جلسه 213 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
213
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1384
ماه
12
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 213 - شرح زیارت عاشورا

بحثمان به قدم صدق رسید. در تشریح صدق از آیه 177 سوره بقره استمداد جستیم که مصادیق صدق را بیان می کردند. رسیدیم به – والموفون بعهدهم اذا عاهدوا- که یک از مصادیق صدق و راستی وفای بعهد است. یعنی هر کس در حرکت به سمت آخرت قرار گرفت علامت صحت و صدق حرکت او این است که به عهد و میثاق پایبند است. جلسه قبل در مورد عهد و پیمان با انسانها صحبت کردیم این جلسه می خواهیم در مورد عهد و پیمان با خدا کمی صحبت کنیم چون امکان ندارد حرکتی به سمت ابدیت صادقانه باشد ولی به عهد خود با خدا وفا نکند.خداوند در قرآن موارد بسیار مهم و متعددی را از عهد بیان کرده و جزء خصوصیات مؤمنین وفای بعهد را ذکر کرده.- والذ بینهم لا ماناتهم و عهدهم راعون- چند نوع عهد در قرآن ذکر شده که مهم ترین آنها عهد با خداست. اگر انسان به عهد با خداوند پایبند باشد به سایر عهدها هم پایبند است و اگر پایبند نباشد به عهدهای دیگر هم اعتنایی نمی کند. خداوند می فرماید: عهدی که من با شما بستم یک پیمان فطری و درونی است که قابل انکار نیست. خدا موجودات را طوری خلق کرده که هر کدام بتواند نسبت به کمال مطلوب خود از درون قدرت و انگیزه ی لازم را داشته باشند و اگر از درون چنین قوه ای نباشد زحمات بیرونی هیچ فایده ای ندارد. تمام سلولها مولکولها اتم ها تجیهز و پیمان درونی دارند. هیچ شییء در عالم نیست مگر اینکه خداوند از درون چهار مرحله برای او قرار داده. در سوره اعلی داریم: سبح اسم ربک الاعلی الذی خلق فسوی و الذی قدر فهدی- خلق، تسویه، تقدیر، هدایت. چهار مرحله یعنی قبل از هدایت موجودی به سمت مقصد خود باید سه مرحله خلق، تسویه، تجهیز شدن به نیروهای درون و تقدیر (اندازه درون) را بگذراند. همه موجودات عالم اندازه و حد دارند. همه موجودات در درون خود پس از این سه مرحله می توانند هدایت بشوند. همان طور که موجودات عالم مثلا یک دانه سیب مشخص است چه اندازه ای دارد و به کجا خواهد رسید انسان هم چنین است درون او اقتضائات خاصی دارد و او را به سوی اهداف خاصی حرکت می دهد و قابل انکار نیست. یکی از چیزهایی که خداوند در درون انسان قرار داده عهد و پیمان درونی است که می فرماید: من این عهد را در درون شما گرفتم که من خدای واحد هستم رب العالمین هستم و تنها کسی هستم که می توانم شما را هدایت کنم و تنها کسی که شایسته عبادت و عشق شما هستم. در سوره اعراف آیه 172 – واذا اخذ....... الست بربکم قالوا بلی.......... . روز الست و قالو بلی که در فرهنگ ما هست و گاهی بعنوان عالم زر صحبت می شود از این آیه گرفته شده خداوند می فرماید: ما از تمام بنی آدم از ابتدای خلقت عهد گرفتیم و خودشان را هم شاهد بر این عهد قرار دادیم. (قابل انکار نیست) از همه سؤال کردیم آیا من پروردگار شما نیستم؟ همه گفتند چرا. این شهادت الان هم هست و قابل انکار نیست. اگر از نظر نظری هم انکار کند از نظر باطنی و فطری قابل انکار نیست. همه انسانها در درون خود این اعتراف را دارند که بی نهایتی که ما در درون خود آن را می جوییم که امام فرمود: حتی رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست همان بی نهایتی است که صدام، اسکندر، شمر و یزید به دنبال او بودند خداست. در بحثهای معرفت نفس و انسان شناسی گفتیم که طلب مجهول مطلق و معلوم مطلق محال است. اگر کسی را می طلبد حتما مطلوب مشخص است. و وجود دارد اگر کسی بی نهایت را می خواهد و عاشق اوست حتما بی نهایت وجود دارد. طلب معنی دار است. به مباحث معنوی یا انسان شناسی مراجعه کنید تا به این شهادت درون علیه خوتان برسید. قالوا بلی خودتان را ببینید. این شهادت هنوز ادامه دارد و هست یعنی همه ما درون خود این عهد را بستیم. این عهد تکوینی و فطری است در درون همه انسانها و الان هم هست نه اینکه در یک زمان خاص بوده بلکه در حال حاضر و در آینده هم نفس انسان بر این مسئله گواهی داده و میدهد و خواهد داد. قابل انکار نیست. که او پروردگار ماست. در قیامت می گویند: - ان تقولوا یوم القیامه انا کنا من هذا غافلین – ما از این عهد غافل نبودیم پس روی مباحث معنوی انسان سازی تمرکز کنید تا دچار غفلت نشوید. (کارگاه خود شناسی). الان هم بسیاری از ما نسبت به این عهد دچار غفلت شدیم. اصلی را آوردیم که من هم