بحثمان در توضيح قدم صدق ازفقرات زيارت عاشورا به صبر رسيد در آيه ي 177 سوره ي مباركه كه مصاديق قدم صدق را توضيح مي دادند و صداقت را، صادقين را، شخصيت صادقين را بيان مي كردند يكي از آن ها، صبر بود و« الصابرين في البأساء والضرّاء حين البأس» صبر در صحنه هاي مختلف زندگي كه من نمي خواهم در اينجا بحث مبسوط صبر را يا بلاها و مصائب را بگويم، اين بحث را الآن در شنبه ها، يك هفته در ميان، در شعبه ي اسلام شهر، انجام مي دهيم. در اسلامشهر خدمت عزيزان بحث مي كنيم كه آن هايي كه مي آيند كه هيچ، ولي آن هايي كه نمي آيند اين بحث به طور كامل در اختيارشان قرار مي گيرد و الآن به همين مقداري كه بدانيم كه اگر ما بخواهيم صادق باشيم با ائمه (عليهم السلام) بايد در راه آنها صابر باشيم. شيعه بودن، با آنها بودن، اينكه مي گوئيم «أن يجعلني في الدنيا والآخرة» خدا ما را با شما در دنيا و آخرت قرار دهد. اين با آن ها بودن در آخرت صبر مي خواهد. انسان بايد حوصله كند كه اين معيت را حفظ كند. با آن ها باشد توجه فرموديد؟ ساعت قبل عرض كردم، دنيا، متن جهنم است. اينكه انسان در جهنم با پيامبر وآل باشد، مثلاً يك طوري باشد كه آلوده نشود، اين آلوده نشدن، صبر وحوصله مي خواهد و بايد بتواند از درون جهنم به سوي بهشت حركت كند. از توي آتش، سختي ها به سمت بهشت حركت كند وخودش را نجات دهد، خوب اين سخت است ديگر، بر هر حال صبر مي خواهد. مبناي علمي اش را هم توضيح داديم خدمت عزيزان. چند تا آيه و روايت در اين زمينه مي خوانيم تا ابعادش بيش تر روشن شود. فقط توضيح است براي عزيزان كه عزاداري، عزادار حقيقي است، زائري، زائر حقيقي امام حسين (عليه السلام) است و زائر حقيقي ائمه (عليهم السلام) است و شيعي واقعي ايشان است كه در راه ائمه (عليهم السلام) صبور وبا حوصله باشد. اينكه حضرت مي فرمايد: درمقابل اين مسئله، كليد همه ي بدي ها دردو چيز است: يكي تنبلي و يكي بي حوصلگي، (در نقطه ي مخالف ديگر) اينكه پيامبر (صلي الله عليه وآله) مي فرمايد: اكثر جهنمي ها به خاطر امروز و فردا كردنشلن است، چون تنبل اند و بي حوصله اند. وقتي مي خواهند وظايفشان را انجام دهند، عقب مي اندازند. مي خواهند ترك گناه كنند، عقب مي اندازند. مي خواهند انجام واجبات كنند، عقب مي اندازند. شكلي به ايشان مي رسد، بي حوصلگي و بي تابي مي كنند و خدايي نكرده ممكن است، دلشان، روحشان، كلامشان با خدا درگير شود. بنابراين اين تنبلي و بي حوصلگي منشاء تمام گناه ها و مفاسد است. ازهر گناهي بزرگ تر است اين تنبلي و بي حوصلگي كه مادر گناه هاي ديگر است. آدم هايي كه گناه مي كنند، آلوده هستند، آدم هايي كه راه خدا را طي مي كنند، آدم هاي بي حوصله اي هستند ديگر، بي حوصله، بدون صبر و تنبل. براي همين هم هر وقت نسبت به وظايفي كه از طرف خدا، و ازعقل خودشان به آن ها اعلام مي شود، قرارمي گيرند، حال و حوصله ندارند انجام دهندش و از زيرش در مي روند. شعورشان و عقلشان هم مي رسد كه بايد چه كار كنند ولي اين كار را نمي كنند. هي عقب مي اندازند عقب مي اندازند، عقب مي اندازند وبيشترين آدم هايي كه در جهنم هستند. پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد همين آدم هايي هستند كه امروز و فردا مي كردند. « إنّ اكثر اصياح اهل النار من التسويف» بيشترين