتی وارد برزخ میشوی وارد نفس خودت میشوی انسان در موقع وفات متولد به خودش میشود متولد به نفس خودتان میشوید کما اینکه جنین وقتی از شکم مادر میاید متولد به کجا میشود؟ مهمان کیست؟@ جایگاهش دنیاست اما مهمان دستاوردهای خودش از رحم مادر است آن با آنچه که دارد از دریچه داراییهایش که از رحم مادر آورده متولد به دنیا میشود. لذا هر چه گیر هر کس میاید در برزخ با داراییهایش که از دنیا میبرد آن در واقع خلق میشود و برداشت میکند یک کسی که کور است دنیا که کسی را کور نمیکند.@ این چشم را با خودش نیاورده یک کسی الان درد میکشد این درد را با خودش از رحم آورده ناهماهنگی را با خودش آورده پس اگر دنیایش دنیای دردآور و زجرآوری هست دنیای تنگی هست این تنگی را با خودش آورده دنیا که کسی را اذیت نمیکند.@ پس این ملاک است اگر کسی الان میتواند شما را به راحتی عصبانی بکند به راحتی منحرف بکند به راحتی سرتان را کلاه بگذارد به راحتی آتشت بزند به راحتی به شما فساد بدهد دعوتت بکند هر کوفتی بخواهد به خورد آدم بدهد یک کسی راحت پای ماهواره مینشیند راحت پای چیزهای دیگر مینشیند نگاه میکند میبیند میشنود در روحش میگذارد هست.@ هر غلطی هر کس خواست بریزد هر آشغالی دلش خواست در روحش بریزد این دارد برای برزخ جمع میکند با کسی که چیز دیگر در روحش ریخته میشود یکی نیستند تو باید برداری ببری در برزخ این صورتها را.@ اینها همه را باید برش بدهند آن موقع که میخواهی بروی بهشت اینها را با خودت برده باشی در نفست یک عالم تصاویر غلط یک عالم افکار غلط یک عالم عقائد غلط یک عالم خیالات غلط یک عالم کینه یک عالم نفرت یک عالم عصبانیت اینطوری وقتی کسی متولد برزخ بشود شرائط آنجا شرائط قانونی است اعتباری نیست.@ واقعاً یک مادری که سیگار میکشد دارو مصرف میکند بچهاش با مادری که از طریق رحم اینها را دریافت نکرده یکجور نیستند آن که آنها را دریافت کرده در دوران جنینی خودش با آن که دریافت نکرده یکی نیستند(أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً) یکی نیست.@ (لا يَسْتَوُونَ) اصلاً مساوی نیستند پس این هم خواهش میکنم حتماً انشاء الله تا ظرف این یک هفته بروید حتماً استثنائاً این موضوع را نگاه کنید حالا در کتابهای اخلاقی صدها موضوع است که انسان باید روی خودش کار کند ولی این سهتا چون میگوید اگر این سهتا نباشد هیچ عملی برای شخص نمیماند.@ این سهتا استثنائاً مهم هستند خیلی مهم هستند اگر نداشته باشی در واقع داری زحمت بیهوده میکشی انسان درجا میزند مدارا مدارا مدار، با همسر، با پدر، با فرزندان مدارا، این مدارا خیلی مهم هست با همسایه، همسایه یک موقعهایی یک اذیتهایی دارد آزاری دارد.@ نباید همیشه بلند شود برود یقه همسایه را بگیرد بعضیها را دیدید تندتند میروند در خانه همسایه را میزنند اگر انسان یاد بگیرد(هو انت) دیگر حالا شب آمدی میخواهی پارک بکنی در خانه میبینی که ماشین همسایه در خانه شما پارک کرده بلند نمیشوی بروی بیحیایی کنی زنگ بزنی بیا ماشینت را بردار.