در آشتی آوردم و هم در عزادار حقیقی این اصل، اصل اصالت تخصص بود که گفتیم. وقتی می خواهم در مورد یک سیستم مثل ضبط و ... صحبت کنیم در چهار مرحله ی تعریف- راه اندازی- بهره برداری و اصلاح و تعمیر پس از خرابی در درجه اول به سازنده و در درجه ی بعدی به متخصص که از طرف سازنده نمایندگی مجاز دارد نیاز داریم. هیچگاه اگر انگشتر دچار مشکل شود بیمارستان نمی برید. ما برای استفاده از یک وسیله از راهنمای آن که زیر نظر سازنده نوشته شده استفاده می کنیم. خداوند هم در قیامت با همین فهم ما، ما را محاکمه خواهد کرد. با عقل و شعور خودشان که شما که حاضر نبودید لباس، مو و ... به غیر متخصص نمی سپردید در مورد خودتان که پیچیده ترین سیستم هستید چطور حاضر شدید به غیر از متخصص یعنی من راهنمایی بگیرید! یا کسی که من او را تأیید کرده باشم؟ عقل و شعورت به تو گفت این کار را بکنی؟ اگر کسی انگشتر خراب را بیمارستان ببرد می گوییم آدم بی عقلی است. حتی اگر دستگاهی را به نمایندگی غیر آن ببرید قبول نمی کنند. این همان شعور و پیمان است که او پروردگار ما و تنها کسی است که می تواند ما را هدایت کند. تنها کسی است که می تواند به ما اطلاعات تخصصی در مورد خودمان بدهد. چون موجودی تخصصی هستیم. در 8000 سال سابقه علم پزشکی هنوز اطلاعات ما بسیار کم است. ماهی یکبار یک بیماری کشف می شود. تاریخ 8000 ساله علم در برابر مجهولات بشر در مورد بدن یک قطره است در مورد روح وضع مشکل تر هم هست. رابطه بین جسم و روح اطلاعات در مورد عالم بشر چیزی نمی داند. وقتی چیزی را خدا می فرماید حرام است و کسی می گوید من باید بفهمم چرا حرام است. ما چه چیزی را می توانیم بفهمیم. همین که سازنده همه چیز قرآن را فرستاده و فرموده حرام است کافی است. و چرا ندارد کسی که خالق کی شیء است مصور است فاطر السموات و الارض است یعنی جهان را در یک لحظه آفریده. فاطر یعنی بدون نقشه قبلی و الگو آفریده. در مقابل یک متخصص چرا، چرای احمقانه است نه عاقلانه. به خدایی که به تو عقل داده با همان عقل ریز می گویی چرا؟ احمقانه ترین کار این است که به خدای رب العالمین بگویی چرا؟ به می گویی کارت معقول نیست. این همان عهد است خداوند همین سؤالها را در قیامت خواهد کرد. ربطی به دیندار بودن و نوع دین هم ندارد. در قرآن بارها این سؤال شده. اگر 6000 آیه قرآن را مثل دانه های تسبیح کنار هم بگذارید بندی که این دانه ها را کنار هم نگه می دارد همان اصل اصالت تخصص است. خدا می گوید من خالق همه چیز، مصور و تقدیر کننده هر چیز هستم و بهتر می دانم مخلوقاتم را چگونه اداره کنم.- والله یعلم و انتم لا تعلمون- چون تو خوشت نمی آید به شهوتت بر می خورد می گویی خدا نمی فهمد .... چرا؟ - وعسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم و الله تعلم و انتم لا تعلمون- از خیلی چیزها شما خوشتان نمی آید و برایتان خوب است و بالعکس. ولی می گویی نمی فهمم انجام نمی دهم! حجتی برای این حرف نیست که تا انسان دلیل چیزی را نفهمد انجام ندهد. عقل درونی و فطرت انسان را محکوم می کند. در مورد یک پزشک مگر شما می توانید بپرسید چرا این آمپول را نوشتی؟ عقل می گوید اگر می خواهی بفهمی برو 15 سال درس بخوان. تا وقتی متخصص نداری حق سؤال هم نداری. تخصص فقط دست خدا و معصوم است. بشر معمولی این تخصص را نمی تواند بدست بیاورد. – و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا- علم به شما ندادیم مگر اندکی. این همان عهد الهی است که اگر حواست به این عهد باشد متوجه می شوی که فقط خداست که می تواند هدایتت کند و باید در مقابلش سر تعظیم فرود بیاوری. – وان قلت نکنی و با عقل ناقصت خدا را زیر سؤال نبری. چرا چنین گفت؟! همان عقل و شعورت تو را وادار به تسلیم و سکوت می کند. این عقل= بهشت است. روایت: عقل چیزی است که بوسیله ی آن خدای رحمان عبادت میشود. این عقل هیچ منافاتی با دین ندارد. عقل همه انسانها می گوید باید دیندار و مطیع خدا باشیم. معقل حکم بر ناتوانی خویش و ضرورت اطاعت از متخصص می کند. همان عقلی که قبل از استفاده از دستگاهی به ما می گوید دفترچه راهنمای آن را مطالعه کنیم و اطاعت هم می کنیم و اگر اطاعت نکنیم احمقانه است و بخواهیم با دست کاری به نتیجه برسیم. ممکن است چند سال طول بکشد تا به رمز آن پی ببریم، عمر تلف می شود، ما موش آزمایشگاهی نیستیم. تفاوت علم آسمانی و سایر علوم این است که علم خدا و معصوم آسمانی و کامل است و از همه مخلوقات شروع شده و تا سایر علوم از زمین علم بشر مملو و محاط بر هزاران سؤال و جهالت است ولی علم خدا – به کل شیء محیط- چرا؟ چون الله خالق کل شیء و رب العالمین است. عقلی که می گوید در مقابل خدا بایست عقل نیست شیطان است والا هیچ عقلی چنین دستوری نمی دهد. سخن عقل این است که دل به غیر خدا ندهیم، از غیر خدا نترسیم، به غیر خدا تکیه نکنیم، به غیر خدا توکل نکنیم. دین= عقل به همین جهت پیامبر صل الله علیه و اله وسلم می فرماید: عاقل ترین شما مطیع ترین شماست. این ذلت و تقلید نیست. تقلید از مرجع است که واسطه است تا اطلاعات آسمانی را از طریق معصوم به ما برساند. عاقلانه ترین کار، تقلید از مرجع است و احمقانه ترین کار این است که مه این روش را رها کنیم و به سراغ راههای دیگر برویم مثل موش آزمایشگاهی. خودمان را دست هر کس بسپاریم! محک زدن راههای مختلف! پیامبر فرمود: من دو چیز را بین شما به یادگار می گذارم: کتاب الله و عترتی (کافیست). آخرین کتاب الهی از طرف متخصص که همه چیز هم در آن هست.-تبیان لکل شیء- و معصومین آمدند که از راه منحرف نشوید. دیگر به هیچ چیز نیاز ندارید که لازم باشد دیگران به شما سیاست و اقتصاد و جامع شناسی یاد بدهند. این کفر محض است که تصور شود دین خدا ناقص است و اسلام ضعیف است و نیاز به کمک دیگران دارد. این عهد درونی است که در قیامت سؤال خواهیم شد که خدا نمی توانسته یک دین کامل، یک کتاب بدون انحراف بفرستد که نیاز به کمک دیگران نداشته باشد؟ در قرآن:- الا یعلم من خلق- من که خلق کردم نمی دانم؟ کسی که این شهود را دارد و می داند خدا یعنی کی، یک معرفت عقلانی نسبت به خدا دارد وقتی در مقابل خدا می ایستد عرض می کند:- ایاک نعبد و ایاک نستعین- نستعین= من همه چیز را از می گیرم. عهد فطری است که خدایا فقط تو می توانی مرا هدایت کنی و معشوق و معبود من باشی، من فقط بوسیله تو به هدف زندگی می رسم. راه و روش زندگیم را از تو می گیرم. اگر کسی صادقانه نماز بخواند ولی دستورات زندگیش را از دیگران بگیرد دروغ می گوید. چه بسیار ما در این جامعه افراد تحصیلکرده دروغگو داریم. اسلام را کافی نمی دانند و معتقدند حرفی برای گفتن ندارد! دین التقاطی می خواهند! اسلام مخلوط با فرهنگ غرب و شرق و نظریات این فیلسوف و آن دانشمند و... و بعد می گوید- ایاک نعبد و ایاک نستعین- دروغ محض!! ایاک نعبد یعنی من از خودم چیزی ندارم و عقل و ضمیرم معتقد است که فقط تو می توانی مرا هدایت کنی. حال ببینید الگوها و روش زندگی ات چگونه است، معیارهای زندگیت چیست، همانگونه که خدا گفته است؟ رسم ما ایرانی ها چنین است؟ این شرک محض است! ما قبل از ایرانی بودن انسان هستیم با یک سیستم پیچیده که خدا می داند و بس. آداب و سنتی که با شرع سازگاری ندارد و تخصص قبولش ندارد. سیستم به شکل و دستورالعمل خاصی کار می کند. بشر به خرافات مبتلا است. خدا به شما اینقدر عقل و درک داده در حالیکه در بعضی کشورها یک پرفسور مغز و اعصاب گاو پرست است. یک فیزیکدان بز پرست است. ما قدر آنچه خدا داده می دانیم؟ شاکریم؟ برخی مدفوع پرست هستند!!!. عقل ما مغلوب شهوت ماست! علی علیه السلام می فرماید: چه بسیار عقلها که اسیر هستند. اسیر هواها، توهمات، ما عقلمان را زنجیر کرده ایم. اگر رهایش کنیم اصلا حاضر نیست اینچنین زندگی کند. حضرت می فرماید: یک ساعت تفکر برابر با هفتاد سال عبادت است. 70 سال مسیر غلط را اصلاح میکند و سازندگی دارد. عهدهای دیگری هم خدا با ما بسته است. همان عقلی که میگوید: باید از خدا تبعیت کنید می گوید حق نداری از دیگری تبعیت کنی این عهد هم درونی است در قرآن کریم آمده است: - الم اعهد علیکم یا بنی آدم ان لا تعبدو الشیطان انه لکم عدو مبین- سوره یس آیه 60/62. بنی آدم من از شما عهد نگرفتم که شیطان را عبادت نکنید.شیطان همان واهمه است. شخصیت حقیقی و خارجی او که می گوید کاری که دوست داری بکن نه آنچه عقلت می گوید. از درون عقل این را نمی پذیرد. این عهد است اگر رفتی حق توست که آسیب ببینی چون خلاف پیغمبر درونی عمل کردی. حضرت فرمود: خداوند دو محبت بر انسانها دارد: عقل که دین دورن است و دیگری پیغمبر که عقل بیرونی است. پیغمبر تجسم یک عقل کامل بدون هوای نفس است که از بیرون ترا هدایت می کند. در واقع خودتی. پیغمبر کامل شده ی ما در بیرون است لذا خداوند ما را از پیامبر خلق کرده است. در زیارت عاشورا می گوییم- ان یرزقنی طلب ثارک- و بعد می گوییم- ان یرزقنی طلب ثاری- چون من و امام حسین علیه السلام یکی هستیم. امام