ناله هاي جهنمي ها مال امروز و فردا كردن است. هي عقب انداختند. امروز و فردا كردند تا سر از جهنم درآوردند. ناگهان بانگي برآمد خواجه مرد. چند وقت پيش كه من به مسافرت رفته بودم. يك راننده ي در اختيار من بود از يك جايي ظهر شد به اين راننده گفتم نگه دار نماز بخوانيم. نگه داشت. گفت تا شما نماز مي خواني من بروم و بنزين بزنم و چه كار كنم و چه كار كنم و چي كار كنم. گفتم: باشه. تعجب كردم كه چرا خودش نماز نمي خواند؟ رفت كارهايش را انجام داد و آمد و سوار شديم. بعد حركت كرديم مسير خيلي طولاني را هم بايد طي مي كرديم. قطعاًغروب هم مي خورديم. ديدم نه. اصلاً او خيال نماز خواندن ندارد. خسته بودم و در ماشين خوابيده بودم. ديدم كه يك نوار هم روشن كرده با صداي آرام گوش مي دهد با موسيقي خيلي مبتذل كه مثلاً من خوابم و نمي شنوم. كه من همين جوري دست كردم در كيفم و يك نوار كمتر مبتذل درآوردم و به او دادم و گفتم حالا كه داري گوش مي كني لااقل اين را بگذار. ما چون هر شب در مسير قم دعوايمان مي شود با راننده ها ديگر هم سي دي تهيه كرديم وهم نوار كه يك ذره شرعي تر است مي دهيم اينها را بگذارند. ديگرمسلح شديم. روي ماشين كه دوتا عكس جوان زده بود كه مرده بودند و نوشته بود فلاني روحت شاد، فلاني روحت شاد. اينها را روي ماشين چسبانده بودد و يك پارچه ي سياه هم روي ماشينش زده بود. گفتم: اينها چه كسي هستند؟ حالا يك نسبتي با او داشتند كه به رحمت خدا رفته بودند. گفتم: ازتو جوان تر نيستند. گفت چرا؟ گفتم: تو فكر نمي كني كه تا الان قاچاقي زنده موندي؟ گفت چرا گفتم: با اين قهري كه با خدا هستي. اگر با قهر بميري مي داني چقدر گرفتاري ات در آن طرف سنگين مي شود؟ انسان هر كس را از دست بدهد مي ارزد ولي ديگر نمي ارزد كه انسان خدا را از دست بدهد با خدا جنگ بيفتد خيلي بد است. بعضي ها اين گونه اند. تنبل اند. خوب بابا تو كه نگه داشته بودي من مي خواستم نماز بخوانم. ده دقيقه است. ديگر تو هم مي آمدي و نماز مي خواندي. همين جوري آدم سر ازجهنم درمي آورد. با همين بي حوصلگي ها،صبر نكردن ها، سر از جهنم درمي آورد. خوب برويم به سراغ آيات «وكايّن من نبي قاتل معه ربيون كثير فما وهنوالها اصابهم في سبيل الله و ما ضعفوا و ماستكانوا و الله يحب الصابرين» اگر ياد بگيريم اين آيه را با صداي خدا بشنويم ببينيد يك ذره تزلزل در راه امام حسين (عليه السلام) و امام زمان(عج الله تعالي فرجه الشريف) ديگر به سراغ ما نمي آيد. دارد با ما حرف مي زند. «وكاين من نبي قاتل معه ربيون كثير» چه بسيار پيامبراني كه خداپرستان بسياري در ركاب انها جنگيدند. 124000پيغمبر چقدر جنگ داشتند و چقدراين انبياء كشته شدند. «فما وهنوالما اصابهم في سبيل الله» هرگز مصيبت ها و سختي ها يي كه درراه خدا به آنها رسيد سستشان نكرد.هرگز شل نشدند. نه با اسارتش. نا با مجروحيتش نه با قطع عضوش هيچ چيزش نه با فقرش، نه با سختي هايش، نه با زمستان و نه با تابستانش. « و ماضعفوا» سست و ضعيف نشديد. «وماستكانوا» تسليم هم نشديد. «والله يحب الصابرين» خداوند صابران را دوست دارد. اين يك كلمه خستگي انسان را درمي آورد. كه خدا كسي را كه صابر است دوست دارد. صبر بر اطاعت خدا، صبربرمصيب تو صبربرمعصيت. هر كس اين صبرها را بكند خداوند دوستش دارد. اين كافي نيست كه بداني اگر اين كار را بكني. محبوب خدا خواهي شد. اگر صبر داشته باشي حوصله كني و بي تابي و جزع و فزع بكني عصباني نشوي و بداخلاقي و بددهني نكني بي حوصلگي به خرج ندهي خداوند دوستت دارد. همين كافي است. چه چيزي بهتر از اين مي خواهي. ببينيد چه مژده اي قشنگي به من داده. اگر صبر كنيد دوستتان دارم. «الله يحي الصابرين» ما اگر بفهميم الله يعني چي؟ يعني كي ومحبت خدا به بنده يعني چه؟ خيلي صبور خواهيم شد. خيلي صبور خواهيم شد. اگر اين را بفهميم كه خدا دوستمان دارد بدانيم كه اگر صبر كنيم محبوب خدا خواهيم شد. «الله يحب الصابرين» سوره ي آل عمران بود آيه 146. سوره ي بعدي انفال/ آيه ي 46 مي باشد. « واطعيوا الله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا» اطاعت كنيد خدا ورسولش را و با هم اختلاف و كشمكش نداشته باشيد. مواظب باشيد درون خودتان اختلاف و كشمكش نيايد. اختلاف در مسائل ديني تان در فعاليت هاي ديني و سياسي تان، مواظب باشيد كه نيايد كه اگر اين كار شود (اختلاف بيايد ) سست مي شويد. مواظب باشيد درخانواه اختلاف نداشته باشيد. خواهر و برادر، زن و شوهر، جنگ هم نرويد و سعي كنيد در درونتان تشنج ايجاد نشود. اگر ديديد داريد اختلاف مي افتد زود آتش را خاموش كنيد. درروايت داريم اگر خانواده ي كافر باشند اما دلهايشان با هم يكي باشد و اختلاف نكنند خداوند به آنها بركت مي دهد و اگريك خانواده ي مومن باشند ولي دل هايشان با هم اختلاف بكند خداوند بركت را از آنها برمي دارد. با اينكه مومن هستند. اينقدر همدلي قشنگ است آثاروخيرات وبركات دارد. « وتذهب ريحكم» توان و خاصيتان را از دست مي دهيد وقتي اختلاف بكنيد. وقتي خاصيتتان از دست برود چه اتفاقي مي فاتد؟ دشمن بر شما غلبه مي كند. شما افغانستان را نگاه كنيد عراق را نگاه كنيد. كشورهاي ديگر را نگاه كنيد. چون همه با هم حول يك محور جمع نيستند. امام، ولي فقيه و مرجعيت به آن معنايي كه در تشيع است قدرتمند نيستند دشمن بر اينها غلبه كرده. خدا مي داند كه اگر آية الله سيستاني درعراق نبود الان وضعيت عراق صدها مرتبه از اين كه هست بدتر بود. صدها مرتبه صدها مرتبه. با هم اختلاف نداشته باشيد. صبر كنيد و حوصله كنيد. هي به جان هم نيفتيد. تا يك نفر چيزي را نپسنديد برايش شعار دهيد و عليه او تظاهرات راه بيندازيد و هي بر عليه يكديدگر مقاله بنويسيد و در روزنامه ها بزنيد و درسخنراني ها عليه هم ديگر حرف بزنيد و يك سره اين كار را بكنيد. قرآن مي فرمايد ديگر خاصيتتان مي رود و دشمن بر شما غلبه مي كند. و آن وقت دود اين اختلاف ها به چشم همه مي رود. دراين مملكت خدا مي داند كه اگر ولايت فقيه نباشد سياسيون ما با همين اختلاف هايشان چه جور مملكت را در حلقوم دشمن مي كنند. اين خيلي مهم است كه ما متحد باشيم همدل و همزبان باشيم و نگذاريم كه دشمن بتواند در صفوف ما رسوخ پيدا كند. هر وقت در بين ما اختلاف بيفتد و زبان وحدت را از دست بدهيم بايد منتظر مصائب بزرگ باشيم. آنهايي هم كه اختلاف مي كنند خودشان هم درامان نيستند. آنها هم در اين وسط نابود مي شوند. بنابراين در مسائل سياسي، اجتماعي عزيزان خيلي دقت كنند كه مملكت تنازع كشيده نشود. طرفداري ازهيچ حزب و گروهي نكنند. در هيچ حزب و گروهي عضو نشوند و سمت جناح ها جذب