جلسه 215 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
215
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
1
روز
24
متن کامل (خام) ‌ جلسه 215 - شرح زیارت عاشورا

زیارت عاشورا 24/1/1385

اعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ* بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ* الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین»

بحثمان در قدم صدق بود و این نکته را عرض کردیم که یکی از مصادیق قدم صدق طبق آیه 177 سوره مبارکه بقره وفای به عهد بود که گفتیم عهدها چند جور هستند. یک عهد؛ عهدی است که انسان با دیگران دارد که حق الناس است. خیلی اهمیت دارد و یکی دیگر از عهدی که با خداوند تبارک و تعالی دارد که چند نوع عهد خداوند از ما گرفته است. عهد میثاق فطری برای عبادت خدا، میثاق فطری برای مخالفت کردن با شیطان. شیطان هم همانطور که خداوند تبارک و تعالی می فرماید: «عَدُوٌّ مُّبِينٌ» است. یعنی دشمنی که آشکار است. دقیقاً اگر من بخواهم به شما بگویم که شیطان چگونه عمل می کند. مثل حالت یعنی مبین بودنش را میخواهم بگویم آشکار بودنش چه جوری است این خیلی مهم است. خدا به ما می گوید که شیطان مبین است «إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ» (سوره یس/آیه 60) پیامهایش روشن است؛ یعنی شما زود می توانید پیامها را تشخیص دهید. فقط باید مخالفت بکنید. مثل پدر مادری می مان که بچه الان می گوید که اگر کسی فلان چیز را داد نخور اگر یک کسی به تو گفت سیگار بکش نکش. سیگار داشت دستت قبول نکن. اگر یک غریبه به تو گفت بیا با هم برویم جایی نرو. شما از یک بچه ای که 3 سالش است 4 سالش است خیلی چیزها را نمی دانید ولی این پیام های روشن را انتظار داری همین بچه 3 ساله بفهمد. چون این پیام ها خیلی روشن است. به بچه می گویی اگر دم در رفتی این جوری است اگر کسی گفت بیا برویم فلان جا (اتفاقا همین چند وقت پیش در حیاط ایستاده بودم یک آقایی مرد بسیار مهربانی بود خود ما هم از این کارها معمولا می کنیم یک مشت پسته ای، کشمشی، شکلاتی جیبمان است. حالا هر جایی یک موقعی بچه کوچک می بینیم به دستش می دهیم. بعد این دختر کوچولوی ما در کوچه ایستاده بود یک آقایی به او گفت بیا عزیزم این شکلات را بگیر. به چند نفر گفت این گفت که پدرم گفته از کسی چیزی قبول نکنم. خوب خیلی واضح و شفاف است پیام. آن هم گفت بارک الله به تو، پدرت راست گفته بعد داشتم می شنیدم پشت در ایستاده بودم دیدم دارد تشویقش می کند که حرف پدرش را گوش کرده است. این پیام خیلی روشن است. می گوید دشمن آشکار است؛ پیام هایش هم خیلی روشن است. حمله ی جلو روشن است. تمام اضطراب ها و نگرانی ها از آینده حمله ی از عقبش روشن است. کدورت ها، شکست ها و گناهان که در دشمن شناسی اینها را کامل توضیح دادیم. این ها روشن است مطلقاً غصه ی گذشته را نخور. نه مربوط به کدورت ها، نه مربوط به شکست ها و نه مربوط به گناهان. به این معنا که بین تو و خدا فاصله بیفتد و توبه نکنی و با نشاط حرکت عبادیت را ادامه ندهی. حمله ی از راست مشخص است. البته شاید شاید سخت ترین حمله ی شیطان حمله ی از راست باشد. چون در صورت مقدس است. یک مقدار هم پیچیده تر هست. حمله ی از چپ هم که گناه است. ما نسبت به فهم این این ها کاملاً خدا مسطح کرده ما را. «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا* فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» (سوره شمس/آیات 7-8) قسم به نفس این خیلی مهم است خدا به نفس قسم میخورد. بعد می فرماید که «وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» این نفس را خداوند هم فجور و هم تقوا را به آن الهام کرده است. یعنی هیچ کس نیست نفهمد بدی یعنی چی؟خوبی یعنی چی؟ زشتی یعنی چی؟ زیبایی یعنی چی؟ تقوا یعنی چی؟ فجور یعنی چی؟ این ها را همه می فهمند .«فَأَلْهَمَهَا» الهام کرده نفس این را می فهمد .بنابر این تمام پیام های شیطان برای انسان معنادار است. ابهام ندارد انسان خودش این را خوب می تواند بفهمد. یک مقدار که کلاهش را قاضی کند می فهمد که الان دچار چه حالتی است. بعد می گوید که من از شما میثاق فطری گرفتم که این پیام ها را گوش نکنید. اگر همچین پیام های به شما داد این پیام ها غلط است. مشکل ما در مخالفت کردن است. یعنی ما با این که شیطان می آید پیام های روشن به ما می دهد، حال نداریم حوصله نداریم، تنبلی می کنیم، کسالت و بیحوصلگی داریم در مخالفت کردن با آن. یعنی میدانیم الان حال؛ حال من نیست. این کسالت و بیحوصلگی، این افکار منفی، افکار ناامید کننده هیچ کدام مال خودم نیست. میدانم یک نفر میخواهد من را عقب بکشد یک نفر می خواهد کسالت و بیحوصلگی را به من تحمیل کند. یک نفر می خواهد من را نگه دارد. یک نفر می خواهد من را به عقب بکشاند. اینها را خوب میفهم ولی حاضر نیستم با آن مخالفت بکنم. خیلی وقت ها پیام هایش، پیام های روشنی است؛ یعنی ما خودمان یک مقدار عقلمان را به کار بیاندازیم می فهمیم که اصلاً دروغ است، غلط است، نباید باشد ولی خوب ادامه می دهیم؛ پیروی می کنیم و این حالت ها را در خودمان می پذیریم. در حالی که به ما دستور داده اند که شماها مخالفت بکنند.«لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ» (سوره نور/آیه21) خطوات یعنی گامها این چیزهایی که می آید به شما نزدیک است. پیام هایی که برای شما می آید. این گام هارا تبعیت نکنید. عهد گرفتم از شما. عقلتان می رسد که نباید این حرف ها را نباید تبعید بکنید این حرف ها حرف های جدی نیست. حرف های درستی نیست چرا قبولش می کنید. چرا می پذیرید؟ مثلا ناامیدی، ناامیدی یک دروغ است. شما اگر بخواهید نا امید بشوید در واقع خدا را محدود کرده اید. ناامیدی غیر از گناهای دیگر است. مثالش را عرض کردم طرفی که 60 نفر از سادات را کشته بود و چون ناامید شده بود نماز نمی خواند و روزه هم نمی گرفت امام رضا فرمود به او بگویید که گناه ناامیدی او بزرگتر از کشتن 60 نفر بود. ما حق نداریم در هیچ صورتی ناامید بشویم چون با یک خدایی که بی نهایت است روبرو هستیم گناه ما هر چقدر که بزرگ باشد بزرگ تر از عفو خدا نیست. در تعقیب نماز هم می خوانیم«إِنْ كَانَ ذَنْبِي عِنْدَكَ عَظِيماً فَعَفْوُكَ أَعْظَمُ مِنْ ذَنْبِي» خدایا اگر گناه من درنزد تو عظیم است عفو تو از گناه من عظیم تر است. اگر شما ناامید شوی خدا را کوچک کرده ای و خدا هم کوچک بشو نیست. خدای بی نهایت را محدود کرده ای خدا هم محدود بشو نیست و این دروغ است. برای همین هم از نظر اعتقادی مشکل است. یعنی اگر کسی ناامید بشود در روایت داریم هیچ گناهی به اندازه ی شرک به خدا نیست و بعد از شرک بزرگترین گناه ناامیدی از رحمت خداست. در هیچ حالتی با هیچ درجه ای از ظلم و جنایت انسان حق ناامیدی ندارد. یعنی فردا خدا می گوید تو این همه جنایت کردی درست ولی آیا حق داشتی از من نا امید شوی؟ روی چه حسابی! یعنی فکر کردی مثلا من کوچکتر از گناه تو هستم. به چه دلیل با کدام برهان از من قهر کردی؟ با کدام برهان از خانه من رفتی؟ با کدام برهان به من پشت کردی؟ پس آنکه به تو می گوید تو خیلی آلوده ای؛ تو خیلی بدی تو خیلی چنینی تو خیلی چنانی تو اصلا به درد این بارگاه و درگاه نمی خوری. این پیام ها در درون شما گفته می شود و خیلی وقت ها هم به عنوان یک تواضع اخلاقی ممکن است گفته شود ولی همه اش شیطانی است. این ها رنگ دارد. رنگش رنگ الهی نیست. باید خیلی ما توجه بکنیم. مهم ترین کاری که شیطان می کند (این را یادتان باشد) این که اندازه ها را به هم می زند؛ (توجه کنید) یعنی اگر نتواند شما را به هیچئ گناهی آلوده بکند از طریق ثواب و عبادت اندازه هایی که خدا به شما می دهد خراب می کند؛ یعنی شیطان شما را به عبادت دعوت می کند می گوید حالا که نمی توانم جلویش را بگیرم از این که عبادت بکند خوب نمی توانم جلویش را بگیرم. شما الان هر چقدر شیطان سرمایه گذاری بکند حاضرید نمازتان را کنار بگذارید، نمی توانید فکری بکنید شیطان های شما دوست ندارن شما نماز نخوانید؟ چرا. ولی زورشان به شما مگر تا الان رسیده است؟ نه؟ مگر زورشان به شما رسیده شما شراب بخورید؟ نرسیده است. زنا نکنید، قمار بکنید، آدم بکشید و خیلی از گناهان دیگر که شما در آنها معصومید. نه می کنید نه فکرش را می کنید. این عصمت است دیگر شیطان نمی تواند. خیلی از کارها، خیلی از عبادت ها هست که ما در آن معصوم هستیم یعنی شیطان نمی تواند کاری بکند زورش نمی رسد. نه اینکه نمی خواهد نمی تواند. سپس شماها توانستید خیلی تو دهنی به او بزنید خیلی جاها توانسته اید به او غلبه کنید. بنابراین به خودتان امیدوار شوید. که میتوانید کنارش بزنید می توانید راهتان را باز کنید به جلو بروید آن هم این را میداند که زورش خیلی جاها به شماها نمیرسد چون«انه لیس لک علیهم سلطان» من تورا مسلط به هیچ کدام از بندگانم نکردم. یعنی شیطان به هیچ وجه بر روی هیچ کدام از بندگان خدا تسلط ندارد. فقط دعوت است، فقط فکر انداختن است. فقط پیشنهاد در همین حد –وسوسه- همین که مأموریم در این جور جاها به خدا پناه ببریم. یعنی به اندازههای الهی «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ* قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ» به ربّ خودم پناه میبرم «مَلِكِ النَّاسِ* إِلَهِ النَّاسِ* مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ» پناه ببر دیگر. پناه ببر به خدا به اندازه های الهی « الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ» (سوره ناس/آیه 1-5) کسی که در سینه های مردم وسوسه می کند وقتی وسوسه آمد پناه ببر به خدا. اندازه های خدا را رعایت بکن هی نگو لعنت بر شیطان، لعنت بر شیطان «اعوذبالله» این زبانی نیست. أعوذ یک عملیات است؛ پناهندگی حقیقی است؛ یعنی اینکه من از شرایط و محیطی که نمی گذارد اندازه های خدا را رعایت بکنم فرار می کنم می روم به جایی که بتوانم این اندازه ها را رعایت بکنم. عمل میکنم به این اندازه های الهی تن می دهم. اگر بخواهید در آن مرحله بمانید شیطان یک دین جدید برایتان درست می کند یک اسلام جدی برایتان درست می کند. کما اینکه الان شما نگاه بکنید که شیطان به قول پیغمبر از 73 نوع اسلام 72 نوع اسلامش را شیطان طراحی کرده است. توجه کردید اسلام فقط. مسیحیت که دیگر بیش تر و مکاتب باطل که خیلی بیش تر هزاران مکتب شیطان تولید می کند با رنگ های مختلف و اندازه های مختلف. شما بروید الان صاحبان فرقه ها را نگاه کنید ببینید چه جوری یک کسی که دانشمند است دانشمند شیمی هست مثلاً میرود گاوی می پرستد؟ چکار کرده است که این الان رسیده به این جا که گاو می پرستد؟ ببین چه قدر احمقش کرده است اندازه هارا چگونه از او گرفته است؟ یک پروفسور مثلاً مدفوع میپرستد، مدفوع انسان این ها خیلی حرف است. شما ببینید آدم تحصیل کرده با سواد با شخصیت هستی کاملا احمق میشوی. کاملاً. تعداد کسانی که دارند اسلام های شیطانساز یا ساخته شیطان و مکاتب ساخته شیطان را در کره زمین تبعیت تعداد آدم هایی که دارن راه حق را تبعیت می کنند خیلی بیش تر هستند. این ها به ان اندازه تن داده اند. در خود مسلمان ها هم همینطور هست. در خود مسلمانها ماهایی که قرار است شبیه خدا بشویم. ببین وقتی ریاضیات حرکت را شیطان به هم می زند. ریاضیات عمل می کند. این آب من بخورم عمل می کند نخورم هم عمل می کند. نخورم تشنه می شوم می میرم بخورم نجات پیدا می کنم. این ریاضیات خیلی مهم است. شما در پزشکی که 8000 سال سابقه دارد نگاه بکنید یه ذره رد خور ندارد، اشتباه صورت نمیگیرد، ملکول ها عمل میکنند، اتمها عمل می کند، ژنها عمل میکنند، معصومانه عمل می کند. شما اگر ریاضیات را خدا را عمل بکنی شبیه خدا می شوی و اگر ریاضیات خدا را عمل نکنی دلت خوش نباشد که سر از نجات در بیاوری. به هیچ وجه. اصلا محصول یک چیز دیگری می شود.