حسین علیه السلام من کامل شده است و من پرتو امام حسین علیه السلام هستم + جهل+ هوای نفس به همین جهت در مباحث فلسفی می گویند – اول ما خلق الله العقل- اول ما خلق الله نوری (حضرت رسول صل الله علیه و اله و سلم) – با همین دو محبت خداوند الان در درون خود و در قیامت محاکمه خواهیم شد. حجت الظاهره (انبیاء) و حجت الباطنه (عقل). همان عقلی که می گوید خدا را عبادت کنید می گوید شیطان را عبادت نکنید. ممکن است بگویید یادمان نیست که عهدی بسته باشیم. جواب این است که شما بطور دائم در عهد هستید. عهد تو در درون توست، در غفلتی! کمی فکر کنید. فطرت و عقل کی به او می گوید از شیطان تبعیت نکن؟ و شیطان را تعریف می کند. شخصیت کامل او با تمام حقه های او – ما تعبدوا خطوات الشیطان- از قدم های شیطان تبعیت نکنید. دشمنای آشکار- عدو مبین- از قول شیطان می گوید: – لا قعدن لهم صراطک المستقیم. ثم لا تبینهم من بین ایدیهم و م خلفهم و عن ایمانهم و عن ***- خدایا روی صراط مستقیم می نشینم (یعنی صراط عقل) از جلو وعقب و راست چپ به آنها حمله می کنم. همه این حمله ها معنی دار هستند و می فهمیم که الان تحت حمله هستیم و این تفکرات از ما نیست و باید به آن توجه نکنیم چون عقل می گوید به حرف شیطان گوش نکن. گاهی برخی می گویند ما افکار زشت و کثیفی به سرمان می زند اصلا خودتان را ناراحت نکنید و خجالت نکشید اینها از شما نیست نگذارید شیطان شما را پیش خودتان کوچک کند. شیطان این افکار را در شما تولید میکند و بعد هم می گوید این افکار از شماست. تو بد هستی و به درد بندگی نمی خوری. خدا می فرماید: بدان که اینها از تو نیست و ناامید نشو. مسیر را طی کن و از شیطان تبعیت نکن. شیطان در درون ما وسوسه دارد. این وسوسه ها کد و نشانه است که و بو و رنگ دارد باید راحت تشخیص بدهید که این فکر از من نیست این مسئله آنقدر مهم است که خداوند فرموده: در قرآن هر جا قل آمده یعنی یک مطلب کلیدی در حرکت به سمت آخرت بعد از آن هست.