نشوند. اينها براي ما اختلاف مي آورند دسته تشكيل ندهيم و از اين طرفداري كنيم و ازاو طرفداري كنيم. هربارانسان بايد بنشيند و فكر بكند كه معقول و مشروع و خداپسندانه اين است كه به چه كسي رأي بدهد وچه گونه رأي بدهد. چشمهايشان را كور نكنيم كه هر دفعه بگوييم كه من اين گروه را دوست داريم و هميشه هم به همين ها رأي مي دهم. نه ممكن است چهار تا آدم بهتر خارج از آن گروه هم باشند به هيچ چيز تعصب پيدا نكنيم كه اين خيلي خطرناك است. حول محور امامت، ولايت با هم دوست ومهربان باشيم و چشممان به دهان رهبرمان باشد. اين جوري هميشه درامان خواهيم بود. خيلي به اين مسئله فكر كنيد. تا الان اگر توانسته ايم 27-28 سال دوام بياوريم و درمقابل دشمن تحمل كنيم وتمام اين توطئها را كه يك دانه اش براي نابودي يك كشور كافي بود را به سلامتي پشت سربگذاريم براي اين بوده كه وحدت داشته ايم. قران مي فرمايد اگر شما وحدتتان را حفظ كنيد و حوصله داشته باشيد و صبر بكنيد دشمن هرگز نمي تواند به شما غلبه كند. صبر،صبر،صبر. ايستادگي، مقاومت مردانگي، نبريدن، كوتاه نيامدن. مي بينيم كه بعضي ها ديگر حوصله شان سر رفته خودشان آدم هايي بودند كه از درون پاشيده شده اند. مي گويند: برويم وبا آمريكا ارتباط برقرار كنيم. بريده اند ديگر. مي گويند: ما بدون آمريكا نمي توانيم هيچ كاري كنيم. بريده اند ديگر از درون بدبخت شده اند. اگر آدم صبرش را از دست بدهد به گدايي دشمن مي رود به دريوزگي، بدبختي و با ذلت مي رود. و به سمت دشمن درازمي كند. إنشاءالله چون پيامبر (صلي الله عليه و آله) و قرآن مژده داده اند كه انقلاب ايران مقدمه ساز ظهور امام زمان (عليه السلام) است. تا وقتي كه حضرت را در بين خودمان نبينيم بايد مقاومت كنيم. بايد اينقدرمقاومت كنيم تا إنشاءالله آقا بيايد. تا آن موقع به هيچ وجه نبايد به هيچ كس باج بدهيم. بايد ازمملكتمان ازدينمان، ازعقيده مان دفاع كنيم. محكم بايستيم تا إنشاءالله امام زمان (عليه السلام) را در آغوش بگيريم. سه تا آيه است كه دقت كنيد تا برايتان بخوانم. « يا ايها النبي حرض المومنين علي القتال ان يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا ماتين و ان يكن منك مائة يغلبوا الفاًمن الذين كفروا بانهم قوم لا يفقهون» سوره ي انفال /65 اي پيامبرمومنين را تشويق كن، برانگيز. تحريمشان كن به سمت جهاد در راه خدا اگر از شما 20 نفر صابر باشيد به دويست نفر دشمن غلبه مي كنيد. 20 نفر شما مومنين به 200 نفر غلبه خواهيد كرد و اگر صابر باشيد (براي تأكيد) و اگرشما صابر باشيد به هزارنفركافرغلبه خواهيد كرد. چرا؟ « بانهم قوم لا يفقهون»آانها آدم هاي بي شعوري هستند. آدم هاي نفهمي هستند. اين بي شعوري به آنها چه مي دهد؟ ترس، سستي و بزدلي و بي انگيزگي مي دهد ولي شما مي فهميد. شما صبرتان براساس بينشتان است. « كم من فئة قليله غلبت فئه كثيرة باذن الله والله مع الصابرين» سوره هاي بقره / 249 چه بسيار فئة قليلة گروه بسيار اندك غلبت فئة كثيرة برگروه بسيار زياد غلبه كردند به اذن خداوند « وااله مع الصابرين» خداوند با صبركنندگان است. اين مع خيلي قشنگ است. دقت كنيد. مع يعني كنارتان است. با شماست. اگر صبر كنيد حتما ًبا او نتيجه است «إن مع العسريسراً» حديثش هم اينجاست