من یک جلسه ای با این دانشمندان هستهای سال گذشته داشتم. میگفتند: این سانترینورهایی که ما میساختیم کار می انداختیم این ها منفجر میشد. دستگاه را میزدیم شروع می کرد به کار کردن یک دفعه منفجر میشد. بعد گفت هی ساختیم هی ترکید بعد فهمیدیم دستمان را که میزنیم این دست ما دیدی اثر لیوان می ماند. می گفت این مقدار عرق دست روی دستگاه حساسیت ایجاد می کرد. شما ببینید این دستگاه چقدر حساس است. دستگاه هم نمی گوید اینها خوب الهی اند. اینها بچه های خوبی اند ما نترکیم. یا خدا بگوید این ها بچه های امام زمانند. بزنیم یک کاری کنیم دستگها نترکد. می ترکد. ریاضی است باید رعایت بکنیم. انقدر ترکید هی ترکید تا ما آخر فهمیدیم عیب کارمان کجاست. درستش کردیم. توسل کجا مهم است؟ توسل کجا مهم است ریاضیات را رعایت بکند و توسل هم بکند. اندازه ها خیلی مهم است. اندازه ها را باید رعایت بکنیم.

ما الان انقدر درزندگی مان اندازههای الهی به هم ریخته است که حد ندارد. مثلاً مثال بزنم. الان ماها مثلا اگر یک خانم پاک دامن نعوذبالله بیافتد به ناپاکی یکبار حتی یک اشتباه ما چقدر ناپاک میدانیمش؟ یک خانومی که می شناختیم خیلی پاکدامن بوده یک اشتباه کرده است ناموسی کرده است. در نگاه ما این خانم چه جوری است؟ دقت بکنید. بعد حالا این خانم اصلاً از این کارها نکن مطلقاً یک زندگی کاملا پاک داشته باشد باهاش هم برخورد داشته باشید ولی شما تا 5 تا غیبت از او بشنوید این اصلاً ناپاک نیست جلوی ما. خودمان هم همین طور هستیم. ما الان می رویم بیرون زنهای ناجور می بینیم؛ آدم های ناجور میبینیم خیلی احساس میکنیم آن ها پست و کثیف و آلودهاند و خودمان خیلی پاک و کار درست هستیم. او فحشای ظاهری دارد من فحشای باطنی دارم.

یکی به من گفت شماها چه جوری امثال ماها را می پذیرید با ماها می توانید سلام علیک کنید. التماس دعا به ما می گویید. گفتم که بابا ماها پیش خودمون بهتر از شماها نمیدانیم که. شماها فکر کردید که چون وضعیت خراب است از نظر حجاب یا چادر یا گناه کردی یا چهارتا مشروب خوردی فکر می کنم که از تو بهترم. این نهایت حماقت است که یک انسانی مثل من و بالاتر از یک موقع یک همچنین آدم هایی ببینید فکر کنند از آن ها قیمتشان بیشتر است. گفتم شماها یک فحشای ظاهری دارید، ما هم یک فحشای باطنی داریم. تکبر ممکن است در من باشد، عجب باشد، خودشیفتگی باشد. خودشیفتگی های مذهبی از هر کثافتی کثافت تر است. شما نگاه کنی خودشیفتگی های مذهبی باعث می شود شیطان انقدر غرق کارهای خود بشود که جلوی خدا بایستد بگوید نه. همه کسانی که ائمه را کشتند به فحشاهای باطنی اول گرفتار بودند. شما چند تا از آنها را سراغ دارید که فحشای ظاهری داشتند؟ خیلی کم. بیشتر فحشای باطنی باعث شد.

فحشای باطنی فوق العاده عذابش بیشتر، ماندنی است. میلیاردها سال عذابش بیشتر است فحشای باطنی. خوب کی به من میگوید که من وقتی یک نفر را دیدم زنا کرد آخ و تف بکنم آن وقت خودم که دارم صددفعه غیبت میکنم ضرب در 70 بکنم ببینم چقدر می شود. 7 هزارتا زنا می کنم آن وقت خودم را آدم سالم و پاکی می دانم. عذاب وجدان نداشته باشم. برای اینکه زنا کردم چرا باید بروم خودم را دار بزنم، دیگر جام در جامعه نیست باید ناامید بشوم. این ریاضیات را چه کسی در این جامعه تزریق کرده است؟ شیطان تزریق کرده است که اگر یک آقایی یک خانمی اگر یک اهل فساد ظاهری بود بعدا نتواند در اجتماع برود توبه بکند من توبه کردم. ولی یک استاد میتواند راحت تهمت بزند، غیبت بکند، هزار تا فحشای باطن مرتکب بشود، عزت و احترامش هم حفظ بشود. خوب کی این را گفته است؟ این ریاضیات الهی است؟ نه در درگاه خدا این ریاضیات قابل قبول نیست. اصلاً قابل قبول نیست. وای ما داریم خیلی از این چیزها در کشورمان در مملکت ما جا افتاده. امام زمان وقتی بیاید این ها را جابهجا بکند ماها خیلی وقت ها دردمان می آید. داریم وقتی حضرت بیاید مردم اعتراض می کنند اصلاً این جدید آورده است. ولی امام زمان ریاضیاتی را حاکم می کند یعنی دینی را با قوانینی برای ما می آورد که ما تبدیل به آنچه باید بشویم بشویم و به هدف خلقتمان برسیم. ما الان خیلی از اندازه های الهی

فاصله داریم.