بسم الله الرحمن الرحیم

قل اعوذ برب الناس بگویید که پناه می برم به مالک مدبر مردم

ملک الناس پادشاه مردم

اله الناس معشوق و دلبر مردم

من شر الوسواس الخناس به خدا پناه می برم از شر شیطان

الذی یوسوس فی صدور الناس

این سوره برای حفاظت توست باید پناهنده شد. پناه باید عملیاتی باشد نه کلامی وقتی از جلو حمله می کند تو که می دانی چرا ناراحت می شوی؟! یا حمله از عقب می کند ...چرا اهمیت می دهی؟! حمله از جلو ترس و اضطراب از آینده است تو که می دانی چرا بیخود دلشوره پیدا می کنی و با قرص می خواهی مشکلت را حل کنی! این شیطان است و با قرص مسئله حل نمی شود. صورت مسئله پاک کردن است. در مشاوره هم از ما انتظار دارند که شیطان را از آنها بگیریم و بجای آنها تصمیم بگیریم کار ما این نیست. ما فقط در درد و درمان را معرفی می کنیم.

علی علیه السلام می فرماید: درد در شما و درمان هم در شماست. کسی برای مشاوره آمده بود و می گفت:من قصد فرار داریم به خاطر کار زشتی که مرتکب شدم! گفتم وقتی فرار می کنی خودت را با خودت می بری، نمی توانی از خودت فرار کنی و مشکل حل نمی شود. تو از شیطانت فرار کن به خدا پناه ببر.- ففروا الی الله..- فرار کنید به سوی خدا.