از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) چه مژده ي قشنگي داده. «إن النصر مع الصبر» پيروزي با صبر است. « والفجرمع الكبرب» فرج با سختي همراه است. « و إن مع العسريسراً» سختي با آسايش وآساني همراه است. خوب آيه ي بعدي سوره ي آل عمران آيه ي 120. « إن تمسسكم حسنة تسوهم و إن تصبكم سيئة يفرحوا بها و إن تصبروا و تتقوا لا يصبركم كيدهم شيئاًإن الله بما يعلمون محيط» روانشناسي دشمن هاست. اگر به شما خيري برسد آنها ناراحت مي شوند سر انرژي هسته ي دشمن ببينيد چه كارمي كند. «إن تمسسكم حسنة تسوهم» بدشان مي آيد. «وإن تصبكم سيئة يفرحوابها» اگربه شما مصيبتي برسد اينها شاد مي شوند. «وإن تصبروا و تتقوا لا يضركم كيدهم شيئا» اگرصبرداشته باشيد وتقوا پيشه كنيد و دربرابرفشار آلوده نشويد طاقتتان را از دست ندهيد. و به سمت معصيت نرويد فرار نكنيد. «لا يضركم كيدهم» هرگز كيد ودشمن نمي تواند به شما ضرري بزند. مگر اين 27 سال توانستند كاري بكنند. تمام دنيا17،18 تاكشور و بيشتر در جنگ ايران و عراق به كمك عراق آمدند زور فيزيكي، نظامي، اطلاعاتي و سياسي، مالي و ... چه شد؟ نتوانستند كاري بكند چرا؟ چون رزمنده هاي ما جسور بودند. مردم صبور بودند. صبر كردند. درمسائل شخصي تان هم همين طور است. «إن الله بما يعملون محيط» خداوند به آنچه آنها انجام مي دهند احاطه دارد. نمي گذارد شماها نابود شويد. هرگز. خوب من دارم روايتهايي را انتخاب مي كنم كه با آن سه نوع صبر جور دربيايد. وإلا بحثمان در رابطه با خود صبر نيست. يك روايت خيلي شيرين هست كه از پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي باشد كه براي شما بخوانم. « قال الله جل جلاله» خداوند اين گونه مي گويد چه مي گويد مي فرمايد:« إني اعطيت الدنيا بين عبادي قرضاً» من دنيا را به بندگان خودم براي معاوضه دادم دنيا را به آنها دادم كه ببينم چقدرعرضه دارند با من عوض كنند. خودم به آنها دادم . « من لم يقرضني منها قرضاًفاخذت منه» بعضي ها هستند كه به خدا قرض مي دهند يعني اينقدر با خدا رفيقند كه به خدا قرض مي دهند مثل قرض الحسنه هايي كه ما به مومنين مي دهيم ازجيب خودمان به كسي مي دهيم خداوند در مورد قرض الحسنه وقرض دادن به همديگر چه فرمود؟ فرمود:«من ذاالذي يقرض الله قرضاًحسناً» اگر به بندگان خد اقرض داديد و درواقع به خدا قرض داده ايد. خدا از دست شما مي گيرد. « فيضاعفه اضغافاً كثيراً» ولي وقتي شما قرض مي دهيد خدا در بازگرداندن به شما چند برابر مي گرداند و بركت مي آورد. در انفاق ها هم همين طور است. درانفاق قطعي و مسلم خدا و معصومين تضمين كرده اند كه اگر كسي چيزي ازمالش را در راه خدا داد حتماًجايش پرمي شود. يا انفاق هاي واجب مثل خمس و زكات يا انفاق هاي مستحب ازمال خود انفاق كرد يقينا ًدر دنيا جايش را پرمي كند. درهمين دنيا خداوند تبارك و تعالي برايش بركت مي آورد. تضميني است. مي گويد بعضي ها هستند كه عاشقانه براي خدا خرج مي كنند اصلاً خوششان مي آيد كه خدا از آنها اين جوري بخواهد. دوست دارند در راه خدا و اهل بيت (عليهم السلام) انفاق بكنند و درراه امام زمان (عليه السلام) انفاق بكنند. دوست دارند بدهند. مي گويد بعضي ها هستند كه با كراهت مي دهند. بعضي ها هم نمي دهند. مي فرمايد آنهايي كه كه نمي دهند خودم از آنها به زور