یک خانمی آمده به من اینجوری می کند می گوید که عیبی ندارد من بروم اسمم را در بنیاد ازدواج بنویسم بد نیست؟ بعضی از خانمها می گویند: من که همچین کاری رو نمی کنم خیلی زشته آدم برود اسمش را رد بنیاد ازدواج بنویسد که مثلا من شوهری میخواهم.. یا آقایی که می روند اسمشان را می دهند که زن می خواهند خوب این زشتی اش کجاست؟ یعنی شما به من بگویید این را خدا گفته است زشت است؟ عقل گفته است زشت است؟ این که می گوید قبیح و زشت است این یک توهم است. شیطان است بابا ائمه این کار را می کردند. ائمه واقعاً این کار را می کردند. علمای ما این کار را می کردند. در سیره علمای ما معروف است. مرجع تقلید است پای درس چهارصد تا طلبه نشسته است پای درس می گوید آقایان من یک دختر دارم با این خصوصیات اگر کسی زن می خواهد بیاید با دختر من ازدواج کند. هیچ کسی نمی گفت دخترش ترشیده است. این یک فکر بکر و عالی است. شما در سیره ائمه نگاه کنید غالبا موقعی که میخواستند ازدواج بکنند حتی با خادم های خودشان مشورت می کردند. فلانی من می خواهم یک زن بگیرم مثلاً با این خصوصیات جایی یک خانمی این جوری سراغ داری؟ این می شود بنیاد ازدواج دیگر. میشود بنیاد ازدواجی که آقا ثبت نام کنم من با این خصوصیات به یک همسری احتیاج دارم یک خانمی برود چقدر این کار قشنگ است. بگویید من با این خصوصی با این آقا می خواهم ازدواج بکنم. این شرایط من است این خصوصیات من است. یک شوهر می خواهم با این شرایط. یک آقایی برود بگوید آقای من یک زن با این شرایط خواهم این سیره امام است اندازه ریاضیات الهی است ولی ما خیلی این را زشت و قبیح می دانیم. در چه قالبی این را قبیح میدانی؟ یعنی به ان چه پرسشی می دهیم؟ که چرا این قبیح است؟ غالب حیا می گوییم این بی حیایی است. کی گفته این بی حیایی است؟ شیطان. شیطان خیلی طرفدار حیا است؟ داریم از او پیروی می کنیم. «لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ» (سوره نور/آیه21)یعنی این. این می شود ما اگر یک خانمی یک آقایی که ازدواج کرده نیاز دارد، الان تنهاست، همسرش مرده یا ندارد نیاز دارد برود ازدواج بکند اگر برود جایی با کسی محرم بشود هزارو یک تف و لعنش می کنیم. نیاز دارد مثل غذا خوردن مانند توالت رفتن مثل نیازهای دیگر. میگوییم تو غلط کردی بیحیایی کردی رفتی این کار را کردی. بیخود کردی اصلا تو آدم هستی. بیخود کردی! این اندازه را چه کسی میدهد؟ کی می گوی این بی حیایی است؟ این را شیطان می گوید. ولی اگر برود زنا بکند نه اشکالی ندارد. هیچ اشکالی ندارد. اگر خود داری بکند تا مریض بشود و انواع بیماری های روحی و ذهنی را بگیرد اشکالی ندارد. دیوانه بشود اشکالی ندارد، این ها آدم نیستند اصلا اینها حقی ندارند در کره ی زمین. اینها آدم نیستند. اندازهها را خوب دقت کنید که بسیاری از مسائل در زندگی ما هست که اصلاً با ریاضیات خدا سازگاری ندارد و ما اینها را در قالب مذهب قبولش داریم جزء اسلام هم نیست. در زندگی بزرگان ما یعنی از علمای ما بگیر بیا پایین تر از این چیزها زیاد است. مثال زدم برایتان پیغمبر در مسجد کشتی می گرفت. حالا اگر یک مرجع تقلید بخواهد در مسجد کشتی بگیرد کشتی بگیرد؟ بخواهد ورزش بکند، لباسش را در بیاورد لباس ورزشی بپوشد؟ مقلدهایش دیگر فردا تفسیقش می کنند. آخوند فقط باید ریش داشته باشد تا دم نافش، امامه اش از هفت مترکم تر نباشد. خیلی بزرگ باشد. باید حداقل 3 تا انگشتر دستش باشد. از چهل سال به بالا باشد حتما یک عصا هم دستش بگیرد. کفش نباید بپوشد مثلا. این مسخره بازی ها که ما داریم حتما باید نعلین پایش باشد. نعلین حتماً زرد باشد. ما الان انقدر چیزهایی داریم که در نظام زندگی طلبگی است اصلاً جزء اسلام نیست ولی تحمیل شده است. یعنی طرف فکر می کند که واقعا اینجوری هست. ولی وقتی در سیره ائمه نگاه می کنی می بینی از این خبرها نیست، اصلا در سیره ائمه از این چیزها نیست. خیلی ما در زندگی های عرفانی مذهبی چیزهای بیخودی داریم که فقط شیطان تحمیل کرده است ولی در غالب عرفان و مذهب و معنویت و حیاء و این چیزها. الان در زندگی خیلی از خانمهای حزب اللهی بچه حزب اللهی اگه مثلاً مانتو غیر مشکی بیرون بپوشند تسخیر است شوهر احمقش ناراحت می شود که تو چرا مثلا مانتو کرم پوشیدی؟ قهوه ای پوشیدی؟ مانتو سبز پوشیدی؟ این بی حیایی است. کفش باید حتماً مشکی باشد اگر غیر از مشکی باشد بیحیایی است. مقنعه باید حتما مشکی باشد اگر مثلا رنگ دیگری بود بی حیایی است. قرتی بازی است. نمی دانم این زن مریض است حتما می خواسته جلب توجه بکند. هست دیگر. الان زیاد است الی ماشاالله.