خودکشی هم مشکل را حل نمی کند انسان نمی تواند از خودش فرار کند با خودش به جهنم می افتد و وضعیت میلیاردها بار از آنچه که فکر می کنید بدتر میشود. اصلاح کن خودت را. خداوند می فرماید: از تو عهد گرفتم- قل اعوذ برب الناس- وقتی می بینی گذشته ات، گناهانت را به رخت می کشد که بی ارزشت کند گوش نکن نگو من بی ارزش و معصیت کارم. این حرفها زمانی خوب است که انسان را به سمت آشتی ببرد و قتی ناامید می کند انسان را یا از خدا دور می کند این حرف شیطان است. اینکه توصیه شده ایم که گناهانمان را فراموش نکنیم و برای آنها گریه کنیم برای اینکه به فکر آشتی و برگشت به سمت خدا باشیم نه اینکه خجالت بکشیم از اینکه به سمت خدا برویم. یکی از اولیاء خدا فرمود: کسی که میگوید من لیاقت ندارم حرم امام رضا علیه السلام بروم این حرف شیطان است. اگر آدم کثیف است بیرون حمام که تمیز نمیشود باید به حمام برود تا تمیز شود. ما مردان و زنانی داشتیم در اوج منکرات و فساد که با خدا آشتی کردند و جزء اولیاء خدا شدند بعد از 40 سال فحشاء .... . شخصی خدمت امام رضا علیه السلام عرض کرد: که رفته بودم منزل فلانی که از سر لشگران مأمون بود که ظهر ماه مبارک دیدم ناهار می خورد! گفتم روزه نیستی؟! گفت چه روزه ای من به دستور مأمون در یک روز سر 60 سید را زدم و در چاه ریختم!!! امام فرمود: گناه ناامیدی او از گناه قتل بالاتر و بزرگتر است. ما حق نداریم ناامید باشیم. ناامیدی یعنی خدایا تو توان پاک کردن مرا نداری مرا ببخشی این شرک است، کفر است. به همین دلیل ناامیدی بزرگترین گناه است.چون گناه عقیدتی است غیر از زنا، شراب خواری، است که گناههای شهوانی هستند. اصلا اجازه ندهید شیطان بین شما و خدا قضاوت کند بگوید تو خیلی گناهکاری تا بحال چند بار توبه کردی و باز گناه کردی؟! بی فایده است! در مقابلش بایستید. آغوش خدا همیشه به روی شما باز است. مواظب باشید حمله شیطان این است که تو نمی توانی آدم با ارزش بشوی ولی خدا بشوی پاک بشوی. این بزرگترین دروغ است. خدا می گوید: از این حرفها به اله خود پناه ببر و اهمیت نده اعصابتان را خرد نکنید. این نجواها از شیطان است.- انما النجوی من الشیطان لیحزن الذین آمنوا- قرآن می فرماید: انما یعنی فقط نجواها از شیطان است تا بتواند مؤمن را غمگین و عصبی کند. وقتی فکری شما را عصبی می کند بدانید از شما نیست و تنها راحش کنار گذاشتن آن است. نگویید نمی توانم... مگر خدا نداری؟! خدا می گوید به من پناه ببر. به سه چیز توجه کنید تا شیطان نتواند کاری بکند. رب- ملک- اله. بدانید که حرکت به سمت ابدیت را جز با یک روح شاد در محیطی شاد و آرام نمی توانید به بهشت برسانید. اضطراب یعنی جهنم. یعنی الان در جهنمی و وقتی مردی هم این جهنم را با خود خواهی برد.از دلشوره، اضطراب، دلهره، بدبینی، حسادت،... بیشتر از شیر درنده فرار کنید براحتی اجازه ندهید به قول ملا احمد این دل شده خیابان همه از آن عبور می کنند. "شارع عام"( خیابان عمومی).دل شوخی نیست که ما به راحتی غصه و افسوس بخوریم، نگران باشیم، بدبین باشیم، حسادت بکنیم، کمی به سمت ملک- رب و اله خود برو ببین چقدر شاد می شوی. – ان لا تعبدوالشیطان- یعنی به این افکار توجه نکن تا برایت غصه، ترس و دلشوره بیاورد. اسلام دین کامل است.

معرفی کتاب : طب اسلامی – احادیث پزشکی

مؤسسه مجمع پژوهشگران طب بوعلی تحت نظر حضرت آیت الله آل اسحاق

مقاله و مصاحبه ایشان را در اختیار شما می گذاریم.

سالهاست در طب اسلامی کار کردند داروهای بسیار مؤثر را تولید کردند. در طی سالهای اخیر حدود 200 نفر را فرستادم و نتیجه گرفتند. داروها را ما به مؤسسه آوردیم فهرست هم در اختیار شماست. در اویل سال نتیجه ی پزشکی ایشان را هم در اختیارتان می گذاریم.

والحمدلله رب العالمین.