مي گيرم. خود خدا مي گويد مي فرمايد: اينقدر اين بندگانم را دوست دارم كه اگر يك موقعي حالي اش نشود كه من مي خواهم به او بركت وثواب بدهم و آخرت و بهشت و بركت مالي بدهم يك موقعي شعورش نمي رسد. با طيب خاطر نمي دهد. غرغرمي كند. نق مي زند، خداوند مي فرمايد اينكه حالي اش نمي شود كه خودم ازش مي گيرم و به جايش چند برابر مي دهم. « من لم يقرضني منها قرضاً» كسي كه از دنيا به من قرض نمي دهد «اخذت منها» زوري ازاو مي گيرم. خود خدا مي فرمايد خودم زوري ازاو مي گيرم. اگراو صبر بكند چه مي شود؟ «اعطيته ثلاث خصال لو اعطيت واحدة منهن ملائكتي لرضوا» اگر يعني وقتي ازاو مي گيرم اگر صبر كرد سه چيز به اومي دهم در مقابل آنچه ازاو مي گيرم كه اگر يكي از آن را به فرشته ها بدهم راضي مي شوند ولي من سه تايش را به بنده ام مي دهم. به آنها درود و سلام مي فرستم. هدايتي مي كنم و رحمتم را به او مي دهم. يك موقع مي بيني زوري ازت مي گيرد. سلامتي ات را مي گيرد. عزيزت را مي گيرت مالت را از تو مي گيرد. يك چيزي كه خيلي به آن دلبسته هستي دلبستگي خطرناك است و ازخدا غفلت مي كند را از تومي گيرد و تا دلت آزاد شود همين طور مريض نباشي. ازتومي كند لذا ازپولت مي گيرد. درروايت داريم پيامبر نشسته بود ديد كه اسرا را آوردند. پيامبر(صلي الله عليه و آله) چشمش به اين اسرا خورد خنده اش گرفت. خنديد حالا شما آن چهره ي زيبا، شيرين و مليح پيامبر(صلي الله عليه و آله) را نگاه كنيد كه اگر بخندد اين لبخند چه خواهد شد. بعضي ها از اسرا مي ديدند پيامبر(صلي الله عليه و آله)يواش مي خند و خيلي حرصشان گرفته بود. بعد يكي شان با پررويي گفت چي است؟ اگرمن هم جاي تو بودم خيلي مي خنديدم. كيف مي كني ما را اسير كردي؟ پيامبر(صلي الله عليه و آله) فرمود: نه به خاطر اسيريتان نمي خندم به خاطر اينكه اگر شما خودتان مسلمان مي شديد به بهشت مي آمديد زوري اسير شددش وزوري به بهشت مي رويد. ازاينكه خدا شما را زوري اسير كرده به بهشت مي برد خنده ام گرفته است. اين جوري است. گاهي اوقات ماها يك نق هايي مي زنيم. و داد مي زنيم. اي خدا فرياد مي زنيم. خدا مي فرمايد تو الان داد مي زني ولي بعداً ازمن خيلي تشكر مي كني. به حديث اين هم مي رسيم. مي فرمايد: سه چيز به آنها مي دهم. 1- الصلوة به اينها سلام و درود مي فرستم. سلام خدا اثر حقيقي دارد. يعني در روح انسان تأثير دارد نه اينكه فقط يك درود معمولي باشد. بدون اثر باشد. 2- والهداية هدايتش مي كنم. 3- والرحمة رحمتم را به او مي دهم. گاهي اوقات مي بيني گناهكار حرفه اي است. يك دفعه به يك مصيبتي دچار مي شود كه در آن مصيبت تمام روحيه ي عناد و لجبازي اش با خدا را از دست مي دهد توجه كرديد از دست مي دهد و هدايت مي شود. يك آقايي بود كه خيلي ضد انقلاب بود وبه امام وروحانيت فحش مي داد. به مراجع و اسلام فحش مي داد. اين رفته بود انگلستان. ديديد كه آنها به بهانه ي دوبيشتر است يا سه مي گيرند. او را گرفته بودند و به زندان انداخته بودنش. درزندان اينقدراذيتش كرده بودند كه قدرمملكت خودمان را دانسته بود. ديده بود كه آدم هاي بي منطق همين جوري مي گيرند و به زندان مي اندازند. نه وكيلي، نه چيزي آمده بود خيلي حزب الاهي شده بود. گاهي وقت ها لازم است آدم برود و بگيرند و در زندان بيندازندش و