گاهی وقتها سر یک چیز خیلی مسخره زندگی زن و شوهر به هم خورده است. سر چی؟ سر این که شوهر من می گوید تو بیرون میایی حتما باید چادرت و مقنعه ات و مانتوت و جورابت و کفشت سیاه باشد. خوب این کجای اسلام است؟ این را به من بگویید ببینم؟ یعنی کجای اسلام گفته است باید اینجوری باشد؟ چه چیزی اش جزء اسلام است؟ خوب ما این را بیحیایی می دانیم اگر کسی بخواهد رعایت نکند می گوییم بی حیاست. بی عفت است. یا اگر یک کسی زنش اینجوری بیرون آمد می گوییم، بیغیرت است. خودمان هزارو یک جور فحشای باطنی داریم حیا هم نمی کنیم. شیطان خوب سر ما را گرم کرده است. با این چیزهای ظاهری ریش، پارچه و اندازه و عقیق، نمی دانم نمازو ذکرو تسبیح و هی با این چیزها سرمان را گرم می کند. ولی در درون با انواع و اقسام فحشای باطنی دارد ریشه ما را می کَند. این چیزها نمی تواند فردا جلوی فشار قبر را بگیرد. جلوی آن طوفان عظیم را بگیرد. آن نباء عظیم را بگیرد مگر شوخی است آقا. انجا فقط ریاضیات آخرت حاکم است و تو باید خودت را با آن ریاضیات تطبیق داده باشی. نمی شود سر خودت را کلاه بگذاری. یعنی شما نگاه کنید شخص می آید در خانه اش زیارت عاشورا میگیرد. من سراغ دارم. میلیونی خرج میکند میلیونی ها! ولی کافی است سخنران یا مداح بخواهند یک چیزی علیه یزید زمان بگویند یا حسین زمان بگویند یا بگویند آقا مثلا امام زمان الان احتیاج به فداکاری دارد. می گویند آقا این روضه نشد. فقط حضرت رقیه بخوان، از علی اکبر، از علی اصغر بخوان تا مردم حال کنند. مداح خوب و سخنران خوب یعنی خوب مردم را بجزاند بتوانند گریه بکنند ولی هیچ حرفی از مسائل و مصیبت های روز جامعه اسلامی نزند، هیچ چیزی از آمریکا، استکبار، از فلسطین، از کشمیر، از افغانستان، از لبنان از این طرف و آنور دنیا نگوید. الان سر مسلمانها دارند چه می آورند نگوید. سر نوامیس مسلمانان چه دارد می آید نگوید. بد است. این اندازه را چه کسی به او داده است؟ چقدر هم قصد تقرب دارد؟ چقدر هم طلب کار می شود از امام حسین، از خدا هم چقدر طلب کار است! خوب دقت بکنید.

وفای به عهد به این عهد میثاق الهی توجه بکیند. خداوند از ما عهد گرفته است که گام ها و خطوات شیطان را پیروی نکنیم. پیامها را پیروی نکنیم. پیام ها روشن است. یکی دیگر از میثاق ها ی الهی که خداوند تبارک و تعالی از ما گرفته است، امامت است. امامت میثاق خداست عهد الهی است.

«السلام علیک یا میثاق الله الذی اخذه و وکده» به امام زمان می گوییم دیگر. تو میثاق خدا هستی که از ما این میثاق گرفته شده است و روی آن تآکید شده است. بابا خدا می گوید من همه ی وجودم را در معصوم تجلی کرده ام. این معصوم، علم من، حکمت من، جود من، کرم من همه چیز در معصوم است. جامعه کبیره بخوانید. انشاالله من تصمیم جدی گرفته ام بعد از عاشورا شرح جامعه کبیره شروع بکنیم. انشاءالله در آنجا می خوانیم که تمام صفات جمال و جلال الهی را این آقا دارد. این میثاق خداست. سلام بر تو ای کسی که میثاق الهی هستی. پیمان خدا هستی و خدا به این پیمان تأکید کرده است. سخت تأکید کرده. انقدر تأکید خدا روی امام زمان زیاد است که فرمود: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ ماتَ مَيْتَةً» هر کسی بمیرد و نشناسدش. نشناسدش یعنی چی؟ یعنی اینکه ما بدانیم که پسر امام حسن عسکری است؟ و نرجس خاتون این را که یهودی ها هم می دانند بشناسد. یعنی چی امام زمان را بشناسد؟ اگر کسی نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است، به کفر مرده است. تأکید کرده است که این آقایی که من فرستادم در روی زمین برای شما نماینده من است. نماینده یعنی چی؟