@ در خانه ما گذاشتی تو برو ماشینت را صد متر آنطرفتر بگذار یکذره پیاده برو ثواب هم میبری دعوا و درگیری ندارد همسایه حقش زیاد است حضرت زهرا(س) فرمود(الجار ثم الدار) اگر راست گفته(الجار ثم الدار) بگذار همسایه در خانه شما پارک کند تو برو یکجای دیگر ماشینت را پارک کن هیچ اشکالی ندارد به جایی هم برنمیخورد.@ در مهمانی نشستند بیایید مهمانهای شما چه کسانی بودند ماشینشان را گذاشتند در خانه ما بیایند ماشینها را جمع کنند ببرند حالا دو ساعت مهمانی آمدند برو ماشینت را آنجا بگذار هیچ طوری نمیشود دو ساعت بعد برو ماشینت را بردار بیاور مدارا یعنی همین، مدارا یعنی اینکه یک مقدار حق به دیگران بدهیم.@ یکذره تلخیهای دیگران را تحمل کنیم یکذره آزار دیگران را تحمل کنیم یکذره بیمنطقیهای دیگران را تحمل کنیم دهان به دهان کسی نگذاریم با جاهل برخورد نکنیم. (وَ حِلمٌ یَرُدُ بِهِ جَهلَ الجاهِل) یک حلمی که این را هم در بحث حلم گفتیم سیدیاش هست مراجعه کنید به بحث حلم.@ (ِحلمٌ یَرُدُ بِهِ جَهلَ الجاهِل) یک حلمی که اگر جاهل یک حرف مفتی زد یک حرف زوردار شنید بتواند از خودش ردش کند چون حرف زوردار یعنی آتشزن است میسوزاند میگوید این حرفش خیلی من را سوزاند این مأمور همین بود چون شما وقتی که این حرفی که دارد شما را میسوزاند بتوانی رد کنی یعنی آتش نگرفتی.@ وقتی آتش نگرفتی یعنی آتش را خاموش کردی پس دیگر جهنمی هم نداری میزان هنر یک نفر به این است که چه تعداد آتشهایی که از طریق همسرش شلیک میشود تیرهایی که از طریق همسرش، پدرش، مادرش، خواهرش، برادرش، فرزندش، دوستانش، استادش، شاگردش شلیک میشود.@ بتواند آنها را خاموش بکند عرضه خاموش کردن کسی ندارد بایستد بسوزد یعنی سوختی وقتی سوختی سوختی، شنیدید در این بازیهایی که در تلویزیون نشان میدهد تو اگر یک خطا کردی این وزنه دارد میچرخد مواظب باش به شما نخورد.@ اگر به شما خورد پس خورده افتادی اصطلاحاً وقتی یک نفر امتیاز نیاورد میگویند سوختی، این کلمه سوختی از کجا آمده؟ از بچگی ما میگفتیم زمان قبل از انقلاب هم میگفتیم سوختی، این سوختی از کجاست، آدم میسوزد اصلاً بناست خداوند تبارک و تعالی انسانهایی را سر راه ما بگذارد که ما را بسوزانند این نظام خلقت است.@ خود خدا عمداً کسی را میگذارد که ما را بسوزانند و حرکت به سمت الله یعنی همین، ما دائماً در باشگاه و در مسابقه هستیم یعنی شما در هیچ لحظهای از سوختن در امان نیستید در هیچ لحظهای هم از خاموش کردن در امان نیستید.@ هنر یک آدم این هست که وقتی این دارد رشد میکند روزبهروز به تواناییها و مهارتها، کلمهای که دارم میگویم دقت کنید، به مهارتهای خاموش کردن آتش مسلحتر بشود مثل آتشنشانیها، ما باشیم میخواهیم یک جایی را خاموش کنیم بلد نیستیم خاموش کنیم یک موقع میبینی اشتباهاً کار را خراب میکنیم آتشنشانیها وارد هستند شیوههای مختلف خاموش کردن آتش دارند.@ شنیدید آن بنده خدا که آتش گرفته بود برده بودند بیمارستان دکتر گفت این چطوری شده؟ گفت این آتش گرفته بود ما خاموشش کردیم گفت این مثلاً 30% سوختگی است 70% جراحت است گفت آخه با بیل خاموشش کردیم حالا زده بودند با بیل خاموش کرده بودند این بلد نیست زده با بیل خاموش کرده این بلد نیست میزند این کار را میکند.