يك مدت كتك مفصلي هم بخورد. تا آدم شود. گاهي وقت ها لازم است مريض شود يك سرطاني بگيرد يك دستي قطع شود پايش قطع شود چهار نفر دور و اطرافش بميرند، يك ورشكستگي كلان برايش اتفاق بيفتد. يك شكست سنگين در زندگي اش بخورد تا به بهانه ي اينكه مثلاً مي خواهد اين شكست را جبران كند حرف گوش كند. خداوند مي فرمايد اين برايش مداوا است. براي همين هم حضرت علي (عليه السلام) فرمود: ربّ مرغوم البلا وهو دواء» چه بسيار مردمي كه شما دلتان به خاطر مصائبي كه به آنها رسيده مي سوزد ولي همين مصيبت درما است. پيامبرنسبت به آن كساني كه اسير شده بودند خوشحال و شاد بود ولي آنها عصباني وناراحت بودند. پيامبر(صلي الله عليه و آله) گفت: اينها به اسارت اسلام درآمده اند پس مسلمان مي شوند وهدايت مي شوند و به بهشت مي روند. ظرافت هاي كار خدا را در نظر بگيريد. گاهي مشكلات و مصائبي در زندگي ما پيش مي آيد كه ظاهرش خيلي تلخ و گزند است ولي باطنش خيلي شيرين است. خيلي خوب مي شود. خيلي خوب مي شود. والرحمة رحمت خودم را به آنها مي رسانم. حالا آيه اش راهم حضرت (صلي الله عليه و آله) آورده :«إن الله يقول» خداوند مي فرمايد :« الذين إذا اصابتهم مصيبة قالوا إنا لله و إنا إليه راجعون اولئك عليهم صلوات من ربهم رحمة و اولئك هم المهتدون» سه تا صلوات، رحمت، هدايت كه در سوره بقره ي از آيه 157- 155 است كه قبلا برايتان خواندم. هيچ وقت مصيبتي كه به خاطر و درمقابل آن مصيبت به تو صبر و اجر مي دهد مصيبت نشماريد نگوييد بدبخت شدم. دچار مصيبت شدم. گرفتار شدم. مصيبت زده ام. نه. مصيبتي كه خدا به تو وصبر داده و ثواب دارد مي دهد اين ديگرمصيبت نيست كه خيلي مهم است كه اين را به تو داده. پس مصيبت چي است؟ «إنما المصيبة التي يحرم صاحبهما اجرها و ثوابها إذا لم يصبرعند نزولها» مصيبت آن جايي است كه انسان اينقدر جزع و فزع و بي تابي و بداخلاقي كند. كه تمام ثواب و اجرش را از دست بدهد. اين مصيبت است. هم سختي آمده و هم ثواب ازبين رفته است. انسان اين را بايد مصيبت بداند اما اگر مصيبت آمد وانسان در آن صبر و تحمل كرد و اجر برد كه ديگر مصيبت نبوده است كه درجات عظيم آخرتي آمرزش گناهان كفاره ي گناهان خيلي خوب است ديگر. پاداش وهديه است. «من ابتلي من شيعتنا فصبر كان عليه اجرا ألف شهيد» امام صادق (عليه السلام) هر كس از شيعيان ما دچار يك مصيبت شود و يك بلايي سرش بيايد صبر بكند براي او ثواب و اجر هزارشهيد داده مي شود. من اگر قرارباشم اين كار را بكنم به خيلي از كارهايي كه براي جامعه مفيد است نمي رسم. واقعاًنمي رسم خواهش مي كنم در مسائل خانوادگي و تربيتي عرض كردم. ما خانم هايي داريم در موسسه كه بتوانند كمك كنند خانم كاشاني است. خانم مشهدي است. و خانم مجيدي است كه مي توانند به اينها مراجعه كنند و اين جوري هم نيست كه اينها نتوانند كمك كنند اينها قوي هستند و مطالعه كرده اند در برخي از جهات از من قوي تر هستند و مي توانند به شما كمك كنند. عزيزان اصرار نداشته باشند كه حتماًپيش من بيايند. آقايان هم همين طوراگرمسائل راجع به ازدواج ومسائل خانواده است. ما صحبت كرده ام درس داده ايم. سي دي داريم، كتاب داريم و توضيح داده ايم. اين مشكلاتي است كه در اين منابع حل شده تنبلي نكنيد كه به خاطر اينكه نمي توانيد برويد و وقت بگذاريد يا مطالعه كنيد، وقت من را بگيريد. به خدا اين وقت من مال من نيست. مال امام زمان (عليه السلام)است. مال ميليون ها نفر است. من سال گذشته نزديك به هفتاد جلسه ي تلويزيوني را نرفتم و تعطيل كردم. اگرمن اين هفتاد جلسه ي تلويزيوني را مي رفتم و براي ميليونها نفر اين بحث ها را مي كردم مفيدتر بود يا براي يك نفر وقت بگذارم؟ اگر قرار است ما حل مشكلات مردم را بكنيم و به داد برسم اين مفيدتر است. ولي من به خاطر همين مراجعات كثير اين هفتاد جلسه را نتوانستم بروم و تعطيلش كردم. بنابراين عزيزان دقت كنند كه مي توانند مشكلاتشان را از طبق مطالعه و از طريق بحث هايي كه ما كرده ايم واز طريق مشاوره حل كنند. ببينيد خانم بعدي هم همين را نوشته اشت. مي دانم كه با خانم ها مشاوره نمي كنيد ولي خواهش مي كنم به من چند دقيقه وقت بدهيد ده دقيقه. باز اين خوش انصاف است ونوشته ده دقيقه. آن يكي نوشته بود نيم ساعت. بعضي ها نوشته اند كه من شغلم با نامحرمان است مثلاً حسابدار هستم ويك موقعي نامحرم مي آيد. هم بداخلاقي مي طلبد و هم جدي بودن. درست است واقعاًهم همين طور است گاهي وقت ها هم خانم ها تحمل نمي كنند و داد و فرياد راه مي اندازند و دعوا پيش مي آيد وظيفه ي ما چيست؟ وظيفه ي شما اين است كه براي خدا تحمل كنيد ديگر ولي اگر خداي نكرده اين شغل باعث گناه شما شود و باعث دوري تان از خداوند شود بايد آن را ترك كنيد.
سوال كردند اگر مهر همسرمان در دلمان نرفت آيا راه حل طلاق است؟ نه ببينيد اينكه ما همسرمان را دوست نداريم معيوب خودمان هستيم كسي كه نمي تواند همسرش را دوست داشته باشد عيب از خود من است. بنابراين راه داردكه ما چه كنيم كه بتوانيم همسرمان را دوست داشته باشيم. اين عزيزي كه اين نامه را نوشته نمي دانم كه آيا مسير را طي كرده يا نه؟ براي اينكه ما به اين مرحله برسيم بايد آن چهار سي دي را به ترتيب گوش كنند. كه هم آرامش روحي داشته باشند و هم توان دوست داشتن داشته باشند. دشمن شناسي، غضب،حلم، مهرورزي، اين چهار سي دي را اگر مسير را طي كرده است + چهار حديث اول كتاب اربعين امام. اگر كسي اين مسير را طي كرده باز هم نمي تواند دوست داشته باشند فكر مي كنم كه مريضي اش خيلي حاد است.
غم و اندوه كه به وسيله ي افعال حرام و گناه است را توضيح دهيد؟ اين خوب است كه انسان به خاطر گناههايي كه كرده غصه بخورد اما نه به اين معنا كه از خدا دور شود. گاهي گناه جوري است كه انسان اينقدر خودش را در مقابل خداوند بي آبرو مي بيند كه شيطن از آن طرف به زمين مي اندازش. اين قدر ناراحت است از گناهي كه انجام داده ديگر تصميم مي گيرد كه توبه نكند و با خدا آشتي نكند و مسير را طي نكند. اين حرفها حرفهاي شيطاني است. مواظب وسوسه شيطان باشيد. ما به مقداري بايد از گناههانمان ناراحت باشيم كه اين ناراحتي ما را در آغوش خدا بيندازد نه اينكه اينقدرخجالت زده مان بكند كه ديگر از خدا دور شويم.
-عزيزي گفته بود كه كتاب نسيم حيات را كه شما معرفي كرده ايد نمي فهمم. اگر نمي فهميد بياييد عوضش كنيد. كتابهاي ساده تري هم هست.
-خيلي وقت ها نمي دانيم مصيبتي كه بر ما وارد شده به خاطر گناهانمان است به خاطر درجات است؟ آثارش چيست؟ ولي اين را بدانيد كه هر مصيبتي كه به شما مي رسد به خاطر نوع رفتارهاي خودتان است.