یعنی می نماید خدا را. نماینده یعنی این دیگر. یعنی خدارا به تو نشان می دهد. مگر نمی خواهی خدا را ببینی با او ارتباط داشته باشی؟ یدالله است، با او بیعت کن. مگر نمی خواهی از خدا بیعت بگیری؟ با خدا ارتباط داشته باشی «وَ مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَكُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ مَنْ والاكُمْ فَقَدْ والَي اللَّهَ وَمَنْ عاداكُمْ فَقَدْ عادَ اللَّهَ» بدون این آقا اصلاً امکان ندارد یک کسی حقیقتاً به خدا وصل شده باشد، امکان ندارد. ولی ما امام را جزء میثاق های خودمان نمی دانیم. این را خوب یک مقدار فکر بکنید. ببینید بنده فرض بفرمایید که اگر پدر و مادرم را ترک بکنم، همه این را قبیح می دانند. می گویند شما به هر حال پدر داشتی و مادر داشتی. نسبت به این ها یک تعهد و مسئولیت داری. می گویم که من اصلا مسئولیتی نسبت به پدر و مادرم ندارم. برو ببین پدرو مادر من نامه دارن از من تا حالا از من قرار دادی در محضر گرفته اند که من دستشان مسئولیت دارم؟ هیچ عقلی این حرف من را نمی پذیرد؟ یا نه! میثاق و عهد ی که نسبت به پدر و مادر داری این میثاق و عهد میثاق و عهد فطری است. میثاق و عهد الهی است، انسانی است. یک کسی برود زندگی تشکیل بدهد زن و بچه را رها بکند برود، با بچه اش کاری نداشته باشد، با همسرش کاری نداشته باشد فرمود: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ يُضَيِّعُ مَن يَعولُ» خدا لعنت کند خدا لعنت کند کسی که خانواده خود را ضایع بکند. خانواده تشکیل بدهد به آن رسیدگی نکند ضایعش بکند. خوب مسئولیت دارد. هر کدام از شماهایی که الان این جا هستید یک قید و بندهایی نسبت به همسرانتان، فرزندانتان، پدرتان، مادرتان، برادرتان، خواهرتان، دایی تان، عمویتان، پدر بزرگتان، مادر بزرگتان، حتی دوستتان دارید. از این ها گذشته نسبت به هم وطنان خودتان یکسری قیدهای دارید ولی ما امام زمان را جزء قیودی که خدا اخذ کرده نمی دانیم. برای همین هم در برنامه ریزی های شبانه روزی ما امام زمان جایی ندارد. یک دغدغه برای ما نیست. 20-30 تا خانم می نویسند ما مثلا شوهرهایمان اعتراض میکنند ساعت کلاس مثلا این نباشد. قید دارد. بعضی ها مینویسند پدر و مادرهای ما اجازه نمی دهند. بعضیها می گویند ما زن و بچه داریم باید زودتر برسیم. یعنی قید دارند یعنی جایگاه دارند. بودن این افراد در زندگی ما روی نوع برنامه ریزی و روابط ما تأثیر گذاراست. درست است؟ حالا شماها بودن امام زمان در زندگیتان چقدر تأثیرگذار است؟ یعنی در روابط و زندگی و خوش آمدن و بد آمدنهایتان روابطی که برقرارمی کنید ؛نوع برنامه های زندگی تان چقدر موثر است؟ چقدر سایه انداخته است در زندگی شما وجود این آقا. که آقا ما یک قیدی هم نسبت به این بابامون داریم امام زمان پدرمان است دیگر. جزء هزینه های زندگی تان هست یا نه؟ یعنی فرض بفرمایید الان یک آقایی 3 تا 4 تا 5 تا بچه دارد هر چی کار کند بالاخره این ها جزو هزینه های زندگی اش هستند دیگر . میثاق بزرگی است که خداوند تبارک وتعالی از ما گرفته است ما از آن آقا داریم «بیمنه رزق الوری» به همین آن آقا روزی به ما می رسد. ولی متقابلاً ما یک وظایفی داریم. در سبد اقتصادی خانواده ما، امام زمان جایگاهش کجاست؟ در سبد عاطفی خانواده ما امام زمان جایگاهش کجاست؟ یعنی اعضای خانواده حس می کنند یک عضو دیگری هم در خانهشان هست که باید همه برایش یک زحمتی بکشند. در سبدهای دیگر، کارهای دیگر بخش های دیگر حضور امام زمان کجاست؟ یعنی چند نفر نشسته اند کلایشان را قاضی کرده اند که آقا من نسبت به این آقا مسئولیت دارم و روز قیامت هم نه به نمازم نگاه می کنند، نه به روزه ام نگاه می کنند، نه به حجم نگاه می کنند، نه به جهادم نگاه می کنند، هیچ چیز را نگاه نمی کنند اول می گویند بیا اینجا ببینم تو با امام زمان چه رابطه ای داشتی؟ «یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ اناسٍ بِامامِهِمْ» حرف قران است روز قیامت هر گروهی با امامش محشور میشود. اساسا نوع حشر شما بستگی به میزان جایگاهی دارد که معصوم در نفس و درون شما دارد. این یادتان باشد از رموز بسیار مهم است که به شما گفتم. نوع حشر شما از کیفیت وفاتان بگیر تا زندگی در قبر و برزخ. قیامت 50 هزار ساله ات حیات ابدی بعد از قیامتت دقیقاً به کیفیت حضور امام در درون خودت وابسته است. هر چه کمرنگتر باشد وفات تلخ تر، برزخ و قبر دردناکتر، قیامت سوزاننده تر بعدش هم گرفتاری بیشتر هرچه این آقا بیشتر در زندگی شما حضور داشته باشد در نفس تو جایگاه داشته باشد روحت را با او معطر بکنی، رفاقت تو با او بیشتر بشود، خودت را نسبت به این عهد و میثاق الهی مسئول تر بدانی، شادتر از این دنیا خواهی رفت. شادتر هم زندگی خواهی کرد. شما امتحان کنید. یک مقدار وقتتان را برای امام زمان بگذارید یک کم خودتان را وقف کنید. بعد ببینید اگر شاد نشدید.

این خوابی که من دیدم به شما صدبار این خواب تکراری را عرض کردم همین که من فکر می کردم اره دیگه من بچه بودم رفتم جهاد و مبارزه قبل از این که سنم به تکلیف برسد در مبارزه بودم تا این سن این همه عملیات و جنگ و شهادت و چه چه چه الان دیگر 8 در بهشت بر روی من باز شده است. همه اش را ریختند کنار. گفتند: هیچ کدام به درد نمی خورد. تو با امام زمان رابطه ات ضعیف است. به جهنم برو. آنجا با نمازو روزه کاری ندارند سر خودتان را با این ها کلاه نگذارید این ها واجباتی است که باید باشد اما آنی که به این ها ارزش می دهدو برگه قبولی این هاست، ولایت است. یعنی میزان تعهد مسئولیتی که نسبت به امامت قبول می کنی. قدم صدق یعنی این. از اینجا که کلاس زیارت عاشورا است رفتید بیرون این سوال صدبار تکراری من را یکبار راجع به آن فکر بکنید که چرا خدا در زیارت عاشورا اسم امام زمان را آورده است؟ چرا؟ چرا 2 بار اسم امام زمان در زیارت عاشورا آمده است؟ چرا موظفیم منتقم باشی؟ اصلا انتقام چیست؟ عملیات انتقام کدام است؟ انتقام چه جوری باید انجام بشود؟ انتقام همین الان است با عملکردهای ما. ما همین الان دنبال انتقام گرفتن باید باشیم. آیا واقعا ما داریم انتقام را می گیریم؟ انتقام یعنی وجود تک تک خانم ها و آقایون در ظهور امام زمان مؤثر است. زمان جنگ خانم ها و آقایون چه کار می کردند؟ یک عده مشخص بود هیچ حضور و ظهور و تاثیری در روند جنگ علیه باطل نداشتند. خودشان هم می دانستند. ولی در خیلی خانم ها و آقایون ما خودشان را مسئول می دانستند. یعنی می گفتند ما فردای قیامت نسبت به زینب کبری، فاطمه زهر سلام الله علیهما یک مسئولیت هایی داریم. باید رودررو بشویم دیگر. لذا خانم شوهرش را می فرستاد جبهه هم بچه هایش خودش هم در مسجد کمک می کرد یعنی ظهور داشت وقت می گذاشت یعنی می گفت آقا من از ساعت 9 صبح تا 12 در مسجد باید برای رزمندکان مثلا لباس بدوزم، بافتنی ببافم، غذا اماده کنم چه کار کنم چه کار کنم. یه عده که اصلاً بیشتر احساس مسئولیت می کردند اصلا آمدند پشت جبهه در بیمارستان ها به رزمنده ها کم می کردند مثل همان خانم هایی که دنبال پیغمبر راه می افتادند می رفتند که این هم ما جزء بی حیایی می دانیم و زشت می دانیم که اگر مثلا اینجوری بشود پیامبر خودش خانم ها را می برد و بیماران را مداوا می کردند. مجروحین را مداوا می کردند. آنها می رفتند آن جا زحمت می کشیدند. پشت خط به رزمندهها می رسیدند. یک عده در مساجد بالاخره وقتی می گذاشتند، هزینه ای می گذاشتند. جنگ در زندگی آنها تأثیر داشت برای امام زمان هم ما باید همین جوری باشیم. یعنی واقعاً هر کدام از ما قسمتی از وقتمان، تعطیلاتمان، بودجه مان، فکرمان، احساسمان، عواطفمان، فعالیت های اجتماعی، سیاسی مان باید اختصاص به این آقا داشته باشد. وقتی ندارند تو برو شب تا صبح عبادت کن. برو یک استاد انتخاب کن هی ریاضت بکش و هی عرفان بخوان. آن چیزی که نجات دهنده است این است. حالا شما ببین از این عامل یعنی ارتباط و پیوند چقدر در زندگی شما هست؟ به اینها خوب توجه کنید. چه قدرش در زندگی ما هست؟ هم در قرآن هم در روایات امامت عهد الهی شمرده شده است. عهد الهی.