@ ما خیلی وقتها مثلاً میخواهیم بیاییم در خانه یک آتشی را خاموش کنیم یا در زندگی در ارتباطات جراحت وارد میکنیم یعنی این لطیفهها خیلی وقتها حکیمانه است یا آدم لااقل باید از آن برداشت حکیمانه بکند میایی برای دوزار میبینی یک تومان خرج کردی.@ این خوب نیست همیشه این مقیاس ریاضی باید دستمان باشد که برای دوزار میارزد یک تومان خرج کنم یا نه. مثلاً مادرت یک حرفی زده میخواهی به مادرت بگویی مادر مگر میشود به راحتی با آن حرف زد بعضیها خیلی بیحیا و خودمانی هستند.@ با مادرشان یا پدرشان میبینی یکدفعه همینطوری یک چیزی از دهانش در میاید میگویند مگر شوخی است پدر، مادر، از آن بالاتر استاد، از آن بالاتر اولیاء الهی مگر شوخی است که ما با هم نداریم هر چه گفتی خیلی خطرناک است پدر و مادر.@ امام سجاد(ع) در دعای والدین در صحیفه عرض میکند به خداوند خداوندا یک کاری کن که من از اینها بترسم به اندازه ترس از سلطان ستمگر، یک کسی که با پدر و مادرش راحت بتواند هر حرفی را از دهانش در بیاورد به پدر و مادرش بگوید این خیلی هنر نیست.@ حالا مثلاً میاید جلوی یک مکروهی را بگیرد یک حرفی را بگیرد جلوی پدر و مادرش، یکدفعه وارد یک حریمهایی میشود که خیلی خطرناک است گاهی وقتها ما میاییم جلوی یک منکری را بگیریم اینکه میگویند جلوی منکر را گرفتن آگاهی میخواهد امر به معروف و نهی از منکر چندتا شرط دارد.@ یکی آگاهی به قیمتهای منکرات هست شما میایید جلوی یک منکری را بگیرید یک منکر بالاتر را ایجاد میکنید حق نداری امر به معروف و نهی از منکر بکنید قیمتها باید دستمان باشد علی(ع) میفرماید من میدانم شما را میتوانم اصلاح کنم ولی شما اصلاح نمیشوید.@ (الا بفساد نفسی) یعنی من باید خودم را آلوده کنم تا شما را آدم کنم پس شما جهنم بروید من جهنم نمیایم خیلی وقتها شخص میخواهد یک نفر را نجات بدهد ولی باید خودش را جهنمی بکند بروم این خانم بیحجاب و بدحجاب را امر به معروف و نهی از منکر کنم.@ نمیخواهد بروی اصلاً از خیر امر به معروف و نهی از منکر و هدایت آدمها تو بگذر به درد نمیخورد هدایتی که به قلب من گند بزند روحیه من را خراب بکند این چه هدایتی است حالا میخواهد او را هدایت کنی که نماز بخواند یا حجاب را رعایت بکند یا توبه بکند بگذار کار خودش را بکند تو آلوده نشو نمیارزد.@ زمانی میارزد که ما خودمان گرفتار نشویم گرفتاری برایمان پیش نیاید قیمت را که بلد نباشیم میرویم کار خیر بکنیم میبینیم کار را خراب میکنیم میخواهیم نهی از منکر بکنیم نمیتوانیم(حِلمٌ یَرُدُ بِهِ جَهلَ الجاهِل) یعنی یک کسانی هستند که در زندگی ما همیشه هم وجود دارند.@ یعنی امکان ندارد نباشند چون خداوند اینطوری تقدیر نکرده خداوند همانطور که تقدیر کرده خون در بدن ما باشد تقدیر کرده که دودوتا چهارتا، تقدیر کرده که H2O آب تقدیر کرده که جاهلان سر راه انسان سبز شوند چون انسان بدون آن به مقام اسم الله نمیرسد نیاز هر انسانی به میدان مسابقه است.@ مگر شما میخواهید سواددار بشوید نیاز به سؤال معلم ندارید نیاز به امتحان ندارید ما از روی بچگی بدمان میاید میگوییم معلم بد است امتحان بد است ولی الان که ما سواد یاد گرفتیم میگوییم خدا معلممان را خیر بدهد به ما سخت گرفتند ما الان دانشمند شدیم بارک الله به معلمان، دستشان درد نکند.@ از ما امتحان گرفتند سخت گرفتند دست آن ناظمی که من را تنبیه کرد درد نکند آن موقع میگوییم ما را زده فلان فلان شده ما را زده بدنمان کبود شده ولی الان میگوییم بالأخره چهارتا کتک ما را زده ترسیدیم رفتیم درس خواندیم امتحان دادیم.@ دست آنهایی که ما را تجدید کردند ما را رد کردند سخت گرفتند وادارمان کردند درس بخوانیم درد نکند چون ما الان باسواد شدیم ملکه ذهنمان شده دست استادی که سخت گرفته درد نکند بارک الله. دنیایی که در آن این چیزها نباشد که دیگر نظام احسن نیست.@ نظام احسن یعنی بهترین نظام نظامی است که در آن شرائط باشگاهی وجود داشته باشد شهوت باشد غضب باشد به این نظام احسن میگویند جهل باشد حماقت باشد نفاق باشد دورویی باشد امکان گناه وجود داشته باشد امکان تحریک وجود داشته باشد نزدیکترین کسان بتوانند آدم را اذیت بکنند تا شخص به الله برسد.@ وقتی عالم و هیچ چیزی نداشته باشد چطوری آدم میتواند رشد کند مثل اینکه به یک نفر بگویند تو مدرسه نرو بعد بگوید بارک الله چه پدر و مادر خوبی دارند معلم بگوید درس نخوان چه پدر و مادر خوبی دارند. یک بنده خدایی بود چند سال پیش بود.@ همینطوری با هم آشنا شدیم یکبار به او گفتم یک متنی را بنویس این آمد یک متنی را نوشت دیدم چقدر بدخط چقدر هم غلط دارد، به او گفتم تو سوادت چقدر است؟ گفت من دیپلم دارم، گفتم من که باور نمیکنم این که کلماتش مال ابتدائی است بلد نیستی گفت آخه ما یکطور دیگر درس خواندیم، گفتم جلل الخالق، دیپلم گرفتی؟@ گفت بله، گفتم چطوری؟ گفت ما دو سیستم درس خواندیم، گفتم چطوری؟ میگفت ما روز اول به معلم میگفتیم سر به سر ما نگذار برای درس و این چیزها، نمره را به زبان خوش بده کار داری برایت انجام میدهیم.@ میگفت معلمی که عاقل بود ما را میفرستاد خانه برایش سبزی میگرفتیم پاک میکردیم میبردیم خانهاش میگذاشتیم ساعت مدرسه، میگفت بروید برای خانه من میوه بگیرید خانهام پنجرههایش اینطوری، ماشینم را ببرید بنزین بزنید بشویید کار معلم را میکردیم معلم هم نمره را میداد ولی معلمی که این کار را نمیکرد بدبخت بود.@ هشتتا میخ میگذاشتیم اینطرف و آنطرف لاستیکهایش این جلو میرفت چهار چرخ پنچر میشد عقب میآمد چهار چرخ پنچر میشد چند بار میتوانست این بیاید پنچری بگیرد آن هم چهارتا چرخ، همینطوری تهدید میکردیم اگر اینطوری نبود بعد خودمان میبردیمش یکجایی یک کاریش میکردیم.@ بعد میگفت من قشنگ خودم یادم هست در کلاس ما یکی از این قلدرها معلم را گرفته بود برده بود کُنج، ما میرفتیم به آن میگفتیم آقای شمسعلی ببخشید، میگفت نه پررو شده، میگفت معلم پررو شده پررویی میکند معلم بیچاره همینطوری ایستاده بود که این نزند او را.@ ما شفاعت میکردیم که دانشآموز معلم را نزند این مثلاً اینطوری درس خوانده حالا این خودش خجالت میکشد الان مثلاً میگوید عجب اشتباهی کردیم ما هر جا برویم خجالت میکشیم بچهمان فردا یک مسأله ریاضی بپرسد ابتدائی بلد نیستیم یک آدرس میخواهیم چطوری درس خواندیم دیپلم گرفتیم.