یعنی می پرسند «إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُولًا» (سوره اسراء/آیه 34) سوال می کنند از این عهد. همانطور که سوال می کنند می گویند شما نسبت به پدرت مسئولیت نداشتی؟ شما می توانید بگویید من با او قرار داد نبستم؟ میگوید پدرت است. قرارداد نمی خواست، مادرت است، همسرت است، فرزندت است، برادرت بودند، هموطنانت بودند قرار داد یعنی چی؟ مسئولی یعنی نمی توانی بگذاری او در این وضعیت بماند. یک کسی داشت عبادت می کرد یک بچه ای هم داشت چر خروسی را می کند این هی عبادتش را ادامه می داد این بچه هم دونه ودنه پرهای این خروس را می کند و این خروسه هم هی داد و بیداد می کرد، جیغ میزد، انقدر این کار تکرار کرد تا خروس مرد. در روایت داریم خداوند امر کرد زمین آن عابد را فرو برد که تو یک من مخلوق من را جلویت دارند اذیتش می کنند تو عبادت داری می کنی؟ نماز داری می خونی؟ این عهد یک عهد درونی و فطری هست که ما نباید به این وضعیت امام زمان راضی باشیم، نه به تنهایی اش، نه به آوارگی اش، نه به غصه هایش، نه به غم هایش، نه به اضطرابش. امام باقر فرمود: مضطر در آیه « اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ» وجود مقدس امام زمان علیه السلام است. مضطر. خوب ما چه جوری وجدانمان را راحت بکنیم . برویم سراغ زندگی های عادی خودمان و هیچ جایگاهی این آقا در زندگی ما نداشته باشد. این بی رحمی و قساوت نیست؟ بعضی ها فکر می کنند کار برای امام زمان یک کار مستحبی است. میگوید حالا واجباتمان را برسیم. وقت گذاری برای امام زمان جزء اوجب واجبات است. فردا به امام زمان نمی توانی بگویی من زن و بچه داشتم کنکور داشتم داشتم فوق لیسانس و دکترا می گرفتم، هیچ کدام از این ها تو قابل قبول نسیت. هیچ کس از تو نمی پذیرد. شما کدام مشغله را سراغ دارید، فردا بگویی بابا به دلیل این مشغله نرسیدم به امام زمان به مسئولیت هایی که در قبال امام زمان علیه السلام داشتم توجه نکردم. هیچ چیزی از آن قابل قبول نیست از ما. این عهد الهی است. به شدت خداوند نسبت به آن تاکید کرده و پیمان گرفته است. اگر کسی قیامت بتواند از این عهد جان سالم به در ببرد یعنی امام زمان تاکید کند که این آقا واقعا به من وفادار بود. این فرزند من فرزند وفاداری بود به من. اگر کسی از این خان در برود احتمال نجاتش خیلی است. حتما نجات پیدا می کند. قطعی است که اهل نجات است. و به امید زیادی باید امیدوار باشد که همان لحظه وقتی از این رد شد را دیگر با او کاری نداشته باشد. ولی اگر از این خان نتواند در برود؛ پنجاه هزار سال دیگر 50تا سوال، هر سوال هم 100 سال. مهم ترین آن هم همین است. مسئله امامت و ولایت. خدا می گوید تو نسبت به من روی زمین برای تو تجلی کرده ام برات مسئول بودی. چه کار کرده ای؟ این سوال را اگر شما بتوانید جواب بدهید الان هم قیامتتان هست نه آن موقع فقط تصویر این زندگی تان می افتد. همین الان خدا دارد سوال می کند همین الان قیامت است و همین الان فرشته ها دارند از شما سوال می کنند. همین الان هم باید جواب بدهی. جواب بعدی وجود ندارد. بگوییم ما بعداً جواب می دهیم همین الان است. از پارسال تا حالا تقریباً 4 -5 نفر در این کلاس به رحمت خدا رفتند. خوب اینجوری هست. مرگ اینقدر نزدیک است همه هم جوان بودند. همه جوان. «مَنْ ماتَ فَقَدْ قامَتْ قِيامَتُهُ» کسی که بمیرد قیامتش بر پاست. میپرسند دیگر اولین گرفتاری ما این است. پس همین الان این که بزرگان ما قبر می کند نه برای خودشان در قبر می رفتند. آنهایی که رفته اند جنوب می دانند. پادگان دو کوهه در بیابان های اطراف دو کوهه گردان تخریب بروید آنجا سر بزنید. خیلی ها رفته اند دیده اند. ببینید چند تا بچه ها آنجا کنده اند و در آن قبرها می رفتند با خدا عهد می بستند. تجدید عهد می کردند. مرگ «أقرَبُ الشیءِ» نزدیکترین چیز به ماست. اگر برسد و من عمرم را در غفلت از امام زمان، کوتاهی نسبت به امام زمان، بی خیالی به امام زمان تنبلی و بی حوصلگی نسبت به امام زمان گذرانده باشم خیلی گرفتاری برای انسان می آورد. خیلی گرفتاری می آورد. بنابراین تا فرصت هست ما باید به این عهد الهی عمل بکنیم. پیش از عهدی که باید نسبت به هر کسی دیگر عمل بکنیم همین است. همین. دست خدا، عهد خدا، میثاق خدا روی زمین تو با آن چه ارتباطی داری؟ این را حل بکن.

خوب بحثمان در در رابطه با عهد تمام شد. ان شاءالله هفته بعد می خواهیم موضوع خیلی مهمی را شروع کنیم از مصادیق عهد.