@ دیپلم قلابی به چه درد میخورد. عالم اینطوری است خدا نظام خلقت را اینگونه آفریده که در آن جهل جاهل باشد جهل جاهل ما را رشد میدهد ما را به اسم حلیم میرساند پس نگوییم عجب دنیای مزخرفی است چه آدمهایی گیر میایند این آدمها همه حریف تمرینی تو هستند در عالم.@ همه قشنگیهای عالم به وجود همین جاهلهاست گناهی باشد جهلی باشد ظلمی باشد صدامی باشد آمریکایی باشد ابرقدرتها باشند زور بگویند قانون جنگل شورای امنیت باشد تا انسان بتواند به حلم برسد بتواند به قدرت برسد یزید باشد اگر خوب نبود خدا برای اولیاء خودش اینها را نمیگذاشت.@ اگر اینها خوب نبود خدا اولیائش را خیلی دوست دارد پیغمبر خودش را اینقدر دوست دارد مگر پیغمبرش را اذیت میکرد(کذلک) وقتی میگوید یعنی قاعده است اینگونه یعنی قاعده(وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ) اینگونه ما برای هر پیغمبری دشمن قرار دادیم.@ از شیاطین جنی و انسی، محبوبترین کسانش، به نزدیکترین کسانش خدا رحم نکرد چون اینها قرار است شبیه الله بشوند بالاتر بیایند لذا دشمن برایشان میگذارد میگوید بروید در میدان ببینم چکار میکنید بلد هستید مثل من ببخشید بلد هستید مثل من حلیم باشید.@ بلد هستید مثل من غفور باشید بلد هستید مثل من عفوو باشید بلد هستید مثل من نادیده بگیرید اگر قرار باشد کسی به جنگ ما نیاید کسی اذیت نکند غیبت نکند تهمت نزند مال ندزدد گولمان نزند پس این چه فایدهای دارد ما چطوری میتوانیم شبیه الله بشویم یک عالمی که این شرایط را نداشته باشد یک عالم بیخود و مزخرفی است.@ یک کسی که هدف خلقت را نمیداند میگوید این چه دنیایی است که خدا آفریده چرا بعضیها سیاهند بعضیها سفیدند بعضیها ثروتمندند بعضیها فقیرند بعضیها مریضند بعضیها سالمند بعضیها باسواد ماندند بعضیها بیسواد ماندند.@ بعضیها آنطوری بعضیها اینطوری، اصلاً عالم عالم این است چون تمام این اتفاقاتی که میافتد در حیطه حیوانیت است خداوند در بخش فطرت همه را مساوی قرار داده ثروت، فقر، مال بخش انسانی که نیست ثروت و فقر در آن بخش فاجعه است که خدا نمیبخشد در این بخش نه خدا به پیغمبرش هم نداد.@ اصحاب سفه پیغمبر دارد عیبی ندارد فقر و ثروت علامت انسانیت نیست رنگ پوست علامت انسانیت نیست مال بخش حیوانی است تازه مال بخش گیاهی است حتی، لُر بودن تُرک بودن افغانی بودن ایرانی بودن عرب بودن آفریقایی بودن اروپایی بودن اینها همه بخشهای توهمی هست بخشهای حیوانی هست.@ خدا با همین بخشهای حیوانی امتحان میگیرد تا انسان انسان از آن بیرون بیاید یعنی خداوند همه امتحانها را در حیطه امور حیوانی دارد از ما میگیرد حیطه توهمی، میگوید توهمت را بخاطر تعقل و فوق عقلت کنار بگذار این را خدا از ما میخواهد.@ تمام امتحانها که شما دقت کرده باشید مال ارزشهای توهمی است گفتیم پنج بخش است حس و خیال و وهم، مال این بخشهاست بعضی وقتها عقلی هم هست مثلاً یکدفعه به تو میگوید نمیخواهد درس بخوانی جبهه برو طلبهای که نمیتواند جبهه برود به درس میچسبد این چیزی برای این طلبه نمیماند.@ یعنی تمام طلبگیاش هم مفت نمیارزد وقتی نمیتواند برود بجنگد وقتی روح جهاد مبارزه ندارد دیگر طلبگیاش هم به درد نمیخورد. پس خداوند با این بخشها با این چهار بخش امتحان میگیرد کمبودها و زیادیها، هم زیادی میدهد امتحان میگیرد هم کم میدهد امتحان میگیرد تا این بخش قوی بشود.@ حالا شما فکر کنید این بخش چرا کم میاورد؟ برای اینکه این بخش خودش با معشوقهای خودش خلوت ندارد عبادت ندارد از الله قدرت نمیگیرد نماز ندارد سحر ندارد زیارت ندارد قرائت قرآن ندارد ذکر ندارد پس دیگر رشد هم نمیکند.@ ولی اگر این خودش رسید به معشوق خودش اینقدر قدرت دارد که کمبودها یا زیادیها در این بخشش طغیان نیاورد هر چه زیادی داشته باشد برایش طغیان نمیاورد هر چه کمبود هم داشته باشد برایش طغیان نمیاورد روی صراط مستقیم میتواند ثابت بماند و حرکت بکند به هیچ وجه نمیافتد.@ نه در حمله از راست میافتد که توانمندیهایش و نقاط قوتش هست نه در سمت چپ میافتد که ضعفهایش و گناهانش است نه خوبیهایش میتواند او را به جهنم ببرد و نه بدیهایش، کسی فوق عقلش فعال نباشد خوبی هم داشته باشد خوبی او را به جهنم میبرد فرقی نمیکند.@ حالا با گناه به جهنم نمیرود با نماز به جهنم میرود هیچ فرقی ندارد برای شیطان فقط مهم است شما در صراط بیفتی از راست بیفتی یا از چپ که دیگر برایش فرقی ندارد لذا اگر یک کسی فوق عقلش را فعال نکند یعنی به الله نچسبد پناهنده به الله و خانواده آسمانیاش نباشد.@ اینکه اولیاء خدا اصرار دارند شما حتماً حداقل روی یکبار چند دقیقه دعای توسل بخوانید چند دقیقه شش هفت دقیقه الان بعضی از اولیاء خدا هستند که دو سه شب در هفته میرویم پشت سرشان نماز میخوانیم اصرار دارند که حتماً شش دقیقه، شما تعقیبات نماز نخوان، ولی شش دقیقه توسل بخوان خودش هم ساعت گرفته.@ میگوید نگاه کنید من الان برایتان یک دعای توسل شش دقیقهای میخوانم به هفت دقیقه نمیرسد شش دقیقه دعای توسل میخواند میگوید توسل کنید چون کسی که استعانت نداشته باشد از خداوند، آدم خوبی هم که باشد خوبیهایش بدبختش میکنند.@ لوس میشود مغرور میشود عُجب سراغش میاید خودپسندی به سراغش میاید یک کسی که خدا به دادش نرسد با نماز شب با عبادت با طلبگی با استاد بودن با خدماتش با زحماتش با جهادش با جبهه رفتن فاسد میشود با اجتهادش فاسد میشود اگر این شب نداشته باشد اگر این سحر نداشته باشد اگر این التجاء نداشته باشد.@ اگر این(الهی لا تکلنی الی نفسی) نداشته باشد اگر این الحمد لله نداشته باشد خیلی آدم خطرناکی میشود خوبیهایش هم به ضرر است بدیهایش هم به ضررش است پس وقتی فوق عقل را فعال میکنی آدم این چیزها را میتواند کمک بگیرد داشته باشد هم میتواند گناه نکند.@ یک موقع هم پایش لغزید استغفار میکند جبران میکند هم میتواند با مردم مدارا کند چون از خدا دارد تغذیه میشود دارد مدارا میکند خدا رحمت کند میرزا را، چقدر زیبا فرمولهای زیبا این میرزا به آدم میدهد مرحوم دولابی میگوید شما نگاه کنید یک موقعی در سفره نشستید دعوتت کردند در مهمانی غذا به شما نمیرسد خیلی ناراحت میشوید.