پاسخ به سوالات:

مجالس عیدالزهرا این هارا هم ما قبلا راجع به آن صحبت کرده ایم. این مجالس نباید تشکیل بشود و گناه دارد و اینها خطرناک است. این ها اختلاف انگیز است. ما باید شعار وحدتمان را عملی بدهیم. این که امام سلام الله علیهما تعالی فرمود امروز بر سر ولایت حضرت امیر هم نباید دعوا بکنیم، دستور نائب امام زمان است. شما چه جوری می توانید کاسه داغ تر از آش بشوید . این یکی از آن ریاضیاتی است که شیطان به ما تحمیل می کند . اندازه های شیطانی؛ که با این که می دانیم این کار نباید بشود. می گویم نه قصد قربیت می کنیم نسبت به فاطمه زهرا و امام زمان و چنین و چنان.

چرا برای آغاز امامت امام زمان انسان یک روز بعدش جشن نگیرد؟ همانطور که ما خودمان در موسسه جشن گرفتیم. بیاییم نسبت به مسئولیت هایمان نسبت به امام زمان بحث بکنیم این ها الان کلیدی و حساس است. این ها مهم است وقت برای این ها باید گذاشت.

داستانش را قبلاً برایتان تعریف کرده ام راجع به کشتی گرفتن پیغمبر در مسجد.

سوال خیلی مهم است. سوال کرده اند: چطوری می شود که ما نه خدا و نه اهل بیت را و نه فرشتگان را می بینیم با آنها رفت و آمد داشته باشیم؟ ببینید قرآن می فرماید: «هوالظاهر» حالا انشاءالله جلسه بعد بحثمان احتمالاً در کلاس قبلی این جلسه ساعت 4 همین است که «اینما تولو افثم وجه الله» قرآن میگوید فقط شما میبینید و ظاهر است خداست غیر از خدا اصلا ظهور ندارد. ما می گوییم ما نه خدا را می بینیم نه فرشته ها را. بالاخره بین ما و خدا یکی دارد راست می گوید. دیگر قرآن می گوید هر چه ببینید هر چه جادو کنید جلوه و چهره خداست. اصلا غیر خدا کسی ظهور ندارد. «هوالظاهر» فقط خدا ظاهر است هیچ کس دیگری ظهوری ندارد اصلاً. این را خدا می گوید و ما هم می گوییم خدا کو؟ حالا باید این حل بشود یعنی چی؟ در مباحث معنوی توضیح داده ام. سیدی مباحث معنوی، یک مقدار تمرین بکنید متوجه می شوید این که هر جا رو کنید چهره ی خدا را میبینید یعنی چی؟ خدا با شماست. در همه جا فرشته ها، فرشته ها خیلی برای ما عیان هستند. ما خیلی غفلت میکنیم که نمی بینیم و الا فرشته ها را تمرین بکنیم، یک مقدار تمرکز بگیرید تا فرشته ها را ببینید شما.

لعن اشکالی ندارد. فحاشی و جلوه گری و حرف های ناجور زدن. لعن که ما در زیار ت عاشورا داریم لعن میکنیم. در این جلسه من خودم چند بار، چند جلسه در مورد اهمیت لعن صحبت کردم اما آن در غالب عبادت و دعا و زیارت و این هاست. اما این که انسان جلف بازی دربیاورد و در غالب عیدالزهرا و نمی دانم حرف های ناجور بزند و فحاشی های ناجور بکند این حرف ها خب خیلی بد است. این ها باعث می شود به ائمه و خدا شما فحاشی بکنند.

کلاس صحیفه انشاءالله شنبه برقرار هست.

در کتاب آشتی با اما زمان و عزادار حقیقی من توضیح داده ام نحوه ی اینکه هر کدام از شماها چه کاری می توانید برای امام زمان بکنید. باز آن ها را مطالعه کنید. باز اگر سوالی بود عزیزان بگویند.

سوال خوبی کرده اند: آیا پوشیدن روسری روشن و کفش روشن یک خانم جلب توجه نامحرم نمی کند؟ این را من در م=کتاب در و صدف توضیح داده ا م. کتاب در و صدف که بخش لباس و نگاه هست آن را مطالعه کنید. من توضیح داده ام که وقتی می گوییم روشن باید چگونه باشد که جلب توجه نکند. ضمن اینکه روشن هست چه جور روشنی باید باشد؟ این که میگویند لباس تجمل خوب است چجور تجملی است ؟این ها را توضیح مفصل داده ام. نه لزوما اینجوری نیست اگر روسری یا کفش روشن بود توجه نامحرم بکند.

سوال کردند ما گناهمان زیاد است که مبتنی بر احساسات است. حیا را باید عقل تایید بکند. در روایت داریم حیا دو جور است. حیا عقل، حیا حماقت. حیای عقل یک حیایی است که تاکید شده عقل است یعنی انسان از چیزی حیاء بکند که برای حرکتش به سمت ابدیت ضرر داشته باشد. این می شود حیاء. خودداری کردن از چیزی که برای حرکت به سمت ابدیت ضرر داشته باشد، این حیا است. ولی چیزی که برای حرکت به سمت آخرت لارم است مفید است اگر از آن حیا بکند این دیگر حیای عاقلانه نیست. ما به مغفرت خدا نیاز داریم اصلا نباید حیاء بکنیم. الان کی از مادرش یا پدرش حیا می کند؟ خدایی که بی نهایت مهربان تر از پدر و مادر ما هست ما چه حیایی بکنیم چرا با این خدا خودمانی نباشیم؟ چرا؟ چرا دوست نباشیم؟ خدایی که خودش در دعا می گوید من نازتان هم می کشم. این همه در دعاها داریم که من نازتان را می کشم. خدایی که اینجوری هست نمی توانی بگوییم من رویم نشد بروم از او معذرت خواهی بکنم با وجود گناه هان دیگر.

سوال کرده اند: عرف جوامع فرق دارد شرع هم عرف را قبول دارد اینطوری نیست؟ گفتن راجع به لباسهای روحانیون. من نمی گویم لباس نپوشند، این را کاری ندارم. می خواهم بگویم که خیلی از این چیزهایی که الان هست این عرف روحانیت، عرف اسلام نیست بعضی از این چیزهایی که در زندگیشان هست یا زندگی ما حزب الهی ها هست. به امام خمینی مراجع پیغام داده بودند. خوب مراجع می گوییم عرف است دیگر. پیغام داده بودند در نجف شما به عنوان یک مرجع تقلید چرا اینقدر امامه تان کوچک است، زشت است. امام فرمودند بگویید خمینی هنوز انقدر مشرک نشده است که با امامه اش بخواهد موقعیت پیدا بکند. باید دقت بکنیم .از این ها هست باید توجه بکنیم شرع قبول دارد یا ندارد.

یک حمد شفا می خوانیم برای بیماران منظور، بیماران اسلام و بیمارانی که در جلسه حضور دارند تا بعد هم انشاء الله ام یجیب بخوانیم برای رفع حوائج.