@ میگویید ما را دعوت کردند اینجا به ما غذا ندادند یک موقع هست صاحبخانه صدایت میکند میگوید فلانی تو از خودمان هستی امشب غذا کم است شما کنار ما بایست ببینیم به بقیه میرسد یا نه، چقدر کیف میکنی آن شبی که غذا نخوردی چون صاحبخانه گفته تو از خودمان هستی بایست کنار بگذار بقیه بخورند.@ این که میگوید از خودمان هستی از صدتا چلوکباب برای تو خوشمزهتر است خدا به تو میگوید عزیزم مگر تو قرار نیست شبیه من بشوی اهل بیت میگویند تو از خود ما هستی اگر از ما هستی با بندگان ضعیف با شیعیان ضعیف مدارا بکنید به مردم سخت نگیرید مردم را خیلی اذیت نکنید.@ خیلی در کَت و کول مردم نروید اگر به تو از دنیا نرسید عیبی ندارد اگر مریض شدی به تو نرسید اگر مثلاً فلان بلا سرت آمد به تو نرسید قور نزن نق نزن اگر سرطان برایت آمد تو از مایی کنار بایست آبروی خدا را نبر داد بزنی آی خدایا چرا من اینطوری شدم.@ یکی از دوستان حضرت علی(ع) بود یک گناهی مرتکب شده بود حضرت مجبور شد دستش را قطع کند یا یک حدی به آن جاری کرده بود خیلی از منافقان آمدند آنجا که به قول معروف بُول بگیرند گفتند چه کسی این کار را کرده؟ گفت عزیزم، سرورم، امامم، مولایم این کار را کرده حقم بوده این کار را کرده بارک الله.@ یک دفاع اینطوری از هزار سال عبادت پیش خدا محبوبتر است. خدا بد نده چه کلمه زشتی هست این کلمه، نه خدا به هیچ وجه بد نمیدهد خدا مگر اصلاً به کسی بد میدهد سرطان داده هدیه داده فقر داده هدیه داده فلان کس مرده هدیه بوده از ما دریافت کرده از ما گرفته(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ).@ چقدر قشنگ امام صادق میگوید، بچهاش مریض بود نگران بود همینطوری داشت قدم میزند ببیند بالأخره این بچه خوب میشود یا نمیشود یکدفعه آمدند گفتند آقا بچه مُرد، حضرت همچین راحت شد، یعنی چی بچه مُرد؟@ یعنی خدا انتخابش کرد پیش خودش برد، کجا برد؟ برده در بهشت پیش خودش، بچه کجا میرود، ببین چقدر قشنگ قدیمیها میگویند وقتی میمیرند میگویند به رحمت خدا رفت چقدر این کلمه آرامبخش است به رحمت خدا رفت پدرم رفت به رحمت خدا، وقتی یک بچه راجع به پدرش اینطوری کند خدا حیا میکند این پدر را جای دیگر ببرد.@ وقتی یک کسی امواتش را وقتی رفته میگوید، خدا میگوید این بچهاش دلش خوش است که این به رحمت من آمده نه به عذاب من، و من هم دیگر حیا میکنم این را در عذاب ببرم هر کس به او گفت پدرت چه شد؟ فرمود پدرم به رحمت خدا رفت ببینید چه حرف قشنگی است.@ امام صادق میفرماید(سُبحانَ الذّی یَقتُلُ أولادَنا وَ لا نَزدادُ لَهُ إلاّ حُبا) منزه است خدایی که فرزند من را کشت و میکشد و ما جز محبت خدا چیزی در دلمان اضافه نمیشود نه اینکه خدایا از تو توقع نداشتم خدایا ما چهل سال در خانه امام حسین گریه کردیم چرا گفتیم شفا بده شفا ندادی.@ خدایا چرا من، عجب آدم خودشیفتهای است خدایا عزیزم این کار را کرده. لذا امام سجاد(ع) میفرماید خدایا همانطور که به دادههایت شکر میکنم به ندادههایت هم شکر میکنم همانطور که به نعمتهایت شکر میکنم به مصائبت هم شکر میکنم چون هردو را یک مربی دارد انجام میدهد.@ مربی وقتی در باشگاه با تو سلام علیک میکند میخندد بوست میکند حالا تمرین کنیم، این ژاپنیها چه رسم خوبی دارند چینیها ژاپنیها اساتید ورزشهای رزمی اول استاد یا دوتا حریف میایند با هم سلام میکنند تعظیم میکنند دست همدیگر را فشار میدهند.@ یعنی ما با هم دوستیم میخواهیم تمرین بکنیم یک کشتی یک مسابقه است دشمن نیستیم. خدا هم رب است، رب یعنی چی؟ یعنی پرورنده مالک تدبیرکننده، در تدبیرش الان میگوید بگذار ببینم به تو الان ثروت بدهم چکار میکنی خدایا دستت درد نکند، حالا میخواهم عوضش کنم فقر بدهم نه دیگر خدایا با ما کنار نیامدی.@ الان به تو بچه میدهم خدایا دستت درد نکنه حالا میخواهم بچه را بردارم ببرم در بهشت پیش خودم نگهش میدارم بزرگش میکنم روز قیامت شفیعت هم هست، حالا به من میدهی بچه را یا نه؟ نه دیگر، خدا آمدی نسازی، افتاد به افسردگی، دیگر نه نماز میخواند نه روزه میگیرد تمرین است.@ چرا جدی گرفتی الان به تو پول دادم حالا پول را میگیرم ببینم با فقر چکار میکنی آنجا هم شکر میگویی، ما وابستگی داریم به خدا میگوییم نه خدایا فقط به ما حال بده یعنی جور دیگر حاضر نیستیم با تو کنار بیاییم.@ این که نشد مردهشور این عبادت را ببرند مردهشور این عبودیت را ببرند این که نشد اینطوری، یعنی خدا هر کاری با من کرد رب است رب یعنی میخواهد تو را بپروراند میخواهد روی تو کار کند این سهتا را باز یکبار دیگر بخوانم کافی است پس سهتا چیز را حضرت گفت اگر در کسی نباشد دیگر عملی برایش به درد نمیخورد.@ 1 ـ (وَرَعٌ یَهجُزُهُ عَن مَعاصِ الله عَزَّوَجَل) در بعضی جاها (محارم الله) داریم ورعی که او را از گناهان از معصیتهای الهی باز بدارد(وَ خُلقٌ یُداری بِهِ النّاس) خلقی که بتواند مدارا کند با مردم، کنار بیاید(وَ حِلمٌ یَرُدُ بِهِ جَهلَ الجاهِل) و حلمی که با آن بتواند جهل جاهل را رد بکند.@ کسی که الان میخواهد مدیر بشود مرد خانه بشود یا زن خانه بشود زن در خانه مدیر است مرد خانه میخواهد بشود دختر و پسرهایی که میخواهند ازدواج کنند اگر این چیزها را بلد نباشد الان 95% طلاقهای ما کارتونی است واقعاً اشتباه است 95% طلاقهای ما بچهبازی است.@ چون ما بچههایمان آموزش ندیدند در این چیزها، یاد بگیرد که جهل جاهل را رد بکند حلم داشته باشد مدارا بکند با مادرزن با شوهر با زن با باجناق مدارا، سازش، کار را به جهنم نکشاند اگر اینطوری باشد این همه اختلافات در خانوادهها نیست(وَ خُلقٌ یُداری بِهِ النّاس) خلقی که با مردم مدارا کند.@ (وَ حِلمٌ یَرُدُ بِهِ جَهلَ الجاهِل) یک حلمی داشته باشد که بتواند با آن حلم جهل جاهل را رد بکند از خودش، اگر این را نداشته باشد دیگر زندگی واقعاً مزهای ندارد شیرین نمیشود اصلاً زندگی، آدم همیشه در حال خوردی اعصابش از دست این و آن است دیگر ناسپاس است ناشکر است.@ یک آدم مأیوس میشود به مرور زمان آدم مأیوسی میشود آدمی هست که میگوید چون آن دفعه شکست خوردم پس همیشه شکست میخورم اصلاً شکست زمینه است آن دفعه طلاق گرفتی یا طلاق دادی یکبار دیگر برو ازدواج دیگر کن، میگوید نه میترسم دوباره طلاق بشود دوباره طلاق بشود تمرینت است بالأخره حتماً یکجایی خرابکاری کردی برو مدارا را یاد بگیر ببین به طلاق هم منجر نمیشود.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@